1
00:00:05,088 --> 00:00:06,923
‫آنچه گذشت...

2
00:00:07,007 --> 00:00:08,717
‫بخشی از یه ساختمون مسکونی فرو ریخته.

3
00:00:08,758 --> 00:00:10,135
‫اونجا ساختمون اریکاست.

4
00:00:11,845 --> 00:00:13,847
‫ممکنه دوز پایین اس‌اس‌آرآی تجویز کنن.

5
00:00:13,888 --> 00:00:15,765
‫ممکنه علائم اضطراب پس از سانحه رو
‫تسکین بده.

6
00:00:15,890 --> 00:00:17,934
‫مرسی، ولی من واقعا اهل دارو نیستم.

7
00:00:18,018 --> 00:00:19,894
‫شکایتی ثبت شده.

8
00:00:19,936 --> 00:00:21,980
‫باید بهت مرخصی اجباری بدم.

9
00:00:22,105 --> 00:00:23,148
‫عمرا اگه اجباری باشه.

10
00:00:23,189 --> 00:00:24,816
‫گمون کنم دارم درکت می‌کنم.

11
00:00:24,899 --> 00:00:27,110
‫بابام که سی سال خیال می‌کردم مرده...

12
00:00:27,152 --> 00:00:29,779
‫یهو دوباره وارد زندگیم شده،
‫واسه همین ممکنه حواسم پرت باشه.

13
00:00:29,904 --> 00:00:31,614
‫ممکنه سرم شلوغ باشه.

14
00:00:31,656 --> 00:00:33,324
‫منم اُلی. منم، بابا.

15
00:00:33,408 --> 00:00:35,744
‫مریضم. فقط دوقطبی نیستم.

16
00:00:35,827 --> 00:00:38,580
‫تو تنها کسی هستی
‫که می‌تونی فرصت بیشتری بهمون بدی.

17
00:01:20,830 --> 00:01:23,333
‫کد سبز. تکرار می‌کنم، کد سبز.

18
00:01:23,458 --> 00:01:25,376
‫مجتمع بسته شده.

19
00:01:27,504 --> 00:01:29,798
‫کد واکر. کد واکر.

20
00:01:31,257 --> 00:01:33,093
‫کد واکر. کد واکر.

21
00:01:40,642 --> 00:01:43,353
‫بخش شمالی ردیفه،
‫فقط دکتره اونجا بود..

22
00:01:43,436 --> 00:01:44,938
‫دکتر؟

23
00:01:45,021 --> 00:01:46,731
‫دکتری اینجا شیفت نداره.

24
00:01:46,773 --> 00:01:48,066
‫اون بیمار بود.

25
00:01:48,149 --> 00:01:50,360
‫بیمار فراری داریم.

26
00:01:50,401 --> 00:01:51,778
‫از دستمون فرار کرده.

27
00:01:51,820 --> 00:01:53,738
‫دور بزنین. خروجی رو ببندین.

28
00:01:53,780 --> 00:01:55,573
‫داره می‌ره سمت بخش شمالی.

29
00:01:55,657 --> 00:01:57,367
‫مجتمع بسته است.

30
00:01:57,450 --> 00:02:00,161
‫کد واکر. کد واکر.

31
00:02:03,164 --> 00:02:05,208
‫- داریم بهش نزدیک می‌شیم.
‫- اونجاست!

32
00:02:05,250 --> 00:02:06,835
‫بریم، بریم، بریم، بریم!

33
00:02:11,297 --> 00:02:13,424
‫الیور، جایی نداری که بری.

34
00:02:14,217 --> 00:02:15,260
‫بگیرینش!

35
00:02:15,385 --> 00:02:16,469
‫زود باشین!

36
00:02:19,389 --> 00:02:21,432
‫نه، خواهش می‌کنم.

37
00:02:21,516 --> 00:02:24,227
‫الیور، کسی اذیتت نمی‌کنه.

38
00:02:24,310 --> 00:02:25,895
‫این کار رو نکنین.

39
00:02:25,979 --> 00:02:27,355
‫آخ!

40
00:02:33,236 --> 00:02:34,779
‫[شش ماه پیش]

41
00:02:34,821 --> 00:02:36,156
‫بجنب تامی، بزن.

42
00:02:36,281 --> 00:02:37,657
‫بجنب عزیزم.

43
00:02:40,201 --> 00:02:42,120
‫آفرین. تامی، تکون بخور!
‫تکون بخور!

44
00:02:43,621 --> 00:02:45,832
‫زود باش، از پسش بر میای!
‫ذهنت درگیر نباشه!

45
00:02:45,915 --> 00:02:47,876
‫از پسش بر میای عزیزم. آفرین.

46
00:02:48,918 --> 00:02:50,461
‫آفرین! وقت نداریم!

47
00:02:50,503 --> 00:02:52,380
‫خودت رو مجبور کن. فشار بیار!

48
00:02:53,590 --> 00:02:56,467
‫فشار بیار! فشار بیار! آفرین!

49
00:02:57,218 --> 00:02:58,553
‫زود باش، بی‌دفاعه!

50
00:02:58,636 --> 00:02:59,971
‫منتظر چی هستی؟

51
00:03:00,054 --> 00:03:04,726
‫مشت بزن دیگه! زود باش! بزن!

52
00:03:04,809 --> 00:03:06,144
‫چت شده؟

53
00:03:06,186 --> 00:03:08,229
‫مشت بزن دیگه!

54
00:03:09,355 --> 00:03:10,732
‫تامی؟

55
00:03:11,566 --> 00:03:13,693
‫- چه غلطی می‌کنی؟
‫- تامی، بس کن!

56
00:03:13,776 --> 00:03:14,861
‫جلوش رو بگیرین!

57
00:03:14,944 --> 00:03:16,613
‫دخترها! بیاین اینجا!

58
00:03:16,696 --> 00:03:18,948
‫- چیکار می‌کنی؟
‫- تامی، این دیگه چه کاریه؟

59
00:03:19,032 --> 00:03:20,408
‫تامی!

60
00:03:37,717 --> 00:03:39,093
‫- دکتر تورن؟
‫- بله.

61
00:03:39,177 --> 00:03:40,428
‫- آماده ویزیت هستین؟
‫- پنج دقیقه دیگه وایستا.

62
00:03:40,470 --> 00:03:42,013
‫باشه،

63
00:03:42,096 --> 00:03:44,140
‫ولی بیماران من چند ساعته منتظرن.

64
00:03:44,307 --> 00:03:45,767
‫خیال کردی واسه چیه؟

65
00:03:45,850 --> 00:03:48,353
‫متوجه هیچی تو اورژانسم نشدی؟

66
00:03:48,394 --> 00:03:49,812
‫ببین، یه سری خدمات طبقات بالایی...

67
00:03:49,938 --> 00:03:51,481
‫ترجیح می‌دن عجله نکنن.

68
00:03:51,564 --> 00:03:53,316
‫خلاصه، من مجبورم روز و شب...

69
00:03:53,358 --> 00:03:54,609
‫با کلی آدم اینجا سر و کله بزنم.

70
00:03:54,692 --> 00:03:56,236
‫زندگیم یه راهروی شلوغه.

71
00:03:56,319 --> 00:03:57,403
‫می‌فهمی چی می‌گم؟

72
00:03:57,487 --> 00:03:58,821
‫- می‌فهمم.
‫- خیلی‌خب.

73
00:03:58,863 --> 00:04:00,990
‫برین کنار.

74
00:04:01,032 --> 00:04:02,116
‫چی شده؟

75
00:04:02,200 --> 00:04:03,493
‫جراحت سر وخیم با هوشیاری.

76
00:04:03,576 --> 00:04:05,578
‫مقیاس کماش ۱۳ـه.

77
00:04:05,662 --> 00:04:07,330
‫گلوکزش عادیه. موادی مصرف نکرده.

78
00:04:07,372 --> 00:04:10,833
‫زنش اون‌قدر ناراحت بود
‫که اطلاعاتی نداد.

79
00:04:10,917 --> 00:04:13,670
‫- کارول رو خبر کن.
‫- دکتر پیرس هنوز مرخصیه.

80
00:04:13,753 --> 00:04:16,839
‫خیلی‌خب، جراحت سر، هوشیاره،

81
00:04:16,923 --> 00:04:18,383
‫هنوز کاملا خوب نشده.

82
00:04:18,424 --> 00:04:19,634
‫ممکنه ضربه دیده باشه،
‫خون‌ریزی کرده باشه...

83
00:04:19,759 --> 00:04:21,094
‫یا عواقب حمله باشه.

84
00:04:21,135 --> 00:04:22,804
‫خیلی‌خب، بخیه لازم داریم.

85
00:04:22,887 --> 00:04:24,973
‫- طاقت بیارین.
‫- ایول. ایول.

86
00:04:25,098 --> 00:04:26,641
‫با بخش اعصاب مشورت می‌کنم.

87
00:04:26,724 --> 00:04:28,434
‫داداش، خودت بخش اعصابی.

88
00:04:32,522 --> 00:04:34,899
‫- بیاین.
‫- می‌شه اون گاز رو بدین به من؟

89
00:04:35,024 --> 00:04:36,943
‫ممنون. درست می‌شه.
‫چیزی نیست.

90
00:04:37,026 --> 00:04:39,195
‫باشه؟ خب...

91
00:04:39,279 --> 00:04:40,780
‫می‌خواین بهم بگین چی شده؟

92
00:04:42,115 --> 00:04:44,117
‫- ذهنتون یه‌کم آروم گرفته؟
‫- تامی، ول کن!

93
00:04:44,200 --> 00:04:45,535
‫لطفا بیاین کمکم کنین!

94
00:04:45,535 --> 00:04:46,035
‫تامی!

95
00:04:46,160 --> 00:04:47,495
‫نوبت منه. چه حسی دارم؟

96
00:04:47,578 --> 00:04:49,998
‫خسته‌ای، قدرت رو نمی‌دونن،

97
00:04:50,081 --> 00:04:51,791
‫گمون کنم یه‌کم هم خارش داری.
‫درماتیته؟

98
00:04:51,874 --> 00:04:54,460
‫پشت زانومه. خیلی‌خب، حالا گری رو بگو.

99
00:04:54,544 --> 00:04:57,213
‫شاید فردا تونستم.
‫سلام کینی. وایستا.

100
00:04:57,297 --> 00:04:58,339
‫- سلام.
‫- لو چطوره؟

101
00:04:58,381 --> 00:04:59,716
‫خوبه.

102
00:04:59,799 --> 00:05:01,009
‫هواپیمام تازه تو لاگورادیا نشسته.

103
00:05:01,050 --> 00:05:02,927
‫- جیکوب تو اورژانس کارمون داره.
‫- آها.

104
00:05:02,969 --> 00:05:05,013
‫- دینا کجاست؟
‫- اِم...

105
00:05:07,598 --> 00:05:08,766
‫دکتر ولف.

106
00:05:08,850 --> 00:05:10,935
‫تو اورژانس کارمون دارن.

107
00:05:10,977 --> 00:05:13,104
‫دکتر ولف اینجا نیست.

108
00:05:13,187 --> 00:05:15,940
‫دکتر چارلی پورتر هستم.
‫رزیدنت سال دومی‌ام.

109
00:05:16,065 --> 00:05:17,775
‫- یعنی رزیدنت اعصابین؟
‫- آره.

110
00:05:17,817 --> 00:05:20,778
‫رئیس لاندون گفتن
‫این بخش باید تقویت بشه.

111
00:05:20,862 --> 00:05:23,072
‫ظاهرا خیلی راحت مستقر شدین.

112
00:05:23,156 --> 00:05:25,908
‫به نظرم دکتر ولف خیلی از من راحت‌تره.

113
00:05:27,035 --> 00:05:29,704
‫خب، کی می‌تونم ببینمش؟

114
00:05:30,330 --> 00:05:31,122
‫[نوآ ولف]

115
00:05:31,164 --> 00:05:33,124
‫بابا می‌گه بدنش سفت می‌شه...

116
00:05:33,207 --> 00:05:34,375
‫و بعدش نمی‌تونه تکون بخوره،

117
00:05:34,459 --> 00:05:36,169
‫انگار داره سنگ می‌شه.

118
00:05:36,252 --> 00:05:39,589
‫خب، وقتی این حملات بهش دست می‌ده،
‫متوجه چیزی نشدی؟

119
00:05:39,672 --> 00:05:41,299
‫چیز خاصی تحریکش نمی‌کنه؟

120
00:05:41,466 --> 00:05:43,551
‫بعدش گیج نمی‌شه؟

121
00:05:45,094 --> 00:05:46,346
‫وقتی بهت گفتم پدرت مریضه...

122
00:05:46,387 --> 00:05:47,972
‫منظورم همین بود.

123
00:05:48,056 --> 00:05:49,557
‫کمکی از دستم بر میاد؟

124
00:05:49,640 --> 00:05:51,184
‫دیگه نمی‌شه به من کمکی کرد.

125
00:05:52,894 --> 00:05:55,271
‫خودم از نزدیک شاهدشون نبودم.

126
00:05:55,396 --> 00:05:57,148
‫اون که با تو زندگی می‌کنه.

127
00:05:57,231 --> 00:05:59,192
‫ولی تا حالا تکراری‌ترین و مهم‌ترین...

128
00:05:59,233 --> 00:06:00,985
‫علائم بیماریش رو ندیدی؟

129
00:06:01,069 --> 00:06:03,404
‫من زیاد خونه نبودم...

130
00:06:03,488 --> 00:06:04,947
‫و مشغول باقی بیماران بودم.

131
00:06:04,989 --> 00:06:06,532
‫که این‌طور.

132
00:06:06,657 --> 00:06:08,451
‫یه حسی بهم می‌گه
‫در واقع واسه تخصص...

133
00:06:08,493 --> 00:06:10,286
‫پزشکیم نیومدی اینجا.

134
00:06:11,371 --> 00:06:12,830
‫- چی می‌خوای؟
‫- می‌خوام تأیید کنی...

135
00:06:12,872 --> 00:06:14,665
‫یه اسکن اسپکت با انتقال‌دهنده دوپامین
‫انجام بدیم.

136
00:06:14,707 --> 00:06:17,585
‫بدون هیچ مدرکی که پدرت
‫واقعا بهش نیاز داره؟

137
00:06:17,668 --> 00:06:19,504
‫شرمنده‌ام، نمی‌تونم تأیید کنم.

138
00:06:19,587 --> 00:06:21,172
‫هزارتا کار مهم‌تر هست...

139
00:06:21,255 --> 00:06:22,799
‫که دارم تو این بیمارستان حلشون می‌کنم.

140
00:06:22,840 --> 00:06:24,050
‫دکتر ولف.

141
00:06:25,051 --> 00:06:27,136
‫بدموقع اومدیم؟

142
00:06:27,220 --> 00:06:29,138
‫وایستین ببینم، یه چیزی فرق کرده.

143
00:06:29,222 --> 00:06:30,473
‫کینی، برگشتی.

144
00:06:30,556 --> 00:06:31,974
‫کاملا سرحال و آماده کارم.

145
00:06:32,058 --> 00:06:34,018
‫غافلگیر شدم من رو شناختین.

146
00:06:34,102 --> 00:06:36,562
‫دکتر ولف چهره‌کوری داره و اگه خواستی...

147
00:06:36,687 --> 00:06:38,689
‫شناخته نشی، خیلی به درد می‌خوره.

148
00:06:38,731 --> 00:06:39,774
‫خارق‌العاده است.

149
00:06:39,857 --> 00:06:41,484
‫ایشون دکتر چارلی پورتره.

150
00:06:41,609 --> 00:06:43,027
‫از کورنل منتقل شده اینجا.

151
00:06:43,111 --> 00:06:44,278
‫خیلی سفارشش رو کردن.

152
00:06:44,362 --> 00:06:46,072
‫خوش‌وقتم آقا.

153
00:06:46,155 --> 00:06:48,324
‫تازه داشت از چهار انترن خودم
‫خوشم می‌اومد.

154
00:06:48,408 --> 00:06:50,034
‫وقت ندارم به یکی دیگه
‫هم وابسته بشم.

155
00:06:50,076 --> 00:06:51,869
‫انترن نیستم.

156
00:06:51,994 --> 00:06:54,163
‫دکتر پورتر رزیدنت سال دومیه.

157
00:06:54,247 --> 00:06:55,623
‫- کمکت می‌کنه گروهت رو رهبری کنی.
‫- به عبارت دیگه،

158
00:06:55,665 --> 00:06:57,750
‫- جاسوس مامانمی.
‫- نه آقا.

159
00:06:57,792 --> 00:06:59,210
‫با این که اصلا دلم نمی‌خوام...

160
00:06:59,293 --> 00:07:01,087
‫مزاحم جو سنگینتون بشم،

161
00:07:01,212 --> 00:07:03,172
‫باید بیست دقیقه پیش می‌رفتیم اورژانس.

162
00:07:03,256 --> 00:07:04,382
‫خوبه، پس بریم.

163
00:07:04,424 --> 00:07:05,800
‫خیلی‌خب دکتر مارکوس،

164
00:07:05,883 --> 00:07:07,760
‫ممنون می‌شم این تخته رو ببری.

165
00:07:07,844 --> 00:07:09,804
‫اگه لازم شد آتشش بزن.

166
00:07:09,929 --> 00:07:11,431
‫چشم خانم.

167
00:07:14,016 --> 00:07:15,726
‫خب، چی می‌شه؟
‫دوتا بخیه دیگه که بزنین...

168
00:07:15,810 --> 00:07:17,145
‫از اینجا می‌ریم، مگه نه دکتر؟

169
00:07:17,228 --> 00:07:18,771
‫حداقل شش‌تا دیگه می‌خواد.

170
00:07:18,855 --> 00:07:20,815
‫طاقت بیار تامی.
‫خوب می‌شی.

171
00:07:20,898 --> 00:07:23,192
‫آره. خوبه، خوبه.

172
00:07:23,276 --> 00:07:26,362
‫دکتر نش، انترن‌های حامی احساسیت اومدن.

173
00:07:26,404 --> 00:07:28,114
‫من عصب‌شناس اینجا، دکتر ولف هستم.

174
00:07:28,197 --> 00:07:30,408
‫من دکتر شخصی تامی‌ام.
‫باقیش رو حل می‌کنم.

175
00:07:30,491 --> 00:07:32,160
‫همیشه باید معاینه عصبی بشن.

176
00:07:32,285 --> 00:07:33,911
‫ولف، از من بشنو، این‌ها دو ساعت
‫بهت وقت نمی‌دن...

177
00:07:33,953 --> 00:07:35,746
‫که تاریخچه‌اش رو در بیاری.

178
00:07:35,830 --> 00:07:37,123
‫خب، شاید بهتر بود دو ساعت
‫وقت می‌ذاشتین...

179
00:07:37,165 --> 00:07:38,749
‫که این زخم‌ها رو بهتر ببندین.

180
00:07:38,833 --> 00:07:40,293
‫دفعه بعد زخم‌ها رو تو اون دفتر بزرگ...

181
00:07:40,334 --> 00:07:42,420
‫و به طرز مشکوکی خالیت می‌بندم.

182
00:07:42,503 --> 00:07:44,839
‫شما که مشکلی ندارین هر از گاهی
‫دچار جرم بشین، ها؟

183
00:07:44,922 --> 00:07:46,340
‫- ای بابا.
‫- خیلی‌خب.

184
00:07:46,382 --> 00:07:48,551
‫دکتر هندریکس ردیفش می‌کنه، پس...

185
00:07:48,593 --> 00:07:50,303
‫من باید برگردم سر تمرینم.
‫ببخشید.

186
00:07:50,303 --> 00:07:51,637
‫جریان چیه؟ وایستین، وایستین، وایستین.

187
00:07:51,637 --> 00:07:52,638
‫ببخشید. اسمت تامی بود؟

188
00:07:52,680 --> 00:07:54,223
‫اگه به مغزت ضربه وارد شده باشه،

189
00:07:54,307 --> 00:07:55,600
‫باید اطمینان حاصل کنیم
‫دچار آسیب مغزی...

190
00:07:55,641 --> 00:07:56,767
‫- نشده باشی.
‫- آسیب مغزی؟

191
00:07:56,809 --> 00:07:58,478
‫یا بدتر. خون‌ریزی یا لخته داخلی.

192
00:07:58,561 --> 00:07:59,937
‫اگه معاینه نکنیم،
‫ممکنه یه روز هم زنده نمونه.

193
00:07:59,979 --> 00:08:01,647
‫خودمون ردیفش می‌کنیم. خب؟

194
00:08:01,731 --> 00:08:03,399
‫خیلی‌خب عزیزم، شاید بهتر باشه
‫به حرف دکتر گوش بدیم.

195
00:08:03,441 --> 00:08:05,568
‫- معاینه عصبی بشی.
‫- فرض کن جهت احتیاطه.

196
00:08:05,902 --> 00:08:07,445
‫- بابی.
‫- بابی.

197
00:08:07,487 --> 00:08:08,654
‫چیکار می‌کنی؟

198
00:08:09,572 --> 00:08:11,574
‫حرفم رو پس می‌گیرم.
‫خوب کردی اعصاب رو خبر کردی.

199
00:08:19,582 --> 00:08:21,542
‫این واقعا یکی از سخت‌ترین...

200
00:08:21,542 --> 00:08:23,044
‫تجربیات زندگیمه.

201
00:08:23,085 --> 00:08:25,922
‫همسایه‌هام هر روز کفششون رو...

202
00:08:26,005 --> 00:08:27,757
‫تو راهرو ول می‌کنن...

203
00:08:27,840 --> 00:08:29,258
‫چه بارونی باشه چه آفتابی.

204
00:08:29,383 --> 00:08:31,886
‫ولی دکتر پیرس،
‫ما کلی پول خرج نکردیم...

205
00:08:32,011 --> 00:08:33,596
‫که تو واحد پنت‌هاوس زندگی کنیم...

206
00:08:33,721 --> 00:08:35,973
‫و هر وقت از در خونه میایم بیرون،

207
00:08:36,015 --> 00:08:37,892
‫یه مشت کتونی ببینیم.

208
00:08:37,975 --> 00:08:40,770
‫یه‌کم بیشتر کنکاش کنیم.

209
00:08:40,895 --> 00:08:43,231
‫این رفتار چه حسی بهت می‌ده؟

210
00:08:43,272 --> 00:08:46,776
‫حس می‌کنم هیچ عدالتی تو دنیا نیست.

211
00:08:46,859 --> 00:08:49,195
‫وای بیتسی.

212
00:08:49,278 --> 00:08:50,947
‫وقتمون تموم شد.

213
00:08:52,073 --> 00:08:53,699
‫اصلا خوشم نمیاد این سوال رو بپرسم،

214
00:08:53,741 --> 00:08:55,117
‫ولی یه سری از دوستانم عضو هیئت مدیره...

215
00:08:55,159 --> 00:08:57,912
‫سوزان جی کومن هستن و...

216
00:08:57,995 --> 00:09:00,790
‫و راست می‌گن که شما
‫از بیمارستان برانکس اخراج شدین؟

217
00:09:00,873 --> 00:09:03,125
‫این حرف درست نیست.

218
00:09:03,167 --> 00:09:05,127
‫من صرفا مرخصی دارم...

219
00:09:05,211 --> 00:09:07,588
‫و فعلا دارم گزینه‌هام رو بررسی می‌کنم.

220
00:09:07,672 --> 00:09:09,131
‫هوم.

221
00:09:09,257 --> 00:09:10,591
‫آها.

222
00:09:13,719 --> 00:09:15,012
‫جهت اطلاعت بگم،

223
00:09:15,054 --> 00:09:16,973
‫اگه شوهر من هم بهم بی‌وفایی می‌کرد،

224
00:09:17,056 --> 00:09:19,141
‫همین کار رو می‌کردم.

225
00:09:26,482 --> 00:09:28,859
‫چه خوش‌رنگ شدی ولف.

226
00:09:28,901 --> 00:09:30,987
‫آره، باید اون یکی رو ببینی.

227
00:09:31,070 --> 00:09:32,572
‫چه برنزه شدی دکتر نیکولز.

228
00:09:32,655 --> 00:09:34,115
‫خوبه که می‌بینم خیلی زحمت نمی‌کشی.

229
00:09:34,156 --> 00:09:36,075
‫آخرهفته رفته بودم همپتنز.

230
00:09:36,200 --> 00:09:37,743
‫باید می‌دیدی.

231
00:09:40,746 --> 00:09:43,124
‫ببین دکتر، خیلی وقته که تامی
‫مبارزه می‌کنه.

232
00:09:43,249 --> 00:09:45,793
‫مشت زدن براش واکنش غیرارادیه.

233
00:09:45,876 --> 00:09:47,920
‫خیلی ناراحتم که شما مشت خوردین،

234
00:09:48,045 --> 00:09:50,381
‫ولی خیلی ممنون می‌شم...

235
00:09:50,423 --> 00:09:51,841
‫سواره‌نظام رو خبر نکنین.

236
00:09:51,882 --> 00:09:54,051
‫من اصلا قصد ندارم پلیس خبر کنم.

237
00:09:54,093 --> 00:09:55,928
‫مجبورم می‌کنن گزارش پلیس پر کنم...

238
00:09:56,012 --> 00:09:59,265
‫و من از کارهای اداری بدم میاد.

239
00:09:59,307 --> 00:10:03,352
‫با این اوصاف، خوشحال می‌شم
‫تامی معاینه اعصاب بشه.

240
00:10:03,436 --> 00:10:05,187
‫بهتون اطمینان می‌دم می‌شه.

241
00:10:05,229 --> 00:10:07,064
‫من از وقتی ارل که اینجا نشسته
‫مبارز پروزن بود...

242
00:10:07,106 --> 00:10:09,483
‫دکتر خانوادگی خانواده گرادکو بودم.

243
00:10:09,567 --> 00:10:10,943
‫تامی، می‌شه بهم بگی...

244
00:10:11,027 --> 00:10:12,695
‫دقیقا چی شد که دچار
‫جراحت سر شدی؟

245
00:10:12,778 --> 00:10:14,864
‫ای بابا، مبارزه تمرینی ساده‌ای بیش نبود
‫که اشتباه پیش رفت.

246
00:10:14,905 --> 00:10:17,116
‫بابا، داشتم به خودم مشت می‌زدم.

247
00:10:20,745 --> 00:10:22,371
‫ببینین...

248
00:10:22,455 --> 00:10:24,457
‫پسر من مبارز خارق‌العاده‌ایه.

249
00:10:24,540 --> 00:10:26,167
‫ولی حتی اون هم نمی‌تونه
‫زمان رو شکست بده.

250
00:10:26,250 --> 00:10:28,127
‫سنش داره بالا می‌ره.
‫چند بار باخته.

251
00:10:28,210 --> 00:10:30,254
‫ذهنش درگیر شده.
‫گمون می‌کنیم قفل شده.

252
00:10:30,338 --> 00:10:32,423
‫به از دست دادن ناگهانی
‫توانایی ورزشکار می‌گن.

253
00:10:32,465 --> 00:10:34,675
‫خودم می‌دونم قفل شدن یعنی چی،

254
00:10:34,759 --> 00:10:36,177
‫ولی ممنون.

255
00:10:37,887 --> 00:10:39,138
‫خیلی‌خب.

256
00:10:40,097 --> 00:10:42,475
‫حالا که اصرار داری مرخص بشی،

257
00:10:42,558 --> 00:10:44,894
‫اگه قبول کنی بری پیش روان‌پزشک،

258
00:10:45,019 --> 00:10:47,313
‫خیالم راحت‌تر می‌شه که پلیس خبر نکردم.

259
00:10:48,314 --> 00:10:50,024
‫خوش‌بختانه یه روان‌پزشک خوب می‌شناسم.

260
00:10:52,652 --> 00:10:54,070
‫دختر، الان یه ساعت داشتم...

261
00:10:54,111 --> 00:10:55,905
‫به شکایات مراجعم از کفش گوش می‌دادم.

262
00:10:56,030 --> 00:10:58,824
‫آره، آسیب روانیش
‫خرج وکیل طلاقت رو می‌ده.

263
00:10:58,949 --> 00:11:01,035
‫دکتر پیرس.

264
00:11:02,161 --> 00:11:03,412
‫یه لحظه وقت دارین؟

265
00:11:04,330 --> 00:11:09,418
‫خب، این روزها چه موارد جالبی رو
‫درمان می‌کنی؟

266
00:11:09,502 --> 00:11:10,878
‫به تو هیچ ربطی نداره.

267
00:11:10,961 --> 00:11:12,338
‫بذار خودم حدس بزنم.

268
00:11:12,380 --> 00:11:14,048
‫اختلال اضطراب پس از فیس‌لیفت؟

269
00:11:16,634 --> 00:11:18,552
‫هرچقدر می‌خوای مسخره کن ولف.

270
00:11:18,678 --> 00:11:22,139
‫ولی من که مدام می‌گم
‫دارم پیشرفت می‌کنم.

271
00:11:22,181 --> 00:11:24,016
‫تو آشپزخونه دستگاه اسپرسو داریم...

272
00:11:24,100 --> 00:11:26,185
‫و هشت نوع شیر سویا تو یخچال هست.

273
00:11:26,310 --> 00:11:29,105
‫کل اثاثیه اینجا با بدن سازگارن.

274
00:11:29,188 --> 00:11:31,857
‫کل مراجعانم هم بوی عطر شماره پنج
‫«شنل» می‌دن.

275
00:11:31,982 --> 00:11:34,527
‫وای! می‌شه شب‌ها تو مطبت بخوابم؟

276
00:11:34,610 --> 00:11:36,278
‫چرا گذاشتی بابات بیاد
‫پیشت زندگی کنه...

277
00:11:36,320 --> 00:11:38,030
‫و الان ازش اجتناب می‌کنی؟

278
00:11:38,072 --> 00:11:39,949
‫خودت وقتی می‌دونی جات تو بیمارستان برانکسه،

279
00:11:39,990 --> 00:11:41,617
‫چرا تو آپر ایست ساید مطب اجاره کردی؟

280
00:11:41,659 --> 00:11:43,285
‫بیمارستان بهم مرخصی اجباری داد.

281
00:11:43,369 --> 00:11:44,620
‫خب که چی؟

282
00:11:44,662 --> 00:11:47,581
‫من هم التماس نمی‌کنم.

283
00:11:48,874 --> 00:11:50,960
‫آلیسون دل شوهر من رو ربوده بود...

284
00:11:51,001 --> 00:11:52,461
‫و بعدش خودش اومد سراغ من.

285
00:11:52,545 --> 00:11:54,255
‫تنها دلیلی که به درمانش ادامه دادم...

286
00:11:54,338 --> 00:11:55,464
‫این بود که می‌ترسیدم اگه ندم،

287
00:11:55,506 --> 00:11:57,133
‫بلایی سر خودش بیاره.

288
00:11:57,174 --> 00:11:59,593
‫فقط می‌خوام کل اون ماجراها رو
‫که شامل بیمارستان برانکس هم می‌شن...

289
00:11:59,677 --> 00:12:01,262
‫پشت‌سر بذارم.

290
00:12:01,345 --> 00:12:04,140
‫پس لابد یعنی نمی‌خوای
‫واسه درمان یه بیمار...

291
00:12:04,223 --> 00:12:06,392
‫احتمالی کمکم کنی.

292
00:12:06,517 --> 00:12:08,269
‫مبارز ام‌ام‌ایه، بدجوری قفل شده،

293
00:12:08,394 --> 00:12:09,895
‫حداقل پدر رو اعصابش
‫که مربیش هم هست...

294
00:12:09,937 --> 00:12:12,648
‫این‌جوری می‌گه.

295
00:12:12,732 --> 00:12:15,651
‫بعد از بارها مشت زدن به خودش
‫اومده بود بیمارستان.

296
00:12:15,776 --> 00:12:17,903
‫با خودم گفتم اگه بتونی
‫تنها تو اتاق باهاش صحبت کنی،

297
00:12:17,987 --> 00:12:19,488
‫شاید بتونی به جواب‌های بیشتری برسی.

298
00:12:19,530 --> 00:12:20,865
‫بین خودمون بمونه،

299
00:12:20,948 --> 00:12:23,576
‫بوی عطر شماره پنج «شنل» نمی‌ده.

300
00:12:23,701 --> 00:12:26,287
‫- اون چشمت رو کبود کرده؟
‫- آره.

301
00:12:26,370 --> 00:12:28,831
‫پس راحت باش و بیارش اینجا.

302
00:12:28,873 --> 00:12:31,125
‫مایلم شخصا ازش تشکر کنم.

303
00:12:33,294 --> 00:12:34,712
‫[توقف نکنید]

304
00:12:35,087 --> 00:12:37,006
‫سلام. کارم داشتی؟

305
00:12:37,047 --> 00:12:38,174
‫طاقت بیار خانم گارسیا.

306
00:12:38,215 --> 00:12:39,508
‫یادت باشه بهت چی گفتم.

307
00:12:39,592 --> 00:12:41,343
‫قیچی، سکه، توپ.

308
00:12:41,427 --> 00:12:43,220
‫وقتی برگشتم ازت می‌پرسم چی بودن.

309
00:12:43,262 --> 00:12:45,598
‫ببین چقدر خوب راه افتادی.

310
00:12:45,723 --> 00:12:47,224
‫من از شیفت اورژانسم وحشت دارم.

311
00:12:47,308 --> 00:12:49,935
‫اینجا خیلی اضطراب‌آوره.

312
00:12:50,019 --> 00:12:51,645
‫سرعتش خیلی وحشتناکه.

313
00:12:51,687 --> 00:12:53,272
‫دکتر ولف واسه هر بیمار
‫سه روز وقت می‌ذاره.

314
00:12:53,314 --> 00:12:55,566
‫دکتر تورن سه دقیقه وقت می‌ذاره.

315
00:12:55,649 --> 00:12:57,985
‫ولی مزیتش اینه
‫که الان می‌تونم با چشم بسته...

316
00:12:58,068 --> 00:12:59,111
‫سوند وصل کنم.

317
00:12:59,236 --> 00:13:01,113
‫پس من رو می‌خوای چیکار؟

318
00:13:01,197 --> 00:13:02,865
‫فقط نظرت رو می‌خوام.

319
00:13:02,948 --> 00:13:04,617
‫مرد سی ساله‌ایه
‫که دچار اختلال اسکیزوافکتیوه...

320
00:13:04,742 --> 00:13:06,869
‫و از درد سینه روزانه
‫شکایت می‌کنه.

321
00:13:06,911 --> 00:13:08,913
‫ظاهرا همیشه میاد اینجا.

322
00:13:08,996 --> 00:13:11,874
‫به نظرم باید از کاردیولوژی مشورت بگیری،

323
00:13:11,957 --> 00:13:14,126
‫ولی من هم یه نگاهی می‌اندازم.

324
00:13:14,251 --> 00:13:16,253
‫راستی، سرحال شدی کینی.

325
00:13:17,213 --> 00:13:19,048
‫مکزیک تصمیم خوبی بود.

326
00:13:19,131 --> 00:13:22,343
‫آره، مدتی که نبودم باعث شد
‫دیدگاه خوبی کسب کنم.

327
00:13:23,636 --> 00:13:25,221
‫گمون نکنم فعلا توانایی چیزی...

328
00:13:25,304 --> 00:13:27,515
‫- فراتر از دوستی عادی داشته باشم.
‫- دریافت شد.

329
00:13:28,808 --> 00:13:31,060
‫من واقعا دوست عادی خوبی‌ام.

330
00:13:31,143 --> 00:13:32,394
‫به خدا قرار بود نتایج آزمایشاتم رو...

331
00:13:32,436 --> 00:13:34,271
‫بررسی کنی دکتر نش.

332
00:13:34,355 --> 00:13:35,689
‫چطوره یه‌کم بجنبی؟

333
00:13:35,731 --> 00:13:37,149
‫تقصیر منه.

334
00:13:37,233 --> 00:13:38,859
‫داشتم راجع به بیماری
‫باهاش مشورت می‌کردم.

335
00:13:38,943 --> 00:13:40,236
‫خب، اعصاب باید بفهمه
‫چه‌جوری اون بابا...

336
00:13:40,277 --> 00:13:41,612
‫داروهاش رو بخوره
‫و به اورژانس من نیاد.

337
00:13:41,695 --> 00:13:43,739
‫ضمنا، اگه می‌خوای دل دکتر کینی رو ببری،

338
00:13:43,823 --> 00:13:45,825
‫تو اوقات فراغتت اقدام کن.

339
00:13:47,576 --> 00:13:49,370
‫چشم.

340
00:13:49,453 --> 00:13:51,497
‫خب تامی، بگو ببینم،

341
00:13:51,580 --> 00:13:53,499
‫چی شد که وارد مبارزه شدی؟

342
00:13:53,582 --> 00:13:55,709
‫حرفه خانوادگیتونه؟

343
00:13:55,793 --> 00:13:58,087
‫یکی از اون پرسش‌نامه‌های مدرسه رو
‫پر کرده بودم.

344
00:13:58,170 --> 00:14:00,047
‫نتیجه‌اش می‌گفت می‌تونم
‫دلال سهام بشم.

345
00:14:00,130 --> 00:14:03,259
‫ولی مشاورمون گفت باید
‫یه‌کم سر عقل بیام...

346
00:14:03,342 --> 00:14:05,386
‫و گمون کنم منظورش رو
‫اشتباه برداشت کردم.

347
00:14:08,472 --> 00:14:10,057
‫من که تو اون سن بودم،

348
00:14:10,182 --> 00:14:12,560
‫مطمئن بودم می‌خوام زیست‌شناس
‫دریایی بشم.

349
00:14:12,685 --> 00:14:16,689
‫شیفته پنگوئن‌های امپراتور بودم.

350
00:14:16,772 --> 00:14:20,067
‫- پنگوئن؟
‫- به خصوص پنگوئن‌های امپراتور.

351
00:14:20,150 --> 00:14:23,863
‫پنگوئن‌های پدر زمستون‌های سخت...

352
00:14:23,946 --> 00:14:26,240
‫چندین ماه گرسنگی می‌کشن...

353
00:14:26,365 --> 00:14:28,826
‫تا از بچه‌هاشون که از تخم بیرون نیومدن...

354
00:14:28,909 --> 00:14:30,870
‫- جلوی محیط محافظت کنن.
‫- درک می‌کنم.

355
00:14:32,454 --> 00:14:35,749
‫مامانم که از دنیا رفت،
‫بابام اصلا برام کم نذاشت.

356
00:14:35,833 --> 00:14:39,545
‫هر روز دو ساعت با ماشین
‫تا باشگاه می‌اومد...

357
00:14:39,587 --> 00:14:42,214
‫که حواسش باشه بهترین مربی‌ها رو دارم.

358
00:14:42,298 --> 00:14:43,883
‫هوم.

359
00:14:43,966 --> 00:14:45,718
‫من همیشه شکایت می‌کردم...

360
00:14:45,801 --> 00:14:47,803
‫و اون می‌گفت: «تحمل کن تامی.»

361
00:14:47,845 --> 00:14:51,348
‫«تربیت پسر قوی از اصلاح مرد ضعیف راحت‌تره.»

362
00:14:51,473 --> 00:14:53,809
‫این نقل‌قول رو شنیدم.

363
00:14:53,851 --> 00:14:55,769
‫با پدرت صمیمی‌ای؟

364
00:14:55,895 --> 00:14:57,271
‫آره.

365
00:14:57,313 --> 00:14:59,148
‫مربیم هم هست.

366
00:14:59,189 --> 00:15:00,900
‫آرزوی دستکش طلایی داشت،

367
00:15:01,025 --> 00:15:02,651
‫ولی تا اونجا پیشرفت نکرد.

368
00:15:02,735 --> 00:15:04,820
‫ببینین، می‌دونم یه‌کم
‫آرزوهاش رو به من محول کرده،

369
00:15:04,945 --> 00:15:06,989
‫ولی اصلا برام مهم نبود.

370
00:15:07,031 --> 00:15:09,116
‫مبارزه همیشه مخصوص خودمون بود.

371
00:15:09,199 --> 00:15:10,910
‫فقط...

372
00:15:11,952 --> 00:15:14,455
‫نمی‌دونم الان دیدش به من عوض شده یا نه.

373
00:15:15,539 --> 00:15:16,749
‫چرا باید عوض شده باشه؟

374
00:15:16,832 --> 00:15:18,959
‫چند وقته خوب مبارزه نمی‌کنم...

375
00:15:19,001 --> 00:15:20,377
‫و بیشتر می‌بازم.

376
00:15:21,587 --> 00:15:24,214
‫خب، واسه رابطه‌تون چه معنایی داره؟

377
00:15:24,256 --> 00:15:25,841
‫بابا برنده است.

378
00:15:25,925 --> 00:15:27,801
‫خیلی براش مهمه.

379
00:15:29,011 --> 00:15:31,055
‫اگه خوب نباشم...

380
00:15:32,681 --> 00:15:35,309
‫اگه خوب نباشی، چی می‌شه؟

381
00:15:44,026 --> 00:15:45,653
‫پس مشکل خشم داره.

382
00:15:45,778 --> 00:15:48,322
‫ولی در دفاع از تامی بگم
‫اون مجسمه خیلی زشت بود.

383
00:15:48,405 --> 00:15:50,324
‫نه، من...

384
00:15:50,407 --> 00:15:52,451
‫من قبلا مراجعانی رو
‫به مدیریت خشم ارجاع دادم.

385
00:15:52,534 --> 00:15:54,161
‫اون نبود.

386
00:15:54,244 --> 00:15:57,623
‫سریع و تقریبا ناگهانی بود.

387
00:15:57,706 --> 00:16:01,001
‫ولی موافقم که صرفا قفل نشده.

388
00:16:01,085 --> 00:16:02,461
‫داشتم مبارزات تامی رو تماشا می‌کردم.

389
00:16:02,586 --> 00:16:03,754
‫مشت چپش خیلی محکمه.

390
00:16:03,796 --> 00:16:05,839
‫آره، باهاش آشنایی دارم.

391
00:16:05,923 --> 00:16:08,801
‫خب، پس چرا چپ‌دست
‫باید با دست راستش مشت بزنه؟

392
00:16:08,926 --> 00:16:10,719
‫یه‌کم عجیبه، مگه نه؟

393
00:16:11,762 --> 00:16:14,640
‫کل جراحات ناشی از مشت زدن
‫به خودش هم...

394
00:16:14,765 --> 00:16:16,433
‫سمت راستش بودن.

395
00:16:17,434 --> 00:16:18,811
‫چنین علائم یه‌طرفه‌ای...

396
00:16:18,936 --> 00:16:20,688
‫ممکنه نشانه سکته یا دیستونی باشه.

397
00:16:20,771 --> 00:16:22,648
‫اگه از اعصاب باشه...

398
00:16:22,731 --> 00:16:24,733
‫و کنترل دست تامی
‫با خودش نباشه چی؟

399
00:16:24,775 --> 00:16:26,485
‫ممکنه باز هم بلایی سر خودش بیاره.

400
00:16:26,568 --> 00:16:28,821
‫یا ممکنه بلایی سر بقیه بیاره.

401
00:16:43,544 --> 00:16:46,213
‫باید بگم تا حالا با دکتر
‫مبارزه تمرینی نداشتم.

402
00:16:47,214 --> 00:16:48,882
‫- تا حالا مبارزه کردی؟
‫- نه.

403
00:16:48,966 --> 00:16:51,010
‫من خودم رو صلح‌طلب فرض می‌کنم،

404
00:16:51,093 --> 00:16:53,387
‫البته یه‌بار که فن‌سیکلیدین
‫مصرف کرده بودم، دماغ یکی رو شکوندم.

405
00:16:53,512 --> 00:16:55,681
‫بعدا خاطره‌اش رو تعریف می‌کنم.

406
00:16:57,224 --> 00:16:59,018
‫می‌خوای یه ترکیب ساده یادت بدم؟

407
00:16:59,059 --> 00:17:02,730
‫چرا که نه؟ ممکنه دوباره
‫مواد نامناسبی مصرف کنم.

408
00:17:02,813 --> 00:17:04,815
‫خیلی‌خب. دست‌ها بالا.

409
00:17:06,191 --> 00:17:09,153
‫پای چپ جلو با حالت مبارزه.

410
00:17:09,194 --> 00:17:11,071
‫خوبه. خیلی‌خب.

411
00:17:11,155 --> 00:17:13,240
‫اولین ترکیبی که بابام بهم یاد داد رو
‫نشونت می‌دم.

412
00:17:13,282 --> 00:17:15,117
‫خیلی‌خب، فقط مشت، مشت
‫و یه مشت از راسته.

413
00:17:15,159 --> 00:17:16,660
‫خلاصه...

414
00:17:16,702 --> 00:17:18,829
‫مشت، مشت، مشت از راست.

415
00:17:20,831 --> 00:17:22,249
‫خیلی‌خب، یهو چی شد؟

416
00:17:22,374 --> 00:17:24,460
‫اخیرا دستم دچار تشنج می‌شه.

417
00:17:24,543 --> 00:17:27,838
‫- هر دو دست یا فقط راستی؟
‫- فقط راستی.

418
00:17:27,880 --> 00:17:29,465
‫گاهی حس می‌کنم...

419
00:17:29,548 --> 00:17:31,925
‫دست یه نفر دیگه است.

420
00:17:36,138 --> 00:17:38,098
‫انگار بخشی از بدن من نیست.

421
00:17:39,558 --> 00:17:42,227
‫انگار ذهن مستقل داره.

422
00:17:47,524 --> 00:17:50,235
‫خیلی مسخره است، مگه نه؟

423
00:17:50,319 --> 00:17:52,488
‫سندرم دست بیگانه است.

424
00:17:52,529 --> 00:17:53,906
‫جانم؟

425
00:17:54,031 --> 00:17:55,699
‫اسم رسمیش سندرم دست بیگانه است؟

426
00:17:55,783 --> 00:17:58,118
‫سندرم دکتر استرنجلاو
‫هم خطابش می‌کنن.

427
00:17:58,202 --> 00:17:59,828
‫گمون نکنم بهتر باشه.

428
00:17:59,870 --> 00:18:01,663
‫اسمش مهم نیست،
‫من تا حالا ندیده بودم.

429
00:18:01,705 --> 00:18:02,915
‫من دیده بودم.

430
00:18:02,956 --> 00:18:05,584
‫من تابستون یه سال با پزشکان بدون مرز
‫به هائیتی رفته بودم.

431
00:18:05,626 --> 00:18:07,836
‫ماهی‌گیری بود که حتی نمی‌تونست
‫قلابش رو پرت کنه...

432
00:18:07,961 --> 00:18:11,507
‫و هیچ‌کس نتونست مشکلش رو بفهمه
‫تا من تشخیص دادم.

433
00:18:11,590 --> 00:18:13,926
‫خیلی‌خب، پس خودت می‌دونی...

434
00:18:14,009 --> 00:18:15,803
‫عضوی از بدنه که انگار
‫با اراده خودش عمل می‌کنه...

435
00:18:15,844 --> 00:18:17,846
‫و مغز کنترل آگاهانه‌ای روش نداره.

436
00:18:17,930 --> 00:18:20,724
‫ممکنه بیماران اشیاء رو
‫بدون فهمیدن خودشون بردارن،

437
00:18:20,808 --> 00:18:23,393
‫با یه دست گره‌ای رو
‫که دست دیگه‌شون زده باز کنن.

438
00:18:23,435 --> 00:18:25,104
‫ممکنه خشن هم باشه.

439
00:18:25,145 --> 00:18:26,396
‫حتی افرادی خودشون رو خفه کردن.

440
00:18:26,438 --> 00:18:27,731
‫یا به خودشون مشت زدن.

441
00:18:27,773 --> 00:18:29,233
‫دلیل اتفاق تو رینگ معلوم شد.

442
00:18:29,316 --> 00:18:31,193
‫دلیل مشت خوردن شما
‫هم معلوم شد دکتر ولف.

443
00:18:31,276 --> 00:18:32,653
‫جوابمون سندرم دست بیگانه نیست.

444
00:18:32,694 --> 00:18:34,404
‫صرفا نشانه‌ای از مشکلی بزرگ‌تره.

445
00:18:34,530 --> 00:18:36,365
‫سوال اینجاست که اون مشکل چیه؟

446
00:18:36,448 --> 00:18:39,409
‫پیر، همون ماهی‌گیر هائیتی،
‫یه تومور داشت.

447
00:18:39,493 --> 00:18:42,079
‫ولی این ممکنه بیماری عصبی
‫رو به وخامت باشه.

448
00:18:42,162 --> 00:18:44,123
‫چه‌جوری قانعش کنیم آزمایش بده؟

449
00:18:44,248 --> 00:18:46,500
‫می‌تونیم بهش بگیم تا آخر عمرش
‫کراتین رایگان بهش می‌دیم.

450
00:18:46,625 --> 00:18:47,918
‫اگه بیماریش مرگبار باشه،

451
00:18:47,960 --> 00:18:49,503
‫احتمالا خیلی طولانی نباشه.

452
00:18:50,796 --> 00:18:52,840
‫من از روش کار کورنل خبر ندارم،

453
00:18:52,965 --> 00:18:55,717
‫ولی ما اینجا به بیمارانمون احترام می‌ذاریم.

454
00:18:55,801 --> 00:18:57,761
‫روی گل‌های من هم نمی‌شینیم.

455
00:19:02,599 --> 00:19:04,101
‫بله، متوجهم.

456
00:19:04,226 --> 00:19:05,894
‫سعی می‌کنم باز هم کاهش بدم،

457
00:19:05,978 --> 00:19:07,688
‫ولی اگه تمام درخواست‌هاتون رو...

458
00:19:07,813 --> 00:19:10,023
‫قبول کنم، به یه مو بند می‌شیم.

459
00:19:10,149 --> 00:19:12,442
‫باید خودتون بدونین.

460
00:19:12,484 --> 00:19:14,153
‫باشه. تماس می‌گیرم.

461
00:19:15,612 --> 00:19:17,573
‫اگه می‌خوای صرفه‌جویی کنی،
‫رزیدنت جدید رو اخراج کن.

462
00:19:17,614 --> 00:19:19,408
‫مناسب اینجا نیست.

463
00:19:19,533 --> 00:19:21,869
‫ضمنا، اجیر کردن نوچه
‫واسه انجام کارهات یه‌کم زیاده‌رویه.

464
00:19:21,910 --> 00:19:23,495
‫اجیرش نکردم.

465
00:19:23,579 --> 00:19:26,039
‫خودش درخواست کار داد...

466
00:19:26,081 --> 00:19:27,666
‫و بخشت کمک لازم داشت.

467
00:19:27,791 --> 00:19:29,209
‫خیلی‌خب، قبوله.

468
00:19:29,334 --> 00:19:31,086
‫دکتر پورتر رو قبول می‌کنم،
‫ولی در ازاش...

469
00:19:31,128 --> 00:19:33,380
‫می‌خوام اسکن اسپکت درخواستیم
‫واسه بابا رو تأیید کنی.

470
00:19:33,463 --> 00:19:36,258
‫ای خدا! من دارم غرق می‌شم.

471
00:19:36,300 --> 00:19:39,845
‫این مسئله هم اصلا در اولویتم نیست الیور.

472
00:19:41,471 --> 00:19:43,348
‫همه‌چی روبه‌راهه؟

473
00:19:45,684 --> 00:19:48,061
‫شاید بهتر باشه یه مدت
‫مرخصی بگیری.

474
00:19:48,103 --> 00:19:50,022
‫چیزیم نیست.

475
00:19:50,105 --> 00:19:52,482
‫چیزیم نیست.

476
00:19:52,524 --> 00:19:54,735
‫حال پدرت چطوره؟

477
00:19:54,818 --> 00:19:58,030
‫هنوز هم فنجون‌های قهوه نیمه‌پر رو
‫تو همه اتاق‌ها جا می‌ذاره؟

478
00:19:58,113 --> 00:19:59,489
‫قبلا دیوانه‌ام می‌کرد.

479
00:19:59,615 --> 00:20:00,949
‫من متوجه نشدم.

480
00:20:00,991 --> 00:20:04,411
‫درسته. آخه الان اینجا زندگی می‌کنی.

481
00:20:06,705 --> 00:20:10,584
‫اشاره کرده بودی بی‌خوابی
‫یکی از علائم اخیرش بوده.

482
00:20:10,667 --> 00:20:13,170
‫درسته. گفت تقریبا از هشت ماه پیش
‫آغاز شده.

483
00:20:13,212 --> 00:20:14,838
‫هوم.

484
00:20:14,880 --> 00:20:16,673
‫وقتی مزدوج بودیم،

485
00:20:16,757 --> 00:20:20,219
‫می‌گفت بی‌خوابی به کشتنش می‌ده.

486
00:20:20,344 --> 00:20:22,512
‫کل عمرش دچارش بود.

487
00:20:25,307 --> 00:20:27,100
‫الیور...

488
00:20:27,184 --> 00:20:29,519
‫من نمی‌خوام پدرت مریض باشه.

489
00:20:29,603 --> 00:20:32,981
‫ولی نمی‌خوام از تو هم سواستفاده کنه.

490
00:20:33,023 --> 00:20:35,150
‫واسه همین اسکن رو تأیید می‌کنم.

491
00:20:36,068 --> 00:20:38,195
‫شاید یه بار برای همیشه
‫به حقیقتی...

492
00:20:38,320 --> 00:20:39,571
‫که نیاز داری برسی.

493
00:20:48,038 --> 00:20:49,915
‫تامی، مایلم یه کاری رو امتحان کنیم.

494
00:20:51,667 --> 00:20:53,377
‫فقط با دست چپت بردارش.

495
00:20:58,674 --> 00:21:00,217
‫این چه‌جوری قفل شدنش رو رفع می‌کنه؟

496
00:21:00,259 --> 00:21:01,843
‫تامی قفل نشده.

497
00:21:01,969 --> 00:21:03,553
‫چی گفته بودم؟
‫کاملا سالمی.

498
00:21:03,595 --> 00:21:04,721
‫نه، وایستین، وایستین، وایستین.

499
00:21:04,763 --> 00:21:06,640
‫حالا فقط با دست راستت بردارش.

500
00:21:08,267 --> 00:21:10,143
‫ببین. چیزی نیست عزیزم.

501
00:21:10,269 --> 00:21:12,312
‫فقط به حرف دکتر گوش بده، خب؟

502
00:21:22,114 --> 00:21:23,740
‫نمی‌تونم.

503
00:21:24,700 --> 00:21:26,159
‫خیلی‌خب. چیزی نیست.

504
00:21:28,120 --> 00:21:31,206
‫چند وقته با دست راستش
‫به مشکل خورده.

505
00:21:31,290 --> 00:21:32,499
‫چند روز پیش خودم دیدم.

506
00:21:32,582 --> 00:21:34,334
‫نمی‌تونست راحت مسواک بزنه.

507
00:21:35,460 --> 00:21:38,338
‫گمون می‌کنیم تامی
‫دچار بیماری نادری...

508
00:21:38,422 --> 00:21:40,299
‫به نام سندرم دست بیگانه شده.

509
00:21:40,424 --> 00:21:42,592
‫دستش خودکار عمل می‌کنه.

510
00:21:42,676 --> 00:21:44,928
‫عصبیه، ولی نشانه چیز دیگه‌ایه.

511
00:21:45,053 --> 00:21:47,347
‫باید آزمایش کنیم
‫تا دلیلش رو بفهمیم.

512
00:21:47,389 --> 00:21:49,391
‫متوجه شدم.
‫به دکتر هندریکس می‌گم.

513
00:21:49,516 --> 00:21:51,560
‫واقعا ترجیح می‌دم خودم آزمایش کنم.

514
00:21:51,643 --> 00:21:53,186
‫نه، شما خیلی زیادی
‫زحمت کشیدی دکتر ولف.

515
00:21:53,228 --> 00:21:54,855
‫ازت ممنونیم،

516
00:21:54,896 --> 00:21:56,732
‫ولی گمون کنم خودم صلاح پسرم رو بدونم.

517
00:21:56,773 --> 00:21:58,859
‫چند روز تا مبارزه‌اش نمونده.
‫تمرکزمون الان روی همونه.

518
00:21:58,984 --> 00:22:01,528
‫پس لطفا تشریف ببرین.

519
00:22:02,821 --> 00:22:04,281
‫تامی، بذار کمکت کنیم.

520
00:22:04,364 --> 00:22:05,741
‫تو چه مرگته؟

521
00:22:05,782 --> 00:22:07,284
‫نشنیدی چی گفتم؟

522
00:22:07,326 --> 00:22:10,162
‫از اینجا برو! زود باش!

523
00:22:12,414 --> 00:22:13,999
‫زود باش. برو!

524
00:22:27,721 --> 00:22:30,849
‫می‌دونم بزرگ شدن با بابایی
‫که با بیماری روانی...

525
00:22:30,932 --> 00:22:32,601
‫دست و پنجه نرم می‌کنه راحت نبود.

526
00:22:32,684 --> 00:22:36,188
‫بزرگ شدن بدون بابا سخت‌تر بود.

527
00:22:38,023 --> 00:22:39,608
‫به نظرم خیلی خوبه...

528
00:22:39,649 --> 00:22:42,235
‫البته اگه در نظر بگیریم
‫شغلش ضربه خوردن به سرشه.

529
00:22:42,361 --> 00:22:44,112
‫مال بابامه.

530
00:22:44,196 --> 00:22:45,405
‫عجب.

531
00:22:45,489 --> 00:22:47,866
‫آره، هنوز دارم معاینه‌اش می‌کنم.

532
00:22:49,284 --> 00:22:50,911
‫خب، به نقل از کارول،

533
00:22:50,952 --> 00:22:53,830
‫من رفتار اجتنابی دارم.

534
00:22:53,914 --> 00:22:56,291
‫به نقل از کارول،
‫خودش رفتار امنی داره،

535
00:22:56,375 --> 00:22:59,711
‫ولی داره طلاق می‌گیره،
‫پس اصلا منطقی نیست.

536
00:22:59,795 --> 00:23:01,421
‫ولف...

537
00:23:03,173 --> 00:23:04,925
‫چند وقتی می‌شه...

538
00:23:05,008 --> 00:23:06,426
‫که بابات برگشته و من...

539
00:23:06,551 --> 00:23:08,053
‫می‌دونم.

540
00:23:08,178 --> 00:23:09,596
کاش می‌تونستم،

541
00:23:09,679 --> 00:23:13,683
‫ولی پردازش سی سال خیلی سخته جاش.

542
00:23:13,725 --> 00:23:18,522
‫خونه‌ام اصلا منظم نیست.

543
00:23:22,317 --> 00:23:24,027
‫اِم...

544
00:23:24,069 --> 00:23:26,822
‫خونه هیچ‌کس هیچ‌وقت منظم نیست.

545
00:23:26,905 --> 00:23:29,032
‫ولی درک می‌کنم.

546
00:23:29,157 --> 00:23:31,451
‫درک می‌کنم کی هستی...

547
00:23:31,535 --> 00:23:34,329
‫و درک می‌کنم این‌جوری
‫به شوک بازگشت پدرت...

548
00:23:34,413 --> 00:23:35,997
‫به زندگیت واکنش نشون می‌دی.

549
00:23:36,039 --> 00:23:39,167
‫درک می‌کنم و باور کن
‫از تصورم خارجه الیور.

550
00:23:39,251 --> 00:23:40,669
‫ولی نباید انتظار داشته باشی
‫با هر رفتارت...

551
00:23:40,710 --> 00:23:42,629
‫کنار بیام و چیزی نگم.

552
00:23:50,595 --> 00:23:51,972
‫آره.

553
00:24:02,524 --> 00:24:04,067
‫دکتر ولف.

554
00:24:05,402 --> 00:24:06,653
‫همه‌چی مرتبه؟

555
00:24:06,778 --> 00:24:08,613
‫شب خیلی ترسناکی داشتی.

556
00:24:08,697 --> 00:24:10,240
‫نمی‌دونم چی شد. یهو...

557
00:24:10,282 --> 00:24:11,408
‫تامی عین زامبی خشکش زد.

558
00:24:11,450 --> 00:24:13,034
‫نمی‌ذاشت بیارمش اینجا،

559
00:24:13,118 --> 00:24:14,786
‫امروز صبح هم دوباره تکرار شد و...

560
00:24:14,870 --> 00:24:16,246
‫آها، خیلی‌خب.

561
00:24:16,371 --> 00:24:18,498
‫- حالت خوبه؟
‫- آره. چیزیم نیست. چیزیم نیست.

562
00:24:19,875 --> 00:24:21,835
‫تصویر کاملی از زندگیش می‌خوام.

563
00:24:21,918 --> 00:24:23,587
‫باقی علائم، تغییرات غذایی،

564
00:24:23,628 --> 00:24:24,838
‫هر دارویی که احتمالا مصرف می‌کنه.

565
00:24:24,880 --> 00:24:26,298
‫شفافیت کامل.

566
00:24:26,381 --> 00:24:28,216
‫حتما. باشه.

567
00:24:28,300 --> 00:24:30,510
‫فعلا بیا بریم چندتا آزمایش دیگه بگیریم.

568
00:24:31,553 --> 00:24:32,804
‫خیلی‌خب.

569
00:24:32,888 --> 00:24:35,015
‫- دکتر تورن.
‫- دکتر کارول فیرس.

570
00:24:35,098 --> 00:24:36,600
‫راهروی اورژانسم رو روشن کردی.

571
00:24:36,725 --> 00:24:38,059
‫خواهش می‌کنم بگو
‫یعنی برگشتی.

572
00:24:38,101 --> 00:24:39,895
‫نچ، فقط واسه درمان یه بیمار
‫به ولف کمک می‌کنم.

573
00:24:39,978 --> 00:24:41,897
‫حتی پام رو تو طبقه روان نمی‌ذارم.

574
00:24:42,022 --> 00:24:43,982
‫- شتر دیدی، ندیدی.
‫- باشه، ولی جهت شفاف‌سازی می‌گم،

575
00:24:44,107 --> 00:24:46,443
‫هر کاری می‌کنم که رئیس بخش روان
‫خوبی داشته باشیم.

576
00:24:46,485 --> 00:24:47,861
‫بچه‌ای که جات گذاشتن...

577
00:24:47,944 --> 00:24:49,571
‫هنوز پشت لبش هم سبز نشده.

578
00:24:49,613 --> 00:24:51,740
‫ای بابا. قبلا از من شکایت می‌کردی.

579
00:24:51,823 --> 00:24:53,492
‫نمی‌خواد به فکر دستشون باشی کارول.

580
00:24:53,575 --> 00:24:55,327
‫فقط اومدن یه ساندویچ گرم بخورن.

581
00:24:55,452 --> 00:24:57,662
‫اون اذیت و آزار دوستانه
‫ناشی از علاقه مخفی بود.

582
00:24:59,122 --> 00:25:01,082
‫روان‌پزشکان بهش می‌گن
‫توهم اروتومانیا.

583
00:25:01,166 --> 00:25:02,959
‫خب، اگه مجبور بشم باز هم
‫با دوگی هاوزر سر و کله بزنم،

584
00:25:03,001 --> 00:25:05,545
‫توهمم بیشتر سمت قتل می‌ره.

585
00:25:05,670 --> 00:25:07,631
‫نجاتم بده کارول.

586
00:25:11,426 --> 00:25:13,011
‫دکتر ولف؟

587
00:25:14,304 --> 00:25:15,972
‫یه چیزی تو داروهای تامی پیدا کردیم.

588
00:25:16,056 --> 00:25:19,434
‫چند وقته داره میزان خطرناکی
‫لوودوپا مصرف می‌کنه.

589
00:25:19,518 --> 00:25:21,228
‫داروی کنترل پارکینسون؟

590
00:25:21,311 --> 00:25:23,855
‫دژنراسیون کورتیکوبازال
‫ممکنه دلیل دست بیگانه باشه.

591
00:25:23,939 --> 00:25:25,440
‫لابد خودش می‌دونست.

592
00:25:25,524 --> 00:25:28,109
‫فقط می‌خواست زنش رو راضی کنه
‫که اومد اینجا.

593
00:25:28,193 --> 00:25:30,070
‫کاملا بازیمون داده بود.

594
00:25:31,905 --> 00:25:34,908
‫دچار چیزی به نام
‫دژنراسیون کورتیکوبازال هستی.

595
00:25:36,159 --> 00:25:37,577
‫یعنی چی؟

596
00:25:37,619 --> 00:25:39,496
‫نوعی پارکینسون غیرمعموله.

597
00:25:39,621 --> 00:25:41,414
‫عامل سندرم دست بیگانه است...

598
00:25:41,456 --> 00:25:44,834
‫و ام‌آرآیت هم تشخیصمون رو
‫تأیید می‌کنه.

599
00:25:46,461 --> 00:25:48,922
‫تامی، تو می‌دونستی دچارشی؟

600
00:25:50,298 --> 00:25:51,675
‫مخفیش کرده بودی...

601
00:25:51,800 --> 00:25:53,885
‫که مجبور نشی از مبارزه دست بکشی؟

602
00:25:54,970 --> 00:25:56,054
‫چی؟

603
00:25:56,972 --> 00:25:58,306
‫نه.

604
00:25:58,431 --> 00:25:59,933
‫ما کل مکمل‌هات رو بررسی کردیم.

605
00:25:59,975 --> 00:26:01,977
‫مقدار زیادی از دارویی
‫به نام لوودوپا مصرف می‌کنی...

606
00:26:02,018 --> 00:26:03,436
‫که واسه تسکین علائمته.

607
00:26:03,562 --> 00:26:05,313
‫احتمالا حمله‌ای که دیشب بهت دست داد...

608
00:26:05,397 --> 00:26:07,107
‫از اثرات جانبی همونه.

609
00:26:07,232 --> 00:26:08,441
‫ولی تامی خیلی جوانه.

610
00:26:08,567 --> 00:26:11,152
‫واسه همین بهش می‌گیم زودرس.

611
00:26:11,236 --> 00:26:12,862
‫ولی دلیل امیدوارکننده‌ای دارین.

612
00:26:12,988 --> 00:26:14,698
‫هر روز داریم پیشرفت می‌کنیم...

613
00:26:14,781 --> 00:26:17,325
‫و کیفیت زندگیت رو از این به بعد
‫بالاتر می‌برن.

614
00:26:17,409 --> 00:26:18,910
‫واسه بعضی بیماران...

615
00:26:18,952 --> 00:26:20,620
‫بوکس واقعا کمکشون کرده...

616
00:26:20,662 --> 00:26:23,081
‫از سرعت پیشرفت پارکینسون بکاهن.

617
00:26:24,207 --> 00:26:25,959
‫مکمل‌های من رو بابام تعیین می‌کنه.

618
00:26:26,084 --> 00:26:28,128
‫هرچی خودش بگه مصرف می‌کنم.

619
00:26:32,924 --> 00:26:34,301
‫خبر داشت.

620
00:26:35,594 --> 00:26:38,138
‫خودش و دکتر هندریکس می‌دونستن
‫و بهم نگفتن،

621
00:26:38,179 --> 00:26:40,557
‫چون نمی‌خواستن دست از مبارزه بردارم.

622
00:26:42,434 --> 00:26:45,437
‫عجب پنگوئن امپراتوری بود، ها؟

623
00:26:46,521 --> 00:26:48,607
‫اصلا ازم محافظت نمی‌کرد.

624
00:26:49,941 --> 00:26:51,443
‫داشت ازم استفاده می‌کرد.

625
00:26:58,450 --> 00:27:00,368
‫باز هم بهش لوودوپا می‌دیم،

626
00:27:00,410 --> 00:27:01,786
‫ولی یه مقدار کمتر.

627
00:27:01,828 --> 00:27:03,913
‫با این که غیرمعمول جلوه می‌کنه،
‫به امتحانش می‌ارزه.

628
00:27:03,955 --> 00:27:04,956
‫کاملا موافقم.

629
00:27:04,998 --> 00:27:06,291
‫درمان پارکینسون عادی...

630
00:27:06,333 --> 00:27:07,667
‫همچنان به حرکتش کمک می‌کنه...

631
00:27:07,709 --> 00:27:09,169
‫و می‌تونیم بهترین روش رو پیدا کنیم.

632
00:27:09,169 --> 00:27:12,589
‫پسر من کجاست؟ تامی!
‫تامی، کجایی؟

633
00:27:12,922 --> 00:27:15,008
‫از اینجا می‌برمت تام.

634
00:27:17,677 --> 00:27:19,304
‫تو که می‌دونی خودمون دکتر داریم.

635
00:27:19,387 --> 00:27:21,056
‫گمون نکنم دکتر هندریکس دیگه...

636
00:27:21,097 --> 00:27:23,308
‫طبابت کنه.
‫خودم اطمینان حاصل می‌کنم.

637
00:27:23,433 --> 00:27:25,602
‫به تامی چی گفتی آشغال عوضی خودخواه؟

638
00:27:25,644 --> 00:27:28,521
‫ای بابا، من صفات بد زیادی دارم،
‫ولی خودخواه نیست.

639
00:27:28,563 --> 00:27:31,066
‫من دارم تامی رو درمان می‌کنم
‫و بهش دروغ نمی‌گم...

640
00:27:31,191 --> 00:27:32,776
‫تا خیال کنه هیچ مشکلی نداره.

641
00:27:32,817 --> 00:27:34,444
‫تو نمی‌فهمی چی می‌گی.

642
00:27:34,486 --> 00:27:37,530
‫تو هیچی از پسر من نمی‌دونی.

643
00:27:37,614 --> 00:27:40,533
‫می‌خوای کمکت کنم
‫که حرفم تو مخت فرو بره؟

644
00:27:40,659 --> 00:27:43,119
‫اگه روش دست بلند کنی،
‫با برانکارد از اینجا می‌ری.

645
00:27:43,161 --> 00:27:44,829
‫ضمنا، من جراح اعصابم،

646
00:27:44,913 --> 00:27:47,374
‫پس می‌تونم واقعا تو مخت فرو کنم.

647
00:27:49,918 --> 00:27:52,003
‫خیلی‌خب، خیلی از کارت ممنونم،

648
00:27:52,045 --> 00:27:54,714
‫ولی ما سوگند یاد کردیم
‫که «آسیب نزنیم.»

649
00:27:54,839 --> 00:27:56,716
‫من سوگند امضا نکردم.

650
00:27:56,758 --> 00:27:58,134
‫وای!

651
00:28:05,850 --> 00:28:08,061
‫دیدی؟ هنوز می‌تونی. چیزیت نیست.

652
00:28:08,978 --> 00:28:10,563
‫نذار این دکترها مسمومت کنن.

653
00:28:10,689 --> 00:28:13,483
‫بسه دیگه بابا.
‫این‌قدر دروغ نگو.

654
00:28:13,525 --> 00:28:15,568
‫ممکن بود من رو به کشتن بدی.

655
00:28:15,652 --> 00:28:18,571
‫خودت هر بار وارد قفس می‌شی
‫چنین ریسکی می‌کنی.

656
00:28:18,655 --> 00:28:20,740
‫باید موقع ورود به اونجا
‫باور کنی شکست‌ناپذیری.

657
00:28:20,824 --> 00:28:22,534
‫ولی نیستم.

658
00:28:22,575 --> 00:28:24,994
‫من شکست‌ناپذیر نیستم، مریضم.

659
00:28:25,078 --> 00:28:26,705
‫واقعیه. از بین نمی‌ره.

660
00:28:26,788 --> 00:28:28,081
‫نه!

661
00:28:29,124 --> 00:28:30,792
‫نه.

662
00:28:30,917 --> 00:28:33,712
‫من باور نمی‌کنم این تو رو ازم می‌گیره.

663
00:28:33,795 --> 00:28:36,589
‫من خیلی دوستت دارم بچه جان.
‫چیزیت نمی‌شه.

664
00:28:36,631 --> 00:28:38,091
‫درک می‌کنم.

665
00:28:38,216 --> 00:28:41,219
‫نمی‌خوای مرد خراب رو اصلاح کنی، مگه نه؟

666
00:28:41,302 --> 00:28:42,512
‫خبر خوشی دارم.

667
00:28:43,513 --> 00:28:45,306
‫- مجبور نیستی.
‫- وای تام.

668
00:28:45,390 --> 00:28:46,391
‫تامی...

669
00:28:56,109 --> 00:28:58,862
‫راستش، بابای تامی من رو
‫خیلی یاد بابای خودم می‌اندازه.

670
00:28:58,945 --> 00:29:01,239
‫الان فقط وقتی بازیکنان ذخیره «کابویز»...

671
00:29:01,322 --> 00:29:03,533
‫- عوض بشن ازش خبری می‌شه.
‫- باشه.

672
00:29:03,658 --> 00:29:05,076
‫ولی تا حالا بیماری...

673
00:29:05,160 --> 00:29:06,619
‫خطرناکت رو ازت مخفی کرده؟

674
00:29:06,661 --> 00:29:07,954
‫آره.

675
00:29:08,037 --> 00:29:09,664
‫کلان‌گرایی غیرمعمول.

676
00:29:11,082 --> 00:29:12,625
‫خودت هم می‌دونی دوستم داری مارکوس.

677
00:29:12,709 --> 00:29:14,002
‫گمون کنم حرفم رو ثابت کردی.

678
00:29:14,085 --> 00:29:15,754
‫عجب.

679
00:29:17,756 --> 00:29:19,215
‫نمی‌خواستم مزاحم جلسه...

680
00:29:19,340 --> 00:29:21,426
‫طرفداران دکتر ولف بشم.

681
00:29:23,219 --> 00:29:25,555
‫- راحت باشین.
‫- ما چاپلوس نیستیم.

682
00:29:25,638 --> 00:29:27,474
‫همه‌مون با ولف مخالفت‌هایی داشتیم.

683
00:29:27,515 --> 00:29:28,558
‫همیشه رئیس راحتی نیست،

684
00:29:28,600 --> 00:29:29,893
‫ولی دکتر خیلی خوبیه.

685
00:29:30,018 --> 00:29:31,478
‫اما از تک‌تک بیمارستان‌های...

686
00:29:31,561 --> 00:29:33,229
‫این سه ایالت اخراج شده.

687
00:29:33,271 --> 00:29:34,606
‫درسته که دکتر ولف چهره‌کوری داره،

688
00:29:34,731 --> 00:29:36,900
‫ولی ذات آدم رو خوب می‌شناسه.

689
00:29:36,941 --> 00:29:38,902
‫تو پنج دقیقه بیشتر دوام نمیاری.

690
00:29:40,361 --> 00:29:42,155
‫من اذیتت می‌کنم کینی؟

691
00:29:42,280 --> 00:29:43,907
‫خوشحال باش.

692
00:29:43,990 --> 00:29:46,826
‫پزشکی ورزش سختیه.

693
00:29:46,910 --> 00:29:48,745
‫سعی کن خصومت پیدا نکنی.

694
00:29:52,749 --> 00:29:55,376
‫آها، راستی...

695
00:29:55,418 --> 00:29:57,295
‫من مافوقتم.

696
00:29:57,378 --> 00:29:58,797
‫اگه رفتار مناسبی باهام نداشته باشی،

697
00:29:58,838 --> 00:30:00,465
‫ممکنه خودت پنج دقیقه بیشتر
‫دوام نیاری.

698
00:30:05,428 --> 00:30:07,472
‫- سلام.
‫- مرسی بابا!

699
00:30:09,140 --> 00:30:10,725
‫می‌بینم هدیه‌فروشیمون رو پیدا کردی.

700
00:30:10,809 --> 00:30:12,477
‫آره.

701
00:30:12,560 --> 00:30:14,354
‫سینتیا می‌گه لوسشون می‌کنم،

702
00:30:14,437 --> 00:30:16,481
‫ولی فقط می‌خوام خوشحال باشن.

703
00:30:16,606 --> 00:30:19,025
‫خب، به نظرم بابای خوبی هستی.

704
00:30:21,653 --> 00:30:24,072
‫قبلا خیال می‌کردم بهترین الگو رو دارم.

705
00:30:24,155 --> 00:30:26,866
‫بابام در تمام طول عمرم
‫هوام رو داشته.

706
00:30:26,908 --> 00:30:29,035
‫حتی قبل از سپیده‌دم بیدار می‌شد.

707
00:30:29,160 --> 00:30:31,704
‫باهام روی تپه می‌دوید.
‫اولین شکستم بود.

708
00:30:31,788 --> 00:30:33,373
‫اولین پیروزیم بود.

709
00:30:35,583 --> 00:30:38,878
‫آشتی با کسی که بهم دروغ گفته راحت نیست.

710
00:30:40,338 --> 00:30:42,048
‫ولی من عاشق کارمم.

711
00:30:42,131 --> 00:30:43,883
‫فقط به بابام مربوط نیست.

712
00:30:44,884 --> 00:30:49,138
‫خلاصه، اگه قراره کلا تموم بشه،

713
00:30:49,180 --> 00:30:51,349
‫می‌خوام خفن تموم بشه.

714
00:30:52,684 --> 00:30:54,185
‫آخرین پیروزیم رو داشته باشم.

715
00:30:55,311 --> 00:30:57,355
‫می‌خوام دخترهام بهم افتخار کنن.

716
00:30:58,314 --> 00:30:59,649
‫خوشم نمیاد اعتراف کنم...

717
00:30:59,732 --> 00:31:00,942
‫ولی می‌خوام بابام هم بهم افتخار کنه.

718
00:31:00,984 --> 00:31:02,569
‫غریزه‌ات رو درک می‌کنم.

719
00:31:02,610 --> 00:31:04,988
‫باور کن درک می‌کنم.

720
00:31:05,029 --> 00:31:06,614
‫ولی تامی، راستش رو بخوای،

721
00:31:06,739 --> 00:31:08,783
‫باید بهت بگم دیگه وارد رینگ
‫یا قفس...

722
00:31:08,825 --> 00:31:12,829
‫یا هشت‌ضلعی یا هرچی
‫که اسمش رو می‌ذارین نشی.

723
00:31:12,871 --> 00:31:15,373
‫احترامت خیلی واجبه دکتر ولف،

724
00:31:17,542 --> 00:31:19,168
‫ولی نمی‌تونی جلوم رو بگیری.

725
00:31:20,795 --> 00:31:22,213
‫پس حداقل بذار یه کاری بکنم...

726
00:31:22,255 --> 00:31:24,215
‫که نذارم در این حین خودت رو
‫به کشتن بدی.

727
00:31:25,675 --> 00:31:28,636
‫مشکلت دستت نیست. مغزته.

728
00:31:28,720 --> 00:31:32,390
‫روی تصویر دست چپت
‫تو آینه تمرکز می‌کنیم.

729
00:31:33,600 --> 00:31:35,018
‫انگار دارم از دست راستم استفاده می‌کنم.

730
00:31:35,059 --> 00:31:37,896
‫آره. به عبارت دیگه
‫از دست خرابت استفاده می‌کنی.

731
00:31:37,979 --> 00:31:40,189
‫خب، این‌جوری مغزت باور می‌کنه...

732
00:31:40,231 --> 00:31:41,733
‫کنترل کاملش دست خودته.

733
00:31:41,858 --> 00:31:44,235
‫در نهایت، این تصور کنترل...

734
00:31:44,360 --> 00:31:46,905
‫به کنترل واقعی بدل می‌شه.

735
00:31:47,030 --> 00:31:48,406
‫خیلی خفنه دکتر ولف.

736
00:31:48,531 --> 00:31:50,783
‫این‌ها رو تو دانشکده پزشکی یادتون می‌دن؟

737
00:31:50,909 --> 00:31:53,328
‫نه، ولی من سعی می‌کنم
‫خارج از چارچوب فکر کنم،

738
00:31:53,411 --> 00:31:56,414
‫البته الان دقیقا توی چارچوبیم.

739
00:31:58,541 --> 00:32:00,251
‫ناامید نشو.

740
00:32:00,293 --> 00:32:01,711
‫ادامه بده.

741
00:32:01,753 --> 00:32:04,213
‫تکرار دوست توئه.

742
00:32:04,213 --> 00:32:06,341
‫تصویر دریافتیت از آینه...

743
00:32:06,382 --> 00:32:08,635
‫ارتباط نیت و حس‌های دریافتیت رو...

744
00:32:08,760 --> 00:32:12,096
‫افزایش می‌ده...

745
00:32:12,180 --> 00:32:15,433
‫و در نهایت به کنترل حرکتی
‫و سرعت ختم می‌شه...

746
00:32:15,516 --> 00:32:18,353
‫و جفتشون رو عین غریزه مستحکم می‌کنه.

747
00:32:28,404 --> 00:32:32,700
‫قطعا دارم دچار بحران میانسالی می‌شم.

748
00:32:32,784 --> 00:32:35,828
‫خیلی باحال بود.

749
00:32:37,497 --> 00:32:40,041
‫- اعتراف کن پیرس.
‫- چی رو اعتراف کنم؟

750
00:32:40,166 --> 00:32:41,417
‫می‌دونم عاشق دستگاه اسپرسوی گرونتی،

751
00:32:41,459 --> 00:32:43,211
‫ولی دلت واسه من تنگ شده.

752
00:32:43,252 --> 00:32:47,256
‫دلت واسه کمک به امثال تامی تنگ شده.
‫برگرد.

753
00:32:47,298 --> 00:32:49,968
‫تو می‌خوای بیای ته راهرو
‫و روان‌کاوی رایگان نصیبت بشه.

754
00:32:50,093 --> 00:32:52,428
‫خب، راستش رو بخوای،

755
00:32:52,512 --> 00:32:55,014
‫بدم نمیاد بصیرت قاطعت رو
‫باهام شریک بشی.

756
00:32:55,139 --> 00:32:57,934
‫من...

757
00:32:58,017 --> 00:32:59,686
‫می‌ترسم با بابام صمیمی بشیم.

758
00:33:00,728 --> 00:33:02,397
‫می‌ترسم بهم دروغ بگه.

759
00:33:02,480 --> 00:33:03,690
‫قابل درکه.

760
00:33:03,773 --> 00:33:06,275
‫کلی بار دارین.

761
00:33:06,317 --> 00:33:09,195
‫ولی فرض کنیم نداشتین.

762
00:33:09,237 --> 00:33:12,448
‫فرض کنیم یه بیمار عادیه.

763
00:33:13,491 --> 00:33:15,076
‫واسه کمک بهش چیکار می‌کردی؟

764
00:33:16,119 --> 00:33:19,831
‫تمام تلاشت رو می‌کردی که بشناسیش.

765
00:33:20,999 --> 00:33:23,126
‫برو خونه ولف.

766
00:33:24,002 --> 00:33:25,378
‫برو خونه.

767
00:33:52,030 --> 00:33:54,198
‫در هر صورت بهت افتخار می‌کنم، خب؟

768
00:34:02,206 --> 00:34:03,791
‫ببین.

769
00:34:03,833 --> 00:34:05,585
‫حالت چطوره؟

770
00:34:05,710 --> 00:34:07,920
‫حس می‌کنم اولین مبارز ام‌ام‌ای هستم
‫که مربیش عصب‌شناسه.

771
00:34:08,713 --> 00:34:10,381
‫تو فکرش بودم که می‌تونم
‫بعد از این یه باشگاه بزنم...

772
00:34:10,423 --> 00:34:12,383
‫و به بیماران پارکینسون کمک کنم.

773
00:34:12,383 --> 00:34:14,510
‫راستش، شاید هدفم فراتر...

774
00:34:14,635 --> 00:34:15,803
‫از ضربه‌فنی کردن ملت باشه.

775
00:34:15,845 --> 00:34:17,764
‫فکر خیلی خوبیه تامی.

776
00:34:17,847 --> 00:34:19,682
‫چطوره بعد از این که ضربه‌فنیش کردی
‫صحبت کنیم؟

777
00:34:19,724 --> 00:34:21,517
‫- باشه.
‫- برو ببرش!

778
00:34:28,316 --> 00:34:30,359
‫- آفرین عزیزم!
‫- تامی!

779
00:34:47,835 --> 00:34:50,338
‫ببین، دست تامی می‌رسه.
‫فقط باید حواسش به مشتش باشه.

780
00:34:50,421 --> 00:34:52,215
‫چقدر اصطلاحات ورزشی یاد گرفتی.

781
00:34:52,256 --> 00:34:53,674
‫خیلی‌خب.

782
00:34:53,800 --> 00:34:55,218
‫وای!

783
00:35:00,014 --> 00:35:01,349
‫من دیگه نیستم بچه‌ها.

784
00:35:01,432 --> 00:35:03,893
‫تو کافه می‌بینمتون، خب؟

785
00:35:08,606 --> 00:35:10,066
‫آفرین!

786
00:35:15,613 --> 00:35:17,865
‫- ایول تامی. ایول!
‫- آفرین تامی.

787
00:35:17,990 --> 00:35:19,158
‫آفرین تامی.

788
00:35:24,705 --> 00:35:27,750
‫مشکلت دستت نیست.
‫مغزته.

789
00:35:44,725 --> 00:35:47,145
‫خیلی‌خب. آفرین، آفرین.
‫مبارزه تموم شد.

790
00:36:01,701 --> 00:36:04,787
‫- آفرین!
‫- تامی!

791
00:36:13,754 --> 00:36:15,298
‫ممنون دکتر ولف.

792
00:36:33,107 --> 00:36:35,484
‫مرسی که کمک کردین بچه‌ها.

793
00:36:35,568 --> 00:36:37,987
‫این‌جا کم‌کم داره واقعا عین خونه می‌شه.

794
00:36:38,112 --> 00:36:43,409
‫این دختر ناز و کاری
‫یکی از مزیت‌های بسیار...

795
00:36:43,451 --> 00:36:45,244
‫این واحد مسکونیه.

796
00:36:45,328 --> 00:36:48,122
‫این‌قدر جلوی دوستم
‫ازم تعریف نکن کیتی.

797
00:36:48,247 --> 00:36:50,750
‫- خجالت می‌کشم.
‫- باشه.

798
00:36:50,833 --> 00:36:52,710
‫من که باید برم بخوابم.

799
00:36:52,752 --> 00:36:54,503
‫- شب به خیر.
‫- شب به خیر.

800
00:36:58,674 --> 00:37:03,012
‫شونه‌ام خیلی بعد از فیزیوتراپی بهتر شده.

801
00:37:03,054 --> 00:37:05,097
‫عه، واقعا؟

802
00:37:05,139 --> 00:37:06,599
‫اوهوم.

803
00:37:08,684 --> 00:37:10,645
‫خوب بخوابی.

804
00:37:10,728 --> 00:37:13,231
‫خوشحالم برگشتی.
‫خوشحالم بهتری.

805
00:37:13,397 --> 00:37:14,941
‫من هم همین‌طور.

806
00:37:17,360 --> 00:37:18,986
‫- آخ!
‫- آخ! وای!

807
00:37:19,070 --> 00:37:21,572
‫عجب، اصلا فکر نمی‌کردم وسایلت رو
‫آروم بچینی هم‌خونه.

808
00:37:21,739 --> 00:37:24,617
‫خیال می‌کردم فوقش سه چهار روز
‫طول بکشه.

809
00:37:24,659 --> 00:37:27,745
‫آره، خب، واسه تعطیلات اخیره.

810
00:37:27,912 --> 00:37:29,538
‫خیلی‌خب.

811
00:37:34,085 --> 00:37:35,628
‫حالت مبارزه یا فرار...

812
00:37:35,670 --> 00:37:38,714
‫واکنش انسان به استرسه.

813
00:37:40,174 --> 00:37:41,717
‫مکانیزم بقاییه...

814
00:37:41,759 --> 00:37:43,678
‫که می‌ذاره به شرایط خطرناک زندگی...

815
00:37:43,761 --> 00:37:46,222
‫واکنش سریعی نشون بدیم.

816
00:37:48,724 --> 00:37:49,684
‫[لورازپام]

817
00:37:49,725 --> 00:37:52,520
‫بعضی‌هامون فرار رو ترجیح می‌دیم.

818
00:37:52,603 --> 00:37:55,856
‫فرار می‌کنیم تا از خودمون محافظت کنیم.

819
00:37:55,940 --> 00:38:00,861
‫با نظافتچی‌ها، دربان‌ها
‫و انجمن مالکان صحبت کردم،

820
00:38:00,945 --> 00:38:04,365
‫ولی هنوز هم کفش‌ها همون‌جان.

821
00:38:04,490 --> 00:38:06,284
‫خب، شما متخصصین.

822
00:38:06,367 --> 00:38:07,868
‫نظرتون چیه؟

823
00:38:07,910 --> 00:38:10,037
‫می‌خوام کارم رو پس بگیرم.

824
00:38:10,121 --> 00:38:12,123
‫یه جلسه با هیئت بیمارستان تعیین کن.

825
00:38:13,207 --> 00:38:15,835
‫آماده‌ام روایت خودم رو بگم.

826
00:38:16,752 --> 00:38:18,254
‫ردیفه.

827
00:38:18,337 --> 00:38:21,757
‫بعضی‌هامون ترجیح می‌دیم
‫بمونیم و مبارزه کنیم،

828
00:38:21,841 --> 00:38:24,677
‫حتی با این که می‌دونیم
‫ممکنه در نهایت شکست بخوریم.

829
00:38:26,887 --> 00:38:28,306
‫دکتر ولف.

830
00:38:30,558 --> 00:38:31,726
‫چارلی هستم.

831
00:38:32,852 --> 00:38:35,479
‫رزیدنت جدیدی که در خفا
‫واسه مامانتون کار می‌کنه؟

832
00:38:35,604 --> 00:38:36,856
‫آها.

833
00:38:37,940 --> 00:38:40,067
‫الان شناختمت.

834
00:38:40,151 --> 00:38:42,820
‫می‌خواستم عذرخواهی کنم.

835
00:38:42,862 --> 00:38:45,948
‫می‌دونم یه سری اشتباه مبتدیانه کردم،

836
00:38:46,032 --> 00:38:49,577
‫ولی راستش، من به‌خاطر شما
‫خواستم اینجا کار کنم.

837
00:38:49,660 --> 00:38:51,370
‫شما حرف ندارین.

838
00:38:51,454 --> 00:38:53,706
‫من هم می‌خوام از بهترین دکتر یاد بگیرم.

839
00:38:53,789 --> 00:38:56,667
‫چطوره از نو شروع کنیم؟

840
00:38:56,792 --> 00:38:58,544
‫خوشحال می‌شم.

841
00:39:01,297 --> 00:39:04,216
‫ولی اگه خطری بی‌خبر پیش بیاد چی؟

842
00:39:13,434 --> 00:39:14,977
‫سلام بابا.

843
00:39:16,645 --> 00:39:19,857
‫با خودم گفتم احتمالا بهتره
‫این‌قدر از هم اجتناب نکنیم.

844
00:39:22,318 --> 00:39:24,278
‫غذای تایلندی گرفتم.

845
00:39:25,321 --> 00:39:28,074
‫بالاخره می‌تونی خاطرات بانکوک رو
‫برام تعریف کنی.

846
00:39:31,327 --> 00:39:33,621
‫[الیور]

847
00:39:58,979 --> 00:40:01,357
‫وقتی بارها و بارها زمین خوردیم،
‫چه‌جوری...

848
00:40:01,440 --> 00:40:03,943
‫مبارزه کنیم؟

849
00:40:14,495 --> 00:40:16,414
‫[شش ماه بعد]

850
00:40:21,001 --> 00:40:22,503
‫از کجا یاد گرفته این‌جوری مشت بزنه؟

851
00:40:22,545 --> 00:40:23,796
‫مهم نیست.

852
00:40:23,879 --> 00:40:25,631
‫دیگه تقلا نمی‌کنه.

853
00:40:27,508 --> 00:40:30,970
‫مگه نه الیور؟

854
00:40:38,602 --> 00:40:45,401
‫[به خدمات سلامت رفتاری]
‫[هادسون اوکس خوش آمدید]