1
00:00:04,879 --> 00:00:06,506
‫آنچه گذشت...

2
00:00:06,715 --> 00:00:07,966
‫- چرا این کار رو می‌کنی؟
‫- چیکار؟

3
00:00:08,258 --> 00:00:09,509
‫آدرس محل سکونت پدرته.

4
00:00:09,509 --> 00:00:10,844
‫می‌دونستم بالاخره دیدار می‌کنیم.

5
00:00:11,011 --> 00:00:12,554
‫- ولی تو کی هستی؟
‫- سوفیا.

6
00:00:12,804 --> 00:00:15,598
‫می‌خوای بری هادسون اوکس
‫تا سوفیا رو نجات بدی؟

7
00:00:15,598 --> 00:00:17,183
‫پرونده‌ات رو گیر آوردم.
‫می‌دونم از کارت عبور جور کنیم.

8
00:00:17,392 --> 00:00:18,810
‫باید از اینجا بریم.

9
00:00:18,810 --> 00:00:21,479
‫دوباره پرونده رو ببین.
‫ما یه نفریم.

10
00:00:21,688 --> 00:00:24,524
‫تو بیماری از خودت در آوردی
‫که بتونی نجاتش بدی.

11
00:00:24,733 --> 00:00:27,861
‫تحت نظر من، دکتر ولف
‫رئیس بخش اعصاب می‌مونه.

12
00:00:27,861 --> 00:00:30,947
‫در همین راستا، مایلم روند اتمام رزیدنسی...

13
00:00:31,114 --> 00:00:33,366
‫دکتر چارلی پورتر رو آغاز کنم.

14
00:00:33,575 --> 00:00:35,952
‫الیور، ملاقاتی داری.

15
00:00:36,828 --> 00:00:38,830
‫«ترجمه از کیارش»

16
00:00:39,831 --> 00:00:44,419
‫اون شب، پسرک دید یه گرگ واقعی
‫داره دور گله‌اش می‌چرخه.

17
00:00:44,419 --> 00:00:47,130
‫فریاد زد: «گرگ! گرگ!»

18
00:00:47,338 --> 00:00:49,299
‫اما هیچ‌کس نیومد.

19
00:00:49,507 --> 00:00:52,385
‫گرگ هم کل گله‌اش رو خورد.

20
00:00:52,594 --> 00:00:54,679
‫کسی حرفش رو باور نکرد.

21
00:00:54,679 --> 00:00:56,723
‫درسته.

22
00:00:56,973 --> 00:01:02,103
‫درس اخلاقی داستان هم اینه که...
‫گوسفند نباید حیوان خونگی باشه.

23
00:01:02,312 --> 00:01:05,231
‫چون گرگ‌ها رو جذب می‌کنه.

24
00:01:10,320 --> 00:01:11,988
‫وقت خوابه.

25
00:01:15,283 --> 00:01:17,911
‫طوفان اصلا ترس نداره.

26
00:01:28,671 --> 00:01:31,674
‫شما اینجا بمونین، من هم...

27
00:01:31,925 --> 00:01:32,759
‫زود برمی‌گردم.

28
00:01:46,815 --> 00:01:49,067
‫کسی اینجاست؟

29
00:01:55,698 --> 00:01:57,408
‫کسی اینجاست؟

30
00:02:13,508 --> 00:02:16,136
‫زود باشین. برین زیر تخت قایم بشین.

31
00:02:17,512 --> 00:02:19,180
‫من می‌ترسم.

32
00:02:19,180 --> 00:02:22,934
‫- مامان!
‫- خیلی‌خب.

33
00:02:23,101 --> 00:02:26,229
‫من نمی‌ذارم هیچی اذیتتون کنه.

34
00:02:26,229 --> 00:02:28,982
‫خیلی‌خب.
‫این زیر قایم بشین.

35
00:02:29,149 --> 00:02:30,400
‫تکون نخورین.

36
00:02:30,608 --> 00:02:34,070
‫- مامان، من می‌ترسم.
‫- اینجا بمونین.

37
00:02:34,237 --> 00:02:36,489
‫چی شده؟

38
00:02:36,489 --> 00:02:40,076
‫مامان!

39
00:02:40,285 --> 00:02:43,496
‫دست از سرمون بردار!

40
00:03:08,980 --> 00:03:10,064
‫[اتاق بیمار]
‫[سی۱۰۸]

41
00:03:17,906 --> 00:03:20,158
‫[اتاق بیمار]
‫[سی۱۰۸]

42
00:04:11,751 --> 00:04:15,171
‫سلام، اسم من الیوره.

43
00:04:15,380 --> 00:04:19,217
‫اِم... کمکی از دستم بر میاد؟

44
00:04:19,425 --> 00:04:22,762
‫ازمون دور شو!

45
00:04:22,971 --> 00:04:24,430
‫الیور، همون‌جا که هستی بمون.

46
00:04:24,639 --> 00:04:26,182
‫رگان، باید آروم بگیری.

47
00:04:28,726 --> 00:04:30,561
‫- رگان، باید آروم بگیری.
‫- نه!

48
00:04:30,770 --> 00:04:33,273
‫آروم باش.

49
00:04:33,481 --> 00:04:35,483
‫الیور، لطفا برگرد تو اتاقت!

50
00:04:35,692 --> 00:04:37,193
‫رگان، بس کن!

51
00:04:37,402 --> 00:04:38,903
‫آروم باش!

52
00:04:56,254 --> 00:04:58,047
‫صبح به خیر دکترها.

53
00:04:58,214 --> 00:05:01,050
‫- من باید برم.
‫- خیلی‌خب.

54
00:05:01,217 --> 00:05:03,011
‫صبح به خیر جاستین.

55
00:05:08,308 --> 00:05:11,436
‫اگه این مطب رو نگیریم می‌میرم.

56
00:05:11,644 --> 00:05:13,229
‫باغ پشت‌بومش رو ببین.

57
00:05:13,438 --> 00:05:15,231
‫آها، این اتاق واسه پرستاری خوبه.

58
00:05:18,818 --> 00:05:20,820
‫- دکتر پدروسا.
‫- دکتر لاندون.

59
00:05:21,070 --> 00:05:22,405
‫چه غافل‌گیری خوش‌آیندی.

60
00:05:22,613 --> 00:05:24,324
‫ببخشید بی‌خبر اومدم، ولی...

61
00:05:24,532 --> 00:05:26,617
‫وای، اینجا قبلا دفتر من بود.

62
00:05:27,952 --> 00:05:30,288
‫خیلی‌خب.
‫فرمش رو برات می‌فرستم امضا کنی.

63
00:05:31,831 --> 00:05:33,666
‫خیلی از دیدنت خوشحال شدم دکتر.

64
00:05:36,753 --> 00:05:38,629
‫شایعاتی شنیده بودم
‫که تردمیل داری،

65
00:05:38,838 --> 00:05:41,758
‫ولی انتظار نداشتم دکتر پدروسا رو
‫اینجا ببینم.

66
00:05:41,966 --> 00:05:44,177
‫آره، خب، معمولا به رئیس سابق بیمارستان...

67
00:05:44,385 --> 00:05:46,095
‫گزارش عبور و مرور نمی‌دن.

68
00:05:47,555 --> 00:05:49,223
‫- ولف چطوره؟
‫- به زودی میاد خونه...

69
00:05:49,432 --> 00:05:51,309
‫و ترجیح می‌دم فضای موفقیتش رو
‫فراهم کنم.

70
00:05:51,309 --> 00:05:53,269
‫اهدافمون هم‌سوئه.

71
00:05:53,478 --> 00:05:56,606
‫خب، در روند اخراج دکتر پورتر
‫به کجا رسیدی؟

72
00:05:56,814 --> 00:05:58,399
‫شنیدم تو مراسم چی شده بود.

73
00:05:58,608 --> 00:06:01,569
‫شنیدم آدرس خونه نوآ رو
‫به الیور داده بود.

74
00:06:01,778 --> 00:06:04,947
‫چارلی نباید وقتی الیور برمی‌گرده
‫اینجا باشه.

75
00:06:05,198 --> 00:06:07,408
‫آره، خب،
‫من نگرانیم رو به هیئت‌مدیره اعلام کردم...

76
00:06:07,617 --> 00:06:10,745
‫و یه پرونده مرور رسمی ایجاد کردن.
‫اما اخراج رزیدنت راحت نیست.

77
00:06:10,953 --> 00:06:12,663
‫مخصوصا رزیدنت کاردرست.

78
00:06:12,872 --> 00:06:14,832
‫خب، من چارلی رو استخدام کردم.
‫من آوردمش اینجا.

79
00:06:15,083 --> 00:06:18,461
‫پس اگه لازم باشه
‫تنهایی از شرش خلاص بشم،

80
00:06:18,669 --> 00:06:21,631
‫باور کن همین کار رو می‌کنم.

81
00:06:24,717 --> 00:06:27,553
‫نگفته بودی قبلا هر روز شنا می‌کردی؟

82
00:06:27,762 --> 00:06:28,930
‫اصلا نمی‌دونستم...

83
00:06:29,180 --> 00:06:30,765
‫هادسون اوکس چنین امکانات خوبی داره.

84
00:06:30,973 --> 00:06:33,518
‫ای بابا، نداریم. نجات غریق‌ها رو
‫به‌خاطر کاهش بودجه از دست دادیم.

85
00:06:33,726 --> 00:06:36,270
‫ولی با خودم گفتم می‌تونیم
‫پامون رو بذاریم تو آب...

86
00:06:36,479 --> 00:06:37,480
‫تا مشتاق انجام یه چیزی باشی.

87
00:06:37,688 --> 00:06:38,940
‫لازم نیست.

88
00:06:39,190 --> 00:06:40,691
‫هادسون این وقت سال خیلی سرده.

89
00:06:40,900 --> 00:06:44,529
‫گمون کنم عضویتم تو «وای» هم تموم شده.

90
00:06:46,697 --> 00:06:51,828
‫خب، من باهات روراست
‫حرف می‌زنم ولف.

91
00:06:52,912 --> 00:06:55,039
‫ورود مجدد به جامعه گاهی سخته.

92
00:06:55,248 --> 00:06:59,419
‫ارتباط مجدد با چیزهایی
‫که تو رو تعریف می‌کنن...

93
00:06:59,419 --> 00:07:01,379
‫الان از همیشه مهم‌تره.

94
00:07:05,842 --> 00:07:08,970
‫نترس که...

95
00:07:09,220 --> 00:07:11,013
‫بخوای بپری تو دل آب.

96
00:07:23,443 --> 00:07:25,319
‫مشتاق تماشای تئاتری‌ان
‫که شنیدن خیلی محبوبه...

97
00:07:25,486 --> 00:07:27,363
‫- «همیلتون.»
‫- عجب.

98
00:07:27,530 --> 00:07:28,739
‫ببینین، می‌دونم روان‌پزشکی
‫تخصص دکتر پیرسه،

99
00:07:28,948 --> 00:07:30,324
‫اما خانمه یه جراحت سر داره...

100
00:07:30,491 --> 00:07:31,659
‫و نمی‌گه چه‌جوری مجروح شده.

101
00:07:31,868 --> 00:07:32,994
‫آقائه چی؟

102
00:07:33,202 --> 00:07:35,246
‫ظاهرا ازش محافظت می‌کنه،
‫بیش از حد اهمیت می‌ده،

103
00:07:35,246 --> 00:07:37,331
‫تمام علائم هشدار خشونت خانگی رو داره.
‫بیمار می‌گه...

104
00:07:37,498 --> 00:07:39,250
‫با دکتر زن راحت‌تره، اینه که...

105
00:07:39,459 --> 00:07:42,128
‫همه دکترهای زنی
‫که می‌شناختی رو صدا کردی.

106
00:07:42,378 --> 00:07:44,964
‫آره.

107
00:07:45,173 --> 00:07:47,800
‫بیاین.
‫سلام ویتنی، زیک،

108
00:07:48,009 --> 00:07:50,011
‫گروه عصب‌شناسی و روان‌پزشکیمون
‫اومدن معاینه‌تون کنن.

109
00:07:50,219 --> 00:07:53,181
‫- می‌شه بهشون بگین چی شده؟
‫- من خیلی دست و پا چلفتی‌ام.

110
00:07:53,431 --> 00:07:55,600
‫باورم نمی‌شه داریم ماه‌عسلمون رو
‫تو اورژانس می‌گذرونیم.

111
00:07:55,808 --> 00:07:57,226
‫قرار بود الان تو «سرندیپیتی»...

112
00:07:57,226 --> 00:07:59,228
‫شکلات داغ یخ‌زده بخوریم.

113
00:07:59,479 --> 00:08:01,481
‫آها.

114
00:08:01,647 --> 00:08:03,816
‫می‌شه لطفا دستت رو برداری
‫تا ببینم؟

115
00:08:08,112 --> 00:08:09,238
‫اون یکی رو بهشون بگو.

116
00:08:09,489 --> 00:08:11,491
‫- من بهت آسیب زدم. تو...
‫- نه.

117
00:08:11,657 --> 00:08:13,701
‫نه، من چیزیم نیست.

118
00:08:16,078 --> 00:08:19,749
‫کلی آدم تو این اتاق هست.

119
00:08:19,957 --> 00:08:22,502
‫ویتنی، می‌شه تنها گپ بزنیم؟

120
00:08:23,961 --> 00:08:25,796
‫چطوره شما دنبال من بیاین؟

121
00:08:26,005 --> 00:08:27,548
‫می‌تونم ببرمتون کافه‌تریا...

122
00:08:27,757 --> 00:08:29,425
‫و آب یا خوراکی بخورین.

123
00:08:29,592 --> 00:08:30,676
‫گرسنه‌این؟

124
00:08:34,972 --> 00:08:38,643
‫عروسیتون مبارک.

125
00:08:38,851 --> 00:08:41,979
‫ممنون.
‫بهترین روز عمرم بود.

126
00:08:42,188 --> 00:08:44,899
‫اما بعدش مشکلی پیش اومد.

127
00:08:45,107 --> 00:08:47,860
‫آسیب دیدی.

128
00:08:48,069 --> 00:08:51,614
‫زیک اصلا خشن رفتار نمی‌کنه؟

129
00:08:51,822 --> 00:08:55,284
‫وای نه، نه، نه، نه، نه،
‫اون‌جوری نیست.

130
00:08:58,412 --> 00:08:59,872
‫راستش...

131
00:09:01,541 --> 00:09:03,543
‫آغاز زندگی مشترک؟

132
00:09:06,546 --> 00:09:08,548
‫راستش، داشت خوب پیش می‌رفت.

133
00:09:08,756 --> 00:09:11,551
‫به هم محبت می‌کردیم و...

134
00:09:11,717 --> 00:09:14,428
‫آره، یهو...
‫خیلی دردم اومد...

135
00:09:14,595 --> 00:09:18,558
‫و بدنم وحشت کرد.

136
00:09:18,766 --> 00:09:20,643
‫کنترلم رو از دست دادم.

137
00:09:20,851 --> 00:09:23,229
‫الان همه‌چی رو خراب کردم،
‫دیگه...

138
00:09:23,479 --> 00:09:25,940
‫نه، نه. هیچی خراب نشده.

139
00:09:26,148 --> 00:09:28,568
‫درستش می‌کنیم، خب؟

140
00:09:28,734 --> 00:09:29,860
‫خیلی‌خب.

141
00:09:33,656 --> 00:09:34,615
‫[مرکز سلامت رفتاری هادسون اوکس]

142
00:09:34,657 --> 00:09:37,785
‫بفرمایین.
‫لطفا نفر بعدی.

143
00:09:39,120 --> 00:09:41,080
‫این از داروی شما.

144
00:09:45,835 --> 00:09:49,630
‫آها، شما از اون خانمی
‫که اونجاست چی می‌دونین؟

145
00:09:49,839 --> 00:09:52,383
‫- چیکار می‌کنی؟
‫- ممکن بود ببیندت.

146
00:09:52,592 --> 00:09:55,261
‫شما ازش می‌ترسین؟

147
00:09:55,511 --> 00:09:58,598
‫نه. ولی نباید به زوزه‌کش
‫هادسون اوکس اشاره کنی.

148
00:09:58,764 --> 00:10:00,766
‫حداقل بذار قبلش
‫داروی آسمم رو بگیرم.

149
00:10:00,766 --> 00:10:02,602
‫- لقب خیلی مسخره‌ایه.
‫- چیه؟

150
00:10:02,768 --> 00:10:04,854
‫- تو زوزه‌اش رو نشنیدی؟
‫- نه.

151
00:10:05,062 --> 00:10:07,231
‫من هشت ماه پیش
‫که تازه اومد، اینجا بودم.

152
00:10:07,481 --> 00:10:08,983
‫صورتش عین جادوگرها افتاده بود.

153
00:10:09,191 --> 00:10:10,901
‫بعدش چند هفته ناپدید شد.

154
00:10:11,110 --> 00:10:12,778
‫الان هم برگشته و ببین دیگه.

155
00:10:12,987 --> 00:10:14,488
‫صورتش نیفتاده.

156
00:10:14,488 --> 00:10:16,157
‫به جز جادوی سیاه
‫چه توضیحی براش داری؟

157
00:10:16,365 --> 00:10:20,494
‫خب، فلج عصب صورت
‫از علائم جالبیه...

158
00:10:20,661 --> 00:10:23,080
‫و چند سوال ایجاد می‌کنه.

159
00:10:23,289 --> 00:10:25,416
‫- با اجازه.
‫- یه دقیقه وایستا.

160
00:10:25,416 --> 00:10:28,002
‫الیور، یه دقیقه وقت داری؟

161
00:10:28,961 --> 00:10:31,172
‫واسه شما کلی وقت دارم.

162
00:10:31,380 --> 00:10:33,966
‫شنیدم داری راجع به یکی
‫از بیمارانمون فضولی می‌کنی.

163
00:10:34,175 --> 00:10:36,385
‫- رگان؟
‫- فضولی؟ نه.

164
00:10:36,636 --> 00:10:38,346
‫الان راجع به چی صحبت می‌کردین؟

165
00:10:38,596 --> 00:10:40,222
‫حریم خصوصی بیمار نمی‌ذاره بگم.

166
00:10:40,431 --> 00:10:43,517
‫اون مال رابطه دکتر و بیماره.

167
00:10:43,517 --> 00:10:45,102
‫تو اینجا دکتر نیستی.

168
00:10:45,311 --> 00:10:46,979
‫بیماری.

169
00:10:47,188 --> 00:10:48,773
‫حداقل تا یکی دو روز دیگه هستی.

170
00:10:48,981 --> 00:10:52,193
‫درسته، اِم،
‫می‌خواستم ازتون بپرسم...

171
00:10:52,401 --> 00:10:55,363
‫اگه هنوز آمادگی رفتن نداشته باشم چی؟

172
00:10:55,613 --> 00:10:59,533
‫اگه نیاز داشته باشم
‫یه‌کم بیشتر بمونم چی؟

173
00:10:59,700 --> 00:11:02,036
‫من نمی‌خوام قبل از این که آماده باشی بری.

174
00:11:02,244 --> 00:11:03,913
‫اگه مایل باشی
‫می‌تونم با بیمه‌ات صحبت کنم.

175
00:11:04,121 --> 00:11:06,666
‫واقعا؟ به نظرم اون‌جوری
‫خیالم راحت می‌شه.

176
00:11:06,874 --> 00:11:08,292
‫خیلی‌خب.

177
00:11:08,542 --> 00:11:10,336
‫ممنون.

178
00:11:22,807 --> 00:11:25,601
‫ای بابا!

179
00:11:37,071 --> 00:11:40,157
‫سلام.

180
00:11:49,583 --> 00:11:51,043
‫با خودم گفتم می‌خوای پسش بگیری.

181
00:11:52,211 --> 00:11:53,921
‫بچه‌هاتن؟

182
00:11:56,924 --> 00:11:59,969
‫- بودن.
‫- می‌شه بپرسم چی شد؟

183
00:12:07,184 --> 00:12:09,854
‫فقط می‌خواستم ازشون محافظت کنم.

184
00:12:11,188 --> 00:12:12,982
‫مقابل چی؟

185
00:12:13,190 --> 00:12:16,193
‫مقابل چیزی که تو اون خونه
‫زندگی می‌کرد.

186
00:12:21,031 --> 00:12:23,200
‫همین که به اون خونه نقل‌مکان کردیم
‫حسش کردم.

187
00:12:23,409 --> 00:12:25,828
‫یه چیزی اون‌جاست.

188
00:12:26,036 --> 00:12:28,497
‫یه چیز خبیث.

189
00:12:28,748 --> 00:12:33,002
‫خیال می‌کردم می‌تونم با شخصا
‫جذب کردنش ازشون محافظت کنم.

190
00:12:33,210 --> 00:12:35,212
‫جواب هم داد.

191
00:12:35,421 --> 00:12:37,465
‫الان درون منه.

192
00:12:39,550 --> 00:12:44,805
‫منم که تسخیر شده.

193
00:12:51,562 --> 00:12:53,773
‫- جانم؟
‫- اسم مشکل جسمانیه.

194
00:12:53,939 --> 00:12:55,524
‫در این شرایط...

195
00:12:55,775 --> 00:12:57,943
‫بدنت درد بیش از حدی تجربه می‌کنه.

196
00:12:58,152 --> 00:13:00,988
‫کاملا جسمانیه
‫و تقصیر تو نیست.

197
00:13:01,197 --> 00:13:04,784
‫ولی چرا؟
‫من عاشقشم.

198
00:13:04,950 --> 00:13:07,161
‫پس چه مشکلی دارم؟

199
00:13:07,369 --> 00:13:10,664
‫پردازش حسمون
‫راجع به احساسات و عواطف...

200
00:13:10,831 --> 00:13:12,208
‫معمولا ساده نیست،

201
00:13:12,416 --> 00:13:14,794
‫اما وقتی پای شرم وسط باشه،

202
00:13:14,960 --> 00:13:16,712
‫پیچیده‌تر هم می‌شه.

203
00:13:16,879 --> 00:13:19,590
‫خیلی از درمان‌جویان من
‫که پیشینه مذهبی شدیدی داشتن،

204
00:13:19,799 --> 00:13:22,927
‫گاهی باید خیلی چیزها رو
‫فراموش می‌کردن.

205
00:13:24,512 --> 00:13:26,764
‫آخه ما این همه مدت صبر کردیم...

206
00:13:26,931 --> 00:13:28,974
‫تا ازدواج کنیم.

207
00:13:29,183 --> 00:13:31,519
‫گزینه‌های درمانی زیادی وجود داره...

208
00:13:31,769 --> 00:13:34,021
‫گفت‌وگو درمانی،
‫فیزیوتراپی،

209
00:13:34,230 --> 00:13:35,773
‫دارو...

210
00:13:35,940 --> 00:13:39,026
‫و در موارد شدید،
‫بوتاکس هم کمک می‌کنه.

211
00:13:39,235 --> 00:13:43,197
‫من قبل از عروسی
‫چروک ابروم رو بوتاکس کردم.

212
00:13:44,824 --> 00:13:47,827
‫خیلی‌خب، من یه متخصص...

213
00:13:48,035 --> 00:13:53,415
‫و یه روان‌پزشک تو یوتا رو
‫بهت معرفی می‌کنم...

214
00:13:53,624 --> 00:13:55,501
‫و فعلا می‌ذاریم نوروتوکسین‌ها...

215
00:13:55,751 --> 00:13:57,169
‫فقط تو صورتت بمونن. خب؟

216
00:13:57,211 --> 00:13:59,004
‫وایستین. نه.

217
00:13:59,421 --> 00:14:01,298
‫خودتون کمکم می‌کنین؟

218
00:14:01,507 --> 00:14:02,967
‫آخه...

219
00:14:03,175 --> 00:14:05,386
‫اگه دکتر خفن نیویورکی
‫نتونه درمانم کنه،

220
00:14:05,594 --> 00:14:07,221
‫گمون نکنم هیچ‌کس بتونه.

221
00:14:07,429 --> 00:14:09,223
‫واقعا مامان؟

222
00:14:09,431 --> 00:14:11,267
‫سر این مسئله باهام دعوا نکن.

223
00:14:11,267 --> 00:14:13,143
‫«فیبروزا.»

224
00:14:13,352 --> 00:14:14,812
‫من «پولیپ» رو ازت قبول کردم.

225
00:14:14,979 --> 00:14:16,772
‫ضمنا، من مادرتم
‫و بهت زندگی دادم.

226
00:14:16,939 --> 00:14:18,983
‫حسابش کن.

227
00:14:19,191 --> 00:14:21,151
‫اِم...

228
00:14:24,238 --> 00:14:27,449
‫می‌دونم چقدر از این‌جور جاها متنفری.

229
00:14:27,658 --> 00:14:30,369
‫خیلی ارزشمنده که اومدی.

230
00:14:30,578 --> 00:14:33,998
‫خودم هم مطمئن نیستم
‫چرا این‌قدر می‌ترسیدم.

231
00:14:34,206 --> 00:14:36,041
‫گمون کنم به‌خاطر اون همه
‫خاطرات پدرت بود.

232
00:14:36,250 --> 00:14:37,877
‫اما این‌بار فرق می‌کنه.

233
00:14:37,877 --> 00:14:41,422
‫وقتی می‌بینم اینجا
‫چقدر برات مفید بوده،

234
00:14:41,630 --> 00:14:44,842
‫یه زخم خودم هم درمان می‌شه.

235
00:14:51,557 --> 00:14:54,268
‫این مال توئه.

236
00:14:57,646 --> 00:14:59,356
‫اِم...

237
00:14:59,356 --> 00:15:04,236
‫تو فکرشم یه‌کم بیشتر بمونم.

238
00:15:04,445 --> 00:15:05,946
‫عه.

239
00:15:08,532 --> 00:15:12,870
‫وقتی داری بهم خبر می‌دی
‫یواشکی کلمه اختصاری اضافه نکن.

240
00:15:13,996 --> 00:15:18,792
‫اما اگه حس می‌کنی زمان بیشتری
‫نیاز داری، استفاده کن.

241
00:15:18,959 --> 00:15:19,960
‫- بریم.
‫- لطفا بهش بگو از طرف ماست.

242
00:15:20,169 --> 00:15:21,378
‫ممنون.

243
00:15:21,587 --> 00:15:22,963
‫خودش اصلا نمی‌دونه ما اومدیم.

244
00:15:23,172 --> 00:15:24,632
‫حالا که حرفش شد،
‫از دستم عصبانی نشو.

245
00:15:24,882 --> 00:15:27,676
‫اما بدون اجازه رفتم تو خونه‌ام.

246
00:15:27,927 --> 00:15:29,386
‫نامه‌هات داشتن انباشته می‌شدن.

247
00:15:29,386 --> 00:15:32,139
‫اِم...
‫یه دقیقه وایستا.

248
00:15:36,852 --> 00:15:38,562
‫عذر می‌خوام.

249
00:15:38,812 --> 00:15:41,523
‫شما رگان رو می‌شناسین؟

250
00:15:41,732 --> 00:15:45,110
‫من لوسی‌ام. ایشون رکسه.
‫ما بچه‌هاشیم.

251
00:15:45,319 --> 00:15:47,446
‫آها، من از دوستان مامانتونم.

252
00:15:47,655 --> 00:15:48,864
‫دوست؟
‫اولین بارشه.

253
00:15:49,031 --> 00:15:51,825
‫- رکس.
‫- دکتر هم هستم...

254
00:15:51,992 --> 00:15:54,036
‫و خیلی خوشحال می‌شم
‫یه‌کم بیشتر از مامانتون...

255
00:15:54,036 --> 00:15:56,872
‫اطلاعات داشته باشم
‫و بدونم قبل از روان‌پریشی چطور بود.

256
00:15:57,039 --> 00:16:00,084
‫راستش رو بخوای،
‫من اصلا قبلش رو یادم نمیاد.

257
00:16:00,292 --> 00:16:02,086
‫چند وقته که اینجاست؟

258
00:16:02,294 --> 00:16:04,296
‫طی سیزده سال اخیر
‫مدام بستری و ترخیص می‌شه.

259
00:16:04,296 --> 00:16:06,674
‫من سعی دارم لوسی رو
‫قانع کنم اینجا بهترین جا...

260
00:16:06,924 --> 00:16:08,550
‫واسه اقامت درازمدت مامانه.

261
00:16:08,759 --> 00:16:11,220
‫من برعکس رکس
‫زمانی رو یادمه...

262
00:16:11,428 --> 00:16:14,223
‫که مامان فرق می‌کرد.

263
00:16:15,307 --> 00:16:18,227
‫اون تشخیص نمی‌ده،
‫ولی هنوز در اعماق وجودش همونه.

264
00:16:19,436 --> 00:16:21,772
‫چرا شما هنوز اینجایین؟!

265
00:16:21,981 --> 00:16:24,525
‫برین، برین، برین!

266
00:16:24,733 --> 00:16:25,985
‫آهای!

267
00:16:26,151 --> 00:16:29,279
‫برین!

268
00:16:45,796 --> 00:16:47,798
‫زوزه‌کش هادسون اوکس، ها؟

269
00:16:48,007 --> 00:16:49,550
‫واقعا خوب انتخابشون می‌کنی.

270
00:16:49,758 --> 00:16:51,885
‫توهم، کاتاتونی، آمیختن صدا،

271
00:16:52,052 --> 00:16:54,346
‫تغییر حالت صورت
‫و حتی تیک عصبی.

272
00:16:54,555 --> 00:16:56,390
‫از نظر تاریخی،
‫این‌ها همگی علائم...

273
00:16:56,598 --> 00:16:58,183
‫تسخیر اهریمنی‌ان، درسته؟

274
00:16:58,392 --> 00:17:00,894
‫اما الان می‌دونیم علائم عصبی‌ان.

275
00:17:01,061 --> 00:17:03,022
‫مثال خیلی خوبی از میل ذاتی ما...

276
00:17:03,188 --> 00:17:05,649
‫به ربط دادن مسائل فیزیولوژی
‫به فلسفه...

277
00:17:05,899 --> 00:17:08,152
‫و معنا بخشیدن به درد و رنجه.

278
00:17:08,360 --> 00:17:09,820
‫بازم به ذکر نیست...

279
00:17:09,820 --> 00:17:11,739
‫انسفالیت خودایمنی
‫اکثر مواقع به جان زنان می‌افته...

280
00:17:11,989 --> 00:17:15,951
‫که در عین حال قربانیان اصلی
‫جن‌گیری بودن.

281
00:17:18,328 --> 00:17:21,373
‫ببخشید، نمی...
‫تو که گمون نمی‌کنی دارم...

282
00:17:21,582 --> 00:17:23,292
‫به نظرم پر بیراه نمی‌گی.

283
00:17:23,500 --> 00:17:24,668
‫آره.

284
00:17:24,918 --> 00:17:26,628
‫ضمنا، تو تنها دکتری هستی...

285
00:17:26,837 --> 00:17:28,213
‫که واسه پیدا کردن سوزن
‫تو این انبار کاه روان،

286
00:17:28,422 --> 00:17:31,050
‫به اسکن‌های گرون نیازی نداری.

287
00:17:32,843 --> 00:17:34,470
‫به بررسی ادامه بده.

288
00:17:37,556 --> 00:17:39,850
‫خودت که می‌دونی
‫مجبور نیستی اینجا باشی.

289
00:17:40,059 --> 00:17:41,351
‫می‌دونم.
‫خودم می‌خوام اینجا باشم.

290
00:17:45,856 --> 00:17:49,777
‫من رئیسم و کارم
‫مراقبت از دکترهامه.

291
00:17:50,027 --> 00:17:50,944
‫آره.

292
00:17:56,992 --> 00:17:59,495
‫دکتر لاندون، از دیدنت خوشحالم.

293
00:17:59,703 --> 00:18:01,872
‫هوم.

294
00:18:05,000 --> 00:18:07,044
‫این چیه؟

295
00:18:09,171 --> 00:18:11,965
‫درخواست جذب رزیدنت
‫در دانشگاه نیویورک؟

296
00:18:12,132 --> 00:18:13,258
‫از پررقابت‌ترین...

297
00:18:13,467 --> 00:18:15,511
‫کارهای عصب‌شناسی کشوره.

298
00:18:15,719 --> 00:18:17,679
‫به خودت می‌رسه...

299
00:18:17,888 --> 00:18:20,349
‫اما به یه شرط.

300
00:18:20,557 --> 00:18:23,102
‫دیگه پات رو
‫تو بیمارستان عمومی برانکس نمی‌ذاری.

301
00:18:23,268 --> 00:18:25,312
‫اصلا هم فکرش رو نکن
‫که به پسرم نزدیک بشی.

302
00:18:25,521 --> 00:18:26,980
‫یه آدرس بود.

303
00:18:27,147 --> 00:18:29,691
‫اصلا گمون نمی‌کردم
‫کار به اینجا بکشه.

304
00:18:29,900 --> 00:18:32,069
‫وقتی استخدامم کردین،
‫خیلی سپاس‌گزار بودم.

305
00:18:32,236 --> 00:18:34,238
‫اما ببین چه‌جوری جبران کردی.

306
00:18:34,446 --> 00:18:36,740
‫اگه کمدت تا ۲۴ ساعت آینده
‫خالی نباشه،

307
00:18:36,990 --> 00:18:39,743
‫ترتیبی می‌دم تا عین قدیم
‫بیرونت کنن.

308
00:19:09,148 --> 00:19:12,276
‫رگان؟

309
00:19:12,276 --> 00:19:15,362
‫ببخشید که این‌قدر بی‌اجازه اومدم،

310
00:19:15,571 --> 00:19:18,615
‫اما وقت زیادی تا ترخیصم نمونده.

311
00:19:19,616 --> 00:19:23,162
‫می‌شه لطفا
‫یه ساعت برام بکشی؟

312
00:19:26,248 --> 00:19:29,835
‫رگان، به نظر من مشکل تو
‫فرادنیایی...

313
00:19:30,085 --> 00:19:31,211
‫یا حتی روانی نیست.

314
00:19:31,420 --> 00:19:32,963
‫اما مدرک بیشتری لازم دارم.

315
00:19:57,237 --> 00:20:00,365
‫می‌دونم گیج‌کننده است،
‫اما اگه درست فهمیده باشم،

316
00:20:00,365 --> 00:20:02,784
‫احتمالا عذابت درمانی داره.

317
00:20:02,993 --> 00:20:05,120
‫کل نورون‌هات و آدمی که بودی...

318
00:20:05,287 --> 00:20:06,997
‫تحت حمله‌ان رگان.

319
00:20:07,206 --> 00:20:09,958
‫مغزت آتش گرفته.

320
00:20:13,420 --> 00:20:15,589
‫وای خدا.

321
00:20:15,797 --> 00:20:18,342
‫گمون کنم به بازده نزولی رسیدیم.

322
00:20:18,342 --> 00:20:19,593
‫[رگان شا]
‫[افزایش میدان دید]

323
00:20:19,635 --> 00:20:22,012
‫[هادسون اوکس]

324
00:20:22,054 --> 00:20:24,097
‫وایستا ببینم. این که...

325
00:20:24,306 --> 00:20:26,308
‫این بیمار که تو هادسون اوکسه.

326
00:20:27,684 --> 00:20:29,853
‫بله، در نوامبر داشتیم ضرر می‌دادیم.

327
00:20:30,062 --> 00:20:32,022
‫بعدش خیلی زود
‫مراجعانم افزایش یافتن...

328
00:20:32,231 --> 00:20:34,274
‫رگان باید تو یه بیمارستان غیر روان‌پزشکی
‫معاینه کامل بشه.

329
00:20:34,483 --> 00:20:36,026
‫باید بعدا باهات تماس بگیرم.

330
00:20:36,235 --> 00:20:39,363
‫بیماریش احتمالا عصبیه،
‫شاید خودایمنی باشه،

331
00:20:39,613 --> 00:20:41,114
‫ممکنه ضایعه‌ای بزرگ
‫یا حتی لنفوم باشه.

332
00:20:41,323 --> 00:20:42,699
‫اما هرچی بیشتر درمان نشه،
‫بدتر می‌شه.

333
00:20:42,866 --> 00:20:44,409
‫خیلی‌خب. آروم باش.

334
00:20:44,660 --> 00:20:46,286
‫به نظرت تک‌تک دکترها
‫طی دهه اخیر اشتباه کردن؟

335
00:20:46,495 --> 00:20:48,372
‫علائم افزایش فشار درون‌جمجمه‌ای داره،

336
00:20:48,622 --> 00:20:50,290
‫مشکل میدان دید
‫و التهاب عصب اپتیک داره.

337
00:20:50,499 --> 00:20:52,042
‫واسه همین نمی‌تونم
‫با اطمینان بگم،

338
00:20:52,251 --> 00:20:55,379
‫اما یه حسی بهم می‌گه،
‫بین یک تا پنج‌درصد بیمارانی...

339
00:20:55,629 --> 00:20:56,922
‫که می‌گن اسکیزوفرنی دارن...

340
00:20:57,130 --> 00:20:58,632
‫در واقع یه بیماری عصبی پنهان...

341
00:20:58,799 --> 00:21:00,676
‫و کاملا درمان‌پذیر ارگانیک دارن.

342
00:21:00,842 --> 00:21:02,219
‫دقیقا.

343
00:21:02,427 --> 00:21:04,221
‫اما من به فکر اون نود و نه درصد دیگه‌ام.

344
00:21:04,429 --> 00:21:06,348
‫فرض کن اگه رگان رو ببری تا درمانش کنی،

345
00:21:06,556 --> 00:21:09,893
‫به باقی بیماران روانمون
‫چه پیامی می‌دی.

346
00:21:09,893 --> 00:21:12,104
‫حداقل براش استروئید بنویسین.

347
00:21:12,312 --> 00:21:14,690
‫اگه واقعا عصبی باشه،
‫موقتا کمکش می‌کنه.

348
00:21:14,856 --> 00:21:16,566
‫اما اگه بیماری روان باشه...

349
00:21:16,775 --> 00:21:19,361
‫که هست، استروئید فقط روان‌پریشیش رو
‫بدتر می‌کنه.

350
00:21:19,569 --> 00:21:21,196
‫یادته وقتی خودت
‫تازه اومده بودی،

351
00:21:21,405 --> 00:21:23,323
‫چیزهایی می‌دی که واقعا وجود نداشتن؟

352
00:21:23,532 --> 00:21:25,534
‫این نمایش رگان خیلی شبیه همونه.

353
00:21:25,784 --> 00:21:30,122
‫من باهاش بازی ذهنی راه نمی‌اندازم،
‫تو هم نمی‌اندازی.

354
00:21:36,044 --> 00:21:39,256
‫ببینین. به کمکتون نیاز دارم.

355
00:22:08,076 --> 00:22:09,995
‫می‌خوام کمکت کنم.

356
00:22:10,203 --> 00:22:11,830
‫باقی بیماران اینجا هم
‫می‌خوان کمکت کنن.

357
00:22:12,039 --> 00:22:15,792
‫هرکی استروئید مصرف می‌کرد،
‫در حد توانش بهت اهدا کرد.

358
00:22:15,959 --> 00:22:18,003
‫ششصد میلی‌گرم پردنیزون.

359
00:22:18,211 --> 00:22:21,840
‫اگه درست فهمیده باشم،
‫این کمکت می‌کنه کمتر گیج بشی،

360
00:22:22,049 --> 00:22:23,759
‫بیشتر به خودت بیای.

361
00:22:23,925 --> 00:22:25,427
‫اما اگه اشتباه کرده باشم،

362
00:22:25,635 --> 00:22:28,555
‫ممکنه حالت رو خیلی بدتر کنه رگان.

363
00:22:36,980 --> 00:22:38,899
‫من دیگه از این مسئله نمی‌ترسم.

364
00:22:48,617 --> 00:22:50,035
‫نقشه‌ات جواب نمی‌ده.

365
00:22:50,243 --> 00:22:51,536
‫مصرف دارو...

366
00:22:51,787 --> 00:22:52,954
‫خیلی شرم‌آوره.

367
00:22:53,163 --> 00:22:55,457
‫تراپی هم انگار...

368
00:22:55,665 --> 00:22:58,126
‫یه‌راست از «مکاشفه یوحنا» در اومده.

369
00:22:58,335 --> 00:23:00,003
‫من خیال می‌کردم
‫وقتی عروسی کنیم،

370
00:23:00,212 --> 00:23:03,256
‫همه‌چی خودبه‌خود درست می‌شه.

371
00:23:03,465 --> 00:23:06,551
‫اما الان این‌جوری شده و من اصلا...

372
00:23:06,802 --> 00:23:09,304
‫حس می‌کنم هیچ امیدی نیست.

373
00:23:09,513 --> 00:23:11,223
‫خیلی‌خب.

374
00:23:11,223 --> 00:23:12,891
‫گاهی بدن ما بهتر از خودمون می‌فهمه.

375
00:23:13,100 --> 00:23:15,894
‫باید صبور باشی
‫و بهش گوش بدی.

376
00:23:16,103 --> 00:23:18,063
‫ویتنی، تقصیر تو نیست.

377
00:23:21,942 --> 00:23:23,193
‫اگه باشه چی؟

378
00:23:24,194 --> 00:23:26,947
‫گمون کنم فهمیدم چرا این‌جوری شده.

379
00:23:27,155 --> 00:23:30,033
‫من...

380
00:23:30,242 --> 00:23:32,994
‫من پیرو دینمون نبودم.

381
00:23:36,081 --> 00:23:40,210
‫وقتی زیک مأموریت بود،
‫از اصول دین جا موندم.

382
00:23:40,419 --> 00:23:42,045
‫اون موقع قصد ازدواج نداشتیم.

383
00:23:42,254 --> 00:23:43,797
‫انگار یه چیزی جسمم رو
‫تسخیر کرده بود...

384
00:23:43,964 --> 00:23:45,507
‫و کلا یه آدم دیگه شده بودم.

385
00:23:45,715 --> 00:23:49,219
‫اما خوش می‌گذشت.

386
00:23:50,387 --> 00:23:52,681
‫ولی بعدش احساس افتضاحی داشتم.

387
00:23:52,931 --> 00:23:56,726
‫قسم خوردم اون راز رو
‫با خودم به گور می‌برم.

388
00:23:56,935 --> 00:24:01,106
‫اما الان انگار
‫خدا داره مجازاتم می‌کنم.

389
00:24:01,314 --> 00:24:03,358
‫هوم.

390
00:24:03,567 --> 00:24:05,318
‫ببخشید قبلا بهت نگفتم.

391
00:24:05,527 --> 00:24:08,155
‫فقط نمی‌خواستم دیدت بهم عوض بشه،

392
00:24:08,363 --> 00:24:12,409
‫همون‌طور که اگه زیک بفهمه،
‫دیدش عوض می‌شه.

393
00:24:12,617 --> 00:24:14,995
‫دید من به تو اصلا عوض نشده ویتنی.

394
00:24:17,581 --> 00:24:20,292
‫باید با زیک صادق باشم، مگه نه؟

395
00:24:43,982 --> 00:24:45,275
‫رگان؟

396
00:24:48,862 --> 00:24:51,323
‫رگان.

397
00:24:54,534 --> 00:24:55,827
‫کمک لازم دارم!

398
00:24:56,036 --> 00:24:57,787
‫کد آبی تو راهرو.
‫یکی زنگ بزنه ۹۱۱.

399
00:24:57,996 --> 00:25:01,249
‫کد آبی تو راهرو.
‫کد آبی تو راهرو.

400
00:25:01,458 --> 00:25:03,668
‫تو چیکار کردی الیور؟

401
00:25:06,463 --> 00:25:09,549
‫دور مننژیت‌هاش یه‌کم بزرگ شده،

402
00:25:09,716 --> 00:25:11,009
‫چند ضایعه ماده سفید پراکنده داره.

403
00:25:11,051 --> 00:25:12,219
‫تو چشمن، ولی چیز خاصی نیستن.

404
00:25:12,260 --> 00:25:14,721
‫- پونکسیون کمری داشت؟
‫- آره. کاملا عادیه.

405
00:25:14,930 --> 00:25:16,723
‫پادتن‌ها هم به این زودی معلوم نمی‌شن.

406
00:25:16,932 --> 00:25:18,725
‫پس به نظرم با احتساب
‫اطلاعات ناشی از تصاویر،

407
00:25:18,934 --> 00:25:20,685
‫باید در اسرع وقت
‫از مغزش بافت‌برداری بشه.

408
00:25:20,894 --> 00:25:22,812
‫یادداشت آزمایش‌هایی رو
‫که تو جیبش گذاشتم پیدا کردین؟

409
00:25:23,021 --> 00:25:24,189
‫الان دارم می‌خونمش.

410
00:25:24,397 --> 00:25:25,732
‫اما حمله‌اش چی بود؟

411
00:25:25,941 --> 00:25:27,442
‫پردنیزون حمله ایجاد نمی‌کنه.

412
00:25:27,692 --> 00:25:29,736
‫آخه بهش حمله دست نداده بود.

413
00:25:29,945 --> 00:25:32,948
‫استروئید اثر کرده بود.

414
00:25:33,156 --> 00:25:35,825
‫در طول هوشیاری موقتش،

415
00:25:36,034 --> 00:25:37,786
‫بهش یاد دادم ادای حمله در بیاره...

416
00:25:37,994 --> 00:25:40,830
‫تا هادسون اوکس مجبور بشه منتقلش کنه.

417
00:25:43,458 --> 00:25:45,502
‫دکتر ولف توش نقش داشت.

418
00:25:46,962 --> 00:25:50,715
‫عجب.

419
00:25:50,924 --> 00:25:52,384
‫بیشتر به سوالم فکر نکردی؟

420
00:25:52,634 --> 00:25:54,970
‫چی باعث می‌شه
‫بیش از همه حس کنی خودتی؟

421
00:25:55,178 --> 00:25:57,013
‫هنوز هم بیمارها حساب نیستن؟

422
00:25:57,222 --> 00:25:58,598
‫هه.

423
00:25:58,765 --> 00:25:59,975
‫خب، موتورم رو فروختم.

424
00:26:00,183 --> 00:26:04,938
‫پس شنا، بدن‌سازی
‫و سرخس‌هام هستن.

425
00:26:04,980 --> 00:26:06,398
‫فهرست سالمیه.

426
00:26:09,526 --> 00:26:11,278
‫می‌شه روراست باشم دکتر آدلر؟

427
00:26:11,486 --> 00:26:12,904
‫ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازه است.

428
00:26:15,282 --> 00:26:18,618
‫وقتی با جاش تحقیقات پزشکی می‌کنم
‫حس می‌کنم خودمم.

429
00:26:20,954 --> 00:26:22,914
‫خوشم میاد که درکم می‌کنه.

430
00:26:24,082 --> 00:26:26,751
‫از خودم در حین همکاری با اون
‫خوشم میاد.

431
00:26:29,462 --> 00:26:31,256
‫همکاری با بقیه گاهی خیلی دردناکه،

432
00:26:31,464 --> 00:26:34,175
‫اما هیچ‌وقت واسه دوباره زندگی کردن
‫دیر نیست.

433
00:26:34,384 --> 00:26:37,053
‫برو سمت چیزی که بهت حس خوب می‌ده.

434
00:26:37,262 --> 00:26:38,763
‫لیاقتش رو داری.

435
00:26:41,308 --> 00:26:42,434
‫[بیمارستان عمومی برانکس]

436
00:26:42,475 --> 00:26:44,060
‫دکتر پیرس.

437
00:26:44,269 --> 00:26:45,562
‫عه، ویتنی، زیک.

438
00:26:45,770 --> 00:26:49,316
‫باید قبل از حرکت سمت خونه
‫یه سر به اینجا می‌زدیم.

439
00:26:49,524 --> 00:26:53,069
‫خیلی بابت همه‌چی ازتون ممنونیم...

440
00:26:53,278 --> 00:26:54,738
‫و متشکرم که تشویقم کردین
‫سفره دلم رو باز کنم.

441
00:26:54,904 --> 00:26:57,741
‫راست می‌گفتین.
‫الان وضعمون خیلی بهتره.

442
00:26:57,907 --> 00:26:59,367
‫واسه جفتتون خوشحالم.

443
00:26:59,576 --> 00:27:02,537
‫این نوع روراستی خیلی خاصه.

444
00:27:02,787 --> 00:27:05,165
‫محافظت ازش هم خیلی زحمت می‌خواد.

445
00:27:06,791 --> 00:27:09,794
‫وای.

446
00:27:09,961 --> 00:27:11,588
‫ممنون.

447
00:27:11,796 --> 00:27:12,756
‫خواهش می‌کنم.

448
00:27:19,804 --> 00:27:21,931
‫الان از آزمایشگاه زنگ زدن
‫و خبر خوشی دادن رگان.

449
00:27:22,140 --> 00:27:24,434
‫بیماری تو کاملا درمان‌پذیره.

450
00:27:24,684 --> 00:27:26,311
‫نوروسارکوید یه بیماری خودایمنیه...

451
00:27:26,519 --> 00:27:28,104
‫که معمولا تو ریه ایجاد می‌شه،

452
00:27:28,313 --> 00:27:29,731
‫اما تو بدن تو
‫مغزت رو تحت تأثیر قرار داده.

453
00:27:29,898 --> 00:27:31,816
‫خیلی نادره، اما بی‌سابقه نیست.

454
00:27:31,983 --> 00:27:35,445
‫معلوم شد چرا این همه سال
‫بیماریت رو اشتباه تشخیص می‌دادن.

455
00:27:35,695 --> 00:27:37,405
‫واسه همین با استروئید بهتر شدی.

456
00:27:37,614 --> 00:27:39,532
‫اما هیچ‌کدوم از داروهای روان
‫اثر نداشتن.

457
00:27:41,409 --> 00:27:43,370
‫یعنی کل اون تجربه‌هام،

458
00:27:43,578 --> 00:27:47,916
‫کل اون اهریمن‌ها و کابوس‌ها...

459
00:27:48,124 --> 00:27:50,543
‫هیچ‌کدومشون واقعی نبودن.

460
00:27:50,794 --> 00:27:52,170
‫احتمالا ریشه هیچ‌کدوم...

461
00:27:52,379 --> 00:27:53,922
‫از علائمت روانی نبوده.

462
00:27:54,130 --> 00:27:56,299
‫نوروسارکوید دلیل همه‌شونه.

463
00:27:56,508 --> 00:27:58,927
‫خودمون بهت استروئید
‫و متوترکسات زدیم.

464
00:27:59,135 --> 00:28:00,637
‫باید به مرور زمان بیشتر مصرف کنی،

465
00:28:00,845 --> 00:28:04,808
‫اما انتظار داریم حالت کاملا خوب بشه.

466
00:28:07,477 --> 00:28:08,937
‫می‌تونی بری خونه.

467
00:28:10,188 --> 00:28:13,024
‫کسی هست که واسه هماهنگی ترخیص
‫باهاش تماس بگیریم؟

468
00:28:15,443 --> 00:28:17,654
‫نه.

469
00:28:19,781 --> 00:28:22,450
‫نه. ای خدا.

470
00:28:22,659 --> 00:28:27,622
‫من عزیزانم رو خیلی عذاب دادم.

471
00:28:29,874 --> 00:28:31,835
‫الان دیگه خونه رفتن در کار نیست.

472
00:28:33,878 --> 00:28:36,506
‫من می‌دونم یکی خیلی دوست داره ببیندت.

473
00:28:41,428 --> 00:28:43,763
‫نباید بعد از خاموشی
‫از اتاقمون خارج بشیم.

474
00:28:43,930 --> 00:28:45,098
‫اینجا که زندان نیست.

475
00:28:45,306 --> 00:28:46,933
‫نباید از زندگی کردن بترسیم.

476
00:28:47,142 --> 00:28:48,893
‫گاهی آدم باید بپره تو دل آب.

477
00:28:48,935 --> 00:28:50,145
‫خیلی‌خب. اصلا ما رو کجا می‌بری؟

478
00:28:50,145 --> 00:28:52,063
‫از این طرف.

479
00:28:52,105 --> 00:28:53,898
‫خیلی‌خب.

480
00:28:55,775 --> 00:28:57,777
‫خیلی‌خب، حالا شد یه چیزی.

481
00:29:35,899 --> 00:29:38,234
‫اینجا دیگه چه خبره؟!

482
00:29:41,321 --> 00:29:43,156
‫خیلی شانس آوردی کسی مجروح نشد.

483
00:29:43,364 --> 00:29:45,658
‫استفاده از استخر بدون ناظر ممنوعه.

484
00:29:45,909 --> 00:29:47,577
‫این کار حتی واسه تو
‫هم سهل‌انگارانه بود.

485
00:29:47,827 --> 00:29:49,370
‫بیمارانتون بالاخره باید یه موقعی...

486
00:29:49,579 --> 00:29:51,164
‫بدون ناظر زندگی کنن.

487
00:29:51,372 --> 00:29:52,874
‫خب، البته اگه بذاری
‫هیچ‌کدومشون از اینجا برن.

488
00:29:53,041 --> 00:29:55,376
‫الیور. خیال می‌کردم بهتر شدی.

489
00:29:55,585 --> 00:29:56,669
‫اما رفتار اخیرت...

490
00:29:56,920 --> 00:29:58,671
‫انگار پسرفت داشته...
‫تکانشیه.

491
00:29:58,922 --> 00:30:01,549
‫راستش، من متوجه شدم
‫این‌جا اون‌قدرها هم بد نیست.

492
00:30:01,758 --> 00:30:04,177
‫یه سری از پرسنل آدم‌های خوبی‌ان.

493
00:30:04,385 --> 00:30:07,555
‫مشکل از هادسون اوکس نیست.
‫مشکل از توئه.

494
00:30:07,764 --> 00:30:09,224
‫با این که تو قبل از اینجا اومدنت...

495
00:30:09,432 --> 00:30:11,100
‫از من و کارم بدت می‌اومد،

496
00:30:11,100 --> 00:30:14,562
‫من از آدم‌های بدقلق نمی‌ترسم.

497
00:30:14,771 --> 00:30:16,147
‫کار من تأمین امنیت شما...

498
00:30:16,356 --> 00:30:18,107
‫و هدایت روند درمانتونه،

499
00:30:18,316 --> 00:30:20,985
‫انگیزه‌ام هم فقط نگرانی عمیق
‫واسه اشخاصیه...

500
00:30:21,194 --> 00:30:23,112
‫که با مشکلات سلامت روان
‫دست‌وپنجه نرم می‌کنن.

501
00:30:23,321 --> 00:30:25,156
‫جیب پرپول بیمارانت رو از قلم ننداز.

502
00:30:25,365 --> 00:30:28,535
‫حالا که حرفش شد،
‫من با بیمه‌ات تماس گرفتم.

503
00:30:28,743 --> 00:30:31,621
‫می‌خواستی بیشتر بمونی.
‫آرزوت برآورده شد.

504
00:30:31,871 --> 00:30:32,997
‫همه‌چی رو هماهنگ کردم.

505
00:30:41,923 --> 00:30:43,299
‫الیور.

506
00:30:43,508 --> 00:30:46,469
‫خبر خوش دارم.
‫ملاقاتی داری.

507
00:30:49,222 --> 00:30:52,684
‫انگار شبح دیدی.

508
00:30:52,934 --> 00:30:54,310
‫چرا اومدی اینجا؟

509
00:30:54,519 --> 00:30:56,020
‫مثلا می‌خوای اعلام پیروزی کنی؟

510
00:30:56,020 --> 00:30:58,231
‫برعکس.

511
00:30:58,439 --> 00:31:02,026
‫اومدم بگم تو بردی.
‫من دارم از بیمارستان برانکس می‌رم.

512
00:31:03,027 --> 00:31:05,655
‫دانشگاه نیویورک
‫درخواست رزیدنت داده...

513
00:31:05,905 --> 00:31:07,407
‫و دیگه مجبور نیستی
‫هیچ‌وقت من رو ببینی.

514
00:31:07,615 --> 00:31:10,451
‫دانشگاه نیویورک.

515
00:31:11,911 --> 00:31:15,123
‫مامانم گفته این کار رو بکنی؟

516
00:31:15,331 --> 00:31:16,499
‫نمی‌دونم بهت چی گفته،

517
00:31:16,708 --> 00:31:18,001
‫ولی اون کار رو قبول نکن.

518
00:31:18,167 --> 00:31:19,752
‫گمون نکنم امکان رو داشته باشم.

519
00:31:20,003 --> 00:31:22,380
‫من باهاش صحبت می‌کنم.
‫ردیفش می‌کنم.

520
00:31:22,422 --> 00:31:24,799
‫تو واقعا نمی‌خوای بری چارلی.

521
00:31:24,841 --> 00:31:26,676
‫اگه می‌خواستی،
‫الان اینجا نبودی.

522
00:31:27,051 --> 00:31:28,595
‫واقعا چرا اومدی ملاقاتم؟

523
00:31:28,636 --> 00:31:31,139
‫من اصلا نمی‌خواستم
‫هیچ‌کدوم این اتفاقات بیفته.

524
00:31:31,556 --> 00:31:33,641
‫نمی‌دونم چی می‌خواستم،

525
00:31:33,850 --> 00:31:34,976
‫ولی این رو نمی‌خواستم.

526
00:31:35,143 --> 00:31:38,438
‫در نتیجه... عذر می‌خوام.

527
00:31:42,650 --> 00:31:45,445
‫تو این کار رو با من نکردی.

528
00:31:45,653 --> 00:31:48,072
‫من اومدم اینجا چون
‫خیلی پیش از پیدا شدن تو...

529
00:31:48,239 --> 00:31:50,074
‫کمک نیاز داشتم
‫و کمک گرفتم.

530
00:31:55,496 --> 00:31:58,541
‫شاید مهم نباشه،
‫اما من می‌بخشمت.

531
00:32:02,629 --> 00:32:05,089
‫تو من رو خیلی یاد خودم می‌اندازی.

532
00:32:07,216 --> 00:32:09,969
‫من اصلا شبیه تو نیستم ولف.

533
00:32:13,056 --> 00:32:14,682
‫تو به اختیار حساسیت داری.

534
00:32:14,891 --> 00:32:16,809
‫به خودنابودگری معتادی.

535
00:32:17,060 --> 00:32:19,896
‫می‌خوای همه جز خودت رو درمان کنی
‫و عصبانی هستی.

536
00:32:20,104 --> 00:32:22,023
‫خیال می‌کنی این خشم
‫دردت رو تسکین می‌ده،

537
00:32:22,190 --> 00:32:25,443
‫اما تو رو با همه غریبه می‌کنه.

538
00:32:27,111 --> 00:32:29,197
‫حتی با خودت.

539
00:32:29,405 --> 00:32:32,116
‫بهم اعتماد کن.

540
00:32:33,826 --> 00:32:37,121
‫شب مراسم گفتی
‫«ببینیم کی زودتر از پا در میاد.»

541
00:32:38,998 --> 00:32:40,541
‫حقیقت از این قراره...

542
00:32:42,126 --> 00:32:46,422
‫همگی داریم تمام تلاشمون رو می‌کنیم
‫تا خودمون رو جمع و جور کنیم.

543
00:33:09,153 --> 00:33:11,614
‫عجیبه که...

544
00:33:11,823 --> 00:33:13,908
‫این سمت ماجرا هستم.

545
00:33:14,158 --> 00:33:17,704
‫فقط می‌خواستم بگم ممنونم...

546
00:33:17,912 --> 00:33:20,123
‫که زندگیم رو نجات دادی...

547
00:33:21,332 --> 00:33:23,918
‫و باقی‌مونده‌اش رو بهم دادی.

548
00:33:24,168 --> 00:33:25,753
‫لوسی و رکس رو دیدی؟

549
00:33:25,962 --> 00:33:28,172
‫نه. هنوز نه.

550
00:33:28,381 --> 00:33:35,722
‫بعد از اون همه کارم،
‫من فقط می‌خواستم ازشون محافظت کنم.

551
00:33:36,597 --> 00:33:38,182
‫تقصیر تو نبود.

552
00:33:38,391 --> 00:33:41,602
‫می‌دونم.
‫هنوز دارم با مشکلاتم می‌جنگم.

553
00:33:41,811 --> 00:33:44,063
‫فقط ظاهرشون عوض شده.

554
00:33:44,230 --> 00:33:46,774
‫کسی که بودم اذیتم می‌کنه.

555
00:33:46,983 --> 00:33:49,819
‫مغز بادوام‌ترین و وقف‌پذیرترین
‫عضو بدن ماست.

556
00:33:50,069 --> 00:33:52,989
‫مغز تو هم دوباره مال خودته،

557
00:33:53,197 --> 00:33:55,700
‫برای اولین بار پس از مدت‌ها.

558
00:33:57,785 --> 00:34:02,957
‫بیش از هر چیزی...

559
00:34:03,207 --> 00:34:05,793
‫می‌خوام بچه‌هام رو ببینم.

560
00:34:08,880 --> 00:34:11,674
‫فقط نمی‌دونم اون‌ها هم
‫می‌خوان من رو ببینن یا نه.

561
00:34:12,508 --> 00:34:14,802
‫خب، چون خودم...

562
00:34:15,011 --> 00:34:17,972
‫بابام مشکل روانی داشت...

563
00:34:19,432 --> 00:34:21,434
‫می‌تونم بگم بیش از هر چیزی...

564
00:34:25,563 --> 00:34:27,523
‫می‌خوان تو رو ببینن.

565
00:34:32,779 --> 00:34:35,364
‫عه، آفتاب از کدوم طرف در اومده.

566
00:34:35,573 --> 00:34:37,158
‫بیمارستان برانکس بهت میاد.

567
00:34:37,325 --> 00:34:38,618
‫می‌دونی کجا بیشتر بهم میاد؟

568
00:34:38,826 --> 00:34:40,620
‫- هوم.
‫- مطب شخصی جدیدمون.

569
00:34:40,828 --> 00:34:43,039
‫خوب شد گفتی...

570
00:34:43,247 --> 00:34:46,584
‫پارامژان بادمجون آوردم.

571
00:34:46,626 --> 00:34:47,960
‫مطب به ما نرسید، مگه نه؟

572
00:34:48,002 --> 00:34:50,046
‫باز هم مطب پیدا می‌شه.

573
00:34:50,046 --> 00:34:51,547
‫لازم نیست عجله کنیم.

574
00:34:53,382 --> 00:34:56,969
‫دفعه قبل که می‌خواستیم
‫مطب شخصی بزنیم دیر جنبیدیم.

575
00:34:57,011 --> 00:34:58,721
‫اهدافمون فرق داشت.

576
00:34:58,721 --> 00:35:01,641
‫حالا که شرایط محیاست،
‫خیال می‌کردم اهدافمون یکسانه.

577
00:35:01,766 --> 00:35:04,393
‫هست.
‫من هم می‌خوام مطب شخصی بزنیم.

578
00:35:04,435 --> 00:35:08,147
‫ببین، من مطب شخصی می‌خوام.

579
00:35:08,815 --> 00:35:13,986
‫می‌خوام تو محله گرون باشه، اتاق پرستار
‫داشته باشه، شب‌ها بی‌خوابی بکشم.

580
00:35:13,986 --> 00:35:17,198
‫می‌خوام تجهیزات پزشکی انتخاب کنم
‫و با منشیم دعوا کنم.

581
00:35:17,365 --> 00:35:19,784
‫من هم همه این‌ها رو می‌خوام.
‫همیشه می‌خواستم.

582
00:35:19,826 --> 00:35:22,245
‫درسته. ولی...

583
00:35:24,413 --> 00:35:26,582
‫گمون نکنم مطمئن باشی.

584
00:35:33,840 --> 00:35:36,300
‫الیور خوش‌شانسه
‫که مادری چون شما داره.

585
00:35:36,509 --> 00:35:38,803
‫همه خانواده‌ها این‌قدر حامی نیستن.

586
00:35:39,011 --> 00:35:44,100
‫البته، من باید نگرانیم راجع به پسرتون رو
‫باهاتون در میون بذارم.

587
00:35:44,308 --> 00:35:46,060
‫نگرانی؟

588
00:35:46,310 --> 00:35:48,688
‫یه مقدار پسرفت داشته.

589
00:35:48,896 --> 00:35:50,022
‫بعد از خاموشی بیرون بود.

590
00:35:50,273 --> 00:35:52,900
‫دزدکی وارد نواحی ممنوعه شد.

591
00:35:53,109 --> 00:35:55,278
‫حتی به دلایلی باور دارم...

592
00:35:55,444 --> 00:35:57,363
‫داروهای یه بیمار دیگه رو دزدیده.

593
00:35:57,572 --> 00:35:59,991
‫ظاهرا عین سابق شده.

594
00:36:00,241 --> 00:36:02,326
‫بیمه سخاوت به خرج داده
‫و پیشنهاد داده...

595
00:36:02,535 --> 00:36:05,246
‫هزینه یه ماه دیگه
‫بستری شدنش رو بده،

596
00:36:07,039 --> 00:36:08,666
‫البته مسلما اگه شما صلاح بدونین.

597
00:36:08,875 --> 00:36:11,169
‫هوم.

598
00:36:11,210 --> 00:36:12,962
‫با پدر الیور،

599
00:36:13,337 --> 00:36:15,673
‫سال‌ها طول کشید تا نشانه‌های...

600
00:36:15,882 --> 00:36:18,593
‫زمان بردنش به بیمارستان
‫و خونه آوردنش رو...

601
00:36:18,801 --> 00:36:21,345
‫تشخیص بدم.

602
00:36:21,345 --> 00:36:23,139
‫اما در نهایت...

603
00:36:26,517 --> 00:36:28,269
‫با یه نگاه فهمیدم.

604
00:36:31,063 --> 00:36:33,608
‫الان هم می‌فهمم.

605
00:36:33,816 --> 00:36:35,776
‫آماده است.

606
00:36:43,701 --> 00:36:47,371
‫بهبود یافتن به ندرت
‫خطی پیش می‌ره...

607
00:36:47,538 --> 00:36:50,625
‫و معمولا یادمون می‌ره چقدر دردناکه.

608
00:36:50,833 --> 00:36:52,418
‫اما برعکس جسم،

609
00:36:52,627 --> 00:36:54,837
‫ذهن به طریقی در نقاط آسیب‌دیده...

610
00:36:55,046 --> 00:36:57,173
‫قوی‌تر از قبل ظاهر می‌شه.

611
00:37:46,514 --> 00:37:48,933
‫نمی‌دونم بیشتر از دیدن کدومتون خوشحالم.

612
00:37:49,141 --> 00:37:51,060
‫چه‌جوری...

613
00:37:51,310 --> 00:37:52,979
‫با خودم گفتم باید یه‌جوری بری خونه.

614
00:37:55,064 --> 00:37:56,857
‫- ممنون.
‫- هوم.

615
00:38:01,570 --> 00:38:04,198
‫خب، برنامه چیه؟

616
00:38:04,448 --> 00:38:05,616
‫اولین کاری که می‌خوای بکنی چیه؟

617
00:38:05,825 --> 00:38:07,702
‫باید برم سوفیا رو نجات بدم.

618
00:38:09,620 --> 00:38:11,539
‫شوخی کردم.

619
00:38:11,747 --> 00:38:14,041
‫می‌خوام زندگیم رو بکنم.

620
00:38:15,876 --> 00:38:17,670
‫می‌خوام با عزیزانم بهتر رفتار کنم.

621
00:38:32,184 --> 00:38:33,477
‫[الف ولف]

622
00:38:35,938 --> 00:38:38,691
‫«ترجمه از کیارش»