1
00:00:12,012 --> 00:00:19,978
‫[ملیسا کیدی]

2
00:00:22,188 --> 00:00:26,443
‫«به زبان اسپانیایی»

3
00:01:05,732 --> 00:01:07,859
‫ببین. یکی دیگه هم می‌خورم...

4
00:01:10,904 --> 00:01:11,905
‫ممنون.

5
00:01:13,490 --> 00:01:15,533
‫دوستت از قبل حساب کرده.

6
00:01:17,827 --> 00:01:18,828
‫کی؟

7
00:01:19,913 --> 00:01:20,914
‫چی؟

8
00:01:20,997 --> 00:01:24,751
‫یه متهم و یه دادستان می‌رن کافه.

9
00:01:26,836 --> 00:01:28,171
‫تو عضو اینجایی؟

10
00:01:28,755 --> 00:01:32,467
‫اون‌قدر لطف داشتن که عضویتم رو
‫بعد از ۱۷ سال دوری تمدید کنن.

11
00:01:32,967 --> 00:01:34,636
‫اجازه هست پیشت بشینم تام؟

12
00:01:34,719 --> 00:01:35,845
‫تام، می‌شه تام صدات کنم؟

13
00:01:38,681 --> 00:01:41,142
‫من داشتم... داشتم می‌رفتم.

14
00:01:41,226 --> 00:01:42,227
‫باشه.

15
00:01:45,146 --> 00:01:46,147
‫ببین.

16
00:01:47,649 --> 00:01:49,400
‫تو به پسرم چی دادی؟

17
00:01:49,484 --> 00:01:51,277
‫- چی؟
‫- چند روز پیش.

18
00:01:51,361 --> 00:01:52,695
‫سر کارم نذار.

19
00:01:52,779 --> 00:01:55,448
‫تو دوربین امنیتیم دیدم یه چیزی بهش دادی.
‫چی بود؟

20
00:01:56,741 --> 00:01:59,702
‫نه، نه... من بهش چیزی ندادم.

21
00:01:59,786 --> 00:02:00,954
‫اون این رو به من داد.

22
00:02:01,663 --> 00:02:04,499
‫زک خواب پسرم رو دیده بود،

23
00:02:04,582 --> 00:02:06,459
‫بچه به دنیا نیومده‌ام، آدام رو دیده بود.

24
00:02:08,169 --> 00:02:09,963
‫ظاهرا تو خوابش...

25
00:02:10,463 --> 00:02:12,340
‫این شکلی بود.

26
00:02:13,091 --> 00:02:14,592
‫نقاشی قشنگیه.

27
00:02:15,552 --> 00:02:16,553
‫این نقاشی...

28
00:02:23,643 --> 00:02:25,145
‫چرا باید چنین چیزی رو بهت بگه؟

29
00:02:26,396 --> 00:02:28,356
‫- چرا باید باهات صحبت کنه؟
‫- چه بدونم.

30
00:02:28,439 --> 00:02:34,654
‫گمون کنم گاهی صحبت با غریبه
‫از صحبت با والدین راحت‌تره.

31
00:02:35,280 --> 00:02:38,575
‫باعث شد حس کنم زک...

32
00:02:40,493 --> 00:02:42,412
‫خیلی به پدر نیاز داره تام.

33
00:02:44,455 --> 00:02:45,790
‫تو پسر من رو نمی‌شناسی.

34
00:02:47,083 --> 00:02:50,170
‫نه، نه، نه، نه. آره.
‫به هیچ وجه، منظورم این نبود...

35
00:02:50,253 --> 00:02:51,504
‫تو پدرش هستی.

36
00:02:53,131 --> 00:02:54,132
‫معلومه.

37
00:02:54,215 --> 00:02:59,429
‫فقط می‌گم، کاش من هم فرصت
‫پدر شدن رو داشتم.

38
00:03:01,931 --> 00:03:03,308
‫آخه باعث می‌شه...

39
00:03:06,352 --> 00:03:08,897
‫باعث می‌شه یاد آدام
‫پسر خودم بیفتم.

40
00:03:11,191 --> 00:03:12,650
‫حاضرم هر کاری بکنم...

41
00:03:14,235 --> 00:03:20,033
‫تا فقط یه لحظه کوتاه پسرم رو ببینم.

42
00:03:20,867 --> 00:03:22,035
‫حاضرم... چه بدونم...

43
00:03:22,118 --> 00:03:24,495
‫هرچی تو بگی،
‫حاضرم از دل آتش رد بشم،

44
00:03:24,579 --> 00:03:26,456
‫حاضرم شیشه بخورم،
‫هر کاری می‌کنم...

45
00:03:26,539 --> 00:03:29,459
‫تا فقط بشناسمش.
‫یه لحظه.

46
00:03:32,253 --> 00:03:33,755
‫اون هم من رو بشناسه.

47
00:03:37,091 --> 00:03:38,676
‫ولی من چه می‌دونم؟

48
00:03:39,636 --> 00:03:42,513
‫ببخشید. دوتا نوشیدنی خوردم، ببخشید.

49
00:03:47,435 --> 00:03:48,436
‫مرسی که مال من رو حساب کردی.

50
00:03:50,313 --> 00:03:51,940
‫شبت به خیر آقای دادستان.

51
00:04:04,619 --> 00:04:05,662
‫[نوآ: تف به این زندگی]

52
00:04:05,703 --> 00:04:07,747
‫[نوآ: درخواست تجدید نظر روبن رامیرز رد شد]

53
00:04:15,213 --> 00:04:16,589
‫حتما شوخیت گرفته.

54
00:04:27,892 --> 00:04:28,935
‫کمکی از دستم بر میاد؟

55
00:04:33,982 --> 00:04:35,858
‫شما اینجا ساکن هستین؟

56
00:04:39,237 --> 00:04:40,571
‫مکس کیدی اینجا نیست.

57
00:04:42,865 --> 00:04:45,034
‫مکس این‌ورها نمیاد.
‫بهتره بری.

58
00:04:46,536 --> 00:04:47,829
‫برو.

59
00:04:47,912 --> 00:04:49,372
‫نمی‌دونم کجاست.

60
00:04:49,455 --> 00:04:50,456
‫اینجا نیا.

61
00:04:54,919 --> 00:04:59,882
‫♪ تو از عشق چی سرت می‌شه عزیزم؟ ♪

62
00:05:01,009 --> 00:05:03,761
‫♪ از عشق چی سرت می‌شه؟ ♪

63
00:05:04,554 --> 00:05:11,060
‫♪ جیرینگ‌جیرینگ قلاده سگ ♪
‫♪ اینجا خیلی خوب می‌شه ♪

64
00:05:48,431 --> 00:05:49,766
‫تو چرا داری قهوه دم می‌کنی؟

65
00:05:50,600 --> 00:05:52,310
‫چون قهوه اون مزه عرق مونده می‌ده.

66
00:05:52,393 --> 00:05:54,228
‫چون دیرم شده.

67
00:05:56,981 --> 00:05:57,982
‫داری می‌ری؟

68
00:05:58,566 --> 00:06:01,027
‫گفتی من رو می‌رسونی فوتبال
‫و می‌ذاری خودم رانندگی کنم.

69
00:06:02,195 --> 00:06:05,281
‫باید ساعات رانندگی تحت‌نظرم رو
‫پر کنم تا بتونم گواهی‌نامه‌ام رو بگیرم.

70
00:06:05,365 --> 00:06:06,908
‫عزیزم، ببخشید، نمی‌تونم.

71
00:06:06,991 --> 00:06:08,785
‫باید بریم بیرون و روبن رو ببینیم.

72
00:06:09,369 --> 00:06:11,037
‫همیشه یه چیزی هست، مگه نه؟

73
00:06:11,537 --> 00:06:12,830
‫صبح به خیر ری.

74
00:06:14,665 --> 00:06:15,666
‫تو دم کردی؟

75
00:06:15,750 --> 00:06:16,751
‫آره.

76
00:06:16,834 --> 00:06:19,295
‫منظورم این نیست که قهوه
‫زنم رو ترجیح نمی‌دم، ولی...

77
00:06:19,796 --> 00:06:23,549
‫زک! الان‌هاست که دکتر کارلایل برسه!
‫امیدوارم مشغول آماده شدن باشی!

78
00:06:23,633 --> 00:06:26,969
‫من نمی‌تونم امروز به جلسه زک بیام.
‫ببخشید.

79
00:06:27,053 --> 00:06:28,763
‫عیبی نداره.
‫این یکی رو من می‌رم.

80
00:06:28,846 --> 00:06:31,766
‫یه‌کار دیگه که مامان گفت انجام می‌ده
‫و انجامش نمی‌ده.

81
00:06:32,767 --> 00:06:33,768
‫گواهی‌نامه.

82
00:06:36,687 --> 00:06:37,980
‫می‌خوای من بعدا ببرمت رانندگی؟

83
00:06:38,064 --> 00:06:39,941
‫نه، تو نگفته بودی می‌بری.

84
00:06:40,441 --> 00:06:41,526
‫این‌قدر زن‌ذلیل نباش.

85
00:06:42,110 --> 00:06:43,152
‫جانم؟

86
00:06:43,903 --> 00:06:45,238
‫نات.

87
00:06:45,321 --> 00:06:46,614
‫اون‌جوری با بابات صحبت نکن.

88
00:06:47,949 --> 00:06:49,117
‫کدوم بابا؟ تام یا پال؟

89
00:06:50,076 --> 00:06:51,911
‫آهای. حرف دهنت رو بفهم.

90
00:06:51,994 --> 00:06:54,747
‫می‌خوای من بی‌نقص باشم
‫که مجبور نباشی بهم توجه کنی.

91
00:06:55,289 --> 00:06:56,541
‫دیگه خسته شدم.

92
00:06:59,877 --> 00:07:00,962
‫از قدیم گفتن...

93
00:07:01,045 --> 00:07:03,297
‫«هیچ خشمی به پای هفده‌ساله‌ای
‫بی‌گواهی‌نامه نمی‌رسید.»

94
00:07:04,632 --> 00:07:06,467
‫بریم یه‌جای آرامش‌بخش‌تر،

95
00:07:07,093 --> 00:07:08,094
‫عین زندان.

96
00:07:10,179 --> 00:07:11,180
‫دیگه کنار می‌کشم.

97
00:07:12,682 --> 00:07:13,683
‫تسلیم می‌شم.

98
00:07:13,766 --> 00:07:16,185
‫هنوز تسلیم نشو روبن.
‫هنوز می‌تونیم یه کارهایی بکنیم.

99
00:07:16,269 --> 00:07:19,147
‫می‌تونیم به فرماندار فشار بیاریم
‫تا دقیقه نودی فرصت بده.

100
00:07:19,856 --> 00:07:21,482
‫یه کنفرانس مطبوعاتی
‫کوچولوی دیگه؟

101
00:07:22,942 --> 00:07:24,569
‫واسه هیچ‌کس مهم نیست.

102
00:07:25,403 --> 00:07:26,737
‫بذار تو حال خودم باشم.

103
00:07:26,821 --> 00:07:28,364
‫قاضی همدردی می‌کنه.

104
00:07:29,615 --> 00:07:33,119
‫اگه بتونیم مدرکی پیدا کنیم
‫که ممکن بود روی حکم تأثیر بذاره...

105
00:07:33,202 --> 00:07:36,205
‫خب، در دو هفته آتی می‌خوایم
‫از کجا مدرک جدید پیدا کنیم؟

106
00:07:37,623 --> 00:07:39,208
‫دوباره می‌ریم سراغ وارن پیت.

107
00:07:41,502 --> 00:07:43,337
‫لازمه یادآوری کنم
‫چرا «خنده‌رو» خطابش می‌کنیم؟

108
00:07:43,921 --> 00:07:45,673
‫در حین بریدن گلوی مردم می‌خنده.

109
00:07:47,008 --> 00:07:50,219
‫اون موقع تیر خوردن مایا کوک
‫اونجا حضور داشت.

110
00:07:50,303 --> 00:07:51,596
‫می‌دونه تو حضور نداشتی.

111
00:07:51,679 --> 00:07:53,139
‫شاهد تیراندازی آندره کینگ بود.

112
00:07:53,222 --> 00:07:55,224
‫همچنان ممکنه به خنده‌رو
‫اتهام شراکت در جرم بزنن.

113
00:07:55,308 --> 00:07:56,350
‫روبن.

114
00:07:57,059 --> 00:07:59,395
‫من تمام تلاشم رو می‌کنم
‫تا جونت رو نجات بدم،

115
00:07:59,479 --> 00:08:01,189
‫چه خوشت بیاد چه نیاد.

116
00:08:01,731 --> 00:08:03,483
‫خودم راضیش می‌کنم حرف بزنه.

117
00:08:03,566 --> 00:08:04,567
‫قبوله.

118
00:08:08,571 --> 00:08:13,534
‫خب، هفته پیش به زک چند تمرین دادم
‫تا کمکش کنه احساساتش رو راحت‌تر تعدیل کنه.

119
00:08:14,327 --> 00:08:18,915
‫اما گاهی اوقات بیان یه سری چیزها
‫به صورت غیرشفاهی راحت‌تره.

120
00:08:20,249 --> 00:08:24,462
‫ضمنا، دوباره میل ارتباط برقرار کردن
‫با سوفیا رو تجربه کرده،

121
00:08:24,545 --> 00:08:26,756
‫اما صحبت کردیم که چرا
‫نباید این کار رو بکنه.

122
00:08:27,381 --> 00:08:29,258
‫دکتر کارلایل، احترامتون واجبه،

123
00:08:29,842 --> 00:08:32,762
‫اما زک پارسال اشتباهی کرده
‫و خودش می‌دونه.

124
00:08:32,845 --> 00:08:35,056
‫واسه همین ماه‌ها مشغول همین کار بودیم...

125
00:08:35,139 --> 00:08:36,432
‫تا کمکش کنیم عین سابق بشه.

126
00:08:36,516 --> 00:08:37,517
‫اما من...

127
00:08:38,059 --> 00:08:41,062
‫من هیچ پیشرفتی
‫در راستای راه‌حل نمی‌بینم.

128
00:08:41,145 --> 00:08:44,607
‫اگه آدم‌ها رو به چشم مشکلی
‫که باید حل بشن نبینیم چی؟

129
00:08:44,690 --> 00:08:47,109
‫خب، هدف روان‌درمانی بهتر شدنه.

130
00:08:48,903 --> 00:08:49,904
‫تام...

131
00:08:52,698 --> 00:08:53,699
‫بله.

132
00:08:54,825 --> 00:08:56,619
‫زک به من گفت...

133
00:08:57,119 --> 00:09:00,998
‫وقتی تو هم‌سن اون بودی،
‫برادر بزرگ‌تری داشتی که از دنیا رفت...

134
00:09:02,875 --> 00:09:03,960
‫تو تصادف از دنیا رفت.

135
00:09:06,087 --> 00:09:12,426
‫[کونان بربر]

136
00:09:15,263 --> 00:09:17,139
‫اون چه ربطی به این مسئله داره؟

137
00:09:17,640 --> 00:09:21,561
‫شاید بتونیم با همدیگه
‫راجع بهش صحبت کنیم.

138
00:09:22,895 --> 00:09:24,063
‫با زک.

139
00:09:31,696 --> 00:09:33,072
‫شما خیلی کمک کردین.

140
00:09:35,366 --> 00:09:36,701
‫اما من پسرم رو می‌شناسم...

141
00:09:37,451 --> 00:09:41,372
‫و این کار رو جدی نگرفته
‫چون شما رو جدی نمی‌گیره.

142
00:09:42,248 --> 00:09:45,835
‫در نتیجه، گمون کنم مجبوریم
‫روان‌کاو دیگه‌ای پیدا کنیم.

143
00:09:49,547 --> 00:09:50,631
‫اما ممنونم.

144
00:09:55,845 --> 00:09:56,846
‫دستت قویه.

145
00:10:00,308 --> 00:10:01,851
‫گمون نمی‌کردم دوباره ببینمت.

146
00:10:03,728 --> 00:10:04,729
‫چیکار می‌کنی؟

147
00:10:05,646 --> 00:10:07,064
‫می‌خوام برم خال‌کوبی جدید بزنم.

148
00:10:08,024 --> 00:10:09,734
‫می‌خوای بیای و همراهم باشی؟

149
00:10:10,568 --> 00:10:11,694
‫مواظبم باشی؟

150
00:10:13,946 --> 00:10:15,865
‫مگه می‌شه اون رو نگیری؟
‫مگه می‌شه؟

151
00:10:15,948 --> 00:10:17,533
‫کالی، تمرینه‌ها.

152
00:10:18,701 --> 00:10:21,495
‫وای، دوستت واقعا خیلی عصبیه.

153
00:10:22,371 --> 00:10:23,414
‫می‌بینمت.

154
00:10:39,305 --> 00:10:41,766
‫[ایست]

155
00:10:41,807 --> 00:10:43,351
‫بفرمایین.

156
00:10:46,937 --> 00:10:48,856
‫شاید بهتر باشه
‫به یه مرکز خال‌کوبی واقعی بری.

157
00:10:48,939 --> 00:10:50,024
‫شاهدخت‌بازی در نیار.

158
00:10:51,525 --> 00:10:52,985
‫یهوییه.

159
00:11:10,586 --> 00:11:11,587
‫سلام!

160
00:11:15,758 --> 00:11:16,884
‫ببین چی آوردم.

161
00:11:29,230 --> 00:11:30,272
‫یه دقیقه وایستا!

162
00:11:35,695 --> 00:11:38,322
‫آقای پیت. خنده‌رو شمایی، درسته؟

163
00:11:38,406 --> 00:11:40,491
‫من آنا بودن هستم، وکیلم.

164
00:11:40,574 --> 00:11:42,076
‫عذر می‌خوام،

165
00:11:42,159 --> 00:11:44,912
‫- الان وقت خوبی نیست.
‫- کارم یه دقیقه بیشتر طول نمی‌کشه.

166
00:11:45,955 --> 00:11:49,709
‫ببینین، احتمالا حق داشته باشین
‫از نظر مالی در پرونده...

167
00:11:49,792 --> 00:11:53,462
‫قضاوت نادرستی علیه
‫کلانتری ساوانا فعالیت کنین.

168
00:11:53,546 --> 00:11:55,256
‫- نه بابا؟
‫- آره.

169
00:11:57,383 --> 00:11:58,509
‫خب، بفرما تو.

170
00:12:03,264 --> 00:12:04,432
‫ممنون.

171
00:12:14,734 --> 00:12:19,238
‫دخترم رز کمبود ویتامین ب داره.

172
00:12:20,865 --> 00:12:23,617
‫به اندازه کافی استخون نمی‌خوره،

173
00:12:23,701 --> 00:12:26,287
‫ولی بابا درستش می‌کنه.

174
00:12:26,954 --> 00:12:27,955
‫بفرما عزیزم.

175
00:12:37,047 --> 00:12:39,258
‫خب، چه سوالی ازم داری؟

176
00:12:42,678 --> 00:12:45,473
‫اسمتون تو تحقیقاتم وجود داشت.

177
00:12:47,641 --> 00:12:50,770
‫کلانتری ساوانا مهمونی‌های شما
‫و دوست‌هاتون رو هدف قرار دادن، درسته؟

178
00:12:51,896 --> 00:12:52,897
‫پلیس...

179
00:12:53,564 --> 00:12:56,567
‫- همیشه به ما گیر می‌ده.
‫- آره.

180
00:12:56,650 --> 00:12:59,236
‫مهمونی خونه داریوس بنت
‫مورخ اوت ۲۰۰۳...

181
00:12:59,320 --> 00:13:01,781
‫در شهرستان بارتون رو به‌خاطر دارین؟

182
00:13:04,492 --> 00:13:06,869
‫همون مهمونی که اون دختره...

183
00:13:10,372 --> 00:13:12,374
‫که اون دختره تیر خورده بود؟

184
00:13:15,669 --> 00:13:17,379
‫آره، تو اون مهمونی بودم.

185
00:13:17,463 --> 00:13:19,882
‫پلیس‌ها آرنجم رو از جا در آوردن.

186
00:13:21,217 --> 00:13:24,595
‫خب، قراره برام چک بنویسی؟

187
00:13:24,678 --> 00:13:27,681
‫تو مهمونی حضور داشتین.
‫یادتونه کس دیگه‌ای هم اونجا باشه؟

188
00:13:27,765 --> 00:13:30,392
‫این‌جوری روایتتون رو راحت‌تر
‫جلوی قاضی ثابت می‌کنم.

189
00:13:41,278 --> 00:13:42,571
‫گوشیت رو در بیار.

190
00:13:43,155 --> 00:13:44,406
‫جانم؟

191
00:13:44,490 --> 00:13:46,242
‫می‌خوای ثابت کنی من
‫همون‌جا بودم...

192
00:13:47,618 --> 00:13:49,036
‫که اون دختر تیر خورد.

193
00:13:49,620 --> 00:13:52,331
‫می‌خوای من رو شریک کنی.

194
00:13:52,414 --> 00:13:54,875
‫نه. نه. شریک چی؟

195
00:13:55,543 --> 00:13:56,544
‫گوشیت رو در بیار.

196
00:13:56,627 --> 00:13:58,170
‫راستش، گمون کنم دیگه برم و بعدش...

197
00:13:58,254 --> 00:14:04,134
‫خیال کردی نمی‌دونم این ایالت
‫قانون رضایت یک‌طرفه داره؟

198
00:14:08,430 --> 00:14:13,143
‫من نمی‌خواستم شما رو شریک کنم،

199
00:14:13,227 --> 00:14:14,603
‫- فقط می‌خواستم...
‫- نه، نه.

200
00:14:14,687 --> 00:14:16,188
‫می‌خواستم جون یکی رو نجات بد.

201
00:14:18,816 --> 00:14:20,818
‫می‌خواستی جون یکی رو نجات بدی، باشه.

202
00:14:20,901 --> 00:14:23,279
‫- آره.
‫- پس هدفت همینه.

203
00:14:25,030 --> 00:14:27,992
‫شما می‌دونین روبن رامیرز بیگناهه.

204
00:14:28,075 --> 00:14:29,243
‫شما تو اون مهمونی حضور داشتین.

205
00:14:29,326 --> 00:14:30,703
‫می‌دونین اونجا حضور نداشت.

206
00:14:41,255 --> 00:14:42,256
‫برو.

207
00:14:45,384 --> 00:14:46,844
‫گم شو بیرون!

208
00:15:03,694 --> 00:15:04,904
‫زک!

209
00:15:05,613 --> 00:15:07,823
‫- سلام. سلام.
‫- سلام. سلام.

210
00:15:07,907 --> 00:15:09,241
‫اونجا چیکار می‌دونی؟

211
00:15:09,325 --> 00:15:12,119
‫فقط... دنبال...
‫دنبال کتونی «اسیکسم» می‌گشتم.

212
00:15:14,079 --> 00:15:15,706
‫چرا... چرا اون دستته؟

213
00:15:16,415 --> 00:15:19,376
‫با خودم گفتم می‌تونیم
‫یه‌کم حال کنیم.

214
00:15:19,460 --> 00:15:20,586
‫راستی، انگشت پات کجاست؟

215
00:15:22,671 --> 00:15:23,672
‫دوباره خوردمش.

216
00:15:26,175 --> 00:15:27,426
‫جدی می‌پرسم.

217
00:15:29,637 --> 00:15:31,180
‫انداختمش دور.

218
00:15:33,432 --> 00:15:34,767
‫خیلی‌خب.

219
00:15:34,850 --> 00:15:36,810
‫خیلی‌خب، خب... این کار...

220
00:15:36,894 --> 00:15:38,979
‫احتمالا کار مفیدیه.

221
00:15:43,025 --> 00:15:45,527
‫خب، من کل ابزار قدیمیمون رو
‫تو گاراژ پیدا کردم.

222
00:15:45,611 --> 00:15:46,612
‫چطوره؟

223
00:15:48,864 --> 00:15:50,991
‫- خب، من خیلی...
‫- چیه؟ اذیت نکن.

224
00:15:51,075 --> 00:15:52,368
‫تو عاشق ماهی‌گیری هستی.

225
00:15:52,451 --> 00:15:53,786
‫از بچگی عاشقش بودی.

226
00:15:53,869 --> 00:15:56,121
‫یادته یه‌بار قزل‌آلای بزرگی
‫به قلابت گیر کرده بود،

227
00:15:56,205 --> 00:15:59,917
‫چیزی نمونده بود تو رو توی آب بکشه،
‫من لباست رو گرفتم، اما بالاخره گرفتیش؟

228
00:16:00,000 --> 00:16:01,710
‫- آره.
‫- بیا امروز بریم، بیا دیگه.

229
00:16:01,794 --> 00:16:03,879
‫می‌تونیم همین الان بریم تایبی.

230
00:16:03,963 --> 00:16:05,214
‫- می‌تونیم قایق اجاره کنیم.
‫- راستش...

231
00:16:05,297 --> 00:16:10,469
‫راستش تو «اسکد» یه نمایشگاه
‫هنری دانش‌آموزی بود که می‌خواستم برم.

232
00:16:11,470 --> 00:16:12,846
‫عالیه. پس بریم نمایش هنری.

233
00:16:12,930 --> 00:16:14,098
‫«اسکد»، بریم.

234
00:16:15,516 --> 00:16:17,226
‫- خیلی‌خب.
‫- پایین می‌بینمت.

235
00:16:23,065 --> 00:16:27,569
‫چرا بیگناهانی چون روبن رامیرز
‫از قفس سر در میارن؟

236
00:16:27,653 --> 00:16:31,115
‫چون پلیس‌ها و دادستان‌ها
‫چشمشون رو می‌بندن.

237
00:16:31,198 --> 00:16:34,118
‫فقط تصمیم می‌گیرن نبینن.

238
00:16:34,201 --> 00:16:37,705
‫از اولش می‌دونستن
‫روبن رامیرز بیگناهه،

239
00:16:37,788 --> 00:16:39,498
‫اما بهش فشار آوردن.

240
00:16:39,581 --> 00:16:41,667
‫بهش فشار آوردن اعتراف کنه.

241
00:16:45,671 --> 00:16:48,507
‫آره. از من بشنوین،
‫خودم کلی در این زمینه تجربه دارم.

242
00:16:49,466 --> 00:16:51,969
‫آخه خودشون تصمیم گرفته بودن
‫من گناهکارم.

243
00:16:55,889 --> 00:16:58,350
‫من ۱۷ سال رو از دست دادم.

244
00:17:02,021 --> 00:17:03,856
‫هفده سال آزگار رو از دست دادم.

245
00:17:06,442 --> 00:17:08,402
‫در همین راستا، از فرماندار خواهش می‌کنم.

246
00:17:09,194 --> 00:17:11,947
‫خواهش می‌کنم چشمت رو باز کن.

247
00:17:12,031 --> 00:17:15,284
‫به روبن رامیرز و خانواده‌اش
‫فرصت بیشتری بده، خواهش می‌کنم.

248
00:17:16,285 --> 00:17:18,996
‫عذر موجه شما ایمی برانکاتو بود.
‫می‌دونستین دروغ می‌گه؟

249
00:17:19,079 --> 00:17:21,999
‫مکس، واسه «بازهای کیدی» پیامی نداری؟
‫خیلی دوستت داریم!

250
00:17:23,333 --> 00:17:27,004
‫[رامیرز را آزاد کنید]

251
00:17:27,296 --> 00:17:31,383
‫با احترام، ما فقط سوالات راجع به
‫روبن رامیرز رو جواب می‌دیم.

252
00:17:31,467 --> 00:17:33,469
‫ولی به خانواده‌هاشون چی می‌گین؟

253
00:17:33,552 --> 00:17:36,430
‫خب، من باور دارم مدارکمون
‫واسه پرونده جدید کافیه.

254
00:17:36,513 --> 00:17:37,639
‫دختر من مرده.

255
00:17:37,723 --> 00:17:39,558
‫سوالات مربوط به کمک مالی رو...

256
00:17:39,641 --> 00:17:41,977
‫از همکارانم که اینجا هستن بپرسین.
‫خیلی ممنون.

257
00:17:42,061 --> 00:17:44,480
‫مگه قبل از مرگ زنت
‫باهاش ارتباط نداشتی؟

258
00:17:44,521 --> 00:17:46,231
‫[رامیرز را آزاد کنید]

259
00:17:46,231 --> 00:17:48,317
‫[اِی راسل: کیدی از پلیس‌ها انتقاد کرد]

260
00:17:48,317 --> 00:17:49,485
‫[خبر برتر روزانه: کیدی با وکیل سابقش]
‫[همکاری می‌کند]

261
00:17:49,485 --> 00:17:52,654
‫اصلا به روبن اشاره نمی‌کنن.
‫همه‌اش واسه جلب توجهه.

262
00:17:52,738 --> 00:17:55,657
‫گمون نکنم توجه فرماندار
‫این‌جوری جلب بشه.

263
00:17:55,741 --> 00:17:58,494
‫شاید روبن درست می‌گفت.
‫شاید واقعا داریم وقت تلف می‌کنیم.

264
00:18:02,748 --> 00:18:04,583
‫پس دوباره می‌ریم سراغ خنده‌رو.

265
00:18:06,251 --> 00:18:07,252
‫بن‌بسته.

266
00:18:07,336 --> 00:18:10,380
‫نه، فقط کافیه تأیید کنه
‫آندره تو مهمونی حضور داشت.

267
00:18:10,464 --> 00:18:11,882
‫این مدرک جدید محسوب می‌شه.

268
00:18:11,965 --> 00:18:13,759
‫ببین، طرف روت تفنگ کشید.

269
00:18:13,842 --> 00:18:14,843
‫منظوری ندارم.

270
00:18:14,927 --> 00:18:19,056
‫هر پرونده‌ای غیرممکنه، اما می‌شه ممکن بشه.
‫تو که باید این رو بهتر از هر کسی بدونی.

271
00:18:20,599 --> 00:18:23,102
‫خیلی‌خب. خیلی‌خب.
‫دوباره در خونه‌اش رو می‌زنم.

272
00:18:23,185 --> 00:18:25,479
‫راستش، اون خنده‌رو...

273
00:18:26,146 --> 00:18:28,982
‫وقتی من تو زندان تارواتر بودم،
‫چند سالی اونجا حبس کشیده بود.

274
00:18:30,526 --> 00:18:31,819
‫دقیقا همون‌جا بود.

275
00:18:34,738 --> 00:18:36,115
‫باورم نمی‌شه.

276
00:18:36,824 --> 00:18:37,908
‫من نمی‌شناسمش،

277
00:18:37,991 --> 00:18:42,037
‫ولی گمون نکنم به همین راحتی
‫هرچی بخوای بهت بده.

278
00:18:42,121 --> 00:18:44,540
‫خب که چی؟
‫چیه، تو می‌تونی کمکمون کنی؟

279
00:18:49,378 --> 00:18:51,088
‫تو خوب مردم رو متقاعد می‌کنی آنا.

280
00:18:51,171 --> 00:18:52,172
‫آره.

281
00:18:54,424 --> 00:18:56,718
‫اما متقاعد کردن
‫واسه بعضی‌ها کافی نیست.

282
00:18:56,802 --> 00:18:57,803
‫باید مجبورشون کرد.

283
00:18:58,762 --> 00:19:00,597
‫آره، من می‌تونم در این زمینه کمکتون کنم.

284
00:19:00,681 --> 00:19:02,349
‫گمون نکنم لازم باشه مکس.

285
00:19:05,227 --> 00:19:07,229
‫خیلی‌خب. امیدوارم به هدفتون برسین.

286
00:19:11,483 --> 00:19:13,986
‫راستش، هر پیشنهادی بده،
‫به زحمتش نمی‌ارزه.

287
00:19:23,620 --> 00:19:26,248
‫سلام. چه ماشین خوبی،
‫چه ماشین قشنگی.

288
00:19:26,331 --> 00:19:27,332
‫حسودیم می‌شه.

289
00:19:27,916 --> 00:19:29,001
‫به هیوندای داغونم حسودیت می‌شه؟

290
00:19:29,084 --> 00:19:31,920
‫آره، خودم می‌خواستم ماشین بخرم.

291
00:19:32,004 --> 00:19:35,132
‫این چند وقت از اون برنامه سفر اشتراکی
‫استفاده می‌کردم.

292
00:19:36,466 --> 00:19:37,885
‫باورنکردنیه.

293
00:19:38,468 --> 00:19:41,138
‫باید سوار ماشین غریبه بشم.

294
00:19:41,221 --> 00:19:42,598
‫کار خطرناکیه.

295
00:19:42,681 --> 00:19:45,976
‫ضمنا، غلات صبحانه بچه طرف
‫به لباس آدم می‌چسبه.

296
00:19:46,059 --> 00:19:47,978
‫وقتی آزاد می‌شی
‫دنیا کلا عوض شده.

297
00:19:48,061 --> 00:19:52,107
‫آره. ببین، معلومه یه کاری کردم
‫که بهت بر خورده.

298
00:19:52,191 --> 00:19:54,276
‫چرا چنین برداشتی کردی؟

299
00:19:54,985 --> 00:19:56,278
‫اس‌جی‌ال‌پی...

300
00:19:56,361 --> 00:19:59,072
‫مال توئه، مگه نه؟

301
00:19:59,198 --> 00:20:00,324
‫خلاصه اینکه...

302
00:20:00,407 --> 00:20:03,744
‫اگه حس کردی پا روی دمت گذاشتم،
‫یا می‌خوام پرت به پرم گیر کنه،

303
00:20:03,827 --> 00:20:06,496
‫هر برداشتی که داری، بابتش شرمنده‌ام.

304
00:20:06,580 --> 00:20:10,083
‫به خاطر اینکه وقتی حبس بودم
‫یاد گرفتم پا روی دم کسی نذارم،

305
00:20:10,167 --> 00:20:13,337
‫چون اگه خربزه بخوری،
‫باید پای لرزش هم بشینی.

306
00:20:13,503 --> 00:20:15,464
‫آدم این رو هم یاد می‌گیره
‫که هیچ گربه‌ای...

307
00:20:15,547 --> 00:20:17,174
‫واسه رضای خدا موش نمی‌گیره.

308
00:20:20,219 --> 00:20:22,095
‫عجب. راست می‌گی.
‫می‌دونی چیه؟

309
00:20:22,179 --> 00:20:26,141
‫صرفا همذات‌پنداریم با روبن رامیرز زیاده.
‫واسه همین می‌خوام کمکش کنم.

310
00:20:26,892 --> 00:20:27,893
‫همین و بس.

311
00:20:30,395 --> 00:20:32,564
‫خوشحالم می‌بینم نیتت خیره.

312
00:20:33,190 --> 00:20:36,235
‫من هم خوشحالم فرصت شد
‫رک و پوست‌کنده حرف بزنیم.

313
00:20:40,239 --> 00:20:41,365
‫«تو مادره.»

314
00:20:46,578 --> 00:20:49,039
‫می‌گم، اگه از این‌جور جاها خوشت میاد،
‫فقط لب تر کن که بیایم.

315
00:20:49,122 --> 00:20:50,123
‫خیلی خفنه.

316
00:20:50,207 --> 00:20:51,250
‫آره، آره.

317
00:20:52,918 --> 00:20:54,753
‫من یه مستراح سریع برم.

318
00:20:54,836 --> 00:20:56,213
‫- باشه.
‫- میام.

319
00:20:58,882 --> 00:21:00,217
‫هر روزت رو با این فکر شروع می‌کنی،

320
00:21:00,300 --> 00:21:03,387
‫که مطمئنی هیچ چیزی توی این دنیا
‫قرار نیست نگرانت کنه.

321
00:21:03,470 --> 00:21:06,139
‫روزمرگی‌های ساده و کوچیکت رو می‌گذرونی،

322
00:21:06,223 --> 00:21:08,892
‫و شب‌ها با خیال راحت
‫سر روی بالش می‌ذاری،

323
00:21:08,976 --> 00:21:11,353
‫تا خواب‌های آرامش‌بخش و احمقانه ببینی.

324
00:21:13,647 --> 00:21:15,482
‫ولی من برات کابوس آوردم.

325
00:21:17,734 --> 00:21:20,821
‫با زک تا گالری اسکد اومدیم. نقطه.

326
00:21:21,863 --> 00:21:22,864
‫ظاهرا که خوبه.

327
00:21:33,417 --> 00:21:34,418
‫گندت بزنن.

328
00:21:34,501 --> 00:21:36,503
‫- فقط می‌خوام...
‫- بزن به چاک لامصب.

329
00:21:36,586 --> 00:21:38,422
‫- آهای! بسه دیگه.
‫- پسر...

330
00:21:38,505 --> 00:21:40,507
‫زک، بیا بریم. راه بیفت.

331
00:21:40,590 --> 00:21:42,092
‫- نه، نه... هنوز...
‫- آهای.

332
00:21:42,175 --> 00:21:44,011
‫- اینجا چه خبره؟
‫- بث، داریم می‌ریم.

333
00:21:44,094 --> 00:21:45,679
‫- سلام بث.
‫- چون می‌دونستین اینجاست...

334
00:21:45,762 --> 00:21:47,180
‫- عمدا پا شدین اومدین؟
‫- مامان، اشکال نداره.

335
00:21:47,264 --> 00:21:48,974
‫این چه حرفیه؟
‫اتفاق پیش میاد دیگه.

336
00:21:49,057 --> 00:21:51,018
‫نه، من فقط خواستم بیام ببینمت و...

337
00:21:51,101 --> 00:21:52,978
‫- گمشو برو دیگه!
‫- تا بتونم...

338
00:21:53,061 --> 00:21:55,105
‫پسرت دختر من رو سکه یه پول کرد.

339
00:21:55,188 --> 00:21:57,441
‫- بسه مامان... ول کن.
‫- خدا رو شکر کنین شکایت نکردیم!

340
00:21:57,524 --> 00:22:00,110
‫می‌دونم، زک هم می‌دونه.
‫خودش هم بابتش اذیت می‌شه.

341
00:22:00,193 --> 00:22:03,071
‫ببخشید که نگرانی حال پسرت
‫خواب رو به چشم‌هام حروم نکرده.

342
00:22:03,864 --> 00:22:07,534
‫این عذاب وجدانی که داری،
‫اصلا بی‌دلیل نیست.

343
00:22:09,911 --> 00:22:11,663
‫مجبوری توی آتیش لامصبش بسوزی!

344
00:22:11,747 --> 00:22:14,166
‫آهای! با پسرم اینطوری حرف نزن.

345
00:22:14,249 --> 00:22:16,793
‫- شعور و احترام سرت نمی‌شه. برو.
‫- نه، وایستا. ببخشید.

346
00:22:16,877 --> 00:22:17,878
‫ارزشش رو نداره.

347
00:22:22,549 --> 00:22:24,634
‫ضمنا، بد نبود یه اطلاع بدی
‫که چرا قراره بریم اونجا.

348
00:22:26,053 --> 00:22:27,054
‫اصلا کار درستی نبود.

349
00:22:27,137 --> 00:22:29,556
‫اگه هی می‌خوای این بحث رو پیش بکشی
‫من برم با فر گاز خودم رو بکشم.

350
00:22:29,639 --> 00:22:31,516
‫از این حرف‌ها نزن! نگو!

351
00:22:32,059 --> 00:22:33,060
‫نـ...

352
00:22:58,502 --> 00:23:03,465
‫امکان نداره. نه، نه، نه.

353
00:23:08,553 --> 00:23:10,263
‫- چه مرگته؟
‫- چیکار می‌کنی؟

354
00:23:10,347 --> 00:23:13,433
‫خودت چیکار می‌کنی؟
‫دکتر کارلایل بهم تمرین داده بود.

355
00:23:14,309 --> 00:23:15,352
‫که خودت رو خفه کنی؟

356
00:23:15,435 --> 00:23:17,104
‫اسمش بازتاب شیرجه است!

357
00:23:18,021 --> 00:23:19,648
‫- چی‌چی؟
‫- زیر آب نفست رو حبس می‌کنی،

358
00:23:19,731 --> 00:23:21,566
‫مغز رو گول می‌زنه،
‫آدم رو آروم می‌کنه.

359
00:23:21,650 --> 00:23:22,651
‫پسر...

360
00:23:22,734 --> 00:23:25,445
‫من یهو...
‫دیدمت و هول شدم...

361
00:23:25,529 --> 00:23:26,696
‫می‌خواستم کمکت کنم.

362
00:23:26,780 --> 00:23:29,074
‫- نمی‌خواستم بترسونمت.
‫- ولی هی اوضاع رو بدتر می‌کنی.

363
00:23:29,157 --> 00:23:31,326
‫جریان گالری سوفیا رو هم که خراب کردی.

364
00:23:34,037 --> 00:23:36,581
‫زک، این نیاز بیمارگونه تو
‫به اینکه ببخشت از کجا میاد؟

365
00:23:41,044 --> 00:23:42,212
‫چون من اون آدمی که...

366
00:23:42,712 --> 00:23:44,381
‫آدمی که فکر می‌کنه نیستم.

367
00:23:48,301 --> 00:23:51,847
‫می‌دونم. من که...
‫من که می‌دونم آدم خوبی هستی.

368
00:23:53,181 --> 00:23:56,143
‫- پسر، از صمیم دلت...
‫- بسه، تو رو خدا بسه.

369
00:23:56,226 --> 00:23:58,019
‫حرف‌هات عین متن کارت‌های تبریکه.

370
00:24:04,151 --> 00:24:05,402
‫چیه؟

371
00:24:05,485 --> 00:24:06,486
‫کلا...

372
00:24:11,408 --> 00:24:16,246
‫کلا از اول برام سخت بود
‫که تغییرات رو قبول کنم.

373
00:24:17,038 --> 00:24:19,124
‫مطمئنم تو هم این چالش‌ها رو داری.

374
00:24:20,959 --> 00:24:22,335
‫بعد از اینکه داداشم...

375
00:24:24,254 --> 00:24:25,255
‫تصادف کرد...

376
00:24:27,799 --> 00:24:28,800
‫بیدار که می‌شدم...

377
00:24:30,719 --> 00:24:32,888
‫هر روز سر میز صبحونه منتظرش بودم.

378
00:24:37,392 --> 00:24:39,311
‫انگار هر روز خدا داشت
‫می‌مرد و زنده می‌شد.

379
00:24:47,444 --> 00:24:50,947
‫چطوری این واقعیت رو قبول کردی
‫که اوضاع قرار نیست عین قبل بشه؟

380
00:24:52,949 --> 00:24:55,118
‫روی مردی که دلم می‌خواست باشم تمرکز کردم،

381
00:24:57,621 --> 00:24:59,247
‫و به مرور زمان بهش تبدیل شدم.

382
00:25:03,293 --> 00:25:05,086
‫به نظرم تو هم از پسش بر میای.

383
00:25:12,344 --> 00:25:13,512
‫ازت مطمئنم.

384
00:25:16,264 --> 00:25:17,265
‫آره.

385
00:25:26,942 --> 00:25:28,193
‫ساموئل دووری،

386
00:25:28,276 --> 00:25:29,861
‫- لطفا به بخش مشتریان رجوع کنید.
‫- عجب.

387
00:25:29,945 --> 00:25:31,696
‫ساموئل دووی، لطفا به...

388
00:25:31,780 --> 00:25:35,283
‫الو! این خوشگله فروشی نیست‌ها.

389
00:25:35,367 --> 00:25:37,160
‫جون ما؟ راست می‌گی؟

390
00:25:38,703 --> 00:25:40,163
‫ای بابا. تیرمون به سنگ خورد.

391
00:25:42,749 --> 00:25:44,876
‫ملت ممکنه دلشون کوروِت یا...

392
00:25:44,960 --> 00:25:47,712
‫میاتا بخواد، ولی از حق نگذریم...

393
00:25:47,796 --> 00:25:52,676
‫ما مردهای ماشین‌باز که می‌دونیم
‫این گل سرسبد همه‌شونه.

394
00:25:52,759 --> 00:25:55,428
‫- راه بیا دیگه.
‫- دست و بالم بسته است.

395
00:25:56,012 --> 00:25:57,055
‫ساعتت چه قشنگه.

396
00:25:57,806 --> 00:26:00,517
‫ولی اگه فروشی نیست
‫چرا اینجا توی نمایشگاهه؟

397
00:26:01,518 --> 00:26:03,353
‫انگار من رو نشناختی.

398
00:26:04,771 --> 00:26:07,190
‫یادت نیست؟
‫ممکنه خانمم سندی رو یادت بیاد؟

399
00:26:07,274 --> 00:26:09,442
‫با خانم سابقت دوست بودن.

400
00:26:09,526 --> 00:26:10,652
‫داره یادت میاد؟

401
00:26:13,029 --> 00:26:14,781
‫آره، سندی کلی ازت برام تعریف کرده.

402
00:26:16,157 --> 00:26:19,995
‫شاید قاتل ملیسا نبودی،
‫ولی بدجور بهش نارو زدی.

403
00:26:20,579 --> 00:26:23,456
‫عین آشغال باهاش رفتار کردی،
‫خونش رو توی شیشه کردی.

404
00:26:26,334 --> 00:26:27,752
‫من مردهای امثال تو رو می‌شناسم.

405
00:26:31,089 --> 00:26:32,591
‫عجب، این...

406
00:26:32,674 --> 00:26:34,175
‫اسمش چی بود؟ سندی؟

407
00:26:35,010 --> 00:26:38,763
‫آره خلاصه، سندی بهت گفته بود
‫از کجا خبر داره من سَر و سِری داشتم؟

408
00:26:39,973 --> 00:26:40,974
‫نه، انگار نگفته.

409
00:26:41,057 --> 00:26:43,476
‫پس نگفته اون سری که اتفاقی
‫مویرگ چشمش پاره شده بود،

410
00:26:43,560 --> 00:26:45,687
‫با کی رفته بود بیمارستان
‫که ازت مخفی کرده بود؟

411
00:26:46,229 --> 00:26:47,439
‫همه حرف‌هات زر مفته.

412
00:26:48,023 --> 00:26:49,024
‫خاک عالم.

413
00:26:50,692 --> 00:26:51,693
‫چیه؟

414
00:26:53,069 --> 00:26:55,238
‫- خود پدرسوخته‌شی.
‫- چی؟

415
00:26:55,322 --> 00:26:58,825
‫از همون عکس دو نفره‌ای که روی
‫پاتختی گذاشته بودین،

416
00:26:59,451 --> 00:27:01,202
‫عینک آفتابی‌هاتون ست بود.

417
00:27:02,287 --> 00:27:04,080
‫همون که قلب قرمز بزرگ کشیده بودین.

418
00:27:07,042 --> 00:27:08,501
‫خودتی دیگه؟

419
00:27:08,585 --> 00:27:09,836
‫برو بمیر.

420
00:27:09,919 --> 00:27:10,962
‫بیا بکش.

421
00:27:12,422 --> 00:27:13,590
‫چیه؟ می‌خوای بزنی؟

422
00:27:13,673 --> 00:27:15,925
‫یک کلمه دیگه زر اضافی بشنوم
‫کله پوکت رو له می‌کنم.

423
00:27:16,009 --> 00:27:18,470
‫حتی توی تصوراتم نمی‌دیدم مکس کیدی
‫بیاد ازم بیوک بخره،

424
00:27:18,553 --> 00:27:20,096
‫ولی چقدر عشق کردم دیدمت.

425
00:27:20,805 --> 00:27:22,349
‫دیو، چرا مکسی رو معطل سوئیچ گذاشتی؟

426
00:27:22,432 --> 00:27:23,808
‫من به این بی‌شرف ماشین نمی‌فروشم.

427
00:27:23,892 --> 00:27:25,935
‫حله، حله، حله آقا.
‫حله، حله، اشکالی نداره.

428
00:27:26,019 --> 00:27:27,103
‫درکتون می‌کنم.

429
00:27:27,187 --> 00:27:29,397
‫- طبیعتا دارم قضاوت می‌شم...
‫- کسی شما رو قضاوت نمی‌کنه.

430
00:27:29,481 --> 00:27:31,149
‫- باید خودم پذیراتون می‌شدم.
‫- می‌رم یه جای دیگه.

431
00:27:31,232 --> 00:27:33,026
‫بعد از مصیبت‌هایی که کشیدین،
‫حقتونه توجه ویژه ببینین.

432
00:27:33,109 --> 00:27:34,486
‫- دیو...
‫- واقعا؟ مطمئنین؟

433
00:27:34,569 --> 00:27:37,113
‫آره، بریم داخل. تشریف بیار.
‫بیا، بیا، هیچی نمی‌شه.

434
00:27:37,197 --> 00:27:38,365
‫سوئیچ وامونده رو بیار.

435
00:27:38,448 --> 00:27:40,492
‫- بفرما.
‫- به این رفتارها عادت کردم.

436
00:27:40,575 --> 00:27:43,286
‫عزیز من، نباید عادت کنی.
‫این رفتار حق هیچ‌کس نیست.

437
00:27:43,953 --> 00:27:45,664
‫مطمئنم الان کفر کالی در اومده.

438
00:27:47,332 --> 00:27:48,708
‫کی قراره این رو بردارم؟

439
00:27:49,793 --> 00:27:52,212
‫اول «لطفا» بگو. شاید اجازه دادم.

440
00:27:54,422 --> 00:27:55,590
‫لطفا.

441
00:27:56,758 --> 00:27:57,634
‫- سلام.
‫ -سلام.

442
00:27:59,803 --> 00:28:01,638
‫یا خدا. اینجا که خونه کالیه.

443
00:28:01,721 --> 00:28:02,972
‫جدی؟ عه...

444
00:28:04,182 --> 00:28:05,350
‫اصلا نفهمیده بودم.

445
00:28:06,893 --> 00:28:10,146
‫شانس در خونه‌مون رو زده،
‫چون با خودم جَمِر وای‌فای دارم.

446
00:28:11,356 --> 00:28:12,899
‫اینترنت همه دستگاه‌ها رو مختل می‌کنه.

447
00:28:13,650 --> 00:28:14,776
‫از جمله سیستم امنیتی.

448
00:28:15,610 --> 00:28:16,986
‫بریم دلی از عزا در بیاریم.

449
00:28:17,070 --> 00:28:19,698
‫کل روز داشتیم دود می‌گرفتیم.
‫قطعا خیلی گرسنته.

450
00:28:19,781 --> 00:28:21,199
‫بیا بریم. چیزی که نمی‌دزدیم.

451
00:28:21,282 --> 00:28:23,993
‫هیچ‌کس جز خودمون قرار نیست بفهمه.

452
00:28:24,744 --> 00:28:26,079
‫ناز نکن دیگه.

453
00:28:26,162 --> 00:28:27,163
‫خنده‌رو.

454
00:28:28,039 --> 00:28:30,041
‫- عه‌وا!
‫- فقط خوراکی بخوریم دیگه؟

455
00:28:30,125 --> 00:28:31,918
‫آره، تا اینجا اومدی جا نزن دیگه. بیا بریم.

456
00:28:35,630 --> 00:28:37,048
‫عین آب خوردن بود.

457
00:28:37,757 --> 00:28:38,758
‫خب.

458
00:28:39,384 --> 00:28:40,719
‫مواظب باش.

459
00:28:40,802 --> 00:28:41,928
‫بفرما.

460
00:28:42,011 --> 00:28:43,179
‫چشم خانم.

461
00:28:48,810 --> 00:28:51,020
‫من چندین بار توی این اتاق بودم.

462
00:28:53,773 --> 00:28:56,151
‫ولی اینطوری نبود.
‫این بار خیلی حس عجیبی داره.

463
00:28:59,279 --> 00:29:00,697
‫به نظرت بریم؟ بلند شیم بریم.

464
00:29:11,583 --> 00:29:14,127
‫مطمئنم چندین بار خواب
‫این روزهای زندگیت رو دیدی.

465
00:29:19,966 --> 00:29:20,967
‫چه قشنگ شدی.

466
00:29:38,651 --> 00:29:40,570
‫معمولا خیلی استرس می‌گیرم.

467
00:29:43,907 --> 00:29:45,909
‫ولی تو هم خودت
‫سکوت رو ترجیح می‌دی.

468
00:29:49,162 --> 00:29:50,914
‫چی انقدر بهت استرس می‌داد؟

469
00:29:53,291 --> 00:29:54,417
‫داداشم.

470
00:29:58,254 --> 00:30:00,298
‫نمی‌دونم چطوری بگم.
‫قدیم‌ها خیلی صمیمی بودیم.

471
00:30:03,343 --> 00:30:04,511
‫ولی الان دیگه...

472
00:30:06,679 --> 00:30:08,932
‫از اون زک واقعی دور شده.

473
00:30:15,271 --> 00:30:17,607
‫شده یکی که حتی نمی‌دونم
‫قابلیت دوست داشتنش رو دارم یا نه.

474
00:30:19,108 --> 00:30:20,401
‫چیز بدیه؟

475
00:30:23,863 --> 00:30:26,991
‫فقط آدم‌های خوب توی دلشون
‫دلواپس می‌شن که آدم‌های بدی بشن.

476
00:30:29,077 --> 00:30:30,286
‫- یا خدا!
‫- گندش بزنن.

477
00:30:39,379 --> 00:30:40,922
‫ران که عصبانی نمی‌شه.

478
00:30:42,173 --> 00:30:43,800
‫آلی سر جریان ران کمک می‌کنه.

479
00:30:46,135 --> 00:30:48,888
‫آره، اون رو به آلی بسپاریم.
‫من خودم نگران مگانم.

480
00:30:51,391 --> 00:30:52,392
‫باشه.

481
00:31:12,328 --> 00:31:13,329
‫من آنام.

482
00:31:13,413 --> 00:31:16,499
‫می‌خواستم درباره پیشنهادی
‫که داده بودی صحبت کنیم.

483
00:31:17,000 --> 00:31:18,877
‫می‌تونی به همین خط زنگ بزنی.

484
00:31:21,004 --> 00:31:22,297
‫در اسرع وقت زنگ می‌زنم.

485
00:31:59,667 --> 00:32:00,960
‫سگ گرفتی؟

486
00:32:01,920 --> 00:32:03,713
‫امروزه که همه‌چی رو
‫با پول می‌شه خرید.

487
00:32:03,796 --> 00:32:05,465
‫حتی عشق بی‌قیدوشرط رو می‌فروشن.

488
00:32:09,594 --> 00:32:12,096
‫رفتم شاهد پرونده روبن رو دیدم.

489
00:32:12,180 --> 00:32:13,431
‫هوم؟

490
00:32:13,514 --> 00:32:14,974
‫چیزی که می‌خواستم دستگیرم نشد.

491
00:32:15,058 --> 00:32:16,309
‫واسه همین توی فکرم بود...

492
00:32:19,020 --> 00:32:20,355
‫که بیای از من کمک بگیری؟

493
00:32:20,438 --> 00:32:21,522
‫آره.

494
00:32:22,774 --> 00:32:24,359
‫مکس، ازت کمک می‌خوام.

495
00:32:27,904 --> 00:32:29,155
‫من هم یه فکرهایی کردم.

496
00:32:30,156 --> 00:32:31,574
‫منظورت چیه؟

497
00:32:36,579 --> 00:32:38,039
‫با کمال میل کمک می‌کنم.

498
00:32:43,086 --> 00:32:44,671
‫اطلاعات رو برات می‌فرستم.

499
00:32:54,555 --> 00:32:56,224
‫حواست به ماشین باشه.

500
00:33:01,437 --> 00:33:03,815
‫این رفیقت که... اسمش چی بود؟

501
00:33:03,898 --> 00:33:05,858
‫خنده‌رو؟ حالا مهم نیست.

502
00:33:06,943 --> 00:33:09,362
‫توی بند یه پادرینو داشت.

503
00:33:10,405 --> 00:33:12,782
‫به آموزگارهای معنوی می‌گن.

504
00:33:13,533 --> 00:33:17,286
‫من هم پادرینو داشتم،
‫یعنی از لحاظی با همدیگه برادریم.

505
00:33:17,370 --> 00:33:19,664
‫گمونم باهام حرف بزنه. خب؟

506
00:33:21,332 --> 00:33:22,750
‫مکس، به عنوان وکیلت...

507
00:33:22,834 --> 00:33:25,336
‫باید اکیدا توصیه کنم که هیچ کار...

508
00:33:27,547 --> 00:33:28,715
‫غیرقانونی نکنی.

509
00:33:29,674 --> 00:33:33,302
‫ولی تو هم دست خودته که
‫چقدر چشم‌پوشی کنی خانم وکیل.

510
00:33:45,106 --> 00:33:47,150
‫چند دقیقه بیایم داخل
‫که وقتت رو بگیریم؟

511
00:33:59,245 --> 00:34:00,496
‫عجب.

512
00:34:02,540 --> 00:34:04,000
‫چه خوشگله.

513
00:34:05,084 --> 00:34:07,086
‫این ناناز رو ببین.

514
00:34:09,797 --> 00:34:12,383
‫نرمه. نرم و ملایمه.

515
00:34:12,467 --> 00:34:15,136
‫نه، نه، اینطوری نکن.

516
00:34:15,219 --> 00:34:16,262
‫اذیت می‌شه.

517
00:34:16,345 --> 00:34:18,014
‫نه، خوشش میاد.

518
00:34:18,556 --> 00:34:19,682
‫ازم خوشش میاد.

519
00:34:20,349 --> 00:34:21,642
‫- عجب.
‫- مگه نه؟

520
00:34:22,143 --> 00:34:24,687
‫آقای پیت، من نمی‌خوام شما رو
‫درگیر مسئله یا پرونده‌ای کنم،

521
00:34:24,771 --> 00:34:25,938
‫فقط ازتون کمک می‌خوام.

522
00:34:26,022 --> 00:34:28,232
‫اگه دوباره بخوای درباره
‫اون دختره حرف بزنی،

523
00:34:29,567 --> 00:34:30,860
‫حتی این بابا به دادت نمی‌رسه.

524
00:34:31,819 --> 00:34:33,237
‫ولی یه پا رئیس بودی‌ها، نبودی؟

525
00:34:33,863 --> 00:34:35,114
‫چرا، دوران محکومیتم بود.

526
00:34:36,574 --> 00:34:38,201
‫دیگه اون زندگی رو بوسیدم گذاشتم کنار.

527
00:34:38,284 --> 00:34:39,744
‫نه، نه، نه، نه.

528
00:34:39,827 --> 00:34:42,413
‫هنوز از سنتروهای اوباتالا موندی.

529
00:34:44,624 --> 00:34:46,918
‫به اریشای صلح و عدالت باور داری.

530
00:34:48,211 --> 00:34:52,340
‫ولی همچنان گذاشتی یه نفر
‫بابت جرمی که مرتکب نشده بمیره.

531
00:34:53,091 --> 00:34:56,302
‫الان این کارت واسه چیه؟
‫جلوی این درباره قضیه حرف می‌زنی.

532
00:35:02,850 --> 00:35:04,685
‫وقتی به مقام ریاست می‌رسی،

533
00:35:07,438 --> 00:35:09,023
‫باید به اریشا خدمت کنی.

534
00:35:10,525 --> 00:35:15,279
‫حالا سرنوشت باعث شده
‫گذرت به برادرت، یعنی من بیفته.

535
00:35:16,155 --> 00:35:18,616
‫من با شانگو به این مقام رسیدم.

536
00:35:19,534 --> 00:35:21,828
‫اریشای رعد و برق و انتقام و...

537
00:35:21,911 --> 00:35:25,581
‫مامور برخورد سخت با بی‌عدالتیه.

538
00:35:29,418 --> 00:35:30,837
‫من می‌رم یه هوایی بخورم.

539
00:35:37,635 --> 00:35:39,595
‫خب؟ پس دگرگون شدی؟

540
00:35:40,221 --> 00:35:42,974
‫گذشته‌ها... دیگه گذشته.

541
00:35:44,267 --> 00:35:46,519
‫هیچ حرف دیگه‌ای جز این ندارم.

542
00:35:47,353 --> 00:35:48,437
‫صحیح.

543
00:35:52,150 --> 00:35:53,860
‫بی‌شرف!

544
00:35:59,615 --> 00:36:02,160
‫اگه بی‌عدالتی رو نمی‌بینی
‫پس این دو تا چشم رو می‌خوای چیکار؟

545
00:36:02,243 --> 00:36:03,369
‫می‌خوای چیکار آشغال عوضی؟

546
00:36:03,452 --> 00:36:05,746
‫روانی بی‌شرق!

547
00:36:20,178 --> 00:36:21,470
‫ببخشید، این چه کاریه؟

548
00:36:22,054 --> 00:36:23,848
‫آهای، ما رو تعقیب کردی؟

549
00:36:24,473 --> 00:36:26,184
‫دیدم اطرافش می‌پلکی.

550
00:36:28,144 --> 00:36:30,354
‫یعنی سوگلی جدیدش شدی؟

551
00:36:31,564 --> 00:36:33,274
‫نه، این برداشتی که از قضیه کردی...

552
00:36:33,357 --> 00:36:35,276
‫می‌شه...
‫می‌شه خاموشش کنی؟

553
00:36:35,359 --> 00:36:37,904
‫- نمـ....
‫- من به ایمی گفتم نزدیکش نشه.

554
00:36:37,987 --> 00:36:40,198
‫به ملیسا هم همین رو گفتم.

555
00:36:42,158 --> 00:36:43,868
‫ولی گوششون بدهکار نبود.

556
00:36:46,454 --> 00:36:47,705
‫ایمی رو می‌شناختی؟

557
00:36:48,831 --> 00:36:49,874
‫با ملیسا؟

558
00:36:51,042 --> 00:36:53,211
‫اون‌ها هم یه زمان سوگلی بودن.

559
00:36:54,545 --> 00:36:57,215
‫ولی ببین عاقبتشون چی شد.

560
00:37:00,509 --> 00:37:01,594
‫تو کی هستی؟

561
00:37:04,263 --> 00:37:06,891
‫نزدیک اون آدم نشو.

562
00:37:28,120 --> 00:37:29,580
‫گوشیت رو آوردم.

563
00:37:29,664 --> 00:37:30,873
‫صدای ضبط شده رو برات فرستادم.

564
00:37:31,791 --> 00:37:34,210
‫«سیزده اوت ۲۰۰۳ بود.»

565
00:37:34,293 --> 00:37:40,299
‫«من شخصا دیدم که آندره کینگ،
‫مایا کوک رو وسط مهمونی به ضرب گلوله کشت.»

566
00:37:40,383 --> 00:37:42,551
‫«روبن رامیرز اصلا توی مهمونی نبود.»

567
00:37:45,721 --> 00:37:48,391
‫ازش اعتراف گرفتی
‫که آندره مرتکب قتل شده بود؟

568
00:37:55,481 --> 00:37:56,899
‫دقیقا چیکارش کردی؟

569
00:38:01,529 --> 00:38:02,530
‫مدرک رو بگیر.

570
00:38:04,156 --> 00:38:05,157
‫یا نگیر.

571
00:38:06,117 --> 00:38:07,326
‫میل خودته.

572
00:38:08,911 --> 00:38:10,079
‫قابلی نداشت.

573
00:38:19,130 --> 00:38:21,632
‫[زندان ایالتی تارواتر]
‫[خطر باز و بسته شدن سریع دروازه!]

574
00:38:21,674 --> 00:38:23,509
‫حتما یه داستانی پشتش داره.

575
00:38:23,592 --> 00:38:25,594
‫تهش یه راهی پیدا می‌کنن
‫که زندان نگهم دارن، نه؟

576
00:38:25,678 --> 00:38:27,096
‫راستش فرآیند زمان‌بری داره.

577
00:38:27,179 --> 00:38:28,556
‫باید یه‌سری کاغذبازی‌ها انجام بشه،

578
00:38:28,639 --> 00:38:30,683
‫و از کلی موانع زندان عبور کنیم،

579
00:38:32,226 --> 00:38:33,853
‫ولی این همون چیزیه که قاضی می‌خواست.

580
00:38:36,564 --> 00:38:38,024
‫قراره آزاد بشی.

581
00:38:41,944 --> 00:38:43,237
‫چطوری به حرف آوردینش؟

582
00:38:44,071 --> 00:38:45,239
‫همه‌اش زحمت آنا بود.

583
00:38:45,323 --> 00:38:46,741
‫آدم رو قانع می‌کنه.

584
00:38:47,491 --> 00:38:48,826
‫صرفا انجام‌وظیفه کردیم.

585
00:38:50,328 --> 00:38:51,329
‫ممنونم.

586
00:38:53,372 --> 00:38:54,582
‫خیلی‌خب.

587
00:38:57,084 --> 00:38:58,586
‫مبارک باشه.

588
00:39:01,130 --> 00:39:02,798
‫می‌رم یه‌کم هوا بخورم.

589
00:39:05,176 --> 00:39:06,177
‫مـ... ممنونم.

590
00:39:32,703 --> 00:39:33,704
‫آفرین.

591
00:39:40,086 --> 00:39:41,295
‫سلام.

592
00:39:42,004 --> 00:39:43,089
‫سوف؟

593
00:39:43,964 --> 00:39:46,425
‫از بلاک درآوردمت که یه حرف مهم بهت بزنم.

594
00:39:46,509 --> 00:39:47,843
‫خب؟

595
00:39:47,927 --> 00:39:49,678
‫دیگه بهم نزدیک نشو.

596
00:39:50,304 --> 00:39:52,181
‫هیچ‌وقت بابت اون کار نمی‌بخشمت.

597
00:39:53,432 --> 00:39:56,852
‫تو واقعا آدم بدی هستی.

598
00:40:52,283 --> 00:40:54,160
‫[پیام شما: باید ببینمت.]

599
00:40:54,160 --> 00:40:55,828
‫[پیام زک، اکنون: باید ببینمت.]

600
00:40:56,745 --> 00:40:57,830
‫[آنجل‌اکس، اکنون: خبر خوب دارم.]

601
00:40:57,872 --> 00:41:00,291
‫[آنجل‌اکس، اکنون: چون می‌تونی ببینیم.]

602
00:41:20,978 --> 00:41:22,646
‫کلی بهت زنگ زدم.

603
00:41:22,730 --> 00:41:24,398
‫خب، چیه؟ چی شده؟

604
00:41:24,940 --> 00:41:27,902
‫گفته بودی آمار اون دختره که زک
‫باهاش حرف می‌زد رو در بیارم.

605
00:41:28,694 --> 00:41:29,987
‫ناویا ولنتاین رو می‌گم.

606
00:41:30,529 --> 00:41:31,906
‫خب؟

607
00:41:31,989 --> 00:41:32,990
‫ببین چی یافتم.

608
00:41:34,408 --> 00:41:35,576
‫[تماس: ری رالینز]

609
00:41:35,576 --> 00:41:36,243
‫[پیغام‌ها]

610
00:41:36,243 --> 00:41:36,827
‫[فیث ولنتاین]

611
00:41:36,869 --> 00:41:38,078
‫مامان ناویاست.

612
00:41:38,162 --> 00:41:42,500
‫فیث خیلی وقت پیش
‫توی بهداری زندان بود،

613
00:41:42,583 --> 00:41:46,420
‫ولی به دلیل دلباختگی عاطفی
‫با یه زندانی کله‌گنده، اخراجش کردن.

614
00:41:47,171 --> 00:41:48,589
‫حدس بزن زندانیه کی بود.

615
00:41:50,090 --> 00:41:51,342
‫می‌گیری چی می‌گم؟

616
00:41:52,760 --> 00:41:56,013
‫گمونم اون دختره که با زک
‫صحبت می‌کنه، دختر مکس کیدیه.

617
00:42:08,192 --> 00:42:09,527
‫بیا بازی کنیم.