1
00:00:06,923 --> 00:00:09,843
‫انسان چه‌جوری تو بدترین روزهای زندگیش...

2
00:00:09,843 --> 00:00:12,345
‫باز هم می‌تونه از تخت بیرون بیاد؟

3
00:00:13,346 --> 00:00:16,516
‫انگیزه ادامه دادنمون چیه؟

4
00:00:18,643 --> 00:00:21,938
‫ساده بگم... میل.

5
00:00:21,938 --> 00:00:27,068
‫میل به عشق. به شادی.
‫پول. غذا. لذت.

6
00:00:30,321 --> 00:00:31,906
‫چون تو اون لحظات نادری...

7
00:00:31,906 --> 00:00:33,533
‫که واقعا به خواسته‌مون می‌رسیم،

8
00:00:33,533 --> 00:00:36,494
‫مغزمون بهمون دوپامین جایزه می‌ده...

9
00:00:36,494 --> 00:00:39,581
‫که ناقل عصبی ایجادکننده لذته.

10
00:00:49,049 --> 00:00:51,384
‫اومدم.

11
00:00:51,384 --> 00:00:54,137
‫ده دقیقه است که دارم می‌گردم
‫رگ آقای بیشاپ رو پیدا کنم...

12
00:00:54,137 --> 00:00:55,555
‫که بهش آنژیوکت بزنم.

13
00:00:55,555 --> 00:00:57,515
‫نوبت توئه جناب بازیکن برتر.

14
00:00:57,515 --> 00:00:59,309
‫دکتر کینی، واقعا داری ازم کمک می‌خوای؟

15
00:00:59,309 --> 00:01:01,227
‫بالاخره...

16
00:01:01,227 --> 00:01:02,937
‫نظرت راجع بهم عوض شد.

17
00:01:02,937 --> 00:01:04,689
‫خلاصه، ترجیح می‌دم به فکرش باشم...

18
00:01:04,689 --> 00:01:07,442
‫گمون کنم فهمیدیم باید چیکار کنیم.

19
00:01:12,906 --> 00:01:15,992
‫راستش، بیاین خانم آرپین رو
‫بعد از عمل بفرستیم مراقبت‌های ویژه.

20
00:01:15,992 --> 00:01:18,912
‫حالا که بیمار ناشناسمون نیست،
‫یه تخت خالی داریم.

21
00:01:18,912 --> 00:01:20,246
‫لطف می‌کنی به رئیس بگی...

22
00:01:20,246 --> 00:01:22,457
‫اسمش رومنه، نه بیمار ناشناس؟

23
00:01:23,917 --> 00:01:26,377
‫ترجیح می‌دم تو این ماجرا دخالت نکنم.

24
00:01:26,377 --> 00:01:27,879
‫ممنون دکتر نیکولز.

25
00:01:27,879 --> 00:01:29,756
‫شگفت‌انگیزه که وقتی
‫دکترهای یه بیمارستان...

26
00:01:29,756 --> 00:01:32,634
‫طبق قوانین عمل کنن،
‫همه‌چی چقدر خوب پیش می‌ره.

27
00:01:34,177 --> 00:01:35,595
‫خیلی‌خب، من دیگه می‌گم.

28
00:01:35,595 --> 00:01:38,014
‫دکتر ولف و مامانش چشون شده؟

29
00:01:38,014 --> 00:01:39,766
‫از من که روان‌پزشکم بشنو.

30
00:01:39,766 --> 00:01:42,936
‫هم‌نشینی مادر و پسر
‫هیچ‌وقت بی‌حادثه نیست.

31
00:01:42,936 --> 00:01:44,145
‫هیچ‌وقت.

32
00:02:04,749 --> 00:02:09,629
‫متأسفانه باید بگم چشمتون...

33
00:02:09,629 --> 00:02:11,005
‫برق می‌زنه.

34
00:02:11,005 --> 00:02:12,632
‫ازش خوشم اومد.

35
00:02:12,632 --> 00:02:14,175
‫خانم سالیوان،
‫پسرهاتون گفته بودن...

36
00:02:14,175 --> 00:02:15,635
‫اخیرا ازتون خواستن...

37
00:02:15,635 --> 00:02:17,720
‫آسایشگاهتون رو ترک کنین.

38
00:02:17,720 --> 00:02:20,515
‫بابت رفتار نابهنجار بود.

39
00:02:20,515 --> 00:02:22,642
‫ترجیح می‌دن همه آرام‌بخش زده باشن،

40
00:02:22,642 --> 00:02:24,894
‫ولی من خیلی پر جنب و جوشم.

41
00:02:24,894 --> 00:02:27,939
‫ضمنا، بارها دیدن شبانه
‫وارد اتاق بقیه می‌شه...

42
00:02:27,939 --> 00:02:30,316
‫و وقتی برمی‌گردوندنش تو تخت خودش،

43
00:02:30,316 --> 00:02:32,110
‫پرخاش می‌کرد.

44
00:02:32,110 --> 00:02:35,113
‫از پارسال که بابامون مرد،
‫حالش خیلی بد شده.

45
00:02:35,113 --> 00:02:36,739
‫مامان، خودت هم می‌دونی راست می‌گم.

46
00:02:36,739 --> 00:02:38,616
‫اخیرا رفتارت عین سابق نیست.

47
00:02:38,616 --> 00:02:40,493
‫می‌خواستیم ببینیم ممکنه
‫ناشی از سوگ باشه یا نه.

48
00:02:40,493 --> 00:02:41,995
‫احتمالش هست.

49
00:02:41,995 --> 00:02:44,330
‫گاهی عامل استرس‌زای
‫به شدت غیر قابل پیش‌بینی‌ایه.

50
00:02:44,330 --> 00:02:46,791
‫می‌خوان من تا ابد غصه بخورم.

51
00:02:46,791 --> 00:02:48,585
‫این‌طور نیست.

52
00:02:48,585 --> 00:02:50,295
‫به بچه‌هامون می‌گم
‫یه سری آزمایش ادراکی...

53
00:02:50,295 --> 00:02:52,005
‫ازشون بگیرن.

54
00:02:52,005 --> 00:02:53,506
‫به نظرتون ممکنه زوال عقل باشه؟

55
00:02:53,506 --> 00:02:54,674
‫تو خانواده‌مون سابقه داره.

56
00:02:54,674 --> 00:02:55,758
‫واسه همین دکتر عمومیمون
‫گفت بیایم اینجا.

57
00:02:55,758 --> 00:02:57,468
‫نمی‌خوام گمانه‌زنی کنم،

58
00:02:57,468 --> 00:02:59,971
‫ولی تمام تلاشمون رو می‌کنیم
‫تا بفهمیم...

59
00:02:59,971 --> 00:03:01,764
‫ریشه عصبی داره یا نه.

60
00:03:01,764 --> 00:03:03,391
‫به نظرتون خوبه خانم سالیوان؟

61
00:03:03,391 --> 00:03:06,436
‫خانم سالیوان مادرشوهر مرحوممه.

62
00:03:06,436 --> 00:03:08,521
‫راحت باش، جون صدام کن.

63
00:03:08,521 --> 00:03:10,523
‫جون.
‫چه اسم قشنگی.

64
00:03:10,523 --> 00:03:12,525
‫راستش، تو شبیه...

65
00:03:12,525 --> 00:03:15,987
‫جوونی‌های شوهر مرحوممی.

66
00:03:15,987 --> 00:03:17,614
‫به نظر شما نیست بچه‌ها؟

67
00:03:18,448 --> 00:03:20,325
‫گمون کنم به‌خاطر ریششه.

68
00:03:20,325 --> 00:03:23,036
‫ریش همیشه دلم رو می‌بره.

69
00:03:23,036 --> 00:03:25,747
‫مامان، بذار آقا کارش رو بکنه.

70
00:03:25,747 --> 00:03:29,709
‫بگو ببینم، تو هم این‌قدر
‫مادرت رو سرزنش می‌کنی؟

71
00:03:31,711 --> 00:03:33,421
‫هنوز تخصص انتخاب نکردی؟

72
00:03:33,421 --> 00:03:34,631
‫هنوز بین...

73
00:03:34,631 --> 00:03:37,300
‫عصب‌شناسی و کاردیولوژی موندم.

74
00:03:37,300 --> 00:03:38,843
‫سلام الیور.

75
00:03:39,928 --> 00:03:42,222
‫به موقع واسه شام رسیدی.

76
00:03:42,222 --> 00:03:43,890
‫بیا. سلام کن.

77
00:03:52,106 --> 00:03:54,067
‫سلام. تام هستم.

78
00:03:54,067 --> 00:03:56,694
‫تام همون دانشجوی پزشکیه
‫که داشتم برات می‌گفتم.

79
00:03:56,694 --> 00:03:58,238
‫آکسفورد می‌خونه.

80
00:03:58,238 --> 00:04:01,366
‫این تابستون انتقالی گرفته
‫و مهمون ماست.

81
00:04:01,366 --> 00:04:04,285
‫خب، من اتاق‌خوابم رو نمی‌دم.

82
00:04:05,745 --> 00:04:07,872
‫رو مبل تخت‌خواب‌شو می‌خوابه.

83
00:04:07,872 --> 00:04:09,290
‫تو دفتر.

84
00:04:09,290 --> 00:04:11,292
‫دفتر بابا رو می‌گی؟

85
00:04:11,292 --> 00:04:13,253
‫من هر جایی راحتم.

86
00:04:13,253 --> 00:04:16,464
‫تو اتاق زیر شیروانی. زیر راه‌پله.
‫سخت نمی‌گیرم.

87
00:04:16,464 --> 00:04:18,383
‫فقط به چیزی دست نزن.

88
00:04:18,383 --> 00:04:20,176
‫برو دست و روت رو بشور.

89
00:04:25,223 --> 00:04:27,433
‫انگار دیگه خودم نیستم.

90
00:04:27,433 --> 00:04:29,227
‫قسم می‌خورم هیچ‌وقت آدمی نبودم...

91
00:04:29,227 --> 00:04:30,561
‫که نتونه راحت از تخت بیرون بیاد.

92
00:04:30,561 --> 00:04:33,523
‫کل عمرم عاشق پرکاری بودم.

93
00:04:33,523 --> 00:04:36,192
‫ولی الان همین‌جوری دراز می‌کشم
‫و بهش فکر می‌کنم.

94
00:04:36,192 --> 00:04:37,777
‫چندین روزه نخوابیدم.

95
00:04:37,777 --> 00:04:41,656
‫اصلا نمی‌فهمم چرا جواب تماس‌هام رو
‫نمی‌ده و بهم زنگ نمی‌زنه.

96
00:04:42,448 --> 00:04:44,409
‫فقط می‌خوام بفهمم چشه.

97
00:04:44,409 --> 00:04:45,994
‫می‌دونم دردناکه؛

98
00:04:45,994 --> 00:04:49,247
‫ولی یادت باشه، ازت خواسته بود
‫دیگه باهاش ارتباط برقرار نکنی.

99
00:04:49,247 --> 00:04:51,291
‫مرز سالمی مشخص کرد،

100
00:04:51,291 --> 00:04:53,376
‫بهترین کاری که می‌تونی
‫در حق خودت بکنی،

101
00:04:53,376 --> 00:04:55,503
‫احترام به درخواستشه.

102
00:04:58,798 --> 00:05:01,217
‫انگار استر گرینوود تو «حباب شیشه»ام.

103
00:05:03,761 --> 00:05:06,931
‫یادمه اون کتاب رو خونده بودم
‫و با خودم گفته بودم:

104
00:05:06,931 --> 00:05:08,766
‫«خودت رو جمع و جور کن دختر.»

105
00:05:08,766 --> 00:05:11,602
‫ولی ببین الان به چه روزی افتادم.
‫خودم اصلا نمی‌تونم.

106
00:05:11,602 --> 00:05:13,521
‫تو که داری دکترای...

107
00:05:13,521 --> 00:05:16,524
‫ادبیات تطبیقی می‌گیری.

108
00:05:16,524 --> 00:05:19,068
‫خیلی توانایی.

109
00:05:20,069 --> 00:05:21,571
‫صرفا الان خیلی مشکل داری.

110
00:05:22,864 --> 00:05:25,867
‫متنفرم وقتی پای مردی وسطه،
‫این‌قدر ضعیف باشم.

111
00:05:25,867 --> 00:05:28,995
‫همیشه خیال می‌کردم مستقلم.

112
00:05:28,995 --> 00:05:30,455
‫- عین شما.
‫- هوم؟

113
00:05:30,455 --> 00:05:32,123
‫حتی موقع عروسیتون،
‫فامیلی شوهرتون رو...

114
00:05:32,123 --> 00:05:33,791
‫قبول نکردین.

115
00:05:33,791 --> 00:05:37,003
‫واقعا بهترین حرکت فمنیستی دنیاست.

116
00:05:38,129 --> 00:05:43,051
‫یادم نمیاد گفته باشم پیرس
‫فامیلی اصلی خودمه.

117
00:05:45,303 --> 00:05:46,554
‫مچم رو گرفتین.

118
00:05:47,347 --> 00:05:48,681
‫گوگلتون کرده بودم.

119
00:05:48,681 --> 00:05:50,767
‫داشتم راجع به روان‌پزشک‌ها تحقیق می‌کردم
‫که اتفاقی خوندمش.

120
00:05:50,767 --> 00:05:53,269
‫نمی‌دونستم شوهرتون هم دکتره.

121
00:05:53,269 --> 00:05:55,104
‫عجب زوج قدرتمندی.

122
00:05:58,399 --> 00:05:59,817
‫هفته بعد همین موقع بیام؟

123
00:06:03,654 --> 00:06:05,823
‫سلام بچه‌ها،
‫با مسئولان آسایشگاه جون...

124
00:06:05,823 --> 00:06:07,825
‫صحبت کردیم که اطلاعات بیشتری...

125
00:06:07,825 --> 00:06:11,037
‫از مشکلات رفتاریش کسب کنیم.

126
00:06:11,037 --> 00:06:13,414
‫تأیید کردن از «سانی پارک» بیرونش کردن...

127
00:06:13,414 --> 00:06:15,249
‫و آخر کاری گل کاشته بود.

128
00:06:15,249 --> 00:06:16,876
‫چند بار مچ خودش...

129
00:06:16,876 --> 00:06:20,505
‫و چند سالمند دیگه رو گرفتن.

130
00:06:23,174 --> 00:06:25,176
‫متوجه نشدم.

131
00:06:25,176 --> 00:06:26,844
‫یعنی بهشون ابراز علاقه می‌کرد.

132
00:06:26,844 --> 00:06:29,222
‫یعنی جون به مارک، لوک و جان...

133
00:06:29,222 --> 00:06:30,723
‫ابراز علاقه کرده بود.
‫یعنی...

134
00:06:30,723 --> 00:06:33,518
‫خیلی‌خب، فهمیدیم.
‫به همه می‌گفت عاشقشونه.

135
00:06:33,518 --> 00:06:35,937
‫نصف سالمندان رو
‫سر کار گذاشته بود.

136
00:06:36,687 --> 00:06:38,106
‫تعدادشون خیلی زیاده.

137
00:06:39,732 --> 00:06:41,150
‫قضاوت نمی‌کنم، فقط دارم می‌گم زیاده.

138
00:06:41,150 --> 00:06:42,735
‫خیلی‌خب، صرفا چون جون
‫هنوز علائم...

139
00:06:42,735 --> 00:06:44,570
‫افت ادراکی نداره،

140
00:06:44,570 --> 00:06:46,280
‫احتمال زوال عقل صفر نمی‌شه.

141
00:06:46,280 --> 00:06:47,949
‫به هر حال بیش‌فعالی احساسی...

142
00:06:47,949 --> 00:06:51,452
‫گاهی از علائم جراحت مغزی، تومور
‫یا پارکینسونه.

143
00:06:51,452 --> 00:06:53,913
‫یا اختلال دوقطبی یا مصرف بی‌رویه مواد.

144
00:06:53,913 --> 00:06:55,665
‫یه جای کار می‌لنگه
‫و معلوم نیست...

145
00:06:55,665 --> 00:06:57,208
‫اگه بفرستیمش خونه،
‫در امانه یا نه.

146
00:06:57,208 --> 00:07:00,461
‫پس بیاین بستریش کنیم
‫و به ولف بگیم چی دستگیرمون شده.

147
00:07:00,461 --> 00:07:02,380
‫خیلی از این مورد خوشش میاد.

148
00:07:02,380 --> 00:07:03,965
‫آره.

149
00:07:06,676 --> 00:07:09,053
‫نیکولز، کمکی از دستم بر میاد؟

150
00:07:10,096 --> 00:07:11,973
‫باید نظرت رو...

151
00:07:11,973 --> 00:07:13,933
‫راجع به بیمار نوروم آکوستیکمون بپرسم.

152
00:07:13,933 --> 00:07:15,560
‫راستش، گفته بودم
‫همین که...

153
00:07:15,560 --> 00:07:17,228
‫کارت تموم شد بهم بگی.

154
00:07:17,228 --> 00:07:19,647
‫کارم تموم نشده.

155
00:07:19,647 --> 00:07:22,108
‫آها، باشه.
‫ببین... ببین...

156
00:07:22,108 --> 00:07:24,026
‫برام مهم نیست
‫کار خودت رو چه‌جوری پیش می‌بری،

157
00:07:24,026 --> 00:07:26,070
‫ولی وقتی بیمارمون مشترکه،

158
00:07:26,070 --> 00:07:28,448
‫باید همیشه...

159
00:07:28,448 --> 00:07:30,825
‫در ارتباط باشیم.

160
00:07:33,286 --> 00:07:34,495
‫متوجه شدم.

161
00:07:37,874 --> 00:07:39,834
‫به نقل از مسئولان «سانی پارک»،

162
00:07:39,834 --> 00:07:42,378
‫وقتی وارد اتاق باقی سالمندان می‌شدین...

163
00:07:42,378 --> 00:07:45,089
‫گیج نشده بودین.

164
00:07:45,089 --> 00:07:46,799
‫درست می‌گن؟

165
00:07:46,799 --> 00:07:49,010
‫به پسرهام گفتم گیج شده بودم.

166
00:07:49,010 --> 00:07:53,681
‫ترجیح می‌دن نگن
‫مادرشون عاشق شده بود.

167
00:07:53,681 --> 00:07:57,602
‫نمی‌خوان چنین جمله‌ای رو
‫با صدای بلند بگن.

168
00:07:57,602 --> 00:07:59,604
‫من از خودم خجالت نمی‌کشم.

169
00:07:59,604 --> 00:08:01,564
‫خیلی‌خب، حالا که این‌طوره،

170
00:08:01,564 --> 00:08:03,774
‫می‌شه لطفا از عشق‌های سابقتون
‫برام بگین؟

171
00:08:03,774 --> 00:08:05,985
‫چند برگ کاغذ آوردی؟

172
00:08:07,403 --> 00:08:10,239
‫من و میکی قبل از ازدواجمون...

173
00:08:10,239 --> 00:08:12,116
‫تو دبیرستان عاشق هم بودیم.

174
00:08:12,116 --> 00:08:15,828
‫به نظرم زندگی مشترکمون
‫اکثر مواقع سالم بود.

175
00:08:15,828 --> 00:08:21,834
‫تا همین یه سال پیش،
‫تنها عشق زندگیم خودش بود.

176
00:08:21,834 --> 00:08:27,173
‫ولی الان تعداد خوشی های زندگیم...

177
00:08:27,173 --> 00:08:29,175
‫سی برابر شده.

178
00:08:29,175 --> 00:08:31,219
‫تقریبا.

179
00:08:31,219 --> 00:08:34,972
‫جون،

180
00:08:34,972 --> 00:08:39,227
‫بهتره بدونی یه سری بیماری‌هایی
‫به بیش‌فعالی احساسی ختم می‌شن.

181
00:08:39,227 --> 00:08:41,062
‫واسه همین تو بیمارستان بستریت کردیم...

182
00:08:41,062 --> 00:08:43,147
‫که بتونیم علتش رو تشخیص بدیم.

183
00:08:43,147 --> 00:08:45,566
‫من مریض نیستم. بدن خودم رو می‌شناسم.

184
00:08:45,566 --> 00:08:48,653
‫بیش از همیشه احساس سرزندگی می‌کنم.

185
00:08:48,653 --> 00:08:52,490
‫حالا که بچه‌هام بزرگ شدن
‫و نوه‌هام نوجوانن،

186
00:08:52,490 --> 00:08:53,908
‫وقت زندگی خودمه.

187
00:08:53,908 --> 00:08:56,536
‫فقط کاش پسرهام می‌تونستن درکم کنن.

188
00:08:56,536 --> 00:09:00,456
‫گاهی برامون سخته
‫که والدینمون رو...

189
00:09:00,456 --> 00:09:03,960
‫چیزی جز والدین تصور کنیم.

190
00:09:05,169 --> 00:09:06,420
‫درسته.

191
00:09:08,339 --> 00:09:12,468
‫کی فکرش رو می‌کرد رفتار نابهنجار
‫یعنی عشق و عاشقی؟

192
00:09:12,468 --> 00:09:13,803
‫راستش، خوش به حال جون.

193
00:09:13,803 --> 00:09:15,012
‫داره واسه خودش زندگیش رو می‌کنه.

194
00:09:15,012 --> 00:09:16,430
‫به نظر من که مشکلی نیست.

195
00:09:16,430 --> 00:09:18,599
‫مشکلمون همین نیست
‫که جون عاشق همه می‌شه.

196
00:09:18,599 --> 00:09:20,726
‫رفتارش بیش‌فعالی احساسی محسوب می‌شه...

197
00:09:20,726 --> 00:09:22,353
‫و باید آسیب‌شناسی بشه.

198
00:09:22,353 --> 00:09:23,729
‫- یه جای کار می‌لنگه.
‫- ما که هنوز مطمئن نیستیم.

199
00:09:23,729 --> 00:09:26,065
‫ولی با غریزه‌ات موافقم.

200
00:09:26,065 --> 00:09:28,484
‫ما فرض می‌کنیم بیماری نوعی کمبوده،

201
00:09:28,484 --> 00:09:30,528
‫ولی می‌تونه موجب فراوانی هم بشه.

202
00:09:30,528 --> 00:09:32,071
‫عین پارکینسون.

203
00:09:32,071 --> 00:09:34,574
‫ممکنه مبتلایان بهش
‫حرکات اضافه غیرارادی داشته باشن.

204
00:09:34,574 --> 00:09:36,075
‫البته آزمایشاتش بی‌تناقض نیستن،

205
00:09:36,075 --> 00:09:39,120
‫ولی داروش گاهی به بیش‌فعالی احساسی
‫ختم می‌شه.

206
00:09:39,120 --> 00:09:40,580
‫ممکنه زوال عقل پیشانی گیج‌گاهی هم باشه.

207
00:09:40,580 --> 00:09:42,248
‫در اون صورت بیش‌فعالی احساسیش...

208
00:09:42,248 --> 00:09:44,417
‫بخش کوتاهی از مسیرش به سمت مرگ دردناکه.

209
00:09:44,417 --> 00:09:47,878
‫بیماری هانتینگتون هم گاهی
‫به بیش‌فعالی احساسی منجر می‌شه.

210
00:09:47,878 --> 00:09:50,339
‫البته تو سن ایشون احتمالش کمه.

211
00:09:50,339 --> 00:09:52,758
‫اریکا استاد دلیل‌تراشی...

212
00:09:52,758 --> 00:09:54,302
‫واسه بیماری بودن احساسه.

213
00:09:54,302 --> 00:09:55,970
‫شاید جون صرفا داره خودش رو کشف می‌کنه.

214
00:09:55,970 --> 00:09:58,598
‫ببین، نمی‌خوایم الکی جون رو
‫آسیب‌شناسی کنیم.

215
00:09:58,598 --> 00:10:00,766
‫ولی نمی‌خوایم بیماری‌های درمان‌پذیر رو...

216
00:10:00,766 --> 00:10:02,643
‫هم از قلم بندازیم.

217
00:10:02,643 --> 00:10:04,437
‫پس چند آزمایش زوال عصبی می‌گیریم.

218
00:10:04,437 --> 00:10:05,688
‫بفرستیمش ام‌آرآی مغز بده.

219
00:10:05,688 --> 00:10:07,440
‫آزمایش خون هم بگیریم.

220
00:10:07,440 --> 00:10:10,568
‫صرفا مطمئن بشیم بیماری جسمانی نداشته باشه.

221
00:10:15,114 --> 00:10:17,950
‫خیلی‌خب. وایستا ببینم.
‫با این مورد سالیوان...

222
00:10:17,950 --> 00:10:20,077
‫یاد بیمار چند سال پیشم افتادم.

223
00:10:20,911 --> 00:10:22,955
‫یکی رو بعد از تصادف وخیم آورده بودن...

224
00:10:22,955 --> 00:10:24,415
‫و چیزی نمونده بود
‫دچار فتق مغزی بشه،

225
00:10:24,415 --> 00:10:25,791
‫ولی یه‌جوری جونش رو نجات دادیم.

226
00:10:25,791 --> 00:10:28,878
‫دکتر نیکولز باز هم معجزه کرد.

227
00:10:28,878 --> 00:10:30,630
‫ولی بعدش که اومد معاینه،

228
00:10:30,630 --> 00:10:32,214
‫زنش خیلی عصبانی بود.
‫یه جای کار می‌لنگید.

229
00:10:32,214 --> 00:10:34,508
‫همه‌چی رو می‌خورد.
‫یعنی حتی کنترل تلویزیون رو هم می‌خورد.

230
00:10:34,508 --> 00:10:35,926
‫از ابراز احساسات هم دست برنمی‌داشت.

231
00:10:35,926 --> 00:10:37,178
‫نشانگان کلوور بوسی بود.

232
00:10:37,178 --> 00:10:39,472
‫لوب گیجگاهی میانیش
‫تو تصادف از دو طرف...

233
00:10:39,472 --> 00:10:41,140
‫- آسیب دیده بود.
‫- دقیقا خودشه.

234
00:10:41,140 --> 00:10:44,185
‫فرستادمش پیش عصب‌شناس
‫و کار دیگه‌ای از دستم برنمی‌اومد.

235
00:10:44,185 --> 00:10:45,895
‫با هیچ عملی درست نمی‌شد.

236
00:10:47,396 --> 00:10:49,482
‫به نظرت جراح مغز و اعصاب
‫نباید بلد باشه...

237
00:10:49,482 --> 00:10:53,277
‫با چوبی که یک‌سوم مردم زمین
‫باهاش غذا می‌خورن، غذا بخوره؟

238
00:10:53,277 --> 00:10:55,655
‫ببین، من که بلدم با چوب غذا بخورم.

239
00:10:55,655 --> 00:10:57,782
‫فقط سرعت چنگال رو ترجیح می‌دم.

240
00:10:57,782 --> 00:11:00,159
‫اذیتم نکن، من که عین شما
‫عصب‌شناس‌ها وقت ندارم...

241
00:11:00,159 --> 00:11:04,205
‫کل روز تبادل نظر کنم
‫و با ابزارم بازی کنم.

242
00:11:14,674 --> 00:11:15,966
‫سرویس بهداشتی در خدمت شما.

243
00:11:18,469 --> 00:11:21,555
‫خواهش می‌کنم از مزاحمتم، بهم بگو.

244
00:11:21,555 --> 00:11:22,848
‫اینجا خونه خودته.

245
00:11:22,848 --> 00:11:24,475
‫نمی‌خوام وبال گردن باشم.

246
00:11:24,475 --> 00:11:26,268
‫نه، نیستی.

247
00:11:30,272 --> 00:11:33,943
‫اگه بخوای،
‫می‌تونم اینجاها رو نشونت بدم.

248
00:11:34,777 --> 00:11:37,613
‫- ببرمت ساحل؟
‫- آره، خوش می‌گذره.

249
00:11:38,614 --> 00:11:41,117
‫ولی اگه مامانت مجبورت کرده
‫شهر رو نشونم بدی...

250
00:11:41,117 --> 00:11:42,284
‫نه، مجبورم نکرده.

251
00:11:45,663 --> 00:11:48,582
‫امروز بی‌ادبی کردم.

252
00:11:49,917 --> 00:11:50,960
‫دارم بهت شاخه زیتون می‌دم.

253
00:11:50,960 --> 00:11:53,921
‫زیتون به انگلیسی شبیه الیوره.

254
00:11:53,921 --> 00:11:57,842
‫بگذریم، پیشنهادت رو قبول می‌کنم.

255
00:11:57,842 --> 00:11:59,218
‫ساحل خوش می‌گذره.

256
00:11:59,218 --> 00:12:00,594
‫شبت به خیر.

257
00:12:14,066 --> 00:12:15,985
‫- دکتر ولف.
‫- نتیجه آزمایش جون اومد.

258
00:12:15,985 --> 00:12:17,570
‫- هیچی نداره.
‫- ام‌آرآی نشون...

259
00:12:17,570 --> 00:12:19,071
‫ضعف مغزش کاملا متناسب با سنشه.

260
00:12:19,071 --> 00:12:20,906
‫- چیز خیلی خاصی نداشت.
‫- باقی آزمایشاتش هم عادی بودن.

261
00:12:20,906 --> 00:12:22,908
‫حتی کل آزمایش‌های خونمون
‫هم منفی بودن.

262
00:12:22,908 --> 00:12:24,744
‫شاید واقعا بیماری نیست.

263
00:12:24,744 --> 00:12:26,829
‫خب، باید بیشتر وقت بذاریم
‫که ببینیم چی می‌شه،

264
00:12:26,829 --> 00:12:28,247
‫ولی می‌تونیم یه شب بیمارستان نگه داریمش.

265
00:12:28,247 --> 00:12:29,749
‫بیارینش تو درمانگاه ببینمش.

266
00:12:31,250 --> 00:12:33,252
‫- درخواست همکاره.
‫- از اتاق جونه.

267
00:12:35,713 --> 00:12:37,298
‫گوزن شمالی داره.

268
00:12:37,298 --> 00:12:38,591
‫- وای، خدا رو شکر.
‫- جون؟

269
00:12:38,591 --> 00:12:40,342
‫پرستار پورشا همین الان
‫رفت پیداتون کنه.

270
00:12:40,342 --> 00:12:42,094
‫داشت باهامون صحبت می‌کرد،
‫ولی یهو شروع کرد چرت و پرت گفتن.

271
00:12:42,094 --> 00:12:43,929
‫جون، می‌شه بهم بگی اینجا کجاست؟

272
00:12:43,929 --> 00:12:47,933
‫زیر آسفالت کلی گربه هست و...

273
00:12:47,933 --> 00:12:49,226
‫انگار درهم‌گویی می‌کنه.

274
00:12:49,226 --> 00:12:50,853
‫دقیقا.
‫زبان‌پریشی دریافتیه.

275
00:12:50,853 --> 00:12:52,438
‫- عذر می‌خوام.
‫- ممکنه سکته کرده باشه.

276
00:12:52,438 --> 00:12:55,649
‫خونسردیت رو حفظ کن جون.
‫تختت رو می‌خوابونیم، خب؟

277
00:12:55,649 --> 00:12:58,319
‫- جون؟
‫- نفس عمیق بکش جون.

278
00:12:58,319 --> 00:13:00,279
‫- رو تنفست تمرکز کن.
‫- وای، نمی‌دونم.

279
00:13:00,279 --> 00:13:02,490
‫باید همین الان ازش سی‌تی اسکن بگیریم.

280
00:13:02,490 --> 00:13:03,949
‫جون، هوات رو داریم.

281
00:13:03,949 --> 00:13:07,286
‫طاقت بیار جون.
‫چیزی نیست. چیزی نیست.

282
00:13:12,124 --> 00:13:14,960
‫یه حمله ایسکمی گذرا
‫یا تی‌آی‌ای به مادرتون دست داد...

283
00:13:14,960 --> 00:13:17,630
‫که سکته جزئی محسوب می‌شه.

284
00:13:17,630 --> 00:13:19,799
‫خبر خوش از این قراره
‫که خود به خود خوب می‌شه.

285
00:13:19,799 --> 00:13:21,300
‫همین الانش بهتر شده...

286
00:13:21,300 --> 00:13:22,676
‫و به احتمال زیاد تا دو ساعت دیگه...

287
00:13:22,676 --> 00:13:23,803
‫بتونه درست صحبت کنه.

288
00:13:23,803 --> 00:13:25,221
‫خبر بد چیه؟

289
00:13:25,221 --> 00:13:29,308
‫سکته جزئی هشداره...

290
00:13:29,308 --> 00:13:31,352
‫که جون در آینده نزدیک سکته کامل می‌کنه.

291
00:13:31,352 --> 00:13:33,771
‫خودمون درمانش رو شروع کردیم
‫و داریم کاملا...

292
00:13:33,771 --> 00:13:35,439
‫معاینه‌اش می‌کنیم
‫که ازش جلوگیری کنیم.

293
00:13:35,439 --> 00:13:38,400
‫شما هم یه‌کم از مامانتون برام بگین.

294
00:13:38,400 --> 00:13:42,196
‫قبل از تغییر شخصیتش
‫چه‌جور آدمی بود؟

295
00:13:42,196 --> 00:13:43,823
‫قبل از فوت پدرتون رو می‌گم.

296
00:13:43,823 --> 00:13:45,991
‫مهربون، بامحبت و باملاحظه بود.

297
00:13:45,991 --> 00:13:48,494
‫- معلم کلاس چهارم بود.
‫- سلامت جسمانیش در چه حال بود؟

298
00:13:48,494 --> 00:13:50,663
‫قبلا فشارش بالا بود،

299
00:13:50,663 --> 00:13:52,706
‫ولی مشکل خاص دیگه‌ای نداشت،

300
00:13:52,706 --> 00:13:54,208
‫فقط یه بار که دبیرستانی بودیم،

301
00:13:54,208 --> 00:13:57,127
‫جفت والدینمون خیلی مریض شده بودن.

302
00:13:57,127 --> 00:13:59,839
‫وای خدا. آره، تبشون خیلی شدید بود...

303
00:13:59,839 --> 00:14:01,382
‫که بگیر و نگیر داشت.

304
00:14:01,382 --> 00:14:03,801
‫حتی یه سری جاهای سر بابا
‫کچل شده بود.

305
00:14:03,801 --> 00:14:05,511
‫عذر می‌خوام.
‫جفت والدینتون مریض شده بودن...

306
00:14:05,511 --> 00:14:07,096
‫ولی اصلا به شما سرایت نکرد؟

307
00:14:08,097 --> 00:14:10,975
‫- جریان چند ده سال پیشه؟
‫- آره.

308
00:14:10,975 --> 00:14:12,935
‫خوشحال می‌شم با رضایت مادرتون...

309
00:14:12,935 --> 00:14:14,395
‫یه پونکسیون کمری انجام بدیم.

310
00:14:14,395 --> 00:14:16,605
‫به نظرم می‌تونه چند مورد رو رد کنه.

311
00:14:23,195 --> 00:14:24,738
‫وایستا.

312
00:14:29,326 --> 00:14:32,621
‫ای بابا.

313
00:14:32,621 --> 00:14:37,167
‫خب، از کتاب‌های دفتر بابات فهمیدم...

314
00:14:37,167 --> 00:14:38,794
‫دکتر بود.

315
00:14:38,794 --> 00:14:40,254
‫دکتر عمومی بود.

316
00:14:40,254 --> 00:14:42,756
‫آره، مدت‌ها تو بیمارستان عمومی برانکس
‫کار می‌کرد.

317
00:14:43,757 --> 00:14:45,593
‫می‌شه بپرسم چی شد؟

318
00:14:47,261 --> 00:14:50,264
‫چهار سال پیش مرد.

319
00:14:51,181 --> 00:14:53,601
‫رفته بودیم جنگل.

320
00:14:55,060 --> 00:15:00,065
‫کنارم بود، ولی یهو غیبش زد.

321
00:15:01,609 --> 00:15:03,152
‫تسلیت می‌گم.

322
00:15:04,111 --> 00:15:06,113
‫مهم نیست بابا.

323
00:15:06,947 --> 00:15:08,616
‫حرف زدن راجع بهش حس خوبی داره.

324
00:15:09,867 --> 00:15:12,661
‫مامانم اکثرا ازش اجتناب می‌کنه.

325
00:15:12,661 --> 00:15:13,787
‫خب...

326
00:15:14,538 --> 00:15:16,749
‫همیشه می‌تونی با من صحبت کنی.

327
00:15:16,749 --> 00:15:17,875
‫اگه بخوای.

328
00:15:47,529 --> 00:15:49,573
‫سکته جزئی گاهی اوقات ترسناکه،

329
00:15:49,573 --> 00:15:51,325
‫- اوهوم.
‫- ولی ما در واقع می‌خوایم...

330
00:15:51,325 --> 00:15:53,535
‫از سکته واقعی جلوگیری کنیم.

331
00:15:54,787 --> 00:15:59,875
‫با پونکسیون کمری می‌تونیم
‫راحت‌تر تشخیص بدیم.

332
00:15:59,875 --> 00:16:02,962
‫می‌دونی کدوم بخش پیر شدن رو
‫اصلا به آدم نمی‌گن؟

333
00:16:02,962 --> 00:16:06,298
‫ظاهر آدم اصلا مهم نیست.

334
00:16:06,298 --> 00:16:09,551
‫باطنش هنوز جوانه.

335
00:16:09,551 --> 00:16:11,887
‫واسه همین هنوز عاشق می‌شم.

336
00:16:11,887 --> 00:16:15,599
‫تنها حسیه که دوباره بهم حال جوانی می‌ده.

337
00:16:15,599 --> 00:16:17,101
‫شاید بتونین با قدم زدن صبحگاهی...

338
00:16:17,101 --> 00:16:18,686
‫هم چنین حسی رو تجربه کنین.

339
00:16:18,686 --> 00:16:22,189
‫تو دیگه عاشق کی هستی؟

340
00:16:23,023 --> 00:16:25,859
‫الان چند وقته که تنها عشقم پزشکیه.

341
00:16:25,859 --> 00:16:28,988
‫واسه همین خیلی به فکر عشق و عاشقی نبودم.

342
00:16:28,988 --> 00:16:31,657
‫نبودی؟ چند وقت نبودی؟

343
00:16:31,657 --> 00:16:33,659
‫اِم...

344
00:16:33,659 --> 00:16:35,202
‫سه سال.

345
00:16:35,202 --> 00:16:40,290
‫وای عزیزم، من ده سال آخر
‫زندگی مشترکم هیچ محبتی ندیدم.

346
00:16:40,290 --> 00:16:42,084
‫خیلی احساس تنهایی می‌کردم.

347
00:16:42,084 --> 00:16:43,919
‫تو همون اشتباه رو نکن.

348
00:16:43,919 --> 00:16:46,463
‫مخصوصا تو این سن.

349
00:16:47,256 --> 00:16:48,924
‫اصلا نمی‌خواستم این‌قدر طول بکشه،

350
00:16:48,924 --> 00:16:52,636
‫ولی وقتی زیاد طول کشیده،
‫دوباره عاشق شدن ترسناکه.

351
00:16:52,636 --> 00:16:54,972
‫کافیه شریک زندگی مناسبت رو
‫پیدا کنی.

352
00:16:54,972 --> 00:17:00,144
‫بعد از فوت شوهرم، اول از همه
‫عاشق همسایه‌ام لو شدم.

353
00:17:00,144 --> 00:17:02,896
‫بهم احساس امنیت می‌داد.

354
00:17:02,896 --> 00:17:05,566
‫بهم احساس زیبایی می‌داد.

355
00:17:05,566 --> 00:17:08,152
‫می‌خوام چنین آدمی پیدا کنی.

356
00:17:16,952 --> 00:17:19,747
‫دکتر دانگ، شنیدم استاد...

357
00:17:19,747 --> 00:17:21,415
‫پیدا کردن مردم تو اینترنتی.

358
00:17:21,415 --> 00:17:24,293
‫بعضی‌ها می‌گن استاد.
‫بعضی‌ها می‌گن نابغه، ملکه،

359
00:17:24,293 --> 00:17:25,711
‫یا بازیگر غایب «هشت یار اوشن.»

360
00:17:25,711 --> 00:17:27,421
‫ولی آره، من استاد اطلاعات سایبری‌ام.

361
00:17:27,421 --> 00:17:30,049
‫آها.
‫باید بیماری رو که چند وقته...

362
00:17:30,049 --> 00:17:33,635
‫ازش خبری نیست پیدا کنم.

363
00:17:33,635 --> 00:17:36,513
‫تو گوگل جست‌وجو کردم و چیزی نیاورد،
‫نگرانم.

364
00:17:36,513 --> 00:17:39,516
‫- اسمش چیه؟
‫- آلیسون ویتاکر.

365
00:17:39,516 --> 00:17:43,520
‫- دانشجوی دکترای دانشگاه نیویورکه.
‫- هوم، اسمش زیاده.

366
00:17:43,520 --> 00:17:45,731
‫ببینین می‌تونین با سوابق بیمارستان
‫پیداش کنین.

367
00:17:45,731 --> 00:17:46,899
‫باشه.

368
00:17:56,283 --> 00:17:59,411
‫تو یکی از فرم‌های پذیرش
‫فامیلیش رو دوبخشی نوشته.

369
00:17:59,411 --> 00:18:03,624
‫آلیسون زانگ‌ویتاکر.

370
00:18:05,292 --> 00:18:06,585
‫خیلی‌خب، خیلی عجیبه.

371
00:18:06,585 --> 00:18:09,379
‫پیداش کردم، ولی گوگل نوشته...

372
00:18:09,379 --> 00:18:12,591
‫دانشجوی پزشکی کلمبیاست.

373
00:18:16,678 --> 00:18:19,014
‫ظاهرا شوهرتون رو هم می‌شناسه.

374
00:18:26,688 --> 00:18:28,774
‫با پونکسیون کمری معلوم شد...

375
00:18:28,774 --> 00:18:31,068
‫شما سیفلیس عصبی دارین.

376
00:18:31,068 --> 00:18:32,861
‫با عفونت سیفلیسی...

377
00:18:32,861 --> 00:18:38,242
‫که از چند دهه پیش درمان نشده ایجاد می‌شه.

378
00:18:38,242 --> 00:18:40,285
‫نوع وریدی سیفلیس عصبی...

379
00:18:40,285 --> 00:18:41,662
‫که شما بهش دچارین،

380
00:18:41,662 --> 00:18:43,413
‫تو سیستم عصبی مرکزی پخش می‌شه...

381
00:18:43,413 --> 00:18:45,332
‫و چند علائم مختلف...

382
00:18:45,332 --> 00:18:47,626
‫از جمله بیش‌فعالی احساسی داره.

383
00:18:47,626 --> 00:18:50,003
‫گاهی بیماری کوپیدو هم خطاب می‌شه.

384
00:18:50,003 --> 00:18:52,214
‫مسری نیست،
‫پس لازم نیست با اطرافیانتون...

385
00:18:52,214 --> 00:18:54,383
‫تماس بگیرین،

386
00:18:54,383 --> 00:18:56,343
‫ولی اگه درست درمان نشه،

387
00:18:56,343 --> 00:18:57,928
‫ممکنه به کشتنتون بده.

388
00:18:59,388 --> 00:19:03,934
‫یعنی کل احساسات اخیرم...؟

389
00:19:05,185 --> 00:19:07,437
‫تأثیر بیماریتونه.

390
00:19:07,437 --> 00:19:10,732
‫مامانمون سیفلیس عصبی داره که اگه...

391
00:19:10,732 --> 00:19:13,318
‫اگه درست فهمیده باشم،
‫فقط در صورتی که قبلا...

392
00:19:13,318 --> 00:19:14,945
‫سیفلیس گرفته باشه
‫ایجاد می‌شه؟

393
00:19:14,945 --> 00:19:17,531
‫- درسته.
‫- مامان، این که منطقی نیست.

394
00:19:17,531 --> 00:19:19,908
‫یعنی شوهر دوم داشتی؟

395
00:19:23,954 --> 00:19:28,750
‫من باباتون رو با تمام وجود دوست داشتم...

396
00:19:28,750 --> 00:19:31,753
‫و هیچ‌وقت به فکر شوهر دوم نبودم.

397
00:19:31,753 --> 00:19:36,341
‫متأسفانه باباتون عین من نبود.

398
00:19:37,176 --> 00:19:42,097
‫کلی خصوصیت زیبا و خارق‌العاده داشت،
‫ولی یه نقص داشت.

399
00:19:42,890 --> 00:19:45,309
‫ولی وقتی اون همه
‫از زندگی مشترک آدم گذشته،

400
00:19:45,309 --> 00:19:47,644
‫از خودش می‌پرسه...

401
00:19:47,644 --> 00:19:50,731
‫می‌خوام وقتی اون‌ور میز شام رو می‌بینم،

402
00:19:50,731 --> 00:19:56,987
‫مردی رو ببینم که هم عاشقمه
‫هم روسیاهم کرده،

403
00:19:56,987 --> 00:20:00,449
‫یا یه صندلی خالی ببینم؟

404
00:20:02,034 --> 00:20:03,785
‫من خودش رو انتخاب کردم.

405
00:20:06,580 --> 00:20:08,123
‫ما اصلا خبر نداشتیم.

406
00:20:09,708 --> 00:20:11,919
‫خیلی شرمنده‌ام مامان.

407
00:20:12,878 --> 00:20:15,589
‫خبر خوش هم داریم.

408
00:20:15,589 --> 00:20:17,841
‫می‌شه سیفلیس عصبی رو
‫با پنی‌سیلین درمان کرد...

409
00:20:17,841 --> 00:20:20,010
‫و بیماران زیادی کاملا خوب می‌شن.

410
00:20:20,010 --> 00:20:22,387
‫گاهی اوقات نمی‌تونیم
‫خسارات عصبی وارده رو...

411
00:20:22,387 --> 00:20:24,181
‫درمان کنیم،
‫یکیشون همین آسیب عصبیه...

412
00:20:24,181 --> 00:20:25,599
‫که باعث شده...

413
00:20:25,599 --> 00:20:27,226
‫بیش‌فعالی احساسی پیدا کنین،

414
00:20:27,226 --> 00:20:28,852
‫ولی تا درمانتون رو شروع نکنیم،
‫نمی‌تونیم با اطمینان بگیم.

415
00:20:28,852 --> 00:20:30,729
‫به نظرم ریسکش خیلی زیاده.

416
00:20:30,729 --> 00:20:33,523
‫مامان، گفتن ممکنه مرگبار باشه.

417
00:20:33,523 --> 00:20:35,567
‫درسته.

418
00:20:35,567 --> 00:20:37,694
‫اگه بیش‌فعالی احساسیتون از بین رفت،

419
00:20:37,694 --> 00:20:39,279
‫می‌تونیم جلساتی براتون بنویسیم...

420
00:20:39,279 --> 00:20:42,366
‫من و برادرم با از بین رفتنش
‫هیچ مشکلی نداریم.

421
00:20:42,366 --> 00:20:45,202
‫اصلا مناسب نیست.

422
00:20:45,202 --> 00:20:46,328
‫هشتاد سالشه.

423
00:20:46,328 --> 00:20:48,538
‫ولی به هر حال آدمم.

424
00:20:48,538 --> 00:20:51,708
‫من عاشق شرایطم با این بیماری‌ام...

425
00:20:51,708 --> 00:20:54,378
‫و نمی‌دونم چقدر دیگه از عمرم مونده.

426
00:20:54,378 --> 00:20:56,797
‫می‌شه لطفا بهش بگین
‫اشتباه وحشتناکیه؟

427
00:20:56,797 --> 00:20:58,924
‫بسه دیگه.

428
00:20:58,924 --> 00:21:01,176
‫تصمیم خودمه.

429
00:21:01,176 --> 00:21:03,428
‫حالا بذارین به حال خودم باشم.

430
00:21:23,824 --> 00:21:26,118
‫خیلی خودخواهم؟

431
00:21:26,118 --> 00:21:27,494
‫نه.

432
00:21:29,079 --> 00:21:30,664
‫به هیچ وجه.

433
00:21:31,915 --> 00:21:36,253
‫حس می‌کنم آتشی درونمه...

434
00:21:36,253 --> 00:21:39,089
‫که خیلی وقته از بین نرفته.

435
00:21:39,089 --> 00:21:41,925
‫نمی‌تونم به این زودی خاموشش کنم.

436
00:21:41,925 --> 00:21:44,094
‫شاید پسرهات قانع شدن.

437
00:21:44,094 --> 00:21:46,847
‫هوم. معلوم می‌شه.

438
00:21:50,559 --> 00:21:53,061
‫راستش، شاید بتونم...

439
00:21:53,061 --> 00:21:57,691
‫به پسرهات کمک کنم
‫یه‌کم بیشتر درکت کنن.

440
00:21:58,859 --> 00:22:00,193
‫اِم...

441
00:22:04,614 --> 00:22:07,200
‫ازت می‌خوام...

442
00:22:07,200 --> 00:22:09,119
‫عین همین طرح رو بکشی.

443
00:22:18,920 --> 00:22:21,173
‫خبر جدیدی از سالیوان به دستمون رسیده.

444
00:22:21,173 --> 00:22:22,799
‫ظاهرا جون با درمانش مخالفت کرده.

445
00:22:22,799 --> 00:22:24,176
‫اگه بیش‌فعالی احساسیش از بین بره،

446
00:22:24,176 --> 00:22:26,011
‫نمی‌خواد سفلیس عصبی رو درمان کنه.

447
00:22:26,011 --> 00:22:28,472
‫چرا یه زن هشتاد ساله
‫باید دنبال عشق و عاشقی باشه؟

448
00:22:28,472 --> 00:22:29,973
‫مسلما تصمیم شجاعانه‌ایه.

449
00:22:29,973 --> 00:22:32,476
‫فقط منم که طرف جونم؟

450
00:22:32,476 --> 00:22:34,019
‫بذارین زندگیش رو بکنه.

451
00:22:34,019 --> 00:22:36,730
‫- منظورم از زندگی عاشقیه.
‫- من مرددم.

452
00:22:36,730 --> 00:22:39,691
‫عشق از سرگرمی‌های محبوب منه،

453
00:22:39,691 --> 00:22:41,610
‫دقیقا زیر شکست دادن همه‌تون
‫تو بازی «کاتان»...

454
00:22:41,610 --> 00:22:43,653
‫و زیر تماشای سریال‌های کره‌ایه.

455
00:22:43,653 --> 00:22:45,530
‫باشه، ولی تفاهم احساسی چی می‌شه؟

456
00:22:45,530 --> 00:22:47,783
‫- اون که خیلی جذاب‌تره.
‫- خیلی موافقم.

457
00:22:47,783 --> 00:22:49,493
‫همه‌تون چرت می‌گین.

458
00:22:49,493 --> 00:22:52,913
‫حرف‌های احساسی بدون عشق نمی‌شه.

459
00:22:52,913 --> 00:22:54,831
‫ببینین، من شوخی ندارم.

460
00:22:54,831 --> 00:22:57,250
‫اگه دو نفر اصلا عاشق هم نباشن،

461
00:22:57,250 --> 00:22:58,335
‫به هیچ دردی نمی‌خوره.

462
00:23:05,342 --> 00:23:08,053
‫جون تصمیم خودش رو گرفته.

463
00:23:08,053 --> 00:23:10,514
‫نمی‌خواد درمان بشه.

464
00:23:10,514 --> 00:23:14,684
‫الان فقط می‌تونم پسرهاش رو قانع کنم.

465
00:23:14,684 --> 00:23:16,520
‫می‌خوام من باهاشون حرف بزنم؟

466
00:23:16,520 --> 00:23:18,355
‫می‌تونم خیلی ترسناک باشم.

467
00:23:20,107 --> 00:23:23,693
‫خب، من از مامانتون خواستم
‫عین همین طرح رو برام بکشه...

468
00:23:23,693 --> 00:23:25,821
‫و این رو کشید.

469
00:23:29,825 --> 00:23:32,953
‫گاهی بیماری
‫سرزندگی درونی...

470
00:23:32,953 --> 00:23:35,163
‫و قوه تخیل رو افزایش می‌ده.

471
00:23:35,163 --> 00:23:38,125
‫معلومه این بیماری چیزی رو
‫تو مادرتون برانگیخته.

472
00:23:38,125 --> 00:23:42,796
‫اکثر افراد جعبه می‌بینن،
‫ولی اون فراتر از جعبه می‌بینه.

473
00:23:42,796 --> 00:23:45,966
‫از کارتون ممنونیم.
‫واقعا ممنونیم.

474
00:23:45,966 --> 00:23:48,468
‫اصلا هم نمی‌خوایم لذت زندگیت رو
‫ازت بگیریم مامان،

475
00:23:48,468 --> 00:23:51,304
‫ولی نمی‌تونیم از تصمیمی
‫که به کشتنت می‌ده حمایت کنیم.

476
00:23:51,304 --> 00:23:53,682
‫انگار داری عشق و عاشقیت رو...

477
00:23:53,682 --> 00:23:55,976
‫- به همه‌چی ترجیح می‌دی.
‫- ما هنوز بهت نیاز داریم.

478
00:23:55,976 --> 00:23:59,855
‫فقط به فکر خودمون نیستیم،
‫به فکر نوه‌هات هم هستیم.

479
00:24:08,113 --> 00:24:11,032
‫خیلی‌خب، می‌تونین درمان رو شروع کنین.

480
00:24:12,826 --> 00:24:17,205
‫واسه پسرهام هر کاری می‌کنم
‫که بهتر بشم.

481
00:24:20,041 --> 00:24:21,710
‫خوب هوات رو داریم مامان.

482
00:24:21,710 --> 00:24:24,254
‫کلی با پاتریک حرف زدیم.
‫می‌خوام بیای پیش خودم زندگی کنی.

483
00:24:24,254 --> 00:24:27,632
‫دخترها خیلی مشتاقن
‫مامان‌بزرگ بیاد پیشمون.

484
00:24:37,392 --> 00:24:40,395
‫ایول. داری شبکه عصبی صورت رو می‌چینی؟

485
00:24:41,980 --> 00:24:44,399
‫نمی‌دونم چرا نمی‌تونم حفظش کنم.

486
00:24:46,443 --> 00:24:49,029
‫من از یه یادیار خوشم میاد.

487
00:24:49,029 --> 00:24:51,948
‫با ماشین می‌رم زنگبار.

488
00:24:51,948 --> 00:24:54,367
‫گیجگاهی. گونه‌ای.
‫دهانی.

489
00:24:54,367 --> 00:24:56,745
‫مرز فک و گردنی.

490
00:24:56,745 --> 00:24:58,455
‫اوهوم.

491
00:24:58,455 --> 00:25:01,541
‫مرسی.

492
00:25:01,541 --> 00:25:04,169
‫وای خدا. آبروم رفت.

493
00:25:04,169 --> 00:25:07,088
‫- خیر سرم من باید به تو یاد بدم.
‫- هوم.

494
00:25:07,088 --> 00:25:09,049
‫چون زیاد رفیق ندارم،

495
00:25:09,049 --> 00:25:10,967
‫کلی مجله و مقاله پزشکی می‌خونم.

496
00:25:11,718 --> 00:25:15,347
‫ضمنا، اولین کالبدگشاییم
‫تو چهارده سالگی بود.

497
00:25:15,347 --> 00:25:18,308
‫- بی‌خیال بابا.
‫- نه. جدی می‌گم.

498
00:25:22,687 --> 00:25:24,314
‫خب، خیلی تحت تأثیر قرار گرفتم.

499
00:25:26,650 --> 00:25:29,819
‫خیلی تحسین‌برانگیزی.

500
00:25:29,819 --> 00:25:30,862
‫تو هم همین‌طور.

501
00:25:31,613 --> 00:25:34,741
‫شرایط جون خیلی دشواره.

502
00:25:35,575 --> 00:25:37,035
‫داره احساسات خودش رو...

503
00:25:37,035 --> 00:25:39,079
‫فدای بچه‌هاش می‌کنه و...

504
00:25:40,747 --> 00:25:42,666
‫اصلا گوش می‌دی چی می‌گم؟

505
00:25:42,666 --> 00:25:44,000
‫نه.

506
00:25:48,463 --> 00:25:50,215
‫همین الان فهمیدم...

507
00:25:51,049 --> 00:25:53,927
‫داشتم زنی رو که موریس...

508
00:25:53,927 --> 00:25:57,013
‫عاشقش شده بود
‫و زندگی مشترکمون رو...

509
00:25:57,013 --> 00:25:59,849
‫- خراب کرده بود درمان می‌کردم.
‫- چی؟

510
00:25:59,849 --> 00:26:01,518
‫دو سه ماهی بیمارم بود.

511
00:26:01,518 --> 00:26:03,144
‫اصلا خبر نداشتم.

512
00:26:04,062 --> 00:26:05,855
‫واقعا ازش خوشم می‌اومد.

513
00:26:06,982 --> 00:26:09,609
‫امیدوار بودم بهتر بشه.

514
00:26:09,609 --> 00:26:13,446
‫بعدش یه روزی حرفی زد
‫که شک کردم...

515
00:26:13,446 --> 00:26:16,032
‫- و واسه همین تحقیق کردم.
‫- خب، باید می‌کردی.

516
00:26:16,032 --> 00:26:18,034
‫هر کسی تو چنین شرایطی
‫تحقیق می‌کرد.

517
00:26:18,034 --> 00:26:22,247
‫راستش، نمی‌دونم می‌خوام
‫بالا بیارم یا جیغ بزنم.

518
00:26:23,582 --> 00:26:25,375
‫هشت جلسه است...

519
00:26:25,375 --> 00:26:28,545
‫که بهم می‌گه چقدر دلش
‫واسه عشق سابقش تنگ شده...

520
00:26:28,545 --> 00:26:32,882
‫و از کل فعالیت‌های مشترکشون می‌گفت.

521
00:26:32,882 --> 00:26:34,384
‫واقعا خیال می‌کردم
‫تا حدی فهمیدم...

522
00:26:34,384 --> 00:26:38,221
‫می‌خوام با موریس چیکار کنم، ولی...

523
00:26:38,221 --> 00:26:40,724
‫واقعا گمون نکنم دیگه بتونم
‫تو چشمش نگاه کنم.

524
00:26:40,724 --> 00:26:44,644
‫شوهر جون زن دوم گرفته بود
‫و سال‌ها دو زن داشت.

525
00:26:45,437 --> 00:26:48,064
‫هشتاد سالشه و تازه داره
‫خودش رو کشف می‌کنه کارول.

526
00:26:48,064 --> 00:26:49,524
‫نمی‌خوام تو اون‌جوری بشی.

527
00:26:49,524 --> 00:26:51,151
‫خودم هم نمی‌خوام.

528
00:26:52,277 --> 00:26:57,073
‫با این حال، می‌گم کاش اون شب
‫گوشیش رو نگاه نکرده بودم،

529
00:26:57,073 --> 00:27:01,578
‫ولی دیروقت بود
‫و با صداش بیدار شدم.

530
00:27:01,578 --> 00:27:05,707
‫مایا خونه دوستش بود
‫و نگران بودم مشکلی پیش اومده باشه،

531
00:27:05,707 --> 00:27:08,126
‫واسه همین گوشیش رو باز کردم...

532
00:27:08,918 --> 00:27:11,171
‫و کلی پیام دیدم.

533
00:27:12,797 --> 00:27:16,009
‫درجا همون‌جا بیدارش کردم.

534
00:27:17,010 --> 00:27:21,389
‫خوب شد مایا اونجا نبود
‫و عصبانیتم رو ندید.

535
00:27:24,768 --> 00:27:26,311
‫قسم خورد.

536
00:27:27,103 --> 00:27:33,902
‫قسم خورد فقط یه بار با هم بیرون رفته بودن.

537
00:27:33,902 --> 00:27:36,780
‫ولی اگه راست گفته باشه،

538
00:27:36,780 --> 00:27:38,573
‫چرا اون زن باید دو ماه اخیر...

539
00:27:38,573 --> 00:27:41,326
‫تو دفتر من گریه کنه؟

540
00:27:42,661 --> 00:27:45,413
‫اون که راوی معتبری نیست کارول.

541
00:27:46,373 --> 00:27:48,249
‫خودش می‌دونست
‫دل شوهرت رو برده...

542
00:27:48,249 --> 00:27:50,168
‫و باز واسه روان‌کاوی پیش خودت اومد.

543
00:27:50,168 --> 00:27:53,296
‫رفتارش اصلا عادی نیست.

544
00:27:53,296 --> 00:27:57,133
‫معلومه باید کمکش کنن.
‫فقط یکی دیگه باید کمکش کنه.

545
00:27:57,133 --> 00:28:00,095
‫خودم روان‌کاو بعدیش رو انتخاب کردم.

546
00:28:00,095 --> 00:28:04,391
‫فقط می‌دونم حریم شخصی خیلی مهمه.

547
00:28:10,105 --> 00:28:12,315
‫حضانت به اتاق پرستاران طبقه سوم.

548
00:28:12,315 --> 00:28:13,983
‫حضانت به اتاق پرستاران طبقه سوم.

549
00:28:19,948 --> 00:28:22,867
‫- سلام دکتر نیکولز.
‫- سلام دکتر لاندون.

550
00:28:25,078 --> 00:28:26,496
‫عذر می‌خوام گزارشم دیر شد، آخه...

551
00:28:26,496 --> 00:28:29,499
‫آخه و چرای دیر شدن گزارش‌ها...

552
00:28:29,499 --> 00:28:31,167
‫به من ربطی نداره.

553
00:28:36,256 --> 00:28:37,590
‫فقط...

554
00:28:38,800 --> 00:28:40,927
‫حواست رو جمع کن.

555
00:28:52,856 --> 00:28:54,607
‫صبح به خیر جون.

556
00:28:54,607 --> 00:28:56,109
‫واقعا خیره؟

557
00:28:57,152 --> 00:28:58,361
‫می‌دونم می‌خوای بگی...

558
00:28:58,361 --> 00:29:01,865
‫آنتی‌بیوتیک‌ها دارن اثر می‌کنن،

559
00:29:01,865 --> 00:29:05,285
‫ولی خودم خیلی بی‌حسم.

560
00:29:06,119 --> 00:29:08,496
‫ظاهرا درمانش
‫داره بیش‌فعالی احساسیت رو...

561
00:29:08,496 --> 00:29:09,914
‫هم از بین می‌بره.

562
00:29:09,914 --> 00:29:11,916
‫راستش، راه‌های دیگه‌ای هم داره،

563
00:29:11,916 --> 00:29:14,127
‫می‌تونی با یه سری دارو درستش کنی.

564
00:29:14,127 --> 00:29:16,629
‫قراره برم خونه پسرم...

565
00:29:16,629 --> 00:29:19,257
‫پیش خانواده‌اش زندگی کنم.

566
00:29:19,257 --> 00:29:22,093
‫از آزادی و استقلال خبری نیست.

567
00:29:22,093 --> 00:29:24,971
‫راه دیگه لازم نیست.

568
00:29:30,018 --> 00:29:32,729
‫دکتر راس به عکس‌برداری.

569
00:29:32,729 --> 00:29:34,481
‫دکتر راس... عکس‌برداری.

570
00:29:39,360 --> 00:29:41,279
‫اتفاقی افتاده؟
‫مامانمون خوبه؟

571
00:29:41,279 --> 00:29:42,906
‫بستگی داره خوب رو چی حساب کنین.

572
00:29:42,906 --> 00:29:44,449
‫آخرین بار کی دیدینش؟

573
00:29:44,449 --> 00:29:45,700
‫امروز اول صبح.

574
00:29:45,700 --> 00:29:47,577
‫انگار یه کوچولو ساکت بود.
‫خسته بود.

575
00:29:47,577 --> 00:29:49,913
‫خستگی نیست، فروماندگیه.

576
00:29:49,913 --> 00:29:52,624
‫مغزش داره بهتر می‌شه،
‫ولی ذهنش رو به افوله.

577
00:29:52,624 --> 00:29:55,335
‫دوباره ازش خواستم
‫عین اون طرح رو بکشه.

578
00:29:55,335 --> 00:29:56,961
‫سیفلیس عصبیش
‫اره بهتر می‌شه...

579
00:29:56,961 --> 00:29:58,755
‫و بیش‌فعالی احساسیش از بین می‌ره،

580
00:29:58,755 --> 00:30:00,256
‫ولی شوقش هم داره از بین می‌ره.

581
00:30:00,256 --> 00:30:03,092
‫ببین، من کل کارم رو وقف...

582
00:30:03,092 --> 00:30:04,636
‫کمک به بیماران در راستای
وفق یافتن با شرایطشون کردم،

583
00:30:04,636 --> 00:30:06,805
‫ولی مامانتون نمی‌خواد.

584
00:30:06,805 --> 00:30:08,973
‫می‌خواد زندگی خودش رو داشته باشه.

585
00:30:08,973 --> 00:30:11,142
‫خیلی‌خب. پس نمی‌خواد
‫با ما زندگی کنه.

586
00:30:11,142 --> 00:30:13,686
‫ضمنا، می‌خواد همچنان
‫احساساتش برانگیخته باشه.

587
00:30:13,686 --> 00:30:15,563
‫دفعه اول به حرفم گوش ندادین.

588
00:30:15,563 --> 00:30:18,983
‫ازتون می‌خوام الان گوش بدین.

589
00:30:18,983 --> 00:30:20,318
‫می‌تونم علاوه بر درمانش،

590
00:30:20,318 --> 00:30:22,529
‫یه سری داروی مخصوص هم بهش بدم...

591
00:30:22,529 --> 00:30:24,614
‫که بیش‌فعالی احساسیش حفظ بشه.

592
00:30:24,614 --> 00:30:26,449
‫به احتمال زیاد این‌طوری مامانتون...

593
00:30:26,449 --> 00:30:28,368
آدمای جدیدی به شام‌های خانوادگی بیاره...

594
00:30:28,368 --> 00:30:30,453
‫و هر وقت بتونه از عشق و عاشقی خودش بگه،

595
00:30:30,453 --> 00:30:32,789
‫با زنی که بزرگتون کرده فرق می‌کنه،

596
00:30:32,789 --> 00:30:35,708
‫ولی هرچقدر هم که اذیت بشین،

597
00:30:35,708 --> 00:30:39,170
‫ازتون می‌خوام حمایتش کنین
‫و شرمنده‌اش نکنین.

598
00:30:39,170 --> 00:30:42,757
‫از شما می‌خوام خودتون رو وفق بدین.

599
00:30:44,175 --> 00:30:46,302
‫می‌تونین کمکم کنین
‫بخشی از وجود مامانتون رو...

600
00:30:46,302 --> 00:30:48,680
‫که بهش حس سرزندگی می‌ده نجات بدم...

601
00:30:48,680 --> 00:30:52,475
‫و در عین حال کلی عمر کنه.

602
00:30:58,690 --> 00:31:00,608
‫خیلی‌خب دکتر، باشه. شما بردین.

603
00:31:00,608 --> 00:31:01,734
‫باشه، قبوله.

604
00:31:14,497 --> 00:31:16,416
‫شاید بهتر باشه در رو قفل کنی.

605
00:31:16,416 --> 00:31:20,169
‫خوشم نمیاد مادرم سرزده بیاد تو.

606
00:31:20,169 --> 00:31:22,672
‫راستش، خودم کارت داشتم.

607
00:31:26,384 --> 00:31:30,763
‫این چند روز اخیر
‫کلی ماجرا داشتیم،

608
00:31:31,598 --> 00:31:33,975
‫ولی همه‌مون بعد از فوت بیماران
‫اذیت می‌شیم...

609
00:31:33,975 --> 00:31:36,728
‫و فوت رومن واقعا خیلی دردناک بود.

610
00:31:38,104 --> 00:31:41,941
‫همه‌مون سوگوار بودیم
‫و یه سری کارها رو از قلم انداختیم.

611
00:31:41,941 --> 00:31:45,320
‫ولی به نظرم بهتره
‫با سوگمون کنار بیایم...

612
00:31:45,320 --> 00:31:48,114
‫و گزارشاتمون رو سر وقت تحویل بدیم.

613
00:31:50,617 --> 00:31:52,452
‫باشه.

614
00:31:52,452 --> 00:31:53,828
‫باشه؟

615
00:31:53,828 --> 00:31:55,830
‫آره، حرفت رو زدی و درست می‌گی.

616
00:31:55,830 --> 00:31:59,542
‫غرق سوگ شدیم.
‫آره دیگه.

617
00:31:59,542 --> 00:32:04,213
‫بالاخره یه بار به توافق رسیدیم.

618
00:32:04,213 --> 00:32:06,716
‫فقط...

619
00:32:07,550 --> 00:32:09,844
‫سعی کن خودت هم به موقع تحویل بدی.

620
00:32:12,096 --> 00:32:13,681
‫تمام تلاشم رو می‌کنم.

621
00:32:37,914 --> 00:32:41,292
‫الان دو ساله که هر هفته همدیگه رو می‌بینیم.

622
00:32:41,292 --> 00:32:43,795
‫- بهترین فعالیت هفتگیمه.
‫- آها.

623
00:32:43,795 --> 00:32:46,422
‫درسته که پیشرفت داشتی،

624
00:32:46,422 --> 00:32:49,342
‫ولی احتمالا جای دیگه‌ای
‫سریع‌تر بهبود پیدا کنی.

625
00:32:49,342 --> 00:32:51,761
‫به نظرم یه روان‌پزشک دیگه هست...

626
00:32:51,761 --> 00:32:53,763
‫که برات خیلی مناسب‌تره.

627
00:32:53,763 --> 00:32:55,306
‫هوم، خواهش می‌کنم دکتر پیرس.

628
00:32:55,306 --> 00:32:56,766
‫خواهش می‌کنم بی‌خیالم نشین.

629
00:32:56,766 --> 00:32:58,726
‫تا الان پیش سه روان‌کاو رفتم.

630
00:32:58,726 --> 00:33:00,186
‫نمی‌تونم با کسی جز شما
‫صحبت کنم.

631
00:33:00,186 --> 00:33:02,355
‫- آلیسون...
‫- بهتون نیاز دارم.

632
00:33:03,856 --> 00:33:05,525
‫اگه شما رو از دست بدم...

633
00:33:07,235 --> 00:33:08,778
‫نمی‌دونم چیکار کنم.

634
00:33:14,492 --> 00:33:15,868
‫خیلی‌خب.

635
00:33:17,328 --> 00:33:20,164
‫خیلی‌خب. به تلاشمون ادامه می‌دیم.

636
00:33:25,628 --> 00:33:29,882
‫فلیبانسرین احساساتتون رو
‫برانگیخته می‌کنه...

637
00:33:29,882 --> 00:33:34,762
‫و از اضطرابتون می‌کاهه.

638
00:33:35,555 --> 00:33:37,515
‫یه دکتر عمومی عالی هم...

639
00:33:37,515 --> 00:33:39,392
‫بهتون معرفی می‌کنیم که بهش سر بزنین.

640
00:33:39,392 --> 00:33:41,019
‫این هم پیشتون باشه...

641
00:33:41,019 --> 00:33:43,521
‫که ممکنه به دردتون بخوره.

642
00:33:43,521 --> 00:33:45,189
‫شنیدم اتاقتون...

643
00:33:45,189 --> 00:33:47,025
‫تو آسایشگاه مجلل جدیدتون خیلی بزرگه.

644
00:33:48,776 --> 00:33:51,070
‫با این داروها دوباره عین سابق می‌شین.

645
00:33:51,070 --> 00:33:52,780
‫منظورم از سابق
‫جون قدیم نیست،

646
00:33:52,780 --> 00:33:55,199
‫همون جونی رو می‌گم
‫که موقع ورود به این بیمارستان...

647
00:33:55,199 --> 00:33:56,951
‫چشمش برق می‌زد.

648
00:33:56,951 --> 00:34:03,499
‫راستش، زنان بعد از یه سنی
‫احساس نامرئی بودن می‌کنن.

649
00:34:03,499 --> 00:34:07,712
‫ولی شما کاری کردین
‫اصلا چنین حسی نکنم.

650
00:34:07,712 --> 00:34:09,964
‫ممنون دکتر ولف.

651
00:34:13,009 --> 00:34:15,261
‫جون.

652
00:34:15,261 --> 00:34:18,514
‫لو، والت، شما اینجا چیکار می‌کنین؟

653
00:34:18,514 --> 00:34:20,058
‫باید عزیز دلمون رو می‌دیدیم.

654
00:34:20,058 --> 00:34:24,020
‫وای.

655
00:34:24,020 --> 00:34:28,066
‫معمولا تک‌تک بیماری‌ها رو
‫بد محسوب می‌کنیم...

656
00:34:28,066 --> 00:34:29,859
‫و باید درمانشون کنیم.

657
00:34:29,859 --> 00:34:34,864
‫ولی بیماری جون
‫سلامتی هم محسوب می‌شد.

658
00:34:35,239 --> 00:34:36,741
‫به افتخار زنانی که از برآورده کردن...

659
00:34:36,741 --> 00:34:38,576
‫نیازهاشون نمی‌ترسن.

660
00:34:38,576 --> 00:34:42,163
‫گاهی اوقات بیان خواسته‌مون
‫به بقیه دشواره.

661
00:34:42,163 --> 00:34:44,999
‫گاهی بیانش به خودمون هم دشواره.

662
00:34:45,166 --> 00:34:48,669
‫ممکنه به خوشحالی زیاد...

663
00:34:48,669 --> 00:34:51,005
‫یا غم شدید منجر بشه.

664
00:34:51,005 --> 00:34:54,759
‫فقط می‌تونیم از قله‌هاش لذت ببریم...

665
00:34:54,759 --> 00:34:56,844
‫و دره‌هاش رو تحمل کنیم.

666
00:34:56,844 --> 00:34:57,929
‫صبح به خیر.

667
00:34:59,764 --> 00:35:01,724
‫تام کجاست؟

668
00:35:01,724 --> 00:35:04,268
‫صبح زود رفت.

669
00:35:04,268 --> 00:35:07,271
‫اون که امروز صبح کلاس نداره.

670
00:35:07,271 --> 00:35:08,940
‫دانشگاه نرفت.

671
00:35:10,066 --> 00:35:11,776
‫سوار هواپیما شد.

672
00:35:11,776 --> 00:35:13,694
‫برمی‌گرده لندن.

673
00:35:16,531 --> 00:35:17,824
‫رفت خونه؟

674
00:35:18,783 --> 00:35:19,867
‫چرا؟

675
00:35:21,452 --> 00:35:22,495
‫مامان.

676
00:35:22,495 --> 00:35:25,289
‫بشین. بخور.

677
00:35:25,289 --> 00:35:27,041
‫صبحانه‌ات سرد می‌شه.

678
00:35:41,347 --> 00:35:43,850
‫به دکتر نیکولز چی گفتی؟

679
00:35:43,850 --> 00:35:45,393
‫به تو ربطی نداشت.

680
00:35:45,393 --> 00:35:47,270
‫باورم نمی‌شه.
‫چرا با خودم حرف نزدی؟

681
00:35:47,270 --> 00:35:50,398
‫من که نخواستم جنگ سردمون
‫ادامه داشته باشه.

682
00:35:50,398 --> 00:35:51,482
‫همه‌اش تقصیر توئه.

683
00:35:51,482 --> 00:35:53,067
‫وقتی جوان‌تر بودم،

684
00:35:53,067 --> 00:35:55,987
‫تام رو که از آکسفورد اومده بود
‫فرستادی بره.

685
00:35:55,987 --> 00:35:58,865
‫خب که چی؟

686
00:35:58,865 --> 00:36:00,908
‫یه روز صبح بیدار شدم و دیدم نیست.

687
00:36:00,908 --> 00:36:02,827
‫فردای همون روزی بود
‫که دیدی رفیق شدیم.

688
00:36:02,827 --> 00:36:05,913
‫الیور، جریان چیه؟

689
00:36:05,913 --> 00:36:07,748
‫کاری کردی حس کنم
‫اشتباه کردم،

690
00:36:07,748 --> 00:36:09,625
‫حس کنم انگار یه مشکلی دارم.

691
00:36:09,625 --> 00:36:12,628
‫تام رو فرستادم خونه،
‫چون رفیق خوبی نبود.

692
00:36:12,628 --> 00:36:14,213
‫اون که کار بدی نکرده بود.

693
00:36:14,213 --> 00:36:17,466
‫زندگیش تو یه مرحله کاملا متفاوت بود.

694
00:36:17,466 --> 00:36:21,053
‫تو هنوز سوگوار پدرت بودی.

695
00:36:21,053 --> 00:36:22,847
‫چرا همین رو نگفته بودی؟

696
00:36:24,098 --> 00:36:25,808
‫چون در اون صورت غیرمستقیم می‌گفتی...

697
00:36:25,808 --> 00:36:27,393
‫از یه سری خصوصیاتم خوشت نمیاد.

698
00:36:27,393 --> 00:36:30,980
‫من سال‌ها احساس طردشدگی داشتم.

699
00:36:35,526 --> 00:36:37,653
‫هیچی نگفتم...

700
00:36:40,698 --> 00:36:43,201
‫و سوالی نکردم، چون...

701
00:36:44,702 --> 00:36:46,621
‫نمی‌خواستم بدونم چته.

702
00:36:46,621 --> 00:36:48,956
‫اون موقع حال خودم هم خوب نبود.

703
00:36:48,956 --> 00:36:54,879
‫من تو دهه نود تو نیویورک دکتر بودم.

704
00:36:56,130 --> 00:37:02,136
‫شاهد کلی درد، عذاب و مرگ بودم.

705
00:37:04,722 --> 00:37:08,184
‫نگران تو بودم.

706
00:37:10,728 --> 00:37:12,730
‫بلد نبودم باهات حرف بزنم.

707
00:37:15,066 --> 00:37:18,319
‫پدرت همیشه بهتر از من
‫باهات حرف می‌زد.

708
00:37:18,319 --> 00:37:21,739
‫تو مادر منی.

709
00:37:23,032 --> 00:37:24,492
‫بعد از اون همه سختی
‫و بدبختی با بابا،

710
00:37:24,492 --> 00:37:27,036
‫چرا نمی‌تونستی بفهمی
‫دوباره خوشحال شده بودم؟

711
00:37:28,913 --> 00:37:31,916
‫خوشحالیم رو ازم گرفتی.

712
00:37:32,875 --> 00:37:34,919
‫شرمنده‌ام.

713
00:37:34,919 --> 00:37:38,089
‫فقط می‌خواستم ازت محافظت کنم.

714
00:37:39,632 --> 00:37:41,759
‫محافظت لازم نداشتم.

715
00:37:43,803 --> 00:37:45,763
‫عشق لازم داشتم.

716
00:38:20,089 --> 00:38:22,842
‫- سلام.
‫- سلام.

717
00:38:22,842 --> 00:38:25,344
‫حالت خوبه؟

718
00:38:25,344 --> 00:38:28,180
‫آره، آسانسورت باز خراب شد.

719
00:38:29,765 --> 00:38:31,100
‫اِم...

720
00:38:31,100 --> 00:38:32,393
‫مرسی.

721
00:38:32,393 --> 00:38:34,854
‫خب، سالاد جوانه نخود نداشتن،

722
00:38:34,854 --> 00:38:36,897
‫واسه همین سالاد خیار و سیر گرفتم...

723
00:38:36,897 --> 00:38:39,233
‫و داشتم با خودم می‌گفتم
‫اول «قسمت چهار» رو ببینیم،

724
00:38:39,233 --> 00:38:42,862
‫آخه فیلم‌های اصلی
‫خیلی از پیش‌درآمدها بهترن.

725
00:38:44,864 --> 00:38:47,408
‫چیزی رو از قلم انداختم؟

726
00:38:47,408 --> 00:38:48,826
‫نه.

727
00:38:50,244 --> 00:38:54,081
‫دکتر بوئن به بخش ۳۳۱.
‫دکتر بوئن به بخش ۳۳۱.

728
00:38:54,915 --> 00:38:56,167
‫سلام.

729
00:38:58,419 --> 00:38:59,503
‫من...

730
00:39:00,421 --> 00:39:02,548
‫من غرق سوگ نیستم.

731
00:39:03,382 --> 00:39:05,176
‫گمون نکنم تو هم باشی.

732
00:39:05,176 --> 00:39:07,011
‫ما دکتریم.
‫هر روز ریسک‌سنجی می‌کنیم.

733
00:39:07,011 --> 00:39:09,347
‫به بیماران و خانواده‌هاشون کمک می‌کنیم
‫تصمیمات دشواری بگیرن.

734
00:39:09,347 --> 00:39:11,891
‫بی‌گدار به آب نمی‌زنیم.

735
00:39:11,891 --> 00:39:15,144
‫خلاصه، به نظرم
‫احتمالا همکاری موفقمون...

736
00:39:15,144 --> 00:39:18,981
‫پنجاه‌پنجاه باشه.

737
00:39:18,981 --> 00:39:23,361
‫اگه یه جایی همکاریمون خراب شد،
‫یه‌جوری خودمون رو وفق می‌دیم.

738
00:39:23,361 --> 00:39:25,237
‫ولی نمی‌خوام هنوز اول همکاریمون...

739
00:39:25,237 --> 00:39:27,281
‫بهش خاتمه بدیم.

740
00:39:28,574 --> 00:39:30,409
‫می‌خوام تلاشمون رو بکنیم.

741
00:39:32,244 --> 00:39:34,663
‫به نظرم احتمال موفقیتمون
‫شصت چهله.

742
00:39:37,875 --> 00:39:39,794
‫ولی قبلا هم اشتباهم رو ثابت کردی.