1
00:00:05,088 --> 00:00:06,631
‫آنچه گذشت...

2
00:00:06,673 --> 00:00:08,008
‫حال پدرت چطوره؟

3
00:00:08,008 --> 00:00:10,719
‫هنوز تو همه اتاق‌ها
‫فنجون قهوه نیمه‌پر جا می‌ذاره؟

4
00:00:10,760 --> 00:00:12,012
‫من متوجه نشدم.

5
00:00:12,053 --> 00:00:13,430
‫دوباره رفت.

6
00:00:13,471 --> 00:00:14,431
‫من خوبم مامان.

7
00:00:14,556 --> 00:00:16,558
‫دیگه لازم نیست نگران من باشی.

8
00:00:16,558 --> 00:00:17,767
‫دوباره عاشق هم شدین؟

9
00:00:17,809 --> 00:00:19,853
‫هنوز راجع به مراحل رسمیش
‫صحبت نکردیم،

10
00:00:19,894 --> 00:00:21,479
‫ولی آره، عاشق شدیم.

11
00:00:21,521 --> 00:00:22,856
‫مرد سی ساله اسکیزوفرنیک...

12
00:00:22,939 --> 00:00:24,774
‫که می‌گه هر روز درد سینه داره.

13
00:00:24,816 --> 00:00:26,151
‫سم، الان چی شنیدی؟

14
00:00:26,151 --> 00:00:28,611
‫انگار ده شبکه رادیویی
‫هم‌زمان پخش می‌شن.

15
00:00:28,611 --> 00:00:30,905
‫برات اقامت موقتی
‫تو یه تأسیسات اقامتی جور کردم.

16
00:00:30,905 --> 00:00:32,615
‫بیا. پول لازمت می‌شه.

17
00:00:32,657 --> 00:00:34,492
‫سم دوباره واسه وقتش نیومد؟

18
00:00:34,576 --> 00:00:35,827
‫نه‌خیر.

19
00:00:44,252 --> 00:00:46,796
‫- متیو!
‫- بابا، خواهش می‌کنم!

20
00:00:46,838 --> 00:00:49,090
‫متیو، بهت نیاز داریم.

21
00:00:49,215 --> 00:00:51,009
‫کمکمون کن!

22
00:00:51,051 --> 00:00:53,511
‫- متیو؟
‫- سلام، کجایی؟

23
00:00:53,595 --> 00:00:56,181
‫کجایی؟
‫کجایی؟

24
00:00:59,934 --> 00:01:02,604
‫دکتر ولف.
‫همیشه از دیدنت خوشحالم.

25
00:01:02,687 --> 00:01:06,608
‫متیو، روباه نقره‌ای محبوب
‫بیمارستان عمومی برانکس چطوره؟

26
00:01:06,649 --> 00:01:09,319
‫زندگیم رویاییه رفیق.

27
00:01:09,444 --> 00:01:12,530
‫ولی یه انتقادی دارم.
‫خب، راستش، چندتایی دارم.

28
00:01:12,614 --> 00:01:14,449
‫دو مسیر تخلیه مسدوده،

29
00:01:14,491 --> 00:01:16,367
‫یه آب‌پاش خرابه...

30
00:01:16,451 --> 00:01:18,870
‫و تقریبا مطمئنم پرستار کارتر الان...

31
00:01:18,995 --> 00:01:21,498
‫یه شمع با رایحه کدوتنبل روشن کرد.

32
00:01:21,539 --> 00:01:23,583
‫مسئول آتش‌نشانی این طبقه کیه؟

33
00:01:23,666 --> 00:01:26,086
‫من به دکتر ولف سپردمش،
‫آخه اصلا از اینجا نمی‌ره.

34
00:01:26,169 --> 00:01:27,712
‫جلیقه قشنگش رو هم بهش دادم.

35
00:01:27,796 --> 00:01:29,547
‫ممنون پرستار سیلوا.

36
00:01:29,631 --> 00:01:31,466
‫خیلی از دیدنت خوشحالم آقای راماتی.

37
00:01:31,508 --> 00:01:34,385
‫ببین، کریس تو آتش‌نشانی می‌خواد بدونه
‫چرا دیگه جوابش رو ندادی.

38
00:01:34,427 --> 00:01:36,221
‫خب، می‌تونی به کریس تو آتش‌نشانی بگی...

39
00:01:36,346 --> 00:01:39,265
‫من روزی دو شیفت دارم
‫و به «بیداری؟» جواب نمی‌دم.

40
00:01:39,349 --> 00:01:40,725
‫متوجه شدم.

41
00:01:40,809 --> 00:01:42,644
‫خب، هیچ‌وقت پیام من رو
‫به کسی منتقل نکردی.

42
00:01:42,727 --> 00:01:45,105
‫خب، تو کلاس امنیتیم شرکت کن
‫مسئول آتش‌نشانی،

43
00:01:45,230 --> 00:01:47,148
‫اون‌جوری کار دستت میاد.

44
00:01:47,232 --> 00:01:49,818
‫خب، چطوره قبلش بریم...

45
00:01:49,859 --> 00:01:51,194
‫معاینه ماهانه‌ات رو انجام بدیم؟

46
00:01:51,277 --> 00:01:53,571
‫- نظرت چیه؟
‫- عالیه.

47
00:01:53,655 --> 00:01:55,031
‫می‌دونم چی فکر کردی.

48
00:01:55,198 --> 00:01:58,034
‫هفته شکرگزاریه.
‫تورن کلی خرج می‌کنه.

49
00:01:58,118 --> 00:02:01,538
‫بذارین یادتون بندازم
‫که فقط ناهارهای مخصوص حسابه.

50
00:02:01,621 --> 00:02:03,123
‫درآمدم اون‌قدر نیست که واسه همه‌تون...

51
00:02:03,206 --> 00:02:05,917
‫غذاهای اصلی «شیکینگ بیف» رو بخرم.

52
00:02:06,000 --> 00:02:08,670
‫وای.

53
00:02:08,711 --> 00:02:12,298
‫سم، از شانس خوب تو،

54
00:02:12,340 --> 00:02:14,592
‫می‌تونم سفارشم رو ویرایش کنم.

55
00:02:14,717 --> 00:02:17,262
‫چی می‌خوری؟
‫ساندویچ بان می؟

56
00:02:18,555 --> 00:02:21,224
‫یا یه چیز جدید؟

57
00:02:21,349 --> 00:02:23,268
‫سم، خوبی داداش؟

58
00:02:23,351 --> 00:02:25,145
‫وای، یه مورد اضطراری داریم.

59
00:02:25,186 --> 00:02:28,523
‫ابزار دسترسی، فشار خون
‫و لوله‌گذاری رو آماده کنین.

60
00:02:28,606 --> 00:02:30,733
‫- چشم دکتر.
‫- خونش رو هم بگیرین.

61
00:02:31,025 --> 00:02:33,153
‫سریع ببرینش بخش تروما.

62
00:02:33,236 --> 00:02:35,363
‫ببین سم، با من حرف بزن.

63
00:02:40,952 --> 00:02:42,787
‫چه بلایی داره سرت میاد؟

64
00:02:53,631 --> 00:02:55,008
‫سلام عزیزم. صبح به خیر.

65
00:02:55,175 --> 00:02:57,218
‫وای خدا!

66
00:02:57,302 --> 00:02:59,637
‫خیلی تحت‌تأثیر قرار گرفتم.
‫کلش رو خودت پوشیدی؟

67
00:02:59,679 --> 00:03:01,431
‫دمش نشد. دستم نرسید.

68
00:03:01,514 --> 00:03:04,184
‫وای، بیا، من کمکت می‌کنم. بیا.
‫دستت رو از اینجا ببر.

69
00:03:04,267 --> 00:03:06,811
‫قشنگ شد.

70
00:03:06,895 --> 00:03:09,814
‫خیلی خب بوقلمون.
‫بیا بریم بهت صبحانه بدم.

71
00:03:10,982 --> 00:03:12,650
‫زود باش متیو. بده بیرون.

72
00:03:12,734 --> 00:03:13,693
‫بده بیرون. کامل بده بیرون.

73
00:03:13,735 --> 00:03:17,697
‫سه، دو، یک.

74
00:03:17,739 --> 00:03:20,533
‫خیلی خوبه. خیلی‌خب. یه دقیقه وایستا.
‫نفس بگیر.

75
00:03:20,617 --> 00:03:21,910
‫از ظاهر جدیدت خوشم میاد.

76
00:03:21,951 --> 00:03:22,994
‫اسمش ورزشی روزمره است.

77
00:03:23,119 --> 00:03:24,537
‫اوضاع چطوره دکتر دی؟

78
00:03:24,621 --> 00:03:26,831
‫ظاهرا از معاینه قبلیتون...

79
00:03:26,956 --> 00:03:28,041
‫خیلی کاهش یافته.

80
00:03:28,124 --> 00:03:30,084
‫ظرفیت ریه‌تون ۵۵%ـه.

81
00:03:30,168 --> 00:03:32,170
‫از این معلوم می‌شه
‫ماهیچه‌های تنفسیت...

82
00:03:32,253 --> 00:03:33,671
‫دارن ضعیف‌تر می‌شن...

83
00:03:33,713 --> 00:03:36,257
‫و باید راجع به مراحل بعدی
‫صحبت کنیم.

84
00:03:36,341 --> 00:03:38,927
‫باشه. سیگار رو ترک می‌کنم.

85
00:03:38,968 --> 00:03:41,429
‫دوباره آزمایش بگیرین.
‫بهتر می‌شه.

86
00:03:41,512 --> 00:03:44,641
‫سلام. ببخشید مزاحم شدم.
‫ولف، مهمون داری.

87
00:03:44,766 --> 00:03:48,186
‫متیو. پس اینجا قایم می‌شی.

88
00:03:48,228 --> 00:03:50,063
‫آخرین وقتمون رو نیومدی.

89
00:03:50,146 --> 00:03:53,066
‫- حتما یادم رفت.
‫- هوم، حتما.

90
00:03:53,149 --> 00:03:54,567
‫خب، الان یادآوری کردم.

91
00:03:54,651 --> 00:03:55,902
‫بعدا می‌بینمت.

92
00:03:55,944 --> 00:03:57,362
‫حتما.

93
00:03:57,445 --> 00:03:59,864
‫خیلی‌خب. شما دوتا می‌تونین
‫بدون من ادامه بدین.

94
00:03:59,989 --> 00:04:02,367
‫برمی‌گردم.

95
00:04:02,492 --> 00:04:03,493
‫خیلی‌خب. بترکون.

96
00:04:03,576 --> 00:04:06,037
‫حتما.

97
00:04:06,120 --> 00:04:08,164
‫بهت هشدار بدم...
‫مامانت اومده اینجا...

98
00:04:08,248 --> 00:04:09,540
‫و مراسم عید رو برنامه‌ریزی می‌کنه.

99
00:04:09,624 --> 00:04:11,000
‫ظاهرا هنوز ریاستش با اونه.

100
00:04:11,084 --> 00:04:12,293
‫خیال می‌کنم به جزایر تورکس و کایکوس رفته.

101
00:04:12,377 --> 00:04:14,212
‫رفته بود.
‫ولی الان اینجاست...

102
00:04:14,337 --> 00:04:17,215
‫و داره واسه سیلوا و باقی پرستارها
‫از ماساژوری به نام باپتیست می‌گه...

103
00:04:17,298 --> 00:04:18,883
‫که باعث شد احساس کنه
‫دوباره ۲۵ ساله است.

104
00:04:19,050 --> 00:04:20,927
‫خیلی‌خب. بهش بگو جاش اخراجم کرد
‫و من الان ساکن آلاچیقی...

105
00:04:21,010 --> 00:04:22,637
‫- وسط بیابونم.
‫- نه‌خیر، من دخالت نمی‌کنم.

106
00:04:22,679 --> 00:04:24,514
‫من باید به مامان خودم برسم.

107
00:04:24,597 --> 00:04:27,058
‫کل خانواده پیرس دارن میان پیش من،

108
00:04:27,141 --> 00:04:28,226
‫آخه نمی‌خوان من و مایا...

109
00:04:28,309 --> 00:04:30,103
‫شکرگزاری تنها باشیم.

110
00:04:30,186 --> 00:04:31,896
‫با این وضع، حاضرم موریس برگرده...

111
00:04:31,980 --> 00:04:34,649
‫- تا اون‌ها برن هتل.
‫- کارول. خجالت بکش.

112
00:04:34,732 --> 00:04:37,777
‫ولف، مامانم مدام آدرس
‫تشک‌های بهتر برام می‌فرسته...

113
00:04:37,860 --> 00:04:40,822
‫ظاهرا تو زندگیش به یه باپتیست
‫نیاز داره.

114
00:04:41,948 --> 00:04:43,283
‫سلام مامان.

115
00:04:43,324 --> 00:04:44,575
‫سلام کله‌گنده.

116
00:04:44,617 --> 00:04:46,327
‫هوم!

117
00:04:46,369 --> 00:04:48,329
‫انگار خسته‌ای. می‌خوابه؟

118
00:04:48,371 --> 00:04:49,497
‫نه‌خیر، من دخالت نمی‌کنم.

119
00:04:49,539 --> 00:04:50,957
‫از دیدنت خوشحال شدم ماریل.

120
00:04:51,040 --> 00:04:52,917
‫خیلی‌خب، این کثیفه.

121
00:04:53,001 --> 00:04:55,086
‫تو همیشه استاد تمیز نگه داشتن عینکتی.

122
00:04:55,169 --> 00:04:58,047
‫- مامان، خواهش می‌کنم.
‫- باشه، باشه.

123
00:04:58,131 --> 00:05:00,300
‫چطوره یه استراحتی بکنی...

124
00:05:00,425 --> 00:05:02,176
‫و شکرگزاری رو پیش مامانت باشی؟

125
00:05:02,260 --> 00:05:05,179
‫وای، نمی‌شه. کار دارم،
‫بیمار دارم، باید جونشون رو نجات بدم.

126
00:05:05,305 --> 00:05:07,015
‫- سرم خیلی شلوغه.
‫- کسرول سیب‌زمینی شیرین مخصوصم...

127
00:05:07,098 --> 00:05:09,809
‫با مارشمالو کوچولو رو درست می‌کنم.

128
00:05:09,851 --> 00:05:12,937
‫اذیت نکن. آشپزی واسه یه نفر
‫اصلا حال نمی‌ده و دلم برات تنگ شده.

129
00:05:13,021 --> 00:05:16,149
‫خیلی‌خب، ببینم چیکار می‌کنم.

130
00:05:16,232 --> 00:05:17,483
‫باشه.

131
00:05:17,525 --> 00:05:19,777
‫سلام. صدام کرده بودی؟

132
00:05:19,902 --> 00:05:24,198
‫آره، سم اومد و وضع کبدش خرابه
‫و استفراغ خونی کرد.

133
00:05:24,240 --> 00:05:26,326
‫- نارسایی کبد؟
‫- آره.

134
00:05:26,367 --> 00:05:28,202
‫چرا؟ اون که سابقه بیماری کبدی نداره.

135
00:05:28,328 --> 00:05:30,496
‫دقیقا.
‫مصرف نمی‌کنه، تزریق نمی‌کنه،

136
00:05:30,580 --> 00:05:31,622
‫اصلا اوردوز نکرده.

137
00:05:31,748 --> 00:05:33,207
‫هنوز خون‌ریزی داره؟

138
00:05:33,249 --> 00:05:34,250
‫بعد از آندوسکوپی نداشته،

139
00:05:34,375 --> 00:05:37,211
‫ولی واقعا نارسایی کبد داره.

140
00:05:37,253 --> 00:05:38,629
‫اگه درست نشه،

141
00:05:38,755 --> 00:05:40,923
‫باید کبدش عوض بشه.

142
00:05:44,260 --> 00:05:45,970
‫می‌شه ببینمش؟

143
00:05:46,012 --> 00:05:47,764
‫آره.

144
00:05:51,351 --> 00:05:53,269
‫می‌دونم برات مهمه.

145
00:05:53,353 --> 00:05:54,812
‫اگه کبد لازم داشته باشه،

146
00:05:54,854 --> 00:05:56,981
‫باید همه‌جوره کمکش کنیم.

147
00:06:06,616 --> 00:06:09,118
‫خب، نتیجه‌اش سه‌بار یکسان بود.

148
00:06:09,160 --> 00:06:11,704
‫نتیجه آزمایش عوض نمی‌شه.

149
00:06:11,788 --> 00:06:13,373
‫شرایط واقعا همینه.

150
00:06:13,456 --> 00:06:15,583
‫متیو، باید راجع به معناش صحبت کنیم.

151
00:06:15,666 --> 00:06:19,170
‫من با دستگاه کمکی تنفس نمی‌خوابم.

152
00:06:19,253 --> 00:06:21,714
‫به درد من نمی‌خوره.
‫من چنین آدمی نیستم.

153
00:06:21,756 --> 00:06:23,883
‫خب، لازم نیست الان تصمیم بگیریم،

154
00:06:24,008 --> 00:06:25,718
‫ولی آزمایش تنفس بهمون می‌گه...

155
00:06:25,802 --> 00:06:27,637
‫سرعت وخامت اوضاع بیشتر
‫از امید خودمونه...

156
00:06:27,720 --> 00:06:30,306
‫و باید تا تو دردسر نیفتادیم
‫یه برنامه‌ای بریزیم.

157
00:06:30,431 --> 00:06:33,559
‫دکتر ولف، وقتی بهت گفتم
‫نمی‌تونم از دستم استفاده کنم،

158
00:06:33,643 --> 00:06:36,229
‫گفتی نباید تنها زندگی کنم.

159
00:06:36,312 --> 00:06:40,900
‫قبوله. بچه‌های آتش‌نشانی
‫هوام رو دارن.

160
00:06:40,942 --> 00:06:43,694
‫دنیس همین الان تو کافه‌تریای طبقه پایینه.

161
00:06:43,778 --> 00:06:45,905
‫عاشق سالاد تخم‌مرغ اینجاست.

162
00:06:46,030 --> 00:06:48,741
‫ولی همین و بس.
‫نمی‌ذارم اسیر بشن...

163
00:06:48,825 --> 00:06:51,202
‫و هر شب و هر صبح
‫من رو به دستگاه وصل و ازش باز کنن.

164
00:06:51,327 --> 00:06:52,703
‫باید حد و مرز تعیین کنم.

165
00:06:52,787 --> 00:06:54,205
‫متیو، خانواده‌ات چی؟

166
00:06:54,247 --> 00:06:56,124
‫- هنوز بهشون نگفتی؟
‫- چه فرقی می‌کنه؟

167
00:06:56,165 --> 00:07:00,002
‫مهمه، چون آدم به تنهایی
‫از ای‌ال‌اس جون سالم به در نمی‌بره.

168
00:07:00,086 --> 00:07:02,713
‫گاهی دروغ گفتن به عزیزان آدم...

169
00:07:02,797 --> 00:07:04,507
‫از حقیقت بیشتر اذیتشون می‌کنه.

170
00:07:04,590 --> 00:07:07,718
‫خانواده خودم رو می‌گی یا خودت؟

171
00:07:09,137 --> 00:07:11,848
‫هیچ‌کس از این بیماری
‫جون سالم به در نمی‌بره.

172
00:07:11,931 --> 00:07:14,725
‫جفتمون این رو می‌دونیم.

173
00:07:14,809 --> 00:07:17,812
‫من هم می‌دونم چه‌جوری
‫مراقب خانواده‌ام باشم.

174
00:07:25,069 --> 00:07:28,030
‫خب، گمون کنم
‫جریان آزمایش تنفس رو شنیدی؟

175
00:07:28,030 --> 00:07:30,199
‫افتضاح بود.

176
00:07:30,283 --> 00:07:32,285
‫با تصمیمات سختی پیش‌رویی.

177
00:07:32,452 --> 00:07:34,162
‫این رو هم شنیدم...

178
00:07:34,328 --> 00:07:36,747
‫که خانواده‌ات هنوز از بیماریت خبر ندارن.

179
00:07:36,914 --> 00:07:40,668
‫یه ترم از تحصیل دخترم تو امهرست مونده.

180
00:07:40,751 --> 00:07:44,130
‫من کاری نمی‌کنم
‫که تحصیلش رو مختل کنه.

181
00:07:44,172 --> 00:07:46,632
‫یعنی عید نمی‌بینیشون؟

182
00:07:46,674 --> 00:07:49,010
‫اگه یه نگاهی به این وضعم بندازن،

183
00:07:49,051 --> 00:07:51,053
‫زن سابقم از روی دل‌سوزی
‫دوباره برمی‌گرده پیشم.

184
00:07:51,220 --> 00:07:52,763
‫دخترم امتحاناتش رو می‌افته...

185
00:07:52,889 --> 00:07:54,474
‫و تمرکزش رو از دست می‌ده.

186
00:07:54,557 --> 00:07:57,810
‫خلاصه آره، یعنی نمی‌بینمشون.

187
00:07:57,935 --> 00:08:00,313
‫مگه نگفته بودی شکرگزاری
‫عید مخصوص شماست...

188
00:08:00,354 --> 00:08:03,107
‫و حتی بعد از طلاق هم با همدیگه
‫برگزارش می‌کنین؟

189
00:08:03,232 --> 00:08:04,901
‫امسال نمی‌کنیم.

190
00:08:05,985 --> 00:08:08,029
‫می‌دونم. از کجا معلوم سال بعدی
‫در کار هست یا نه؟

191
00:08:08,112 --> 00:08:11,324
‫ولی اگه نباشه، این هدیه رو بهشون می‌دم.

192
00:08:11,407 --> 00:08:13,201
‫یه لحظه شاد دیگه می‌دم.

193
00:08:13,326 --> 00:08:17,455
‫نه اون برنامه ذخیره صدا
‫که مدام بهم پیشنهاد می‌دین.

194
00:08:18,789 --> 00:08:21,667
‫درک می‌کنم فرض کردن آینده‌ای...

195
00:08:21,709 --> 00:08:24,837
‫که نتونی صحبت کنی
‫غیرقابل‌تحمل جلوه می‌کنه. جدی می‌گم.

196
00:08:24,879 --> 00:08:27,965
‫ولی متیو، این چتره، بارون نیست.

197
00:08:28,049 --> 00:08:31,219
‫ما داریم جلوی این بیماری
‫بهت قدرت بیشتری می‌دیم، نه کمتر.

198
00:08:31,260 --> 00:08:36,140
‫به نظر من اگه به خانواده‌ات بگی،
‫احتمالا در همین راستا تأثیر بذاره.

199
00:08:37,266 --> 00:08:38,643
‫می‌دونی چیه؟

200
00:08:39,810 --> 00:08:42,772
‫باید یه چیزی رو بهشون بگم.

201
00:08:42,897 --> 00:08:44,857
‫خیلی‌خب سیری.

202
00:08:45,024 --> 00:08:46,484
‫به آلیشا پیام بده.

203
00:08:46,526 --> 00:08:49,153
‫باشه. می‌خوای به آلیشا چی بگم؟

204
00:08:49,195 --> 00:08:52,198
‫امسال شکرگزاری نمیام خونه.

205
00:08:52,240 --> 00:08:53,783
‫باید کار کنم.

206
00:08:55,284 --> 00:08:57,578
‫سم دچار نارسایی کبدی کامل شده...

207
00:08:57,620 --> 00:09:00,122
‫و نمی‌دونیم چی شده.

208
00:09:00,206 --> 00:09:02,208
‫- اریکا، این...
‫- بده. آره، می‌دونم.

209
00:09:02,250 --> 00:09:04,460
‫با گروه پیوند کبد تماس می‌گیرم
‫تا ارزیابی کنن.

210
00:09:04,502 --> 00:09:06,504
‫نه، وایستا. هنوز زوده.
‫ارزیابی عصبیش چیه؟

211
00:09:06,671 --> 00:09:08,714
‫کنده، ولی به‌هوش و آگاهه.

212
00:09:08,798 --> 00:09:11,509
‫تا حالا نارسایی حاد کبد رو
‫درمان کردی؟

213
00:09:11,592 --> 00:09:13,344
‫از وخیم‌ترین بیمارانی‌ان
‫که به عمرت می‌بینی.

214
00:09:13,386 --> 00:09:15,096
‫تو موظفی اطمینان حاصل کنی...

215
00:09:15,221 --> 00:09:16,681
‫وضعیت عصبیشون اورژانسی نمی‌شه.

216
00:09:16,806 --> 00:09:18,391
‫می‌خوام وضعیت ذهنی سم رو...

217
00:09:18,516 --> 00:09:19,976
‫از عوامل اصلی تشخیص در نظر بگیری.
‫اون که بدتر بشه،

218
00:09:20,017 --> 00:09:21,936
‫حتی کمتر فرصت داره.
‫ولی اگه به‌هوشه،

219
00:09:22,061 --> 00:09:23,813
‫می‌تونیم یه‌کم دیرتر
‫با گروه پیوند تماس بگیریم.

220
00:09:23,938 --> 00:09:26,524
‫با این گروه یه فرصت داریم.

221
00:09:26,566 --> 00:09:29,318
‫اگه جوابشون منفی باشه،
‫اصلا ارزیابی مجدد ندارن.

222
00:09:29,402 --> 00:09:31,696
‫خب، چیکار کنیم؟

223
00:09:31,821 --> 00:09:34,657
‫من یه فکری دارم.

224
00:09:34,782 --> 00:09:37,410
‫اصلا گزینه خوبی نیست.

225
00:09:37,451 --> 00:09:39,370
‫ببینین، می‌دونم سم جوانه،
‫واسه همه‌تون عزیزه...

226
00:09:39,412 --> 00:09:40,663
‫و از بس به اورژانسمون اومده...

227
00:09:40,830 --> 00:09:42,331
‫باهاش صمیمی شدین.

228
00:09:42,415 --> 00:09:44,375
‫ولی از چشم اون هیئت
‫یه مرد بی‌خانمانه...

229
00:09:44,500 --> 00:09:46,460
‫که بیماری روانی بی‌ثبات داره
‫و خانواده‌اش حمایتش نمی‌کنن،

230
00:09:46,502 --> 00:09:48,212
‫طرف داروهای مربوط به...

231
00:09:48,296 --> 00:09:50,089
‫پس نزدن کبد جدیدش رو نمی‌خوره.

232
00:09:50,172 --> 00:09:51,757
‫می‌دونم چارتش چی نوشته،
‫ولی کل داستانش این نیست.

233
00:09:51,841 --> 00:09:53,843
‫من تازه داشتم با سم جلسه می‌ذاشتم.

234
00:09:53,968 --> 00:09:56,095
‫فعالیت قبل از بیماریش خوب بود

235
00:09:56,137 --> 00:09:58,389
‫وقتی اولین حمله‌اش بهش دست داد
‫دانشجو بود...

236
00:09:58,514 --> 00:10:01,642
‫و خودش می‌خواست بهتر بشه.
‫من امیدوار بودم.

237
00:10:01,726 --> 00:10:03,561
‫فرصت می‌کنین با گروه پیوند
‫صحبت کنین.

238
00:10:03,728 --> 00:10:04,854
‫ولی گمون نکنم کافی باشه.

239
00:10:05,021 --> 00:10:06,397
‫سم همچنان اینجا خانواده‌ای نداره،

240
00:10:06,439 --> 00:10:08,190
‫یعنی هیچ‌کس اینجا نیست...

241
00:10:08,274 --> 00:10:10,109
‫که کمکش کنه داروهاش رو بخوره
‫یا به وقت دکترش برسونه.

242
00:10:10,192 --> 00:10:12,028
‫درست یا غلط، اگه آدم
‫کاملا تنها باشه،

243
00:10:12,111 --> 00:10:13,446
‫نمی‌تونه عمل پیوند داشته باشه.

244
00:10:13,529 --> 00:10:15,990
‫پس یعنی تنها بودن سم
‫با مرگش فرقی نداره.

245
00:10:16,157 --> 00:10:17,950
‫خیر سرم باید قبول کنم؟

246
00:10:18,034 --> 00:10:20,578
‫تصمیمات پیوند گاهی اوقات
‫خیلی دمدمی و از روی تعصبه.

247
00:10:20,703 --> 00:10:22,580
‫همگی شاهد رد شدن بیمارانی...

248
00:10:22,622 --> 00:10:24,206
‫به دلایلی بودیم
‫که به نظرمون ناعادلانه بودن.

249
00:10:24,373 --> 00:10:26,125
‫ولی این نگرانی‌ها به‌جان.

250
00:10:26,250 --> 00:10:28,628
‫بیمارانی چون سم
‫همیشه نادیده گرفته می‌شن.

251
00:10:28,753 --> 00:10:31,005
‫ولی خودش می‌خواست کمک بگیره.
‫دکتر پیرس هم گفت.

252
00:10:31,047 --> 00:10:35,718
‫خودش هر بار که به اورژانسمون می‌اومد
‫به نوبه خودش این رو بهمون می‌گفت.

253
00:10:35,760 --> 00:10:37,386
‫- من تسلیم نمی‌شم.
‫- من هم نمی‌شم.

254
00:10:37,553 --> 00:10:39,347
‫خیلی‌خب. باید با سم صحبت کنیم.

255
00:10:39,430 --> 00:10:41,974
‫ببینیم اصلا خودش عمل پیوند می‌خواد یا نه.

256
00:10:42,058 --> 00:10:45,353
‫باید همین الان تا توانایی ذهنیش رو
‫از دست نداده، ازش بپرسیم.

257
00:10:49,190 --> 00:10:50,900
‫ولف، کارول، خودتون که می‌دونین.

258
00:10:51,025 --> 00:10:52,443
‫حتی اگه خودش هم بخواد،

259
00:10:52,485 --> 00:10:54,779
‫اصلا روی کاغذ گزینه خوبی نیست.

260
00:10:56,197 --> 00:10:57,740
‫پس کاری می‌کنیم خوب باشه.

261
00:11:03,120 --> 00:11:05,456
‫باورم نمی‌شه سم دچار
‫نارسایی کبد شده.

262
00:11:05,539 --> 00:11:07,333
متقاعد کردن هیئت پیوند سخته،

263
00:11:07,416 --> 00:11:09,460
‫- ولی تلاشم رو می‌کنم.
‫- ممنون.

264
00:11:09,585 --> 00:11:11,837
‫راستی، متیو چطوره؟
‫نگرانشم.

265
00:11:12,004 --> 00:11:14,215
‫امیدوار بودم بیماریش به این سرعت
‫پیشرفت نکنه،

266
00:11:14,256 --> 00:11:15,633
‫ولی هنوز انکار می‌کنه.

267
00:11:15,800 --> 00:11:18,010
‫انکار تا حدی لازمه.

268
00:11:18,052 --> 00:11:19,095
‫حتی به وفق یافتن کمک می‌کنه.

269
00:11:19,261 --> 00:11:20,388
‫نه وقتی بی‌اساس باشه.

270
00:11:20,554 --> 00:11:22,181
‫متیو کله‌شقه،

271
00:11:22,223 --> 00:11:23,849
‫نمی‌خوام تو این فرصت باقی‌مونده...

272
00:11:23,933 --> 00:11:27,019
‫از عزیزترین افراد زندگیش دوری کنه.

273
00:11:27,103 --> 00:11:28,771
‫من می‌رم آتش‌نشانی
‫حالش رو بپرسم...

274
00:11:28,938 --> 00:11:29,980
‫و ببینم کاری از پیش می‌برم یا نه.

275
00:11:30,064 --> 00:11:31,857
‫فکر خوبیه.

276
00:11:31,899 --> 00:11:34,318
‫ولی می‌دونم از آتش‌نشانی
‫هم خوشت میاد.

277
00:11:34,360 --> 00:11:37,655
‫کارول، آتش‌نشانی شجاعانه‌ترین کاره.

278
00:11:37,822 --> 00:11:40,199
‫تازه، تقویم مخصوصشون منتشر شده.

279
00:11:40,282 --> 00:11:42,493
‫یادم بنداز نشونت بدم.

280
00:11:47,123 --> 00:11:49,792
‫سم؟

281
00:11:49,875 --> 00:11:52,128
‫سلام.

282
00:11:52,211 --> 00:11:54,505
‫می‌تونی دستت رو این‌جوری جلو بگیری؟

283
00:12:01,762 --> 00:12:03,013
‫چی شده؟

284
00:12:03,097 --> 00:12:06,267
‫دچار دست‌لرزه شدی.
‫از نشانه‌های نارسایی کبده.

285
00:12:06,350 --> 00:12:07,727
‫سم، رک و راست بهت می‌گم.

286
00:12:07,810 --> 00:12:09,770
‫باید کبدت رو پیوند بزنیم.

287
00:12:09,895 --> 00:12:14,400
‫ولی در این راستا،
‫باید قبلش یه چیزهایی رو بدونم.

288
00:12:14,442 --> 00:12:17,486
‫از آخرین باری که اینجا دیدیمت
‫چی شد؟

289
00:12:17,862 --> 00:12:20,197
‫بابت کارت اعتباریت عصبانی‌ای.

290
00:12:21,657 --> 00:12:24,201
‫- ببخشید.
‫- ببین، من عصبانی نیستم.

291
00:12:24,285 --> 00:12:25,870
‫چیزهایی که لازم داشتی رو
‫واسه خودت خریدی.

292
00:12:25,953 --> 00:12:27,329
‫واسه همین بهت داده بودمش.

293
00:12:27,455 --> 00:12:31,167
‫نه. من با کارتت هیچی نخریدم.

294
00:12:33,502 --> 00:12:35,629
‫داروها کمکم کردن.

295
00:12:35,796 --> 00:12:38,507
‫ولی صداها...

296
00:12:38,591 --> 00:12:40,176
‫سرشون داد زدم.

297
00:12:41,218 --> 00:12:42,762
‫بعدش یه مشت بچه کتکم زدن،

298
00:12:42,928 --> 00:12:45,639
‫- من رو زیر مشت و لگد گرفتن.
‫- چرا نیومدی اینجا؟

299
00:12:45,681 --> 00:12:46,807
‫می‌تونستیم کمکت کنیم.

300
00:12:46,849 --> 00:12:49,059
‫کارتت رو گرفتن.

301
00:12:50,352 --> 00:12:52,146
‫بهت گفته بودم پسش می‌دم.

302
00:12:56,942 --> 00:12:58,402
‫نمی‌خواستم...

303
00:13:01,322 --> 00:13:06,035
‫ولی داروهام رو داشتم.

304
00:13:06,118 --> 00:13:09,705
‫هر روز خوردمشون.
‫مسکن هم خوردم.

305
00:13:09,747 --> 00:13:11,624
‫مسکن چی خوردی؟

306
00:13:11,707 --> 00:13:14,919
‫قرمز بود؟
‫همه‌شون رو خوردم.

307
00:13:15,002 --> 00:13:16,337
‫استامینوفن.

308
00:13:16,420 --> 00:13:18,923
‫واسه همین دچار نارسایی کبد شدی.

309
00:13:19,006 --> 00:13:22,259
‫هیچ‌جوره نمی‌تونی با خانواده‌ات
‫تماس بگیری؟

310
00:13:22,301 --> 00:13:25,137
‫اگه بتونن اینجا باشن،
‫خیلی کمکمون می‌کنه.

311
00:13:25,221 --> 00:13:27,389
‫مرده و زنده‌ام براشون فرقی نداره.

312
00:13:33,813 --> 00:13:35,773
‫من نمی‌خوام بمیرم.

313
00:13:40,694 --> 00:13:43,531
‫خیلی‌خب، آتش‌نشانان تازه‌کار.

314
00:13:43,614 --> 00:13:46,575
‫وقتی وسط آتش‌سوزی گیر می‌کنین،

315
00:13:46,617 --> 00:13:49,453
‫باید چهار نکته خیلی مهم رو بدونین.

316
00:13:49,537 --> 00:13:53,332
‫شماره یک،
‫پایین بمونین تا دود کمتر باشه.

317
00:13:53,415 --> 00:13:55,960
‫شماره دو، واسه خبررسانی،

318
00:13:56,001 --> 00:13:59,213
‫آژِیر آتش‌سوزی رو بکشین
‫یا فریاد کمک سر بدین.

319
00:13:59,296 --> 00:14:02,842
‫شماره سه، در اسرع وقت
‫از ساختمون خارج بشین.

320
00:14:02,925 --> 00:14:04,260
‫شماره چهار،

321
00:14:04,301 --> 00:14:09,557
‫به هیچ وجه تو ساختمون آتش‌گرفته
‫قایم نشین.

322
00:14:09,640 --> 00:14:14,979
‫پس مخفف «پاخم» رو یادتون باشه...
‫پایین، آژیر،

323
00:14:15,020 --> 00:14:19,316
‫خروج، قایم نشدن.

324
00:14:21,694 --> 00:14:23,153
‫الان یادم افتاد،

325
00:14:23,279 --> 00:14:25,281
‫عضو خاصی در گروهمون داریم
‫که گمون کنم...

326
00:14:25,406 --> 00:14:26,782
‫از دیدارش خوشحال بشین،

327
00:14:26,907 --> 00:14:28,576
‫پس الان می‌گم بیاد.

328
00:14:28,617 --> 00:14:30,119
‫- آماده‌این؟
‫- بله!

329
00:14:30,160 --> 00:14:33,622
‫خیلی‌خب فرد، کجایی پسر؟
‫بیا بیرون.

330
00:14:37,001 --> 00:14:39,295
‫بیاین فرد رو ببینین بچه‌ها.
‫بیاین.

331
00:14:43,299 --> 00:14:44,842
‫کجاست؟

332
00:14:44,925 --> 00:14:46,802
‫کجاست؟

333
00:14:46,844 --> 00:14:48,888
‫متیو، باید همین الان صحبت کنیم.

334
00:14:50,723 --> 00:14:52,433
‫واسه چی شکرگزاری نمیای؟

335
00:14:52,600 --> 00:14:54,810
‫دخرت کوچولومون داره میاد خونه
‫و تو قالمون می‌ذاری؟

336
00:14:54,977 --> 00:14:58,856
‫آلیشا، می‌شه اینجا از این حرف‌ها نزنی؟

337
00:14:58,981 --> 00:15:01,191
‫سلام، خیلی عذر می‌خوام
‫مزاحم می‌شم.

338
00:15:01,275 --> 00:15:04,612
‫- شما کی باشین؟
‫- من دکتر الیور ولف هستم.

339
00:15:05,946 --> 00:15:08,157
‫شاید بهتر باشه همگی صحبت کنیم.

340
00:15:15,789 --> 00:15:17,124
‫[ایستگاه خیابان ۱۶۷]

341
00:15:17,124 --> 00:15:18,751
‫چطور ممکنه؟

342
00:15:18,792 --> 00:15:21,170
‫من هر شب واسه خانواده‌مون
‫شام سالم درست می‌کردم.

343
00:15:21,253 --> 00:15:23,547
‫همیشه یه سبزیجات چلیپایی
‫سر میز می‌ذاشتم.

344
00:15:23,631 --> 00:15:24,673
‫اون‌وقت این‌جوری شد؟

345
00:15:24,757 --> 00:15:26,425
‫بهتون اطمینان می‌دم...

346
00:15:26,467 --> 00:15:28,552
‫هیچ ربطی به این که
‫چیکار کردین و نکردین نداره.

347
00:15:28,677 --> 00:15:31,513
‫آلیشا، من رو به موتم، نه تو.

348
00:15:31,639 --> 00:15:33,098
‫نه متیو، این‌جوری نگو.

349
00:15:33,140 --> 00:15:34,725
‫هیچ‌کس رو به موت نیست.

350
00:15:34,808 --> 00:15:36,226
‫چطور تونستی این مسئله رو
‫ازمون مخفی کنی؟

351
00:15:36,310 --> 00:15:38,020
‫بیاین همگی سعی کنیم...

352
00:15:38,145 --> 00:15:39,939
‫شرایط متیو رو درک کنیم.

353
00:15:39,980 --> 00:15:43,025
‫پردازش این بیماری
‫درست و غلط نداره.

354
00:15:43,108 --> 00:15:45,527
‫خب، چیکار کنیم؟
‫چه‌جوری درستش کنیم؟

355
00:15:47,112 --> 00:15:51,367
‫متأسفانه، نمی‌تونیم درستش کنیم.

356
00:15:51,492 --> 00:15:54,411
‫ای‌ال‌اس بیماری پیش‌رونده است.

357
00:15:54,536 --> 00:15:56,080
‫من تو قطار گوگل کردم.

358
00:15:56,205 --> 00:15:58,082
‫فهرست کل داروهای مصرفیش...

359
00:15:58,165 --> 00:15:59,959
‫و وقت‌های دکتر بعدیش رو می‌خوام.

360
00:16:00,000 --> 00:16:02,127
‫دیدم فقط تعداد معدودی درمان
‫تأییدشده وزارت دارو هست،

361
00:16:02,211 --> 00:16:04,338
‫واسه همین می‌خوام در اسرع وقت
‫یه درمان آزمایشی داشته باشه.

362
00:16:04,380 --> 00:16:06,048
‫ما داریم کل درمان‌های آزمایشی رو
‫بررسی می‌کنیم.

363
00:16:06,090 --> 00:16:08,634
‫درسته، بیماری وحشتناکیه.

364
00:16:08,676 --> 00:16:11,053
‫ولی می‌خوام همگی بدونین
‫تحقیقاتش رو به رشده.

365
00:16:11,178 --> 00:16:13,514
‫هزاران نفر سراسر دنیا...

366
00:16:13,555 --> 00:16:14,515
‫دارن این بیماری رو بررسی می‌کنن...

367
00:16:14,640 --> 00:16:16,141
‫و واقعا امیدواریم...

368
00:16:16,225 --> 00:16:18,060
‫در آینده درمانش کشف بشه.

369
00:16:18,143 --> 00:16:19,979
‫فعلا هدفمون...

370
00:16:20,062 --> 00:16:22,147
‫کمک به متیو واسه بهترین زندگی ممکنه.

371
00:16:22,231 --> 00:16:24,525
‫خیلی‌خب. پس متیو قراره
‫با من زندگی کنه.

372
00:16:24,608 --> 00:16:26,068
‫من ازش مراقبت می‌کنم.
‫سوالی نباشه.

373
00:16:26,110 --> 00:16:28,487
‫می‌شه جوری راجع به من صحبت نکنین...

374
00:16:28,570 --> 00:16:30,739
‫که انگار خودم حضور ندارم؟

375
00:16:30,823 --> 00:16:32,241
‫ضمنا، تو خیلی ازم متنفری.

376
00:16:32,324 --> 00:16:33,909
‫من با تو زندگی نمی‌کنم.

377
00:16:33,993 --> 00:16:35,285
‫- من ازت متنفر نیستم.
‫- بابا، هیچ‌کس ازت متنفر نیست.

378
00:16:35,411 --> 00:16:36,745
‫من هم برمی‌گردم خونه.

379
00:16:36,870 --> 00:16:38,205
‫یه ترم بیشتر از دانشگاهم نمونده،

380
00:16:38,247 --> 00:16:40,040
‫پس می‌تونم هر وقت خواستم
‫برگردم و تمومش کنم.

381
00:16:40,165 --> 00:16:41,750
‫- هر وقت که خواستی یعنی چی؟
‫- بابا، مسخره‌بازی در نیار.

382
00:16:41,875 --> 00:16:43,502
‫من که نمی‌تونم دانشگاه بمونم.

383
00:16:43,544 --> 00:16:44,670
‫غلط کردی نمی‌تونی.

384
00:16:44,753 --> 00:16:46,797
‫تو تنهایی از پسش بر نمیای.

385
00:16:46,922 --> 00:16:48,507
‫جدی باش بابا.
‫ساختمون تو آسانسور نداره.

386
00:16:48,632 --> 00:16:51,343
‫من تو آتش‌نشانی زندگی می‌کنم گبی.
‫از پسش بر میام.

387
00:16:51,385 --> 00:16:53,470
‫یادت باشه،
‫ما با بیماری مبارزه می‌کنیم،

388
00:16:53,554 --> 00:16:55,681
‫نه با ابزار کمکی که در اختیار داریم.

389
00:16:55,806 --> 00:16:58,976
‫نه. من نمی‌ذارم کسی به‌خاطر من...

390
00:16:59,101 --> 00:17:00,978
‫زندگیش رو خراب کنه.
‫می‌تونم تنهایی باهاش مبارزه کنم.

391
00:17:01,103 --> 00:17:02,813
‫ختم کلام.

392
00:17:05,524 --> 00:17:06,817
‫ممنون.

393
00:17:07,735 --> 00:17:10,154
‫سازمان درمانی ایست‌گیت
‫هیچ اطلاعاتی از خانواده سم نداشت،

394
00:17:10,237 --> 00:17:12,322
‫خودش هم الان از بس گیج شده
‫که حتی اگه بخواد...

395
00:17:12,448 --> 00:17:14,033
‫نمی‌تونه چیزی بهمون بگه.

396
00:17:14,158 --> 00:17:15,826
‫بیمارستان سنت الیزابت،
‫کویینزبریج...

397
00:17:15,951 --> 00:17:17,786
‫و باقی جاهایی که سم بستری شده
‫هم اطلاعی نداشتن.

398
00:17:17,911 --> 00:17:19,496
‫من هم به بن‌بست خوردم.

399
00:17:19,621 --> 00:17:21,749
‫باورم نمی‌شه عمل پیوند چقدر سخته.

400
00:17:21,790 --> 00:17:23,292
‫حتی گمون نکنم خودم
‫صلاحیتش رو داشته باشم.

401
00:17:23,375 --> 00:17:25,377
‫- دو نفر؟ واقعا؟
‫- من ضامنت می‌شم.

402
00:17:25,461 --> 00:17:27,421
‫من نمی‌ذارم.
‫لیام هم هست.

403
00:17:27,504 --> 00:17:29,381
‫تو چی اریکا؟
‫به نظرت تو صلاحیتش رو داری؟

404
00:17:29,506 --> 00:17:31,592
‫نمی‌دونم.
‫والدینم حاضر نیستن نقل‌مکان کنن.

405
00:17:31,717 --> 00:17:33,469
‫اصلا پیوند می‌خوای؟

406
00:17:33,594 --> 00:17:35,304
‫سرکوب سیستم ایمنی و عفونت...

407
00:17:35,387 --> 00:17:37,264
‫تا آخر عمر؟
‫ترس از پس زدنش؟

408
00:17:37,306 --> 00:17:39,099
‫اگه اون یکی گزینه‌ام مرگ باشه،

409
00:17:39,141 --> 00:17:40,934
‫آره، قبول می‌کنم.

410
00:17:40,976 --> 00:17:42,895
‫جریان از این قراره
‫که ما صلاحیت پیدا می‌کنیم.

411
00:17:42,978 --> 00:17:44,730
‫حتی اگه مصرف کنیم
‫یا حمایت اجتماعی نداشته باشیم،

412
00:17:44,855 --> 00:17:47,566
‫صلاحیتش رو بهمون می‌دن
‫آخه واسه امثال ما استثنا قائل می‌شن.

413
00:17:47,608 --> 00:17:49,735
‫همین خیلی بده.

414
00:17:49,777 --> 00:17:51,195
‫مزیته.

415
00:17:51,278 --> 00:17:53,947
‫سلام. گمون کنم شماره‌شون رو پیدا کردم.

416
00:17:56,325 --> 00:17:59,745
‫لوبیا سبز،
‫سیب‌زمینی شیرین.

417
00:17:59,828 --> 00:18:02,247
‫- آها، دو خمیر پای.
‫- این گنده‌بک رو باش.

418
00:18:02,372 --> 00:18:05,125
‫انگار این‌همه بوقلمون لازم داریم.

419
00:18:05,167 --> 00:18:08,253
‫آها.

420
00:18:08,295 --> 00:18:11,090
‫وای بچه‌ها، کریسمس دیگه
‫هیچی نصیبتون نمی‌شه.

421
00:18:11,173 --> 00:18:13,008
‫عه!

422
00:18:20,224 --> 00:18:21,809
‫- الو.
‫- سلام. من با...

423
00:18:21,934 --> 00:18:23,227
‫کلر ماپسبری کار دارم.

424
00:18:23,352 --> 00:18:24,937
‫بله، کلر خودم هستم.

425
00:18:25,020 --> 00:18:26,605
‫- من دکتر اریکا کینی هستم...
‫- کیه؟

426
00:18:26,730 --> 00:18:28,440
‫از بیمارستان عمومی برانکس تماس می‌گیرم.
‫از دکترهایی هستم...

427
00:18:28,482 --> 00:18:30,442
‫که پسرتون سم ماپسبری رو درمان می‌کنه.

428
00:18:30,484 --> 00:18:32,736
‫- جریان چیه؟
‫- الان تو آی‌سی‌یوئه...

429
00:18:32,820 --> 00:18:34,947
‫و نارسایی کبد خیلی بدی داره.

430
00:18:35,072 --> 00:18:39,243
‫می‌خواستم بهتون زنگ بزنم
‫تا بهتون خبر بدم و سوالاتتون رو جواب بدم...

431
00:18:39,284 --> 00:18:41,662
‫سم...

432
00:18:41,745 --> 00:18:43,914
‫راستش، نمی‌دونم کدومش شوکه‌کننده‌تره،

433
00:18:43,997 --> 00:18:45,499
‫این که متیو ای‌ال‌اس داره،

434
00:18:45,541 --> 00:18:47,292
‫یا این که میاد پیش روان‌پزشک.

435
00:18:47,376 --> 00:18:49,920
‫هر از گاهی میاد پیش روان‌پزشک.

436
00:18:50,003 --> 00:18:52,297
‫خب، بهش میاد.

437
00:18:52,339 --> 00:18:54,299
‫اگه جلساتتون عین زندگی مشترکمون باشه،

438
00:18:54,341 --> 00:18:56,635
‫ازش می‌پرسی حالش چطوره،

439
00:18:56,677 --> 00:18:59,263
‫اون زیر لب می‌گه بد نیست،
‫یه نوشیدنی باز می‌کنه،

440
00:18:59,388 --> 00:19:02,182
‫روی مبل لم می‌ده
‫و بازی «جتس» رو تماشا می‌کنه.

441
00:19:02,266 --> 00:19:05,561
‫وای عزیزم، اگه هوادار «جتسه»
‫که هیچ‌وقت خوب نیست.

442
00:19:08,105 --> 00:19:12,442
‫حرف می‌زنه.
‫گاهی حتی نمی‌تونم خودم چیزی بگم.

443
00:19:14,820 --> 00:19:17,072
‫عجب.

444
00:19:17,156 --> 00:19:18,991
‫می‌بینم اعصابت خرد شد.

445
00:19:19,032 --> 00:19:20,409
‫می‌شه بهم بگی چرا؟

446
00:19:20,450 --> 00:19:23,203
‫خواهرم ما رو بی‌خبر
‫با هم آشنا کرده بود.

447
00:19:23,287 --> 00:19:25,789
‫اولش خیلی از دستش عصبانی بودم.

448
00:19:25,831 --> 00:19:29,084
‫می‌دونست از مردهای قوی
‫و ساکت خوشم میاد.

449
00:19:29,126 --> 00:19:31,920
‫اما متیو اصلا خفه نمی‌شد.

450
00:19:31,962 --> 00:19:33,714
‫رستوران رو تعطیل کردیم...

451
00:19:33,755 --> 00:19:36,842
‫و موقع خداحافظی آخرشب
‫زمزمه کرد...

452
00:19:38,385 --> 00:19:42,222
‫«هیچ‌وقت واسه همدیگه
‫حرف کم نمیاریم.»

453
00:19:42,347 --> 00:19:46,602
‫گاهی زندگی مشترک به برخوردتون
‫با سکوت‌ها بستگی داره.

454
00:19:46,643 --> 00:19:49,229
‫چه‌جوری با پوچی برخورد می‌کنن؟

455
00:19:49,354 --> 00:19:53,066
‫همه‌اش تقصیر اون نبود.
‫اون اوایل مشکلات زیادی داشتیم.

456
00:19:53,108 --> 00:19:55,152
‫یازده سپتامبر. دوستانی داشتیم...

457
00:19:55,277 --> 00:19:57,779
‫که شوهرشون اون روز خونه نیومد.

458
00:19:57,821 --> 00:20:00,741
‫پس چه شکایتی می‌خواستم بکنم؟

459
00:20:00,782 --> 00:20:02,451
‫شوهر من اومد خونه.

460
00:20:09,833 --> 00:20:12,461
‫ولی واقعا نیومد.

461
00:20:12,586 --> 00:20:17,132
‫نگاهش می‌کردم و می‌گفتم:
‫«متیو، کجایی؟»

462
00:20:19,927 --> 00:20:23,555
‫دیگه اصلا باهام صمیمی نشد.
‫واسه همین جدا شدیم.

463
00:20:23,639 --> 00:20:26,850
‫خلاصه الان که شنیدم
‫با شما صحبت می‌کنه...

464
00:20:26,975 --> 00:20:29,228
‫تمریناتش تو این مطب رو...

465
00:20:29,269 --> 00:20:31,104
‫تو رواطبش خارج از این اتاق...

466
00:20:31,146 --> 00:20:35,150
‫پیاده‌سازی می‌کنه،
‫از جمله رابطه‌اش با تو.

467
00:20:35,275 --> 00:20:38,445
‫من فقط همین رو می‌خواستم،

468
00:20:38,528 --> 00:20:42,366
‫می‌خواستم بهم بگه حالش خوب نیست.

469
00:20:51,041 --> 00:20:54,753
‫بچه‌ها، می‌خواین چیکار کنین؟
‫اینجا رو بسوزونین؟

470
00:20:57,047 --> 00:20:58,340
‫بچه‌ها.

471
00:21:13,146 --> 00:21:15,315
‫مرسی که زخمم رو بستین.

472
00:21:15,399 --> 00:21:17,150
‫خب، چی شد افتادی؟

473
00:21:17,234 --> 00:21:19,736
‫بی‌احتیاطی کردم.

474
00:21:19,820 --> 00:21:21,321
‫متیو، خوشحالم تو آتش‌نشانی...

475
00:21:21,405 --> 00:21:23,156
‫حمایتت می‌کنن،
‫ولی نگرانم...

476
00:21:23,240 --> 00:21:26,118
‫که برات راه‌حل امن و درازمدتی نباشه.

477
00:21:26,201 --> 00:21:28,829
‫درازمدت چیه؟

478
00:21:28,912 --> 00:21:31,415
‫مطمئن نیستم بتونم
‫باز هم باهاش مبارزه کنم.

479
00:21:35,210 --> 00:21:37,796
‫وسوسه شدم...

480
00:21:37,838 --> 00:21:40,507
‫بهت بگم چقدر سرسختی،
‫برات از وفق یافتن بگم،

481
00:21:40,590 --> 00:21:42,175
‫بهت بگم خارق‌العاده است
‫که آدم چه چیزهایی رو...

482
00:21:42,259 --> 00:21:44,469
‫به عنوان حالت عادی جدیدش
‫قبول می‌کنه.

483
00:21:47,180 --> 00:21:49,641
‫ولی هیچ‌کدوم این‌ها
‫الان کمکت نمی‌کنن، مگه نه؟

484
00:21:52,394 --> 00:21:55,314
‫حس می‌کنم...

485
00:21:55,397 --> 00:22:00,360
‫هر بار یاد می‌گیرم
‫با فقدان جدید وفق پیدا کنم،

486
00:22:00,402 --> 00:22:02,696
‫یه چیز دیگه رو از دست می‌دم.

487
00:22:02,821 --> 00:22:05,115
‫از نظر من،
‫تمام خصوصیات اصلی...

488
00:22:05,240 --> 00:22:07,617
‫که باعث می‌شن متیو باشی،
‫هنوز سر جاشونن.

489
00:22:07,701 --> 00:22:09,369
‫پس بذار این یکی رو نگه دارم.

490
00:22:09,453 --> 00:22:11,872
‫خودم مهم نیستم،

491
00:22:11,913 --> 00:22:15,709
‫ولی دخترم گبی و حتی آلیشا،

492
00:22:15,792 --> 00:22:17,753
‫باید ازشون محافظت کنم.

493
00:22:20,714 --> 00:22:24,343
‫سم، چند نفر اومدن ملاقاتت.

494
00:22:28,472 --> 00:22:31,058
‫سم.

495
00:22:31,099 --> 00:22:32,684
‫عید پاکتون رو خراب کردم؟

496
00:22:32,768 --> 00:22:35,062
‫شکرگزاریه.

497
00:22:35,145 --> 00:22:38,315
‫عمرا بچه جان. ما فقط می‌خوایم
‫همین‌جا باشیم،

498
00:22:38,357 --> 00:22:40,192
‫پیش تو باشیم.

499
00:22:51,578 --> 00:22:53,038
‫سلام دکتر.

500
00:22:53,163 --> 00:22:55,582
‫ببخشید این‌جوری غافل‌گیرت کردم.

501
00:22:55,665 --> 00:22:57,709
‫عه، رئیس شمایی؟

502
00:22:57,793 --> 00:23:00,420
‫آقای اکتبر، درسته؟

503
00:23:00,504 --> 00:23:02,089
‫می‌تونی دنیس صدام کن.

504
00:23:02,130 --> 00:23:03,882
‫چه کاری از دستم بر میاد دنیس؟

505
00:23:03,965 --> 00:23:06,009
‫ببین، همگی می‌دونستیم
‫اقامت متی تو آتش‌نشانی...

506
00:23:06,093 --> 00:23:08,637
‫موقتیه، ولی خیال می‌کردیم امنه.

507
00:23:08,678 --> 00:23:10,972
‫نباید تنهاش می‌ذاشتم.

508
00:23:11,098 --> 00:23:13,016
‫خودت رو مقصر ندون.
‫تو از خونه‌اش کشوندیش بیرون.

509
00:23:13,141 --> 00:23:14,559
‫کمکش کردی چیزی رو حفظ کنه...

510
00:23:14,643 --> 00:23:16,978
‫که تا مدت بیشتری
‫عادی جلوه می‌کرد.

511
00:23:17,104 --> 00:23:18,980
‫کم چیزی نیست.

512
00:23:19,022 --> 00:23:20,774
‫آره.

513
00:23:20,857 --> 00:23:22,234
‫متی بهترین نیروی ماست.

514
00:23:22,317 --> 00:23:24,152
‫راستش، مربی خودم بود.
‫اولین هفته کاریم...

515
00:23:24,194 --> 00:23:26,196
‫با خودم می‌گفتم عمرا اگه
‫از پسش بر بیام،

516
00:23:26,238 --> 00:23:28,407
‫ولی متی باعث شد بفهمم بر میام.

517
00:23:28,448 --> 00:23:32,202
‫همیشه می‌گفت
‫«تنهایی، کار اندکی از دستمون بر میاد.»

518
00:23:32,327 --> 00:23:35,080
‫«ولی با همدیگه، کلی کار
‫از دستمون بر میاد.»

519
00:23:35,205 --> 00:23:39,167
‫گمون کنم نقل‌قول از هلن میرن باشه.

520
00:23:40,293 --> 00:23:44,714
‫آها، هلن کلره، ولی راحت اشتباه گرفته می‌شن.

521
00:23:44,840 --> 00:23:47,592
‫فقط کاش کار بیشتری
‫واسه متی از دستمون بر می‌اومد.

522
00:23:49,469 --> 00:23:52,013
‫راستش، شاید یه راهی بلد باشم
‫که بتونین کمکش کنین.

523
00:23:53,181 --> 00:23:55,100
‫شیر گاو دوباره محبوب شده، درسته؟

524
00:23:55,183 --> 00:23:58,270
‫مرسی. داشتم راجع به درمان‌های آزمایشی
‫سلول بنیادی می‌خوندم.

525
00:23:58,353 --> 00:23:59,813
‫ممکنه بابام بتونه همین کار رو بکنه؟

526
00:23:59,896 --> 00:24:01,565
‫احتمالش هست.

527
00:24:01,648 --> 00:24:05,193
‫ولی در نهایت، تصمیمش با خودشه.

528
00:24:09,197 --> 00:24:10,740
‫انگار با بابات صمیمی‌ای.

529
00:24:10,866 --> 00:24:13,201
‫یعنی همیشه از تو می‌گه.

530
00:24:15,370 --> 00:24:17,247
‫من همیشه از هنر مدرن خوشم می‌اومد.

531
00:24:18,498 --> 00:24:20,375
‫اصلا خوشش نمیاد.

532
00:24:20,500 --> 00:24:22,836
‫ولی همیشه یه تقویم روی یخچال داشت
‫که افتتاحیه‌های...

533
00:24:22,878 --> 00:24:25,046
‫شهر رو روش علامت می‌زد.

534
00:24:25,130 --> 00:24:29,009
‫هر آخرهفته من رو
‫به یکیشون می‌برد.

535
00:24:29,050 --> 00:24:30,760
‫وقتی گوشی‌دار شدم،

536
00:24:30,844 --> 00:24:33,555
‫مدام عکس‌های مختلف برام می‌فرستاد...

537
00:24:33,597 --> 00:24:36,475
‫و زیرشون می‌نوشت
‫«هنره یا نیست؟»

538
00:24:39,060 --> 00:24:41,688
‫منحصر به فرده.

539
00:24:41,771 --> 00:24:45,275
‫از تصورم خارجه...

540
00:24:45,317 --> 00:24:49,196
‫بابات نیاز داره تو ادامه بدی.

541
00:24:49,279 --> 00:24:50,989
‫یکی از خوبی‌های هنر مدرن...

542
00:24:51,114 --> 00:24:53,742
‫اینه که واسه لذت بردن ازش
‫توان حرکتی خاصی لازم نیست.

543
00:24:53,950 --> 00:24:57,871
‫ادامه بدین. با همدیگه.

544
00:25:01,416 --> 00:25:04,711
‫باهام حرف بزن سم!
‫چشمت رو باز کن سم.

545
00:25:04,836 --> 00:25:07,672
‫سم. عذر می‌خوام.

546
00:25:07,797 --> 00:25:10,383
‫- سم؟ سم؟
‫- چی شده؟

547
00:25:10,509 --> 00:25:12,886
‫واکنش نشون نمی‌ده.
‫سی دقیقه پیش داشت حرف می‌زد.

548
00:25:12,928 --> 00:25:14,763
‫به هوش نمی‌اومد.
‫سریع صداتون کردیم.

549
00:25:14,888 --> 00:25:17,724
‫یه گروه واکنش سریع
‫به اتاق دوازده آی‌سی‌یو!

550
00:25:17,849 --> 00:25:19,518
‫ببخشید.
‫باید اتاق رو خالی کنین.

551
00:25:19,601 --> 00:25:21,520
‫- چی به سرش اومده؟
‫- ما مواظبش هستیم.

552
00:25:21,561 --> 00:25:22,604
‫- خب؟
‫- سم؟

553
00:25:22,687 --> 00:25:24,814
‫- خیلی‌خب. خیلی‌خب.
‫- سم؟

554
00:25:26,608 --> 00:25:28,568
‫مردمک‌هاش مساوی‌ان و واکنش می‌دن،
‫ولی بی‌هوش شده...

555
00:25:28,652 --> 00:25:30,612
‫و اکسیژنش رو به افته.
‫نمی‌تونه از مجرای تنفسیش محافظت کنه.

556
00:25:30,654 --> 00:25:34,449
‫انسفالوپاتی کبدی وخیمه،
‫احتمالا دچار ادم مغزی شده.

557
00:25:34,491 --> 00:25:36,034
‫اریکا، زود مجرای تنفسی آماده کن.

558
00:25:36,159 --> 00:25:37,577
‫واسه اتومیدیت و سوکسینیل کولین آماده‌ام.

559
00:25:37,661 --> 00:25:39,704
‫خودتون بهم گفتین موظفم...

560
00:25:39,788 --> 00:25:41,414
‫نذارم شرایط عصبیش اورژانسی بشه.

561
00:25:41,498 --> 00:25:43,208
‫می‌تونستم کار متفاوتی بکنم؟

562
00:25:43,333 --> 00:25:44,960
‫تو تحت نظرش داشتی
‫و تنها پادزهر...

563
00:25:45,085 --> 00:25:46,586
‫اوردوز استامینوفن رو بهش دادی.

564
00:25:46,711 --> 00:25:49,506
‫ولی با نارسایی کبدش
‫و افزایش آمونیاک،

565
00:25:49,589 --> 00:25:51,132
‫ورم مغزش اجتناب‌ناپذیر شد.

566
00:25:51,258 --> 00:25:52,884
‫که ممکنه به فتق مغزی و مرگ منجر بشه.

567
00:25:53,009 --> 00:25:54,636
‫درمان آنیش چیه؟

568
00:25:54,719 --> 00:25:56,263
‫باید هیپرونتیلاسیونش کنیم
‫و بهش مانیتول...

569
00:25:56,346 --> 00:25:57,973
‫و سالین هپرونتیک بدیم
‫تا فشار درون‌جمجمه‌ایش رو...

570
00:25:58,056 --> 00:25:59,849
‫موقتا کاهش بده.

571
00:25:59,975 --> 00:26:02,602
‫ولی فقط کبد جدید جلوی ورمش رو
‫به طور دائمی می‌گیره.

572
00:26:02,686 --> 00:26:05,480
‫زیاد فرصت نداریم
‫تا براش جورش کنیم.

573
00:26:05,605 --> 00:26:06,940
‫درسته.

574
00:26:13,530 --> 00:26:15,490
‫یعنی تو فهرست انتظار
‫پیوند کبده؟

575
00:26:15,574 --> 00:26:17,450
‫هنوز نه. متأسفانه کار سختی بود،

576
00:26:17,534 --> 00:26:19,244
‫به‌خاطر شرایط اقامت سم.

577
00:26:19,327 --> 00:26:21,037
‫هیئت سم رو
‫اگه حامی نداشته باشه...

578
00:26:21,121 --> 00:26:22,956
‫به فهرست اضافه نمی‌کنه،

579
00:26:23,039 --> 00:26:25,584
‫باید عده‌ای متعهد باشن
‫بعد از پیوند ازش مراقبت می‌کنن.

580
00:26:25,709 --> 00:26:28,295
‫خب، داره. ما رو داره.

581
00:26:28,378 --> 00:26:30,171
‫قبلا خیلی صمیمی بودیم،

582
00:26:30,255 --> 00:26:34,175
‫ولی وقتی بیمار شد،
‫اصلا نمی‌خواست کنار ما باشه.

583
00:26:34,259 --> 00:26:38,972
‫اون افکار تو ذهنش،
‫اون همه بدگمانی، صداها...

584
00:26:39,014 --> 00:26:41,766
‫اون رو با ما دشمن کردن.
‫نمی‌خواست پیش ما بمونه.

585
00:26:41,891 --> 00:26:43,435
‫می‌گفت عین زندان می‌مونه.

586
00:26:43,476 --> 00:26:46,187
‫من یه‌بار رفتم شهر تا بیارمش خونه،

587
00:26:46,271 --> 00:26:49,482
‫ولی نمی‌اومد.
‫خیال می‌کرد می‌خوایم بلایی سرش بیاریم.

588
00:26:49,566 --> 00:26:51,693
‫بهم گفت دیگه بهش زنگ نزنم.

589
00:26:51,776 --> 00:26:53,445
‫باقی بچه‌هام خونه بودن.

590
00:26:53,570 --> 00:26:55,989
‫باید مواظب اون‌ها هم می‌بودم.

591
00:26:56,031 --> 00:26:59,909
‫دکتر، من هر روز خدا
‫نگران سم بودم و عذاب وجدان داشتم.

592
00:27:00,035 --> 00:27:02,662
‫می‌شه ببرمش خونه؟

593
00:27:02,787 --> 00:27:05,290
‫متأسفانه الان انتقالش
‫به یه بیمارستان دیگه،

594
00:27:05,415 --> 00:27:08,668
‫مخصوصا اگه دور باشه...

595
00:27:08,752 --> 00:27:10,253
‫خیلی خطرناکه.

596
00:27:10,295 --> 00:27:13,381
‫می‌دونم تو اوهایو خونه و زندگی دارین،

597
00:27:13,506 --> 00:27:16,301
‫ولی اگه بتونین به طریقی
‫اینجا بمونین و مواظب سم باشین...

598
00:27:16,384 --> 00:27:19,346
‫می‌تونیم اینجا خونه اجاره کنیم،
‫هر کاری سم نیاز داشته باشه می‌کنیم.

599
00:27:19,471 --> 00:27:21,056
‫پسرمونه.

600
00:27:21,181 --> 00:27:23,516
‫یه‌بار گذاشتیم بره.
‫دیگه این کار رو نمی‌کنیم.

601
00:27:40,492 --> 00:27:43,036
‫همه بیمارهات رو تو خوابشون
‫تماشا می‌کنی...

602
00:27:43,119 --> 00:27:45,080
‫یا فقط بیماران محبوبت؟

603
00:27:45,163 --> 00:27:47,582
‫ای بابا، فقط بیماران محبوبم.

604
00:27:47,624 --> 00:27:49,084
‫خوابت چطوره؟

605
00:27:49,209 --> 00:27:52,253
‫افتضاح.

606
00:27:52,337 --> 00:27:54,923
‫مدام یه خواب تکراری می‌بینم.

607
00:27:54,964 --> 00:27:57,634
‫اکثر شب‌ها باهاش از خواب می‌پرم.

608
00:27:57,676 --> 00:28:03,890
‫خودم و خانواده‌ام تو خونه قدیمی هستیم.

609
00:28:03,973 --> 00:28:08,186
‫آتش‌سوزی شده و من نمی‌تونم...

610
00:28:08,311 --> 00:28:12,190
‫صداشون رو نمی‌شنوم.

611
00:28:12,273 --> 00:28:14,025
‫سعی...

612
00:28:14,150 --> 00:28:16,945
‫سعی می‌کنم نجاتشون بدم، ولی نمی‌تونم.

613
00:28:17,028 --> 00:28:20,115
‫خیلی وحشتناکه.

614
00:28:20,198 --> 00:28:22,867
‫یعنی ممکنه ضعفت
‫و مشکل تنفسیت در شب...

615
00:28:22,992 --> 00:28:25,203
‫باعث بشه این خواب آگاهانه رو ببینی؟

616
00:28:25,245 --> 00:28:28,206
‫سطح اکسیژنت پایین می‌ره،
‫کربن دی‌اکسید بالا می‌ره.

617
00:28:28,331 --> 00:28:30,041
‫خواب با حرکت سریع چشمت
‫نامنظم می‌شه.

618
00:28:30,125 --> 00:28:32,043
‫خبر خوش از این قراره
‫که یه راه‌حل داره.

619
00:28:32,168 --> 00:28:33,712
‫اون دستگاه بای‌پپ که گفته بودم...

620
00:28:33,795 --> 00:28:36,715
‫کمکت می‌کنه در حین خواب
‫بهتر نفس بکشی.

621
00:28:39,551 --> 00:28:42,220
‫دستگاهتون رو قبول می‌کنم.

622
00:28:42,345 --> 00:28:45,098
‫با بیماری می‌جنگم،
‫نه با ابزارم.

623
00:28:45,223 --> 00:28:47,809
‫آره.

624
00:28:47,851 --> 00:28:50,729
‫حالا مرخصم می‌کنی؟

625
00:28:50,812 --> 00:28:53,898
‫نه. اول بیشتر از این خوابت برام بگو.

626
00:28:55,692 --> 00:28:57,277
‫برام شرحش بده.

627
00:28:58,528 --> 00:29:00,530
‫شاید خوشت نیاد.

628
00:29:00,655 --> 00:29:03,158
‫- متیو!
‫- بابا! خواهش می‌کنم!

629
00:29:03,241 --> 00:29:04,534
‫متیو، بهت نیاز داریم.

630
00:29:04,659 --> 00:29:05,618
‫متیو، کجان؟

631
00:29:05,702 --> 00:29:07,662
‫- متیو!
‫- بابا.

632
00:29:07,787 --> 00:29:09,414
‫- نمی‌دونم.
‫- خواهش می‌کنم!

633
00:29:09,497 --> 00:29:11,374
‫- نمی‌دونم. نمی‌تونم تکون بخورم.
‫- کمکمون کن!

634
00:29:11,416 --> 00:29:14,753
‫- نمی‌تونم نجاتشون بدم.
‫- بابا، خواهش می‌کنم!

635
00:29:14,878 --> 00:29:18,381
‫بیا بیرون! خواهش می‌کنم، بیا بیرون.

636
00:29:18,423 --> 00:29:20,216
‫بابا!

637
00:29:22,761 --> 00:29:24,012
‫شاید قرار نباشه
‫تو نجاتشون بدی؟

638
00:29:24,095 --> 00:29:26,431
‫شاید قراره اون‌ها نجاتت بدن؟

639
00:30:31,079 --> 00:30:33,331
‫وای الیور.

640
00:31:04,362 --> 00:31:07,156
‫هیئت پیوند گفت نه.

641
00:31:07,240 --> 00:31:09,117
‫چی شد؟

642
00:31:09,200 --> 00:31:12,495
‫بهشون گفتم سم تازه
‫مصرف دارو رو شروع کرده...

643
00:31:12,537 --> 00:31:14,581
‫که امیدوارم براش مفید باشه،

644
00:31:14,706 --> 00:31:16,499
‫گفتم از وقتی مرخص شده
‫دارو مصرف می‌کنه...

645
00:31:16,583 --> 00:31:18,877
‫و خانواده حمایتگری داره.

646
00:31:18,918 --> 00:31:21,004
‫این رو هم بهشون گفتم
‫که اوردوز با استامینوفن...

647
00:31:21,087 --> 00:31:22,755
‫کاملا تصادفی بود...

648
00:31:22,839 --> 00:31:25,925
‫و سم واقعا می‌خواست بهتر بشه
‫تا زندگی کنه.

649
00:31:26,050 --> 00:31:27,594
‫ولی سر مرز بود اریکا،

650
00:31:27,719 --> 00:31:29,178
‫اون‌ها باید دلی تصمیم می‌گرفتن.

651
00:31:29,304 --> 00:31:31,347
‫گاهی قبول می‌کنن،
‫گاهی نمی‌کنن.

652
00:31:31,389 --> 00:31:33,224
‫خیال می‌کردم وقتی خانواده‌اش رو بیاریم،

653
00:31:33,349 --> 00:31:36,019
‫متوجه می‌شن آدمیه
‫که لیاقت پیوند داره.

654
00:31:36,102 --> 00:31:38,438
‫صرفا چون اون‌ها ردش کردن،
‫دلیل نمی‌شه همه طرح‌ها ردش کنن.

655
00:31:38,521 --> 00:31:39,981
‫من با دوستم تو کلمبیا تماس گرفتم.

656
00:31:40,064 --> 00:31:41,900
‫با کورنل هم تماس می‌گیریم.

657
00:31:42,025 --> 00:31:43,943
‫فقط باید طرحی پیدا کنیم
‫که این‌قدر ریسک‌گریز نباشه.

658
00:31:43,985 --> 00:31:45,486
‫ولی حتی اگه قبول کنن،
‫چقدر احتمال داره...

659
00:31:45,570 --> 00:31:47,363
‫به موقع تصمیم بگیرن؟

660
00:31:47,447 --> 00:31:49,616
‫- خیلی‌خب، سم چقدر وقت داره؟
‫- سریعا کبد جدید لازم داره،

661
00:31:49,699 --> 00:31:52,744
‫وگرنه زنده نمی‌مونه.
‫فعلا با تمام قوا فشار درون‌جمجمه‌ای...

662
00:31:52,785 --> 00:31:54,495
‫سم رو مدیریت می‌کنیم
‫و امیدواریم.

663
00:31:54,621 --> 00:31:56,331
‫اوهوم.

664
00:32:01,419 --> 00:32:03,129
‫سلام سیلوا.

665
00:32:05,131 --> 00:32:07,091
‫اون پای رو کجا می‌بری؟

666
00:32:07,133 --> 00:32:09,385
‫به قابلمه‌برون پرسنل می‌برم.

667
00:32:09,469 --> 00:32:11,638
‫می‌دونم عجیبه،
‫ولی اگه عیبی نداره...

668
00:32:11,763 --> 00:32:14,307
‫واسه یه بیمار به کارم میاد.

669
00:32:14,432 --> 00:32:17,352
‫خیلی‌خب. باشه.
‫واسه بیمارهات هر کاری می‌کنم.

670
00:32:17,435 --> 00:32:18,686
‫ممنون.

671
00:32:20,772 --> 00:32:22,273
‫بالاخره متیو رو راضی کردم...

672
00:32:22,357 --> 00:32:23,650
‫تو شکرگزاری خانواده‌اش شرکت کنه.

673
00:32:23,775 --> 00:32:25,902
‫ازم خواست من هم باهاش برم.

674
00:32:25,944 --> 00:32:28,029
‫واسه همین نمی‌شه دست‌خالی برم.

675
00:32:33,451 --> 00:32:35,912
‫واسه جا زدن خیلی دیر شده؟

676
00:32:35,995 --> 00:32:38,289
‫آره، قطعا دیر شده.

677
00:32:38,331 --> 00:32:40,291
‫ضمنا، من کلی زحمت کشیدم
‫تا اون پای رو جور کنم.

678
00:32:40,375 --> 00:32:42,043
‫- می‌خوام بخورمش.
‫- یا می‌تونیم راحت...

679
00:32:42,126 --> 00:32:44,754
‫بریم کافه سر خیابون
‫و نوشیدنی بخوریم.

680
00:32:44,837 --> 00:32:46,422
‫خیلی‌خب.

681
00:32:46,506 --> 00:32:48,925
‫دکتر ولف، بفرمایین بشینین.

682
00:32:52,637 --> 00:32:54,681
‫فقط می‌خوام بگم خیلی برام ارزشمنده...

683
00:32:54,764 --> 00:32:59,018
‫که همه‌تون دور این میز نشستین.
‫امسال...

684
00:32:59,060 --> 00:33:02,981
‫بیش از همه بابت فرصت‌های دوباره
‫شکرگزارم.

685
00:33:04,524 --> 00:33:06,734
‫دکتر ولف، مایلین حالا شما بگین؟

686
00:33:09,028 --> 00:33:13,574
‫گمون کنم من کم‌کم دارم از...

687
00:33:13,616 --> 00:33:15,743
‫تجدید دیدارهای غیرمنتظره خوشحال می‌شم.

688
00:33:15,827 --> 00:33:19,038
‫هوم.

689
00:33:19,122 --> 00:33:20,915
‫متیو.

690
00:33:20,957 --> 00:33:22,917
‫آها. اِم...

691
00:33:24,127 --> 00:33:27,714
‫من بابت خانواده‌ام شکرگزارم...

692
00:33:27,755 --> 00:33:31,050
‫و خوشحالم که وبال گردنشون نبودم.

693
00:33:31,134 --> 00:33:33,594
‫متیو، خواهش می‌کنم.

694
00:33:33,720 --> 00:33:36,222
‫دیگه نمی‌تونم تو واحد خودم
‫زندگی کنم...

695
00:33:36,264 --> 00:33:40,560
‫و نمی‌تونم تو آتش‌نشانی زندگی کنم.
‫خیلی سخته.

696
00:33:40,643 --> 00:33:42,520
‫واسه همین...

697
00:33:44,230 --> 00:33:47,150
‫با یه تأسیساتی هماهنگ کردم.

698
00:33:47,233 --> 00:33:50,278
‫آسایشگاهه. می‌تونم برم اونجا.

699
00:33:50,361 --> 00:33:53,573
‫تا وقتی بتونم تحمل کنم، در امانم.

700
00:33:53,656 --> 00:34:00,246
‫ولی کشتی من داره غرق می‌شه...

701
00:34:00,329 --> 00:34:02,457
‫و هیچ‌کدوم شما رو
‫با خودم غرق نمی‌کنم.

702
00:34:02,582 --> 00:34:05,418
‫- بابا، خودمون می‌خوایم کمک کنیم.
‫- وظیفه‌ات این نیست عزیزم.

703
00:34:05,460 --> 00:34:07,128
‫- خیلی سخته.
‫- ولی نیست.

704
00:34:07,170 --> 00:34:09,589
‫نیست، آخه تنهایی کمکت نمی‌کنیم.

705
00:34:09,672 --> 00:34:11,466
‫یعنی چی؟

706
00:34:11,549 --> 00:34:16,345
‫همگی به توافق رسیدیم
‫زندگی تو آتش‌نشانی راه‌حل نیست.

707
00:34:16,471 --> 00:34:20,975
‫ولی بچه‌ها می‌خوان هرچقدر می‌تونن
‫کمک کنن.

708
00:34:21,017 --> 00:34:23,811
‫متیو، می‌خوام دوباره خونه خودمون
‫زندگی کنی.

709
00:34:23,895 --> 00:34:26,898
‫من تنها کمکت نمی‌کنم،
‫تو هم تنها نمی‌مونی.

710
00:34:27,023 --> 00:34:28,816
‫اصلا سعی نکن بحث کنی.

711
00:34:28,900 --> 00:34:31,652
‫دنیس به اندازه یه ماه
‫غذای منجمد ردیف کرده.

712
00:34:31,778 --> 00:34:34,405
‫عین مارتا استوارت شده.
‫خب؟

713
00:34:34,489 --> 00:34:35,865
‫شک ندارم.

714
00:34:35,907 --> 00:34:37,450
‫تو کلی آدم خوب اطرافت داری...

715
00:34:37,533 --> 00:34:39,410
‫که می‌خوان تا می‌تونن
‫کمک کنن.

716
00:34:42,246 --> 00:34:44,040
‫یه نگاهی بنداز.

717
00:34:44,123 --> 00:34:46,042
‫ایول متیو!

718
00:34:51,089 --> 00:34:53,007
‫ایول، دمت گرم مت!

719
00:34:53,132 --> 00:34:56,177
‫وایستا ببینم. این‌ها کی‌ان بابا؟

720
00:34:56,260 --> 00:34:59,597
‫- همکارهامن.
‫- و افرادی که جونشون رو نجات داده.

721
00:34:59,639 --> 00:35:01,224
‫- هوات رو داریم.
‫- خیلی برامون عزیزی!

722
00:35:01,307 --> 00:35:02,934
‫گاهی اگه بذاری بقیه کمکت کنن،

723
00:35:03,017 --> 00:35:05,520
‫بهترین هدیه دنیا رو بهشون دادی.

724
00:35:05,561 --> 00:35:07,522
‫ممنون متیو!

725
00:35:15,863 --> 00:35:18,324
‫ممنون که این همه غذا آوردین.

726
00:35:18,366 --> 00:35:20,785
‫آره، مرسی خاله.
‫همه‌چی عالیه.

727
00:35:20,868 --> 00:35:22,662
‫ببخشید مجبور بودم
‫شکرگزاری کار کنم.

728
00:35:22,703 --> 00:35:25,373
‫عیبی نداره. ما هوات رو داریم.
‫همیشه.

729
00:35:25,498 --> 00:35:26,833
‫- ممنون.
‫- خیلی‌خب.

730
00:35:26,874 --> 00:35:30,169
‫سلام، سلام، سلام.
‫خیلی‌خب، همه می‌گن...

731
00:35:30,211 --> 00:35:31,963
‫پای سیب‌زمینی شیرینت
‫کشته مرده داره.

732
00:35:32,088 --> 00:35:34,882
‫معلومه.
‫دستورپخت قدیمی خانواده‌مونه.

733
00:35:36,384 --> 00:35:38,928
‫- اِم...
‫- آنتونی، ایشون خواهرم...

734
00:35:39,053 --> 00:35:41,681
‫هلنه.
‫آنتونی مسئول اورژانس ماست.

735
00:35:41,806 --> 00:35:44,225
‫خیلی خوش‌وقتم.
‫واسه عید برنامه‌ای نداری؟

736
00:35:44,267 --> 00:35:47,186
‫یا کلا جای گلوله و بریدگی درمان می‌کنی؟

737
00:35:47,311 --> 00:35:50,231
‫نه، راستش بیشتر
‫بریدگی و سوختگیه.

738
00:35:50,314 --> 00:35:52,316
‫ولی دارم می‌رم.
‫بچه‌ها پیش زن سابقمن،

739
00:35:52,358 --> 00:35:54,652
‫پس امشب خبری نیست.

740
00:35:54,735 --> 00:35:56,946
‫ولی می‌دونین امسال
‫واسه چی شکرگزارم؟

741
00:35:57,029 --> 00:35:58,656
‫شکرگزاری تو اورژانس بودم،

742
00:35:58,781 --> 00:36:01,617
‫ولی هیچ بیماری بازی «کابویز» رو
‫لو نداد.

743
00:36:01,659 --> 00:36:05,329
‫«کابویز»؟ وای نه.
‫تازه داشت ازت خوشم می‌اومد.

744
00:36:05,454 --> 00:36:07,415
‫چیه؟ خانم‌ها، ببینین، خیلی هم بد نیستم.

745
00:36:07,498 --> 00:36:10,042
‫بهش بگو. خیلی هم بد نیستم!

746
00:36:10,126 --> 00:36:13,171
‫وای خدایا. کی این رو درست کرده؟

747
00:36:13,254 --> 00:36:16,424
‫هوم. به پرستارهام گفتم
‫بهترین غذا کریسمس مرخصی می‌گیره.

748
00:36:17,675 --> 00:36:20,803
‫متوجهی این اولین شکرگزاری خانوادگیمونه؟

749
00:36:20,887 --> 00:36:23,598
‫کاش می‌تونم خاصش کنم.

750
00:36:23,681 --> 00:36:27,101
‫الان هم خاصه.
‫ما پیش همیم.

751
00:36:39,739 --> 00:36:42,366
‫متیو؟

752
00:36:42,450 --> 00:36:44,827
‫سلام.

753
00:36:44,911 --> 00:36:46,412
‫اگه می‌خوای لباس ورزشی رو...

754
00:36:46,495 --> 00:36:48,998
‫کنار بذاری، برات یه چیزی خریدم.

755
00:36:53,669 --> 00:36:56,714
‫متیو. کجایی؟

756
00:37:00,134 --> 00:37:02,053
‫همین‌جام.

757
00:37:14,857 --> 00:37:18,027
‫عمل نجات معمولا به چیزهایی...

758
00:37:18,110 --> 00:37:20,738
‫از جمله قهرمانی و شجاعت
‫مربوط می‌شه.

759
00:37:23,366 --> 00:37:25,743
‫ولی از نظر امثال من...

760
00:37:25,785 --> 00:37:29,080
‫همیشه عملی از روی اهمیت بود.

761
00:37:30,498 --> 00:37:32,458
‫نمی‌فهمم.

762
00:37:32,541 --> 00:37:35,044
‫بابا، هنره.

763
00:37:35,169 --> 00:37:37,505
‫هرچی تو بگی.

764
00:37:37,546 --> 00:37:41,467
‫[مجموعه بی‌نام نقطه‌کور]

765
00:37:41,467 --> 00:37:43,886
‫لابد هیچ‌وقت گمون نمی‌کردم خودم...

766
00:37:43,970 --> 00:37:45,972
‫نیازی به مراقبت داشته باشم.

767
00:38:03,447 --> 00:38:07,868
‫ولی الان می‌دونم حتی
‫در سخت‌ترین روزهای عمرم،

768
00:38:07,910 --> 00:38:10,454
‫تو و مامانت هستین...

769
00:38:10,538 --> 00:38:14,208
‫تا از هر آتش که سر راهم
‫قرار بگیره نجاتم بدین.

770
00:38:14,292 --> 00:38:16,627
‫- مامان؟
‫- وای الیور.

771
00:38:16,669 --> 00:38:19,880
‫خیلی زود اومدی.
‫می‌خواستم غافل‌گیرت کنم.

772
00:38:19,922 --> 00:38:22,174
‫شکرگزاری رو آوردم پیش تو.

773
00:38:22,258 --> 00:38:23,926
‫بفرمایین!

774
00:38:36,522 --> 00:38:39,692
‫چمازهات رو دیدم الیور.

775
00:38:39,775 --> 00:38:41,736
‫سرم با کار خیلی شلوغ بود.

776
00:38:41,777 --> 00:38:43,446
‫می‌دونم، خلاصه خودم...

777
00:38:43,529 --> 00:38:44,655
‫بعضی‌هاشون رو بردم تو حموم طبقه بالا.

778
00:38:44,780 --> 00:38:46,115
‫دوش رو یه‌کم باز کردم.

779
00:38:46,157 --> 00:38:47,700
‫باید با بخارش سرحال بشن.

780
00:38:47,783 --> 00:38:49,452
‫- خشک شدن.
‫- فردا بهتر می‌شن.

781
00:38:49,535 --> 00:38:51,120
‫حالا میبینی.

782
00:38:51,203 --> 00:38:54,999
‫حالا این گنده‌بک رو میاریم بیرون.

783
00:38:55,041 --> 00:38:56,709
‫هوف!

784
00:38:56,751 --> 00:38:59,545
‫راستش، برش بوقلمون
‫همیشه کار اون بود.

785
00:38:59,670 --> 00:39:03,549
‫دوست‌هامون هم تشویق می‌کردن
‫آخه خیلی راحت جلوه می‌کرد.

786
00:39:03,632 --> 00:39:06,927
‫ایش، خیلی اعصابم خرد می‌شد.
‫باقی کارها با من بود...

787
00:39:06,969 --> 00:39:09,722
‫- و کل...
‫- مامان.

788
00:39:17,480 --> 00:39:21,025
‫گاهی قهرمانانه‌ترین کاری
‫که می‌شه کرد...

789
00:39:21,067 --> 00:39:24,528
‫دویدن تو دل ساختمون آتش‌گرفته نیست.

790
00:39:24,653 --> 00:39:27,865
‫ساکت‌تر و کوچک‌تره،

791
00:39:27,907 --> 00:39:31,952
‫ولی از جنبه‌ای سخت‌تره،
‫حداقل برای من.

792
00:39:35,164 --> 00:39:39,835
‫راه دادن به تو و مادرت،
‫کمک قبول کردن.

793
00:39:39,877 --> 00:39:42,213
‫موافقت با این کسب‌وکار بانک صدا...

794
00:39:42,296 --> 00:39:44,840
‫که دکتر پیرس داشت می‌گفت.

795
00:39:44,965 --> 00:39:50,554
‫همین که بذارم خلاف میل خودم
‫نجاتم بدن.

796
00:39:50,679 --> 00:39:53,891
‫به نظر من، همین شجاعانه‌ترین کاریه
‫که به عمرم کردم.

797
00:39:56,644 --> 00:39:58,813
‫خیلی هم ترسناکه.

798
00:40:04,193 --> 00:40:06,362
‫ولی می‌ارزه...

799
00:40:09,698 --> 00:40:12,576
‫اگه این‌جوری بیشتر پیش شما باشم.