1
00:00:04,879 --> 00:00:06,715
‫آنچه گذشت...

2
00:00:06,715 --> 00:00:08,258
‫- این چیه؟
‫- آدرسه.

3
00:00:08,341 --> 00:00:09,926
‫محل زندگی پدرته.

4
00:00:10,010 --> 00:00:11,219
‫می‌دونستم بالاخره دیدار می‌کنیم.

5
00:00:11,302 --> 00:00:13,221
‫- تو کی هستی؟
‫- سوفیا.

6
00:00:13,263 --> 00:00:14,431
‫ساکن واحد بالایی‌ام.

7
00:00:14,556 --> 00:00:17,267
‫گمون نکنم سوفیا وجود داشته باشه.

8
00:00:17,350 --> 00:00:19,394
‫به نظرت ولف بیماری رو توهم زده؟

9
00:00:19,477 --> 00:00:21,062
‫- چرا این کار رو می‌کنی؟
‫- چیکار؟

10
00:00:21,146 --> 00:00:22,647
‫ازم دل‌بری می‌کنی.

11
00:00:22,731 --> 00:00:24,524
‫واسه سرگرمیه؟
‫تو که تکلیفت معلومه.

12
00:00:24,607 --> 00:00:25,734
‫یه احساس زودگذر بود.
‫خیلی وقته تموم شده.

13
00:00:25,859 --> 00:00:27,569
‫دنبال چی می‌گردی؟

14
00:00:27,610 --> 00:00:29,237
‫پرونده سوفیا.

15
00:00:29,320 --> 00:00:31,072
‫امیدوارم اگه کسی نیازمند بود
‫یاد ما بیفتین.

16
00:00:31,072 --> 00:00:32,782
‫ممنون آملیا.

17
00:00:32,907 --> 00:00:36,244
‫می‌خوای بری هادسون اوکس
‫تا سوفیا رو نجات بدی؟

18
00:00:36,286 --> 00:00:38,621
‫باید برم.

19
00:00:38,997 --> 00:00:40,707
‫«ترجمه از کیارش»

20
00:00:41,041 --> 00:00:43,460
‫می‌تونی اسم کاملت رو بگی؟

21
00:00:43,501 --> 00:00:45,628
‫[عدم همکاری نیازمند مصرف دارو است]

22
00:00:45,628 --> 00:00:47,422
‫می‌تونی اسم کاملت رو بگی؟

23
00:00:47,464 --> 00:00:49,632
‫دکتر الیور ساموئل ولف.

24
00:00:51,634 --> 00:00:55,722
‫طی بیست و چهار ساعت اخیر
‫نوشیدنی یا موادی مصرف نکردی؟

25
00:00:55,805 --> 00:00:57,182
‫چرا. جفتش.

26
00:00:57,265 --> 00:00:58,933
‫تفریحی بود.

27
00:00:58,933 --> 00:01:02,312
‫به طور میانگین
‫شبی چند ساعت می‌خوابی؟

28
00:01:02,395 --> 00:01:06,107
‫نمی‌دونم. سه.
‫شاید اگه خوش‌شانس باشم چهار.

29
00:01:06,149 --> 00:01:08,026
‫سابقه بیماری روانی
‫در خانواده‌تون دارین؟

30
00:01:08,109 --> 00:01:12,280
‫آره.
‫بابام...

31
00:01:12,322 --> 00:01:14,115
‫اختلال دوقطبی داشت... داره.

32
00:01:14,157 --> 00:01:17,994
‫اینجا تو هادسون اوکس،
‫راحتی درمان‌جو خیلی مهمه..

33
00:01:18,078 --> 00:01:19,829
‫اینجا رو بیمارستان فرض نکن.

34
00:01:19,913 --> 00:01:25,085
‫فرض کن خونه‌اته
‫و پرسنل خانواده‌اتن.

35
00:01:25,126 --> 00:01:27,670
‫با این وجود،
‫خونه قوانینی داره.

36
00:01:27,754 --> 00:01:30,924
‫انتظار داریم در ساکنان
‫در طول روز...

37
00:01:31,007 --> 00:01:32,300
‫باز بمونه...

38
00:01:32,342 --> 00:01:34,302
‫و ساعت ملاقات روزی دو باره.

39
00:01:34,385 --> 00:01:37,013
‫ده شب خاموشیه.

40
00:01:37,889 --> 00:01:39,474
‫اون تو چیز تیزی ندارم.

41
00:01:39,516 --> 00:01:41,392
‫مواد و سلاحی ندارم.

42
00:01:41,476 --> 00:01:44,646
‫می‌تونی کتونیت رو پس بگیری،
‫اما باید بندش رو در بیاریم.

43
00:01:45,230 --> 00:01:48,691
‫از کل ساکنان انتظار می‌ره
‫تو فعالیت‌های گروهی شرکت کنن.

44
00:01:48,775 --> 00:01:51,986
‫طرح هنردرمانی خارق‌العاده‌ای داریم.

45
00:01:52,028 --> 00:01:55,073
‫می‌دونستی ون گوگ
‫شاهکارش «شب پرستاره» رو...

46
00:01:55,156 --> 00:01:58,827
‫تو یه مرکز روان‌درمانی کشیده بود؟

47
00:01:58,868 --> 00:01:59,828
‫یهای عظمته.

48
00:01:59,828 --> 00:02:01,037
‫بگو عا.

49
00:02:01,121 --> 00:02:02,997
‫عا.

50
00:02:03,123 --> 00:02:04,874
‫دست‌هات رو بلند کن.

51
00:02:04,958 --> 00:02:07,418
‫- سابقه آسیب به خودت داشتی؟
‫- نه.

52
00:02:07,502 --> 00:02:10,713
‫اتاقت همین‌جا سمت راسته.

53
00:02:10,839 --> 00:02:12,382
‫اولین جلسه‌مون فردا صبحه.

54
00:02:12,465 --> 00:02:14,175
‫اون موقع برنامه‌ات رو بهت می‌دم.

55
00:02:14,217 --> 00:02:15,552
‫تو دکتر منی؟

56
00:02:15,635 --> 00:02:17,512
‫آره. نگران نباش.

57
00:02:17,595 --> 00:02:19,848
‫وقتی با دکتر پیرس صحبت کردم
‫چیزهایی که نمی‌دونستم رو بهم گفت،

58
00:02:19,973 --> 00:02:22,267
‫ولی خیلی مشتاقم
‫خودمون با هم آشنا بشیم.

59
00:02:24,602 --> 00:02:26,688
‫خیال کردم توهم زدم.

60
00:02:26,729 --> 00:02:30,692
‫آخه امکان نداره ولف بیاد اینجا
‫تو اتاقم تا نجاتم بده.

61
00:02:30,817 --> 00:02:34,654
‫ولی واقعا ادای فروپاشی روانی درآوردی
‫تا نجاتم بدی.

62
00:02:34,696 --> 00:02:36,114
‫شرافت زنده است.

63
00:02:36,197 --> 00:02:38,867
‫یه‌کم بهم فرصت بده
‫تا اینجا رو بسنجم.

64
00:02:38,867 --> 00:02:40,368
‫اول باید پرونده‌ات رو گیر بیاریم...

65
00:02:40,451 --> 00:02:42,537
‫تا ببینیم چه بیماری دروغینی رو...

66
00:02:42,537 --> 00:02:43,913
‫بهانه کردن تا اینجا نگهت دارن.

67
00:02:43,997 --> 00:02:45,582
‫الی، راستش رو بخوای،

68
00:02:45,665 --> 00:02:47,542
‫مطمئن نیستم دروغین باشن.

69
00:02:47,542 --> 00:02:49,377
‫به نظرم باید همین‌جا باشم.

70
00:02:49,419 --> 00:02:51,087
‫آملیا می‌خواد چنین فکری کنی.

71
00:02:51,171 --> 00:02:52,422
‫می‌خواد بیمار باشی.

72
00:02:52,505 --> 00:02:55,091
‫اما من دکترتم سوفیا.

73
00:02:55,175 --> 00:02:56,926
‫تو هیچ مشکلی نداری.

74
00:03:00,930 --> 00:03:02,891
‫دنده کوتاه آرام‌پز
‫واسه بررسی آماده است.

75
00:03:02,974 --> 00:03:05,059
‫گوتیه واسه مشتری چی شد؟

76
00:03:05,185 --> 00:03:06,519
‫دارم دورچینش رو می‌چینم سرآشپز.

77
00:03:07,687 --> 00:03:09,939
‫ده دقیقه دیگه باز می‌کنیم.
‫بجنبین!

78
00:03:10,064 --> 00:03:11,733
‫- چشم سرآشپز.
‫- چشم سرآشپز.

79
00:03:13,276 --> 00:03:16,196
‫ناری، به تازه‌وارد بگو
‫دست زدن به قابلمه مامانم ممنوعه.

80
00:03:16,237 --> 00:03:18,573
‫ممنوعه.

81
00:03:18,573 --> 00:03:22,160
‫بیست دقیقه دیگه کار داره.

82
00:03:25,205 --> 00:03:27,207
‫مزه‌دار شده؟

83
00:03:33,546 --> 00:03:34,756
‫طعم نداره.
‫باید طعم اومامی بیشتری بده.

84
00:03:34,797 --> 00:03:36,090
‫- ببخشید سرآشپز.
‫- ببخشید سرآشپز.

85
00:03:36,257 --> 00:03:37,508
‫وقتی تجال رائو
‫تو «تایمز»...

86
00:03:37,592 --> 00:03:39,260
‫به‌خاطر طعم کنسروی خوراک گوشتمون...

87
00:03:39,260 --> 00:03:41,638
‫نابودمون کنه،
‫ببخشید به درد نمی‌خوره.

88
00:03:41,721 --> 00:03:42,889
‫سرآشپز!

89
00:03:42,931 --> 00:03:44,098
‫سرآشپز، آتش گرفتین!

90
00:04:01,658 --> 00:04:03,743
‫الیور، بیش از یه هفته است
‫که تو اینجایی،

91
00:04:03,785 --> 00:04:06,496
‫اما هیچ پیشرفتی نکردیم.

92
00:04:09,749 --> 00:04:12,502
‫وقتی بذاری زخم‌های کودکیت
‫دنبالت کنن و...

93
00:04:12,627 --> 00:04:14,504
‫اطلاع داری که کل بیماران...

94
00:04:14,587 --> 00:04:17,465
‫و حتی برخی از پرستاران
‫تو رو آملیا بدلیا صدا می‌کنن؟

95
00:04:18,132 --> 00:04:20,635
‫اون کتاب‌های جالب رو یادته
‫که راجع به پیش‌خدمتی بودن...

96
00:04:20,677 --> 00:04:22,095
‫که همیشه اشتباه می‌کرد؟

97
00:04:22,178 --> 00:04:25,014
‫این لقب قشنگ به ذهن کی رسیده بود؟

98
00:04:25,098 --> 00:04:26,975
‫سوفیا؟

99
00:04:27,016 --> 00:04:28,601
‫من باهات راجع به سوفیا حرف نمی‌زنم.

100
00:04:28,643 --> 00:04:30,061
‫می‌دونم قانعش کردی بیاد اینجا.

101
00:04:30,144 --> 00:04:31,479
‫قبلا هم شاهد این کارت بودم...

102
00:04:31,521 --> 00:04:33,022
‫بیماران بیمارستان برانکس رو قاپیدی،

103
00:04:33,106 --> 00:04:34,732
‫سعی کردی قانعشون کنی
‫کمک لازم دارن.

104
00:04:34,816 --> 00:04:36,567
‫درسته.
‫سوفیا بیمار تو بود.

105
00:04:36,651 --> 00:04:39,529
‫بگو ببینم...
‫فامیلیش چیه؟

106
00:04:42,573 --> 00:04:44,325
‫پرونده‌اش رو ببین.

107
00:04:44,325 --> 00:04:47,370
‫پرونده‌اش رو ندارم،
‫آخه بیمار اینجا نیست.

108
00:04:47,453 --> 00:04:49,205
‫دکتر فردریک، اگه انتظار داری
‫بهت اعتماد کنم،

109
00:04:49,289 --> 00:04:50,164
‫این‌قدر بهم دروغ نگو.

110
00:04:50,164 --> 00:04:51,541
‫خودم روند کار رو بلدم.

111
00:04:51,624 --> 00:04:52,834
‫من داوطلبانه اینجا بستری شدم.

112
00:04:52,875 --> 00:04:54,335
‫اون هم همین‌طور.

113
00:04:54,419 --> 00:04:55,795
‫خودمون هم حق داریم
‫درخواست ترخیص بدیم.

114
00:04:55,837 --> 00:04:57,380
‫از نظر قانونی می‌تونین
‫هفتاد و دو ساعت دیگه...

115
00:04:57,463 --> 00:04:59,215
‫واسه ارزیابی اینجا نگهمون دارین،

116
00:04:59,299 --> 00:05:01,759
‫اما بعدش جفتمون از اینجا می‌ریم.

117
00:05:01,843 --> 00:05:03,970
‫الیور، بهت قول می‌دم
‫اگه کارم رو درست انجام بدم،

118
00:05:04,053 --> 00:05:06,472
‫تو تنها از اینجا خارج می‌شی.

119
00:05:08,891 --> 00:05:10,226
‫وقتمون از الان شروع می‌شه.

120
00:05:14,856 --> 00:05:16,190
‫خیلی‌خب.

121
00:05:18,401 --> 00:05:19,736
‫دکتر پیرس.

122
00:05:19,819 --> 00:05:21,321
‫می‌دونستی من متخصص...

123
00:05:21,362 --> 00:05:23,072
‫هنر تخلیه خشمم؟

124
00:05:23,156 --> 00:05:25,491
‫- امشب بی‌کاری؟
‫- بستگی داره.

125
00:05:25,533 --> 00:05:26,659
‫تخلیه خشم نوشیدنی هم داره؟

126
00:05:26,743 --> 00:05:28,244
‫نوشیدنی الزامیه.

127
00:05:28,369 --> 00:05:30,663
‫قبول کن یه‌کم می‌شناسمت.

128
00:05:30,747 --> 00:05:32,999
‫دوازده ساعت دیگه بیام دنبالت؟

129
00:05:33,041 --> 00:05:34,208
‫ایول.

130
00:05:37,712 --> 00:05:41,549
‫عه، سلام دکتر پیرس.
‫از دکتر ولف خبر جدیدی نشد؟

131
00:05:41,549 --> 00:05:43,551
‫ممکنه زود ترخیص بشه؟

132
00:05:43,593 --> 00:05:44,927
‫نمی‌دونم.
‫من دکترش نیستم.

133
00:05:45,011 --> 00:05:46,971
‫می‌شه حداقل بریم هادسون اوکس ملاقاتش؟

134
00:05:47,055 --> 00:05:49,932
‫ولف الان به زمان و فاصله نیاز داره،

135
00:05:50,016 --> 00:05:53,561
‫مخصوصا از انترن‌های خوش‌نیت
‫اما بیش از حد مشتاقش.

136
00:05:57,774 --> 00:06:00,318
‫باید روراست باشم استیونز.

137
00:06:00,401 --> 00:06:02,612
‫کم‌کم حالم داره
‫از کلمه «موقت» به هم می‌خوره.

138
00:06:02,695 --> 00:06:05,114
‫من هم همین‌طور.

139
00:06:05,198 --> 00:06:08,284
‫خبر خوش از این قراره
‫که هیئت‌مدیره می‌خواد جلسه بذاره...

140
00:06:08,284 --> 00:06:12,246
‫تا راجع به ریاست دائمی تو صحبت کنه.

141
00:06:12,288 --> 00:06:13,623
‫خبر بد چیه؟

142
00:06:13,706 --> 00:06:16,709
‫یه برنامه جدید واسه عصب‌شناسی می‌خوان.

143
00:06:16,793 --> 00:06:18,878
‫دوره دکتر ولف به سر رسیده.

144
00:06:18,961 --> 00:06:20,630
‫علاوه بر باقی تخلف‌هاش،

145
00:06:20,755 --> 00:06:23,716
‫در حین فروپاشی روانی اومد اینجا.

146
00:06:23,800 --> 00:06:25,134
‫خب، من اون روز حضور داشتم...

147
00:06:25,259 --> 00:06:27,136
‫و بهتون اطمینان می‌دم
‫زود بهش خاتمه دادم...

148
00:06:27,178 --> 00:06:28,179
‫هیچ‌کس آسیب ندید.

149
00:06:28,304 --> 00:06:29,722
‫نشانه رهبری عالیه.

150
00:06:29,806 --> 00:06:33,101
‫اما جایگزینی ولف
‫تصمیم نهایی هیئت‌مدیره است.

151
00:06:33,142 --> 00:06:37,855
‫باید بیمارستان رو به دکتر ارجح بدونی.

152
00:06:45,446 --> 00:06:48,574
‫عنصر اتمی شماره یک.

153
00:06:48,658 --> 00:06:51,411
‫ساده‌ترین عنصره،
‫اما در عین حال...

154
00:06:51,494 --> 00:06:52,995
‫منحصر به فردترینه.

155
00:06:55,498 --> 00:06:57,333
‫سلام الیور.

156
00:06:58,209 --> 00:06:59,877
‫سلام دکتر آدلر.

157
00:06:59,961 --> 00:07:01,546
‫می‌خوایم سفال رو تقسیم کنیم،

158
00:07:01,629 --> 00:07:05,299
‫اگه دوست داری به گروهمون ملحق شو
‫و سفال‌گری کن.

159
00:07:05,341 --> 00:07:07,510
‫اِم... بذار خودم حدس بزنم.

160
00:07:07,593 --> 00:07:11,973
‫نرمی سفال استعاره‌ای
‫از رشد شخصیه.

161
00:07:14,350 --> 00:07:16,853
‫به نظرم باید بتونم
‫نه طبقه جهنم رو...

162
00:07:16,894 --> 00:07:19,605
‫نقاشی کنم و کسی ازم نپرسه...

163
00:07:19,689 --> 00:07:21,566
‫نمادی از حال خودمه یا نه.

164
00:07:21,649 --> 00:07:22,900
‫من فقط می‌خوام هنرم...

165
00:07:22,984 --> 00:07:24,277
‫نقشه از الان شروع می‌شه.
‫بریم.

166
00:07:24,360 --> 00:07:25,528
‫وایستا ببینم، کدوم نقشه؟

167
00:07:25,778 --> 00:07:26,779
‫نقشه ورود مخفیانه
‫به دفتر آملیا...

168
00:07:26,863 --> 00:07:27,989
‫و دزدیدن پرونده‌ات.

169
00:07:28,072 --> 00:07:29,574
‫الیور، فکر خوبی نیست.

170
00:07:29,657 --> 00:07:31,242
‫وایستا ببینم،
‫اون دختره...

171
00:07:31,325 --> 00:07:33,244
‫که قانعم کرد خونه بابام رو
‫به هم بریزم چی شد؟

172
00:07:33,327 --> 00:07:34,745
‫برگردونش.

173
00:07:35,830 --> 00:07:37,123
‫بوی گل‌ها رو حس می‌کنی؟

174
00:07:43,045 --> 00:07:44,172
‫[گزارش]

175
00:07:50,386 --> 00:07:51,804
‫باید همین‌جاها باشه.

176
00:07:51,888 --> 00:07:53,097
‫نیست.

177
00:07:55,516 --> 00:07:58,019
‫فامیلیت چی بود؟
‫چرا یادم نمیاد؟

178
00:07:58,060 --> 00:08:00,938
‫معمولا چهره بد یادم می‌مونه،
‫ولی اسم خوب یادم می‌مونه.

179
00:08:04,066 --> 00:08:05,401
‫اصلا پیداش نمی‌کنی.

180
00:08:22,251 --> 00:08:23,711
‫ایمانت کمه.

181
00:08:26,881 --> 00:08:28,799
‫چه‌جوری وارد اینجا شدی الیور؟

182
00:08:30,885 --> 00:08:32,261
‫رفتار کسی که آماده ترخیصه...

183
00:08:32,345 --> 00:08:34,805
‫این‌جوری نیست.

184
00:08:37,517 --> 00:08:39,393
‫واسه سوختگی بخش اعصاب رو
‫خبر کردی؟

185
00:08:40,394 --> 00:08:42,313
‫هیس.

186
00:08:42,396 --> 00:08:43,147
‫کمتر حرف بزنین.

187
00:08:43,189 --> 00:08:45,441
‫گوش بدین تا چیزی که نمی‌شنوین رو
‫تشخیص بدین.

188
00:08:52,907 --> 00:08:54,992
‫من اگه جاش بودم
‫با تمام قوا جیغ می‌کشیدم.

189
00:08:55,076 --> 00:08:56,536
‫آره.

190
00:08:56,619 --> 00:08:58,329
‫خب، اعصابم یه‌کم سوختن.

191
00:08:58,412 --> 00:09:00,081
‫تو کار من، دست آدم اون‌قدر
‫می‌بره و می‌سوزه...

192
00:09:00,164 --> 00:09:01,624
‫که بی‌حس می‌شه.

193
00:09:01,749 --> 00:09:03,167
‫من سال‌ها همکار سرآشپز بودم.

194
00:09:03,251 --> 00:09:04,794
‫هیچ‌وقت این‌همه دچار سانحه نمی‌شد.

195
00:09:04,794 --> 00:09:06,170
‫آقای تانگ، کاهش احساس دردتون...

196
00:09:06,295 --> 00:09:08,130
‫باعث شد یه هفته دیرتر بیاین دکتر؟

197
00:09:08,172 --> 00:09:09,799
‫احتمال شکست
‫رستوران‌های نیویورک رو می‌دونین؟

198
00:09:09,840 --> 00:09:11,300
‫نمی‌تونم مرخصی بگیرم.

199
00:09:11,384 --> 00:09:13,135
‫اگه می‌تونستم هم
‫روز مرخصیم نمی‌اومدم اینجا.

200
00:09:13,135 --> 00:09:15,471
‫خب، حالا که اینجایی،
‫به گروهمون می‌گیم...

201
00:09:15,471 --> 00:09:17,139
‫واسه نوروپاتی احتمالی معاینه‌ات کنن.

202
00:09:17,181 --> 00:09:19,517
‫اگه می‌خواین گروگانم بگیرین،
‫دکتر ولف رو می‌خوام.

203
00:09:19,642 --> 00:09:22,144
‫طرف قبل از ستاره‌های «میشلن»ـم
‫من رو می‌شناخت.

204
00:09:22,228 --> 00:09:25,022
‫متأسفانه دکتر ولف
‫مدتی مرخصی گرفته.

205
00:09:25,106 --> 00:09:26,649
‫چرت می‌گین.
‫اون مرخصی نمی‌گیره.

206
00:09:26,691 --> 00:09:28,693
‫من نمی‌خوام بیمار
‫گروه درجه دو باشم.

207
00:09:28,776 --> 00:09:30,987
‫- می‌شه صداش کنین؟
‫- کاش می‌شد سرآشپز.

208
00:09:31,028 --> 00:09:32,405
‫اما شرایط کاملا مشخصه.

209
00:09:32,488 --> 00:09:33,990
‫سرآشپز، سرآشپز!

210
00:09:34,031 --> 00:09:36,826
‫خب، واسه همین مردم
‫از بیمارستان متنفرن.

211
00:09:36,867 --> 00:09:39,036
‫فقط یه مشت کنترل‌گر مغرورین...

212
00:09:39,120 --> 00:09:40,663
‫که خیال می‌کنین
‫همیشه درست می‌گین.

213
00:09:46,919 --> 00:09:50,464
‫سرآشپز... به نظرم باید اینجا بمونی.

214
00:09:50,548 --> 00:09:51,882
‫چه ولف باشه چه نباشه.

215
00:09:59,140 --> 00:10:01,183
‫سرآشپز تانگ، یه اتاق خصوصی
‫بهت دادیم.

216
00:10:01,225 --> 00:10:03,311
‫مامانم بهم یاد داده هیچ‌وقت
‫تو بیمارستان بی‌حرکت نمونم.

217
00:10:03,352 --> 00:10:05,730
‫- نمی‌شه بهش اعتماد کرد.
‫- مامان من هم از بیمارستان متنفره.

218
00:10:05,813 --> 00:10:07,106
‫قسم خورده هیچ‌وقت سر کار
‫بهم سر نمی‌زنه.

219
00:10:07,189 --> 00:10:08,816
‫من همیشه می‌گم
‫در حد هتل ریتز کارلتون نیست،

220
00:10:08,816 --> 00:10:10,234
‫ولی از بیمارستان نرفتن بهتره.

221
00:10:10,276 --> 00:10:12,778
‫آها، خب، ولی مامان من مرده.

222
00:10:12,862 --> 00:10:15,323
‫تسلیت می‌گم.

223
00:10:15,364 --> 00:10:16,991
‫سرآشپز، خبر خوشی داریم.

224
00:10:17,033 --> 00:10:18,868
‫نتیجه آزمایش خون و ادرارت عادی بود.

225
00:10:18,909 --> 00:10:20,244
‫بعدش باید بریم ام‌آرآی.

226
00:10:20,369 --> 00:10:22,913
‫ام‌آرآی؟ بی‌خیال.
‫من دیگه نیستم. خب؟

227
00:10:22,997 --> 00:10:24,582
‫به ولف بگین یه سر بیاد رستوران.

228
00:10:24,665 --> 00:10:26,584
‫زنده یا مرده‌ام اون‌جاست.

229
00:10:30,212 --> 00:10:33,382
‫واقعا مشکل وخیمی داره.

230
00:10:33,424 --> 00:10:35,259
‫فقط سوختگی نیست.

231
00:10:35,384 --> 00:10:37,261
‫اخیرا مشکل هماهنگی هم داشته.

232
00:10:37,345 --> 00:10:40,097
‫پریروز یه سینی دسر رو
‫تو آشپزخونه...

233
00:10:40,181 --> 00:10:42,141
‫انداخت زمین،
‫اما چنین اتفاقی سابقه نداره.

234
00:10:42,224 --> 00:10:45,770
‫از اطلاعاتت ممنونیم،
‫ولی خودش نمی‌خواد درمان بشه.

235
00:10:45,853 --> 00:10:47,355
‫مگه این که خودت بتونی قانعش کنی.

236
00:10:47,396 --> 00:10:48,898
‫تقریبا مطمئنم ترجیح می‌ده
‫پوشک بزرگسال بپوشه...

237
00:10:48,939 --> 00:10:49,982
‫اما اینجا نمونه.

238
00:10:50,066 --> 00:10:52,610
‫ولی ببینم چیکار می‌تونم بکنم.

239
00:10:55,446 --> 00:10:58,074
‫چرا یکی باید جونش رو به خطر بندازه،

240
00:10:58,115 --> 00:10:59,367
‫فقط چون دکتر ولف اینجا نیست
‫که معاینه‌اش کنه؟

241
00:10:59,367 --> 00:11:00,993
‫می‌شه یکی این منطق رو
‫برام توضیح بده؟

242
00:11:01,077 --> 00:11:02,536
‫اگه می‌تونستیم با جانی...

243
00:11:02,578 --> 00:11:04,163
‫صادق باشیم، خیلی راحت‌تر می‌شد.

244
00:11:04,205 --> 00:11:07,124
‫هیچ‌کس نمی‌خواد بشنوه
‫دکترش تو آسایشگاه روانیه.

245
00:11:07,208 --> 00:11:08,959
‫ببخشید، ولی راست می‌گم.

246
00:11:09,502 --> 00:11:13,547
‫من یه‌بار خودم رو
‫تو آسایشگاه روانی بستری کردم.

247
00:11:14,215 --> 00:11:16,884
‫حالم خیلی بد بود
‫و واسه امتحانات تخصصی می‌خوندم.

248
00:11:16,967 --> 00:11:19,095
‫نیاز داشتم از زندگی فاصله بگیرم.

249
00:11:19,220 --> 00:11:20,554
‫دینا، من نمی‌دونستم.

250
00:11:20,596 --> 00:11:22,139
‫آره، گمون کنم
‫تعریف نمی‌کنم...

251
00:11:22,223 --> 00:11:25,101
‫آخه هنوز یه‌کم بابت شرمم می‌شه.

252
00:11:25,142 --> 00:11:28,562
‫اون سه روز بیشترین احساس تنهایی رو
‫به عمرم کرده بودم.

253
00:11:28,604 --> 00:11:30,815
‫منظورم اینه
‫که قطعا واسه ولف راحت نیست.

254
00:11:32,817 --> 00:11:35,277
‫هر بار جف سر می‌زنه،

255
00:11:35,319 --> 00:11:37,571
‫با خودم می‌گم شاید این‌بار
‫دخترمون رو بیاره.

256
00:11:37,655 --> 00:11:39,949
‫هیچ‌وقت نمیاره.

257
00:11:40,032 --> 00:11:41,784
‫شخصا گمون می‌کنم
‫واسه دختر هشت‌ساله...

258
00:11:41,826 --> 00:11:43,452
‫یه‌کم بیشتر آسیب‌زاست
‫که فرض کنه...

259
00:11:43,494 --> 00:11:45,579
‫مادرش مدام تنهاش می‌ذاره
‫و می‌ره «تعطیلات.»

260
00:11:45,621 --> 00:11:48,916
‫شاید پرسنل بتونن قبل از ترخیصم
‫برنزه‌ام کنن.

261
00:11:48,958 --> 00:11:51,836
‫این‌جوری یه روزی تو روان‌کاوی
‫موضوع صحبت خوبی داره.

262
00:11:53,879 --> 00:11:55,256
‫مرسی روبی.

263
00:11:55,297 --> 00:11:58,008
‫تو چی الیور؟

264
00:11:58,092 --> 00:12:00,803
‫می‌خوام امروز سوگند سکوتت رو بشکنی؟

265
00:12:00,886 --> 00:12:02,304
‫نه.

266
00:12:02,430 --> 00:12:03,723
‫اِم...

267
00:12:03,764 --> 00:12:06,434
‫زمانم رو به کسی می‌دم
‫که نیاز داره.

268
00:12:06,475 --> 00:12:09,186
‫یا شاید بتونیم راجع به عقده برتریت
‫صحبت کنیم.

269
00:12:09,270 --> 00:12:11,147
‫بی‌شوخی، کی می‌خواد
‫از این رفتار که جاش اینجا نیست...

270
00:12:11,188 --> 00:12:12,314
‫دست برداره؟

271
00:12:12,356 --> 00:12:14,108
‫جای هیچ‌کدوممون اینجا نیست.

272
00:12:14,191 --> 00:12:16,152
‫هادسون اوکس مردم رو
‫بر خلاف میلشون حبس می‌کنه.

273
00:12:16,193 --> 00:12:19,321
‫درسته امروز سوفیا حبس شده.
‫اما ممکنه فردا هرکدوممون حبس بشیم.

274
00:12:19,447 --> 00:12:21,532
‫خیلی‌خب، آخرین آسایشگاه روانی
‫که من توش بودم،

275
00:12:21,615 --> 00:12:24,869
‫بعد از ۷۲ ساعت ترخیصم کرد
‫آخه به تختم نیاز داشتن.

276
00:12:24,952 --> 00:12:27,288
‫رفتم خونه و یه شیشه قرص رو قورت دادم.

277
00:12:27,329 --> 00:12:29,999
‫در نتیجه، خیلی خوشحالم که اینجام...

278
00:12:30,040 --> 00:12:32,334
‫و بالاخره مراقبت درازمدت پیدا کردم.

279
00:12:32,376 --> 00:12:36,338
‫یه ماه پیش نمی‌تونستم
‫از تختم بلند بشم، اما الان...

280
00:12:36,380 --> 00:12:38,299
‫وقتی بیدار می‌شم
‫خوشحالم که زنده‌ام.

281
00:12:42,678 --> 00:12:43,888
‫ببخشید.

282
00:12:45,014 --> 00:12:47,141
‫به نظرم نقطه پایان خوبیه.

283
00:12:47,892 --> 00:12:50,144
‫تا فردا دوستان.

284
00:13:00,946 --> 00:13:04,366
‫به نظرم نگرانیت واسه سوفیا
‫تحسین‌برانگیزه.

285
00:13:04,408 --> 00:13:06,202
‫مطمئنم مایله تو رو ببینه...

286
00:13:06,327 --> 00:13:08,204
‫و یه سری از افکارش رو بهت بگه.

287
00:13:08,245 --> 00:13:14,126
‫چطوره امشب که دارم می‌رم
‫اتاق منفرد رو باز کنم؟

288
00:13:14,210 --> 00:13:16,378
‫کمکتون کنم هم‌سو بشین.

289
00:13:23,844 --> 00:13:25,387
‫- دمت گرم.
‫- تا طبقه چهار رفتم بالا.

290
00:13:25,513 --> 00:13:28,224
‫- واقعا؟ خیلی سخته.
‫- بعد از یه روز کار سخته.

291
00:13:28,349 --> 00:13:29,558
‫وای.

292
00:13:29,600 --> 00:13:32,144
‫اگه اینجا استندآپ کمدی
‫اجرا می‌کنن،

293
00:13:32,186 --> 00:13:33,729
‫ما دیگه دوست نیستیم.

294
00:13:33,771 --> 00:13:35,731
‫من به اندازه کافی دوست دارم.

295
00:13:46,784 --> 00:13:48,077
‫زن!

296
00:13:48,118 --> 00:13:49,745
‫زن!

297
00:13:49,829 --> 00:13:52,998
‫زن!

298
00:13:53,082 --> 00:13:54,750
‫هیچ‌کدومتون نمی‌دونین
‫اشاره به چی داره؟

299
00:13:57,336 --> 00:13:58,754
‫پس نمی‌دونین.

300
00:13:58,879 --> 00:14:01,382
‫خیلی‌خب، ممنون که همگی
‫امشب اومدین اینجا.

301
00:14:01,423 --> 00:14:02,883
‫خطاب به تازه‌واردان بگم،

302
00:14:02,925 --> 00:14:04,885
‫من این دورهمی رو آغاز کردم
‫تا ما پرسنل...

303
00:14:04,927 --> 00:14:08,013
‫بیمارستان برانکس بتونیم
‫تو جامعه صحبت کنیم...

304
00:14:08,097 --> 00:14:10,307
‫و حرف دلمون رو بزنیم.

305
00:14:10,391 --> 00:14:13,769
‫پس چطوره خودم شروع کنم؟

306
00:14:13,811 --> 00:14:17,898
‫من پریروز بچه‌ای رو درمان کردم
‫که از پنوموتوراکس رنج می‌برد.

307
00:14:17,982 --> 00:14:20,150
‫لوله سینه‌اش رو طبق معمول گذاشتم.

308
00:14:20,234 --> 00:14:21,610
‫یهو شرایط پیچیده شد...

309
00:14:21,694 --> 00:14:23,821
‫و چند لحظه خیال کردم...

310
00:14:23,904 --> 00:14:25,322
‫بچه به همون خاطر می‌میره.

311
00:14:25,406 --> 00:14:26,657
‫البته اون مشکل رو هم...

312
00:14:26,740 --> 00:14:28,158
‫خیلی زود حل کردم.

313
00:14:28,242 --> 00:14:29,618
‫بچه و والدینش رفتن خونه.

314
00:14:29,702 --> 00:14:30,995
‫مطمئنم روال عادی زندگیشون رو
‫انجام دادن.

315
00:14:31,078 --> 00:14:34,331
‫رفتن حموم، خوابیدن.

316
00:14:34,415 --> 00:14:36,417
‫اصلا نفهمیدن یه ثانیه کوتاه بود...

317
00:14:36,458 --> 00:14:40,671
‫که چیزی نمونده بود زندگی
‫حوصله‌سربر ازشون گرفته بشه.

318
00:14:40,754 --> 00:14:44,967
‫اما من می‌دونستم
‫و اصلا از ذهنم بیرون نمی‌رفت.

319
00:14:45,009 --> 00:14:49,179
‫ولی می‌دونم صحبت راجع بهش به درد می‌خوره.

320
00:14:49,221 --> 00:14:50,556
‫- آره.
‫- درسته.

321
00:14:50,598 --> 00:14:52,474
‫ممنون که گذاشتین
‫صحبت کنم.

322
00:15:05,821 --> 00:15:08,657
‫الیور خیلی خوشحال می‌شه
‫چهره آشنا ببینه.

323
00:15:08,741 --> 00:15:10,242
‫تو اولین ملاقاتیش هستی.

324
00:15:15,539 --> 00:15:17,666
‫مرسی.
‫خودم می‌تونم برم.

325
00:15:27,301 --> 00:15:28,802
‫دکتر ولف.

326
00:15:30,554 --> 00:15:32,014
‫سلام.

327
00:15:32,139 --> 00:15:33,349
‫اریکا.

328
00:15:33,390 --> 00:15:35,684
‫عه! هه! سلام!

329
00:15:35,768 --> 00:15:37,978
‫سلام.

330
00:15:38,062 --> 00:15:39,521
‫اِم...

331
00:15:39,563 --> 00:15:41,690
‫به دفترم خوش اومدی.

332
00:15:43,150 --> 00:15:44,568
‫بفرما.

333
00:15:45,444 --> 00:15:47,738
‫امیدوارم عیبی نداشته باشه
‫که من اومدم اینجا.

334
00:15:47,863 --> 00:15:50,199
‫دکتر پیرس گفت بهتره
‫بهتون زمان بدیم.

335
00:15:50,240 --> 00:15:52,326
‫اما من رو که می‌شناسین،
‫گاهی عجول می‌شم.

336
00:15:52,409 --> 00:15:56,163
‫حالا که حرفش شد، یکی از بیماران
‫قدیمیتون امروز اومده بود.

337
00:15:56,205 --> 00:15:58,999
‫نمی‌خواست کسی جز دکتر ولف
‫درمانش کنه.

338
00:15:59,041 --> 00:16:00,751
‫خیلی ناراحت شد...

339
00:16:00,834 --> 00:16:02,836
‫و بعدش شلوارش رو خیس کرد.

340
00:16:02,878 --> 00:16:04,713
‫سرآشپز جانی تانگ براتون آشناست؟

341
00:16:04,755 --> 00:16:08,550
‫جانی بیشتر دوستمه.
‫مامانش بیمارم بود.

342
00:16:08,592 --> 00:16:09,802
‫ام‌اس داشت.

343
00:16:09,885 --> 00:16:11,220
‫علی‌رغم دارو
‫و باقی درمان‌ها...

344
00:16:11,261 --> 00:16:12,346
‫پیشرفت وخیمی داشت.

345
00:16:12,429 --> 00:16:14,682
‫چند سال پیش از دنیا رفت.

346
00:16:15,349 --> 00:16:17,768
‫خب، یعنی بی‌اختیاری ادرار داره؟

347
00:16:17,893 --> 00:16:19,520
‫باقی علائمش چیه؟

348
00:16:19,561 --> 00:16:22,231
‫نوروپاتی محیطی خیلی شدیدی داره.

349
00:16:22,356 --> 00:16:24,566
‫دستش چند سوختگی درجه دو داشت.
‫اصلا حسشون نمی‌کرد.

350
00:16:24,608 --> 00:16:27,236
‫آزمایش‌هاش تا الان عادی بودن،
‫ولی الان با خودم می‌گم...

351
00:16:27,277 --> 00:16:29,029
‫الگوی ارثیش ساده نیست،

352
00:16:29,071 --> 00:16:30,739
‫اما بیماری مادرش تا حدی...

353
00:16:30,864 --> 00:16:31,907
‫خطر ام‌اس خودش رو
‫افزایش می‌ده.

354
00:16:31,949 --> 00:16:33,701
‫به معاینه‌اش می‌ارزه.

355
00:16:33,784 --> 00:16:36,745
‫خب، تنها مشکل اینجاست
‫که قبول نمی‌کنه تو بیمارستان بمونه.

356
00:16:36,829 --> 00:16:38,914
‫ای بابا.
‫گاهی خیلی کله‌شق می‌شه.

357
00:16:38,956 --> 00:16:42,876
‫اما علائمش نگران‌کننده‌ان.

358
00:16:42,918 --> 00:16:44,545
‫اگه من اینجا نبودم،

359
00:16:44,628 --> 00:16:47,214
‫یه سر بهش می‌زدم
‫و تو محیط کاریش مشاهده‌اش می‌کردم.

360
00:16:47,256 --> 00:16:51,385
‫همین کافیه.
‫من می‌تونم برم و بهتون خبر بدم.

361
00:16:52,636 --> 00:16:54,054
‫عالیه.

362
00:16:54,096 --> 00:16:55,723
‫شب به خیر الیور.

363
00:16:57,057 --> 00:16:58,809
‫اِم... شب به خیر.

364
00:17:02,396 --> 00:17:04,565
‫اِم...

365
00:17:04,648 --> 00:17:06,233
‫مگه این که...

366
00:17:06,316 --> 00:17:08,402
‫می‌شه... می‌شه...
‫می‌شه تو پارکینگ منتظرم بمونی؟

367
00:17:08,485 --> 00:17:09,778
‫الان فرصت دارم
‫سوفیا رو نجات بدم...

368
00:17:09,903 --> 00:17:11,071
‫و باید همین الان اقدام کنم.

369
00:17:11,113 --> 00:17:12,573
‫یه ماشین فرار لازم دارم.

370
00:17:12,614 --> 00:17:13,991
‫ماشین رو روشن بذار.

371
00:17:17,202 --> 00:17:18,787
‫من با اتوبوس اومدم.

372
00:17:20,205 --> 00:17:22,332
‫[اتاق منفرد]
‫[بی۱۳۰]

373
00:17:24,418 --> 00:17:26,420
‫سوفیا.
‫پرونده‌ات رو گیر آوردم.

374
00:17:26,462 --> 00:17:28,297
‫می‌دونم کارت عبور از کجا گیر بیارم.
‫باید از اینجا بریم.

375
00:17:28,380 --> 00:17:31,592
‫نه. وقتی از اینجا بری،
‫باید بدون من بری.

376
00:17:31,675 --> 00:17:34,178
‫آملیا این رو بهت گفته؟

377
00:17:34,261 --> 00:17:36,430
‫من بیمارهام رو تنها نمی‌ذارم.

378
00:17:36,472 --> 00:17:37,973
‫الی، دوباره پرونده رو ببین.

379
00:17:44,271 --> 00:17:45,898
‫[هادسون اوکس]
‫[نام خانوادگی: ولف]

380
00:17:47,524 --> 00:17:48,817
‫[هادسون اوکس]
‫[الیور اس ولف]

381
00:17:49,818 --> 00:17:50,861
‫[هادسون اوکس]
‫[نام خانوادگی: ولف]

382
00:17:52,237 --> 00:17:54,615
‫باید صحبت کنیم.

383
00:18:00,621 --> 00:18:03,207
‫همه‌چی کتبی ثبت شده.
‫من توئم. تو منی.

384
00:18:03,332 --> 00:18:04,708
‫نه، تو واقعی‌ای.

385
00:18:04,792 --> 00:18:06,001
‫به کارول گفتم اینجایی.

386
00:18:06,126 --> 00:18:07,503
‫واسه همین من رو آورد اینجا.

387
00:18:07,586 --> 00:18:09,338
‫دکتر پیرس بیچاره.
‫مجبور بود باهات راه بیاد.

388
00:18:09,463 --> 00:18:11,173
‫فقط می‌خواد بهتر بشی.

389
00:18:13,342 --> 00:18:15,511
‫اما تو وارد واحد بابام شدی.

390
00:18:15,636 --> 00:18:17,846
‫چون تو نیاز داشتی بیام.

391
00:18:17,846 --> 00:18:19,848
‫یادته به دکتر پورتر چی گفته بودی؟

392
00:18:19,890 --> 00:18:22,810
‫ترومای پردازش‌نشده
‫ممکنه آدم رو از پا در بیاره.

393
00:18:22,851 --> 00:18:24,895
‫از کجا می‌دونی
‫این رو بهش گفتم؟

394
00:18:24,978 --> 00:18:28,023
‫از زمین به الیور...
‫ما یه نفریم.

395
00:18:28,065 --> 00:18:31,985
‫ببین، پدرت بهت حس
‫بی‌ارزشی داده بود.

396
00:18:32,027 --> 00:18:34,571
‫واسه همین چیزی ساختی...

397
00:18:34,696 --> 00:18:36,740
‫عبارت علمیش چی بود؟
‫تو پرونده نوشته.

398
00:18:37,908 --> 00:18:39,701
‫توهم محافظ شاختی.

399
00:18:39,701 --> 00:18:41,829
‫آره. درسته.

400
00:18:41,870 --> 00:18:45,374
‫بیماری از خودت در آوردی
‫که بتونی نجات بدی.

401
00:18:45,374 --> 00:18:47,835
‫به من نیاز داشتی
‫تا احساس کنی ارزشمندی.

402
00:18:47,918 --> 00:18:51,547
‫واسه فرار بهم نیاز داشتی.

403
00:18:51,588 --> 00:18:53,966
‫واسه رها کردن بهم نیاز داشتی.

404
00:18:54,007 --> 00:18:56,510
‫واسه رویارویی با گذشته‌ات
‫بهم نیاز داشتی.

405
00:18:56,593 --> 00:19:00,639
‫بیش از هر چیز،
‫واسه کمک گرفتن بهم نیاز داشتی.

406
00:19:05,853 --> 00:19:09,189
‫گریه نکن الی.
‫تجربه واقعی بود.

407
00:19:09,273 --> 00:19:12,359
‫کلمات مناسبی انتخاب نکردم.
‫ولی متوجه منظورم می‌شی.

408
00:19:12,401 --> 00:19:14,153
‫من بدون تو اینجا نمی‌مونم.

409
00:19:14,194 --> 00:19:15,445
‫طبق نقشه پیش می‌رم.

410
00:19:15,529 --> 00:19:17,990
‫نقشه همینه.
‫جای تو اینجاست.

411
00:19:18,031 --> 00:19:21,577
‫نه، من عین اون نیستم.
‫من عین بابام نیستم.

412
00:19:21,577 --> 00:19:23,871
‫ثابت کن.

413
00:19:23,912 --> 00:19:25,539
‫بهتر شو ولف.

414
00:19:32,880 --> 00:19:35,424
‫نمی‌خوام تو بری.

415
00:19:36,466 --> 00:19:37,593
‫باید برم.

416
00:20:06,538 --> 00:20:11,418
‫پیش‌خدمت به ۳۰۳۴.
‫پیش‌خدمت به ۳۰۳۴.

417
00:20:11,460 --> 00:20:12,753
‫عه، سلام آملیا.

418
00:20:13,837 --> 00:20:15,839
‫روبی باریش داره روز به روز
‫بهتر می‌شه...

419
00:20:15,923 --> 00:20:17,341
‫و به نظرم...

420
00:20:17,424 --> 00:20:19,468
‫تا آخر هفته آماده ترخیصه.

421
00:20:19,509 --> 00:20:21,136
‫نمی‌دونم.

422
00:20:21,261 --> 00:20:24,431
‫وقتی شوهرش بستریش کرد
‫وضع خیلی بدی داشت.

423
00:20:24,473 --> 00:20:29,353
‫به نظرم الان ترخیص کردنش
‫خیلی زوده.

424
00:20:29,478 --> 00:20:31,104
‫چرا خطر کنیم؟

425
00:20:31,188 --> 00:20:34,816
‫بیا یه‌کم بیشتر اینجا
‫تحت نظر تو که کارت حرف نداره نگهش داریم.

426
00:20:34,858 --> 00:20:36,485
‫من با خانواده‌اش صحبت می‌کنم...

427
00:20:36,610 --> 00:20:39,696
‫- آسایشگاه مسدود شد.
‫- خیلی‌خب، حواست به این بخش باشه.

428
00:20:39,780 --> 00:20:41,490
‫- کد فراری.
‫- خیلی‌خب، اومدم!

429
00:20:41,531 --> 00:20:43,533
‫تکرار می‌کند، آسایشگاه مسدود شد.

430
00:20:43,617 --> 00:20:45,535
‫کد فراری، کد فراری.

431
00:20:45,619 --> 00:20:47,496
‫بریم!
‫بریم، بریم، بریمم!

432
00:20:49,665 --> 00:20:50,415
‫[خروجی]

433
00:20:51,375 --> 00:20:54,169
‫الیور، جایی نداری که بری.

434
00:20:54,878 --> 00:20:57,172
‫- بگیرینش!
‫- بیاین.

435
00:21:00,550 --> 00:21:01,677
‫نه، خواهش می‌کنم...

436
00:21:02,386 --> 00:21:03,637
‫خواهش می‌کنم این کار رو نکنین.

437
00:21:07,057 --> 00:21:09,851
‫وقتشه روراست بگیم چرا اومدی اینجا.

438
00:21:09,893 --> 00:21:11,436
‫[اتاق بیمار]
‫[سی۱۰۸]

439
00:21:11,478 --> 00:21:12,813
‫یا راجع بهش صحبت می‌کنیم،

440
00:21:12,896 --> 00:21:15,148
‫یا باز هم همین آش
‫و همین کاسه است.

441
00:21:16,066 --> 00:21:19,361
‫گفتی من رو ببندن.

442
00:21:19,403 --> 00:21:20,654
‫بهم آرام‌بخش زدین.

443
00:21:20,737 --> 00:21:22,990
‫اون‌وقت الان می‌خوای
‫سفره دلم رو برات باز کنم؟

444
00:21:23,031 --> 00:21:24,992
‫الیور، ما چاره‌ای نداشتیم.

445
00:21:27,035 --> 00:21:28,662
‫می‌دونم سخته.

446
00:21:28,745 --> 00:21:30,205
‫از تصورم خارجه که چی می‌کشی.

447
00:21:30,289 --> 00:21:32,207
‫وقتی پدرت بعد از سی سال
‫که وانمود می‌کرد مرده...

448
00:21:32,332 --> 00:21:33,834
‫پیداش شد،

449
00:21:33,917 --> 00:21:36,253
‫به نظرم کل احساسات شخصیت رو
‫تکون داد.

450
00:21:36,336 --> 00:21:38,755
‫عناصر اصلی شخصیتت رو
‫تکون داد.

451
00:21:38,839 --> 00:21:41,633
‫همه‌اش بر پایه خاطره آسیب‌زای...

452
00:21:41,717 --> 00:21:43,010
‫مرگ بابات بنا شده بود.

453
00:21:43,051 --> 00:21:45,721
‫اما بعدش فهمیدی حقیقت نداشت.

454
00:21:45,804 --> 00:21:49,057
‫به نظرم روانت اصلا توان پردازش...

455
00:21:49,182 --> 00:21:52,394
‫عظمت اون دروغ رو نداشت.

456
00:21:52,519 --> 00:21:54,354
‫اون‌جاست که پای سوفیا میاد وسط.

457
00:21:55,897 --> 00:21:58,066
‫به نظرت درست می‌گم؟

458
00:21:58,150 --> 00:22:00,444
‫سوفیا رفته.

459
00:22:02,029 --> 00:22:04,239
‫ولی نمی‌خوام راجع به این مسئله
‫با تو صحبت کنم.

460
00:22:05,407 --> 00:22:07,534
‫یه دکتر دیگه می‌خوام.

461
00:22:09,911 --> 00:22:12,122
‫مامانم به خودش زحمت نمی‌داد
‫دستور پخت بنویسه.

462
00:22:12,205 --> 00:22:15,083
‫مجبورم می‌کرد در حین آشپزی
‫با خودش یاد بگیرم.

463
00:22:15,125 --> 00:22:18,253
‫این غذای مخصوصشه.

464
00:22:18,253 --> 00:22:20,547
‫لائو سانگ تانگ مخصوص مامان.

465
00:22:20,589 --> 00:22:22,966
‫- نوش جان.
‫- ممنون سرآشپز.

466
00:22:28,638 --> 00:22:29,890
‫هوم.

467
00:22:29,931 --> 00:22:31,308
‫خوشتون نمیاد؟

468
00:22:31,600 --> 00:22:34,144
‫- نه بابا، خوشمزه است سرآشپز.
‫- دل‌انگیزه.

469
00:22:34,227 --> 00:22:35,645
‫خوبه.

470
00:22:41,568 --> 00:22:43,153
‫سرآشپز جانی آتش رو حس نکرد،

471
00:22:43,236 --> 00:22:46,448
‫اما گمون نکنم فقط همون حسش
‫از بین رفته باشه.

472
00:22:46,490 --> 00:22:49,659
‫سرآشپزیه که نمی‌تونه بچشه.

473
00:22:49,785 --> 00:22:51,787
‫هوم.

474
00:22:57,292 --> 00:22:59,795
‫خیلی‌خب، تکون نخور.

475
00:23:04,007 --> 00:23:05,801
‫دستت چطوره؟

476
00:23:05,842 --> 00:23:07,886
‫کاش می‌تونستم بگم
‫خیلی درد می‌کنه،

477
00:23:07,969 --> 00:23:10,806
‫اما درد ندارم.

478
00:23:10,847 --> 00:23:12,265
‫این ام‌اسه، مگه نه؟

479
00:23:12,307 --> 00:23:14,601
‫جانی، تازه معاینه رو شروع کردیم.

480
00:23:14,643 --> 00:23:16,269
‫هنوز نمی‌دونیم چیه.

481
00:23:16,353 --> 00:23:18,772
‫حتی اگه ام‌اس باشه،
‫داروهای مؤثر جدیدی هست.

482
00:23:18,814 --> 00:23:21,149
‫دکتر ولف هم به مامانم
‫همین رو گفته بود.

483
00:23:21,191 --> 00:23:22,651
‫همیشه یه چیزی در افق هست.

484
00:23:22,692 --> 00:23:25,112
‫اما بیماریش هیچ‌وقت
‫آروم نشد.

485
00:23:25,195 --> 00:23:27,656
‫هر بار می‌رفت مطب دکتر ولف،

486
00:23:27,781 --> 00:23:30,492
‫سعی می‌کرد نیمه پر لیوان رو
‫نشونش بده.

487
00:23:30,534 --> 00:23:32,828
‫بهش می‌گفت زندگیش
‫هنوز ارزش زندگی کردن داره.

488
00:23:32,953 --> 00:23:34,329
‫داشت؟

489
00:23:35,122 --> 00:23:37,165
‫به نظرم خودش می‌گفت داشت.

490
00:23:38,208 --> 00:23:42,212
‫چطوره پونکسیون کمری
‫و ام‌آرآی رو انجام بدیم؟

491
00:23:42,337 --> 00:23:43,672
‫به جواب برسیم.

492
00:23:45,674 --> 00:23:49,177
‫کارول، تو که روان‌پزشکی بگو...

493
00:23:49,219 --> 00:23:52,472
‫به نظرت ولف چند وقت زمان لازم داره
‫تا بتونه...

494
00:23:52,514 --> 00:23:53,682
‫برگرده سر کار؟

495
00:23:53,723 --> 00:23:55,142
‫به نظرت حالش چطور بود؟

496
00:23:55,183 --> 00:23:56,852
‫خب، راستش نمی‌دونم.

497
00:23:56,977 --> 00:23:58,562
‫هنوز نرفتم ملاقاتش.

498
00:23:58,687 --> 00:24:01,106
‫به نظرم به روند درمانش
‫کمک نمی‌کنه.

499
00:24:01,189 --> 00:24:02,732
‫فقط می‌خواستم
‫فاصله داشته باشه.

500
00:24:02,816 --> 00:24:04,860
‫نیازی نداره من عین مادرش سرک بکشم.

501
00:24:04,901 --> 00:24:06,194
‫حالا که حرف از ماریل شد...

502
00:24:06,236 --> 00:24:07,404
‫هنوز بهش نگفتم.

503
00:24:07,529 --> 00:24:09,072
‫به ولف قول دادم نمی‌گم.

504
00:24:09,197 --> 00:24:10,532
‫نمی‌تونم زیر قولم بزنم.

505
00:24:10,574 --> 00:24:13,785
‫چطور مگه؟
‫باید چیز دیگه‌ای هم بدونه؟

506
00:24:13,869 --> 00:24:15,412
‫اِم...

507
00:24:16,746 --> 00:24:18,707
‫ببخشید مزاحم شدم.
‫نتیجه...

508
00:24:18,748 --> 00:24:20,208
‫نتیجه ام‌آرآی رو آوردم...

509
00:24:20,250 --> 00:24:21,793
‫و باید باهاتون مرورشون کنم
‫دکتر نیکولز.

510
00:24:21,877 --> 00:24:23,378
‫- باشه.
‫- بعدا صحبت می‌کنیم.

511
00:24:25,839 --> 00:24:27,382
‫اِم...

512
00:24:30,760 --> 00:24:32,220
‫ممنون قربان.

513
00:24:32,220 --> 00:24:35,265
‫بیمارمون سابقه خانوادگی ام‌اس داره.

514
00:24:35,390 --> 00:24:37,392
‫یه لحظه دکتر پورتر.

515
00:24:37,434 --> 00:24:38,894
‫الو؟

516
00:24:38,935 --> 00:24:40,270
‫جاش، من هادسون اوکسم.

517
00:24:40,395 --> 00:24:41,563
‫گوشی‌ای که بهم داده بودی رو
‫ازم گرفتن.

518
00:24:41,605 --> 00:24:42,898
‫ببین، زیاد وقت نداریم.

519
00:24:42,981 --> 00:24:44,274
‫نمی‌ذارن از اینجا برم.
‫به کمکت نیاز دارم.

520
00:24:44,399 --> 00:24:45,400
‫آروم باش، آروم باش.

521
00:24:45,525 --> 00:24:47,402
‫کی گفته نمی‌تونی از اونجا بری؟

522
00:24:47,444 --> 00:24:49,571
‫اینجا افتضاحه.
‫روی هیچی کنترل ندارم، اصلا اختیار ندارم.

523
00:24:49,613 --> 00:24:51,364
‫- گوشی رو قطع کن.
‫- یه دقیقه فرصت بدین.

524
00:24:51,406 --> 00:24:52,908
‫- لطفا یه دقیقه فرصت بدین!
‫- گوشی رو قطع کن. زود باش!

525
00:24:52,949 --> 00:24:55,535
‫- ولم کنین!
‫- آروم باش!

526
00:24:55,577 --> 00:24:57,579
‫لازم نیست بیمار رو...

527
00:24:57,621 --> 00:24:58,580
‫واسه تماس تلفنی ببندیم!

528
00:24:58,705 --> 00:25:00,624
‫زود باشین دکتر ولف رو ول کنین!

529
00:25:05,629 --> 00:25:07,088
‫ممنون.

530
00:25:07,130 --> 00:25:09,216
‫اتفاقی که واسه الیور افتاده
‫خیلی غم‌انگیزه.

531
00:25:09,299 --> 00:25:10,592
‫ولی نگران نباشین.

532
00:25:10,634 --> 00:25:12,093
‫کارها بهتر از همیشه پیش می‌رن.

533
00:25:12,260 --> 00:25:13,970
‫می‌خوام بدونین این بخش اعصاب...

534
00:25:14,095 --> 00:25:15,639
‫تحت نظر اشخاص مناسبیه.

535
00:25:15,680 --> 00:25:18,225
‫[دکتر جاشوا نیکولز]
‫[رئیس بیمارستان]

536
00:25:18,266 --> 00:25:20,852
‫مطمئنم دکتر ولف خوشحال می‌شه
‫که نگرانشی.

537
00:25:20,936 --> 00:25:22,771
‫ولی بذار بهت یادآوری کنم دکتر پورتر،

538
00:25:22,812 --> 00:25:24,481
‫تو رزیدنت سال دومی...

539
00:25:24,564 --> 00:25:27,609
‫و حوزه اختیاراتت در بخش اعصاب
‫فقط در حد روپوشته.

540
00:25:28,443 --> 00:25:29,611
‫تصمیمات مدیریتی با مشورت من...

541
00:25:29,694 --> 00:25:30,862
‫و دکتر پیرس گرفته می‌شه.

542
00:25:30,904 --> 00:25:32,405
‫کاملا احترام قائلم.

543
00:25:32,447 --> 00:25:33,907
‫فقط می‌خواستم
‫واسه کمک به حرکت این کشتی...

544
00:25:33,949 --> 00:25:35,492
‫پیشنهاد رهبری خودم رو بدم.

545
00:25:35,617 --> 00:25:36,743
‫نتیجه ام‌آرآی رو بده ببینم.

546
00:25:43,250 --> 00:25:45,460
‫جانی، تو به ام‌اس مبتلا نشدی.

547
00:25:45,544 --> 00:25:48,004
‫پونکسیون کمریت کاملا عادی بود...

548
00:25:48,088 --> 00:25:50,549
‫و نتیجه ام‌آرآیت رو با دکتر نیکولز
‫بررسی کردیم.

549
00:25:50,632 --> 00:25:52,259
‫هیچ علائم ام‌اسی نداری.

550
00:25:53,927 --> 00:25:56,972
‫پس چم شده؟

551
00:25:57,013 --> 00:26:01,476
‫مرحله بعدش نوار عصب و عضله
‫و معاینه هدایت عصبیه...

552
00:26:01,601 --> 00:26:05,021
‫تا بهتر بفهمیم چرا حست رو
‫از دست دادی؟

553
00:26:05,021 --> 00:26:07,440
‫اما...

554
00:26:07,482 --> 00:26:09,985
‫ببین جانی،

555
00:26:10,026 --> 00:26:13,363
‫احیانا حوصله داری
‫بریم یه دوری بزنیم؟

556
00:26:14,823 --> 00:26:16,825
‫از دیدنت خوشحالم ولف.

557
00:26:16,866 --> 00:26:18,827
‫چند وقته هم رو ندیدیم؟

558
00:26:18,868 --> 00:26:21,162
‫ای بابا، از ختم مامان دیدار نداشتیم.

559
00:26:21,204 --> 00:26:24,833
‫ما رو باش.
‫دست‌بند بیمارستانمون سته.

560
00:26:24,916 --> 00:26:26,293
‫آدم از عرش به فرش می‌رسه.

561
00:26:26,334 --> 00:26:29,754
‫عذر می‌خوام که مجبور شدی بیای اینجا.

562
00:26:29,838 --> 00:26:31,548
‫عذرخواهی نکن.

563
00:26:31,631 --> 00:26:34,175
‫من چند دوستم رو که خجالت می‌کشیدن
‫کمک بگیرن از دست دادم.

564
00:26:34,217 --> 00:26:35,844
‫نمی‌خوام یکی دیگه رو
‫هم از دست بدم.

565
00:26:35,885 --> 00:26:39,014
‫اینجا بودن شجاعت زیادی می‌خواد دکتر ولف.

566
00:26:39,055 --> 00:26:41,308
‫احتمالا خوردن این غذا هم
‫شجاعت زیادی می‌خواد.

567
00:26:41,349 --> 00:26:44,686
‫غیرانسانیه.

568
00:26:44,728 --> 00:26:46,521
‫شاید وقتی ترخیص شدم
‫بتونی برام شام درست کنی؟

569
00:26:46,563 --> 00:26:48,690
‫خب، جوانه چشاییم عین سابق نیست.

570
00:26:48,732 --> 00:26:50,483
‫خب، مطمئنم این‌جوری...

571
00:26:50,525 --> 00:26:53,320
‫ارتباطت با مامانت دقیق‌تر می‌شه.

572
00:26:53,361 --> 00:26:57,407
‫بعد از فوت مامانم،
‫تا چند هفته نمی‌تونستم غذا بخورم.

573
00:26:57,532 --> 00:27:00,827
‫سوگ حفره‌ای تو گودال شکمم
‫ایجاد کرده بود.

574
00:27:00,869 --> 00:27:03,121
‫مردم متوجه نمی‌شن که سوگ...

575
00:27:03,204 --> 00:27:04,706
‫علائم جسمانی زیادی داره.

576
00:27:04,748 --> 00:27:06,750
‫اولش حس می‌کردم
‫مال خودم روانیه...

577
00:27:06,833 --> 00:27:09,085
‫مثلا الان فقط اگه
‫تو قابلمه سرامیکی...

578
00:27:09,210 --> 00:27:10,211
‫قدیمی مامانم آشپزی کنم
‫می‌تونم بخورمش.

579
00:27:10,337 --> 00:27:12,881
‫صبحانه، ناهار، شام.

580
00:27:12,964 --> 00:27:15,091
‫اون همه سوپ و خوراکی
‫که بهم یاد داده بود.

581
00:27:16,509 --> 00:27:17,802
‫واقعا کمکم کرد.

582
00:27:17,886 --> 00:27:20,013
‫تا این که یه روز
‫همه‌چی بی‌مزه شد.

583
00:27:20,722 --> 00:27:22,682
‫تقریبا چند وقت پیش؟

584
00:27:22,724 --> 00:27:25,226
‫حدود سه هفته پیش.

585
00:27:25,268 --> 00:27:27,312
‫از بین رفتن چشایی
‫اولین علائمت بود؟

586
00:27:27,395 --> 00:27:31,107
‫نه. متوجه شدم هماهنگیم
‫دچار مشکل شده.

587
00:27:31,232 --> 00:27:33,234
‫نمی‌تونستم با سرعت سابق خرد کنم.

588
00:27:33,276 --> 00:27:35,945
‫دیدم تار می‌شد.
‫ذهنم خیلی محو می‌شد.

589
00:27:37,155 --> 00:27:40,283
‫دستور پخت‌های ابداعی خودم
‫راحت یادم نمی‌اومد.

590
00:27:41,284 --> 00:27:45,288
‫اما وقتی حس چشایی
‫و بویاییم از بین رفت،

591
00:27:45,413 --> 00:27:47,624
‫عین یه مرگ دیگه می‌مون.

592
00:27:49,459 --> 00:27:51,127
‫پوچی کامل بود.

593
00:27:52,462 --> 00:27:56,591
‫انگار کل حس‌هام از بین رفته بودن.

594
00:27:57,550 --> 00:27:58,718
‫انگار...

595
00:27:58,760 --> 00:28:03,264
‫انگار میل زندگیم از بین رفته بود.

596
00:28:11,147 --> 00:28:13,775
‫- جانی.
‫- کد آبی!

597
00:28:14,651 --> 00:28:16,820
‫یکی زود ده میلی‌گرم دیازپام برام بیاره.

598
00:28:16,945 --> 00:28:19,864
‫باید مجرای تنفسیش رو باز کنیم.
‫حمله‌اش ممکنه باعث هیپوکسی بشه.

599
00:28:19,948 --> 00:28:22,158
‫ما همین‌جاییم جانی.
‫ما همین‌جاییم.

600
00:28:29,749 --> 00:28:31,292
‫[سوگیری لنگر انداختن]

601
00:28:31,334 --> 00:28:33,253
‫سوگیری لنگر انداختن.

602
00:28:33,294 --> 00:28:35,004
‫مادر بیمارم ام‌اس داشت،

603
00:28:35,088 --> 00:28:38,925
‫در نتیجه اشتباهش همین بود
‫که خودبه‌خود لنگر انداخت...

604
00:28:38,967 --> 00:28:40,552
‫و علائم خودش رو
‫به اختلالات میلین‌زدا...

605
00:28:40,635 --> 00:28:41,928
‫نسبت داد.

606
00:28:42,011 --> 00:28:43,471
‫دلیل اصلی...

607
00:28:43,596 --> 00:28:45,432
‫پیشرفت شدید نوروپاتی،

608
00:28:45,473 --> 00:28:47,976
‫بی‌اختیاری،
‫از بین رفتن هماهنگی،

609
00:28:48,101 --> 00:28:51,688
‫از دست رفتن چشایی
‫با تصویربرداری عصبی عادی چیه؟

610
00:28:52,981 --> 00:28:54,441
‫سوهاضمه.

611
00:28:54,524 --> 00:28:56,192
‫التهاب؟

612
00:28:56,276 --> 00:28:58,069
‫آره روبی.
‫تغییرات التهابی.

613
00:28:58,111 --> 00:28:59,863
‫ذهن من هم به همین سمت رفت.

614
00:28:59,904 --> 00:29:02,282
‫البته به نظرم الان
‫فقط توهم التهابه.

615
00:29:02,323 --> 00:29:04,159
‫نقاب چیز دیگه‌ای زده.

616
00:29:04,242 --> 00:29:05,326
‫وقتی جانی دچار حمله شد...

617
00:29:05,368 --> 00:29:07,495
‫و دهنش رو باز کردم
‫تا از مجرای تنفسیش محافظت کنم،

618
00:29:07,620 --> 00:29:11,374
‫متوجه شدم که انگار لثه‌اش ملتهب شده.

619
00:29:11,458 --> 00:29:13,710
‫به‌خاطر باکتری نبود...
‫اِم...

620
00:29:13,793 --> 00:29:15,962
‫- نگاه نکن!
‫- عه. ببخشید.

621
00:29:16,045 --> 00:29:18,381
‫نه. نگاه نکن.

622
00:29:20,467 --> 00:29:21,176
‫[جدول تناوبی]

623
00:29:21,217 --> 00:29:22,969
‫هشتاد و دو.

624
00:29:23,052 --> 00:29:24,763
‫بلکه به‌خاطر سربه.

625
00:29:24,846 --> 00:29:27,891
‫لثه جانی علائم
‫مسمومیت سربی داره...

626
00:29:27,932 --> 00:29:30,810
‫و همین می‌تونه دلیل
‫باقی علائم عصبیش باشه.

627
00:29:30,810 --> 00:29:34,898
‫رایج‌ترین منشأ سرب تو آشپزخونه هم...

628
00:29:36,900 --> 00:29:39,402
‫قابلمه ارثی با روکش سربیه.

629
00:29:40,320 --> 00:29:42,572
‫اِم... دکتر؟

630
00:29:43,531 --> 00:29:44,866
‫می‌شه از تلفن استفاده کنم؟

631
00:29:44,908 --> 00:29:47,702
‫داری اجازه می‌گیری؟

632
00:29:47,744 --> 00:29:49,496
‫پیشرفت کردی دکتر.

633
00:29:49,537 --> 00:29:50,747
‫بفرما.

634
00:29:52,248 --> 00:29:54,083
‫دکتر ولف، واقعا جونش رو نجات دادین.

635
00:29:54,167 --> 00:29:55,877
‫همین الان اون آزمایش‌ها رو می‌گیریم.

636
00:29:55,960 --> 00:29:59,923
‫کینی، همین الان داشتم
‫با دکتر فردریک حرف می‌زدم.

637
00:30:00,006 --> 00:30:03,510
‫تو جانی تانگ رو بردی هادسون اوکس
‫ملاقات دکتر ولف...

638
00:30:03,593 --> 00:30:06,346
‫و اونجا وسط آسایشگاه روانی
‫دچار حمله شد؟

639
00:30:06,387 --> 00:30:08,681
‫از انصاف نگذریم، جانی الان برگشته
‫و داره بهتر می‌شه.

640
00:30:08,765 --> 00:30:09,891
‫متوجه نمی‌شم مشکلش کجاست.

641
00:30:09,933 --> 00:30:11,184
‫ولف هنوز رئیس ماست،

642
00:30:11,226 --> 00:30:12,435
‫حتی وقتی تو آسایشگاه روانی باشه.

643
00:30:12,519 --> 00:30:14,062
‫ضمنا، ملاقات باهاش نتیجه داد.

644
00:30:14,103 --> 00:30:17,398
‫ولف می‌خواد از جانی آزمایش
‫مسمومیت سرب بگیریم.

645
00:30:17,440 --> 00:30:19,692
‫- کل علائمش هم‌خونی دارن.
‫- این کار غیرقابل‌قبوله.

646
00:30:19,734 --> 00:30:21,069
‫بسه چارلی.

647
00:30:21,152 --> 00:30:23,196
‫حتی مشکلت ملاقاتم با ولف نیست.

648
00:30:23,238 --> 00:30:24,823
‫مشکلت اینه که بالاخره فهمیدی...

649
00:30:24,906 --> 00:30:27,742
‫کل عمرت از کسی متنفر بودی...

650
00:30:27,784 --> 00:30:29,744
‫که اصلا حقش این نبود.

651
00:30:34,290 --> 00:30:35,875
‫آره.

652
00:30:39,879 --> 00:30:41,214
‫سیلوا، شیفتت کی تموم می‌شه؟

653
00:30:41,297 --> 00:30:43,800
‫واقعا ممنون می‌شم یکی باهام
‫گلویی تازه کنه.

654
00:30:43,883 --> 00:30:46,511
‫تقریبا یه ساعت دیگه.
‫ولی دیگه مک‌سورلی نمیام.

655
00:30:46,594 --> 00:30:48,930
‫اونجا کلی داداچی‌های امور مالی هستن.

656
00:30:50,723 --> 00:30:54,394
‫دکتر نیکولز، شما فراتر از انتظار
‫همه ما عمل کردین.

657
00:30:54,477 --> 00:30:56,020
‫خرج پایین اومده.

658
00:30:56,104 --> 00:30:57,772
‫میزان رضایت بیماران افزایش یافته.

659
00:30:57,856 --> 00:31:01,901
‫در نشتی کربن مونوکسید هم
‫از فاجعه عظیمی جلوگیری کردی.

660
00:31:01,985 --> 00:31:04,779
‫چی بگم؟
‫تو بیمارستان عمومی برانکس اصلا آروم نداریم.

661
00:31:04,863 --> 00:31:07,782
‫حالا که بحث بخش‌های مهم شد...

662
00:31:07,824 --> 00:31:11,160
‫فهرست گزینه‌های جایگزینی
‫دکتر ولف رو آماده کردین؟

663
00:31:12,829 --> 00:31:15,415
‫نکردم.

664
00:31:15,456 --> 00:31:16,916
‫قصد هم ندارم آماده کنم.

665
00:31:17,750 --> 00:31:20,795
‫درسته، ولف دچار مشکل شده،
‫اما موقتیه.

666
00:31:20,837 --> 00:31:22,505
‫خوب می‌شه
‫و تضمین می‌کنم...

667
00:31:22,589 --> 00:31:24,048
‫وقتی برگرده دکتر بهتری می‌شه.

668
00:31:24,090 --> 00:31:26,593
‫هیچ‌یک از حضار این سالن،
‫هیچ پزشکی در هیچ‌جا...

669
00:31:26,676 --> 00:31:28,595
‫از مشکل الیور مصون نیست.

670
00:31:28,636 --> 00:31:30,138
‫ممکن بود سر هرکدوممون بیاد.

671
00:31:30,263 --> 00:31:31,806
‫یکی از دکترهامون داره کمک می‌گیره،

672
00:31:31,890 --> 00:31:35,101
‫کمکی که بهش نیاز داره،
‫کمکی که بیمارانمون رو تشویق می‌کنیم بگیرن.

673
00:31:35,143 --> 00:31:37,312
‫چرا این مسئله خیلی‌هامون رو اذیت می‌کنه؟

674
00:31:37,395 --> 00:31:39,856
‫چون ازمون انتظار می‌ره
‫شکست‌ناپذیر باشیم؟

675
00:31:40,940 --> 00:31:42,650
‫اگه اخراجش کنیم،

676
00:31:42,692 --> 00:31:44,694
‫هدف اصلی خودمون رو
‫ننگین می‌کنیم.

677
00:31:44,736 --> 00:31:48,489
‫دندان‌پزشکی رو که دندونش سوراخ بشه
‫اخراج نمی‌کنن.

678
00:31:48,531 --> 00:31:52,493
‫تحت نظر من، دکتر ولف
‫رئیس بخش اعصاب می‌مونه.

679
00:31:52,619 --> 00:31:54,704
‫فرد مناسب این کاره.

680
00:31:54,746 --> 00:31:57,332
‫دکتر خیلی نادریه
‫که بیش از همه ما روی هم...

681
00:31:57,457 --> 00:31:59,375
‫به بیمارانش اهمیت می‌ده.

682
00:32:01,461 --> 00:32:06,049
‫اگه این نظرم باعث بشه
‫رئیس نمونم، خب...

683
00:32:08,885 --> 00:32:10,053
‫عیبی نداره.

684
00:32:11,638 --> 00:32:14,307
‫البته من متوجهم
‫گاهی اوقات...

685
00:32:14,349 --> 00:32:17,393
‫باید این بیمارستان رو
‫به دکترهاش ارجح بدونیم.

686
00:32:19,020 --> 00:32:20,271
‫در همین راستا،

687
00:32:20,355 --> 00:32:21,898
‫مایلم روند لغو رزیدنسی...

688
00:32:21,981 --> 00:32:24,817
‫دکتر چارلی پورتر رو آغاز کنم.

689
00:32:26,027 --> 00:32:27,528
‫سرآشپز، خبر خوشی داریم.

690
00:32:27,612 --> 00:32:28,863
‫ولف درست می‌گفت.

691
00:32:28,947 --> 00:32:31,574
‫آزمایش خونت
‫مسمومیت سرب رو تأیید کرد.

692
00:32:31,658 --> 00:32:34,535
‫حالا که این اختلال رو تشخیص دادیم،
‫کاملا قابل درمانه.

693
00:32:34,577 --> 00:32:36,329
‫حتی حس بویایی و چشاییتون
‫باید با درمانی...

694
00:32:36,371 --> 00:32:38,081
‫به نام سرم چنگالش برگرده.

695
00:32:38,164 --> 00:32:39,791
‫عین آهن‌ربای سرب
‫تو جریان خونه.

696
00:32:39,874 --> 00:32:42,502
‫نمی‌دونم چی بگم.

697
00:32:42,543 --> 00:32:43,711
‫ممنون.

698
00:32:43,836 --> 00:32:45,880
‫ممکنه باز هم تکرار بشه؟

699
00:32:45,922 --> 00:32:47,548
‫می‌دونین از کجا مسمومیت سربی
‫پیدا کرده؟

700
00:32:47,590 --> 00:32:50,885
‫گمون کنیم به‌خاطر قابلمه
‫سرامیکی مادرش باشه.

701
00:32:51,010 --> 00:32:53,638
‫احتمالا روکشش سرب داره
‫و گاهی به مرور زمان...

702
00:32:53,721 --> 00:32:56,015
‫به مسمومیت سرب منجر می‌شه.

703
00:32:56,057 --> 00:32:58,559
‫مخصوصا اگه به کرات
‫توش آشپزی کرده باشین.

704
00:32:58,601 --> 00:33:00,561
‫تنها راه ارتباطم باهاشه.

705
00:33:00,645 --> 00:33:02,063
‫گمون نکنم.

706
00:33:02,105 --> 00:33:04,107
‫جانی، می‌دونم رها کردن...

707
00:33:04,190 --> 00:33:05,608
‫چیزی که دوستش داریم
‫اشتباه جلوه می‌کنه،

708
00:33:05,692 --> 00:33:08,361
‫ولی اگه رهاش نکنیم،
‫سوگ آروم‌آروم ما رو در بر می‌گیره.

709
00:33:08,444 --> 00:33:10,196
‫در این مورد،
‫ممکن بود به کشتنت بده.

710
00:33:10,238 --> 00:33:13,616
‫فقط کافیه بذاری دارو کارش رو بکنه...

711
00:33:13,700 --> 00:33:15,410
‫و استراحت کنی
‫که خیلی بهش نیاز داری.

712
00:33:15,451 --> 00:33:16,536
‫گفتنش خیلی راحته.

713
00:33:16,577 --> 00:33:19,664
‫نه، من عوض شدم.

714
00:33:20,331 --> 00:33:22,375
‫حالا که دکتر ولف
‫می‌تونه به گروهش اعتماد کنه...

715
00:33:22,417 --> 00:33:26,754
‫و مدتی مرخصی بگیره تا بهتر بشه،
‫من هم باید شجاعتش رو پیدا کنم.

716
00:33:26,796 --> 00:33:28,798
‫چرا مهربون شده؟

717
00:33:28,881 --> 00:33:30,758
‫این هم از علائم مسمومیت سربیه؟

718
00:33:30,842 --> 00:33:33,386
‫نه، گمون کنم یکی از آثار جانبی مثبت...

719
00:33:33,428 --> 00:33:35,555
‫تجربه نزدیک به مرگه.

720
00:33:35,638 --> 00:33:36,973
‫هوم.

721
00:33:37,098 --> 00:33:38,725
‫ناری، شام امشب رو
‫تو مدیریت می‌کنی.

722
00:33:38,766 --> 00:33:42,395
‫می‌دونی چیه؟ می‌تونی هونگ شائو روی
‫خودت رو به منو اضافه کنی.

723
00:33:43,646 --> 00:33:44,981
‫برو.

724
00:33:47,734 --> 00:33:48,693
‫ممنون سرآشپز.

725
00:33:57,910 --> 00:34:00,663
‫پیرس.
‫وایستا.

726
00:34:00,747 --> 00:34:03,332
‫من امشب دوباره می‌رم کافه،
‫اگه می‌خوای بیا.

727
00:34:03,458 --> 00:34:04,751
‫شاید با صحبت
‫حس خوبی پیدا کنی.

728
00:34:04,751 --> 00:34:07,003
‫آنتونی، بس کن.
‫من نمی‌خوام صحبت کنم.

729
00:34:07,086 --> 00:34:09,047
‫راستش، توانش رو هم ندارم...

730
00:34:09,088 --> 00:34:11,466
‫به مشکلات بقیه گوش کنم.

731
00:34:11,591 --> 00:34:13,926
‫آخه هر روز کارت همینه.

732
00:34:13,968 --> 00:34:15,803
‫ببخشید. من خیلی خنگم.

733
00:34:15,845 --> 00:34:17,805
‫نه، نه، نیتت خیر بود،

734
00:34:17,889 --> 00:34:19,348
‫ولی من نمیام.

735
00:34:19,432 --> 00:34:20,850
‫نیازی ندارم برم روی صحنه...

736
00:34:20,975 --> 00:34:22,560
‫و به همه بگم چقدر از اعماق وجودم
‫احساس دوگانگی دارم...

737
00:34:22,602 --> 00:34:24,604
‫که بهترین دوستم رو
‫تو آسایشگاه بستری کردم،

738
00:34:24,645 --> 00:34:27,273
‫مخصوصا وقتی می‌دونم
‫خودش چه حس پیچیده‌ای...

739
00:34:27,315 --> 00:34:28,983
‫به آسایشگاه‌های روانی داره.

740
00:34:29,025 --> 00:34:33,863
‫نیازی ندارم بگم می‌ترسم
‫شاید هیچ‌وقت من رو نبخشه...

741
00:34:33,946 --> 00:34:36,908
‫یا متنفرم که مجبورم مواظب بقیه باشم،

742
00:34:36,949 --> 00:34:38,826
‫وقتی خودم سال افتضاحی داشتم.

743
00:34:38,910 --> 00:34:43,498
‫زندگی مشترکم رو رها کردم
‫چون دیگه غیرممکن و عذاب‌آور شده بود...

744
00:34:43,623 --> 00:34:45,291
‫و هنوز گاهی بابت اون تصمیم...

745
00:34:45,333 --> 00:34:46,626
‫عذاب وجدان می‌گیرم.

746
00:34:46,709 --> 00:34:50,505
‫ولی از عذاب وجدان خسته شدم...

747
00:34:50,546 --> 00:34:52,632
‫و از این احساس وحشتناک خسته شدم.

748
00:34:52,673 --> 00:34:56,094
‫می‌خوام واسه یه‌بار هم که شده
‫حس خوبی داشته باشم.

749
00:34:56,177 --> 00:34:58,930
‫مایا امشب پیش موریس می‌مونه.

750
00:35:00,056 --> 00:35:04,018
‫[بررسی مغز خیلی پرهزینه است]
‫[به نظر ما می‌ارزد. موافقید؟]

751
00:35:06,354 --> 00:35:08,189
‫خب، وقت داریم یکی دیگه هم
‫صحبت کنه.

752
00:35:11,484 --> 00:35:13,986
‫اِم...

753
00:35:14,028 --> 00:35:16,280
‫گمون کنم دوست دارم صحبت کنم.

754
00:35:19,617 --> 00:35:21,452
‫وقتی نه‌ساله بودم،

755
00:35:21,494 --> 00:35:23,079
‫چند روزی بود
‫که بابام خونه نیومده بود.

756
00:35:23,121 --> 00:35:24,789
‫خیال می‌کردم سفر کاریه.

757
00:35:24,831 --> 00:35:28,709
‫ولی یه روز که از خونه اومدم خونه،

758
00:35:28,793 --> 00:35:31,462
‫دیدم دزدکی وارد خونه‌مون شده.

759
00:35:31,546 --> 00:35:33,965
‫یه پنجره رو شکسته بود.
‫جلوی سینک وایستاده بود.

760
00:35:34,006 --> 00:35:36,634
‫دستش خون‌ریزی داشت.
‫گیج شده بود.

761
00:35:36,634 --> 00:35:40,346
‫اون شب تماشا کردم
‫که با آمبولانس بردنش.

762
00:35:40,429 --> 00:35:44,058
‫بردنش آسایشگاه روانی.

763
00:35:46,853 --> 00:35:49,147
‫اختلال دوقطبی داره و بعدش...

764
00:35:49,230 --> 00:35:52,150
‫تو آسایشگاه‌های زیادی بستری شد.

765
00:35:52,191 --> 00:35:54,861
‫مدت‌های طولانی خونه نبود.

766
00:35:56,737 --> 00:36:01,200
‫مامانم اصلا نمی‌ذاشت برم ملاقاتش،
‫واسه همین بدترین چیزها رو تصور می‌کردم.

767
00:36:01,284 --> 00:36:04,537
‫اون موقع خیال می‌کردم
‫همون‌جاست...

768
00:36:04,662 --> 00:36:06,330
‫که حالش رو بدتر می‌کنه.

769
00:36:06,372 --> 00:36:08,916
‫از بس می‌ترسیدم بیام اینجا،

770
00:36:09,000 --> 00:36:13,129
‫حتی نمی‌تونستم اعتراف کنم
‫کمک لازم دارم...

771
00:36:13,212 --> 00:36:16,507
‫و ذهنم سوفیا رو ساخت،

772
00:36:16,507 --> 00:36:18,551
‫بیماری که همه‌تون می‌دونین
‫وجود نداره...

773
00:36:18,593 --> 00:36:20,344
‫تا از حقیقت اجتناب کنه.

774
00:36:24,515 --> 00:36:26,601
‫اما حقیقت از این قراره
‫که من بیمارم.

775
00:36:32,106 --> 00:36:34,692
‫کمک لازم دارم.

776
00:36:34,734 --> 00:36:38,946
‫ذهن نابغه است.

777
00:36:39,030 --> 00:36:43,451
‫کارهایی که واسه محافظت ازمون
‫انجام می‌ده خارق‌العاده است.

778
00:36:44,535 --> 00:36:46,204
‫الیور، صرفا چون اینجایی،

779
00:36:46,287 --> 00:36:48,623
‫دلیل نمی‌شه عین بابات باشی.

780
00:36:48,706 --> 00:36:51,626
‫دلیل نمی‌شه اختلال دوقطبی داشته باشی.

781
00:36:51,709 --> 00:36:54,629
‫البته اگه داشتی هم عیبی نداشت.

782
00:36:54,754 --> 00:36:58,466
‫ما خیلی چیزها از والدینمون
‫به ارث می‌بریم.

783
00:36:59,300 --> 00:37:01,093
‫چیزهای خوب هم به ارث می‌بریم.

784
00:37:04,222 --> 00:37:05,765
‫می‌تونی به چیز مثبتی که احتمالا...

785
00:37:05,848 --> 00:37:07,892
‫از پدرت به ارث بردی فکر کنی؟

786
00:37:09,727 --> 00:37:12,104
‫اون...

787
00:37:12,230 --> 00:37:14,690
‫دکتر خیلی خوبی بود.

788
00:37:32,166 --> 00:37:34,835
‫هر پنج حس ما گیرنده‌هایی دارن،

789
00:37:34,961 --> 00:37:38,422
‫مسیرهای عصبی دارن
‫و بخش‌های خاصی از مغز...

790
00:37:38,506 --> 00:37:40,508
‫تفسیرشون می‌کنن.

791
00:37:43,135 --> 00:37:46,138
‫لوب پس‌سری حس بیناییمون رو
‫کنترل می‌کنه...

792
00:37:46,138 --> 00:37:47,932
‫که سریع‌ترین حسمونه.

793
00:37:47,974 --> 00:37:50,476
‫الیور! خبر خوشی دارم.

794
00:37:50,518 --> 00:37:52,186
‫هفتاد و دو ساعتت تموم شد.

795
00:37:52,270 --> 00:37:55,648
‫من از خداحافظی متنفرم،
‫پس فعلا.

796
00:37:55,773 --> 00:37:59,986
‫راستش... مایلم بمونم.

797
00:37:59,986 --> 00:38:03,531
‫اما قبلش باید با یکی صحبت کنم.

798
00:38:03,614 --> 00:38:05,491
‫می‌شه گوشیم رو بهم بدین؟

799
00:38:23,217 --> 00:38:25,553
‫پیاز بویایی و قشر حسی...

800
00:38:25,636 --> 00:38:29,056
‫حس بویایی و چشاییمون رو
‫کنترل می‌کنن.

801
00:38:33,477 --> 00:38:34,937
‫عالیه سرآشپز.

802
00:38:35,730 --> 00:38:37,356
‫حرف نداره.

803
00:38:42,862 --> 00:38:47,575
‫لوب گیجگاهی توانایی شنواییمون رو
‫کنترل می‌کنه.

804
00:38:47,575 --> 00:38:49,702
‫سلام مامان.

805
00:38:49,744 --> 00:38:52,705
‫نه، نه، خوبم.
‫فقط باید گوش بدی.

806
00:38:52,747 --> 00:38:55,458
‫نمی‌خوام نگران بشی.
‫من هادسون اوکسم.

807
00:38:57,960 --> 00:39:00,254
‫آره، تقریبا یه هفته پیش
‫خودم رو بستری کردم.

808
00:39:00,254 --> 00:39:03,132
‫جفتمون می‌دونیم چند وقتی بود...

809
00:39:03,215 --> 00:39:07,595
‫که حالم خیلی خوب نبود
‫و می‌خوام بهتر بشم.

810
00:39:10,556 --> 00:39:13,851
‫نه، بهت می‌گم کی آمادگی
‫ملاقاتت رو دارم.

811
00:39:13,893 --> 00:39:16,103
‫اِم...

812
00:39:16,103 --> 00:39:18,898
‫آره، مطمئنم.

813
00:39:18,939 --> 00:39:22,276
‫وقتی تحمل حس‌هامون رو نداریم،

814
00:39:22,318 --> 00:39:26,322
‫می‌تونیم تالاموس رو با چیزهایی
‫که تضعیفشون می‌کنه مختل کنیم.

815
00:39:26,405 --> 00:39:30,618
‫«مدیریت با مشورت.»
‫«در حد روپوشمه.»

816
00:39:30,659 --> 00:39:34,288
‫مدیریت... در حد روپوشمه.

817
00:39:39,585 --> 00:39:41,504
‫پسر.

818
00:39:41,629 --> 00:39:43,047
‫حالت خوبه؟

819
00:39:50,971 --> 00:39:53,140
‫- سیلوا...
‫- هوم؟

820
00:39:53,182 --> 00:39:56,769
‫به نظرت...
‫من آدم خیلی بدی‌ام؟

821
00:39:58,229 --> 00:39:59,522
‫نه.

822
00:40:01,524 --> 00:40:03,526
‫فقط به نظرم خیلی درد داری.

823
00:40:06,695 --> 00:40:08,364
‫تو دوست خوبی هستی.

824
00:40:17,540 --> 00:40:20,668
‫اما مغز هم ممکنه حس‌هامون رو...

825
00:40:20,668 --> 00:40:23,003
‫تو قشر ارتباطیمون قاطی کنه.

826
00:40:23,129 --> 00:40:24,130
‫الیور.

827
00:40:24,171 --> 00:40:26,215
‫ملاقاتی داری.

828
00:40:26,298 --> 00:40:30,177
‫گاهی یه چیزی... یه کسی...

829
00:40:30,302 --> 00:40:34,765
‫ممکنه تمام حس‌هامون رو
‫در آن واحد به کار بندازه.

830
00:40:36,517 --> 00:40:38,519
‫«ترجمه از کیارش»