1
00:00:04,963 --> 00:00:09,426
‫[آتش‌نشانی نیویورک]

2
00:00:17,767 --> 00:00:21,855
‫گوش کنین! مأموریت جست‌وجو و نجاته!

3
00:00:21,855 --> 00:00:24,858
‫ساختمون دویست ساکن داره.
‫بخشیش فرو ریخته.

4
00:00:24,899 --> 00:00:26,818
‫اصلا معلوم نیست باقی ساختمون...

5
00:00:26,818 --> 00:00:30,155
‫سالم بمونه،
‫پس همه باید تخلیه بشن!

6
00:00:30,155 --> 00:00:32,490
‫- بجنبین!
‫- چشم آقا!

7
00:00:32,490 --> 00:00:36,119
‫[ادب، مهارت، احترام]

8
00:00:41,166 --> 00:00:42,917
‫می‌دونم ترسیدین. من هم می‌ترسم.

9
00:00:42,959 --> 00:00:44,919
‫ولی ما نزدیک‌ترین بیمارستان
‫به محل سانحه‌ایم.

10
00:00:44,961 --> 00:00:47,088
‫چند دقیقه دیگه چند ده بیمار...

11
00:00:47,130 --> 00:00:49,090
‫آسیب‌دیده می‌ریزن اینجا،

12
00:00:49,132 --> 00:00:52,552
‫بیمارانی که دار و ندارشون رو
‫از دست دادن...

13
00:00:52,552 --> 00:00:54,054
‫و خودشون هم وحشت کردن.

14
00:00:54,095 --> 00:00:55,555
‫پس نباید حواس‌پرت جلوه کنیم.

15
00:00:55,555 --> 00:00:58,808
‫ولی دکتر ولف، اونجا ساختمون اریکاست.

16
00:00:58,850 --> 00:01:01,478
‫می‌دونم این کار با کل آموزه‌هام
‫تناقض داره،

17
00:01:01,519 --> 00:01:02,896
‫ولی گاهی اوقات پزشکی...

18
00:01:02,937 --> 00:01:05,565
‫نیازمند یه مقدار بی‌احساسیه.

19
00:01:06,858 --> 00:01:08,943
‫امروز از همون مواقعه.

20
00:01:24,209 --> 00:01:26,753
‫اتاق‌های بیماران واسه موارد وخیم
‫کنار گذاشته شدن!

21
00:01:26,795 --> 00:01:29,631
‫جراحات جزئی رو هر جا
‫جا داشتیم بذارین.

22
00:01:29,672 --> 00:01:32,133
‫تخت‌هامون که تموم شد، صندلی داریم.

23
00:01:32,592 --> 00:01:33,802
‫یه آزمایش قند خون لازم داریم!

24
00:01:33,843 --> 00:01:35,553
‫دردت زیاده یا کمه؟

25
00:01:36,638 --> 00:01:38,848
‫رفلکس هوفمانش منفیه
‫و آزمایش عصبیش عادیه،

26
00:01:38,890 --> 00:01:41,601
‫ولی با احتساب درد شونه
‫و سابقه ترومای غیرنافذش،

27
00:01:41,601 --> 00:01:42,977
‫شرط می‌بندم طحالش آسیب دیده.

28
00:01:43,019 --> 00:01:45,188
‫فشار خونش پایینه.
‫سریع سونوگرافیش کنیم.

29
00:01:45,230 --> 00:01:48,066
‫ممکنه عمل لازم داشته باشه.
‫اتاق عمل پره، ولی من لباس عمل می‌پوشم.

30
00:01:48,066 --> 00:01:49,651
‫مامانم هنوز نرسیده؟

31
00:01:49,692 --> 00:01:51,945
‫هنوز نرسیده، ولی مطمئنم تو راهه.

32
00:01:51,986 --> 00:01:54,114
‫چطوره فعلا مامان من پیشت باشه؟

33
00:01:54,114 --> 00:01:55,615
‫رئیس بخش جراحیه؟

34
00:01:55,615 --> 00:01:57,158
‫حواسش بهت هست.

35
00:01:57,200 --> 00:01:58,868
‫هوات رو داریم.

36
00:02:07,919 --> 00:02:10,004
‫آمبولانس منتظره. سوارش کن.

37
00:02:10,046 --> 00:02:12,757
‫آهای. آهای. باید اینجا کمکمون کنین.

38
00:02:12,757 --> 00:02:15,135
‫قربانی زنه، چهل و اندی ساله،
‫به‌هوشه. حالش خیلی بده.

39
00:02:15,135 --> 00:02:18,263
‫دارویی مصرف نکرده. حساسیتی نداره.
‫جمجمه‌اش بدجوری آسیب دیده.

40
00:02:18,263 --> 00:02:20,098
‫پاهاش زیر آوار موندن.

41
00:02:20,098 --> 00:02:23,893
‫کمکم کنین! کمکم کنین!

42
00:02:23,935 --> 00:02:25,645
‫حس عجیبی دارم.

43
00:02:25,645 --> 00:02:27,814
‫وای! تکون نخور.

44
00:02:28,690 --> 00:02:30,316
‫اسمت چیه؟

45
00:02:30,859 --> 00:02:32,026
‫جنا.

46
00:02:32,068 --> 00:02:34,154
‫خیلی‌خب جنا، چیزیت نمی‌شه.

47
00:02:34,195 --> 00:02:36,156
‫فقط کافیه تکون نخوری.

48
00:02:36,156 --> 00:02:38,658
‫- به هیچی هم دست نزن.
‫- باشه. نمی‌زنم.

49
00:02:38,658 --> 00:02:40,326
‫درد دارم.

50
00:02:40,785 --> 00:02:43,079
‫- چشمت رو باز کن.
‫- همین‌جوری پیداش کردی؟

51
00:02:43,121 --> 00:02:45,832
‫- آره. گیر افتاده بود.
‫- هر کاری از دستمون بر بیاد می‌کنیم.

52
00:02:46,332 --> 00:02:47,834
‫وقتی جمجمه‌اش باز شده باشه،

53
00:02:47,834 --> 00:02:49,669
‫فرصت زیادی نداریم.

54
00:02:49,711 --> 00:02:50,962
‫من پزشکم.

55
00:02:50,962 --> 00:02:53,339
‫متأسفانه جراح اعصاب نیستم.

56
00:02:53,381 --> 00:02:55,175
‫باید همین الان یه جراح بیاد اینجا.

57
00:02:55,633 --> 00:02:57,218
‫یکی کمکم کنه!

58
00:02:57,260 --> 00:03:00,180
‫گفتن جراح اعصاب می‌خوان،
‫نه متخصص اعصاب ولف.

59
00:03:00,221 --> 00:03:02,056
‫به نظرت کسی اینجا بهت نیاز نداره؟

60
00:03:02,098 --> 00:03:04,267
‫قطعا مسئولان اورژانس دارن کم میارن.

61
00:03:04,309 --> 00:03:05,810
‫کسی چه می‌دونه چقدر درگیرن؟

62
00:03:05,810 --> 00:03:06,936
‫چه عیبی داره یکی دیگه هم کمکشون کنه؟

63
00:03:06,978 --> 00:03:08,730
‫مطمئنی تنها دلیلش همینه؟

64
00:03:08,771 --> 00:03:10,356
‫ببین. نگران دکتر کینی‌ای. درک می‌کنم.

65
00:03:10,356 --> 00:03:12,150
‫اگه انترن خودم بود،
‫من هم همین کار رو می‌کردم،

66
00:03:12,150 --> 00:03:14,652
‫تو هم عین من سعی می‌کردی
‫بهم بگی فکر بدیه.

67
00:03:14,652 --> 00:03:16,070
‫با من میای یا نه؟

68
00:03:16,112 --> 00:03:17,697
‫چی؟ نه‌خیر! به هیچ وجه.

69
00:03:17,697 --> 00:03:19,699
‫موتور کار جراحان اعصاب رو حفظ می‌کنه.

70
00:03:19,699 --> 00:03:22,368
‫ولف، اصلا شنیدی چی گفتم؟

71
00:03:22,368 --> 00:03:23,953
‫اگه از بین خطوط بریم
‫سریع‌تر می‌رسیم.

72
00:03:23,995 --> 00:03:26,080
‫به نظرت بیمارت تا کی زنده می‌مونه؟

73
00:03:28,708 --> 00:03:30,210
‫من رو به کشتن ندی‌ها!

74
00:03:30,460 --> 00:03:32,045
‫[اورژانس]

75
00:03:32,086 --> 00:03:34,255
‫خیلی‌خب عزیزان، الان بهترین کار
‫همینه که اطلاعات...

76
00:03:34,297 --> 00:03:37,884
‫فامیل‌های مفقودیتون رو ثبت کنین.

77
00:03:37,884 --> 00:03:41,846
‫اگه عکسی دم دستتون داشته باشین،
‫خیلی به دردمون می‌خوره،

78
00:03:41,846 --> 00:03:45,099
‫ولی جزئیات هویت‌یابی دیگه‌ای هم لازم داریم.

79
00:03:45,141 --> 00:03:47,393
‫که اگه چهره‌شون مشخص نبود،
‫بتونین شناساییشون کنین؟

80
00:03:47,393 --> 00:03:51,981
‫الان شاهد جراحات خیلی متنوعی هستیم.

81
00:03:52,023 --> 00:03:55,235
‫هرچی اطلاعات بیشتری بهمون بدین،
‫بیشتر می‌تونیم کمکتون کنیم.

82
00:04:00,365 --> 00:04:01,783
‫سلام.

83
00:04:02,367 --> 00:04:05,245
‫من دکتر پیرس هستم. اسمت چیه؟

84
00:04:05,745 --> 00:04:07,288
‫بتسی چیس هستم.

85
00:04:07,789 --> 00:04:09,999
‫خانم چیس، می‌خواستین
‫برام فرم پر کنین؟

86
00:04:10,041 --> 00:04:11,084
‫نه‌خیر. نه.

87
00:04:11,084 --> 00:04:12,252
‫دنبال کسی می‌گردی؟

88
00:04:12,252 --> 00:04:13,378
‫نه.

89
00:04:13,753 --> 00:04:16,464
‫کسی نیست که بتونیم بهش زنگ بزنیم؟

90
00:04:17,173 --> 00:04:18,383
‫نه‌خیر.

91
00:04:19,259 --> 00:04:21,010
‫بلایی سر خودت آوردی؟

92
00:04:21,052 --> 00:04:23,721
‫مال امروز نیست. مال سه هفته پیشه.

93
00:04:23,721 --> 00:04:25,473
‫خون‌ریزیش بند نمیاد.

94
00:04:27,934 --> 00:04:32,855
‫دکتر دانگ، می‌شه خانم چیس رو
‫یه معاینه کامل بکنیم؟

95
00:04:32,897 --> 00:04:35,775
‫معاینه بشه و سوابقش در بیاد.
‫دستش رو هم تمیز کنیم.

96
00:04:35,775 --> 00:04:37,277
‫آزمایش و عکس‌برداری هم بکنیم.

97
00:04:37,318 --> 00:04:38,611
‫رو چشمم.

98
00:04:39,195 --> 00:04:40,905
‫سلام. من دکتر دانگ هستم.

99
00:04:45,910 --> 00:04:49,205
‫چهره‌کوریم تو این شرایط
‫خیلی اذیتم می‌کنه.

100
00:04:49,247 --> 00:04:52,125
‫ردیفه. اگه کنی رو دیدم بهت می‌گم.

101
00:04:54,294 --> 00:04:55,753
‫- نیکولز بودی، درسته؟
‫- آره.

102
00:04:55,753 --> 00:04:57,130
‫خب، ضربه شدیدی به سر زنه وارد شده...

103
00:04:57,130 --> 00:04:59,173
‫و پاهاش گیر افتادن.
‫وضع خیلی خرابه.

104
00:04:59,215 --> 00:05:01,301
‫- اون فهرست بازماندگانه؟
‫- نه. فهرست درگذشتگانه.

105
00:05:01,301 --> 00:05:03,720
‫حداقل اون‌هایی که تونستیم
‫شناسایی کنیم.

106
00:05:03,761 --> 00:05:06,806
‫می‌شه بگی اسم اریکا کینی
‫هم جزوشون هست یا نه؟

107
00:05:09,475 --> 00:05:11,227
‫کینی نداریم. دنبالم بیاین.

108
00:05:18,484 --> 00:05:21,279
‫سلام. لطفا بیدار شو.

109
00:05:21,279 --> 00:05:22,488
‫زود باش.

110
00:05:25,199 --> 00:05:26,826
‫چی شد؟

111
00:05:27,994 --> 00:05:29,787
‫حال همه خوبه؟

112
00:05:36,127 --> 00:05:38,504
‫خانم‌ها، باید از اینجا بریم بیرون.

113
00:05:38,546 --> 00:05:40,298
‫گمون کنم ساختمون داره فرو می‌پاشه.

114
00:05:45,386 --> 00:05:48,222
‫کمک کنین! کمک کنین!

115
00:05:48,264 --> 00:05:50,099
‫کسی نیست؟!

116
00:05:50,141 --> 00:05:51,434
‫وای!

117
00:05:55,521 --> 00:05:59,359
‫کل کارکنان در دسترس رو خبر کنین،
‫هر کی شیفتش نیست هم بیاد.

118
00:05:59,400 --> 00:06:02,987
‫کل عمل‌های غیرضروری رو عقب بندازین
‫و اتاق‌های عمل رو حاضر کنین.

119
00:06:02,987 --> 00:06:05,114
‫بده بدم. همین خانمه؟

120
00:06:05,156 --> 00:06:09,285
‫سلام. عذر می‌خوام. احتمالا دردت بیاد، خب؟

121
00:06:10,536 --> 00:06:13,539
‫خیلی‌خب. سر استخوان رانش شکسته.

122
00:06:13,539 --> 00:06:15,458
‫بگو از اورتو بیان پایین،
‫یه تخت براش جور کن...

123
00:06:15,500 --> 00:06:16,876
‫و بهش مسکن بزن.

124
00:06:16,918 --> 00:06:19,003
‫خانم، باید ولم کنی.

125
00:06:19,003 --> 00:06:20,546
‫ولی باید نامزدم رو پیدا کنم.

126
00:06:20,546 --> 00:06:22,548
‫داشتم تصویری باهاش حرف می‌زدم
‫که یهو همه‌چی سیاه شد.

127
00:06:22,548 --> 00:06:24,467
‫من کمکت می‌کنم،
‫ولی ازت می‌خوام...

128
00:06:24,509 --> 00:06:26,094
‫آروم بگیری، باشه؟

129
00:06:26,135 --> 00:06:28,096
‫پرستار کارتر؟
‫بیا از پایه شروع کنیم.

130
00:06:28,137 --> 00:06:29,472
‫اسم نامزدت چیه؟

131
00:06:29,514 --> 00:06:31,557
‫اسکار. اسمش اسکار سانچزه.

132
00:06:31,557 --> 00:06:34,102
‫بیست و دو سالشه.
‫صد و هشتاد و پنج سانته.

133
00:06:34,143 --> 00:06:38,189
‫چشم و مو قهوه‌ایه.
‫یه کاپشن برنز هم پوشیده بود.

134
00:06:39,732 --> 00:06:42,485
‫یکی میاد کمکت کنه. با اجازه.

135
00:06:43,152 --> 00:06:45,113
‫با دکتر پیرس تماس بگیر.
‫بهش خبر بده.

136
00:06:45,154 --> 00:06:47,281
‫من بلد نیستم خبر بد بدم.

137
00:06:47,323 --> 00:06:49,158
‫خیلی‌خب. از اونجا شروع می‌کنیم
‫و تا پشتش می‌ریم.

138
00:06:49,200 --> 00:06:50,910
‫شما دوتا احمق به خیال خودتون
‫کجا می‌رین؟

139
00:06:50,910 --> 00:06:52,245
‫ممکنه بلایی سر اریکا اومده باشه.

140
00:06:52,286 --> 00:06:53,996
‫یعنی ممکنه تنها باشه.
‫بهمون نیاز داره.

141
00:06:54,038 --> 00:06:55,540
‫- آره. باید یه کاری بکنیم.
‫- ببخشید.

142
00:06:55,540 --> 00:06:57,166
‫واقعا شما دوتا خیال می‌کنین اریکا...

143
00:06:57,208 --> 00:06:59,001
‫تو ساختمون گیر افتاده و با خودش می‌گه:

144
00:06:59,043 --> 00:07:01,963
‫«کاش ون و جیکوب اینجا بودن
‫که جونم رو نجات بدن»؟

145
00:07:02,004 --> 00:07:03,965
‫از من که بهتر می‌شناسمش بشنوین.

146
00:07:04,006 --> 00:07:06,592
‫الان اصلا به شما دو نفر فکر نمی‌کنه.

147
00:07:06,634 --> 00:07:08,428
‫اون نیازمند کمک کسی نیست...

148
00:07:08,469 --> 00:07:10,096
‫و تو دردسر هم نیفتاده.

149
00:07:10,138 --> 00:07:12,306
‫تو ساختمون هم گیر نیفتاده.

150
00:07:12,348 --> 00:07:15,101
‫در واقع الان داره اونجا پزشکی می‌کنه...

151
00:07:15,101 --> 00:07:17,687
‫و شما دوتا همون کار رو هم نمی‌کنین.

152
00:07:19,397 --> 00:07:20,606
‫کارتون رو بکنین!

153
00:07:23,234 --> 00:07:24,444
‫باشه.

154
00:07:24,485 --> 00:07:25,653
‫احمق‌ها!

155
00:07:28,531 --> 00:07:30,491
‫کامیون‌ها رو برگردونین اینجا!

156
00:07:32,577 --> 00:07:34,495
‫اوناهاش.

157
00:07:36,914 --> 00:07:39,500
‫خیال نمی‌کردم به این وخامت باشه.
‫اصلا نمی‌شه درش آورد؟

158
00:07:39,542 --> 00:07:41,043
‫هنوز نمی‌شه.

159
00:07:42,211 --> 00:07:44,964
‫مسئولان اورژانس هر کاری می‌شد کردن.

160
00:07:45,006 --> 00:07:46,966
‫تریاژ الان خیلی درگیره.

161
00:07:47,008 --> 00:07:48,634
‫- شما پدر بیماری؟
‫- نه، من پزشکم.

162
00:07:48,634 --> 00:07:50,219
‫داشتم می‌رفتم زنم رو ببینم.

163
00:07:50,261 --> 00:07:52,013
‫صدای فروپاشی رو شنیدم.
‫با خودم گفتم...

164
00:07:52,054 --> 00:07:54,223
‫گفتم شاید کمکی از دستم بر بیاد،
‫ولی کار خاصی جز کنارش نشستن...

165
00:07:54,265 --> 00:07:55,975
‫از دستم ساخته نبود.

166
00:07:55,975 --> 00:07:57,602
‫گاهی همین هم خیلی مهمه.

167
00:07:57,602 --> 00:07:59,312
‫سلام. من دکتر ولفم.

168
00:07:59,353 --> 00:08:00,938
‫ایشون همکارم دکتر نیکولزه.

169
00:08:00,938 --> 00:08:03,649
‫- اومدیم کمکت کنیم.
‫- اسمت ولفه؟

170
00:08:03,649 --> 00:08:05,318
‫من مرده‌ام؟

171
00:08:05,318 --> 00:08:06,652
‫خیلی هم زنده‌ای.

172
00:08:06,652 --> 00:08:07,987
‫یه کاری می‌کنیم زنده بمونی.

173
00:08:07,987 --> 00:08:09,947
‫اسمش جنا دریسکوله.

174
00:08:09,947 --> 00:08:12,200
‫تونست بهم بگه چهل و یک سالشه،

175
00:08:12,241 --> 00:08:15,453
‫رئیس یه مؤسسه غیرانتفاعیه،
‫مدام استوارت رو صدا می‌زنه...

176
00:08:15,453 --> 00:08:18,122
‫گمون کنم نامزد یا شوهرش باشه.

177
00:08:18,122 --> 00:08:20,458
‫طی ده دقیقه اخیر چند بار
‫بی‌هوش شده و به‌هوش اومده.

178
00:08:20,458 --> 00:08:22,668
‫قویه.

179
00:08:22,710 --> 00:08:25,505
‫جنا، من می‌رم به همسایه‌هات کمک کنم.

180
00:08:25,546 --> 00:08:27,298
‫خوب آدم‌هایی هوات رو دارن.

181
00:08:30,092 --> 00:08:31,594
‫گزینه‌هامون محدودن.

182
00:08:31,636 --> 00:08:33,513
‫یا باید صبر کنیم در بیاد
‫و ببریمش بیمارستان...

183
00:08:33,554 --> 00:08:35,306
‫اگه صبر کنیم، وضعش بد و بدتر می‌شه.

184
00:08:35,306 --> 00:08:37,016
‫خب، می‌دونم، ولی اگه
‫اینجا کاری بکنیم، ممکنه...

185
00:08:37,058 --> 00:08:38,935
‫عفونت کنه و شاید نشه
‫جلوی خون‌ریزی شدیدش رو گرفت.

186
00:08:38,976 --> 00:08:40,978
‫یعنی ممکنه بمیره ولف.

187
00:08:40,978 --> 00:08:44,148
‫پام سالمه؟ من دونده‌ام.

188
00:08:45,149 --> 00:08:48,236
‫خواهش می‌کنم.
‫من رو از اینجا ببرین.

189
00:08:53,658 --> 00:08:55,284
‫اولویتمون تخلیه است.

190
00:08:55,326 --> 00:08:57,161
‫شنیدی که چی گفت.
‫نمی‌خواد پاش قطع بشه.

191
00:08:57,161 --> 00:08:59,288
‫ببین. نصف پی این ساختمون از بین رفته.

192
00:08:59,330 --> 00:09:01,374
‫مطمئنیم باقیش هم فرو می‌ریزه،
‫فقط معلوم نیست کی فرو بریزه.

193
00:09:01,415 --> 00:09:03,125
‫باقی ساکنان چی؟
‫ما که هنوز...

194
00:09:03,167 --> 00:09:04,585
‫کل حضار ساختمون رو تخلیه نکردیم.

195
00:09:04,627 --> 00:09:06,462
‫افرادم الان دارن همه‌شون رو خارج می‌کنن.

196
00:09:06,504 --> 00:09:07,713
‫افرادت نمی‌تونن جنا رو خارج کنن؟

197
00:09:07,755 --> 00:09:09,298
‫مشکل اینجاست
‫که جابه‌جایی این همه آوار...

198
00:09:09,340 --> 00:09:11,050
‫ممکنه به فروپاشی باقی ساختمون ختم بشه.

199
00:09:11,092 --> 00:09:12,677
‫داریم سعی می‌کنیم در اسرع وقت
‫تخلیه کنیم،

200
00:09:12,677 --> 00:09:14,178
‫ولی یه‌کم طول می‌کشه.

201
00:09:14,178 --> 00:09:15,680
‫ببین، اگه ممکنه این جراحت سرش...

202
00:09:15,680 --> 00:09:17,473
‫قبل از اعلام تخلیه ساختمون
‫به مرگش ختم بشه، باید جابه‌جاش کنیم،

203
00:09:17,515 --> 00:09:21,310
‫ولی در اون صورت ممکنه پاهاش رو از دست بده.

204
00:09:23,062 --> 00:09:25,398
‫باید بجنبیم.
‫زیاد فرصت نداریم.

205
00:09:34,240 --> 00:09:37,410
‫دکتر دوگان با ۳۲۱ تماس بگیرین.
‫دکتر دوگان با ۳۲۱ تماس بگیرین.

206
00:09:37,451 --> 00:09:40,371
‫بتسی چطوره؟
‫نتیجه آزمایشش چطور بود؟

207
00:09:40,371 --> 00:09:44,333
‫من اجازه ندارم نتیجه‌اش رو
‫باهاتون در میون بذارم.

208
00:09:44,375 --> 00:09:45,418
‫من همسایه‌اشم.

209
00:09:45,459 --> 00:09:48,588
‫پنج ساله که اصلا ندیدم
‫از واحدش بیرون بره.

210
00:09:48,629 --> 00:09:52,300
‫به ندرت مهمون داشت. خانم بیچاره.

211
00:09:53,843 --> 00:09:57,888
‫خب، حداقل تنها نمرد.

212
00:09:58,389 --> 00:10:01,434
‫خیلی‌خب. شما می‌تونین تشریف ببرین.

213
00:10:01,434 --> 00:10:04,103
‫من فرم ترخیصتون رو آماده می‌کنم.

214
00:10:04,103 --> 00:10:05,730
‫- مرسی.
‫- خواهش.

215
00:10:05,730 --> 00:10:09,609
‫دکتر کالینز، با ۲۳۴ تماس بگیرین.
‫دکتر کالینز، با ۲۳۴ تماس بگیرین.

216
00:10:15,406 --> 00:10:17,283
‫سلام. با اریکا تماس گرفتین.
‫پیغام بذارین.

217
00:10:17,325 --> 00:10:22,038
‫سلام اریکا. باز هم منم.

218
00:10:22,079 --> 00:10:25,708
‫می‌دونم احتمالا خیلی درگیری...

219
00:10:25,750 --> 00:10:30,338
‫که همه رو نجات بدی، واسه همین نمی‌تونی
‫بهم زنگ بزنی و بگی سالمی.

220
00:10:30,379 --> 00:10:31,881
‫ولی...

221
00:10:34,759 --> 00:10:36,594
‫اِم...

222
00:10:36,594 --> 00:10:39,555
‫واقعا باید بدونم سالمی.

223
00:10:41,015 --> 00:10:45,019
‫خواهش می‌کنم زنگ بزن یا پیام بده.

224
00:10:46,771 --> 00:10:48,773
‫برگرد اینجا ببینم.

225
00:10:50,524 --> 00:10:51,859
‫بهت نیاز داریم.

226
00:10:56,906 --> 00:10:58,616
‫کار کن دیگه.

227
00:10:59,825 --> 00:11:02,244
‫من هم آنتن ندارم.

228
00:11:06,248 --> 00:11:09,960
‫آروم باش بابابزرگ. چیزی نیست.
‫از اینجا نجات پیدا می‌کنیم.

229
00:11:10,419 --> 00:11:13,172
‫- ببخشید. مضطرب می‌شه.
‫- عذرخواهی نکن.

230
00:11:13,214 --> 00:11:15,383
‫اگه مضطرب نمی‌شد نگران می‌شدم.

231
00:11:15,883 --> 00:11:17,176
‫باهاش مهربونی.

232
00:11:17,218 --> 00:11:18,552
‫خب، باید جای من بره بیرون...

233
00:11:18,594 --> 00:11:20,846
‫با یه مرد مجرد مهربون باشه.

234
00:11:22,890 --> 00:11:25,017
‫من هم با پدربزرگ خودم این‌جوری بودم.

235
00:11:25,476 --> 00:11:28,312
‫قبلا هر سال تابستون
‫فلوریدا پیشش بودم...

236
00:11:28,312 --> 00:11:30,940
‫و تو حیاط پشتیش نیشکر می‌جویدیم.

237
00:11:31,607 --> 00:11:33,275
‫اونجا خیلی خوشحال بودم.

238
00:11:38,739 --> 00:11:41,117
‫خیال می‌کنه خودم نمی‌تونم
‫مراقب خودم باشم.

239
00:11:41,158 --> 00:11:43,411
‫بابابزرگ جین، عیبی نداره
‫به کمکم نیاز داشته باشی.

240
00:11:43,452 --> 00:11:45,830
‫فقط می‌خوام زندگی خودت رو بکنی!

241
00:11:45,830 --> 00:11:48,499
‫شستن لباس‌های من و آشپزی واسه من
‫زندگی نیست.

242
00:11:48,499 --> 00:11:50,418
‫خب، پس اون‌جوری با کی
‫«سنفورد و پسر» تماشا کنم؟

243
00:11:50,459 --> 00:11:53,546
‫هوم؟ تو رفیق سریالیمی.

244
00:11:53,587 --> 00:11:55,631
‫ضمنا، آروم باش.
‫امشب با آقای خیلی نازی...

245
00:11:55,673 --> 00:11:58,134
‫که تو مترو با هم آشنا شدیم
‫دیدار می‌کنم.

246
00:11:58,884 --> 00:12:00,428
‫کار هم داره؟

247
00:12:00,469 --> 00:12:03,514
‫آره. تو کار انتشاراته.

248
00:12:06,809 --> 00:12:08,310
‫عه. آروم، آروم، آروم.

249
00:12:08,352 --> 00:12:09,562
‫بابابزرگ، چیکار می‌کنی؟

250
00:12:09,603 --> 00:12:11,772
‫یه کاری می‌کنم به دیدارت برسی.

251
00:12:12,356 --> 00:12:14,191
‫از اینجا نجاتمون می‌دم.

252
00:12:15,359 --> 00:12:18,571
‫اِم، بهتره تکون نخوریم
‫و منتظر گروه امداد باشیم.

253
00:12:18,612 --> 00:12:23,200
‫من قبلا تو کار ساخت‌وساز بودم.
‫این کارها رو بلدم.

254
00:12:26,203 --> 00:12:27,413
‫- بابابزرگ!
‫- برو کنار، برو کنار!

255
00:12:27,455 --> 00:12:28,873
‫نزدیکش نشو. نزدیکش نشو.

256
00:12:28,873 --> 00:12:30,416
‫باید معاینه‌اش کنم. من پزشکم.

257
00:12:30,416 --> 00:12:33,210
‫پلیور تو دودکش.

258
00:12:33,210 --> 00:12:35,421
‫اونی که تو قایقه نه!

259
00:12:35,421 --> 00:12:37,214
‫جریان چیه؟
‫حرف‌هاش اصلا منطقی نیست.

260
00:12:37,214 --> 00:12:39,425
‫جین، می‌تونی بهم بگی اینجا کجاست؟

261
00:12:39,467 --> 00:12:41,761
‫همونی که تو بشقاب گوشته.

262
00:12:41,802 --> 00:12:44,180
‫گمون کنم داره سکته می‌کنه.
‫باید حواسمون باشه...

263
00:12:44,221 --> 00:12:45,723
‫خون کافی به سرش برسه.

264
00:12:45,723 --> 00:12:47,892
‫اگه الان بیمارستان بودیم،
‫از مغزش عکس‌برداری می‌کردم،

265
00:12:47,892 --> 00:12:49,643
‫احتمالا بهش داروی ضد لخته می‌دادم.

266
00:12:49,685 --> 00:12:51,896
‫ولی اینجا گیر افتادیم.

267
00:12:51,896 --> 00:12:53,731
‫خب چیکار کنیم؟

268
00:12:56,859 --> 00:13:00,654
‫کمک کنین! باید اینجا کمکمون کنین!

269
00:13:01,280 --> 00:13:03,616
‫جنا، می‌تونی دستم رو فشار بدی؟

270
00:13:03,616 --> 00:13:05,785
‫آزمایش عصبی به درد نمی‌خوره.
‫درد راستش شناسایی شد،

271
00:13:05,785 --> 00:13:07,453
‫ولی چپش حرکتی نداره.

272
00:13:07,495 --> 00:13:09,538
‫فشار سمت راست مغزش
‫داره بدتر می‌شه.

273
00:13:09,580 --> 00:13:11,832
‫الان باید بگیم پاش رو قطع کنن
‫و به بیمارستان برسونیمش!

274
00:13:16,420 --> 00:13:18,464
‫جنا، گمون نکنم چاره‌ای داشته باشیم.

275
00:13:18,506 --> 00:13:20,382
‫اگه وضع بدتر بشه،
‫باید عملت کنیم...

276
00:13:20,424 --> 00:13:22,510
‫و اون بخش جمجمه‌ات رو
‫که به مغزت فشار میاره بلند کنیم.

277
00:13:22,551 --> 00:13:24,303
‫خب؟

278
00:13:24,303 --> 00:13:27,515
‫نه. نمی‌خوام مغزم رو دست‌کاری کنین.

279
00:13:28,599 --> 00:13:29,975
‫می‌خوام برم بیمارستان.

280
00:13:30,017 --> 00:13:32,228
‫خب، هنوز نمی‌تونیم در بیاریمت.

281
00:13:32,269 --> 00:13:33,521
‫ولی جنا، ببین چی می‌گم، خب؟

282
00:13:33,562 --> 00:13:35,439
‫آدم خیلی کاردرستی بالای سرته.

283
00:13:35,439 --> 00:13:37,525
‫من دکترهای زیادی رو
‫تو بیمارستان‌های زیادی دیدم.

284
00:13:37,566 --> 00:13:39,819
‫دکتر نیکولز با اختلاف
‫بهترین جراح اعصابیه...

285
00:13:39,819 --> 00:13:41,403
‫که به عمرم باهاش کار کردم.

286
00:13:41,445 --> 00:13:42,905
‫اگه خودم الان جای تو بودم،

287
00:13:42,947 --> 00:13:46,450
‫هیچ‌کس دیگه‌ای رو به ایشون ترجیح نمی‌دادم.

288
00:13:47,993 --> 00:13:49,453
‫هیچ‌کس.

289
00:13:50,454 --> 00:13:51,789
‫خیلی‌خب.

290
00:13:52,373 --> 00:13:54,542
‫اول باید استوارت رو ببینم.

291
00:13:54,583 --> 00:13:57,253
‫از پسش بر نمیام. بدون اون بر نمیام.

292
00:13:57,294 --> 00:13:58,546
‫استوارت چه شکلیه؟

293
00:13:58,587 --> 00:14:01,340
‫- جنا؟ با هم زندگی می‌کنین؟
‫- آره.

294
00:14:01,340 --> 00:14:03,551
‫جنا، باید حواست به ما باشه، خب؟

295
00:14:03,592 --> 00:14:05,553
‫انبساط مردمکش ۷ میلی‌متره.

296
00:14:05,594 --> 00:14:07,346
‫- تقریبا به نور واکنشی نداره.
‫- به این زودی داره دچار فتق مغزی می‌شه.

297
00:14:07,388 --> 00:14:08,639
‫فوقش ده دقیقه فرصت داشته باشیم.

298
00:14:08,639 --> 00:14:10,307
‫پس باید زود استوارت رو پیدا کنیم.

299
00:14:10,307 --> 00:14:11,809
‫نباید خلاف خواسته‌اش عمل کنیم.

300
00:14:11,809 --> 00:14:13,519
‫فرصت این کارها رو نداریم ولف.
‫می‌میره‌ها!

301
00:14:13,561 --> 00:14:15,271
‫اگه می‌تونست خطرش رو درک کنه،

302
00:14:15,312 --> 00:14:16,522
‫- خودش باهامون موافقت می‌کرد!
‫- تنها کسی که می‌تونه...

303
00:14:16,564 --> 00:14:18,023
‫این مسئله رو تأیید کنه،
‫نماینده‌اش استوارته.

304
00:14:18,065 --> 00:14:19,525
‫باید به حرف بیمارمون گوش بدیم جاش.

305
00:14:19,525 --> 00:14:21,277
‫باید پیداش کنیم. باید تلاشم رو بکنم.

306
00:14:21,318 --> 00:14:22,695
‫پنج دقیقه فرصت داری. بدو!

307
00:14:22,736 --> 00:14:24,738
‫من هم دور سرش رو
‫با پارچه جراحی می‌پوشونم.

308
00:14:24,780 --> 00:14:28,450
‫[ورود افراد متفرقه ممنوع]

309
00:14:32,663 --> 00:14:34,039
‫استوارت؟!

310
00:14:44,675 --> 00:14:46,302
‫استوارت؟!

311
00:14:46,343 --> 00:14:48,554
‫کسی استوارت رو نمی‌شناسه؟

312
00:14:50,514 --> 00:14:52,057
‫هوات رو داریم.
‫چیزیت نیست. ردیفی.

313
00:14:52,099 --> 00:14:54,393
‫حالت خوبه؟ دنبال استوارت می‌گردم.

314
00:14:54,435 --> 00:14:55,978
‫با جنا دریسکول تو واحد ۱بی زندگی می‌کنه.

315
00:14:56,020 --> 00:14:58,063
‫شرمنده. آشنا نیست.

316
00:15:02,067 --> 00:15:03,485
‫استوارت؟!

317
00:15:03,527 --> 00:15:06,614
‫دکتر ولف؟ منم، کیتی.

318
00:15:06,655 --> 00:15:08,490
‫این روزها حالم یه‌کم بهتره.
‫کمکی از دستم بر میاد؟

319
00:15:08,532 --> 00:15:09,992
‫آره. معلومه. کیتی.
‫احیانا شخصی به نام...

320
00:15:10,034 --> 00:15:11,744
‫استوارت از ساکنان ساختمون ندیدی؟

321
00:15:11,744 --> 00:15:13,579
‫نه، ندیدم، ولی می‌تونم بپرسم.

322
00:15:13,621 --> 00:15:15,331
‫دکتر کینی رو جایی ندیدی؟

323
00:15:15,372 --> 00:15:17,583
‫- به تریاژ کمک می‌کنه؟
‫- اینجا ساختمون خودشه.

324
00:15:17,583 --> 00:15:19,668
‫گمون می‌کنیم موقع فروپاشی
‫خونه بوده باشه.

325
00:15:19,710 --> 00:15:21,921
‫نه، ندیدمش،
‫ولی بهتره بدونین...

326
00:15:21,921 --> 00:15:24,632
‫دارن می‌گن هر کی وارد بشه
‫جونش پای خودشه.

327
00:15:27,009 --> 00:15:28,552
‫[آتش‌نشانی نیویورک]

328
00:15:32,056 --> 00:15:33,724
‫استوارت؟!

329
00:15:34,767 --> 00:15:37,019
‫چیزی نیست. بابات رو پیدا می‌کنیم.

330
00:15:37,061 --> 00:15:38,604
‫میاد اینجا.

331
00:15:58,958 --> 00:16:00,709
‫بابا؟

332
00:16:02,127 --> 00:16:03,796
‫بابا؟

333
00:16:06,423 --> 00:16:08,092
‫داری خون‌ریزی می‌کنی!

334
00:16:09,426 --> 00:16:11,387
‫آخه مادرت اذیتم کرده.

335
00:16:13,138 --> 00:16:14,932
‫وقتی بهت گفتم پدرت بیماره...

336
00:16:14,932 --> 00:16:17,017
‫منظورم همین بود.

337
00:16:20,062 --> 00:16:21,981
‫می‌خوام برم دیدن بابا.

338
00:16:23,899 --> 00:16:25,609
‫دلم براش تنگ شده.

339
00:16:26,527 --> 00:16:28,320
‫می‌دونم عزیز دلم.

340
00:16:29,571 --> 00:16:33,534
‫ولی جایی که پدرت رفته
‫اصلا واسه بچه‌ها مناسب نیست.

341
00:16:33,575 --> 00:16:35,494
‫- اصلا بهت خوش نمی‌گذره.
‫- ولی...

342
00:16:35,536 --> 00:16:38,122
‫ضمنا، زود میاد خونه.

343
00:16:39,123 --> 00:16:42,126
‫راستی، می‌خوای جراحی بای‌پس
‫سه‌گانه این هفته‌ام رو...

344
00:16:42,126 --> 00:16:44,461
‫برات تعریف کنم؟

345
00:16:45,421 --> 00:16:46,380
‫خیلی‌خب.

346
00:16:46,630 --> 00:16:48,841
‫خب، بیمارم ۵۵ ساله بود،

347
00:16:48,882 --> 00:16:52,970
‫یه عمر دوچرخه‌سوار بود
‫و خانوادگی هیپرکسترولمی داشتن.

348
00:16:54,096 --> 00:16:55,806
‫استوارت؟!

349
00:17:03,147 --> 00:17:05,566
‫باید یه نوار قلب بگیریم!

350
00:17:14,199 --> 00:17:16,118
‫اثر سندرم آینه‌ایته، مگه نه؟

351
00:17:16,160 --> 00:17:19,580
‫جیکوب، می‌شه یه لحظه
‫دست از سرم برداری؟

352
00:17:23,667 --> 00:17:25,878
‫گمون نکنم چاره‌ای داشته باشی داداش.

353
00:17:25,878 --> 00:17:27,212
‫بگو.

354
00:17:29,173 --> 00:17:33,218
‫صرفا از ترس زیادشون اذیت نمی‌شم، خب؟

355
00:17:33,260 --> 00:17:35,220
‫از دیدتشون هم اذیت می‌شم.

356
00:17:35,471 --> 00:17:38,724
‫درد احساسی و جسمانیه.

357
00:17:38,891 --> 00:17:40,559
‫خیلی زیاده.

358
00:17:40,934 --> 00:17:42,895
‫یه بچه‌ای بود
‫که داشت گریه می‌کرد...

359
00:17:42,895 --> 00:17:46,231
‫و دو سه‌تا بخیه بیشتر نمی‌خواست،
‫ولی خشکم زد.

360
00:17:46,273 --> 00:17:48,192
‫ببین، بدون اریکا از پسش بر نمیام.

361
00:17:48,192 --> 00:17:50,736
‫اون تحت فشار خیلی خون‌سرد
‫و باثبات بود،

362
00:17:50,736 --> 00:17:53,072
‫روی اون که تمرکز می‌کردم
‫پزشک بهتری می‌شدم، می‌فهمی؟

363
00:17:53,113 --> 00:17:54,865
‫با اون تحمل می‌کردم. می‌کنم.

364
00:17:54,865 --> 00:17:57,076
‫الان که اینجا نیست، حس می‌کنم...

365
00:17:57,076 --> 00:17:58,619
‫انگار دارم فرو می‌پاشم!

366
00:17:58,660 --> 00:18:01,622
‫ببین. ببین. ببین.
‫از این فکرها نمی‌کنیم.

367
00:18:01,914 --> 00:18:05,000
‫شنیدی که دانا چی گفت.
‫اریکا جن سالم به در می‌بره.

368
00:18:05,042 --> 00:18:06,502
‫ولی فعلا...

369
00:18:07,336 --> 00:18:09,004
‫ببین. فعلا باید حواست به من باشه.

370
00:18:09,046 --> 00:18:11,965
‫که چی بشه؟ خودت همیشه می‌گی
‫من خیلی نازک‌نارنجی‌ام.

371
00:18:12,007 --> 00:18:13,550
‫می‌دونی چیه؟ راست می‌گی پسر.

372
00:18:13,592 --> 00:18:15,135
‫من راست می‌گفتم؟

373
00:18:15,761 --> 00:18:17,221
‫بی‌خیال پسر. ببین چی می‌گی.

374
00:18:17,221 --> 00:18:19,264
‫داری چرت می‌گی.

375
00:18:20,682 --> 00:18:22,851
‫کمک خواستن عیبی نداره.

376
00:18:22,893 --> 00:18:25,771
‫با من تحمل کن. آره پسر.
‫با من تحمل کن.

377
00:18:25,771 --> 00:18:27,523
‫اگه اوضاع خراب شد،

378
00:18:27,564 --> 00:18:29,650
‫اگه آشوب به پا شد،
‫حواست به من باشه.

379
00:18:29,691 --> 00:18:33,237
‫من خونسردیم رو جای خودت،
‫خودمون و اریکا حفظ می‌کنم.

380
00:18:33,237 --> 00:18:37,199
‫آخه راستش رو بخوای،
‫اگه نتونیم کارمون رو بکنیم،

381
00:18:37,241 --> 00:18:38,951
‫خودش به خدمت جفتمون می‌رسه.

382
00:18:44,832 --> 00:18:47,835
‫جین، فقط می‌خوام نبضت رو بگیرم.

383
00:18:52,714 --> 00:18:54,967
‫اخیرا خیلی اون‌جوری
‫انگشت‌هاش رو می‌کوبه.

384
00:18:54,967 --> 00:18:56,885
‫حتی نمی‌دونم خودش می‌فهمه
‫داره می‌کوبه یا نه،

385
00:18:56,927 --> 00:18:59,012
‫ولی انگار ممکنه نوعی تیک باشه.

386
00:18:59,054 --> 00:19:00,514
‫هیس. یه لحظه.

387
00:19:14,945 --> 00:19:17,197
‫فهمیدم چش شده.

388
00:19:17,364 --> 00:19:19,158
‫دچار وزوز ضربانی شده.

389
00:19:19,158 --> 00:19:21,869
‫ضرب‌آهنگی که باهاش می‌کوبه،
‫ضربان قلبشه.

390
00:19:21,910 --> 00:19:24,705
‫صداش رو توی گوشش می‌شنوه.

391
00:19:24,746 --> 00:19:27,249
‫یعنی ممکنه سکته نکرده باشه.

392
00:19:31,920 --> 00:19:33,130
‫ممنون!

393
00:19:35,174 --> 00:19:37,217
‫تا چهل و خرده‌ای هم پایین اومد.

394
00:19:37,259 --> 00:19:38,844
‫انگار رفلکس کوشینگه.

395
00:19:38,844 --> 00:19:40,304
‫این ساختمون یه بمب ساعتیه جاش.

396
00:19:40,304 --> 00:19:42,222
‫نمی‌خوام اینجا بمیری.

397
00:19:46,935 --> 00:19:49,688
‫استوارته. زیر یه ماشین قایم شده بود.

398
00:19:49,730 --> 00:19:51,273
‫حتما بیچاره زهره‌ترک شده بود.

399
00:19:51,315 --> 00:19:54,651
‫سگ بود. ای خدا.

400
00:19:54,651 --> 00:19:56,820
‫جنا.

401
00:19:56,820 --> 00:19:59,198
‫جنا، استوارت الان اینجا پیشته.

402
00:20:03,911 --> 00:20:06,163
‫علائم حیاتیش داره بهتر می‌شه.

403
00:20:07,706 --> 00:20:09,333
‫پس دست به کار بشیم.

404
00:20:11,168 --> 00:20:13,337
‫باید از محل جراحتش بشکافم،

405
00:20:13,337 --> 00:20:15,881
‫بعدش به تکه جمجمه فشرده‌شده می‌رسیم،

406
00:20:15,923 --> 00:20:18,342
‫می‌کشیمش بیرون،
‫یه‌کم از فشار به مغزش می‌کاهیم...

407
00:20:18,342 --> 00:20:21,261
‫و امیدواریم بذارن از زیر آوار در بیاریمش.

408
00:20:21,303 --> 00:20:24,056
‫خیلی‌خب. من الان پیشتم.
‫بگو چی لازم داری.

409
00:20:24,097 --> 00:20:26,016
‫اسکالپل رو بده من.

410
00:20:27,226 --> 00:20:28,644
‫اسکالپل.

411
00:20:50,123 --> 00:20:55,003
‫سلام رفیق کوچولو.
‫ممنون که این‌قدر صبور بودی.

412
00:20:55,045 --> 00:20:57,631
‫ببخشید این‌قدر طول کشید بیام اینجا.

413
00:20:57,631 --> 00:20:58,757
‫اِم...

414
00:21:02,386 --> 00:21:04,638
‫- اِم...
‫- چیزیت نیست.

415
00:21:07,224 --> 00:21:10,936
‫خبر خوش از این قراره
‫که وقتی درمانت کنیم،

416
00:21:10,978 --> 00:21:12,896
‫جای زخم خیلی باحالی برات می‌مونه...

417
00:21:12,896 --> 00:21:14,690
‫که به کل دوست‌هات نشون بدی.

418
00:21:14,731 --> 00:21:17,359
‫خیلی‌خب. شروع می‌کنیم. آماده‌ای؟
‫شروع می‌کنیم رفیق.

419
00:21:17,401 --> 00:21:19,111
‫- آخ!
‫- می‌دونم، می‌دونم.

420
00:21:19,111 --> 00:21:20,862
‫کارت حرف نداره.

421
00:21:20,904 --> 00:21:22,990
‫خیلی‌خب. زود تمیز و خوب می‌شی.

422
00:21:23,031 --> 00:21:25,367
‫خیلی شجاعی.
‫خیلی شجاعی.

423
00:21:35,419 --> 00:21:37,045
‫- چیکار می‌کنی؟
‫- اگه درست فهمیده باشم،

424
00:21:37,087 --> 00:21:39,423
‫پدربزرگت واسه این
‫انگشت‌هاش رو می‌کوبه...

425
00:21:39,423 --> 00:21:42,467
‫که داره ضربان قلب خودش رو
‫توی گوشش می‌شنوه.

426
00:21:42,509 --> 00:21:44,177
‫اسمش وزوز ضربانیه.

427
00:21:44,219 --> 00:21:46,054
‫هر وقت مشکلی...

428
00:21:46,096 --> 00:21:48,432
‫تو رگ‌های مغز پیش بیاد
‫این‌جوری می‌شه.

429
00:21:48,432 --> 00:21:50,309
‫چه‌جور مشکلی؟

430
00:21:50,309 --> 00:21:52,436
‫وقتی رگ‌ها نازک بشن،
‫گاهی اوقات خون جای رسیدن...

431
00:21:52,436 --> 00:21:55,272
‫به مغز، موقع استفاده از دست
‫به سمت دست می‌ره،

432
00:21:55,272 --> 00:21:57,482
‫عین الان که می‌خواست با دستش
‫دریچه رو باز کنه.

433
00:21:57,482 --> 00:21:59,484
‫این‌جوری اتفاقی شبیه به سکته رخ می‌ده،

434
00:21:59,526 --> 00:22:01,236
‫ولی گمون نکنم واقعا سکته کرده باشه.

435
00:22:01,278 --> 00:22:03,322
‫خلاصه، اگه جریان خون
‫به دستش رو محدود کنیم،

436
00:22:03,322 --> 00:22:06,783
‫به احتمال زیاد جریان خون مغزش
‫افزایش بیابه و به‌هوش بیاد.

437
00:22:07,284 --> 00:22:09,119
‫درمان موقتیه.

438
00:22:23,383 --> 00:22:24,468
‫چی شد؟

439
00:22:24,468 --> 00:22:27,471
‫چیزی نیست. چیزیتون نیست.

440
00:22:29,848 --> 00:22:31,224
‫تو هم چیزیت نیست.

441
00:22:32,225 --> 00:22:33,518
‫ممنون.

442
00:22:36,188 --> 00:22:37,898
‫آخی.

443
00:22:40,317 --> 00:22:41,943
‫تونستن جنا رو بیارن بیرون.

444
00:22:41,985 --> 00:22:43,779
‫یعنی همه از ساختمون تخلیه شدن؟

445
00:22:43,820 --> 00:22:46,490
‫هنوز رسما اعلام نکردن،
‫ولی حدس می‌زنم شده باشن.

446
00:22:47,991 --> 00:22:50,202
‫من قیافه کسی رو تشخیص نمی‌دم.

447
00:22:50,202 --> 00:22:53,080
‫اریکا اونجا نیست. شرمنده.

448
00:22:53,121 --> 00:22:54,790
‫می‌تونی باز هم سوار موتورت بشی؟

449
00:22:54,831 --> 00:22:56,416
‫آره. چیزیم نیست. ببین.

450
00:22:57,459 --> 00:22:59,878
‫وقتی اومده بودم بیرون دنبال استوارت بگردم
‫و تو توی ساختمون بودی،

451
00:22:59,878 --> 00:23:02,506
‫با تصور این که ممکنه به‌خاطر
‫کله‌شقی من بلایی سرت بیاد...

452
00:23:02,506 --> 00:23:05,300
‫عیبی نداره. من هنوز زنده‌ام.

453
00:23:05,342 --> 00:23:07,177
‫- خیلی‌خب. برو. برو.
‫- باشه.

454
00:23:09,429 --> 00:23:11,348
‫چرا هنوز اون همه آدم اونجا موندن؟

455
00:23:11,348 --> 00:23:12,891
‫باید برن بیمارستان!

456
00:23:12,933 --> 00:23:16,395
‫می‌دونم، ولی آمبولانس‌هامون
‫واسه انتقال همه کافی نیست.

457
00:23:19,147 --> 00:23:21,942
‫همه برین کنار!

458
00:23:21,983 --> 00:23:23,568
‫آهای!

459
00:23:25,195 --> 00:23:27,280
‫آهای! وایستا!

460
00:23:31,118 --> 00:23:33,412
‫باید این‌ها رو ببری بیمارستان عمومی برانکس!

461
00:23:38,333 --> 00:23:40,252
‫می‌خوام برم دیدن بابا.

462
00:23:41,586 --> 00:23:43,255
‫دلم براش تنگ شده.

463
00:24:06,069 --> 00:24:07,571
‫سلام.

464
00:24:09,448 --> 00:24:11,241
‫می‌خوای دستت رو بهم بدی؟

465
00:24:14,202 --> 00:24:16,621
‫با خودم گفتم حقته ناخن‌هات رو بگیرم.

466
00:24:16,621 --> 00:24:18,248
‫هوم.

467
00:24:20,333 --> 00:24:23,628
‫نتیجه آزمایشت اومد.

468
00:24:23,628 --> 00:24:27,007
‫خونت راحت لخته نمی‌شه،

469
00:24:27,048 --> 00:24:29,426
‫واسه همین زخمت خوب نمی‌شه.

470
00:24:30,093 --> 00:24:32,429
‫میزان کل ویتامین‌های بدنت پایینه،

471
00:24:32,429 --> 00:24:36,308
‫همون ویتامین‌ها واسه لخته شدن خون لازمن.

472
00:24:36,308 --> 00:24:39,102
‫از فشار خون و کارکرد کلیه‌ات هم...

473
00:24:39,102 --> 00:24:42,898
‫معلومه آب بدنت خیلی کمه.

474
00:24:42,939 --> 00:24:45,400
‫انگار خیلی بده.

475
00:24:45,442 --> 00:24:48,612
‫اگه متوجه نمی‌شدیم،
‫ممکن بود خیلی بدتر بشه.

476
00:24:48,612 --> 00:24:50,655
‫حداقل الان می‌تونیم درمانت کنیم.

477
00:24:50,655 --> 00:24:52,532
‫ولی خودم و همکارانم نگرانیم...

478
00:24:52,574 --> 00:24:57,120
‫که احتمالا یکی از عادات زندگیت
‫باعث این حال بدت شده.

479
00:24:59,956 --> 00:25:02,375
‫احساس تنهایی می‌کنی بتسی؟

480
00:25:02,375 --> 00:25:05,045
‫چه ربطی به این چیزها داره؟

481
00:25:05,086 --> 00:25:08,048
‫راستش، خیلی ربط داره.

482
00:25:08,089 --> 00:25:12,594
‫انزوای اجتماعی به مشکلات
‫جسمانی زیادی،

483
00:25:12,636 --> 00:25:15,055
‫از جمله بیماری و سکته قلبی مربوطه.

484
00:25:15,096 --> 00:25:18,600
‫یه حقیقت جالب بگم...
‫تنهایی به اندازه...

485
00:25:18,642 --> 00:25:21,686
‫روزی ۱۵ نخ سیگار کشیدن مرگباره.

486
00:25:23,522 --> 00:25:26,066
‫چند وقت بود از واحدت بیرون نیومده بودی؟

487
00:25:26,107 --> 00:25:28,944
‫دار و ندارم رو از دست دادم.

488
00:25:29,444 --> 00:25:31,154
‫می‌دونم.

489
00:25:31,154 --> 00:25:34,658
‫این اتفاق و از دادن خونه‌ات...

490
00:25:34,658 --> 00:25:37,661
‫حتما خیلی دشواره.

491
00:25:40,580 --> 00:25:44,000
‫من همیشه این‌جوری نبودم دکتر.

492
00:25:44,876 --> 00:25:46,962
‫قبلا واسه خودم زندگی داشتم.

493
00:25:48,255 --> 00:25:50,215
‫شغل خوبی داشتم.

494
00:25:51,675 --> 00:25:55,303
‫شوهر خوبی هم داشتم.
‫اسمش کلارک بود.

495
00:25:57,681 --> 00:26:02,978
‫قبلا هر آخر هفته می‌رفتیم بیرون.

496
00:26:03,019 --> 00:26:06,022
‫می‌رفتیم جاهای مختلف.

497
00:26:06,398 --> 00:26:08,358
‫بعدش من بازنشسته شدم.

498
00:26:10,193 --> 00:26:13,697
‫کلارک یه‌کم بعدش از دنیا رفت.

499
00:26:15,073 --> 00:26:18,577
‫مدتی تنها بودم،
‫ولی باهاش کنار می‌اومدم.

500
00:26:18,618 --> 00:26:21,705
‫اما بعدش دنیاگیری شد.

501
00:26:21,705 --> 00:26:23,623
‫ولی تو زنده موندی.

502
00:26:24,291 --> 00:26:29,170
‫هنوز هم اینجا تحت نظر مایی.

503
00:26:29,212 --> 00:26:33,258
‫اگه دنیا فرو نمی‌پاشید
‫و مجبور نمی‌شدی از انزوات بیای بیرون،

504
00:26:33,300 --> 00:26:35,760
‫ممکن بود کار از کار بگذره.

505
00:26:37,637 --> 00:26:39,598
‫من یه فرصت مجدد کسب کردم.

506
00:26:39,639 --> 00:26:42,225
‫همه نمی‌تونن چنین حرفی بزنن.

507
00:26:46,605 --> 00:26:50,150
‫دیگه نمی‌خوام تنها بـ...

508
00:26:50,191 --> 00:26:51,610
‫باشم.

509
00:26:51,610 --> 00:26:53,278
‫نیستی.

510
00:26:53,737 --> 00:26:55,530
‫مجبور هم نیستی باشی.

511
00:27:08,335 --> 00:27:12,088
‫بهتره دیگه حرکت ناگهانی نکنیم.

512
00:27:12,088 --> 00:27:14,257
‫همین الانش هم صدای پارگی
‫دو کابل رو شنیدیم.

513
00:27:14,257 --> 00:27:16,051
‫به نظرت چند کابل دیگه مونده؟

514
00:27:16,092 --> 00:27:18,094
‫ترجیح می‌دم بهش فکر نکنم.

515
00:27:21,598 --> 00:27:24,267
‫از این بابایی که قراره
‫بری ببینیش برام بگو.

516
00:27:25,310 --> 00:27:28,313
‫تو خط اِل دیدمش.

517
00:27:28,313 --> 00:27:31,149
‫داشت «بازگشت به خانه» رو می‌خوند
‫که از کتاب‌های محبوبمه.

518
00:27:31,191 --> 00:27:34,778
‫با خودم گفتم یه‌جور نشونه است.

519
00:27:34,778 --> 00:27:37,030
‫بعدش هم که نگاهم کرد...

520
00:27:38,323 --> 00:27:39,699
‫ای خدا، چیزی نمونده بود آب بشم.

521
00:27:39,741 --> 00:27:41,201
‫هوم!

522
00:27:42,285 --> 00:27:45,246
‫تو چی؟ آدم خاصی تو زندگیته؟

523
00:27:49,125 --> 00:27:51,127
‫مرکز، ۴۴۷.

524
00:27:51,127 --> 00:27:52,671
‫کسی اومده؟! وای خدایا.

525
00:27:52,671 --> 00:27:54,089
‫بیا بابابزرگ. زود باش.

526
00:27:54,130 --> 00:27:55,465
‫یکی اینجاست!

527
00:27:55,465 --> 00:27:57,300
‫وای خدایا. ممنون.

528
00:27:59,469 --> 00:28:01,221
‫دستتون رو بدین.

529
00:28:03,139 --> 00:28:05,183
‫اسمش جین پامرویه،
‫به‌خاطر...

530
00:28:05,225 --> 00:28:06,643
‫سندرم خون‌دزدی زیرترقوه‌ای غش کرده بود.

531
00:28:06,643 --> 00:28:08,228
‫الان خوبه، ولی باید بره بیمارستان.

532
00:28:08,269 --> 00:28:09,562
‫- ممکنه عمل لازم داشته باشه.
‫- فهمیدم.

533
00:28:09,604 --> 00:28:11,231
‫من سوار آمبولانس باهاتون میام!

534
00:28:11,272 --> 00:28:14,192
‫- الان کی میاد؟
‫- تو برو.

535
00:28:14,234 --> 00:28:16,194
‫باید با بابابزرگم سوار آمبولانس بشی.

536
00:28:16,236 --> 00:28:17,862
‫- خب، می‌تونه منتظرم بمونه.
‫- خواهش می‌کنم!

537
00:28:24,953 --> 00:28:27,580
‫نه!

538
00:28:41,261 --> 00:28:42,887
‫[مفقودی‌ها]

539
00:28:43,596 --> 00:28:48,184
‫[پذیرش بیمار]

540
00:28:48,184 --> 00:28:50,895
‫[خروجی]

541
00:29:35,482 --> 00:29:38,443
‫اریکا. عزیزم، خون‌ریزی داری.

542
00:29:42,614 --> 00:29:44,699
‫چیزیم نیست.

543
00:29:44,741 --> 00:29:46,034
‫عه.

544
00:29:46,034 --> 00:29:47,494
‫اریکا!

545
00:29:55,251 --> 00:29:59,881
‫خب، خودم می‌دونم
‫بخیه خوردن به دست متخصص اعصاب...

546
00:29:59,923 --> 00:30:01,466
‫گزینه مناسبی نیست،

547
00:30:01,466 --> 00:30:03,760
‫ولی از بچگی کلی تمرین کردم.

548
00:30:03,760 --> 00:30:08,306
‫گمون کنم رئیس می‌خواست
‫پا جای پای خودش بذارم.

549
00:30:09,933 --> 00:30:11,643
‫راستش، وقتی این کار رو قبول کردم،

550
00:30:11,643 --> 00:30:14,854
‫همین رو کم داشتم
‫که با انترن‌ها سر و کله بزنم.

551
00:30:14,854 --> 00:30:16,523
‫راستش، کارول اصلا...

552
00:30:16,564 --> 00:30:18,858
‫موقع توصیف کار بهم نگفته بود انترن دارم.

553
00:30:18,900 --> 00:30:22,278
‫- هوم.
‫- ولی الان...

554
00:30:24,948 --> 00:30:28,409
‫کارم بدون حضور شما
‫از تصورم خارجه.

555
00:30:31,704 --> 00:30:33,373
‫دیدی؟

556
00:30:33,873 --> 00:30:36,084
‫من که گفتم دلت می‌خواد کنارت باشم.

557
00:30:38,628 --> 00:30:41,631
‫زود میام و دوباره بهت سر می‌زنم.

558
00:30:49,472 --> 00:30:52,141
‫ببین. چیزی نیست.

559
00:30:53,518 --> 00:30:55,144
‫الان اینجایی.

560
00:30:55,812 --> 00:30:56,980
‫زنده‌ای.

561
00:30:56,980 --> 00:30:58,439
‫هوم.

562
00:31:00,483 --> 00:31:02,652
‫مطمئن نیستم لایق زنده بودن باشم.

563
00:31:06,656 --> 00:31:09,200
‫من رو از آسانسور بیرون کشیدن.

564
00:31:09,909 --> 00:31:11,536
‫بعدش سقوط کرد...

565
00:31:11,578 --> 00:31:14,664
‫و زنی که باهاش اون تو گیر افتاده بودم
‫هنوز تو آسانسور بود.

566
00:31:18,751 --> 00:31:20,545
‫اسمش سیلیا بود.

567
00:31:23,339 --> 00:31:25,049
‫نتونستم نجاتش بدم.

568
00:31:26,509 --> 00:31:29,762
‫پدربزرگش همین‌جا تو بیمارستانه.

569
00:31:30,847 --> 00:31:33,558
‫خیر سرم چه‌جوری می‌خوام
‫تو چشم طرف نگاه کنم...

570
00:31:34,350 --> 00:31:36,102
‫و بهش بگم...

571
00:31:36,394 --> 00:31:38,771
‫نوه‌اش زنده نمونده؟

572
00:31:42,358 --> 00:31:43,943
‫از پسش بر نمیام.

573
00:31:49,032 --> 00:31:50,825
‫از پسش بر نمیام.

574
00:32:23,608 --> 00:32:27,487
‫آقای پامروی. سلام. من دکتر دانگ هستم.

575
00:32:28,613 --> 00:32:30,782
‫می‌شه پیشتون بشینم؟

576
00:32:30,782 --> 00:32:33,034
‫بفرمایین. همه‌چی روبه‌راهه؟

577
00:32:47,340 --> 00:32:49,050
‫[بخش اِی]

578
00:32:52,553 --> 00:32:55,640
‫خواهش می‌کنم سرم داد نزن!

579
00:32:55,682 --> 00:32:57,475
‫نه!

580
00:32:57,517 --> 00:33:00,019
‫خواهش می‌کنم سرم داد نزن!

581
00:33:00,061 --> 00:33:02,105
‫[بیمارستان دولتی کینگزبریج]

582
00:33:02,105 --> 00:33:03,398
‫عذر می‌خوام.

583
00:33:03,439 --> 00:33:05,733
‫با دکتر نوآ ولف کار دارم.

584
00:33:07,568 --> 00:33:08,861
‫نه!

585
00:33:09,988 --> 00:33:12,115
‫وای نه!

586
00:33:15,451 --> 00:33:16,411
‫بابا!

587
00:33:16,619 --> 00:33:18,579
‫دمای بدنش از همیشه پایین‌تره.

588
00:33:18,579 --> 00:33:20,707
‫بند به درد نخورد.

589
00:33:20,832 --> 00:33:23,876
‫حالش خیلی وخیمه.

590
00:33:23,918 --> 00:33:26,212
‫سفینه فرو می‌پاشه.

591
00:33:26,212 --> 00:33:27,422
‫بابا؟

592
00:33:29,507 --> 00:33:31,426
‫حالش خیلی وخیمه.

593
00:33:33,594 --> 00:33:35,513
‫سفینه...
‫هفتاد و سه ثانیه از پرواز گذشته...

594
00:33:40,560 --> 00:33:43,604
‫جراحی تأمین ثبات ستون فقرات
‫آقای رایم موفقیت‌آمیز بود.

595
00:33:43,730 --> 00:33:45,898
‫- هوم.
‫- یه سری از پزشکان هم...

596
00:33:45,940 --> 00:33:48,818
‫تحت نظر گروه خودت اینجا می‌مونن.

597
00:33:48,818 --> 00:33:52,113
‫خانم لاوال، آقای روئیز و خانم سیلوا هستن.

598
00:33:52,155 --> 00:33:54,782
‫جنا چی؟ همون بیماری
‫که من و دکتر نیکولز...

599
00:33:54,824 --> 00:33:57,869
‫خیلی کار داره،
‫ولی برمی‌گرده خونه.

600
00:33:57,869 --> 00:33:59,162
‫خونه؟

601
00:33:59,162 --> 00:34:00,872
‫نکته خوبی بود.

602
00:34:01,789 --> 00:34:05,543
‫ولی کلیسای جامعه غرب برانکس
‫تشکیلاتشون رو به روی...

603
00:34:05,543 --> 00:34:07,879
‫کل آسیب‌دیدگان باز کردن
‫که هرچقدر خواستن اونجا بمونن.

604
00:34:07,879 --> 00:34:09,881
‫پس گمون کنم بره اونجا.

605
00:34:11,174 --> 00:34:13,259
‫حال دکتر کینی چطوره؟

606
00:34:13,259 --> 00:34:15,678
‫- حال جسمانیش خوبه.
‫- هوم.

607
00:34:15,678 --> 00:34:18,556
‫گمون کنم یه‌کم طول می‌کشه
‫با آسیب روانیش کنار بیاد.

608
00:34:18,598 --> 00:34:21,517
‫- آره.
‫- سرسخته.

609
00:34:21,517 --> 00:34:24,604
‫کل اعضای گروهت خارق‌العاده‌ان.

610
00:34:25,313 --> 00:34:27,690
‫انعکاسی از خودتن الیور.

611
00:34:29,067 --> 00:34:30,818
‫تو دکتر خارق‌العاده‌ای هستی...

612
00:34:30,860 --> 00:34:33,738
‫و الان رهبر خیلی خوبی شدی.

613
00:34:34,530 --> 00:34:36,491
‫این بیمارستان بهت نیاز داشت.

614
00:34:40,286 --> 00:34:45,166
‫ازت ممنونم که بهم فرصت دادی.

615
00:34:45,208 --> 00:34:46,709
‫هوم.

616
00:34:47,126 --> 00:34:49,128
‫سپاس‌گزارم که اینجام.

617
00:35:03,184 --> 00:35:05,853
‫ببین، باز هم بابت امروز ممنونم.

618
00:35:05,895 --> 00:35:07,980
‫- هوم.
‫- آرومم کردی.

619
00:35:07,980 --> 00:35:09,857
‫کمکم کردی خونسردیم رو حفظ کنم.

620
00:35:10,817 --> 00:35:13,945
‫حالا که من و اریکا
‫دیگه با هم کاری نداریم...

621
00:35:15,071 --> 00:35:16,531
‫هر وقت خواستی
‫می‌تونی حالم رو خوب کنی.

622
00:35:21,160 --> 00:35:22,703
‫مارکوس، راستش...

623
00:35:23,204 --> 00:35:25,331
‫گمون نکنم به کسی نیاز داشته باشی.

624
00:35:25,331 --> 00:35:27,166
‫خودت امروز هوای خودت رو داشتی.

625
00:35:28,209 --> 00:35:29,585
‫راستی...

626
00:35:30,711 --> 00:35:33,506
‫خیلی بابت ماجرای اریکا عذر می‌خوام.

627
00:35:34,340 --> 00:35:36,342
‫کارم خیلی زشت بود
‫که بهش گفتم بچه داری.

628
00:35:36,342 --> 00:35:39,053
‫ای بابا. گذشته‌ها گذشته.

629
00:35:39,095 --> 00:35:40,721
‫بابا! بابا!

630
00:35:40,763 --> 00:35:42,265
‫بگذریم، دیگه اصلا نمی‌خوام...

631
00:35:42,265 --> 00:35:43,641
‫اون بخش زندگیم رو مخفی کنم.

632
00:35:43,683 --> 00:35:46,811
‫- یه بتمن جدید دارم!
‫- وای! ایول!

633
00:35:46,811 --> 00:35:48,688
‫- مرسی که آوردیش.
‫- با خودم گفتم...

634
00:35:48,729 --> 00:35:50,189
‫بد نیست بعد از امروز
‫یه‌کم حالت خوب بشه.

635
00:35:50,231 --> 00:35:52,650
‫- آره.
‫- می‌تونی صبح برسونیش.

636
00:35:52,692 --> 00:35:55,570
‫ولی صبحانه فقط بهش
‫شیرینی «پاپ‌تارتس» نده، خب؟

637
00:35:55,611 --> 00:35:57,697
‫- خب؟
‫- باشه؟

638
00:35:57,738 --> 00:35:59,657
‫- بچه خوبی باش.
‫- ببین عزیزم.

639
00:35:59,699 --> 00:36:01,701
‫ایشون رفیقم دکتر نشه.

640
00:36:01,742 --> 00:36:04,036
‫دکتر نش، این آقا کوچولو
‫پسرم لیامه.

641
00:36:04,078 --> 00:36:05,830
‫خوش‌وقتم لیام.

642
00:36:05,830 --> 00:36:09,083
‫به نظرت می‌تونیم دست سریمون رو
‫بهش یاد بدیم؟

643
00:36:09,625 --> 00:36:11,878
‫وای. وای!

644
00:36:11,878 --> 00:36:13,796
‫وای!

645
00:36:13,921 --> 00:36:15,840
‫عه. عجب دست خفنی می‌دین!

646
00:36:15,840 --> 00:36:17,717
‫وایستا، وایستا.
‫یعنی این‌جوری بود؟

647
00:36:17,717 --> 00:36:21,304
‫آها. آها. ای وای!
‫من هم رفیقتون شدم!

648
00:36:26,559 --> 00:36:28,144
‫پس اینجایی.

649
00:36:28,144 --> 00:36:29,979
‫برات هدیه آوردم.

650
00:36:30,730 --> 00:36:33,691
‫وای! من این‌جوری محبت می‌کنم.

651
00:36:33,691 --> 00:36:35,985
‫- هوم!
‫- کربوهیدرات و گوشت فراوری‌شده.

652
00:36:39,322 --> 00:36:40,656
‫هوم.

653
00:36:40,656 --> 00:36:43,242
‫امروز خیلی افتضاح بود.

654
00:36:43,242 --> 00:36:44,869
‫آره. دقیقا.

655
00:36:44,869 --> 00:36:46,913
‫تازه داشتم با خودم می‌گفتم
‫همه‌چی رو دیدم.

656
00:36:46,954 --> 00:36:49,373
‫خوش‌بختانه، از سن کم...

657
00:36:49,373 --> 00:36:51,125
‫- دسته‌بندی ذهنی رو یاد گرفته بودم.
‫- من نگرفتم.

658
00:36:51,167 --> 00:36:53,753
‫همه‌چی درهمه،
‫هیچی جدا نیست.

659
00:36:53,794 --> 00:36:57,215
‫می‌دونی چی خیلی به درد من می‌خوره؟
‫خوراکی و بیانسه.

660
00:36:58,883 --> 00:37:01,761
‫تا وقتی اجرای من از
‫«دو تحت تعقیب» رو...

661
00:37:01,761 --> 00:37:03,930
‫تو مرکز کارائوکه «فلانگان» ندیدی
‫نصف عمرت بر فناست.

662
00:37:03,971 --> 00:37:05,348
‫خیلی‌خب.

663
00:37:05,348 --> 00:37:07,391
‫بدم نمیاد با یکی دیگه بخونم.

664
00:37:07,391 --> 00:37:08,976
‫احیانا امشب نمی‌تونی؟

665
00:37:09,518 --> 00:37:11,562
‫اِم...

666
00:37:11,854 --> 00:37:15,149
‫چرا. خیلی خوشحال می‌شم.

667
00:37:15,191 --> 00:37:16,776
‫جدی می‌گم.

668
00:37:16,776 --> 00:37:21,113
‫ولی باید جای دیگه‌ای باشم.

669
00:37:22,240 --> 00:37:23,908
‫بعدا بریم؟

670
00:37:27,703 --> 00:37:29,288
‫حتما بعدا می‌ریم.

671
00:37:34,418 --> 00:37:36,963
‫شماره‌ام رو با اسم
‫«خانم اورژانسی» ثبت کردم.

672
00:37:38,047 --> 00:37:39,882
‫- آره، درسته.
‫- شماره باقی...

673
00:37:39,924 --> 00:37:41,425
‫کارکنان اورژانس رو
‫از گوشیت پاک کردم.

674
00:37:48,391 --> 00:37:50,977
‫هورا!

675
00:37:51,018 --> 00:37:52,311
‫هورا!

676
00:37:52,311 --> 00:37:54,689
‫دانا جریان بتسی رو بهم گفت.

677
00:37:55,731 --> 00:37:56,983
‫واقعا دلت خیلی به حال...

678
00:37:57,024 --> 00:37:58,943
‫منزوی‌های خودخواسته می‌سوزه، مگه نه؟

679
00:38:00,736 --> 00:38:02,655
‫واقعا کمکش کردی.

680
00:38:03,739 --> 00:38:05,866
‫دارن به همدیگه کمک می‌کنن.

681
00:38:08,494 --> 00:38:11,122
‫آخی! چه سگ خوبیه!

682
00:38:18,921 --> 00:38:21,924
‫ممنون که خبرش رو
‫به بابابزرگ سیلیا دادی.

683
00:38:21,924 --> 00:38:24,343
‫باید خودم بهش می‌گفتم.

684
00:38:24,343 --> 00:38:27,263
‫همه گاهی کمک لازم دارن.

685
00:38:27,263 --> 00:38:28,764
‫حتی تو.

686
00:38:28,764 --> 00:38:30,224
‫- هوم.
‫- امروز خیلی اذیت شدی.

687
00:38:30,266 --> 00:38:32,018
‫حداقل کاری بود که از دستم برمی‌اومد.

688
00:38:35,438 --> 00:38:37,440
‫همه‌چی نابود شد.

689
00:38:39,150 --> 00:38:42,153
‫نقاشی‌ای که به خودم
‫گفته بودم سرمایه‌گذاریه.

690
00:38:42,903 --> 00:38:45,406
‫گوشی پزشکی اسباب‌بازی‌ای
‫که مامانم وقتی بچه بودم برام خریده بود.

691
00:38:45,448 --> 00:38:48,909
‫کل مقالات دوران دانشجوییم.

692
00:38:52,288 --> 00:38:54,040
‫ولی خودم اینجام.

693
00:38:58,586 --> 00:39:01,881
‫راستش، چند وقته که من
‫دنبال همخونه می‌گردم.

694
00:39:03,049 --> 00:39:04,508
‫از کی تا حالا؟

695
00:39:05,551 --> 00:39:07,470
‫از همین الان.

696
00:39:10,348 --> 00:39:11,390
‫واقعا؟

697
00:39:32,828 --> 00:39:34,497
‫گاهی اوقات وقتی فاجعه رخ می‌ده،

698
00:39:34,497 --> 00:39:37,291
‫دیوار می‌سازیم که از خودمون محافظت کنیم.

699
00:40:25,089 --> 00:40:26,841
‫نوآ...

700
00:40:29,218 --> 00:40:31,637
‫شرمنده که پنجره رو شکستم.

701
00:40:32,763 --> 00:40:34,306
‫عادت قدیمیه.

702
00:40:34,306 --> 00:40:36,308
‫تو نباید اینجا باشی!

703
00:40:39,186 --> 00:40:41,063
‫من هم از دیدنت خوشحالم.

704
00:40:41,522 --> 00:40:44,066
‫اون هم تو رو دیده؟ الیور تو رو دیده؟

705
00:40:44,066 --> 00:40:46,694
‫نه. ولی من دیدمش.

706
00:40:54,243 --> 00:40:55,870
‫راست می‌گفتی.

707
00:40:57,496 --> 00:40:59,582
‫واقعا به پدرش رفته.