1
00:00:05,005 --> 00:00:06,589
‫آنچه گذشت...

2
00:00:06,673 --> 00:00:08,466
‫با یکی از دکترهای گروه قبلیم
‫ارتباط برقرار کردم.

3
00:00:08,633 --> 00:00:10,301
‫- تو تگزاس؟
‫- بهم پیشنهاد داد...

4
00:00:10,343 --> 00:00:11,428
‫تو طرح رزیدنسیشون شرکت کنم.

5
00:00:11,428 --> 00:00:12,846
‫- جشن بیمارستان امشبه.
‫- یه‌کم دقیقه نودیه.

6
00:00:12,929 --> 00:00:14,806
‫چرا حس می‌کنم
‫می‌خوای قبل از شروع...

7
00:00:14,848 --> 00:00:16,766
‫- خرابش کنی؟
‫- نمی‌دونم...

8
00:00:16,891 --> 00:00:18,393
‫خودم توان یه دل‌شکستگی دیگه رو
‫دارم یا نه.

9
00:00:18,476 --> 00:00:20,895
‫- تو عشق منی.
‫- وقتی ده‌ساله بودم،

10
00:00:20,937 --> 00:00:23,565
‫تومور مغزی بدخیمی
‫تو سر مادرم تشخیص داده شد.

11
00:00:23,648 --> 00:00:27,444
‫دکترش رو یادمه، ولی نه واسه این
‫که مامانم رو نجات داد،

12
00:00:27,527 --> 00:00:31,406
‫بلکه واسه این که احتمال می‌داد
‫می‌تونه نجاتش بده.

13
00:00:31,489 --> 00:00:33,992
‫- این چیه؟
‫- پدرت اینجاست.

14
00:00:34,034 --> 00:00:36,870
‫- قالت گذاشت؟
‫- گمون کنم.

15
00:00:56,181 --> 00:00:58,349
‫کسی اینجا نیست؟

16
00:01:24,542 --> 00:01:29,714
‫[لوح تقدیر]
‫[الیور ولف]

17
00:01:35,512 --> 00:01:37,180
‫[خدمات آمبولانس بی‌ال‌آر]

18
00:01:38,556 --> 00:01:40,100
‫- بیاین اینجا.
‫- الان می‌ریم تو.

19
00:01:40,183 --> 00:01:41,976
‫داریم فکش رو در میاریم.

20
00:01:42,060 --> 00:01:43,478
‫راه رو باز کنین! برین کنار!

21
00:01:43,561 --> 00:01:44,938
‫چه جراحاتی داره؟

22
00:01:45,021 --> 00:01:46,272
‫دو ماشین تصادف کردن،
‫مسافری نداشتن.

23
00:01:46,356 --> 00:01:47,649
‫انگار راننده اول یه‌کم بهت‌زده شده،

24
00:01:47,732 --> 00:01:49,359
‫ولی بیشتر زخم و جراحت سطحی داره.

25
00:01:49,484 --> 00:01:51,361
‫الان داریم راننده دوم رو در میاریم،

26
00:01:51,402 --> 00:01:53,363
‫ولی از وقتی رسیدیم اینجا
‫واکنش نشون نمی‌ده.

27
00:01:53,446 --> 00:01:56,783
‫- گردنش رو محکم کنین.
‫- وایستا! ردیفه!

28
00:01:56,866 --> 00:01:57,826
‫خیلی‌خب، آروم. عالیه.

29
00:01:57,826 --> 00:01:59,160
‫- بفرمایین.
‫- بیارینش بیرون.

30
00:01:59,244 --> 00:02:01,246
‫یه لحظه.
‫بذارین من بیام.

31
00:02:01,246 --> 00:02:02,622
‫ضربانش رو حس می‌کنم، ولی نامنظمه.

32
00:02:02,705 --> 00:02:04,624
‫- شناساییش کردیم؟
‫- نه.

33
00:02:04,666 --> 00:02:06,209
‫هنوز کیف‌پولی پیدا نکردیم.
‫پلیس‌ها دارن پلاکش رو بررسی می‌کنن.

34
00:02:06,334 --> 00:02:08,545
‫اندی، باهامون بیا.
‫یه بهیار دیگه لازم دارم.

35
00:02:08,670 --> 00:02:10,505
‫ضربانش رو داره از دست می‌ده.

36
00:02:10,505 --> 00:02:11,172
‫[خدمات آمبولانس برانکس لیبرتی]

37
00:02:24,978 --> 00:02:26,646
‫این طرف صدای تنفس نمی‌شنوم.

38
00:02:26,729 --> 00:02:27,939
‫یه ریه‌اش از کار افتاده.

39
00:02:27,939 --> 00:02:30,066
‫انگار گاژ چهارده دقیقا جلوته.

40
00:02:45,707 --> 00:02:47,375
‫برگشت.

41
00:02:49,127 --> 00:02:50,336
‫چه دختر خوبی.

42
00:02:50,378 --> 00:02:52,172
‫زن سی‌ساله تصادف کرده،

43
00:02:52,255 --> 00:02:54,090
‫- با ضربان نامنظم نجاتش دادیم.
‫- برین کنار.

44
00:02:54,132 --> 00:02:57,051
‫جریان خونش بعد از سوزن زدن بهتر شد.

45
00:02:57,177 --> 00:02:59,762
‫- آماده‌این؟
‫- سه، دو، یک.

46
00:02:59,846 --> 00:03:01,639
‫خیلی‌خب.

47
00:03:01,764 --> 00:03:03,558
‫مجرای تنفسیش لوله‌گذاری شده
‫و موجش عادیه.

48
00:03:03,641 --> 00:03:04,893
‫صدای تنفسش دوجانبه است.

49
00:03:04,976 --> 00:03:06,728
‫آسیب ریه‌اش رو بررسی کنین.

50
00:03:06,853 --> 00:03:08,271
‫بفرمایین.

51
00:03:10,398 --> 00:03:12,483
‫دور قلبش خون جمع شده.
‫ضربانش از دست می‌ره.

52
00:03:12,609 --> 00:03:14,444
‫زود یه سینی سینه‌شکافی
‫برام بیارین!

53
00:03:14,527 --> 00:03:16,362
‫- چشم دکتر!
‫- گروه اعصاب اومد.

54
00:03:16,404 --> 00:03:18,114
‫صبر کنین حالش بهتر بشه.

55
00:03:26,414 --> 00:03:28,541
‫میشله.

56
00:03:35,089 --> 00:03:37,550
‫دکتر ولف، باید برگردین اورژانس.

57
00:03:37,717 --> 00:03:39,135
‫- خیلی اضطراریه.
‫- زود باش پسر.

58
00:03:39,219 --> 00:03:41,471
‫جواب بده پسر. جواب بده.

59
00:03:42,847 --> 00:03:44,641
‫- علائم حیاتیش چطوره؟
‫- هنوز...

60
00:03:44,682 --> 00:03:46,309
‫معلوم نیست چی شده،
‫ولی اریکا داره سعی می‌کنه...

61
00:03:46,351 --> 00:03:47,852
‫- بهتر معاینه‌اش کنه.
‫- اوبرمون کجاست؟

62
00:03:47,936 --> 00:03:50,855
‫آهای! چهار دقیقه دیگه می‌رسه،
‫ولی داره سعیش رو می‌کنه.

63
00:03:50,939 --> 00:03:53,316
‫الو؟
‫چرا مکث کردی؟

64
00:03:53,399 --> 00:03:54,776
‫هنوز علائم حیاتیش ثبت نشدن.

65
00:03:54,859 --> 00:03:57,320
‫- آهای!
‫- دیگه متصل نیست.

66
00:03:57,403 --> 00:03:58,947
‫خیلی‌خب، معاینه اعصابش چی شد؟

67
00:03:59,072 --> 00:04:00,531
‫نمی‌تونیم معاینه‌اش کنیم،
‫آخه جراحان ترومای...

68
00:04:00,615 --> 00:04:01,950
‫- زیادی اینجا هستن.
‫- سینه‌شکافیه.

69
00:04:01,991 --> 00:04:03,785
‫دارن تو اورژانس سینه‌شکافی می‌کنن.

70
00:04:03,868 --> 00:04:05,536
‫- یه اپی درون‌قلبی بزنین!
‫- چشم دکتر.

71
00:04:05,620 --> 00:04:07,080
‫ون...

72
00:04:07,205 --> 00:04:09,332
‫بیمارستان عمومی برانکس. زود باش.

73
00:04:11,000 --> 00:04:12,585
‫خیال می‌کردم امشب مرخصی‌ای.

74
00:04:12,627 --> 00:04:14,379
‫دستت چی شده؟

75
00:04:14,420 --> 00:04:16,965
‫نه، هنر تعمیرات موتوره.

76
00:04:17,006 --> 00:04:18,925
‫ببین، میشل لمبرت رو
‫آوردن بیمارستان.

77
00:04:19,008 --> 00:04:21,010
‫- تصادف شدیدی داشته.
‫- چی؟

78
00:04:21,135 --> 00:04:22,804
‫میشلِ دکتر مارکوس؟ حالش خوبه؟

79
00:04:22,929 --> 00:04:24,597
‫هنوز مطمئن نیستیم.
‫نمی‌ذارن بخش اعصاب...

80
00:04:24,722 --> 00:04:26,391
‫تا بعد از عملش نزدیکش بشه.

81
00:04:26,474 --> 00:04:29,394
‫خیلی‌خب، می‌تونی واسه معاینه من بیای.

82
00:04:29,435 --> 00:04:32,397
‫حتما اون یکی راننده است.
‫نیک بوزیک. نوزده‌ساله.

83
00:04:32,438 --> 00:04:34,357
‫اورژانس نتونست موقع پذیرش
‫ازش جوابی بگیره.

84
00:04:34,440 --> 00:04:35,984
‫باورم نمی‌شه این‌جوری شده.

85
00:04:36,109 --> 00:04:37,694
‫واقعی نیست.

86
00:04:37,735 --> 00:04:39,028
‫سلام نیک.

87
00:04:39,112 --> 00:04:40,738
‫من دکتر پیرس هستم.
‫ایشون دکتر ولفه.

88
00:04:40,905 --> 00:04:42,657
‫اومدیم کمکت کنیم...

89
00:04:45,827 --> 00:04:48,204
‫ببخشید.

90
00:04:48,329 --> 00:04:51,416
‫دست خودم نیست،
‫نمی‌تونم نخندم.

91
00:04:53,626 --> 00:04:55,586
‫یه آزمایش سم‌شناسی ادرار ازش بگیریم
‫و بفرستیمش بالا معاینه بشه.

92
00:04:55,712 --> 00:04:57,130
‫باشه.

93
00:05:03,136 --> 00:05:04,846
‫- کجاست؟
‫- تو اتاق عمله.

94
00:05:04,929 --> 00:05:07,056
‫- همین الان رفت تو.
‫- من رو ببرین پیشش. من رو ببرین پیشش.

95
00:05:16,983 --> 00:05:20,153
‫اگه هنوز به خانواده‌اش زنگ نزدی،
‫الان وقتشه بزنی.

96
00:05:20,194 --> 00:05:22,530
‫مامانش مواظب لیامه.

97
00:05:25,366 --> 00:05:27,243
‫باید بهم نگاه کنی ون.

98
00:05:32,790 --> 00:05:36,127
‫خانواده‌اش باید اطلاع داشته باشن.

99
00:05:36,210 --> 00:05:38,421
‫هرچه زودتر بهتر.

100
00:05:51,768 --> 00:05:53,353
‫سلام رفیق.

101
00:05:53,394 --> 00:05:55,271
‫تو و کوسه اینجا چیکار می‌کنین؟

102
00:05:55,355 --> 00:05:57,899
‫- خیلی از وقت خوابت گذشته.
‫- انتظار داشتی چیکار کنم؟

103
00:05:57,982 --> 00:05:59,901
‫کوسه رو خونه تنها بذارم؟

104
00:05:59,942 --> 00:06:02,695
‫این مکالمه خیلی مناسب...

105
00:06:02,779 --> 00:06:05,907
‫- گوش‌های کوچک نیست.
‫- ببین، می‌خوای بیای...

106
00:06:05,948 --> 00:06:07,533
‫با خاله دینا بازی کنی؟
‫می‌تونم یادت بدم...

107
00:06:07,575 --> 00:06:09,243
‫رو دیوار نقاشی کنی
‫ولی تو دردسر نیفتی.

108
00:06:09,369 --> 00:06:11,371
‫می‌خوام یه کشتی دزد دریایی بکشم!

109
00:06:13,581 --> 00:06:15,583
‫جراحات میشل نیازمند...

110
00:06:15,666 --> 00:06:18,127
‫جراحی آنی بود،
‫ولی سینه‌شکافی...

111
00:06:18,211 --> 00:06:20,963
‫درمان جراحت آئورتش
‫باید به زودی تموم بشه.

112
00:06:21,089 --> 00:06:22,924
‫وقتی اومد بیرون،
‫اسکن می‌کنیم...

113
00:06:23,007 --> 00:06:24,175
‫تا باقی آسیب‌ها رو شناسایی کنیم.

114
00:06:24,258 --> 00:06:25,927
‫حالش خوب می‌شه؟

115
00:06:25,968 --> 00:06:27,970
‫خب، من الان می‌دونم دخترتون...

116
00:06:28,012 --> 00:06:30,223
‫عملش رو بدون هیچ مشکلی
‫پشت‌سر گذاشت.

117
00:06:30,348 --> 00:06:33,226
‫یه گروه دکتر بالا سرشن
‫که خیلی بهش اهمیت می‌دن.

118
00:06:33,309 --> 00:06:35,186
‫بعد از عکس‌برداری
‫اطلاعات بیشتری بهتون می‌دم.

119
00:06:35,269 --> 00:06:37,021
‫من تا اون موقع چیکار کنم؟

120
00:06:37,146 --> 00:06:39,023
‫سالن انتظار بخش اعصاب طبقه سومه.

121
00:06:39,107 --> 00:06:40,525
‫اگه می‌خوای جای ساکت‌تر و راحت‌تری...

122
00:06:40,608 --> 00:06:42,610
‫منتظر بمونین،
‫دکتر مارکوس می‌تونه نشونتون بده.

123
00:06:42,735 --> 00:06:44,946
‫مطمئنم خودم می‌تونم پیداش کنم.

124
00:06:45,029 --> 00:06:46,364
‫ممنون.

125
00:06:46,406 --> 00:06:49,992
‫[بیمارستان عمومی برانکس]

126
00:06:50,034 --> 00:06:51,494
‫دیدی؟

127
00:06:51,577 --> 00:06:53,621
‫ازم متنفره.
‫نفرتش رو حس می‌کنم.

128
00:06:53,663 --> 00:06:55,998
‫الان خواست همه یکسانه ون...

129
00:06:56,082 --> 00:06:57,667
‫می‌خوایم میشل خوب بشه.

130
00:06:57,750 --> 00:07:00,628
‫کل انرژیت رو صرف همین کن.

131
00:07:00,711 --> 00:07:03,756
‫باشه.

132
00:07:03,840 --> 00:07:06,843
‫نتیجه آزمایش سم‌شناسیت پاک بود...

133
00:07:06,926 --> 00:07:09,303
‫- که خبر خوبیه.
‫- به پلیس‌ها گفتم مصرف نکردم،

134
00:07:09,429 --> 00:07:10,930
‫ولی باز هم ازم آزمایش تنفس گرفتن.

135
00:07:11,013 --> 00:07:12,557
‫هیچ‌وقت شب قبل از بازی مصرف نمی‌کنم.

136
00:07:12,640 --> 00:07:14,392
‫- چه ورزشی بازی می‌کنی؟
‫- هاکی.

137
00:07:14,434 --> 00:07:17,603
‫داشتم واسه مسابقات
‫می‌رفتم شمال ایالت.

138
00:07:17,687 --> 00:07:19,480
‫نیک، با والدینت تماس گرفتی؟

139
00:07:19,564 --> 00:07:21,149
‫نه.

140
00:07:21,190 --> 00:07:23,443
‫نه، نمی‌خوام بترسونمشون.

141
00:07:23,526 --> 00:07:25,528
‫فقط می‌خوام تموم بشه.
‫می‌تونم برم؟

142
00:07:25,653 --> 00:07:27,780
‫خب، کارمون هنوز تموم نشده.

143
00:07:27,864 --> 00:07:30,283
‫واکنشت ممکنه از روی شوک باشه،

144
00:07:30,366 --> 00:07:32,869
‫ولی ممکنه حاکی از چیز جدی‌تری باشه.

145
00:07:32,952 --> 00:07:34,704
‫ممکنه اون تصادف بهت
‫آسیب جدی وارد کرده باشه.

146
00:07:34,829 --> 00:07:37,373
‫پس بیا کل اون گزینه‌ها رو حذف کنیم...

147
00:07:37,457 --> 00:07:39,917
‫تا والدینت اصلا جای نگرانی نداشته باشن.

148
00:07:39,959 --> 00:07:42,378
‫- قبوله.
‫- خیلی‌خب.

149
00:07:42,462 --> 00:07:44,547
‫می‌شه بپرسم...

150
00:07:44,630 --> 00:07:46,799
‫حالش چطوره؟

151
00:07:46,924 --> 00:07:48,426
‫اون یکی راننده رو می‌گم.

152
00:07:48,509 --> 00:07:51,304
‫تو اتاق عمله،

153
00:07:51,429 --> 00:07:53,890
‫ولی جای امید هست.

154
00:07:56,809 --> 00:08:00,271
‫هر بلایی سرش بیاد...

155
00:08:00,354 --> 00:08:02,231
‫تقصیر منه.

156
00:08:02,315 --> 00:08:06,277
‫یعنی زندگیم رو نابود می‌کنه.

157
00:08:08,070 --> 00:08:10,406
‫خودشه؟
‫همون به میشل زده؟

158
00:08:10,448 --> 00:08:12,116
‫ون، ولش کن. بیا.

159
00:08:12,241 --> 00:08:14,619
‫من خیلی...

160
00:08:14,702 --> 00:08:17,246
‫شرمنده‌ام.

161
00:08:18,789 --> 00:08:20,291
‫- خیلی‌خب، بیا. بیا.
‫- می‌خندی؟

162
00:08:20,374 --> 00:08:21,626
‫بیا ون. بیا.
‫بریم. بریم.

163
00:08:21,709 --> 00:08:23,127
‫بیا از اینجا بریم.

164
00:08:26,172 --> 00:08:28,299
‫دیدی؟
‫رو دیوار نقاشی می‌کنیم،

165
00:08:28,341 --> 00:08:30,593
‫ولی تو دردسر نمی‌افتیم.

166
00:08:30,676 --> 00:08:33,721
‫من و خواهرم تو بچگی
‫همیشه این کار رو می‌کردیم.

167
00:08:33,846 --> 00:08:36,724
‫خیلی باحاله، مگه نه؟

168
00:08:36,766 --> 00:08:38,726
‫- سلام.
‫- سلام.

169
00:08:38,768 --> 00:08:40,478
‫مرسی که بعد از شیفتت موندی.

170
00:08:40,520 --> 00:08:42,980
‫باورم نمی‌شه می‌شناختیش.

171
00:08:43,022 --> 00:08:45,024
‫تمام تلاشم رو کردم.

172
00:08:45,107 --> 00:08:46,442
‫فقط کاش یه کاری از دستمون برمی‌اومد...

173
00:08:46,526 --> 00:08:49,111
‫که حال «واو نون» بهتر بشه.

174
00:08:49,153 --> 00:08:50,530
‫ون. بابای من رو می‌گی.

175
00:08:50,571 --> 00:08:52,740
‫حروف رو بلدی!

176
00:08:52,823 --> 00:08:54,492
‫خوش به حالم شد.

177
00:08:54,575 --> 00:08:56,494
‫تو سرایداری؟

178
00:08:56,577 --> 00:08:57,912
‫اِم...

179
00:08:58,037 --> 00:09:00,957
‫آها.
‫نه راستش.

180
00:09:00,998 --> 00:09:05,169
‫من تکنسین اورژانسم.
‫این هم مال آمبولانسمه.

181
00:09:05,253 --> 00:09:06,587
‫ایول.
‫می‌شه بریم باهاش دور بزنیم...

182
00:09:06,712 --> 00:09:08,005
‫و خیلی تند از چراغ قرمزها رد بشیم؟

183
00:09:08,089 --> 00:09:10,258
‫- آره.
‫- گمون نکنم لیام.

184
00:09:10,383 --> 00:09:13,636
‫آها.
‫خیلی‌خب، خاله دینا...

185
00:09:13,719 --> 00:09:15,096
‫قانون‌مداره.

186
00:09:15,221 --> 00:09:18,766
‫ولی من خوشم میاد
‫زندگیم یه‌کم خطرناک باشه.

187
00:09:18,891 --> 00:09:20,184
‫می‌خوای بریم چراغش رو روشن کنیم؟

188
00:09:20,268 --> 00:09:22,311
‫- آژیر هم بزنیم.
‫- ردیفه.

189
00:09:22,353 --> 00:09:24,063
‫خاله دینا فقط خوشش میاد...

190
00:09:24,146 --> 00:09:26,524
‫همه عزیزانش سالم باشن.

191
00:09:26,566 --> 00:09:29,819
‫خاله کیتی هم از همینش خوشش میاد.

192
00:09:32,572 --> 00:09:34,156
‫عه، خیلی‌خب. باشه.

193
00:09:34,282 --> 00:09:35,616
‫یه دقیقه وایستا.

194
00:09:35,658 --> 00:09:37,493
‫ما تا حالا کوسه نبردیم اونجا.

195
00:09:41,831 --> 00:09:43,708
‫سلام دکتر ولف.

196
00:09:43,791 --> 00:09:45,042
‫اگه بابت ون ناراحتین، نگران نباشین.

197
00:09:45,167 --> 00:09:46,419
‫من آرومش کردم.

198
00:09:46,460 --> 00:09:47,670
‫مشتاقه به هوش بیاد.

199
00:09:47,670 --> 00:09:49,422
‫همگی مشتاقیم.
‫ولی بابت ون ناراحت نیستم.

200
00:09:49,505 --> 00:09:51,257
‫بابت تو ناراحتم.

201
00:09:52,758 --> 00:09:55,011
‫چی شده؟

202
00:09:55,136 --> 00:09:57,555
‫رئیس رزیدنسی
‫یه طرح پزشکی دالاس...

203
00:09:57,638 --> 00:09:59,348
‫باهام تماس گرفت
‫که سفارش یکی رو بکنم.

204
00:09:59,473 --> 00:10:01,350
‫سفارش تو رو.

205
00:10:03,728 --> 00:10:05,688
‫خیلی شرمنده‌ام.

206
00:10:05,771 --> 00:10:07,440
‫می‌خواستم امروز بهتون بگم، ولی بعدش...

207
00:10:07,481 --> 00:10:10,526
‫تو که واقعا ترکمون نمی‌کنی،
‫مگه نه دکتر نش؟

208
00:10:12,445 --> 00:10:13,821
‫حضور در اورژانس باعث شد بفهمم...

209
00:10:13,946 --> 00:10:16,532
‫چقدر دل‌تنگ هیجان کار بودم.

210
00:10:16,616 --> 00:10:18,451
‫با این کار می‌تونم برگردم.

211
00:10:23,998 --> 00:10:27,418
‫می‌دونی ارزشمندترین خصوصیت
‫دکترهام برای من چیه؟

212
00:10:27,460 --> 00:10:29,670
‫رفتار مناسب کنار تخت.

213
00:10:29,754 --> 00:10:33,633
‫این‌جوری بیمار احساس امنیت می‌کنه
‫و با صداقت باهامون حرف می‌زنه.

214
00:10:35,176 --> 00:10:37,470
‫رفتار تو حرف نداره جیکوب.

215
00:10:39,513 --> 00:10:41,807
‫خیلی ناراحت می‌شم از دستت بدم.

216
00:10:42,975 --> 00:10:45,061
‫میشل رفت تو اسکنر.

217
00:11:09,377 --> 00:11:11,337
‫هماتوم سابدورال شدیدی داره.

218
00:11:11,420 --> 00:11:15,424
‫کوفتگی شدید و علائم ورم داره.

219
00:11:15,549 --> 00:11:17,760
‫همگی با معاینه پس از عملمون
‫همخونی دارن.

220
00:11:17,885 --> 00:11:20,346
‫می‌شه لطفا نیمکره‌برداری تسکین‌دهنده
‫انجام بدین؟

221
00:11:20,429 --> 00:11:22,723
‫- عین خورخه تورس؟
‫- ون، خودش ورم کرده.

222
00:11:22,848 --> 00:11:24,850
‫هیچ عملی بهش کمک نمی‌کنه.

223
00:11:24,934 --> 00:11:26,310
‫با احترام، چرت و پرت می‌گین.

224
00:11:26,394 --> 00:11:27,645
‫اون جوان و سالمه.

225
00:11:27,728 --> 00:11:29,063
‫می‌شه یه کاری کرد.

226
00:11:29,188 --> 00:11:31,273
‫مردمکش ثابت و منبسطه.

227
00:11:31,357 --> 00:11:34,276
‫از این جراحات جون سالم به در نمی‌بره.

228
00:11:35,361 --> 00:11:37,863
‫خیلی شرمنده‌ام ون.

229
00:11:37,988 --> 00:11:40,658
‫شرمندگی نمی‌خوام.

230
00:11:40,741 --> 00:11:43,577
‫می‌خوام همون کاری رو بکنی
‫که فقط از دست خودت بر میاد دکتر ولف.

231
00:11:43,661 --> 00:11:45,496
‫مبارزه کن.

232
00:11:45,579 --> 00:11:48,082
‫میشل فقط چون اینجا پیش ماست
‫شانس زنده موندن داره.

233
00:11:51,335 --> 00:11:53,379
‫ببین ون...

234
00:12:08,894 --> 00:12:10,271
‫حرف ون درست نیست؟

235
00:12:10,312 --> 00:12:12,148
‫دلیلی نیست که امید داشته باشیم؟

236
00:12:12,231 --> 00:12:15,151
‫خودتون دیدین اون اسکن‌ها
‫چقدر فاجعه بودن.

237
00:12:15,276 --> 00:12:18,195
‫امید واهی در چنین شرایطی خطرناکه.

238
00:12:18,279 --> 00:12:19,697
‫من به خانواده‌اش خبر می‌دم
‫و امروز...

239
00:12:19,739 --> 00:12:21,866
‫معاینه مرگ مغزی رو انجام می‌دم.

240
00:12:21,949 --> 00:12:23,701
‫مرگ قلبی خیلی راحت‌تر می‌بود.

241
00:12:23,743 --> 00:12:26,162
‫اون‌جوری می‌تونست ببینه،
‫ولی قلبش هنوز می‌زنه.

242
00:12:26,245 --> 00:12:27,997
‫- انگار زنده است.
‫- ولی وقتی دکتر...

243
00:12:28,080 --> 00:12:29,999
‫اعلام مرگ مغزی کنه،
‫امکان اهدای عضو هست...

244
00:12:30,124 --> 00:12:32,042
‫که در غیر این صورت ممکن نبود.

245
00:12:32,168 --> 00:12:34,879
‫- جون بی‌شمار آدم رو نجات می‌ده.
‫- خب، قطعا جون سم رو نجات داد.

246
00:12:34,962 --> 00:12:37,673
‫با ون عین هر خانواده مقاومی
‫برخورد می‌کنیم.

247
00:12:37,798 --> 00:12:39,467
‫حقیقت رو می‌گیم.

248
00:12:39,508 --> 00:12:41,260
‫می‌گیم معاینه کامل
‫مرگ مغزی انجام دادی...

249
00:12:41,302 --> 00:12:44,805
‫و عشقش از دنیا رفته.

250
00:12:44,847 --> 00:12:47,349
‫سخته، ولی بالاخره قبول می‌کنه.

251
00:12:47,391 --> 00:12:48,809
‫می‌فهمم چرا انکار می‌کنه.

252
00:12:48,851 --> 00:12:50,436
‫همگی روایات ترسناک افرادی رو شنیدیم...

253
00:12:50,519 --> 00:12:52,354
‫که به اشتباه مرگ مغزی اعلام شدن.

254
00:12:52,438 --> 00:12:53,981
‫وقتی معاینه درست انجام بشه،

255
00:12:54,106 --> 00:12:55,524
‫می‌تونیم به تشخیص اعتماد کنیم.

256
00:12:55,566 --> 00:12:57,526
‫مرگ مغزی قطعی
‫و غیر قابل درمانه.

257
00:12:57,651 --> 00:12:59,069
‫خودتون می‌دونین.

258
00:12:59,153 --> 00:13:01,071
‫یه داوطلب جهت کمک در معاینه می‌خوام.

259
00:13:01,155 --> 00:13:02,948
‫من میام.

260
00:13:03,032 --> 00:13:04,825
‫دکتر ولف، به قول خودتون
‫سم فقط واسه این اینجاست...

261
00:13:04,909 --> 00:13:06,577
‫که یه متخصص اعصابی
‫یه‌جایی تصمیم گرفت...

262
00:13:06,660 --> 00:13:08,954
‫با یه خانواده صادقانه صحبت کنه.

263
00:13:09,038 --> 00:13:11,248
‫کنار گذاشتن من
‫چه‌جوری مکالمه صادقانه...

264
00:13:11,332 --> 00:13:12,917
‫با خانواده میشل محسوب می‌شه؟

265
00:13:12,958 --> 00:13:14,710
‫حق ندارین در غیاب من تصمیم بگیرین.

266
00:13:14,794 --> 00:13:16,170
‫اگه می‌خواین بهتر عمل کنین،

267
00:13:16,212 --> 00:13:19,006
‫می‌تونین به خواسته‌های من
‫احترام بذارین.

268
00:13:19,048 --> 00:13:21,842
‫ون می‌خواد تو معاینه مرگ مغزی میشل
‫حضور داشته باشه.

269
00:13:21,926 --> 00:13:25,095
‫معمولا می‌ذارم خانواده‌ها
‫حضور داشته باشن، ولی حالا که ونه،

270
00:13:25,221 --> 00:13:26,931
‫خیلی شک دارم تصمیم درستیه یا نه.

271
00:13:27,014 --> 00:13:29,058
‫شاید این‌جوری درگذشتش رو
‫بهتر درک کنه.

272
00:13:29,183 --> 00:13:30,434
‫این اتفاق رو قبول کنه.

273
00:13:30,518 --> 00:13:32,061
‫آره.
‫چرا تعلل می‌کنی؟

274
00:13:32,186 --> 00:13:33,979
‫شاید اطلاعات بیشتر
‫همیشه بهتر نباشه.

275
00:13:34,021 --> 00:13:35,981
‫شاید بهتره یه سری چیزها رو نبینیم.

276
00:13:37,691 --> 00:13:40,444
‫ولی اگه به درکش کمک می‌کنه،
‫می‌تونم اجازه بدم.

277
00:13:40,486 --> 00:13:43,280
‫- این اسکن نیک بوزیکه؟
‫- آره. اون یکی راننده است.

278
00:13:43,405 --> 00:13:45,157
‫آزمایش سم‌شناسیش پاک بود،

279
00:13:45,241 --> 00:13:46,992
‫واسه همین شک کردم
‫علائمش عصبی باشن.

280
00:13:47,076 --> 00:13:48,327
‫چیه؟ به نظرت مشکل روانی نیست؟

281
00:13:48,369 --> 00:13:49,453
‫تشخیصش خیلی سخته.

282
00:13:49,537 --> 00:13:51,205
‫خیلی هوشیاره
‫که بخواد روان‌پریش باشه،

283
00:13:51,288 --> 00:13:53,040
‫خیلی سرحاله که بخواد
‫اختلال افسردگی حاد داشته باشه.

284
00:13:53,165 --> 00:13:55,000
‫هیچ واقعه‌ای در زندگیش هم
‫حاکی از ترومای پیچیده نیست.

285
00:13:55,125 --> 00:13:57,086
‫ممکنه تصادف آسیبی جزئی وارد کرده باشه...

286
00:13:57,211 --> 00:13:58,629
‫که تو سی‌تی مشخص نیست،

287
00:13:58,712 --> 00:14:00,589
‫ولی با این اسکن و سابقه پاک،

288
00:14:00,714 --> 00:14:02,299
‫ظاهرا به‌خاطر تصادفه.

289
00:14:02,424 --> 00:14:04,176
‫خب، در دفاع ازش بگم
‫خنده در زمان اضطراب...

290
00:14:04,301 --> 00:14:05,761
‫از نظر ترشحات عصبی منطقیه.

291
00:14:05,886 --> 00:14:07,680
‫ترکیبی رویایی از اندورفین و دوپامین...

292
00:14:07,805 --> 00:14:09,265
‫ترشح می‌شه
‫و کورتیزول رو کاهش می‌ده.

293
00:14:09,390 --> 00:14:10,850
‫گمون نکنم کورتیزول پایین...

294
00:14:10,891 --> 00:14:12,393
‫روی یخ به دردش بخوره.

295
00:14:12,518 --> 00:14:14,353
‫- هاکی بازی می‌کنه؟
‫- آره.

296
00:14:14,436 --> 00:14:15,646
‫جالبه.
‫شاید بهتر باشه...

297
00:14:15,688 --> 00:14:18,190
‫- دکتر نش رو هم بیاریم.
‫- هوم.

298
00:14:18,315 --> 00:14:21,610
‫دکتر تورن بهم گفت پیشنهاد کاری گرفته.

299
00:14:21,694 --> 00:14:23,320
‫این‌جوری می‌خوای...

300
00:14:23,362 --> 00:14:25,364
‫بدوی فرودگاه و التماسش کنی بمونه؟

301
00:14:25,447 --> 00:14:27,741
‫من اهلش نیستم به کسی التماس کنم
‫بمونه کارول.

302
00:14:27,825 --> 00:14:30,619
‫کافیه از بابام بپرسی.
‫جاش هم می‌دونه.

303
00:14:30,744 --> 00:14:34,290
‫خب، من یکی واسه دکتر نش خوشحالم.

304
00:14:34,415 --> 00:14:36,125
‫آره.

305
00:14:36,250 --> 00:14:38,627
‫گاهی باید بذاریم جوجه‌هامون پرواز کنن.

306
00:14:41,755 --> 00:14:43,299
‫به حد کافی از قطع آزام‌بخشش گذشته.

307
00:14:43,340 --> 00:14:44,592
‫همودینامیکش خوبه.

308
00:14:44,675 --> 00:14:46,427
‫تب نداره.

309
00:14:46,468 --> 00:14:48,929
‫چیزی نیست که روی نتیجه
‫معاینه‌مون تأثیر بذاره.

310
00:14:49,054 --> 00:14:50,931
‫قبل از شروع سوالی نداری؟

311
00:14:59,940 --> 00:15:02,568
‫مردمکش به نور واکنش نمی‌ده.

312
00:15:06,030 --> 00:15:08,407
‫واکنش قرنیه نداره.

313
00:15:10,618 --> 00:15:13,120
‫رفلکس اکولوسفالیک نداره.

314
00:15:18,208 --> 00:15:20,419
‫رفلکس اکولووستیبولار نداره.

315
00:15:26,383 --> 00:15:28,427
‫گلوش نمی‌گیره. سرفه نمی‌کنه.

316
00:15:32,431 --> 00:15:36,602
‫می‌دونم باید واکنش به درد رو
‫معاینه کنین.

317
00:15:36,644 --> 00:15:39,104
‫بفرمایین.

318
00:15:55,162 --> 00:15:58,958
‫هیچ واکنشی به درد نداره.

319
00:16:01,627 --> 00:16:03,712
‫می‌شه بگی خانواده‌اش بیان تو؟

320
00:16:03,754 --> 00:16:05,464
‫بهتره واسه معاینه وقفه تنفس حاضر باشن.

321
00:16:05,589 --> 00:16:07,549
‫نه.
‫دکتر ولف، آمادگی...

322
00:16:07,675 --> 00:16:09,385
‫معاینه وقفه تنفس رو نداره.
‫اگه معاینه‌اش منفی باشه،

323
00:16:09,510 --> 00:16:11,261
‫مرگ مغزی اعلام می‌شه.

324
00:16:11,303 --> 00:16:13,722
‫مطمئنیم آرام‌بخش از بدنش خارج شده؟

325
00:16:13,847 --> 00:16:15,599
‫- مطمئنیم.
‫- اگه بی‌هوش مونده باشه یا...

326
00:16:15,724 --> 00:16:19,436
‫خودت معاینه و عکس‌برداریش رو دیدی ون.

327
00:16:19,520 --> 00:16:20,729
‫این عین رومن نیست.

328
00:16:20,854 --> 00:16:22,523
‫باشه، پس بیشتر بهش زمان می‌دیم.

329
00:16:22,648 --> 00:16:24,274
‫دوباره معاینه مرگ مغزی می‌کنیم...

330
00:16:24,400 --> 00:16:26,360
‫و اگه منفی بود،
‫بعدش معاینه وقفه تنفس رو انجام بدین.

331
00:16:26,485 --> 00:16:27,736
‫اصلا قبلا می‌گفتن بهتره همین کار رو بکنیم.

332
00:16:27,778 --> 00:16:29,405
‫دیگه نمی‌گن.

333
00:16:32,074 --> 00:16:34,868
‫خودت می‌دونی هیچی به مرور زمان
‫تغییر نمی‌کنه ون.

334
00:16:37,788 --> 00:16:39,915
‫من زمان بیشتری لازم دارم.

335
00:16:40,040 --> 00:16:42,459
‫خب؟

336
00:16:42,543 --> 00:16:44,503
‫خواهش می‌کنم.

337
00:16:48,048 --> 00:16:50,718
‫خیلی‌خب.

338
00:16:50,759 --> 00:16:53,178
‫می‌تونیم صبر کنیم و بعدا
‫دوباره معاینه کنیم.

339
00:16:56,557 --> 00:16:58,517
‫خب، حالا چی می‌شه؟

340
00:16:58,600 --> 00:17:01,437
‫معاینه مرگ مغزی رو تکرار می‌کنیم...

341
00:17:01,478 --> 00:17:03,939
‫و بعدش دستگاه تنفس میشل رو
‫قطع می‌کنیم...

342
00:17:04,064 --> 00:17:06,567
‫تا ببینیم خودش نفس نمی‌کشه.

343
00:17:06,608 --> 00:17:08,652
‫معاینه وقفه تنفسی که گفتیم همین بود.

344
00:17:08,736 --> 00:17:10,446
‫نمی‌دونم چنین سوالی
‫الان مناسبه یا نه،

345
00:17:10,487 --> 00:17:11,947
‫ولی من نظر شما رو قبول دارم.

346
00:17:12,072 --> 00:17:13,824
‫لطفا هر سوالی دارین بپرسین.

347
00:17:13,907 --> 00:17:18,537
‫میشل دستورالعمل دقیقی نوشته بود.

348
00:17:18,662 --> 00:17:23,625
‫می‌خواست مطمئن باشه
‫همه‌چی واسه لیام فراهمه.

349
00:17:26,754 --> 00:17:30,632
‫به وضوح گفته بود می‌خواد
‫اعضای بدنش رو اهدا کنه.

350
00:17:30,758 --> 00:17:32,676
‫براش مهم بود.

351
00:17:32,760 --> 00:17:35,679
‫هنوز خیلی زوده که بخوایم
‫از اهدای عضو حرف بزنیم شانا.

352
00:17:35,721 --> 00:17:37,806
‫از نظر حرفه‌ای پیشنهاد می‌کنم
‫تا معاینه دوم صبر کنیم...

353
00:17:37,890 --> 00:17:39,475
‫ون. ون.

354
00:17:39,600 --> 00:17:41,852
‫خواهش می‌کنم.

355
00:17:41,935 --> 00:17:45,105
‫باید نظر دکتر میشل رو بشنوم.

356
00:17:56,784 --> 00:17:59,119
‫نوار مغز می‌گیری ون؟

357
00:17:59,203 --> 00:18:01,663
‫خب، دارم به هر دری می‌زنم،
‫ولی باید امتحان کنم.

358
00:18:01,747 --> 00:18:03,415
‫اگه نکنم، لیام از کجا بدونه...

359
00:18:03,499 --> 00:18:06,418
‫من تمام تلاشم رو کردم
‫تا مامانش رو نجات بدم؟

360
00:18:06,543 --> 00:18:07,920
‫می‌خوای پیشت بمونم؟

361
00:18:08,045 --> 00:18:09,922
‫نمی‌خوام. ولی مرسی.

362
00:18:28,023 --> 00:18:29,733
‫مسلما ما خیلی حرف داریم،

363
00:18:29,817 --> 00:18:31,610
‫ولی امروز اولویتمون ونه.

364
00:18:31,652 --> 00:18:33,112
‫هیچ چیز دیگه‌ای مهم نیست.

365
00:18:33,195 --> 00:18:35,030
‫- متوجهی؟
‫- کاملا موافقم.

366
00:18:35,114 --> 00:18:37,616
‫یعنی می‌دونی داره از یه مرده
‫نوار مغزی می‌گیره؟

367
00:18:37,658 --> 00:18:40,202
‫آره، می‌دونم دکتر پورتر.

368
00:18:40,244 --> 00:18:41,995
‫در نتیجه میشل
‫تغییری حاصل نمی‌شه،

369
00:18:42,037 --> 00:18:44,039
‫ولی شاید در نتیجه ون تغییری حاصل بشه،

370
00:18:44,081 --> 00:18:45,916
‫پس بیا بذاریم روند خودش رو طی کنه، خب؟

371
00:18:45,916 --> 00:18:47,209
‫درک می‌کنم.

372
00:18:47,251 --> 00:18:49,920
‫سوگواری هر کسی متفاوته.

373
00:18:50,212 --> 00:18:53,048
‫چنین فقدانی رو
‫واسه بدترین دشمنم هم نمی‌خوام.

374
00:18:53,090 --> 00:18:54,967
‫راجع به حس‌آمیزی آینه‌ایش
‫سوالی نکردی؟

375
00:18:55,092 --> 00:18:56,051
‫آخه قطعا خودش...

376
00:18:56,135 --> 00:18:57,594
‫عه!

377
00:18:57,678 --> 00:18:59,805
‫الان بیا راجع به حس‌آمیزی آینه‌ایم
‫ازم بپرس عوضی.

378
00:18:59,847 --> 00:19:01,014
‫آخه می‌دونم دردت گرفت.

379
00:19:01,098 --> 00:19:02,891
‫عه. عه.

380
00:19:14,736 --> 00:19:17,489
‫عه. دکتر ولف، ایشون ریچله.

381
00:19:17,531 --> 00:19:19,575
‫از دوستان خانوادگیمونه.
‫روحانی ربی هم هست.

382
00:19:19,616 --> 00:19:22,744
‫خوش‌وقتم.
‫شانا برام توضیح داد.

383
00:19:22,870 --> 00:19:25,664
‫مایلم هرطور که بتونم
‫راهنمایی روحانی ارائه بدم.

384
00:19:25,789 --> 00:19:28,083
‫میشل دین‌دار نیست.

385
00:19:30,794 --> 00:19:32,129
‫می‌شه بپرسم کی برد؟

386
00:19:32,212 --> 00:19:33,714
‫وای نه ربی.

387
00:19:33,755 --> 00:19:35,632
‫وقتی پای خشونت وسط باشه،
‫هیچ‌کس نمی‌بره.

388
00:19:35,674 --> 00:19:37,092
‫یه لحظه خوب قضاوت نکرد،

389
00:19:37,259 --> 00:19:39,511
‫ولی ون می‌دونه
‫این کارها در شأنش نیست.

390
00:19:41,889 --> 00:19:44,266
‫کسی سیگار نمی‌خواد، هوم؟

391
00:19:44,433 --> 00:19:46,059
‫سیگار تو این بیمارستان ممنوعه ربی.

392
00:19:46,185 --> 00:19:47,853
‫تقریبا مطمئنم تو اکثر بیمارستان‌ها ممنوعه.

393
00:19:48,020 --> 00:19:50,522
‫آها.
‫منطقیه.

394
00:19:50,606 --> 00:19:53,734
‫تو هوبوکن می‌شه خیلی کارها کرد.

395
00:19:53,901 --> 00:19:55,986
‫بهتری نیست بیرون ادامه بدیم؟

396
00:19:56,069 --> 00:19:57,738
‫طبق تجربه من،
‫سیگار کشیدن...

397
00:19:57,905 --> 00:19:59,281
‫صحبت‌های سخت رو راحت‌تر می‌کنه.

398
00:19:59,364 --> 00:20:01,283
‫هوبوکن...

399
00:20:01,366 --> 00:20:05,495
‫نیو جرسی واسه مرگ مغزی
‫استثنای مذهبی قائل می‌شه.

400
00:20:05,579 --> 00:20:07,456
‫اگه ادعا کنیم مرگ مغزی...

401
00:20:07,539 --> 00:20:09,541
‫با دین میشل مغایرت داره،
‫نمی‌شه اعلام کرد مرده.

402
00:20:09,625 --> 00:20:11,460
‫خودت الان گفتی میشل دین‌دار نیست.

403
00:20:11,585 --> 00:20:13,712
‫استثنای مذهبی داره؟
‫راست می‌گه؟

404
00:20:13,754 --> 00:20:16,965
‫اون قانون جهت احترام
‫به باورهای مذهبی وضع شده.

405
00:20:17,132 --> 00:20:19,843
‫استفاده ازش برای دور زدن اصول...

406
00:20:19,927 --> 00:20:21,303
‫بی‌اخلاقی و بی‌احترامی بزرگیه.

407
00:20:21,470 --> 00:20:23,263
‫به نظرم ربی پر بیراه نمی‌گه ون.

408
00:20:23,347 --> 00:20:26,808
‫ولی الان می‌تونیم نفس بکشیم،

409
00:20:26,892 --> 00:20:29,561
‫به حرف همدیگه گوش بدیم
‫و با همدیگه عبادت کنیم.

410
00:20:29,686 --> 00:20:31,480
‫ممکنه خیلی تأثیرگذار باشه.

411
00:20:33,148 --> 00:20:35,400
‫نیک، می‌خوام با یکی آشنات کنم.

412
00:20:35,442 --> 00:20:37,027
‫ایشون دکتر جیکوب نشه.

413
00:20:37,069 --> 00:20:39,279
‫قبل از این که متخصص اعصاب بشه،
‫دی‌وان رو تکمیل کرده بود...

414
00:20:39,321 --> 00:20:41,657
‫وای، بابای من دانشجوی نوتردام بود.

415
00:20:41,823 --> 00:20:43,951
‫«نش گردن‌کلفت»
‫تو خونه ما اسطوره است.

416
00:20:43,992 --> 00:20:46,203
‫- «نش گردن‌کلفت»؟
‫- ای خدا.

417
00:20:46,245 --> 00:20:49,248
‫اون تنها لقبی بود
‫که از ترکش خوشحال شدم.

418
00:20:49,289 --> 00:20:50,415
‫شاید حالت بهتر بشه که بدونی...

419
00:20:50,457 --> 00:20:51,875
‫لقب من خیلی بدتره.

420
00:20:51,959 --> 00:20:54,002
‫هم‌تیمی‌هام جوکر صدام می‌کنن.

421
00:20:56,213 --> 00:20:58,090
‫همون شخصیت خبیث رو می‌گم.

422
00:20:58,131 --> 00:20:59,675
‫هر بار شرایط وخیم یا خشن می‌شه،

423
00:20:59,716 --> 00:21:02,594
‫دست خودم نیست و رد می‌دم.

424
00:21:02,719 --> 00:21:05,847
‫اگه حریف من کسی به نام جوکر بود،
‫می‌ترسیدم.

425
00:21:05,889 --> 00:21:07,307
‫تا حالا رفتی تو صورت حریفت...

426
00:21:07,391 --> 00:21:09,017
‫و فقط بگی...

427
00:21:09,184 --> 00:21:13,563
‫«چرا این‌قدر جدی هستی؟»

428
00:21:20,529 --> 00:21:23,740
‫نیک، الان چه حسی داری؟

429
00:21:23,824 --> 00:21:27,744
‫نمی‌دونم. می‌خواستم بخندم.

430
00:21:27,786 --> 00:21:30,330
‫می‌شه بهمون بگی
‫بابت تصادفت چه حسی داری؟

431
00:21:30,455 --> 00:21:33,083
‫احساس وحشتناکی دارم.

432
00:21:33,166 --> 00:21:34,918
‫شـ... شـ...

433
00:21:35,002 --> 00:21:38,755
‫شنیدم اون یکی راننده زنده نمی‌مونه.

434
00:21:41,258 --> 00:21:43,135
‫سعی کردم ترمز بگیرم،

435
00:21:43,302 --> 00:21:45,762
‫ولی بارون می‌بارید،

436
00:21:45,846 --> 00:21:47,639
‫جاده یخ زده بود...

437
00:21:47,681 --> 00:21:49,683
‫و من ندیدمش.

438
00:21:49,725 --> 00:21:52,519
‫من نباید برم زندان.

439
00:21:52,644 --> 00:21:54,813
‫چیزی نیست. چیزی نیست.

440
00:21:54,980 --> 00:21:55,981
‫کسی تو رو مقصر نمی‌دونه.

441
00:21:56,023 --> 00:21:57,899
‫بیا سعی کنیم آروم باشیم.

442
00:21:57,983 --> 00:21:59,443
‫نفس بکش.

443
00:22:01,111 --> 00:22:02,946
‫خیلی‌خب.

444
00:22:04,990 --> 00:22:06,783
‫گمون کنم فهمیدم چی شده.

445
00:22:06,825 --> 00:22:09,244
‫تو فیلم، جوکرِ واکین
‫ناخویشتن‌داری عاطفی داشت.

446
00:22:09,328 --> 00:22:12,205
‫احساساتش درست بودن.
‫واکنش‌هاش...

447
00:22:12,247 --> 00:22:13,665
‫ناهمخوانی داشتن، عین نیک.

448
00:22:13,790 --> 00:22:15,375
‫از کجا می‌دونی؟

449
00:22:15,500 --> 00:22:16,918
‫اساتید عصب و روان‌شناسیم...

450
00:22:17,002 --> 00:22:18,628
‫یادم دادن خارج از چارچوب فکر کنم...

451
00:22:18,670 --> 00:22:19,880
‫و تو «ردیت» هم جست‌وجو کردم.

452
00:22:20,005 --> 00:22:22,049
‫لقبش «جوکره.»

453
00:22:22,174 --> 00:22:23,759
‫پس دلیلش تصادف نیست.

454
00:22:23,884 --> 00:22:25,594
‫احتمالش کمه،

455
00:22:25,677 --> 00:22:27,220
‫مخصوصا چون هیچ آسیبی
‫تو اسکنش نبود.

456
00:22:27,262 --> 00:22:28,472
‫دلیلش ممکنه خطرناک‌تر باشه.

457
00:22:28,513 --> 00:22:30,140
‫- اوهوم.
‫- ای‌ال‌اس، ام‌اس،

458
00:22:30,307 --> 00:22:32,142
‫- جراحت مغزی شدید.
‫- هوم. آسیب به سر.

459
00:22:32,184 --> 00:22:34,019
‫ضربات زیادی به سر
‫در بازی خشن.

460
00:22:34,102 --> 00:22:36,938
‫پس ناخویشتن‌داری عاطفیش
‫به‌خاطر هاکیه،

461
00:22:37,022 --> 00:22:39,107
‫- نه به‌خاطر تصادف.
‫- آفرین.

462
00:22:39,232 --> 00:22:41,985
‫نادره، پس باید ام‌آرآی
‫و معاینه کنیم، ولی...

463
00:22:42,027 --> 00:22:43,653
‫امید هست.

464
00:22:43,695 --> 00:22:46,114
‫آفرین دکتر نش.

465
00:22:50,243 --> 00:22:52,704
‫[بیمارستان عمومی برانکس]

466
00:22:52,746 --> 00:22:55,207
‫از دست دادن نش
‫واقعا خیلی به ضررمونه.

467
00:22:55,248 --> 00:22:56,792
‫هوم.

468
00:22:56,917 --> 00:22:59,669
‫- به نظرت می‌تونی قانعش کنی؟
‫- ای بابا، آدم به امید زنده است.

469
00:22:59,711 --> 00:23:01,630
‫اینجا هرچقدر متحد داشته باشم بهتره.

470
00:23:03,673 --> 00:23:06,802
‫سخنرانی دکتر پورتر
‫تو جشن راجع به من بود.

471
00:23:06,927 --> 00:23:08,303
‫دکتری که مادرش رو درمان کرد
‫من بودم.

472
00:23:08,428 --> 00:23:10,263
‫همون خانمی که تو هالووین بهم گفته بودی؟

473
00:23:10,389 --> 00:23:12,724
‫- همونی که از ذهنت بیرون نمی‌ره؟
‫- الیزابت اشر.

474
00:23:12,808 --> 00:23:14,643
‫وقتی سعی کردم عذرخواهی کنم،
‫بهم گفتم...

475
00:23:14,684 --> 00:23:17,562
‫کارم باعث شد پدرش
‫با نوشیدنی خودش رو بکشه.

476
00:23:17,604 --> 00:23:19,064
‫من رو مقصر نابودی زندگیش می‌دونه...

477
00:23:19,106 --> 00:23:22,317
‫و اومده اینجا لطفم رو جبران کنه.

478
00:23:23,902 --> 00:23:26,154
‫می‌گی مامانش برات عزیز بود، مگه نه؟

479
00:23:27,614 --> 00:23:29,199
‫خب، به نظرت اگه می‌دونست پسرش...

480
00:23:29,241 --> 00:23:32,994
‫بیست سال بعد چنین حس بدی داره
‫چه حالی می‌شد؟

481
00:23:36,206 --> 00:23:38,625
‫خیلی‌خب، قبوله.

482
00:23:38,708 --> 00:23:41,294
‫به‌خاطر اون باز هم سعی می‌کنم.

483
00:23:43,338 --> 00:23:46,049
‫نمی‌خوای راجع به چیز دیگه‌ای
‫صحبت کنی؟

484
00:23:46,091 --> 00:23:50,011
‫خب، بهت که گفتم
‫داشتم موتورم رو تعمیر می‌کردم.

485
00:23:50,053 --> 00:23:53,557
‫در چنین روزهایی
‫همه‌مون درد می‌کشیم.

486
00:23:53,598 --> 00:23:55,308
‫حتی چارلی.

487
00:23:55,392 --> 00:23:57,853
‫من دوست خوبی دارم
‫که از خودم روان‌کاو بهتریه...

488
00:23:57,978 --> 00:24:00,147
‫دکتر روزنتال.

489
00:24:00,272 --> 00:24:01,940
‫هوم.

490
00:24:02,023 --> 00:24:04,067
‫گمون نکنم چارلی اهل روان‌کاوی باشه،

491
00:24:04,151 --> 00:24:05,485
‫ولی راحت باش.

492
00:24:05,527 --> 00:24:07,654
‫منظورم به خودت بود ولف.

493
00:24:09,114 --> 00:24:10,323
‫هرچی بیشتر چیزی رو دفن کنی،

494
00:24:10,490 --> 00:24:12,868
‫بیشتر تلاش می‌کنه بیرون بزنه.

495
00:24:15,162 --> 00:24:16,705
‫تو دانشکده پزشکی یه مورد داشتیم...

496
00:24:16,788 --> 00:24:18,790
‫که سال‌ها به اشتباه تشخیص داده بودن
‫یه خانمی...

497
00:24:18,957 --> 00:24:21,918
‫افسردگی داره و بعدش فهمیدن
‫ناخویشتن‌داری عاطفیه.

498
00:24:21,960 --> 00:24:23,879
‫خوب تشخیص دادی.

499
00:24:23,920 --> 00:24:25,213
‫مرسی.

500
00:24:25,297 --> 00:24:27,632
‫نیک بچه خوبیه.
‫دلم براش می‌سوزه.

501
00:24:27,716 --> 00:24:29,926
‫حتما خیلی خسته س
‫که مشکلش عین دشمن بتمن باشه.

502
00:24:30,010 --> 00:24:31,887
‫خب، مشکل من...

503
00:24:31,928 --> 00:24:33,847
‫عین یکی دیگه
‫از دشمنان بتمنه، ولی دینا...

504
00:24:33,972 --> 00:24:35,390
‫باز هم نمی‌ذاره یه گربه بیاریم.

505
00:24:35,432 --> 00:24:37,684
‫ولی کاملا ازت حمایت می‌کنم
‫عین خودش لباس بپوشی.

506
00:24:37,726 --> 00:24:39,811
‫ببین، از این پیشنهادش حمایت می‌کنم.

507
00:24:39,853 --> 00:24:41,855
‫خدا هلی بری رو سالم نگه داره.

508
00:24:42,022 --> 00:24:43,440
‫وای خدایا.

509
00:24:43,523 --> 00:24:45,650
‫من میشل رو می‌برم نیو جرسی.

510
00:24:47,360 --> 00:24:48,653
‫خیلی‌خب.

511
00:24:48,695 --> 00:24:51,114
‫ولی چرا؟
‫اصلا چه‌جوری؟

512
00:24:51,281 --> 00:24:53,700
‫نیو جرسی واسه مرگ مغزی
‫استثنای مذهبی داره.

513
00:24:53,825 --> 00:24:55,452
‫البته هنوز نمی‌دونم چه‌جوری.

514
00:24:55,577 --> 00:24:58,205
‫واسه همین به چهار شگفت‌انگیز گفتم.

515
00:24:58,330 --> 00:25:00,040
‫می‌شه آمبولانس کیتی رو قرض بگیرم؟

516
00:25:00,081 --> 00:25:04,419
‫گمون نکنم آمبولانس‌ها رو قرض بدن.

517
00:25:04,503 --> 00:25:05,754
‫ولی می‌تونم بپرسم.

518
00:25:05,837 --> 00:25:07,631
‫خیلی‌خب ون، آروم باش.

519
00:25:07,714 --> 00:25:09,716
‫الان درست فکر نمی‌کنی.
‫ممکنه همه‌مون رو واسه این کار اخراج کنن.

520
00:25:09,841 --> 00:25:11,760
‫خب که چی؟
‫تو که داری می‌ری؟

521
00:25:12,928 --> 00:25:14,804
‫ببینین، من قبل از این که ولف...

522
00:25:14,846 --> 00:25:16,932
‫دومین معاینه مرگ مغزی رو انجام بده،
‫میشل رو از اینجا می‌برم.

523
00:25:17,015 --> 00:25:19,100
‫اگه می‌خواین کمک کنین،
‫الان فرصت دارین.

524
00:25:24,397 --> 00:25:26,066
‫من اشتباه می‌کنم
‫یا اون لباس‌فرم...

525
00:25:26,191 --> 00:25:27,317
‫خیلی به چشمت میاد؟

526
00:25:27,400 --> 00:25:29,236
‫چون پاییزی‌ام.

527
00:25:29,277 --> 00:25:30,946
‫- هوم.
‫- چی می‌خوای دوست خوبم؟

528
00:25:31,029 --> 00:25:33,281
‫چیه، آدم نمی‌تونه
‫بدون نیت خاصی...

529
00:25:33,323 --> 00:25:35,951
‫- از دوستش تعریف کنه؟
‫- دوست من نمی‌تونه.

530
00:25:38,161 --> 00:25:40,038
‫ون می‌خواد میشل رو ببره نیو جرسی...

531
00:25:40,121 --> 00:25:43,166
‫و مسلما آمبولانس امن‌ترین راهه.

532
00:25:43,250 --> 00:25:46,336
‫به نظرم یه‌کم غیرقانونیه.

533
00:25:46,378 --> 00:25:48,588
‫پس روحیه قانون‌شکنت چی شد رودریگز؟

534
00:25:48,630 --> 00:25:52,133
‫امکان نداره تو این‌قدر بی‌پروا باشی.

535
00:25:52,175 --> 00:25:54,469
‫اِم...

536
00:25:54,594 --> 00:25:57,305
‫روی نه گفتن من حساب کردی، مگه نه؟

537
00:25:57,472 --> 00:26:00,100
‫تا بتونی به ون بگی تلاشت رو کردی؟

538
00:26:00,225 --> 00:26:02,060
‫اگه قبول کنم چیکار می‌کنی؟

539
00:26:02,102 --> 00:26:04,563
‫می‌گم «ممنون.»

540
00:26:04,729 --> 00:26:06,356
‫«بیا بریم نیو جرسی.»

541
00:26:06,523 --> 00:26:09,192
‫این جمله رو به ندرت
‫با اشتیاق می‌گم.

542
00:26:09,276 --> 00:26:12,571
‫ولی راستش، ون مستأصله.

543
00:26:12,612 --> 00:26:15,448
‫شاید این‌جوری فقط می‌خواد
‫اتفاق قطعی رو عقب بندازه،

544
00:26:15,532 --> 00:26:17,659
‫ولی باید بدونه ما هواش رو داریم.

545
00:26:19,452 --> 00:26:21,454
‫کاش می‌تونستم کمک کنم،
‫ولی نمی‌تونم.

546
00:26:21,496 --> 00:26:24,499
‫شرمنده دینا.
‫دستم بسته است.

547
00:26:36,720 --> 00:26:38,847
‫ممنون که تشریف آوردین
‫خانم و آقای بوزیک.

548
00:26:38,847 --> 00:26:42,142
‫ما تشخیص دادیم پسرتون
‫نوعی عصبی...

549
00:26:42,225 --> 00:26:43,852
‫از ناهمخوانی احساسی داره...

550
00:26:43,935 --> 00:26:46,021
‫که باعث می‌شه واکنشش برعکس...

551
00:26:46,062 --> 00:26:48,023
‫احساس واقعی خودش باشه.

552
00:26:48,148 --> 00:26:50,025
‫اسمش ناخویشتن‌داری عاطفیه.

553
00:26:50,150 --> 00:26:51,484
‫یادتونه بابت قهقهه زدن...

554
00:26:51,526 --> 00:26:53,028
‫تو مراسم ختم مامان‌بزرگ
‫تنبیه شده بودم؟

555
00:26:53,111 --> 00:26:54,571
‫خب، همیشه خیال می‌کردیم...

556
00:26:54,738 --> 00:26:56,364
‫حس شوخ‌طبعی عجیبی داری.

557
00:26:56,406 --> 00:26:59,075
‫دلیلش ضربات سر در هاکیه...

558
00:26:59,159 --> 00:27:00,493
‫که تشخیص نداده شده بودن.

559
00:27:00,535 --> 00:27:03,371
‫یه‌کم طول می‌کشه،
‫ولی با مهارکننده بازجذب سروتونین،

560
00:27:03,455 --> 00:27:06,041
‫تثبیت‌کننده خلق و خوی
‫به همراه روان‌کاوی...

561
00:27:06,082 --> 00:27:08,376
‫می‌تونه دوباره کنترل احساساتش رو
‫به دست بگیره.

562
00:27:08,418 --> 00:27:10,253
‫یه نکته خوب دیگه اینه که غفلت...

563
00:27:10,337 --> 00:27:12,088
‫و رانندگی تحت تأثیر مواد رو رد کردیم.

564
00:27:12,172 --> 00:27:14,883
‫تصادف تقصیر خودش نبود
‫و به‌خاطر آب‌وهوا بود.

565
00:27:15,925 --> 00:27:19,054
‫ممنون که بی‌خیالم نشدین.

566
00:27:20,972 --> 00:27:24,309
‫می‌شه این نامه رو
‫به خانواده اون یکی راننده بدین؟

567
00:27:27,854 --> 00:27:29,439
‫می...

568
00:27:29,522 --> 00:27:31,399
‫می‌خواستم شخصا ازشون عذرخواهی کنم،

569
00:27:31,483 --> 00:27:33,610
‫ولی هر بار بهش فکر می‌کنم،
‫خنده‌ام می‌گیره.

570
00:27:33,693 --> 00:27:35,612
‫تا می‌خواستم بنویسمش
‫کار از کار گذشته بود.

571
00:27:35,654 --> 00:27:37,572
‫دکترها سوار آمبولانسش کرده بودن.

572
00:27:37,656 --> 00:27:39,574
‫آمبولانس؟

573
00:27:40,825 --> 00:27:43,536
‫نیک، می‌شه بهمون بگی
‫دقیقا شاهد چی بودی؟

574
00:27:45,288 --> 00:27:48,750
‫[خدمات آمبولانس لیبرتی برانکس]

575
00:27:49,334 --> 00:27:51,586
‫خیلی‌خب، از اون‌جایی...

576
00:27:51,628 --> 00:27:53,380
‫که اون‌طرف با هیچ بیمارستانی
‫هماهنگ نشده،

577
00:27:53,421 --> 00:27:56,508
‫گمون کنم وقتی از مرز ایالتی رد شدیم،

578
00:27:56,549 --> 00:27:58,218
‫باید نزدیک‌ترین اورژانس رو پیدا کنیم.

579
00:27:58,259 --> 00:28:01,054
‫آمبولانس ۲۴۲، کجایی؟

580
00:28:01,137 --> 00:28:03,139
‫- لطفا جواب بده.
‫- اِم...

581
00:28:03,223 --> 00:28:05,684
‫ایول.

582
00:28:05,725 --> 00:28:07,977
‫تو چه افتضاحی گیر افتادیم.

583
00:28:08,061 --> 00:28:11,231
‫ولف یادمون داده.

584
00:28:11,314 --> 00:28:14,442
‫خب، جریان رفتنت چیه؟

585
00:28:14,526 --> 00:28:16,194
‫اصلا کی می‌خواستی بهم بگی؟

586
00:28:16,277 --> 00:28:19,155
‫آخه اون موقع که ابراز علاقه کرده بودیم
‫بحثش پیش نیومده بود.

587
00:28:19,239 --> 00:28:22,492
‫ببین، می‌خواستم بهت بگم،
‫ولی بعدش بهم ابراز علاقه کردی...

588
00:28:22,617 --> 00:28:25,912
‫و باید راستش رو بهت بگم کینی.

589
00:28:26,037 --> 00:28:28,123
‫خیلی وقت بود منتظر چنین اتفاقی بودم.

590
00:28:28,164 --> 00:28:31,543
‫ولی...

591
00:28:31,584 --> 00:28:33,044
‫یه درمانگاه ورزشی تو دالاسه.

592
00:28:33,169 --> 00:28:35,255
‫خب...

593
00:28:35,338 --> 00:28:37,424
‫آرزوته.

594
00:28:37,465 --> 00:28:39,718
‫خیلی برات خوشحالم.

595
00:28:39,759 --> 00:28:42,303
‫اما واسه خودمون خیلی ناراحتم.

596
00:28:44,597 --> 00:28:47,475
‫راستش، ولف سعی کرد
‫قانعم کنه بمونم.

597
00:28:47,559 --> 00:28:49,686
‫تا حدی امیدوار بودم موفق بشه.

598
00:28:49,769 --> 00:28:52,647
‫خب، نباید این کار رو بکنه.

599
00:28:52,772 --> 00:28:55,191
‫هرچقدر هم که بخواد.

600
00:28:55,358 --> 00:28:56,776
‫هرچقدر که دلش برات تنگ بشه.

601
00:28:56,860 --> 00:28:59,446
‫هرچقدر که با خودش بگه...

602
00:28:59,487 --> 00:29:02,282
‫اگه می‌موندی چی می‌شد.

603
00:29:02,365 --> 00:29:04,159
‫نمی‌تونیم از بقیه بخوایم بمونن،

604
00:29:04,200 --> 00:29:07,996
‫آخه اگه بمونن و ازمون متنفر بشن چی؟

605
00:29:13,501 --> 00:29:16,671
‫دل بخش اعصاب خیلی برات تنگ می‌شه جیکوب.

606
00:29:18,131 --> 00:29:21,968
‫دل من هم خیلی واسه بخش اعصاب
‫تنگ می‌شه.

607
00:29:32,771 --> 00:29:33,605
‫[دکتر ولف]

608
00:29:33,605 --> 00:29:34,189
‫[رد تماس]

609
00:29:38,985 --> 00:29:42,197
‫عیبی نداره باهاش صحبت کنم؟

610
00:29:42,280 --> 00:29:44,282
‫شاید صدام رو بشنوه؟

611
00:29:50,872 --> 00:29:53,458
‫مدام یاد روز تولد لیام می‌افتم.

612
00:29:54,959 --> 00:29:57,378
‫تو خیلی ازم عصبانی بودی،
‫آخه طاقت حضور...

613
00:29:57,462 --> 00:30:00,256
‫تو اتاق زایمان رو نداشتم.

614
00:30:00,340 --> 00:30:01,925
‫اصلا نمی‌تونستم بهت توضیح بدم...

615
00:30:02,050 --> 00:30:04,302
‫که واقعا دردت رو حس می‌کردم.

616
00:30:05,970 --> 00:30:09,057
‫شش ساعت صبر کردی تا بگی بی‌حست کنن
‫و کار رو سخت‌تر کرده بود.

617
00:30:14,562 --> 00:30:18,483
‫کل اون مدت که کنارت بودم،

618
00:30:18,525 --> 00:30:21,444
‫مخم سوت می‌کشید
‫که چقدر آرومی.

619
00:30:22,904 --> 00:30:26,741
‫یادته وقتی لیام رو گذاشتن تو بغلت
‫بهم چی گفته بودی؟

620
00:30:26,783 --> 00:30:30,745
‫گفتی «کاش بتونم تا ابد زنده بمونم...»

621
00:30:30,870 --> 00:30:33,331
‫«تا بتونم کل زندگیش رو ببینم.»

622
00:30:35,708 --> 00:30:38,086
‫هنوز خیلی کوچولوئه.

623
00:30:41,840 --> 00:30:43,883
‫بهت نیاز داره.

624
00:30:46,302 --> 00:30:48,346
‫ما بهت نیاز داریم.

625
00:30:50,223 --> 00:30:53,059
‫تنهامون نذار میشل.

626
00:30:56,646 --> 00:30:59,649
‫وای خدایا، ون.

627
00:31:03,695 --> 00:31:05,780
‫جیکوب!
‫دور بزن!

628
00:31:05,905 --> 00:31:09,242
‫زنده است!

629
00:31:11,369 --> 00:31:14,122
‫سلام. سلام میشل.

630
00:31:14,247 --> 00:31:16,291
‫حالت خوبه، حالت خوبه.
‫چیزی نیست.

631
00:31:16,374 --> 00:31:18,376
‫وای!

632
00:31:29,554 --> 00:31:31,180
‫به هوش اومد.

633
00:31:31,180 --> 00:31:33,224
‫اصلا تسلیم نشدی.

634
00:31:39,772 --> 00:31:42,108
‫- مامان!
‫- سلام عزیزم!

635
00:31:42,233 --> 00:31:43,985
‫وای!

636
00:31:44,027 --> 00:31:45,862
سلام

637
00:31:45,987 --> 00:31:48,114
‫آخیش.
‫مامان تصادف کرده بود،

638
00:31:48,197 --> 00:31:50,950
‫ولی الان همه‌چی درست شده.

639
00:31:51,034 --> 00:31:53,411
‫با قدرتی که به من داده شده،

640
00:31:53,536 --> 00:31:57,040
‫شما رو زن و شوهر اعلام می‌کنم.

641
00:31:57,123 --> 00:32:00,209
‫ون، می‌تونی با عروس بری.

642
00:32:47,840 --> 00:32:50,093
‫اصلا برنمی‌گرده، مگه نه؟

643
00:32:55,098 --> 00:32:57,266
‫به جیکوب بگو دور بزنه.

644
00:33:03,022 --> 00:33:06,776
‫جیکوب، می‌تونیم برگردیم.

645
00:33:06,859 --> 00:33:08,903
‫برگردیم بیمارستان عمومی برانکس.

646
00:33:23,835 --> 00:33:26,129
‫حالا ده دقیقه صبر می‌کنیم.

647
00:33:41,519 --> 00:33:43,438
‫ممنون.

648
00:33:55,700 --> 00:33:59,328
‫کربن‌دی‌اکسیدش
‫به بالای هفتاد رسید.

649
00:33:59,412 --> 00:34:01,497
‫تنفس نداشت.

650
00:34:03,374 --> 00:34:05,501
‫زمان مرگ... ۲:۱۱ ظهر.

651
00:34:18,556 --> 00:34:21,309
‫خیلی دوستت دارم.

652
00:34:51,589 --> 00:34:53,633
‫خوبه؟

653
00:34:56,469 --> 00:35:00,348
‫می‌دونم الان اصلا دلت نمی‌خواد
‫با من صحبت کنی.

654
00:35:00,389 --> 00:35:02,809
‫بابت اون حرفم هم عذر می‌خوام.

655
00:35:02,850 --> 00:35:05,603
‫بهش فکر نکرده بودم.

656
00:35:05,686 --> 00:35:07,939
‫ولی باید یه چیزی بگم.

657
00:35:07,980 --> 00:35:09,649
‫من جای لیام بودم.

658
00:35:09,732 --> 00:35:13,569
‫وقتی در سن کم والدی رو از دست می‌دی،
‫گیج‌کننده است.

659
00:35:15,071 --> 00:35:18,783
‫همه کلی بهت توجه می‌کنن
‫و هدیه می‌دن.

660
00:35:18,825 --> 00:35:20,451
‫ناراحتن...

661
00:35:20,535 --> 00:35:23,121
‫ سعی می‌کنن کنار تو
‫خیلی خوشحال باشن.

662
00:35:24,747 --> 00:35:26,707
‫راستش، من تا زمان مرگ بابام...

663
00:35:26,833 --> 00:35:29,836
‫واقعا حقیقت رو درک نکرده بودم.

664
00:35:29,877 --> 00:35:32,964
‫ولی منظورم اینه که...

665
00:35:33,089 --> 00:35:37,426
‫مرگ بر اثر دل‌شکستگی
‫اون‌قدرها هم عاشقانه نیست.

666
00:35:37,510 --> 00:35:39,053
‫تسلیم نشو.

667
00:35:39,178 --> 00:35:41,264
‫لیام الان بیش از همیشه بهت نیاز داره.

668
00:35:42,849 --> 00:35:44,559
‫نذار جفتتون رو از دست بده.

669
00:35:44,642 --> 00:35:47,728
‫مگه این که بخوای عاقبت لیام
‫عین من بشه.

670
00:35:50,898 --> 00:35:54,652
‫نه، لقمه منه کوسه.

671
00:35:54,735 --> 00:35:57,196
‫اذیت نکن.
‫کوسه، لقمه من رو بده.

672
00:35:57,238 --> 00:35:59,991
‫نمی‌خوام کوسه بخوره.

673
00:36:00,032 --> 00:36:01,993
‫سلام بچه جان.

674
00:36:08,040 --> 00:36:10,251
‫می‌دونم همه‌چی...

675
00:36:10,293 --> 00:36:12,295
‫باب میل تو و میشل پیش نرفت...

676
00:36:12,336 --> 00:36:14,964
‫و باب میل خودم هم پیش نرفت.

677
00:36:17,049 --> 00:36:20,761
‫ولی همیشه می‌گفت
‫تو بابای شگفت‌انگیزی هستی.

678
00:36:20,887 --> 00:36:22,555
‫لازم نیست این حرف‌ها رو بزنی شانا.

679
00:36:22,597 --> 00:36:25,183
‫می‌خواست بدونی.

680
00:36:25,224 --> 00:36:28,811
‫می‌خواست بدونی هر بار
‫لیام بهت نگاه می‌کرد،

681
00:36:28,895 --> 00:36:31,480
‫دوباره عاشقت می‌شد.

682
00:36:33,733 --> 00:36:37,820
‫خوشحالم تو رو داشت.

683
00:36:37,945 --> 00:36:40,573
‫خوشحالم لیام تو رو داره.

684
00:36:42,742 --> 00:36:43,826
‫ممنون.

685
00:36:48,456 --> 00:36:49,665
‫وای.

686
00:36:51,542 --> 00:36:53,753
‫پیشنهاد لیام بود.

687
00:36:53,794 --> 00:36:55,588
‫می‌خواست واسه مامانش نقاشی کنه.

688
00:36:55,630 --> 00:36:58,466
‫وای، خیلی قشنگه رفیق.

689
00:36:58,591 --> 00:37:00,968
‫آره، اگه می‌دید خیلی خوشش می‌اومد.

690
00:37:01,010 --> 00:37:03,512
‫ببین.
‫می‌تونم یه چیزی بهت بگم؟

691
00:37:03,638 --> 00:37:07,642
‫خب، مامان قبل از مرگش،

692
00:37:07,683 --> 00:37:10,311
‫گفت اگه یه‌وقت بلایی سرش اومد،

693
00:37:10,394 --> 00:37:13,189
‫می‌خواد به آدم‌های بیمار کمک کنه.

694
00:37:13,272 --> 00:37:15,983
‫واسه همین می‌خوایم کاری کنیم
‫که اسمش مسیر افتخاره.

695
00:37:16,067 --> 00:37:17,818
‫خیلی خاصه.

696
00:37:17,902 --> 00:37:19,320
‫مخصوص افرادی مثل مامانه
‫که خیلی شجاعن...

697
00:37:19,445 --> 00:37:21,113
‫و تصمیم می‌گیرن به بقیه کمک کنن.
‫خب؟

698
00:37:21,197 --> 00:37:22,698
‫- اوهوم.
‫- باشه؟

699
00:37:22,823 --> 00:37:24,825
‫خیلی‌خب. باشه.

700
00:37:24,867 --> 00:37:26,577
‫این حرف نداره.
‫این عروس دریایی رو ببین.

701
00:37:26,619 --> 00:37:28,329
‫- این یکی رو تو کشیدی؟
‫- آره.

702
00:37:28,371 --> 00:37:30,665
‫معلومه، آخه رنگ محبوب خودته.

703
00:37:31,290 --> 00:37:33,376
‫عالیه.

704
00:37:33,417 --> 00:37:35,044
‫وای.

705
00:38:24,927 --> 00:38:26,637
‫دزدی آمبولانس ثبت نشده بود،

706
00:38:26,679 --> 00:38:28,139
‫پس تو سابقه‌تون وارد نشد.

707
00:38:28,180 --> 00:38:30,808
‫باید از کیتی تشکر کنین.

708
00:38:30,891 --> 00:38:33,394
‫خب، خوش‌بختانه چند کیلومتر
‫بیشتر نرفتین.

709
00:38:33,477 --> 00:38:36,188
‫دکتر ولف، من فکرهام رو کردم...

710
00:38:36,230 --> 00:38:39,400
‫و باید از این بخش کناره‌گیری کنم.

711
00:38:41,068 --> 00:38:43,321
‫حتما.
‫هرچقدر می‌خوای مرخصی بگیر.

712
00:38:43,362 --> 00:38:44,947
‫دو هفته، یه ماه؟

713
00:38:45,031 --> 00:38:46,824
‫تو فکر زمان بیشتری بودم.

714
00:38:46,866 --> 00:38:49,035
‫من باید پیش لیام باشم.

715
00:38:49,076 --> 00:38:51,495
‫نمی‌دونم کی برمی‌گردم.

716
00:38:51,537 --> 00:38:52,955
‫خب، ما بهت نیاز داریم.

717
00:38:53,039 --> 00:38:55,624
‫دکتر مارکوس، تو موهبت بزرگی داری.

718
00:38:55,708 --> 00:38:57,376
‫همیشه خیال می‌کردم
‫حس‌آمیزی آینه‌ایم...

719
00:38:57,418 --> 00:38:59,378
‫من رو دکتر بهتری می‌کنه...

720
00:38:59,420 --> 00:39:01,630
‫و هدفم همینه.

721
00:39:01,756 --> 00:39:03,883
‫ولی اشتباه می‌کردم.

722
00:39:03,924 --> 00:39:05,509
‫بهش نیاز دارم تا بابای بهتری باشم.

723
00:39:05,593 --> 00:39:08,512
‫خب، اگه من جات بودم، می‌موندم.

724
00:39:08,596 --> 00:39:10,806
‫کار می‌تونه عامل تثبیت باشه.

725
00:39:10,890 --> 00:39:12,308
‫خودت رو ازش محروم نکن.

726
00:39:12,433 --> 00:39:14,477
‫من عین شما نیستم دکتر ولف.

727
00:39:14,602 --> 00:39:17,271
‫واسه خودم و خانواده‌ام وقت نیاز دارم.

728
00:39:18,689 --> 00:39:21,108
‫درک می‌کنم.

729
00:39:21,233 --> 00:39:24,153
‫تو چی نش؟
‫می‌تونم قانعت کنم بمونی؟

730
00:39:25,446 --> 00:39:28,824
‫وقتی مصدوم شده بودم،
‫دکترها مدام...

731
00:39:28,949 --> 00:39:31,702
‫می‌اومدن تو اتاق
‫و می‌گفتن چی به صلاحمه.

732
00:39:31,827 --> 00:39:35,081
‫هیچ‌کس وقت نذاشت
‫که خودم رو بشناسه.

733
00:39:35,122 --> 00:39:39,085
‫برعکس شما که وقت می‌ذارین
‫بیمارهاتون رو بشناسین.

734
00:39:39,126 --> 00:39:40,711
‫من می‌خوام به ورزشکاران...

735
00:39:40,836 --> 00:39:42,922
‫جوری رسیدگی کنم
‫که شما یادم دادین حق هر بیماره،

736
00:39:43,005 --> 00:39:45,841
‫جوری رسیدگی که کنم
‫که می‌گم کاش تو بچگی تجربه می‌کردم.

737
00:39:48,469 --> 00:39:49,845
‫باید برم.

738
00:39:52,640 --> 00:39:54,350
‫خیلی‌خب.

739
00:39:54,475 --> 00:39:56,227
‫کارم دو ماه دیگه شروع می‌شه،

740
00:39:56,352 --> 00:39:59,855
‫پس یه مدت به ون و لیام کمک می‌کنم.

741
00:40:01,190 --> 00:40:04,652
‫خب... دل بیمارستان عمومی برانکس
‫برات تنگ می‌شه.

742
00:40:06,987 --> 00:40:09,949
‫دل من برات تنگ می‌شه.

743
00:40:09,990 --> 00:40:12,701
‫در من همیشه بازه.

744
00:40:14,620 --> 00:40:16,372
‫گروه ولف تا ابد؟

745
00:40:57,037 --> 00:40:59,248
‫نترسین.
‫من نوآ رو می‌شناسم.

746
00:41:01,542 --> 00:41:02,751
‫می‌دونم.

747
00:41:03,794 --> 00:41:06,464
‫می‌دونستم بالاخره دیدار می‌کنیم.

748
00:41:06,505 --> 00:41:07,923
‫تو کی هستی؟

749
00:41:08,048 --> 00:41:11,302
‫سوفیا هستم.

750
00:41:11,385 --> 00:41:13,554
‫تو خیلی شبیهشی الیور.