1
00:00:04,963 --> 00:00:06,581
‫آنچه گذشت...

2
00:00:06,631 --> 00:00:08,133
‫دوباره سوفیا رو دیدم.

3
00:00:08,174 --> 00:00:09,801
‫سوفیا مدت قابل توجهی همراهت بود.

4
00:00:09,884 --> 00:00:13,588
‫یه نسخه خیالی ازش ساختی
‫تا کمکت کنه.

5
00:00:13,638 --> 00:00:15,765
‫اون واقعیه.
‫فقط هنوز ندیدمش.

6
00:00:15,807 --> 00:00:17,267
‫خب، اهل این شهر نیستی؟

7
00:00:17,308 --> 00:00:19,144
‫تازه از کالیفرنیا اومدم.

8
00:00:19,227 --> 00:00:20,770
‫اطلاعات مامان بیولوژیکیته.

9
00:00:20,854 --> 00:00:23,264
‫اسم مامانم جونه.

10
00:00:23,314 --> 00:00:25,734
‫من هم تقریبا مطمئنم خودت شروع کردی.

11
00:00:25,817 --> 00:00:28,153
‫بو می‌گه هنوز آمادگیش رو ندارم.

12
00:00:28,194 --> 00:00:29,446
‫خب، نظر خودت چیه؟

13
00:00:29,487 --> 00:00:30,939
‫دارم بررسی می‌کنم.

14
00:00:30,989 --> 00:00:32,941
‫جاش، من می‌خوام مطب شخصی داشته باشم.

15
00:00:32,991 --> 00:00:34,117
‫باهام شریک شو.

16
00:00:36,953 --> 00:00:40,623
‫[پیتزا فروشی]

17
00:00:40,957 --> 00:00:42,625
‫«ترجمه از کیارش»

18
00:00:42,917 --> 00:00:44,127
‫بیرون سرده.

19
00:00:44,210 --> 00:00:45,420
‫حالت خوبه پیرمرد؟

20
00:00:45,503 --> 00:00:47,380
‫سلام مربی.
‫داشتم می‌رفتم خونه.

21
00:00:48,715 --> 00:00:50,008
‫هفتاد و دو...

22
00:00:50,133 --> 00:00:51,342
‫بیست...

23
00:00:51,384 --> 00:00:52,510
‫چهارده...

24
00:00:55,054 --> 00:00:56,306
‫[مرکز طبی تاملینسون]

25
00:00:57,098 --> 00:01:00,018
‫هفتاد و دو... بیست... چهارده...

26
00:01:08,818 --> 00:01:09,903
‫هفتاد و دو...

27
00:01:10,820 --> 00:01:11,988
‫بیست...

28
00:01:12,988 --> 00:01:22,988
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

29
00:01:26,503 --> 00:01:29,214
‫[یادداشت‌های بیمار]
‫[نیویورک]

30
00:01:30,673 --> 00:01:33,092
‫پدرت هم هیچ‌وقت هیچی رو دور نمی‌ریخت.

31
00:01:33,176 --> 00:01:34,761
‫خب، این‌ها همه بایگانی بیمارهامن.

32
00:01:34,844 --> 00:01:36,513
‫تک‌تک پرونده‌های اینجا داستان دارن.

33
00:01:36,554 --> 00:01:38,264
‫خب، همیشه فکر خوبیه که آدم
‫خونه‌اش رو قبل از تعطیلات...

34
00:01:38,348 --> 00:01:39,933
‫مرتب کنه.

35
00:01:41,017 --> 00:01:42,894
‫خب، صندلی کنار پنجره رو ترجیح می‌دی
‫یا کنار راهرو؟

36
00:01:42,936 --> 00:01:44,229
‫پنجره.

37
00:01:44,312 --> 00:01:46,272
‫راستش، خودم می‌تونم
‫کارهای سفرم رو بکنم مامان.

38
00:01:47,899 --> 00:01:49,234
‫معلومه که می‌تونی.

39
00:01:52,111 --> 00:01:53,613
‫وای خدا جون.

40
00:01:53,696 --> 00:01:56,908
‫این زن بیچاره واقعا شوهرش رو
‫با کلاه اشتباه گرفته بود.

41
00:01:56,991 --> 00:01:58,576
‫شبان توماس.

42
00:01:58,618 --> 00:02:00,787
‫نمونه خارق‌العاده‌ای از گلیوبلاستوما بود.

43
00:02:00,870 --> 00:02:02,747
‫زنی که از بدنش خارج شده بود...

44
00:02:02,872 --> 00:02:04,199
‫نقاش کوررنگ...

45
00:02:04,249 --> 00:02:06,459
‫شبیه اسم قسمت می‌مونن.

46
00:02:06,542 --> 00:02:08,461
‫نحوه نوشتنت راجع به بیمارانت...

47
00:02:08,544 --> 00:02:10,421
‫خیلی از خصوصیات پزشکیت رو بروز می‌ده.

48
00:02:10,463 --> 00:02:12,882
‫تو با دلت کار می‌کنی الیور.

49
00:02:14,092 --> 00:02:16,803
‫واسه همین حس می‌کنم
‫یه کارم درست بوده.

50
00:02:16,886 --> 00:02:19,472
‫خیلی از کارهات درست بوده مامان.

51
00:02:22,934 --> 00:02:24,185
‫این تو رو یاد چی می‌اندازه؟

52
00:02:24,269 --> 00:02:26,938
‫سندرم ادرار شربت افرا!

53
00:02:26,980 --> 00:02:30,233
‫وای خدایا. ون، ضدعفونی‌کننده خوردن ولف رو
‫از دست دادی.

54
00:02:30,275 --> 00:02:32,277
‫اذیت نکن.
‫یه‌کم ناراحت نیستی که نبودی؟

55
00:02:32,318 --> 00:02:33,361
‫نچ.

56
00:02:33,444 --> 00:02:34,529
‫راستی،

57
00:02:34,612 --> 00:02:35,563
‫شنیدم با کیتی دعوات شده.

58
00:02:35,613 --> 00:02:37,281
‫- خوبی؟
‫- آره.

59
00:02:37,323 --> 00:02:39,659
‫سخت گذشته، ولی دارم تمام تلاشم رو
‫می‌کنم تا باهاش کنار بیام.

60
00:02:39,742 --> 00:02:41,235
‫همون روزی که دعواشون شد
‫رفت بیرون.

61
00:02:41,285 --> 00:02:43,287
‫امان از دستت دنگ.
‫خیلی سریع کنار میای.

62
00:02:43,329 --> 00:02:45,665
‫آره. خب، زندگی همینه دیگه.

63
00:02:45,748 --> 00:02:47,375
‫آدم باید در لحظه زندگی کنه.

64
00:02:47,458 --> 00:02:49,627
‫- هوم.
‫- عه، سلام.

65
00:02:50,336 --> 00:02:51,546
‫- سلام.
‫- آماده‌این؟

66
00:02:51,629 --> 00:02:53,172
‫- آره. ممنون جون ماری.
‫- اوهوم.

67
00:02:53,256 --> 00:02:55,383
‫قهوه فرانسویت تو محله سانی‌ساید
‫نظیر نداره.

68
00:02:55,466 --> 00:02:57,135
‫ممنون عزیزم.

69
00:02:59,721 --> 00:03:01,180
‫از دیدنت خوشحال شدم.

70
00:03:02,515 --> 00:03:04,350
‫کی می‌خوای بهش بگی کی هستی؟

71
00:03:04,434 --> 00:03:06,019
‫اِم...

72
00:03:06,102 --> 00:03:07,186
‫بهم اعتماد کن کینی.

73
00:03:07,270 --> 00:03:08,813
‫اصلا خوشت نمیاد یه روزی بیدار بشی...

74
00:03:08,896 --> 00:03:10,982
‫و از همه حرف‌های نزده پشیمون بشی.

75
00:03:16,779 --> 00:03:18,272
‫اِم...

76
00:03:18,322 --> 00:03:20,283
‫عذر می‌خوام. من دکتر لازم دارم.

77
00:03:20,366 --> 00:03:22,368
‫انگار دارن تو سینه‌ام...

78
00:03:22,452 --> 00:03:24,120
‫یه زیپ رو می‌بندن.

79
00:03:24,162 --> 00:03:25,747
‫خیلی‌خب. بخش تروما رو خالی کنین!
‫یه برانکارد بیارین!

80
00:03:25,830 --> 00:03:27,040
‫آقا، با من بیا.

81
00:03:27,123 --> 00:03:28,207
‫- خب؟
‫- آخ!

82
00:03:28,833 --> 00:03:30,334
‫- راحت دراز بکش.
‫- بفرما.

83
00:03:30,376 --> 00:03:32,545
‫دایسکشن رو حذف می‌کنیم.
‫برمی‌گردیم!

84
00:03:32,628 --> 00:03:34,255
‫- برین کنار!
‫- آره، هوات رو داریم.

85
00:03:34,338 --> 00:03:35,840
‫تا حالا عمل داشتی؟

86
00:03:35,923 --> 00:03:37,175
‫نه، نه. چطور؟

87
00:03:42,638 --> 00:03:45,099
‫خیلی‌خب. آماده‌ایم.

88
00:03:47,810 --> 00:03:50,438
‫ریشه‌اش گشاد شده
‫و درون‌لایه‌اش گرفته.

89
00:03:50,521 --> 00:03:51,856
‫- ای بابا! سه جراح سی‌تی خبر کنین!

90
00:03:51,981 --> 00:03:54,308
‫آقا، رگ اصلی خروجی قلب،

91
00:03:54,358 --> 00:03:55,693
‫آئورت، بریدگی خطرناکی داره.

92
00:03:55,818 --> 00:03:57,862
‫بدون عمل باز قلب
‫صد در صد مرگباره.

93
00:03:57,904 --> 00:03:59,814
‫پس باید رضایت بدین
‫تا بتونیم ادامه بدیم.

94
00:03:59,864 --> 00:04:02,074
‫نه، نه. وایستا.
‫من رضایت نمی‌دم.

95
00:04:02,867 --> 00:04:04,535
‫نمی‌خوام بدنم رو باز کنین.

96
00:04:06,496 --> 00:04:08,539
‫سلام. می‌دونستی می‌شه
‫از صمغ درخت پاپلیلو...

97
00:04:08,623 --> 00:04:11,584
‫که مال سایولیتاست، واسه درمان
‫نقرس و کشیدگی عضلانی استفاده کرد؟

98
00:04:11,667 --> 00:04:14,212
‫- همه می‌دونن ولف.
‫- عه، ببخشید.

99
00:04:14,337 --> 00:04:16,214
‫من دارم می‌رم تعطیلات.
‫می‌رم مکزیک.

100
00:04:16,255 --> 00:04:19,258
‫آره. نسخه جدیدم مرخصی می‌گیره
‫و سفر می‌کنه.

101
00:04:19,342 --> 00:04:20,885
‫هادسون اوکس حساب نبود.

102
00:04:20,927 --> 00:04:22,670
‫گفتم حالا که تو رئیس موقتی،

103
00:04:22,720 --> 00:04:24,722
‫درخواست رسمی ثبت کنم.

104
00:04:24,764 --> 00:04:25,890
‫نمی‌خواد موقت رو بگی.

105
00:04:26,015 --> 00:04:27,767
‫کارم از دیشب رسمی شد.

106
00:04:28,518 --> 00:04:30,561
‫عه، مبارکه.
‫عالیه.

107
00:04:30,645 --> 00:04:34,357
‫خب...
‫لیاقتت بود نیکولز...

108
00:04:34,398 --> 00:04:35,858
‫ممنون.

109
00:04:35,942 --> 00:04:38,986
‫جاشوا، یه وضعیت اورژانسی
‫خانوادگی داریم.

110
00:04:39,070 --> 00:04:40,530
‫مامان و بابا الان تو راهن،

111
00:04:40,613 --> 00:04:41,906
‫پس باید بالغانه رفتار کنی...

112
00:04:42,031 --> 00:04:43,199
‫و یه‌بار هم که شده
‫طرف من رو بگیری.

113
00:04:43,241 --> 00:04:45,409
‫مسئله خصوصی خانوادگیه.

114
00:04:45,451 --> 00:04:46,869
‫ولف، ایشون خواهرم سریناست.

115
00:04:46,911 --> 00:04:48,746
‫ولف اینه؟ عجب.

116
00:04:48,829 --> 00:04:50,623
‫نباید بری به بن‌سای‌هات برسی؟

117
00:04:50,706 --> 00:04:53,125
‫من سرخس پرورش می‌دم.
‫خیلی فرق دارن.

118
00:04:53,209 --> 00:04:54,502
‫دی‌ان‌ای شما مشترکه؟

119
00:04:54,585 --> 00:04:57,547
‫می‌بینم که سرینا از الان
‫داره چاه رو مسموم می‌کنه.

120
00:04:57,588 --> 00:04:58,923
‫«چاه رو مسموم می‌کنه»؟

121
00:04:58,965 --> 00:05:00,541
‫بابا دیشب چند ساعت گم شده بود.

122
00:05:00,591 --> 00:05:01,876
‫ممکن بود از سرما بمیره.

123
00:05:01,926 --> 00:05:03,636
‫آروم باش. جریان چیه؟

124
00:05:03,719 --> 00:05:05,888
‫سلام دکتر. اینجا میز نوشیدنی ندارین؟

125
00:05:05,930 --> 00:05:07,048
‫اینجا دفتر منه، یادته؟

126
00:05:07,098 --> 00:05:09,058
‫دکتر ولف همکارم هستن.

127
00:05:09,141 --> 00:05:10,309
‫بانی نیکولز هستم.

128
00:05:10,393 --> 00:05:12,103
‫- خیلی خوش‌وقتم.
‫- همچنین. بله.

129
00:05:12,186 --> 00:05:13,396
‫اگه هر کمکی از دستم بر میاد...

130
00:05:13,479 --> 00:05:14,563
‫مشکلی نداریم.

131
00:05:14,605 --> 00:05:15,982
‫می‌تونی بری.

132
00:05:16,065 --> 00:05:17,441
‫اِم...

133
00:05:17,525 --> 00:05:20,027
‫ببین مامان، من اخیرا چند بار
‫با دکترهاش تماس گرفتم.

134
00:05:20,111 --> 00:05:21,654
‫ولی تو گفتی افت شناختیش...

135
00:05:21,737 --> 00:05:23,614
‫از آخرین وقت دکترش خیلی کم بوده.

136
00:05:23,656 --> 00:05:25,741
‫- نمی‌خواستم تو رو هم نگران کنم.
‫- سرینا، می‌شه لطفا...

137
00:05:25,783 --> 00:05:27,285
‫اون... بس کنین بچه‌ها.

138
00:05:27,326 --> 00:05:29,453
‫- بس کنین. این چه سیستمیه؟
‫- خودت می‌دونی...

139
00:05:29,495 --> 00:05:32,498
‫که نمی‌خواد این‌جوری دیده بشه.

140
00:05:32,581 --> 00:05:35,751
‫- آقای نیکولز؟
‫- به من زل نزن!

141
00:05:36,919 --> 00:05:37,503
‫[خروجی]

142
00:05:46,429 --> 00:05:47,972
‫این داداشمون واسه دایسکشن آئورتش...

143
00:05:48,014 --> 00:05:50,766
‫جراحی سی‌تی لازم داره،
‫ولی رضایت نمی‌ده.

144
00:05:50,808 --> 00:05:52,143
‫اما نمی‌خواد بره خونه و بمیره،

145
00:05:52,184 --> 00:05:54,103
‫واسه همین الان تو اورژانسم
‫آی‌سی‌یو راه انداختم...

146
00:05:54,145 --> 00:05:55,688
‫و سعی دارم زنده نگهش دارم.

147
00:05:55,771 --> 00:05:57,732
‫می‌شه لطفا تأیید کنی...

148
00:05:57,815 --> 00:05:59,942
‫که صلاحیت تصمیمات طبی نداره...

149
00:05:59,984 --> 00:06:01,861
‫تا بتونم بفرستیمش اتاق عمل؟

150
00:06:02,611 --> 00:06:04,488
‫ببینم چه کاری از دستم بر میاد.

151
00:06:07,366 --> 00:06:09,160
‫آقای کالدول،

152
00:06:09,243 --> 00:06:11,454
‫من دکتر پیرس، روان‌پزشک بیمارستان هستم.

153
00:06:11,495 --> 00:06:14,040
‫دکتر تورن وضعیتت رو برام شرح داد.

154
00:06:14,165 --> 00:06:17,084
‫تو جوانی و به جز این مشکل
‫خیلی سالمی.

155
00:06:17,168 --> 00:06:19,670
‫می‌تونی سالیان سال سالم زنده بمونی.

156
00:06:21,422 --> 00:06:25,051
‫متوجهی که جونت بدون این عمل در خطره؟

157
00:06:25,134 --> 00:06:27,511
‫من عمل قلب باز نمی‌خوام.

158
00:06:27,553 --> 00:06:30,681
‫وقتی بچه بودم
‫بابام همین عمل رو داشت.

159
00:06:30,723 --> 00:06:32,800
‫سال‌ها عذاب کشید.

160
00:06:32,850 --> 00:06:35,227
‫نمی‌ذارم خودم اون‌جوری بشم.

161
00:06:35,311 --> 00:06:39,023
‫حالا اگه به معنای مرگم باشه،
‫پس می‌میرم.

162
00:06:40,816 --> 00:06:43,527
‫راستش، من هم همیشه...

163
00:06:43,569 --> 00:06:45,196
‫تصویر خودم رو تشخیص نمی‌دم.

164
00:06:45,237 --> 00:06:46,480
‫حداقل یکی هست
‫که درکم کنه.

165
00:06:46,530 --> 00:06:48,032
‫می‌شه حالا بریم خونه؟

166
00:06:48,115 --> 00:06:50,826
‫اخیرا بیشتر و بیشتر گیج می‌شه.

167
00:06:50,868 --> 00:06:52,411
‫حتی وقتی تو خونه‌ایم،

168
00:06:52,536 --> 00:06:54,155
‫مدام می‌گه می‌خواد بره خونه.

169
00:06:54,205 --> 00:06:56,415
‫من هی بهش می‌گم خونه‌ایم.

170
00:06:56,499 --> 00:06:59,960
‫بعدش عصبانی می‌شه،
‫گاهی خشن می‌شه.

171
00:07:00,044 --> 00:07:02,254
‫واسه همین پرستارهایی که استخدام می‌کنم
‫مدام استعفا می‌دن؟

172
00:07:03,088 --> 00:07:06,175
‫این مکالمه‌ها مهم هستن،

173
00:07:06,217 --> 00:07:10,004
‫ولی بیاین سعی کنیم به‌جاش
‫با خود دوک صحبت کنیم.

174
00:07:10,054 --> 00:07:12,890
‫این تغییر خلقی که همسرت توصیف می‌کنه...

175
00:07:12,973 --> 00:07:14,675
‫خیلی بین بیماران آلزایمر رایجه.

176
00:07:14,725 --> 00:07:16,010
‫اصلا خجالت نداره.

177
00:07:16,060 --> 00:07:18,229
‫ولی باید ابزار مدیریتش رو پیدا کنیم.

178
00:07:18,270 --> 00:07:19,563
‫چه‌جوری وقتی نصف اوقات
‫اصلا نمی‌دونم...

179
00:07:19,605 --> 00:07:20,773
‫چه خبره
‫باید تو مدیریتش کمک کنم؟

180
00:07:20,856 --> 00:07:22,107
‫درست صحبت کن مرد جوان!

181
00:07:22,191 --> 00:07:24,735
‫عزیزم، جاش فقط می‌خواد کمک کنه.

182
00:07:24,860 --> 00:07:26,779
‫می‌دونستی پسرت...

183
00:07:26,862 --> 00:07:29,406
‫به تازگی رئیس بیمارستان شده؟

184
00:07:29,448 --> 00:07:31,116
‫بهش افتخار نمی‌کنی؟

185
00:07:31,200 --> 00:07:32,576
‫رئیس؟
‫اون فقط به فکر کاره.

186
00:07:32,618 --> 00:07:33,869
‫بالاخره کی می‌خوای زن بگیری...

187
00:07:33,911 --> 00:07:35,454
‫و به زندگیت سر و سامون بدی؟

188
00:07:40,751 --> 00:07:42,419
‫شب درازی داشتیم.

189
00:07:42,503 --> 00:07:46,090
‫چطوره بریم کافه‌تریا
‫و قهوه بخوریم؟

190
00:07:46,131 --> 00:07:47,591
‫باشه، باشه.

191
00:07:53,097 --> 00:07:55,307
‫بابات سنتیه؟

192
00:07:55,391 --> 00:07:56,717
‫نه خیلی.

193
00:07:56,767 --> 00:07:58,811
‫ولی خیلی هم به روز نیست.

194
00:08:00,062 --> 00:08:03,649
‫به‌خاطر سبک زندگی مدرن منه
‫که ارتباطمون...

195
00:08:04,775 --> 00:08:05,901
‫زیاد نیست.

196
00:08:07,278 --> 00:08:10,114
‫یعنی ممکنه چیزی رو از قلم انداخته باشیم؟

197
00:08:10,155 --> 00:08:11,782
‫ترک خونه، گم شدن...

198
00:08:11,907 --> 00:08:13,409
‫آخه این شدت پیشرفت...

199
00:08:13,450 --> 00:08:14,702
‫به نظرم عادی نیست.

200
00:08:14,785 --> 00:08:16,787
‫بذار من دکترش بشم.

201
00:08:16,829 --> 00:08:18,455
‫کامل معاینه‌اش می‌کنم.

202
00:08:18,497 --> 00:08:19,999
‫اطمینان حاصل کنیم
‫اتفاق درمان‌پذیری نیفتاده...

203
00:08:20,082 --> 00:08:22,459
‫که شدتش رو بیشتر کرده.

204
00:08:22,501 --> 00:08:24,795
‫ببین، ردیفش می‌کنیم.

205
00:08:24,878 --> 00:08:26,422
‫هرچی باشه.

206
00:08:32,886 --> 00:08:35,681
‫آقای نیکولز، می‌تونین
‫حروف «گل» رو برعکس بگین؟

207
00:08:35,764 --> 00:08:37,091
‫نه.
‫من رو کلی اذیت کردین.

208
00:08:37,141 --> 00:08:38,976
‫می‌خوام برم خونه، همین الان!

209
00:08:39,018 --> 00:08:42,938
‫خیلی‌خب. می‌تونین آدرس
‫خونه‌تون رو بنویسین؟

210
00:08:43,022 --> 00:08:45,357
‫ولی می‌تونیم استراحت کنیم،

211
00:08:45,441 --> 00:08:49,111
‫بهتون وقت بدیم
‫تا افکارتون رو منسجم کنین.

212
00:08:51,447 --> 00:08:52,823
‫خیلی‌خب.

213
00:08:56,160 --> 00:08:58,871
‫می‌دونی بیشتر از همه چی رو یادمه؟

214
00:08:58,954 --> 00:09:00,622
‫تو آلاسکا مستقر شده بود.

215
00:09:01,332 --> 00:09:03,042
‫من از خدمه یه اف۱۵ بودم.

216
00:09:03,125 --> 00:09:05,002
‫شما تو دهه هفتاد
‫که داشتن واسه...

217
00:09:05,044 --> 00:09:07,212
‫مقابله با شوروری نقشه می‌کشیدن
‫آلاسکا بودین؟

218
00:09:09,173 --> 00:09:10,466
‫معلومه.

219
00:09:23,812 --> 00:09:25,856
‫ببین...

220
00:09:25,898 --> 00:09:29,693
‫می‌شه دیگه برم خونه؟

221
00:09:29,735 --> 00:09:31,195
‫دوک، وقتی می‌گی خونه،

222
00:09:31,320 --> 00:09:32,863
‫منظورت جاییه که الان سکونت داری...

223
00:09:32,946 --> 00:09:35,991
‫یا احساس راحتی و امنیت؟

224
00:09:36,992 --> 00:09:42,206
‫چطوره معنای خونه واسه خودت رو
‫برامون بکشی؟

225
00:09:43,499 --> 00:09:45,375
‫باشه.

226
00:09:49,046 --> 00:09:50,831
‫اگه تاریخ باشه چی؟

227
00:09:50,881 --> 00:09:53,509
‫- ۷/۲/۲۰۱۴.
‫- هوم.

228
00:09:53,550 --> 00:09:56,170
‫شاید دوم ژوئیه دوازده سال پیش
‫اتفاق مهمی افتاده بود.

229
00:09:56,220 --> 00:09:58,472
‫خب، می‌دونیم دوک قبلا ارتشی بود.

230
00:09:58,555 --> 00:10:00,724
‫شاید مختصات جی‌پی‌اسه.

231
00:10:00,766 --> 00:10:02,726
‫اون عدد حتی ممکنه
‫بلیت برنده بخت‌آزمایی باشه.

232
00:10:02,768 --> 00:10:05,270
‫چرا کسی مهم‌ترین مسئله رو
‫بیان نمی‌کنه؟

233
00:10:05,354 --> 00:10:07,514
‫ولف داره بابای جاش رو درمان می‌کنه.

234
00:10:07,564 --> 00:10:09,016
‫آها، به نظرت این لحظه...

235
00:10:09,066 --> 00:10:10,901
‫نقطه عطفی در تاریخ بیمارستانه؟

236
00:10:10,984 --> 00:10:13,946
‫آره، ولی شنیدم
‫بو به نیکولز گفته مطب شخصی بزنن.

237
00:10:14,071 --> 00:10:17,366
‫اگه قبول کنه چی؟

238
00:10:17,449 --> 00:10:19,535
‫هوم.

239
00:10:20,786 --> 00:10:21,703
‫وای!

240
00:10:22,621 --> 00:10:26,583
‫مارگو که اون شب دیدمش اومده اینجا،
‫تعقیبم می‌کنه!

241
00:10:26,625 --> 00:10:28,126
‫می‌دونستم یه ریگی به کفشش هست.

242
00:10:29,002 --> 00:10:30,796
‫بهم نگاه نکن!
‫بالا رو ببین، موقعیت ساعت دو!

243
00:10:37,302 --> 00:10:38,387
‫سلام.

244
00:10:38,428 --> 00:10:39,596
‫دینا بودی، درسته؟

245
00:10:43,141 --> 00:10:44,184
‫از دست من قایم شده بودی؟

246
00:10:44,268 --> 00:10:45,477
‫چی؟ نه.

247
00:10:45,561 --> 00:10:47,896
‫داشتم دنبال لنزم می‌گشتم.

248
00:10:47,938 --> 00:10:49,314
‫پیداش کردم.

249
00:10:49,398 --> 00:10:52,818
‫بگو ببینم.
‫راجع به محل کارم صحبت کرده بودیم؟

250
00:10:52,943 --> 00:10:54,895
‫- زیادی نوشیدنی خورده بودم.
‫- آره.

251
00:10:54,945 --> 00:10:57,948
‫گمون کنم گفتی برترین انترن
‫بیمارستان عمومی برانکسی...

252
00:10:57,990 --> 00:11:01,118
‫و همه تکنسین‌های اورژانس دنبالتن.

253
00:11:01,159 --> 00:11:03,328
‫عجیبه.
‫معمولا از این حرف‌ها نمی‌زنم.

254
00:11:03,453 --> 00:11:04,788
‫راستش،

255
00:11:04,913 --> 00:11:06,331
‫لازم نبود این همه راه بیای...

256
00:11:06,415 --> 00:11:08,125
‫تا ازم عذرخواهی کنی.

257
00:11:08,166 --> 00:11:10,168
‫این‌طور نیست.
‫من اومدم داداشم رو ببینم.

258
00:11:10,252 --> 00:11:12,504
‫خیلی عذر می‌خوام.
‫نمی‌دونستم تو بیمارستانه.

259
00:11:12,588 --> 00:11:14,339
‫می‌تونم شماره اتاقش رو
‫برات پیدا کنم.

260
00:11:14,423 --> 00:11:16,967
‫- اسمش چیه؟
‫- دکتره... الیور ولف.

261
00:11:17,050 --> 00:11:18,677
‫وای!

262
00:11:22,097 --> 00:11:24,099
‫من می‌برمت دفترش.

263
00:11:25,517 --> 00:11:26,643
‫هوم.

264
00:11:29,313 --> 00:11:32,149
‫دینا، طرف خواهر ولف بود؟!

265
00:11:32,190 --> 00:11:33,567
‫آره.

266
00:11:33,650 --> 00:11:36,111
‫من اصلا نمی‌دونستم خواهر داره.

267
00:11:36,153 --> 00:11:38,488
‫ای خدا، من عاشق این شغلم.

268
00:11:40,991 --> 00:11:43,869
‫- نخند.
‫- خیلی عذر می‌خوام.

269
00:11:56,131 --> 00:11:58,842
‫سیلوا، می‌شه یه دقیقه
‫وقتت رو بگیرم؟

270
00:12:03,513 --> 00:12:06,016
‫تو اون رو می‌بینی؟
‫واقعیه؟

271
00:12:06,099 --> 00:12:08,143
‫آره. می‌بینمش.

272
00:12:08,185 --> 00:12:09,394
‫خوبی دکتر ولف؟

273
00:12:09,478 --> 00:12:11,355
‫آره، خوبم، آره.
‫ممنون.

274
00:12:14,066 --> 00:12:16,143
‫چند روز پیش اومده بودم اینجا ببینمت،

275
00:12:16,193 --> 00:12:18,979
‫ولی جرئت نکردم.

276
00:12:19,029 --> 00:12:22,157
‫من مارگو ویلیامز هستم.

277
00:12:22,199 --> 00:12:24,868
‫پدرم از من برات گفته؟

278
00:12:24,951 --> 00:12:27,662
‫نه، نگفته بود.

279
00:12:27,746 --> 00:12:29,373
‫ولی خودم چند عکس خانوادگی دیدم...

280
00:12:29,498 --> 00:12:31,750
‫و فهمیدم جریان از چه قراره.

281
00:12:31,833 --> 00:12:34,044
‫تو خواهر منی.

282
00:12:34,127 --> 00:12:36,588
‫- خواهر ناتنی.
‫- خیلی‌خب.

283
00:12:36,671 --> 00:12:38,715
‫بارها مجبور بودم وانمود کنم...

284
00:12:38,799 --> 00:12:41,635
‫به شکل‌گیری سنگ آذرین علاقمندم.

285
00:12:41,718 --> 00:12:43,762
‫تک‌فرزند بودم و کلی فشار روم بود.

286
00:12:43,845 --> 00:12:46,640
‫مطمئنم بی‌نهایت خوشحال می‌شد...

287
00:12:46,723 --> 00:12:48,225
‫که روی تو تأثیر موندگاری داشت.

288
00:12:48,350 --> 00:12:50,844
‫آره، خب، گمون کنم
‫این‌جوری این همه سال...

289
00:12:50,894 --> 00:12:53,355
‫که نبود، حس می‌کردم بهش نزدیک‌ترم.

290
00:13:00,237 --> 00:13:03,573
‫تازه همین دو هفته پیش
‫به من گفت تو وجود داری.

291
00:13:03,615 --> 00:13:06,576
‫تو شهر خودمون با موتور تصادف کرد.

292
00:13:06,618 --> 00:13:08,578
‫شهرتون کجاست؟

293
00:13:08,662 --> 00:13:10,030
‫شهرستان مارین.

294
00:13:10,080 --> 00:13:12,916
‫بیمارستان برانکسِ من
‫مانت زایونه.

295
00:13:12,958 --> 00:13:15,418
‫بابا اونجا کار می‌کرد.
‫من هم می‌کردم.

296
00:13:15,460 --> 00:13:16,920
‫گفتی تصادف کرده بود.

297
00:13:16,962 --> 00:13:18,630
‫حالش خوبه؟

298
00:13:20,423 --> 00:13:23,969
‫کاش من مجبور نمی‌شدم
‫این رو بهت بگم.

299
00:13:24,052 --> 00:13:26,471
‫دوام نیاورد.

300
00:13:26,555 --> 00:13:28,306
‫از دنیا رفت.

301
00:13:29,891 --> 00:13:32,102
‫خیلی تسلیت می‌گم.

302
00:13:34,521 --> 00:13:37,649
‫راستش، خودم فرصت زیادی نداشتم
‫که باهاش کنار بیام.

303
00:13:38,775 --> 00:13:40,986
‫من سی سال وقت داشتم.

304
00:13:41,069 --> 00:13:43,864
‫تو وصیت‌نامه‌اش چندتا چیز رو به تو داد.

305
00:13:43,947 --> 00:13:47,734
‫ظاهرا یه واحد سری داره...

306
00:13:47,784 --> 00:13:49,452
‫که باید جمعش کنم.

307
00:13:50,453 --> 00:13:53,623
‫احیانا می‌خوای کمکم کنی؟

308
00:13:53,665 --> 00:13:56,918
‫آره، معلومه.

309
00:13:57,961 --> 00:13:59,421
‫ممنون...

310
00:14:01,006 --> 00:14:01,965
‫که اومدی اینجا.

311
00:14:02,090 --> 00:14:03,800
‫ممنون که بهم گفتی.

312
00:14:16,730 --> 00:14:19,524
‫امنیت دوک اولویت اصلی منه.

313
00:14:19,649 --> 00:14:22,527
‫همه اشیاء تیز رو قایم کردم،

314
00:14:22,611 --> 00:14:25,614
‫همه آینه‌ها رو جمع کردم.

315
00:14:25,655 --> 00:14:29,659
‫همه غذاهاش رو می‌پزم
‫و حواسم هست غذای کافی بخوره.

316
00:14:29,701 --> 00:14:31,069
‫مامان، می‌تونیم برات کمک بیاریم.

317
00:14:31,119 --> 00:14:32,954
‫خودت که می‌دونی من پولش رو می‌دم.

318
00:14:32,996 --> 00:14:34,706
‫ای بابا، خودم دوست دارم.

319
00:14:34,831 --> 00:14:37,459
‫راستش، وقتی غذا می‌خوره
‫از همیشه خوشحال‌تره.

320
00:14:37,500 --> 00:14:39,878
‫به نظرم تلاشتون خیلی تحسین‌آمیزه.

321
00:14:39,961 --> 00:14:43,131
‫اما گاهی اولویت امنیت
‫بر استقلال...

322
00:14:43,173 --> 00:14:46,676
‫روی عزیزانی که ازشون مراقبت می‌کنیم
‫تأثیر منفی می‌ذاره.

323
00:14:46,718 --> 00:14:48,587
‫وقتی بابای خودت نباشه
‫این حرف‌ها برات راحته.

324
00:14:48,637 --> 00:14:49,554
‫سرینا...

325
00:14:51,097 --> 00:14:52,474
‫عیبی نداره.

326
00:14:52,515 --> 00:14:54,976
‫من پیشنهاد می‌کنم
‫به تعادل برسیم.

327
00:14:55,018 --> 00:14:57,646
‫بذارین تو یه سری از کارهای خونه کمک کنه.

328
00:14:57,687 --> 00:14:59,314
‫خیال می‌کنی اصلا زمانی بوده...

329
00:14:59,397 --> 00:15:01,816
‫که مجبور نشم ازش بخوام
‫آشغال‌ها رو ببره بیرون؟

330
00:15:01,858 --> 00:15:05,320
‫نه بابا. با کمال میل خودم می‌برم،
‫چون ازش متنفرم.

331
00:15:06,571 --> 00:15:08,490
‫می‌تونه بمونه.

332
00:15:08,531 --> 00:15:10,617
‫می‌شه بپرسم دوک ساز می‌زنه؟

333
00:15:10,659 --> 00:15:13,828
‫اولین بار که دیدمش،
‫تو یه مهمونی بودیم.

334
00:15:13,870 --> 00:15:15,872
‫یه بانجو انداخته بود دور گردنش...

335
00:15:15,955 --> 00:15:19,000
‫و آهنگ «سایمون و گارفانکل» رو زد.

336
00:15:19,042 --> 00:15:23,004
‫همون موقع با خودم گفتم:
‫«من زنش می‌شم.»

337
00:15:23,088 --> 00:15:26,841
‫موسیقی گاهی ابزار حسی قدرتمندیه.

338
00:15:26,883 --> 00:15:30,178
‫من قبلا با بیماران دیگه
‫که زوال عقل داشتن باهاش موفق شدم.

339
00:15:40,772 --> 00:15:43,441
‫- دوک، اجازه هست؟
‫- خواهش می‌کنم.

340
00:15:53,159 --> 00:15:58,289
‫♪ تام، به موقع سوار هواپیمات شو ♪

341
00:15:59,958 --> 00:16:05,380
‫♪ می‌دونم که سفرت خوب انجام می‌شه ♪

342
00:16:06,297 --> 00:16:13,388
‫♪ با هواپیما بیا مکزیک ♪

343
00:16:13,471 --> 00:16:16,808
‫♪ لای‌لالای لالای‌لای ♪

344
00:16:16,891 --> 00:16:19,394
‫♪ من اینجام ♪

345
00:16:19,436 --> 00:16:24,441
‫♪ تنها پسر زنده نیویورکم ♪

346
00:16:26,901 --> 00:16:28,853
‫♪ نیمی از اوقات نیستیم ♪

347
00:16:28,903 --> 00:16:30,572
‫♪ ولی نمی‌دونیم کجا می‌ریم ♪

348
00:16:30,655 --> 00:16:33,116
‫- ♪ نمی‌دونیم کجا می‌ریم ♪
‫- ♪ نمی‌دونیم کجا می‌ریم ♪

349
00:16:45,545 --> 00:16:46,921
‫بابا؟

350
00:16:50,008 --> 00:16:51,426
‫دلم برات تنگ شده پدر.

351
00:16:54,012 --> 00:16:55,138
‫بیا بریم خونه.

352
00:16:56,055 --> 00:16:58,266
‫عیبی نداره که بذاری فرض کنه...

353
00:16:59,184 --> 00:17:00,518
‫نه، نه.

354
00:17:01,394 --> 00:17:03,221
‫بابا، منم...

355
00:17:03,271 --> 00:17:05,148
‫جاش. من پسرتم.

356
00:17:08,443 --> 00:17:10,278
‫من پسر ندارم!

357
00:17:21,623 --> 00:17:22,832
‫خیلی‌خب.
‫اینجا رو نگاه کن.

358
00:17:23,625 --> 00:17:25,627
‫- الان برمی‌گردم.
‫- باشه.

359
00:17:25,752 --> 00:17:28,796
‫سه بار باهاش صحبت کردم.

360
00:17:28,838 --> 00:17:31,341
‫چیزی مصرف نکرده.
‫دچار روان‌پریشی نشده.

361
00:17:31,466 --> 00:17:33,760
‫ثابت کرده تواناییش رو داره.

362
00:17:33,801 --> 00:17:36,429
‫نمی‌تونم جور دیگه‌ای جلوه بدمش.

363
00:17:36,471 --> 00:17:37,805
‫یعنی چی می‌شه؟
‫بذاریم بمیره؟

364
00:17:37,889 --> 00:17:41,225
‫فقط کافیه یه تکه کاغذ رو امضا کنی...

365
00:17:41,309 --> 00:17:42,727
‫تا جونش رو نجات بدی.

366
00:17:43,436 --> 00:17:45,146
‫خیال کردی نمی‌خوام این کار رو بکنم؟

367
00:17:45,229 --> 00:17:47,482
‫تورن، من تا حالا یه‌بار
‫کارم رو بابت...

368
00:17:47,523 --> 00:17:48,608
‫رفتار غیر اصولی به خطر انداختم.

369
00:17:48,650 --> 00:17:50,151
‫دوباره این کار رو نمی‌کنم.

370
00:17:50,234 --> 00:17:52,946
‫اگه نمی‌خواد زنده بمونه، حقشه.

371
00:17:53,821 --> 00:17:55,531
‫ولی من همدستش نمی‌شم.

372
00:17:58,868 --> 00:18:00,161
‫بانجو، ها؟

373
00:18:00,286 --> 00:18:01,955
‫چند سال پیش بیماری داشتم
‫که می‌نواختش.

374
00:18:02,038 --> 00:18:04,290
‫خوشم میاد سرگرمی‌های بیمارانم رو
‫دنبال کنم.

375
00:18:04,374 --> 00:18:06,042
‫خدایا.

376
00:18:06,125 --> 00:18:09,746
‫کلی یادگاری از تو نگه داشتن.

377
00:18:09,796 --> 00:18:12,966
‫خواهش می‌کنم بگو اتاق‌خواب سرینا رو
‫دفتر کردن.

378
00:18:13,007 --> 00:18:15,551
‫- کارگاه مادرم شده.
‫- آها.

379
00:18:15,635 --> 00:18:17,637
‫به این عکس‌ها که نگاه می‌کنم،

380
00:18:17,679 --> 00:18:20,890
‫فقط بچه غمگینی رو می‌بینم...

381
00:18:20,973 --> 00:18:23,643
‫که به هر دری می‌زنه
‫تا با باباش ارتباط برقرار کنه.

382
00:18:23,685 --> 00:18:27,730
‫خیال می‌کردم اگه راهش رو ادامه بدم،
‫ممکنه برام احترام قائل بشه.

383
00:18:27,772 --> 00:18:30,108
‫بیسبال بازی کردم.
‫به ارتش پیوستم.

384
00:18:30,191 --> 00:18:32,485
‫شاید حالت بهتر بشه
‫که بدونی من هم همین کار رو کردم.

385
00:18:33,152 --> 00:18:36,197
‫البته واسه من
‫جواهرات و سنگ‌های معدنی...

386
00:18:36,322 --> 00:18:39,992
‫و باخ و موتور بود.

387
00:18:40,993 --> 00:18:43,329
‫به نظرم این که دوک تو رو
‫با پدر خودش اشتباه گرفت...

388
00:18:43,371 --> 00:18:45,498
‫یعنی سعی کرد باهات ارتباط برقرار کنه.

389
00:18:45,581 --> 00:18:47,375
‫شاید.

390
00:18:47,417 --> 00:18:49,919
‫سال‌ها تنها خواسته‌ام این بود...

391
00:18:49,961 --> 00:18:52,505
‫که یه مکالمه واقعی با بابام داشته باشم،

392
00:18:52,547 --> 00:18:58,344
‫می‌خواستم من رو بشناسه
‫و بهم افتخار کنه.

393
00:18:58,386 --> 00:19:01,264
‫ساده‌لوحانه خیال می‌کردم بیشتر وقت دارم
‫که باهاش ارتباط برقرار کنم.

394
00:19:04,392 --> 00:19:06,894
‫متوجهم هیچ راه‌حل ساده‌ای وجود نداره،

395
00:19:06,978 --> 00:19:09,355
‫ولی سونوگرافی متمرکز با میکروحباب...

396
00:19:09,397 --> 00:19:11,566
‫ممکنه از سرعت پیشرفت
‫زوال عقلش بکاهه.

397
00:19:11,691 --> 00:19:14,694
‫خودت می‌دونی نظر جاش
‫راجع به درمان‌های آزمایشی چیه.

398
00:19:14,735 --> 00:19:17,071
‫با خودم گفتم شاید بهتر باشه
‫تو بهش بگی.

399
00:19:17,155 --> 00:19:20,324
‫خودم قبلا این رو به سرینا گفته بودم.

400
00:19:20,408 --> 00:19:22,702
‫- آها.
‫- من اون همیشه...

401
00:19:22,743 --> 00:19:26,372
‫چی می‌گن... خیلی جور بودیم؟

402
00:19:26,414 --> 00:19:28,708
‫بگذریم، نظر تخصصی می‌خواست،

403
00:19:28,749 --> 00:19:32,086
‫من هم بهش گفتم با احتساب
‫سن و زوال عقل پیشرفته دوک،

404
00:19:32,128 --> 00:19:33,796
‫سونوگرافی متمرکز منطقی نیست.

405
00:19:33,880 --> 00:19:36,632
‫متأسفم. کاش می‌تونستم کمک کنم.

406
00:19:38,468 --> 00:19:41,596
‫لطفا از جاش بپرس
‫کار دیگه‌ای از دستم بر میاد یا نه.

407
00:19:41,679 --> 00:19:46,309
‫آها، تو دفترشه، اگه می‌خوای
‫خودت باهاش صحبت کن.

408
00:19:46,350 --> 00:19:48,811
‫خبر نداری؟

409
00:19:49,729 --> 00:19:51,105
‫جاش مطب شراکتیمون رو به هم زد.

410
00:19:53,232 --> 00:19:56,611
‫ول، نمی‌دونم این چه وضعشه.

411
00:19:56,652 --> 00:19:58,029
‫من قبلا...

412
00:19:58,112 --> 00:19:59,780
‫آمادگی چنین کاری رو نداشتم.

413
00:19:59,822 --> 00:20:02,325
‫امیدوارم به اهدافش برسه.

414
00:20:02,408 --> 00:20:05,244
‫خیلی حیف می‌شه اگه بهشون نرسه.

415
00:20:17,006 --> 00:20:18,966
‫جایگاه بیسباله.

416
00:20:23,554 --> 00:20:26,182
‫دیدتون رو عوض کنین.

417
00:20:26,307 --> 00:20:30,978
‫اعداد هفتاد و دو، بیست و چهارده
‫براتون معنای خاصی ندارن؟

418
00:20:31,687 --> 00:20:35,149
‫- نه.
‫- این آمار بیسبال دبیرستان باباست.

419
00:20:35,191 --> 00:20:36,901
‫هفتاد و دو ضربه موفق،
‫بیست هوم‌ران.

420
00:20:36,984 --> 00:20:39,195
‫چهارده تصاحب پایگاه.

421
00:20:40,196 --> 00:20:42,323
‫داریم به یه جایی می‌رسیم.

422
00:20:42,448 --> 00:20:45,493
‫من می‌دونم این بیماری
‫گاهی خیلی سخته،

423
00:20:45,618 --> 00:20:48,287
‫خیلی چیزها رو از دوک گرفته،

424
00:20:48,371 --> 00:20:49,330
‫از همه‌تون گرفته.

425
00:20:49,372 --> 00:20:51,040
‫ولی اون هنوز همون‌جاست.

426
00:20:51,165 --> 00:20:54,752
‫آلزایمر باعث شده هیپوکامپش ضعیف بشه.

427
00:20:54,835 --> 00:20:56,128
‫همون بخش از مغزه...

428
00:20:56,170 --> 00:20:57,713
‫که می‌ذاره خاطرات جدید شکل بده.

429
00:20:57,838 --> 00:21:00,841
‫اما خاطرات درازمدتش هنوز سالمن.

430
00:21:00,883 --> 00:21:04,345
‫می‌دونم چقدر می‌خوایم
‫دوک رو به زمان حال بیاریم...

431
00:21:04,387 --> 00:21:05,680
‫و بهش جهت بدیم،

432
00:21:05,721 --> 00:21:07,965
‫ولی من مایلم این‌جوری به دوک کمک کنم...

433
00:21:08,015 --> 00:21:10,017
‫و به زمانی برگردونمش...

434
00:21:10,184 --> 00:21:12,895
‫که قوی‌ترین خاطراتش شکل گرفتن...

435
00:21:13,896 --> 00:21:15,856
‫تو زمین بیسبال.

436
00:21:15,898 --> 00:21:18,234
‫خاطره‌درمانی؟

437
00:21:18,359 --> 00:21:20,645
‫می‌خوای ما همراه بابا
‫وارد زوال عقلش بشیم؟

438
00:21:20,695 --> 00:21:22,488
‫این‌جوری هم می‌شه توصیفش کرد.

439
00:21:22,530 --> 00:21:25,116
‫می‌شه این‌جوری هم گفت
‫که من بهتون...

440
00:21:25,199 --> 00:21:27,076
‫مداخله‌ای به دور از فناوری
‫و کم‌خطر پیشنهاد می‌دم...

441
00:21:27,201 --> 00:21:29,036
‫که نشون داده حال آدم رو بهتر می‌کنه،

442
00:21:29,078 --> 00:21:31,822
‫انفراد اجتماعی رو کاهش می‌ده
‫و ارتباط شکل می‌ده.

443
00:21:31,872 --> 00:21:34,667
‫اولین قرارمون سر بازی تیم «یانکیز» بود.

444
00:21:34,709 --> 00:21:37,837
‫اگه به شوهرم کمک می‌کنه
‫هر کاری می‌کنیم.

445
00:21:37,920 --> 00:21:39,714
‫- من می‌خوام انجامش بدم.
‫- مامان...

446
00:21:39,880 --> 00:21:41,340
‫می‌گه یه مرد هفتاد ساله...

447
00:21:41,382 --> 00:21:43,134
‫وسط زمستون بیسبال بازی کنه.

448
00:21:43,217 --> 00:21:44,385
‫خب، من آدمی نیستم...

449
00:21:44,510 --> 00:21:45,553
‫که بذارم مداخله هوا...

450
00:21:45,678 --> 00:21:47,388
‫روی گزینه‌های درمانیم تأثیر بذاره.

451
00:21:47,430 --> 00:21:50,349
‫واسه همین چند دوستم رو موظف کردم
‫برامون طرح دیگه‌ای ارائه بدن...

452
00:21:50,433 --> 00:21:52,893
‫شبیه‌سازی تو محیط کنترل‌شده.

453
00:21:57,898 --> 00:22:01,694
‫دوک، می‌دونم می‌خوای بری خونه.

454
00:22:03,070 --> 00:22:05,906
‫ما هم می‌بریمت همون‌جا.

455
00:22:06,574 --> 00:22:09,076
‫جاستین، آقای کالدول فوت شد؟

456
00:22:09,118 --> 00:22:10,870
‫در این صورت، مایلم
‫با خانواده‌اش صحبت کنم.

457
00:22:10,911 --> 00:22:13,372
‫آروم باشین.
‫دکتر پیرس هنوز تو اتاق عمله.

458
00:22:13,414 --> 00:22:14,749
‫عمل؟

459
00:22:14,790 --> 00:22:16,292
‫بالاخره رضایت داد.

460
00:22:16,417 --> 00:22:19,253
‫نه. گمون کنم دکتر چان گفت
‫تواناییش رو نداره.

461
00:22:19,962 --> 00:22:23,466
‫ولی نگین از من شنیدین.
‫نمی‌دونم.

462
00:22:24,300 --> 00:22:27,720
‫[خروجی]

463
00:22:27,762 --> 00:22:29,263
‫[بیمارستان عمومی برانکس]

464
00:22:29,305 --> 00:22:30,723
‫بدون اطلاع من عمل کردی.

465
00:22:30,806 --> 00:22:32,725
‫طرف خانواده داره.
‫نظر یکی دیگه رو پرسیدم.

466
00:22:32,808 --> 00:22:35,102
‫- عذرخواهی نمی‌کنم.
‫- انتظار ندارم بکنی.

467
00:22:35,144 --> 00:22:39,106
‫- خیلی‌خب.
‫- فقط خیال می‌کردم صادق‌تر باشی.

468
00:22:43,235 --> 00:22:43,978
‫کارول...

469
00:22:44,028 --> 00:22:48,032
‫[بخش اِی]

470
00:22:48,199 --> 00:22:49,909
‫منو برات بیارم عزیزم؟

471
00:22:49,950 --> 00:22:51,076
‫حتما.

472
00:22:51,118 --> 00:22:53,245
‫یه فنجون قهوه هم می‌خوام.

473
00:22:53,954 --> 00:22:56,582
‫احیانا قبلا ساکن بد استای...

474
00:22:56,749 --> 00:22:59,585
‫- تو فالتون نبودی؟
‫- من شمال ایالت بزرگ شدم.

475
00:22:59,627 --> 00:23:01,962
‫لابد چهره‌ات کلا آشناست.

476
00:23:03,339 --> 00:23:04,465
‫هوم.

477
00:23:05,090 --> 00:23:07,426
‫راستش، یه لحظه وقت داری؟

478
00:23:07,468 --> 00:23:09,136
‫هوم.

479
00:23:11,472 --> 00:23:14,475
‫حقیقت از این قراره
‫که من متولد بروکلینم.

480
00:23:15,601 --> 00:23:18,270
‫ولی به سرپرستی گرفته شدم.

481
00:23:18,312 --> 00:23:21,607
‫مسلما مادر بیولوژیکیم رو به یاد نمیارم،

482
00:23:21,690 --> 00:23:25,027
‫ولی بهم گفتن آدم خوبی بود...

483
00:23:25,110 --> 00:23:28,822
‫و فقط نمی‌تونست من رو بزرگ کنه.

484
00:23:29,573 --> 00:23:31,617
‫گمون کنم احتمالا مادرم تو باشی.

485
00:23:31,659 --> 00:23:33,827
‫واقعا؟

486
00:23:34,662 --> 00:23:36,956
‫ببخشید اگه حس می‌کنی
‫یهو بهت حمله کردم.

487
00:23:37,081 --> 00:23:38,624
‫اِم...

488
00:23:38,666 --> 00:23:41,794
‫فقط نیاز داشتم ببینمت.

489
00:23:41,877 --> 00:23:46,507
‫شرمنده‌ام، ولی من هیچ‌وقت
‫بچه‌ای رو به سرپرستی ندادم.

490
00:23:47,800 --> 00:23:50,302
‫قهوه‌ات رو تو لیوان بیرون‌بر می‌ریزم.

491
00:24:01,230 --> 00:24:06,318
‫[رستوران تد]

492
00:24:08,445 --> 00:24:10,030
‫عه، سلام.

493
00:24:11,198 --> 00:24:12,449
‫سلام.

494
00:24:16,829 --> 00:24:18,622
‫وای!

495
00:24:25,546 --> 00:24:29,383
‫[ایگلز ایست‌تاون]
‫[قهرمانان ایالتی ۱۹۶۸]

496
00:24:38,392 --> 00:24:39,802
‫[ایگلز ایست‌تاون]

497
00:24:39,852 --> 00:24:41,687
‫بستنی داریم!

498
00:24:41,729 --> 00:24:42,980
‫بیاین اینجا!

499
00:24:53,657 --> 00:24:55,200
‫اگه بسازیش، میاد.

500
00:24:55,325 --> 00:24:57,828
‫وای، این دیگه واقعا کار خیلی بزرگیه.

501
00:24:57,870 --> 00:25:02,207
‫دسترسی به انبار یه گروه موتورسوار
‫مزایای خودش رو داره.

502
00:25:02,249 --> 00:25:05,335
‫فقط می‌خواستم جاش اون لحظه‌ای
‫که من هیچ‌وقت با بابام نداشتم رو...

503
00:25:05,377 --> 00:25:06,712
‫با باباش داشته باشه.

504
00:25:21,435 --> 00:25:23,103
‫بابا.

505
00:25:24,396 --> 00:25:26,273
‫خیلی خوش‌تیپ شدی.

506
00:25:26,398 --> 00:25:27,900
‫عه، تو بیسبال گریه ممنوعه.

507
00:25:29,234 --> 00:25:30,569
‫برو به خدمتش برس بابا.

508
00:25:33,071 --> 00:25:34,740
‫دستکشت رو آوردم.

509
00:25:53,592 --> 00:25:56,970
‫خب، رسما برنامه مطب شخصیم
‫با بو رو به هم زدم.

510
00:25:58,430 --> 00:26:00,432
‫آره، نه... تصمیم درستی بود.

511
00:26:00,557 --> 00:26:01,642
‫خیلی‌خب.

512
00:26:03,477 --> 00:26:05,646
‫یهو حس می‌کنم...

513
00:26:05,771 --> 00:26:08,315
‫می‌تونم تو کارم بیش از این پیشرفت کنم.

514
00:26:08,440 --> 00:26:10,108
‫خب، پس چرا ناراحتی؟

515
00:26:10,150 --> 00:26:12,277
‫می‌ترسم مشکلی پیش بیاد...

516
00:26:12,319 --> 00:26:14,154
‫- و دوباره خراب بشه.
‫- هوم.

517
00:26:15,572 --> 00:26:17,282
‫اِم...

518
00:26:18,659 --> 00:26:20,118
‫جاش...

519
00:26:21,286 --> 00:26:23,956
‫ولف نمی‌خواست بهت بگه،
‫ولی باباش فوت شده.

520
00:26:23,997 --> 00:26:26,408
‫همین چند روز پیش فهمید.

521
00:26:26,458 --> 00:26:27,793
‫حالش خوبه.

522
00:26:27,918 --> 00:26:30,420
‫راستش، خیلی وقت پیش
‫واسه باباش سوگواری کرده بود.

523
00:26:30,504 --> 00:26:34,800
‫منظورم اینه که به نظرم
‫الان آدمی نیست...

524
00:26:34,925 --> 00:26:36,426
‫که در حال فرار باشه.

525
00:26:36,468 --> 00:26:39,346
‫بریم بازی کنیم!

526
00:26:40,847 --> 00:26:42,474
‫مردم همین رو می‌گن، مگه نه؟

527
00:26:42,516 --> 00:26:44,092
‫ایول!

528
00:26:44,142 --> 00:26:47,020
‫ایول دوک! ایول!

529
00:26:47,145 --> 00:26:48,438
‫ایول دوک!

530
00:27:10,085 --> 00:27:12,004
‫ایول دوک!

531
00:27:20,345 --> 00:27:21,930
‫ببینم چیکار می‌کنی دوک.

532
00:27:25,517 --> 00:27:27,352
‫خیلی‌خب، از پسش بر میای بابا.
‫بنداز، بنداز.

533
00:27:29,813 --> 00:27:30,856
‫ایول.

534
00:27:35,485 --> 00:27:36,862
‫امنه!

535
00:27:36,903 --> 00:27:38,739
‫- ایول!
‫- وای سیلوا.

536
00:27:38,864 --> 00:27:40,532
‫چه بازویی داری.

537
00:27:40,574 --> 00:27:41,533
‫بیسبالم خوبه.

538
00:27:41,616 --> 00:27:42,784
‫حرف نداشت!

539
00:27:47,581 --> 00:27:48,874
‫حذف شدی!

540
00:27:52,335 --> 00:27:54,171
‫یوهو!

541
00:27:54,212 --> 00:27:56,339
‫- ایول دوک!
‫- بفرمایین.

542
00:27:59,426 --> 00:28:00,635
‫یوهو! ایول بابا!

543
00:28:00,719 --> 00:28:02,387
‫خیلی‌خب بابا. خیلی‌خب بابا.

544
00:28:02,429 --> 00:28:03,889
‫ایول دوک!

545
00:28:06,391 --> 00:28:07,601
‫ایول بابا!

546
00:28:08,393 --> 00:28:10,228
‫- دوک!
‫- ایول بابا!

547
00:28:10,270 --> 00:28:11,730
‫دوک.

548
00:28:11,772 --> 00:28:13,732
‫من رو ببر خونه عزیزم!

549
00:28:15,442 --> 00:28:16,860
‫ایول دوک!

550
00:28:48,433 --> 00:28:49,726
‫موفق شدی بابا.

551
00:28:50,477 --> 00:28:53,271
‫بیا. بریم خونه.

552
00:28:53,355 --> 00:28:54,606
‫بریم خونه.

553
00:28:54,773 --> 00:28:56,525
‫- بریم.
‫- بریم.

554
00:29:11,289 --> 00:29:13,792
‫ایول دوک! بریم!

555
00:29:15,168 --> 00:29:17,295
‫بیا بابا! بیا بریم!

556
00:29:37,857 --> 00:29:40,694
‫خب، ظاهرا خیلی به دوک خوش گذشت.

557
00:29:41,778 --> 00:29:44,698
‫بابت کل زحماتت برای خانواده‌مون ممنونم.

558
00:29:44,823 --> 00:29:47,993
‫- هوم.
‫- خیلی وقت بود...

559
00:29:48,118 --> 00:29:50,829
‫که اون نسخه شوهرم رو ندیده بودم.

560
00:29:51,538 --> 00:29:54,207
‫دوک هنوز همون‌جاست.

561
00:29:54,332 --> 00:29:57,460
‫در طول این سال‌ها
‫که زن دوک بودم،

562
00:29:57,502 --> 00:30:01,298
‫هر کدوم خاطرات همدیگه رو نگه می‌داشتیم.

563
00:30:02,465 --> 00:30:06,094
‫همیشه خیال می‌کردم
‫تو سال‌های طلایی عمرمون...

564
00:30:06,177 --> 00:30:09,139
‫با همدیگه مرورشون می‌کنیم.

565
00:30:09,222 --> 00:30:13,351
‫ولی الان داره همه‌شون رو فراموش می‌کنه.

566
00:30:13,393 --> 00:30:15,186
‫خیلی غم‌انگیزه.

567
00:30:16,563 --> 00:30:19,524
‫باعث می‌شه احساس تنهایی کنم.

568
00:30:23,028 --> 00:30:24,571
‫حداقل می‌دونی آدم درستی انتخاب کردی...

569
00:30:24,696 --> 00:30:25,864
‫تا باهاش خاطره بسازی.

570
00:30:25,989 --> 00:30:28,033
‫درست می‌گی.

571
00:30:30,535 --> 00:30:32,412
‫واسه بچه‌هام هم همین رو می‌خوام.

572
00:30:32,495 --> 00:30:34,039
‫من...

573
00:30:34,914 --> 00:30:38,877
‫خیلی افتخار می‌کنم که جراح اعصاب خوبی
‫بزرگ کردم.

574
00:30:38,918 --> 00:30:41,671
‫جاش در این زمینه به باباش رفته،

575
00:30:41,713 --> 00:30:44,007
‫همیشه با مغزش تصمیم می‌گیره.

576
00:30:45,592 --> 00:30:49,179
‫فقط امیدوارم یه‌جایی در این مسیر...

577
00:30:49,220 --> 00:30:52,557
‫به پسرم یاد داده باشم
‫دلش رو دنبال کنه.

578
00:30:56,186 --> 00:30:57,228
‫پیرس.

579
00:30:57,270 --> 00:30:58,730
‫سلام.

580
00:30:58,772 --> 00:31:01,733
‫اگه بهم اجازه ندی
‫نمی‌تونم عذرخواهی کنم.

581
00:31:04,402 --> 00:31:07,072
‫امروز کلا دلم خالی بود.

582
00:31:07,113 --> 00:31:09,783
‫از بحث با تو خوشم نمیاد.
‫ببخشید.

583
00:31:09,908 --> 00:31:12,452
‫من هم از دعوا باهات خوشم نمیاد آنتونی.

584
00:31:12,577 --> 00:31:16,790
‫ولی شاید بلد نیستیم
‫کار رو با زندگی شخصی قاطی نکنیم.

585
00:31:16,873 --> 00:31:20,418
‫کارول، یه اشتباه جزئی بود.

586
00:31:20,460 --> 00:31:21,795
‫نمی‌خواستم بذارم طرف بمیره.

587
00:31:21,878 --> 00:31:23,421
‫من هم خوشم نمیاد بهم دروغ بگن.

588
00:31:23,463 --> 00:31:25,090
‫من شوهر سابقت نیستم.

589
00:31:25,131 --> 00:31:27,967
‫من هم اون دختر خوش‌خیال
‫بیست سال پیش نیستم.

590
00:31:29,219 --> 00:31:33,264
‫بیش از حد تجربه زندگی دارم،

591
00:31:33,306 --> 00:31:36,217
‫بیش از حد دلم شکسته
‫و بیش از حد بار روی دوشمه.

592
00:31:36,267 --> 00:31:39,104
‫باید دکمه مکث رو فشار بدم.

593
00:31:42,732 --> 00:31:43,983
‫خیلی‌خب.

594
00:31:44,943 --> 00:31:46,111
‫می‌تونم احترام قائل بشم.

595
00:31:48,655 --> 00:31:51,282
‫فقط وقتی آماده بودی دوباره دکمه پخش رو بزنی
‫بهم خبر بده.

596
00:32:07,173 --> 00:32:09,467
‫بازیت حرف نداشت.

597
00:32:09,634 --> 00:32:12,136
‫که بهت یاد داده اون‌جوری پرتاب کنی؟

598
00:32:12,220 --> 00:32:13,972
‫تو یاد دادی بابا.

599
00:32:15,473 --> 00:32:16,850
‫راستش، هنوز یاد اون موقع می‌افتم...

600
00:32:16,933 --> 00:32:18,268
‫که مربی تیم خردسالانم بودی.

601
00:32:18,309 --> 00:32:20,144
‫من همیشه ضعیف‌ترین ضربه‌زن بودم،

602
00:32:20,270 --> 00:32:22,772
‫ولی تو من رو تو جایگاه چهارم می‌ذاشتی
‫تا بازی رو جمع کنم.

603
00:32:24,148 --> 00:32:25,900
‫یه بازی بود.

604
00:32:25,984 --> 00:32:27,936
‫نهمین ضربه بود، جایگاه‌ها پر بودن.

605
00:32:27,986 --> 00:32:30,321
‫سه‌تا عقب بودیم.
‫ضربه با من بود.

606
00:32:30,363 --> 00:32:32,866
‫سه‌بار خطا زدم.

607
00:32:32,991 --> 00:32:35,159
‫- هوم.
‫- باختیم.

608
00:32:35,201 --> 00:32:39,998
‫خیلی از دستت عصبانی بودم
‫که من رو تو اون جایگاه قرار دادی.

609
00:32:40,039 --> 00:32:42,667
‫اما به‌جاش گفتی تا دیروقت بمونیم.

610
00:32:42,834 --> 00:32:44,669
‫بازی کنیم.
‫خودمون دوتایی.

611
00:32:44,752 --> 00:32:46,045
‫همین‌جوری خوش باشیم.

612
00:32:46,880 --> 00:32:49,173
‫اون شب اولین هوم‌ران زندگیم رو زدم.

613
00:32:49,215 --> 00:32:50,675
‫تو هم جوری تشویقم کردی...

614
00:32:50,717 --> 00:32:53,720
‫انگار جایگاه‌ها پر از هزاران هوادار بود.

615
00:32:53,845 --> 00:32:55,889
‫من رو روی شونه‌ات گذاشتی.

616
00:32:56,014 --> 00:32:59,684
‫کاری کردی حس کنم قهرمان لیگ حرفه‌ای شدم.

617
00:33:02,729 --> 00:33:04,689
‫خیلی بهت افتخار می‌کنم.

618
00:33:05,898 --> 00:33:08,484
‫ببین، دکتر شدی.

619
00:33:10,486 --> 00:33:13,072
‫فکر خاصی برای زندگیت نداری؟

620
00:33:14,198 --> 00:33:15,199
‫فعلا نه.

621
00:33:18,077 --> 00:33:19,996
‫ولی یه فکرهایی دارم.

622
00:33:22,040 --> 00:33:23,541
‫پیچیده است.

623
00:33:23,583 --> 00:33:26,252
‫کارهای خوب معمولا پیچیده‌ان.

624
00:33:27,962 --> 00:33:29,881
‫می‌خوای بیشتر برام بگی؟

625
00:33:34,385 --> 00:33:36,012
‫خب، جراحی اعصاب...

626
00:33:36,929 --> 00:33:38,723
‫کار خیلی نبوغ‌آمیزیه.

627
00:33:38,765 --> 00:33:41,934
‫کله‌شقی هم داره.

628
00:33:42,935 --> 00:33:44,937
‫ولی من عاشق این کارم.

629
00:33:48,566 --> 00:33:52,195
‫با خودم گفتم می‌تونیم هرچی خواستیم برداریم
‫و بقیه‌اش رو اهدا کنیم.

630
00:33:52,236 --> 00:33:53,946
‫بابا همه‌چی رو جمع می‌کرد.

631
00:33:54,072 --> 00:33:56,240
‫هوم.

632
00:33:56,282 --> 00:33:57,742
‫به چی می‌خندی؟

633
00:33:57,784 --> 00:34:00,703
‫هیچی.
‫تو اصلا...

634
00:34:01,579 --> 00:34:03,414
‫عین تصوراتم نیستی.

635
00:34:03,456 --> 00:34:06,417
‫خب، من خیال می‌کردم
‫تو قدبلندتر باشی.

636
00:34:10,797 --> 00:34:13,633
‫وقتی اومدم اینجا
‫و عکس‌هاتون رو دیدم،

637
00:34:13,758 --> 00:34:18,429
‫فهمیدم با تو و مامانت
‫زندگی خوبی داشت.

638
00:34:19,847 --> 00:34:22,141
‫خیلی دردناک بود.

639
00:34:22,266 --> 00:34:23,601
‫می‌خواستم باور کنم...

640
00:34:23,768 --> 00:34:26,479
‫که سی سال اخیر رو
‫با سوگ من زندگی کرده.

641
00:34:28,481 --> 00:34:30,608
‫نمی‌تونستم قبول کنم
‫تو کل زندگیت داشتیش...

642
00:34:30,691 --> 00:34:32,110
‫و من نداشتمش.

643
00:34:38,616 --> 00:34:39,951
‫شاید حالت بهتر بشه که بدونی...

644
00:34:39,992 --> 00:34:42,286
‫می‌خواست نصف خاکسترش دست تو باشه.

645
00:34:53,714 --> 00:34:56,134
‫طرف می‌مرد این‌ها رو مرتب می‌کرد؟

646
00:35:06,853 --> 00:35:10,264
‫ببخشید. این کارهاش خیلی خودخواهانه بود.

647
00:35:10,314 --> 00:35:14,110
‫- می‌دونم.
‫- کلا یه زندگی دیگه داشت.

648
00:35:14,152 --> 00:35:18,030
‫- می‌دونم.
‫- یهو یه بمب سرم انداخت و بعدش مرد.

649
00:35:20,700 --> 00:35:21,993
‫می‌دونم.

650
00:35:26,205 --> 00:35:28,708
‫درک می‌کنم...

651
00:35:28,875 --> 00:35:31,169
‫که من خوش‌شانس بودم.

652
00:35:31,252 --> 00:35:32,879
‫ولی تو بچگی،

653
00:35:32,962 --> 00:35:35,173
‫همیشه حس می‌کردم
‫من رو...

654
00:35:35,214 --> 00:35:38,134
‫با یکی دیگه مقایسه می‌کنه.

655
00:35:40,219 --> 00:35:42,013
‫الان می‌دونم.

656
00:35:42,054 --> 00:35:43,514
‫تو بودی.

657
00:35:55,651 --> 00:35:57,361
‫درگذشت بابات رو تسلیت می‌گم.

658
00:35:58,070 --> 00:36:00,531
‫مرسی.

659
00:36:00,615 --> 00:36:03,200
‫ولی چیزیم نیست.

660
00:36:06,078 --> 00:36:07,663
‫اون مال منه؟

661
00:36:07,705 --> 00:36:12,209
‫نه. راستش چند ماه پیش
‫واسه خودم خریده بودمش.

662
00:36:12,376 --> 00:36:14,086
‫تلاش برای زنده نگه داشتنش
‫عین کابوس بود.

663
00:36:14,211 --> 00:36:17,089
‫زیادی بهش آب می‌دم
‫یا آبش کافی نیست؟

664
00:36:17,214 --> 00:36:20,551
‫آفتاب مستقیم و رطوبت حموم رو
‫امتحان کردم.

665
00:36:20,593 --> 00:36:28,935
‫عجیبه، انگار پخش آثار باخ
‫تنها چیزی بود که کمک کرد.

666
00:36:30,269 --> 00:36:32,313
‫این زندگیم رو تصاحب کرده.

667
00:36:32,396 --> 00:36:35,483
‫غیرقابل پیش‌بینی، کله‌شق
‫و بی‌اعصابه.

668
00:36:35,566 --> 00:36:37,193
‫هیچ‌وقت نمی‌دونم چی نیاز داره.

669
00:36:37,234 --> 00:36:40,404
‫ولی همه‌اش به فکرشم.

670
00:36:42,198 --> 00:36:43,115
‫اِم...

671
00:36:47,870 --> 00:36:50,373
‫منظورت سرخسه؟

672
00:36:56,754 --> 00:36:59,006
‫تو آدم خوبی هستی الیور.

673
00:36:59,090 --> 00:37:01,375
‫باخ دوست داری.

674
00:37:01,425 --> 00:37:03,761
‫آفتاب دوست داری.

675
00:37:08,432 --> 00:37:09,558
‫تو هم آدم خوبی هستی.

676
00:37:12,269 --> 00:37:14,814
‫ولی مطمئن نیستم
‫خودم آدم خوبی باشم.

677
00:37:14,939 --> 00:37:17,358
‫تو که من رو می‌شناسی.

678
00:37:17,441 --> 00:37:20,778
‫جاش، من آدم سالمی نیستم.

679
00:37:20,820 --> 00:37:23,489
‫- وای.
‫- حب، می‌بینی؟ همینه.

680
00:37:23,572 --> 00:37:25,825
‫ربطی به سلامت نداره.

681
00:37:27,368 --> 00:37:30,621
‫سلامتی روی خوب بودن تأثیری نداره.

682
00:37:30,663 --> 00:37:32,331
‫قبلا این حرف رو قبول نداشتم.

683
00:37:33,833 --> 00:37:34,959
‫اصلا قبول نداشتم.

684
00:37:37,628 --> 00:37:39,296
‫ولی تأثیری نداره.

685
00:37:39,338 --> 00:37:41,173
‫تو واقعا...

686
00:37:41,298 --> 00:37:45,469
‫آدم خیلی خوبی هستی.

687
00:37:52,017 --> 00:37:54,687
‫عشق رویدادیه که مغز رو تغییر می‌ده.

688
00:37:57,189 --> 00:38:00,192
‫آبشاری از مواد شیمیایی عصبی
‫جاری می‌کنه.

689
00:38:03,320 --> 00:38:06,115
‫دوپامین بالا می‌ره...

690
00:38:06,198 --> 00:38:07,700
‫و سرخوشی ایجاد می‌شه...

691
00:38:14,832 --> 00:38:18,836
‫دکتر تورن، واسه تحقیق
‫تعامل شما با بیماری...

692
00:38:18,919 --> 00:38:21,672
‫به نام آلن کالدول اومدیم.

693
00:38:21,797 --> 00:38:23,591
‫یه جسد تو صندوق‌عقب ماشینی
‫که به نام...

694
00:38:23,632 --> 00:38:25,050
‫آقای کالدول بوده پیدا کردیم.

695
00:38:25,134 --> 00:38:26,760
‫شناسایی شد که جسد زنش بود.

696
00:38:26,844 --> 00:38:28,304
‫وایستین ببینن. عذر می‌خوام. اون...

697
00:38:29,305 --> 00:38:31,307
‫- اون زنش رو کشته؟
‫- نمی‌دونیم.

698
00:38:31,348 --> 00:38:34,927
‫آلن گفت شما و دکتر کارول پیرس
‫عذر موجهش رو تأیید می‌کنین.

699
00:38:34,977 --> 00:38:38,480
‫اگه بتونین باهامون بیاین،
‫ازتون چند سوال داریم.

700
00:38:42,902 --> 00:38:46,906
‫پونزده دقیقه دیگه صبحانه می‌دن
‫و من از بوفه وافل جا نمی‌مونم.

701
00:38:48,490 --> 00:38:50,034
‫خیلی گرسنه‌ام!

702
00:38:51,076 --> 00:38:52,703
‫خب، داشتم کلی...

703
00:38:52,828 --> 00:38:54,163
‫به اون نوشیدنی دیروزت فکر می‌کردم کارول.

704
00:38:54,205 --> 00:38:55,748
‫کدومشون رو می‌گی؟

705
00:39:07,009 --> 00:39:09,345
‫بله. باید چندین آمبولانس بفرستین «زاوار.»

706
00:39:09,428 --> 00:39:10,554
‫لطفا بجنبین.

707
00:39:11,263 --> 00:39:12,890
‫یکی ضربان داره، ولی ضعیفه!

708
00:39:14,058 --> 00:39:16,143
‫دچار حمله شده.
‫زود باش.

709
00:39:20,022 --> 00:39:21,231
‫نبضش ضعیف و سریعه.

710
00:39:23,651 --> 00:39:25,069
‫این چیه؟

711
00:39:33,869 --> 00:39:35,788
‫«ترجمه از کیارش»

712
00:39:37,788 --> 00:39:47,788
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M