1
00:00:04,754 --> 00:00:06,339
‫آنچه گذشت...

2
00:00:06,381 --> 00:00:08,758
‫از زمین به الیور...
‫ما یه نفریم.

3
00:00:08,800 --> 00:00:10,760
‫یادته وقتی تازه اومده بودی...

4
00:00:10,802 --> 00:00:12,387
‫چیزهایی می‌دیدی که واقعا وجود نداشتن؟

5
00:00:12,470 --> 00:00:14,013
‫کار من تأمین امنیت شما...

6
00:00:14,055 --> 00:00:15,598
‫و هدایت مسیر درمانتونه،
‫انگیزه‌ام هم...

7
00:00:15,640 --> 00:00:17,225
‫پول زیاد بیمارانته.

8
00:00:17,308 --> 00:00:19,227
‫مشکل از هادسون اوکس نیست.
‫مشکل خودتی.

9
00:00:19,477 --> 00:00:21,146
‫داشتم به حرفتون راجع به هادسون اوکس
‫فکر می‌کردم...

10
00:00:21,187 --> 00:00:23,022
‫و موضوع پروژه‌ام رو...

11
00:00:23,106 --> 00:00:24,357
‫انتخاب کردم.

12
00:00:24,441 --> 00:00:26,151
‫می‌خوام راجع به آملیا فردریک تحقیق کنم.

13
00:00:26,234 --> 00:00:27,944
‫اگه کسی داره از اون سامانه
‫سواستفاده می‌کنه،

14
00:00:27,986 --> 00:00:29,904
‫ممکنه خیلی واسه بیماران خطرناک باشه.

15
00:00:29,946 --> 00:00:31,614
‫پس بیا بهش خاتمه بدیم.

16
00:00:34,367 --> 00:00:36,995
‫«ترجمه از کیارش»

17
00:00:38,329 --> 00:00:39,914
‫یکی کمکم کنه!

18
00:00:45,128 --> 00:00:47,005
‫تو هیچ‌وقت من رو از پا در نمیاری کافر.

19
00:00:47,046 --> 00:00:50,049
‫آره.
‫پس از اینجا در میارمت.

20
00:00:51,426 --> 00:00:53,511
‫سر جان! تویی.

21
00:00:53,636 --> 00:00:54,596
‫خودم هستم بانوی من.

22
00:01:03,521 --> 00:01:04,939
‫عا!

23
00:01:13,156 --> 00:01:14,699
‫کله‌پاش کردین.

24
00:01:14,782 --> 00:01:16,201
‫معمولا از این کارها می‌کنم.

25
00:01:17,201 --> 00:01:27,201
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

26
00:01:31,549 --> 00:01:34,677
‫- فین؟
‫- وای خدایا!

27
00:01:34,761 --> 00:01:38,848
‫- فین! خیلی‌خب. ای خدا.

28
00:01:53,947 --> 00:01:55,448
‫برامون داستان بگو.

29
00:01:55,490 --> 00:01:57,533
‫از اون‌جایی که هدف پروژه‌ام...

30
00:01:57,617 --> 00:01:58,618
‫تأثیر رهبری...

31
00:01:58,701 --> 00:01:59,827
‫با محوریت بیمار...

32
00:01:59,869 --> 00:02:01,162
‫در مراقبت روان‌پزشکیه،

33
00:02:01,204 --> 00:02:02,872
‫تصمیم گرفتم از این منابع در راستای...

34
00:02:02,956 --> 00:02:05,708
‫بررسی فساد احتمالی
‫در هادسون اوکس استفاده کنم...

35
00:02:05,750 --> 00:02:09,420
‫و تمرکز اصلیم روی رئیسش،
‫دکتر آملیا فردریک باشه.

36
00:02:09,462 --> 00:02:11,756
‫خب، گزارشات متضادی از شروع به کار...

37
00:02:11,798 --> 00:02:13,499
‫آملیا وجود داره،

38
00:02:13,549 --> 00:02:15,593
‫اما از این اطلاعات اطمینان داریم.

39
00:02:15,635 --> 00:02:17,345
‫از سال ۲۰۱۷،

40
00:02:17,470 --> 00:02:19,639
‫آملیا در مراقبت‌های سلامتی ریوردیل...

41
00:02:19,722 --> 00:02:23,268
‫که یه آسایشگاه روان‌پزشکی زنجیره‌ایه
‫ترفیع گرفت...

42
00:02:23,309 --> 00:02:26,688
‫تا این که رئیس هادسون اوکس شد...

43
00:02:26,729 --> 00:02:28,189
‫که یکی از نخستین آسایشگاه‌هاشونه.

44
00:02:28,273 --> 00:02:30,608
‫ساز وقتی رئیس شده،

45
00:02:30,650 --> 00:02:33,903
‫تعداد بیماران بستری و در نتیجه درآمد
‫خیلی افزایش یافته.

46
00:02:33,987 --> 00:02:36,364
‫ولی دلیلش چیه؟

47
00:02:36,489 --> 00:02:39,450
‫من طی چند هفته اخیر
‫تمام وقت آزادم رو...

48
00:02:39,492 --> 00:02:41,119
‫به بررسی این مسئله اختصاص دادم...

49
00:02:41,160 --> 00:02:43,621
‫و در اینترنت پست‌هایی از
‫بیماران سابق هادسون اوکس پیدا کردم...

50
00:02:43,663 --> 00:02:45,289
‫که تجربیاتشون رو به اشتراک گذاشتن.

51
00:02:45,331 --> 00:02:47,834
‫یه خانم توصیف کرده
‫رفته بود داروهاش رو عوض کنه...

52
00:02:47,917 --> 00:02:49,544
‫و یهو دید هفت روز بستری شده.

53
00:02:49,627 --> 00:02:51,838
‫یکی دیگه واسه روان‌کاوی رفته بود
‫و شش روز نگهش داشتن.

54
00:02:51,921 --> 00:02:54,716
‫رگان رو هم فراموش نکنیم
‫که سال‌ها می‌رفت و می‌اومد،

55
00:02:54,757 --> 00:02:56,592
‫آخه به اشتباه تشخیص داده بودن
‫دچار اسکیزوفرنیه.

56
00:02:56,676 --> 00:03:00,013
‫بله، من باور دارم آملیا فردریک
‫بیماران رو نگه می‌داره...

57
00:03:00,138 --> 00:03:02,348
‫تا کل بیمه‌شون رو بیرون بکشه.

58
00:03:02,390 --> 00:03:04,642
‫کارت خیلی خوبه دکتر دنگ.

59
00:03:04,684 --> 00:03:07,311
‫موافقم.
‫شروع خیلی خوبیه.

60
00:03:07,353 --> 00:03:09,313
‫ولی گفت‌وگوهای اینترنتی کافی نیست.

61
00:03:09,397 --> 00:03:11,190
‫نیاز داریم یکی رسما
‫شهادت بده...

62
00:03:11,315 --> 00:03:12,400
‫و بتونه حقایق رو ثابت کنه.

63
00:03:12,483 --> 00:03:14,360
‫وقتی من هادسون اوکس بودم...

64
00:03:14,402 --> 00:03:15,570
‫دکتر آدلر منصفانه درمانم کرده بود.

65
00:03:15,653 --> 00:03:16,988
‫شاید ارزش ارتباط داشته باشه.

66
00:03:17,030 --> 00:03:18,656
‫دکتر دنگ، تو با آدلر تماس بگیر...

67
00:03:18,698 --> 00:03:20,700
‫و من حال بیمارم هکتور رو می‌پرسم.

68
00:03:20,742 --> 00:03:22,618
‫عالیه.

69
00:03:22,702 --> 00:03:25,955
‫ما شکننده‌ترین بیمارانمون از نظر احساسی رو
‫به هادسون اوکس می‌فرستیم.

70
00:03:26,039 --> 00:03:28,408
‫خودم بهترین دوستم رو
‫وقتی دچار بحران شده بود رسوندم اونجا.

71
00:03:28,458 --> 00:03:31,210
‫پس اگه واقعا دارن از بیماران آسیب‌پذیر
‫سواستفاده می‌کنن،

72
00:03:31,335 --> 00:03:33,045
‫خودم نابودشون می‌کنم.

73
00:03:33,171 --> 00:03:35,715
‫کارول. آروم باش.

74
00:03:35,840 --> 00:03:38,426
‫دلیل خاصی داره که خودت
‫رسما شهادت نمی‌دی؟

75
00:03:38,509 --> 00:03:41,095
‫خب، من مدارک کافی ندارم.

76
00:03:41,137 --> 00:03:42,513
‫آره، بهتره زودتر برم.

77
00:03:42,555 --> 00:03:44,015
‫باید به رئیس التماس کنم...

78
00:03:44,098 --> 00:03:45,892
‫دستگاه تحریک مغناطیسی
‫فراجمجمه‌ای بخره.

79
00:03:45,975 --> 00:03:49,562
‫ظاهرا تو مهمونی شامت
‫بهش خوش گذشته بود.

80
00:03:49,604 --> 00:03:52,106
‫می‌دونی که دیگه باهات
‫مشکلی نداره، مگه نه؟

81
00:03:52,231 --> 00:03:54,025
‫پس چرا التماس کنی؟

82
00:03:54,066 --> 00:03:55,151
‫چرا براش توضیح نمی‌دی؟

83
00:03:57,779 --> 00:04:02,074
‫[بخش سی]

84
00:04:02,325 --> 00:04:03,701
‫وای خدا.

85
00:04:03,743 --> 00:04:05,369
‫ولف. سلام، الان ذکر خیرت بود.

86
00:04:05,453 --> 00:04:08,748
‫واقعا؟ عه. دکتر پدروسا.

87
00:04:08,831 --> 00:04:10,082
‫خیلی از دیدنت خوشحالم.

88
00:04:10,166 --> 00:04:11,584
‫چی شده که افتخار دیدارت رو داریم؟

89
00:04:11,667 --> 00:04:13,953
‫یه پرونده پیچیده به دستم رسیده.

90
00:04:14,003 --> 00:04:15,421
‫بدم نمیاد از یه عصب‌شناس کمک بگیرم.

91
00:04:15,546 --> 00:04:17,423
‫بیمار از دکترها نفرت داره...

92
00:04:17,548 --> 00:04:21,052
‫و چون تو دکتری هستی
‫که ظاهرا همه دوستش دارن...

93
00:04:22,470 --> 00:04:23,930
‫بیماران رو می‌گم.

94
00:04:24,013 --> 00:04:25,973
‫- آها.
‫- با خودم گفتم کی بهتر از تو؟

95
00:04:26,098 --> 00:04:27,517
‫خیلی‌خب.

96
00:04:28,226 --> 00:04:31,145
‫هفده‌ساله‌ایه
‫که بعد از عمل...

97
00:04:31,187 --> 00:04:32,980
‫برش تومور ستون فقراتش...

98
00:04:33,022 --> 00:04:34,899
‫که به پاراپلژی منجر شد،
‫دچار حملات مرموزی می‌شه.

99
00:04:34,941 --> 00:04:36,484
‫حمله می‌تونه با وجود پاراپلژی...

100
00:04:36,567 --> 00:04:38,152
‫خیلی خطرناک باشه.

101
00:04:38,236 --> 00:04:41,147
‫جراحت ارتوپدی نداره،
‫پیچیدگی تنفسی هم نداره.

102
00:04:41,197 --> 00:04:42,490
‫عکس‌برداری عصبی نشده؟

103
00:04:42,532 --> 00:04:43,741
‫مشکل همین‌جاست.

104
00:04:43,783 --> 00:04:46,577
‫این بچه اسکن رو قبول نمی‌کنه.

105
00:04:47,787 --> 00:04:49,872
‫وای خدایا، عروسی دخترخاله کیتی رو
‫کلا فراموش کرده بودم.

106
00:04:49,914 --> 00:04:51,457
‫- همین آخرهفته است؟
‫- آره.

107
00:04:51,582 --> 00:04:54,043
‫وای. عروسی خیلی شلوغه.

108
00:04:54,085 --> 00:04:55,294
‫هوم.

109
00:04:55,378 --> 00:04:58,089
‫پس ولش کن.
‫می‌تونیم بعدا صحبت کنیم.

110
00:04:58,130 --> 00:05:01,551
‫چی رو ول کنم؟
‫آهای. چی شده؟

111
00:05:01,592 --> 00:05:05,137
‫فقط می‌خواستم بدونم
‫از مامان بیولوژیکیم خبری پیدا کردی یا نه،

112
00:05:05,179 --> 00:05:06,514
‫ولی خودت کلی مشکل داری.

113
00:05:06,597 --> 00:05:09,058
‫خفه شو.
‫واسه تو همیشه وقت دارم.

114
00:05:09,100 --> 00:05:12,395
‫هنوز چیزی دستگیرم نشده.
‫ولی می‌دونی چیه؟

115
00:05:12,436 --> 00:05:13,980
‫چطوره از چارلی بپرسی؟

116
00:05:14,021 --> 00:05:17,316
‫کارآگاه خصوصیش تونست
‫خونه بابای ولف رو پیدا کنه.

117
00:05:17,441 --> 00:05:20,236
‫شاید بتونه مامان بیولوژیکی تو رو
‫هم پیدا کنه.

118
00:05:28,828 --> 00:05:31,580
‫سلام. من دکتر ولف هستم.
‫رئیس بخش اعصابم.

119
00:05:31,664 --> 00:05:33,582
‫سلام.

120
00:05:33,666 --> 00:05:37,003
‫روی صندلی از تخت راحت‌تری؟

121
00:05:37,128 --> 00:05:39,422
‫همین‌جوری راحته. مرسی.

122
00:05:39,505 --> 00:05:42,875
‫فین دو سال پیش
‫عمل ستون فقرات داشت.

123
00:05:42,925 --> 00:05:44,343
‫پیچیدگی‌هایی رخ داد...

124
00:05:44,468 --> 00:05:46,262
‫و توان استفاده از جفت پاهاش رو
‫از دست داد.

125
00:05:46,304 --> 00:05:49,181
‫از اون به بعد خیلی از بیمارستان‌ها
‫دل خوشی نداریم.

126
00:05:49,265 --> 00:05:53,185
‫آها.
‫درک می‌کنم.

127
00:05:53,311 --> 00:05:56,105
‫عیبی نداره یه معاینه اعصاب
‫مختصر انجام بدم؟

128
00:06:02,653 --> 00:06:06,490
‫می‌شه دست‌هات رو این‌جوری
‫برام بلند کنی و مشتشون کنی؟

129
00:06:08,701 --> 00:06:10,953
‫حالا به من فشارشون بده.

130
00:06:12,663 --> 00:06:15,624
‫خیلی خوبه. خیلی قوی‌ای.

131
00:06:15,708 --> 00:06:18,294
‫گردن‌بندت خیلی قشنگه.
‫هماتیته؟

132
00:06:20,713 --> 00:06:22,214
‫راستش، تو روم باستان...

133
00:06:22,256 --> 00:06:24,508
‫بهش می‌گفتن «سنگ جنگجویان.»

134
00:06:24,550 --> 00:06:25,718
‫سربازان به بدنشون...

135
00:06:25,801 --> 00:06:26,927
‫هماتیت می‌مالیدن و باور داشتن...

136
00:06:27,053 --> 00:06:28,721
‫اون‌جوری شکست‌ناپذیر می‌شن.

137
00:06:29,472 --> 00:06:32,433
‫آره، می‌دونم. بخشی از داستان فانتزی‌ایه
‫که خودم می‌نویسم.

138
00:06:32,516 --> 00:06:35,269
‫آها. هم نویسنده‌ای هم هنرمند.

139
00:06:35,394 --> 00:06:37,730
‫چیزی نیست.
‫فقط تو اینترنت پست می‌کنم.

140
00:06:37,855 --> 00:06:39,356
‫ای بابا، کم چیزی نیست.

141
00:06:39,398 --> 00:06:42,443
‫ببین فین، می‌دونم نسبت به ام‌آرآی مرددی،

142
00:06:42,526 --> 00:06:44,770
‫ولی اون‌جوری خیلی راحت‌تر می‌تونیم...

143
00:06:44,820 --> 00:06:46,155
‫بفهمیم دلیل حمله‌ات چی بود.

144
00:06:47,031 --> 00:06:48,532
‫چطوره باهات یه قراری بذارم؟

145
00:06:48,616 --> 00:06:51,160
‫تو پنج دقیقه با من بیا ام‌آرآی،

146
00:06:51,202 --> 00:06:54,330
‫من هم یه‌کم از هماتیت خودم بهت می‌دم.

147
00:07:04,048 --> 00:07:06,300
‫فین، کافیه سعی کنی آروم باشی، خب؟

148
00:07:06,383 --> 00:07:07,927
‫چند دقیقه بیشتر طول نمی‌کشه.

149
00:07:08,010 --> 00:07:09,136
‫ببخشید. دارم سعی می‌کنم.

150
00:07:09,220 --> 00:07:10,471
‫باید ثابت بمونه.

151
00:07:10,596 --> 00:07:13,057
‫این‌جوری اصلا نمی‌تونیم عکس بگیریم.

152
00:07:15,267 --> 00:07:18,312
‫روشن نگهش دارین.
‫من می‌رم تو.

153
00:07:23,859 --> 00:07:26,028
‫سلام فین، من دکتر ولفم.

154
00:07:26,111 --> 00:07:29,657
‫می‌شه بیشتر از داستانی
‫که داری می‌نویسی برام بگی؟

155
00:07:29,698 --> 00:07:32,618
‫یه مجموعه است.

156
00:07:32,743 --> 00:07:36,622
‫ترکیبی از علمی‌تخیلی، فانتزی و عشقه،

157
00:07:36,705 --> 00:07:38,082
‫راجع به سر جان هارته،

158
00:07:38,165 --> 00:07:41,502
‫شوالیه بی‌باکی که سوگند خورده
‫از قلمرو و قلب زنی...

159
00:07:41,585 --> 00:07:43,295
‫که عاشقشه، بانو لاوگود،

160
00:07:43,420 --> 00:07:46,131
‫محافظت کنه.

161
00:07:46,257 --> 00:07:48,133
‫داریم تصاویر واضح‌تری می‌گیریم.

162
00:07:48,259 --> 00:07:49,927
‫دیگه آرتیفکت حرکتی نداره.

163
00:07:49,969 --> 00:07:51,554
‫کارت حرف نداره فین.

164
00:07:57,142 --> 00:07:59,019
‫نیم‌کره چپ.

165
00:07:59,144 --> 00:08:01,855
‫لوب گیجگاهی پشتی.

166
00:08:01,897 --> 00:08:05,067
‫از ظاهر اون توده خوشم نمیاد.

167
00:08:14,785 --> 00:08:18,122
‫متأسفانه، یه توده پیدا کردیم.

168
00:08:18,163 --> 00:08:21,333
‫باز هم تکرار شده؟
‫خب، سرطانه؟

169
00:08:21,375 --> 00:08:23,419
‫به عکس‌برداری نمیاد بدخیم باشه،

170
00:08:23,460 --> 00:08:25,671
‫ولی تا خارجش نکنیم معلوم نمی‌شه.

171
00:08:25,713 --> 00:08:27,089
‫باز هم آزمایش می‌کنیم...

172
00:08:27,172 --> 00:08:28,882
‫و سابقه درمانیت رو بررسی می‌کنیم
‫تا تشخیص بدیم...

173
00:08:29,008 --> 00:08:31,552
‫این توده جدید به تومور قبلیت
‫مربوطه یا نه.

174
00:08:31,677 --> 00:08:32,720
‫ممکنه نباشه.

175
00:08:32,845 --> 00:08:34,763
‫- ولی باید دوباره عمل بشم.
‫- آره.

176
00:08:34,847 --> 00:08:35,965
‫تومور همین الانش بزرگ شده...

177
00:08:36,015 --> 00:08:37,558
‫و ممکنه اگه خارج نشه
‫مرگبار باشه.

178
00:08:37,641 --> 00:08:39,977
‫همون‌طور که می‌دونی،
‫جراحی ریسک‌هایی داره.

179
00:08:40,019 --> 00:08:41,979
‫توده قشر جزیره‌ای چپ رو
‫متورم کرده...

180
00:08:42,021 --> 00:08:43,605
‫و به درپوش پیش‌پیشانی فشار میاره...

181
00:08:43,689 --> 00:08:45,307
‫که در تقاطع ادراک کلام، نوشتار...

182
00:08:45,357 --> 00:08:47,026
‫و مراکز مطالعه مغز قرار داره.

183
00:08:47,109 --> 00:08:48,736
‫دسترسی به تومور...

184
00:08:48,819 --> 00:08:50,487
‫ممکنه به اون نواحی مغز
‫آسیب برسونه.

185
00:08:50,529 --> 00:08:53,115
‫اما این مسئله به‌خاطر محدودیت‌های
‫نقشه‌نگاری قشری...

186
00:08:53,198 --> 00:08:54,533
‫بیماران بی‌هوشه.

187
00:08:54,616 --> 00:08:56,160
‫اگه بخوایم جراحی بدون بی‌هوشی
‫رو در نظر بگیریم،

188
00:08:56,201 --> 00:08:57,578
‫می‌تونیم توانایی مطالعه و نوشتارت رو...

189
00:08:57,619 --> 00:08:59,371
‫در آن واحد تحت نظر داشته باشیم.

190
00:08:59,413 --> 00:09:01,498
‫متأسفانه فین برای چنین عملی...

191
00:09:01,540 --> 00:09:03,000
‫گزینه مناسبی نیست.

192
00:09:06,712 --> 00:09:09,048
‫من قبول دارم فین گزینه کاملا مناسبی...

193
00:09:09,173 --> 00:09:11,967
‫واسه جمجمه‌بری بدون بی‌هوشی نیست،
‫اما حق داره بهش فرصت بدیم.

194
00:09:12,009 --> 00:09:14,386
‫باید راهی پیدا کنیم
‫که این جراحی رو بدون...

195
00:09:14,470 --> 00:09:16,180
‫یه حمله عصبی دیگه
‫تحمل کنه.

196
00:09:16,221 --> 00:09:17,806
‫اگه می‌تونستیم چندتا بنزو بهش بدیم...

197
00:09:17,848 --> 00:09:19,683
‫تا سیستم عصبیش آروم بشه
‫خیلی راحت‌تر می‌شد.

198
00:09:19,725 --> 00:09:21,226
‫ولی اون‌جوری روی
‫شفافیت ذهنیش تأثیر می‌ذاره.

199
00:09:21,268 --> 00:09:23,395
‫نباید فقط به‌هوش باشه.
‫باید هوشیار باشه.

200
00:09:23,479 --> 00:09:24,938
‫دقیقا.

201
00:09:25,022 --> 00:09:26,940
‫می‌تونیم درمان شناختی‌رفتاری،
‫مواجهه‌درمانی و بیوفیدبک رو امتحان کنیم.

202
00:09:27,024 --> 00:09:28,609
‫من با فین و مامانش صحبت می‌کنم.

203
00:09:28,734 --> 00:09:31,687
‫حتی با دارو هم ریسک
‫صرع مقاوم به دارو بالاست.

204
00:09:31,737 --> 00:09:35,407
‫ممکنه حمله بعدیش
‫آسیب دائمی وارد کنه.

205
00:09:38,160 --> 00:09:42,206
‫[خدمات سلامت رفتاری هادسون اوکس]

206
00:09:44,416 --> 00:09:46,960
‫هکتور، آخرین بار که من اینجا بودم،

207
00:09:47,086 --> 00:09:51,507
‫جفتمون توافق داشتیم
‫واسه ترخیص آماده‌ای.

208
00:09:51,548 --> 00:09:52,800
‫چی شد؟

209
00:09:54,551 --> 00:09:56,011
‫دکتر فردریک...

210
00:09:56,053 --> 00:09:58,138
‫گفت هنوز تو مرحله بدخیم بیماری‌ام...

211
00:09:58,222 --> 00:09:59,389
‫و زمان بیشتری واسه بهبودی
‫لازم دارم.

212
00:09:59,431 --> 00:10:01,016
‫اصلا مقاومت نکردی؟

213
00:10:01,058 --> 00:10:04,103
‫سعی کردم. گفت ستیزه‌جویی می‌کنم
‫و بدگمان شدم.

214
00:10:04,144 --> 00:10:05,562
‫همین که اون کلمات رو
‫روی چارتم می‌بینن،

215
00:10:05,604 --> 00:10:08,148
‫هیچ کاری از دستم بر نمیاد.

216
00:10:08,190 --> 00:10:09,566
‫مقاومت فقط بدترش می‌کنه.

217
00:10:09,650 --> 00:10:11,276
‫هکتور، باید یه چیزی بگی.

218
00:10:12,111 --> 00:10:16,156
‫حاضری این اتهامات رو
‫رسما ارائه بدی؟

219
00:10:16,281 --> 00:10:17,783
‫چی؟ عمرا.

220
00:10:17,866 --> 00:10:19,568
‫اگه خبردار بشه،
‫کاری می‌کنه تقاصش رو پس بدم.

221
00:10:19,618 --> 00:10:21,286
‫همین مزایای اندکی که هنوز دارم رو
‫هم از دست می‌دم.

222
00:10:21,370 --> 00:10:22,704
‫نه. من می‌تونم کمکت کنم.

223
00:10:22,788 --> 00:10:25,082
‫فقط تا تو دردسر ننداختیم برو.

224
00:10:28,710 --> 00:10:33,582
‫می‌شه برام توضیح بدین
‫جراحی بدون بی‌هوشی یعنی چی؟

225
00:10:33,632 --> 00:10:35,551
‫در راستای بیشترین احتمال...

226
00:10:35,592 --> 00:10:38,136
‫انجام جراحی بدون خسارات موندگار،

227
00:10:38,262 --> 00:10:41,598
‫بیمار در طول بخش‌های حیاتی جراحی
‫به‌هوش نگه داشته می‌شه...

228
00:10:41,640 --> 00:10:43,684
‫تا جراح‌ها بتونن در حین کارشون
‫مغزت رو بسنجن،

229
00:10:43,725 --> 00:10:46,895
‫در اون حین سوال می‌پرسن
‫تا حواسشون باشه از نواحی...

230
00:10:46,937 --> 00:10:49,898
‫الزامی واسه صحبت و حرکتت
‫دوری کنن.

231
00:10:49,982 --> 00:10:51,942
‫اگه نتونم از دستم استفاده کنم...

232
00:10:51,984 --> 00:10:53,151
‫جراحی بدون بی‌هوشی
‫بیشترین احتمال...

233
00:10:53,193 --> 00:10:54,653
‫حفظ این توانایی رو داره.

234
00:10:54,778 --> 00:10:56,321
‫اما اگه بخوای بدون بی‌هوشی
‫جراحی بشی،

235
00:10:56,363 --> 00:10:59,616
‫یعنی باید کاملا خونسردیت رو حفظ کنی.

236
00:10:59,658 --> 00:11:01,285
‫حتی با کوچک‌ترین حرکت،

237
00:11:01,368 --> 00:11:03,912
‫ممکنه شرایط سریع خطرناک بشه.

238
00:11:04,663 --> 00:11:06,748
‫مگه می‌شه کسی
‫باهاش کنار بیاد.

239
00:11:06,832 --> 00:11:08,292
‫تعداد انگشت‌شماری میان.

240
00:11:11,587 --> 00:11:15,132
‫فین قبلا خیلی بچه ماجراجویی بود.

241
00:11:15,173 --> 00:11:19,761
‫اما بعد از اون جراحی ستون فقراتش
‫فرق کرد.

242
00:11:20,887 --> 00:11:22,639
‫فقط به‌خاطر راه نرفتنش نبود.

243
00:11:22,723 --> 00:11:25,684
‫من مدام بهش می‌گم
‫هنوز می‌تونه هر کاری بخواد رو...

244
00:11:25,767 --> 00:11:26,935
‫انجام بده.

245
00:11:26,977 --> 00:11:28,478
‫مامان‌ها کلا از این حرف‌ها می‌زنن.

246
00:11:30,355 --> 00:11:32,941
‫به نظر شما از پسش بر میام؟

247
00:11:34,401 --> 00:11:36,028
‫به نظر من هر کسی می‌تونه شجاع باشه.

248
00:11:36,111 --> 00:11:38,196
‫فقط باید فرصت اثباتش رو داشته باشه.

249
00:11:43,076 --> 00:11:46,079
‫داستانم یه شخصیت منفی داره.

250
00:11:46,121 --> 00:11:50,542
‫جلاده.
‫به سرزمین حمله کرده.

251
00:11:50,626 --> 00:11:54,838
‫شاید این تومور
‫به من حمله کرده.

252
00:11:59,718 --> 00:12:01,762
‫می‌خوام جراحی بشم.

253
00:12:07,017 --> 00:12:11,104
‫خود جراح چی؟
‫همونی که جوابش منفی بود؟

254
00:12:11,146 --> 00:12:14,941
‫ای بابا. نگران نباشین،
‫من باهاش صحبت می‌کنم.

255
00:12:22,491 --> 00:12:26,161
‫فین نویسنده خیلی شورانگیزیه.

256
00:12:26,244 --> 00:12:28,705
‫روی کاغذ اصلا خجالتی نیست.

257
00:12:28,747 --> 00:12:30,665
‫اصلا مگه چنین کاری ممکنه؟

258
00:12:30,707 --> 00:12:33,627
‫داستان عاشقانه‌اش درجه‌یکه.

259
00:12:33,752 --> 00:12:36,588
‫کاش ردای ابریشمی عین بانو لاوگود
‫به من هم می‌اومد.

260
00:12:36,630 --> 00:12:38,298
‫خیلی قشنگه.

261
00:12:40,550 --> 00:12:41,760
‫وای خدایا.

262
00:12:41,885 --> 00:12:44,012
‫دکتر آدلر از هادسون اوکس
‫اخراج شده...

263
00:12:44,054 --> 00:12:44,971
‫و قبول کرده دیدار کنیم.

264
00:12:45,013 --> 00:12:46,515
‫دینا، اتفاق خیلی مهمیه.

265
00:12:46,598 --> 00:12:48,183
‫ممکنه همین مدرک موثقت باشه.

266
00:12:48,266 --> 00:12:52,187
‫کار تحقیقاتی هیچ‌وقت تمومی نداره،
‫ولی می‌شه امیدوار بود.

267
00:12:53,355 --> 00:12:54,856
‫راستی، حالا که حرفش شد،
‫تو نمی‌خواستی...

268
00:12:54,940 --> 00:12:57,567
‫از چارلی یه چیزی بپرسی؟

269
00:12:58,360 --> 00:13:00,946
‫چه کاری از دستم بر میاد بانوی من؟

270
00:13:01,029 --> 00:13:02,072
‫وای خدا.

271
00:13:02,155 --> 00:13:03,824
‫می‌خواستم ببینم احیانا می‌شه...

272
00:13:03,865 --> 00:13:06,201
‫من رو با کارآگاه خصوصیت آشنا کنی؟

273
00:13:06,243 --> 00:13:08,662
‫واسه پیدا کردن مامان بیولوژیکیم
‫کمک لازم دارم.

274
00:13:08,745 --> 00:13:11,164
‫حتما.
‫به یه شرط.

275
00:13:11,289 --> 00:13:12,290
‫وای، کار همیشگیته.

276
00:13:12,415 --> 00:13:14,251
‫- می‌دونی چیه؟
‫- چیه؟ ای بابا.

277
00:13:14,292 --> 00:13:15,877
‫فقط لازمه آخرین حرف‌های بانو لاوگود رو...

278
00:13:15,919 --> 00:13:17,003
‫برام بخونی.

279
00:13:17,129 --> 00:13:19,339
‫صفحه ۲۱۳.
‫تقریبا از وسط صفحه است.

280
00:13:25,428 --> 00:13:26,638
‫«وای، شوالیه جان!»

281
00:13:26,680 --> 00:13:30,183
‫«لطفا شمشیر اشرافیت رو بلند کن...»

282
00:13:31,143 --> 00:13:34,146
‫- و تو حلقت فرو کن...
‫- خیلی‌خب.

283
00:13:34,187 --> 00:13:35,522
‫با هم مهربون باشین.

284
00:13:37,899 --> 00:13:40,402
‫قبوله. این لطف رو در حقت می‌کنم.

285
00:13:40,443 --> 00:13:42,779
‫بعدش می‌شه دوست باشیم؟

286
00:13:42,821 --> 00:13:45,824
‫خب، حالا بذار ببینیم
‫آشنات چیکار می‌کنه.

287
00:13:45,866 --> 00:13:47,534
‫ولی خیلی امیدوار نباش.

288
00:13:53,165 --> 00:13:54,833
‫سلام.

289
00:13:54,916 --> 00:13:57,127
‫گروه من برنامه‌ای ترتیب دادن
‫که فین رو واسه جمجمه‌بری...

290
00:13:57,168 --> 00:13:58,920
‫بدون بی‌هوشی آماده کنن.

291
00:14:02,424 --> 00:14:04,960
‫ولف، می‌دونی از چی اتاق عمل خوشم میاد؟

292
00:14:05,010 --> 00:14:08,013
‫از روندش خوشم میاد.
‫از پروتکل‌هاش خوشم میاد.

293
00:14:08,054 --> 00:14:09,681
‫خوشم میاد که می‌دونم
‫تمام تلاشم رو کردم...

294
00:14:09,764 --> 00:14:13,101
‫تا کنترل دستم بمونه
‫و حداکثر امنیت رو تأمین کردم.

295
00:14:13,184 --> 00:14:15,937
‫اما تو می‌خوای چیزی
‫به اتاق عملم بیاری...

296
00:14:15,979 --> 00:14:17,188
‫که کاملا غیر قابل کنترله.

297
00:14:17,272 --> 00:14:18,982
‫همه آدم‌ها غیر قابل کنترلن جاش.

298
00:14:19,024 --> 00:14:20,692
‫بیماری‌ها غیر قابل کنترلن.

299
00:14:20,734 --> 00:14:22,611
‫تو هزاران بار جمجمه‌بری
‫بدون بی‌هوشی انجام دادی.

300
00:14:22,652 --> 00:14:23,778
‫روی بیماران باثبات.

301
00:14:23,862 --> 00:14:25,280
‫نه روی نوجوان مضطربی...

302
00:14:25,322 --> 00:14:26,948
‫که حتی طاقت ام‌آرآی نداره...

303
00:14:27,032 --> 00:14:29,117
‫اما من باهاش کار می‌کنم
‫تا اطمینان حاصل کنیم...

304
00:14:29,159 --> 00:14:31,077
‫واکنش ترسش
‫تحت کنترلشه.

305
00:14:33,204 --> 00:14:34,956
‫یکی از اولین جراحی‌های بدون بی‌هوشیم
‫یه موج‌سوار بود.

306
00:14:35,040 --> 00:14:38,159
‫خب؟ چهل و اندی ساله بود،
‫از آروم‌ترین آدم‌هایی بود که به عمرم دیدم.

307
00:14:38,209 --> 00:14:39,920
‫ولی همین که به‌هوشش آوردیم
‫وحشت کرد،

308
00:14:39,961 --> 00:14:41,713
‫سعی کرد بدنش رو
‫از روی میز بندازه پایین.

309
00:14:41,755 --> 00:14:43,048
‫وقتی گیره میفیلد رو وصل کردیم
‫داشت خودش رو خیس می‌کرد.

310
00:14:43,089 --> 00:14:44,507
‫اون گزینه خوبی بود.

311
00:14:44,591 --> 00:14:46,051
‫بی‌خیال دیگه،
‫جفتمون می‌دونیم...

312
00:14:46,092 --> 00:14:49,471
‫نباید طبق یه مورد بد
‫تصمیم گرفت.

313
00:14:49,512 --> 00:14:53,642
‫گاهی اوقات باید خطر کرد جاش.

314
00:14:58,146 --> 00:14:59,356
‫باید جواب بدم.

315
00:15:01,399 --> 00:15:03,318
‫نیکولز هستم، بفرمایین.

316
00:15:07,030 --> 00:15:08,281
‫[خروجی]

317
00:15:34,683 --> 00:15:36,309
‫می‌شه این رو برام امضا کنین آقا؟

318
00:15:44,484 --> 00:15:46,694
‫من از وقتی هم‌سن تو بودم،

319
00:15:46,820 --> 00:15:48,405
‫شیفته مغز بودم.

320
00:15:48,446 --> 00:15:50,448
‫حتما شما هم تو بچگی
‫دوستان زیادی نداشتین.

321
00:15:50,490 --> 00:15:53,451
‫- فین!
‫- نه. درست می‌گه.

322
00:15:53,535 --> 00:15:55,161
‫راستش، من دوستان زیادی نداشتم.

323
00:15:56,079 --> 00:15:58,957
‫مگه این که دوستانم
‫تو جدول تناوبی رو حساب کنیم.

324
00:15:59,040 --> 00:16:02,627
‫این ناحیه که اینجاست
‫لوب آهیانه‌ایه.

325
00:16:02,669 --> 00:16:06,047
‫واسه ادراک حس‌ها
‫و پیاده‌سازیشون حیاتیه.

326
00:16:06,172 --> 00:16:08,425
‫خب، وقتی وسط جراحی به‌هوش میای،

327
00:16:08,466 --> 00:16:10,969
‫سرت توی این گیره است
‫تا خیلی ثابت بمونی.

328
00:16:11,010 --> 00:16:12,337
‫جراح‌ها ازت سوال می‌پرسن...

329
00:16:12,387 --> 00:16:13,430
‫تا اطمینان حاصل کنن همه‌چی...

330
00:16:14,681 --> 00:16:16,099
‫لوب پیشانی.

331
00:16:16,224 --> 00:16:18,268
‫این کل امور ذهنی پیچیده‌مون رو انجام می‌ده.

332
00:16:18,393 --> 00:16:20,845
‫یعنی خلاقیت نویسندگیت
‫از اینجا نشأت می‌گیره.

333
00:16:20,895 --> 00:16:23,982
‫باشه، ولی بانو لاوگود
‫به پدر خودش خیانت کرد...

334
00:16:24,023 --> 00:16:25,650
‫تا سر جان رو نجات بده؟

335
00:16:25,733 --> 00:16:27,360
‫ای خدا، خیلی زیرکانه نشون دادی...

336
00:16:27,444 --> 00:16:28,736
‫چقدر راجع به احساسش بهش
‫دروغ گفته بود.

337
00:16:28,778 --> 00:16:30,363
‫ببین پسر،
‫می‌خوای بدونی...

338
00:16:30,447 --> 00:16:32,365
‫من چه‌جوری با مشکلات زندگیم کنار میام؟

339
00:16:32,490 --> 00:16:35,410
‫زندگی تو سخته؟
‫مشکلت چیه؟

340
00:16:35,493 --> 00:16:36,911
‫زیادی خوش‌قیافه‌ای؟

341
00:16:36,995 --> 00:16:39,789
‫ببین، شاید ظاهرم طوری باشه
‫که انگار هیچ مشکلی ندارم،

342
00:16:39,873 --> 00:16:40,999
‫ولی من هم کمک لازم دارم.

343
00:16:41,040 --> 00:16:42,584
‫هر بار کم میارم،

344
00:16:42,625 --> 00:16:44,419
‫با نفس عمیق مدیتیشن می‌کنم.

345
00:16:44,460 --> 00:16:46,629
‫شاید امتحانش بد نباشه؟

346
00:16:46,713 --> 00:16:50,300
‫این لوب گیجگاهیه.

347
00:16:50,383 --> 00:16:53,803
‫این زبان، حافظه و حس‌ها رو
‫مدیریت می‌کنه.

348
00:16:53,887 --> 00:16:56,639
‫این نقطه بادام‌شکل وسط لوب گیجگاهی...

349
00:16:56,764 --> 00:16:58,266
‫هم آمیگداله.

350
00:16:58,349 --> 00:16:59,642
‫اینجا محل پردازش...

351
00:16:59,767 --> 00:17:02,061
‫کل احساساتت، از جمله ترسه.

352
00:17:02,103 --> 00:17:03,605
‫ولی خیلی کوچکه.

353
00:17:03,688 --> 00:17:05,481
‫حس می‌کنم ترس کل ذهنم رو پر می‌کنه.

354
00:17:05,523 --> 00:17:07,317
‫گاهی کل بدنم رو پر می‌کنه.

355
00:17:07,400 --> 00:17:09,861
‫ترس حس مهمیه فین.

356
00:17:09,903 --> 00:17:12,197
‫کمکمون می‌کنه از خودم محافظت کنیم.

357
00:17:12,238 --> 00:17:14,532
‫ما رو زنده نگه می‌داره.

358
00:17:14,574 --> 00:17:16,901
‫ولی نباید بذاریم باقی چیزها رو
‫تحت تأثیر قرار بده.

359
00:17:16,951 --> 00:17:18,912
‫ترس رو درک کن...

360
00:17:18,953 --> 00:17:20,955
‫و مهارش کن تا بتونی
‫بری جلو.

361
00:17:20,997 --> 00:17:23,958
‫تکه خیلی کوچکیه.

362
00:17:24,000 --> 00:17:26,794
‫مغزت و خود تو خیلی چیزها...

363
00:17:26,878 --> 00:17:28,171
‫فراتر از ترس دارین.

364
00:17:28,296 --> 00:17:31,424
‫چهار ثانیه دم.
‫کامل پرش کن.

365
00:17:31,507 --> 00:17:33,009
‫شش ثانیه بازدم.

366
00:17:37,013 --> 00:17:38,756
‫الیور.

367
00:17:38,806 --> 00:17:42,018
‫ببین، تو دکتر خیلی مهربانی هستی.

368
00:17:42,060 --> 00:17:43,978
‫فین خوش‌شانسه که تو رو داره.

369
00:17:44,020 --> 00:17:46,981
‫ولی امیدوارم یادت باشه
‫که اسکالپل دست تو نیست.

370
00:17:47,065 --> 00:17:50,435
‫تو نیستی که باید یه تومور رو
‫از مغز پیچیده در بیاری.

371
00:17:50,485 --> 00:17:51,945
‫خودت در خطر نیستی.

372
00:17:52,028 --> 00:17:53,613
‫اون بیمار من هم هست.

373
00:17:53,655 --> 00:17:57,325
‫آره، ولی تو اون اتاق عمل
‫فقط جاش و فین در خطرن.

374
00:17:57,367 --> 00:17:59,827
‫خودشون با عواقبش روبه‌رو می‌شن.

375
00:17:59,953 --> 00:18:01,454
‫اگه این جراحی به نظر جاش
‫بهترین گزینه ممکن نبود،

376
00:18:01,537 --> 00:18:03,122
‫اصلا با انجامش موافقت نمی‌کرد.

377
00:18:03,206 --> 00:18:04,115
‫مطمئنی؟

378
00:18:04,165 --> 00:18:05,708
‫آخه از دید من،

379
00:18:05,750 --> 00:18:08,002
‫خیلی راحت با حرف تو ترغیب می‌شه.

380
00:18:14,509 --> 00:18:17,845
‫به نظرم آملیا واسه این اخراجم کرد
‫که من رو تهدید محسوب می‌کرد.

381
00:18:17,970 --> 00:18:20,598
‫با پیشنهادات درمانیش مخالفت کردم.

382
00:18:20,640 --> 00:18:22,517
‫واسه همین تصور هادسون اوکس...

383
00:18:22,558 --> 00:18:23,768
‫بدون تو نگرانم می‌کنه.

384
00:18:23,851 --> 00:18:25,687
‫درمان خوب از پزشک خوب
‫نشأت می‌گیره.

385
00:18:25,812 --> 00:18:28,231
‫اگه آملیا بیرونشون کنه،
‫بیمارها زجر می‌کشن.

386
00:18:28,356 --> 00:18:30,308
‫اما من در پیدا کردن
‫مدارک موثق...

387
00:18:30,358 --> 00:18:32,318
‫و معتبر علیهش به بن‌بست می‌خورم.

388
00:18:32,402 --> 00:18:34,070
‫خب، آملیا باهوشه.

389
00:18:34,195 --> 00:18:37,031
‫بلده دقیقا در مرز اعمال قانونی عمل کنه.

390
00:18:37,073 --> 00:18:39,325
‫شما حاضرین علیهش شهادت بدین؟

391
00:18:39,409 --> 00:18:40,868
‫ای بابا، معلومه،

392
00:18:40,910 --> 00:18:43,821
‫اما می‌گه من کارمند سابقشم
‫که خصومت دارم.

393
00:18:43,871 --> 00:18:45,790
‫مگه این که بتونین سوابق دادگاهی رو
‫گیر بیارین.

394
00:18:45,832 --> 00:18:47,325
‫سوابق دادگاهی؟
‫واسه چی؟

395
00:18:47,375 --> 00:18:49,160
‫خب، اگه بررسی کنین،
‫الگویی رو پیدا می‌کنین.

396
00:18:49,210 --> 00:18:51,254
‫آملیا به دادگاه‌ها درخواست می‌ده
‫تا بیماران رو...

397
00:18:51,337 --> 00:18:52,714
‫به طور اضطراری بستری کنه.

398
00:18:52,797 --> 00:18:54,924
‫تا پرونده‌ها بخوان به دست قاضی برسن،

399
00:18:54,966 --> 00:18:56,759
‫چندین هفته گذشته و هادسون اوکس...

400
00:18:56,843 --> 00:18:58,928
‫پول خودش رو از بیمه در آورده.

401
00:18:59,011 --> 00:19:00,638
‫یعنی اسناد اداریش موجوده.

402
00:19:00,680 --> 00:19:03,433
‫غیرقانونی نیست، ولی قطعا
‫اخلاقی هم نیست.

403
00:19:03,516 --> 00:19:05,476
‫دقیقا به همین نیاز داشتیم.

404
00:19:05,560 --> 00:19:07,937
‫خیلی ممنون دکتر آدلر.

405
00:19:08,020 --> 00:19:09,564
‫ممنون.

406
00:19:12,108 --> 00:19:14,318
‫انترن خیلی مهربونی داری.

407
00:19:14,402 --> 00:19:17,280
‫خوشحالم تماس گرفت.

408
00:19:17,321 --> 00:19:18,656
‫حالت چطوره الیور؟

409
00:19:18,698 --> 00:19:22,285
‫دوام میارم.
‫برگشتم به برنامه خودم.

410
00:19:22,368 --> 00:19:26,080
‫شیرینی‌پزی رو شروع کردم.
‫موجب وحشت همه شد.

411
00:19:26,205 --> 00:19:28,624
‫حالم خیلی خوبه.

412
00:19:28,749 --> 00:19:29,959
‫عین سابق شدم.

413
00:19:30,001 --> 00:19:31,419
‫ارتباطت با اطرافیانت چطوره؟

414
00:19:31,544 --> 00:19:33,671
‫مشتاق بودی دلشون رو به دست بیاری.

415
00:19:33,713 --> 00:19:37,133
‫درسته.
‫یعنی چنین خیالی می‌کردم.

416
00:19:37,216 --> 00:19:40,428
‫یه چیزی جلوم رو می‌گیره.

417
00:19:40,470 --> 00:19:42,138
‫نمی‌دونم چیه.

418
00:19:42,263 --> 00:19:43,639
‫بدتر از اون...

419
00:19:43,723 --> 00:19:46,058
‫ای خدا، حتی نمی‌خوام
‫بلند بیانش کنم.

420
00:19:46,100 --> 00:19:48,394
‫امکان نداره چیزی بگی که بترسم.

421
00:19:49,937 --> 00:19:52,315
‫دوباره سوفیا رو دیدم.

422
00:19:52,398 --> 00:19:54,150
‫خیال می‌کردم حالم خیلی خوبه،

423
00:19:54,233 --> 00:19:56,110
‫ولی مغزم قبلا هم
‫بهم دروغ گفته.

424
00:19:56,194 --> 00:19:58,946
‫سوفیا مدت قابل توجهی همراهت بود.

425
00:19:59,030 --> 00:20:00,698
‫آره، ولی واقعی نبود.

426
00:20:00,740 --> 00:20:03,284
‫واسه تو بود.

427
00:20:04,076 --> 00:20:05,494
‫طبیعیه که یه‌کم طول بکشه...

428
00:20:05,578 --> 00:20:07,705
‫اون خاطره کاملا محو بشه.

429
00:20:07,788 --> 00:20:10,041
‫اگه دوباره رخ بده چی؟

430
00:20:10,124 --> 00:20:12,910
‫در اون صورت دوباره درمانش می‌کنیم.

431
00:20:12,960 --> 00:20:17,757
‫مغزت توهم سوفیا رو ایجاد کرد
‫تا ازت محافظت کنه.

432
00:20:17,840 --> 00:20:19,258
‫جواب هم داد.

433
00:20:19,383 --> 00:20:22,845
‫نمی‌دونم مقابل چی ازت محافظت می‌کرد،

434
00:20:22,929 --> 00:20:25,681
‫اما باور دارم قدرت رویارویی باهاش رو داری.

435
00:20:25,765 --> 00:20:27,141
‫هر وقت آماده بودی.

436
00:20:31,687 --> 00:20:33,314
‫چی دستگیرت شد؟

437
00:20:33,356 --> 00:20:34,982
‫همین الان اسناد اداری دادگاه رو
‫فرستادن اینجا.

438
00:20:35,024 --> 00:20:36,901
‫آملیا مشغول گره زدن پرونده بیماران
‫به سیستم قضایی بود...

439
00:20:36,943 --> 00:20:39,570
‫تا در اون مدت بتونه هزاران دلار
‫از بیمه‌شون بگیره.

440
00:20:39,654 --> 00:20:42,198
‫اسناد اداریش انکارناپذیره.

441
00:20:42,281 --> 00:20:44,492
‫تعجب نکردم.

442
00:20:44,575 --> 00:20:47,912
‫مشخصه چرا بیماران
‫نمی‌خوان شهادت بدن.

443
00:20:47,954 --> 00:20:50,831
‫به نظرتون اون واسه تلافی
‫این کارشون، اقدام وحشتناکی...

444
00:20:50,873 --> 00:20:52,083
‫انجام نمی‌ده، مگه نه؟

445
00:20:52,124 --> 00:20:54,627
‫باید احتمالش رو در نظر بگیریم...

446
00:20:54,710 --> 00:20:58,214
‫که اگه این کار رو ادامه بدیم،
‫ممکنه به خودمون حمله بشه.

447
00:20:58,339 --> 00:21:00,758
‫حتی بدتر از اون، ممکنه در آینده
‫بیماران رو...

448
00:21:00,841 --> 00:21:02,969
‫از بستری در آسایشگاه منصرف کنه.

449
00:21:03,052 --> 00:21:06,055
‫- پس چیکار کنیم؟
‫- باید افشاش کنیم.

450
00:21:06,138 --> 00:21:07,223
‫ولی باید درست انجامش بدیم...

451
00:21:07,348 --> 00:21:10,101
‫و درمان بیماران رو به خطر نندازیم.

452
00:21:10,142 --> 00:21:12,353
‫آملیا توموریه...

453
00:21:12,478 --> 00:21:14,563
‫که باید با جراحی خارج بشه.

454
00:21:14,647 --> 00:21:17,233
‫یه برش اشتباه ممکنه به کل سیستم
‫آسیب بزنه.

455
00:21:18,442 --> 00:21:20,152
‫- من این رو می‌برم.
‫- باشه.

456
00:21:35,464 --> 00:21:45,464
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

457
00:22:00,776 --> 00:22:02,611
‫فین؟
‫فین، صدام رو می‌شنوی؟

458
00:22:02,695 --> 00:22:05,990
‫یکی کمک کنه!
‫اینجا کمک لازم داریم!

459
00:22:06,031 --> 00:22:07,942
‫- لطفا کمک کنین!
‫- فین.

460
00:22:07,992 --> 00:22:09,535
‫فین.

461
00:22:09,660 --> 00:22:12,037
‫واکنش نشون نمی‌ده،
‫دچار برادی‌کاردی شده فشارش افتاده.

462
00:22:12,121 --> 00:22:13,998
‫باید سریع واسه جراحی آماده‌اش کنیم.

463
00:22:20,087 --> 00:22:21,672
‫ادم مغزی رو به وخامت فین...

464
00:22:21,714 --> 00:22:23,090
‫این جراحی اضطراری رو
‫اضطراری‌تر کرد.

465
00:22:23,174 --> 00:22:24,550
‫اصلا جای خطا نداریم.

466
00:22:24,592 --> 00:22:26,427
‫یه جنگجو درون اون بچه است.

467
00:22:26,510 --> 00:22:28,012
‫بهش فرصت بدیم بروزش بده.

468
00:22:28,053 --> 00:22:29,305
‫پس شروع کنیم.

469
00:22:38,230 --> 00:22:39,523
‫اینجا کجاست؟

470
00:22:39,565 --> 00:22:42,943
‫فین، حالت خوبه.
‫اینجا اتاق عمله.

471
00:22:43,027 --> 00:22:44,778
‫مجبور شدیم جراحیت رو جلو بندازیم،

472
00:22:44,862 --> 00:22:47,281
‫آخه فشار مغزت افزایش یافته بود.

473
00:22:47,323 --> 00:22:49,700
‫شروع شده؟
‫همین الان؟

474
00:22:49,742 --> 00:22:52,369
‫همین الان.
‫ولی تو آماده‌ای.

475
00:22:56,081 --> 00:22:57,708
‫از این بابت مطمئنی؟

476
00:22:58,709 --> 00:23:01,253
‫وایستا ببینم. اِم...

477
00:23:05,633 --> 00:23:06,842
‫جاش...

478
00:23:10,221 --> 00:23:12,556
‫با حکم شورای طبابت،

479
00:23:12,598 --> 00:23:17,394
‫بدین وسیله تو را شوالیه
‫یاران شجاع خطاب می‌کنم.

480
00:23:23,025 --> 00:23:26,028
‫نقشه‌نگاری مغزی رو شروع کنیم.

481
00:23:26,111 --> 00:23:28,447
‫لطفا تحریک‌کننده اوجیمان رو
‫با تنظیمات خودم بیارین.

482
00:23:28,530 --> 00:23:30,282
‫- چشم دکتر.
‫- همین الان.

483
00:23:32,534 --> 00:23:35,412
‫فین، می‌تونی بهم بگی
‫این شخصیت کیه؟

484
00:23:35,454 --> 00:23:37,623
‫اون سر جان هارت،

485
00:23:37,706 --> 00:23:39,166
‫محافظ سرزمین لاستموره.

486
00:23:44,463 --> 00:23:46,131
‫اینجا کجاست؟

487
00:23:46,173 --> 00:23:47,466
‫قلعه کینگزفله.

488
00:23:47,508 --> 00:23:51,220
‫این نماد رو هرجایی تشخیص می‌دم.

489
00:23:51,679 --> 00:23:53,514
‫کسی اونجاست؟

490
00:23:53,597 --> 00:23:55,966
‫بانو لاوگود.
‫باید کمکش کنم.

491
00:23:56,016 --> 00:23:57,893
‫نمی‌تونم تضمین کنم
‫زنده بمونی.

492
00:23:57,977 --> 00:24:01,397
‫- تجربه نبرد داشتی؟
‫- نه، ولی زود یاد می‌گیرم.

493
00:24:01,438 --> 00:24:03,190
‫امیدوارم.
‫پشت من بمون.

494
00:24:03,232 --> 00:24:05,734
‫یکی کمکم کنه!

495
00:24:11,865 --> 00:24:13,200
‫بانو لاوگود.

496
00:24:13,284 --> 00:24:14,827
‫آزادش می‌کنیم.
‫می‌تونیم کلید پیدا کنیم.

497
00:24:14,868 --> 00:24:17,788
‫کلید، ژاکت، ردا، سلول.

498
00:24:17,871 --> 00:24:20,499
‫فین، می‌تونی این کلمات رو
‫برام تکرار کنی؟

499
00:24:20,541 --> 00:24:24,628
‫کلید. ژاکت. ردا. سلول.

500
00:24:24,670 --> 00:24:27,756
‫کلید، ژاکت...

501
00:24:27,881 --> 00:24:30,592
‫بادبان؟ و جوراب.

502
00:24:33,470 --> 00:24:37,266
‫این ناحیه شکنج گیجگاهی رو
‫حساس محسوب می‌کنیم.

503
00:24:37,349 --> 00:24:39,018
‫درست نگفتم؟

504
00:24:39,059 --> 00:24:40,519
‫نه، نه.
‫کارت حرف نداره فین.

505
00:24:40,561 --> 00:24:42,396
‫الان می‌دونیم از اون ناحیه مغز
‫دوری کنیم.

506
00:24:42,438 --> 00:24:43,772
‫ادامه بدیم.

507
00:24:45,190 --> 00:24:48,110
‫فین، می‌تونی دست راستت رو مشت کنی؟

508
00:24:54,033 --> 00:24:55,159
‫اون‌جوری هم می‌شه.

509
00:24:56,702 --> 00:24:59,371
‫وای، سر جان!
‫پیدام کردی.

510
00:25:00,247 --> 00:25:01,365
‫دوستت کیه؟

511
00:25:01,415 --> 00:25:03,625
‫من طبیبم.
‫اومدم کمک کنم.

512
00:25:03,751 --> 00:25:05,711
‫نباید بمونیم.

513
00:25:05,753 --> 00:25:07,171
‫باید تا پیدامون نکرده بریم.

514
00:25:07,212 --> 00:25:09,256
‫- تا کی پیدامون نکرده؟
‫- جلاد.

515
00:25:09,339 --> 00:25:11,800
‫زود باشین، باید از اینجا ببرمتون.

516
00:25:12,009 --> 00:25:14,094
‫این نبرد منه.
‫شما باید برین.

517
00:25:14,136 --> 00:25:15,846
‫تونلی هست که به بیرون ختم می‌شه.

518
00:25:15,888 --> 00:25:17,347
‫در امان خواهید بود.

519
00:25:19,141 --> 00:25:22,561
‫آخرین بار که با جلاد روبه‌رو شدی چی شد؟

520
00:25:23,979 --> 00:25:27,649
‫نزدیک بود من رو بکشه.
‫قدرتم کافی نبود.

521
00:25:27,691 --> 00:25:31,069
‫خب، از من بشنو، می‌دونم ترس
‫چه‌جوری مغز رو فرا می‌گیره.

522
00:25:31,153 --> 00:25:35,365
‫اما روش پس گرفتن کنترل
‫رویارویی با ترسه.

523
00:25:35,407 --> 00:25:37,534
‫تو از چی می‌ترسی طبیب؟

524
00:25:45,709 --> 00:25:47,252
‫جلاده.

525
00:25:50,088 --> 00:25:51,965
‫جان، مواظب باش!

526
00:26:05,979 --> 00:26:07,773
‫سنگینه.

527
00:26:16,281 --> 00:26:18,450
‫جان، بیا!

528
00:26:19,326 --> 00:26:20,661
‫عا!

529
00:26:25,749 --> 00:26:27,876
‫می‌تونی سعی کنی
‫دوباره دست راستت رو مشت کنی؟

530
00:26:30,671 --> 00:26:32,839
‫نمی‌تونم.
‫چی به سرم آوردین؟

531
00:26:32,965 --> 00:26:34,508
‫فشار خونش رو به افزایشه.

532
00:26:34,550 --> 00:26:36,627
‫فین. فین، باید سعی کنی آروم باشی.

533
00:26:36,677 --> 00:26:38,637
‫نفس عمیق بکش فین.
‫کاملا موقتیه.

534
00:26:38,720 --> 00:26:40,097
‫یه لحظه دیگه کنترلش برمی‌گرده.

535
00:26:40,138 --> 00:26:43,350
‫اگه برنگرده چی؟
‫اگه...

536
00:26:44,851 --> 00:26:46,853
‫فشار درون‌جمجمه‌ای رو به افزایشه.

537
00:26:46,979 --> 00:26:48,939
‫مغز داره ورم می‌کنه.
‫داره خون‌ریزی می‌کنه.

538
00:26:49,022 --> 00:26:50,399
‫سالین یخ لازم داریم!

539
00:27:00,325 --> 00:27:01,493
‫بهتر شد.

540
00:27:01,576 --> 00:27:02,995
‫بسه دیگه.
‫باید بی‌هوشش کنیم.

541
00:27:03,078 --> 00:27:04,621
‫بیمار این رو نمی‌خواد.

542
00:27:04,663 --> 00:27:06,456
‫راست می‌گه ولف.
‫طاقت یه حمله دیگه رو نداره.

543
00:27:06,498 --> 00:27:07,958
‫اگه تو فکر بهتری نداری...

544
00:27:08,000 --> 00:27:10,627
‫من فکر بهتری دارم.

545
00:27:14,589 --> 00:27:16,083
‫کارم خوب نیست، مگه نه؟

546
00:27:16,133 --> 00:27:17,509
‫کارت حرف نداره فین.

547
00:27:17,551 --> 00:27:18,919
‫یه درسی که من از مبارزات تنهایی گرفتم...

548
00:27:18,969 --> 00:27:20,929
‫اینه که مجبور نیستی
‫تنها بجنگی.

549
00:27:22,180 --> 00:27:24,016
‫فین، سواره‌نظامت رسیدن.

550
00:27:25,976 --> 00:27:27,644
‫اریکای دانشمند.

551
00:27:27,728 --> 00:27:31,606
‫دینای پرمهر.
‫چارلی رهایی‌بخش.

552
00:27:33,483 --> 00:27:34,943
‫همه‌مون هوات رو داریم فین.

553
00:27:42,200 --> 00:27:44,036
‫آماده‌ای تمومش کنی؟

554
00:27:54,046 --> 00:27:56,548
‫یه مسیر امن دور تومور شناسایی کردم.

555
00:27:56,631 --> 00:27:57,758
‫آماده برش می‌شیم.

556
00:27:57,841 --> 00:28:00,427
‫وایستا. اون رو دیدی؟

557
00:28:03,013 --> 00:28:04,723
‫چی شده؟

558
00:28:04,848 --> 00:28:07,184
‫چند شاخه حیاتی از سرخرگ مغزی میانی
‫با این تومور آمیخته شده.

559
00:28:07,225 --> 00:28:10,187
‫- وقت بیشتری لازم داریم.
‫- قوی بمون فین.

560
00:28:14,858 --> 00:28:16,109
‫آخ!

561
00:28:18,111 --> 00:28:19,571
‫آخ!

562
00:28:27,788 --> 00:28:31,750
‫فین؟ فین؟

563
00:28:31,833 --> 00:28:34,211
‫فین، ببین من رو.

564
00:28:34,252 --> 00:28:36,421
‫تو ترس‌های خودت نیستی.

565
00:28:36,546 --> 00:28:38,298
‫تو سر جان هارت نیستی.

566
00:28:38,340 --> 00:28:41,343
‫اون خیالیه.
‫تو واقعی‌ای. تو قوی‌ای.

567
00:28:41,426 --> 00:28:43,720
‫تو شجاعی.

568
00:28:43,804 --> 00:28:45,514
‫از پسش بر میام.

569
00:28:45,597 --> 00:28:47,682
‫فین، باید از ده تا یک برام بشماری.

570
00:28:47,766 --> 00:28:49,184
‫می‌تونی رفیق؟

571
00:28:49,976 --> 00:28:52,345
‫ده، نه...

572
00:28:52,395 --> 00:28:55,148
‫نوروپاتی.
‫پادکشش.

573
00:28:55,190 --> 00:28:56,683
‫با میکروقیچی می‌برمش.

574
00:28:56,733 --> 00:29:00,854
‫- کوسا بدین. انبر تومور بدین.
‫- هفت، شش، پنج...

575
00:29:00,904 --> 00:29:02,322
‫اون تکه تومور رو ببریم.

576
00:29:02,364 --> 00:29:04,783
‫چهار، سه...

577
00:29:04,908 --> 00:29:06,910
‫دو...

578
00:29:08,078 --> 00:29:09,120
‫یک.

579
00:29:22,634 --> 00:29:24,219
‫من از تو نمی‌ترسم.

580
00:29:33,728 --> 00:29:36,022
‫فین، معاینه‌ات عالیه.

581
00:29:36,064 --> 00:29:38,608
‫آزمایشات ژنتیک هم
‫همگی منفی بودن.

582
00:29:38,650 --> 00:29:41,194
‫دو تومور مجزات هیچ دلیل مشترکی نداشتن.

583
00:29:41,236 --> 00:29:43,446
‫یعنی فقط بدشانس بودم؟

584
00:29:43,488 --> 00:29:44,990
‫ای بابا، بستگی به دیدگاه خودت داره.

585
00:29:45,115 --> 00:29:46,783
‫اولین تومور
‫تو رو ترسوند،

586
00:29:46,866 --> 00:29:48,702
‫ولی تومور دوم شجاعت کرد.

587
00:29:49,452 --> 00:29:51,746
‫این بهترین نتیجه ممکنه فین.

588
00:29:51,830 --> 00:29:54,666
‫تومور از بین رفته
‫و تو کاملا خودتی.

589
00:29:54,791 --> 00:29:56,076
‫ممنون.

590
00:29:56,126 --> 00:29:57,794
‫ممنون که براش خطر کردین.

591
00:29:57,919 --> 00:30:01,089
‫من فقط دنباله‌روی فین بودم.

592
00:30:07,804 --> 00:30:10,090
‫سنت بارتلمی خوشحالم می‌کنه.

593
00:30:10,140 --> 00:30:11,641
‫خدا می‌دونه نیاز دارم
‫زیر آفتاب باشم.

594
00:30:11,683 --> 00:30:14,936
‫مجبوریم با پرواز تجاری بریم؟

595
00:30:19,399 --> 00:30:21,526
‫باید دوباره بهت زنگ بزنم.

596
00:30:21,610 --> 00:30:23,445
‫بفرمایین بشینین دکتر فردریک.

597
00:30:23,570 --> 00:30:26,573
‫چرا حس می‌کنم
‫به مراسم ختم خودم دعوت شدم؟

598
00:30:26,614 --> 00:30:29,492
‫اگه جریان دکتر ولفه،
‫طرف حالش خوب نیست.

599
00:30:29,534 --> 00:30:31,661
‫بفرما بشین آملیا.

600
00:30:36,499 --> 00:30:38,710
‫می‌شه بهم بگی چند بار
‫واسه تداوم بستری بیماران...

601
00:30:38,793 --> 00:30:41,129
‫جهت درمان به دادگاه‌ها درخواست دادی؟

602
00:30:41,212 --> 00:30:44,382
‫باید گزارشاتم رو ببینم.

603
00:30:44,507 --> 00:30:47,627
‫من زحمتت رو کم می‌کنم،
‫بیش از پونصد بار.

604
00:30:47,677 --> 00:30:49,054
‫متوجه مشکلش نمی‌شم.

605
00:30:49,179 --> 00:30:50,722
‫برخی بیماران نیازمند
‫درمان بیشترن.

606
00:30:50,764 --> 00:30:54,309
‫فقط چهارتا از اون بیماران
‫توسط قاضی تأیید شدن.

607
00:30:54,351 --> 00:30:55,643
‫یعنی کمتر از یک‌درصد.

608
00:30:55,685 --> 00:30:58,355
‫من هم قبل از اخراج بی‌دلیلم،

609
00:30:58,396 --> 00:31:00,190
‫پیشنهاد دادم روبی باریش رو
‫ترخیص کنیم.

610
00:31:00,231 --> 00:31:02,150
‫اما تو به‌جاش درخواست ثبت کردی
‫تا اینجا نگهش داری.

611
00:31:02,192 --> 00:31:03,818
‫چندین روزه تو برزخم...

612
00:31:03,943 --> 00:31:06,488
‫و منتظرم قاضی
‫راجع به سلامت روان من نظر بده.

613
00:31:06,613 --> 00:31:10,658
‫ما دکترها باید بتونیم بیمارانمون رو
‫به هادسون اوکس معرفی کنیم...

614
00:31:10,742 --> 00:31:12,994
‫و کاملا مطمئن باشیم بیمارانمون در امانن.

615
00:31:13,078 --> 00:31:17,157
‫اگه دکتر فردریک رئیس بمونه،
‫من اصلا نمی‌تونم چنین کاری بکنم.

616
00:31:17,207 --> 00:31:18,958
‫فساد از رأس شکل می‌گیره.

617
00:31:19,042 --> 00:31:23,213
‫خیلی مسخره است.
‫من هیچ اشتباهی نکردم.

618
00:31:23,296 --> 00:31:24,831
‫ما آمار و ارقام رو بررسی کردیم.

619
00:31:24,881 --> 00:31:26,800
‫تخت‌های هادسون اوکس
‫سریع‌تر...

620
00:31:26,841 --> 00:31:28,301
‫از دو فصل قبل پر می‌شن،

621
00:31:28,384 --> 00:31:32,514
‫اما با این حال به دلیلی
‫سود کاهش یافته.

622
00:31:32,639 --> 00:31:36,059
‫محاسبات جور در نمیان.
‫شما پورشه دارین، درسته؟

623
00:31:36,101 --> 00:31:38,978
‫عذر می‌خوام، من اصلا ایشون رو نمی‌شناسم.

624
00:31:39,020 --> 00:31:40,730
‫ایشون بدترین کابوسته.

625
00:31:40,772 --> 00:31:42,398
‫چند وقت بود که بهت شک داشتیم،

626
00:31:42,440 --> 00:31:45,527
‫اما تحقیقات دکتر دنگ
‫خیلی روشن‌گر بود.

627
00:31:45,652 --> 00:31:47,612
‫ما تحقیقاتمون رو شروع می‌کنیم
‫و در همین حین...

628
00:31:47,695 --> 00:31:49,572
‫دکتر آدلر جات رو می‌گیره
‫و رئیس آسایشگاه می‌شه.

629
00:31:49,656 --> 00:31:50,949
‫چی؟

630
00:31:51,074 --> 00:31:52,450
‫باید از اینجا خارج بشی.

631
00:31:52,575 --> 00:31:54,861
‫حراست همراهیت می‌کنه.

632
00:31:54,911 --> 00:31:56,871
‫اِم...

633
00:31:56,913 --> 00:31:58,665
‫کارتون خیلی توهین‌آمیزه!

634
00:31:58,706 --> 00:32:02,127
‫دکتر فردریک، رفتارت ستیزه‌جویانه است
‫و بدگمان شدی.

635
00:32:02,210 --> 00:32:04,129
‫غیرمنطقی شدی.
‫همکاری نمی‌کنی.

636
00:32:04,212 --> 00:32:05,705
‫کاملا خصومت‌‎آمیزه.

637
00:32:05,755 --> 00:32:07,298
‫چی؟

638
00:32:10,468 --> 00:32:12,595
‫باشه، باشه.

639
00:32:22,689 --> 00:32:24,649
‫اون تو چه خبره؟

640
00:32:24,732 --> 00:32:27,026
‫فین تو انجمن گفت‌وگوش
‫یه پست خبری گذاشت...

641
00:32:27,151 --> 00:32:29,612
‫که بیمارستانه و معلوم شد
‫بزرگ‌ترین طرفدارش...

642
00:32:29,654 --> 00:32:32,115
‫همین طبقه بالا تو بخش سرطان‌شناسی بود.

643
00:32:32,198 --> 00:32:34,701
‫چه ناز.

644
00:32:34,784 --> 00:32:38,371
‫راستش، یه‌کم من رو یاد تو
‫زمان آشناییمون می‌اندازه.

645
00:32:38,454 --> 00:32:40,081
‫آها، یعنی ذاتا دل‌رباست...

646
00:32:40,206 --> 00:32:41,916
‫و خیلی از سن خودش عاقل‌تره؟

647
00:32:42,041 --> 00:32:45,128
‫یعنی بااستعداده.

648
00:32:45,169 --> 00:32:50,341
‫تعداد دکترهایی که عین تو
‫واسه بیمارانشون می‌جنگن کافی نیست.

649
00:32:50,383 --> 00:32:53,845
‫خب، من از همین که فین
‫با ترس‌هاش روبه‌رو شد خوشحالم.

650
00:32:55,555 --> 00:32:57,932
‫شاید وقتشه من هم
‫با ترس‌هام روبه‌رو بشم.

651
00:33:00,393 --> 00:33:04,147
‫ببین. لطف می‌کنی بعدا
‫باهام بیای یه‌جایی؟

652
00:33:04,188 --> 00:33:05,648
‫معلومه.

653
00:33:13,197 --> 00:33:17,619
‫تا حالا شاهد جمجمه‌بری
‫بدون بی‌هوشی نبودم.

654
00:33:17,702 --> 00:33:18,786
‫خیلی باحال بود.

655
00:33:18,828 --> 00:33:20,204
‫آره.

656
00:33:20,246 --> 00:33:21,289
‫کار فین شگفت‌انگیز بود.

657
00:33:21,372 --> 00:33:24,584
‫حالا که گفتی شگفت‌انگیز...

658
00:33:24,667 --> 00:33:26,336
‫اطلاعات مامان بیولوژیکیته،

659
00:33:26,419 --> 00:33:27,712
‫خودم نگاه نکردم.

660
00:33:27,754 --> 00:33:30,673
‫البته خیلی وسوسه شدم نگاه کنم.

661
00:33:48,358 --> 00:33:51,402
‫هوم.
‫اسم مامانم جونه.

662
00:33:55,323 --> 00:33:57,400
‫تا حالا بازی «کرپلانک» رو بازی کردی؟

663
00:33:57,450 --> 00:33:59,535
‫آره خب.

664
00:33:59,577 --> 00:34:03,998
‫همونی که چوب و تیله داره؟

665
00:34:04,082 --> 00:34:06,292
‫در نهایت چوب اشتباهی رو
‫بیرون می‌کشی...

666
00:34:06,334 --> 00:34:07,877
‫و کل تیله‌ها می‌ریزن.

667
00:34:09,796 --> 00:34:12,373
‫من وقتی همه تیله‌ها ریختن،

668
00:34:12,423 --> 00:34:15,551
‫همین‌جا نشسته بودم.

669
00:34:15,593 --> 00:34:18,471
‫وقتی واسه اولین بار
‫سوفیا رو توهم زدم.

670
00:34:18,513 --> 00:34:21,224
‫ولف، لازم نیست این کار رو بکنیم.

671
00:34:21,307 --> 00:34:23,726
‫چرا، لازمه.

672
00:34:24,936 --> 00:34:27,563
‫وقتی تازه هادسون اوکس ترخیص شدم
‫کلی احساس شجاعت کردم.

673
00:34:27,605 --> 00:34:29,232
‫گفتم آماده‌ام ارتباطم با اطرافیانم رو
‫بهبود ببخشم.

674
00:34:29,315 --> 00:34:33,111
‫ولی راست می‌گی.
‫یه‌چیزی داشت جلوم رو می‌گرفت.

675
00:34:34,112 --> 00:34:37,115
‫یه چیزی که از رویارویی باهاش
‫وحشت داشتم.

676
00:34:45,164 --> 00:34:46,999
‫مهمون خودمونی.

677
00:34:47,041 --> 00:34:48,417
‫متأسفم که حالت خوب نیست دکتر دی.

678
00:34:48,543 --> 00:34:50,503
‫مرسی شین.

679
00:34:53,297 --> 00:34:54,841
‫یه نوشیدنی بهم می‌دین؟

680
00:34:56,217 --> 00:34:58,344
‫خانم، ما اینجا...

681
00:34:58,386 --> 00:35:00,054
‫گزینه‌هامون محدوده.

682
00:35:00,138 --> 00:35:01,889
‫هرچی دارین بدین.

683
00:35:12,066 --> 00:35:13,609
‫چیه؟

684
00:35:13,734 --> 00:35:16,737
‫واقعا چنین سفارش داشتی؟

685
00:35:16,779 --> 00:35:20,533
‫خودت که نوشیدنی قوطی گرفتی.

686
00:35:20,575 --> 00:35:22,952
‫گل گفتی.

687
00:35:22,994 --> 00:35:24,787
‫خب، اهل این شهر نیستی؟

688
00:35:24,829 --> 00:35:27,707
‫- این‌قدر تابلوئه؟
‫- اوهوم.

689
00:35:27,748 --> 00:35:31,377
‫تازه از کالیفرنیا رسیدم.
‫از لس آنجلس.

690
00:35:31,419 --> 00:35:33,629
‫عه، ایول.
‫سفر کاریه یا تفریحی؟

691
00:35:33,754 --> 00:35:36,290
‫بابام قبلا اینجا کار می‌کرد.

692
00:35:36,340 --> 00:35:40,553
‫ولی الان نمی‌خوام راجع بهش فکر کنم.

693
00:35:42,096 --> 00:35:45,016
‫خب پس...

694
00:35:45,057 --> 00:35:47,435
‫به افتخار کارهایی
‫که واسه فراموشی می‌کنیم.

695
00:35:57,862 --> 00:35:59,906
‫وقتی پدرم برگشت راحت نبود...

696
00:35:59,989 --> 00:36:02,533
‫و وقتی دوباره رفت
‫باز هم راحت نبود.

697
00:36:03,326 --> 00:36:04,911
‫ولی به نظرم به مرور زمان
‫باهاش کنار می‌اومدم.

698
00:36:05,036 --> 00:36:06,579
‫به نظرم می‌تونستم قبول کنم
‫که ندونم...

699
00:36:06,621 --> 00:36:08,789
‫سی سال اخیر کجا بوده.

700
00:36:11,542 --> 00:36:16,088
‫اما بعدش فهمیدم.
‫یه توهم محافظتی ساختم.

701
00:36:16,213 --> 00:36:18,966
‫اما هیچ‌وقت به کسی نگفت
‫مقابل چی ازم محافظت می‌کرد.

702
00:36:45,076 --> 00:36:47,787
‫من سوفیا رو همین‌جوری توهم نزدم.

703
00:36:55,753 --> 00:37:00,883
‫یه نسخه خیالی ازش ساختی
‫تا کمکت کنه.

704
00:37:00,925 --> 00:37:03,219
‫تا اتفاقی تحمل‌ناپذیر رو تحمل کنم.

705
00:37:05,096 --> 00:37:09,225
‫اون تنهام نذاشت کارول.
‫گذاشت و رفت.

706
00:37:09,308 --> 00:37:11,769
‫یه خانواده دیگه تشکیل داد.

707
00:37:11,852 --> 00:37:14,563
‫تونست خوشحال باشه.

708
00:37:14,647 --> 00:37:17,191
‫اون تونست کل زندگیش
‫داشته باشدش.

709
00:37:21,028 --> 00:37:23,364
‫سوفیا خواهر منه.

710
00:37:25,074 --> 00:37:26,992
‫واقعیه.

711
00:37:28,452 --> 00:37:30,746
‫فقط من هنوز باهاش...

712
00:37:32,957 --> 00:37:34,041
‫دیدار نکردم.

713
00:37:44,009 --> 00:37:46,595
‫«ترجمه از کیارش»

714
00:37:48,595 --> 00:37:58,595
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M