1
00:00:13,388 --> 00:00:16,675
‫[زندان تارواتر]

2
00:00:16,725 --> 00:00:22,897
‫[هفت سال پیش]

3
00:00:29,904 --> 00:00:32,782
‫«ترجمه از کیارش»

4
00:01:39,933 --> 00:01:42,644
‫بکشش! اون آشغال عوضی رو بکش!

5
00:01:44,980 --> 00:01:47,774
‫بکشش! اون آشغال عوضی رو بکش!

6
00:03:43,390 --> 00:03:44,975
‫کدوم گوریه؟

7
00:03:45,851 --> 00:03:47,394
‫دم خونه بمونیم؟

8
00:03:47,478 --> 00:03:48,645
‫شاید برگرده.

9
00:03:53,817 --> 00:03:54,943
‫آهای!

10
00:03:57,154 --> 00:03:58,364
‫بی‌حرکت!

11
00:03:58,447 --> 00:04:00,783
‫نه، نه، نه! مقاومت نمی‌کنم! نه، نه!
‫نمی‌دونستم پلیسین.

12
00:04:08,874 --> 00:04:10,542
‫بلند نشو آشغال.

13
00:04:42,616 --> 00:04:44,285
‫فقط یه‌کم می‌سوزه.

14
00:04:44,368 --> 00:04:46,245
‫- از گریسون خبری نشد؟
‫- هنوز نه.

15
00:04:46,328 --> 00:04:49,373
‫احتمالا الان دارن کیدی رو
‫تو کلانتری بازجویی می‌کنن.

16
00:04:49,456 --> 00:04:51,500
‫هنوز چیزی یادت نیومده؟

17
00:04:51,584 --> 00:04:53,043
‫کجا رفتی؟

18
00:04:53,127 --> 00:04:54,128
‫چی مصرف کردی؟

19
00:04:55,379 --> 00:04:57,089
‫امروز کلا غیبت زده بود زک.

20
00:05:02,344 --> 00:05:03,554
‫ناتالیه.

21
00:05:05,598 --> 00:05:09,143
‫خب، اگه یادت بیاد انگشت پات کجا قطع شده،
‫می‌تونم برم بذارمش تو یخ.

22
00:05:09,226 --> 00:05:10,394
‫دوباره وصلش کنیم.

23
00:05:15,816 --> 00:05:16,901
‫چی شده؟

24
00:05:16,984 --> 00:05:19,111
‫- چی شده؟ خوبی؟
‫- آب دهنم راحت پایین نمی‌ره.

25
00:05:19,195 --> 00:05:20,696
‫می‌شه لطفا با یه دکتر صحبت کنم؟

26
00:05:21,530 --> 00:05:22,865
‫یه دقیقه دیگه میام خدمتتون.

27
00:05:22,948 --> 00:05:24,492
‫ببینم می‌تونیم براتون...

28
00:05:33,167 --> 00:05:34,168
‫آماده است.

29
00:05:36,504 --> 00:05:38,881
‫- نه!
‫- وایستین، وایستین. خانم.

30
00:05:40,049 --> 00:05:42,093
‫وای خدا! خانم...

31
00:05:42,176 --> 00:05:44,762
‫- ولم کن! دستت رو بکش!
‫- کمک لازم دارم!

32
00:05:47,223 --> 00:05:48,224
‫عذر می‌خوام.

33
00:05:55,481 --> 00:05:56,482
‫لیوان نداره.

34
00:05:56,565 --> 00:05:57,733
‫خیلی‌خب دکتر...

35
00:06:00,486 --> 00:06:04,156
‫باید اصلا تکون نخوری
‫تا این رو جا بندازم.

36
00:06:04,240 --> 00:06:06,325
‫چقدر می‌خوای باهاش ور بری؟

37
00:06:06,409 --> 00:06:08,786
‫پلیس‌ها وقتی بهم حمله کردن
‫بدجوری پیچوندنش.

38
00:06:10,079 --> 00:06:12,331
‫نشکسته، خب؟
‫فقط در رفته.

39
00:06:12,415 --> 00:06:13,499
‫مطمئنی؟

40
00:06:14,000 --> 00:06:15,835
‫- قبلا چنین کاری کردی؟
‫- هر روز و هر شب.

41
00:06:17,920 --> 00:06:19,964
‫- بهترین راهش همینه؟
‫- تنها راهشه.

42
00:06:21,257 --> 00:06:22,425
‫- خیلی‌خب.
‫- نه، نه.

43
00:06:27,513 --> 00:06:29,223
‫- تکون نخور. اصلا تکون نخور...
‫- آقا. آقا.

44
00:06:29,307 --> 00:06:31,017
‫بذار خودم جا بندازم.
‫جا می‌اندازم. می‌اندازم.

45
00:06:31,058 --> 00:06:31,601
‫نه...

46
00:06:33,477 --> 00:06:34,937
‫بفرمایین. ساده است.

47
00:06:35,938 --> 00:06:41,194
‫حالا آتل می‌بندیم آقای کیدی.

48
00:06:41,277 --> 00:06:42,570
‫خیلی‌خب. مرسی.

49
00:06:42,653 --> 00:06:44,447
‫در خدمت شماست کارآگاه‌ها.

50
00:06:45,448 --> 00:06:46,866
‫دارم میام بخوابم.

51
00:06:47,867 --> 00:06:50,870
‫- باشه، خب...
‫- ببخشید. بریتانی بی‌خوابی می‌گیره.

52
00:06:51,621 --> 00:06:52,789
‫- صحبت خوبی بود بابا.
‫- شب به خیر.

53
00:07:19,357 --> 00:07:21,275
‫- بیا پایکوبی کنیم آشغال!
‫- یا خدا.

54
00:07:21,359 --> 00:07:23,778
‫- کالی.
‫- نوشیدنی آوردم. ماری‌جوآنا هم آوردم.

55
00:07:23,861 --> 00:07:26,364
‫- ایول. ایول.
‫- خیلی خوبه.

56
00:07:26,531 --> 00:07:28,491
‫آقای کیدی، عیبی نداره
‫چند سوال ازت بپرسیم؟

57
00:07:28,574 --> 00:07:31,077
‫آدم عاقل الان باید درخواست وکیل کنه؟

58
00:07:33,162 --> 00:07:36,541
‫خب آقا، تو امشب به سه مأمور پلیس
‫حمله کردی.

59
00:07:36,624 --> 00:07:38,960
‫به نظرم آدم عاقل
‫باید بخواد همکاری کنه.

60
00:07:39,043 --> 00:07:42,422
‫چطوره بهمون بگی طی ۲۴ ساعت اخیر
‫چیکار می‌کردی.

61
00:07:43,298 --> 00:07:45,758
‫مأمورهاتون خودشون رو معرفی نکردن.

62
00:07:45,842 --> 00:07:48,511
‫اون خونه رو از «ایربی‌ان‌بی»
‫اجاره کرده بودی.

63
00:07:48,553 --> 00:07:50,096
‫مالک خونه اجازه داده بود.

64
00:07:50,179 --> 00:07:53,182
‫ببین، نیمه‌شب بود،
‫کلی صدای زمزمه می‌اومد...

65
00:07:53,266 --> 00:07:54,642
‫بدن آدم خودش واکنش نشون می‌ده.

66
00:07:55,518 --> 00:07:57,020
‫می‌دونین من جراحت مغزی دارم؟

67
00:07:57,645 --> 00:07:59,022
‫آره، خوب شد گفتی جراحت مغزی...

68
00:08:00,064 --> 00:08:03,610
‫اصلا باعث نمی‌شه توهم بزنی
‫یا چیزی ببینی؟

69
00:08:04,527 --> 00:08:06,738
‫مثلا فرزند یا همسر مرحومت رو ببینی؟

70
00:08:09,324 --> 00:08:10,450
‫چیه؟

71
00:08:11,701 --> 00:08:13,578
‫خب، الان فهمیدم از طرف کی اومدی.

72
00:08:16,080 --> 00:08:18,917
‫کجاش خنده‌داره آقای کیدی؟

73
00:08:41,272 --> 00:08:42,732
‫خودش اومد.

74
00:08:46,069 --> 00:08:48,696
‫گریسون، مایلم با آقای کیدی
‫دو کلام تنها حرف بزنم.

75
00:08:49,697 --> 00:08:51,741
‫همدیگه رو می‌شناسین؟
‫معلومه که می‌شناسین.

76
00:08:53,535 --> 00:08:56,037
‫به نظرم بهتره بذارین خودمون
‫به این مسئله رسیدگی کنیم خانم بودن.

77
00:08:56,121 --> 00:08:58,164
‫راستش، واقعا می‌خوام
‫با وکیل صحبت کنم.

78
00:08:58,998 --> 00:08:59,999
‫با همین وکیل.

79
00:09:00,959 --> 00:09:01,960
‫شنیدین که چی گفت.

80
00:09:17,183 --> 00:09:18,852
‫اصلا تکمیلش نمی‌کنن؟

81
00:09:19,769 --> 00:09:22,480
‫بابام باز هم پیمانکارش رو اخراج کرد.

82
00:09:24,899 --> 00:09:26,818
‫وقتی تام عصبانی می‌شه
‫یه‌کم جذابه.

83
00:09:27,736 --> 00:09:31,022
‫انگار می‌گه «من قبلا
‫تفنگدار نیروی دریایی بودم...»

84
00:09:31,072 --> 00:09:33,033
‫«و می‌تونم باهات وزنه بزنم.»

85
00:09:36,953 --> 00:09:40,123
‫چیه؟ تو و اون که نسبت بیولوژیکی ندارین.

86
00:09:41,124 --> 00:09:42,876
‫چرا این‌جوری هستی؟

87
00:09:42,959 --> 00:09:44,294
‫عصبی نشو.

88
00:09:45,503 --> 00:09:47,088
‫از ناتالی باحال بیشتر خوشم میاد.

89
00:09:51,176 --> 00:09:52,469
‫می‌تونی خودت بهم بدیش.

90
00:09:54,095 --> 00:09:55,972
‫نمی‌تونی خودت بکشی؟

91
00:09:57,390 --> 00:09:58,642
‫باید من...

92
00:09:59,434 --> 00:10:02,604
‫عین پرنده مادر یادت بدم؟

93
00:10:04,064 --> 00:10:05,065
‫نه.

94
00:10:08,193 --> 00:10:09,736
‫پسر من با نه انگشت پا اومد خونه،

95
00:10:09,819 --> 00:10:12,322
‫دقیقا بعد از سخنرانی تو راجع به
‫بریدن انگشت دست و پا بود.

96
00:10:12,405 --> 00:10:15,700
‫وای. پسرت انگشت پاش رو از دست داد؟
‫چی شد؟

97
00:10:15,784 --> 00:10:18,078
‫خب، یادش نمیاد
‫آخه تو چیزخورش کردی.

98
00:10:18,662 --> 00:10:20,413
‫- من چیزخورش کردم؟
‫- آره.

99
00:10:21,414 --> 00:10:22,624
‫چرا باید چنین کاری بکنم؟

100
00:10:22,707 --> 00:10:25,502
‫مکس. می‌دونم کار تو بود.

101
00:10:26,419 --> 00:10:28,088
‫پس بذار سوالم رو تکرار کنم.

102
00:10:29,339 --> 00:10:31,091
‫من چرا باید بخوام اذیتت کنم؟

103
00:10:35,262 --> 00:10:36,721
‫من که نمی‌تونم ذهنت رو بخونم.

104
00:10:38,974 --> 00:10:40,767
‫دلم واسه پسرت می‌سوزه.

105
00:10:40,851 --> 00:10:44,271
‫اگه مواد مصرف می‌کنه و تصمیمات بدی می‌گیره
‫به نفعش نیست.

106
00:10:44,354 --> 00:10:47,733
‫ولی خب، جوانه.
‫می‌تونه عوض بشه. تو شدی.

107
00:10:48,316 --> 00:10:49,484
‫بس کن.

108
00:10:49,568 --> 00:10:50,861
‫- چیه؟
‫- تو من رو نمی‌شناسی.

109
00:10:50,944 --> 00:10:51,945
‫- نمی‌شناسم؟
‫- نه.

110
00:10:52,028 --> 00:10:55,407
‫گمون کنم یادم میاد
‫خیلی وجه اشتراک داریم.

111
00:10:55,490 --> 00:10:58,285
‫مثلا دوران کودکی دشوار
‫و پدرهای بدقلقلی داشتیم.

112
00:10:58,368 --> 00:11:02,205
‫ببین، پسرت خوش‌شانسه که تو رو داره.

113
00:11:04,875 --> 00:11:08,879
‫تو هم خوش‌شانسی.
‫هرچی می‌خواستی داری.

114
00:11:10,380 --> 00:11:11,381
‫تف به روت.

115
00:11:15,677 --> 00:11:17,679
‫- زک بودن؟
‫- همین‌جاست.

116
00:11:19,598 --> 00:11:21,433
‫- آقای بودن؟
‫- بله.

117
00:11:21,933 --> 00:11:23,852
‫من دکتر مینتر هستم.
‫روان‌پزشکم.

118
00:11:23,935 --> 00:11:25,228
‫- سلام.
‫- می‌شه باهاتون صحبت کنم؟

119
00:11:25,312 --> 00:11:27,564
‫آره. زنم الان برمی‌گرده.

120
00:11:29,733 --> 00:11:31,276
‫کجایی؟ علامت سوال.

121
00:11:33,570 --> 00:11:35,155
‫پسرتون مواد مصرف می‌کنه؟

122
00:11:35,906 --> 00:11:37,240
‫نه. نه.

123
00:11:37,324 --> 00:11:40,994
‫یعنی شاید ماری‌جوآنا مصرف کنه،
‫ولی مواد سنگین نه.

124
00:11:41,078 --> 00:11:42,829
‫سابقه بیماری روانی
‫در خانواده ندارین؟

125
00:11:42,913 --> 00:11:44,039
‫نه، نه.

126
00:11:45,791 --> 00:11:49,127
‫احتمالا بابای زنم
‫اختلال دوقطبی داشته باشه.

127
00:11:49,211 --> 00:11:51,004
‫ولی ارتباطی ندارن.

128
00:11:51,088 --> 00:11:52,089
‫از طرف شما چی؟

129
00:11:53,215 --> 00:11:54,216
‫نه.

130
00:11:56,176 --> 00:11:58,345
‫تو خونه اتفاقی نیفتاده؟
‫تو مدرسه چی؟

131
00:12:05,978 --> 00:12:11,024
‫زک پارسال با دختری هم‌سن خودش
‫ارتباط نزدیکی داشت...

132
00:12:12,442 --> 00:12:14,611
‫و یه سری عکس خصوصی ازش داشت.

133
00:12:15,445 --> 00:12:16,780
‫با دوست‌هاش...

134
00:12:16,864 --> 00:12:19,575
‫یه گروه اینترنتی کوچک داشت.

135
00:12:19,658 --> 00:12:20,659
‫خب...

136
00:12:20,742 --> 00:12:24,413
‫گمون یکی از اون‌ها هم ازش خوشش می‌اومد
‫و بهش گفت.

137
00:12:25,581 --> 00:12:31,754
‫عذرخواهی کرد، ولی مدرسه
‫کاری کرد درس عبرت بشه.

138
00:12:31,837 --> 00:12:34,381
‫چندین ماه طول کشید.

139
00:12:34,465 --> 00:12:36,300
‫تحقیرآمیزه.

140
00:12:36,383 --> 00:12:37,468
‫بعدش...

141
00:12:38,469 --> 00:12:39,970
‫دوست‌هاش رو از دست داد...

142
00:12:40,053 --> 00:12:42,139
‫و از اون به بعد خیلی تو خودشه.

143
00:12:48,687 --> 00:12:50,689
‫یا خدا. بوی چیه؟

144
00:13:05,621 --> 00:13:06,622
‫یا خدا.

145
00:13:08,040 --> 00:13:09,041
‫وای.

146
00:13:11,335 --> 00:13:12,711
‫وای خدایا.

147
00:13:13,712 --> 00:13:16,548
‫این دیگه چه وضعشه؟
‫این مزخرفات چیه؟

148
00:13:20,052 --> 00:13:23,264
‫[تماس دریافتی]

149
00:13:25,266 --> 00:13:26,350
‫[تماس دریافتی]

150
00:13:26,392 --> 00:13:27,059
‫[تماس از دست رفته]

151
00:13:27,101 --> 00:13:27,218
‫[هالوها]

152
00:13:27,268 --> 00:13:29,645
‫گوشی زک عوضیه.

153
00:13:35,985 --> 00:13:36,986
‫وای خدایا.

154
00:13:37,570 --> 00:13:39,154
‫می‌شه لطفا یه دکتر بیاد اینجا؟

155
00:13:39,238 --> 00:13:40,531
‫دوباره تماس می‌گیرم.

156
00:13:41,323 --> 00:13:43,617
‫می‌تونیم همین وضع رو ادامه بدیم.

157
00:13:43,701 --> 00:13:46,745
‫می‌تونی به پلیس‌ها بگی
‫من واسه خودم انگشت پای ملت رو قطع می‌کنم...

158
00:13:46,829 --> 00:13:49,957
‫و بگی خانواده مرحومم رو می‌بینم.

159
00:13:50,040 --> 00:13:52,918
‫راستی، خودت می‌دونی
‫منظورم دیدن واقعی نبود دیگه؟

160
00:13:53,544 --> 00:13:57,506
‫یا نکنه خیال کردی بعد از این همه سال حبس...

161
00:13:57,590 --> 00:13:59,717
‫من دیوانه و روانی شدم.
‫بی‌خیال.

162
00:13:59,800 --> 00:14:01,760
‫به نظرم بیماری روانی نداری.

163
00:14:01,844 --> 00:14:02,928
‫به نظرم گناهکاری.

164
00:14:03,512 --> 00:14:04,722
‫آنا، کجایی؟

165
00:14:06,098 --> 00:14:07,308
‫آروم باش. خیلی‌خب.

166
00:14:07,391 --> 00:14:09,059
‫بعد از هفده سال،

167
00:14:10,186 --> 00:14:13,230
‫خیال کردی اولین کارم
‫قطع عضو یه بچه است؟

168
00:14:14,482 --> 00:14:16,442
‫که فقط مامانش رو اذیت کنم؟

169
00:14:17,359 --> 00:14:19,862
‫چه بلایی سر پسرم آوردی کثافت؟

170
00:14:20,905 --> 00:14:22,823
‫انگشت پاش کجاست آشغال؟

171
00:14:24,158 --> 00:14:25,826
‫نات، الان نمی‌تونم حرف بزنم.
‫چی شده؟

172
00:14:25,910 --> 00:14:28,370
‫همین‌جا قطعش کرد.
‫تو خونه قطعش کرد.

173
00:14:29,538 --> 00:14:30,539
‫تو خلوتگاه.

174
00:14:30,623 --> 00:14:31,874
‫آهای، داره خفه می‌شه!

175
00:14:36,253 --> 00:14:37,254
‫خوبی؟

176
00:14:41,217 --> 00:14:42,218
‫یا خدا.

177
00:14:43,052 --> 00:14:44,303
‫اون انگشت پاشه؟

178
00:14:45,054 --> 00:14:46,097
‫- آره.
‫- من از کجا باید بدونم...

179
00:14:46,180 --> 00:14:47,431
‫- خانم بودن؟
‫- بله؟

180
00:14:47,515 --> 00:14:48,891
‫پسرتون...

181
00:14:54,146 --> 00:14:56,691
‫گمون نکنم گاز گرفتن و کندن
‫انگشت پای خود آدم ممکن باشه.

182
00:14:56,774 --> 00:15:00,611
‫خب، ظاهرا قطع مفصل انگشت پا
‫زور زیادی نمی‌خواد.

183
00:15:01,946 --> 00:15:04,156
‫دکتر گفت «در حد هویج اطلسه.»

184
00:15:04,240 --> 00:15:05,282
‫- چی؟
‫- من...

185
00:15:07,326 --> 00:15:09,578
‫حتما وقتی تو مراسم خیریه بودیم
‫اومده خونه،

186
00:15:09,662 --> 00:15:11,914
‫یه چیزی مصرف کرده...

187
00:15:13,249 --> 00:15:15,293
‫و انگشت پاش رو
‫تو خونه مصدوم کرده.

188
00:15:16,002 --> 00:15:17,962
‫بعدش که اومدیم خونه،
‫می‌ره جلوی خونه...

189
00:15:18,045 --> 00:15:19,505
‫و دزدگیر واسه همین فعال شد.

190
00:15:20,006 --> 00:15:21,382
‫یکی این بلا رو سرش آورده.

191
00:15:22,592 --> 00:15:24,969
‫مکس با ما تو مراسم خیریه بود.

192
00:15:25,052 --> 00:15:26,262
‫وسطش پیداش شد.

193
00:15:26,846 --> 00:15:29,265
‫خب، قبلش داشت گواهی‌نامه‌اش رو می‌گرفت.

194
00:15:30,182 --> 00:15:32,018
‫عذر موجهش ردخور نداره.

195
00:15:32,101 --> 00:15:33,102
‫چیه؟

196
00:15:34,604 --> 00:15:36,731
‫چیه، زک خودش این بلا رو
‫سر خودش آورد؟

197
00:15:40,651 --> 00:15:41,652
‫نه.

198
00:15:42,486 --> 00:15:42,987
‫می‌خوام برم خونه.

199
00:15:43,905 --> 00:15:44,906
‫باشه، خیلی‌خب.

200
00:15:44,989 --> 00:15:46,782
‫خیلی‌خب، من می‌رم به ناتالی سر بزنم.

201
00:15:46,866 --> 00:15:48,284
‫- باشه.
‫- برمی‌گردم.

202
00:15:52,997 --> 00:15:54,373
‫وایستا، وایستا، وایستا، نگه دار.

203
00:15:54,957 --> 00:15:56,334
‫باید برم سرویس.

204
00:15:58,294 --> 00:15:59,670
‫- بیا. هوات رو دارم.
‫- نه، لازم...

205
00:15:59,754 --> 00:16:01,756
‫لازم نیست تو هم بیای تو بابا.

206
00:16:02,632 --> 00:16:04,926
‫- من منتظر می‌مونم.
‫- باشه.

207
00:16:23,403 --> 00:16:25,863
‫شنیدم یه بچه خوک گم شده.

208
00:16:26,864 --> 00:16:27,865
‫درد داره؟

209
00:16:29,617 --> 00:16:30,868
‫نه، نه زیاد.

210
00:16:31,369 --> 00:16:32,370
‫خوبه.

211
00:16:37,959 --> 00:16:39,961
‫والدینت خوب ازت مراقبت می‌کنن.

212
00:16:45,299 --> 00:16:46,509
‫تف به روی والدینم.

213
00:16:56,269 --> 00:16:57,270
‫خوبی؟

214
00:16:57,353 --> 00:16:58,354
‫آره.

215
00:16:59,480 --> 00:17:03,359
‫خیلی خسته‌ام. بریم بالا.

216
00:17:04,193 --> 00:17:05,737
‫سوییت ریاست‌جمهوری در انتظارته.

217
00:18:53,720 --> 00:18:55,347
‫وای خدا. ببخشید.

218
00:18:57,474 --> 00:18:58,683
‫خبر جدیدی از زک نشد؟

219
00:19:00,268 --> 00:19:03,021
‫بابات هنوز بیمارستانه.
‫من دارم برمی‌گردم.

220
00:19:04,773 --> 00:19:06,232
‫اینجا یه صاریغ دیدم.

221
00:19:08,109 --> 00:19:10,070
‫به نظرم احتمالا
‫تو دیوار زندگی می‌کنه.

222
00:19:12,614 --> 00:19:14,574
‫راستش، چند روز پیش
‫صدای خراشیدن شنیده بودم.

223
00:19:14,658 --> 00:19:16,284
‫تو می‌دونی این‌ها چی‌ان؟

224
00:19:17,452 --> 00:19:18,453
‫نه.

225
00:19:19,246 --> 00:19:23,208
‫قبلا هم اصلا ندیدی
‫چنین کاری بکنه؟

226
00:19:24,167 --> 00:19:25,168
‫اصلا.

227
00:19:27,838 --> 00:19:32,133
‫دیگه تقریبا اصلا
‫با من حرف نمی‌زنه.

228
00:19:34,344 --> 00:19:36,346
‫دنی گفت اینترنتی با یه دختری آشنا شده.

229
00:19:38,348 --> 00:19:41,184
‫ظاهرا خیلی خوشگله.

230
00:19:41,852 --> 00:19:43,520
‫عالیه. عالیه.

231
00:19:46,773 --> 00:19:50,527
‫راستی، من گوشیش رو پیدا کردم.

232
00:19:51,111 --> 00:19:52,779
‫رمزش رو بلد نیستم، ولی...

233
00:20:01,121 --> 00:20:03,874
‫خدا رو شکر که همیشه خیالمون راحته
‫تو خوبی.

234
00:20:13,050 --> 00:20:15,510
‫نوآ، امروز نمی‌تونم بیام. اصلا...

235
00:20:17,679 --> 00:20:18,889
‫جدی می‌گی؟

236
00:20:20,682 --> 00:20:21,683
‫چه‌جوری؟

237
00:20:32,903 --> 00:20:35,280
‫جفتشون؟ این دیگه چه وضعیه؟

238
00:20:35,364 --> 00:20:38,742
‫گمون می‌کنن بانی به بایرون شلیک کرده،
‫بعدش از حال رفته. احتمالا سکته قلبی بوده.

239
00:20:39,326 --> 00:20:40,953
‫ولی سال‌ها تلاش کرده بود آزادش کنه.

240
00:20:41,036 --> 00:20:43,413
‫ظاهرا همین که رسوندیشون،
‫دوباره زد بیرون.

241
00:20:43,497 --> 00:20:45,415
‫وقتی اومد خونه بدجوری مصرف کرده بود.

242
00:20:45,499 --> 00:20:48,377
‫همسایه‌ها صدای دعوا، جیغ و داد
‫و بنگ‌بنگ شنیدن.

243
00:20:49,127 --> 00:20:51,546
‫راستش، منطق مردم باب میل ما نیست.

244
00:20:52,714 --> 00:20:54,007
‫نه، باید ببینم.

245
00:20:54,091 --> 00:20:55,300
‫آره، گمون می‌کردم.

246
00:21:07,813 --> 00:21:09,231
‫لازم نیست اینجا باشیم.

247
00:21:11,483 --> 00:21:12,484
‫آره.

248
00:21:13,652 --> 00:21:15,904
‫بهم گفت می‌خواد
‫به مسابقه ایندیاناپلیس ۵۰۰ بره.

249
00:21:15,946 --> 00:21:17,114
‫می‌خواد مامانش رو ببره.

250
00:21:17,197 --> 00:21:18,532
‫آخه این دیگه چه وضعشه؟

251
00:21:19,283 --> 00:21:21,910
‫ببین.
‫زندان خیلی خوب یاد می‌ده...

252
00:21:21,994 --> 00:21:23,829
‫آدم چه تغییرات متنوعی می‌کنه.

253
00:21:23,912 --> 00:21:25,956
‫هم ممکنه آدم رو بهتر کنه
‫هم داغونش کنه...

254
00:21:26,039 --> 00:21:28,959
‫یا به چیزی تبدیلش کنه
‫که مامان خودش نشناسه.

255
00:21:29,042 --> 00:21:30,085
‫پس خودت رو مقصر ندون.

256
00:21:30,169 --> 00:21:31,587
‫ببینین. خیلی خوش‌موقع نیست،

257
00:21:31,670 --> 00:21:34,173
‫ولی باید راجع به یه بیگناه دیگه صحبت کنیم.

258
00:21:35,507 --> 00:21:37,509
‫مکس نه. روبن.

259
00:21:38,177 --> 00:21:39,595
‫می‌خواد درخواست تجدید نظرش رو
‫پس بگیره.

260
00:21:39,678 --> 00:21:42,639
‫خب، الان نباید تسلیم بشه.
‫شش هفته دیگه اعدام می‌شه.

261
00:21:42,723 --> 00:21:45,893
‫واسه همین باید امروز
‫بری تارواتر...

262
00:21:45,976 --> 00:21:48,437
‫و با حرف‌هات قانعش کنی مبارزه کنه.

263
00:21:48,520 --> 00:21:50,439
‫نمی‌تونم.

264
00:21:51,482 --> 00:21:53,984
‫زک بیمارستانه.

265
00:21:54,068 --> 00:21:55,652
‫زک چی شده؟ خوبه؟

266
00:21:55,736 --> 00:21:58,030
‫وقتی جواب این سوال رو بدونم
‫خیلی بهتر خوابم می‌بره،

267
00:21:58,113 --> 00:22:01,241
‫ولی به زودی ترخیص می‌شه،
‫واسه همین باید برم خونه، خب؟

268
00:22:01,325 --> 00:22:02,785
‫فردا با روبن حرف می‌زنم.

269
00:22:07,164 --> 00:22:08,749
‫ببینین کی اومده.

270
00:22:12,628 --> 00:22:13,629
‫سلام مامان.

271
00:22:14,129 --> 00:22:15,547
‫عزیزم.

272
00:22:15,631 --> 00:22:18,884
‫حتما داری از گرسنگی می‌میری، ها؟
‫چیزی می‌خوری؟

273
00:22:19,426 --> 00:22:20,511
‫نه، نه.

274
00:22:20,594 --> 00:22:23,972
‫قهوه ساده از «ساوانا کافی روسترز» خوبه.

275
00:22:24,056 --> 00:22:25,099
‫باشه. ردیفه.

276
00:22:26,475 --> 00:22:29,228
‫واسه پات سفارشی نکردن؟

277
00:22:30,437 --> 00:22:33,065
‫دوش ممنوع. تا جمعه اون چکمه رو پات می‌کنی.

278
00:22:33,148 --> 00:22:34,733
‫باید خوب و تازه باشه.

279
00:22:35,651 --> 00:22:36,860
‫گذاشتن نگهش دارم.

280
00:22:36,944 --> 00:22:37,945
‫چکمه رو می‌گی؟

281
00:22:38,821 --> 00:22:40,197
‫نه. انگشت پام رو می‌گم.

282
00:22:44,743 --> 00:22:45,911
‫می‌رم لباسم رو عوض کنم.

283
00:22:45,995 --> 00:22:46,996
‫باشه.

284
00:22:54,128 --> 00:22:55,337
‫نظرت رو بگو.

285
00:22:56,255 --> 00:22:58,924
‫به نظرم بلایی که سر پسرمون اومده
‫جزئیات خیلی زیادی داره...

286
00:22:59,008 --> 00:23:00,009
‫که ازش خبر نداریم...

287
00:23:00,968 --> 00:23:03,721
‫و هرچی کمتر بدونیم،
‫کمک بهش سخت‌تر می‌شه.

288
00:23:04,430 --> 00:23:08,434
‫به نظر من بهترین کارمون واسه کمک بهش
‫همینه که اینجا هواش رو داشته باشیم.

289
00:23:09,018 --> 00:23:11,312
‫خب، یه‌جوری می‌گی انگار
‫من می‌گم این‌طور نباشه.

290
00:23:13,355 --> 00:23:15,733
‫ببخشید، این ماجرای بایرون خیلی...

291
00:23:16,317 --> 00:23:18,777
‫انگار همه‌چی داره از هم می‌پاشه، مگه نه؟

292
00:23:28,412 --> 00:23:30,039
‫این دختری که اینترنتی
‫باهاش آشنا شده کیه؟

293
00:23:31,457 --> 00:23:32,792
‫یا خدا. خیلی‌خب.

294
00:23:35,085 --> 00:23:36,670
‫بعد از جریان پارسال با سوفیا،

295
00:23:36,754 --> 00:23:39,215
‫زک با یه دختر ارتباط اینترنتی داره
‫و ما خبر نداریم؟

296
00:23:40,132 --> 00:23:42,718
‫به نظرت بهتر نیست ازش بپرسیم
‫اون بهش مواد داده یا نه؟

297
00:23:42,802 --> 00:23:43,803
‫خیلی‌خب.

298
00:23:45,137 --> 00:23:47,139
‫ببین، باید بدونیم چه‌جوری
‫این‌جوری شد.

299
00:23:50,684 --> 00:23:51,685
‫آره.

300
00:23:53,437 --> 00:23:54,438
‫زکری.

301
00:23:59,318 --> 00:24:00,361
‫حالت چطوره؟

302
00:24:03,781 --> 00:24:04,782
‫بد نیستم.

303
00:24:07,118 --> 00:24:08,285
‫چیزی یادت نمیاد؟

304
00:24:09,912 --> 00:24:12,832
‫مثلا بعد از رفتنت
‫با کسی دیدار نداشتی،

305
00:24:12,915 --> 00:24:14,834
‫مثلا با اون دختر اینترنتیه؟

306
00:24:18,087 --> 00:24:19,422
‫هنوز یادم نمیاد.

307
00:24:20,089 --> 00:24:21,716
‫ما نگرانتیم زک.

308
00:24:23,134 --> 00:24:24,510
‫باید با یکی صحبت کنی.

309
00:24:25,219 --> 00:24:26,554
‫راجع به چیزی که یادم نمیاد؟

310
00:24:28,180 --> 00:24:32,018
‫خب، الان دیگه جلسات دکتر کارلایل
‫هفته‌ای سه روز می‌شه. خب؟

311
00:24:33,019 --> 00:24:35,354
‫جلسات مشترک هم برگزار می‌کنیم.
‫جفتمون.

312
00:24:36,647 --> 00:24:38,065
‫من این رو نگه می‌دارم.

313
00:24:38,149 --> 00:24:39,400
‫نه بابا. می‌تونم گوشیم رو بگیرم.

314
00:24:39,483 --> 00:24:41,527
‫- رمز عبورت چیه؟
‫- گوشیم رو پس بده.

315
00:24:41,611 --> 00:24:43,029
‫بهت نمی‌گم.

316
00:24:44,572 --> 00:24:46,532
‫این عکس چیه؟

317
00:24:48,242 --> 00:24:49,243
‫کدوم عکس؟

318
00:24:53,664 --> 00:24:55,416
‫- زنیکه آشغال!
‫- عه، عه، عه، عه.

319
00:24:55,499 --> 00:24:57,001
‫- گوشیم رو پس بده.
‫- با مامانت فحش نده.

320
00:24:57,084 --> 00:24:59,045
‫- مامان، پسش بده...
‫- وقتی امن بود پسش می‌گیری، باشه؟

321
00:24:59,128 --> 00:25:01,422
‫- ببین! فقط آروم باش، خواهش می‌کنم.
‫- ولم کن! بابا!

322
00:25:01,506 --> 00:25:02,632
‫مامان!

323
00:25:08,387 --> 00:25:12,008
‫[هستی؟]

324
00:25:12,058 --> 00:25:14,769
‫[زک: هستی؟]

325
00:25:35,748 --> 00:25:38,167
‫حسگر حرکتی حیاط پشتی.

326
00:26:00,069 --> 00:26:10,069
مووی شو
M O V I E S H O . C O M

327
00:26:31,971 --> 00:26:34,349
‫برندون؟ برندون؟

328
00:26:37,185 --> 00:26:38,186
‫سلام تامی.

329
00:26:39,020 --> 00:26:40,313
‫یه کاری می‌کنی بهت شلیک کنن.

330
00:26:41,856 --> 00:26:43,274
‫تو و دخترم که لیبرال...

331
00:26:43,358 --> 00:26:45,360
‫اهل مرکز تفریحی هستین
‫به کسی شلیک نمی‌کنین.

332
00:26:45,443 --> 00:26:46,444
‫درسته.

333
00:26:46,528 --> 00:26:48,738
‫فقط بدون اگه آنا می‌دیدت
‫بیرونت می‌کرد.

334
00:26:48,821 --> 00:26:49,822
‫اون دختر منه.

335
00:26:49,906 --> 00:26:51,908
‫اگه بخوام می‌تونم یه چیزی
‫رو ایوانش بذارم،

336
00:26:51,991 --> 00:26:53,868
‫جفتشون هم نوه‌ام هستن.

337
00:26:54,536 --> 00:26:56,746
‫واسه همین... برای ناتالی یه چیزی خریدم.

338
00:26:56,830 --> 00:26:59,833
‫براش کفش فوتبال خریدم.
‫فوتبال دوست داره، مگه نه؟

339
00:26:59,916 --> 00:27:01,626
‫مگان رپینو رو دوست داره.

340
00:27:01,709 --> 00:27:04,629
‫اون کفش مگان رپینوئه.
‫البته کفش خودش نیست.

341
00:27:04,712 --> 00:27:07,882
‫- مدل کفش خودشه.
‫- خیلی‌خب.

342
00:27:07,966 --> 00:27:09,926
‫اون دختر می‌تونست تو تیم مردان بازی کنه.

343
00:27:10,009 --> 00:27:12,637
‫- خیلی‌خب. خیلی‌خب. خیلی‌خب.
‫- اونجا هم می‌ترکوند.

344
00:27:12,720 --> 00:27:14,305
‫تولد ناتالی چند هفته پیش بود.

345
00:27:15,014 --> 00:27:17,725
‫آنا نمی‌خواست بیای اینجا.
‫جعبه رو ببر.

346
00:27:18,476 --> 00:27:20,728
‫ای بابا، می‌خوام یه کار قشنگ بکنم.

347
00:27:20,812 --> 00:27:21,980
‫تو...

348
00:27:24,065 --> 00:27:26,401
‫به آنا بگو خیلی دوست دارم ببینمش...

349
00:27:28,987 --> 00:27:30,029
‫هر وقت آمادگیش رو داشت.

350
00:27:33,241 --> 00:27:34,617
‫یه لطفی در حقت می‌کنم.

351
00:27:37,328 --> 00:27:38,913
‫بهش نمی‌گم بهمون سر زدی.

352
00:27:41,624 --> 00:27:42,751
‫شبت به خیر برندون.

353
00:27:58,975 --> 00:28:02,395
‫هر وقت آمادگیش رو داشت.
‫هر وقت آمادگیش رو داشت.

354
00:28:34,511 --> 00:28:35,637
‫تو دیگه کدوم خری هستی؟

355
00:28:38,098 --> 00:28:39,099
‫سلام.

356
00:28:44,729 --> 00:28:46,064
‫چه مرگته سگ؟

357
00:28:46,982 --> 00:28:48,275
‫حتی پارس هم نمی‌کنی.

358
00:28:48,358 --> 00:28:52,320
‫پسر، گمون کنم این سگ مریض شده باشه.
‫ببینش.

359
00:28:52,404 --> 00:28:54,489
‫اگه حیوان رو زیادی زنجیر کنی،

360
00:28:54,573 --> 00:28:56,908
‫کم‌کم یاد می‌گیره هر کاری کنه
‫اهمیتی نداره.

361
00:28:57,701 --> 00:29:00,370
‫سگت مرده متحرک شده، نمی‌بینی؟

362
00:29:01,872 --> 00:29:03,915
‫حتی صدای اربابش رو نمی‌شنوه.

363
00:29:04,583 --> 00:29:07,669
‫خب، سگ احمق حتی غلت خوردن هم بلد نیست.

364
00:29:08,211 --> 00:29:12,090
‫پارس کردن به غریبه‌ها تو حیاط رو
‫هم اصلا بلد نیست.

365
00:29:13,967 --> 00:29:20,056
‫مردی چون تو که از اموالش دفاع می‌کنه
‫به سگ قوی و خطرناکی نیاز داره.

366
00:29:20,140 --> 00:29:21,141
‫آره، راست می‌گی.

367
00:29:23,685 --> 00:29:26,897
‫خب، فکر کنم اگه بخوای
‫می‌تونم از دستش خلاصت کنم،

368
00:29:27,731 --> 00:29:33,612
‫آخه من تو انجمن بشردوستی
‫خیابون سالی مود کار می‌کنم، بلدیش؟

369
00:29:34,529 --> 00:29:38,492
‫فردا یه سر بیا اونجا
‫و بگو از طرف مکس اومدی.

370
00:29:38,575 --> 00:29:43,580
‫آخه یه سگ جدید اونجاست
‫که خوراک خودته، آخه...

371
00:29:43,664 --> 00:29:49,002
‫آخه پیت بول مکزیکیه و سرش
‫اندازه سر خودمه...

372
00:29:49,086 --> 00:29:51,963
‫و اگه اون بود
‫گلوم رو این‌جوری جر می‌داد...

373
00:29:54,633 --> 00:29:56,218
‫به همون نیاز داری رفیق.

374
00:29:57,177 --> 00:29:59,262
‫یعنی می‌تونم این سگ رو
‫با اون معاوضه کنم؟

375
00:29:59,346 --> 00:30:00,597
‫عین ماشین؟

376
00:30:00,681 --> 00:30:03,976
‫آره، برات هماهنگ می‌کنم.
‫اسمش «تو پویاست.»

377
00:30:04,059 --> 00:30:07,437
‫فهمیدی؟ اسمش یادت نمی‌ره؟

378
00:30:08,522 --> 00:30:11,358
‫خب، وقتی رفتی اونجا
‫دقیقا چی می‌گی؟

379
00:30:12,317 --> 00:30:13,318
‫- از طرف مکس اومدم.
‫- خب؟

380
00:30:14,695 --> 00:30:15,696
‫- درسته؟
‫- آره.

381
00:30:15,779 --> 00:30:18,240
‫مکس. اومدم «تو پویا» رو ببرم.

382
00:30:19,408 --> 00:30:20,867
‫- «تو پویا.» (فحش به اسپانیایی)
‫- درسته.

383
00:30:20,951 --> 00:30:22,452
‫- آره.
‫- سگت رو میاری.

384
00:31:16,131 --> 00:31:17,716
‫خب، چند وقته با این دختره در ارتباطه.

385
00:31:17,800 --> 00:31:18,801
‫پیام‌ها حذف می‌شن،

386
00:31:18,884 --> 00:31:20,469
‫واسه همین فقط پیام‌های
‫چند روز اخیر رو دارم،

387
00:31:20,511 --> 00:31:21,220
‫ولی چند هزار پیامه.

388
00:31:21,303 --> 00:31:23,263
‫چند وقته اینجا نشستی؟

389
00:31:24,223 --> 00:31:27,768
‫می‌خوای بهم عذاب وجدان بدی
‫که دارم راجع به این دختره...

390
00:31:27,851 --> 00:31:29,645
‫که زک رو دور انگشتش می‌چرخونه
‫تحقیق می‌کنم؟

391
00:31:29,728 --> 00:31:32,272
‫نه. می‌خوام توجهت رو جلب کنم
‫آخه فقط به فکر همینی.

392
00:31:32,356 --> 00:31:36,568
‫ببخشید که فقط به فکر کسی‌ام
‫که پسرمون رو چیزخور کرده.

393
00:31:36,652 --> 00:31:40,656
‫مهم نیست موادش رو
‫از یه دختر بازیکن آنلاین گرفته...

394
00:31:40,739 --> 00:31:43,325
‫یا مکس کیدی یا تیم «ساوانا بناناز.»

395
00:31:43,409 --> 00:31:44,576
‫خود زک مهمه.

396
00:31:45,411 --> 00:31:48,497
‫باید هواش رو داشته باشیم.
‫باید شرایط رو عادی کنیم.

397
00:31:49,915 --> 00:31:52,751
‫پس اگه می‌تونی،
‫باید با من همین کار رو بکنی.

398
00:31:54,628 --> 00:31:57,298
‫تو دنیای واقعی کلی کار داریم.

399
00:32:19,403 --> 00:32:20,404
‫الو.

400
00:32:21,447 --> 00:32:24,658
‫سوفیا. منم، زک.

401
00:32:24,742 --> 00:32:25,743
‫چیکار داری؟

402
00:32:26,577 --> 00:32:32,833
‫فقط می‌خواستم بگم من...
‫من خیلی... خیلی شرمنده‌ام. باز هم می‌گم.

403
00:32:33,626 --> 00:32:36,754
‫نباید اون کار رو می‌کردم... نباید...

404
00:32:39,673 --> 00:32:40,674
‫اصلا...

405
00:32:46,347 --> 00:32:47,965
‫[زندان ایالتی تارواتر]
‫[جورجیا، ساوانا]

406
00:32:48,015 --> 00:32:49,767
‫رامیرز، ملاقاتی داری.

407
00:32:49,809 --> 00:32:51,769
‫[سالن ملاقات]

408
00:32:55,898 --> 00:32:57,608
‫این وکلا نمی‌فهمن کی دست بردارن.

409
00:33:25,177 --> 00:33:27,680
‫سلام روبن.

410
00:33:27,763 --> 00:33:31,058
‫من رو می‌شناسی؟

411
00:33:32,143 --> 00:33:37,064
‫پس می‌دونی اصلا دلم نمی‌خواد اینجا باشم.

412
00:33:38,733 --> 00:33:40,276
‫پس چرا اینجایی؟

413
00:33:40,359 --> 00:33:44,363
‫شنیدم می‌خوای درخواست
‫تجدید نظرت رو پس بگیری.

414
00:33:46,407 --> 00:33:49,410
‫از طرف اس‌جی‌ال‌پی اومدی.

415
00:33:49,493 --> 00:33:51,537
‫بهشون گفتم دیگه بسمه.

416
00:33:53,414 --> 00:33:56,250
‫اومدم یه چیزی بهت بگم...

417
00:33:56,334 --> 00:34:00,087
‫که دردت معنا داره.

418
00:34:00,838 --> 00:34:06,052
‫می‌تونی دردت رو قبول کنی
‫و به قدرت بدلش کنی.

419
00:34:08,554 --> 00:34:11,224
‫راستش، شنیدن این حرف
‫از دهن تو خنده‌داره.

420
00:34:12,934 --> 00:34:14,310
‫من چیزهای بدی ازت شنیدم.

421
00:34:15,019 --> 00:34:16,938
‫تعجب می‌کنم آشغالی چون تو رو
‫آزاد کردن.

422
00:34:17,021 --> 00:34:18,940
‫من از اولش آشغال نبودم.

423
00:34:19,023 --> 00:34:22,151
‫اون‌ها من رو آشغال کردن.
‫آشغال شدم تا زنده بمونم.

424
00:34:23,152 --> 00:34:24,278
‫تو هم...

425
00:34:27,198 --> 00:34:31,327
‫من قبل از این که تو این خراب‌شده
‫اسیرم کنن، هیچ‌کس رو نکشته بودم.

426
00:34:32,078 --> 00:34:35,081
‫اینجا به ذهن آدم رسوخ می‌کنه!

427
00:34:35,164 --> 00:34:39,418
‫من همین هفته پیش جای تو بودم.

428
00:34:40,211 --> 00:34:43,881
‫خیال می‌کنی داستانت تموم شده،
‫ولی نشده.

429
00:34:45,633 --> 00:34:48,136
‫شاید حتی اصلا داستان خودت نیست.

430
00:34:48,219 --> 00:34:53,349
‫شاید در پس ماجرا
‫هدف خیلی بزرگ‌تری داری.

431
00:34:53,433 --> 00:34:55,768
‫روبن!

432
00:35:12,869 --> 00:35:13,870
‫زک.

433
00:35:16,539 --> 00:35:17,957
‫زک، به خیال خودت چیکار می‌کنی؟

434
00:35:18,624 --> 00:35:19,667
‫زک.

435
00:35:20,585 --> 00:35:22,545
‫کجا می‌ری؟

436
00:35:22,628 --> 00:35:25,631
‫دکتر گفت روی پام راه برم، من هم...

437
00:35:25,715 --> 00:35:28,051
‫فقط دارم می‌رم قدم بزنم.

438
00:35:28,676 --> 00:35:30,637
‫سوفیا به چند نفر گفته
‫بهش زنگ زدی.

439
00:35:32,680 --> 00:35:35,141
‫خواهش می‌کنم بگو
‫الان اونجا نمی‌ری.

440
00:35:35,224 --> 00:35:38,269
‫فقط... می‌خوام عذرخواهی کنم.

441
00:35:40,063 --> 00:35:42,941
‫نمی‌تونی درستش کنی.
‫باید زندگیت رو بکنی.

442
00:35:43,858 --> 00:35:45,735
‫همه‌چی واسه تو راحته.

443
00:35:45,818 --> 00:35:48,696
‫ورزشکار بی‌نقصی، نمراتت بی‌نقصه،
‫دختر بی‌نقصی.

444
00:35:48,780 --> 00:35:50,490
‫هیچی واسه من راحت نیست.

445
00:35:51,991 --> 00:35:53,618
‫خیلی خسته می‌شم.

446
00:35:54,494 --> 00:35:55,870
‫حتی من رو نمی‌بینن.

447
00:35:59,958 --> 00:36:01,501
‫مامان و بابا ما رو نمی‌شناسن.

448
00:36:04,337 --> 00:36:05,338
‫ما هم اون‌ها رو نمی‌شناسیم.

449
00:36:08,174 --> 00:36:10,218
‫واقعا صلاحمون رو می‌خوان.

450
00:36:11,928 --> 00:36:14,764
‫حداقل صلاح تو رو می‌خوان.
‫تو بچه واقعیشونی.

451
00:36:17,851 --> 00:36:18,935
‫ولی تو رو بیشتر دوست دارن.

452
00:36:22,021 --> 00:36:24,107
‫بیا ببینم. بیا بریم خونه.

453
00:36:27,735 --> 00:36:32,240
‫ردیفه. می‌تونم راه برم.
‫واقعا معلول نشدم، فقط به انگشت پام قطع شده.

454
00:36:36,119 --> 00:36:38,371
‫تو که شبانه غیبت نمی‌زنه، مگه نه؟

455
00:36:41,249 --> 00:36:42,333
‫من خوبم.

456
00:36:49,966 --> 00:36:50,967
‫قول می‌دی؟

457
00:36:53,553 --> 00:36:54,596
‫شب به خیر.

458
00:36:54,679 --> 00:36:55,680
‫شب به خیر.

459
00:37:35,011 --> 00:37:36,096
‫ببخشید.

460
00:37:39,349 --> 00:37:41,059
‫چند روز اخیر خیلی سخت بود.

461
00:37:44,145 --> 00:37:46,898
‫راستش، مدام به حرف نوآ فکر می‌کنم...

462
00:37:46,982 --> 00:37:49,859
‫که اگه معلوم بشه مکس گناهکاره،
‫برامون بد می‌شه.

463
00:37:50,360 --> 00:37:52,320
‫اما مدارک موثقی علیهش بود.

464
00:37:53,238 --> 00:37:56,157
‫به همسرش آسیب احساسی می‌زد.

465
00:37:56,241 --> 00:37:59,077
‫با آزمایش لومینول تو خونه‌اش
‫و صندوق ماشینش خون پیدا شد...

466
00:37:59,160 --> 00:38:01,955
‫ایمی برانکاتو اعتراف کرد.
‫ابزار قتل دست خودش بود.

467
00:38:02,038 --> 00:38:03,290
‫ممکنه اون بهش داده باشه.

468
00:38:03,373 --> 00:38:07,460
‫اون هم به سر خودش شلیک کرد
‫تا واسه آخرین بار بهش لطف کنه؟

469
00:38:07,544 --> 00:38:09,337
‫اون می‌تونه آدم‌ها رو ترغیب کنه.

470
00:38:12,007 --> 00:38:14,593
‫می‌دونم... می‌دونم بدگمان جلوه می‌کنه.

471
00:38:14,676 --> 00:38:18,054
‫- ببخشید، من...
‫- ایمی برانکاتو عاشقش بود...

472
00:38:18,138 --> 00:38:20,098
‫و می‌خواست زنش حذف بشه.

473
00:38:20,182 --> 00:38:24,728
‫یعنی کل مدارکی که خیال می‌کردیم
‫به مکس مربوطه، در واقع به ایمی مربوط بود.

474
00:38:27,856 --> 00:38:29,107
‫فرض کنیم درست می‌گی.

475
00:38:31,109 --> 00:38:32,360
‫عذاب وجدان نداری؟

476
00:38:34,696 --> 00:38:36,364
‫ما گمون می‌کردیم کارمون درسته.

477
00:38:38,825 --> 00:38:39,826
‫مگه نه؟

478
00:38:42,037 --> 00:38:44,790
‫می‌شه این مسئله رو فراموش کنیم؟

479
00:38:45,457 --> 00:38:48,710
‫می‌شه شرایط رو عادی کنیم؟
‫با همدیگه؟

480
00:38:51,129 --> 00:38:53,548
‫آره. آره.

481
00:39:19,866 --> 00:39:21,243
‫زنگ ساعت رو قطع کردی؟

482
00:39:22,661 --> 00:39:23,704
‫قابلت رو نداشت.

483
00:39:24,246 --> 00:39:27,040
‫هیچی اون‌قدر مهم نیست
‫که نتونی یه ساعت بیشتر بخوابی، خب؟

484
00:39:28,875 --> 00:39:31,628
‫نه، گمون نکنم. ولی...

485
00:39:31,712 --> 00:39:35,424
‫یا خدا. ای وای!
‫خدایا!

486
00:39:36,592 --> 00:39:38,510
‫بهتر بود اون گوشی رو
‫تو استخر پرت می‌کردم.

487
00:39:39,386 --> 00:39:40,387
‫دیگه کجا آتش گرفته؟

488
00:39:40,470 --> 00:39:44,016
‫نوآ، خیلی عذر می‌خوام.
‫الان دارم می‌رم با روبن حرف بزنم.

489
00:39:44,099 --> 00:39:45,893
‫دیروز سرم خیلی شلوغ بود.

490
00:39:45,976 --> 00:39:47,102
‫آروم باش.

491
00:39:47,185 --> 00:39:50,105
‫روبن بعد از این که مکس کیدی
‫با ماشین تا اونجا رفت...

492
00:39:50,189 --> 00:39:53,525
‫و باهاش صحبت انرژی‌بخش کرد،
‫دوباره مایله زنده بمونه.

493
00:39:53,609 --> 00:39:55,903
‫چرا مکس کیدی باید بره
‫باهاش صحبت کنه؟

494
00:39:55,986 --> 00:39:57,529
‫خب، یه سر اومده بود اینجا،

495
00:39:57,613 --> 00:40:00,157
‫می‌خواست بدونه چه کمکی از دست بر میاد.
‫من گفتم...

496
00:40:00,240 --> 00:40:02,951
‫«نظرت چیه برگردی زندان؟»

497
00:40:03,035 --> 00:40:05,913
‫ببین، طرف موهبت کارهای غیرانتفاعیه.

498
00:40:05,996 --> 00:40:08,874
‫تازه، قراره با «تایمز» هم مصاحبه کنه.

499
00:40:08,957 --> 00:40:10,000
‫ازمون تعریف می‌کنه.

500
00:40:10,083 --> 00:40:12,169
‫وایستا ببینم، مصاحبه داره؟
‫کی؟

501
00:40:12,252 --> 00:40:13,253
‫همین الان.

502
00:40:13,337 --> 00:40:15,297
‫همین الان دارن تو دفترمون
‫آماده می‌شن.

503
00:40:18,175 --> 00:40:19,760
‫- ظاهرم خوبه؟ ظاهرم خوبه؟
‫- آره.

504
00:40:19,843 --> 00:40:21,303
‫سلام.

505
00:40:21,386 --> 00:40:22,429
‫دارم میام اونجا.

506
00:40:25,724 --> 00:40:27,059
‫چقدر سخت نمی‌گیری.

507
00:40:27,726 --> 00:40:31,313
‫مکس، تو بزرگ‌ترین قربانی
‫چیزی هستی که خودت...

508
00:40:31,397 --> 00:40:33,399
‫سیستم بی‌عدالتی قضایی
‫خطابش کردی.

509
00:40:33,982 --> 00:40:37,569
‫ولی باید بپرسم
‫چرا قبول کردی گناهکاری؟

510
00:40:39,655 --> 00:40:42,449
‫خب، تحت فشار بودم.

511
00:40:43,450 --> 00:40:44,451
‫از طرف کی؟

512
00:40:44,535 --> 00:40:45,828
‫اون ماجرا مال گذشته است.

513
00:40:45,911 --> 00:40:48,330
‫تابیتا، من الان فقط می‌خوام...

514
00:40:48,414 --> 00:40:53,085
‫به همه کسانی که با بی‌عدالتی
‫روبه‌رو شدن کمک کنم، عین روبن رامیرز، خب؟

515
00:40:53,168 --> 00:40:58,173
‫خدا رو شکر که گروه‌هایی چون اس‌جی‌ال‌چی
‫واسه روبن مبارزه می‌کنن.

516
00:40:58,257 --> 00:41:00,342
‫باورش سخته که به فکر گذشته نیستی.

517
00:41:00,426 --> 00:41:02,511
‫ولی گذشته اصلا چی هست؟

518
00:41:03,345 --> 00:41:06,849
‫موزه‌ای مملو از چیزهای مرده.

519
00:41:06,932 --> 00:41:09,768
‫خب، دوران کودکیت غیرعادی بود، مگه نه؟

520
00:41:10,519 --> 00:41:13,063
‫تا سیزده سالگیت
‫پدرت رو ندیده بودی؟

521
00:41:16,150 --> 00:41:17,693
‫آره. پدرم.

522
00:41:17,776 --> 00:41:22,531
‫خیلی‌خب، پدر من یه سرباز آمریکایی بود
‫که در جنوب اسپانیا مستقر بود.

523
00:41:25,159 --> 00:41:26,952
‫- حالش رو می‌کرد.
‫- خیلی‌خب.

524
00:41:27,036 --> 00:41:31,290
‫یه زن باسکی جوان و خوشگل گرفت
‫که نمی‌خواست تنها بچه بزرگ کنه.

525
00:41:31,373 --> 00:41:35,044
‫خلاصه، بزرگ شدن...

526
00:41:35,878 --> 00:41:40,257
‫بزرگ‌شدن باهاش اصلا راحت نبود.
‫متوجهین؟

527
00:41:41,467 --> 00:41:43,385
‫ولی حداقل دست‌پختش خیلی خوب بود.

528
00:41:43,469 --> 00:41:45,763
‫واسه همین زدم تو کار رستوران.

529
00:41:45,846 --> 00:41:48,057
‫پس حداقل این رو دارم.

530
00:41:48,641 --> 00:41:51,894
‫آره.

531
00:41:51,977 --> 00:41:55,314
‫بعدش در سیزده سالگیم
‫خودکشی کرد.

532
00:41:56,315 --> 00:42:01,195
‫آره. بوپ. از ساختمون پرید پایین.

533
00:42:02,905 --> 00:42:08,244
‫من رو هم فرستادن آمریکا
‫تا پیش پدرم زندگی کنم.

534
00:42:09,245 --> 00:42:11,747
‫خانواده دیگه‌ای تو اسپانیا ندارم،
‫اصلا برنگشتم اونجا.

535
00:42:13,165 --> 00:42:16,043
‫وقتی به کارولینای شمالی رسیدم...

536
00:42:16,919 --> 00:42:20,297
‫چه بدونم. احساس گم‌گشتگی داشتم.

537
00:42:20,381 --> 00:42:22,466
‫انگلیسی بلد نبودم، متوجهین؟

538
00:42:22,550 --> 00:42:23,926
‫بابات بهت یاد داد؟

539
00:42:24,009 --> 00:42:29,724
‫نه. نه. نه. نه، پدرم زندگی جدیدی داشت.

540
00:42:29,807 --> 00:42:31,475
‫سگ پرورش می‌داد.

541
00:42:32,476 --> 00:42:34,103
‫خانواده جدیدی داشت...

542
00:42:34,979 --> 00:42:38,149
‫و گمون کنم نمی‌خواست...

543
00:42:39,400 --> 00:42:46,365
‫بچه زن سابقش پیششون باشه.

544
00:42:47,241 --> 00:42:48,534
‫چه دردناک.

545
00:42:54,749 --> 00:42:58,502
‫سخت بود، ولی باید وقف پیدا می‌کردم.

546
00:42:59,128 --> 00:43:00,713
‫واقعا وقف پیدا کردم.

547
00:43:01,422 --> 00:43:03,591
‫یاد گرفتم قوی باشم.

548
00:43:06,636 --> 00:43:08,471
‫اخلاقیات رو درک کردم.

549
00:43:34,956 --> 00:43:38,334
‫راستش، چند روز پیش
‫یه دوست قدیمی بهم گفت...

550
00:43:38,417 --> 00:43:42,547
‫هیچ‌وقت واسه اصلاح مشکلات دیر نیست...

551
00:43:42,630 --> 00:43:46,175
‫و من کل عمرم فقط یه چیز می‌خواستم.

552
00:43:46,843 --> 00:43:48,052
‫خانواده خودم رو می‌خواستم.

553
00:43:48,136 --> 00:43:52,682
‫تو ذهنم متصور می‌شدم.
‫همسر، دختر، پسر.

554
00:43:52,765 --> 00:43:55,393
‫شاید خونه‌ای با حیاط پشتی بزرگ.

555
00:43:55,935 --> 00:43:57,311
‫شاید استخر.

556
00:43:57,937 --> 00:44:00,690
‫حتی یه گربه رد می‌شد. چه بدونم.

557
00:44:01,482 --> 00:44:02,775
‫شاید واسه این چیزها
‫خیلی دیر شده باشه.

558
00:44:02,859 --> 00:44:06,112
‫چه بدونم، ولی من پسر عجولی بودم،

559
00:44:07,196 --> 00:44:09,031
‫اما مرد صبوری هستم.

560
00:44:10,032 --> 00:44:11,826
‫تازه دارم شروع می‌کنم.

561
00:44:21,544 --> 00:44:22,545
‫چیه؟

562
00:44:33,931 --> 00:44:35,016
‫آشغال عوضی.

563
00:44:36,267 --> 00:44:41,230
‫همه‌چی روبه‌راهه؟ آنا؟ می‌شنوی؟

564
00:44:43,775 --> 00:44:48,029
‫مگه تازه نگفتیم روی زک تمرکز می‌کنیم؟
‫مگه نمی‌خوایم شرایط رو عادی کنیم؟

565
00:44:51,074 --> 00:44:52,575
‫آره. راست می‌گی.

566
00:44:54,452 --> 00:44:55,703
‫بهت نمیاد قانع شده باشی.

567
00:45:00,583 --> 00:45:03,211
‫ممکنه مکس از کار ما خبر داشته باشه؟

568
00:45:05,505 --> 00:45:06,756
‫هیچ‌کس جز خودمون خبر نداره.

569
00:45:07,340 --> 00:45:09,300
‫هیچ‌کس خبردار نمی‌شه،
‫چون لازم نیست بشه، مگه نه؟

570
00:45:10,593 --> 00:45:11,594
‫درسته.

571
00:45:12,971 --> 00:45:14,389
‫ما گمون می‌کردیم کارمون درسته.

572
00:45:35,785 --> 00:45:38,454
‫اینجا چهار خواب
‫و چهار و نیم سرویس داره.

573
00:45:39,038 --> 00:45:40,039
‫آشپزخونه،

574
00:45:40,123 --> 00:45:43,293
‫پاتون رو بپاین،
‫کلی وسیله جدید فولاد ضدزنگ داره.

575
00:45:44,210 --> 00:45:47,547
‫تراس خصوصی هم
‫به باغچه قشنگی ختم می‌شه.

576
00:45:48,381 --> 00:45:52,802
‫کل اثاثیه نمایشی واسه خرید
‫به قیمت مناسب موجوده.

577
00:45:54,012 --> 00:45:56,473
‫اتاق اضافه روی گاراژ هم...

578
00:45:56,556 --> 00:45:59,309
‫می‌تونه دفتر خونگی
‫یا اتاق بازی باشه.

579
00:46:00,393 --> 00:46:05,815
‫فقط خودتونین؟ بچه‌ای ندارین؟
‫به جز این بچه پشمالوتون.

580
00:46:05,899 --> 00:46:08,109
‫اون که تو خونه خراب‌کاری نمی‌کنه، مگه نه؟

581
00:46:09,360 --> 00:46:10,445
‫نه.

582
00:46:12,906 --> 00:46:14,908
‫چطوره یه سپرده تضمینی
‫کوتاه‌مدت بدم؟

583
00:46:15,825 --> 00:46:18,536
‫کل اتفاقات غیرمترقبه رو لحاظ می‌کنم.

584
00:46:19,704 --> 00:46:21,206
‫می‌تونم ببینم امکانش هست یا نه.

585
00:46:22,832 --> 00:46:27,087
‫ببخشید. نمی‌خوام بی‌ادبی کنم،
‫ولی من شما رو می‌شناسم.

586
00:46:28,129 --> 00:46:29,130
‫پول اینجا رو دارین؟

587
00:46:29,964 --> 00:46:35,136
‫نگران پولش نباشین.
‫من غرامت دردم رو می‌گیرم.

588
00:46:36,012 --> 00:46:37,013
‫خیلی‌خب.

589
00:46:38,264 --> 00:46:41,893
‫می‌تونم با یکی تو بانکتون صحبت کنم؟

590
00:46:42,936 --> 00:46:46,273
‫از قدیم گفتن
‫اعتماد کن اما از تأیید غافل نشو.

591
00:46:46,356 --> 00:46:50,026
‫آره. می‌دونی دیگه از قدیم چی گفتن؟

592
00:46:51,319 --> 00:46:53,738
‫می‌گن اگه آدم به اشتباه محکوم بشه،

593
00:46:53,822 --> 00:46:58,868
‫اضطراب پس از سانحه‌اش
‫با بقیه زندانی‌ها فرق داره،

594
00:46:58,952 --> 00:47:04,833
‫آخه ایمانش به کل سیستم‌هایی
‫که قرار بود ازش محافظت کنن از دست می‌ره،

595
00:47:04,916 --> 00:47:07,085
‫عین قوانین و پول.

596
00:47:08,044 --> 00:47:10,463
‫در نتیجه، تنها سیستمی که می‌شناسه
‫سیستم «تف به روته.»

597
00:47:12,465 --> 00:47:14,885
‫ولی تو در اون سیستم نیستی گلوریا.

598
00:47:14,968 --> 00:47:17,179
‫نیستی. هنوز تو اون یکی‌ای.

599
00:47:17,262 --> 00:47:19,097
‫- درسته؟
‫- آره.

600
00:47:19,181 --> 00:47:21,892
‫نگران نباش عزیز دلم.
‫اطلاعاتش رو در اختیارت می‌ذارم.

601
00:47:22,809 --> 00:47:25,270
‫تازه، بیش از قیمت پیشنهادی می‌دم.

602
00:47:27,397 --> 00:47:30,275
‫چقدر بیش از قیمت پیشنهادی.

603
00:47:32,819 --> 00:47:36,615
‫می‌شه یه دقیقه بهم فرصت بدی
‫این خونه رو حس کنم؟

604
00:47:38,617 --> 00:47:39,910
‫حتما.

605
00:47:47,459 --> 00:47:50,378
‫اگه عیبی نداره، تنها باشم.

606
00:48:01,264 --> 00:48:04,142
‫لطفا کلا برو بیرون.

607
00:48:09,606 --> 00:48:12,818
‫«ترجمه از کیارش»