1
00:00:07,257 --> 00:00:09,426
‫وقتی دچار بحران می‌شین،

2
00:00:09,426 --> 00:00:11,219
‫اولین واکنشتون چیه؟

3
00:00:11,219 --> 00:00:13,221
‫اولین کسی که خبر می‌کنین کیه؟

4
00:00:13,763 --> 00:00:15,974
‫آمبولانس ۲۴۰،
‫یه مورد کد سه داریم.

5
00:00:15,974 --> 00:00:17,892
‫یه پسر ده ساله دچار پریشانی روانی شده
‫و داره به خودش آسیب می‌زنه.

6
00:00:17,892 --> 00:00:19,978
‫واحدشون طبقه سوم یه ساختمون...

7
00:00:19,978 --> 00:00:21,521
‫تو تقاطع برادوی و مینه.

8
00:00:36,911 --> 00:00:39,247
‫خواهش می‌کنم، خواهش می‌کنم،
‫بس کن فین.

9
00:00:39,247 --> 00:00:41,207
‫فین، بس کن!

10
00:00:43,418 --> 00:00:45,920
‫خواهش می‌کنم، خواهش می‌کنم،
‫بس کن، بس کن، بس کن.

11
00:00:45,920 --> 00:00:48,923
‫آقای کمپ؟ من کیتی‌ام.
‫ایشون مکسه.

12
00:00:48,923 --> 00:00:51,051
‫چیزیتون شده؟ بهمون بگین.

13
00:00:51,051 --> 00:00:54,012
‫نه، نه، نه، نه. می‌خواستم واسه پسرم فین رو
‫بانداژ کنم.

14
00:00:54,012 --> 00:00:57,057
‫داشت بازی می‌کرد
‫که این گلدون رو شکست و زخمی شد.

15
00:00:57,057 --> 00:00:58,850
‫ولی وقتی اومدم ببینم چی شده،

16
00:00:58,850 --> 00:01:00,101
‫خودش رو تو سرویس حبس کرد.

17
00:01:00,101 --> 00:01:02,312
‫سر کوبیدن بین اوتیسمی‌ها رایجه.

18
00:01:02,312 --> 00:01:04,481
‫ولی نمی‌دونم چیکار کنم.
‫هر کاری کردم.

19
00:01:04,481 --> 00:01:06,232
‫می‌رم از آمبولانس صندلی چرخ‌دار بیارم.

20
00:01:06,232 --> 00:01:07,817
‫باشه.

21
00:01:10,403 --> 00:01:13,073
‫سلام فین.
‫من پارامدیک اورژانسم.

22
00:01:13,073 --> 00:01:15,450
‫انگار زخمی شدی.
‫می‌شه بیام تو ببینم چی شده؟

23
00:01:15,450 --> 00:01:18,411
‫یا خودش رو بیهوش می‌کنه
‫یا آسیبی دائمی وارد می‌کنه.

24
00:01:20,413 --> 00:01:22,415
‫فین، خواهش می‌کنم،
‫خواهش می‌کنم بس کن.

25
00:01:22,415 --> 00:01:24,501
‫فین، باید بس کنی، خواهش می‌کنم.

26
00:01:24,501 --> 00:01:27,087
‫چه کاماروهای قشنگی داری.

27
00:01:28,088 --> 00:01:29,798
‫ماشین من هم خیلی باحاله.

28
00:01:29,798 --> 00:01:32,133
‫من هم شورلت دارم.

29
00:01:38,848 --> 00:01:40,850
‫بیهوش شد؟

30
00:01:46,189 --> 00:01:48,441
‫وای!

31
00:01:54,823 --> 00:01:56,241
‫ببخشید رفیق.

32
00:01:56,241 --> 00:01:59,077
‫باید دستت رو ببندیم. قانونه.

33
00:01:59,077 --> 00:02:01,037
‫ببین، مکس...

34
00:02:01,037 --> 00:02:03,873
‫می‌شه به بابائه بگی
‫بیاد بیمارستان عمومی برانکس؟

35
00:02:03,873 --> 00:02:05,542
‫- باقیش رو ردیف می‌کنم.
‫- رو چشمم.

36
00:02:05,542 --> 00:02:07,127
‫باشه. مرسی.

37
00:02:08,253 --> 00:02:10,296
‫سلام. ببین، ببین.

38
00:02:10,296 --> 00:02:16,302
‫خب، می‌دونم این دست‌بندها
‫یه‌کم اذیت می‌کنن ترسناکن،

39
00:02:16,302 --> 00:02:19,180
‫ولی فرض کن آمبولانس ترن هواییه.

40
00:02:19,180 --> 00:02:21,558
‫این دست‌بندها عین کمربند ایمنی‌ان،

41
00:02:21,558 --> 00:02:23,560
‫ولی به دستت بسته می‌شن.

42
00:02:23,560 --> 00:02:26,437
‫امنیت جفتمون رو
‫تو راه تأمین می‌کنن.

43
00:02:26,437 --> 00:02:28,898
‫آماده‌ای؟ آره؟

44
00:02:33,194 --> 00:02:35,613
‫می‌خوای بدونی ماشینمون چیه؟

45
00:02:35,613 --> 00:02:37,282
‫اشتباه گفته بودی.

46
00:02:37,282 --> 00:02:39,492
‫شورلت نیست، ولی عیبی نداره.

47
00:02:39,492 --> 00:02:41,244
‫فورد اف۳۵۰ـه.

48
00:02:41,244 --> 00:02:44,205
‫خیلی‌خب خفن خان. هرچی مدل شورلت بلدی بگو.
‫بگو ببینم.

49
00:02:44,205 --> 00:02:46,207
‫بلیزر. کامارو.
‫کوروت. کوپه.

50
00:02:46,207 --> 00:02:48,918
‫- بولت. ملیبو....
‫- ون، داداش،

51
00:02:48,918 --> 00:02:50,420
‫- اون کفش رو از کجا خریدی؟
‫- هدیه است، خب؟

52
00:02:50,420 --> 00:02:52,213
‫نه. خیلی خفنه پسر.
‫می‌شه پا بزنم؟

53
00:02:52,213 --> 00:02:53,923
‫- حواستون جمع باشه.
‫- چی برامون آوردی کیتی؟

54
00:02:53,923 --> 00:02:55,508
‫وای فین، حتما خیلی مهمی.

55
00:02:55,508 --> 00:02:57,468
‫دکتر ولف و کل همکارانش...

56
00:02:57,468 --> 00:02:59,304
‫اومدن اینجا و منتظرتن.

57
00:02:59,304 --> 00:03:00,889
‫قول می‌دی من که نیستم
‫زیاد بهت خوش نگذره؟

58
00:03:00,889 --> 00:03:03,349
‫اصلا نمی‌تونم قول بدم.
‫ولی می‌تونم سعیم رو بکنم.

59
00:03:03,349 --> 00:03:04,893
‫همین بسه.

60
00:03:04,893 --> 00:03:07,937
‫پسر ده ساله اوتیسمیه،
‫اسمش فین کمپه.

61
00:03:07,937 --> 00:03:09,606
‫حواسش کاملا جمعه،
‫علائم حیاتیش خوبه،

62
00:03:09,606 --> 00:03:12,358
‫یه زخم دو طرفه داره،

63
00:03:12,358 --> 00:03:16,571
‫با شیشه شکسته زخمی شده،
‫سرش از کوبیدن آسیب دیده.

64
00:03:16,571 --> 00:03:20,241
‫- همه‌چی روبه‌راهه کیتی؟
‫- آره بابا. فقط سردرد دارم.

65
00:03:20,241 --> 00:03:22,118
‫یا تقصیر قهوه است...

66
00:03:22,118 --> 00:03:24,996
‫یا شش شیفت صبحگاهی پی‌درپی.

67
00:03:24,996 --> 00:03:26,414
‫- آمبولانس ۲۴۰.
‫- به گوشم.

68
00:03:26,414 --> 00:03:29,125
‫همیشه از دیدنتون خوشحال می‌شم دکتر ولف.

69
00:03:29,125 --> 00:03:31,544
‫فین رو به شما می‌سپارم.
‫باید برم.

70
00:03:31,544 --> 00:03:33,630
‫یه دختر شش ساله...

71
00:03:46,309 --> 00:03:48,394
‫خب، تو همین یه سال اخیر
‫چند بار...

72
00:03:48,394 --> 00:03:52,148
‫سوختگی شدید، عفونت استافیلوکوک
‫و پیچ‌خوردگی قوزک پا داشتی.

73
00:03:52,148 --> 00:03:54,150
‫سابقه جراحاتت پرباره.

74
00:03:54,150 --> 00:03:55,944
‫نکنه جانی ناکسویلی؟

75
00:03:55,944 --> 00:03:58,196
‫نه، من فین کمپ هستم.

76
00:03:58,196 --> 00:04:00,114
‫بچه‌ها تو این سن
‫همیشه به این‌ور و اون‌ور می‌خورن...

77
00:04:00,156 --> 00:04:02,283
‫و پاشون به یه جایی گیر می‌کنه.

78
00:04:02,283 --> 00:04:05,411
‫من بابای مجردم، واسه همین
‫رسیدگی به همه‌چی گاهی سخته، می‌فهمین؟

79
00:04:05,411 --> 00:04:07,413
‫اوایل امسال یه تکه چوب
‫خیلی بد تو دستش رفته بود...

80
00:04:07,413 --> 00:04:10,375
‫و من تازه شب فهمیدم و در آوردمش.

81
00:04:10,375 --> 00:04:13,503
‫خلاصه این‌جوری اتفاقات می‌افته.

82
00:04:13,503 --> 00:04:16,339
‫ولی امروز بدترینشون بود.

83
00:04:17,465 --> 00:04:19,592
‫می‌تونی با توجه به میزان دردت...

84
00:04:19,592 --> 00:04:22,470
‫یه شکلک رو بهم نشون بدی؟

85
00:04:22,470 --> 00:04:25,348
‫حالت شبیه کدومشونه؟

86
00:04:25,515 --> 00:04:28,393
‫[نمودار اندازه‌گیری درد]

87
00:04:28,393 --> 00:04:33,022
‫آره، توصیف احساسات
‫زیاد براش راحت نیست.

88
00:04:33,022 --> 00:04:35,066
‫درک می‌کنیم آقای کمپ.

89
00:04:35,066 --> 00:04:38,027
‫اوتیسم طیفیه.
‫تأثیرش رو هر کسی متفاوته.

90
00:04:38,695 --> 00:04:41,489
‫دکتر کینی و دکتر مارکوس
‫چند آزمایش می‌گیرن...

91
00:04:41,489 --> 00:04:43,741
‫که مشکلات عصبی رو حذف کنن،

92
00:04:43,741 --> 00:04:48,079
‫ولی با معاینه اولیه،
‫ظاهرا فین چیزیش نیست.

93
00:04:50,206 --> 00:04:52,709
‫ممنون دکترهای عزیز.
‫مگه نه فین؟

94
00:04:52,709 --> 00:04:56,170
‫ممنون. ممنون.

95
00:04:56,170 --> 00:04:58,673
‫بیمار ده ساله داشت مدام
‫سرش رو...

96
00:04:58,673 --> 00:05:00,383
‫به دیوار می‌کوبید؟

97
00:05:00,383 --> 00:05:02,385
‫می‌دونی خودزنی کار همیشگیشه یا نه؟

98
00:05:02,385 --> 00:05:04,345
‫خب، هنوز معلوم نیست،
‫ولی فعلا...

99
00:05:04,345 --> 00:05:07,098
‫ظاهرا زیاد براش سانحه پیش میاد.
‫تو چطوری؟

100
00:05:07,098 --> 00:05:09,017
‫پلیس‌ها بابت ماشینت چی گفتن؟

101
00:05:09,017 --> 00:05:11,019
‫هنوز شکایت ثبت نکردم.

102
00:05:11,019 --> 00:05:13,980
‫ظن با حقیقت فرق داره.

103
00:05:15,481 --> 00:05:17,191
‫چی می‌خوام بگم؟

104
00:05:17,191 --> 00:05:20,653
‫بگم گمون می‌کنم،
‫ولی نمی‌تونم ثابت کنم بیمارم...

105
00:05:20,653 --> 00:05:23,239
‫که زن دوم شوهرم بود،

106
00:05:23,239 --> 00:05:26,200
‫چون گفتم دیگه باهاش جلسه نمی‌ذارم
‫ماشینم رو داغون کرده؟

107
00:05:27,702 --> 00:05:29,495
‫ماشینم یه طرف.

108
00:05:29,495 --> 00:05:33,333
‫اگه کل ماجرا فاش بشه،
‫ممکنه آینده کاریم نابود بشه.

109
00:05:33,333 --> 00:05:36,085
‫شاید خیلی یهویی باهاش قطع ارتباط کردم.

110
00:05:36,085 --> 00:05:38,171
‫نظر موریس راجع به این جریانات چیه؟

111
00:05:38,171 --> 00:05:40,673
‫هنوز بهش نگفتم.
‫بدون مدرک،

112
00:05:40,673 --> 00:05:43,301
‫تبادل اطلاعات با لایحه جواب‌گویی پزشکان
‫در تضاده، آخه می‌شناسدش.

113
00:05:43,301 --> 00:05:45,636
‫خیلی‌خب، پس همین واسه من هم صادقه.

114
00:05:45,636 --> 00:05:48,514
‫دلیل اصلیت همینه یا واسه خودت
‫عذر موجه تراشیدی؟

115
00:05:48,514 --> 00:05:50,725
‫همین که یه کلمه بهش بگم،

116
00:05:50,725 --> 00:05:52,560
‫کلی بدبختی رو سرمون خراب می‌شه.

117
00:05:52,560 --> 00:05:55,438
‫گمون می‌کنه دیوانه شدم
‫که باز هم باهاش جلسه گذاشتم.

118
00:05:55,438 --> 00:05:58,483
‫نه. فعلا به دربان گفتم.

119
00:05:58,483 --> 00:06:01,152
‫زود بعد از مدرسه مایا می‌رم دنبالش.

120
00:06:01,152 --> 00:06:03,613
‫اولین تجربه‌ام نیست.
‫تحت کنترله.

121
00:06:03,613 --> 00:06:06,324
‫یادته اون بیمارم
‫تا خونه تعقیبم کرده بود؟

122
00:06:06,324 --> 00:06:08,409
‫کارول، از خودت محافظت کن.

123
00:06:10,244 --> 00:06:12,372
‫می‌فهمم چی می‌گی.

124
00:06:12,705 --> 00:06:14,248
‫نگران نباش.

125
00:06:14,248 --> 00:06:17,877
‫این قضیه رو جدی گرفتم،
‫قول می‌دم.

126
00:06:21,923 --> 00:06:24,092
‫- بس کن!
‫- تکون نخور فین.

127
00:06:24,092 --> 00:06:26,427
‫- می‌شه...
‫- بهتر نیست بگیم بقیه هم بیان؟

128
00:06:26,427 --> 00:06:29,263
‫- ببینم جیکوب هست یا نه؟
‫- به کمک جیکوب نیاز داریم؟

129
00:06:29,263 --> 00:06:31,140
‫- یا بگیم دانا بیاد.
‫- گفتی جیکوب.

130
00:06:31,140 --> 00:06:33,309
‫- گفتی جیکوب.
‫- دیدی؟ حتی رفیقمون فین هم شنید.

131
00:06:33,309 --> 00:06:35,353
‫داری الکی بزرگش می‌کنی.

132
00:06:35,353 --> 00:06:37,480
‫ولی بیا فعلا بازش نکنیم
‫و حواسمون به بیمارمون باشه.

133
00:06:37,480 --> 00:06:41,567
‫وای. ببخشید رفیق. داشتم حواست رو
‫پرت می‌کردم. تقصیر من بود.

134
00:06:41,567 --> 00:06:44,445
‫- نه، نه، نه، نه، نه، نه.
‫- چیزی نیست، چیزی نیست.

135
00:06:44,445 --> 00:06:46,656
‫- نه، نه، نه، نه، نه.
‫- چیزی نیست. ببین چی می‌گم.

136
00:06:46,656 --> 00:06:48,533
‫ببین، من که دارم آنژیوت رو می‌زنم،

137
00:06:48,533 --> 00:06:51,452
‫می‌تونی هرچقدر خواستی
‫دکمه‌ها رو فشار بدی.

138
00:06:51,452 --> 00:06:53,162
‫می‌خوای امتحان کنی؟

139
00:07:00,586 --> 00:07:03,506
‫خیلی‌خب فین، بیا به این یکی دستت بزنیم، خب؟

140
00:07:15,393 --> 00:07:17,687
‫وایستا ببینم، حسش نکردی؟

141
00:07:17,687 --> 00:07:20,523
‫- چی رو حس کنم؟
‫- آنژیو رو می‌گم. درد فین رو حس نکردی؟

142
00:07:20,523 --> 00:07:21,607
‫نه.

143
00:07:24,527 --> 00:07:26,529
‫[اورژانس]

144
00:07:26,529 --> 00:07:29,490
‫هنوز از دستم خسته نشدی؟
‫امروز یه‌کم نیرو کم داریم.

145
00:07:29,490 --> 00:07:32,743
‫جیم لانگ، مرد چهل ساله،
‫حواسش کاملا جمعه،

146
00:07:32,743 --> 00:07:34,287
‫بیهوش پیداش کردن.

147
00:07:34,287 --> 00:07:35,746
‫چقدر بیهوش بود؟

148
00:07:35,746 --> 00:07:37,707
‫می‌گن کمتر از دو دقیقه.

149
00:07:37,707 --> 00:07:39,709
‫نمی‌خواست بیاد بیمارستان،
‫ولی زنش اصرار کرد بیاریمش.

150
00:07:39,709 --> 00:07:42,670
‫یه تماس دیگه داریم،
‫ولی خودش می‌تونه باقیش رو بهتون بگه.

151
00:07:44,797 --> 00:07:47,467
‫کیتی! کیتی!

152
00:07:48,885 --> 00:07:50,344
‫نفسش بالا میاد؟

153
00:07:50,386 --> 00:07:52,430
‫آهای، می‌شه لطفا سریع یکی رو بیارین؟

154
00:07:52,430 --> 00:07:53,681
‫- کیتی! کیتی!
‫- پرستار! یه ترالی اورژانس آماده کن!

155
00:07:53,681 --> 00:07:55,224
‫باید علائم حیاتیش رو بگیریم.

156
00:08:00,605 --> 00:08:02,773
‫خب، خودت روند کارمون رو بلدی کیتی.

157
00:08:02,815 --> 00:08:04,525
‫- دردت رو از یک تا ده بگو.
‫- دو.

158
00:08:04,525 --> 00:08:07,528
‫خیلی‌خب، درسته که تاب‌آوری
‫تو کارمون مفید و تحسین‌برانگیزه،

159
00:08:07,528 --> 00:08:09,530
‫ولی الان به هیچ دردی نمی‌خوره.

160
00:08:09,530 --> 00:08:11,908
‫چیزیم نیست.
‫قبل از کار غذا نخورده بودم.

161
00:08:11,908 --> 00:08:14,702
‫ترکیب هیپوگلیسیمی،
‫کم‌خوابی...

162
00:08:14,702 --> 00:08:16,662
‫و کم‌آبی بدن...

163
00:08:16,662 --> 00:08:18,623
‫به غش کردن منجر می‌شه.
‫اشتباه مبتدیانه‌ای بود.

164
00:08:18,623 --> 00:08:20,500
‫خب، تشخیص مستقل خوبیه،

165
00:08:20,500 --> 00:08:22,210
‫ولی امروز صبح متوجه شده بودم...

166
00:08:22,210 --> 00:08:23,461
‫انقباض عضلات صورتت شدیدتر بود.

167
00:08:23,461 --> 00:08:24,921
‫چرا حواستون به انقباض عضلات صورت منه؟

168
00:08:24,921 --> 00:08:26,631
‫حواسم نیست.

169
00:08:26,631 --> 00:08:28,549
‫ولی احتمالا شنیدی
‫که چهره افراد...

170
00:08:28,549 --> 00:08:32,720
‫خوب یادم نمی‌مونه،
‫واسه همین رو خصوصیات یا حالاتشون...

171
00:08:32,720 --> 00:08:34,722
‫تمرکز می‌کنم
‫که واسه تو انقباض عضلات صورته.

172
00:08:34,722 --> 00:08:36,432
‫یعنی واسه بستری کردنم کافیه؟

173
00:08:36,432 --> 00:08:38,309
‫یه حسی بهم می‌گه
‫مشکل دیگه‌ای داری.

174
00:08:38,309 --> 00:08:40,728
‫ما که تو این کاریم،
‫خیلی راحت از نیازهای خودمون غافل می‌شیم،

175
00:08:40,728 --> 00:08:42,980
‫آخه مدام درگیر کمک به بقیه‌ایم.

176
00:08:42,980 --> 00:08:44,774
‫ولی بذار همین یه بار هم که شده...

177
00:08:44,774 --> 00:08:46,943
‫ما بهت کمک کنیم تا مطمئن بشیم
‫مشکل دیگه‌ای نداری.

178
00:08:46,943 --> 00:08:48,736
‫می‌شه حداقل حالا که منتظرم...

179
00:08:48,736 --> 00:08:51,697
‫از اون چیپس‌های یخی و کیک‌های بادوم‌زمینی
‫که به بیماران محبوبتون می‌دین داشته باشم؟

180
00:08:51,697 --> 00:08:53,449
‫یه شیرینی شکلاتی...

181
00:08:53,449 --> 00:08:54,909
‫هم روش بهت می‌دیم.

182
00:08:54,909 --> 00:08:56,744
‫دانا هم یه آزمایش خون کامل،

183
00:08:56,786 --> 00:09:00,414
‫آزمایش سوخت و ساز و سی‌تی می‌گیره
‫تا بعدا بررسیشون کنم.

184
00:09:00,456 --> 00:09:01,916
‫هوم.

185
00:09:03,626 --> 00:09:05,753
‫چیکار می‌کنی؟

186
00:09:05,753 --> 00:09:09,298
‫ای خدا،
‫اون‌قدر مهربون و مشتاق بود...

187
00:09:09,298 --> 00:09:11,467
‫که دلم نیومد بهش بگم دارم می‌رم.

188
00:09:11,467 --> 00:09:12,969
‫فهرست آسیب‌های مغزی رو پر کردم.

189
00:09:12,969 --> 00:09:15,346
‫نمی‌مونم سی‌تی اسکن بگیری.

190
00:09:15,346 --> 00:09:17,348
‫که بعدش به‌خاطر هپاتوم اپی‌دورال بمیری؟

191
00:09:17,348 --> 00:09:19,267
‫عمرا اگه بذارم.

192
00:09:19,267 --> 00:09:21,477
‫می‌دونم داری به وظیفه‌ات عمل می‌کنی.

193
00:09:21,477 --> 00:09:24,772
‫من چیزیم نیست.
‫خودم می‌دونم حال بد چه‌جوریه.

194
00:09:24,772 --> 00:09:26,315
‫پس این رو هم می‌دونی...

195
00:09:26,315 --> 00:09:27,858
‫اشتباه کردن گاهی خیلی گرون تموم می‌شه.

196
00:09:27,858 --> 00:09:29,610
‫تنها گرونی‌ای که نگرانشم...

197
00:09:29,610 --> 00:09:31,487
‫همون صورت‌حساب بیمارستانیه
‫که می‌خواین بهم غالب کنین.

198
00:09:31,487 --> 00:09:33,573
‫مگه پارامدیک‌ها بیمه خوب ندارن؟

199
00:09:33,573 --> 00:09:36,450
‫حتی اگه بر خلاف نظر پزشکان بری،

200
00:09:36,450 --> 00:09:38,661
‫برام مهمه چی به سرت میاد.

201
00:09:39,996 --> 00:09:42,623
‫به خدا واسه من یه شماره عادی نیستی.

202
00:09:42,623 --> 00:09:46,752
‫بیمار شماره ۰۲۶۷۹۴.

203
00:09:46,752 --> 00:09:49,380
‫بی‌خیال دانا، من واقعا شماره‌ای بیش نیستم.

204
00:09:49,380 --> 00:09:51,340
‫ببین، بذار کسی که واقعا نیاز داره...

205
00:09:51,340 --> 00:09:53,301
‫رو این تخت بیمارستان بخوابه.

206
00:09:53,301 --> 00:09:56,304
‫شریک زندگیم بیست و چهار ساعته
‫تحت‌نظرم داره.

207
00:09:57,680 --> 00:09:59,682
‫قول انگشتی می‌دم.

208
00:09:59,682 --> 00:10:02,351
‫قبوله. به یه شرط.

209
00:10:02,351 --> 00:10:06,063
‫یه لیتر سرم رینگرلاکتات مهمون ما باشی.

210
00:10:06,063 --> 00:10:10,568
‫فقط چند ساعت استراحت کن، خب؟

211
00:10:11,819 --> 00:10:14,614
‫این آزمایش واکنش آکسونه آقای کمپ.

212
00:10:14,614 --> 00:10:16,824
‫کارایی فیبرهای عصبی ریز رو می‌سنجه.

213
00:10:16,866 --> 00:10:18,409
‫چند ثانیه‌ای معلوم می‌شه...

214
00:10:18,409 --> 00:10:20,077
‫به هیستامین واکنش نشون می‌دن یا نه.

215
00:10:20,077 --> 00:10:22,663
‫منظورتون اینه که عصب فین مشکل داره؟

216
00:10:22,663 --> 00:10:24,540
‫داشتیم یه‌کم تحقیق می‌کردیم...

217
00:10:24,540 --> 00:10:27,668
‫و ممکنه فین دچار
‫یه اختلال ژنتیکی نادر باشه.

218
00:10:27,668 --> 00:10:28,961
‫فعلا فرضیه است.

219
00:10:28,961 --> 00:10:30,880
‫ولی با این آزمایش به نتیجه می‌رسیم.

220
00:10:41,140 --> 00:10:43,851
‫خب، تغییر نکرد.
‫یعنی خوبه دیگه؟

221
00:10:43,851 --> 00:10:46,771
‫تو این آزمایش که مخصوص بیماران
‫دچار به «سیپا»ست،

222
00:10:46,771 --> 00:10:49,148
‫واکنش منفی مطلوبه.

223
00:10:50,983 --> 00:10:54,445
‫مخفف عدم حساسیت مادرزادی به درده.

224
00:10:54,445 --> 00:10:57,823
‫یعنی فین درد رو حس نمی‌کنه.

225
00:11:01,202 --> 00:11:05,206
‫یعنی کل اون دفعاتی که زخمی شده بود،
‫اصلا حس نمی‌کرد.

226
00:11:05,206 --> 00:11:07,792
‫خودش نمی‌دونست.

227
00:11:07,792 --> 00:11:09,877
‫مگه می‌شه نفهمیده باشم؟
‫من پدرشم.

228
00:11:09,877 --> 00:11:12,129
‫تعداد افراد دچار به سیپا تو آمریکا
‫کمتر از صد نفره.

229
00:11:12,129 --> 00:11:15,925
‫احتمالا به اشتباه می‌گفتن علائم فین
‫به‌خاطر اوتیسمه.

230
00:11:15,925 --> 00:11:19,470
‫می‌شه لطفا یه لحظه تنهامون بذارین؟

231
00:11:19,470 --> 00:11:21,847
‫حتما.

232
00:11:24,141 --> 00:11:26,394
‫اعلام این تشخیص خیلی سخته،
‫حتی تشخیص دادنش سخت‌تره.

233
00:11:26,394 --> 00:11:28,437
‫چی شد که یاد سیپا افتادی؟

234
00:11:28,437 --> 00:11:30,481
‫به‌خاطر تو بود.

235
00:11:30,481 --> 00:11:32,942
‫فین که آنژیوش رو کند،
‫حتی من هم اذیت شدم.

236
00:11:32,942 --> 00:11:34,777
‫تو خیلی راحت تونستی
‫بانداژش کنی...

237
00:11:34,777 --> 00:11:36,821
‫و یه آنژیوی دیگه براش بزنی.

238
00:11:36,821 --> 00:11:38,864
‫تو که سندرم آینه‌ای داری
‫حسش نکردی،

239
00:11:38,864 --> 00:11:41,492
‫- واسه همین احتمال دادم...
‫- فین هم حس نکرده باشه.

240
00:11:41,492 --> 00:11:44,412
‫وای.
‫خیلی خارق‌العاده‌ای.

241
00:11:44,412 --> 00:11:47,248
‫معمای بعدی که باید حلش کنم...

242
00:11:47,248 --> 00:11:51,836
‫اینه که چه‌جوری تونستی این همه مدت
‫اون اسباب‌بازیت رو ازم مخفی کنی.

243
00:11:51,836 --> 00:11:54,130
‫دیگه چه رازی داری ون؟

244
00:11:56,507 --> 00:12:00,052
‫خیلی‌خب. کمکم کن.
‫باید حواسم رو پرت کنم.

245
00:12:00,052 --> 00:12:02,513
‫یادته از اون دوست کایروپراکترم
‫برات گفته بودم؟

246
00:12:02,513 --> 00:12:08,436
‫خب، به تازگی دنبال شوهر می‌گرده.

247
00:12:12,189 --> 00:12:14,108
‫- اذیتم نکن.
‫- باید برم اتاق عمل.

248
00:12:14,108 --> 00:12:15,776
‫نه، اذیتم نکن.

249
00:12:15,776 --> 00:12:18,404
‫این‌قدر سعی نکن دوست‌های عجیب و غریبت رو
‫به من بندازی.

250
00:12:18,404 --> 00:12:21,157
‫نیکولز، به این راحتی‌ها دست‌بردار نیستم!

251
00:12:23,284 --> 00:12:24,869
‫عه.

252
00:12:24,869 --> 00:12:27,538
‫کارول همین الان می‌خواست
‫یکی رو بهم بندازه.

253
00:12:27,538 --> 00:12:29,623
‫- کارول خودم؟
‫- هوم.

254
00:12:29,623 --> 00:12:32,001
‫تا حالا هیچ‌کدوم از دوست‌هاش رو
‫با من آشنا نکرده.

255
00:12:32,001 --> 00:12:34,378
‫وایستا ببینم، خودت به کارول گفته بودی
‫برات زن پیدا کنه؟

256
00:12:34,378 --> 00:12:36,088
‫نگفته بودم، ولی برام جالبه.

257
00:12:36,088 --> 00:12:38,340
‫اون که خیلی باهات رفیقه.

258
00:12:38,340 --> 00:12:40,801
‫چرا واسه تو آستین بالا نمی‌زنه؟

259
00:12:40,801 --> 00:12:43,053
‫- می‌خوای تا ابد مجرد بمونی؟
‫- این‌جوری نیست.

260
00:12:43,053 --> 00:12:46,182
‫ولی اگه به کارول بگم،
‫الکی بزرگش می‌کنه.

261
00:12:46,182 --> 00:12:49,143
‫- یعنی مسئله مهمی نیست؟
‫- نه، نه که مهم نباشه.

262
00:12:49,143 --> 00:12:52,062
‫ولی کارول معمولا تصمیمات عاطفیم رو
‫روان‌کاوی می‌کنه.

263
00:12:52,062 --> 00:12:54,482
‫کلی سوال می‌پرسه.

264
00:12:54,482 --> 00:12:57,318
‫- خیلی زیاد می‌پرسه.
‫- مطمئنم دلیل خاصی نداره.

265
00:12:57,318 --> 00:13:00,321
‫- می‌خوای به کارول بگم دست از سرت برداره؟
‫- راستش، خیلی مهم نیست.

266
00:13:00,321 --> 00:13:01,947
‫گمون نمی‌کردم...

267
00:13:01,947 --> 00:13:03,991
‫این‌قدر رو این مسئله پافشاری کنه،

268
00:13:03,991 --> 00:13:06,911
‫مخصوصا الان که خودش
‫با شوهرش به مشکل خورده.

269
00:13:06,911 --> 00:13:09,997
‫من کلا مشکلی ندارم.
‫باید برم اتاق عمل.

270
00:13:17,880 --> 00:13:20,216
‫زودتر واسه سم‌پاشی اومدن؟

271
00:13:20,216 --> 00:13:23,511
‫بوی عطر دراکار نوآره.
‫زیادی زدم؟

272
00:13:23,511 --> 00:13:27,097
‫نه. خودت که می‌دونی هنوز می‌تونی
‫امشب باهام بیای بیرون.

273
00:13:27,097 --> 00:13:29,892
‫کارول، من به بیلی گفتم باهاش می‌رم بیرون.

274
00:13:29,892 --> 00:13:32,520
‫قرار بود دو ساعت پیش بیاد.

275
00:13:35,105 --> 00:13:37,107
‫به نظرت بیلی قالم گذاشته؟

276
00:13:37,107 --> 00:13:39,193
‫حتی اگه گذاشته باشه
‫هم از اول باهاش حال نمی‌کردم.

277
00:13:39,193 --> 00:13:41,153
‫تا من رو داری، غم نداری.

278
00:13:41,153 --> 00:13:44,240
‫امشب باهام میای بیرون.
‫خودمون دور می‌زنیم.

279
00:13:46,116 --> 00:13:49,870
‫نگران من نباش.
‫تو برو خوش باش.

280
00:13:49,870 --> 00:13:51,872
‫شاید بعدا اومدم پیشت؟

281
00:13:51,872 --> 00:13:52,998
‫خیلی‌خب. هر طور راحتی.

282
00:14:04,593 --> 00:14:08,389
‫دکتر بوئن به ۳۱۱.
‫دکتر بوئن به ۳۱۱.

283
00:14:24,697 --> 00:14:27,074
‫کیتی؟ ببین من رو.
‫ببین من رو.

284
00:14:27,074 --> 00:14:28,576
‫وقت نداریم!

285
00:14:28,576 --> 00:14:30,744
‫کیتی، چیزی نیست. بیا، بیا بشین.

286
00:14:30,744 --> 00:14:32,746
‫- بشین. بیا.
‫- نه! زخم گلوله است.

287
00:14:32,746 --> 00:14:34,415
‫- باید زخمش رو ببندم.
‫- چیزی نیست، من هوات رو دارم.

288
00:14:34,415 --> 00:14:36,208
‫چیزی نیست. نه، نه، چیزی نیست.
‫داره هذیان می‌گه.

289
00:14:36,208 --> 00:14:38,586
‫- نتیجه سی‌تی چی بود؟
‫- قبول نکرد اسکن بگیریم.

290
00:14:38,586 --> 00:14:39,670
‫سعی کردم باهاش مخالفت کنم،

291
00:14:39,670 --> 00:14:41,589
‫ولی روند قانونی رو طی کرده بود.
‫تصمیم خودش بود.

292
00:14:41,589 --> 00:14:44,550
‫تصمیمش فقط و فقط با خودته دکتر.

293
00:14:44,550 --> 00:14:45,885
‫چیزی نیست کیتی.

294
00:14:52,850 --> 00:14:55,394
‫گمون کنم باید به حرف دکتر دانگ
‫گوش می‌دادم...

295
00:14:55,436 --> 00:14:57,313
‫و سی‌تی اسکن می‌گرفتم.

296
00:14:57,313 --> 00:14:59,273
‫شما که از دستش عصبانی نیستین، ها؟

297
00:14:59,273 --> 00:15:01,775
‫کله‌شقی من نباید کسی جز خودم رو
‫تو دردسر بندازه.

298
00:15:01,775 --> 00:15:04,153
‫دکتر دانگ درس خوبی گرفت.

299
00:15:04,153 --> 00:15:06,155
‫درسته که تو بیمار کله‌شقی هستی،

300
00:15:06,155 --> 00:15:10,492
‫ولی خوش‌بختانه من هم دکتر
‫خیلی کله‌شقی‌ام و خبر خوش دارم.

301
00:15:10,492 --> 00:15:12,286
‫نتیجه سی‌تی اسکنت عادیه،

302
00:15:12,286 --> 00:15:14,788
‫یعنی مغزت از زمین خوردن آسیبی ندیده.

303
00:15:14,788 --> 00:15:17,124
‫پس درست می‌گفتم. چیزیم نیست.

304
00:15:18,459 --> 00:15:20,419
‫خب، اگه خون‌ریزی نیست،
‫پس جریان چیه؟

305
00:15:20,419 --> 00:15:22,421
‫هنوز منتظریم نتیجه پونکسیون کمریت بیاد،

306
00:15:22,421 --> 00:15:25,174
‫ولی تعداد گلبول‌های سفید خونت
‫تا ۲۵ هزار بالا رفته.

307
00:15:25,174 --> 00:15:29,136
‫واسه همین بهت وانکومایسین
‫و سفتریاکسون زدیم.

308
00:15:29,136 --> 00:15:31,347
‫عفونت کردم.

309
00:15:31,347 --> 00:15:34,558
‫احتمالش خیلی زیاده
‫که در حین کارت...

310
00:15:34,558 --> 00:15:36,310
‫درگیر یه عامل بیماری‌زا شده باشی.

311
00:15:36,310 --> 00:15:37,895
‫باید کل احتمالات رو حذف کنیم.

312
00:15:37,895 --> 00:15:39,772
‫آمبولانس سرزمین...

313
00:15:39,772 --> 00:15:41,649
‫بیماری‌های عفونیه.

314
00:15:41,649 --> 00:15:44,693
‫همه‌چی رو بهم بگو.
‫هیچی رو از قلم ننداز.

315
00:15:46,820 --> 00:15:48,572
‫تا پنج راه افتاده بودم.

316
00:15:48,572 --> 00:15:51,241
‫اول رفتم غرب برانکس
‫که سه ماشین تصادف کردن.

317
00:15:51,241 --> 00:15:54,244
‫یه موتورسوار بود.
‫می‌دونم شما هم موتورسوارین،

318
00:15:54,244 --> 00:15:56,538
‫ولی این یکی کلاه ایمنی سرش نکرده بود.

319
00:15:56,538 --> 00:15:57,373
‫تا برسیم مرده بود.

320
00:15:57,414 --> 00:15:59,625
‫وای، سر صبحی
‫عجب شوک آدرنالینی وارد بدنت شد.

321
00:15:59,625 --> 00:16:02,544
‫بعدی زنی تحت تأثیر مواد بود
‫که همکاری نمی‌کرد.

322
00:16:02,544 --> 00:16:05,339
‫سابقه مصرف مواد داشت،
‫واسه همین بهش آرام‌بخش نزدم،

323
00:16:05,339 --> 00:16:07,508
‫- ولی احتمالا اشتباه کردم.
‫- وای!

324
00:16:07,508 --> 00:16:10,511
‫- همیشه می‌پره بالا.
‫- منظورت از بالا پریدن...

325
00:16:10,511 --> 00:16:12,471
‫آخ!

326
00:16:12,471 --> 00:16:15,182
‫- سوالاتتون رو آخرش بپرسین.
‫- باشه.

327
00:16:15,182 --> 00:16:17,393
‫بابابزرگ یکی بود...

328
00:16:17,393 --> 00:16:18,352
‫ایش!

329
00:16:18,352 --> 00:16:21,188
‫که خیال می‌کردیم آنفوآنزا گرفته.

330
00:16:21,188 --> 00:16:23,732
‫کارم رو با لوسیا تموم کردم،

331
00:16:23,732 --> 00:16:27,403
‫دختر چهارده ساله‌ای بود
‫که تازه راز بزرگی رو به والدینش گفته بود.

332
00:16:27,403 --> 00:16:29,738
‫وقتی باهاش دعوا کردن،
‫اقدام به خودکشی کرد.

333
00:16:29,738 --> 00:16:32,533
‫خیلی از این موارد می‌بینم.

334
00:16:33,367 --> 00:16:37,538
‫بهش گفتم حتی وقتی حس می‌کنه تنهاست
‫اصلا تنها نیست...

335
00:16:37,538 --> 00:16:41,375
‫و من هم گاهی می‌ترسم
‫یه سری مسائل رو به والدینم بگم.

336
00:16:41,375 --> 00:16:43,919
‫ولی یه روزی همه‌چی درست می‌شه.

337
00:16:43,919 --> 00:16:46,797
‫کارت تاب‌آوری روانی زیادی می‌طلبه.

338
00:16:46,797 --> 00:16:48,549
‫همچنین.

339
00:16:48,549 --> 00:16:50,884
‫اکثر بیمارانم به بیمارستان
‫عمومی برانکس می‌رن.

340
00:16:50,884 --> 00:16:53,971
‫ولی وقتی آدم اولین نفر
‫تو خط مقدم باشه فرق می‌کنه.

341
00:16:53,971 --> 00:16:57,224
‫حتما آروم گرفتن شرایط
‫بعد از اتمام کارت خیلی دشواره.

342
00:16:57,224 --> 00:16:59,643
‫اگه دست بر ندارم،
‫اصلا آروم نمی‌گیره.

343
00:16:59,643 --> 00:17:03,439
‫تب داری... حتی با آنتی‌بیوتیک
‫هم ۳۹.۱ درجه است.

344
00:17:03,439 --> 00:17:05,774
‫نتیجه پونکسیون کمری اومد.

345
00:17:05,774 --> 00:17:07,901
‫- مننژیته.
‫- سردرد،

346
00:17:07,901 --> 00:17:09,820
‫تب، حالا همه‌چی منطقی شد.

347
00:17:09,820 --> 00:17:11,905
‫گمون نکنم بابابزرگه
‫آنفلوآنزا داشته بوده باشه.

348
00:17:11,905 --> 00:17:15,367
‫دکتر ولف، اون آقائه به ۲۴ ساعت نکشید.

349
00:17:15,367 --> 00:17:17,453
‫کیتی، داستانش با داستان تو فرق می‌کنه.

350
00:17:17,453 --> 00:17:20,873
‫حالا که دلیل بیماریت رو فهمیدیم،
‫با تمام قوا باهاش مبارزه می‌کنیم.

351
00:17:27,880 --> 00:17:30,049
‫پسرم خوب می‌شه؟

352
00:17:30,049 --> 00:17:34,136
‫سیپا بیماری کشنده نیست،
‫ولی راستش رو بخواین،

353
00:17:34,136 --> 00:17:36,930
‫مبتلایان انگشت‌شماری
‫بیش از ۲۵ سال عمر می‌کنن.

354
00:17:36,930 --> 00:17:39,725
‫هرچی بزرگ‌تر می‌شن
‫از هوشیاریشون کاسته می‌شه.

355
00:17:39,725 --> 00:17:41,894
‫می‌خوام با فین جلسات هفتگی بذارم...

356
00:17:41,935 --> 00:17:43,562
‫که سلامت جسمانیش رو بررسی کنیم...

357
00:17:43,562 --> 00:17:46,648
‫و کمکش کنیم بیماریش رو درک کنه.

358
00:17:46,648 --> 00:17:49,693
‫بیاین از هیچ تلاشی واسه تأمین امنیتش
‫کوتاهی نکنیم.

359
00:18:02,039 --> 00:18:03,791
‫آقای کمپ؟

360
00:18:03,791 --> 00:18:08,003
‫فقط می‌خواستم بهتون بگم
‫من هم یه پسر دارم.

361
00:18:08,003 --> 00:18:10,964
‫وقتی پیششم، تنها کلمه‌ای که از دهنم
‫در میاد «مراقب باش»ـه.

362
00:18:10,964 --> 00:18:14,009
‫جای خوبی اومدین.
‫آدم‌های درستی مواظب فینن.

363
00:18:14,009 --> 00:18:15,302
‫ممنون.

364
00:18:15,302 --> 00:18:17,137
‫سلام بابا!

365
00:18:17,137 --> 00:18:20,307
‫دکتر کینی گفت پایین آب‌نبات چوبی دارن.

366
00:18:20,307 --> 00:18:21,975
‫می‌شه بریم؟

367
00:18:21,975 --> 00:18:24,853
‫- آره.
‫- سمت چپه.

368
00:18:27,314 --> 00:18:29,108
‫نمی‌دونم والدین چه‌جوری از پسش بر میان.

369
00:18:29,108 --> 00:18:30,943
‫یه عمر بابت انسانی
‫که کنترلش...

370
00:18:30,943 --> 00:18:32,945
‫کاملا از دستشون خارجه استرس می‌کشن.

371
00:18:32,945 --> 00:18:35,114
‫در تصورت می‌گنجه؟
‫نه‌خیر، مرسی.

372
00:18:35,114 --> 00:18:37,199
‫تو بچه نمی‌خوای؟

373
00:18:37,199 --> 00:18:39,493
‫نه.
‫هیچ‌وقت نمی‌خواستم.

374
00:18:39,493 --> 00:18:41,995
‫اصلا اهلش نیستم.

375
00:18:41,995 --> 00:18:44,206
‫برنامه فردا شب هنوز سر جاشه؟

376
00:18:44,206 --> 00:18:46,291
‫آره. آره.

377
00:18:46,291 --> 00:18:48,127
‫اوهوم.

378
00:18:51,171 --> 00:18:52,548
‫اذیت نکن دیگه!

379
00:18:53,715 --> 00:18:54,925
‫بذار من بزنم.

380
00:18:57,886 --> 00:18:59,179
‫ممنون.

381
00:18:59,179 --> 00:19:02,057
‫جاش دلش نمی‌خواد...

382
00:19:02,057 --> 00:19:04,434
‫براش دنبال زن بگردی.

383
00:19:04,434 --> 00:19:06,019
‫عه.

384
00:19:10,190 --> 00:19:13,152
‫خب، ممنون که به اطلاعم رسوندی.

385
00:19:13,152 --> 00:19:16,446
‫همین؟ هیچ سوال، نظر
‫یا نگرانی دیگه‌ای نداری؟

386
00:19:16,446 --> 00:19:19,074
‫چرا عین همیشه بازجویی نمی‌کنی؟

387
00:19:19,074 --> 00:19:20,617
‫حوصله ندارم.

388
00:19:20,617 --> 00:19:23,245
‫فقط حواست باشه ولف.

389
00:19:23,245 --> 00:19:26,623
‫وقتی آدم با همکارهاش رفیق می‌شه،

390
00:19:26,623 --> 00:19:28,458
‫کدورت رو همکاریشون هم تأثیر می‌ذاره.

391
00:19:28,458 --> 00:19:30,335
‫خلاصه...

392
00:19:30,335 --> 00:19:32,171
‫مرسی که شکلاته رو برام در آوردی.

393
00:19:34,089 --> 00:19:36,925
‫داستان جالب شد... با یه پسر آشنا شدم.

394
00:19:36,925 --> 00:19:39,469
‫اسمش موریسه.

395
00:19:39,469 --> 00:19:42,848
‫یه‌کم شبیه سندباده، ولی جذاب‌تره.

396
00:19:42,848 --> 00:19:45,601
‫الی؟ خونه‌ای؟

397
00:19:45,601 --> 00:19:47,144
‫ولف؟

398
00:19:48,896 --> 00:19:50,355
‫نه. نه.

399
00:19:52,608 --> 00:19:54,985
‫الی؟

400
00:19:56,111 --> 00:19:59,364
‫کارول، حالم زیاد خوب نیست.

401
00:19:59,364 --> 00:20:03,118
‫بلایی که فردا سرت میارم
‫خیلی بدتر از این حرف‌هاست.

402
00:20:03,785 --> 00:20:06,455
‫- هوم.
‫- الان عین فردام.

403
00:20:06,496 --> 00:20:09,041
‫خواهش می‌کنم برام کارول‌بازی در نیار.

404
00:20:10,959 --> 00:20:13,795
‫دیگه هیچ‌وقت چنین کاری نکن.

405
00:20:13,795 --> 00:20:15,339
‫باشه؟

406
00:20:15,339 --> 00:20:17,883
‫فشار خونش زیر پنجاهه.

407
00:20:17,883 --> 00:20:20,928
‫دو لیتر سرم رینگرلاکتات بهش زدیم،
‫ولی هنوز تأثیر نداشته.

408
00:20:20,928 --> 00:20:23,388
‫کیتی؟

409
00:20:23,388 --> 00:20:26,892
‫- واسه همین چراغ خاموشه.
‫- نورهراسی. سفتی شدید گردن.

410
00:20:26,892 --> 00:20:30,062
‫مننژیتش داره بدتر می‌شه.
‫آنتی‌بیوتیک تأثیر نداره.

411
00:20:30,062 --> 00:20:33,690
‫کیتی، ما پیشتیم.
‫کافیه نفس بکشی.

412
00:20:35,984 --> 00:20:37,819
‫تنفس درد داره.

413
00:20:37,819 --> 00:20:40,072
‫مایعات دارن ادم ریه ایجاد می‌کنن.

414
00:20:40,072 --> 00:20:42,658
‫- باید فشار خونش رو بالا ببریم.
‫- می‌رم نوراپی‌نفرین بیارم.

415
00:20:42,658 --> 00:20:45,410
‫- کیتی دچار شوک عفونی شده.
‫- ما که اشتباهی نکردیم.

416
00:20:45,410 --> 00:20:48,413
‫- اگه آنتی‌بیوتیک تأثیر نداره...
‫- خودت جوابش رو می‌دونی.

417
00:20:48,413 --> 00:20:51,375
‫سوال اصلی اینه که چرا؟

418
00:20:57,214 --> 00:20:58,674
‫باکتری گرم‌مثبت.

419
00:20:58,674 --> 00:21:01,176
‫با لیستریا مننژیت گرفته؟

420
00:21:01,176 --> 00:21:03,804
‫ولی هیچ‌وقت واسه امثال کیتی
‫لیستریا رو در نظر نمی‌گیریم،

421
00:21:03,804 --> 00:21:06,014
‫فقط ممکنه با جراحت در حین کار پیش بیاد.

422
00:21:06,014 --> 00:21:07,599
‫اون که جوان و سالمه.

423
00:21:07,599 --> 00:21:09,059
‫آره، تا حالا ندیدم
‫کسی با این سابقه پزشکی...

424
00:21:09,059 --> 00:21:10,102
‫این‌قدر با لیستریا مریض بشه.

425
00:21:10,102 --> 00:21:11,687
‫به شدت نادره.

426
00:21:11,687 --> 00:21:13,146
‫من بهش آمپی‌سیلین می‌زنم،
‫شما دو تا باید...

427
00:21:13,146 --> 00:21:15,065
‫معمای اصلی رو حل کنین.

428
00:21:15,065 --> 00:21:17,150
‫چرا کیتی داره با عفونتی
‫که فقط افراد مسن...

429
00:21:17,192 --> 00:21:21,029
‫یا دارای نقص ایمنی رو به کشتن می‌ده
‫می‌میره؟

430
00:21:21,029 --> 00:21:24,449
‫یوهو!

431
00:21:32,499 --> 00:21:35,043
‫- اینجا چیکار می‌کنی؟
‫- واقعا نیاز داشتم حرف بزنم.

432
00:21:35,043 --> 00:21:37,170
‫کسی جز تو نمی‌تونه کمکم کنه.

433
00:21:37,170 --> 00:21:40,048
‫آلیسون، نه.
‫خودت می‌دونی خیلی زشته.

434
00:21:40,048 --> 00:21:42,217
‫کمکی از دست من بر نمیاد.

435
00:21:42,217 --> 00:21:45,762
‫من که به چند روان‌پزشک دیگه
‫معرفیت کردم.

436
00:21:45,762 --> 00:21:47,639
‫کلا اشتباه می‌کنی.

437
00:21:47,639 --> 00:21:51,518
‫کسی جز تو نمی‌فهمه
‫من چقدر آسیب دیدم.

438
00:21:51,518 --> 00:21:54,771
‫می‌دونم. خودت هم داری اذیت می‌شی.

439
00:21:54,771 --> 00:21:57,065
‫موریس این بلا رو سر جفتمون آورد.

440
00:21:57,065 --> 00:22:01,570
‫آلیسون، خواهش می‌کنم
‫برو پیش یه دکتر دیگه.

441
00:22:01,570 --> 00:22:04,573
‫لذت می‌بری بهت نیاز داشته باشم؟

442
00:22:04,573 --> 00:22:07,784
‫خیال می‌کردم توجهت با جریان ماشین
‫جلب بشه،

443
00:22:07,784 --> 00:22:12,080
‫ولی ظاهرا برعکس موریس
‫بی‌توجهی می‌کنی.

444
00:22:12,080 --> 00:22:15,542
‫هر ماجرایی که با شوهر من داشتی...

445
00:22:15,542 --> 00:22:18,128
‫هیچ ربطی به من نداره.

446
00:22:18,128 --> 00:22:20,255
‫بهم گفته بود اتاق‌هاتون رو جدا کردین...

447
00:22:20,255 --> 00:22:22,841
‫و چندین ماهه بهش ابراز علاقه نکردی.

448
00:22:30,766 --> 00:22:34,895
‫اگه یه بار دیگه بیش از صد متر
‫به مایا نزدیک بشی،

449
00:22:34,895 --> 00:22:38,023
‫پلیس خبر می‌کنم.

450
00:22:38,023 --> 00:22:39,941
‫چرا تا حالا نکردی؟

451
00:22:40,692 --> 00:22:42,611
‫چون قبل از اتمام جلساتمون...

452
00:22:42,611 --> 00:22:46,239
‫می‌دونستی من زن دوم موریس بودم؟

453
00:22:46,239 --> 00:22:48,283
‫ترغیبم نکن دکتر پیرس.

454
00:22:48,283 --> 00:22:51,912
‫می‌تونم با یه تماس بدبختت کنم.

455
00:22:54,915 --> 00:22:56,958
‫مامان؟

456
00:22:56,958 --> 00:22:58,710
‫- سلام عزیزم.
‫- سلام!

457
00:22:58,710 --> 00:22:59,795
‫چرا اومدی اینجا؟

458
00:22:59,795 --> 00:23:01,963
‫چرا آلیسون پیشت بود؟

459
00:23:01,963 --> 00:23:03,757
‫تو از کجا می‌شناسیش؟

460
00:23:03,757 --> 00:23:06,218
‫یه بار که سر کار بابا دیده بودمش،
‫سه‌تایی ناهار خوردیم.

461
00:23:10,180 --> 00:23:12,808
‫انگار غافلگیر شدی.

462
00:23:12,808 --> 00:23:14,684
‫راستش، آره.

463
00:23:15,644 --> 00:23:17,104
‫چی گفت؟

464
00:23:17,104 --> 00:23:19,981
‫گفت مواظب باشم.

465
00:23:21,775 --> 00:23:23,443
‫چرا به تو گفت؟

466
00:23:25,821 --> 00:23:27,531
‫گفت مواظب خودم باشم.

467
00:23:28,782 --> 00:23:32,911
‫آخه کارول یه سری
‫از بدترین روزهای زندگیم رو دیده،

468
00:23:32,911 --> 00:23:35,956
‫همه بدبختی‌ها و ناراحتی‌هام رو دیده.

469
00:23:35,956 --> 00:23:38,917
‫چند وقتی می‌شد
‫که یه کار...

470
00:23:38,917 --> 00:23:40,669
‫ثابت...

471
00:23:42,170 --> 00:23:45,048
‫و باثبات نداشتم.

472
00:23:45,048 --> 00:23:47,592
‫درک می‌کنم.

473
00:23:47,592 --> 00:23:50,929
‫من هم قبل از اینجا
‫زود بیمارستان عوض می‌کردم.

474
00:23:50,929 --> 00:23:52,973
‫لزومی نداره این یکی رو هم عوض کنم.

475
00:23:52,973 --> 00:23:55,642
‫خب، گذشته رو بی‌خیال.

476
00:23:59,938 --> 00:24:02,816
‫خب...

477
00:24:02,816 --> 00:24:05,735
‫دیشب خیلی ترسناک بود.

478
00:24:05,735 --> 00:24:07,112
‫حتما باید این حرف‌ها رو بزنی کارول؟

479
00:24:07,112 --> 00:24:11,116
‫ببین، درک می‌کنم.
‫سر کار موندن خیلی بده.

480
00:24:11,116 --> 00:24:13,952
‫ولی تازه با بیلی رفیق شده بود.
‫واقعا می‌ارزید...

481
00:24:13,952 --> 00:24:16,621
‫اون همه چیز گرون مصرف کنی؟

482
00:24:17,873 --> 00:24:20,167
‫اعصابم رو خرد کرد.

483
00:24:20,834 --> 00:24:22,711
‫می‌دونم تقصیر بابام نبود،

484
00:24:23,795 --> 00:24:28,133
‫ولی وقتی یکی قول می‌ده
‫بیاد و نمیاد،

485
00:24:28,133 --> 00:24:30,886
‫هنوز یاد همون درد می‌افتم.

486
00:24:30,886 --> 00:24:35,515
‫گاهی اون‌قدر درد می‌کشم
‫که نفسم بالا نمیاد.

487
00:24:35,515 --> 00:24:38,852
‫هر وقت مدت زیادی تنها می‌مونم...

488
00:24:40,520 --> 00:24:42,522
‫دوباره افکار بد ذهنم رو درگیر می‌کنن...

489
00:24:42,522 --> 00:24:45,025
‫و از همین می‌ترسم.

490
00:24:45,025 --> 00:24:47,027
‫وقتی اون‌جوری می‌شه،

491
00:24:47,027 --> 00:24:49,988
‫نمی‌خوام هیچ حسی داشته باشم.

492
00:24:52,449 --> 00:24:55,869
‫خنثی کردن درد
‫گاهی همون موقع حس خوبی داره.

493
00:24:55,869 --> 00:25:01,875
‫ولی اگه نیومده بودم خونه،
‫ممکن بود الان...

494
00:25:05,212 --> 00:25:09,466
‫وقتی خودت رو اذیت می‌کنی،
‫عزیزانت رو هم اذیت می‌کنی.

495
00:25:09,466 --> 00:25:13,094
‫بابات آدم شگفت‌‍انگیزی تربیت کرده ولف.

496
00:25:13,094 --> 00:25:15,222
‫عزیزترین آدم زندگیمی.

497
00:25:15,222 --> 00:25:17,098
‫کاش اینجا بود و می‌دید.

498
00:25:21,436 --> 00:25:23,313
‫آمبولانس در واقع خونه کیتی
‫محسوب می‌شه.

499
00:25:23,313 --> 00:25:25,774
‫با خودم گفتم بد نیست
‫نگاهی بهش بندازیم.

500
00:25:27,025 --> 00:25:29,027
‫باید اعتراف کنم تحت تأثیر
‫قرار گرفتم دکتر نش.

501
00:25:29,027 --> 00:25:31,404
‫خیلی ابتکار به خرج دادی،
‫به ذهن من هم خطور نکرده بود.

502
00:25:31,404 --> 00:25:33,990
‫آمپی‌سیلین داره اثر می‌کنه،
‫ولی چرا دچار نقص دفاعی شده؟

503
00:25:33,990 --> 00:25:35,992
‫فرض کنیم محفظه‌اش نشتی داشت.

504
00:25:35,992 --> 00:25:38,453
‫ممکنه اکسیژن زیاد
‫رو سیستم دفاعی اثر بذاره؟

505
00:25:38,453 --> 00:25:41,623
‫محفظه‌ها پرن. هیچی غیرعادی نیست.

506
00:25:45,794 --> 00:25:47,504
‫اینجا رو.

507
00:25:47,504 --> 00:25:49,005
‫دفتر نسخه...

508
00:25:49,005 --> 00:25:50,715
‫تو آمبولانس پارامدیک چیکار می‌کنه؟

509
00:25:50,715 --> 00:25:52,342
‫بدش به من.

510
00:25:52,342 --> 00:25:54,761
‫از مزیت‌های فضولی در بچگیه.

511
00:25:54,761 --> 00:25:56,388
‫اگه آروم سایه بزنیم...

512
00:25:56,388 --> 00:25:59,683
‫می‌فهمیم چی تجویز شده بود.

513
00:25:59,683 --> 00:26:01,476
‫پردنیزون؟

514
00:26:01,476 --> 00:26:05,438
‫چرا کیتی باید نسخه بدزده
‫که واسه خودش استروئید تجویز کنه؟

515
00:26:05,438 --> 00:26:08,400
‫هم‌تیمی‌هام همیشه از این داروها
‫احتکار می‌کردن که مصدومیت‌هاشون رو...

516
00:26:08,400 --> 00:26:09,859
‫درمان کنن، مخصوصا وقتی
‫نمی‌خواستن مربی بفهمه...

517
00:26:09,859 --> 00:26:11,611
‫که از بازی کنارشون نذاره.

518
00:26:11,611 --> 00:26:12,988
‫انقباض عضلات صورتش.

519
00:26:12,988 --> 00:26:14,864
‫می‌گفت خسته بود،
‫ولی داره درد می‌کشه.

520
00:26:14,864 --> 00:26:16,783
‫دردش رو پنهان کرده
‫که کارش رو از دست نده.

521
00:26:16,783 --> 00:26:18,577
‫ممکنه بابت این کارش زندانی بشه.

522
00:26:28,420 --> 00:26:30,880
‫خبر جدیدی نشد؟

523
00:26:30,880 --> 00:26:34,551
‫راستش، امیدوارم بودم خودت بتونی
‫بهم بگی چه خبره.

524
00:26:35,427 --> 00:26:39,723
‫چرا چندین ماهه استروئید مصرف می‌کنی کیتی؟

525
00:26:40,682 --> 00:26:41,725
‫اِم...

526
00:26:51,735 --> 00:26:54,237
‫اِم...

527
00:26:55,488 --> 00:26:57,115
‫تقریبا شش ماه پیش بود...

528
00:26:57,115 --> 00:27:01,786
‫که اولین نفر به محل وقوع
‫یه مورد ۱۰-۳۷-۲ رسیده بودم،

529
00:27:01,786 --> 00:27:04,414
‫یه مورد اورژانسی مرگبار بود.

530
00:27:04,414 --> 00:27:06,458
‫با فنتانیل اوردوز کرده بود.

531
00:27:06,458 --> 00:27:10,045
‫کارت شناسایی نداشت،
‫مرد بیست تا سی ساله بیهوشی بود.

532
00:27:10,045 --> 00:27:12,714
‫مدام نگاهش می‌کردم
‫و با خودم می‌گفتم:

533
00:27:12,714 --> 00:27:15,050
‫«ممکن بود برادر کوچک‌تر خودم باشه.»

534
00:27:15,050 --> 00:27:17,427
‫ما زودتر از پلیس‌ها رسیده بودیم...

535
00:27:17,427 --> 00:27:21,556
‫و می‌تونستم صبر کنم
‫اون‌ها اطراف رو بررسی کنن.

536
00:27:21,556 --> 00:27:25,060
‫ولی هر ثانیه بعد از اوردوز...

537
00:27:25,060 --> 00:27:25,769
‫حیاتیه.

538
00:27:25,769 --> 00:27:27,562
‫در امانی. چیزی نیست.

539
00:27:27,562 --> 00:27:29,731
‫چیزی نیست، چیزی نیست.

540
00:27:29,731 --> 00:27:31,775
‫دردی نداری؟

541
00:27:34,277 --> 00:27:36,571
‫آهای، تو پلیسی، مگه نه؟

542
00:27:40,116 --> 00:27:42,619
‫من پارامدیکم.

543
00:27:42,619 --> 00:27:46,790
‫اومدم به دوستت کمک کنم.

544
00:27:47,499 --> 00:27:49,626
‫باید بهش دارو بزنم.

545
00:27:54,089 --> 00:27:55,298
‫برین تو!

546
00:27:56,758 --> 00:28:00,762
‫نیمه پر لیوان این بود
‫که یه آمبولانس همون‌جا بود.

547
00:28:02,430 --> 00:28:06,184
‫تا یه ماه بعدش استراحت کردم.

548
00:28:07,352 --> 00:28:10,397
‫زخم گلوله خوب شد،
‫ولی دردش اصلا رفع نشد.

549
00:28:14,275 --> 00:28:17,612
‫احتمالا یه‌کم زود برگشتم سر کار، ولی...

550
00:28:19,781 --> 00:28:24,703
‫اگه همون‌جوری دراز می‌کشیدم
‫و اشتباهم رو مرور می‌کردم، برام خوب نبود.

551
00:28:24,703 --> 00:28:27,497
‫وقتی کار می‌کنم حالم بهتره.

552
00:28:27,497 --> 00:28:29,791
‫آدرنالین بهترین داروی منه.

553
00:28:29,791 --> 00:28:32,544
‫آدرنالین راه‌حل دائمی نیست،
‫استروئید هم نیست.

554
00:28:32,544 --> 00:28:34,629
‫جفتشون به مرور زمان
‫بدن رو فرسوده می‌کنن.

555
00:28:34,629 --> 00:28:36,381
‫چرا به کسی نگفتی؟

556
00:28:36,381 --> 00:28:39,676
‫همین که آدم نتونه گلیمش رو
‫سر کار از آب بیرون بکشه،

557
00:28:39,676 --> 00:28:41,344
‫کارش تمومه.

558
00:28:41,344 --> 00:28:43,346
‫با استروئید دردش رو
‫راحت‌تر تحمل می‌کنم.

559
00:28:43,346 --> 00:28:45,265
‫خب، درسته که استروئید
‫حالت رو بهتر می‌کرد،

560
00:28:45,265 --> 00:28:47,267
‫ولی نقص ایمنی هم تو بدنت ایجاد کرد...

561
00:28:47,267 --> 00:28:49,644
‫و چیزی نمونده بود
‫بذاره لیستریا به کشتنت بده.

562
00:28:49,644 --> 00:28:53,732
‫تصور هر کاری غیر از این کار
‫واسه خودم از توانم خارجه.

563
00:28:55,775 --> 00:28:58,319
‫نجات جون مردم من رو زنده نگه می‌داره.

564
00:29:00,405 --> 00:29:03,408
‫می‌خواین کارم رو گزارش بدین دکتر ولف؟

565
00:29:05,243 --> 00:29:07,454
‫بابت چی؟

566
00:29:07,454 --> 00:29:09,622
‫این که تشخیص قطعی نیست.

567
00:29:09,622 --> 00:29:12,417
‫من ندیدم کاری بکنی.

568
00:29:12,417 --> 00:29:15,170
‫ببین...

569
00:29:15,170 --> 00:29:17,505
‫درد مزمن رو بیماری نامرئی
‫خطاب می‌کنن،

570
00:29:17,505 --> 00:29:21,718
‫آخه هیچ اسکن یا آزمایشی
‫درد آدم رو تشخیص نمی‌ده.

571
00:29:21,718 --> 00:29:24,387
‫ولی دلیل نمی‌شه واقعی نباشه.

572
00:29:25,180 --> 00:29:27,599
‫حتی بعد از رفع درد،
‫مغز آدم عوض شده،

573
00:29:27,599 --> 00:29:30,769
‫دیگه عادت کرده همیشه
‫آمادگی اون درد رو داشته باشه.

574
00:29:30,769 --> 00:29:33,480
‫انگار خودتون تجربه دارین؟

575
00:29:33,480 --> 00:29:36,566
‫در این حد بگم
‫تنها کسی که زیر این سقف...

576
00:29:36,566 --> 00:29:38,860
‫سرخود دارو مصرف می‌کنه تو نیستی.

577
00:29:39,861 --> 00:29:42,280
‫مصرف استروئیدت رو
‫کم‌کم کاهش می‌دیم.

578
00:29:42,280 --> 00:29:44,199
‫شاید دردت ابدی نباشه.

579
00:29:44,199 --> 00:29:46,576
‫باید واسه درازمدت
‫راه‌حل دیگه‌ای پیدا کنیم.

580
00:29:51,414 --> 00:29:54,626
‫خب، همون‌طور که گفتیم،
‫این راه‌حلی آزمایشی...

581
00:29:54,626 --> 00:29:56,628
‫واسه بیماری فینه.

582
00:29:59,923 --> 00:30:02,926
‫بیماری داریم که تو کارش
‫از نالوکسان استفاده می‌کنه.

583
00:30:02,926 --> 00:30:05,220
‫یادم افتاد یه مقاله تحقیقی
‫به نتیجه رسیده بود...

584
00:30:05,220 --> 00:30:07,472
‫این دارو گاهی کانال‌های سدیمی خاصی رو...

585
00:30:07,472 --> 00:30:10,892
‫تو مسیرهای عصبی دریافت درد
‫باز می‌کنه.

586
00:30:10,892 --> 00:30:14,229
‫امیدواریم نالوکسان گیرنده‌های درد فین رو
‫فعال کنه.

587
00:30:14,229 --> 00:30:16,981
‫- عین دکمه می‌مونه؟
‫- دقیقا. عین دکمه می‌مونه.

588
00:30:21,945 --> 00:30:23,488
‫آخ!

589
00:30:26,658 --> 00:30:28,451
‫خب، یعنی باید از این به بعد چیکار کنیم؟

590
00:30:28,451 --> 00:30:31,704
‫فین باید روزانه نالوکسان مصرف کنه
‫که درد رو حس کنه؟

591
00:30:31,704 --> 00:30:34,457
‫متأسفانه راه‌حل درازمدتی نیست.

592
00:30:34,457 --> 00:30:37,919
‫تأثیر نالوکسان بیش از چند ساعت نمی‌مونه.

593
00:30:37,919 --> 00:30:41,297
‫با این حال، این مورد زیاد بررسی نشده.

594
00:30:41,297 --> 00:30:44,467
‫شاید بتونیم با نالوکسان
‫به فین یاد بدین حواسش...

595
00:30:44,467 --> 00:30:48,513
‫به اطرافش باشه
‫و با مفهوم خطر آشنا بشه.

596
00:30:54,561 --> 00:30:56,354
‫آخ.

597
00:30:56,396 --> 00:30:58,648
‫سرمای زیاد چنین حسی داره.

598
00:30:58,648 --> 00:31:00,817
‫فین به مرور زمان می‌تونه...

599
00:31:00,817 --> 00:31:02,694
‫فرق امن و خطرناک رو تشخیص بده...

600
00:31:02,694 --> 00:31:04,445
‫و بدونه در آینده چه رفتارهایی رو
‫نداشته باشه.

601
00:31:04,445 --> 00:31:06,489
‫می‌تونین تحت نظارت
‫احساسات جدیدی رو...

602
00:31:06,489 --> 00:31:11,369
‫بهش معرفی کنیم
‫و کنار همدیگه بیشتر یاد بگیریم.

603
00:31:11,369 --> 00:31:13,830
‫موهبت حس درد رو
‫به پسرم دادین.

604
00:31:13,830 --> 00:31:15,707
‫درد خوبیه.

605
00:31:15,707 --> 00:31:18,251
‫ببین، امید هست.

606
00:31:19,711 --> 00:31:21,713
‫آفرین.

607
00:31:28,678 --> 00:31:31,014
‫هوم!

608
00:31:33,474 --> 00:31:36,311
‫می‌شه لطفا کمکت کنم بخوابی؟

609
00:31:36,311 --> 00:31:38,688
‫اون‌قدر درد می‌کشی
‫که کمر خودم درد گرفت.

610
00:31:38,688 --> 00:31:40,398
‫از پیشنهادت ممنونم،

611
00:31:40,398 --> 00:31:43,318
‫ولی ترجیح می‌دم این‌جوری بخوابم.

612
00:31:43,318 --> 00:31:45,904
‫آها، عین پدربزرگ ۹۷ ساله من
‫موقع تماشای اخبار؟

613
00:31:45,904 --> 00:31:49,490
‫نود و هفت؟ ژن خوبی داری.

614
00:31:49,490 --> 00:31:53,369
‫بهم گفت زنده مونده
‫تا آخرین چکش پاس بشه.

615
00:31:56,039 --> 00:31:57,457
‫هوم.

616
00:32:00,668 --> 00:32:03,004
‫حتی نمی‌تونم عین آدم عادی بخوابم.

617
00:32:03,004 --> 00:32:08,343
‫زندگی با درد
‫هیچ استراحت و آرامشی نمی‌شناسه،

618
00:32:08,343 --> 00:32:11,304
‫فقط آدرنالین، دارو و حواس‌پرتی می‌شناسه.

619
00:32:11,930 --> 00:32:14,724
‫ولی در نهایت، همیشه درده هست.

620
00:32:14,724 --> 00:32:16,726
‫دیدم بقیه رو از پا در بیاره.

621
00:32:16,726 --> 00:32:18,811
‫می‌دونم بعدش چی می‌شه.

622
00:32:19,771 --> 00:32:23,566
‫کارم، سلامت جسمانیم، زندگیم.

623
00:32:24,692 --> 00:32:27,528
‫انگار حکم اعدام گرفتم.

624
00:32:32,116 --> 00:32:36,913
‫در تصورم نمی‌گنجه
‫هر روز چی می‌کشی،

625
00:32:36,913 --> 00:32:40,750
‫انگار بدنت دیگه جوابت رو پس نمی‌ده.

626
00:32:40,750 --> 00:32:44,921
‫ولی درد احساسی مزمن رو
‫تجربه کردم...

627
00:32:44,921 --> 00:32:50,718
‫و می‌دونم نمی‌شه اصلا پسش زد.

628
00:32:50,718 --> 00:32:53,137
‫می‌فهمم نخوای بس کنی...

629
00:32:53,137 --> 00:32:56,891
‫یا اون‌قدر آروم بگیری
‫که بهت برسه.

630
00:33:02,105 --> 00:33:03,564
‫من هوات رو دارم.

631
00:33:05,191 --> 00:33:06,442
‫خب؟

632
00:33:17,412 --> 00:33:18,955
‫در رو ببند.

633
00:33:20,665 --> 00:33:23,001
‫چه مسئله مهمیه
‫که نمی‌شه تلفنی گفت؟

634
00:33:23,001 --> 00:33:25,169
‫زودتر از جلسه زدم بیرون که بیام اینجا.

635
00:33:25,169 --> 00:33:28,089
‫دیروز که رفتم دنبال مایا
‫بریم شام بخوریم،

636
00:33:28,089 --> 00:33:32,468
‫آلیسون اونجا منتظرم بود.

637
00:33:32,468 --> 00:33:34,137
‫حالت خوبه؟

638
00:33:35,096 --> 00:33:37,056
‫خیلی شرمنده‌ام،

639
00:33:37,056 --> 00:33:40,560
‫ولی چندین ماهه که ندیدمش، قسم می‌خورم.

640
00:33:40,560 --> 00:33:42,103
‫گفته بودی همه‌چی رو
‫بهم گفتی،

641
00:33:42,103 --> 00:33:44,147
‫ولی اصلا نگفته بودی مایا هم دیده بودش.

642
00:33:44,147 --> 00:33:46,941
‫آخه کدوم مردی بچه‌اش رو
‫می‌بره با زن دومش...

643
00:33:46,941 --> 00:33:48,735
‫ناهار بخوره؟

644
00:33:48,735 --> 00:33:52,238
‫داشتی امتحان می‌کردی
‫ببینی از هم خوششون میاد یا نه؟

645
00:33:52,238 --> 00:33:54,866
‫نه بابا! اون موقع اصلا
‫علاقه‌ای بینمون نبود.

646
00:33:54,866 --> 00:33:56,951
‫انگار تنها بود.
‫بهش لطف کردم.

647
00:33:56,951 --> 00:33:59,620
‫بهش لطف کردی؟

648
00:33:59,620 --> 00:34:00,997
‫چطور تونستی این بلا رو سرمون بیاری؟

649
00:34:00,997 --> 00:34:04,709
‫من هیچی واسه این خانواده کم نذاشتم.

650
00:34:04,709 --> 00:34:08,504
‫وقتی تو داشتی پیشرفت می‌کردی،
‫پیشنهادات کاری رو رد کردم.

651
00:34:08,504 --> 00:34:11,507
‫قبل از اون همه افتخار و سرمایه
‫تو این زندگی بودم.

652
00:34:11,507 --> 00:34:15,094
‫شریک زندگی بی‌نقصی بودم.
‫ولی چی شد؟

653
00:34:15,094 --> 00:34:16,971
‫تهش باید همه‌چیم رو بریزم تو ساک...

654
00:34:16,971 --> 00:34:19,182
‫و دخترم رو فقط آخرهفته‌ها ببینم؟

655
00:34:23,853 --> 00:34:25,980
‫از خودم متنفرم که این شرایط رو درست کردم.

656
00:34:25,980 --> 00:34:28,608
‫کاش عذر موجهی داشتم.

657
00:34:28,608 --> 00:34:30,401
‫ندارم.

658
00:34:32,945 --> 00:34:37,784
‫فقط می‌دونم حاضرم هر کاری بکنم
‫که خانواده‌مون دوباره منسجم بشه.

659
00:34:37,784 --> 00:34:41,037
‫حالا بگو چه کاری از دستم بر میاد؟

660
00:34:41,037 --> 00:34:44,040
‫می‌خوام راستش رو بهم بگی.

661
00:34:44,957 --> 00:34:50,171
‫ازدواجتون واقعا کوتاه بود یا نه؟

662
00:34:56,177 --> 00:34:57,678
‫نه.

663
00:35:01,557 --> 00:35:03,976
‫عاشقش بودی؟

664
00:35:03,976 --> 00:35:06,521
‫هوم. هوم.

665
00:35:06,521 --> 00:35:08,606
‫از دفترم برو بیرون.

666
00:35:08,606 --> 00:35:09,941
‫نه. نه.

667
00:35:09,941 --> 00:35:11,734
‫- برو بیرون!
‫- کارول، من...

668
00:35:11,734 --> 00:35:13,236
‫سلام، عه، سلام.

669
00:35:13,236 --> 00:35:15,780
‫گمون کنم حرفش واضح بود موریس.
‫باید بری.

670
00:35:15,780 --> 00:35:17,031
‫زود باش.

671
00:35:23,704 --> 00:35:26,165
‫و یه مغز دیگه هیچ دردی حس نکنه.

672
00:35:26,165 --> 00:35:29,335
‫نباید به فکر شکست دادنش باشیم،

673
00:35:29,335 --> 00:35:32,255
‫لازمه بهبود واقعی
‫قبول کردن دردمونه.

674
00:35:32,255 --> 00:35:36,217
‫راستش، کیتی خیلی راحت خوب می‌شه دانگ.

675
00:35:36,217 --> 00:35:38,761
‫- آفرین.
‫- نه بابا، زحمت خودشه.

676
00:35:38,761 --> 00:35:39,971
‫واقعا یه پا قهرمانه.

677
00:35:39,971 --> 00:35:42,181
‫راستش...

678
00:35:42,181 --> 00:35:42,932
‫خیلی با کمکت حال کردم.

679
00:35:42,932 --> 00:35:45,893
‫وظیفه‌مونه دیگه، چیکار کنیم؟

680
00:35:45,893 --> 00:35:48,896
‫ضمنا، از بچه‌های بیمارستان بود
‫و باید کمکش می‌کردیم...

681
00:35:49,397 --> 00:35:52,733
‫خودت می‌دونی که به هر حال...

682
00:35:52,733 --> 00:35:56,070
‫خیلی بهش لطف کردی دیگه؟

683
00:36:00,116 --> 00:36:04,787
‫خب، شاید بهتر باشه
‫تو به فکر زندگی خودت باشی...

684
00:36:04,829 --> 00:36:06,372
‫و آستین بالا بزنی.

685
00:36:06,372 --> 00:36:07,373
‫منظورت چیه؟

686
00:36:07,373 --> 00:36:10,376
‫مثلا نفهمیدم چقدر تو و اریکا
‫به هم میاین؟

687
00:36:12,753 --> 00:36:16,299
‫به نظرم حیف می‌شه
‫تلاشت رو نکنی.

688
00:36:19,844 --> 00:36:21,512
‫تو از هیچی خبر نداری.

689
00:36:24,307 --> 00:36:27,810
‫سلام.

690
00:36:29,437 --> 00:36:31,397
‫وای!

691
00:36:31,397 --> 00:36:33,274
‫- حالت چطوره؟
‫- هوم.

692
00:36:33,274 --> 00:36:35,359
‫بدک نیستم.

693
00:36:35,359 --> 00:36:38,821
‫فقط می‌خواستم ازت تشکر کنم
‫که همیشه...

694
00:36:38,821 --> 00:36:40,990
‫هوام رو داری.

695
00:36:40,990 --> 00:36:43,075
‫همیشه اول از همه به کمکم میای.

696
00:36:44,785 --> 00:36:49,040
‫بالاخره راضی شدی با فناوری
‫قرن بیست و یکم همراه بشی؟

697
00:36:49,040 --> 00:36:51,834
‫آره، خیلی مهم نیست.

698
00:36:51,834 --> 00:36:53,419
‫نه، نه، بحث رو عوض نکن.

699
00:36:53,419 --> 00:36:55,922
‫ببخشید اون روز
‫زود پست زدم.

700
00:36:55,922 --> 00:36:57,965
‫زندگی خودم خیلی داغونه.

701
00:36:57,965 --> 00:37:00,801
‫ولی برات خوشحالم.

702
00:37:02,220 --> 00:37:05,139
‫بدم نمیاد یه‌کم حواسم
‫از بدبختی خودم پرت بشه.

703
00:37:05,139 --> 00:37:08,017
‫حالا بگو ببینم، چی شد گوشی گرفتی؟

704
00:37:08,017 --> 00:37:10,519
‫- جاش به زور برام خرید.
‫- وای!

705
00:37:10,519 --> 00:37:12,271
‫راستی، یادم رفت بگم...

706
00:37:12,271 --> 00:37:13,940
‫مادرم کلی بهش گیر داده بود.

707
00:37:13,981 --> 00:37:18,152
‫اون که کار همیشگیشه.

708
00:37:18,152 --> 00:37:19,987
‫- آره، خب...
‫- ای بابا!

709
00:37:19,987 --> 00:37:22,823
‫همیشه به یه چیزی گیر می‌ده.

710
00:37:22,823 --> 00:37:25,493
‫در کل، درد بهمون می‌گه
‫حواسمون رو جمع کرده...

711
00:37:25,493 --> 00:37:27,912
‫و بیشتر دقت کنیم.

712
00:37:27,912 --> 00:37:31,290
‫فقط در اون صورت می‌تونیم
‫پیشرفت کنیم.

713
00:37:31,332 --> 00:37:34,126
‫بستنی کره‌ای.
‫بستنی محبوبته، مگه نه؟

714
00:37:34,126 --> 00:37:36,504
‫سلام جیکوب.

715
00:37:36,504 --> 00:37:38,172
‫همه‌چی روبه‌راهه؟

716
00:37:38,172 --> 00:37:40,132
‫نه، نه، مشکل خاصی نیست، خب؟

717
00:37:40,132 --> 00:37:43,135
‫فقط می‌خواستم اون همه دفعاتی رو
‫که سر زده مزاحمت شدم جبران کنم.

718
00:37:43,135 --> 00:37:45,388
‫خیلی ممنونم که هوام رو داشتی.

719
00:37:45,388 --> 00:37:48,140
‫فقط می‌خواستم بدونی.

720
00:37:48,140 --> 00:37:50,184
‫لطف داری،

721
00:37:50,184 --> 00:37:52,478
‫ولی الان وقت خیلی مناسبی نیست.

722
00:37:52,478 --> 00:37:53,854
‫باشه.

723
00:37:53,854 --> 00:37:55,398
‫بعدا صحبت کنیم؟

724
00:37:55,398 --> 00:37:59,527
‫معلومه. باشه.
‫مزاحمت نمی‌شم.

725
00:37:59,527 --> 00:38:02,154
‫راستی، فقط جهت اطلاعت بگم
‫هنوز هم چراغ لابیتون...

726
00:38:02,154 --> 00:38:04,115
‫عین «درخشش» چشمک می‌زنه.

727
00:38:04,115 --> 00:38:07,285
‫- باید به مدیرتون بگی.
‫- آره، خیلی وقته دارم بهش می‌گم.

728
00:38:07,285 --> 00:38:09,537
‫مرسی که بستنی آوردی.
‫واقعا بستنی محبوبمه.

729
00:38:09,537 --> 00:38:11,289
‫خواهش.

730
00:38:11,289 --> 00:38:12,957
‫شبت به خیر جیکوب.

731
00:38:36,939 --> 00:38:39,108
‫[تو بردی.]
‫[دیگه هیچ‌وقت من رو نمی‌بینی.]

732
00:38:50,661 --> 00:38:52,413
‫آلیسون، اومدیم حالت رو بپرسیم.

733
00:38:52,413 --> 00:38:54,999
‫داریم میایم تو.

734
00:39:00,713 --> 00:39:02,715
‫آلیسون؟ آلیسون؟

735
00:39:02,715 --> 00:39:04,800
‫نفس می‌کشه؟