1
00:00:08,591 --> 00:00:12,053
‫[این ایستگاه مجهز به دوربین مداربسته است]

2
00:00:14,681 --> 00:00:16,349
‫[این ایستگاه مجهز به دوربین مداربسته است]

3
00:00:24,399 --> 00:00:25,442
‫[منهتن و بروکلین]

4
00:00:25,442 --> 00:00:28,486
‫وای خدایا، تیا!
‫بذار کمکت کنم.

5
00:00:28,611 --> 00:00:29,988
‫بذار کمکت کنم.

6
00:00:30,071 --> 00:00:31,990
‫- ممنون.
‫- مواظب خودت باش.

7
00:00:32,032 --> 00:00:34,325
‫[منهتن و بروکلین]

8
00:00:34,367 --> 00:00:37,287
‫[ایستگاه خیابان ۱۵۹]

9
00:00:49,424 --> 00:00:52,510
‫قطار خط چهار به مقصد برانکس
‫به ایستگاه نزدیک می‌شود.

10
00:00:52,552 --> 00:00:54,763
‫لطفا از لبه جایگاه فاصله بگیرید.

11
00:01:14,282 --> 00:01:16,493
‫اومدیم کمکتون کنیم.

12
00:01:17,160 --> 00:01:19,245
‫«وی زین هیر  اوم زو هاسن.»

13
00:01:19,496 --> 00:01:23,041
‫«وی زین هیر  اوم زو هاسن.»

14
00:01:23,166 --> 00:01:25,585
‫بس کن.

15
00:01:25,627 --> 00:01:28,838
‫جشن اکتبر امسال رو
‫بدون آمادگی نمی‌رم، خب؟

16
00:01:28,963 --> 00:01:31,216
‫- کل واحدها توجه کنین،
‫یه مورد ۱۰-۴۳ داریم،

17
00:01:31,257 --> 00:01:33,218
‫خانمی تو ایستگاه خیابان ۱۵۹
‫روی ریل افتاده.

18
00:01:33,301 --> 00:01:35,095
‫مرکز، واحد ۲۴۰ هستم.

19
00:01:35,178 --> 00:01:36,179
‫دو بلوک فاصله داریم.

20
00:01:43,311 --> 00:01:46,606
‫من ترمز کردم،
‫ولی اون زیره.

21
00:01:46,689 --> 00:01:48,900
‫خانم، صدام رو می‌شنوین؟

22
00:01:51,402 --> 00:01:53,780
‫- در چه حاله؟
‫- دچار پارگی شده و خون‌ریزی داره.

23
00:01:53,822 --> 00:01:56,491
‫باید به بخش ترابری زنگ بزنی
‫و بگی برق رو قطع کنن.

24
00:01:56,616 --> 00:01:58,326
‫عه، عه، عه.
‫چیکار می‌کنی؟

25
00:01:58,409 --> 00:01:59,994
‫جریان برق اون زیر بیش از ۶۰۰ ولته.

26
00:02:00,120 --> 00:02:01,746
‫اگه به ریل دست بزنی، کارت تمومه.

27
00:02:04,082 --> 00:02:06,126
‫اذیت نکن کیتی.
‫اگه موقع بیرون کشیدنش...

28
00:02:06,209 --> 00:02:08,378
‫با ریل سوم تماس پیدا کنه،
‫جفتتون دچار برق‌گرفتگی می‌شین.

29
00:02:10,004 --> 00:02:11,714
‫اگه صدام رو می‌شنوی،

30
00:02:11,840 --> 00:02:13,007
‫تکون نخور.

31
00:02:13,925 --> 00:02:15,093
‫تکون نخور!

32
00:02:22,517 --> 00:02:23,434
‫تکون نخور.

33
00:02:28,982 --> 00:02:30,441
‫ردیف شد؟

34
00:02:32,694 --> 00:02:35,238
‫نبضش بگیر و نگیر داره.
‫باید کاملا از ستون فقراتش محافظت کنیم.

35
00:02:35,321 --> 00:02:36,906
‫صاف بخوابونیمش.
‫بریم.

36
00:02:52,005 --> 00:02:55,383
‫دینگ‌دینگ، جادوگره بازنشسته شده کارول.

37
00:02:55,466 --> 00:02:56,801
‫جهت شفاف‌سازی می‌پرسم،
‫مادرت رو می‌گی؟

38
00:02:56,885 --> 00:02:58,386
‫رئیس سابقمون رو می‌گم...

39
00:02:58,469 --> 00:02:59,971
‫که تک‌تک اعمالم و آزمایشاتم رو
‫زیر سوال می‌برد...

40
00:03:00,054 --> 00:03:02,473
‫و تعداد بیماران براش
‫از مراقبت بیماران مهم‌تر بود.

41
00:03:02,515 --> 00:03:04,309
‫هر کی بعدش رئیس بشه
‫هم همینه ولف.

42
00:03:04,392 --> 00:03:06,186
‫- بخشی از کارشون همینه.
‫- راستش،

43
00:03:06,269 --> 00:03:08,021
‫من همیشه گمون می‌کردم
‫تو رئیس شگفت‌انگیزی بشی.

44
00:03:08,104 --> 00:03:09,647
‫واقعا؟

45
00:03:09,689 --> 00:03:11,191
‫آخه اون‌جوری می‌تونم
‫هر کاری دلم خواست بکنم.

46
00:03:11,274 --> 00:03:13,401
‫قراره بدجوری چشمت باز بشه.

47
00:03:13,443 --> 00:03:14,652
‫اون جادوگر خبیث ازت محافظت می‌کرد...

48
00:03:14,777 --> 00:03:16,988
‫و هر کی بعدش رئیس بشه،

49
00:03:17,113 --> 00:03:19,157
‫تحمل نمی‌کنه و سه‌سوته
‫بیرونت می‌کنه تا بری کانزاس.

50
00:03:19,240 --> 00:03:20,825
‫پس شاید بهتر باشه
‫رئیس بعدش خودم باشم.

51
00:03:25,205 --> 00:03:26,956
‫عه، اورژانسه.

52
00:03:27,081 --> 00:03:29,667
‫«تصادف با قطار.
‫آسیب وارده به همراه جراحت سر.»

53
00:03:29,751 --> 00:03:33,338
‫«دو دقیقه دیگه می‌رسه.»
‫شرط می‌بندم کیتی داره میاردش.

54
00:03:33,379 --> 00:03:35,298
‫تو برو. اگه کمک خواستی بهم بگو.

55
00:03:35,423 --> 00:03:36,841
‫ممنون.

56
00:03:49,020 --> 00:03:50,355
‫بیمار آسیب‌دیده آوردیم.

57
00:03:50,438 --> 00:03:52,232
‫برین کنار، برین کنار!
‫برین کنار!

58
00:03:52,273 --> 00:03:54,567
‫رسیدن.

59
00:03:54,651 --> 00:03:56,319
‫احتمالا سرش خون‌ریزی کرده،
‫چندین بریدگی داره،

60
00:03:56,402 --> 00:03:58,196
‫در صحنه واکنش نشون نمی‌داد.

61
00:03:58,279 --> 00:04:00,323
‫تمام علائم حیاتی، خون و تنفسش رو چک کنین.

62
00:04:00,365 --> 00:04:03,243
‫با شمارش من.
‫سه، دو، یک، بلند کنین.

63
00:04:03,284 --> 00:04:05,370
‫یکی بخش اعصاب رو خبر کنه.
‫زود دکتر ولف رو بیارین اینجا!

64
00:04:05,453 --> 00:04:07,413
‫- عه، خون‌ریزی داری.
‫- خراش عادیه.

65
00:04:07,455 --> 00:04:09,999
‫- کیتی.
‫- چیزیم نیست.

66
00:04:10,083 --> 00:04:12,210
‫فقط حواست به بیمارت باشه.

67
00:04:13,461 --> 00:04:15,463
‫همگی از بالای تخت برین کنار.

68
00:04:15,546 --> 00:04:17,423
‫باید قبل از هر چیز به این خانم
‫اکسیژن برسونیم،

69
00:04:17,465 --> 00:04:19,342
‫وگرنه می‌میره.

70
00:04:19,467 --> 00:04:21,302
‫زود اتومدیت و سوکسینیل کولین بزنین.
‫یه بوژی آماده داشته باشین.

71
00:04:21,344 --> 00:04:22,929
‫گردنش نباید اصلا تکون بخوره.

72
00:04:23,012 --> 00:04:24,722
‫نش، لوازم مورد نیاز
‫کری گتیدوئیدو تومی رو حاضر کن.

73
00:04:24,806 --> 00:04:27,684
‫من می‌تونم مجرای تنفسیش رو باز کنم.
‫آماده‌ام.

74
00:04:27,725 --> 00:04:29,936
‫یه بار فرصت داری،
‫بعدش خودم انجام می‌دم.

75
00:04:30,019 --> 00:04:33,731
‫ردیفه؟

76
00:04:33,773 --> 00:04:35,024
‫باشه.

77
00:04:35,066 --> 00:04:38,778
‫فکش شله.
‫همین الان انجام بده.

78
00:04:38,861 --> 00:04:40,655
‫اکسیژنش شصته.

79
00:04:40,780 --> 00:04:43,366
‫پنجاه و پنج.

80
00:04:43,491 --> 00:04:45,785
‫- پنجاه.
‫- خیلی‌خب، تارهاش رو می‌بینم.

81
00:04:45,868 --> 00:04:47,078
‫لطفا لوله بدین.

82
00:04:59,549 --> 00:05:01,801
‫جمعش کن.

83
00:05:01,884 --> 00:05:04,304
‫رنگش رو عوض کن.

84
00:05:04,345 --> 00:05:06,597
‫ایول. ترکوندی.

85
00:05:06,639 --> 00:05:09,434
‫ببندیمش.
‫دکتر ولف، بعدش سی‌تیه.

86
00:05:09,475 --> 00:05:12,186
‫بهش تنفس مصنوعی برسونین،
‫مانیتول بزنین.

87
00:05:12,312 --> 00:05:15,064
‫همگی خیلی خوب آرومش کردین.

88
00:05:15,106 --> 00:05:16,607
‫دکتر نیکولز، می‌خوای تصاویر...

89
00:05:16,691 --> 00:05:18,192
‫سونوگرافیش رو مرور کنی؟

90
00:05:18,276 --> 00:05:19,694
‫ببریمش سی‌تی،
‫بعدش یه‌راست بریم اتاق عمل.

91
00:05:19,861 --> 00:05:20,903
‫وقت نداریم آقایون.

92
00:05:20,987 --> 00:05:22,864
‫بجنبین، بجنبین، بجنبین.

93
00:05:26,242 --> 00:05:28,995
‫واسه همین «اوبر» می‌گیرم.

94
00:05:29,120 --> 00:05:30,496
‫افتادن روی ریل با هل بقیه...

95
00:05:30,621 --> 00:05:32,582
‫احتمالا دومین ترس بزرگمه.

96
00:05:32,623 --> 00:05:34,459
‫اولین ترس بزرگت چیه؟

97
00:05:34,584 --> 00:05:36,294
‫نمی‌دونم.

98
00:05:36,377 --> 00:05:37,503
‫بیش از همه از همین می‌ترسم.

99
00:05:37,587 --> 00:05:38,921
‫واقعا قطب‌های منفی
‫همدیگه رو جذب می‌کنن،

100
00:05:39,005 --> 00:05:40,548
‫آخه می‌گن...

101
00:05:40,631 --> 00:05:41,924
‫دوستت قبل از این که برق رو قطع کنن...

102
00:05:41,966 --> 00:05:44,010
‫پریده روی ریل.

103
00:05:44,052 --> 00:05:45,636
‫کیتی چیکار کرده؟

104
00:05:45,720 --> 00:05:47,138
‫خب، قطعا کار احمقانه‌ای بود،

105
00:05:47,221 --> 00:05:48,848
‫اما بدون شک جون اون خانم رو نجات داد.

106
00:05:48,890 --> 00:05:50,350
‫اگه حتی چند دقیقه دیرتر می‌رسید اینجا،

107
00:05:50,433 --> 00:05:52,810
‫- زنده نمی‌موند.
‫- عجب.

108
00:05:52,977 --> 00:05:55,980
‫چه حسی داری که دوستت قهرمانه؟

109
00:05:56,064 --> 00:05:59,692
‫خدمات‌رسانی یکی از اعمال مهم زندگیه.

110
00:05:59,817 --> 00:06:01,903
‫دن، گمون کنم مامان بچه‌ات اومده.

111
00:06:01,986 --> 00:06:03,029
‫اینجاست.

112
00:06:03,071 --> 00:06:04,197
‫سلام میشل.

113
00:06:04,280 --> 00:06:06,616
‫حال لیام خوبه؟

114
00:06:06,657 --> 00:06:08,159
‫نه، چیزیش نیست.
‫واسه کار اومدم.

115
00:06:08,201 --> 00:06:10,787
‫یه موکل جدید دارم،
‫ولی پیچیده است...

116
00:06:10,912 --> 00:06:13,790
‫و گمون کنم بیش از
‫یه مددکار اجتماعی لازم دارم.

117
00:06:13,873 --> 00:06:17,668
‫به کمک تو نیاز دارم.

118
00:06:17,752 --> 00:06:20,254
‫اسمش آدامه.
‫اوتیسم وخیم داره.

119
00:06:20,296 --> 00:06:22,006
‫نمی‌تونم بیشتر بهت بگم،

120
00:06:22,090 --> 00:06:23,841
‫آخه همین دو ساعت پیش...

121
00:06:23,883 --> 00:06:25,385
‫که پلیس‌ها واسه پرس‌وجو آوردنش...

122
00:06:25,426 --> 00:06:26,969
‫به من سپردنش.

123
00:06:27,095 --> 00:06:28,638
‫اون خانمی که هلش دادن روی ریل،

124
00:06:28,679 --> 00:06:30,973
‫گلوریا مارکانو، پرستار آدامه.

125
00:06:31,099 --> 00:06:32,475
‫پلیس‌ها گمون می‌کنن
‫ممکنه اون هلش داده باشه؟

126
00:06:32,517 --> 00:06:34,727
‫هنوز تصویر دوربین‌ها رو نگرفت،

127
00:06:34,811 --> 00:06:37,772
‫ولی شاهدان می‌گن فقط خودش و آدام
‫تو جایگاه بودن...

128
00:06:37,814 --> 00:06:39,857
‫و واسه همین مظنون اصلیه.

129
00:06:39,941 --> 00:06:41,567
‫ولی آدام صحبت نمی‌کنه.

130
00:06:41,609 --> 00:06:43,277
‫این‌طور که من دیدم،

131
00:06:43,361 --> 00:06:45,029
‫دادگاه اصلا مناسب امثال اون نیست...

132
00:06:45,071 --> 00:06:47,156
‫و نمی‌تونه درست از خودش دفاع کنه.

133
00:06:47,323 --> 00:06:49,033
‫پیشانیش چرا زخمی شده؟

134
00:06:49,117 --> 00:06:52,161
‫خودش تو بازداشت اون بلا رو سر خودش آورد.

135
00:06:52,286 --> 00:06:54,580
‫از زمان وقوع سانحه خیلی اذیت شده.

136
00:06:54,664 --> 00:06:56,541
‫مطمئنم بازداشت شدنش
‫هم وضع رو بهتر نکرده.

137
00:06:56,624 --> 00:06:58,584
‫گمون نکنم بیمارستان خیلی بهتر باشه.

138
00:06:58,668 --> 00:07:00,294
‫موافقم، ولی آدام داشت هی بدتر می‌شد،

139
00:07:00,378 --> 00:07:02,338
‫واسه همین پلیس‌ها رو قانع کردم
‫بیارمش اینجا...

140
00:07:02,422 --> 00:07:04,257
‫که معاینه بشه.

141
00:07:04,340 --> 00:07:05,508
‫حس می‌کردم چاره دیگه‌ای ندارم.

142
00:07:05,591 --> 00:07:06,884
‫کار درستی کردی.

143
00:07:06,968 --> 00:07:07,969
‫می‌دونی بعد از جراحت سرش...

144
00:07:08,010 --> 00:07:08,970
‫بیهوش شد یا نه؟

145
00:07:09,053 --> 00:07:10,263
‫گمون نکنم.

146
00:07:10,304 --> 00:07:12,140
‫فقط نگرانم...

147
00:07:12,223 --> 00:07:14,642
‫اگه برگرده کلانتری
‫چی به سرش میاد.

148
00:07:14,725 --> 00:07:16,853
‫اگه نتونه بگه
‫تو جایگاه چی شده،

149
00:07:16,894 --> 00:07:18,896
‫رسما متهم می‌شه.

150
00:07:24,485 --> 00:07:28,281
‫سلام آدام.

151
00:07:28,322 --> 00:07:30,241
‫من دکتر ولف هستم.

152
00:07:34,537 --> 00:07:36,414
‫ما کمکت می‌کنیم.

153
00:07:43,713 --> 00:07:45,298
‫ارتباط رمز موفقیته.

154
00:07:45,423 --> 00:07:47,800
‫ولی تو همین چند ساعت پیش
‫با آدام آشنا شدی؟

155
00:07:47,925 --> 00:07:50,678
‫معمولا فقط این بچه‌ها رو
‫در شرایط بحرانی می‌بینیم.

156
00:07:50,803 --> 00:07:52,805
‫مامانش وقتی نوجوان بود از دنیا رفته.

157
00:07:52,847 --> 00:07:54,682
‫رفت یتیم‌خونه
‫و الان تو یه پرورشگاه ساکنه.

158
00:07:54,724 --> 00:07:56,058
‫از اون خوب‌هاشه.

159
00:07:56,100 --> 00:07:58,436
‫- اینجا نوشته حرف نمی‌زنه؟
‫- درسته.

160
00:07:58,478 --> 00:08:00,354
‫ولی دلیل نمی‌شه اصلا حرف نزنه.

161
00:08:00,396 --> 00:08:01,898
‫فقط صحبت روش مکالمه اصلیش نیست.

162
00:08:01,981 --> 00:08:04,192
‫- پس چیه؟
‫- خب، چالشمون همینه.

163
00:08:04,233 --> 00:08:05,943
‫چند سال پیش از یه دستگاه ارتباطی
‫استفاده می‌کرد،

164
00:08:05,985 --> 00:08:07,737
‫ولی تو پرورشگاه
‫تقریبا بی‌خیالش شد.

165
00:08:07,820 --> 00:08:10,448
‫خیلی به گلوریا وابسته شده.

166
00:08:10,490 --> 00:08:12,533
‫نمی‌ذاره هیچ غریبه‌ای نزدیکش بشه.

167
00:08:12,575 --> 00:08:14,827
‫تو کلانتری،

168
00:08:14,911 --> 00:08:18,289
‫وقتی خواستم باهاش صحبت کنم،
‫خیلی اذیت شده بود.

169
00:08:18,372 --> 00:08:22,084
‫خیلی‌خب، آدام امروز
‫تو این اتاق خالی می‌مونه.

170
00:08:22,168 --> 00:08:24,003
‫هیچ بیمار دیگه‌ای رو
‫اینجا راه نمی‌دیم.

171
00:08:24,128 --> 00:08:28,132
‫باید اعتماد آدام رو جلب کنیم
‫تا تو بتونی معاینه‌اش کنی ولف.

172
00:08:28,216 --> 00:08:30,009
‫این چیه؟

173
00:08:30,092 --> 00:08:31,594
‫این کل ابزار بیمارستان عمومی برانکس...

174
00:08:31,677 --> 00:08:33,888
‫واسه بیمارانیه که صحبت نمی‌کنن.

175
00:08:33,930 --> 00:08:37,016
‫خیلی‌خب، ده دوازده‌تا
‫دستگاه ارتباط جایگزین...

176
00:08:37,058 --> 00:08:38,851
‫پیشرفته سفارش بده
‫و اصلا به فکر قیمتش نباش.

177
00:08:38,893 --> 00:08:40,603
‫یا شاید راحت‌تر بتونی به رئیس جدید
‫توضیح بدی...

178
00:08:40,728 --> 00:08:43,147
‫چرا دو دستگاه ارتباط جایگزین جدید
‫سفارش دادی.

179
00:08:43,189 --> 00:08:45,733
‫دو دستگاه خیلی خوبه.
‫ممنون دکتر مارکوس.

180
00:08:45,816 --> 00:08:47,276
‫میشل، می‌خوای آدام رو بیاری
‫تو اتاق ساکتمون؟

181
00:08:47,360 --> 00:08:48,861
‫- حتما.
‫- فعلا...

182
00:08:48,986 --> 00:08:50,363
‫بیا روپوش و ابزار پزشکیمون رو بذاریم کنار.

183
00:08:50,446 --> 00:08:51,781
‫هرچی کمتر اذیت بشه، بهتره.

184
00:08:56,410 --> 00:08:58,120
‫امان از دستت رودریگز.
‫کل اورژانس...

185
00:08:58,162 --> 00:09:00,331
‫دارن کارت تو خط شش رو
‫تعریف می‌کنن.

186
00:09:00,373 --> 00:09:02,291
‫جونت رو واسه یه غریبه به خطر انداختی؟

187
00:09:03,668 --> 00:09:06,546
‫- کارم همینه.
‫- دمت گرم.

188
00:09:06,629 --> 00:09:08,297
‫مرسی.

189
00:09:08,381 --> 00:09:10,550
‫واقعا کارت همین بود؟

190
00:09:10,633 --> 00:09:12,760
‫مکس حاضر بود بپره روی ریل؟

191
00:09:12,843 --> 00:09:15,638
‫آره.
‫سنگ کاغذ قیچی رو باخت.

192
00:09:15,721 --> 00:09:17,390
‫خیلی‌خب، من کوچک‌ترم.

193
00:09:17,431 --> 00:09:19,058
‫راحت‌تر تو جاهای تنگ جا می‌شم.

194
00:09:19,100 --> 00:09:21,727
‫آها.
‫یعنی اصلا نمی‌شد...

195
00:09:21,811 --> 00:09:24,313
‫قبلش برق رو قطع کنن.

196
00:09:24,397 --> 00:09:28,526
‫اصلا وقت نداشتیم.
‫اون خانم در خطر بود.

197
00:09:28,568 --> 00:09:30,778
‫باید یه کاری می‌کردم.

198
00:09:30,903 --> 00:09:33,406
‫راستش، شرط می‌بندم دکتر تورن
‫خیلی خوشحال می‌شه...

199
00:09:33,489 --> 00:09:35,616
‫چنین آدم شجاعی تحت نظرش کار کنه.

200
00:09:35,658 --> 00:09:38,703
‫خودم یه سری فنی‌کار اورژانس می‌شناسم
‫که قبلا بهیار بودن...

201
00:09:38,786 --> 00:09:40,413
‫و کارشون همون‌قدر هیجان‌انگیزه.

202
00:09:40,538 --> 00:09:43,291
‫ضمنا، یه انترن اعصاب طبقه بالا هست...

203
00:09:43,332 --> 00:09:45,543
‫که دوست عزیزت محسوب می‌شه.

204
00:09:45,626 --> 00:09:48,546
‫آره، درسته.
‫من اهل بیرونم.

205
00:09:48,629 --> 00:09:52,258
‫خودت می‌دونی تو بیمارستان دیوانه می‌شم.

206
00:10:07,732 --> 00:10:12,653
‫سلام آدام. من دکتر پیرس هستم،
‫ایشون هم دکتر ولفه.

207
00:10:12,737 --> 00:10:14,238
‫می‌دونیم صبح سختی داشتی...

208
00:10:14,280 --> 00:10:16,157
‫و اومدیم کمکت کنیم.

209
00:10:17,825 --> 00:10:21,245
‫می‌تونی با استفاده از این تخته...

210
00:10:21,287 --> 00:10:22,872
‫هرچی می‌خوای بهمون بفهمونی.

211
00:10:22,913 --> 00:10:24,290
‫نظرت چیه؟

212
00:10:27,585 --> 00:10:29,712
‫ببین رفیق.

213
00:10:29,795 --> 00:10:32,340
‫شنیدم به سرت ضربه وارد کردی.

214
00:10:32,465 --> 00:10:34,592
‫خب، انگار ضربه سختی وارد شده.

215
00:10:34,675 --> 00:10:37,595
‫باید معاینه‌ات کنم
‫تا ببینم حالت خوبه یا نه.

216
00:10:39,221 --> 00:10:40,264
‫اجازه هست معاینه‌ات کنم؟

217
00:10:57,073 --> 00:10:58,699
‫خوب شد که اون
‫از دستگاه‌های ارتباط جایگزین...

218
00:10:58,824 --> 00:11:00,868
‫و جدید و پیشرفته‌ات نبود.

219
00:11:00,993 --> 00:11:03,162
‫خب، به نظر من واسه همین
‫ده دوازده‌تا لازم داریم.

220
00:11:17,343 --> 00:11:19,095
‫طرز فکر بیمار ما متفاوته،

221
00:11:19,178 --> 00:11:21,055
‫پس ما هم باید متفاوت فکر کنیم.

222
00:11:21,180 --> 00:11:22,932
‫یه سوال جزئی دارم.

223
00:11:22,973 --> 00:11:24,684
‫ما هنوز به بیست بیمار رسیدگی نکردیم
‫و سه پونکسیون کمر داریم.

224
00:11:24,809 --> 00:11:27,561
‫آدام واسه چی بیمار اعصاب محسوب می‌شه؟

225
00:11:27,645 --> 00:11:30,564
‫صحبت نکردن از علائم اصلی اوتیسم نیست،

226
00:11:30,648 --> 00:11:33,359
‫فقط مشکلیه که به دلایل عصبی
‫همراهش پیش میاد.

227
00:11:33,442 --> 00:11:35,027
‫ولی گمون کنم جواب اصلی سوالت اینه...

228
00:11:35,152 --> 00:11:37,279
‫که آدام به کمک ما نیاز داره دکتر پورتر.

229
00:11:37,321 --> 00:11:39,073
‫پرستارش تو اتاق عمله.

230
00:11:39,115 --> 00:11:41,075
‫هیچ‌کس دیگه‌ای نیست
‫که هواش رو داشته باشه.

231
00:11:41,117 --> 00:11:43,577
‫تو جامعه اوتیسم یه اصطلاحی هست
‫که می‌گن...

232
00:11:43,661 --> 00:11:45,246
‫اگه یه نفر دچار اوتیسم رو دیدین،

233
00:11:45,329 --> 00:11:47,498
‫یه نفر دچار اوتیسم رو دیدین.

234
00:11:47,540 --> 00:11:49,417
‫خب، آدام رو چه‌جوری بشناسیم؟

235
00:11:49,458 --> 00:11:51,544
‫هنوز خیلی آشفته است
‫و نمی‌شه باهاش ارتباط برقرار کرد.

236
00:11:51,627 --> 00:11:52,962
‫انتقالش به اون اتاق آروم
‫شروع خوبی بود،

237
00:11:53,003 --> 00:11:54,422
‫ولی کافی نیست.

238
00:11:54,547 --> 00:11:56,132
‫دیگه چی لازم داره تا آروم بگیره؟

239
00:11:56,215 --> 00:11:58,050
‫خب، نقطه عکس اضطراب آرامش نیست.

240
00:11:58,175 --> 00:11:59,969
‫اعتماده.

241
00:12:00,094 --> 00:12:01,887
‫ولی اعتمادی در کار نیست،
‫چون ما به زبون خودش صحبت نمی‌کنیم.

242
00:12:02,012 --> 00:12:04,056
‫اون که به هیچ زبونی صحبت نمی‌کنه.

243
00:12:04,140 --> 00:12:06,308
‫شش میلیون ساله که انسان وجود داره.

244
00:12:06,350 --> 00:12:09,311
‫زبان کلامی همین دویست‌هزار سال پیش
‫ابداع شده.

245
00:12:09,395 --> 00:12:12,648
‫یعنی چندین میلیون سال
‫بدون مکالمه ارتباط برقرار کردیم.

246
00:12:12,690 --> 00:12:15,735
‫یعنی باید بفهمیم آدام
‫چه‌جوری ارتباط برقرار می‌کنه...

247
00:12:15,860 --> 00:12:17,403
‫و مجبورش نکنیم با ما ارتباط برقرار کنه.

248
00:12:17,445 --> 00:12:19,697
‫آره.
‫اطلاعاتمون از این قراره:

249
00:12:19,739 --> 00:12:22,032
‫داره اون پازل رو پشت و رو
‫درست می‌کنه،

250
00:12:22,074 --> 00:12:23,826
‫یعنی بچه زرنگیه.

251
00:12:23,951 --> 00:12:25,995
‫ولی بار احساسی شدید...

252
00:12:26,078 --> 00:12:27,288
‫احتمال ارتباطات رو از بین برده.

253
00:12:27,413 --> 00:12:30,207
‫اگه بتونیم یه‌جوری دورش بزنیم...

254
00:12:30,291 --> 00:12:32,918
‫و احساس واقعیش رو درک کنیم...

255
00:12:40,885 --> 00:12:42,887
‫به امتحانش می‌ارزه.

256
00:12:47,475 --> 00:12:51,187
‫دکتر کینی، دکتر دانگ،
‫یه دقیقه وقت دارین؟

257
00:12:51,270 --> 00:12:54,106
‫می‌خواستم عذرخواهی کنم
‫که پای جفتتون رو...

258
00:12:54,231 --> 00:12:56,317
‫به ماجرای آلیسون ویتاکر باز کردم.

259
00:12:56,442 --> 00:12:58,360
‫اصلا نباید ازتون می‌خواستم
‫در تحقیقات راجع به یکی...

260
00:12:58,402 --> 00:12:59,570
‫از بیمارانم کمکم کنین.

261
00:12:59,612 --> 00:13:01,489
‫رفتارم حرفه‌ای نبود.

262
00:13:01,530 --> 00:13:04,617
‫- خب، عذرخواهیتون قبوله.
‫- اصلا لازم نبود.

263
00:13:04,700 --> 00:13:07,495
‫راستش، هنوز باورم نمی‌شه
‫آلیسون کارتون رو گزارش داده.

264
00:13:07,620 --> 00:13:09,497
‫ما هر روز با ولف کارهای عجیب‌تری می‌کنیم...

265
00:13:09,580 --> 00:13:12,124
‫- و تا حالا گزارشش رو ثبت نکردن.
‫- آلیسون گزارشم نداده بود.

266
00:13:12,166 --> 00:13:13,375
‫- چی؟
‫- می‌دونین کار کی بوده؟

267
00:13:13,417 --> 00:13:14,710
‫از خود بیمارستان بوده؟

268
00:13:14,752 --> 00:13:17,129
‫دیگه ادامه ندین.

269
00:13:17,213 --> 00:13:18,798
‫حدس و گمان کار مناسبی نیست.

270
00:13:18,923 --> 00:13:22,301
‫من دارم عذرخواهی می‌کنم
‫و زندگیم رو می‌کنم.

271
00:13:22,426 --> 00:13:24,470
‫عذر می‌خوام و متشکرم.

272
00:13:26,388 --> 00:13:28,974
‫چرا کسی باید دکتر پیرس رو گزارش بده؟

273
00:13:29,016 --> 00:13:31,685
‫یه اشتباه کرد و خواستن اخراجش کنن؟

274
00:13:31,811 --> 00:13:33,562
‫می‌دونم خیلی عاشق معمایی،

275
00:13:33,646 --> 00:13:34,939
‫ولی تا کارآگاه بازی در نیاوردی،

276
00:13:35,064 --> 00:13:36,857
‫شاید بهتر باشه به حرف دکتر پیرس گوش بدیم...

277
00:13:36,982 --> 00:13:39,109
‫و کاری نکنیم که دوباره ازمون متنفر بشه.

278
00:13:39,193 --> 00:13:41,195
‫اون روز واقعا وحشتناک‌ترین روز عمرم بود.

279
00:13:41,320 --> 00:13:42,530
‫راست می‌گی.

280
00:13:44,323 --> 00:13:46,158
‫این تحقیقات بین خودمون می‌مونه.

281
00:13:52,915 --> 00:13:55,125
‫عه، دکتر نیکولز، یه دقیقه وقت داری؟

282
00:13:55,209 --> 00:13:57,044
‫ده دقیقه پیش گفتن برم اتاق عمل.

283
00:13:57,086 --> 00:13:59,380
‫فقط می‌خواستم حال خانمه
‫که از مترو آوردن رو بپرسم.

284
00:13:59,463 --> 00:14:01,549
‫آها، اولش زیاد خوب نبود،
‫ولی جون سالم به در برد.

285
00:14:01,674 --> 00:14:02,675
‫همین الان به بخش تحویلش دادم.

286
00:14:02,758 --> 00:14:04,927
‫کی می‌تونیم باهاش صحبت کنیم؟

287
00:14:04,969 --> 00:14:07,137
‫گمون کنم بهشون گفتیم در اسرع وقت
‫از بی‌هوش در بیارنش.

288
00:14:07,263 --> 00:14:09,223
‫قطعا. ولی ممکنه مشکلات بزرگی داشته باشه.

289
00:14:09,265 --> 00:14:10,599
‫حتی اگه نداشته باشه،
‫ممکنه یادش نیاد چی شده.

290
00:14:10,641 --> 00:14:12,434
‫ببخشید، حالا که بحث صحبت شد،

291
00:14:12,560 --> 00:14:14,103
‫اگه به‌خاطر صحبت اخیرمون
‫از من اجتناب می‌کنی،

292
00:14:14,228 --> 00:14:15,729
‫مجبور نیستیم دیگه راجع بهش صحبت کنیم.

293
00:14:15,855 --> 00:14:17,439
‫یا اگه خواستی یه موقعی
‫راجع بهش صحبت کنیم،

294
00:14:17,565 --> 00:14:19,525
‫- می‌تونیم...
‫- شاید، ولی من باید...

295
00:14:23,779 --> 00:14:26,282
‫آدام، می‌خوام با دکتر مارکوس آشنات کنم.

296
00:14:26,365 --> 00:14:30,578
‫ایشون قابلیت نادری داره
‫و احساسات بقیه رو حس می‌کنه.

297
00:14:30,703 --> 00:14:35,749
‫ایشون کمکمون می‌کنه راحت‌تر بفهمیم
‫چه چیزی نیاز داری.

298
00:14:35,833 --> 00:14:40,296
‫آدام، گرسنه‌ای؟

299
00:14:40,337 --> 00:14:42,047
‫خسته‌ای؟

300
00:14:44,550 --> 00:14:46,260
‫باید بری سرویس بهداشتی؟

301
00:14:50,723 --> 00:14:53,767
‫نمی‌تونم درست تشخیص بدم.

302
00:14:53,851 --> 00:14:57,313
‫معمولا وقتی آدم‌ها عصبانی می‌شن،
‫عین سردرد می‌مونه.

303
00:14:57,438 --> 00:15:00,441
‫ترس به سنگینی سینه
‫و تنگی نفس منجر می‌شه.

304
00:15:00,524 --> 00:15:03,402
‫اگه کسی ناراحت باشه،
‫انگار بغض می‌کنم.

305
00:15:03,485 --> 00:15:08,073
‫ولی گمون کنم آدام
‫داره همه‌شون رو حس می‌کنه.

306
00:15:08,949 --> 00:15:11,285
‫دکتر مارکوس؟

307
00:15:20,294 --> 00:15:22,421
‫وایستین، گمون کنم فهمیدم
‫چی نیاز داره.

308
00:15:45,653 --> 00:15:47,154
‫گمون کنم الان بتونین معاینه‌اش کنین.

309
00:15:53,243 --> 00:15:55,746
‫معاینه اعصابش عادیه.

310
00:15:55,788 --> 00:15:58,791
‫گمون کنم بتونیم بی‌خیال سی‌تی اسکن بشیم.

311
00:15:58,874 --> 00:16:00,292
‫خیلی‌خب، خبر خیلی خوبیه.

312
00:16:01,794 --> 00:16:05,756
‫آدام، باید یه سوالی ازت بپرسیم.

313
00:16:05,798 --> 00:16:08,676
‫امروز صبح تو ایستگاه مترو...

314
00:16:08,759 --> 00:16:11,053
‫سانحه‌ای رخ داده بود.

315
00:16:11,095 --> 00:16:15,349
‫تو گلوریا رو هل دادی؟

316
00:16:15,474 --> 00:16:16,767
‫بگوا.

317
00:16:16,809 --> 00:16:20,562
‫بگوا، بگوا، بگوا.
‫بگوا، بگوا.

318
00:16:20,604 --> 00:16:21,855
‫چی شده؟

319
00:16:21,981 --> 00:16:23,399
‫من معنای «بگوا» رو بلد نیستم،

320
00:16:23,482 --> 00:16:25,192
‫ولی می‌تونم بهتون بگم ترسیده.

321
00:16:32,032 --> 00:16:34,952
‫گلوریا بهتر شده،
‫ولی هنوز بی‌هوشه.

322
00:16:35,035 --> 00:16:37,037
‫آدام مشکل طبی نداره،
‫ولی هنوز باید کمکش کنیم.

323
00:16:37,121 --> 00:16:38,831
‫وقتی از پیش ما بره،

324
00:16:38,914 --> 00:16:40,708
‫بقیه راحت می‌تونن به جاش صحبت کنن.

325
00:16:40,791 --> 00:16:42,459
‫ولی آدام حق داره فرصت...

326
00:16:42,501 --> 00:16:44,503
‫بیان روایت خودش رو داشته باشه.

327
00:16:44,586 --> 00:16:47,297
‫شاید «بگوا» رمز اثبات بیگناهیش باشه.

328
00:16:47,423 --> 00:16:49,508
‫صرفا چون ترسیده
‫دلیل نمی‌شه بیگناه باشه.

329
00:16:49,591 --> 00:16:51,260
‫شاید از حبس می‌ترسه.

330
00:16:51,343 --> 00:16:52,928
‫ولی اون‌قدر بهمون اعتماد داره
‫که باهامون ارتباط برقرار کنه.

331
00:16:53,012 --> 00:16:54,346
‫بیاین قدر اعتمادش رو بدونیم...

332
00:16:54,388 --> 00:16:56,056
‫و بفهمیم منظورش چیه.

333
00:16:56,098 --> 00:16:59,143
‫- باید سریع عمل کنیم.
‫- شاید اسم باشه.

334
00:16:59,184 --> 00:17:01,020
‫شاید سراغ کسی رو می‌گیره.

335
00:17:01,103 --> 00:17:02,271
‫اکثر افرادی که باهاشون
‫ارتباط برقرار می‌کنه...

336
00:17:02,354 --> 00:17:03,814
‫تو پرورشگاهش هستن.

337
00:17:03,939 --> 00:17:05,607
‫ممکنه یکی از اونجا باشه.
‫یکی از آشناهاشون باشه.

338
00:17:05,649 --> 00:17:08,360
‫به نظرم ممکنه. ولی قبلش
‫باید پلیس‌ها رو معطل کنیم.

339
00:17:08,485 --> 00:17:10,779
‫کارول، بهشون بگو
‫داریم باز هم آزمایش می‌گیریم.

340
00:17:10,863 --> 00:17:12,406
‫میشل، تو و ون برین پرورشگاهش...

341
00:17:12,489 --> 00:17:15,242
‫و ببینین چی دستگیرتون می‌شه.

342
00:17:15,367 --> 00:17:18,328
‫ولف، من تازه برگشتم سر کارم.

343
00:17:18,412 --> 00:17:20,330
‫ببین، من عین بقیه
‫می‌خوام به آدام کمک کنم.

344
00:17:20,372 --> 00:17:23,500
‫ولی به پلیس‌ها دروغ نمی‌گم.

345
00:17:23,584 --> 00:17:26,086
‫باشه. خودم می‌گم.

346
00:17:26,170 --> 00:17:28,088
‫چیه؟ من با این تصمیم هیچ مشکلی ندارم.

347
00:17:32,217 --> 00:17:33,719
‫- وای.
‫- عه.

348
00:17:33,761 --> 00:17:35,763
‫- تقصیر من بود.
‫- عذر می‌خوام دکتر تورن.

349
00:17:37,056 --> 00:17:39,016
‫همه‌چی روبه‌راهه دکتر پیرس؟

350
00:17:39,058 --> 00:17:42,144
‫- آره، مشکلی نیست.
‫- واقعا؟

351
00:17:42,186 --> 00:17:44,730
‫ببین، می‌دونم تو دکتر بخش روانی
‫و من دکتر اورژانسی بیش نیستم،

352
00:17:44,813 --> 00:17:46,774
‫ولی چون بیش از نود دلار...

353
00:17:46,857 --> 00:17:48,859
‫خرج مشاوره حرفه‌ای ازدواج کردم...

354
00:17:48,942 --> 00:17:51,028
‫می‌دونم وقتی خانمی می‌گه چیزی نیست،
‫معمولا یعنی...

355
00:17:51,070 --> 00:17:53,030
‫«احساساتی دارم که بیان نمی‌کنم.»

356
00:17:53,113 --> 00:17:54,823
‫- واقعا؟
‫- آره.

357
00:17:54,865 --> 00:17:57,117
‫خب، نتیجه اون جلسات مشاوره چی شد؟

358
00:17:59,536 --> 00:18:02,289
‫خیلی بدجنسی خانم.
‫ولی گپ‌هامون رو خیلی دوست دارم.

359
00:18:09,546 --> 00:18:10,881
‫اینجا مال آدامه.

360
00:18:11,590 --> 00:18:13,342
‫عجب.

361
00:18:13,425 --> 00:18:14,760
‫چه نقاشی‌های خفنی.

362
00:18:14,885 --> 00:18:18,138
‫- اوهوم.
‫- هوم.

363
00:18:18,180 --> 00:18:21,934
‫باورم نمی‌شه. این رستوران «دومینیک»
‫تو خیابون آرتوره؟

364
00:18:22,059 --> 00:18:24,561
‫اولین دیدار عاشقانه‌مون اونجا بود.

365
00:18:24,645 --> 00:18:26,855
‫واسه دو دانشجو
‫جای خیلی باکلاسی بود.

366
00:18:26,939 --> 00:18:31,151
‫آره دیگه، می‌خواستم تحت تأثیر قرارت بدم.

367
00:18:31,235 --> 00:18:33,779
‫یادمه خیلی اضطراب داشتم
‫و نمی‌تونستم غذا بخورم،

368
00:18:33,946 --> 00:18:36,532
‫آخه تو خیلی اضطراب داشتی
‫و نمی‌تونستی غذا بخوری، واسه همین...

369
00:18:36,657 --> 00:18:39,034
‫می‌خواستی من رو تحت تأثیر قرار بدی؟

370
00:18:39,159 --> 00:18:41,328
‫- آره.
‫- تو دانشجوی پزشکی بودی.

371
00:18:41,411 --> 00:18:44,498
‫دو سال ازم بزرگ‌تر بودی
‫و خیلی خوش‌قیافه بودی.

372
00:18:44,623 --> 00:18:47,292
‫واقعا؟ هوم.

373
00:18:47,376 --> 00:18:48,752
‫- سال‌ها پیش.
‫- آها، آره.

374
00:18:48,794 --> 00:18:49,837
‫- قطعا.
‫- الان نه.

375
00:18:49,962 --> 00:18:51,839
‫آها. آره.

376
00:18:51,922 --> 00:18:53,340
‫خب، تو اصلا عوض نشدی.

377
00:18:53,465 --> 00:18:54,800
‫انگار سنت اصلا زیاد نمی‌شه،

378
00:18:54,842 --> 00:18:56,718
‫ولی خب که چی؟

379
00:18:56,885 --> 00:18:59,429
‫اما باورم نمی‌شه.

380
00:18:59,513 --> 00:19:02,766
‫سلام. من میشل هستم.
‫پرونده آدام الان دست منه.

381
00:19:02,808 --> 00:19:04,476
‫تو باید هم‌اتاقیش تام باشی.

382
00:19:04,560 --> 00:19:07,354
‫نباید بیاین اینجا.
‫اینجا فضای شخصی منه.

383
00:19:07,437 --> 00:19:10,357
‫ما از بیمارستان برانکس اومدیم
‫و راستش...

384
00:19:10,399 --> 00:19:14,862
‫راستش، واسه یه مأموریت
‫فوق‌سری اومدیم اینجا.

385
00:19:17,656 --> 00:19:19,908
‫واقعا؟ چی شده؟

386
00:19:19,992 --> 00:19:22,161
‫می‌خوایم یه رمزی رو حل کنیم.

387
00:19:22,244 --> 00:19:24,246
‫آدام مدام یه کلمه رو تکرار می‌کنه.

388
00:19:24,329 --> 00:19:27,249
‫«بگوا.»
‫معنیش رو نمی‌دونی؟

389
00:19:27,332 --> 00:19:29,501
‫واقعا انگار خیلی مرموزه.

390
00:19:30,794 --> 00:19:32,212
‫شرمنده، معنیش رو نمی‌دونم،

391
00:19:32,296 --> 00:19:34,298
‫ولی اگه آدام رو دیدین،

392
00:19:34,381 --> 00:19:35,924
‫لطفا بهش بگین به هیچ‌کدوم
‫از وسایلش دست نزدم، خب؟

393
00:19:36,091 --> 00:19:38,844
‫می‌دونم اتاق اون هم هست.

394
00:19:38,927 --> 00:19:40,387
‫حداقل تا یه ماه آینده.

395
00:19:40,470 --> 00:19:43,432
‫- یه ماه دیگه چی می‌شه؟
‫- بیست و شش ساله می‌شه.

396
00:19:43,473 --> 00:19:46,185
‫ترمونت تا همون سن خدمات می‌ده، مگه نه؟

397
00:19:46,268 --> 00:19:49,646
‫هوم، آدام از اینجا خوشش میاد.
‫نمی‌خواد بره.

398
00:19:49,730 --> 00:19:52,399
‫هفته پیش که گلوریا بردش
‫واحدهای جدید ببینه،

399
00:19:52,482 --> 00:19:53,817
‫خیلی ناراحت شد.

400
00:19:53,901 --> 00:19:55,777
‫- واقعا؟ چی شده بود؟
‫- من نبودم،

401
00:19:55,861 --> 00:19:57,446
‫ولی انگار دعوای بدی کرده بودن، خب؟

402
00:19:57,487 --> 00:19:59,823
‫این‌جوری بود.

403
00:19:59,948 --> 00:20:01,074
‫این‌جوری.

404
00:20:06,914 --> 00:20:08,999
‫- پرستارش چی شد؟
‫- کی؟

405
00:20:09,082 --> 00:20:11,418
‫پرستاری که تو اتاق
‫بیمارستان آلیسون پیشش بود.

406
00:20:11,501 --> 00:20:13,295
‫چندین ساعت تنها بودن.

407
00:20:13,378 --> 00:20:15,464
‫شاید اون دکتر پیرس رو گزارش کرده.

408
00:20:15,547 --> 00:20:18,425
‫به نظرم ممکنه،
‫ولی چه‌جوری می‌خوای...

409
00:20:18,508 --> 00:20:20,510
‫آها، گمون کنم جیکوب
‫شماره‌اش رو داشته باشه.

410
00:20:23,513 --> 00:20:25,390
‫اون چرا این‌قدر خوشحاله؟

411
00:20:25,432 --> 00:20:26,558
‫داره تو قسمت مخصوص خودش...

412
00:20:26,683 --> 00:20:30,395
‫- از «کارآگاه حقیقی» بازی می‌کنه.
‫- آها.

413
00:20:30,479 --> 00:20:33,106
‫برات نون بخارپز آوردم.

414
00:20:33,190 --> 00:20:35,734
‫بانداژت رو باز کردی؟

415
00:20:35,859 --> 00:20:38,946
‫هوم. آره.
‫می‌خارید. طاقت نیاوردم.

416
00:20:39,071 --> 00:20:40,948
‫من شخصا خطر سپتیسمی رو
‫جدی می‌گیرم.

417
00:20:41,073 --> 00:20:44,284
‫ولی هرطور راحتی.

418
00:20:44,368 --> 00:20:47,079
‫ببخشید، داری دعوا راه می‌اندازی؟

419
00:20:47,204 --> 00:20:52,584
‫اِم...

420
00:20:52,709 --> 00:20:54,419
‫اینجا چی شد؟

421
00:20:54,503 --> 00:20:56,672
‫هیچی. هیچ مشکلی نیست.

422
00:20:56,713 --> 00:20:58,090
‫دکتر پورتر.

423
00:20:58,131 --> 00:21:00,384
‫شما اصرار داشتین
‫طرف بیمار اعصابه،

424
00:21:00,425 --> 00:21:02,511
‫واسه همین رفتم یه سری سوال
‫مخصوص معاینه اعصاب ازش بپرسم...

425
00:21:02,552 --> 00:21:04,346
‫که من رو بلند کرد.

426
00:21:04,388 --> 00:21:05,514
‫تا به خودم اومدم،
‫دیدم من رو به زمین کوبیده.

427
00:21:05,597 --> 00:21:07,266
‫دکتر ولف، گلوریا...

428
00:21:07,391 --> 00:21:09,268
‫داره به هوش میاد.

429
00:21:09,393 --> 00:21:10,477
‫رسیدگی کن.

430
00:21:30,122 --> 00:21:31,456
‫سریعا گروه درمان آنی بفرستین!

431
00:21:31,623 --> 00:21:33,500
‫آدام!

432
00:21:42,634 --> 00:21:45,387
‫دلیل چنین خون‌ریزی‌ای چیه؟

433
00:21:45,512 --> 00:21:47,556
‫مطمئنی دچار جراحت میان‌سینه‌ای نشده؟

434
00:21:47,597 --> 00:21:49,016
‫گمون نکنم.

435
00:21:49,141 --> 00:21:50,809
‫ممکنه سی‌تی جراحات جزئی ریوی رو
‫نشون نده،

436
00:21:50,934 --> 00:21:52,811
‫ولی در اون صورت
‫باید جراحات دیگه‌ای هم می‌داشت.

437
00:21:52,853 --> 00:21:54,271
‫ممکنه لوله‌گذاری دکتر نش...

438
00:21:54,396 --> 00:21:56,106
‫مشکلی داشته بوده باشه...

439
00:21:56,148 --> 00:21:58,150
‫که به جراحت درون‌نایی ختم شده باشه؟

440
00:21:58,233 --> 00:22:00,360
‫سیصد سی‌سی خون‌ریزی
‫از اولین برداشت...

441
00:22:00,444 --> 00:22:03,155
‫لوله‌گذاری مستقیمی که تحت نظر من
‫به خوبی انجام داد؟

442
00:22:03,238 --> 00:22:05,490
‫- نه.
‫- به ندرت پیش میاد...

443
00:22:05,615 --> 00:22:08,493
‫انترنی سرخود بره بیماری رو
‫از نو معاینه کنه.

444
00:22:08,535 --> 00:22:11,330
‫الان دیگه اصلا شیفتش نیست.

445
00:22:11,413 --> 00:22:13,206
‫خوب شد به موقع جلوی خون‌ریزیش رو گرفت.

446
00:22:14,583 --> 00:22:17,419
‫آره، دکتر خوبی می‌شه.

447
00:22:17,461 --> 00:22:19,212
‫بالاخره در یه مسئله اتفاق نظر داریم.

448
00:22:27,346 --> 00:22:29,806
‫اگه گلوریا بمیره،
‫احتمال محکومیت آدام...

449
00:22:29,890 --> 00:22:32,351
‫از اقدام به قتل غیرعمد
‫به قتل تبدیل می‌شه.

450
00:22:32,392 --> 00:22:34,269
‫فرقش ممکنه حبس ابد باشه.

451
00:22:34,353 --> 00:22:36,313
‫حواست نیست که گزینه سومی هم هست...

452
00:22:36,355 --> 00:22:38,982
‫و شاید آدام بتونه یه‌جوری
‫روایت خودش رو بیان کنه...

453
00:22:39,024 --> 00:22:40,484
‫و ثابت کنه واقعا بیگناهه.

454
00:22:40,609 --> 00:22:42,027
‫از این گزینه بیشتر خوشم میاد،

455
00:22:42,069 --> 00:22:43,862
‫ولی آدام مشکل طبی نداره ولف.

456
00:22:43,945 --> 00:22:46,073
‫دکتر لازم نداره.
‫وکیل لازم داره.

457
00:22:48,200 --> 00:22:49,409
‫باید تو مطب تو قایمش کنیم.

458
00:22:49,534 --> 00:22:50,952
‫چی؟

459
00:22:51,036 --> 00:22:52,746
‫الان‌هاست که پلیس‌ها بیان اینجا.

460
00:22:52,829 --> 00:22:54,915
‫- وقت بیشتری لازم داریم.
‫- نه، من بیماری رو قایم نمی‌کنم.

461
00:22:54,998 --> 00:22:57,125
‫- کارول...
‫- ولف،

462
00:22:57,167 --> 00:22:59,711
‫اصلا می‌فهمی من این هفته چی کشیدم؟

463
00:22:59,795 --> 00:23:02,464
‫مدام حواسم جمعه...

464
00:23:02,506 --> 00:23:04,424
‫و می‌خوام ببینم کی گزارشم رو
‫ثبت کرده بود...

465
00:23:04,549 --> 00:23:06,510
‫و خیلی اذیت می‌شم...

466
00:23:06,635 --> 00:23:10,305
‫که همون یه اشتباهم
‫فرصت ریاست رو ازم گرفته.

467
00:23:10,389 --> 00:23:12,557
‫آخرین حرف مادرت به من
‫این بود که مواظب تو باشم...

468
00:23:12,682 --> 00:23:16,144
‫و اگه رئیس بودم، می‌تونستم ولف.

469
00:23:16,228 --> 00:23:19,106
‫ولی الان نمی‌تونم و چنین کاری نمی‌کنم.

470
00:23:20,482 --> 00:23:21,733
‫خودتی و خودت.

471
00:23:29,825 --> 00:23:31,451
‫وای خدا جون.

472
00:23:31,576 --> 00:23:33,829
‫دکتر پیرس همون ریشوئه است...

473
00:23:33,954 --> 00:23:35,747
‫که تو بیمارستان فن‌سیکلیدین زده بود
‫و نشئه شده بود؟

474
00:23:35,831 --> 00:23:38,583
‫- آخه اون آدم خیلی افسانه‌ایه.
‫- اون دکتر ولف بود...

475
00:23:38,625 --> 00:23:40,627
‫و هیچ‌کس بابت هیچ کاری
‫گزارشش نمی‌کنه.

476
00:23:40,710 --> 00:23:42,379
‫خوبه. بذارین کارش رو بکنه دیگه.

477
00:23:42,462 --> 00:23:44,089
‫روند کارش این‌جوریه و نتیجه می‌ده.

478
00:23:44,214 --> 00:23:47,300
‫ممنون که حرفم رو تأیید کردی.

479
00:23:47,384 --> 00:23:49,761
‫تو از مکس چی می‌دونی؟

480
00:23:49,845 --> 00:23:50,846
‫- همکار کیتی؟
‫- اوهوم.

481
00:23:50,887 --> 00:23:52,431
‫می‌دونم جذاب و مجرده.

482
00:23:52,472 --> 00:23:54,808
‫- چطور مگه؟ ازش خوشت میاد؟
‫- خب، شاید.

483
00:23:54,891 --> 00:23:57,769
‫ولی همون بهیاریه...

484
00:23:57,811 --> 00:24:00,522
‫که آلیسون رو با دکتر پیرس
‫آورده بود اینجا.

485
00:24:00,605 --> 00:24:02,482
‫به نظرت اون گزارشش کرده؟

486
00:24:02,607 --> 00:24:03,817
‫مکس هر روز همکار کیتی بود
‫و اصلا متوجه نشد...

487
00:24:03,900 --> 00:24:05,110
‫به‌خاطر اصابت گلوله...

488
00:24:05,152 --> 00:24:06,486
‫به شونه‌اش، درد مزمن داره.

489
00:24:06,611 --> 00:24:07,904
‫خیلی این چیزها سرش نمی‌شه.

490
00:24:08,029 --> 00:24:09,990
‫اصلا چرا این‌قدر پیگیر این ماجرا شدی؟

491
00:24:10,073 --> 00:24:11,908
‫حتی خود دکتر پیرس هم گفته
‫از خیرش گذشته.

492
00:24:11,992 --> 00:24:13,910
‫اون این‌جوری باهاش کنار میاد.

493
00:24:13,952 --> 00:24:15,954
‫می‌دونه یکی در حقش جفا کرده.

494
00:24:15,996 --> 00:24:19,666
‫در همین حین، ولف تو بیمارستان
‫فن‌سیکلیدین مصرف می‌کنه...

495
00:24:19,708 --> 00:24:21,460
‫و به یه بیمار سوگوار
‫بعد از آزمایش مواد الکی...

496
00:24:21,585 --> 00:24:23,670
‫سیلوسایبین داده.

497
00:24:23,753 --> 00:24:26,339
‫آها، چیزی نمونده بود یه بیمار رو
‫به کشتن بده،

498
00:24:26,423 --> 00:24:29,801
‫آخ یواشکی قبل از عمل مغزش
‫از بیمارستان برده بودش کافه.

499
00:24:29,885 --> 00:24:31,470
‫ولی اصلا بابت هیچ‌کدومشون
‫گزارش نمی‌شه.

500
00:24:31,595 --> 00:24:33,054
‫چرا؟

501
00:24:33,138 --> 00:24:35,640
‫چون مامانش رئیس بیمارستان بود.

502
00:24:35,724 --> 00:24:37,642
‫آره، علاوه بر اون،
‫ما خیلی زودتر زنان رو مقصر می‌دونیم،

503
00:24:37,726 --> 00:24:38,935
‫مخصوصا زنان رنگین‌پوست.

504
00:24:38,977 --> 00:24:40,437
‫اگه با کسی همکاریم...

505
00:24:40,520 --> 00:24:42,439
‫که حاضره از اعمال امثال ولف...

506
00:24:42,522 --> 00:24:44,191
‫چشم‌پوشی کنه
‫و چنین حقی رو برای امثال من و تو قائل نیست،

507
00:24:44,274 --> 00:24:46,735
‫من می‌خوام بدونم اون آدم کیه.

508
00:24:46,860 --> 00:24:50,197
‫خیلی‌خب، درک می‌کنم
‫و کاملا درست می‌گی.

509
00:24:50,280 --> 00:24:51,781
‫معمولا درست می‌گم.

510
00:24:51,823 --> 00:24:53,783
‫ولی اگه یه بار دیگه...

511
00:24:53,867 --> 00:24:55,076
‫دیر به شیفتم برسم،
‫گزارشم ثبت می‌شه.

512
00:24:55,160 --> 00:24:56,369
‫در نتیجه...

513
00:24:58,622 --> 00:25:00,040
‫موریس چی؟

514
00:25:01,416 --> 00:25:03,668
‫مگه همیشه کار شوهر طرف نیست؟

515
00:25:03,710 --> 00:25:07,672
‫چقدر از مکالمه‌مون رو شنیدین؟

516
00:25:07,714 --> 00:25:09,633
‫اون‌قدری شنیدم که بدونم
‫باهاتون هم‌نظرم.

517
00:25:12,677 --> 00:25:14,221
‫عه، می‌شه یه آدامس بردارم؟

518
00:25:14,304 --> 00:25:16,806
‫- دکتر ولف.
‫- عذر می‌خوام دکتر کینی.

519
00:25:22,687 --> 00:25:24,105
‫چطور بود؟

520
00:25:24,147 --> 00:25:25,941
‫خیلی خوب نبود.

521
00:25:26,066 --> 00:25:27,901
‫فهمیدیم آدام و گلوریا هفته پیش
‫دعوای بدی داشتن.

522
00:25:28,026 --> 00:25:30,153
‫آدام ناراحته که به زودی مجبوره
‫از پرورشگاهشون بره.

523
00:25:30,195 --> 00:25:32,572
‫پلیس‌ها هم به زودی همین رو می‌فهمن.

524
00:25:32,697 --> 00:25:34,241
‫سعی می‌کنن بگن انگیزه‌اش همین بوده.

525
00:25:34,324 --> 00:25:35,951
‫چیزی از «بگوا» دستگیرتون نشد؟

526
00:25:35,992 --> 00:25:38,620
‫کسی معنیش رو نمی‌دونست.
‫خودش هم آی‌پد...

527
00:25:38,662 --> 00:25:41,206
‫یا دستگاه ارتباط جایگزینی نداره
‫که راحت‌تر ازش بپرسیم، در نتیجه...

528
00:25:41,289 --> 00:25:43,833
‫من رو هم هل داد.

529
00:25:43,917 --> 00:25:45,168
‫باید اعتراف کنین کلی مدرک
‫جمع شده دکتر ولف.

530
00:25:45,210 --> 00:25:46,836
‫چرا هلت داد؟

531
00:25:46,920 --> 00:25:48,421
‫آخه ما که از پیشش رفتیم
‫مشکلی نداشت.

532
00:25:48,505 --> 00:25:50,590
‫- تو تحریکش کردی؟
‫- به هیچ وجه.

533
00:25:50,674 --> 00:25:54,052
‫خودش اومد سمتم، روپوشم رو
‫این‌جوری گرفت و هلم داد.

534
00:25:54,177 --> 00:25:57,222
‫فقط شانس آوردم قطاری در کار نبود.

535
00:25:57,347 --> 00:26:02,352
‫شاید نمی‌خواست هلت بده.

536
00:26:02,435 --> 00:26:04,104
‫شاید... خودکارت رو می‌خواست.

537
00:26:09,776 --> 00:26:11,278
‫آفرین.

538
00:26:11,361 --> 00:26:13,238
‫ظاهرا به همین نیاز داشت.

539
00:26:15,532 --> 00:26:17,200
‫می‌دونی احتمالش هست...

540
00:26:17,284 --> 00:26:18,702
‫الان ابزاری به آدام داده باشیم...

541
00:26:18,743 --> 00:26:20,203
‫که خودش رو جرم‌انگاری کنه؟

542
00:26:21,413 --> 00:26:22,455
‫بگوا.

543
00:26:26,209 --> 00:26:27,836
‫نظری ندارین؟

544
00:26:27,877 --> 00:26:30,171
‫به نظر من بیشتر شبیه تست رورشاخه
‫تا سرنخ.

545
00:26:30,213 --> 00:26:32,173
‫اگه من مادرم رو توش ببینم،
‫یعنی چی؟

546
00:26:32,215 --> 00:26:33,800
‫در دفاع از آدام بگم...

547
00:26:33,842 --> 00:26:35,802
‫آثار هنریش تو ترمونت
‫خیلی بهتر بودن.

548
00:26:35,927 --> 00:26:39,055
‫بگوا.
‫بگوا، بگوا، بگوا، بگوا.

549
00:26:39,097 --> 00:26:41,558
‫آدام میلز.

550
00:26:41,641 --> 00:26:43,602
‫عه، سلام.
‫من دکتر آدام هستم.

551
00:26:43,685 --> 00:26:45,437
‫ممنون که تشریف آوردین،

552
00:26:45,562 --> 00:26:46,855
‫ولی هنوز نمی‌تونم با وجدان راحت
‫بیمارم رو ترخیص کنم.

553
00:26:46,938 --> 00:26:48,523
‫هنوز باید آزمایش کنیم...

554
00:26:48,565 --> 00:26:50,483
‫ما حکم جلبش رو گرفتیم.

555
00:26:50,609 --> 00:26:53,278
‫- سرکار، حتما باید دست‌بند بزنین؟
‫- بله، باید بزنیم.

556
00:26:53,403 --> 00:26:54,738
‫همین الان فیلم مترو به دستمون رسید...

557
00:26:54,779 --> 00:26:56,323
‫که از صحنه جرم فرار می‌کرد.

558
00:26:56,448 --> 00:26:58,199
‫- خب؟ ممکنه از کشور فرار کنه.
‫- از کشور فرار کنه؟

559
00:26:58,325 --> 00:27:01,077
‫اون که بستریه. نه، نه، نه.
‫این کارتون خیلی بی‌وجدانیه.

560
00:27:01,202 --> 00:27:03,288
‫حق داری سکوت اختیار کنی.

561
00:27:03,371 --> 00:27:04,581
‫هر حرفی که بزنی
‫ممکنه تو دادگاه...

562
00:27:04,706 --> 00:27:06,625
‫علیه خودت استفاده بشه.

563
00:27:10,962 --> 00:27:11,838
‫پس اینجایی.

564
00:27:11,921 --> 00:27:14,007
‫- سلام.
‫- سلام.

565
00:27:14,090 --> 00:27:17,010
‫- حالت چطوره؟
‫- خوبم.

566
00:27:17,135 --> 00:27:19,471
‫فقط خیلی نگران آدامم.

567
00:27:19,512 --> 00:27:21,514
‫واسه همین می‌رم کلانتری...

568
00:27:21,598 --> 00:27:22,849
‫تا هرچی لازم داشت کمکش کنم.

569
00:27:22,891 --> 00:27:25,101
‫باشه.

570
00:27:25,143 --> 00:27:29,814
‫ببین، می‌دونم شرایط
‫باب میلمون پیش نرفته،

571
00:27:29,856 --> 00:27:32,901
‫ولی با دیدن تمرکزت روی کارت...

572
00:27:32,984 --> 00:27:35,737
‫خیلی تحت تأثیر قرارم دادی.

573
00:27:35,820 --> 00:27:37,489
‫کارت رو شگفت‌انگیز انجام می‌دی...

574
00:27:37,530 --> 00:27:41,618
‫و خیلی اهمیت قائل می‌شی
‫و فقط...

575
00:27:41,660 --> 00:27:43,370
‫فقط کاش کار بیشتری...

576
00:27:43,453 --> 00:27:45,830
‫واسه کمک بهت از دستمون برمی‌اومد.

577
00:27:45,914 --> 00:27:47,666
‫ممنون.

578
00:27:47,749 --> 00:27:49,459
‫می‌دونم تمام تلاشت رو کردی.

579
00:27:49,542 --> 00:27:51,544
‫- همه کردن.
‫- آره.

580
00:27:57,133 --> 00:27:58,843
‫خیلی‌خب.

581
00:28:02,931 --> 00:28:04,849
‫مرسی.

582
00:28:04,933 --> 00:28:06,309
‫راستی...

583
00:28:07,894 --> 00:28:11,064
‫تو اتاق آدام که بودیم،
‫یه جرقه‌ای شکل گرفته بود.

584
00:28:11,147 --> 00:28:13,733
‫می‌دونم تو حسش کردی.
‫من هم حسش کردم.

585
00:28:13,817 --> 00:28:16,361
‫وان، من از پرستارهاتون نیستم،

586
00:28:16,444 --> 00:28:19,698
‫پس سعی نکن احساساتم رو
‫حس کنی، خب؟

587
00:28:19,823 --> 00:28:22,701
‫میشل، ما قبلا با هم
‫زندگی خوبی داشتیم.

588
00:28:22,742 --> 00:28:25,245
‫- چی شد؟
‫- ارتباط برقرار نکردیم.

589
00:28:35,380 --> 00:28:37,298
‫می‌خواستم بهت بگم...

590
00:28:37,382 --> 00:28:40,885
‫چند روز پیش داشتم واسه لیام
‫صبحانه درست می‌کرد...

591
00:28:40,969 --> 00:28:45,306
‫- که گفت نیمروم مشکوک می‌زنه.
‫- چی؟

592
00:28:45,432 --> 00:28:47,559
‫«مشکوک می‌زنه» رو از کجا یاد گرفت؟

593
00:28:47,600 --> 00:28:50,186
‫- خیال کردم تو یادش دادی.
‫- نه، نه.

594
00:28:50,270 --> 00:28:52,814
‫خیلی‌خب.

595
00:28:52,939 --> 00:28:55,483
‫- شنبه که اومدی دنبالش می‌بینمت.
‫- باشه.

596
00:28:55,608 --> 00:28:57,110
‫- فعلا.
‫- فعلا.

597
00:29:06,411 --> 00:29:07,287
‫کیتی.

598
00:29:13,293 --> 00:29:15,044
‫- کیتی!
‫- چی شده؟

599
00:29:15,086 --> 00:29:17,672
‫چیه؟ چیه؟ چی شده؟

600
00:29:17,756 --> 00:29:19,966
‫داشتم چرت می‌زدم.

601
00:29:20,008 --> 00:29:21,676
‫سلام.

602
00:29:21,760 --> 00:29:24,679
‫- می‌دونم. می‌دونم، می‌دونم.
‫- خیلی‌خب.

603
00:29:24,721 --> 00:29:28,892
‫به خدا بابت چرت زدنت وحشت نکردم.

604
00:29:28,933 --> 00:29:32,020
‫واسه این وحشت کردم...

605
00:29:35,899 --> 00:29:41,404
‫که کارت به نظر همه شجاعانه بود.

606
00:29:41,488 --> 00:29:44,866
‫ولی به نظر من...

607
00:29:44,949 --> 00:29:49,162
‫احمقانه و نسنجیده بود.

608
00:29:50,580 --> 00:29:53,833
‫درک می‌کنم کارت خطرناکه،

609
00:29:53,917 --> 00:30:00,590
‫ولی خودت هم ریسک‌های...

610
00:30:00,673 --> 00:30:02,550
‫غیرضروری‌ای می‌کنی...

611
00:30:02,634 --> 00:30:07,680
‫که انگار جون خودت برات مهم نیست.

612
00:30:10,099 --> 00:30:11,601
‫من هم واسه خودم تمام اتفاقاتی...

613
00:30:11,684 --> 00:30:13,812
‫که ممکنه به مرگت ختم بشه رو
‫مرور می‌کنم.

614
00:30:17,482 --> 00:30:19,651
‫یاد مرگ خواهرم می‌افتم.

615
00:30:25,490 --> 00:30:28,243
‫وای، دوست عزیزم.

616
00:30:28,284 --> 00:30:32,038
‫من چون معتقدم زندگی ارزشمنده
‫این کار رو می‌کنم.

617
00:30:35,124 --> 00:30:36,709
‫هر بار ببینم کسی در خطره،

618
00:30:36,751 --> 00:30:40,046
‫همیشه با خودم می‌گم
‫ممکنه دینای کسی باشه.

619
00:30:40,129 --> 00:30:42,048
‫مجبورم نجاتشون بدم.

620
00:30:46,010 --> 00:30:48,888
‫من به‌خاطر عزیزانم می‌پرم.

621
00:30:50,223 --> 00:30:51,558
‫هیچ اطلاعاتی نداریم که بفهمیم چشه؟

622
00:30:51,599 --> 00:30:53,017
‫من با پزشک عمومیش تماس گرفتم.

623
00:30:53,101 --> 00:30:54,936
‫آخرین بار سه سال پیش رفته بود پیشش...

624
00:30:55,019 --> 00:30:56,479
‫و آزمایش خونش همون موقع
‫چیز خاصی نداشت.

625
00:30:56,646 --> 00:30:58,064
‫اما باز هم خلط خونی داره.

626
00:30:58,147 --> 00:30:59,899
‫کلیه‌اش کم آورده.

627
00:31:00,024 --> 00:31:01,609
‫گلوریا با این وضع از دنیا می‌ره.

628
00:31:01,693 --> 00:31:03,361
‫دهنت رو باز کن.
‫بگو «عا.»

629
00:31:03,403 --> 00:31:05,905
‫سی‌تیش رو با یه رادیولوژیست سینه
‫مرور کنیم.

630
00:31:05,947 --> 00:31:09,450
‫شاید چیزی دستگیرمون شد...

631
00:31:09,617 --> 00:31:11,828
‫ببخشید.
‫الان چی گفتی؟

632
00:31:12,996 --> 00:31:14,998
‫عا؟

633
00:31:15,039 --> 00:31:18,459
‫«بگو عا.»
‫آدام داشت می‌گفت «بگو عا.»

634
00:31:18,501 --> 00:31:19,836
‫ببخشید. هنوز نمی‌فهمم.

635
00:31:19,878 --> 00:31:21,546
‫آدام می‌خواست گلوش رو معاینه کنیم؟

636
00:31:21,588 --> 00:31:23,423
‫نه، می‌خواست بهمون بگه گلوریا بیماره.

637
00:31:23,464 --> 00:31:25,091
‫هر بار اسمش رو میاریم،
‫می‌گه «بگو عا.»

638
00:31:25,174 --> 00:31:27,218
‫ما که می‌دونیم گلوریا بیماره.

639
00:31:27,302 --> 00:31:28,928
‫آره، ولی موقع نقاشی هم گفته بود.

640
00:31:29,053 --> 00:31:30,763
‫پس اگه با «بگو عا»
‫می‌خواد بهمون بفهمونه...

641
00:31:30,805 --> 00:31:32,682
‫گلوریا بیماره،
‫شاید نقاشیش...

642
00:31:32,765 --> 00:31:35,226
‫- یکی از علائمشه.
‫- زنگ زده بودی؟

643
00:31:35,351 --> 00:31:37,604
‫زود بگو. فکر نکن.
‫چی می‌بینی؟

644
00:31:37,645 --> 00:31:39,731
‫پروانه.

645
00:31:39,814 --> 00:31:41,107
‫معلوم شد چرا خلط خونی داره.

646
00:31:41,190 --> 00:31:42,859
‫دلیل کم آوردن کلیه‌اش هم معلوم شد.

647
00:31:43,026 --> 00:31:45,403
‫- دلیلش چیه؟
‫- باید سریع بهش استروئید بزنیم.

648
00:31:49,866 --> 00:31:52,577
‫خیلی خوشحالم که می‌بینم به هوش اومدی.

649
00:31:52,702 --> 00:31:54,078
‫چی شده بود؟

650
00:31:56,497 --> 00:31:59,292
‫تو مترو سانحه‌ای رخ داده بود.

651
00:31:59,375 --> 00:32:02,837
‫با قطار تصادف کردی.
‫باید عمل می‌شدی،

652
00:32:02,921 --> 00:32:04,881
‫اما قوی هستی و ظاهرا خوب می‌شی.

653
00:32:06,633 --> 00:32:09,552
‫عمل که تموم شد،
‫همچنان بیمار بودی...

654
00:32:09,719 --> 00:32:12,764
‫و مطمئن نبودیم دلیلش چیه،
‫تا این که فهمیدیم...

655
00:32:12,847 --> 00:32:14,891
‫چند وقتی هست که بیماری...

656
00:32:14,974 --> 00:32:17,185
‫و دچار لوپوس هستی.

657
00:32:17,268 --> 00:32:19,479
‫چیزی نمونده بود تشخیصش ندیم،

658
00:32:19,604 --> 00:32:22,065
‫آخه خیال می‌کردیم کل علائمت
‫مال تصادف متروئه،

659
00:32:22,148 --> 00:32:25,068
‫ولی نقاشی آدام باعث شد
‫حلش کنیم.

660
00:32:25,109 --> 00:32:28,196
‫مدام یه زخم پروانه‌شکل می‌کشید...

661
00:32:28,237 --> 00:32:30,615
‫که از علائم منحصر به فرد لوپوسه.

662
00:32:30,698 --> 00:32:32,241
‫تو الان نداریش،

663
00:32:32,325 --> 00:32:34,786
‫واسه همین اصلا نمی‌فهمیدیم.

664
00:32:34,911 --> 00:32:36,621
‫پروانه‌ام رو کشید؟

665
00:32:39,874 --> 00:32:43,252
‫همیشه می‌دونست وقتی پروانه معلوم باشه،

666
00:32:43,378 --> 00:32:45,463
‫یعنی حالم خوب نیست.

667
00:32:47,757 --> 00:32:49,842
‫الان کجاست؟
‫می‌تونم ببینمش؟

668
00:32:49,884 --> 00:32:52,136
‫اینجا نیست.

669
00:32:53,680 --> 00:32:55,932
‫عده‌ای نگران بودن...

670
00:32:56,057 --> 00:33:00,645
‫ممکنه اون هلت داده باشه
‫روی ریل.

671
00:33:00,770 --> 00:33:01,938
‫کلانتریه.

672
00:33:06,317 --> 00:33:10,488
‫گلوریا، یادت میاد چی شده بود؟

673
00:33:16,744 --> 00:33:17,996
‫کاملا یادمه.

674
00:33:23,209 --> 00:33:28,131
‫آدام از صدای ایستگاه‌های مترو متنفره.

675
00:33:30,591 --> 00:33:36,514
‫همیشه می‌گه من جلوتر برم
‫و یه‌کم با فاصله پشتم میاد.

676
00:33:36,597 --> 00:33:39,517
‫وقتی منتظر قطاره
‫طراحی می‌کنه...

677
00:33:39,600 --> 00:33:41,185
‫تا بتونه خونسردیش رو حفظ کنه.

678
00:33:43,312 --> 00:33:47,400
‫یادمه خیلی گرم بود...

679
00:33:47,483 --> 00:33:51,279
‫و سرگیجه و حالت تهوع داشتم.

680
00:33:51,320 --> 00:33:53,031
‫نمی‌دونستم چی شده.

681
00:33:59,245 --> 00:34:02,165
‫اون هلم نداده بود.
‫خودم افتادم.

682
00:34:02,248 --> 00:34:05,001
‫آدام می‌خواست نجاتم بده.

683
00:34:07,086 --> 00:34:08,796
‫واقعا نجاتت داد.

684
00:34:18,389 --> 00:34:21,225
‫وای، قهرمان من!

685
00:34:21,309 --> 00:34:23,644
‫وای، تو جونم رو نجات دادی.

686
00:34:23,686 --> 00:34:26,064
‫می‌دونی آدام؟

687
00:34:34,864 --> 00:34:36,783
‫می‌خوای بری خونه؟

688
00:34:36,908 --> 00:34:39,202
‫- من هم همین‌طور.
‫- برمی‌گردین پرورشگاه؟

689
00:34:39,243 --> 00:34:42,705
‫نه.
‫سنش از محدودیت اونجا رد شده.

690
00:34:42,789 --> 00:34:45,708
‫ما یه هفته پیش دعوایی جزئی داشتیم،

691
00:34:45,792 --> 00:34:48,252
‫ولی آشتی کردیم.

692
00:34:48,294 --> 00:34:50,880
‫آدام میاد خونه من زندگی کنه.

693
00:34:52,965 --> 00:34:54,383
‫صبح ماجرای مترو،

694
00:34:54,425 --> 00:34:56,552
‫داشتیم می‌رفتیم پیش وکیل.

695
00:34:59,055 --> 00:35:01,933
‫من قراره قیم دائمیش باشم.

696
00:35:03,476 --> 00:35:06,562
‫آره. با من میای خونه آدام.

697
00:35:08,481 --> 00:35:10,650
‫خونه همون‌جاییه که قلب آدم باشه.

698
00:35:10,691 --> 00:35:13,069
‫خب، شنیدین که چی گفت.

699
00:35:13,152 --> 00:35:15,238
‫بیاین در اسرع وقت بفرستیمشون خونه.

700
00:35:28,626 --> 00:35:31,254
‫پرستارها یه چیزهایی می‌گن.

701
00:35:31,379 --> 00:35:34,132
‫وانمود نکن خودت از همه بیشتر
‫غیبت نمی‌کنی.

702
00:35:34,173 --> 00:35:35,925
‫اذیتم نکن.

703
00:35:36,050 --> 00:35:37,677
‫ظاهرا اون دختره کینی...

704
00:35:37,760 --> 00:35:39,554
‫می‌خواد بفهمه کی تو رو
‫گزارش داده بود.

705
00:35:39,637 --> 00:35:40,555
‫- چی؟
‫- اوهوم.

706
00:35:40,680 --> 00:35:42,140
‫انترن‌های ولف مهربونن،

707
00:35:42,265 --> 00:35:44,392
‫ولی دارن عادات بدش رو جذب می‌کنن،

708
00:35:44,433 --> 00:35:47,645
‫بدترینش اینه که نمی‌تونن
‫تو کار بقیه فضولی نکنن.

709
00:35:47,770 --> 00:35:49,480
‫وای.

710
00:35:49,522 --> 00:35:50,898
‫خب، من اگه جای تو بودم،
‫می‌خواستم بدونم.

711
00:35:50,940 --> 00:35:52,316
‫خب، معلومه که می‌خوام بدونم.

712
00:35:52,358 --> 00:35:53,609
‫همیشه دلم می‌خواد بدونم.

713
00:35:53,734 --> 00:35:55,236
‫هر بار وارد اتاقی می‌شم،

714
00:35:55,319 --> 00:35:56,904
‫با خود می‌گم
‫یعنی طرف اینجاست؟

715
00:35:56,946 --> 00:36:00,449
‫همیشه حواسم هست
‫حرف اشتباهی نزنم...

716
00:36:00,533 --> 00:36:02,702
‫یا کار اشتباهی نکنم.

717
00:36:02,785 --> 00:36:04,453
‫به تک‌تک تصمیماتم شک می‌کنم.

718
00:36:04,495 --> 00:36:08,166
‫آخه الان دیگه اصلا نمی‌تونم
‫به قضاوت خودم اعتماد کنم.

719
00:36:08,249 --> 00:36:10,001
‫با این که به نظرم انصاف نیست...

720
00:36:11,794 --> 00:36:13,963
‫لابد مجبورم چنین بهایی بپردازم.

721
00:36:27,560 --> 00:36:29,187
‫من می‌دونم کی گزارش داده.

722
00:36:29,312 --> 00:36:30,688
‫چی گفتی؟

723
00:36:32,398 --> 00:36:33,816
‫از کجا؟

724
00:36:33,900 --> 00:36:35,902
‫من و یه سری از بچه‌ها
‫ماهی یه بار پیکاپ‌بال...

725
00:36:36,027 --> 00:36:40,406
‫بازی می‌کنیم و دکتر هیلمن
‫که عضو هیئت مدیره است...

726
00:36:40,489 --> 00:36:42,992
‫سال‌هاست می‌خواد باهامون بازی کنه.

727
00:36:43,034 --> 00:36:45,119
‫جوری خطاها رو اعلام می‌کنه
‫انگار اومده شکار پرنده.

728
00:36:45,244 --> 00:36:47,371
‫- خیلی‌خب.
‫- ولی آره.

729
00:36:47,455 --> 00:36:50,541
‫بگذریم، با خودم گفتم خیلی سختی کشیدی...

730
00:36:50,625 --> 00:36:56,255
‫و می‌تونم بهت بگم،
‫ولی همین یه بار پیشنهاد می‌دم.

731
00:36:56,339 --> 00:36:58,466
‫بعدش دیگه خودت رو
‫بابتش شکنجه نمی‌کنی.

732
00:37:01,093 --> 00:37:02,386
‫می‌خوای بدونی؟

733
00:37:13,356 --> 00:37:16,317
‫این بررسی‌ها رو بی‌دلیل انجام نمی‌دن.

734
00:37:16,317 --> 00:37:18,236
‫- مگه نه؟
‫- اوهوم.

735
00:37:18,277 --> 00:37:23,366
‫این‌جوری اطمینان حاصل می‌کنن
‫بیمارانمون بهترین خدمات رو دریافت می‌کنن.

736
00:37:25,201 --> 00:37:26,494
‫پس نه.

737
00:37:29,038 --> 00:37:30,581
‫نیازی ندارم بدونم کی گزارشم رو
‫ثبت کرده،

738
00:37:30,623 --> 00:37:32,250
‫چون هر کی بوده...

739
00:37:34,126 --> 00:37:35,586
‫کار درستی کرده.

740
00:37:39,048 --> 00:37:41,217
‫خوش به حالت.

741
00:37:41,300 --> 00:37:43,344
‫چون داشتم امتحانت می‌کردم
‫و قبول شدی.

742
00:37:45,471 --> 00:37:48,099
‫- امان از دستت!
‫- وای!

743
00:37:48,224 --> 00:37:50,935
‫خیلی بدجنسی دکتر تورن.

744
00:37:51,018 --> 00:37:52,770
‫نه، ولی ببین،

745
00:37:52,895 --> 00:37:55,273
‫الان جواب اصلی این سوال رو فهمیدیم...

746
00:37:55,314 --> 00:37:58,025
‫که کی گزارشت رو ثبت کرده؟

747
00:37:58,109 --> 00:37:59,485
‫مهم نیست.

748
00:37:59,527 --> 00:38:03,197
‫- هوم.
‫- دیدی؟

749
00:38:03,322 --> 00:38:05,574
‫من هم می‌تونم روان‌پزشک باشم.

750
00:38:05,658 --> 00:38:08,077
‫برو بیرون. برو بیرون.

751
00:38:08,160 --> 00:38:09,578
‫آها، راستی،

752
00:38:09,662 --> 00:38:11,414
‫ولف تو اتاق استراحت کارت داره.

753
00:38:14,292 --> 00:38:16,585
‫من تصمیم گرفتم مهم نیست
‫کی گزارش دکتر پیرس رو ثبت کرده.

754
00:38:16,711 --> 00:38:19,839
‫- خدا رو شکر.
‫- برگشته بیمارستان...

755
00:38:19,964 --> 00:38:22,258
‫و هر کی اذیتش کرده بود،
‫مجبوره هر روز ببیندش...

756
00:38:22,300 --> 00:38:24,802
‫و عذاب وجدانش رو تحمل کنه.

757
00:38:24,927 --> 00:38:27,179
‫تلخه، ولی حقیقته.

758
00:38:27,221 --> 00:38:32,935
‫ضمنا، هیچ مجازاتی از رازداری بدتر نیست.

759
00:38:34,562 --> 00:38:39,525
‫شرم و دروغش...

760
00:38:39,650 --> 00:38:42,903
‫اون‌قدر زیاد می‌شه
‫تا آدم رو از درون نابود کنه.

761
00:38:42,945 --> 00:38:44,739
‫درست می‌گی اریکا.

762
00:38:44,780 --> 00:38:47,825
‫بهتره آدم همیشه
‫همه‌چی رو خودش بگه.

763
00:38:50,036 --> 00:38:53,497
‫من کارول رو گزارش داده بودم.

764
00:38:53,622 --> 00:38:56,125
‫خب؟

765
00:38:56,208 --> 00:38:57,626
‫کار من بود.

766
00:38:58,878 --> 00:39:00,838
‫تو دکتر پیرس رو گزارش داده بودی؟

767
00:39:06,052 --> 00:39:09,638
‫امروز کلی به حرف‌های من
‫راجع به این مسئله گوش دادی،

768
00:39:09,764 --> 00:39:12,641
‫ولی اصلا نگفتی کار خودت بود.

769
00:39:12,683 --> 00:39:16,020
‫چرا گزارشش دادی؟
‫چرا دروغ گفتی؟

770
00:39:16,103 --> 00:39:19,148
‫موظف نیستم دلیلش رو بهت بگم.

771
00:39:21,067 --> 00:39:24,445
‫ولی در این حد می‌گم...

772
00:39:24,570 --> 00:39:26,113
‫که دلایل خودم رو داشتم.

773
00:39:31,660 --> 00:39:32,745
‫اگه مجبور بشم،
‫باز هم همین کار رو می‌کنم.

774
00:39:39,668 --> 00:39:41,962
‫- سورپرایز!
‫- سورپرایز!

775
00:39:49,637 --> 00:39:51,222
‫جریان چیه؟

776
00:39:51,305 --> 00:39:54,308
‫مهمونی خوش‌آمدگویی بازگشتته.

777
00:39:54,433 --> 00:39:57,144
‫خب، همه آشنایان من می‌دونن
‫اهل سخنرانی نیستم.

778
00:39:57,186 --> 00:39:59,647
‫ولی خیلی خلاصه بخوایم بگیم،

779
00:39:59,730 --> 00:40:02,149
‫تو واسه این بیمارستان حیاتی‌ای.

780
00:40:02,191 --> 00:40:06,404
‫دکتر پیرس،
‫تو تصمیم گرفتی برگردی پیش ما...

781
00:40:06,529 --> 00:40:08,489
‫و ما قدر این کارت رو می‌دونیم.

782
00:40:09,865 --> 00:40:12,159
‫- به خونه خوش اومدی.
‫- به خونه خوش اومدی.

783
00:40:21,460 --> 00:40:23,879
‫ممنون که به حرفم گوش دادی.

784
00:40:23,921 --> 00:40:26,257
‫خب، من گوش می‌دم.
‫لازم نیست سرم داد بزنی.

785
00:40:26,382 --> 00:40:28,634
‫- البته گاهی خوشم میاد.
‫- اوهوم.

786
00:40:28,759 --> 00:40:31,971
‫دکتر ولف، رئیس جدید کارتون دارن.

787
00:40:32,054 --> 00:40:34,723
‫خیلی‌خب. زیاد طول نکشید.

788
00:40:34,849 --> 00:40:36,350
‫موفق باشی.

789
00:40:46,402 --> 00:40:49,780
‫- تویی؟
‫- منم.

790
00:40:49,822 --> 00:40:52,450
‫پس واسه همین ازم اجتناب می‌کردی؟

791
00:40:52,575 --> 00:40:54,243
‫آره.

792
00:40:54,285 --> 00:40:57,955
‫ببین ولف، دیگه وقتشه صحبت کنیم.