1
00:00:01,126 --> 00:00:02,961
‫آنچه گذشت...

2
00:00:02,961 --> 00:00:05,964
‫- اون کیه؟
‫- بیمار ناشناسه.

3
00:00:05,964 --> 00:00:08,383
‫انگشت پاش داره تکون می‌خوره.

4
00:00:08,383 --> 00:00:11,302
‫گمون نکنم این بابا تو کما باشه.

5
00:00:11,302 --> 00:00:13,096
‫ظاهرا بیمار ناشناسمون دچار...

6
00:00:13,096 --> 00:00:14,639
‫نشانگان قفل‌شدگیه.

7
00:00:14,639 --> 00:00:17,225
‫شما هم دیدین؟

8
00:00:17,225 --> 00:00:20,145
‫شاید داره به زبون خودش حرف می‌زنه.

9
00:00:20,270 --> 00:00:22,605
‫این همه مدت تنها بودی؟

10
00:00:23,690 --> 00:00:25,608
‫این فناوری عصبی می‌تونه افکارش رو...

11
00:00:25,608 --> 00:00:28,903
‫سه‌سوته به صورت کتبی
‫و شفاهی ترجمه کنه.

12
00:00:28,903 --> 00:00:31,531
‫الیور ولف اهل کار گروهی نیست.

13
00:00:31,531 --> 00:00:33,241
‫پشیمون نمی‌شی
‫که تجدید نظر کردی...

14
00:00:33,241 --> 00:00:36,411
‫- و به ولف فرصت دادی.
‫- دارم به تو فرصت می‌دم.

15
00:00:36,411 --> 00:00:40,457
‫بیمار ناشناست رو
‫واسه طرح «اینترمایند» قبول کردن.

16
00:00:40,457 --> 00:00:42,083
‫- چی؟ جدی می‌گی؟
‫- آره.

17
00:00:44,169 --> 00:00:46,421
‫ما از بدو تمدن بشر...

18
00:00:46,421 --> 00:00:49,674
‫به ستاره‌ها نگاه کردیم
‫و دنبال جواب می‌گشتیم.

19
00:00:51,259 --> 00:00:55,096
‫تو تاریکی راهنماییمون می‌کردن.
‫بهمون امید می‌بخشیدن...

20
00:00:55,096 --> 00:00:57,348
‫واسه کیهان معنی تعریف می‌کردیم.

21
00:00:57,348 --> 00:00:59,434
‫افسانه‌ها و روایاتی می‌ساختیم...

22
00:00:59,434 --> 00:01:01,770
‫که هدفمون رو راحت‌تر درک کنیم.

23
00:01:01,770 --> 00:01:03,229
‫اگه بخوایم خودمون باشیم،

24
00:01:03,229 --> 00:01:05,648
‫باید خودمون رو داشته باشیم.

25
00:01:05,648 --> 00:01:10,153
‫داستان زندگیمون رو مال خود
‫و گاهی اوقات مجددا تصاحب کنیم.

26
00:01:10,153 --> 00:01:13,448
‫نیاز به حفظ هویت خیلی بدویه.

27
00:01:24,292 --> 00:01:27,128
‫هر بیماری داستانی داره.

28
00:01:27,128 --> 00:01:29,214
‫این داستان رومنه.

29
00:01:32,133 --> 00:01:35,136
‫رومن.

30
00:01:35,136 --> 00:01:37,013
‫اگه هنوز صدام رو می‌شنوی
‫بالا رو نگاه کن.

31
00:01:37,055 --> 00:01:40,225
‫«به زبان روسی»

32
00:01:44,479 --> 00:01:47,941
‫عالیه. خیلی‌خب،
‫این الکترود سیگنال‌های...

33
00:01:47,941 --> 00:01:50,235
‫بخش‌هایی از مغزت رو
‫که صورتت، دهنت،

34
00:01:50,235 --> 00:01:52,153
‫زبانت رو گلوت رو کنترل می‌کنن
‫شناسایی می‌کنه...

35
00:01:52,153 --> 00:01:55,281
‫که بتونی به طور آنی ارتباط برقرار کنی.

36
00:01:55,323 --> 00:01:59,202
‫«به زبان روسی»

37
00:01:59,244 --> 00:02:03,289
‫- اگه می‌فهمی، بالا رو نگاه کن.
‫- «به زبان روسی»

38
00:02:04,999 --> 00:02:07,502
‫از اون‌جایی که جراحی مغزه،
‫خطراتی داره.

39
00:02:07,502 --> 00:02:09,420
‫خون‌ریزی، سکته، عفونت.

40
00:02:09,712 --> 00:02:14,217
‫«به زبان روسی»

41
00:02:14,217 --> 00:02:16,469
‫رومن، سوالی نداری؟

42
00:02:16,469 --> 00:02:19,180
‫نگاه به بالا یعنی بله،
‫نگاه به پایین یعنی نه.

43
00:02:19,180 --> 00:02:24,269
‫«به زبان روسی»

44
00:02:25,061 --> 00:02:26,521
‫می‌خوای ادامه بدیم...

45
00:02:26,521 --> 00:02:28,815
‫و رابط کامپیوتری تو مغزت بذاریم؟

46
00:02:28,857 --> 00:02:32,861
‫«به زبان روسی»

47
00:02:36,406 --> 00:02:39,284
‫تکرار می‌کنیم که مطمئن باشیم.

48
00:02:39,784 --> 00:02:42,704
‫«به زبان روسی»

49
00:02:44,664 --> 00:02:47,041
‫خیلی‌خب.

50
00:02:47,041 --> 00:02:49,836
‫بیاین به رومن صدا بدیم.

51
00:03:00,221 --> 00:03:01,764
‫داستانش از تصوراتمون هم بدتره.

52
00:03:01,764 --> 00:03:04,976
‫نه ماه، دوازده بیمارستان،
‫پنج مرکز نگه‌داری درازمدت.

53
00:03:04,976 --> 00:03:06,561
‫وقتی رومن به اولین بیمارستان رسید،

54
00:03:06,561 --> 00:03:07,645
‫خیال می‌کردن بهش حمله دست داده.

55
00:03:07,645 --> 00:03:09,606
‫اصلا حمله نبود،

56
00:03:09,606 --> 00:03:11,065
‫مراحل اولیه سکته مغزی بود.

57
00:03:11,065 --> 00:03:12,358
‫به حرکاتی منجر می‌شد...

58
00:03:12,358 --> 00:03:13,943
‫که شبیه حمله بود.

59
00:03:13,943 --> 00:03:15,695
‫درسته، به خاطر همین اشتباه
‫بهش پروپوفول زدن.

60
00:03:15,695 --> 00:03:17,614
‫واسه همین کسی نفهمید
‫دچار قفل‌شدگی شده.

61
00:03:17,614 --> 00:03:19,824
‫آرام‌بخش قوی زدن
‫تا حمله‌ای که اصلا دست نداده رو درمان کنن.

62
00:03:19,824 --> 00:03:21,784
‫می‌تونست به هوش بیاد،
‫ولی درگیر...

63
00:03:21,784 --> 00:03:23,745
‫زنجیره‌ای از عفونت‌ها شد،
‫بعد از دومین سینه‌پهلو...

64
00:03:23,745 --> 00:03:25,413
‫به مرکز نگه‌داری درازمدت رفت.

65
00:03:25,413 --> 00:03:28,333
‫آفرین. یادداشت پرستارها،
‫داروها، تشخیص‌ها.

66
00:03:28,333 --> 00:03:30,293
‫بعضی‌هاشون درستن،
‫بعضی‌هاشون خیلی نادرستن.

67
00:03:30,293 --> 00:03:32,045
‫هیچی از گذشته‌اش نیست.

68
00:03:32,045 --> 00:03:33,713
‫هیچ اطلاعاتی از رومن فدروف
‫تو اینترنت نیست.

69
00:03:33,713 --> 00:03:35,089
‫نمی‌خوام حرف کلیشه‌ای بزنم،

70
00:03:35,089 --> 00:03:36,674
‫ولی شاید جاسوسه.

71
00:03:36,674 --> 00:03:38,718
‫من که قطعا بهش فکر کردم.

72
00:03:38,718 --> 00:03:42,096
‫حتما یکی داره یه جایی
‫دنبالش می‌گرده.

73
00:03:42,096 --> 00:03:43,806
‫ببینین کی دنبالشه.

74
00:03:43,806 --> 00:03:46,517
‫الیور.

75
00:03:46,517 --> 00:03:48,937
‫شنیدم باید بهت تبریک بگیم.

76
00:03:48,937 --> 00:03:50,563
‫ای بابا، به دکتر پیرس بگو.

77
00:03:50,563 --> 00:03:52,273
‫اون از طرحشون خبر داشت.

78
00:03:52,273 --> 00:03:55,610
‫شنیدم کل بیمارانی که این دستگاه رو
‫استفاده کردن، صد نفر هم نمی‌شن.

79
00:03:55,610 --> 00:03:57,987
‫معمولا خانواده‌ها
‫این نوع عمل‌ها رو رد می‌کنن،

80
00:03:57,987 --> 00:04:00,281
‫پس واقعا شانس آوردیم
‫اون خانواده نداره.

81
00:04:00,281 --> 00:04:02,492
‫خب، ما که مطمئن نیستیم.
‫واسه همین این کار رو می‌کنیم.

82
00:04:02,492 --> 00:04:04,994
‫همین که این فناوری داره...

83
00:04:04,994 --> 00:04:06,913
‫به بیمارستان عمومی برانکس میاد...

84
00:04:06,913 --> 00:04:08,748
‫شرایط بیمارستانمون رو
‫زیر و رو می‌کنه.

85
00:04:08,748 --> 00:04:10,833
‫زندگی بیمارمون زیر و رو می‌شه.

86
00:04:10,833 --> 00:04:14,128
‫فقط می‌خوام بگم
‫در قامت مادرت، نه رئیست،

87
00:04:14,128 --> 00:04:15,255
‫بهت افتخار می‌کنم.

88
00:04:17,715 --> 00:04:19,801
‫می‌دونم اگه پدرت هم بود
‫افتخار می‌کرد.

89
00:04:21,970 --> 00:04:24,806
‫خب، اولین کارمون خیلی باحاله...
‫پیاده‌سازی بی‌ام‌آی...

90
00:04:24,806 --> 00:04:26,557
‫از طرح «اینترمایند» رو امتحان می‌کنیم.

91
00:04:26,557 --> 00:04:28,142
‫گمون کنم جمجمه‌بری داره.

92
00:04:28,142 --> 00:04:30,311
‫یه سوراخ ایجاد می‌کنیم،
‫سخت‌شامه رو کاملا جدا می‌کنیم...

93
00:04:30,311 --> 00:04:32,063
‫و یه فضای پنج سانت
‫در پنج سانت...

94
00:04:32,063 --> 00:04:33,356
‫باید مناسب باشه.

95
00:04:33,356 --> 00:04:34,482
‫خب، اگه کسی سوالی نداره...

96
00:04:34,482 --> 00:04:37,485
‫من خوشحالم می‌شم
‫تو اتاق عمل باشم.

97
00:04:37,485 --> 00:04:38,987
‫می‌دونی وقتی عصب‌شناس
‫وارد اتاق عمل بشه...

98
00:04:38,987 --> 00:04:41,155
‫چی می‌شه؟

99
00:04:41,155 --> 00:04:42,824
‫حرف خیلی زیاد می‌شه.

100
00:04:42,824 --> 00:04:44,701
‫هه‌هه.

101
00:04:44,701 --> 00:04:46,995
‫من دارم طرح تو رو عملی می‌کنم.

102
00:04:46,995 --> 00:04:49,789
‫گمون کنم خودت بدونی
‫لباس اتاق عمل کجاست.

103
00:04:49,789 --> 00:04:52,750
‫عیبی نداره آهنگ بذارم؟

104
00:04:55,670 --> 00:04:58,506
‫آخرین بخش سخت‌شامه رو بلند کردم.

105
00:04:58,506 --> 00:05:00,425
‫آماده جایگذاری اولین دسته‌ایم.

106
00:05:00,425 --> 00:05:03,845
‫اینجا قشر حرکتیشه.
‫دقیقا همین‌جا...

107
00:05:03,845 --> 00:05:07,724
‫رگش رو شکنج مغزش افتاده...

108
00:05:07,724 --> 00:05:10,184
‫نباید بندازیم وسطش یا...؟

109
00:05:10,184 --> 00:05:12,895
‫- «بندازیم»؟
‫- بندازین.

110
00:05:14,772 --> 00:05:16,733
‫راستش، من جانبی می‌اندازم.

111
00:05:16,733 --> 00:05:18,526
‫بالاترین جایگاه مناسبه.

112
00:05:18,526 --> 00:05:20,903
‫- منطقیه.
‫- لطف کنین.

113
00:05:22,447 --> 00:05:23,656
‫وای.

114
00:05:23,656 --> 00:05:25,783
‫از یه آسپرین بچه هم کوچک‌تره،

115
00:05:25,783 --> 00:05:28,119
‫صد حسگر الکترود دقیق داره...

116
00:05:28,119 --> 00:05:31,039
‫که فعالیت الکتریکی مغز رو
‫شناسایی می‌کنن.

117
00:05:31,039 --> 00:05:34,417
‫خیلی کوچکه، ولی خیلی عظیمه.

118
00:05:34,417 --> 00:05:36,544
‫- تموم شد؟
‫- ببخشید. آره.

119
00:05:36,544 --> 00:05:38,671
‫آماده جایگذاری حسگریم.

120
00:05:38,671 --> 00:05:42,050
‫بذارین صبر کنم
‫مغزش بیاد سمت من...

121
00:05:42,050 --> 00:05:43,801
‫کمک کنین.

122
00:05:58,983 --> 00:05:59,901
‫همه‌چی رو فهمیدن.

123
00:05:59,942 --> 00:06:01,611
‫نمی‌دونم از کجا... ولی همه‌چی رو فهمیدن.

124
00:06:01,611 --> 00:06:03,529
‫دیگه امن نیست. باید برم.

125
00:06:04,739 --> 00:06:05,782
‫بیا بیرون.

126
00:06:06,115 --> 00:06:07,283
‫زود باش.

127
00:06:12,830 --> 00:06:16,042
‫آزمایش عصبی خوب بود.
‫علائم حیاتیش خوبه.

128
00:06:17,585 --> 00:06:19,670
‫رومن داره خوب بهبود پیدا می‌کنه.

129
00:06:19,670 --> 00:06:21,589
‫آفرین دکتر نیکولز.

130
00:06:21,589 --> 00:06:22,965
‫حالا که دستگاه رو کار گذاشتیم،

131
00:06:22,965 --> 00:06:27,845
‫می‌خوایم تو مغزش برنامه نصب کنیم؟

132
00:06:27,845 --> 00:06:29,806
‫من گاهی اوقات که چشمم رو می‌بندم،
‫«کندی کراش» رو می‌بینم.

133
00:06:29,806 --> 00:06:32,892
‫در واقع رمزگشا رو تنظیم می‌کنیم.

134
00:06:32,892 --> 00:06:35,686
‫یه سری کلامت رو
‫به رومن نشون می‌دم...

135
00:06:35,686 --> 00:06:37,939
‫و بعدش همون‌ها رو
‫بلند تو ذهنش ادا می‌کنه.

136
00:06:37,939 --> 00:06:40,775
‫یعنی سیگنال مغزش
‫به کلمات مختلف واکنش نشون می‌ده.

137
00:06:40,775 --> 00:06:42,902
‫عین زبان اشاره نورونی می‌مونه.

138
00:06:42,902 --> 00:06:44,612
‫هر وقت بخواد صحبت کنه،
‫سیگنال‌های بدنش رو می‌خونیم.

139
00:06:44,612 --> 00:06:46,781
‫یعنی بعد از تنظیم،

140
00:06:46,781 --> 00:06:49,867
‫می‌تونه کلمات و جملات خودش رو بگه.

141
00:06:49,867 --> 00:06:52,662
‫از روسی به انگلیسی
‫و برعکس ترجمه می‌شه؟

142
00:06:52,662 --> 00:06:56,791
‫آره، یه برنامه مخصوص همین کار نوشتم.

143
00:06:58,042 --> 00:07:00,294
‫مرحله اولیه تنظیمش تموم شد.

144
00:07:00,294 --> 00:07:02,296
‫خب، حالا چی می‌شه؟
‫باید همین‌جوری...

145
00:07:02,296 --> 00:07:03,798
‫عین باقی بیمارها...

146
00:07:03,798 --> 00:07:05,716
‫باهاش صحبت کن.

147
00:07:08,177 --> 00:07:12,598
‫اِم...

148
00:07:12,598 --> 00:07:16,686
‫سلام رومن.

149
00:07:18,146 --> 00:07:21,482
‫اِم...

150
00:07:21,482 --> 00:07:22,984
‫حرفی نداری؟

151
00:07:34,328 --> 00:07:36,873
‫این از سه نقطه در حین
‫پیام دادن طرف هم بدتره.

152
00:07:36,873 --> 00:07:38,499
‫مدل زبانی کار می‌کنه؟

153
00:07:38,499 --> 00:07:40,293
‫شاید بهتر باشه ببینیم سیم وصله یا نه؟

154
00:07:40,293 --> 00:07:41,919
‫خیلی وقته کلمه‌ای به کار نبرده.

155
00:07:41,919 --> 00:07:44,213
‫شاید باید یه لحظه فرصت بدیم.

156
00:07:51,846 --> 00:07:55,266
‫وایستین.
‫یه چیزی داره میاد.

157
00:07:58,895 --> 00:08:00,313
‫[دماغـ...]

158
00:08:02,648 --> 00:08:05,359
‫«دماغم رو بخارونین.»

159
00:08:11,532 --> 00:08:13,117
‫خیلی‌خب. اِم...

160
00:08:18,122 --> 00:08:19,165
‫می‌گه ممنون.

161
00:08:36,807 --> 00:08:39,685
‫رومن، صدام رو می‌شنوی؟

162
00:08:39,727 --> 00:08:42,271
‫[همیشه صدات رو می‌شنیـ...]

163
00:08:42,313 --> 00:08:44,899
‫همیشه صدات رو می‌شنیدم.

164
00:08:44,899 --> 00:08:47,860
‫حالا می‌تونم بفهمم چی می‌گی.

165
00:08:49,654 --> 00:08:52,615
‫خوشحالم که رسما باهات آشنا شدم دکتر ولف.

166
00:08:54,784 --> 00:08:56,744
‫اسمم رو بلدی.

167
00:08:56,744 --> 00:08:58,412
‫برام سرخس آوردی.

168
00:08:58,412 --> 00:08:59,580
‫برام باخ گذاشتی.

169
00:08:59,580 --> 00:09:02,792
‫البته استراوینسکی رو ترجیح می‌دم.

170
00:09:02,792 --> 00:09:06,254
‫برام ریزپردازنده جور کردی.
‫معلومه که اسمت یادمه.

171
00:09:06,254 --> 00:09:09,840
‫خب، من هم خوشحالم
‫که رسما باهات آشنا شدم رومن.

172
00:09:09,840 --> 00:09:12,843
‫راستش رو بخوای، هیچی ازت نمی‌دونم.

173
00:09:12,843 --> 00:09:14,929
‫چی شد که اومدی اینجا؟

174
00:09:14,929 --> 00:09:17,640
‫از چچن اومدم اینجا.

175
00:09:17,640 --> 00:09:19,934
‫چاره‌ای نداشتم.
‫باید می‌اومدم.

176
00:09:19,934 --> 00:09:23,229
‫هیجان‌انگیز بود،
‫ولی تک و تنها بودن ترسناک بود.

177
00:09:26,232 --> 00:09:27,483
‫یه‌کمی انگلیسی بلد بودم.

178
00:09:27,483 --> 00:09:30,152
‫عه، جلوی پات رو بپا.
‫احمق.

179
00:09:30,152 --> 00:09:31,779
‫- آمریکایی‌ها خیلی تند حرف می‌زنن.
‫- چشمت رو باز کن.

180
00:09:33,489 --> 00:09:36,117
‫گاهی حس می‌کنم
‫انگار داشتم خواب می‌دیدم.

181
00:09:36,117 --> 00:09:39,078
‫چیزهایی رو که کل عمرم
‫فقط تعریفشون رو شنیده بودم، می‌دیدم.

182
00:09:39,078 --> 00:09:42,665
‫به لذت‌های جزئی راضی بودم.

183
00:09:42,665 --> 00:09:44,834
‫شیشلیک روسیه بهتره.

184
00:09:44,834 --> 00:09:46,794
‫ولی پیتزای شما بهتره.

185
00:09:51,549 --> 00:09:54,302
‫بالاخره کاری پیدا کردم
‫که دستمزدش نقد بود.

186
00:09:54,302 --> 00:09:57,805
‫باید به کشورم پول می‌فرستادم
‫و پس‌انداز می‌کردم که وکیل بگیرم...

187
00:09:57,805 --> 00:09:59,807
‫و درخواست پناهندگی بدم.

188
00:09:59,807 --> 00:10:01,934
‫- راحت نبود، ولی...
‫- ساعتی ده دلار.

189
00:10:01,934 --> 00:10:04,395
‫- چاره‌ای نداشتم.
‫- بیشتر از این نمی‌تونم.

190
00:10:24,332 --> 00:10:26,125
‫رئیسم یه دوچرخه قدیمی بهم داد.

191
00:10:26,125 --> 00:10:29,170
‫سریع‌ترین و ارزون‌ترین روش جابه‌جایی بود.

192
00:10:29,170 --> 00:10:31,005
‫باهاش همه‌جا می‌رفتم...

193
00:10:31,005 --> 00:10:32,506
‫کنی آیلند،
‫پل بروکلین،

194
00:10:32,506 --> 00:10:34,675
‫رودخانه ایست.

195
00:10:34,675 --> 00:10:37,011
‫اون لحظات عاشق آمریکا بودم.

196
00:10:37,011 --> 00:10:38,929
‫کسی نمی‌دونست
‫زبانشون رو بلد نیستم...

197
00:10:38,929 --> 00:10:41,140
‫یا نباید اینجا باشم.

198
00:10:41,140 --> 00:10:45,102
‫سوار دوچرخه همرنگ جماعت بودم.
‫با شهر ارتباط برقرار می‌کردم.

199
00:10:52,985 --> 00:10:55,029
‫می‌شه حالا من یه سوال ازت بپرسم؟

200
00:10:55,029 --> 00:10:58,699
‫- حتما کلی سوال داری.
‫- راستش، فقط یه سواله.

201
00:10:58,699 --> 00:11:01,118
‫اصلا قرار نیست بهتر بشم؟

202
00:11:01,118 --> 00:11:03,454
‫اِم...

203
00:11:03,454 --> 00:11:07,500
‫با احتساب مدت زمانی
‫که از سکته‌ات گذشته،

204
00:11:07,500 --> 00:11:11,003
‫انتظار ندارم هیچ توانایی
‫حرکتی بهت برگرده.

205
00:11:11,003 --> 00:11:14,382
‫ولی دلیل نمی‌شه زندگی خوبی نداشته باشی.

206
00:11:14,382 --> 00:11:17,218
‫لوله تو گلوم چی؟

207
00:11:17,218 --> 00:11:21,722
‫سعی کردیم کمکت کنیم بدون هوارسان
‫نفس بکشی،

208
00:11:21,722 --> 00:11:23,432
‫ولی متأسفانه...

209
00:11:23,432 --> 00:11:25,893
‫ریه‌ات از عفونت‌های متعدد
‫آسیب زیادی دیده.

210
00:11:25,893 --> 00:11:28,396
‫رومن، کسی نیست
‫که بهش زنگ بزنم؟

211
00:11:28,396 --> 00:11:30,731
‫احیانا خانواده یا دوستی نداری؟

212
00:11:30,731 --> 00:11:32,733
‫کسی نیست؟

213
00:11:38,906 --> 00:11:40,199
‫باورم نمی‌شه موفق شدیم.

214
00:11:40,199 --> 00:11:42,243
‫یعنی بهم شک داشتی؟

215
00:11:42,243 --> 00:11:44,245
‫به تو؟ عمرا.
‫ولی دکتر ولف...

216
00:11:44,245 --> 00:11:46,747
‫خیلی‌خب. بسه دیگه.
‫کار خودش رو کرد.

217
00:11:46,747 --> 00:11:49,125
‫عذر می‌خوام.
‫- قبوله.

218
00:11:49,125 --> 00:11:51,377
‫تو فکرش بودم که خیلی خوب می‌شه
‫یه سری سرمایه‌گذار رو بیارم...

219
00:11:51,377 --> 00:11:53,129
‫تا رومن رو ببینن.

220
00:11:53,129 --> 00:11:54,880
‫خیلی مهمه که موفقیت خارج از طرح...

221
00:11:54,880 --> 00:11:57,258
‫تحقیقاتی و درمانگاه خودمون رو نشون بدیم.

222
00:11:57,258 --> 00:11:59,218
‫نشون بدیم دیگه کارمون
‫علمی‌تخیلی نیست.

223
00:11:59,218 --> 00:12:02,930
‫حتما.
‫این فناوری خارق‌العاده است.

224
00:12:02,930 --> 00:12:05,141
‫می‌تونیم با کلی بیمار که نمی‌شد...

225
00:12:05,141 --> 00:12:07,351
‫شفاهی باهاشون صحبت کرد،
‫صحبت کنیم.

226
00:12:07,351 --> 00:12:10,438
‫بیمارانی که سلامت روانشون
‫جدی گرفته نمی‌شه...

227
00:12:10,438 --> 00:12:12,523
‫یا کلا نادیده گرفته می‌شه.

228
00:12:12,523 --> 00:12:15,276
‫خودم اصلا بحث روان رو
‫در نظر نگرفته بودم.

229
00:12:15,276 --> 00:12:17,278
‫احتمالا اگه یه روان‌پزشک داشتیم،

230
00:12:17,278 --> 00:12:19,405
‫از قلم نمی‌انداختیمش.

231
00:12:26,996 --> 00:12:31,333
‫سلام رومن.
‫ردیفی پسر.

232
00:12:31,333 --> 00:12:32,960
‫خفنی.

233
00:12:32,960 --> 00:12:34,378
‫وقتی یادم می‌رفت...

234
00:12:34,378 --> 00:12:37,131
‫اصلاح کنم، مادرم به شوخی می‌گفت
‫شبیه راسپوتین شدم.

235
00:12:37,131 --> 00:12:40,551
‫ای بابا، راسپوتین دیگه ظلمه.

236
00:12:40,551 --> 00:12:43,888
‫بامزه است که چه چیزهایی
‫به آدم حس انسانیت می‌ده.

237
00:12:43,888 --> 00:12:47,057
‫اصلاح پوست، لمس پوست.

238
00:12:47,057 --> 00:12:52,980
‫اون روز که اصلاحم کردی،
‫بهش نیاز داشتم.

239
00:12:52,980 --> 00:12:55,900
‫باید به یاد می‌آوردم هنوز زنده‌ام.

240
00:12:59,361 --> 00:13:02,156
‫من نباید از این حرف‌ها بزنم،

241
00:13:02,156 --> 00:13:06,535
‫ولی کاش بیشتر از این‌ها
‫از دستمون ساخته بود.

242
00:13:08,829 --> 00:13:11,791
‫خیلی شرمنده‌ام پسر.

243
00:13:11,791 --> 00:13:14,335
‫خواهش می‌کنم شرمنده نباش.

244
00:13:14,335 --> 00:13:18,506
‫عمرا اگه بتونم همین‌جوریش
‫هم زحماتتون رو جبران کنم.

245
00:13:18,506 --> 00:13:20,216
‫فکرش هم نکن.

246
00:13:21,592 --> 00:13:24,261
‫اگه می‌شه، یه درخواست دارم.

247
00:13:24,261 --> 00:13:27,348
‫چند وقته تو فکرشم...

248
00:13:27,348 --> 00:13:29,600
‫و قبلا نمی‌تونستم بگم.

249
00:13:29,600 --> 00:13:32,478
‫ولی الان می‌تونم...

250
00:13:32,478 --> 00:13:34,814
‫و مطمئنم.

251
00:13:34,814 --> 00:13:37,483
‫دیگه نمی‌خوام این‌جوری زندگی کنم.

252
00:13:48,911 --> 00:13:51,038
‫مطمئنیم منظورش همین بود؟

253
00:13:51,038 --> 00:13:52,873
‫- بیمار ناشناس می‌خواد بمیره؟
‫- اسمش رومنه.

254
00:13:52,873 --> 00:13:55,125
‫آره. البته من بهش اطمینان دادم...

255
00:13:55,125 --> 00:13:56,460
‫کلی کار دیگه از دستمون بر میاد...

256
00:13:56,460 --> 00:13:58,170
‫و تمام گزینه‌ها رو بررسی می‌کنیم.

257
00:13:58,170 --> 00:14:00,214
‫چند هفته بود که افکارمون رو
‫بهش اختصاص می‌دادیم.

258
00:14:00,214 --> 00:14:02,216
‫افکار، امیال و اسم.

259
00:14:02,216 --> 00:14:04,218
‫حالا داره بهمون می‌گه
‫واقعا کیه...

260
00:14:04,218 --> 00:14:06,679
‫و هرچند تلخ، درخواستش رو می‌گه.

261
00:14:06,679 --> 00:14:09,265
‫مگه خودکشی به کمک پزشک
‫تو نیویورک غیرقانونی نیست؟

262
00:14:09,265 --> 00:14:11,058
‫خودکشی به کمک پزشک نیست.

263
00:14:11,058 --> 00:14:12,726
‫قطع تسکین‌پذیر...

264
00:14:12,726 --> 00:14:14,520
‫هوارسانی دستگاهی محسوب می‌شه.

265
00:14:14,520 --> 00:14:17,314
‫ما که جون رومن رو نمی‌گیریم.

266
00:14:17,314 --> 00:14:19,900
‫صرفا دستگاه درازکننده طول عمرش رو
‫قطع می‌کنیم.

267
00:14:19,900 --> 00:14:21,902
‫بعضی‌ها می‌گن از نظر اخلاقی خاکستریه،

268
00:14:21,902 --> 00:14:23,904
‫ولی کاملا قانونیه.

269
00:14:23,904 --> 00:14:26,657
‫مرگ رومن رو طرح پزشکی
‫دکتر گادسون تأثیر نمی‌ذاره؟

270
00:14:26,657 --> 00:14:28,409
‫هدف اون دستگاه برقراری ارتباطه.

271
00:14:28,409 --> 00:14:30,536
‫از اون نظر، رومن موفقیت‌آمیز بوده.

272
00:14:30,536 --> 00:14:32,413
‫زنده موندنش هم مهمه،

273
00:14:32,413 --> 00:14:34,081
‫ولی این که به خاطر خرابی دستگاهه نیست.

274
00:14:34,081 --> 00:14:35,457
‫به هر حال،
‫دلیل نمی‌شه رومن رو...

275
00:14:35,457 --> 00:14:37,209
‫خلاف میل خودش
‫زنده نگه داریم.

276
00:14:37,209 --> 00:14:38,836
‫خیلی‌خب، ولی اگه رومن
‫از اول می‌خواست بمیره،

277
00:14:38,836 --> 00:14:39,920
‫هدفمون از عمل چی بود؟

278
00:14:39,920 --> 00:14:41,589
‫خودمختاریش رو بهش برگردوندیم.

279
00:14:41,589 --> 00:14:43,549
‫گاهی اوقات یعنی
‫به بیمار اختیار بدیم...

280
00:14:43,549 --> 00:14:45,301
‫تصمیماتی خلاف نظرمون بگیره.

281
00:14:45,301 --> 00:14:47,928
‫یعنی هیچ‌کدومتون مشکلی ندارین؟

282
00:14:47,928 --> 00:14:49,930
‫نباید همین‌جوری تسلیم بشیم.

283
00:14:49,930 --> 00:14:52,641
‫رومن تازه واسه اولین بار
‫شرح کامل بیماریش رو شنیده.

284
00:14:52,641 --> 00:14:55,311
‫باید بهش فرصت بدیم باهاش کنار بیاد...

285
00:14:55,311 --> 00:14:59,690
‫و زندگی جدیدی باب میل خودش
‫تصور کنه.

286
00:14:59,690 --> 00:15:01,692
‫باید تمام راه‌ها رو امتحان کنیم.

287
00:15:03,193 --> 00:15:06,572
‫دلیلی پیدا کنیم
‫که رومن بخواد زندگی کنه.

288
00:15:16,040 --> 00:15:18,125
‫حواست رو جمع کن.

289
00:15:18,125 --> 00:15:20,544
‫من کاپیتان تیم شطرنج کلاس
‫دبیرستانمون بودم.

290
00:15:23,881 --> 00:15:27,468
‫کیش.
‫تمرین نکردی.

291
00:15:31,138 --> 00:15:34,475
‫مطمئنی می‌خوای اون کار رو بکنی؟

292
00:15:34,475 --> 00:15:37,519
‫یه کار دیگه بکن.
‫از فرصت مجدد خوشم میاد.

293
00:15:43,150 --> 00:15:46,820
‫گفتی واسه پناهندگی اومده بودی آمریکا.

294
00:15:46,820 --> 00:15:48,405
‫چرا؟

295
00:15:50,950 --> 00:15:52,034
‫رومن...

296
00:15:52,034 --> 00:15:54,662
‫از سکوت لذت ببر دکتر.

297
00:15:54,662 --> 00:15:57,665
‫رمز موفقیت تو شطرنج...

298
00:15:57,665 --> 00:15:59,750
‫و باقی چیزها همینه.

299
00:15:59,750 --> 00:16:01,293
‫کیش و مات.

300
00:16:01,293 --> 00:16:04,213
‫زیاد با گوشیت کار می‌کنی.

301
00:16:04,213 --> 00:16:06,298
‫مضطرب و دوری‌گزینم.

302
00:16:06,298 --> 00:16:08,425
‫ظاهرا تو هم هستی.

303
00:16:08,425 --> 00:16:12,012
‫جواب سوالم رو ندادی.

304
00:16:12,012 --> 00:16:14,181
‫چرا از چچن رفتی؟

305
00:16:14,181 --> 00:16:16,850
‫- ای وای.
‫- چی شد؟

306
00:16:16,850 --> 00:16:18,852
‫- یکی زنگ بزنه ۹۱۱.
‫- زنگ بزنین ۹۱۱.

307
00:16:18,852 --> 00:16:21,522
‫انگار حالش خوب نیست.

308
00:16:21,522 --> 00:16:24,024
‫جاییت شکسته؟
‫بگیم آمبولانس بیاد؟

309
00:16:25,901 --> 00:16:27,987
‫چیزیم نیست.

310
00:16:27,987 --> 00:16:29,947
‫من زنگ می‌زنم ۹۱۱.

311
00:16:29,947 --> 00:16:32,324
‫نه! پلیس نیاد.

312
00:16:34,034 --> 00:16:36,704
‫حال طرف خوبه؟

313
00:16:36,704 --> 00:16:39,623
‫پونصد دلار داشتم.
‫مدرکی نداشتم.

314
00:16:39,623 --> 00:16:43,168
‫گفته بودن تا جلسه پناهندگیم در امانم.

315
00:16:43,168 --> 00:16:45,254
‫ولی خبر نداشتم.

316
00:16:45,254 --> 00:16:47,131
‫فقط می‌دونستم...

317
00:16:47,131 --> 00:16:50,801
‫عمرا اگه بتونم برگردم چچن.

318
00:16:59,560 --> 00:17:03,397
‫قبل از سیاهی رفتن همه‌چی،
‫داشتم به همین‌ها فکر می‌کردم.

319
00:17:10,404 --> 00:17:14,908
‫جواب سوالم رو ندادی.

320
00:17:14,908 --> 00:17:17,870
‫چرا از چچن رفتی؟

321
00:17:33,719 --> 00:17:36,013
‫خبر مهمی دارم.
‫رومن تنها نیست.

322
00:17:36,013 --> 00:17:38,557
‫جیکوب، رو انبار محل کارش کنار موج‌شکن.

323
00:17:38,557 --> 00:17:40,559
‫ببین کسی نرفته دنبالش بگرده.

324
00:17:40,559 --> 00:17:41,977
‫اریکا، واحد قدیمیش رو بگرد.

325
00:17:41,977 --> 00:17:43,312
‫آدرسش رو برات فرستادم.

326
00:17:43,312 --> 00:17:44,813
‫ون، با اداره مهاجرت
‫و تأمین اجتماعی تماس بگیر.

327
00:17:44,813 --> 00:17:46,774
‫خودم دارم اینترنت رو شخم می‌زنم.

328
00:17:57,576 --> 00:18:00,579
‫آماده‌ای الکس؟

329
00:18:09,338 --> 00:18:11,715
‫رومن.

330
00:18:14,593 --> 00:18:16,804
‫صدام رو می‌شنوی؟

331
00:18:18,305 --> 00:18:20,766
‫صدام رو می‌شنوه؟

332
00:18:20,766 --> 00:18:22,518
‫آره.

333
00:18:23,352 --> 00:18:25,687
‫الکس.

334
00:18:28,273 --> 00:18:31,193
‫- کجا آشنا شدین؟
‫- تو مدرسه.

335
00:18:31,193 --> 00:18:34,613
‫جفتمون عاشق اخترشناسی و دسر بودیم.

336
00:18:34,613 --> 00:18:36,448
‫این یکی بد نیست.

337
00:18:36,448 --> 00:18:38,158
‫وقتی اومدم اینجا،

338
00:18:38,158 --> 00:18:42,621
‫تک‌تک بیمارستان‌ها، کلانتری‌ها
‫و پناهگاه‌ها رو گشتم.

339
00:18:42,621 --> 00:18:45,249
‫هر روز دنبال رومن می‌گشتم.

340
00:18:45,249 --> 00:18:47,042
‫خیال می‌کردم دیگه هیچ‌وقت نمی‌بینمش.

341
00:18:47,042 --> 00:18:49,002
‫کسی نمی‌دونست کجاست
‫یا چی شده.

342
00:18:49,002 --> 00:18:50,879
‫ولی تو می‌دونی.

343
00:18:50,879 --> 00:18:53,966
‫کم‌کم فهمیدیم.

344
00:18:55,008 --> 00:18:58,095
‫رومن از دوچرخه‌اش افتاده بود.

345
00:18:58,095 --> 00:19:00,848
‫حتما سرش خیلی سریع جلو و عقب شده بود.

346
00:19:00,848 --> 00:19:02,641
‫اسمش واخوردگی گردنه.

347
00:19:02,641 --> 00:19:04,685
‫اولش خیال می‌کرد چیزیش نیست،

348
00:19:04,685 --> 00:19:07,354
‫ولی بعدش گردنش درد گرفت.

349
00:19:07,354 --> 00:19:09,815
‫نرفت بیمارستان،
‫آخه می‌ترسید.

350
00:19:09,815 --> 00:19:11,441
‫خیال می‌کرد خوب می‌شه.

351
00:19:11,441 --> 00:19:14,236
‫ولی جراحتش تو سرخرگی
‫که به ساقه مغز...

352
00:19:14,236 --> 00:19:16,738
‫خون و اکسیژن می‌رسونه
‫لخته ایجاد کرده بود.

353
00:19:16,738 --> 00:19:18,407
‫رومن سکته شدیدی کرد.

354
00:19:18,407 --> 00:19:19,950
‫بخش‌های تولید افکار مغزش...

355
00:19:19,950 --> 00:19:22,035
‫آسیبی ندیدن.

356
00:19:22,035 --> 00:19:24,037
‫ولی چون تقریبا کاملا فلج شده بود،

357
00:19:24,037 --> 00:19:26,832
‫هیچ‌کس نمی‌دونست هنوز به هوشه،
‫هنوز خودشه.

358
00:19:26,832 --> 00:19:29,877
‫یعنی اگه بعد از تصادفش می‌رفت دکتر...

359
00:19:33,338 --> 00:19:37,050
‫می‌دونستم تصمیمش رو شنیدی.

360
00:19:37,050 --> 00:19:40,387
‫رومن گاهی اوقات که تصمیمش رو می‌گیره
‫خیلی کله‌شق می‌شه.

361
00:19:40,387 --> 00:19:42,764
‫خب، اگه بتونیم راضیش کنیم
‫تجدید نظر کنه،

362
00:19:42,764 --> 00:19:46,560
‫می‌تونه از بیمارستان مرخص بشه.

363
00:19:46,560 --> 00:19:49,980
‫فقط باید ببینیم بعدش
‫باز به مرکز مراقبت درازمدت می‌ره...

364
00:19:49,980 --> 00:19:54,484
‫یا میاد خونه تو؟

365
00:19:54,484 --> 00:19:56,278
‫خیلی خوشحال می‌شم بیاد پیش من.

366
00:20:00,908 --> 00:20:05,037
‫می‌خوام مطمئن بشم
‫می‌دونی یعنی چی.

367
00:20:05,037 --> 00:20:06,955
‫در پرستاری ازش کمکت می‌کنیم،

368
00:20:06,955 --> 00:20:09,166
‫ولی مسئولیت سنگینی رو دوش تو می‌افته،

369
00:20:09,166 --> 00:20:11,501
‫از لوله تراکستومی گرفته
‫تا هوارسانی...

370
00:20:11,501 --> 00:20:14,254
‫قبوله.

371
00:20:14,254 --> 00:20:16,381
‫قبوله.

372
00:20:18,133 --> 00:20:22,054
‫من پیشنهاد داده بودم بیایم اینجا.

373
00:20:22,054 --> 00:20:24,723
‫منم که انگلیسی بلدم.

374
00:20:24,723 --> 00:20:27,059
‫از اولش قصد داشتم
‫هوای رومن رو داشته باشم.

375
00:20:27,059 --> 00:20:29,186
‫الان صرفا یه‌کم متفاوت شده.

376
00:20:38,654 --> 00:20:41,740
‫به قول خودمون...

377
00:20:41,740 --> 00:20:44,201
‫الکس واقعا خیلی نجیبه.

378
00:20:44,201 --> 00:20:46,370
‫- خیلی خوش‌شانسی.
‫- خیلی.

379
00:20:46,370 --> 00:20:48,747
‫با اون وضع دولتمون
‫چاره دیگه‌ای هم نداشتم.

380
00:20:48,747 --> 00:20:51,083
‫کاش من هم می‌تونستم
‫از این بهانه‌ها بیارم.

381
00:20:51,083 --> 00:20:52,834
‫دکتر نیکولز داره تغییرات
‫بعد از عمل...

382
00:20:52,834 --> 00:20:56,255
‫و استفاده از دستگاه رو
‫به الکس یاد می‌ده.

383
00:20:56,255 --> 00:20:58,090
‫انترن‌هام دارن با متخصصان تنفس...

384
00:20:58,090 --> 00:21:00,259
‫طرز کار با لوله تراکستومی...

385
00:21:00,259 --> 00:21:02,261
‫و هماهنگی آلارم‌های هوارسان رو
‫بهش یاد می‌دن.

386
00:21:02,261 --> 00:21:05,430
‫دکتر دانگ هم دنبال
‫واحدهای طبقه اوله...

387
00:21:05,430 --> 00:21:07,432
‫که ببریمت خونه.

388
00:21:07,432 --> 00:21:12,104
‫نه، من که گفتم دکتر ولف.
‫نمی‌خوام.

389
00:21:12,104 --> 00:21:14,564
‫ولی الکس می‌خواد مراقبت باشه.

390
00:21:14,564 --> 00:21:18,652
‫می‌فهمه باید چه کارهایی بکنه.

391
00:21:18,652 --> 00:21:21,863
‫شما اومدین اینجا که راحت باشین.

392
00:21:21,863 --> 00:21:24,408
‫هنوز هم می‌خواد هوات رو داشته باشه.

393
00:21:24,408 --> 00:21:27,619
‫خودت نمی‌خوای؟

394
00:21:28,829 --> 00:21:30,289
‫قبل از شما،

395
00:21:30,289 --> 00:21:32,958
‫فقط می‌خواستم از عذاب
‫اسارت یه ذهن قادر...

396
00:21:32,958 --> 00:21:36,044
‫تو یه جسم به درد نخور خلاص بشم.

397
00:21:36,044 --> 00:21:38,755
‫همون موقع تصمیمم رو گرفته بودم.

398
00:21:38,755 --> 00:21:42,634
‫ولی بعدش، اون وسط...

399
00:21:42,634 --> 00:21:45,971
‫شما خیلی چیزها بهم دادین.

400
00:21:45,971 --> 00:21:48,515
‫صدام رو بهم برگردوندین.

401
00:21:48,515 --> 00:21:50,475
‫رفیقم رو بهم برگردوندین.

402
00:21:52,477 --> 00:21:55,147
‫الان هم...

403
00:21:55,147 --> 00:21:57,232
‫ازتون می‌خوام یه چیز دیگه بهم بدین.

404
00:21:57,232 --> 00:21:58,984
‫دارم راجع به یه سری فناوری آزمایشی
‫مطالعه می‌کنم...

405
00:21:58,984 --> 00:22:00,360
‫که به نظرم ممکنه...

406
00:22:00,360 --> 00:22:03,322
‫خیلی از زحماتتون ممنونم،

407
00:22:03,322 --> 00:22:06,533
‫ولی زندگی اون‌جوری رو نمی‌خوام.

408
00:22:06,533 --> 00:22:10,912
‫به درد من و الکس نمی‌خوره.

409
00:22:11,830 --> 00:22:13,123
‫اگه می‌دونستی می‌خوای بمیری،

410
00:22:13,123 --> 00:22:15,751
‫چرا ازم خواستی تنهات نذارم؟

411
00:22:15,751 --> 00:22:22,174
‫از این بیمارستان به اون بیمارستان
‫و از این دکتر به اون دکتر سپرده شده بودم.

412
00:22:22,174 --> 00:22:28,430
‫باید یکی صبر می‌کرد،
‫بهم نگاه می‌کرد و گوش می‌داد.

413
00:22:28,430 --> 00:22:30,015
‫اون کیه؟

414
00:22:30,015 --> 00:22:35,103
‫آره، این بیمار ناشناسمونه.

415
00:22:35,103 --> 00:22:38,357
‫کارت شناسایی نداره،
‫سابقه پزشکی نداره،

416
00:22:38,357 --> 00:22:39,566
‫خانواده نداره.

417
00:22:39,566 --> 00:22:41,401
‫هر بار عفونت جدید پیدا می‌کنه...

418
00:22:41,401 --> 00:22:43,362
‫منتقلش می‌کنن.

419
00:22:43,362 --> 00:22:44,821
‫الان پیش ماست.

420
00:22:44,821 --> 00:22:48,367
‫وقتی کس دیگه‌ای من رو نمی‌دید،
‫شما من رو دیدین.

421
00:22:48,367 --> 00:22:52,537
‫طنز خیلی تلخیه، آخه شنیدم
‫چهره افراد یادتون نمی‌مونه.

422
00:22:55,332 --> 00:22:59,461
‫آخه انگار دیگه اصلا من رو نمی‌بینین.

423
00:23:03,465 --> 00:23:05,717
‫ولف، خودت رو جای رومن بذار.

424
00:23:05,717 --> 00:23:07,552
‫دیگه هیچ‌وقت راه نمی‌ری،
‫حرف نمی‌زنی، شنا نمی‌کنی...

425
00:23:07,552 --> 00:23:11,056
‫و نمی‌تونی تمام‌وقت مواظب یه سرخس باشی.

426
00:23:11,056 --> 00:23:14,267
‫- اون سرخس نیست.
‫- اگه خودت بودی چیکار می‌کردی؟

427
00:23:14,267 --> 00:23:16,436
وفق پیدا می‌کردم،
‫رومن هم از پسش بر میاد.

428
00:23:16,436 --> 00:23:18,730
‫در چند تحقیق مختلف ثبت شده...

429
00:23:18,730 --> 00:23:20,273
‫که بیماران قفل‌شده زیادی
‫نسبتا خوشحالن.

430
00:23:20,273 --> 00:23:22,567
‫ولی رومن صرفا درگیر قفل‌شدگی نیست.

431
00:23:22,567 --> 00:23:25,654
‫باید با هوارسان زنده بمونه،
‫بعضی‌ها از این کیفیت زندگی راضی‌ان،

432
00:23:25,654 --> 00:23:27,280
‫ولی اون راضی نیست.

433
00:23:27,280 --> 00:23:29,741
‫حتما افسرده است.
‫می‌شه باهاش صحبت کنی؟

434
00:23:29,741 --> 00:23:32,911
‫می‌شه بهش اطمینان بدی
‫می‌تونیم راه‌های دیگه‌ای در پیش بگیریم؟

435
00:23:32,911 --> 00:23:35,080
‫می‌دونم می‌خوای جونش رو
‫نجات بدی ولف.

436
00:23:35,080 --> 00:23:37,749
‫- وابسته شدی.
‫- این که چیز بدی نیست.

437
00:23:37,749 --> 00:23:39,709
‫خیلی هم قشنگه.

438
00:23:39,709 --> 00:23:42,212
‫واسه همین چنین دکتری شدی.

439
00:23:42,212 --> 00:23:46,341
‫رومن واسه آزادی بی قید و شرط
‫اومده بود اینجا...

440
00:23:46,341 --> 00:23:49,386
‫و با آدم بی قید و شرطی آشنا شد.

441
00:23:49,386 --> 00:23:53,682
‫خیلی زحمت کشیدی،
‫بیش از هر دکتر دیگه‌ای زحمت کشیدی.

442
00:23:53,682 --> 00:23:57,269
‫ولی همه بیمارها رو نمی‌شه نجات داد ولف.

443
00:23:57,269 --> 00:23:59,438
‫همه بیمارها نمی‌خوان نجات پیدا کنن.

444
00:23:59,438 --> 00:24:01,857
‫می‌شه لطفا باهاش صحبت کنی
‫و تلاشت رو بکنی؟

445
00:24:01,857 --> 00:24:03,191
‫به خاطر من؟

446
00:24:05,026 --> 00:24:11,074
‫باشه، ولی اگه توانایی تصمیم‌گیری داره،
‫ما حق نداریم جلوش رو بگیریم.

447
00:24:11,074 --> 00:24:15,120
‫واسه چی رومن صدا دادیم
‫که نادیده‌اش بگیریم؟

448
00:24:15,120 --> 00:24:17,497
‫قرار بود اول الکس بیاد.

449
00:24:17,497 --> 00:24:21,334
‫برنامه‌ریزی کرده بود،
‫ولی شرایط عوض شد.

450
00:24:21,334 --> 00:24:23,462
‫اون موقع می‌ترسیدم.

451
00:24:23,462 --> 00:24:26,506
‫الان چه حسی داری؟

452
00:24:26,506 --> 00:24:30,135
‫به طرز عجیبی احساس خوشنودی دارم.

453
00:24:30,135 --> 00:24:33,555
‫هرچی می‌خواستم رو دارم.

454
00:24:33,555 --> 00:24:35,432
‫هوم.

455
00:24:39,436 --> 00:24:44,649
‫خیلی‌ها که نشانگان قفل‌شدگی دارن
‫گفتن خوشحالن...

456
00:24:44,649 --> 00:24:47,402
‫و می‌خوان تا چند ده سال دیگه زندگی کنن،

457
00:24:47,402 --> 00:24:50,780
‫مخصوصا اون‌هایی که پرستار دائمی دارن.

458
00:24:53,158 --> 00:24:56,703
‫خوش به حالشون.

459
00:24:56,703 --> 00:24:58,497
‫من با تصمیمم مشکلی ندارم.

460
00:25:00,999 --> 00:25:05,337
‫توانایی بازتعریف روایاتت...

461
00:25:05,337 --> 00:25:09,716
‫خیلی تحسین برانگیزه.

462
00:25:09,716 --> 00:25:13,970
‫کلی وقت داشتم فکر کنم.

463
00:25:13,970 --> 00:25:15,847
‫اومدم آمریکا،

464
00:25:15,847 --> 00:25:21,394
‫خطر کردم که با الکس
‫در بند دولتی نباشیم...

465
00:25:21,394 --> 00:25:25,982
‫و در نهایت بدونیم آزادیم،
‫داستان من همینه.

466
00:25:25,982 --> 00:25:27,943
‫داستان الکس چی؟

467
00:25:27,943 --> 00:25:30,278
‫الکس چیزیش نمی‌شه.

468
00:25:30,278 --> 00:25:32,614
‫به فعالیت‌هاش ادامه می‌ده.

469
00:25:32,614 --> 00:25:35,534
‫جای جفتمون داستان جدیدی رقم می‌زنه.

470
00:25:58,807 --> 00:26:01,685
‫هیچ نوآوری‌ای نیست
‫که امتحان کنیم؟

471
00:26:01,685 --> 00:26:05,063
‫اعضای رباتی؟ استخوان‌بندی بیرونی؟
‫طرح‌های آزمایشی؟

472
00:26:05,063 --> 00:26:06,731
‫یه تحقیقی خونده بودم که...

473
00:26:06,731 --> 00:26:08,233
‫گمون نکنم رومن دنبال...

474
00:26:08,233 --> 00:26:09,901
‫یه طرح آزمایشی دیگه باشه ولف.

475
00:26:09,901 --> 00:26:12,362
‫من می‌خوام دکتر خوبی باشم.

476
00:26:12,362 --> 00:26:13,822
‫می‌خوام دیدگاهش رو درک کنم.

477
00:26:13,822 --> 00:26:17,242
‫ولی خیلی پیشرفت کردیم
‫که بخوایم بی‌خیالش بشیم.

478
00:26:17,242 --> 00:26:19,327
‫نمی‌تونم، نمی‌تونم بی‌خیالش بشم.

479
00:26:31,548 --> 00:26:35,051
‫تو استاد این کاری
‫که بذاری بیمارانت با دید خودشون...

480
00:26:35,051 --> 00:26:37,429
‫به دنیا نگاه کنن.

481
00:26:37,429 --> 00:26:40,265
‫به هویت و تصمیماتشون احترام می‌ذاری.

482
00:26:40,265 --> 00:26:42,934
‫حتی اگه باهاشون مخالف باشی.

483
00:26:42,934 --> 00:26:45,186
‫این خصوصیتت رو تحسین می‌کنم.

484
00:26:46,896 --> 00:26:50,775
‫آره. می‌دونی جون چند بیمار رو نجات دادم...

485
00:26:50,775 --> 00:26:52,777
‫و بعدش دیدم
‫طرف شرایطی داره...

486
00:26:52,777 --> 00:26:54,446
‫که اصلا باهاش کنار نمیاد...

487
00:26:54,446 --> 00:26:57,407
‫و خودم هم باهاشون کنار نمیام؟

488
00:26:57,407 --> 00:26:59,701
‫اون تصمیم سختی گرفته.

489
00:26:59,701 --> 00:27:03,830
‫اگه دکترهای خوبی باشیم،
‫بهش احترام می‌ذاریم.

490
00:27:15,091 --> 00:27:18,303
‫مرفین تزریق می‌کنیم
‫که حتما در حین...

491
00:27:18,303 --> 00:27:20,180
‫کاهش تنظیمات هوارسان راحت باشی.

492
00:27:20,180 --> 00:27:21,848
‫بعدش هوارسان رو قطع می‌کنیم،

493
00:27:21,848 --> 00:27:25,268
‫داروی بیشتری بهت می‌زنیم
‫که مطمئن باشیم اضطراب بهت دست نده...

494
00:27:25,268 --> 00:27:26,978
‫یا واسه تنفس تقلا نکنی.

495
00:27:26,978 --> 00:27:32,901
‫بعدش فوت می‌کنی.

496
00:27:35,153 --> 00:27:37,447
‫خیلی‌خب.

497
00:27:39,240 --> 00:27:42,952
‫نمی‌خوای با یه کشیش
‫یا روحانی صحبت کنی؟

498
00:27:42,952 --> 00:27:44,954
‫نه.

499
00:27:44,954 --> 00:27:47,624
‫خیلی‌خب.

500
00:27:47,624 --> 00:27:49,125
‫فقط یکی دیگه مونده.

501
00:27:49,125 --> 00:27:52,837
‫ازم ناامید شدی.

502
00:27:52,837 --> 00:27:55,173
‫به هیچ وجه.

503
00:27:57,467 --> 00:28:03,932
‫گمون کنم هویتت رو
‫واسه خودم تصور می‌کردم.

504
00:28:03,932 --> 00:28:05,975
‫اهدافت رو تصور می‌کردم.

505
00:28:05,975 --> 00:28:11,022
‫زندگیت رو بعد از این ماجراها
‫تصور می‌کردم.

506
00:28:11,022 --> 00:28:15,360
‫ولی این شکلی نبود.

507
00:28:21,783 --> 00:28:24,703
‫کاری از دستمون بر میاد...

508
00:28:24,703 --> 00:28:28,331
‫که لحظات آخر عمرت
‫هوات رو داشته باشیم؟

509
00:28:29,749 --> 00:28:33,253
‫یادته اون روز با دکتر نش
‫من رو بیرون برده بودین؟

510
00:28:35,964 --> 00:28:37,507
‫اگه ذره‌ای سیلوسایبین تو بدنش باشه،

511
00:28:37,507 --> 00:28:38,925
‫نمی‌تونه تو تحقیقات خواب...

512
00:28:38,925 --> 00:28:41,845
‫شرکت کنه، ولی ممنون. آره.

513
00:28:41,845 --> 00:28:44,848
‫- باید رومن رو ببریم خونه.
‫- ببریم چچن؟

514
00:28:44,848 --> 00:28:46,474
‫گمون نکنم غیرممکن باشه،

515
00:28:46,474 --> 00:28:48,893
‫- ولی...
‫- کشورش رو نمی‌گم. ببریمش تو یه خونه.

516
00:28:48,893 --> 00:28:52,105
‫باید تا فردا از بیمارستان خارج بشه
‫که بیرون از اینجا...

517
00:28:52,105 --> 00:28:55,525
‫ترکمون کنه.

518
00:28:55,525 --> 00:28:57,902
‫نمی‌خواد تو بیمارستان بمیره.

519
00:29:05,910 --> 00:29:07,620
‫- عه.
‫- خیلی‌خب.

520
00:29:07,620 --> 00:29:10,749
‫سرخس شترمرغ معمولا خوشش نمیاد
‫لگدش کنن دکتر مارکوس.

521
00:29:10,749 --> 00:29:12,333
‫فهمیدم.

522
00:29:14,043 --> 00:29:15,920
‫این...

523
00:29:15,920 --> 00:29:18,423
‫اِم، نه.

524
00:29:18,423 --> 00:29:21,634
‫دکتر ولف.
‫اصلا کسی رو راه می‌دین؟

525
00:29:21,634 --> 00:29:23,803
‫تو رو که راه دادم.
‫همه‌تون رو راه دادم.

526
00:29:23,803 --> 00:29:25,430
‫لحظه به لحظه دارم بیشتر پشیمون می‌شم.

527
00:29:25,430 --> 00:29:27,348
‫منظورش این بود
‫که تو دلتون راه می‌دین؟

528
00:29:47,160 --> 00:29:49,621
‫ممنون که من رو آوردی اینجا.

529
00:29:49,621 --> 00:29:52,290
‫خیلی از بیمارستان بهتره.

530
00:29:52,290 --> 00:29:53,792
‫خیلی حس خونه می‌ده.

531
00:29:53,792 --> 00:29:56,211
‫من هم اولین بار که دیدمش،
‫همین فکر رو کردم.

532
00:29:56,211 --> 00:29:59,756
‫سر راه شنام بود.
‫یاد بچگیم می‌افتادم.

533
00:29:59,756 --> 00:30:02,634
‫قبلا عاشق شنا بودم.
‫وقتی بچه بودم،

534
00:30:02,634 --> 00:30:07,180
‫تابستون‌ها با پدرم
‫به دریاچه کوهستانی آبی‌رنگی...

535
00:30:07,180 --> 00:30:10,391
‫به نام کزانوی می‌رفتیم.

536
00:30:10,391 --> 00:30:13,603
‫هوم. ظاهرا خیلی از رودخانه هادسن بهتره.

537
00:30:13,603 --> 00:30:15,563
‫پدرم اونجا به من یاد داده بود.

538
00:30:15,563 --> 00:30:19,150
‫پدرت رو زیاد می‌بینی؟

539
00:30:19,150 --> 00:30:20,902
‫من هم نمی‌بینم.

540
00:30:20,902 --> 00:30:22,946
‫حتی قبل از رفتنم
‫هم فقط می‌دونستیم...

541
00:30:22,946 --> 00:30:25,865
‫همدیگه رو دوست داریم
‫و تنها علاقه مشترکمون شناست.

542
00:30:25,865 --> 00:30:28,368
‫به نظرم دیدگاه‌های متفاوت
‫و احترام متقابل...

543
00:30:28,368 --> 00:30:30,411
‫گروه خوبی تشکیل می‌دن.

544
00:30:30,411 --> 00:30:33,414
‫می‌دونی کی‌ها گروه خوبی تشکیل می‌دن؟

545
00:30:33,414 --> 00:30:35,500
‫خودت و اون دکتر قدبلنده.

546
00:30:35,500 --> 00:30:36,960
‫کارول خیلی قدبلند نیست.

547
00:30:36,960 --> 00:30:38,837
‫فقط عاشق پاشنه‌بلنده.

548
00:30:38,837 --> 00:30:41,923
‫نه، جراحه رو می‌گم.
‫خیلی باحاله.

549
00:30:46,302 --> 00:30:49,138
‫دکتر نیکولز؟
‫آها.

550
00:30:49,138 --> 00:30:50,723
‫نه. خیلی‌خب.

551
00:30:50,723 --> 00:30:54,853
‫گمون کنم روز خوبی ما رو دیدی.

552
00:30:59,357 --> 00:31:02,777
‫از این بیمار قفل‌شده بشنو.

553
00:31:02,777 --> 00:31:06,823
‫هیچ زمانی بهتر از زمان حال نیست.

554
00:31:19,711 --> 00:31:21,296
‫داری کار درستی می‌کنی.

555
00:31:21,296 --> 00:31:23,965
‫امیدوارم خودت هم بدونی.

556
00:31:31,723 --> 00:31:34,934
‫دویست میلیارد تریلیون.

557
00:31:36,603 --> 00:31:39,939
‫تعداد ستارگان دنیا همین‌قدره.

558
00:31:39,939 --> 00:31:41,816
‫چه تو گروزنی باشیم،
‫چه نیویورک،

559
00:31:41,816 --> 00:31:45,695
‫همه‌مون ستارگان یکسانی می‌بینیم.

560
00:31:45,695 --> 00:31:48,865
‫این ستارگان از نظر فرهنگ‌های باستانی
‫زنده بودن...

561
00:31:48,865 --> 00:31:49,782
‫و حرکت می‌کردن.

562
00:31:49,782 --> 00:31:52,243
‫اجسام نورانی و کیهانیشون...

563
00:31:52,243 --> 00:31:56,080
‫عین اجسام گوشتی ما واقعی بودن.

564
00:31:57,457 --> 00:31:59,876
‫واسه همین براشون اسم گذاشتن.

565
00:31:59,876 --> 00:32:02,086
‫سروش.

566
00:32:02,086 --> 00:32:03,755
‫سرپسین. مرفق‌الثریا.

567
00:32:03,755 --> 00:32:06,925
‫ستارگان محبوب خودم
‫کرکس نشسته و کرکس پرنده‌ان.

568
00:32:13,890 --> 00:32:18,269
‫در افسانه‌های چینی
‫نماد دوستانی بودن...

569
00:32:18,269 --> 00:32:21,606
‫که دو کهکشان جداشون کرده بودن.

570
00:32:21,606 --> 00:32:23,566
‫ولی هرچقدر از هم فاصله داشته باشن،

571
00:32:23,566 --> 00:32:27,445
‫دلشون همیشه به هم راه داره.

572
00:32:45,046 --> 00:32:47,924
‫وقتشه.

573
00:33:25,586 --> 00:33:27,797
‫یادته با چند سرمایه‌گذار
‫قرار گذاشته بودم رومن رو ببینن...

574
00:33:27,797 --> 00:33:30,091
‫و همه‌شون مشتاق مشاهده
‫نتیجه عملی پروژه...

575
00:33:30,091 --> 00:33:31,175
‫- سرمایه‌گذاریشون بودن؟
‫- ببین سایمون...

576
00:33:31,175 --> 00:33:32,677
‫فرض کن چقدر غافلگیر شدن...

577
00:33:32,677 --> 00:33:34,512
‫که مجبور شدم قرارمون رو
‫دقیقه نودی لغو کنم،

578
00:33:34,512 --> 00:33:37,140
‫آخه پرستارتون تازه بهم خبر داده رومن مرده.

579
00:33:37,140 --> 00:33:40,393
‫دقیقا واسه همین نمی‌خواستم
‫با ولف کار کنم.

580
00:33:40,393 --> 00:33:42,311
‫الان فهمیدم تو هم عین اون بی‌ملاحظه‌ای.

581
00:33:42,311 --> 00:33:46,357
‫هدف از ساخت اون دستگاه
‫نجات جون آدم‌ها بود، نه کشتنشون.

582
00:33:46,357 --> 00:33:49,694
‫به صلاح بیمارمون بود.

583
00:33:49,694 --> 00:33:52,613
‫مسلما نمی‌خواستی
‫صرفا برای تحقیقاتتون وجود داشته باشه.

584
00:33:52,613 --> 00:33:55,074
‫مرگش تحت عنوان
‫مرگ پیش از سی روز...

585
00:33:55,074 --> 00:33:58,202
‫پس از نصب دستگاه ثبت شده.

586
00:33:58,202 --> 00:33:59,996
‫می‌فهمی چقدر بد جلوه می‌کنه؟

587
00:33:59,996 --> 00:34:02,373
‫هدف ما دگرگون کردن زندگی خیلی‌هاست،
‫نه یه زندگی یه نفر.

588
00:34:02,373 --> 00:34:06,586
‫شما به رومن صدا دادین.
‫ما هم دکتر بودیم و به صداش احترام گذاشتیم.

589
00:34:06,586 --> 00:34:08,796
‫همین خودش دگرگونی نیست؟

590
00:34:08,796 --> 00:34:10,631
‫خیال می‌کردم آغاز...

591
00:34:10,631 --> 00:34:14,469
‫همکاری پربارمون
‫با بیمارستان عمومی برانکس باشه.

592
00:34:14,469 --> 00:34:16,637
‫معلومه که اشتباه می‌کردم.

593
00:34:28,691 --> 00:34:31,110
‫اگه چون رومن رو
‫از بیمارستان بردم بیرون اومدی اینجا،

594
00:34:31,110 --> 00:34:33,696
‫خواهش می‌کنم لطفی در حقم بکن
‫و شکایت رسمی ثبت کن،

595
00:34:33,696 --> 00:34:36,574
‫آخه اصلا حال این حرف‌ها رو ندارم.

596
00:34:36,574 --> 00:34:40,244
‫اومدم ببینم حالت خوبه یا نه.

597
00:34:40,244 --> 00:34:42,872
‫چی؟ بد نیستم.

598
00:34:44,457 --> 00:34:47,960
‫باید به بیمارانم سر بزنم.

599
00:34:47,960 --> 00:34:52,298
‫خب، باید قبل از رفتنت بگم
‫غافلگیر شدم.

600
00:34:52,298 --> 00:34:55,593
‫بعد از اون همه زحمتی
‫که واسه رومن کشیدی،

601
00:34:55,593 --> 00:34:58,846
‫انگار خیلی راحت تسلیم شدی.

602
00:34:58,846 --> 00:35:02,391
‫کارمون اصلا راحت نبود.

603
00:35:02,391 --> 00:35:05,436
‫واقعا سخت‌ترین تصمیمی بود
‫که به عمرم گرفتم.

604
00:35:05,436 --> 00:35:09,690
‫خب، آخه تو چنین آدمی نیستی الیور.

605
00:35:09,690 --> 00:35:11,609
‫خیال می‌کردم بیشتر سعی کنی...

606
00:35:11,609 --> 00:35:15,071
‫قانعش کنی زنده بمونه
‫و بهش فرصت بده.

607
00:35:15,071 --> 00:35:17,532
‫به نظرت تسلیم شدم؟

608
00:35:17,532 --> 00:35:20,743
‫خیال کردی به حد کافی تلاش نکردم؟

609
00:35:20,743 --> 00:35:23,287
‫- بیا از تسلیم شدن بگیم.
‫- الیور...

610
00:35:23,287 --> 00:35:25,123
‫هر بار حال بابا خراب می‌شد،

611
00:35:25,123 --> 00:35:26,457
‫تو بیشتر سر کارت می‌موندی.

612
00:35:26,457 --> 00:35:27,583
‫وقتی فهمیدی نمی‌شه درمانش کرد،

613
00:35:27,583 --> 00:35:29,752
‫دیگه کلا هیچ تلاشی نکردی.

614
00:35:29,752 --> 00:35:34,715
‫گذاشتی هویتش رو از دست بده
‫و بعدش ازش طلاق گرفتی.

615
00:35:34,715 --> 00:35:36,968
‫حالا می‌گی من باید بیشتر تلاش می‌کردم؟

616
00:35:38,469 --> 00:35:42,974
‫بعد از این همه سال،
‫هنوز هم می‌خوای خوبش کنی.

617
00:35:42,974 --> 00:35:46,477
‫مهم نیست چندتا بیمار رو درمان کنی عزیزم.

618
00:35:46,477 --> 00:35:49,647
‫اون این‌جوری برنمی‌گرده.

619
00:35:49,647 --> 00:35:51,858
‫هرچه زودتر با این مسئله کنار بیای،

620
00:35:51,858 --> 00:35:55,945
‫زودتر دست از این تصمیماتی...

621
00:35:55,945 --> 00:35:57,989
‫که فقط به نفع خودته دست برمی‌داری.

622
00:35:57,989 --> 00:36:01,075
‫من به فکر رومن بودم.

623
00:36:01,075 --> 00:36:04,662
‫تصمیم خودش بود،
‫تصمیم من نبود.

624
00:36:04,662 --> 00:36:07,582
‫تصمیمی که به این فناوری...

625
00:36:07,582 --> 00:36:10,334
‫و بیماران دیگه‌ای که می‌تونستن
‫ازش بهره ببرن آسیب زد.

626
00:36:10,334 --> 00:36:13,004
‫من همیشه به فکر بیماری‌ام
‫که جلوی چشممه.

627
00:36:13,004 --> 00:36:14,922
‫عجب.

628
00:36:17,258 --> 00:36:19,093
‫خوشحالم چنین مزیتی داری.

629
00:36:19,093 --> 00:36:23,347
‫من و تو هیچ‌وقت به توافق نمی‌رسیم مامان.

630
00:36:23,347 --> 00:36:27,518
‫اگه می‌خوای بابتش اخراجم کنی، بکن.

631
00:36:27,518 --> 00:36:29,145
‫تصمیمش با خودته.

632
00:36:39,363 --> 00:36:42,241
‫سلام اریکا.

633
00:36:42,241 --> 00:36:44,535
‫حالت خوبه؟

634
00:36:44,535 --> 00:36:45,745
‫حالا که کارمون پر از این چیزهاست،

635
00:36:45,745 --> 00:36:48,539
‫خوشحالم همدیگه رو داریم.

636
00:36:48,539 --> 00:36:51,375
‫چند وقته می‌خواستم
‫یه چیزی ازت بپرسم...

637
00:36:51,375 --> 00:36:53,169
‫و ممکنه کاملا اشتباه کرده باشم،

638
00:36:53,169 --> 00:36:54,837
‫ولی طی چند روز اخیر...

639
00:36:54,837 --> 00:36:58,382
‫حس می‌کنم احساساتی داری.

640
00:36:58,382 --> 00:37:00,509
‫احساسات خوب و پررنگی داری.

641
00:37:00,509 --> 00:37:02,637
‫حس کردی؟

642
00:37:02,637 --> 00:37:04,555
‫معلومه که حس کردی.

643
00:37:04,555 --> 00:37:06,974
‫راست می‌گی.

644
00:37:06,974 --> 00:37:08,851
‫درسته.

645
00:37:08,851 --> 00:37:11,604
‫درسته.

646
00:37:11,604 --> 00:37:13,648
‫خواهش می‌کنم به جیکوب نگو.