1
00:00:05,296 --> 00:00:07,090
‫آنچه گذشت...

2
00:00:07,173 --> 00:00:09,634
‫من می‌خوام اطمینان حاصل کنم
‫وقتی بیماران به بیمارستانمون میان،

3
00:00:09,718 --> 00:00:10,877
‫کسی رو داشته باشن...

4
00:00:10,927 --> 00:00:12,762
‫که به فکر صلاح بیمار باشه.

5
00:00:12,846 --> 00:00:15,348
‫من دکتر پیرس رو گزارش کرده بودم،
‫ولی خودم و ایشون مسئله رو حل کردیم.

6
00:00:15,432 --> 00:00:17,217
‫- می‌شه ما هم حلش کنیم؟
‫- نه.

7
00:00:17,267 --> 00:00:18,393
‫پرونده سوفیا کجاست؟

8
00:00:18,435 --> 00:00:20,145
‫چیه؟
‫ازم قایمش کردین یا...؟

9
00:00:20,228 --> 00:00:22,439
‫- کجاست؟
‫- تو بیماری رو از خودت در آوردی...

10
00:00:22,522 --> 00:00:24,774
‫- که بتونی نجات بدی.
‫- کار من تأمین امنیت تو...

11
00:00:24,858 --> 00:00:26,818
‫و هدایت مسیر درمانته
‫و انگیزه‌ام...

12
00:00:26,901 --> 00:00:28,361
‫جیب پرپول بیمارهاته.

13
00:00:28,445 --> 00:00:30,280
‫هادسون اوکس مشکلی نداره.
‫مشکلش تویی.

14
00:00:30,321 --> 00:00:32,949
‫تحت نظر من، دکتر ولف
‫رئیس بخش اعصاب می‌مونه.

15
00:00:33,032 --> 00:00:36,661
‫اگه قراره به‌خاطر نظرم
‫دیگه رئیس نباشم، عیبی نداره.

16
00:00:36,745 --> 00:00:38,913
‫الیور، ملاقاتی داری.

17
00:00:38,955 --> 00:00:40,198
‫برنامه چیه؟

18
00:00:40,248 --> 00:00:41,416
‫اولین کاری که می‌خوای بکنی چیه؟

19
00:00:41,458 --> 00:00:43,209
‫می‌خوام با عزیزانم بهتر رفتار کنم.

20
00:00:46,212 --> 00:00:48,214
‫«ترجمه از کیارش»

21
00:00:48,631 --> 00:00:51,259
‫شکل‌گیری عادات جدید سخته.

22
00:00:51,468 --> 00:00:54,596
‫می‌گن فقط بیست و یک روز
‫طول می‌کشه که عادتی شکل بگیره.

23
00:00:55,430 --> 00:00:56,673
‫درون مغز،

24
00:00:56,723 --> 00:00:58,933
‫تغییر تقریبا آنی رخ می‌ده.

25
00:00:59,058 --> 00:01:02,353
‫سیناپس‌ها چند دقیقه
‫بعد از رفتار جدید تغییر می‌کنن.

26
00:01:03,480 --> 00:01:05,440
‫بعد از چند ساعت،
‫مدارهای عصبی...

27
00:01:05,482 --> 00:01:07,901
‫رفتار جدید رو شناسایی کرده
‫و انتظارش رو دارن،

28
00:01:07,942 --> 00:01:10,612
‫حتی وقتی ما هنوز نمی‌تونیم
‫راحت این روند عادی جدید رو...

29
00:01:10,695 --> 00:01:12,689
‫در برنامه روزانه‌مون جا بدیم.

30
00:01:12,739 --> 00:01:14,324
‫[فروشگاه چندمنظوره]

31
00:01:14,365 --> 00:01:14,908
‫[ایستگاه خیابان ۱۶۷]

32
00:01:14,949 --> 00:01:17,402
‫بعد از چند هفته،
‫ساختار مغز تغییر می‌کنه،

33
00:01:17,452 --> 00:01:20,246
‫مسیرها تقویت می‌شن.

34
00:01:20,288 --> 00:01:22,907
‫اما با این که مغز
‫با این تغییر وقف پیدا کرده،

35
00:01:22,957 --> 00:01:25,585
‫بدنمون واسه وقف یافتن
‫وقت بیشتری نیاز داره.

36
00:01:30,882 --> 00:01:32,675
‫آره، من دیگه شیرینی درست می‌کنم.

37
00:01:32,759 --> 00:01:35,011
‫دکتر آدلر پیشنهاد داد
‫سرگرمی جدیدی پیدا کنم.

38
00:01:35,094 --> 00:01:36,421
‫- هوم.
‫- عه.

39
00:01:36,471 --> 00:01:38,348
‫شیرینی تو رو فردا بهت می‌دم.
‫این‌ها مال هکتور و آتوئن.

40
00:01:38,389 --> 00:01:40,600
‫وقتی دارم می‌رم سر کار،
‫تو راه بهشون تحویل می‌دم.

41
00:01:40,642 --> 00:01:42,352
‫خیلی حیفه که هکتور هنوز اونجاست.

42
00:01:42,393 --> 00:01:44,270
‫قرار بود مرخص بشه.

43
00:01:44,312 --> 00:01:45,813
‫باید برم حالش رو بپرسم.

44
00:01:47,148 --> 00:01:51,194
‫خب، حالا که قراره برگردی سر کار
‫چه حسی داری؟

45
00:01:51,277 --> 00:01:53,605
‫وای، آماده‌ام.
‫بالاخره دارم...

46
00:01:53,655 --> 00:01:56,157
‫- دوباره عین سابق می‌شم.
‫- خب، من بهت افتخار می‌کنم ولف.

47
00:01:56,241 --> 00:01:59,444
‫ورود دوباره به دنیا
‫بعد از چنین اتفاقی راحت نیست.

48
00:01:59,494 --> 00:02:02,205
‫اضطراب داشتن هم عادیه.

49
00:02:02,288 --> 00:02:05,291
‫نه بابا.
‫اِم، مشکلم اون نیست.

50
00:02:06,668 --> 00:02:08,119
‫جاشه.

51
00:02:08,169 --> 00:02:10,004
‫مدام فکر می‌کنم
‫که می‌اومد ملاقاتم.

52
00:02:10,046 --> 00:02:11,756
‫بعد از ترخیصم هم حالم رو پرسیده.

53
00:02:11,839 --> 00:02:14,133
‫عذاب وجدان دارم
‫که باهاش بد رفتار می‌کردم.

54
00:02:14,217 --> 00:02:15,426
‫ولی از طرفی،

55
00:02:15,468 --> 00:02:16,794
‫ممکنه فقط دلش برام بسوزه.

56
00:02:16,844 --> 00:02:19,889
‫- ممکنه...
‫- چرا با خودش حرف نمی‌زنی؟

57
00:02:19,973 --> 00:02:22,016
‫- درست می‌گی.
‫- من همیشه درست می‌گم.

58
00:02:24,018 --> 00:02:25,645
‫بگو تو بیمارستان چه خبره.

59
00:02:25,687 --> 00:02:27,647
‫- وقتی نبودم چی شده بود؟
‫- کینی هنوز...

60
00:02:27,730 --> 00:02:28,898
‫خانم همه‌کاره است.

61
00:02:29,023 --> 00:02:30,733
‫پورتر از وقتی مادرت زهره‌ترکش کرد،

62
00:02:30,817 --> 00:02:32,360
‫بهترین رفتار خودش رو نشون می‌ده.

63
00:02:32,443 --> 00:02:34,862
‫سیلوا گمون می‌کنه
‫محفظه فشار تسخیر شده،

64
00:02:34,946 --> 00:02:37,740
‫اما جزئیاتش رو نمی‌گه.
‫آها، راستی...

65
00:02:38,866 --> 00:02:41,160
‫من و تورن هم ارتباط صمیمی داریم.

66
00:02:44,163 --> 00:02:46,457
‫کارول...

67
00:02:46,541 --> 00:02:49,752
‫با چه جرئتی این مسئله رو
‫بهم نگفتی؟

68
00:02:49,836 --> 00:02:52,213
‫خب، تو واقعا دچار فروپاشی روانی شده بودی.

69
00:02:52,255 --> 00:02:55,633
‫- این که دلیل نمی‌شه.
‫- ضمنا، حال می‌ده...

70
00:02:55,717 --> 00:02:58,720
‫که این راز کوچک بین خودمون باشه.

71
00:02:58,845 --> 00:03:01,055
‫خب...

72
00:03:01,097 --> 00:03:03,016
‫ارتباطتون خوبه؟

73
00:03:03,099 --> 00:03:05,226
‫وای عزیز دلم.

74
00:03:07,895 --> 00:03:09,022
‫زود باش خانم.

75
00:03:09,063 --> 00:03:11,691
‫- سفارش می‌دی یا نه؟
‫- ببین داداش، من دوستت دارم،

76
00:03:11,733 --> 00:03:13,526
‫ولی بهم فشار نیار، خب؟

77
00:03:13,568 --> 00:03:16,404
‫آره، من یه قهوه کوچک می‌خوام.

78
00:03:16,487 --> 00:03:19,449
‫ته‌نشین هم نشده باشه.
‫قهوه تازه دم‌شده می‌خوام.

79
00:03:19,490 --> 00:03:21,909
‫- ردیفه.
‫- فقط می‌تونم دوتا بگیرم!

80
00:03:21,993 --> 00:03:23,369
‫خودت واسه خودت بگیر!

81
00:03:23,411 --> 00:03:24,529
‫چهار دلار می‌شه.

82
00:03:24,579 --> 00:03:26,698
‫چهار دلار واسه قهوه کوچک؟

83
00:03:26,748 --> 00:03:28,124
‫به من میاد گردشگر باشم؟

84
00:03:28,207 --> 00:03:30,042
‫این روزها بهترین قیمت شهر رو
‫من می‌دم.

85
00:03:30,126 --> 00:03:31,536
‫مگه از وضع بازار خبر نداری؟

86
00:03:31,586 --> 00:03:34,255
‫ببین، من قهوه کوچک خواستم.

87
00:03:34,297 --> 00:03:36,299
‫- تو بزرگ‌ترین لیوان رو بهم دادی.
‫- کوچک سفارش دادی.

88
00:03:36,382 --> 00:03:39,093
‫من هم بهت کوچک دادم.
‫دست از سرم بردار خانم!

89
00:03:39,135 --> 00:03:40,344
‫بعدی.

90
00:03:40,428 --> 00:03:42,972
‫آها، می‌شه یه کاپوچینو بدین؟
‫اِم...

91
00:03:44,682 --> 00:03:46,309
‫[صبحانه داغ]
‫[نوشیدنی خنک]

92
00:03:51,314 --> 00:03:53,399
‫[لیدل سنتر]

93
00:03:54,399 --> 00:04:04,399
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

94
00:04:08,247 --> 00:04:10,082
‫[لیدل سنتر]

95
00:04:32,855 --> 00:04:35,433
‫- صبح به خیر دکتر ولف.
‫- عه، بالاخره اومد!

96
00:04:35,483 --> 00:04:37,693
‫- خوش برگشتی.
‫- خوش برگشتی دکتر ولف.

97
00:04:37,777 --> 00:04:38,769
‫عه، چی آوردین؟

98
00:04:38,819 --> 00:04:40,821
‫آها، این‌ها رو دیشب درست کردم.

99
00:04:40,905 --> 00:04:42,990
‫خواستم از بخشمون تشکر کنم...

100
00:04:43,074 --> 00:04:46,702
‫که در غیاب من هوای اینجا رو داشتن.

101
00:04:46,786 --> 00:04:49,163
‫- می‌خوری؟
‫- عه!

102
00:04:49,247 --> 00:04:50,665
‫- هوم!
‫- وای!

103
00:04:50,748 --> 00:04:52,617
‫- هوم. خیلی خوشمزه است.
‫- وای.

104
00:04:52,667 --> 00:04:54,710
‫آها، با بلوبری درست کردم.
‫خلاصه...

105
00:04:54,794 --> 00:04:57,547
‫- هوم.
‫- آره.

106
00:04:57,630 --> 00:04:59,590
‫- بهم بگین چه خبر بود.
‫- سرمون شلوغ بود.

107
00:04:59,674 --> 00:05:01,676
‫امروز صبح چند بستری جدید داشتیم
‫و پرونده‌هاشون رو...

108
00:05:01,717 --> 00:05:03,511
‫- اینجا براتون جمع کردیم.
‫- به نظرم بهتره...

109
00:05:03,553 --> 00:05:05,429
‫به آقای آلبرگتی
‫تو اتاق ۳۰۳ دقت کنین،

110
00:05:05,513 --> 00:05:07,181
‫آخه دچار بحران سرعیه.

111
00:05:07,223 --> 00:05:10,434
‫بهش سرم میدازولام
‫و لوتیراستام دوز بالا زدیم.

112
00:05:10,476 --> 00:05:13,304
‫خانم اسمیت هم اتاق ۳۰۵ـه
‫که سندرم گیلن باره داره...

113
00:05:13,354 --> 00:05:15,356
‫ظاهرا فلجش دیگه بدتر نشده،

114
00:05:15,398 --> 00:05:17,525
‫اما شش ساعت یه‌بار
‫علائم حیاتیش رو بررسی می‌کنیم.

115
00:05:17,566 --> 00:05:19,610
‫- کلی آزمایش نوشتین.
‫- دکتر کینی نمی‌خواست...

116
00:05:19,694 --> 00:05:21,487
‫هیچی از قلم بیفته.

117
00:05:21,570 --> 00:05:23,481
‫فقط می‌خواستم همه‌چی
‫در غیاب شما...

118
00:05:23,531 --> 00:05:25,908
‫خوب پیش بره.

119
00:05:27,535 --> 00:05:29,745
‫آها، یه گزینه خوب
‫واسه ترخیص داریم...

120
00:05:29,829 --> 00:05:31,122
‫آقای میلر تو اتاق ۳۱۵.

121
00:05:31,205 --> 00:05:34,166
‫دردش امروز خیلی کمتر شده.

122
00:05:34,208 --> 00:05:37,003
‫خب، ظاهرا خوبه.

123
00:05:37,044 --> 00:05:38,546
‫راستی...

124
00:05:38,629 --> 00:05:40,589
‫به کار خوبتون ادامه بدین.

125
00:05:51,267 --> 00:05:52,893
‫به نظرت چطور بود؟

126
00:05:52,977 --> 00:05:56,514
‫انگار یهو با چارلی رفیق جینگ شده،
‫اما هنوز از من متنفره.

127
00:05:56,564 --> 00:05:59,150
‫فقط می‌خوام دکتر ولف بدونه
‫همه‌چی تحت کنترلمونه.

128
00:05:59,233 --> 00:06:01,110
‫آخه به زودی رزیدنت می‌شیم.

129
00:06:01,193 --> 00:06:03,020
‫ولی من زیاده‌روی کردم؟

130
00:06:03,070 --> 00:06:05,072
‫آره. احتمالا.

131
00:06:05,114 --> 00:06:07,116
‫بی‌شوخی؟

132
00:06:10,036 --> 00:06:13,414
‫ولف.

133
00:06:13,497 --> 00:06:15,583
‫سلام.

134
00:06:16,917 --> 00:06:19,253
‫خوشحالم می‌بینم برگشتی سر کار.

135
00:06:19,378 --> 00:06:21,756
‫اِم...

136
00:06:21,881 --> 00:06:24,341
‫تو این‌ها رو درست کردی؟

137
00:06:24,425 --> 00:06:26,761
‫آره.
‫با خودم گفتم...

138
00:06:26,844 --> 00:06:29,138
‫این‌جوری لطفت رو که برام
‫بیگل آوردی جبران کنم.

139
00:06:31,599 --> 00:06:33,100
‫وای. هوم.

140
00:06:33,225 --> 00:06:35,770
‫وای، آره، خوشمزه‌ان.

141
00:06:35,853 --> 00:06:38,481
‫بقیه‌اش رو بعدا می‌خورم.

142
00:06:40,107 --> 00:06:43,986
‫می‌خواستم ازت تشکر کنم
‫که تو هادسون اوکسم به ملاقاتم اومدی.

143
00:06:44,070 --> 00:06:46,697
‫بابت کل اتفاقاتی که قبل از حمله‌ام رخ داد
‫عذر می‌خوام.

144
00:06:46,781 --> 00:06:48,657
‫می‌دونم دوستیمون رو
‫خیلی خراب می‌کنم...

145
00:06:48,741 --> 00:06:50,618
‫و اینجا سر کار برات مشکل تراشیده بودم.

146
00:06:50,659 --> 00:06:53,120
‫اصلا لازم نیست بابت چیزی عذرخواهی کنی.

147
00:06:55,790 --> 00:06:57,241
‫مایلی شام مهمونت کنم؟

148
00:06:57,291 --> 00:07:00,628
‫شام یعنی...

149
00:07:00,669 --> 00:07:03,414
‫یعنی مهمونی شام گروهی.

150
00:07:03,464 --> 00:07:05,466
‫با حضور خودت و کارول و بقیه.

151
00:07:05,508 --> 00:07:07,968
‫واسه همه غذا درست می‌کنم.

152
00:07:08,010 --> 00:07:09,637
‫بو رو هم دعوت کن.

153
00:07:09,678 --> 00:07:11,180
‫- اگه وقت داشت.
‫- خیلی‌خب.

154
00:07:11,305 --> 00:07:13,224
‫- دیگه آشپزی هم می‌کنی؟
‫- آره.

155
00:07:14,934 --> 00:07:16,644
‫اِم...

156
00:07:16,685 --> 00:07:18,604
‫باید برم اورژانس.

157
00:07:32,493 --> 00:07:34,411
‫ببخشید.

158
00:07:34,495 --> 00:07:37,623
‫سلام.

159
00:07:37,665 --> 00:07:41,293
‫آره، دوری و دوستی
‫واسه اورژانس صادق نیست.

160
00:07:41,377 --> 00:07:42,787
‫خوش برگشتی.

161
00:07:42,837 --> 00:07:45,047
‫بگو اونجا چطور بود.
‫آروم بود؟

162
00:07:45,130 --> 00:07:46,924
‫هیچ زخم بازی نبود؟
‫بوی خفیف ادرار نبود؟

163
00:07:47,007 --> 00:07:48,217
‫آرامش‌بخش بود.
‫ساکت بود.

164
00:07:48,300 --> 00:07:50,177
‫الان وقت هنردرمانی بود.

165
00:07:50,219 --> 00:07:51,679
‫وای، خیلی دلم می‌خواد
‫برم هنردرمانی.

166
00:07:51,720 --> 00:07:54,348
‫دکتر ولف، نمی‌دونستم
‫به شما هم گفتن بیاین پایین.

167
00:07:54,431 --> 00:07:56,016
‫قطعا خودمون از پسش بر میایم،
‫اگه شما می‌خواین...

168
00:07:56,058 --> 00:07:57,968
‫- من مشکلی ندارم.
‫- والدین مضطربی دارم...

169
00:07:58,018 --> 00:08:00,137
‫که می‌خوان بهترین متخصص اعصابمون رو ببینن.

170
00:08:00,187 --> 00:08:02,356
‫واسه همین
‫کل متخصصان اعصابمون رو می‌فرستم.

171
00:08:02,439 --> 00:08:04,275
‫این پایین ولف رو در اولین بازگشتش...

172
00:08:04,316 --> 00:08:06,986
‫می‌فرستیم سراغ گرگ‌ها.
‫موفق باشی دکتر.

173
00:08:07,027 --> 00:08:09,154
‫[خروجی]
‫[بیمارستان عمومی برانکس]

174
00:08:09,196 --> 00:08:10,981
‫خب، داشتم تو گروه مامانم...

175
00:08:11,031 --> 00:08:13,150
‫پیام می‌دادم
‫و یه سری فرضیه دارن.

176
00:08:13,200 --> 00:08:15,786
‫یه مورد تو آلاباما هست،

177
00:08:15,869 --> 00:08:18,414
‫تومور مغزیه که اولش...

178
00:08:18,539 --> 00:08:20,416
‫چطوره اول اسممون رو بگیم؟

179
00:08:20,499 --> 00:08:24,712
‫من فاکس هستم.
‫ایشون زنم گریره.

180
00:08:24,795 --> 00:08:27,923
‫ایشون هم نور زندگیمون سیجه.

181
00:08:28,007 --> 00:08:30,676
‫کمتر از معمول گریه می‌کنه
‫و دچار یبوست شده.

182
00:08:30,718 --> 00:08:32,261
‫من اخیرا برگشتم سر کار،

183
00:08:32,386 --> 00:08:35,139
‫ولی به مهدکودکش سپردیم که حتما...

184
00:08:35,222 --> 00:08:36,724
‫روند دفع مدفوعش رو
‫تو برنامه ثبت کنن.

185
00:08:36,807 --> 00:08:38,392
‫ممکنه اونجا بلایی...

186
00:08:38,434 --> 00:08:40,269
‫- سرش اومده باشه؟ مثلا...
‫- بهتره بذارین ما...

187
00:08:40,352 --> 00:08:42,104
‫بدون فرضیه‌های خارجی
‫معاینه‌مون رو بکنیم.

188
00:08:42,187 --> 00:08:43,514
‫خیالتون از بابت دکترها راحت باشه،

189
00:08:43,564 --> 00:08:44,940
‫مخصوصا الان که دکتر ولف برگشتن.

190
00:08:45,065 --> 00:08:46,567
‫از کجا برگشتن؟

191
00:08:46,608 --> 00:08:48,018
‫آها، من مرخصی کوتاهی داشتم
‫تا تو یه آسایشگاه...

192
00:08:48,068 --> 00:08:50,521
‫روانی بستری بشم،
‫اما کاملا آماده‌ام...

193
00:08:50,571 --> 00:08:52,031
‫دوباره طبابت کنم.

194
00:08:52,114 --> 00:08:53,657
‫- یعنی دیوونه‌خونه بوده؟
‫- خیلی‌خب.

195
00:08:53,699 --> 00:08:55,951
‫چند وقته که یبوست داری؟

196
00:08:56,035 --> 00:08:58,287
‫همه‌چی از سه روز پیش شروع شد.

197
00:08:58,370 --> 00:08:59,830
‫خب، ممکنه تغییرات خوش‌خیم...

198
00:08:59,913 --> 00:09:01,457
‫مربوط به الگوی رشد عادی...

199
00:09:01,540 --> 00:09:02,791
‫و محیط جدید مهدکودک باشه.

200
00:09:02,875 --> 00:09:04,126
‫ولی دکتر کینی، دکتر پورتر،
‫بیاین...

201
00:09:04,251 --> 00:09:05,502
‫سیج رو کامل معاینه کنیم
‫تا مطمئن بشیم...

202
00:09:05,586 --> 00:09:07,755
‫چیزی رو از قلم ننداختیم.

203
00:09:10,257 --> 00:09:12,760
‫لطفا همچنان خونسردیتون رو حفظ کنین.

204
00:09:12,801 --> 00:09:15,471
‫کارم داره تموم می‌شه.
‫خیلی‌خب.

205
00:09:15,554 --> 00:09:17,931
‫نه بابابزرگ، تو نه.
‫نه، نه، نه.

206
00:09:18,015 --> 00:09:19,683
‫تو نه. بیا.

207
00:09:19,767 --> 00:09:22,311
‫از کلاهت خوشم میاد.
‫بهت میاد.

208
00:09:22,394 --> 00:09:25,481
‫پس تو... تو بشین.
‫خودت رو اذیت نکن، باشه؟

209
00:09:25,564 --> 00:09:27,983
‫ببینین، من تا حالا
‫بلایی سر کسی نیاوردم...

210
00:09:28,067 --> 00:09:29,893
‫و نمی‌خوام امروز شروع کنم،

211
00:09:29,943 --> 00:09:33,197
‫پس بیاین همگی آروم باشیم، خب؟

212
00:09:36,784 --> 00:09:40,788
‫وای نه، نه، نه.
‫نه، نه، نه، نه!

213
00:09:42,748 --> 00:09:44,625
‫نه، تکون نخورین!

214
00:09:47,711 --> 00:09:50,247
‫[صندوق پس‌انداز برانکس]

215
00:09:50,297 --> 00:09:52,508
‫چه‌جوری این‌قدر کوچک شدین؟

216
00:09:59,348 --> 00:10:01,592
‫- بله؟
‫- آروم باشین خانم.

217
00:10:01,642 --> 00:10:04,144
‫- می‌خوایم همه سالم بمونن.
‫- من هم همین رو می‌خوام.

218
00:10:04,186 --> 00:10:07,439
‫- پس فقط کمکم کن پسر.
‫- می‌کنم.

219
00:10:07,481 --> 00:10:09,149
‫در ازای گروگان‌ها چه درخواستی داری؟

220
00:10:09,191 --> 00:10:11,443
‫من... من... من...

221
00:10:15,030 --> 00:10:17,199
‫من دکتر لازم دارم.

222
00:10:20,702 --> 00:10:21,995
‫عذر می‌خوام.

223
00:10:22,037 --> 00:10:24,873
‫کارول. سلام.

224
00:10:24,957 --> 00:10:27,042
‫سلام.
‫گفته بودی اولین روز بازگشتم...

225
00:10:27,084 --> 00:10:29,002
‫- میای و همراهیم می‌کنی.
‫- آشنام تو کلانتری برانکس...

226
00:10:29,044 --> 00:10:31,547
‫بهم زنگ زد.
‫تو صندوق پس‌انداز برانکس...

227
00:10:31,630 --> 00:10:33,215
‫گروگان‌گیری رخ داده.

228
00:10:33,298 --> 00:10:34,842
‫الان دیگه سرقت از بانک
‫هم به کارت اضافه شده؟

229
00:10:34,883 --> 00:10:37,261
‫سارق وحشت کرده،
‫می‌گه مردم ریز می‌بینه.

230
00:10:37,344 --> 00:10:39,596
‫- مردم ریز؟
‫- درخواست روان‌پزشک دادن.

231
00:10:39,680 --> 00:10:41,632
‫اختلال ادراکی ممکنه عصبی باشه.

232
00:10:41,682 --> 00:10:43,267
‫بیا.

233
00:10:43,308 --> 00:10:45,561
‫[یک‌بیستم آمریکایی‌ها]
‫[از افسردگی رنج می‌برند]

234
00:10:45,602 --> 00:10:48,021
‫اولین روز بازگشتته.

235
00:10:54,736 --> 00:10:57,531
‫آره، بذارین رد بشن!

236
00:10:57,573 --> 00:11:01,318
‫سلام، از این طرف دکتر پیرس،
‫دکتر ولف.

237
00:11:01,368 --> 00:11:03,912
‫مظنونمون پشت خط ثابته.

238
00:11:06,790 --> 00:11:09,751
‫ما اینجاییم.

239
00:11:09,793 --> 00:11:12,421
‫[مرکز فرماندهی سیار]
‫[کلانتری نیویورک]

240
00:11:15,549 --> 00:11:16,717
‫خانم...

241
00:11:16,800 --> 00:11:18,510
‫یه دکتر اینجاست.

242
00:11:18,594 --> 00:11:21,221
‫من دکتر کارول پیرس، رئیس بخش روان‌درمانی
‫بیمارستان عمومی برانکسم.

243
00:11:21,263 --> 00:11:22,931
‫اومدم کمکت کنم.
‫اسمت چیه؟

244
00:11:23,015 --> 00:11:25,434
‫آلیسا. آلیسا.
‫اسمم آلیساست.

245
00:11:25,517 --> 00:11:29,104
‫سلام آلیسا. می‌شه حست رو
‫برام توصیف کنی؟

246
00:11:29,187 --> 00:11:31,898
‫آره، می‌ترسم.

247
00:11:32,024 --> 00:11:34,860
‫انگار همه‌چی اشتباهه.

248
00:11:34,943 --> 00:11:37,613
‫ازش بپرس همیشه اشتباهه...

249
00:11:37,696 --> 00:11:39,072
‫- یا متناوبه.
‫- خیلی‌خب.

250
00:11:39,156 --> 00:11:41,191
‫آلیسا، همه‌چی همیشه اشتباهه...

251
00:11:41,241 --> 00:11:42,826
‫یا فقط هر از گاهی اشتباهه؟

252
00:11:42,909 --> 00:11:45,120
‫آره، می‌شه گفت...

253
00:11:45,203 --> 00:11:46,913
‫هر از گاهی این‌جوری می‌شه.

254
00:11:46,955 --> 00:11:48,123
‫ازش بپرس...

255
00:11:48,206 --> 00:11:49,750
‫حس می‌کنه تو بدن خودش
‫جایی نداره؟

256
00:11:49,833 --> 00:11:52,628
‫- آهای، صدای کیه؟
‫- صدای همکارمه.

257
00:11:52,711 --> 00:11:54,713
‫من دکتر ولف هستم.
‫متخصص اعصابم.

258
00:11:54,755 --> 00:11:58,634
‫آره، آره، انگار هیچی تو بدنم
‫سر جاش نیست.

259
00:11:58,717 --> 00:12:00,802
‫همین آقائه رو می‌خوام.
‫اون می‌دونه چه سوالاتی بپرسه.

260
00:12:00,844 --> 00:12:04,264
‫باید همین الان بیاد این تو.

261
00:12:05,474 --> 00:12:07,643
‫من؟

262
00:12:07,768 --> 00:12:10,103
‫- کارول؟
‫- من تو گوشتم.

263
00:12:10,145 --> 00:12:12,222
‫می‌تونیم هر مکالمه‌ای
‫از درون ساختمون رو بشنویم.

264
00:12:12,272 --> 00:12:14,024
‫اولویت من اون گروگان‌هان.

265
00:12:14,107 --> 00:12:16,777
‫گمون کنم امنیت ایشون هم هست؟

266
00:12:16,818 --> 00:12:18,612
‫ولف، مطمئنی از پس این کار بر میای؟

267
00:12:18,653 --> 00:12:20,489
‫- می‌تونی قبول نکنی.
‫- نه. من مشکلی ندارم.

268
00:12:20,572 --> 00:12:22,324
‫اولویت من بیمارمه.

269
00:12:22,449 --> 00:12:24,484
‫سابقه‌دار مسلحه.
‫تنش‌زدایی کن.

270
00:12:24,534 --> 00:12:25,786
‫راضیش کن تسلیم بشه.

271
00:12:25,827 --> 00:12:27,621
‫پونزده دقیقه وقت داری
‫تا یگان ویژه برسه اینجا.

272
00:12:27,746 --> 00:12:30,082
‫خیلی‌خب.

273
00:12:32,584 --> 00:12:35,504
‫ولف هیچ مشکلی نداره، مگه نه؟

274
00:12:35,587 --> 00:12:37,547
‫نه.

275
00:12:37,631 --> 00:12:39,800
‫از این بهتر نمی‌شه.

276
00:12:45,389 --> 00:12:46,173
‫[پلیس]

277
00:12:46,223 --> 00:12:47,599
‫خیلی‌خب.

278
00:12:47,682 --> 00:12:51,395
‫از کجا بدونم پلیسی نیستی
‫که لباس دکتر پوشیدی؟

279
00:12:51,478 --> 00:12:53,980
‫چه بدونم.
‫اگه بخوای، می‌تونم...

280
00:12:54,022 --> 00:12:56,433
‫کل جدول تناوبی رو به ترتیب
‫از حفظ بگم؟

281
00:12:56,483 --> 00:12:59,436
‫عنصر شماره ۲۰۷ چیه؟

282
00:12:59,486 --> 00:13:02,322
‫سوال انحرافی بود، آخه جدول
‫فقط تا عنصر ۱۱۸ ادامه داره.

283
00:13:02,405 --> 00:13:04,658
‫اما روز به روز دارن کشفیات جدید می‌کنن...

284
00:13:04,699 --> 00:13:06,368
‫خیلی‌خب خوره خان.

285
00:13:06,493 --> 00:13:08,328
‫پلیس نیستی.

286
00:13:10,205 --> 00:13:13,125
‫امروز صبح به من هم سخت گذشته.

287
00:13:13,166 --> 00:13:14,876
‫اولین روز بازگشتم سر کار...

288
00:13:14,960 --> 00:13:17,587
‫بعد از ترخیصم از آسایشگاه روانیه.

289
00:13:19,756 --> 00:13:22,592
‫ببین، ببین، عالی تنش‌زدایی کردی ولف.

290
00:13:22,676 --> 00:13:24,961
‫- ده دقیقه.
‫- فقط حهت یادآوری...

291
00:13:25,011 --> 00:13:26,471
‫ده دقیقه وقت داری.

292
00:13:26,513 --> 00:13:28,265
‫آها، برام دکتر...

293
00:13:28,348 --> 00:13:29,933
‫- دیوانه فرستادن؟
‫- خب، خودت خواستی...

294
00:13:30,016 --> 00:13:32,561
‫- من بیام.
‫- وای، عالیه.

295
00:13:32,644 --> 00:13:34,187
‫پس الان همه دیوانه‌ان.

296
00:13:34,229 --> 00:13:35,856
‫من دیوانه‌ام. تو دیوانه‌ای.

297
00:13:35,939 --> 00:13:38,775
‫به نظرم جفتمون داریم
‫تمام تلاشمون رو می‌کنیم آلیسا.

298
00:13:38,859 --> 00:13:40,652
‫اما مردم راحت قضاوت می‌کنن.

299
00:13:40,735 --> 00:13:43,071
‫بذار کمکت کنم ثابت کنیم
‫اون آدمی که می‌گن نیستی.

300
00:13:44,197 --> 00:13:47,993
‫اجازه هست یه معاینه جسمانی
‫مختصر انجام بدم؟

301
00:13:50,328 --> 00:13:51,872
‫باشه.

302
00:13:51,955 --> 00:13:55,500
‫وای! وای، اون چه‌جوری
‫تو جیبت جا شده بود؟!

303
00:13:56,042 --> 00:13:59,045
‫- بندازش! بندازش!
‫- باشه. باشه، باشه.

304
00:13:59,087 --> 00:14:02,007
‫بیا... بیا فقط صحبت کنیم.

305
00:14:05,176 --> 00:14:07,429
‫می‌شه از خال‌کوبیت برام بگی؟

306
00:14:07,554 --> 00:14:12,058
‫دقیقا قبل از آزادیم از زندان
‫خال‌کوبی کردمش.

307
00:14:12,100 --> 00:14:13,727
‫نیاز داشتم...

308
00:14:13,852 --> 00:14:17,981
‫یه سری خال‌کوبی مسخره رو
‫بپوشونم تا شاید بتونم کار پیدا کنم.

309
00:14:18,023 --> 00:14:20,233
‫نتیجه نداد!

310
00:14:20,358 --> 00:14:21,902
‫یـ...

311
00:14:21,943 --> 00:14:27,357
‫یادم می‌اندازه ارزشمندترین
‫چیز زندگیم چیه...

312
00:14:27,407 --> 00:14:30,193
‫دوستم تس
‫که مادر خیلی خوبیه...

313
00:14:30,243 --> 00:14:33,788
‫و تو دلم جا داره.

314
00:14:33,872 --> 00:14:35,582
‫هوام رو داشت.

315
00:14:35,624 --> 00:14:37,584
‫دکتر من می‌گه
‫وقتی آدم می‌ره خونه،

316
00:14:37,626 --> 00:14:40,545
‫خیلی مهمه که دوباره با چیزهایی
‫که خوشحالش می‌کنن ارتباط برقرار کنه.

317
00:14:41,922 --> 00:14:43,924
‫من هم دوستانی دارم
‫که هوام رو داشتن.

318
00:14:44,007 --> 00:14:46,760
‫خب، با یکیشون بدرفتاری کرده بودم،
‫الان مهمونی شام برگزار کردم...

319
00:14:46,801 --> 00:14:49,095
‫- و نمی‌دونم...
‫- ولف، الان وقتش نیست.

320
00:14:49,137 --> 00:14:52,682
‫آره. خیلی ارزشمنده
‫که یکی این‌قدر...

321
00:14:52,766 --> 00:14:55,477
‫واسه آدم ارزش قائل باشه.

322
00:14:55,560 --> 00:14:57,896
‫اون خوشحالم می‌کنه.

323
00:14:57,979 --> 00:14:59,773
‫راستش، فقط می‌خوام
‫لطفش رو جبران کنم، متوجهی؟

324
00:14:59,814 --> 00:15:01,941
‫می‌دونم.
‫پس... پس بیا...

325
00:15:01,983 --> 00:15:03,727
‫تو رو برگردونیم پیش خانواده‌ات
‫و بذاریم این همه آدم...

326
00:15:03,777 --> 00:15:05,487
‫برگردن پیش عزیزانشون.

327
00:15:05,528 --> 00:15:07,238
‫گمون نکنم تو اومده باشی اینجا
‫بلایی سر کسی بیاری، مگه نه؟

328
00:15:07,280 --> 00:15:09,983
‫نه. قرار بود زود برم.

329
00:15:10,033 --> 00:15:11,901
‫پول تو ساکم بود.
‫باید می‌رفتم.

330
00:15:11,951 --> 00:15:14,329
‫ولی...

331
00:15:14,412 --> 00:15:16,790
‫جا نمی‌شدم.

332
00:15:16,831 --> 00:15:18,958
‫کجا جا نمی‌شدی؟

333
00:15:19,084 --> 00:15:21,127
‫نه، ببین، من می‌خواستم برم.

334
00:15:21,169 --> 00:15:23,922
‫ولی... ولی در...

335
00:15:23,963 --> 00:15:26,633
‫خیلی کوچک بود و من...

336
00:15:26,675 --> 00:15:30,303
‫من خیلی بزرگ بودم.

337
00:15:30,345 --> 00:15:32,681
‫چه بلایی سرم اومده؟

338
00:15:34,808 --> 00:15:36,935
‫[ماسک و لباس پزشکی الزامی است]

339
00:15:36,976 --> 00:15:38,478
‫خب، معاینه‌تون تموم شد؟

340
00:15:38,520 --> 00:15:40,021
‫فهمیدین چه مشکلی داره؟

341
00:15:40,105 --> 00:15:42,816
‫آها، فاکس داره سیج رو
‫می‌خوابونه تا چرت بزنه.

342
00:15:42,899 --> 00:15:45,318
‫برنامه خوابش خیلی مهمه.
‫ولی می‌تونم...

343
00:15:45,360 --> 00:15:47,237
‫نه، مشکلی نیست.
‫بهتره طبق برنامه‌اش عمل کنین.

344
00:15:47,320 --> 00:15:49,364
‫معاینه اولیه‌مون
‫چیز خطرناکی نشون نداد،

345
00:15:49,447 --> 00:15:51,199
‫اما ضربان قلبش یه‌کم کنده.

346
00:15:51,282 --> 00:15:53,535
‫- یعنی چی؟
‫- فعلا مشخص نیست.

347
00:15:53,618 --> 00:15:55,612
‫باید چند آزمایش بگیریم.

348
00:15:55,662 --> 00:15:57,747
‫شما رزیدنتین، درسته؟

349
00:15:57,831 --> 00:16:00,667
‫دکتر دیگه‌ای نیست
‫که بتونیم باهاش صحبت کنیم؟

350
00:16:00,708 --> 00:16:02,794
‫ما کاملا صلاحیت داریم...

351
00:16:02,836 --> 00:16:04,337
‫تا معاینه مورد نیاز دخترتون رو انجام بدیم.

352
00:16:04,462 --> 00:16:06,506
‫یه پرستار می‌فرستیم تا خونش رو بگیره.

353
00:16:12,303 --> 00:16:13,680
‫بهتره ولف رو خبر کنیم، مگه نه؟

354
00:16:13,721 --> 00:16:16,141
‫حتی صرفا واسه این که
‫خیال والدینش راحت بشه.

355
00:16:16,182 --> 00:16:18,768
‫اولین روز بازگشتشه.
‫نمی‌خوام تحت فشار قرار بگیره.

356
00:16:18,852 --> 00:16:20,270
‫ما از وقتی نبود...

357
00:16:20,353 --> 00:16:21,771
‫بخشمون رو اداره کردیم، مگه نه؟

358
00:16:21,855 --> 00:16:25,650
‫اصلا از کی تا حالا
‫تو می‌خوای دکتر ولف رو خبر کنی؟

359
00:16:25,733 --> 00:16:28,153
‫از کی تا حالا تو نمی‌خوای؟

360
00:16:29,988 --> 00:16:33,533
‫بیا به ولف ثابت کنیم
‫از پسش برمیایم دیگه، باشه؟

361
00:16:37,162 --> 00:16:40,206
‫سلام. بفرما بشین.

362
00:16:40,248 --> 00:16:41,624
‫من دکتر کارول پیرس هستم.

363
00:16:41,708 --> 00:16:43,668
‫- تو تس هستی؟
‫- آره. آلیسا دوستمه.

364
00:16:43,710 --> 00:16:45,662
‫خودم به پلیسه گفتم که...

365
00:16:45,712 --> 00:16:47,922
‫این ماجرا رو تو اخبار دیدم و...

366
00:16:48,047 --> 00:16:49,966
‫- وای خدایا، متأسفم.
‫- چیزی نیست، چیزی نیست.

367
00:16:50,049 --> 00:16:51,885
‫می‌تونی راجع بهش
‫بهمون چیزی بگی؟

368
00:16:53,344 --> 00:16:55,096
‫می‌دونم الان باورش سخته،

369
00:16:55,180 --> 00:16:56,840
‫ولی عمرا اگه بلایی سر کسی بیاره.

370
00:16:56,890 --> 00:16:58,600
‫آدم خیلی مهربونیه.

371
00:16:58,683 --> 00:17:02,395
‫خب، اخیرا از خودش
‫رفتار عجیبی بروز نداده؟

372
00:17:02,437 --> 00:17:04,063
‫یه مشکلی داشت.
‫مدام می‌گه...

373
00:17:04,105 --> 00:17:08,109
‫همه‌چی عجیب جلوه می‌کنه
‫و درکش از زمان خراب شده.

374
00:17:08,234 --> 00:17:10,854
‫هفته پیش بعد از یه شیفت کامل
‫رفتم خونه...

375
00:17:10,904 --> 00:17:13,156
‫و آلیسا گفت:
‫«انگار هر بار می‌ری بیرون،»

376
00:17:13,239 --> 00:17:15,867
‫«یه چیزی جا می‌ذاری، مگه نه؟»

377
00:17:15,909 --> 00:17:18,036
‫آلیسا خیال می‌کرد
‫فقط پنج دقیقه رفته بودم.

378
00:17:18,119 --> 00:17:20,864
‫نه ساعت خونه نبودم.

379
00:17:20,914 --> 00:17:24,167
‫خیلی‌خب.

380
00:17:24,250 --> 00:17:26,836
‫ببین ولف، ظاهرا...

381
00:17:26,920 --> 00:17:29,923
‫آلیسا اختلال زمانی چشمگیری رو
‫تجربه می‌کنه.

382
00:17:30,048 --> 00:17:33,042
‫عمو تامی من هم...
‫خب، راستش یه آقاییه...

383
00:17:33,092 --> 00:17:35,044
‫که روی یه مبل
‫دم ساختمونم زندگی می‌کنه...

384
00:17:35,094 --> 00:17:36,721
‫و می‌گه من رد دادم.

385
00:17:36,763 --> 00:17:39,724
‫می‌گه تأثیر مواده،
‫ولی من هیچ‌وقت سمتش نرفتم.

386
00:17:44,187 --> 00:17:46,606
‫چیکار می‌کنی؟
‫دارم آزمایش می‌کنم.

387
00:17:53,071 --> 00:17:55,823
‫من تقریبا چند وقت داشتم رژه می‌رفتم؟

388
00:17:55,907 --> 00:17:58,993
‫چه بدونم.
‫حدود ده دقیقه؟

389
00:18:02,121 --> 00:18:04,499
‫گمون کنم کم‌کم دارم درک می‌کنم...

390
00:18:04,582 --> 00:18:07,168
‫چطور دنیا رو تجربه می‌کنی.

391
00:18:09,587 --> 00:18:13,216
‫وقتی مغز آدم گولش می‌زنه...

392
00:18:13,299 --> 00:18:16,135
‫و چیزهایی می‌بینه
‫که وجود ندارن خیلی سخته.

393
00:18:24,310 --> 00:18:27,814
‫ممکنه باعث بشه آدم
‫خیلی احساس تنهایی کنه.

394
00:18:30,608 --> 00:18:36,364
‫عین یه آدم‌فضایی تو دنیایی
‫که بقیه عادی‌ان.

395
00:18:47,834 --> 00:18:50,128
‫ولی مجبور نیستی اینجا تنها باشی آلیسا.

396
00:18:52,088 --> 00:18:54,090
‫من کنارتم.

397
00:18:55,909 --> 00:19:05,909
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

398
00:19:07,728 --> 00:19:09,138
‫ولف؟

399
00:19:09,188 --> 00:19:11,816
‫ولف، اون تو چه خبر شده؟

400
00:19:16,487 --> 00:19:19,073
‫تیر خورده.
‫زود آمبولانس لازم داریم.

401
00:19:22,160 --> 00:19:24,203
‫زن چهل‌ساله
‫که به بالای سینه‌اش تیر خورده.

402
00:19:24,245 --> 00:19:26,330
‫فشارش نوزده روی یازدهه،

403
00:19:26,372 --> 00:19:27,657
‫صدای ریه‌اش از دو سمت خوبه.

404
00:19:27,707 --> 00:19:28,991
‫شما دوتا دیگه تکنیسین اورژانس شدین؟

405
00:19:29,041 --> 00:19:30,877
‫احتمالا ورودی و خروجی کالیبر پایینه.

406
00:19:30,918 --> 00:19:32,295
‫می‌شه صد میلی‌گرم فنتانیل آماده کنن؟

407
00:19:32,378 --> 00:19:34,005
‫شنیدین که دکتر چی گفت.
‫سریع صد میل فنتانیل بیارین.

408
00:19:34,046 --> 00:19:36,299
‫نخ ابریشم و گاز لازم دارم.

409
00:19:36,340 --> 00:19:37,925
‫اون بیرون چه خبر بود؟

410
00:19:38,009 --> 00:19:39,677
‫ببین، باید سریع دست‌بندش باز بشه.

411
00:19:39,719 --> 00:19:41,012
‫اینجا بیمارستانه، زندان نیست.

412
00:19:41,053 --> 00:19:43,306
‫به هر حال بعدش می‌ریم اونجا.

413
00:19:43,347 --> 00:19:45,766
‫آماده باشین.

414
00:19:47,059 --> 00:19:48,936
‫ای بابا!

415
00:19:49,020 --> 00:19:52,607
‫سلام، سلام. شانس آورد
‫با بخیه خوب شد.

416
00:19:52,690 --> 00:19:54,901
‫یه گلوله کالیبر پایین
‫کامل خارج شده بود.

417
00:19:54,984 --> 00:19:57,445
‫جراحت شدیدی نداره.
‫الان دیگه مشکل بخش اعصابه.

418
00:19:57,528 --> 00:19:59,572
‫آره، خب، کلانتری می‌خواد
‫مشکل خودشون باشه.

419
00:19:59,614 --> 00:20:01,023
‫به هیچ وجه.

420
00:20:01,073 --> 00:20:03,117
‫من گمون می‌کنم
‫بیماری عصبی نادرش...

421
00:20:03,242 --> 00:20:04,744
‫هم بدخیمه
‫هم داره بدتر می‌شه.

422
00:20:04,785 --> 00:20:06,787
‫باید سریع معاینه بشه،
‫وگرنه ممکنه بمیره.

423
00:20:06,871 --> 00:20:08,247
‫رئیس‌پلیس بدجوری بهم گیر داده...

424
00:20:08,372 --> 00:20:10,032
‫چرا یکی از پزشکان ناظرمون
‫که مال بخش تروما نیست...

425
00:20:10,082 --> 00:20:11,542
‫وارد صحنه جرم فعال شده.

426
00:20:11,626 --> 00:20:13,377
‫- ممکنه بود تیر بخوری.
‫- ولی نخوردم.

427
00:20:13,419 --> 00:20:15,046
‫ضمنا، تفنگش پلاستیکی بود.

428
00:20:15,129 --> 00:20:18,466
‫من با کلانتری صحبت می‌کنم،
‫ولی از نظر پزشکی مشکلی نداره.

429
00:20:18,507 --> 00:20:21,594
‫می‌تونن هروقت خواستن ببرنش.

430
00:20:21,636 --> 00:20:24,931
‫علائم آلیسا خیلی عجیب بودن.

431
00:20:24,972 --> 00:20:27,141
‫نظرت چیه؟

432
00:20:28,392 --> 00:20:30,311
‫اِم...

433
00:20:30,436 --> 00:20:33,439
‫من گمون می‌کنم آلیسا دچار سندرم تاد شده...

434
00:20:33,481 --> 00:20:34,774
‫که نام دیگه‌اش...

435
00:20:34,857 --> 00:20:37,235
‫- سندرم آلیس در سرزمین عجایبه؟
‫- دقیقا.

436
00:20:37,276 --> 00:20:38,986
‫بیماری عصبی نادریه...

437
00:20:39,070 --> 00:20:40,571
‫که ادراک رو مختل می‌کنه.

438
00:20:40,655 --> 00:20:42,406
‫بعضی‌ها می‌گن خود لوئیس کارول هم
‫ازش رنج می‌برد.

439
00:20:42,490 --> 00:20:44,325
‫روش خوبی واسه پول در آوردن
‫ازش پیدا کرد.

440
00:20:44,450 --> 00:20:46,077
‫از خصوصیات توهم‌زاش...

441
00:20:46,160 --> 00:20:49,080
‫متاکروموپسیا
‫و ادراک رنگی متفاوته.

442
00:20:49,163 --> 00:20:52,625
‫وقتی آلیس معجون «من رو بخور» رو می‌خوره،

443
00:20:52,750 --> 00:20:55,336
‫ریز می‌شه، هرچی دورش هست رو
‫عظیم می‌بینه...

444
00:20:55,419 --> 00:20:57,129
‫که اسمش ماکروپسیاست.

445
00:20:57,171 --> 00:21:00,466
‫آلیسا هم واسه همین باور داشت
‫ممکنه با چراغ‌قوه خودکاریم لهش کنم.

446
00:21:00,591 --> 00:21:02,927
‫وقتی آلیس کیک «من رو بخور» رو می‌خوره،

447
00:21:03,010 --> 00:21:05,888
‫بزرگ می‌شه و کل شخصیت‌ها رو
‫کوچک می‌بینه.

448
00:21:05,930 --> 00:21:07,223
‫- میکروپسیا.
‫- میکروپسیا.

449
00:21:07,264 --> 00:21:08,849
‫معلوم شد چرا گروگان‌ها ریز بودن.

450
00:21:08,933 --> 00:21:10,309
‫گربه چشیر عادت داره...

451
00:21:10,351 --> 00:21:11,594
‫دقیقا جلوی صورت آلیس
‫ظاهر بشه،

452
00:21:11,644 --> 00:21:13,312
‫نشان‌دهنده نزدیک‌پنداری و دورپنداریه،

453
00:21:13,437 --> 00:21:15,982
‫اختلالاتی که اشیاء
‫نزدیک‌تر یا دورتر...

454
00:21:16,023 --> 00:21:17,400
‫از مکان اصلیشون جلوه می‌کنن.

455
00:21:17,483 --> 00:21:21,612
‫در نهایت به خرگوش سفید
‫مشهور و تنبلمون می‌رسیم.

456
00:21:21,654 --> 00:21:24,156
‫اشاره به درک اشتباه از زمان داره...

457
00:21:24,198 --> 00:21:25,866
‫و معلوم شد چرا فرق بین پنج دقیقه...

458
00:21:25,950 --> 00:21:27,451
‫و نه ساعت رو تشخیص نمی‌داد.

459
00:21:27,535 --> 00:21:29,537
‫متأسفانه این سندرم
‫فقط نشانه چیز دیگه‌ایه.

460
00:21:29,662 --> 00:21:31,280
‫اگه دلیل اصلیش رو تشخیص ندیم،

461
00:21:31,330 --> 00:21:32,665
‫ممکنه نتونیم آلیسا رو درمان کنیم.

462
00:21:32,790 --> 00:21:34,333
‫ممکنه توده مغزی، تومور،

463
00:21:34,458 --> 00:21:35,668
‫تشنج کانونی یا عفونت باشه.

464
00:21:35,793 --> 00:21:37,128
‫من عکس‌برداری و آزمایش‌ها رو می‌نویسم...

465
00:21:37,169 --> 00:21:39,505
‫و سابقه درمانیش رو بررسی می‌کنم.

466
00:21:40,673 --> 00:21:42,091
‫[خروجی]

467
00:21:42,133 --> 00:21:43,676
‫سیلوا!

468
00:21:43,759 --> 00:21:45,636
‫دفعه بعد که یکی از رؤسای بخش بیمارستانم
‫به سرقت بانک می‌ره،

469
00:21:45,720 --> 00:21:47,596
‫- ممنون می‌شم خبردار بشم.
‫- به نظرتون احتمالا...

470
00:21:47,638 --> 00:21:49,473
‫چون ولف رفته سرقت بانک...

471
00:21:49,515 --> 00:21:51,467
‫عصبانی نشدین؟

472
00:21:51,517 --> 00:21:53,060
‫اگه هر کدوم از کارکنانم...

473
00:21:53,144 --> 00:21:54,804
‫خودشون رو این‌جوری به خطر بندازن،
‫نگران امنیتشون می‌شم.

474
00:21:54,854 --> 00:21:56,430
‫آها، حتما، قطعا همین‌طوره.

475
00:21:56,480 --> 00:21:57,306
‫[خطر]
‫[در معرض پرتو قرار می‌گیرید]

476
00:21:57,356 --> 00:22:00,901
‫خب، جاش خیلی عصبانی شده بود...

477
00:22:01,026 --> 00:22:02,403
‫که رفته بودی سرقت بانک.

478
00:22:02,486 --> 00:22:04,029
‫آره، من کارش رو پیچیده می‌کنم.

479
00:22:04,071 --> 00:22:07,324
‫عه، باید بهت یادآوری کنم
‫که واسه بازگشتت مبارزه کرده بود؟

480
00:22:07,366 --> 00:22:09,368
‫هنوز باهاش صحبت نکردی؟

481
00:22:09,452 --> 00:22:10,911
‫چرا. یه‌کم کردم.

482
00:22:10,995 --> 00:22:12,830
‫به مهمونی شام دعوتش کردم،

483
00:22:12,872 --> 00:22:14,498
‫اما هنوز نگفته میاد یا نه،

484
00:22:14,540 --> 00:22:16,417
‫ولی ظاهرا همین کار رو می‌کنم.

485
00:22:16,500 --> 00:22:17,877
‫- تو هم میای.
‫- عه!

486
00:22:17,918 --> 00:22:19,754
‫سرقت از بانک و مهمونی شام.

487
00:22:19,837 --> 00:22:22,423
‫چه روز بازگشت خفنی.

488
00:22:23,966 --> 00:22:25,843
‫چی شده؟

489
00:22:25,885 --> 00:22:27,887
‫همه مدام بهم می‌گن
‫خیلی مافین‌هام رو دوست دارن.

490
00:22:28,012 --> 00:22:29,597
‫- خیلی‌خب.
‫- خب، به نظرم واقعا...

491
00:22:29,680 --> 00:22:30,806
‫از مافین‌هام خوششون نمیاد.

492
00:22:30,890 --> 00:22:32,349
‫به نظرم دارن مدیریتم می‌کنن.

493
00:22:32,433 --> 00:22:34,018
‫می‌ترسن اگه حرف نامناسبی بزنن،

494
00:22:34,101 --> 00:22:35,561
‫رد می‌دم و دوباره از هادسون اوکس
‫سر در میارم.

495
00:22:35,644 --> 00:22:37,563
‫ای بابا، من این‌طور نبودم.
‫به من مافین نرسید.

496
00:22:37,605 --> 00:22:39,398
‫تو هم امروز نگران من بودی.

497
00:22:39,440 --> 00:22:41,901
‫نگران ورودت
‫به شرایط گروگان‌گیری مسلحانه بودم؟

498
00:22:41,942 --> 00:22:44,695
‫بله، بودم.

499
00:22:46,530 --> 00:22:48,365
‫ببین، شاید مردم عجیب رفتار کنن.

500
00:22:48,407 --> 00:22:50,659
‫یا شاید خودت انتظار داری
‫عجیب رفتار کنن.

501
00:22:50,701 --> 00:22:52,286
‫یا شاید جفتش صادقه.

502
00:22:52,411 --> 00:22:54,663
‫در هر صورت، باید وقت بدی.

503
00:22:54,705 --> 00:22:58,667
‫باید خودت رو وقف بدی
‫و اون‌ها هم باید خودشون رو باهات وقف بدن.

504
00:23:01,462 --> 00:23:02,922
‫خب، غافل‌گیر شدم.

505
00:23:02,963 --> 00:23:05,966
‫- اون سی‌تی اسکن...
‫- کاملا عادیه.

506
00:23:06,050 --> 00:23:07,468
‫جالبه.

507
00:23:07,551 --> 00:23:09,545
‫باید دوباره با آلیسا صحبت کنم...

508
00:23:09,595 --> 00:23:11,305
‫و ببینم چی رو از قلم انداختم.

509
00:23:11,388 --> 00:23:14,216
‫عه.

510
00:23:14,266 --> 00:23:15,976
‫عه، نوزاده است.
‫باید برم.

511
00:23:16,060 --> 00:23:17,728
‫راستی، راز کوچک تو هم...

512
00:23:17,770 --> 00:23:20,981
‫به مهمونی شام دعوته،
‫پس بهش خبر بده.

513
00:23:24,652 --> 00:23:26,153
‫وای خدایا.

514
00:23:26,278 --> 00:23:27,947
‫- چش شده؟
‫- دکتر ولف درستش می‌کنه.

515
00:23:27,988 --> 00:23:30,950
‫عذر می‌خوام. عذر می‌خوام.

516
00:23:31,033 --> 00:23:32,618
‫سلام. چیزی نیست.

517
00:23:32,660 --> 00:23:34,662
‫چشم‌هاش سریع
‫و با ضرب‌آهنگ می‌لرزن.

518
00:23:34,703 --> 00:23:36,121
‫می‌دونم می‌دونم.

519
00:23:36,163 --> 00:23:37,289
‫نیستاگموس افقی.

520
00:23:37,331 --> 00:23:38,415
‫تا حالا اصلا این‌جوری نشده بود؟

521
00:23:38,457 --> 00:23:39,959
‫نه، اصلا.

522
00:23:40,000 --> 00:23:42,077
‫- معاینه کانونی چی شد؟
‫- افت خفیف داشت.

523
00:23:42,127 --> 00:23:43,921
‫- سی‌تی چی؟
‫- منفی بود.

524
00:23:43,963 --> 00:23:45,297
‫ترالی اورژانس رو قطع کن.

525
00:23:45,339 --> 00:23:47,591
‫سیلوا، از داروخونه بی‌آی‌جی بگیر.

526
00:23:47,633 --> 00:23:50,010
‫باید کل سرم‌ها سریع قطع بشن.

527
00:23:50,094 --> 00:23:52,421
‫دکتر، چیکار می‌کنین؟

528
00:23:52,471 --> 00:23:55,307
‫دارم جون بچه‌تون رو نجات می‌دم.

529
00:24:00,688 --> 00:24:02,940
‫بوتولیسم؟
‫چطور این‌جوری شد؟

530
00:24:02,982 --> 00:24:05,317
‫خب، ممکنه از غذا
‫به بوتولیسم دچار بشه.

531
00:24:05,401 --> 00:24:08,654
‫به احتمال زیاد سیج
‫از خاک یا ماسه گرفته...

532
00:24:08,821 --> 00:24:10,656
‫که هاگ باکتری روش بوده.

533
00:24:10,698 --> 00:24:13,108
‫خوش‌بختانه، با آنتی‌توکسین
‫کاملا درمان‌پذیره.

534
00:24:13,158 --> 00:24:15,995
‫ممکنه از چیزی
‫تو مهدکودک باشه...

535
00:24:16,036 --> 00:24:18,197
‫- یا بدتر، تو خونه‌مون باشه؟
‫- پیش میاد.

536
00:24:18,247 --> 00:24:20,499
‫احتمالا اصلا نمی‌فهمیم از کجا گرفته.

537
00:24:22,126 --> 00:24:23,711
‫ما کل کتاب‌ها رو خوندیم.

538
00:24:23,836 --> 00:24:25,212
‫بهترین صندلی مخصوص ماشین رو خریدیم.

539
00:24:25,295 --> 00:24:27,006
‫خونه‌مون رو واسه نوزاد آماده کردیم.

540
00:24:27,089 --> 00:24:28,465
‫دیـ...

541
00:24:28,507 --> 00:24:31,218
‫دیگه چه کاری از دستمون بر میاد؟

542
00:24:35,305 --> 00:24:39,351
‫باورم نمی‌شه تیر خوردم.

543
00:24:39,393 --> 00:24:41,353
‫نمی‌خوام پز بدم،
‫ولی من واقعا تو...

544
00:24:41,478 --> 00:24:43,230
‫سرقت از بانک ماهرم.

545
00:24:43,355 --> 00:24:45,524
‫- هوم.
‫- ببین، دنبال کار گشتم،

546
00:24:45,566 --> 00:24:48,318
‫اما بچه‌ها درخواست ثبت‌نام
‫تو یه مدرسه خصوصی گرون دادن،

547
00:24:48,360 --> 00:24:50,154
‫عمو تامی مبل جدید لازم داشت،

548
00:24:50,237 --> 00:24:52,906
‫دوچرخه جی‌جی، دخترک همسایه رو دزدیدن...

549
00:24:53,032 --> 00:24:55,868
‫و تس سه‌جا کار می‌کنه.

550
00:24:55,909 --> 00:24:58,203
‫هیچ‌کس حاضر نبود استخدامم کنه.

551
00:24:58,328 --> 00:25:01,331
‫واسه همین برگشتم سر کاری
‫که از همه بهتر بلدم.

552
00:25:01,415 --> 00:25:05,627
‫می‌دونم راه درستی
‫در پیش نگرفتم، ولی...

553
00:25:05,711 --> 00:25:08,338
‫می‌خواستم خرج اطرافیانم رو بدم.

554
00:25:08,380 --> 00:25:10,716
‫ضمنا، داشتم قسر در می‌رفتم.

555
00:25:10,758 --> 00:25:12,050
‫ببین...

556
00:25:12,092 --> 00:25:14,219
‫- پس‌انداز دارم.
‫- بهتره اصلا...

557
00:25:14,261 --> 00:25:16,180
‫- این چیزها رو به من نگی.
‫- درسته.

558
00:25:16,263 --> 00:25:18,515
‫اما امروز فرق داشت، درسته؟
‫تا حالا تو کارهای قبلیت...

559
00:25:18,599 --> 00:25:22,311
‫از این اختلالات
‫آلیس در سرزمین عجایب نداشتی؟

560
00:25:22,394 --> 00:25:25,606
‫اصلا عین امروز نبود.
‫نه.

561
00:25:27,524 --> 00:25:29,485
‫بدنم...

562
00:25:29,568 --> 00:25:33,021
‫انگار اصلا درست نیست.

563
00:25:33,071 --> 00:25:38,035
‫حس می‌کنم...

564
00:25:38,118 --> 00:25:41,205
‫کل این اتاق رو پر کردم.

565
00:25:46,835 --> 00:25:50,297
‫متأسفم آلیسا، حتما خیلی گیج‌کننده است.

566
00:25:51,298 --> 00:25:54,927
‫راستش، اخیرا خیلی بدتر شده.

567
00:25:56,220 --> 00:26:00,098
‫از وقتی از زندان آزاد شدم،
‫یه‌جای کار می‌لنگه.

568
00:26:00,265 --> 00:26:02,226
‫خونه از چیزی که یادمه کوچک‌تره.

569
00:26:02,267 --> 00:26:04,311
‫بچه‌ها دیگه از من بلندتر شدن...

570
00:26:04,394 --> 00:26:06,438
‫و همه‌چی خیلی سریع پیش می‌ره.

571
00:26:10,817 --> 00:26:12,027
‫ای بابا.

572
00:26:12,528 --> 00:26:16,156
‫قبلا خیال می‌کردم حبس کشیدن
‫سخت‌ترین کار عمرمه.

573
00:26:17,950 --> 00:26:21,495
‫اما بعدش آزاد شدم.

574
00:26:23,705 --> 00:26:25,115
‫[تمام ملاقات‌کنندگان باید نامشان را]
‫[در باجه پرستاری ثبت کنند]

575
00:26:25,165 --> 00:26:26,917
‫سلام، آفرین کینی.

576
00:26:26,959 --> 00:26:28,752
‫کم پیش میاد آدم
‫جون یه نوزاد گوگولی رو نجات بده.

577
00:26:28,794 --> 00:26:31,213
‫دوست‌هام از ساوث‌گیت گفتن
‫اخیرا موارد بوتولیسم نوزاد...

578
00:26:31,255 --> 00:26:34,716
‫- افزایش داشته.
‫- واقعا؟

579
00:26:34,758 --> 00:26:37,761
‫آره. ظاهرا یه شیر خشک گرون‌قیمت
‫کلی برگشتی داشته.

580
00:26:37,803 --> 00:26:39,763
‫وای، کاش می‌شد بشنوم...

581
00:26:39,805 --> 00:26:41,640
‫تو گروه مامان‌های پارک اسلوپ چی می‌گن.

582
00:26:41,682 --> 00:26:43,684
‫حتما کلی داستان درست شده.

583
00:26:57,197 --> 00:26:59,157
‫دکتر دنگ،
‫چند وقته می‌خواستم باهات...

584
00:26:59,324 --> 00:27:01,201
‫راجع به این که دکتر پیرس رو
‫گزارش کردی صحبت کنم.

585
00:27:01,326 --> 00:27:04,705
‫رفتار من غیرحرفه‌ای
‫و نامهربانانه بود.

586
00:27:04,830 --> 00:27:06,331
‫لیاقتت این نبود.

587
00:27:06,373 --> 00:27:08,041
‫من اون موقع حال خوبی نداشتم،

588
00:27:08,166 --> 00:27:09,960
‫اما این که دلیل نمی‌شه.

589
00:27:10,002 --> 00:27:11,211
‫عذر می‌خوام.

590
00:27:11,336 --> 00:27:13,338
‫وای خدایا، اصلا نمی‌دونین...

591
00:27:13,422 --> 00:27:15,340
‫شنیدن این حرف از شما
‫چه حس خوبی داره.

592
00:27:15,465 --> 00:27:17,009
‫دیشب اصلا خوابم نبرد...

593
00:27:17,175 --> 00:27:19,970
‫و نگران بودم برگردین اینجا
‫و هنوز ازم متنفر باشین.

594
00:27:21,221 --> 00:27:24,683
‫ای بابا، عمرا اگه بتونم
‫ازت متنفر بشم.

595
00:27:25,559 --> 00:27:27,477
‫خیلی ازتون ممنونم!

596
00:27:35,068 --> 00:27:38,030
‫خوشحالم برگشتین دکتر ولف.

597
00:27:38,071 --> 00:27:41,033
‫ظاهرا هادسون اوکس
‫براتون مفید بود.

598
00:27:41,199 --> 00:27:42,868
‫قراره شما هم از اون سخنگوهاش بشین...

599
00:27:42,951 --> 00:27:45,871
‫- که بروشور پخش می‌کنن؟
‫- ای بابا، گمون نکنم.

600
00:27:45,912 --> 00:27:49,249
‫هادسون اوکس آسایشگاه خوبیه
‫و کارکنانی داره...

601
00:27:49,332 --> 00:27:51,585
‫که خیلی ازشون سپاس‌گزارم.

602
00:27:51,710 --> 00:27:54,296
‫به جز دکتر آملیا فردریک.

603
00:27:54,379 --> 00:27:55,839
‫منظورتون چیه؟

604
00:27:55,881 --> 00:27:57,507
‫خب، دقیقا نمی‌دونم.

605
00:27:57,549 --> 00:28:00,002
‫شاید فقط بدگمان شدم، ولی...

606
00:28:00,052 --> 00:28:02,554
‫به نظرم احتمالا داره از بیماران اونجا
‫سواستفاده می‌کنه.

607
00:28:02,596 --> 00:28:04,014
‫- خواهش می‌کنم.
‫- شرمنده‌ام.

608
00:28:04,056 --> 00:28:06,600
‫دست من نیست.
‫دست من نیست.

609
00:28:08,477 --> 00:28:10,562
‫- عه. با اجازه.
‫- خواهش می‌کنم.

610
00:28:18,528 --> 00:28:20,072
‫می‌خوان آلیسا رو بازداشت کنن...

611
00:28:20,113 --> 00:28:22,908
‫و درمانش رو به سازمان زندان‌ها بسپارن.

612
00:28:23,033 --> 00:28:25,577
‫من هفت سال صبر کردم
‫تا آلیسا آزاد بشه.

613
00:28:25,660 --> 00:28:27,195
‫اما الان این‌جوری شد.

614
00:28:27,245 --> 00:28:30,082
‫چرا همیشه باید این‌قدر سخت باشه؟

615
00:28:31,750 --> 00:28:34,252
‫وقتی تو زندان بود راحت‌تر بود؟

616
00:28:34,336 --> 00:28:35,504
‫نه.

617
00:28:35,587 --> 00:28:38,632
‫البته گاهی اون‌جوری جلوه می‌کنه.

618
00:28:38,757 --> 00:28:41,593
‫حداقل مجبور نبودم این‌قدر
‫نگران باشم، متوجهین؟

619
00:28:42,469 --> 00:28:45,430
‫از وقتی آلیسا آزاد شده،
‫هیچ‌وقت پیداش نیست.

620
00:28:45,472 --> 00:28:50,101
‫مدام درگیر اینه
‫که تو مخارجمون کمک کنه.

621
00:28:50,185 --> 00:28:54,481
‫من فقط می‌خوام دور هم باشیم...

622
00:28:54,606 --> 00:28:59,277
‫و بحث بسکتبالی داشته باشیم...

623
00:28:59,319 --> 00:29:01,488
‫و با همدیگه ظرف بشوریم.

624
00:29:03,365 --> 00:29:06,827
‫می‌خوام خودش راحت باشه.

625
00:29:06,952 --> 00:29:09,621
‫اما الان دوباره دارم از دستش می‌دم.

626
00:29:09,663 --> 00:29:11,832
‫وقتی تازه برگشته بود.

627
00:29:14,167 --> 00:29:15,919
‫[بخش اورژانس]

628
00:29:20,257 --> 00:29:22,425
‫آلیسا؟

629
00:29:24,135 --> 00:29:25,921
‫- آلیسا؟
‫- وای!

630
00:29:25,971 --> 00:29:28,181
‫آلیسا...

631
00:29:29,641 --> 00:29:32,352
‫زود یه گروه واکنش سریع بیاد!

632
00:29:35,397 --> 00:29:37,691
‫هر بار از این‌ها می‌بینم،
‫چون می‌دونم توش چرکه...

633
00:29:37,732 --> 00:29:39,442
‫باز هم چندشم می‌شه.

634
00:29:39,484 --> 00:29:41,278
‫تشخیص چنین آبسه‌هایی...

635
00:29:41,319 --> 00:29:43,113
‫خیلی سخته،
‫اما سنکوپ ناشی از تب آلیسا...

636
00:29:43,196 --> 00:29:46,116
‫سرنخی بود تا سی‌تی اسکن
‫با رنگ تشدیدشده بنویسیم...

637
00:29:46,199 --> 00:29:48,410
‫و باکتری لوب گیجگاهیش رو نشون داد.

638
00:29:48,493 --> 00:29:49,744
‫تقریبا توضیح کاملی واسه...

639
00:29:49,828 --> 00:29:52,205
‫سندرم آلیس در سرزمین عجایب
‫آلیسا محسوب می‌شه.

640
00:29:52,289 --> 00:29:54,833
‫دکتر دنگ، مایلی چه‌جوری درمانش کنی؟

641
00:29:56,126 --> 00:29:58,837
‫براش یه سری آنتی‌بیوتیک می‌نویسیم.

642
00:29:58,962 --> 00:30:00,505
‫اما بخشی از درمانش...

643
00:30:00,589 --> 00:30:03,174
‫پیدا کردن منشأ اصلی عفونته.

644
00:30:03,216 --> 00:30:05,885
‫هوم، آخه آبسه مغز
‫هیچ‌وقت از مغز شروع نمی‌شه.

645
00:30:05,969 --> 00:30:07,345
‫معمولا از دریچه قلب شروع می‌شه،

646
00:30:07,470 --> 00:30:10,056
‫اما پژواک‌نگاری قلبش عادیه.

647
00:30:11,516 --> 00:30:14,144
‫قلبش.

648
00:30:14,227 --> 00:30:17,305
‫به حرفم گوش نمی‌دی.
‫باید این کار رو بکنیم.

649
00:30:17,355 --> 00:30:19,107
‫اصلا راه نداره.

650
00:30:19,149 --> 00:30:21,901
‫می‌شه الان این بحث رو ول کنیم؟

651
00:30:21,985 --> 00:30:24,279
‫جریان چیه؟

652
00:30:24,362 --> 00:30:26,114
‫من از کارم استعفا می‌دم
‫تا خونه بمونم.

653
00:30:26,197 --> 00:30:28,074
‫نه، استعفا نمی‌دی.
‫تو عاشق کارتی.

654
00:30:28,199 --> 00:30:30,368
‫مگه می‌شه به کسی اعتماد کنم
‫تا بچه‌مون رو سالم نگه داره؟

655
00:30:30,452 --> 00:30:32,495
‫درک می‌کنم این تجربه ترسناک بوده،

656
00:30:32,537 --> 00:30:34,155
‫اما درمان داره اثر می‌کنه.

657
00:30:34,205 --> 00:30:35,874
‫سیج کاملا خوب می‌شه.

658
00:30:35,915 --> 00:30:37,709
‫ولی نمی‌دونیم از کجا گرفته.

659
00:30:37,751 --> 00:30:40,128
‫راستش، معلوم شد
‫بوتولیسم بین نوزاد‌ها...

660
00:30:40,211 --> 00:30:41,921
‫در شهر شایع شده بود...

661
00:30:42,005 --> 00:30:44,424
‫و به‌خاطر یه شیر خشک گرون بود.

662
00:30:47,719 --> 00:30:51,765
‫اخیرا تغییری در تغذیه‌اش رخ نداده بود؟

663
00:30:51,848 --> 00:30:54,100
‫- وای نه، تقصیر منه.
‫- وای خدایا. وای خدایا.

664
00:30:54,142 --> 00:30:56,269
‫خیلی عذر می‌خوام.

665
00:30:57,562 --> 00:30:59,514
‫جمع‌آوری شیر طبیعی سر کار خیلی سخت بود.

666
00:30:59,564 --> 00:31:02,734
‫می‌ترسیدم...

667
00:31:02,776 --> 00:31:06,112
‫کافی نباشه
‫و می‌دونم توافق کرده بودیم،

668
00:31:06,196 --> 00:31:10,700
‫اما می‌خواستم از سلامت سیج
‫اطمینان حاصل کنم، واسه همین...

669
00:31:13,411 --> 00:31:17,040
‫با شیر خشک تقویتش می‌کردم.

670
00:31:17,123 --> 00:31:19,751
‫- شیر خشک «آملی»؟
‫- شیر خشک «آملی.»

671
00:31:20,752 --> 00:31:24,297
‫یه‌بار نیمه‌شب داشتم
‫بهش غذا می‌دادم.

672
00:31:24,380 --> 00:31:28,968
‫بیشتر می‌خواست،
‫من هم دلم نیومد بیدارت کنم.

673
00:31:29,052 --> 00:31:30,595
‫گشتم بهترین شیر خشک رو
‫پیدا کردم.

674
00:31:30,678 --> 00:31:33,306
‫آره، آره، درجه‌یکه.
‫فرانسویه.

675
00:31:35,100 --> 00:31:37,143
‫وای خدایا، ما بچه‌مون رو مسموم کردیم؟

676
00:31:37,185 --> 00:31:40,647
‫نه، نه، چنین شیوعی خیلی نادره.

677
00:31:40,772 --> 00:31:42,941
‫من دکتر بچه‌تونم
‫و بهتون می‌گم شیر خشک...

678
00:31:42,982 --> 00:31:45,110
‫کاملا سالمه.

679
00:31:45,151 --> 00:31:47,821
‫اما یه سری چیزها
‫از کنترل ما خارجه.

680
00:31:47,904 --> 00:31:49,948
‫بچه‌ها دائم مریض می‌شن.

681
00:31:49,989 --> 00:31:51,783
‫چه‌جوری می‌خوایم
‫باهاش کنار بیایم؟

682
00:31:51,825 --> 00:31:53,785
‫این‌طور که من دیدم،

683
00:31:53,868 --> 00:31:57,997
‫ظاهرا جفتتون می‌خواین
‫پدر و مادر بی‌نقصی باشین.

684
00:31:59,374 --> 00:32:01,835
‫اما حقیقت از این قراره
‫که چنین چیزی وجود نداره.

685
00:32:03,628 --> 00:32:05,004
‫شما اون‌قدر خوب بچه‌تون رو می‌شناختین...

686
00:32:05,088 --> 00:32:06,965
‫که متوجه شدین مشکلی هست...

687
00:32:07,006 --> 00:32:10,260
‫و حواستون بود
‫سیج کمک مورد نیازش رو دریافت کنه.

688
00:32:12,011 --> 00:32:13,972
‫همین مهمه.

689
00:32:24,023 --> 00:32:25,859
‫اگه واسه دل‌بری اومدی اینجا،
‫وقت ندارم،

690
00:32:25,942 --> 00:32:28,152
‫اما می‌تونم وقت جور کنم.

691
00:32:28,194 --> 00:32:30,154
‫راستش...

692
00:32:30,196 --> 00:32:33,032
‫راستش اومدم واسه فردا...

693
00:32:33,157 --> 00:32:36,035
‫به مهمونی شام تو خونه ولف
‫دعوتت کنم.

694
00:32:36,119 --> 00:32:38,454
‫هیچ‌کدوم این کلمات
‫با همدیگه جور در نمیان.

695
00:32:39,330 --> 00:32:42,542
‫قراره به عنوان همراه تو بیام؟

696
00:32:42,625 --> 00:32:45,378
‫در واقع می‌خواد دور میز...

697
00:32:45,461 --> 00:32:47,088
‫- پر بشه تا راحت‌تر باشه.
‫- خیلی‌خب.

698
00:32:47,171 --> 00:32:48,464
‫- اوهوم.
‫- حالا یه‌کم منطقی شد.

699
00:32:48,506 --> 00:32:50,717
‫خیلی‌خب.

700
00:32:50,800 --> 00:32:53,303
‫- اِم...
‫- هوم؟

701
00:32:55,471 --> 00:32:57,891
‫می‌خواستی به عنوان همراه من بیای؟

702
00:32:57,974 --> 00:33:01,185
‫آخه قدم بزرگیه، ولی...

703
00:33:01,227 --> 00:33:02,729
‫نمی‌خوام خیال کنی...

704
00:33:02,770 --> 00:33:05,148
‫راز کوچکی هستی که نگه داشتم.

705
00:33:07,191 --> 00:33:09,360
‫با این حرف‌ها تو دردسر می‌افتی.

706
00:33:11,613 --> 00:33:13,239
‫ارتباط ما مستحکمه.

707
00:33:13,281 --> 00:33:16,409
‫اما مطمئن نیستم هنوز وقتش باشه
‫که به کل بیمارستان خبر بدیم.

708
00:33:16,492 --> 00:33:18,319
‫موافقم.

709
00:33:18,369 --> 00:33:20,204
‫سعی می‌کنم تو مهمونی رعایت کنم.

710
00:33:20,246 --> 00:33:23,166
‫اما اگه خودت رعایت نکنی،
‫هیچ قولی نمی‌دم.

711
00:33:23,249 --> 00:33:25,752
‫- خودت رو که می‌شناسی.
‫- می‌شناسم.

712
00:33:27,670 --> 00:33:30,089
‫این رو تو زندان زدی، درسته؟

713
00:33:30,131 --> 00:33:32,550
‫آره، دقیقا قبل از آزادیم.

714
00:33:32,675 --> 00:33:33,918
‫اگه مایلی، می‌تونم برات...

715
00:33:33,968 --> 00:33:35,678
‫تخفیف مخصوص آشنایان بگیرم.

716
00:33:35,762 --> 00:33:37,972
‫محیط کثیف، ابزار ضدعفونی‌نشده.

717
00:33:38,097 --> 00:33:40,767
‫به احتمال زیاد این همون عفونت اولیه‌ایه...

718
00:33:40,850 --> 00:33:43,186
‫که باعث شد باکتری وارد مغزت بشه.

719
00:33:43,936 --> 00:33:45,813
‫می‌دونستم یه مشکلی هست.

720
00:33:45,855 --> 00:33:47,482
‫می‌دونم،
‫ولی این رو زدم...

721
00:33:47,565 --> 00:33:50,234
‫تا به همه نشون بدم
‫وقتی آزاد بشم...

722
00:33:50,318 --> 00:33:51,769
‫همه‌چی فرق می‌کنه.

723
00:33:51,819 --> 00:33:54,155
‫خب، ببین کارم رو به کجا کشوند.

724
00:33:54,197 --> 00:33:55,907
‫برگشتم همون‌جا.

725
00:33:55,990 --> 00:33:57,700
‫همگی هر از گاهی اشتباه پیش می‌ریم...

726
00:33:57,784 --> 00:34:00,870
‫و از جاهایی سر در میاریم
‫که نمی‌خوایم باشیم.

727
00:34:00,953 --> 00:34:04,665
‫پس دفعه بعد متفاوت عمل کن.

728
00:34:04,707 --> 00:34:07,668
‫باشه.

729
00:34:07,710 --> 00:34:12,006
‫دفعه بعد از خال‌کوبی
‫و سرقت بانک خبری نیست.

730
00:34:12,048 --> 00:34:14,300
‫فقط خودم هستم.

731
00:34:14,342 --> 00:34:16,719
‫ما هم فقط همین رو می‌خوایم احمق.

732
00:34:21,808 --> 00:34:24,143
‫راستش رو بخواین،
‫هنوز هم می‌ترسیم.

733
00:34:24,185 --> 00:34:27,980
‫اما با صداقت و نیت خیر پیش می‌ریم.

734
00:34:28,022 --> 00:34:29,315
‫عالیه. خوبه.

735
00:34:29,357 --> 00:34:31,692
‫هیس، هیس، هیس.

736
00:34:31,776 --> 00:34:35,738
‫اصلا خیال نمی‌کردم این‌قدر
‫از شنیدن گریه‌اش خوشحال بشم.

737
00:34:35,822 --> 00:34:37,031
‫پستونکش کجاست؟

738
00:34:37,156 --> 00:34:38,825
‫اینجاست.
‫تو ساک پوشکشه.

739
00:34:40,993 --> 00:34:42,703
‫می‌شه بغلش کنین؟

740
00:34:47,875 --> 00:34:50,169
‫ازتون خوشش میاد.

741
00:34:51,712 --> 00:34:53,840
‫هوم.

742
00:35:00,847 --> 00:35:03,266
‫عادات قدیمی سخت از بین می‌رن.

743
00:35:04,809 --> 00:35:07,854
‫هر از گاهی واسه همین حس می‌کنیم
‫هیچ‌وقت عوض نمی‌شیم،

744
00:35:07,895 --> 00:35:10,481
‫هیچ‌وقت اون آدمی که می‌خوایم
‫نمی‌شیم.

745
00:35:17,196 --> 00:35:20,074
‫اما مجبور نیستیم...

746
00:35:20,158 --> 00:35:23,653
‫تمام خصوصیاتمون رو عوض کنیم.

747
00:35:23,703 --> 00:35:25,872
‫می‌تونیم هویتمون رو حفظ کنیم...

748
00:35:25,955 --> 00:35:29,208
‫و به همون بنیاد چیزهای جدید
‫اضافه کرده و بهبود ببخشیمش.

749
00:35:29,667 --> 00:35:32,837
‫[بلیت‌ها]

750
00:36:09,373 --> 00:36:11,667
‫- سلام جاش.
‫- سلام.

751
00:36:13,502 --> 00:36:16,831
‫خوش اومدی.
‫نوشیدنی داریم.

752
00:36:16,881 --> 00:36:18,174
‫راستی، بو نیومد؟

753
00:36:18,299 --> 00:36:19,842
‫نتونست بیاد.

754
00:36:19,884 --> 00:36:22,845
‫- بوی خوبی میاد.
‫- بوی سوسیسه.

755
00:36:26,599 --> 00:36:28,059
‫فقط سوسیس؟

756
00:36:28,184 --> 00:36:29,477
‫دیگه هیچی درست نکرده؟
‫حتی کلم‌ترش؟

757
00:36:29,560 --> 00:36:31,812
‫بهترین دوست توئه.

758
00:36:33,147 --> 00:36:36,025
‫خیلی‌خب، این‌ها با طعم
‫گورچینی گرویره،

759
00:36:38,778 --> 00:36:41,572
‫خیلی‌خب. بفرمایین. نوش جان.

760
00:36:41,656 --> 00:36:43,866
‫اصلا لازم نیست من شوخی کنم.

761
00:36:43,949 --> 00:36:45,117
‫غذا خیلی زیاده.

762
00:36:45,159 --> 00:36:46,986
‫فکر اون بوتولیسم نوزاد...

763
00:36:47,036 --> 00:36:48,996
‫از ذهن من بیرون نمی‌ره.

764
00:36:49,038 --> 00:36:50,623
‫باورم نمی‌شه تشخیص ندادم.

765
00:36:50,665 --> 00:36:52,708
‫آره، یه بیماری رو درست تشخیص ندادی،

766
00:36:52,792 --> 00:36:54,168
‫اما واسه همین پزشک ناظر داری.

767
00:36:54,251 --> 00:36:55,786
‫یادتونه اوایل سال گفته بودم...

768
00:36:55,836 --> 00:36:58,005
‫«هیچ‌وقت تنهایی نگران نباشین»؟

769
00:36:58,047 --> 00:37:01,884
‫چون خودم به حرف خودم گوش ندادم،
‫ببینین چی می‌گم.

770
00:37:01,967 --> 00:37:03,678
‫هیچ‌کس بی‌نقص نیست.

771
00:37:03,719 --> 00:37:05,846
‫همه نیاز دارن هر از گاهی
‫درخواست کمک کنن.

772
00:37:05,888 --> 00:37:08,140
‫اصلا خجالت نداره.

773
00:37:09,684 --> 00:37:12,353
‫می‌خواستم ازتون تشکر کنم...

774
00:37:12,436 --> 00:37:14,647
‫که بازگشتم به بیمارستان برانکس رو
‫خوش‌آمد گفتین.

775
00:37:14,730 --> 00:37:17,066
‫که امشب اومدین اینجا.

776
00:37:17,191 --> 00:37:20,361
‫که در طول دوران سختی
‫ازم حمایت کردین.

777
00:37:22,113 --> 00:37:24,990
‫خیلی خوشحالم که برگشتم.
‫که پیش بیمارانم هستم.

778
00:37:25,074 --> 00:37:28,411
‫که کنار تک‌تکتون کار می‌کنم.

779
00:37:28,494 --> 00:37:30,830
‫اما می‌خوام بدونین...

780
00:37:30,871 --> 00:37:33,916
‫لازم نیست دور من احتیاط کنین.

781
00:37:33,999 --> 00:37:35,918
‫من خیلی سپاس‌گزارم
‫که همکارانم اون‌قدر...

782
00:37:36,043 --> 00:37:37,920
‫برام اهمیت قائلن
‫که از احساساتم محافظت می‌کنن.

783
00:37:38,045 --> 00:37:41,257
‫اما اگه مافین‌هام رو دوست ندارین،

784
00:37:41,340 --> 00:37:43,551
‫- می‌تونین بهم بگین.
‫- ببین دکتر ولف، در این حد بگم...

785
00:37:43,592 --> 00:37:46,846
‫که اگه دکتر نبودی،
‫قطعا شیرینی‌پز نمی‌شدی.

786
00:37:46,929 --> 00:37:48,889
‫آره.

787
00:37:49,014 --> 00:37:52,810
‫خیلی‌خب، پس امیدوارم شاید
‫بتونم سرآشپز بدی نباشم.

788
00:37:52,852 --> 00:37:54,178
‫- نوش جان.
‫- نوش جان.

789
00:37:54,228 --> 00:37:55,938
‫نوش جان.

790
00:37:59,024 --> 00:38:01,527
‫داشتم به حرفتون راجع به هادسون اوکس
‫فکر می‌کردم.

791
00:38:01,610 --> 00:38:03,779
‫تصمیم گرفتم می‌خوام
‫پروژه‌ام رو...

792
00:38:03,821 --> 00:38:05,448
‫چیکار کنم.

793
00:38:05,489 --> 00:38:07,283
‫به نظرم بدگمان نشدین.

794
00:38:07,324 --> 00:38:08,826
‫من یه‌بار آسایشگاه بودم...

795
00:38:08,868 --> 00:38:12,329
‫و می‌دونم اونجا چقدر آسیب‌پذیر بودم.

796
00:38:12,413 --> 00:38:15,082
‫می‌خوام راجع به آملیا فردریک
‫تحقیق کنم.

797
00:38:15,124 --> 00:38:17,668
‫- واقعا؟
‫- اگه کسی داره از اون سیستم...

798
00:38:17,751 --> 00:38:20,713
‫سواستفاده می‌کنه، ممکنه خیلی
‫برای اون بیماران خطرناک باشه.

799
00:38:22,339 --> 00:38:24,633
‫پس بیا بهش خاتمه بدیم.

800
00:38:26,633 --> 00:38:36,633
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M