1
00:00:26,526 --> 00:00:28,570
‫[هفده ساعت پیش]

2
00:00:32,032 --> 00:00:33,992
‫به نظرت این که جیسون
‫وانمود می‌کنه من نامرئی‌ام...

3
00:00:34,117 --> 00:00:36,619
‫خرده‌پرخاشگریه یا واقعا پرخاشگریه؟

4
00:00:36,745 --> 00:00:38,038
‫واقعا پرخاشگریه.
‫به نظرم مخاطبش خودتی.

5
00:00:38,163 --> 00:00:40,123
‫ولی چون دستیاریم،
‫نامرئی بودن...

6
00:00:40,165 --> 00:00:44,669
‫از زیادی تو چشم بودن بهتره،
‫قبول نداری؟

7
00:00:46,546 --> 00:00:49,382
‫نمی‌دونم. شاید لباس‌های تو چشم‌تر بپوشم.

8
00:00:49,424 --> 00:00:51,342
‫ایول.

9
00:00:51,468 --> 00:00:54,054
‫همیشه این بالا گوشم می‌گیره.

10
00:00:54,095 --> 00:00:56,222
‫باید بهت یادآوری کنم
‫امروز چه روزیه؟

11
00:00:57,098 --> 00:00:58,683
‫آخرین روز تعمیر پنجره‌هاست.

12
00:00:58,767 --> 00:01:00,268
‫به نظرت اون تعمیرکار جذابی...

13
00:01:00,351 --> 00:01:02,062
‫که دوست داری،
‫باز هم میاد؟

14
00:01:02,103 --> 00:01:04,064
‫- خجالت سرت نمی‌شه؟
‫- اصلا.

15
00:01:06,149 --> 00:01:08,526
‫کی می‌خوای شانست رو امتحان کنی؟

16
00:01:08,610 --> 00:01:11,154
‫بی‌خیال. فوقش چی می‌شه؟

17
00:01:11,196 --> 00:01:12,572
‫پس زدن دردناک چطوره؟

18
00:01:12,655 --> 00:01:14,741
‫شماره‌ات رو بهش بده دیگه.

19
00:01:14,866 --> 00:01:16,701
‫اگه ندی، من یه پنجره دیگه رو می‌شکنم،

20
00:01:16,785 --> 00:01:17,994
‫پس بالاخره رخ می‌ده.

21
00:01:32,133 --> 00:01:33,968
‫باید چیکار کنم که امشب بیای بیرون؟

22
00:01:34,052 --> 00:01:36,096
‫یه جای جدید تو جفرسون باز شده پسر.

23
00:01:36,179 --> 00:01:38,098
‫وای خدایا.
‫خیلی پرانرژیه.

24
00:01:38,139 --> 00:01:39,974
‫چیزی نمونده بود اون وسط سکته کنم.

25
00:01:40,058 --> 00:01:41,267
‫کل شب اصلا حوصله‌ات سر نمی‌ره.
‫بهت قول می‌دم.

26
00:01:41,351 --> 00:01:42,477
‫- سکته؟
‫- اذیت نکن.

27
00:01:42,644 --> 00:01:43,978
‫آره، دلم خواست.

28
00:01:44,104 --> 00:01:45,271
‫حتی اگه می‌خواستم بیام،
‫به مامان قول دادم...

29
00:01:45,355 --> 00:01:47,398
‫شام برم خونه خودش.

30
00:01:47,440 --> 00:01:49,859
‫تو هم یه سر بیا.
‫توستونس درست می‌کنه.

31
00:01:55,907 --> 00:01:57,242
‫اوهوم. تو.

32
00:01:57,283 --> 00:01:58,785
‫حتی لازم نیست زحمت بکشی داداش.

33
00:01:58,868 --> 00:02:01,371
‫دخترها خودشون میان سراغت.

34
00:02:01,412 --> 00:02:02,956
‫بیاین همگی امشب بریم بیرون!

35
00:02:03,039 --> 00:02:04,290
‫کارش خیلی درسته. قول می‌دم.

36
00:02:04,374 --> 00:02:05,375
‫من اهلش نیستم!
‫بلد نیستم!

37
00:02:05,458 --> 00:02:06,584
‫- کارش درسته.
‫- ولی...

38
00:02:06,668 --> 00:02:07,502
‫- پایکوبی؟
‫- می‌تونیم غذا بخوریم.

39
00:02:07,585 --> 00:02:09,295
‫قطعا می‌تونیم غذا بخوریم.

40
00:02:13,716 --> 00:02:14,968
‫وای خدایا!

41
00:02:17,720 --> 00:02:19,305
‫وای خدایا!

42
00:02:33,903 --> 00:02:35,321
‫پرستار دی‌مارزیو...

43
00:02:35,405 --> 00:02:37,115
‫یه برش گلیومای دیگه ثبت شد.

44
00:02:37,240 --> 00:02:40,451
‫بابت دقت و توجهتون به جزئیات ممنونم.

45
00:02:40,535 --> 00:02:43,079
‫دقیق بودین. خیلی خوشم میاد.

46
00:02:43,121 --> 00:02:44,789
‫اینجا عین خونه می‌مونه.

47
00:03:05,810 --> 00:03:08,771
‫گمون نمی‌کردم اهل شنا روی زانو باشی نیکولز.

48
00:03:08,813 --> 00:03:11,316
‫می‌خواستم بعدش پلانک بزنم.

49
00:03:11,441 --> 00:03:13,318
‫بخشی از تمرین ده دقیقه‌ای استقامتمه...

50
00:03:13,401 --> 00:03:14,861
‫که... خودت می‌دونی دیگه...

51
00:03:14,944 --> 00:03:17,447
‫اصلا چرا دارم ورزشم رو
‫واسه تو توضیح می‌دم؟

52
00:03:17,488 --> 00:03:19,824
‫یعنی دوش نمی‌گیری؟

53
00:03:21,284 --> 00:03:22,702
‫چرا این‌قدر زود اومدی اینجا؟

54
00:03:22,827 --> 00:03:24,162
‫می‌خواستم اون همه کارهای اداری...

55
00:03:24,245 --> 00:03:25,455
‫مد نظرت رو زودتر شروع کنم.

56
00:03:25,496 --> 00:03:27,665
‫بهم افتخار بده رئیس موقت.

57
00:03:31,294 --> 00:03:33,087
‫شنیدم از کارت تو اتاق عمل می‌کاهن...

58
00:03:33,171 --> 00:03:34,380
‫که کارت سبک‌تر بشه؟

59
00:03:34,505 --> 00:03:36,841
‫هنوز داریم صحبت می‌کنیم.

60
00:03:36,925 --> 00:03:40,136
‫ولی راحت جفتشون رو انجام می‌دم.
‫راستی، ببین.

61
00:03:40,220 --> 00:03:43,598
‫حالا که اینجایی، باید یه کاری برام بکنی.

62
00:03:43,681 --> 00:03:45,391
‫یه‌راست می‌ره پیغام‌گیر؟

63
00:03:45,475 --> 00:03:47,060
‫من قبض تلفنت رو نمی‌دم...

64
00:03:47,143 --> 00:03:48,978
‫که تماسم رو رد کنی مایا.

65
00:03:49,062 --> 00:03:50,897
‫بهم زنگ بزن. دوستت دارم.

66
00:03:50,980 --> 00:03:53,066
‫نوجوان‌ها ناچاری رو راحت تشخیص می‌دن.

67
00:03:53,149 --> 00:03:55,193
‫- باید خونسرد جلوه کنی.
‫- دارم سعیم رو می‌کنم.

68
00:03:55,318 --> 00:03:57,820
‫ولی دختره استاد قهر شده.

69
00:03:57,946 --> 00:03:59,530
‫- هوم!
‫- من و موریس بهش قول دادیم...

70
00:03:59,614 --> 00:04:01,241
‫می‌تونه دائم تو خونه زندگی کنه...

71
00:04:01,324 --> 00:04:02,909
‫- و ما جامون رو عوض می‌کنیم.
‫- آها، آره. لونه‌سازی.

72
00:04:02,992 --> 00:04:04,619
‫من و ایمی مدت کوتاهی
‫امتحانش کردیم...

73
00:04:04,702 --> 00:04:06,496
‫تا این که چیز ناخوش‌آیندی
‫تو اتاقم پیدا کردم.

74
00:04:06,537 --> 00:04:07,789
‫من هم همین‌طور،

75
00:04:07,872 --> 00:04:09,249
‫واسه همین موریس
‫یه سوییت پیدا کرده.

76
00:04:09,374 --> 00:04:10,917
‫- ای بابا.
‫- واسه حضانت...

77
00:04:10,959 --> 00:04:12,669
‫برنامه‌ریزی کردیم،
‫ولی مایا قبول نمی‌کنه.

78
00:04:12,752 --> 00:04:15,713
‫اگه طلاق راحت بود، همه می‌گرفتن.

79
00:04:15,755 --> 00:04:17,757
‫ کنار میاد.
‫- به نفعشه بیاد.

80
00:04:20,802 --> 00:04:22,679
‫مطمئنم دیدار داشتین،

81
00:04:22,762 --> 00:04:25,765
‫ولی این آشنایی رسمی خیلی عقب افتاده.

82
00:04:25,848 --> 00:04:27,934
‫پرستار سیلوا
‫از وقتی من تو این بیمارستان بودم...

83
00:04:28,017 --> 00:04:29,519
‫پای ثابت اینجا بوده.

84
00:04:29,602 --> 00:04:31,312
‫احتمالا دکتر سانچز گمون می‌کنه
‫موفقیت بخش سکته...

85
00:04:31,354 --> 00:04:34,315
‫کار خودشه،
‫ولی نیکو هم نقش داشته.

86
00:04:34,399 --> 00:04:37,485
‫راستی، پاسته‌لیتوی گواواش حرف نداره.

87
00:04:37,568 --> 00:04:39,112
‫معمولا واسه دکترها شیرینی نمی‌پزم،

88
00:04:39,195 --> 00:04:41,072
‫ولی اگه درست عمل کنی،
‫شاید یکی بهت برسه.

89
00:04:41,114 --> 00:04:43,074
‫- متوجه شدم.
‫- ایشون هم دکتر الیور ولفه.

90
00:04:43,116 --> 00:04:44,784
‫اگه رضایت بیماران رو در نظر بگیریم،

91
00:04:44,867 --> 00:04:46,577
‫امتیاز ولف حداقل دوازده درصد...

92
00:04:46,619 --> 00:04:48,454
‫از کل دکترهای این بیمارستان بیشتره.

93
00:04:48,538 --> 00:04:50,039
‫- حتی از شما؟
‫- آره.

94
00:04:50,164 --> 00:04:51,916
‫ایول ولف.

95
00:04:52,041 --> 00:04:54,043
‫- بزن بریم.
‫- کجا بریم؟

96
00:04:55,586 --> 00:04:57,630
‫ختم کلام، شما استاد کار خودتونین.

97
00:04:57,714 --> 00:05:01,509
‫همکاریتون خیلی خوب می‌شه.
‫بخشت دوباره ردیف می‌شه.

98
00:05:01,592 --> 00:05:04,137
‫مگه مشکلی داریم؟

99
00:05:04,220 --> 00:05:06,597
‫الو؟

100
00:05:06,681 --> 00:05:08,766
‫جراحت مغزی و ستون فقرات
‫تو اورژانس داریم.

101
00:05:08,891 --> 00:05:10,184
‫سریع به بخش اعصاب نیاز داریم.

102
00:05:11,394 --> 00:05:13,021
‫دو مرد بیست و چند ساله‌ان.

103
00:05:13,104 --> 00:05:15,106
‫تعمیرکار پنجره‌ان.
‫از طبقه سی و نه سقوط کردن.

104
00:05:15,231 --> 00:05:17,150
‫- منظورت سی و نه متره؟
‫- نه. طبقه.

105
00:05:17,233 --> 00:05:18,943
‫تمهیدات امنیتی کم آوردن.
‫سانحه نادریه.

106
00:05:18,985 --> 00:05:20,611
‫جفتشون هنوز نبض دارن.

107
00:05:20,695 --> 00:05:22,030
‫گردنشون رو بستیم...

108
00:05:22,155 --> 00:05:23,990
‫و با تمام سرعت رسوندیمشون.

109
00:05:27,618 --> 00:05:31,205
‫خیلی‌خب با شماره سه.
‫یک، دو، سه. بلند کنین.

110
00:05:31,289 --> 00:05:34,167
‫سه، دو، یک. بلند کنین.

111
00:05:34,250 --> 00:05:37,003
‫جیکوب، حواست به مجرای تنفسی باشه.
‫دو لوله آماده کن. من معاینه می‌کنم.

112
00:05:37,128 --> 00:05:38,463
‫این‌طور که می‌بینم،
‫ظاهرا سر و گردنش...

113
00:05:38,504 --> 00:05:40,340
‫جراحات شدیدی دیده.

114
00:05:40,423 --> 00:05:42,550
‫باید قبل از فرستادن به اتاق عمل
‫از فشارش بکاهیم.

115
00:05:42,633 --> 00:05:44,135
‫اینجا باید ساکت باشه!

116
00:05:46,471 --> 00:05:49,265
‫بالای گردن این یکی ترک خورده
‫و اصلا تکون نخورده.

117
00:05:49,349 --> 00:05:51,476
‫نگران جابه‌جایی‌ام.

118
00:05:51,559 --> 00:05:53,686
‫قطعی داخلیه.
‫اگه یه میلی‌متر...

119
00:05:53,728 --> 00:05:55,396
‫اشتباه تکونش بدیم،
‫دیگه اصلا تکون نمی‌خوره...

120
00:05:55,480 --> 00:05:57,023
‫وگرنه از دستش می‌دیم.

121
00:05:57,190 --> 00:05:59,609
‫مایع مغزی‌نخاعی و مغزش
‫از شکستگی جمجمه‌اش بیرون زده.

122
00:05:59,650 --> 00:06:01,736
‫- باید اتاق عمل آماده کنیم.
‫- نه.

123
00:06:01,819 --> 00:06:03,780
‫دو اتاق عمل آماده کنین... زود باشین.

124
00:06:03,821 --> 00:06:05,448
‫من بخش‌های حیاتی جفتشون رو
‫همزمان انجام می‌دم.

125
00:06:05,573 --> 00:06:07,033
‫همکاران متخصصم کمک می‌کنن.
‫تنها راهش همینه.

126
00:06:07,116 --> 00:06:09,786
‫لوله‌گذاری شد.
‫بریم عکس‌برداری! بریم!

127
00:06:09,869 --> 00:06:12,246
‫دکتر ولف، همین که این پسرها
‫از اتاق عمل بیرون اومدن،

128
00:06:12,330 --> 00:06:14,082
‫روت حساب می‌کنم که بهبود اوضاع عصبیشون رو
‫به دست بگیری.

129
00:06:14,207 --> 00:06:16,667
‫- هر ثانیه مهمه!
‫- الان بچه‌ها رو آماده می‌کنم.

130
00:06:16,751 --> 00:06:18,252
‫- آماده است.
‫- آره. مواظب باشین!

131
00:06:18,336 --> 00:06:19,879
‫لطفا برین کنار.

132
00:06:32,475 --> 00:06:34,143
‫در اسرع وقت بهتون خبر می‌دیم.

133
00:06:34,185 --> 00:06:35,520
‫عملشون چقدر طول می‌کشه؟

134
00:06:35,561 --> 00:06:36,979
‫لطفا بگین حالشون خوب می‌شه.

135
00:06:36,979 --> 00:06:38,147
‫یه لحظه وایستین.

136
00:06:38,189 --> 00:06:39,315
‫باید بگیم مترجممون بیاد.

137
00:06:39,357 --> 00:06:40,733
‫عه. نمی‌خواد.
‫من بهشون می‌گم.

138
00:06:40,775 --> 00:06:41,943
‫آها.

139
00:06:41,984 --> 00:06:46,072
‫دارن خورخه و بنی رو
‫با دکتر نیکولز واسه جراحی می‌برن.

140
00:06:46,072 --> 00:06:48,950
‫نمی‌دونم چقدر تو اتاق عمل می‌مونه،

141
00:06:48,950 --> 00:06:50,827
‫ولی بی‌خبر نمی‌ذاریمتون.

142
00:06:50,952 --> 00:06:53,454
‫دوباره راه می‌رن یا حرف می‌زنن؟

143
00:06:53,496 --> 00:06:55,540
‫می‌خوان بدونن بعد از عمل
‫چه انتظاری داشته باشن.

144
00:06:55,581 --> 00:06:57,708
‫من دکتر ولف، رئیس بخش اعصاب هستم.

145
00:06:57,750 --> 00:07:00,169
‫ایشون دکتر ولف، رئیس بخش اعصاب هستن...

146
00:07:00,169 --> 00:07:01,629
‫همین که از اتاق عمل بیرون اومدن،

147
00:07:01,754 --> 00:07:03,714
‫من معاینه‌شون می‌کنم
‫تا ببینم مشکل یا مسئله...

148
00:07:03,798 --> 00:07:05,716
‫عصبی دارن یا نه.

149
00:07:05,758 --> 00:07:07,218
‫همین که از اتاق عمل بیرون اومدن،
‫ایشون معاینه عصبی می‌کنه.

150
00:07:07,218 --> 00:07:08,928
‫می‌تونم بهتون بگم هنوز زنده‌ان...

151
00:07:09,053 --> 00:07:11,222
‫و دلیلی واسه امید هست.

152
00:07:11,264 --> 00:07:12,682
‫ولی زنده‌ان و امید هست،

153
00:07:12,723 --> 00:07:14,058
‫اما جراحت شدیدی بهشون وارد شده...

154
00:07:14,100 --> 00:07:16,561
‫و بیست و چهار ساعت آینده خیلی حیاتیه.

155
00:07:16,602 --> 00:07:18,187
‫اما جراحاتشون خیلی شدیده.

156
00:07:18,855 --> 00:07:21,858
‫خاله من بدون خورخه دوام نمیاره.

157
00:07:22,066 --> 00:07:23,484
‫اون می‌بردش سر کار،

158
00:07:23,568 --> 00:07:26,362
‫می‌بردش دکتر، می‌بردش کلیسا،
‫براش ترجمه می‌کرد...

159
00:07:26,404 --> 00:07:28,156
‫خورخه سنگ صبورشه.

160
00:07:28,197 --> 00:07:30,074
‫آنا خیلی کم انگلیسی بلده.

161
00:07:30,199 --> 00:07:32,785
‫خورخه دار و ندارشه.
‫بدون اون از پس زندگی بر نمیاد.

162
00:07:32,827 --> 00:07:35,163
‫خورخیتوی من با دعا نجات پیدا کرد.

163
00:07:35,371 --> 00:07:38,291
‫خدا برام معجزه کرده. زنده می‌مونه.

164
00:07:38,291 --> 00:07:40,334
‫خیلی‌خب. چیزی تو ترجمه
‫از قلم نیفتاده؟

165
00:07:40,460 --> 00:07:42,962
‫بنی و خورخه جفتشون
‫پسرش هستن، درسته؟

166
00:07:43,087 --> 00:07:45,089
‫لابد سوگلی داره.

167
00:07:45,173 --> 00:07:49,343
‫«سوس هیوس استان اِن لای موی
‫کاپاسز پیز دل دکتر نیکولز.»

168
00:07:49,427 --> 00:07:51,846
‫الان گفتین پسرشون رو
‫به پای توانای...

169
00:07:51,888 --> 00:07:53,514
‫دکتر نیکولز سپردین.

170
00:07:53,598 --> 00:07:55,141
‫دکتر نیکولز!

171
00:07:56,517 --> 00:07:57,643
‫برای شماست.

172
00:08:00,813 --> 00:08:02,315
‫خدا شما رو انتخاب کرده.

173
00:08:02,773 --> 00:08:05,985
‫خواهش می‌کنم.
‫خورخه عزیزم رو نجات بدین.

174
00:08:06,736 --> 00:08:09,197
‫قول می‌دم...

175
00:08:09,280 --> 00:08:11,491
‫تمام تلاشم رو واسه پسرهاتون بکنم.

176
00:08:22,418 --> 00:08:24,128
‫کاهش خوبی بود.
‫خوب تنظیم شده.

177
00:08:24,170 --> 00:08:26,881
‫چهار ساعت گذشته
‫و جمجمه به گردن متصل شده.

178
00:08:26,923 --> 00:08:28,132
‫دارن تکمیلش می‌کنن
‫و بعدش در اختیار خودته.

179
00:08:28,257 --> 00:08:29,634
‫باشه، داروی بی‌هوشیش رو کاهش می‌دم...

180
00:08:29,717 --> 00:08:31,385
‫تا ببینم معاینه عصبیمون چی می‌شه.

181
00:08:31,511 --> 00:08:33,262
‫خوش‌بختانه لازم نبود جمجمه‌اش رو باز کنم،

182
00:08:33,387 --> 00:08:35,181
‫آخه فشار درون جمجمه‌ایش کم بود
‫و سی‌تی فقط کوفتگی نشون داده بود.

183
00:08:35,264 --> 00:08:36,807
‫ولی اگه بدتر شدن بهم بگو.

184
00:08:36,849 --> 00:08:38,184
‫بهت خبر می‌دم.
‫همین که تونستیم...

185
00:08:38,309 --> 00:08:41,312
‫سطح کماش رو بهت می‌گیم.

186
00:08:41,395 --> 00:08:42,813
‫برنامه اونجا چیه؟

187
00:08:42,897 --> 00:08:44,357
‫هماتوم ساب‌دورالش رو عمل می‌کنن.
‫در بهترین حالت...

188
00:08:44,440 --> 00:08:45,608
‫چند ساعت دیگه میاد پیش تو.

189
00:08:45,733 --> 00:08:47,485
‫من در خدمتم.

190
00:08:47,610 --> 00:08:49,570
‫مرور می‌کنم،
‫ساب‌دورالش رو در آوردیم،

191
00:08:49,654 --> 00:08:50,947
‫جمجمه‌اش رو بازسازی کردیم.

192
00:08:51,030 --> 00:08:52,281
‫- فشار درون‌جمجمه‌ای؟
‫- دوباره رو به افزایشه.

193
00:08:52,406 --> 00:08:53,783
‫باید لوله خروجی بذارم.

194
00:08:53,866 --> 00:08:55,284
‫باید دلیلش رو بفهمیم.

195
00:08:55,368 --> 00:08:57,954
‫لطفا اول دست چپ.
‫من عادت دارم.

196
00:08:57,995 --> 00:08:59,413
‫- ببخشید دکتر.
‫- بهتر شد.

197
00:08:59,497 --> 00:09:00,790
‫آماده‌این دکتر.

198
00:09:00,831 --> 00:09:02,583
‫خیلی‌خب بچه‌ها!

199
00:09:02,667 --> 00:09:04,377
‫یه سی‌تی وسط عمل بگیریم،

200
00:09:04,418 --> 00:09:05,836
‫ببینیم در چه حالیم.

201
00:09:21,644 --> 00:09:24,272
‫چشمش فقط با درد مرکزی دو باز می‌شه.

202
00:09:24,313 --> 00:09:27,191
‫سطح کمای شش
‫واقعا خیلی خارق‌العاده است.

203
00:09:27,275 --> 00:09:28,734
‫وضع بنی خیلی خوبه،

204
00:09:28,859 --> 00:09:30,653
‫مخصوصا با احتساب ساختار جراحتش.

205
00:09:30,695 --> 00:09:32,488
‫داروی بی‌هوشیش خیلی کم شده،
‫یعنی تصویر بهتری...

206
00:09:32,572 --> 00:09:35,032
‫از وضعیت پایه اعصابش
‫بعد از عمل داریم.

207
00:09:35,157 --> 00:09:36,742
‫کسی با خانواده‌اش صحبت نکرده؟

208
00:09:36,826 --> 00:09:38,160
‫وقتی بهشون گفتم
‫از اتاق عمل بیرون اومده،

209
00:09:38,202 --> 00:09:39,745
‫هیچ‌کس تکون نخورد.

210
00:09:39,787 --> 00:09:41,163
‫ظاهرا تو خانواده‌شون
‫حرف حرفِ مامانه است...

211
00:09:41,205 --> 00:09:42,999
‫و اصلا کاری به کارش نداره.

212
00:09:43,082 --> 00:09:45,042
‫حتما یکی اون رو یواشکی آورده تو اتاق.

213
00:09:45,126 --> 00:09:46,627
‫خیلی‌خب، تا خانواده‌اش آمادگیش رو پیدا کنن،

214
00:09:46,669 --> 00:09:47,878
‫ما از بنی حمایت می‌کنیم.

215
00:09:47,962 --> 00:09:49,380
‫درگیر می‌شیم. صحبت می‌کنیم.
‫کنارش می‌شینیم.

216
00:09:49,505 --> 00:09:51,924
‫تو روز عمل، تک‌تک اعمالمون حیاتیه.

217
00:09:53,217 --> 00:09:55,136
‫دکتر ولف. ببینین.

218
00:09:55,219 --> 00:09:57,722
‫خیلی‌خب. حرکت هدفمند.
‫چراغ سبزمون رو داد.

219
00:09:57,805 --> 00:09:59,682
‫شروع کنیم لوله رو در بیاریم.

220
00:09:59,765 --> 00:10:01,851
‫برمی‌گردیم و به این پرستارها کمک می‌کنیم
‫تکونش بدن.

221
00:10:01,934 --> 00:10:03,853
‫«این پرستارها»،
‫تامی و گریسون...

222
00:10:03,978 --> 00:10:06,105
‫ممنون می‌شن کمکشون کنین.

223
00:10:06,188 --> 00:10:08,065
‫خیلی‌خب. دکتر دانگ.

224
00:10:09,692 --> 00:10:11,193
‫خیلی‌خب. بریم.

225
00:10:16,282 --> 00:10:19,118
‫ظاهرا «سیلوای مقتدر» اصلا شوخی نداره.

226
00:10:19,201 --> 00:10:20,995
‫اصلا.

227
00:10:21,078 --> 00:10:23,372
‫خب، استراحت تموم شد.
‫بهتره برگردم سر کارم.

228
00:10:23,414 --> 00:10:24,790
‫دکتر کینی، وایستا.

229
00:10:24,874 --> 00:10:26,542
‫دکتر دانگ.

230
00:10:26,584 --> 00:10:29,128
‫می‌شه راجع به دکتر ولفتون
‫یه چیزی بپرسم؟

231
00:10:29,211 --> 00:10:32,548
‫امکان نداره واقعا تو هادسون شنا کنه.

232
00:10:32,590 --> 00:10:35,051
‫- متأسفانه می‌کنه.
‫- ولی اصلا دچار ژیاردیا نشده؟

233
00:10:35,134 --> 00:10:36,927
‫سعی کردیم به بخش بیماری‌های عفونی
‫بگیم بترسوننش،

234
00:10:37,011 --> 00:10:38,554
‫ولی حیف.

235
00:10:38,596 --> 00:10:40,348
‫باشه، ولی جریان چهره‌کوریش چیه؟

236
00:10:40,389 --> 00:10:41,891
‫فقط می‌دونم برد پیت بهش دچاره...

237
00:10:41,974 --> 00:10:43,851
‫و تنها دلیل منطقی واسه طلاقش...

238
00:10:43,934 --> 00:10:45,645
‫از جِن عزیز دلمه.

239
00:10:45,728 --> 00:10:47,647
‫غافلگیرکننده است که ولف
‫به این خوبی همه رو تشخیص می‌ده.

240
00:10:47,730 --> 00:10:49,148
‫یعنی واسه ما و مسلما...

241
00:10:49,273 --> 00:10:51,275
‫دکتر پیرس و دکتر نیکولز
‫راه‌حل پیدا کرد.

242
00:10:51,359 --> 00:10:53,402
‫بیمارانش و خانواده‌شون رو هم
‫تشخیص می‌ده.

243
00:10:53,486 --> 00:10:55,112
‫- می‌شه گفت شگفت‌انگیزه.
‫- وایستین ببینم.

244
00:10:55,196 --> 00:10:57,531
‫یعنی فقط اون‌هایی رو که بخواد
‫تشخیص می‌ده؟

245
00:10:57,657 --> 00:10:59,617
‫سلام هارواردی، باز هم پایه ترجمه هستی...

246
00:10:59,742 --> 00:11:00,993
‫یا بهتره سیلوا رو ببرم؟

247
00:11:01,077 --> 00:11:02,620
‫نه. پایه‌ام.

248
00:11:02,662 --> 00:11:04,914
‫بالاخره واحدهای اسپانیاییم به درد خوردن.

249
00:11:04,997 --> 00:11:06,791
‫مترجم حاضر نداریم؟

250
00:11:06,832 --> 00:11:10,169
‫ای بابا. کاهش بودجه فعلا
‫فقط به مترجم تلفنی می‌رسه.

251
00:11:10,294 --> 00:11:12,088
‫اون به درد آنا نمی‌خوره.

252
00:11:12,171 --> 00:11:14,173
‫- کله‌شقه.
‫- دقیقا.

253
00:11:14,215 --> 00:11:16,634
‫آنا این‌جوری خیلی ناامید می‌شه.

254
00:11:16,717 --> 00:11:19,220
‫هرچی انتظاراتش بیشتر باشه،

255
00:11:19,303 --> 00:11:22,515
‫ناامیدیش بدتر می‌شه.

256
00:11:22,598 --> 00:11:25,518
‫[کتاب مقدس]

257
00:11:27,228 --> 00:11:28,479
‫سلام دکترها.

258
00:11:28,479 --> 00:11:30,731
‫- سلام.
‫- سلام آنا.

259
00:11:30,815 --> 00:11:33,943
‫من دکتر پیرس، رئیس روان‌پزشکی اینجا هستم.

260
00:11:34,276 --> 00:11:36,070
‫ایشون دکتر پیرس هستن.

261
00:11:36,112 --> 00:11:37,905
‫رئیس روان‌پزشکی اینجان.

262
00:11:37,947 --> 00:11:39,407
‫دکتر نیستی؟

263
00:11:40,825 --> 00:11:42,076
‫عیبی نداره.

264
00:11:44,453 --> 00:11:46,122
‫من هم مادرم...

265
00:11:46,205 --> 00:11:48,999
‫و می‌تونم حس و حالتون رو تصور کنم.

266
00:11:49,083 --> 00:11:51,752
‫اگه بخواین،
‫می‌تونیم همگی پیش بنی بشینیم...

267
00:11:51,794 --> 00:11:54,171
‫و وقایع رو مرور کنیم.

268
00:11:54,839 --> 00:11:58,134
‫ایشون هم مادره و می‌تونه حس و حالتون رو...

269
00:11:58,175 --> 00:11:59,760
‫تصور کنه.

270
00:11:59,802 --> 00:12:03,055
‫اگه بخواین، می‌تونیم بشینیم و صحبت کنیم.

271
00:12:03,431 --> 00:12:06,517
‫روان‌کاو من «کتاب مقدس»ـمه.

272
00:12:08,477 --> 00:12:10,187
‫شاید در فرهنگشون نهفته باشه؟

273
00:12:10,271 --> 00:12:11,689
‫خداحافظ.

274
00:12:18,988 --> 00:12:20,322
‫روزشماری می‌کنی...

275
00:12:20,364 --> 00:12:21,991
‫شیفت‌های اورژانسمون تموم بشه، مگه نه؟

276
00:12:22,116 --> 00:12:23,909
‫نه.

277
00:12:23,951 --> 00:12:26,245
‫خوراکی‌ها و غیبت‌های اینجا خیلی بهتره.

278
00:12:27,830 --> 00:12:29,874
‫تو و دانگ چی شدین؟

279
00:12:29,915 --> 00:12:32,168
‫مدام برام «تیک‌تاک» می‌فرسته،
‫ولی من اصلا ندارم،

280
00:12:32,251 --> 00:12:34,503
‫واسه همین فهمیدم یه چیزیتون شده.

281
00:12:34,628 --> 00:12:38,007
‫پرستار وودوارد به اتاق عمل سه.
‫پرستار وودوارد به اتاق عمل سه.

282
00:12:38,048 --> 00:12:41,385
‫دینا دکتر پیرس رو گزارش داده بود.

283
00:12:41,427 --> 00:12:43,262
‫من هم حس عجیبی دارم.

284
00:12:43,345 --> 00:12:46,056
‫عه. چرا چنین کاری کرد؟

285
00:12:46,140 --> 00:12:48,058
‫- آخه...
‫- به من نمی‌گه،

286
00:12:48,100 --> 00:12:50,561
‫ولی وقتی ولف فن‌سیکلیدین
‫مصرف کرده بود گزارش نداده بود،

287
00:12:50,603 --> 00:12:53,272
‫واسه همین به نظرم استاندارد دوگانه داره.

288
00:12:54,482 --> 00:12:57,693
‫درسته.
‫ولی دیناست.

289
00:12:57,735 --> 00:13:01,030
‫آدم منصفیه و وفادار هم هست.

290
00:13:01,071 --> 00:13:03,282
‫باید باور داشته باشم
‫دلیل خوبی داشته.

291
00:13:03,365 --> 00:13:05,743
‫خب، اگه خودش بهم نگه نمی‌فهمم.

292
00:13:06,577 --> 00:13:08,329
‫منطقیه.

293
00:13:08,454 --> 00:13:11,207
‫راستی، تا نرفتم حال برادران تورس رو بپرسم.

294
00:13:13,292 --> 00:13:14,960
‫یه داداش از اتاق عمل در اومده.

295
00:13:15,002 --> 00:13:18,339
‫سطح کماش پایینه،
‫ولی حالش خوبه.

296
00:13:18,422 --> 00:13:21,550
‫دکتر نیکولز هنوز بالای سر اون یکیه.

297
00:13:22,885 --> 00:13:25,179
‫الان هشت ساعت شده.

298
00:13:25,262 --> 00:13:26,722
‫وحشتناکه.

299
00:13:26,847 --> 00:13:28,182
‫اینجا هر روز...

300
00:13:28,224 --> 00:13:30,893
‫با خودم می‌گم زندگی کوتاهه.

301
00:13:36,106 --> 00:13:38,901
‫یکی لطف می‌کنه دانگ یا کینی رو
‫بیاره پیشم؟

302
00:13:38,943 --> 00:13:40,528
‫مایلین تامی یا ربکا...

303
00:13:40,611 --> 00:13:42,613
‫کمکتون کنن دکتر ولف؟

304
00:13:48,077 --> 00:13:51,163
‫دکتر ولف، با کی بودین؟

305
00:13:51,205 --> 00:13:54,333
‫کل پرستارهامون تواناییش رو دارن.

306
00:13:54,416 --> 00:13:55,876
‫فرقی نمی‌کنه کدومشون.

307
00:13:56,752 --> 00:13:58,462
‫همه می‌تونن به کارشون برسن.

308
00:14:02,216 --> 00:14:03,676
‫همون‌طور که متوجه شدین،

309
00:14:03,759 --> 00:14:06,011
‫من بخش رو به روش خاصی اداره می‌کنم...

310
00:14:06,095 --> 00:14:08,430
‫و خوشحال می‌شم
‫اسم همه رو یاد بگیرین.

311
00:14:08,472 --> 00:14:10,099
‫این‌جوری حس اجتماع می‌ده.

312
00:14:10,140 --> 00:14:12,059
‫واسه کمک به شما،
‫برچسب نام می‌چسبونیم.

313
00:14:12,184 --> 00:14:14,019
‫وای، ممنون که ترتیبش رو دادی پرستار سیلوا.

314
00:14:14,061 --> 00:14:16,647
‫باید خیلی وقت پیش این کار رو می‌کردیم.
‫امروز یه‌کم سرمون شلوغه.

315
00:14:16,730 --> 00:14:18,357
‫احیانا نمی‌شه بعدا یخمون آب بشه؟

316
00:14:18,440 --> 00:14:20,317
‫نه، هیچ‌وقت سرمون اون‌قدر شلوغ نیست
‫که اسم بقیه رو یاد نگیریم.

317
00:14:20,359 --> 00:14:23,612
‫دکتر ولف، بنی ولف به هوش اومده
‫و لوله‌اش رو در آوردن.

318
00:14:23,737 --> 00:14:26,198
‫ممنون... پرستار کارتر.

319
00:14:32,746 --> 00:14:34,623
‫خوش برگشتی بنی.

320
00:14:36,417 --> 00:14:38,586
‫اینجا بیمارستان عمومی برانکسه.

321
00:14:42,631 --> 00:14:44,550
‫مامانم اینجاست؟

322
00:14:47,469 --> 00:14:49,263
‫اینجا کجاست؟

323
00:14:49,346 --> 00:14:51,265
‫من بهش گفتم اینجا کجاست.

324
00:14:52,182 --> 00:14:54,310
‫خب، تو سقوط وحشتناکی داشت بنی،

325
00:14:54,351 --> 00:14:56,770
‫ولی بر خلاف انتظار
‫زنده موندی.

326
00:14:56,854 --> 00:14:58,314
‫حالت چطوره؟

327
00:14:58,355 --> 00:15:00,441
‫ما اومدیم هر سوالی داری رو جواب بدیم.

328
00:15:00,524 --> 00:15:02,735
‫می‌خوام برادرم رو ببینم.

329
00:15:02,818 --> 00:15:04,194
‫خورخه کجاست؟

330
00:15:08,157 --> 00:15:09,825
‫برادرم کجاست؟!

331
00:15:09,909 --> 00:15:11,702
‫سمت چپش دوباره خون‌ریزی کرد.

332
00:15:11,744 --> 00:15:13,662
‫فشار درون‌جمجمه‌ایش
‫دوباره رو به افزایشه.

333
00:15:17,333 --> 00:15:19,209
‫من ساب‌دورال خورخه رو تخلیه کردم...

334
00:15:19,460 --> 00:15:22,254
‫و جمجمه‌اش رو بازسازی کردم
‫تا ترک‌های سمت راست رو ببندم.

335
00:15:22,338 --> 00:15:24,256
‫ولی سی‌تی وسط عملون
‫خون‌ریزی جدیدی سمت چپ نشون داد،

336
00:15:24,340 --> 00:15:26,091
‫من هم جمجمه‌بری کردم
‫و اون رو برداشتم،

337
00:15:26,175 --> 00:15:27,801
‫ولی تا بخوام ببندمش،
‫فشار درون‌جمجمه‌ایش دوباره بالا رفت.

338
00:15:27,843 --> 00:15:31,138
‫ادم مغزی حجیم با وجود
‫جمجمه‌بری هر دو طرف.

339
00:15:31,180 --> 00:15:33,766
‫وضعش وحشتناکه.
‫پیشنهادت چیه؟

340
00:15:33,891 --> 00:15:35,392
‫جمجمه هر دو طرف رو برداریم.

341
00:15:35,517 --> 00:15:37,102
‫به نظرم خیلی خطرناکه.

342
00:15:37,227 --> 00:15:38,687
‫اگه درست انجامش ندم می‌میره.

343
00:15:38,729 --> 00:15:40,898
‫ولی اگه تلاش نکنی هم می‌میره.

344
00:15:40,981 --> 00:15:44,360
‫هرچی لازم داشتی،
‫ما کاملا ازت حمایت می‌کنیم.

345
00:15:48,739 --> 00:15:50,324
‫خیلی‌خب.

346
00:15:50,366 --> 00:15:51,742
‫برمی‌گردم تو اتاق عمل.

347
00:15:55,537 --> 00:15:57,915
‫آرزو کنین معجزه‌ام موفقیت‌آمیز باشه.

348
00:15:57,998 --> 00:15:59,959
‫موفق باشی رئیس.

349
00:16:00,042 --> 00:16:03,087
‫خب، غذای محبوبت چیه؟

350
00:16:03,212 --> 00:16:05,005
‫- من نیویورکی‌ام.
‫- خیلی‌خب.

351
00:16:05,047 --> 00:16:07,383
‫تو ده ثانیه هرچقدر می‌تونی
‫پیتزا نام ببر.

352
00:16:07,549 --> 00:16:08,968
‫بزن بریم دکتر ولف.

353
00:16:09,051 --> 00:16:11,720
‫«لویی و ارنی.» «امیلیو.»

354
00:16:11,762 --> 00:16:14,974
‫«جو.» «لوکالی.» «دی‌فارا.»

355
00:16:15,057 --> 00:16:17,142
‫«ماماز تو.»

356
00:16:17,309 --> 00:16:19,353
‫ای بابا. شاید واقعا مغزم داغون شده.

357
00:16:19,436 --> 00:16:21,605
‫هیچ‌کس «ماماز» رو آخر نمی‌گه.

358
00:16:23,023 --> 00:16:25,776
‫حالا که حرفش شد،
‫همکارم داره سعی می‌کنه...

359
00:16:25,943 --> 00:16:28,529
‫مادرت رو بیاره ملاقاتت.

360
00:16:28,654 --> 00:16:31,448
‫احساس مادرم نسبت به من...

361
00:16:31,490 --> 00:16:34,201
‫عین احساس ایتالیایی‌ها
‫به آناناس روی پیتزاست.

362
00:16:34,243 --> 00:16:36,578
‫- انگار توهین‌آمیزم.
‫- باور کن درک می‌کنم.

363
00:16:36,620 --> 00:16:40,708
‫من و مامانم هم
‫کلی بحث حل‌نشده فلسفی داریم.

364
00:16:40,833 --> 00:16:43,502
‫انگار هر وقت می‌خوام
‫باب میل خودم عمل کنم،

365
00:16:43,585 --> 00:16:45,713
‫همیشه بهم عذاب وجدان می‌ده.

366
00:16:45,754 --> 00:16:47,673
‫خودم رو نمی‌بینه.

367
00:16:47,840 --> 00:16:50,342
‫فقط هرچی خودش می‌خواد می‌بینه.

368
00:16:55,431 --> 00:16:57,641
‫ببین...

369
00:16:57,766 --> 00:17:00,102
‫من نمی‌گم تو باید...

370
00:17:00,144 --> 00:17:01,437
‫بزرگی کنی، ولی...

371
00:17:01,478 --> 00:17:03,355
‫کنترلش از روی محبته؟

372
00:17:03,480 --> 00:17:06,025
‫از من بشنو، خورخه هم این حرف‌ها رو زده.

373
00:17:06,150 --> 00:17:08,527
‫ولی محبت دلیل نمی‌شه
‫اون‌جوری رفتار کنه.

374
00:17:09,862 --> 00:17:11,905
‫درک می‌کنم.

375
00:17:11,947 --> 00:17:15,659
‫اگه بخوای بدون اون پیش بری،
‫من هوات رو دارم.

376
00:17:20,164 --> 00:17:22,750
‫من که نمی‌خواستم این‌جوری بشه.

377
00:17:22,916 --> 00:17:26,879
‫آدم خیال می‌کنه سقوط از طبقه سی و نهم
‫همه‌چی رو ساده‌تر می‌کنه.

378
00:17:29,339 --> 00:17:31,967
‫از دیدنش خوشحالم...

379
00:17:32,051 --> 00:17:34,720
‫ولی گمون نکنم چیزی رو درست کنه.

380
00:17:36,805 --> 00:17:38,515
‫با مامان من درست نمی‌شه.

381
00:17:41,685 --> 00:17:45,064
‫گاهی کاری جز تلاش از دستمون بر نمیاد.

382
00:17:53,614 --> 00:17:57,201
‫دکتر نیکولز در حین عمل
‫با مشکلات پیچیده‌ای مواجه شد.

383
00:17:57,326 --> 00:17:59,870
‫ولی از طرف دیگه، بنی به هوش اومده.

384
00:18:00,829 --> 00:18:05,125
‫خدا یار دکتر نیکولزه.
‫خورخه رو نجات می‌ده.

385
00:18:07,544 --> 00:18:09,880
‫چه دست‌بند قشنگی دارین.

386
00:18:09,922 --> 00:18:12,925
‫نماد مقاومت پورتوریکوئه.

387
00:18:12,966 --> 00:18:14,676
‫وقتی رفتیم، مادرم بهم هدیه داد.

388
00:18:14,843 --> 00:18:16,637
‫خورخه شش ساله بود.

389
00:18:16,678 --> 00:18:17,513
‫بنی دو ساله بود.

390
00:18:17,554 --> 00:18:19,056
‫وای، حتما خیلی سخت بوده...

391
00:18:19,098 --> 00:18:20,933
‫که تک و تنها با دو بچه...

392
00:18:20,974 --> 00:18:24,394
‫به نیویورک نقل‌مکان کنین
‫و زبانشون رو هم بلد نباشین.

393
00:18:24,436 --> 00:18:26,271
‫حتما خیلی سخت بوده...

394
00:18:26,271 --> 00:18:28,649
‫که تک و تنها با دو بچه
‫به نیویورک نقل‌مکان کردین...

395
00:18:28,690 --> 00:18:29,608
‫سخت بود.

396
00:18:29,608 --> 00:18:33,487
‫وقتی خورخه رو می‌بینم،
‫تمام دلایل نقل‌مکانمون یادم میاد.

397
00:18:33,612 --> 00:18:35,364
‫ولی وقتی بنیتو رو می‌بینم،

398
00:18:35,364 --> 00:18:38,575
‫کلی دلیل یادم میاد
‫که می‌گم کاش نمی‌اومدیم.

399
00:18:38,659 --> 00:18:41,245
‫به هر چیزی که بهش دادم پشت کرد...

400
00:18:41,328 --> 00:18:43,539
‫به نظر خودم سخت‌ترین بخش فرزندپروری...

401
00:18:43,622 --> 00:18:46,291
‫اینه که بذارم دخترم خودش تصمیم بگیره،

402
00:18:46,333 --> 00:18:49,628
‫آزادی و احترام مربوطه رو بهش بدم.

403
00:18:49,670 --> 00:18:51,964
‫به نظرم خودم سخت‌ترین بخش مادر بودن...

404
00:18:52,047 --> 00:18:58,303
‫اینه که بذارم دخترم خودش تصمیم بگیره.
‫بهش احترام بذارم.

405
00:18:59,179 --> 00:19:01,056
‫وقتی به اینجا نقل‌مکان کردیم...

406
00:19:02,015 --> 00:19:05,769
‫بنی تصمیماتی گرفت
‫که من باهاشون موافق نبودم.

407
00:19:05,811 --> 00:19:07,062
‫من گذاشتم به حال خودش باشه.

408
00:19:08,480 --> 00:19:12,651
‫ولی وقتی به دینمون پشت کرد،

409
00:19:12,943 --> 00:19:16,989
‫اصلا نتونستم به تصمیمش احترام بذارم.

410
00:19:17,573 --> 00:19:19,366
‫دلم رو شکست.

411
00:19:19,575 --> 00:19:24,580
‫قبول کردنش یعنی باید تا ابد
‫بدون بچه‌ام باشم.

412
00:19:25,497 --> 00:19:27,249
‫در تصورتون می‌گنجه؟

413
00:19:27,249 --> 00:19:30,335
‫من همین‌جوریش طاقت ندارم
‫دخترم رو یه هفته در میون ببینم.

414
00:19:30,377 --> 00:19:32,129
‫به جز خودم،

415
00:19:33,046 --> 00:19:34,923
‫هیچی برام نمونده.

416
00:19:35,883 --> 00:19:37,634
‫باقیش رو به اون دادم.

417
00:19:41,763 --> 00:19:45,934
‫حتی وقتی گمون می‌کنیم
‫دیگه چیزی برای ارائه نداریم،

418
00:19:46,059 --> 00:19:48,187
‫بچه‌هامون بهمون نیاز دارن.

419
00:19:48,312 --> 00:19:51,773
‫بنیتو به مادرش نیاز داره،
‫همیشه داشته.

420
00:19:53,358 --> 00:19:56,486
‫شاید خدا داره همین رو
‫نشونتون می‌ده.

421
00:20:17,674 --> 00:20:19,343
‫می‌خوام بدونی...

422
00:20:20,093 --> 00:20:21,887
‫اگه خورخه بمیره،

423
00:20:22,179 --> 00:20:23,680
‫تقصیر توئه.

424
00:20:23,722 --> 00:20:25,140
‫چی می‌گه؟

425
00:20:25,224 --> 00:20:26,558
‫اصلا حرف خوبی نمی‌زنه.

426
00:20:26,600 --> 00:20:28,268
‫اصلا نباید داداشت رو...

427
00:20:28,310 --> 00:20:31,104
‫دنبال خودت می‌کشوندی.

428
00:20:33,899 --> 00:20:34,942
‫چی می‌گه؟

429
00:20:34,942 --> 00:20:35,943
‫چی شده؟

430
00:20:35,943 --> 00:20:36,944
‫چرا جواب نمی‌ده؟

431
00:20:36,985 --> 00:20:38,654
‫می‌خواد بدونه چی شده...

432
00:20:38,737 --> 00:20:40,030
‫و چرا جواب نمی‌ده.

433
00:20:40,113 --> 00:20:42,574
‫بنی، زبان اول تو چیه؟

434
00:20:42,699 --> 00:20:44,826
‫اسپانیایی. عین مادرم.

435
00:20:46,078 --> 00:20:48,080
‫ولی یه کلمه از حرف‌هاش رو هم نمی‌فهمم.

436
00:20:48,247 --> 00:20:50,165
‫بهش بی‌توجهی نمی‌کنه.

437
00:20:51,291 --> 00:20:54,169
‫زبان مادریش رو از دست داده.

438
00:20:57,172 --> 00:21:00,550
‫من می‌تونم راجع به اختلالات عصبی نادر
‫کتاب بنویسم،

439
00:21:00,550 --> 00:21:03,011
‫ولی به عمرم زبان‌پریشی دوزبانه‌ای ندیدم...

440
00:21:03,053 --> 00:21:06,306
‫که زبان اول رو از بین ببره
‫و زبان دوم کاملا سالم باشه.

441
00:21:06,431 --> 00:21:09,017
‫چطور ممکنه کسی
‫زبان اولش رو از دست بده،

442
00:21:09,101 --> 00:21:10,852
‫ولی زبان دومش یادش بمونه؟

443
00:21:12,813 --> 00:21:14,189
‫کمک لازم نداری؟

444
00:21:14,314 --> 00:21:15,983
‫خیلی‌خب. چند وقته تمرین می‌کنم.

445
00:21:16,066 --> 00:21:17,776
‫باشه. خیلی‌خب.

446
00:21:17,859 --> 00:21:21,947
‫جراحت اصلی اینجا
‫تو لوب گیجگاهی چپه...

447
00:21:22,030 --> 00:21:23,740
‫که مسئول درک زبانه.

448
00:21:23,782 --> 00:21:27,077
‫اگه بنی انگلیسی رو
‫تا شش هفت سالگی یاد نگرفته باشه،

449
00:21:27,160 --> 00:21:28,912
‫زبان دومش تو بخش متفاوتی از مغز...

450
00:21:28,996 --> 00:21:30,956
‫ذخیره می‌شه.

451
00:21:30,998 --> 00:21:33,125
‫درسته. بعد از اوایل کودکی،
‫یاد گرفتن زبان جدید...

452
00:21:33,166 --> 00:21:34,960
‫نواحی متفاوت اما مشابهی رو درگیر می‌کنه،

453
00:21:35,043 --> 00:21:37,212
‫یعنی مسیرهای عصبی متفاوتی...

454
00:21:37,296 --> 00:21:41,049
‫واسه درک زبانی زبان اول
‫و زبان دوم وجود داره.

455
00:21:42,634 --> 00:21:44,720
‫وایستا ببینم. من کاری نکردم.

456
00:21:47,764 --> 00:21:50,183
‫- راحت باش. دانشت رو بریز بیرون.
‫- خب، چون مسیرهای عصبی...

457
00:21:50,309 --> 00:21:53,228
‫مغز بنی که مربوط به انگلیسی‌ان
‫تقریبا سالمن،

458
00:21:53,312 --> 00:21:56,857
‫مغزش مسیر راحت‌تری رو
‫که کمتر آسیب دیده انتخاب کرده.

459
00:21:56,940 --> 00:21:58,400
‫بنی فقط انگلیسی حرف می‌زنه...

460
00:21:58,525 --> 00:22:00,902
‫و خانواده‌اش فقط اسپانیایی حرف می‌زنن؟

461
00:22:00,986 --> 00:22:04,156
‫عجب استعاره‌ای.
‫چه‌جوری این شکاف رو جبران کنیم؟

462
00:22:04,281 --> 00:22:06,491
‫خب، درسته آسیب دیده،
‫ولی می‌تونیم...

463
00:22:06,533 --> 00:22:09,703
‫اون مسیرهای عصبی رو بازسازی کنیم،
‫اما به راحتی «روزتا استون» نیست.

464
00:22:09,828 --> 00:22:11,955
‫گمون کنم بچه‌های امروزی
‫بهش می‌گن «دوئولینگو.»

465
00:22:12,039 --> 00:22:13,373
‫بنی پرستار لازم داره...

466
00:22:13,415 --> 00:22:16,251
‫و آنا باید یه‌جوری
‫با دنیا ارتباط برقرار کنه.

467
00:22:16,335 --> 00:22:19,546
‫همین الان ممکنه یه پسرش رو
‫از دست بده.

468
00:22:19,629 --> 00:22:21,465
‫نباید بذاریم جفتشون رو از دست بده.

469
00:22:21,548 --> 00:22:23,175
‫فشار درون‌جمجمه‌ایش خیلی بالاست.

470
00:22:23,258 --> 00:22:24,634
‫چند وقته این‌قدره؟

471
00:22:24,801 --> 00:22:26,428
‫چند دقیقه. خون‌ریزی داره.

472
00:22:26,511 --> 00:22:28,930
‫خواهش می‌کنم! اول دست چپ!
‫همیشه! می‌دونی چیه؟

473
00:22:29,056 --> 00:22:31,058
‫ولش کن. وقت نداریم.
‫بخیه لازم داریم.

474
00:22:31,141 --> 00:22:32,726
‫بهش مانیتول بزنین.

475
00:22:32,768 --> 00:22:34,978
‫بیچاره آروم نمی‌گیره.
‫خیلی‌خب.

476
00:22:35,062 --> 00:22:37,689
‫باید هر دو طرف جمجمه‌اش رو
‫بیشتر ببریم.

477
00:22:37,731 --> 00:22:40,025
‫همگی سرحال باشین.

478
00:22:40,067 --> 00:22:41,526
‫- چشم دکتر.
‫- حتما.

479
00:22:46,656 --> 00:22:49,451
‫نمی‌دونم مامانم داشت چی می‌گفت،

480
00:22:49,534 --> 00:22:50,994
‫ولی به نظرم حرف خوبی نبود.

481
00:22:51,078 --> 00:22:54,164
‫خب، بیا فرض کنیم واکنش مامانت...

482
00:22:54,247 --> 00:22:56,083
‫واسه کنار اومدن با شرایط بود.

483
00:22:56,166 --> 00:22:57,584
‫خیلی عادیه.

484
00:22:57,709 --> 00:22:58,960
‫داریم بررسی می‌کنیم.

485
00:23:00,587 --> 00:23:03,215
‫شاید بهتر باشه این‌ها رو بهش وصل کنین.

486
00:23:03,298 --> 00:23:05,759
‫با شوک یه‌کم مثبت‌اندیشی
‫تو مخش فرو کنین.

487
00:23:05,801 --> 00:23:08,011
‫ما اصلا شوک نمی‌دیم.

488
00:23:08,053 --> 00:23:09,971
‫فقط یه جریان الکتریکی ضعیفه
‫که باعث می‌شه اون بخش...

489
00:23:10,055 --> 00:23:11,473
‫آسیب‌دیده مغزت زودتر درمان بشه.

490
00:23:11,556 --> 00:23:14,351
‫کاملا بی‌خطره
‫و اصلا درد نداره.

491
00:23:14,434 --> 00:23:17,771
‫حالا که گفتی،
‫این مسکن حرف نداره.

492
00:23:17,938 --> 00:23:19,898
‫تقریبا صورتم رو حس نمی‌کنم.

493
00:23:19,940 --> 00:23:23,318
‫خب، بیا فرض کنیم
‫مغزت داره فیزیوتراپی می‌شه.

494
00:23:23,443 --> 00:23:25,445
‫جریان الکتریکی
‫انعطاف‌پذیری عصبیت رو افزایش می‌ده...

495
00:23:25,529 --> 00:23:28,031
‫و این‌جوری باقی بازپروریت
‫خیلی مفیدتر می‌شه.

496
00:23:28,115 --> 00:23:29,449
‫عین آب خوردن قبل از باشگاه...

497
00:23:29,491 --> 00:23:31,827
‫که باعث می‌شه ورزش مفیدتر باشه.

498
00:23:31,910 --> 00:23:33,495
‫آره خب. آره.

499
00:23:33,578 --> 00:23:35,747
‫یه کارت نشونت می‌دم
‫و تو به انگلیسی و اسپانیایی...

500
00:23:35,872 --> 00:23:39,209
‫بهم بگو چیه

501
00:23:39,292 --> 00:23:41,086
‫خب؟

502
00:23:41,169 --> 00:23:43,422
‫خونه. «کاسا.»

503
00:23:44,297 --> 00:23:45,465
‫اوهوم.

504
00:23:46,758 --> 00:23:48,677
‫گربه. «گاتو.»

505
00:23:53,265 --> 00:23:56,518
‫میتلف؟ غذا؟

506
00:23:58,979 --> 00:24:01,940
‫باید بدونمش.
‫چم شده؟!

507
00:24:02,899 --> 00:24:06,319
‫چیزی نیست. بنی. نفس بکش.

508
00:24:06,445 --> 00:24:07,904
‫صبور باش.

509
00:24:08,822 --> 00:24:11,116
‫آدم یه شبه خوب نمی‌شه...

510
00:24:12,159 --> 00:24:16,163
‫نه ذهنمون یه شبه خوب می‌شه،
‫نه روابطمون.

511
00:24:27,257 --> 00:24:28,467
‫[پرستار نیکول لموس]

512
00:24:46,193 --> 00:24:47,694
‫خیلی‌خب.

513
00:24:48,945 --> 00:24:51,656
‫پرستار ساموئل وقتی لبخند می‌زنه
‫چال‌گونه داره،

514
00:24:51,740 --> 00:24:54,743
‫پس اگه لبخند بزنه، مشکلی ندارم؟

515
00:24:59,873 --> 00:25:02,667
‫بیدار موندین و یاد می‌گیرین، خوشم اومد.

516
00:25:02,751 --> 00:25:06,087
‫ببین، جهت اطلاعت بگم،
‫درسته اسامی رو خوب بلد نیستم،

517
00:25:06,171 --> 00:25:09,049
‫ولی پرستارهام خیلی دوستم دارن.

518
00:25:09,132 --> 00:25:10,467
‫مطمئنم خیلی خوششون میاد...

519
00:25:10,550 --> 00:25:12,260
‫که «پرستارهاتون» خطاب بشن.

520
00:25:12,344 --> 00:25:13,929
‫استل گفته بود شما رو
‫از همه بیشتر دوست داره،

521
00:25:14,012 --> 00:25:16,848
‫ولی اون خودشیرینه، خلاصه...

522
00:25:16,932 --> 00:25:19,392
‫شنیدم می‌خواین مادر و پسر
‫خانواده تورس رو آشتی بدین.

523
00:25:19,518 --> 00:25:21,019
‫باید راحت باشه.

524
00:25:21,144 --> 00:25:23,355
‫مادرهای لاتین خیلی روشن‌فکرن،

525
00:25:23,480 --> 00:25:24,898
‫مخصوصا وقتی پای پسرشون وسط باشه.

526
00:25:24,940 --> 00:25:26,525
‫گمون نکنم این خصوصیت...

527
00:25:26,650 --> 00:25:30,570
‫منحصر به مادرهای لاتین باشه،
‫ولی کارم...

528
00:25:30,695 --> 00:25:32,364
‫چالش‌برانگیز بوده.

529
00:25:32,447 --> 00:25:35,367
‫خب، اگه از همکار پورتوریکوییت کمک خواستی،

530
00:25:35,408 --> 00:25:38,370
‫همون‌طور که پرستارها تو رو دوست دارن،

531
00:25:38,453 --> 00:25:39,663
‫مامان‌ها هم من رو دوست دارن.

532
00:25:39,704 --> 00:25:41,122
‫آها. خیلی‌خب.

533
00:25:45,752 --> 00:25:48,797
‫راستش، می‌تونی در یه زمینه کمکم کنی.

534
00:25:52,717 --> 00:25:55,220
‫یکی می‌خواست بیاد ملاقاتت بنی.

535
00:25:56,763 --> 00:25:59,307
‫سیلوا واسه جفتتون ترجمه می‌کنه.

536
00:26:00,892 --> 00:26:03,186
‫بگو عذر می‌خوام که مقصر دونستمش...

537
00:26:04,145 --> 00:26:08,233
‫اگه بفهمه خدا داره
‫یه فرصت دیگه بهش می‌ده...

538
00:26:10,735 --> 00:26:12,445
‫من همین‌جام...

539
00:26:15,490 --> 00:26:17,742
‫و در خدمتش هستم.

540
00:26:19,619 --> 00:26:21,288
‫دل مامانت برات تنگ شده.

541
00:26:21,413 --> 00:26:24,499
‫اون سانحه باعث شد متوجه بشه.

542
00:26:24,583 --> 00:26:28,003
‫بابت همه‌چی متأسفه،
‫ولی خیلی دوستت داره.

543
00:26:28,086 --> 00:26:29,838
‫همیشه دوستت داره.

544
00:26:34,426 --> 00:26:37,387
‫هر خیابونی دوطرفه است.

545
00:26:37,512 --> 00:26:40,599
‫اگه اون می‌تونه
‫اختلافاتمون رو کنار بذاره...

546
00:26:40,724 --> 00:26:42,475
‫من هم می‌تونم.

547
00:26:42,517 --> 00:26:44,185
‫پسرتون خدا رو پذیراست...

548
00:26:44,811 --> 00:26:47,230
‫و قول می‌ده هر یکشنبه
‫شام بیاد پیش شما.

549
00:26:47,272 --> 00:26:50,525
‫دلش هم برای موفونگوی شما تنگ شده.

550
00:26:54,154 --> 00:26:57,282
‫روزی نبود که من برات دعا نکنم.

551
00:26:57,699 --> 00:26:59,868
‫من همیشه دوستت داشتم بنی.

552
00:27:00,410 --> 00:27:02,537
‫می‌خوام بدونم چقدر آزادانه ترجمه کردی؟

553
00:27:02,662 --> 00:27:04,539
‫فقط به مامانه گفتم پسرش...

554
00:27:04,664 --> 00:27:06,875
‫دوباره پیرو حضرت مسیح شده...

555
00:27:07,000 --> 00:27:09,002
‫و دلش واسه موفونگوش تنگ شده.

556
00:27:09,085 --> 00:27:11,588
‫خب، باید به هر قیمتی موفق بشیم.

557
00:27:11,671 --> 00:27:13,381
‫بعدا وقت دارن جزئیاتش رو بررسی کنن.

558
00:27:15,091 --> 00:27:16,301
‫دکتر ولف!

559
00:27:16,593 --> 00:27:17,886
‫چی شده؟

560
00:27:19,512 --> 00:27:20,680
‫بنی؟

561
00:27:22,140 --> 00:27:23,683
‫خیلی‌خب.
‫سیلوا، بگو یه ترالی اورژانس بیارن.

562
00:27:23,725 --> 00:27:25,769
‫- بنی!
‫- آره. مردمکش خیلی باز شده.

563
00:27:25,852 --> 00:27:27,395
‫- ممکنه دچار فتق مغزی شده باشه.
‫- کد آبی!

564
00:27:27,479 --> 00:27:29,064
‫باید سریع ببریمش سی‌تی!

565
00:27:29,105 --> 00:27:29,939
‫کد آبی!

566
00:27:29,981 --> 00:27:31,149
‫برگرد بنی!

567
00:27:31,483 --> 00:27:33,151
‫بنی، خواهش می‌کنم!

568
00:27:33,151 --> 00:27:35,278
‫نه! نه، نه، نه، نه،
‫نه، نه، نه، نه!

569
00:27:35,362 --> 00:27:37,781
‫- بنی!
‫- بریم!

570
00:27:37,864 --> 00:27:39,783
‫خیلی‌خب. بریم.
‫بلندش کنین. زود باشین.

571
00:27:39,783 --> 00:27:41,201
‫بنی، خواهش می‌کنم نرو!

572
00:27:41,201 --> 00:27:43,578
‫بنی!

573
00:27:43,703 --> 00:27:46,790
‫فشار جمجمه‌ایش از کل امروز کمتره
‫و بافتش نرمه.

574
00:27:46,873 --> 00:27:49,334
‫- ببندیمش.
‫- بفرمایین دکتر.

575
00:27:49,376 --> 00:27:50,669
‫خیلی به موقع اومدی دکتر ولف.

576
00:27:50,710 --> 00:27:52,337
‫بالاخره داریم به یه جایی می‌رسیم.

577
00:27:52,379 --> 00:27:54,339
‫جاش، بنی رو بردن سی‌تی.

578
00:27:54,381 --> 00:27:56,549
‫مخچه‌اش سکته کرد.
‫اصلا نمی‌شد فهمید.

579
00:27:56,675 --> 00:27:59,260
‫هیچ اسکنی اثری از جراحت رگ نشون نداده بود.

580
00:27:59,386 --> 00:28:00,762
‫سرخرگ مهره‌ای کوفتی.

581
00:28:00,845 --> 00:28:02,222
‫ستون فقرات و ساقه مغزش سالمه، ولی...

582
00:28:02,263 --> 00:28:03,765
‫حتما سرخرگ مهره‌ایش در حین...

583
00:28:03,807 --> 00:28:05,475
‫در رفتن جمجمه از گردن مجروح شده بود.

584
00:28:05,517 --> 00:28:08,520
‫واقعا هیچ کاری از دستمون برنمی‌اومد.

585
00:28:08,561 --> 00:28:09,771
‫یه اتاق عمل دیگه آماده کنیم.

586
00:28:09,854 --> 00:28:11,439
‫گودی جمجمه پسین رو عمل می‌کنیم.

587
00:28:11,481 --> 00:28:13,233
‫با نهایت سرعت ببرینش اونجا.

588
00:28:13,316 --> 00:28:15,860
‫جاش، مطمئنی؟
‫چهارده ساعته مشغول عملی.

589
00:28:15,902 --> 00:28:17,320
‫خب، چند ساعت دیگه هم روش!

590
00:28:17,404 --> 00:28:18,947
‫باشه.

591
00:28:28,456 --> 00:28:30,834
‫[بخش الف]

592
00:28:35,338 --> 00:28:37,090
‫آنا.

593
00:28:37,132 --> 00:28:39,008
‫می‌شه باهات دعا کنم؟

594
00:28:40,343 --> 00:28:43,012
‫وایستا ببینم. تو که گفتی
‫می‌خوایم حمایت احساسی کنیم.

595
00:28:43,096 --> 00:28:44,597
‫دعا تأثیر مثبتی...

596
00:28:44,681 --> 00:28:46,641
‫روی روان و جسم داره.

597
00:28:46,683 --> 00:28:50,270
‫روش مقابله است.
‫پس بیا کمکشون کنیم مقابله کنن.

598
00:28:58,570 --> 00:29:01,239
‫[بیمارستان عمومی برانکس]

599
00:29:10,206 --> 00:29:14,544
‫خداوند بزرگ،
‫ازت می‌خوایم خورخه...

600
00:29:14,627 --> 00:29:17,547
‫و بنیتو رو شفا بدی...

601
00:29:17,630 --> 00:29:20,341
‫و به این خانواده قدرت ببخشی.

602
00:29:21,509 --> 00:29:25,847
‫آنا به این کشور آوردشون
‫تا زندگی بهتری داشته باشن.

603
00:29:27,265 --> 00:29:30,268
‫زندگی خیلی سختی داشتن،

604
00:29:30,351 --> 00:29:33,938
‫اما با عشقشون به همدیگه
‫موفق شدن.

605
00:29:35,273 --> 00:29:37,901
‫خدایا، لطفا مواظبشون باش.

606
00:29:37,984 --> 00:29:40,361
‫ازشون محافظت کن.

607
00:29:40,403 --> 00:29:41,696
‫آمین.

608
00:29:42,864 --> 00:29:44,532
‫- آمین.
‫- آمین.

609
00:29:46,785 --> 00:29:48,953
‫خدا یار پسرهامه.

610
00:29:59,255 --> 00:30:00,548
‫[خروجی]

611
00:30:06,262 --> 00:30:08,056
‫خورخه خوبه.

612
00:30:08,139 --> 00:30:10,975
‫هنوز به هوش نیومده،
‫ولی علائم حیاتیش خوبه.

613
00:30:11,017 --> 00:30:12,769
‫خورخه خوبه.

614
00:30:12,977 --> 00:30:16,606
‫هنوز به هوش نیومده،
‫ولی علائم حیاتیش خوبه.

615
00:30:19,108 --> 00:30:21,694
‫اما بنی دچار سکته شدیدی شد...

616
00:30:21,820 --> 00:30:23,738
‫که امکان نداشت زنده بمونه.

617
00:30:24,989 --> 00:30:26,533
‫پسر شما...

618
00:30:28,535 --> 00:30:29,702
‫از دنیا رفت.

619
00:30:32,121 --> 00:30:35,375
‫بنی دچار سکته شدیدی شد.

620
00:30:36,334 --> 00:30:39,087
‫پسرتون فوت شده.

621
00:30:39,504 --> 00:30:41,089
‫خانم تورس، تسلیت می‌گم.

622
00:30:41,130 --> 00:30:42,924
‫نه. نه.

623
00:30:43,007 --> 00:30:45,927
‫وای نه. نه.

624
00:30:46,010 --> 00:30:47,095
‫نه!

625
00:30:47,178 --> 00:30:49,556
‫نه!

626
00:30:51,683 --> 00:30:54,227
‫نه! نه! نه!

627
00:31:22,964 --> 00:31:28,970
‫[فرصت‌های تحقیقات پزشکی]

628
00:31:31,347 --> 00:31:32,807
‫سلام.

629
00:31:35,894 --> 00:31:38,396
‫می‌خواستم حالت رو بپرسم.

630
00:31:39,564 --> 00:31:41,107
‫با خودم گفتم احتمالا
‫از این اتفاق اذیت بشی.

631
00:31:41,190 --> 00:31:43,318
‫نه. چیزی نیست. چیزیم نیست.
‫مشکلی نیست.

632
00:31:44,569 --> 00:31:46,154
‫نه، چیزی هست.

633
00:31:48,156 --> 00:31:50,158
‫من شرمنده‌ام.

634
00:31:53,870 --> 00:31:56,998
‫به من ربطی نداره
‫چرا دکتر پیرس رو گزارش دادی.

635
00:31:58,207 --> 00:31:59,709
‫من بهت اعتماد دارم.

636
00:32:00,960 --> 00:32:03,922
‫زندگی اون‌قدر کوتاهه
‫که آدم نباید از بهترین دوستش عصبانی باشه.

637
00:32:07,300 --> 00:32:10,178
‫من رو بابت قضاوت بی‌جام می‌بخشی؟

638
00:32:11,471 --> 00:32:13,097
‫ببخشمت؟

639
00:32:14,057 --> 00:32:16,184
‫این خصوصیتت رو از همه بیشتر دوست دارم.

640
00:32:18,937 --> 00:32:20,271
‫ببخشید.

641
00:32:25,026 --> 00:32:28,696
‫دکتر هایات به بخش اطفال.
‫دکتر هایات به بخش اطفال.

642
00:32:29,781 --> 00:32:32,659
‫خبر بدی دارم داداش.
‫«موش پیتزاخور» مرد.

643
00:32:32,784 --> 00:32:34,452
‫خیلی حیف شد.
‫خیلی دوستش داشتم.

644
00:32:34,494 --> 00:32:36,621
‫خبر بدمون اینه؟

645
00:32:37,830 --> 00:32:40,249
‫بخش من نیست، به من مربوط نیست.

646
00:32:41,125 --> 00:32:42,794
‫شرط می‌بندم روزشماری می‌کنی
‫شیفت اورژانست برسه.

647
00:32:42,877 --> 00:32:44,921
‫اون پایین از این خبرها نیست.

648
00:32:45,046 --> 00:32:46,839
‫حتی اگه می‌خواستیم
‫بعدا حال بیمارهامون رو بپرسیم...

649
00:32:46,965 --> 00:32:49,008
‫که من نمی‌خوام، وقت نداریم.

650
00:32:49,133 --> 00:32:51,594
‫خب پس اینجا چیکار می‌کنی؟

651
00:32:51,678 --> 00:32:54,055
‫این‌قدر اینجا نمون.
‫به زودی برمی‌گردی.

652
00:32:54,138 --> 00:32:55,807
‫بزن بریم قهرمان.

653
00:33:05,191 --> 00:33:08,152
‫از همه‌تون بابت زحماتتون ممنونم.

654
00:33:08,236 --> 00:33:10,196
‫امروز خیلی سخت بود...

655
00:33:10,238 --> 00:33:12,907
‫و این هیچ‌وقت نتیجه آسونی نیست.

656
00:33:12,991 --> 00:33:15,451
‫می‌خوام همگی تو راه خونه بدونین...

657
00:33:15,535 --> 00:33:18,579
‫تمام تلاشتون رو کردین.

658
00:33:20,206 --> 00:33:22,041
‫کار امروزمون تموم شد.
‫برین استراحت کنین.

659
00:33:29,257 --> 00:33:34,554
‫[فهرست امنیتی جراحی]

660
00:34:20,725 --> 00:34:22,393
‫باید...

661
00:34:25,188 --> 00:34:27,315
‫وقتی دستکش رو اشتباه دستم کرد
‫از اول شروع می‌کردم.

662
00:34:27,398 --> 00:34:31,778
‫حواسم رو پرت کرد.
‫همه‌چی رو خراب کرد.

663
00:34:31,819 --> 00:34:34,655
‫نباید به این چیزها فکر کنی جاش.

664
00:34:37,075 --> 00:34:40,453
‫تو تنها شانس بقای خورخه و بنی بودی...

665
00:34:40,578 --> 00:34:44,582
‫و یه لحظه هم کم نذاشتی.

666
00:34:45,625 --> 00:34:47,794
‫واقعا خیال می‌کردم
‫می‌تونم نجاتش بدم.

667
00:34:53,007 --> 00:34:55,843
‫می‌خواستم معجزه آنا رو بهش بدم.

668
00:34:55,885 --> 00:34:57,845
‫یه معجزه بهش دادی.

669
00:35:07,772 --> 00:35:10,149
‫صبح به خیر خانم تورس.

670
00:35:11,818 --> 00:35:14,278
‫شب تا صبح اینجا بودین؟

671
00:35:17,657 --> 00:35:19,450
‫[در این اتاق عطر نزنید]

672
00:35:20,159 --> 00:35:22,411
‫می‌خواستیم یه چیزی نشونتون بدیم.

673
00:35:23,830 --> 00:35:25,248
‫مال بنیه.

674
00:35:26,958 --> 00:35:28,960
‫تو اتاق عمل،

675
00:35:29,001 --> 00:35:31,546
‫داشتیم از بنی نوار مغزی می‌گرفتیم.

676
00:35:32,672 --> 00:35:35,174
‫بعد از این که قلبش وایستاد،

677
00:35:35,216 --> 00:35:38,010
‫مغزش چیز جالبی نشون داد.

678
00:35:38,970 --> 00:35:41,305
‫امواج گاما.

679
00:35:41,430 --> 00:35:44,725
‫موج شدید فعالیت مغزی.

680
00:35:44,767 --> 00:35:47,895
‫زندگی بنی جلوی چشمتونه.

681
00:35:50,148 --> 00:35:52,233
‫داشت از جلوی چشمش می‌گذشت.

682
00:35:52,233 --> 00:35:55,153
‫این اتفاق صرفا
‫اصطلاح رایج مردم نیست.

683
00:35:55,194 --> 00:35:57,071
‫واقعا پشتوانه علمی داره.

684
00:35:59,949 --> 00:36:02,201
‫یعنی چی دیده؟

685
00:36:03,411 --> 00:36:05,788
‫می‌گه یعنی چی دیده.

686
00:36:05,830 --> 00:36:07,456
‫اگه خودتون بودین
‫چی می‌دیدین؟

687
00:36:07,456 --> 00:36:09,917
‫اگه خودتون بودین
‫چی می‌دیدین؟

688
00:36:10,918 --> 00:36:14,380
‫اولین قدم‌های خورخه و بنیتو.

689
00:36:14,547 --> 00:36:16,382
‫اولین ضربات هوم‌رانشون.

690
00:36:18,718 --> 00:36:23,681
‫کاش بنیتو رو تو اولین بازیش
‫واسه تیم «یانکیز» دیده بودین.

691
00:36:24,974 --> 00:36:28,019
‫خورخه اولین‌های زیادی داره.

692
00:36:28,144 --> 00:36:30,646
‫اولین قدم. اولین کلام.

693
00:36:30,771 --> 00:36:34,609
‫ما هم در حین تک‌تکشون هواتون رو داریم.

694
00:36:34,650 --> 00:36:38,988
‫خورخه اولین‌های زیادی داره.

695
00:36:38,988 --> 00:36:42,742
‫اولین قدم، اولین کلام...

696
00:36:42,783 --> 00:36:44,202
‫ما هم در حین تک‌تکشون...

697
00:36:44,202 --> 00:36:46,746
‫هواتون رو داریم.

698
00:36:49,248 --> 00:36:50,875
‫چرا خدا باید...

699
00:36:51,918 --> 00:36:56,547
‫بنیتو رو بهم برگردونه
‫و بعدش دوباره ازم بگیردش؟

700
00:37:07,058 --> 00:37:08,935
‫وقتی مشکلی پیش میاد،

701
00:37:08,976 --> 00:37:12,104
‫ذهنمون دنبال چیزی می‌گرده
‫که اون رو مقصر بدونه.

702
00:37:16,150 --> 00:37:18,110
‫- روز خوبی داشته باشین.
‫- همچنین.

703
00:37:26,619 --> 00:37:29,580
‫- چی شد که قبول کرد؟
‫- یه پیام.

704
00:37:29,664 --> 00:37:32,667
‫بهش گفتم بهش فضا می‌دم.

705
00:37:32,792 --> 00:37:35,628
‫بعدش هم چندتا شکلک دعا فرستادم.

706
00:37:35,670 --> 00:37:37,755
‫وای. آفرین مامان.

707
00:37:37,797 --> 00:37:39,882
‫بیا. باهام جشن بگیر.

708
00:37:42,635 --> 00:37:44,428
‫گمون نکنم بتونم.

709
00:37:44,553 --> 00:37:46,264
‫چرا اون‌وقت؟

710
00:37:48,057 --> 00:37:49,725
‫حسادت.

711
00:37:49,850 --> 00:37:52,895
‫بچه‌های خودم از وقتی
‫از اون خونه خارج شدم باهام حرف نزدن.

712
00:37:53,771 --> 00:37:56,691
‫- چندین ماهه.
‫- وای. آنتونی.

713
00:37:56,816 --> 00:37:59,402
‫خیلی متأسفم.

714
00:37:59,443 --> 00:38:01,237
‫کنار میان.

715
00:38:01,320 --> 00:38:03,364
‫خدا از دهنت بشنوه.

716
00:38:08,119 --> 00:38:09,787
‫مجبورم می‌کنی دیگه.

717
00:38:13,291 --> 00:38:16,502
‫گاهی دنبال کسی می‌گردیم
‫که بگیم تقصیر اونه،

718
00:38:16,585 --> 00:38:18,879
‫ولی گاهی هیچ‌کس مقصر نیست،

719
00:38:19,005 --> 00:38:20,381
‫هیچ‌کس.

720
00:38:20,464 --> 00:38:22,008
‫سندی، ممنون که آخرین امواج مغزی...

721
00:38:22,091 --> 00:38:23,134
‫بنی رو ضبط کرده بودی.

722
00:38:23,175 --> 00:38:24,677
‫خیلی واسه خانواده‌اش عزیز بود.

723
00:38:24,802 --> 00:38:28,180
‫ضمنا، می‌خوام از ماریا، تامی،

724
00:38:28,264 --> 00:38:32,351
‫استیسی، سمی، نیکول،
‫ربکا، گریسون،

725
00:38:32,393 --> 00:38:35,730
‫چندلر و دن بابت زحماتی
‫که هر روز می‌کشین...

726
00:38:35,771 --> 00:38:37,648
‫تشکر کنم.

727
00:38:37,732 --> 00:38:40,234
‫مرسی که اداره‌کنندگان اصلی
‫این طبقه رو دیدی.

728
00:38:40,276 --> 00:38:42,486
‫من از این به بعد به تازه‌واردها
‫برچسب اسم می‌دم.

729
00:38:42,528 --> 00:38:44,530
‫راستش، من برچسب اسم رو
‫امتحان کرده بودم.

730
00:38:44,572 --> 00:38:47,074
‫به دردم نمی‌خوره.
‫به کل انسان نیاز دارم.

731
00:38:47,116 --> 00:38:49,994
‫من به جزئیاتی مثل حالت ایستادن،
‫قد و سرعت زیاد راه رفتن...

732
00:38:50,036 --> 00:38:52,163
‫دقت می‌کنم.

733
00:38:52,288 --> 00:38:54,915
‫این‌جوری نیست که نخوام چهره افراد رو ببینم.
‫کاش می‌تونستم.

734
00:38:55,041 --> 00:38:57,335
‫صرفا نمی‌تونم.

735
00:38:57,376 --> 00:38:58,961
‫خب، بیمارهات چی؟

736
00:38:59,045 --> 00:39:00,379
‫خب، بیماران من حرف ندارن.

737
00:39:00,421 --> 00:39:02,089
‫راحتن.
‫یه‌جا می‌مونن.

738
00:39:02,131 --> 00:39:03,424
‫من هم همیشه پرونده‌شون رو دارم.

739
00:39:03,549 --> 00:39:05,468
‫ببین دکتر ولف.

740
00:39:05,593 --> 00:39:06,969
‫من سعی کردم مجبورت کنم...

741
00:39:07,011 --> 00:39:09,472
‫بدون فهمیدن زبون خودت،
‫به زبون من صحبت کنی...

742
00:39:09,555 --> 00:39:11,223
‫و واسه خودم فرضیاتی داشتم.

743
00:39:11,349 --> 00:39:13,893
‫ولی تو اصلا عین برد پیت نیستی.

744
00:39:13,934 --> 00:39:16,020
‫منظورم اینه که الان فهمیدم...

745
00:39:16,103 --> 00:39:17,897
‫چقدر زحمت می‌کشی.

746
00:39:18,022 --> 00:39:19,940
‫خب، کاش می‌تونستی
‫عین آنا و بنی...

747
00:39:20,024 --> 00:39:21,692
‫مترجم من هم باشی.

748
00:39:21,817 --> 00:39:23,778
‫اگه بتونم عین اندی
‫تو «شیطان پرادا می‌پوشد» باشم چی؟

749
00:39:23,903 --> 00:39:25,488
‫عین کی تو چی باشی؟

750
00:39:25,529 --> 00:39:27,031
‫یعنی زمزمه‌گر باشم.

751
00:39:27,073 --> 00:39:29,825
‫ولی بهت میاد طرفدار
‫سریال «معاون رئیس‌جمهور» باشی.

752
00:39:29,867 --> 00:39:32,828
‫من گری خودت می‌شم خانم رئیس‌جمهور.

753
00:39:32,953 --> 00:39:35,831
‫نمی‌دونم می‌خوای چیکار کنی،
‫ولی داری بدترش می‌کنی.

754
00:39:35,915 --> 00:39:38,167
‫گاهی معجزه هیچ‌وقت از راه نمی‌رسه.

755
00:39:38,250 --> 00:39:39,919
‫آدم به شرایط سخت فائق نمی‌شه...

756
00:39:40,044 --> 00:39:42,963
‫و خودش باید راهی برای ادامه پیدا کنه.

757
00:39:44,507 --> 00:39:46,133
‫ببخشید مزاحم شدیم.

758
00:39:46,175 --> 00:39:48,803
‫ما کارمند همون ساختمونی هستیم که...

759
00:39:48,844 --> 00:39:50,221
‫این دخترها کی‌ان؟

760
00:39:50,221 --> 00:39:51,889
‫خبرش همه‌جا پخش شده بود...

761
00:39:51,931 --> 00:39:53,766
‫و می‌خواستیم حالش رو بپرسیم.

762
00:39:53,849 --> 00:39:55,810
‫تو ذهن خودم این‌قدر ضایع
‫جلوه نمی‌کرد.

763
00:39:55,851 --> 00:39:57,853
‫عجیبه، ولی انگار
‫طی چند هفته اخیر...

764
00:39:57,937 --> 00:39:59,980
‫باهاشون آشنا شده بودیم.

765
00:40:00,064 --> 00:40:03,025
‫ما دقیقا قبل از سقوطشون
‫دیده بودیمشون.

766
00:40:03,109 --> 00:40:05,444
‫خیلی بهشون خوش می‌گذشت.

767
00:40:05,569 --> 00:40:07,655
‫مسخره جلوه می‌کنه، ولی...

768
00:40:07,780 --> 00:40:09,281
‫انگار خیلی خوشحال بودن...

769
00:40:09,323 --> 00:40:12,618
‫که با همدیگه اون بالان
‫و به هیچ‌جا نمی‌فروختنش.

770
00:40:19,500 --> 00:40:20,751
‫بیاین تو.

771
00:40:21,419 --> 00:40:23,921
‫بیاین تو. بفرمایین.

772
00:40:26,757 --> 00:40:29,885
‫این سوال پابرجاست
‫که بعد از مقصر دونستن...

773
00:40:29,927 --> 00:40:34,014
‫یه دشمن یا خودتون...

774
00:40:34,140 --> 00:40:36,016
‫بعدش چی می‌شه؟

775
00:40:38,769 --> 00:40:41,063
‫مطمئنی نمی‌خوای
‫اون میکرودیسککتومی رو انجام بدی؟

776
00:40:41,105 --> 00:40:43,023
‫تو که خیلی دوست داری.

777
00:40:43,149 --> 00:40:45,943
‫هوم. نمی‌خواد میا.
‫تو از پسش بر میای.

778
00:40:47,862 --> 00:40:51,323
‫من خودم یه کار دیگه دارم.

779
00:40:51,365 --> 00:40:52,950
‫[خروج]

780
00:40:54,326 --> 00:40:58,747
‫[ما به فکر سلامتی شماییم]

781
00:40:58,747 --> 00:40:59,290
‫[بیمارستان عمومی برانکس]

782
00:40:59,290 --> 00:41:01,333
‫خانم تورس.

783
00:41:06,005 --> 00:41:08,340
‫نفرینت می‌کنم دکتر نیکولز.

784
00:41:08,340 --> 00:41:11,969
‫امیدوارم هیچ‌وقت خواب آروم نداشته باشی!

785
00:41:18,350 --> 00:41:20,144
‫حالت خوبه؟

786
00:41:20,186 --> 00:41:21,479
‫بهم چی گفت؟

787
00:41:21,520 --> 00:41:23,939
‫نفرینتون کرد دکتر نیکولز.

788
00:41:23,981 --> 00:41:26,025
‫دقیقا دم هالووین.