1
00:00:10,885 --> 00:00:12,012
‫[ایستگاه خیابان ۱۶۷]

2
00:00:12,053 --> 00:00:14,514
‫رمز و رازهای اندکی
‫تو این دنیا باقی مونده...

3
00:00:14,556 --> 00:00:18,852
‫اعماق دریا، فضای دور و مغز انسان.

4
00:00:18,852 --> 00:00:22,313
‫پس می‌خوای با کیتی رفیق بشی.
‫مسئله‌ای نیست.

5
00:00:23,898 --> 00:00:25,316
‫به نظر من رفیق بشین.

6
00:00:25,358 --> 00:00:27,569
‫من دکترشم. از نظر اخلاقی درست نیست.

7
00:00:28,820 --> 00:00:30,655
‫خیلی‌خب. باشه.
‫بهم اضطراب می‌ده.

8
00:00:30,697 --> 00:00:32,907
‫خیلی اعتماد به نفس داره،
‫ولی من ترکیبی از...

9
00:00:32,907 --> 00:00:34,576
‫کل چیزهای خوب این دنیایی.

10
00:00:36,911 --> 00:00:38,621
‫می‌دونستم از همخونه شدنمون
‫خوشم میاد.

11
00:00:41,916 --> 00:00:44,753
‫اطلاعاتمون از مغزمون از این قراره:

12
00:00:49,382 --> 00:00:50,675
‫واکنش ترس...

13
00:00:50,717 --> 00:00:52,594
‫- تو آمیگدال شکل می‌گیره.
‫- حالت خوبه؟

14
00:00:52,635 --> 00:00:55,638
‫می‌شه باز هم از راه‌پله بریم؟

15
00:00:55,972 --> 00:00:58,391
‫معلومه. امروز ورزش پا دارم.

16
00:01:02,020 --> 00:01:03,855
‫نمی‌خوام برم مهدکودک!

17
00:01:03,897 --> 00:01:06,649
‫قشر پیش‌پیشانی کمکمون می‌کنه
‫احساساتمون رو بروز بدیم.

18
00:01:06,691 --> 00:01:09,402
‫- ای بابا! مامان رو می‌خوام.
‫- آهای! راه بیفت!

19
00:01:09,402 --> 00:01:10,820
‫وای! وای!

20
00:01:10,862 --> 00:01:12,655
‫لیام، نباید در حین رانندگیم
‫این‌جوری داد بزنی!

21
00:01:12,697 --> 00:01:14,657
‫- خطرناکه. باید حواسم جمع باشه!
‫- وای! وای!

22
00:01:14,699 --> 00:01:15,950
‫ازت متنفرم!

23
00:01:15,992 --> 00:01:16,993
‫[موریس]

24
00:01:18,369 --> 00:01:21,581
‫هیپوکامپ خاطرات خوب...

25
00:01:21,581 --> 00:01:23,625
‫و بدمون رو ذخیره می‌کنه.

26
00:01:36,930 --> 00:01:37,972
‫سلام.

27
00:01:40,433 --> 00:01:42,560
‫احتمالا مهم‌ترین بخش‌هاش...

28
00:01:42,602 --> 00:01:45,688
‫همون بخش‌های متعددی‌ان
‫که واسه عشق خیلی مهمن.

29
00:01:46,314 --> 00:01:47,732
‫[جدول تناوبی عناصر]

30
00:01:55,532 --> 00:01:58,576
‫با این حال، با این همه
‫اطلاعاتی که از مغزمون داریم،

31
00:01:59,035 --> 00:02:00,995
‫یه چیزی برات آوردم.

32
00:02:10,630 --> 00:02:12,674
‫من کراوات مشکی نمی‌زنم.

33
00:02:12,715 --> 00:02:14,801
‫یه مراسمی هست.

34
00:02:15,510 --> 00:02:17,137
‫معمولا غیرقابل‌تحمله.
‫اصلا نمی‌رم.

35
00:02:17,178 --> 00:02:18,555
‫عجب. خیلی مشتاقم کردی.

36
00:02:18,555 --> 00:02:21,683
‫امسال می‌خوان به من جایزه بدن.

37
00:02:21,683 --> 00:02:23,184
‫مگه جراح جماعت
‫هم کمبود افتخار داره...

38
00:02:23,226 --> 00:02:24,602
‫که واسه بریدن ملت جایزه می‌دن؟

39
00:02:24,602 --> 00:02:26,563
‫واسه همین باید تو هم بیای...

40
00:02:26,563 --> 00:02:28,690
‫که تواضعم رو از دست ندم.

41
00:02:29,482 --> 00:02:30,900
‫باشه.

42
00:02:31,401 --> 00:02:32,569
‫ولی لباس رسمی نمی‌پوشم.

43
00:02:35,780 --> 00:02:37,407
‫چیه؟

44
00:02:40,201 --> 00:02:41,703
‫واقعا رفیق خوبی هستی.

45
00:02:47,333 --> 00:02:50,670
‫[کشور ازدواج]
‫[دفتر شعر وندل بری]

46
00:02:51,337 --> 00:02:54,299
‫همه‌اش امیدوارم بیام این پایین
‫و ببینم نیستی،

47
00:02:54,299 --> 00:02:56,176
‫با خودم می‌گم شاید
‫نیمه‌شب...

48
00:02:56,217 --> 00:02:59,137
‫سر عقل اومدی و رفتی.

49
00:02:59,137 --> 00:03:01,472
‫من که مهمون خوبی بودم، مگه نه؟

50
00:03:01,472 --> 00:03:04,475
‫پزشکان خوبی دارم.
‫داروهای خوبی دارم.

51
00:03:04,475 --> 00:03:06,811
‫هر روز سر ساعت مصرفشون می‌کنم.

52
00:03:06,811 --> 00:03:08,646
‫حالم خوبه ماریل.

53
00:03:08,646 --> 00:03:10,106
‫هوم.

54
00:03:10,815 --> 00:03:13,443
‫می‌بینم این کتاب قدیمی رو
‫نگه داشتی، مگه نه؟

55
00:03:13,443 --> 00:03:17,197
‫می‌خوایم به الیور چی بگیم؟

56
00:03:17,864 --> 00:03:19,532
‫راستش رو می‌گیم.

57
00:03:21,784 --> 00:03:23,661
‫تو که دیدیش.

58
00:03:24,287 --> 00:03:27,290
‫دیدی وضعش چقدر خوبه.

59
00:03:27,290 --> 00:03:31,294
‫داره تو بیمارستان عمومی برانکس می‌ترکونه.

60
00:03:32,879 --> 00:03:36,257
‫با جراح مغز و اعصابمون
‫هم کنار اومده.

61
00:03:36,299 --> 00:03:38,676
‫باورت می‌شه؟

62
00:03:38,676 --> 00:03:40,345
‫هوم.

63
00:03:41,471 --> 00:03:44,474
‫وای خدا. بالاخره خوشحاله نوآ.

64
00:03:45,391 --> 00:03:47,143
‫خیلی خوشحاله.

65
00:03:48,311 --> 00:03:50,563
‫نباید این حال رو ازش بگیریم.

66
00:03:53,274 --> 00:03:57,195
‫می‌تونی بری.
‫اون هم اصلا خبردار نمی‌شه.

67
00:04:02,242 --> 00:04:06,704
‫این سی سال خیلی طولانی بود ماریل.

68
00:04:09,249 --> 00:04:12,377
‫تو هم از چهارده سالگیش
‫دیگه نمی‌شناسیش.

69
00:04:14,504 --> 00:04:17,548
‫یه‌کم بیشتر وقت می‌خوام
‫که ببینم باید چیکارش کنم.

70
00:04:50,623 --> 00:04:54,585
‫اگه «گ‌س‌ا‌ک‌غ‌ب» اینجا باشن،
‫آبروی همه‌تون رو می‌برم.

71
00:04:54,585 --> 00:04:56,963
‫- ای وای.
‫- من فقط مخفف‌های پزشکی رو بلدم.

72
00:04:57,005 --> 00:04:58,673
‫«گروه سرود انجمن
‫کلیسای غرب برانکس» رو می‌گی؟

73
00:04:58,715 --> 00:05:00,300
‫بهترین گروه سرود کل نیویورکن.

74
00:05:00,341 --> 00:05:02,593
‫- اوهوم.
‫- بدجوری طرفدارشونم.

75
00:05:02,593 --> 00:05:05,054
‫گمون نمی‌کردم اهل سرود باشی دانا.

76
00:05:05,096 --> 00:05:06,347
‫خب، چی بگم؟

77
00:05:06,389 --> 00:05:08,016
‫همه می‌دونن امثال من
‫بچگی مسیحی بودن.

78
00:05:08,057 --> 00:05:10,143
‫سلام بچه‌ها. مرسی که اومدین.

79
00:05:10,184 --> 00:05:12,562
‫حواسمون باشه
‫کل بازموندگان فروپاشی رو...

80
00:05:12,603 --> 00:05:14,105
‫مجددا معاینه عصبی کنیم.

81
00:05:14,105 --> 00:05:16,232
‫دکتر پیرس زودتر اومده
‫داره معاینه روان‌پزشکی می‌کنه...

82
00:05:16,274 --> 00:05:17,650
‫و مشاوره سوگ می‌ده.

83
00:05:18,109 --> 00:05:20,486
‫- شروع کنیم.
‫- خیلی‌خب. اونجا.

84
00:05:27,452 --> 00:05:28,494
‫نه!

85
00:05:33,583 --> 00:05:35,543
‫خیلی‌خب. به نظرم خوبه.

86
00:05:35,543 --> 00:05:37,420
‫هنوز سردرد دارین؟

87
00:05:37,462 --> 00:05:38,629
‫بفرمایین.

88
00:05:38,671 --> 00:05:40,048
‫آزمایش اعصابتون خوبه.

89
00:05:40,048 --> 00:05:41,507
‫یه آزمایش دیگه مونده.

90
00:05:41,549 --> 00:05:42,884
‫دستتون رو بلند کنین...

91
00:05:42,884 --> 00:05:45,178
‫و جلوی فشار دست من مقاومت کنین.

92
00:05:47,013 --> 00:05:48,765
‫عالیه. خیلی‌خب. بدنتون داره جون می‌گیره.

93
00:05:48,806 --> 00:05:50,725
‫پس به نظرم همین‌جوری ادامه بدین.

94
00:05:50,725 --> 00:05:52,602
‫کار خاصی نمی‌کنم.

95
00:05:53,102 --> 00:05:55,438
‫خونه‌ام نابود شده.
‫سیلیای عزیزم از دست رفته.

96
00:05:55,480 --> 00:05:57,982
‫الان داشتم به آقای پامروی می‌گفتم
‫ما تو بیمارستان عمومی برانکس...

97
00:05:58,024 --> 00:05:59,567
‫مشاوره سوگ می‌دیم.

98
00:05:59,567 --> 00:06:01,778
‫آره، به نظرم فکر خیلی خوبیه.

99
00:06:01,778 --> 00:06:05,615
‫فعلا کلیسا هست و خوبه.

100
00:06:05,656 --> 00:06:08,159
‫شبان توماس آدم خوبیه.

101
00:06:08,451 --> 00:06:10,870
‫بی‌وقفه تلاش می‌کنه
‫واسه همه‌مون خونه جور کنه.

102
00:06:10,912 --> 00:06:13,039
‫واقعا یه پا قدیسه.

103
00:06:13,247 --> 00:06:14,832
‫واقعا هست.

104
00:06:14,874 --> 00:06:17,335
‫راستش، دچار یه سری الهام می‌شه...

105
00:06:17,960 --> 00:06:20,922
‫می‌گه خدا خواستش رو
‫بهش نشون می‌ده.

106
00:06:24,175 --> 00:06:26,052
‫واقعا خارق‌العاده است.

107
00:06:28,805 --> 00:06:30,014
‫ولف؟

108
00:06:30,056 --> 00:06:31,140
‫ولف؟ ولف!

109
00:06:31,140 --> 00:06:32,809
‫می‌فهمم ذهنت به کار افتاده،

110
00:06:32,809 --> 00:06:35,061
‫ولی شاید بهتر باشه
‫این یکی رو دست خدا بسپاری.

111
00:06:35,228 --> 00:06:37,021
‫سلام شبان توماس.
‫بنده دکتر ولف هستم.

112
00:06:37,063 --> 00:06:38,731
‫رئیس بخش عصب‌شناسی
‫بیمارستان عمومی برانکسم.

113
00:06:38,773 --> 00:06:41,067
‫نیمه گمشده‌ام دکتر پیرس رو دیده بودین.

114
00:06:41,109 --> 00:06:42,485
‫خیلی خوش‌وقتم.

115
00:06:42,527 --> 00:06:44,570
‫ایشون هم نیمه گمشده من ساموئله.

116
00:06:44,612 --> 00:06:46,989
‫دکتر ولف صرفا می‌خواست ازتون تشکر کنه...

117
00:06:47,031 --> 00:06:49,534
‫که در کلیساتون رو به روی جامعه باز کردین.

118
00:06:49,575 --> 00:06:51,702
‫خواهش می‌کنم. وظیفه همسایگیمونه.

119
00:06:51,744 --> 00:06:53,788
‫قهرمانان واقعی دکترها و پرستارهان.

120
00:06:53,788 --> 00:06:56,999
‫یه سری از بیماران اینجا گفتن
‫شما الهاماتی می‌بینین.

121
00:06:57,041 --> 00:06:59,252
‫راست می‌گن شبان؟
‫شما واقعا چیزهایی می‌بینین که واقعی نیستن؟

122
00:06:59,293 --> 00:07:01,129
‫- ولف.
‫- خداوند معجزه‌ای...

123
00:07:01,129 --> 00:07:02,839
‫حقیقی واسه ایشون اعمال کرده.

124
00:07:02,880 --> 00:07:05,675
‫این الهامات هم نعمتن، هم سختی میارن،

125
00:07:05,675 --> 00:07:07,135
‫گاهی حواسم رو پرت می‌کنن.

126
00:07:07,135 --> 00:07:09,262
‫ولی بابتشون سپاس‌گزارم.

127
00:07:09,303 --> 00:07:11,139
‫خب، ممنون که بهمون گفتین شبان.

128
00:07:11,139 --> 00:07:13,141
‫بهتره من و دکتر ولف به کارمون برگردیم.

129
00:07:13,141 --> 00:07:16,936
‫خوشحال می‌شم بعدا
‫بیشتر از این موهبت برام بگین.

130
00:07:16,978 --> 00:07:20,314
‫حتما. حقیقت هیچ‌وقت
‫از تحقیقات نمی‌ترسه.

131
00:07:20,314 --> 00:07:22,275
‫شرمنده‌ام که زود از پیشتون می‌رم،

132
00:07:22,316 --> 00:07:24,026
‫ولی باید برم واسه دوستانمون...

133
00:07:24,026 --> 00:07:25,736
‫که اخیرا بی‌خانمان شدن
‫واحد پیدا کنم.

134
00:07:25,778 --> 00:07:28,197
‫با اجازه‌تون. کافیه کلاهم رو بردارم.

135
00:07:36,080 --> 00:07:38,166
‫عزیز دلم. حواست به موهام باشه.

136
00:07:38,166 --> 00:07:41,043
‫وای. ببخشید عزیزم. اشتباه کردم.

137
00:07:48,676 --> 00:07:49,886
‫تو هم دیدی دیگه؟

138
00:07:49,927 --> 00:07:51,053
‫اوهوم.

139
00:07:51,095 --> 00:07:54,932
‫شوهرش رو با کلاه اشتباه گرفت.

140
00:08:00,021 --> 00:08:02,398
‫شما مذهبی هستین دکتر ولف؟

141
00:08:03,107 --> 00:08:07,069
‫نزدیک‌ترین چیزم به دین پزشکیه.

142
00:08:07,069 --> 00:08:08,738
‫- باخ هم هست.
‫- هوم.

143
00:08:08,779 --> 00:08:11,073
‫ارواح داشتن از طریق
‫سرودهای روحانیش صحبت می‌کردن،

144
00:08:11,115 --> 00:08:12,200
‫استعدادش خدادادی بود.

145
00:08:12,200 --> 00:08:13,784
‫هوم.

146
00:08:13,826 --> 00:08:15,286
‫جالبه.
‫خیال می‌کردم تو کارتون...

147
00:08:15,328 --> 00:08:17,330
‫شاهد بیش از چند معجزه
‫انگشت‌شمار بوده باشین.

148
00:08:17,371 --> 00:08:20,291
‫خب، اگه تاب‌آوری انسان رو
‫معجزه محسوب کنین،

149
00:08:20,333 --> 00:08:21,542
‫قطعا شاهد بودم.

150
00:08:21,542 --> 00:08:24,253
‫سلام عزیز دلم. گم شدی؟

151
00:08:26,797 --> 00:08:28,424
‫چه کمکی از دستمون بر میاد؟

152
00:08:28,633 --> 00:08:30,885
‫شبان توماس؟

153
00:08:32,512 --> 00:08:34,597
‫شما نمی‌بینینش، مگه نه؟

154
00:08:39,018 --> 00:08:42,063
‫چند وقته که بهتون الهام می‌شه؟

155
00:08:42,063 --> 00:08:43,689
‫چند ماهی می‌شه.

156
00:08:43,731 --> 00:08:46,025
‫کم‌کم چیزهایی می‌دیدم
‫که واقعا وجود نداشتن،

157
00:08:46,067 --> 00:08:48,277
‫هیچ چهره‌ای وجود نداشت
‫ولی من چهره می‌دیدم...

158
00:08:48,277 --> 00:08:51,155
‫یا جای چهره افراد اشیاء می‌دیدم.

159
00:08:51,197 --> 00:08:55,618
‫دنیام رو زیر و رو کرد،
‫ولی خارق‌العاده بود.

160
00:08:55,660 --> 00:08:58,412
‫دلتون نمی‌خواد دلیلش رو تشخیص بدیم؟

161
00:08:58,871 --> 00:09:00,289
‫به هیچ وجه.

162
00:09:01,165 --> 00:09:04,126
‫خدا می‌خواد این‌جوری یه چیزی بهم بگه.

163
00:09:04,126 --> 00:09:05,920
‫مطمئن نیستم چیه.

164
00:09:06,963 --> 00:09:08,089
‫هنوز مطمئن نیستم.

165
00:09:09,048 --> 00:09:11,842
‫اگه این‌جوری راضی می‌شین...

166
00:09:11,884 --> 00:09:14,428
‫معجزه وجود داره،
‫با کمال میل می‌ذارم مغزم رو معاینه کنین.

167
00:09:17,014 --> 00:09:18,558
‫این چیه؟

168
00:09:19,767 --> 00:09:20,851
‫- اِم...
‫- توپ تنیسه؟

169
00:09:20,893 --> 00:09:23,020
‫اشتباه گفتی. پیریته.

170
00:09:23,062 --> 00:09:25,940
‫شعبده‌بازیه؟
‫آخه در اون صورت خیلی بده.

171
00:09:25,940 --> 00:09:27,692
‫- اِم...
‫- جریان شبان توماسه؟

172
00:09:27,733 --> 00:09:29,402
‫درسته. گمون می‌کنم شبانمون...

173
00:09:29,443 --> 00:09:31,404
‫دچار ادراک‌پریشی بصری شده.

174
00:09:31,445 --> 00:09:33,155
‫بیناییش مشکلی نداره،

175
00:09:33,155 --> 00:09:36,075
‫اما پردازش مغزش از چیزهایی که می‌بینه
‫به مشکل خورده.

176
00:09:36,117 --> 00:09:37,827
‫ما پیریت می‌بینیم،

177
00:09:37,827 --> 00:09:41,289
‫ولی ممکنه لوب آهیانه‌ای اون
‫خیال کنه سیبه.

178
00:09:41,289 --> 00:09:44,375
‫چه بامزه. من ناهار می‌بینم.

179
00:09:44,417 --> 00:09:48,170
‫شبان توماس معتقده
‫موهبتی الهی نصیبش شده،

180
00:09:48,170 --> 00:09:50,881
‫ولی من نگرانم ادراک‌پریشیش نشانه‌ای...

181
00:09:50,923 --> 00:09:52,258
‫از بیماری خیلی وخیم‌تری باشه.

182
00:09:52,300 --> 00:09:53,843
‫خب، ممکنه از علائم اولیه...

183
00:09:53,843 --> 00:09:55,094
‫یه بیماری زوال عصبی...

184
00:09:55,136 --> 00:09:56,971
‫مثل آلزایمر یا زوال عقل با اجسام لویی باشه.

185
00:09:56,971 --> 00:09:59,348
‫یا ممکنه نمونه نادری
‫از استشمام مواد سمی باشه.

186
00:09:59,348 --> 00:10:00,891
‫جراحت سر. انسفالیت.

187
00:10:00,933 --> 00:10:02,435
‫نتیجه سکته باشه؟

188
00:10:02,476 --> 00:10:04,145
‫یا ممکنه به‌خاطر چیزی...

189
00:10:04,145 --> 00:10:06,022
‫خیلی عادی‌تر یا حتی درمان‌پذیر باشه.

190
00:10:06,022 --> 00:10:07,440
‫اصلا شاید شبان راست می‌گه.

191
00:10:07,481 --> 00:10:09,025
‫شاید واقعا معجزه باشه.

192
00:10:09,066 --> 00:10:11,027
‫بیاین از دنیای مادی خارج نشیم.

193
00:10:11,027 --> 00:10:12,445
‫قبول کرده ام‌آرآی بده،

194
00:10:12,486 --> 00:10:15,323
‫پس امیدوارم به زودی
‫به جوابمون برسیم.

195
00:10:15,323 --> 00:10:17,366
‫چرا همیشه سر آدم‌های خوب بلا میاد؟

196
00:10:17,408 --> 00:10:20,411
‫ای بابا، ما که هنوز نمی‌دونیم
‫اصلا مشکلی داره یا نه.

197
00:10:23,039 --> 00:10:24,123
‫چیکار می‌کنیم؟

198
00:10:24,248 --> 00:10:25,958
‫داشتیم سه‌تایی حرف می‌زدیم...

199
00:10:26,000 --> 00:10:28,252
‫و با خودمون گفتیم می‌تونیم
‫کمی از ترست بکاهیم...

200
00:10:28,336 --> 00:10:31,839
‫تا بتونی به فوبیات غلبه کنی.

201
00:10:31,839 --> 00:10:33,507
‫می‌خواین مواجهه درمانی رو امتحان کنم؟

202
00:10:33,507 --> 00:10:36,010
‫ببین چی می‌گیم. الان...

203
00:10:36,010 --> 00:10:39,513
‫وقتی کنار آسانسوری،
‫مشکلی نداری، مگه نه؟

204
00:10:39,513 --> 00:10:41,223
‫تقریبا ندارم.

205
00:10:43,184 --> 00:10:45,144
‫عالیه.
‫خب، مرحله بعدی تماشای...

206
00:10:45,186 --> 00:10:49,065
‫انجام همون کاری که ازش می‌ترسی...

207
00:10:49,106 --> 00:10:50,983
‫به دست عزیزان یا نزدیکانته.

208
00:10:51,025 --> 00:10:52,943
‫- اوهوم.
‫- ما سوار می‌شیم،

209
00:10:52,985 --> 00:10:55,529
‫تو بهمون می‌گی
‫اضطرابت شدید می‌شه یا نه. ردیفه؟

210
00:10:56,364 --> 00:10:57,948
‫هوم.

211
00:11:01,619 --> 00:11:04,413
‫- چیزی نشد؟
‫- نچ.

212
00:11:04,413 --> 00:11:07,500
‫عالیه! داریم حد و حدودت رو
‫تشخیص می‌دیم.

213
00:11:09,960 --> 00:11:11,087
‫دانا.

214
00:11:13,172 --> 00:11:14,757
‫دانا، بیا بیرون.

215
00:11:14,799 --> 00:11:16,175
‫زود باش از آسانسور بیا بیرون!

216
00:11:16,175 --> 00:11:17,843
‫باشه. باشه.

217
00:11:17,843 --> 00:11:20,721
‫باشه. باشه. اومدم بیرون. وای.

218
00:11:20,721 --> 00:11:23,099
‫خب، یعنی چی؟

219
00:11:23,140 --> 00:11:24,266
‫یعنی من رو از همه‌تون بیشتر دوست داره.

220
00:11:24,392 --> 00:11:26,769
‫نمی‌خوای بیای معاینه‌ام کنی دکتر دانگ؟

221
00:11:27,853 --> 00:11:28,938
‫هوم!

222
00:11:30,022 --> 00:11:32,191
‫انعطاف‌پذیری و حرکات کلیت...

223
00:11:32,233 --> 00:11:34,026
‫خیلی از وقتی شروع کردیم بهتر شده.

224
00:11:34,068 --> 00:11:36,946
‫تحرک بافت‌های نرم
‫نمی‌ذاره زخم موندگار بشه.

225
00:11:36,987 --> 00:11:39,949
‫دردت کم شده، توان و تعادلت
‫هم بیشتر شده.

226
00:11:39,990 --> 00:11:42,159
‫- خوبه، خوبه و خوبه.
‫- هوم!

227
00:11:42,201 --> 00:11:44,286
‫تعدد حرکاتت هم که به کنار.

228
00:11:44,328 --> 00:11:47,289
‫بالاخره به آرزوت می‌رسی.
‫به نظرم بهتره...

229
00:11:47,289 --> 00:11:49,417
‫جمعه آخرین وقتت تو بیمارستان باشه.

230
00:11:49,417 --> 00:11:51,001
‫داری فارغ‌التحصیل می‌شی!

231
00:11:51,919 --> 00:11:53,337
‫فارغ‌التحصیل می‌شم؟

232
00:11:53,337 --> 00:11:54,797
‫آره.

233
00:11:54,839 --> 00:11:56,716
‫خب، اگه احیانا سوالی داشتی،

234
00:11:56,799 --> 00:11:58,843
‫می‌دونی من کجام دیگه.

235
00:12:00,594 --> 00:12:02,346
‫یه سوال دارم.

236
00:12:03,013 --> 00:12:06,142
‫کی بریم بیرون؟

237
00:12:06,183 --> 00:12:09,061
‫چی... اِم...

238
00:12:09,103 --> 00:12:12,148
‫در واقع...

239
00:12:12,148 --> 00:12:14,400
‫تو هنوز بیمارم محسوب می‌شی.

240
00:12:14,442 --> 00:12:16,026
‫البته اشتباه برداشت نکن،

241
00:12:16,068 --> 00:12:17,611
‫من عاشق هر بیست فصل
‫«آناتومی گری» بودم،

242
00:12:17,611 --> 00:12:19,447
‫ولی هر بار پزشکی با بیماری رفیق می‌شه،

243
00:12:19,447 --> 00:12:21,073
‫همیشه با خودم می‌گم:
‫«چقدر بی‌شعورن. مگه نه؟»

244
00:12:21,115 --> 00:12:23,534
‫بگذریم... آخ.

245
00:12:23,576 --> 00:12:26,996
‫ولی شاید...

246
00:12:26,996 --> 00:12:30,291
‫فکرهام رو بکنم و بعدا بهت بگم.

247
00:12:31,041 --> 00:12:33,419
‫باشه. جمعه می‌بینمت.

248
00:12:36,255 --> 00:12:39,592
‫باید تو مسئله حساسی کمکم کنی.

249
00:12:39,800 --> 00:12:43,429
‫الیور تا حالا بهت گفته
‫پدرش چه‌جوری مرد؟

250
00:12:43,471 --> 00:12:46,932
‫آره. رفته بودن جنگل.

251
00:12:46,932 --> 00:12:49,310
‫پدرش تو جنگل ولش کرد.

252
00:12:49,477 --> 00:12:52,438
‫جسدش رو تو یه تنگ‌دره پیدا کردن.

253
00:12:53,898 --> 00:12:56,066
‫داستانش مفصل‌تره.

254
00:12:56,066 --> 00:12:58,235
‫به نظرم یه مشت مزخرف مفت بود...

255
00:12:58,277 --> 00:12:59,987
‫که واسه زنان خانه‌دار می‌گفتن
‫تا حوصله‌شون سر نره.

256
00:13:00,029 --> 00:13:03,991
‫از همون مؤلفان مرده که می‌خواد
‫از عذاب زنان پول در بیاره.

257
00:13:04,116 --> 00:13:06,243
‫یعنی من تنها زن آمریکام...

258
00:13:06,285 --> 00:13:08,954
‫که از «پل‌های میسون کانتی»
‫متنفر بود؟

259
00:13:08,996 --> 00:13:11,248
‫- بی‌خیال!
‫- ماریل؟!

260
00:13:12,708 --> 00:13:14,543
‫نوآ! اینجا چیکار می‌کنی؟

261
00:13:14,585 --> 00:13:16,670
‫دنبالمونن.
‫باید از اینجا بریم.

262
00:13:16,670 --> 00:13:18,255
‫عذر می‌خوام.

263
00:13:19,882 --> 00:13:23,219
‫- الیور کجاست؟
‫- در امانه. ولی ما نیستیم.

264
00:13:23,219 --> 00:13:25,596
‫ساکت رو ببند و ده دقیقه سوار ماشین شو.

265
00:13:25,638 --> 00:13:29,308
‫نوآ. پسرمون کجاست؟

266
00:13:30,601 --> 00:13:32,978
‫الیور کجاست؟!

267
00:13:34,522 --> 00:13:37,107
‫جاییه که هیچ‌کس پیداش نمی‌کنه.

268
00:13:44,323 --> 00:13:45,950
‫چطور تونستین بهش دروغ بگین؟

269
00:13:45,991 --> 00:13:47,284
‫دروغ گفتم که ازش محافظت کنم.

270
00:13:47,326 --> 00:13:50,120
‫- وای... هوم...
‫- کارول، تو خودت مادری.

271
00:13:50,162 --> 00:13:53,249
‫فرض کن دختر خودت بود.
‫چیکار می‌کردی؟

272
00:13:53,290 --> 00:13:56,418
‫وانمود نمی‌کردم باباش مرده.

273
00:13:57,670 --> 00:13:59,672
‫خب، کی می‌خواین راستش رو
‫بهش بگین؟

274
00:13:59,713 --> 00:14:01,423
‫بهش نمی‌گم.

275
00:14:01,423 --> 00:14:05,010
‫نوآ خونه منه.
‫قبول کرده همون‌جا بمونه.

276
00:14:05,052 --> 00:14:07,471
‫تو باید راضیش کنی.

277
00:14:07,513 --> 00:14:09,223
‫- نه!
‫- آره.

278
00:14:09,223 --> 00:14:12,726
‫تو روان‌پزشکی.
‫بهترین دوست ولف هم هستی.

279
00:14:12,726 --> 00:14:15,187
‫ماریل، به نظرم...

280
00:14:15,229 --> 00:14:18,440
‫دیگه به حد کافی این قضیه رو
‫به بازی گرفتی.

281
00:14:19,441 --> 00:14:21,944
‫راستش رو بهش بگو.

282
00:14:23,070 --> 00:14:25,239
‫گمون نکنم تنهایی از پسش بر بیام.

283
00:14:44,758 --> 00:14:46,760
‫کمکی از دستم بر میاد؟

284
00:14:47,219 --> 00:14:49,263
‫راستش رو بگم؟

285
00:14:51,390 --> 00:14:53,100
‫کار از کار من گذشته.

286
00:14:53,976 --> 00:14:55,227
‫صداتون آشناست.

287
00:14:55,269 --> 00:14:57,563
‫تو اون ساختمون بودین
‫که فرو ریخته بود.

288
00:14:57,605 --> 00:14:59,440
‫استوارت سگه رو پیدا کرده بودین.

289
00:15:04,570 --> 00:15:09,283
‫هزار بار این لحظه رو
‫تو ذهنم تصور کرده بودم.

290
00:15:10,367 --> 00:15:13,495
‫چطور ممکنه سی سال بعد من رو بشناسی؟

291
00:15:15,998 --> 00:15:17,166
‫زمان.

292
00:15:19,001 --> 00:15:21,420
‫علاوه بر ادراک‌پریشی چهره. واقعا...

293
00:15:21,545 --> 00:15:23,547
‫واقعا خیلی سخته.

294
00:15:23,631 --> 00:15:27,468
‫نمی‌خوام بی‌ادبی کنم،
‫ولی چرا اومدین اینجا؟

295
00:15:28,761 --> 00:15:30,429
‫منم الی.

296
00:15:32,514 --> 00:15:34,099
‫منم، بابا.

297
00:15:34,642 --> 00:15:39,271
‫خب، خیلی مسخره است.
‫من چهارده ساله بودم که بابام مرد.

298
00:15:40,439 --> 00:15:42,483
‫خب، اون حرف دروغ بود.

299
00:15:43,067 --> 00:15:45,319
‫دروغ وحشتناکی بود. من یهو...

300
00:15:48,197 --> 00:15:49,782
‫رفتم.

301
00:15:51,700 --> 00:15:54,244
‫رفتم که از تو محافظت کنم و...

302
00:15:54,244 --> 00:15:57,039
‫آقا، من نمی‌دونم با خودتون خیال کردین
‫کی هستین.

303
00:15:58,666 --> 00:16:00,125
‫ببین من رو.

304
00:16:01,168 --> 00:16:03,128
‫خصوصیت اصلیم چیه؟

305
00:16:03,170 --> 00:16:05,130
‫ابروهات پرپشته.

306
00:16:05,172 --> 00:16:07,800
‫دماغت بزرگه.

307
00:16:15,349 --> 00:16:16,684
‫پدر من مرده.

308
00:16:16,684 --> 00:16:18,602
‫تو جنگل مرد.
‫جون سالم به در نبرد.

309
00:16:18,644 --> 00:16:21,146
‫گفته بود برمی‌گرده دنبالم، ولی برنگشت.
‫بعدش هم مرد.

310
00:16:21,188 --> 00:16:23,107
‫عقلم سر جاش نبود الیور.

311
00:16:23,148 --> 00:16:24,566
‫برات خطرناک بودم.

312
00:16:24,566 --> 00:16:26,568
‫امکان نداره تو پدر من باشی.

313
00:16:26,568 --> 00:16:29,279
‫یادته قبل از رفتن چی گفته بودم؟

314
00:16:29,321 --> 00:16:32,241
‫«تو بهترین دکتر کل دنیا می‌شی.»

315
00:16:32,282 --> 00:16:35,327
‫می‌دونستم.
‫از همون موقع می‌دونستم.

316
00:16:35,369 --> 00:16:37,121
‫اگه من تو زندگیت می‌موندم،

317
00:16:37,705 --> 00:16:39,707
‫گمون نکنم این‌قدر پیشرفت می‌کردی.

318
00:16:40,582 --> 00:16:42,209
‫بهت افتخار می‌کنم.

319
00:16:44,169 --> 00:16:45,796
‫- بهم افتخار می‌کنی؟
‫- هوم.

320
00:16:47,715 --> 00:16:49,383
‫چطور ممکنه به من افتخار کنی؟

321
00:16:51,468 --> 00:16:53,220
‫الیور؟

322
00:16:54,722 --> 00:16:57,307
‫قسم خورده بودی این کار رو نمی‌کنی.

323
00:17:01,645 --> 00:17:03,272
‫تو می‌دونستی؟!

324
00:17:05,983 --> 00:17:07,985
‫از اولش می‌دونستی.

325
00:17:10,154 --> 00:17:11,613
‫من تازه خبردار شدم.
‫یه‌راست اومدیم اینجا.

326
00:17:11,655 --> 00:17:13,741
‫آها، یه‌راست با همدیگه
‫اومدین اینجا که بگین...

327
00:17:13,741 --> 00:17:15,367
‫«سورپرایز، پدرت زنده است»؟

328
00:17:15,367 --> 00:17:20,372
‫الیور. خواهش می‌کنم. بشین.
‫بذار باهات صحبت کنیم.

329
00:17:20,497 --> 00:17:21,790
‫من و پدرت دلایل خودمون رو داشتیم.

330
00:17:21,790 --> 00:17:23,208
‫- خواهش می‌کنم.
‫- نمی‌ذارم با منطق...

331
00:17:23,250 --> 00:17:24,835
‫قسر در بری!

332
00:17:24,877 --> 00:17:28,338
‫ماریل، الان وقت توضیح نیست.

333
00:17:28,380 --> 00:17:31,383
‫ولف، حسی که الان داری تجربه می‌کنه شوکه.

334
00:17:31,425 --> 00:17:34,762
‫عه، واقعا؟ شوکه؟
‫خیلی ممنون دکتر پیرس.

335
00:17:34,762 --> 00:17:36,930
‫- الی.
‫- نه.

336
00:17:36,930 --> 00:17:38,766
‫این‌جوری صدام نکن.

337
00:17:45,272 --> 00:17:46,857
‫من می‌رم.

338
00:17:47,775 --> 00:17:49,526
‫اینجا خونه منه.

339
00:17:49,902 --> 00:17:52,780
‫نمی‌خوام هیچ‌کدومتون
‫وقتی برگشتم توش باشین!

340
00:18:05,834 --> 00:18:10,214
‫دادم عکس‌های شبان توماس رو
‫باب میلت چاپ کنن.

341
00:18:21,809 --> 00:18:24,478
‫گلیومای پروانه‌ای تو لوب پس‌سری.

342
00:18:24,478 --> 00:18:26,438
‫از طریق جسم پینه‌ای
‫از خط میانیش رد شده.

343
00:18:26,480 --> 00:18:29,066
‫اصلا راه نداره مرگبار نباشه؟

344
00:18:30,109 --> 00:18:31,610
‫کاش می‌شد.

345
00:18:32,319 --> 00:18:33,654
‫ولی شبیه لنفوم نیست،

346
00:18:33,654 --> 00:18:35,030
‫متاستاز هم نیست.

347
00:18:35,030 --> 00:18:37,825
‫- بیمارت گلیوبلاستوما داره.
‫- می‌گفت الهیه.

348
00:18:37,825 --> 00:18:40,828
‫ولی الان سه ماه یا فوقش شش ماه
‫بیشتر زنده نمی‌مونه.

349
00:18:40,828 --> 00:18:42,579
‫یه سری گزینه داریم.

350
00:18:42,913 --> 00:18:45,457
‫جراحی برش کامل.
‫علاوه بر تموزولاماید و پرتودرمانی.

351
00:18:45,499 --> 00:18:48,794
‫- ولی باز هم در میاد.
‫- همیشه باز هم در میاد.

352
00:18:50,963 --> 00:18:52,422
‫مسلما معجزه‌ای در کار نیست.

353
00:18:52,464 --> 00:18:55,008
‫فقط به خودمون دروغ می‌گیم.

354
00:18:55,968 --> 00:18:59,596
‫الیور، جریان چیه؟
‫جریان این جعبه و کت‌شلوارت چیه؟

355
00:18:59,638 --> 00:19:01,348
‫می‌دونی مراسمه پسفرداست دیگه؟

356
00:19:01,348 --> 00:19:03,308
‫آره. نمی‌تونم اینجا کار کنم.

357
00:19:03,350 --> 00:19:06,395
‫اصلا نباید قبول می‌کردم
‫با مادرم کار کنم.

358
00:19:06,436 --> 00:19:07,646
‫وایستا ببینم. اتفاقی افتاده؟

359
00:19:07,688 --> 00:19:09,439
‫شاید من بتونم باهاش حرف بزنم.

360
00:19:09,481 --> 00:19:09,982
‫ایول. فکر خیلی خوبیه.
‫بهتره همکارم...

361
00:19:09,982 --> 00:19:12,317
‫با مادر روانی و کنترلگرم صحبت کنه.

362
00:19:12,359 --> 00:19:14,903
‫می‌دونی دروغ به مرور زمان
‫با مغز چیکار می‌کنه جاش؟

363
00:19:14,903 --> 00:19:16,738
‫انعطاف‌پذیری عصبی از بین می‌ره.

364
00:19:16,738 --> 00:19:19,324
‫اهمیت دروغ‌ها کم و کمتر می‌شه.

365
00:19:19,366 --> 00:19:21,618
‫ولف، آروم باش. آروم باش.

366
00:19:21,618 --> 00:19:23,328
‫رفتارت به اون حرفم هیچ ربطی نداره...

367
00:19:23,370 --> 00:19:27,249
‫که گفتم رفیق خوبی هستی؟

368
00:19:28,834 --> 00:19:30,752
‫چرا باید بگی رفیق خوبی‌ام؟

369
00:19:32,129 --> 00:19:34,423
‫تو که اصلا من رو نمی‌شناسی.

370
00:19:45,559 --> 00:19:47,227
‫آهای. پشتت رو بپا.

371
00:19:49,605 --> 00:19:51,398
‫سلام میشل. چطوری؟

372
00:19:51,523 --> 00:19:53,317
‫چرا حس می‌کنم تو دردسر افتادم؟

373
00:19:53,358 --> 00:19:55,485
‫خودت بگو چرا وان.
‫امروز که رفتم مهدکودک...

374
00:19:55,527 --> 00:19:57,321
‫دنبال لیام، خیلی ناراحت بود.

375
00:19:57,362 --> 00:19:58,739
‫گفت تو راه مهدکودک
‫سرش داد کشیدی.

376
00:19:58,780 --> 00:20:00,157
‫نه، من سرش داد نکشیدم.

377
00:20:00,199 --> 00:20:01,783
‫بدجوری قشقرق به پا کرده بود.

378
00:20:01,783 --> 00:20:03,327
‫بهش گفتم آروم باشه.

379
00:20:03,327 --> 00:20:04,912
‫خیر سرمون باید احساساتشون رو تأیید کنیم.

380
00:20:04,953 --> 00:20:07,372
‫مگه هیچ‌کدوم از پادکست‌هایی رو
‫که برات فرستادم گوش ندادی؟

381
00:20:07,414 --> 00:20:08,832
‫- چرا، معلومه.
‫- واقعا گوش دادی؟

382
00:20:08,832 --> 00:20:11,168
‫پس باید بدونی وقتی بچه آشفته می‌شه،

383
00:20:11,210 --> 00:20:12,419
‫ما موظفیم...

384
00:20:12,461 --> 00:20:14,254
‫- آروم بمونیم.
‫- آره.

385
00:20:14,296 --> 00:20:16,465
‫چرا این‌قدر برات سخته؟

386
00:20:16,465 --> 00:20:18,508
‫ببخشید. دفعه بعد بیشتر سعی می‌کنم.

387
00:20:18,508 --> 00:20:20,677
‫خوبه. من می‌خوام لیام
‫باباش رو داشته باش.

388
00:20:20,677 --> 00:20:23,055
‫نمی‌خوام عامل جدایی تو و اون باشم.

389
00:20:23,055 --> 00:20:25,349
‫جمعه که اومدی دنبالش می‌بینمت.

390
00:20:29,269 --> 00:20:32,731
‫ببین وان. از سندرم آینه‌ایت خبر نداره؟

391
00:20:34,399 --> 00:20:35,859
‫سلام دکتر ولف!

392
00:20:35,901 --> 00:20:37,778
‫- چیه؟
‫- حالتون خوبه؟

393
00:20:37,819 --> 00:20:39,321
‫کاری از دستمون بر نمیاد؟

394
00:20:39,321 --> 00:20:41,365
‫درمان گلیوبلاستوما رو بلدی؟

395
00:20:41,365 --> 00:20:43,700
‫نیستی؟ خیلی‌خب.
‫پس من می‌رم گلویی تازه کنم.

396
00:20:43,742 --> 00:20:44,952
‫کی می‌خواد بیاد؟

397
00:20:49,831 --> 00:20:52,376
‫شما دو تا رو خوب نمی‌شناسم.

398
00:20:52,417 --> 00:20:55,837
‫می‌دونم تو از اریکا خوشت میاد...

399
00:20:55,837 --> 00:20:57,839
‫و...

400
00:20:57,839 --> 00:21:00,842
‫تو هم از اریکا خوشت میاد.

401
00:21:00,842 --> 00:21:02,678
‫ولی دیگه چی؟

402
00:21:03,929 --> 00:21:05,597
‫من یه بچه دارم.

403
00:21:05,597 --> 00:21:07,307
‫واقعا؟

404
00:21:07,307 --> 00:21:09,476
‫وای، امروز خیلی غافلگیرکننده است.

405
00:21:09,476 --> 00:21:10,811
‫تبریک می‌گم.

406
00:21:10,811 --> 00:21:12,312
‫کافه‌چی، یکی دیگه می‌ریزی؟

407
00:21:12,479 --> 00:21:14,564
‫حالا که حرف بچه شد،
‫این بازی خیلی باحاله.

408
00:21:14,606 --> 00:21:17,609
‫رابطه‌تون با پدرتون چطوره؟

409
00:21:17,651 --> 00:21:19,695
‫بابای من الگوی خوبی برام بود.

410
00:21:19,695 --> 00:21:21,863
‫آره، اگه بخوام با پسرم صمیمی باشم،

411
00:21:21,863 --> 00:21:24,116
‫کافیه کاملا برعکس اون عمل کنم.

412
00:21:24,157 --> 00:21:27,911
‫گل گفتی. دکتر نش؟

413
00:21:27,911 --> 00:21:29,955
‫من و بابام...

414
00:21:29,997 --> 00:21:31,581
‫وقتی هنوز فوتبال آمریکایی بازی می‌کردم
‫خیلی بهتر بودیم.

415
00:21:31,623 --> 00:21:33,083
‫یعنی یه بازیم رو هم جا نمی‌انداخت.

416
00:21:33,083 --> 00:21:35,752
‫گمون کنم مصدومیتم
‫واسه اون خیلی سخت‌تر از خودم بود.

417
00:21:35,877 --> 00:21:37,546
‫گمون کنم به نظرش
‫از پس هیچ کاری...

418
00:21:37,546 --> 00:21:39,006
‫جز فوتبال آمریکایی برنمی‌اومدم.

419
00:21:39,047 --> 00:21:40,674
‫گاهی با خودم می‌گم دکتر شدم...

420
00:21:40,716 --> 00:21:41,842
‫که فقط بهش ثابت کنم اشتباه می‌کنه.

421
00:21:41,883 --> 00:21:44,428
‫من هم به‌خاطر بابام دکتر شدم.

422
00:21:45,595 --> 00:21:49,599
‫اختلال دوقطبی داشت. یا داره؟

423
00:21:49,641 --> 00:21:51,685
‫می‌خوای رابطه‌ات با بچه‌ات خوب باشه وان؟

424
00:21:51,727 --> 00:21:54,938
‫یه نصیحت بهت می‌کنم.
‫بهش دروغ نگو.

425
00:21:57,566 --> 00:22:00,068
‫خیلی‌خب. من می‌رم یه قدمی بزنم.

426
00:22:09,619 --> 00:22:11,330
‫سرطان؟

427
00:22:14,750 --> 00:22:17,044
‫گمون کنم خودم رو قانع کرده بودم معجزه است،

428
00:22:17,085 --> 00:22:20,964
‫آخه خیلی از احتمالات دیگه‌اش می‌ترسیدم.

429
00:22:20,964 --> 00:22:22,716
‫حالا چی می‌شه؟

430
00:22:23,091 --> 00:22:27,471
‫خب، اگه بخوای تا جایی که ممکنه زنگی کنی،

431
00:22:27,512 --> 00:22:28,805
‫اول باید عمل بشی،

432
00:22:28,805 --> 00:22:30,974
‫بعدش از شیمی‌درمانی و پرتودرمانیه.

433
00:22:31,600 --> 00:22:33,226
‫ولی درمان نیست؟

434
00:22:34,102 --> 00:22:35,520
‫نه.

435
00:22:35,562 --> 00:22:38,440
‫متأسفانه، حتما اگه در بیاریمش،

436
00:22:38,440 --> 00:22:39,900
‫اصلا رفع نمی‌شه.

437
00:22:39,941 --> 00:22:42,527
‫بعدش سوال پیش میاد
‫که دخالت‌هامون...

438
00:22:42,569 --> 00:22:44,696
‫چقدر از کیفیت زندگیت می‌کاهن.

439
00:22:45,530 --> 00:22:48,867
‫یه گزینه دیگه هم هست
‫که اصلا دخالت نکنیم.

440
00:22:48,909 --> 00:22:51,620
‫هرچقدر زمان اجازه بده زندگی می‌کنی.

441
00:22:51,620 --> 00:22:52,871
‫عجب.

442
00:22:58,168 --> 00:23:00,712
‫فرصتش چند ماهه است
‫یا چند ساله؟

443
00:23:03,090 --> 00:23:06,093
‫اگه دخالتی نکنیم،
‫حداکثر چند هفته فرصت داره،

444
00:23:06,134 --> 00:23:07,677
‫بعدش توموره رشد می‌کنه...

445
00:23:07,719 --> 00:23:10,347
‫و آسیب‌های عصبی وخیمی
‫ایجاد می‌کنه.

446
00:23:10,389 --> 00:23:12,432
‫از صداقتتون ممنونم.

447
00:23:12,474 --> 00:23:14,893
‫گمون می‌کنم پزشکی...

448
00:23:14,935 --> 00:23:17,646
‫نیازمند یه مقدار دوروییه، مگه نه؟

449
00:23:17,646 --> 00:23:19,648
‫حتی اگه از عاقبت بیمارتون مطمئن باشین،

450
00:23:19,648 --> 00:23:22,359
‫باز هم براش امیدوارین.

451
00:23:22,859 --> 00:23:26,113
‫به بیمارتون فرصت می‌دین
‫تصمیمش رو بگیره.

452
00:23:26,154 --> 00:23:28,323
‫ولی من...

453
00:23:29,783 --> 00:23:31,493
‫فرصتم رو داشتم.

454
00:23:31,618 --> 00:23:33,161
‫دیگه به خودم دروغ نمی‌گم.

455
00:23:33,161 --> 00:23:35,455
‫عمل نمی‌خوام.
‫شیمی‌درمانی نمی‌خوام.

456
00:23:35,497 --> 00:23:37,082
‫بیماریم پیشرفت می‌کنه،
‫ولی تا نکرده،

457
00:23:37,124 --> 00:23:39,835
‫اصلا قصد ندارم به اعضای کلیسام بگم.

458
00:23:39,835 --> 00:23:43,713
‫اگه بدونن، نمی‌تونن بهتر
‫ازتون حمایت کنن؟

459
00:23:43,755 --> 00:23:47,092
‫کار من حمایت و محافظت از اون‌هاست.

460
00:23:47,134 --> 00:23:50,011
‫نیاز دارن این مسئله رو
‫مخفی نگه دارم،

461
00:23:52,305 --> 00:23:53,974
‫خودم هم نیاز دارم مخفی بمونه.

462
00:23:54,724 --> 00:23:59,020
‫خب، خودتون صلاح می‌دونین
‫چه‌جوری به بقیه بگین.

463
00:23:59,020 --> 00:24:00,397
‫ولی...

464
00:24:00,814 --> 00:24:04,568
‫حقیقت فاش می‌شه.

465
00:24:04,568 --> 00:24:06,945
‫مگه دروغ گناه محسوب نمی‌شه؟

466
00:24:08,697 --> 00:24:12,159
‫ترجیح می‌دم فرض کنم
‫هر قانونی استثنایی داره.

467
00:24:14,578 --> 00:24:17,622
‫امیدوارم مشغول جابه‌جایی مطب باشین.

468
00:24:17,664 --> 00:24:21,418
‫احتمالا فراتر از این حرف‌هاست.
‫نمی‌دونم.

469
00:24:22,127 --> 00:24:24,588
‫پس امیدوارم خدا بهتون نشونه‌ای بده.

470
00:24:27,966 --> 00:24:30,051
‫به‌خاطر من معطل نشو.
‫با آسانسور برو.

471
00:24:30,051 --> 00:24:34,181
‫خفه شو. من الان که بهم نیاز داری
‫تنهات نمی‌ذارم.

472
00:24:34,222 --> 00:24:36,600
‫نمی‌دونم چرا از سرم بیرون نمی‌ره.

473
00:24:36,600 --> 00:24:38,643
‫قبلا هم بیمار از دست دادم.

474
00:24:38,685 --> 00:24:42,063
‫ما آموزش دیدیم با این چیزها
‫کنار بیایم.

475
00:24:42,063 --> 00:24:43,773
‫انگار جسمم از آسانسور فرار کرده،

476
00:24:43,773 --> 00:24:45,650
‫ولی ذهنم هنوز اونجا اسیره.

477
00:24:45,692 --> 00:24:48,528
‫خب، شاید بد نباشه
‫بری پیش روان‌پزشک.

478
00:24:48,570 --> 00:24:50,155
‫می‌تونه یه مهارکننده
‫انتخابی بازجذب سروتونین...

479
00:24:50,197 --> 00:24:51,198
‫با دوز پایین برات تجویز کنه.

480
00:24:51,239 --> 00:24:53,700
‫احتمالا علائم اختلال اضطراب پس از سانحه رو
‫کاهش بده.

481
00:24:53,742 --> 00:24:56,244
‫مرسی، ولی من زیاد اهل دارو نیستم.

482
00:24:57,078 --> 00:25:00,540
‫خب، یعنی دقیقا اهل چی هستی؟

483
00:25:01,291 --> 00:25:02,751
‫خودم می‌تونم باهاش کنار بیام.

484
00:25:03,043 --> 00:25:06,963
‫آها، یعنی افرادی که نمی‌تونن... ضعیفن؟

485
00:25:06,963 --> 00:25:09,508
‫- من چنین حرفی نزدم؟
‫- پس چی می‌خواستی بگی؟

486
00:25:09,549 --> 00:25:11,843
‫چرا داری بزرگش می‌کنی؟

487
00:25:11,885 --> 00:25:14,221
‫صرفا هیچ‌وقت آدمی نبودم
‫که دارو لازم داشته باشه.

488
00:25:14,262 --> 00:25:15,972
‫- چون بی‌نقصی.
‫- نه.

489
00:25:15,972 --> 00:25:19,142
‫چون واسه شب کردن روزم
‫عصا لازم ندارم.

490
00:25:25,273 --> 00:25:29,110
‫عصا از فشار می‌کاهه.

491
00:25:29,110 --> 00:25:30,612
‫هیچ عیبی نداره.

492
00:25:30,612 --> 00:25:32,072
‫داروهای من باعث می‌شن در حالتی باشم...

493
00:25:32,113 --> 00:25:35,659
‫که مدام اضطراب ندارم...

494
00:25:35,700 --> 00:25:37,577
‫و می‌تونم واقعا
‫از زندگیم لذت ببرم.

495
00:25:37,619 --> 00:25:39,496
‫خیلی خوشحال می‌شم روزی شاهد
‫لذت بردن تو از زندگیت هم باشم.

496
00:25:39,538 --> 00:25:40,872
‫می‌دونی چیه؟

497
00:25:40,914 --> 00:25:43,500
‫گمون کنم بهتر باشه با آسانسور برم.

498
00:25:58,807 --> 00:26:01,017
‫بابا؟

499
00:26:17,576 --> 00:26:19,869
‫تنهام نذار!

500
00:26:21,746 --> 00:26:23,456
‫هیچ‌وقت تنهات نمی‌ذارم.

501
00:26:55,113 --> 00:26:57,115
‫کل عمرم...

502
00:26:58,700 --> 00:27:00,910
‫خیال می‌کردم بابام مرده.

503
00:27:01,911 --> 00:27:04,039
‫ولی کل این مدت،
‫زنده بود...

504
00:27:04,039 --> 00:27:07,125
‫و خودش تصمیم گرفته بود فاصله بگیره.

505
00:27:09,294 --> 00:27:12,172
‫از تصور خارجه.
‫خیر سرم باید چیکار کنم؟

506
00:27:13,048 --> 00:27:15,884
‫حضورش که معجزه نیست.

507
00:27:15,884 --> 00:27:18,637
‫غیابش دروغ بود.

508
00:27:19,888 --> 00:27:23,808
‫خب، پس شاید معجزه خودت بودی ولف،

509
00:27:23,850 --> 00:27:25,977
‫معجزه هنوز اینجا بودنته.

510
00:27:26,853 --> 00:27:31,024
‫با وجود همه‌چی،
‫با اون همه سختی تو زندگیت...

511
00:27:31,816 --> 00:27:34,861
‫تصمیم گرفتی بمونی.

512
00:27:58,259 --> 00:28:00,261
‫جدی می‌گم، دکتر ولف اصلا تو حال خودش نبود.

513
00:28:00,303 --> 00:28:04,182
‫معلوم شد آدم خیلی غمگینیه.

514
00:28:04,224 --> 00:28:07,018
‫- وقتی فن‌سیکلیدین زده بود باحال‌تر بود.
‫- در رو نگه دارین!

515
00:28:11,106 --> 00:28:13,400
‫دکتر کابررا، لطفا به پزشکی زایمان
‫مراجعه کنین.

516
00:28:13,441 --> 00:28:14,859
‫هوم.

517
00:28:14,901 --> 00:28:16,986
‫دکتر کابررا، به پزشکی زایمان
‫مراجعه کنین.

518
00:28:18,655 --> 00:28:20,740
‫واقعا داریم می‌ریم؟

519
00:28:20,949 --> 00:28:23,159
‫- چی عوض شد؟
‫- آره، چی شد که راضی شدی؟

520
00:28:23,201 --> 00:28:26,287
‫چند وقته دارم یه سری
‫شعار آرامش‌بخش تمرین می‌کنم.

521
00:28:26,287 --> 00:28:28,748
‫باهاشون راحت‌تر تونستم آروم بشم.

522
00:28:28,790 --> 00:28:31,042
‫ولی واسه من جواب می‌ده.

523
00:28:31,084 --> 00:28:34,170
‫به خدا راه‌حل تو رو
‫قضاوت نمی‌کنم دانا.

524
00:28:34,170 --> 00:28:36,005
‫تو ضعیف نیستی.

525
00:28:36,047 --> 00:28:38,842
‫قوی‌ترین آدمی هستی
‫که به عمرم دیدم.

526
00:28:38,842 --> 00:28:42,887
‫می‌دونم چند ماه اخیر
‫وضع خوبی نداشتیم.

527
00:28:42,929 --> 00:28:46,307
‫ولی تصور انترنی بدون شماها
‫از توانم خارجه.

528
00:28:46,307 --> 00:28:49,769
‫ما بهترین
‫و البته غیرکاربردی‌ترین تیم دنیاییم.

529
00:28:49,811 --> 00:28:52,939
‫اما همه‌تون باید اعتراف کنین...

530
00:28:53,648 --> 00:28:55,275
‫بازیکن خط حمله‌مون منم.

531
00:29:04,075 --> 00:29:05,493
‫جواب می‌خوام.

532
00:29:05,493 --> 00:29:07,078
‫حق داری.

533
00:29:10,874 --> 00:29:13,668
‫من و پدرت که عروسی کردیم،

534
00:29:14,335 --> 00:29:16,254
‫من بیست ساله بودم...

535
00:29:17,005 --> 00:29:19,090
‫و یه دل نه صد دل عاشقش شده بودم.

536
00:29:19,132 --> 00:29:20,925
‫اما بعدش فهمیدی بیماره؟

537
00:29:20,967 --> 00:29:23,970
‫نه. بیماریش اصلا رو احساساتم تأثیر نذاشت.

538
00:29:24,846 --> 00:29:26,306
‫صرفا...

539
00:29:27,557 --> 00:29:28,767
‫پیچیده‌شون کرد.

540
00:29:28,975 --> 00:29:30,852
‫تو اولویتم شدی.

541
00:29:30,852 --> 00:29:33,646
‫من ساده‌لوح و جاهل بودم،

542
00:29:33,688 --> 00:29:35,940
‫خیال می‌کردم هم از پس
‫مدیریت پدرت بر میام،

543
00:29:36,149 --> 00:29:38,526
‫هم می‌تونم از تو محافظت کنم.

544
00:29:38,943 --> 00:29:42,447
‫تو و خوشحالی تو رو انتخاب کردم.

545
00:29:42,489 --> 00:29:44,240
‫از اون تصمیمم پشیمون نیستم.

546
00:29:44,282 --> 00:29:46,826
‫اون آخرهفته‌هایی که پیش بابات می‌موندی،

547
00:29:48,161 --> 00:29:50,622
‫خیلی نگرانت می‌شدم.

548
00:29:50,663 --> 00:29:52,957
‫مصرف داروهاش رو قطع کرده بود.
‫پیش میاد.

549
00:29:52,957 --> 00:29:55,126
‫پسر چهارده ساله‌اش رو...

550
00:29:55,251 --> 00:29:58,922
‫با یه تفنگ وسط جنگل تنها گذاشته بود.

551
00:29:58,963 --> 00:30:01,382
‫یعنی واقعا خیال کردی
‫بهترین راه‌حل تنبیه کردنش،

552
00:30:01,382 --> 00:30:05,428
‫تبعید کردنش و سی سال
‫دروغ گفتن به منه؟

553
00:30:05,470 --> 00:30:07,055
‫نه الیور.

554
00:30:07,847 --> 00:30:09,891
‫اصلا این‌طور نبود.

555
00:30:10,016 --> 00:30:12,852
‫خیلی‌خب. پارک‌بانان پیداش کردن.

556
00:30:12,894 --> 00:30:14,103
‫تو دره وودلند بود.

557
00:30:14,103 --> 00:30:15,939
‫میارنش بیمارستان.

558
00:30:15,939 --> 00:30:17,899
‫بلند شو دیگه، خب؟ بیا بریم.

559
00:30:17,899 --> 00:30:19,818
‫من باهات نمیام.

560
00:30:19,859 --> 00:30:22,695
‫وقتی برگردین هم اینجا نیستم.

561
00:30:23,279 --> 00:30:24,823
‫ممکن بود به کشتن بدمش.

562
00:30:24,823 --> 00:30:27,158
‫نوآ، عیبی نداره.

563
00:30:27,158 --> 00:30:28,952
‫الان فقط همین مهمه.

564
00:30:29,661 --> 00:30:31,955
‫من تو زندگیش نمی‌مونم...

565
00:30:31,996 --> 00:30:35,083
‫که خطر تکرار چنین اتفاقی
‫وجود داشته باشه.

566
00:30:35,208 --> 00:30:37,001
‫منظورت چیه؟

567
00:30:37,001 --> 00:30:39,504
‫منظورم اینه که تو بدون من برو پیشش.

568
00:30:41,047 --> 00:30:43,049
‫به الیور بگو...

569
00:30:46,511 --> 00:30:49,764
‫بهش بگو من تو جنگل مردم.

570
00:30:49,806 --> 00:30:51,724
‫- وای خدایا.
‫- از شهر می‌رم.

571
00:30:51,766 --> 00:30:53,184
‫اگه لازم باشه از کشور می‌رم.

572
00:30:53,184 --> 00:30:55,687
‫اصلا به این حرفت گوش نمی‌دم، خب؟

573
00:30:55,728 --> 00:30:58,189
‫هیچ‌وقت برنمی‌گردم. قول می‌دم.

574
00:30:58,314 --> 00:31:01,109
‫تو که الیور رو می‌شناسی.

575
00:31:01,109 --> 00:31:03,027
‫هضم مرگ براش
‫از هضم ترک شدن...

576
00:31:03,069 --> 00:31:04,571
‫راحت‌تره.

577
00:31:04,612 --> 00:31:06,990
‫وگرنه کل عمرش
‫دنبالم می‌گرده...

578
00:31:07,031 --> 00:31:09,242
‫- و می‌خواد درمانم کنه.
‫- نوآ.

579
00:31:10,535 --> 00:31:13,496
‫پسرمون منتظرمونه.

580
00:31:13,496 --> 00:31:15,456
‫باید بریم پیشش.

581
00:31:16,499 --> 00:31:18,251
‫خودت می‌دونی درست می‌گم.

582
00:31:23,214 --> 00:31:26,050
‫من خوب نیستم ماریل.

583
00:31:27,969 --> 00:31:31,431
‫در توانم نیست پدرش باشم.

584
00:31:36,102 --> 00:31:41,107
‫ازم می‌خوای تا آخر عمرش
‫بهش دروغ بگم؟

585
00:31:41,149 --> 00:31:44,152
‫ازم می‌خوای دلش رو بشکنم؟

586
00:31:45,778 --> 00:31:49,198
‫هنوز هم می‌تونی بهتر بشی.

587
00:31:50,867 --> 00:31:53,620
‫شعر روز عروسیمون رو یادته؟

588
00:31:54,662 --> 00:31:56,623
‫«کشور ازدواج»؟

589
00:32:00,376 --> 00:32:04,464
‫دارم یاد می‌گیرم مرگ رو بهت بدم
‫که از شر خودم خلاصت کنم.

590
00:32:07,342 --> 00:32:10,386
‫نمی‌دونستم می‌خوام بهت چی بگم.

591
00:32:12,513 --> 00:32:14,349
‫تا این که تو بیمارستان دیدمت.

592
00:32:14,349 --> 00:32:17,602
‫فهمیدم چیزی نمونده بود
‫از دستت بدم.

593
00:32:17,644 --> 00:32:20,021
‫به عمرم اون‌قدر نترسیده بودم.

594
00:32:20,688 --> 00:32:22,440
‫من هم همین‌طور.

595
00:32:24,192 --> 00:32:26,027
‫لازم نبود بذاره بره.

596
00:32:26,569 --> 00:32:28,363
‫نیاز داشت کمکش کنیم.

597
00:32:29,447 --> 00:32:31,032
‫چی می‌گفتن؟

598
00:32:31,074 --> 00:32:33,159
‫بچه داشتن عین این می‌مونه...

599
00:32:33,159 --> 00:32:37,956
‫که آدم بذاره قلبش تا ابد
‫بیرون از بدنش حرکت کنه.

600
00:32:38,081 --> 00:32:41,334
‫بهت دروغ گفتم،
‫آخه طاقت نداشتم...

601
00:32:41,376 --> 00:32:45,421
‫تصور کنم بلایی سر قلبم بیاد.

602
00:32:49,592 --> 00:32:51,469
‫شرمنده‌ام الیور.

603
00:32:53,262 --> 00:32:55,014
‫شرمنده‌ام.

604
00:32:56,474 --> 00:32:58,226
‫شرمنده‌ام.

605
00:32:59,477 --> 00:33:01,479
‫خیلی شرمنده‌ام.

606
00:33:02,563 --> 00:33:06,150
‫اگه می‌تونستم درمانش کنم،
‫وای خدایا، می‌کردم.

607
00:33:06,192 --> 00:33:09,946
‫ولی بیماری خانواده‌مون رو نابود کرد.

608
00:33:10,738 --> 00:33:12,281
‫نه.

609
00:33:14,075 --> 00:33:15,201
‫مامان...

610
00:33:18,037 --> 00:33:19,747
‫رازها نابودش کردن.

611
00:33:25,670 --> 00:33:28,589
‫خیلی‌خب بچه‌ها، اضطراب عیبی نداره.

612
00:33:28,589 --> 00:33:30,466
‫فقط یادتون باشه...

613
00:33:31,426 --> 00:33:33,553
‫حالا که اینجا کلیساست...

614
00:33:33,553 --> 00:33:37,223
‫و جو اعتراف حاکمه...

615
00:33:37,432 --> 00:33:40,643
‫بابام که سی سال خیال می‌کردم مرده...

616
00:33:40,685 --> 00:33:42,270
‫یهو دوباره وارد زندگیم شده.

617
00:33:42,270 --> 00:33:44,313
‫خلاصه، ممکنه طی چند روز،
‫هفته یا ماه آتی...

618
00:33:44,355 --> 00:33:47,400
‫حواسم پرت باشه،
‫سرم شلوغ باشه...

619
00:33:47,442 --> 00:33:49,193
‫یا رهبر خیلی خوبی نباشم.

620
00:33:49,235 --> 00:33:50,570
‫صرفا می‌خوام بدونین...

621
00:33:50,611 --> 00:33:52,447
‫حتی اگه شکست بخورم،
‫دارم تلاشم رو می‌کنم.

622
00:33:55,575 --> 00:33:58,745
‫دکتر ولف، قبل از این که شما بیاین
‫بیمارستان عمومی برانکس، ما خیلی گیج بودیم.

623
00:33:58,786 --> 00:34:01,330
‫آره. راست می‌گه.
‫ما دیگه گله شماییم.

624
00:34:01,372 --> 00:34:04,333
‫آره دکتر ولف.
‫چه خوشتون بیاد چه نیاد، هواتون رو داریم.

625
00:34:13,843 --> 00:34:16,512
‫سن من کم بود
‫که خواهرم مرد.

626
00:34:16,512 --> 00:34:20,308
‫حاضرم دار و ندارم رو بدم
‫که حتی یه لحظه برگرده پیشم.

627
00:34:21,559 --> 00:34:25,772
‫حتما الان دیدنش دشواره،
‫ولی شما خوش‌شانسین.

628
00:34:28,733 --> 00:34:30,485
‫فقدان.

629
00:34:31,486 --> 00:34:34,781
‫همه‌مون بزرگ یا کوچکش رو
‫تجربه می‌کنیم.

630
00:34:34,822 --> 00:34:37,700
‫ممکنه تو یه چشم به هم زدن
‫عزیزمون...

631
00:34:37,909 --> 00:34:39,535
‫خونه‌مون...

632
00:34:40,953 --> 00:34:42,413
‫یا خودمون رو از دست بدیم.

633
00:34:43,164 --> 00:34:44,916
‫تو این لحظات،

634
00:34:44,916 --> 00:34:46,834
‫فقط می‌تونیم هوای همدیگه رو داشته باشیم...

635
00:34:46,876 --> 00:34:49,295
‫و تمام تلاشمون رو بکنیم
‫به زندگیمون ادامه بدیم.

636
00:34:55,551 --> 00:34:58,179
‫می‌خوام مسئله‌ای رو
‫باهاتون در میون بذارم.

637
00:34:58,554 --> 00:35:04,560
‫به تازگی معلوم شد
‫من یه بیماری عصبی دارم.

638
00:35:08,606 --> 00:35:10,900
‫درمانی نداره.

639
00:35:11,526 --> 00:35:13,861
‫ولی نمی‌خوام بقیه رو
‫بابت بیماریم از خودم برونم.

640
00:35:13,861 --> 00:35:16,155
‫می‌خوام عامل همبستگیمون بشه.

641
00:35:16,197 --> 00:35:19,992
‫چون حقیقت، حتی وقتی تلخ باشه،
‫موجب همدلیمون می‌شه،

642
00:35:20,159 --> 00:35:24,163
‫کمکمون می‌کنه بهتر بشیم
‫و بهمون شجاعت می‌ده.

643
00:35:36,801 --> 00:35:39,762
‫♪ اومدم ببینمت ♪

644
00:35:39,762 --> 00:35:42,640
‫♪ بگم شرمنده‌ام ♪

645
00:35:42,682 --> 00:35:48,437
‫♪ نمی‌دونی چقدر دوست‌داشتنی هستی ♪

646
00:35:49,272 --> 00:35:52,191
‫♪ باید پیدات می‌کردم ♪

647
00:35:52,233 --> 00:35:55,319
‫♪ بهت بگم بهت نیاز دارم ♪

648
00:35:55,361 --> 00:36:01,200
‫♪ بگم تو رو کنار گذاشتم ♪

649
00:36:01,242 --> 00:36:02,535
‫♪ رازهات رو بهم بگو... ♪

650
00:36:02,577 --> 00:36:05,621
‫♪ و سوال‌هات رو ازم بپرس ♪

651
00:36:05,663 --> 00:36:09,750
‫♪  بیا از اول شروع کنیم ♪

652
00:36:09,750 --> 00:36:12,044
‫می‌دونم من اخیرا بهترین بابای دنیا نبودم.

653
00:36:12,628 --> 00:36:14,797
‫به مامانت هم خیلی سخت گذشته.

654
00:36:14,797 --> 00:36:16,799
‫لازم نیست الان از این حرف‌ها بزنیم،

655
00:36:16,799 --> 00:36:18,384
‫جلوی لیام خوب نیست.

656
00:36:18,426 --> 00:36:20,553
‫راستش، به نظرم خیلی مهمه که بزنیم.

657
00:36:20,595 --> 00:36:23,848
‫می‌خوام بدونه.
‫جفتتون بدونین.

658
00:36:23,890 --> 00:36:28,644
‫من یه بیماری عصبی
‫به نام سندرم آینه‌ای دارم.

659
00:36:28,644 --> 00:36:30,771
‫اگه یکی غمگین باشه،

660
00:36:30,771 --> 00:36:34,525
‫عصبانی باشه، زخمی شده باشه
‫یا خوشحال باشه...

661
00:36:34,567 --> 00:36:38,613
‫ما عصب‌شناسان،
‫نقشه ذهن انسان رو می‌کشیم...

662
00:36:38,613 --> 00:36:40,907
‫و در نقاط ناشناخته‌اش سفر می‌کنیم.

663
00:36:41,824 --> 00:36:43,409
‫دیگه رسما...

664
00:36:43,451 --> 00:36:45,745
‫من دکتر شما نیستم،
‫تو هم بیمارم نیستی.

665
00:36:45,786 --> 00:36:47,121
‫خیلی زود گذشت.

666
00:36:47,121 --> 00:36:49,665
‫حتما مهارت تو کارت خیلی سخته.

667
00:36:49,707 --> 00:36:52,752
‫شاید از پله افتادم پایین
‫که باز هم بیام اینجا.

668
00:36:52,793 --> 00:36:54,462
‫راستش، اگه یه بار دیگه تیر بخوری،

669
00:36:54,462 --> 00:36:56,255
‫می‌تونیم خیلی کشش بدیم.

670
00:36:56,255 --> 00:36:57,965
‫تیر هم می‌خورم.

671
00:36:59,759 --> 00:37:02,053
‫ممنونم که اومدی پیشم کارول.

672
00:37:02,261 --> 00:37:05,306
‫از هیئت پزشکان باهام تماس گرفتن.

673
00:37:06,849 --> 00:37:08,517
‫شکایتی شده...

674
00:37:08,559 --> 00:37:11,103
‫که تو اصول اخلاقی...

675
00:37:11,145 --> 00:37:13,689
‫تضاد منافع رو زیر پا گذاشتی...

676
00:37:13,731 --> 00:37:17,068
‫و به درمان یکی از بیماران خانمت
‫ادامه دادی.

677
00:37:17,109 --> 00:37:18,986
‫راست می‌گن؟

678
00:37:18,986 --> 00:37:21,906
‫شرایط خیلی پیچیده‌ایه.

679
00:37:21,948 --> 00:37:23,658
‫مطمئنم همین‌طوره.

680
00:37:24,992 --> 00:37:27,912
‫شرمنده‌ام کارول،
‫ولی باید...

681
00:37:27,954 --> 00:37:29,664
‫برات مرخصی موقتی ببرم.

682
00:37:32,500 --> 00:37:34,585
‫معلومه که باید ببری.

683
00:37:34,794 --> 00:37:38,756
‫وقتی مؤلفه اصلیمون رو از دست می‌دیم،
‫چطور به مسیرمون ادامه بدیم؟

684
00:37:38,756 --> 00:37:41,008
‫من می‌گم به افتخار اریکا...

685
00:37:41,050 --> 00:37:43,219
‫که با ترس‌هات روبه‌رو شدی.

686
00:37:43,261 --> 00:37:45,638
‫- به افتخارش.
‫- آها.

687
00:37:50,893 --> 00:37:52,270
‫- هوم.
‫- وای، خوشم نیومد.

688
00:37:52,270 --> 00:37:54,188
‫باز هم می‌ریزم. آخ!

689
00:37:54,230 --> 00:37:57,191
‫- وان، برام آب بیار پسر.
‫- ردیفه.

690
00:37:57,233 --> 00:38:00,111
‫راستش، من باید عذرخواهی کنم.

691
00:38:00,111 --> 00:38:02,363
‫باهات عین جایزه رفتار کردم
‫و می‌خواستم ببرمت.

692
00:38:02,405 --> 00:38:03,948
‫یعنی جایزه نیستم؟

693
00:38:03,990 --> 00:38:06,242
‫معلومه که هستی. فقط...

694
00:38:06,242 --> 00:38:08,786
‫قبلا یه استادیوم چند هزارتایی...

695
00:38:08,786 --> 00:38:12,373
‫- تشویقم می‌کرد.
‫- باشه، خیلی‌خب، باز شروع شد.

696
00:38:12,415 --> 00:38:14,625
‫تو نشونم دادی یه مشوق بیشتر لازم ندارم.

697
00:38:20,840 --> 00:38:23,801
‫وای، دکتر نیکولز! خوش‌تیپ شدی!

698
00:38:38,190 --> 00:38:39,734
‫[کافه و گریل وست تاون]

699
00:38:41,444 --> 00:38:44,405
‫چون زندگی هم عین ذهنمون...

700
00:38:44,447 --> 00:38:46,240
‫مرموز و وسیعه.

701
00:38:47,408 --> 00:38:50,745
‫وقتی راهتون رو کاملا گم کردین
‫و همه‌جا تاریکه،

702
00:38:50,745 --> 00:38:51,329
‫[دکتر جاش نیکولز]

703
00:38:51,329 --> 00:38:53,414
‫چه‌جوری دوباره نور رو
‫راه می‌دین؟

704
00:38:53,456 --> 00:39:01,464
‫[اغذیه‌فروشی]

705
00:39:12,350 --> 00:39:14,310
‫سلام عزیز دلم. چی میل داری؟

706
00:39:14,310 --> 00:39:18,022
‫یه چای لطف کنین.

707
00:39:18,064 --> 00:39:19,398
‫چشم.

708
00:39:20,149 --> 00:39:23,027
‫یه بار تو آرژانتین
‫این ماته خوشمزه رو خورده بودم.

709
00:39:23,069 --> 00:39:24,862
‫من اومدم حرف بزنیم،
‫ولی خوشم نمیاد...

710
00:39:24,862 --> 00:39:27,073
‫خاطرات مدتی که پیشمون نبودی رو بگی.

711
00:39:28,574 --> 00:39:31,035
‫چرا اومدی اینجا؟
‫چرا الان اومدی؟

712
00:39:31,243 --> 00:39:35,039
‫می‌دونم بزرگ شدن با بابایی
‫که از بیماری روانی...

713
00:39:35,081 --> 00:39:37,041
‫رنج می‌برد راحت نبود.

714
00:39:37,041 --> 00:39:40,753
‫بزرگ شدن کلا بدون بابا سخت‌تر بود.

715
00:39:42,380 --> 00:39:46,801
‫من همیشه هر حالی هم که داشتم...

716
00:39:48,135 --> 00:39:50,304
‫تمام تلاشم رو کردم.

717
00:39:52,515 --> 00:39:53,974
‫چه دارو مصرف کرده باشم یا نه،

718
00:39:54,016 --> 00:39:56,310
‫چه مانیک باشم چه افسرده،

719
00:39:56,352 --> 00:39:58,062
‫چه درست گفته باشم چه غلط...

720
00:39:59,146 --> 00:40:00,856
‫تلاشم رو کردم.

721
00:40:00,856 --> 00:40:04,318
‫من اصلا قصد نداشتم اذیتت کنم.

722
00:40:05,569 --> 00:40:09,073
‫خیلی‌خب. یعنی الان واسه همین
‫برگشتی که این رو بهم بگی؟

723
00:40:09,532 --> 00:40:10,783
‫آره.

724
00:40:13,285 --> 00:40:16,038
‫ضمنا... من بیمارم.

725
00:40:18,874 --> 00:40:20,584
‫فقط اختلال دوقطبی ندارم.

726
00:40:21,419 --> 00:40:23,379
‫یه بیماری دیگه دارم.

727
00:40:23,379 --> 00:40:25,131
‫بیماری عجیبیه.

728
00:40:25,798 --> 00:40:28,384
‫پیش متخصص‌های سراسر دنیا رفتم.

729
00:40:29,385 --> 00:40:32,179
‫هیچ‌کس نمی‌دونه چیه
‫و بلد نیست کمکم کنه.

730
00:40:34,181 --> 00:40:36,058
‫واسه این اومدم اینجا...

731
00:40:36,183 --> 00:40:38,853
‫چون نمی‌دونم چقدر دیگه زنده می‌مونم...

732
00:40:40,146 --> 00:40:42,356
‫و تو تنها کسی هستی...

733
00:40:43,149 --> 00:40:44,817
‫که امیدوارم...

734
00:40:46,569 --> 00:40:48,904
‫بتونی کاری کنی بیشتر کنارت بمونم.