1
00:00:16,458 --> 00:00:20,416
‫«ترجمه از محمد سید»

2
00:00:21,125 --> 00:00:23,491
‫آنچه باید بدانید...

3
00:00:23,541 --> 00:00:26,741
‫سازمان سیا، ام‌آی۶، کاگ‌ب؛
‫همه‌شون عین هم می‌مونن.

4
00:00:26,791 --> 00:00:29,958
‫یه مشت دیوونه که شیفتۀ کشتار و تغییر رژیم‌ان.

5
00:00:30,666 --> 00:00:33,033
‫خب چند سال پیش، یه شبکۀ جاسوسی تشکیل دادیم

6
00:00:33,083 --> 00:00:35,208
‫که تنها مأموریتش انجام کارهای خوب توی دنیا بود.

7
00:00:35,333 --> 00:00:37,708
‫اسمش رو گذاشتیم سیتادل.

8
00:00:37,833 --> 00:00:42,450
‫بهترین جاسوس‌های سیتادل عبارت بودند از:
‫میسون کین، نادیا سین،

9
00:00:42,500 --> 00:00:44,866
‫و من! برنارد اورلیک.

10
00:00:44,916 --> 00:00:48,325
‫از بدشانسی ما، یه شبکۀ جاسوسی به اسم «مانتیکور»،

11
00:00:48,375 --> 00:00:51,250
‫که توسط ثروتمندترین خانواده‌های دنیا اداره می‌شد،
‫با کمک یه خبرچین...

12
00:00:51,291 --> 00:00:53,833
‫تقریباً تمام جاسوس‌های سیتادل رو کشت.

13
00:00:53,875 --> 00:00:54,791
‫[حذف شد]

14
00:00:55,375 --> 00:01:00,125
‫من مخفی شدم، ولی بعدش
‫فهمیدم میسون کین از حمله جون سالم به در برده.

15
00:01:01,916 --> 00:01:04,116
‫فقط حافظه‌ش پاک شده بود.

16
00:01:04,166 --> 00:01:08,366
‫می‌دونید، من توی بدن همۀ جاسوس‌های سیتادل
‫یه تراشۀ پشتیبان کار گذاشته بودم.

17
00:01:08,416 --> 00:01:09,741
‫تا اگه یه جاسوس دستگیر شد،

18
00:01:09,791 --> 00:01:11,375
‫بتونم تمام خاطراتش رو پاک کنم

19
00:01:11,416 --> 00:01:13,833
‫تا اسرار سیتادل محفوظ بمونه.
‫[در حال پاک‌کردن حافظه]

20
00:01:13,875 --> 00:01:16,575
‫وقتی میسون به‌هوش اومد،
‫ فکر می‌کرد اسمش کایل کانروی‌ـه.

21
00:01:16,625 --> 00:01:18,666
‫با زنش «اَبی» آشنا شد و یه دختر به دنیا آوردن.

22
00:01:19,833 --> 00:01:22,616
‫من میسون رو پیدا کردم
‫و راضی‌ش کردم تا کمکم کنه مانتیکور...

23
00:01:22,666 --> 00:01:25,166
‫و رئیسشون، دالیا آرچر رو نابود کنیم.

24
00:01:27,041 --> 00:01:30,250
‫تا اینکه منو دزدیدن،
‫که خیلی حرصم رو درآورد!

25
00:01:32,416 --> 00:01:37,158
‫ولی میسون یه جاسوس دیگۀ سیتادل رو پیدا کرد
‫که زنده مونده بود: نادیا سین.

26
00:01:37,208 --> 00:01:38,083
‫روحش هم خبر نداشت که اونا یه زمانی عاشق هم بودن،

27
00:01:38,166 --> 00:01:40,125
‫ازدواج کرده بودن، و یه بچه داشتن.

28
00:01:40,916 --> 00:01:42,616
‫نادیا دوباره حافظه‌ش رو به دست آورد...

29
00:01:42,666 --> 00:01:44,408
‫همه‌چیز رو یادم میاد.

30
00:01:44,458 --> 00:01:46,958
‫و حافظۀ میسون رو هم برگردوند.

31
00:01:50,833 --> 00:01:52,283
‫حالا اینجاش رو بیشتر دقت کنید.

32
00:01:52,333 --> 00:01:56,575
‫میسون می‌فهمه دالیا آرچر مادرشه،

33
00:01:56,625 --> 00:01:57,908
‫و دالیا با فریب‌دادنِ میسون

34
00:01:57,958 --> 00:02:01,575
‫کاری می‌کنه که لیستی از تمام مأمورهای سیتادل رو بهش بده
‫که بعد همه‌شون رو قتل‌عام می‌کنه.

35
00:02:01,625 --> 00:02:04,500
‫پس آره، اون خبرچین کسی نبود جز میسون.

36
00:02:04,708 --> 00:02:06,408
‫و ما تا اینجاش رو نشون‌تون دادیم.

37
00:02:06,458 --> 00:02:08,325
‫میسون با خاطرات قدیمی‌ش
‫که حالا دارن برمی‌گردن، درگیره.

38
00:02:08,375 --> 00:02:10,541
‫نادیا بالأخره، دوباره به دخترش «آشا» می‌رسه.

39
00:02:12,166 --> 00:02:17,083
‫دالیا فرار کرده
‫و آره، من هنوز اسیرِ مانتیکور هستم.

40
00:02:24,916 --> 00:02:27,958
‫[انگلستان]

41
00:02:29,583 --> 00:02:31,083
‫♪ آره ♪

42
00:02:32,333 --> 00:02:33,825
‫♪ خیلی‌خب، برو بریم ♪

43
00:02:33,875 --> 00:02:37,416
‫♪ آره، آره ♪

44
00:02:38,000 --> 00:02:40,041
‫♪ به فکر پولم، پس حسابی پولدارم ♪

45
00:02:40,083 --> 00:02:42,491
‫♪ همیشه واقعی‌ام، اهل بلوف نیستم ♪

46
00:02:42,541 --> 00:02:44,450
‫♪ راه درازی رو از «گیلزبرگ» اومدم ♪

47
00:02:44,500 --> 00:02:46,325
‫♪ مثل آدمای سختکوش تلاش می‌کنم ♪

48
00:02:46,375 --> 00:02:47,291
‫♪ از نیویورک تا لس‌آنجلس، هاوایی و ژاپن ♪

49
00:02:47,333 --> 00:02:48,325
‫♪ من برای خودم کسی هستم، حداقل حس می‌کنم که هستم... ♪

50
00:02:48,375 --> 00:02:51,333
‫- حالت چطوره، رفیق؟
‫- دعوت‌نامه.

51
00:02:55,500 --> 00:02:57,583
‫بفرما اینجاست، داداش.

52
00:03:10,416 --> 00:03:12,783
‫از اینجا به بعد فقط وی‌آی‌پی‌ـه، رفیق.

53
00:03:12,833 --> 00:03:15,533
‫مکسول مانتین.

54
00:03:15,583 --> 00:03:17,250
‫چه افتخاری!

55
00:03:20,708 --> 00:03:22,000
‫تو دیگه کدوم خری هستی؟

56
00:03:22,041 --> 00:03:25,908
‫اینجا فقط مخصوص دعوتی‌هاست.
‫این کدوم خریه، مکسی؟

57
00:03:25,958 --> 00:03:28,325
‫بچه که بودم، مامانم می‌گفت: «سکوت...

58
00:03:28,375 --> 00:03:30,241
‫- اوهوم.
‫- ...سرآغاز فضیلته.»

59
00:03:30,291 --> 00:03:31,741
‫یعنی چی اون‌وقت؟

60
00:03:31,791 --> 00:03:34,158
‫یعنی وقتی دارم حرف می‌زنم، اون دهنِ لعنتی‌ت رو ببند.

61
00:03:34,208 --> 00:03:36,366
‫- بشین، بانی.
‫- باشه.

62
00:03:36,416 --> 00:03:39,416
‫تو... هنوز جواب سؤالم رو ندادی.

63
00:03:41,500 --> 00:03:43,450
‫کدوم خری هستی؟

64
00:03:43,500 --> 00:03:46,250
‫چون من یه آمریکاییِ گداگشنه رو به مهمونی‌م دعوت نکردم،

65
00:03:46,291 --> 00:03:48,083
‫اونم با اون پوتین‌های کثیفِ مزخرفش.

66
00:04:18,208 --> 00:04:19,583
‫شرمنده، داداش.

67
00:04:20,416 --> 00:04:23,041
‫چه تورِ گردشیِ مسخره‌ای! مکسی!

68
00:04:26,625 --> 00:04:28,241
‫مکسی!

69
00:04:28,291 --> 00:04:29,791
‫آمریکایی می‌فهمی؟

70
00:04:31,708 --> 00:04:33,250
‫- مکسی!
‫- آره.

71
00:04:33,833 --> 00:04:35,291
‫بزن به چاک.

72
00:04:45,208 --> 00:04:48,825
‫حالا گوش کن چی می‌گم، انگلِ بی‌شرف.

73
00:04:48,875 --> 00:04:52,241
‫من راه خیلی درازی رو برای دیدنت اومدم،

74
00:04:52,291 --> 00:04:54,283
‫پس یه گپ کوچیک با هم می‌زنیم.

75
00:04:54,333 --> 00:04:57,075
‫دو ماه پیش، تو یه محموله رو از آمریکا قاچاق کردی

76
00:04:57,125 --> 00:04:59,750
‫که پولش رو «پائولو براگا» داده بود.

77
00:05:00,666 --> 00:05:01,833
‫اون یارو کجاست؟

78
00:05:03,416 --> 00:05:04,791
‫گور بابات.

79
00:05:05,958 --> 00:05:07,291
‫جوابت اشتباه بود.

80
00:05:12,458 --> 00:05:13,583
‫خیلی‌خب.

81
00:05:21,000 --> 00:05:22,991
‫نزدیکِ «مارسی» زندگی می‌کنه.

82
00:05:23,041 --> 00:05:24,833
‫عالیه.

83
00:05:25,250 --> 00:05:27,116
‫حالا بهت گفت چی جابه‌جا کنی؟

84
00:05:27,166 --> 00:05:29,116
‫اسلحه؟

85
00:05:29,166 --> 00:05:30,533
‫مواد؟

86
00:05:30,583 --> 00:05:32,450
‫نه.

87
00:05:32,500 --> 00:05:33,625
‫یه مَرد.

88
00:05:36,625 --> 00:05:38,366
‫نه بابا؟

89
00:05:38,416 --> 00:05:39,450
‫اورلیک!

90
00:05:39,500 --> 00:05:41,250
‫آچار فرانسه‌ست دیگه.

91
00:05:44,666 --> 00:05:48,333
‫[فرانسه]

92
00:05:58,958 --> 00:06:00,375
‫خیلی‌خب.

93
00:06:00,666 --> 00:06:02,825
‫حواست به منه؟

94
00:06:02,875 --> 00:06:04,750
‫فقط به صدای من گوش کن، باشه؟

95
00:06:05,333 --> 00:06:06,491
‫اسمت چیه؟

96
00:06:06,541 --> 00:06:08,033
‫«آرنو دوران».

97
00:06:08,083 --> 00:06:10,250
‫کجا به دنیا اومدی، آرنو؟

98
00:06:13,000 --> 00:06:14,666
‫آلزاس.

99
00:06:15,375 --> 00:06:17,791
‫دربارۀ برادر‌هاش ازش بپرس.

100
00:06:20,208 --> 00:06:22,375
‫ازش بپرس کی رئیسه.

101
00:06:25,500 --> 00:06:27,666
‫چندتا برادر داری؟

102
00:06:27,833 --> 00:06:29,533
‫- سه‌تا.
‫- اسماشون رو ازش بپرس.

103
00:06:29,583 --> 00:06:31,616
‫خب خودت بیا بپرس، وامونده.

104
00:06:31,666 --> 00:06:33,033
‫همین‌جایی دیگه، لامصب.

105
00:06:33,083 --> 00:06:35,041
‫برنارد.

106
00:06:36,208 --> 00:06:38,250
‫لطفاً اسماشون رو بهم بگو، آرنو.

107
00:06:42,250 --> 00:06:46,616
‫رافائل، مائل و لویی.

108
00:06:46,666 --> 00:06:48,116
‫ازش بپرس برادرهاش رو دوست داره یا نه.

109
00:06:48,166 --> 00:06:50,125
‫لعنت بهت، پائولو!

110
00:06:51,083 --> 00:06:52,116
‫ازش بپرس.

111
00:06:52,166 --> 00:06:54,250
‫روانیِ عوضـ...

112
00:06:57,333 --> 00:07:00,166
‫- برادرهات رو دوست داری؟
‫- بیشتر از هر چیزی.

113
00:07:01,000 --> 00:07:02,458
‫کارمون اینجا تموم شد، قربان.

114
00:07:07,375 --> 00:07:08,958
‫آفرین.

115
00:07:11,375 --> 00:07:13,575
‫حس می‌کنم یه چیزی تو سرمه.

116
00:07:13,625 --> 00:07:14,908
‫چیه...

117
00:07:14,958 --> 00:07:17,291
‫فقط یه تیکه فلزه.

118
00:07:17,666 --> 00:07:18,533
‫یه گیرنده.

119
00:07:18,583 --> 00:07:19,708
‫برای چی؟

120
00:07:20,416 --> 00:07:23,000
‫یه چیز قشنگ، مَرد.

121
00:07:24,500 --> 00:07:27,791
‫یه چیزی که قراره توی مغزت بنویسیم.

122
00:07:46,125 --> 00:07:50,325
‫♪ فقط می‌خوام بشناسمت ♪

123
00:07:50,375 --> 00:07:54,158
‫♪ به گمونم زیاد در موردش فکر نکردم ♪

124
00:07:54,208 --> 00:07:57,241
‫♪ عاشق تصورم از تو شدم ♪

125
00:07:57,291 --> 00:07:59,700
‫♪ حالا بغض کردم، دمر افتادم، داغونم... ♪

126
00:07:59,750 --> 00:08:02,533
‫صبح بخیر، خوابالو.

127
00:08:02,583 --> 00:08:04,033
‫بیا بریم. اون آماده‌ست.

128
00:08:04,083 --> 00:08:07,450
‫♪ ابرنواخترِ عزیزم ♪

129
00:08:07,500 --> 00:08:11,500
‫♪ داره به سمتم میاد ♪

130
00:08:11,791 --> 00:08:13,366
‫♪ حالا همه با هم ♪

131
00:08:13,416 --> 00:08:19,116
‫♪ برام مهم نیست که معتادی ♪

132
00:08:19,166 --> 00:08:22,750
‫♪ ابرنواخترِ عزیزم ♪

133
00:08:22,916 --> 00:08:24,875
‫♪ درست بیا سمتم ♪

134
00:08:43,708 --> 00:08:45,950
‫همه‌چی آماده‌ست، آقای براگا.

135
00:08:46,000 --> 00:08:47,958
‫خوبه، خوبه، خوبه، جوآنا.

136
00:08:55,000 --> 00:08:56,375
‫بیارینش.

137
00:09:02,333 --> 00:09:05,166
‫وقتشه ثمرۀ کارِت رو ببینیم، برنارد.

138
00:09:14,458 --> 00:09:15,458
‫راه بیفت.

139
00:09:20,875 --> 00:09:22,916
‫بذارید برم.

140
00:09:24,000 --> 00:09:26,000
‫[میزبان در حالتِ آماده‌باش است]

141
00:09:27,875 --> 00:09:30,375
‫وصل شدیم. اون آماده‌ست که شروع کنه.

142
00:09:33,833 --> 00:09:36,166
‫حالا بذار ببینیم واقعاً چقدر باهوشی.

143
00:09:41,375 --> 00:09:43,041
‫هیس، هیس، هیس.

144
00:09:43,208 --> 00:09:45,875
‫می‌خوام برگردم مزرعه‌م.

145
00:09:47,875 --> 00:09:49,200
‫ولم کن، لعنتی!

146
00:09:49,250 --> 00:09:50,041
‫[میزبان فعال شد]

147
00:10:12,666 --> 00:10:14,083
‫آه.

148
00:10:20,916 --> 00:10:22,166
‫وای.

149
00:10:23,750 --> 00:10:25,991
‫می‌دونی چرا اونو انتخاب کردم؟

150
00:10:26,041 --> 00:10:28,333
‫نه، ولی گمون کنم خودت بهم بگی.

151
00:10:29,625 --> 00:10:34,158
‫اون و برادرهاش...
‫اون آقایونی که اونجان...

152
00:10:34,208 --> 00:10:38,366
‫مدتی بود که داشتن
‫از مزرعۀ من پرتقال می‌دزدیدن.

153
00:10:38,416 --> 00:10:43,075
‫در حالی که ما میوه‌های این باغ‌ها رو
‫اهدا می‌کنیم به فقرا.

154
00:10:43,125 --> 00:10:45,583
‫پس نمی‌تونیم این رفتار رو تحمل کنیم.

155
00:10:47,500 --> 00:10:49,916
‫چه آدم درستکاری هستی تو!

156
00:10:51,875 --> 00:10:52,875
‫اسلحه.

157
00:11:08,375 --> 00:11:09,500
‫برو جلو.

158
00:11:18,208 --> 00:11:19,875
‫نه! نه!

159
00:11:36,708 --> 00:11:39,625
‫نه. نه، نه، نه، نه.

160
00:11:40,458 --> 00:11:41,625
‫این چه کوفتیه؟

161
00:11:44,708 --> 00:11:46,450
‫نه!

162
00:11:46,500 --> 00:11:49,450
‫- مجبورم کردی چی‌کار کنم؟
‫- رفیق، هی، هی.

163
00:11:49,500 --> 00:11:50,700
‫چرا این تو دست منه؟

164
00:11:50,750 --> 00:11:51,950
‫اینو بده من.

165
00:11:52,000 --> 00:11:53,450
‫نمی‌خوامش، نمی‌خوامش!

166
00:11:53,500 --> 00:11:54,916
‫فقط... آره. آره.

167
00:12:02,000 --> 00:12:05,666
‫من یک ماه صبر کردم... برای این؟!

168
00:12:05,875 --> 00:12:07,075
‫چرا اون کار رو کردی؟

169
00:12:07,125 --> 00:12:08,616
‫چون تو گند زدی بهش!

170
00:12:08,666 --> 00:12:10,041
‫یه تراشه توی سرشه.

171
00:12:12,333 --> 00:12:14,458
‫تو هم الان به سرش شلیک کردی.

172
00:12:16,375 --> 00:12:17,375
‫هوم.

173
00:12:18,458 --> 00:12:20,666
‫- پس یعنی می‌گی من گند زدم؟
‫- هوم.

174
00:12:20,833 --> 00:12:22,166
‫عجب.

175
00:12:26,791 --> 00:12:28,250
‫چاقو.

176
00:12:38,666 --> 00:12:39,950
‫اوه. اوه.

177
00:12:40,000 --> 00:12:43,083
‫وای خدا. تیرم بهش نخورده.

178
00:12:43,791 --> 00:12:45,666
‫هنوز سالمه.

179
00:12:50,000 --> 00:12:51,916
‫دیگه سعی نکن منو دور بزنی.

180
00:12:52,791 --> 00:12:56,125
‫همین الان که داریم حرف می‌زنیم،
‫دارم به دوست‌هات نزدیک‌تر می‌شم.

181
00:13:02,666 --> 00:13:07,791
‫[آلمان]

182
00:14:10,041 --> 00:14:12,158
‫اون کلاه‌گیس رو در بیار.

183
00:14:12,208 --> 00:14:13,825
‫چرا؟ خودت که می‌پوشی‌ش.

184
00:14:13,875 --> 00:14:15,541
‫اون ماسک مسخره رو هم همین‌طور.

185
00:14:17,750 --> 00:14:19,991
‫انبه گرفتی نادیا؟

186
00:14:20,041 --> 00:14:21,950
‫بچه‌ها شکلات یا پیتزا دوست دارن.

187
00:14:22,000 --> 00:14:24,083
‫امتحانش کن. خوشمزه‌ست.

188
00:14:26,000 --> 00:14:27,200
‫این چه کوفتیه؟

189
00:14:27,250 --> 00:14:28,491
‫- مؤدب باش.
‫- اون بچۀ کوفتی هم...

190
00:14:28,541 --> 00:14:30,750
‫- خفه‌خون نمی‌گیره.
‫- مؤدب باش، آشا.

191
00:14:35,208 --> 00:14:37,075
‫بابابزرگ رو بردن اونجا؟

192
00:14:37,125 --> 00:14:39,408
‫- نه.
‫- خب ما باید پیداش کنیم.

193
00:14:39,458 --> 00:14:41,116
‫می‌کنیم. به‌زودی.

194
00:14:41,166 --> 00:14:42,116
‫به‌زودی؟
‫[فرانک شارپ]

195
00:14:42,166 --> 00:14:44,491
‫اون بهت می‌گفت شجاع‌ترین آدمی هستی که می‌شناسه.

196
00:14:44,541 --> 00:14:45,866
‫چرا باید بهم دروغ بگه؟

197
00:14:45,916 --> 00:14:47,866
‫پیدا کردنِ اون، تو رو به خطر میندازه.

198
00:14:47,916 --> 00:14:50,000
‫و حفظ امنیت تو، وظیفۀ اصلی منه.

199
00:14:50,291 --> 00:14:51,241
‫چرا؟

200
00:14:51,291 --> 00:14:53,500
‫چون من مادرتم، آشا.

201
00:14:58,375 --> 00:15:01,208
‫حداقل بچه خفه‌خون گرفت.

202
00:15:13,625 --> 00:15:16,000
‫آشا. آشا.

203
00:15:22,541 --> 00:15:23,875
‫هیس.

204
00:16:56,750 --> 00:16:58,125
‫برو بیرون!

205
00:17:33,291 --> 00:17:35,333
‫خدایا.

206
00:17:49,291 --> 00:17:51,083
‫آشا.

207
00:18:42,250 --> 00:18:44,708
‫متأسفم. متأسفم.

208
00:18:47,208 --> 00:18:49,825
‫دفعه بعد می‌تونم بکُشمش.

209
00:18:49,875 --> 00:18:51,666
‫اگه بهم یاد بدی...

210
00:18:54,916 --> 00:18:56,416
‫...می‌تونم بکُشمش.

211
00:19:24,708 --> 00:19:27,875
‫[سوئد]

212
00:20:02,937.5 --> 00:20:12,937.5
مووی شو
M O V I E S H O . C O M

213
00:20:48,000 --> 00:20:49,783
‫می‌دونی، وقتی کارم با اتاق هندریکس تموم شد،

214
00:20:49,833 --> 00:20:51,658
‫می‌خوام زیرزمین رو شروع کنم.

215
00:20:51,708 --> 00:20:55,116
‫و تو فکر این بودم که
‫تبدیلش کنیم به یه کارگاه هنری.

216
00:20:55,166 --> 00:20:58,950
‫تابستون‌های اینجا خیلی قشنگن.

217
00:20:59,000 --> 00:21:01,375
‫- هوم.
‫- برات یه دوربین می‌گیرم.

218
00:21:02,375 --> 00:21:04,083
‫نظرت چیه؟

219
00:21:06,583 --> 00:21:07,908
‫می‌خوام هندریکس رو ببینم.

220
00:21:07,958 --> 00:21:09,616
‫خیلی صبور بودم.

221
00:21:09,666 --> 00:21:12,750
‫از وقتی که همه با هم از «یوتا» خارج شدیم
‫و هر کی رفت یه سمت...

222
00:21:12,791 --> 00:21:15,825
‫یه ماه می‌گذره،
‫و من می‌خوام دخترم رو ببینم.

223
00:21:15,875 --> 00:21:17,450
‫باید بغلش کنم.

224
00:21:17,500 --> 00:21:19,241
‫- خطرناکه.
‫- از کجا می‌دونی؟

225
00:21:19,291 --> 00:21:21,741
‫- چون می‌دونم.
‫- چطور؟ از کجا می‌دونی؟!

226
00:21:21,791 --> 00:21:24,575
‫مانتیکور همه‌جاست. هر دوربین امنیتی، هر گوشی موبایل.

227
00:21:24,625 --> 00:21:26,708
‫هشت‌تا خانواده با تمام ثروت دنیا،

228
00:21:26,750 --> 00:21:30,958
‫دنبال من، نادیا، کارتر و تو می‌گردن
‫تا بتونن ما رو بکُشن.

229
00:21:31,125 --> 00:21:34,283
‫پس به صلاح هندریکسه که پیش خانوادۀ اورلیک بمونه

230
00:21:34,333 --> 00:21:36,616
‫و ما هم اینجا بمونیم

231
00:21:36,666 --> 00:21:39,416
‫و خونه رو براش آماده کنیم 
‫که وقتی اوضاع امن شد بیاریمش.

232
00:21:40,541 --> 00:21:41,575
‫تا اون‌موقع،

233
00:21:41,625 --> 00:21:43,408
‫نه تماسی می‌گیریم، نه ارتباطی برقرار می‌کنیم.

234
00:21:43,458 --> 00:21:45,033
‫من فقط می‌خوام دخترم رو ببینم.

235
00:21:45,083 --> 00:21:47,991
‫- می‌خوام بدونم که حال هندریکس خوبه یا نه.
‫- اگه خوب نبود، خبردار می‌شدیم.

236
00:21:48,041 --> 00:21:51,125
‫می‌شه اون درِ لعنتی رو درست کنیم؟!

237
00:21:52,250 --> 00:21:54,700
‫- نادیا آشا رو پیش خودش نگه داشته.
‫- نباید این کار رو می‌کرد.

238
00:21:54,750 --> 00:21:56,458
‫می‌دونه که داره جون بچه رو به خطر میندازه.

239
00:21:56,500 --> 00:21:59,491
‫یا شاید هم می‌دونه تنها کسیه
‫که واقعاً می‌تونه ازش محافظت کنه.

240
00:21:59,541 --> 00:22:01,033
‫بچه به مادرش نیاز داره.

241
00:22:01,083 --> 00:22:03,375
‫حال هندریکس خوبه!

242
00:22:10,541 --> 00:22:12,041
‫تازه خودتو نشون دادی.

243
00:22:12,208 --> 00:22:13,533
‫از من چی می‌خوای؟

244
00:22:13,583 --> 00:22:15,708
‫می‌خوام بدونم کی روبه‌روی من نِشسته،

245
00:22:15,875 --> 00:22:18,283
‫کی منو از بچه‌م دور نگه داشته.

246
00:22:18,333 --> 00:22:21,250
‫تو همون مَردی هستی که 
‫باهاش ازدواج کردم، یا اون یکی؟

247
00:22:22,333 --> 00:22:23,616
‫چون نمی‌تونی جفتش باشی.

248
00:22:23,666 --> 00:22:25,033
‫من همون مَردی‌ام که دوستش داری.

249
00:22:25,083 --> 00:22:26,950
‫از کجا باید مطمئن بشم؟

250
00:22:27,000 --> 00:22:29,033
‫- آخه چون...
‫- از کجا باید مطمئن بشم؟

251
00:22:29,083 --> 00:22:30,875
‫نمی‌دونم، خب؟ نمی‌دونم!

252
00:22:32,166 --> 00:22:35,783
‫یه شیشۀ آزمایشگاهیِ کوفتی 
‫به سَرَم تزریق شد،

253
00:22:35,833 --> 00:22:39,200
‫و حالا خاطراتی دارم 
‫از کارهایی که کردم، از کارهایی که باهام شد.

254
00:22:39,250 --> 00:22:42,416
‫هر چیزی که میسون بود الان درون منه.

255
00:22:43,291 --> 00:22:46,658
‫شب‌ها خواب‌هایی می‌بینم که خواب‌های اونه،

256
00:22:46,708 --> 00:22:49,083
‫غریزه‌های اون، خواسته‌های اون،

257
00:22:49,250 --> 00:22:52,416
‫رفتارهای اون و دردهای اون رو دارم.

258
00:22:54,458 --> 00:22:58,041
‫نمی‌دونم مربی لیگ بیسبال بچه‌ها بودم یا گلو می‌بریدم.

259
00:22:59,291 --> 00:23:02,583
‫ولی اینو می‌دونم...

260
00:23:02,750 --> 00:23:04,541
‫که تو رو دوست دارم.

261
00:23:06,166 --> 00:23:08,450
‫هندریکس رو دوست دارم.

262
00:23:08,500 --> 00:23:10,158
‫من همون مَردی‌ام که باهاش تشکیل زندگی دادی

263
00:23:10,208 --> 00:23:13,416
‫و بهت ثابت می‌کنم که من کایل‌ام.

264
00:23:39,125 --> 00:23:40,958
‫یک.
‫[اولین شرکت سه تریلیون دلاریِ دنیا]

265
00:23:42,416 --> 00:23:43,125
‫[براگا]

266
00:23:43,166 --> 00:23:43,866
‫دو.

267
00:23:43,916 --> 00:23:45,833
‫[یکی از ثروتمندترین خانواده‌های نفتیِ سیاره]

268
00:23:46,708 --> 00:23:47,375
‫[پائولو براگا]

269
00:23:47,416 --> 00:23:48,250
‫سه.

270
00:23:49,708 --> 00:23:50,541
‫[صد خیّر برتر]

271
00:23:50,583 --> 00:23:51,541
‫چهار.

272
00:23:53,583 --> 00:23:54,366
‫پنج.

273
00:23:54,416 --> 00:23:56,083
‫[مجلۀ مُد و فشن]

274
00:23:56,666 --> 00:23:57,500
‫شش.

275
00:23:58,750 --> 00:23:59,583
‫هفت.

276
00:24:00,916 --> 00:24:01,750
‫هشت.

277
00:24:03,458 --> 00:24:04,333
‫نُه.

278
00:24:05,666 --> 00:24:07,208
‫همه‌ش همین، پیرمرد؟

279
00:24:07,375 --> 00:24:08,208
‫پیرمرد؟

280
00:24:11,583 --> 00:24:12,708
‫ده.

281
00:24:27,000 --> 00:24:29,208
‫رسانه‌های دولتی گزارش می‌دن که رئیس‌جمهور روسیه،

282
00:24:29,250 --> 00:24:33,666
‫دیمیتری آرونوف، قراره هفتۀ آینده 
‫در نشست «گروه هشت» شرکت کنه.

283
00:24:33,708 --> 00:24:34,408
‫جو؟

284
00:24:34,458 --> 00:24:36,491
‫این اولین سفر خارجی‌ای هست که...

285
00:24:36,541 --> 00:24:38,908
‫- آقای آرونوف بعد از سه سال دارن می‌رن.
‫- جوآنا؟

286
00:24:38,958 --> 00:24:42,783
‫ایشون از زمان کودتای نافرجام مزدوران ولگا در مسکو 
‫تاکنون هیچ سفری نرفتن.

287
00:24:42,833 --> 00:24:46,825
‫موش‌کوچولوی روسی 
‫داره از سوراخ‌موشِ روسی‌ش میاد بیرون.

288
00:24:46,875 --> 00:24:51,366
‫در روز یازدهم ماه، آقای آرونوف 
‫به‌همراه تعدادی دیگر از کشورهای عضو گروه هشت

289
00:24:51,416 --> 00:24:53,908
‫در قلعۀ هالگارتن در اسکاتلند حضور خواهند یافت.

290
00:24:53,958 --> 00:24:55,750
‫ده روز.

291
00:25:19,250 --> 00:25:21,541
‫نابغه مشغول کاره.

292
00:25:22,833 --> 00:25:24,866
‫اینجا چی داریم؟

293
00:25:24,916 --> 00:25:27,408
‫عه، نه، برنارد. بی‌خیال.

294
00:25:27,458 --> 00:25:29,283
‫سرآشپزش سه ستارۀ «میشلن» داره.

295
00:25:29,333 --> 00:25:31,450
‫نباید اسرافش کنی.

296
00:25:31,500 --> 00:25:32,750
‫بیا.

297
00:25:34,333 --> 00:25:35,825
‫دهنت رو باز کن.

298
00:25:35,875 --> 00:25:37,075
‫آه...

299
00:25:37,125 --> 00:25:39,825
‫دو-دو-دو-‌دو دو-‌دو-‌دو-‌دو
‫دو-‌دو-‌دو-‌دو دو-‌دو-‌دو-‌دو

300
00:25:39,875 --> 00:25:41,741
‫دو-‌دو-‌دو-‌دو دو-‌دو-‌دو-‌دو-‌دو... اوه.

301
00:25:41,791 --> 00:25:44,158
‫پسر خوب.

302
00:25:44,208 --> 00:25:45,450
‫پسر خوب.

303
00:25:45,500 --> 00:25:48,033
‫هیچ‌کس با شکم خالی 
‫بهترین عملکردش رو نشون نمی‌ده.

304
00:25:48,083 --> 00:25:50,491
‫- هوم.
‫- خب برنارد...

305
00:25:50,541 --> 00:25:52,408
‫من دوست ندارم فشار بیارم به کسی.

306
00:25:52,458 --> 00:25:54,408
‫می‌دونم توی هنر «عجله» معنایی نداره.

307
00:25:54,458 --> 00:25:58,833
‫ولی آدمکُشم رو تا ده روز دیگه می‌خوام.

308
00:25:59,916 --> 00:26:01,075
‫غیرممکنه.

309
00:26:01,125 --> 00:26:04,408
‫ولی تو کل دوران کاری‌ت رو 
‫صرف ممکن‌کردنِ غیرممکن‌ها کردی.

310
00:26:04,458 --> 00:26:07,116
‫برای همین به دالیا گفتم
‫ارسالت کنه به خونۀ من.

311
00:26:07,166 --> 00:26:08,658
‫نمی‌دونم بهت چی بگم.

312
00:26:08,708 --> 00:26:10,875
‫حرفم اینه که، برنارد،

313
00:26:10,916 --> 00:26:14,291
‫کار لعنتی‌ت رو انجام بده.

314
00:26:20,041 --> 00:26:22,000
‫تو اینجا پرتقال پرورش نمی‌دی.

315
00:26:23,541 --> 00:26:24,625
‫مگه نه؟

316
00:26:27,541 --> 00:26:30,708
‫گفتی اون مَرد، داشته برای برادرهاش پرتقال می‌دزدیده،

317
00:26:30,750 --> 00:26:32,833
‫ولی تو اینجا پرتقال پرورش نمی‌دی.

318
00:26:33,833 --> 00:26:35,708
‫مچم رو گرفتی.

319
00:26:36,291 --> 00:26:37,625
‫چه باهوش.

320
00:26:39,666 --> 00:26:43,366
‫یه سال پیش، توی مراسم ختم پدرم نشسته بودم،

321
00:26:43,416 --> 00:26:46,783
‫و به بدنِ سردش توی اون تابوت زل زده بودم.

322
00:26:46,833 --> 00:26:50,916
‫و تنها چیزی که می‌تونستم ببینم
‫خودم بعد از ۶۰ سال بود.

323
00:26:52,291 --> 00:26:53,491
‫یه جسد بی‌جون و سرد.

324
00:26:53,541 --> 00:26:56,041
‫امیدوارم یه‌کم زودتر اتفاق بیفته.

325
00:26:57,416 --> 00:26:59,125
‫همه‌مون یه روز می‌میریم، برنارد.

326
00:26:59,958 --> 00:27:05,075
‫و وقتی حقیقت رو بپذیری، هدفت روشن می‌شه.

327
00:27:05,125 --> 00:27:07,408
‫اوه. که این‌طور.

328
00:27:07,458 --> 00:27:09,541
‫تو یه جوان روشن‌فکر از نسل «زِد» هستی.

329
00:27:10,541 --> 00:27:14,208
‫تمام این‌مدت، فکر می‌کردم
‫به‌خاطر پوله که فاسد و تباه شدی.

330
00:27:14,250 --> 00:27:16,575
‫بشریت یه تاریخ انقضا داره.

331
00:27:16,625 --> 00:27:18,783
‫هدف من توی زندگی اینه که

332
00:27:18,833 --> 00:27:22,700
‫تاریخ این انقضا رو برای پسرم به تعویق بندازم.

333
00:27:22,750 --> 00:27:26,875
‫اینجا شرافت انقدر بی‌ارزشه
‫که با یه قاشق پلاستیکی می‌شه از کفِ زمین جمعش کرد.

334
00:27:31,791 --> 00:27:34,533
‫تا هفتۀ دیگه یه آدمکُش قابل‌تنظیم می‌خوام،

335
00:27:34,583 --> 00:27:37,908
‫وگرنه دخترت رو پیدا می‌کنم،
‫زنده‌زنده پوستش رو می‌کنم،

336
00:27:37,958 --> 00:27:41,541
‫درست مثل یه پرتقال کوفتی پوستش رو می‌کنم.

337
00:27:43,875 --> 00:27:45,916
‫می‌رم پاریس و تا فردا برنمی‌گردم.

338
00:27:47,291 --> 00:27:48,700
‫یا الان یا هیچ‌وقت، برنارد.

339
00:27:48,750 --> 00:27:51,875
‫ده روز وقت داری.

340
00:28:46,333 --> 00:28:47,916
‫صبحانه.

341
00:29:10,166 --> 00:29:12,000
‫بازش کن! بازش کن!

342
00:30:18,083 --> 00:30:19,833
‫وایستا! وایستا!

343
00:30:52,875 --> 00:30:56,450
‫- یکی‌شون رو جا انداختی.
‫- گندش بزنن! تو یکی نه!

344
00:30:56,500 --> 00:30:59,408
‫غم‌انگیزه که می‌بینم 
‫سرِ پیری انقدر بی‌دقت شدی، برنارد.

345
00:30:59,458 --> 00:31:01,033
‫ضمناً باید باعث افتخارت باشه.

346
00:31:01,083 --> 00:31:02,833
‫امروز می‌تونستم جون یکی دیگه رو نجات بدم،

347
00:31:02,875 --> 00:31:05,491
‫ولی توی این خراب‌شده‌ام 
‫و دارم جونِ بی‌ارزش تو رو نجات می‌دم.

348
00:31:05,541 --> 00:31:08,708
‫حالا اسلحه رو بده به من. زود باش!

349
00:31:15,416 --> 00:31:17,750
‫داری چی‌کار می‌کنی؟ داری چی‌کار می‌کنی؟

350
00:31:18,541 --> 00:31:21,375
‫مطمئن می‌شم کس دیگه‌ای سعی نکنه 
‫به سرِ لعنتی‌ت شلیک کنه.

351
00:31:22,166 --> 00:31:23,416
‫حله؟

352
00:31:30,875 --> 00:31:32,700
‫واقعاً برای چی اومدی اینجا، هاچ؟

353
00:31:32,750 --> 00:31:35,333
‫اومدم پائولو براگا رو بکُشم، برنی،

354
00:31:35,375 --> 00:31:38,533
‫و از چشمات معلومه که 
‫تو هم دلت می‌خواد بکُشی‌ش.

355
00:31:38,583 --> 00:31:41,075
‫نه. چی؟ نه. گور بابای چشمام!

356
00:31:41,125 --> 00:31:43,366
‫من دارم سعی می‌کنم از دست پائولو براگا فرار کنم.

357
00:31:43,416 --> 00:31:44,450
‫احمقِ لعنتی.

358
00:31:44,500 --> 00:31:46,950
‫خب از اونجایی که هردومون می‌خوایم
‫اون لکۀ کثافت رو نابود کنیم،

359
00:31:47,000 --> 00:31:49,291
‫یه لطف بزرگ در حقت می‌کنم، برنی.

360
00:31:50,250 --> 00:31:51,958
‫باهات هم‌تیمی می‌شم.

361
00:31:54,375 --> 00:31:55,958
‫تو خیلی احمقی.

362
00:32:06,125 --> 00:32:08,991
‫از شانس خوبت، یه ماشین دیگه 
‫حدود یک و نیم کیلومتریِ اینجا دارم.

363
00:32:09,041 --> 00:32:10,208
‫این چه وضعشه؟

364
00:32:10,250 --> 00:32:12,708
‫یا می‌تونی سعی کنی «‌اوبر» بگیری.
‫(سرویس سفر اشتراکی)

365
00:32:13,083 --> 00:32:16,575
‫ولی توی چنین منطقۀ دوردستی، 
‫اونم نزدیک ساعت شلوغی،

366
00:32:16,625 --> 00:32:18,875
‫با یه قیمتِ نجومی روبه‌رو می‌شی.

367
00:32:36,500 --> 00:32:38,575
‫شوخی‌ت گرفته؟ چی‌کار می‌کنی؟

368
00:32:38,625 --> 00:32:41,116
‫دارم سعی می‌کنم مایعات بدنم رو تأمین کنم، 
‫و هیدراته بمونم.

369
00:32:41,166 --> 00:32:44,241
‫این نوشیدنی‌ها آب بدن رو کم می‌کنن.

370
00:32:44,291 --> 00:32:47,116
‫این به معنای واقعی کلمه 
‫احمقانه‌ترین مزخرفیه که تا حالا شنیدم.

371
00:32:47,166 --> 00:32:48,908
‫پر از الکترولیت و آهنه.

372
00:32:48,958 --> 00:32:50,833
‫یه زمان به زن‌های تازه‌زایمان‌کرده می‌دادن.

373
00:32:50,875 --> 00:32:54,833
‫آره، یه زمان به مریض‌ها زالو مینداختن،
‫تا اینکه چیزهای جدید یاد گرفتن.

374
00:32:55,750 --> 00:32:58,408
‫- تازه داری رانندگی هم می‌کنی.
‫- آره، مثل قهرمانِ «نسکار».

375
00:32:58,458 --> 00:33:00,666
‫انقدر نگران نباش، خب؟

376
00:33:00,833 --> 00:33:02,958
‫می‌دونی، یه‌بار با یه «بلک‌هاوک» از «چاد» پرواز کردم

377
00:33:03,000 --> 00:33:05,575
‫در حالی که همزمان داشتم کوکائین می‌کشیدم.

378
00:33:05,625 --> 00:33:06,583
‫- اه.
‫- حله؟

379
00:33:06,625 --> 00:33:08,491
‫- ای خدا.
‫- می‌دونی، همه‌جای هلی‌کوپتر...

380
00:33:08,541 --> 00:33:10,491
‫پر از مواد شده بود، برنارد.

381
00:33:10,541 --> 00:33:11,866
‫تا حالا بیلیارد بازی کردی؟

382
00:33:11,916 --> 00:33:13,575
‫- نه.
‫- تا حالا اسنوکر بازی کردی؟

383
00:33:13,625 --> 00:33:15,583
‫- نه، نه.
‫- خب، من جفتش رو توی نشئگی بازی کردم

384
00:33:15,625 --> 00:33:17,208
‫و بازم تونستم برنده بشم.

385
00:33:17,375 --> 00:33:19,833
‫- روی یه قایقِ در حال حرکت.
‫- خدایا.

386
00:33:21,958 --> 00:33:23,750
‫خب، حالا براگا از تو چی می‌خواست؟

387
00:33:24,666 --> 00:33:27,783
‫مجبورم کرده بود یه برنامۀ کنترل ذهن بسازم.

388
00:33:27,833 --> 00:33:29,325
‫منظورت از یه برنامۀ کنترل ذهن چیه؟

389
00:33:29,375 --> 00:33:32,708
‫یه ریزتراشه‌ست، بعدش توی مغز آدما کار گذاشته می‌شه،

390
00:33:32,958 --> 00:33:34,825
‫بعدش می‌تونی دستورالعمل‌ها رو بهش مخابره کنی

391
00:33:34,875 --> 00:33:37,783
‫و می‌تونی مجابشون کنی 
‫هر کاری که دلت می‌خواد برات انجام بدن.

392
00:33:37,833 --> 00:33:40,616
‫اساساً اراده‌شون رو ازشون می‌گیری. یه همچین چیزیه.

393
00:33:40,666 --> 00:33:42,825
‫- خیلی شبیه فیلمای علمی‌تخیلی‌ـه، برنارد.
‫- آره،

394
00:33:42,875 --> 00:33:44,366
‫چون کارم همینه، هاچ.

395
00:33:44,416 --> 00:33:46,033
‫من چیزهای علمی‌تخیلی می‌سازم.

396
00:33:46,083 --> 00:33:47,950
‫خب، گوساله‌ای مثل پائولو براگا

397
00:33:48,000 --> 00:33:50,083
‫یه دستگاه کنترل ذهن به چه دردش می‌خوره؟

398
00:33:50,541 --> 00:33:52,866
‫یه آدمکُش فوری می‌خواست.

399
00:33:52,916 --> 00:33:55,450
‫- مثل فیلم «کاندیدای منچوری»؟
‫- آره، هاچ.

400
00:33:55,500 --> 00:33:59,458
‫- مثل کاندیدای منچوری.
‫- پسر، این فوق‌العاده‌ست.

401
00:33:59,625 --> 00:34:00,991
‫می‌دونی، بابام هر شنبه شب

402
00:34:01,041 --> 00:34:02,741
‫مجبورم می‌کرد اون فیلم رو باهاش ببینم.

403
00:34:02,791 --> 00:34:05,250
‫اوهوم، خب، الان دیگه فیلم نیست.

404
00:34:07,000 --> 00:34:10,041
‫پس اینو براش ساختی، هان؟

405
00:34:12,250 --> 00:34:13,833
‫خیلی گندکاریه، برنارد.

406
00:34:14,958 --> 00:34:17,450
‫می‌خواست خانواده‌م رو بکُشه.

407
00:34:17,500 --> 00:34:19,075
‫اون مغزت هر چیزی رو توجیه می‌کنه

408
00:34:19,125 --> 00:34:21,125
‫اگه بخواد تو رو به خواسته‌ت برسونه.

409
00:34:23,416 --> 00:34:26,083
‫خیلی‌خب. وقتِ عوض‌کردنِ ماشیناست.

410
00:34:33,416 --> 00:34:35,791
‫خب اگه قراره با هم کار کنیم

411
00:34:35,833 --> 00:34:37,866
‫به گمونم باید اختلافاتمون رو بذاریم کنار.

412
00:34:37,916 --> 00:34:40,158
‫با هم کار نمی‌کنیم.
‫الان دوتا ماشین داریم.

413
00:34:40,208 --> 00:34:42,408
‫اون یکی برای تو، این یکی هم برای من.

414
00:34:42,458 --> 00:34:44,625
‫خیلی ممنون و موفق باشی.

415
00:34:44,791 --> 00:34:46,283
‫این ماشین ردیاب داره، برنارد.

416
00:34:46,333 --> 00:34:49,250
‫- سه‌سوته پیداش می‌کنن.
‫- ریسکش رو می‌پذیرم.

417
00:34:51,333 --> 00:34:52,625
‫صندلی کودک می‌خوای؟

418
00:34:57,375 --> 00:35:00,083
‫جداً چطور می‌خوای از فرانسه خارج بشی؟

419
00:35:00,250 --> 00:35:02,033
‫نه مدارکت رو داری، نه پاسپورت،

420
00:35:02,083 --> 00:35:05,208
‫و یکی از ثروتمندترین آدمای جهان 
‫و اون آشغالای مانتیکوری

421
00:35:05,250 --> 00:35:06,616
‫می‌افتن دنبالت...

422
00:35:06,666 --> 00:35:07,666
‫خودم می‌دونم.

423
00:35:07,708 --> 00:35:10,533
‫برنارد، تو انگار ۱۲۰ سال سن داری!

424
00:35:10,583 --> 00:35:12,700
‫حتی اسلحه هم نداری.

425
00:35:12,750 --> 00:35:14,833
‫حقیقت رو بپذیر: به من نیاز داری.

426
00:35:16,291 --> 00:35:19,866
‫تو به کل قوا و ثروت سازمان سیا پشت سرت نیاز داری.

427
00:35:19,916 --> 00:35:21,825
‫این تنها راهیه که می‌تونی براگا رو بکُشی

428
00:35:21,875 --> 00:35:24,250
‫و جلوی اون چیزه که 
‫مثل کاندیدای منچوری می‌مونه رو بگیری.

429
00:35:24,416 --> 00:35:26,658
‫لعنتی!

430
00:35:26,708 --> 00:35:28,541
‫لعنتی!

431
00:35:37,958 --> 00:35:39,375
‫آفرین، برنی.

432
00:35:42,208 --> 00:35:43,616
‫نارنجک هر چی داشته باشی بازم کمه.

433
00:35:43,666 --> 00:35:44,908
‫برای تو که اصلاً کم نیست.

434
00:35:44,958 --> 00:35:46,041
‫بیش‌ازحد داری.

435
00:35:47,166 --> 00:35:48,458
‫مخالفم ولی بحث نمی‌کنم.

436
00:35:48,500 --> 00:35:49,708
‫راه بیفت!

437
00:36:05,166 --> 00:36:07,333
‫خب، تا نقطۀ تخلیۀ سازمان سیا چقدر راهه؟

438
00:36:08,791 --> 00:36:10,333
‫هنوز داریم روش کار می‌کنیم.

439
00:36:10,375 --> 00:36:12,366
‫خب الان بهترین فرصته

440
00:36:12,416 --> 00:36:14,991
‫که تو و تیمت توی سازمان سیا 
‫کار کردن روی نقشه رو تموم کنید!

441
00:36:15,041 --> 00:36:19,075
‫آره، ولی مسئله اینه که
‫الان یه خرده سخته، برناردو.

442
00:36:19,125 --> 00:36:20,491
‫یعنی چی؟

443
00:36:20,541 --> 00:36:24,208
‫من دقیقاً تیمی توی سازمان سیا ندارم 
‫که بشه بهش گفت تیم.

444
00:36:25,708 --> 00:36:26,908
‫مأموریتت اینه که مخفی بشی؟

445
00:36:26,958 --> 00:36:28,208
‫بله.

446
00:36:28,375 --> 00:36:29,333
‫انداختنت بیرون؟

447
00:36:29,375 --> 00:36:31,866
‫- کسی منو بیرون نمیندازه، برنارد.
‫- سازمان سیا انداخته‌ت بیرون؟

448
00:36:31,916 --> 00:36:33,450
‫- جواب بده.
‫- خودم ولشون کردم.

449
00:36:33,500 --> 00:36:35,658
‫- خب؟
‫- تو گفتی که...

450
00:36:35,708 --> 00:36:38,741
‫- کل قوای سازمان سیا میاد پشتم.
‫- گفتم نیاز به این داری...

451
00:36:38,791 --> 00:36:40,866
‫- که کل قوای سازمان سیا بیاد پشتت.
‫- نه، نگفتی...

452
00:36:40,916 --> 00:36:42,866
‫- که خب، همین‌طور هم هست.
‫- تو این‌طوری نگفتی.

453
00:36:42,916 --> 00:36:46,533
‫فقط اینکه من کل قوا رو ندارم
‫ولی خبر خوب اینه که منو داری.

454
00:36:46,583 --> 00:36:48,283
‫لعنت بهش.

455
00:36:48,333 --> 00:36:50,033
‫- اه. می‌دونستم.
‫- می‌شه آروم باشی؟

456
00:36:50,083 --> 00:36:52,116
‫- داره چِندشم می‌شه.
‫- می‌دونستم. می‌دونستم.

457
00:36:52,166 --> 00:36:53,533
‫چی‌کار کردی؟

458
00:36:53,583 --> 00:36:55,575
‫من هیچ غلطی نکردم.

459
00:36:55,625 --> 00:36:58,158
‫- چی‌کار کردی؟
‫- هیچی. هیچ غلطی نکردم.

460
00:36:58,208 --> 00:37:00,241
‫- چی‌کار کردی؟
‫- ولی یکی از همکارهام

461
00:37:00,291 --> 00:37:03,958
‫فهمید که پائولو براگا داشته میلیون‌ها دلار 
‫به گروهک‌های تروریستیِ اروپا پول تزریق می‌کرده.

462
00:37:04,000 --> 00:37:06,491
‫و برای لاپوشونی، سعی کرد همکارم رو بکُشه.

463
00:37:06,541 --> 00:37:09,166
‫برحسب اتفاق، من خیلی از این دختره خوشم میاد.

464
00:37:10,833 --> 00:37:12,083
‫مثل یه خواهر.

465
00:37:13,500 --> 00:37:15,700
‫مثل خواهری که باهاش همکار هستی.

466
00:37:15,750 --> 00:37:16,783
‫- چی؟
‫- آره، فقط...

467
00:37:16,833 --> 00:37:18,450
‫خواهر دیگه‌ای هم داری
‫که باهاش همکار باشی؟

468
00:37:18,500 --> 00:37:19,991
‫اون بامزه و باهوشه،

469
00:37:20,041 --> 00:37:22,658
‫- و برام مهمه، خب؟
‫- الکی جلوی من می‌گه «خواهر».

470
00:37:22,708 --> 00:37:26,241
‫و پائولو براگا می‌خواست یه گلوله توی سر اون خالی کنه،
‫پس می‌زنم می‌کُشمش.

471
00:37:26,291 --> 00:37:29,575
‫اگه می‌خوایم فرصتی برای این داشته باشیم
‫که جلوی پائولو براگا رو بگیریم

472
00:37:29,625 --> 00:37:31,825
‫و نذاریم کاندیدای منچوری‌ش رو بسازه...

473
00:37:31,875 --> 00:37:35,700
‫- کاندیدای منچوریِ تو، برنارد.
‫- نمی‌تونیم این کار رو تنهایی انجام بدیم، باشه؟

474
00:37:35,750 --> 00:37:38,658
‫- درسته.
‫- به جاسوس‌هایی مثل خودمون نیاز داریم.

475
00:37:38,708 --> 00:37:40,325
‫یتیم‌شده. مُهره‌سوخته.

476
00:37:40,375 --> 00:37:41,575
‫طرد‌شده.

477
00:37:41,625 --> 00:37:42,950
‫روان‌پریش.

478
00:37:43,000 --> 00:37:45,533
‫آدمایی که به هیچ‌چیزی توی این دنیا وفادار نیستن.

479
00:37:45,583 --> 00:37:46,866
‫نه. چی؟

480
00:37:46,916 --> 00:37:48,283
‫نه، ما به وفاداری نیاز داریم.

481
00:37:48,333 --> 00:37:50,166
‫- دقیقاً.
‫- وفاداری چیزیه که بهش نیاز داریم.

482
00:37:50,208 --> 00:37:52,500
‫درسته. بی‌نهایت وفادار.

483
00:37:52,541 --> 00:37:54,616
‫دقیقاً یه نفر رو مد نظر دارم.

484
00:37:54,666 --> 00:37:56,541
‫عه، کی؟

485
00:37:56,708 --> 00:37:58,750
‫همون دختری که مثل خواهرت می‌مونه؟

486
00:37:59,625 --> 00:38:01,666
‫شورش رو درنیار دیگه.

487
00:38:05,958 --> 00:38:08,791
‫[آلمان]

488
00:38:26,583 --> 00:38:28,950
‫خانم‌ها و آقایون، در مقابل شما

489
00:38:29,000 --> 00:38:33,033
‫پرندهٔ «اورتولان» قرار داره، 
‫غذای لذیذی که پادشاهان،

490
00:38:33,083 --> 00:38:36,458
‫رؤسای جمهور آمریکا و کشیش‌ها ازش لذت می‌بردن.

491
00:38:36,625 --> 00:38:39,291
‫اتفاقاً ابداع یه کشیش هم بوده.

492
00:38:40,500 --> 00:38:42,533
‫پرنده رو کور کردن

493
00:38:42,583 --> 00:38:44,533
‫و برای همین فکر می‌کنه همیشه شب هست

494
00:38:44,583 --> 00:38:46,991
‫و مدام می‌خوره و چاق می‌شه.

495
00:38:47,041 --> 00:38:50,083
‫دقیقاً مثل تو، گری، کثافت چاقالو.

496
00:38:59,583 --> 00:39:00,991
‫تو کی هستی؟

497
00:39:01,041 --> 00:39:03,041
‫برای مهمونی اومدم.

498
00:39:04,916 --> 00:39:07,325
‫روشِ خوردنش اینه که 
‫از کلّه‌ش بگیرید...

499
00:39:07,375 --> 00:39:09,450
‫و یک‌دفعه، از پا، قورتش بدید.

500
00:39:09,500 --> 00:39:10,875
‫و می‌بینید که یه دستمال جلوتونه.

501
00:39:10,916 --> 00:39:14,333
‫اون رو می‌ذارید روی سرتون 
‫تا کائنات نفهمن چقدر شرمسارید.

502
00:39:14,541 --> 00:39:18,333
‫خب، شروع می‌کنیم.

503
00:39:18,500 --> 00:39:20,000
‫یه لقمۀ چپش کنید.

504
00:39:23,125 --> 00:39:25,950
‫معلوم هست اینجا چه خبره؟

505
00:39:26,000 --> 00:39:28,325
‫صداش مثل شلیک بود.

506
00:39:28,375 --> 00:39:30,033
‫اوه!

507
00:39:30,083 --> 00:39:32,575
‫خیلی‌خب، بهتون می‌گم اوضاع از چه قراره. 
‫من می‌رم داخل این اتاق.

508
00:39:32,625 --> 00:39:34,958
‫هرکی از این در وارد شد، بهش شلیک کنید.

509
00:39:36,875 --> 00:39:38,741
‫حالا اگه می‌تونید بیاید اینجا، کثافتا!

510
00:39:38,791 --> 00:39:41,375
‫- سلام فرانکی.
‫- چه وضعشه؟

511
00:39:43,000 --> 00:39:45,000
‫نادیا، من مشکل قلبی دارم.

512
00:39:45,666 --> 00:39:48,200
‫راستی، تیم امنیتی‌ت خیلی مزخرفه.

513
00:39:48,250 --> 00:39:50,500
‫چه بلایی سرت اومده؟ 
‫سر و ریختت داغونه.

514
00:39:51,583 --> 00:39:54,000
‫همیشه این شکلی نیستی، ولی الان هستی.

515
00:39:56,125 --> 00:39:59,283
‫اسم تک‌تک مأمورهای مانتیکور رو می‌خوام تا بکُشمشون.

516
00:39:59,333 --> 00:40:01,500
‫همه دارن دنبالت می‌گردن. مسخره‌بازی درنیار.

517
00:40:04,125 --> 00:40:06,625
‫نمی‌ذارم دخترم هر چند هفته یه‌بار 
‫چمدونش رو ببنده و فرار کنه،

518
00:40:06,666 --> 00:40:08,491
‫موهاش رو رنگ نمی‌کنم، اسمش رو عوض نمی‌کنم،

519
00:40:08,541 --> 00:40:11,208
‫پس بهتره گوش بدی چی می‌گم 
‫و خوب هم گوش بدی.

520
00:40:11,375 --> 00:40:14,783
‫هویت ما رو پاک می‌کنی،
‫همون‌طور که بلدی ناپدیدمون می‌کنی

521
00:40:14,833 --> 00:40:16,450
‫وگرنه به صورتت شلیک می‌کنم.

522
00:40:16,500 --> 00:40:19,158
‫خب، نمی‌خواد ادای جاسوس‌های ترسناک رو دربیاری.

523
00:40:19,208 --> 00:40:20,658
‫چند ساله که کارم همینه.

524
00:40:20,708 --> 00:40:23,583
‫دخترم الان تنها توی مغازۀ یه پمپ‌بنزین نِشسته،

525
00:40:23,625 --> 00:40:25,241
‫پس تنها چیزی که می‌خوام ازت بشنوم اینه:

526
00:40:25,291 --> 00:40:27,616
‫«این کار رو می‌کنم، نادیا. 
‫هر چی تو بگی، نادیا.»

527
00:40:27,666 --> 00:40:29,116
‫من مثل طاعونی‌ها می‌مونم.

528
00:40:29,166 --> 00:40:31,658
‫هیچ‌کس حتی حاضر نیست بهم نزدیک بشه.

529
00:40:31,708 --> 00:40:33,158
‫خب؟

530
00:40:33,208 --> 00:40:34,741
‫توی لیست سیاهم.

531
00:40:34,791 --> 00:40:37,791
‫یه نیروی جدید اومد،
‫و من کارها رو به سبک قدیما انجام می‌دادم و...

532
00:40:37,958 --> 00:40:39,375
‫خب چه فرقی می‌کنه آخه؟

533
00:40:39,958 --> 00:40:41,200
‫وضعت که خیلی خوبه.

534
00:40:41,250 --> 00:40:43,283
‫این مال من نیست، احمق جان.

535
00:40:43,333 --> 00:40:45,416
‫این یه مسافرخونۀ اجاره‌ایه.

536
00:40:45,583 --> 00:40:47,533
‫و اون مشتری‌های بیرون، چیزی نمونده بود...

537
00:40:47,583 --> 00:40:51,325
‫یه سهم از اقامتگاهِ تفریحیِ اشتراکی بخرن
‫که تو اومدی و خرابش کردی.

538
00:40:51,375 --> 00:40:53,500
‫واقعاً لطف کردی!

539
00:40:53,666 --> 00:40:55,075
‫من فقط حفظ ظاهر می‌کنم.

540
00:40:55,125 --> 00:40:57,166
‫ظاهرِ خوبی دارم
‫ولی در باطن هیچی ندارم.

541
00:40:58,208 --> 00:41:00,783
‫ببین، روحم هم خبر نداره از کجا اومدی.

542
00:41:00,833 --> 00:41:03,291
‫روحم هم خبر نداره چرا هنوز زنده‌ای.

543
00:41:04,041 --> 00:41:05,916
‫اسلحه رو به سمت آدم اشتباهی نشونه گرفتی.

544
00:41:07,708 --> 00:41:09,666
‫شما توی سیاتل یه خبرچین داشتید.

545
00:41:09,833 --> 00:41:11,283
‫می‌دونم خبرچین داشتیم.

546
00:41:11,333 --> 00:41:12,666
‫می‌دونی کیه، نه؟

547
00:41:13,708 --> 00:41:15,075
‫چی زرت‌وپرت می‌کنی؟

548
00:41:15,125 --> 00:41:17,741
‫عه، پس نمی‌دونی کیه؟ جالب شد.

549
00:41:17,791 --> 00:41:19,283
‫تو چطور ممکنه بدونی؟

550
00:41:19,333 --> 00:41:21,125
‫مامانش بهم گفت.

551
00:41:31,541 --> 00:41:33,458
‫فکر کنم تو بدونی کیه.

552
00:41:35,541 --> 00:41:38,500
‫فکر کنم بدونی چون باهاش ازدواج کردی.

553
00:41:41,541 --> 00:41:42,991
‫پیش تو، من خودم هستم،

554
00:41:43,041 --> 00:41:46,041
‫و فقط پیش توئه که خودم هستم. 
‫باهام ازدواج کن.

555
00:41:46,125 --> 00:41:47,200
‫- می‌تونم بهت اعتماد کنم؟
‫- معلومه!

556
00:41:47,250 --> 00:41:48,416
‫من چی؟ می‌تونم بهت اعتماد کنم؟

557
00:41:48,625 --> 00:41:50,700
‫- برامون نقشه کشیده بودن.
‫- کیا؟

558
00:41:50,750 --> 00:41:53,333
‫نمی‌دونم، ولی دارن سیاتل رو با خاک یکسان می‌کنن.

559
00:41:56,916 --> 00:41:58,250
‫بهش اعتماد ندارم.

560
00:41:58,541 --> 00:41:59,958
‫پس یادت میاد.

561
00:42:00,000 --> 00:42:01,708
‫همه‌چیز رو یادم میاد.

562
00:42:02,666 --> 00:42:05,083
‫(بعد از تیتراژ: آنچه در آینده خواهید دید)

563
00:42:05,208 --> 00:42:09,958
‫«ترجمه از محمد سید»

564
00:42:19,208 --> 00:42:21,950
‫دنیا قبلاً جایی بود که

565
00:42:22,000 --> 00:42:23,908
‫مرزبندی‌ها خیلی مشخص بودن.

566
00:42:23,958 --> 00:42:25,950
‫ولی دیگه نمی‌دونم کی خطرناکه

567
00:42:26,000 --> 00:42:28,366
‫و کی نیست.

568
00:42:28,416 --> 00:42:30,158
‫خواهشاً بگو من اینجا چی‌کار می‌کنم.

569
00:42:30,208 --> 00:42:31,491
‫[آنچه در این فصل خواهید دید]

570
00:42:31,541 --> 00:42:33,116
‫پائولو براگا تا چند روز دیگه

571
00:42:33,166 --> 00:42:35,033
‫تکنولوژی‌ای رو کامل می‌کنه که می‌تونه

572
00:42:35,083 --> 00:42:38,291
‫ذهن آدم رو تسخیر کنه 
‫و ازش یه آدمکش بسازه.

573
00:42:39,125 --> 00:42:41,200
‫به جاسوس‌هایی مثل خودمون نیاز داریم.

574
00:42:41,250 --> 00:42:44,166
‫طردشده‌ها. 
‫آدمایی که به هیچ‌چیزی توی این دنیا وفادار نیستن.

575
00:42:47,458 --> 00:42:48,658
‫نه. چی؟

576
00:42:48,708 --> 00:42:50,116
‫نه، ما وفاداری می‌خوایم.

577
00:42:50,166 --> 00:42:51,958
‫- دقیقاً.
‫- وفاداری چیزیه که بهش نیاز داریم.

578
00:42:52,000 --> 00:42:53,916
‫درسته. بی‌نهایت وفادار.

579
00:42:55,250 --> 00:42:56,200
‫هاچ.

580
00:42:56,250 --> 00:42:58,500
‫خوشوقتم. این دوست منه، «سلین رور».

581
00:42:59,833 --> 00:43:00,991
‫خوشوقت نیستم.

582
00:43:01,041 --> 00:43:03,375
‫می‌خوای این نابغه‌های عتیقه‌ت رو برداری و ببری؟

583
00:43:03,625 --> 00:43:05,158
‫قبلاً عضو سازمان سیا بودن.

584
00:43:05,208 --> 00:43:07,241
‫ما فرانک شارپ رو می‌خوایم.

585
00:43:07,291 --> 00:43:10,000
‫می‌دونم که توی جمع‌کردنِ آتو از دیگران، استادی.

586
00:43:10,916 --> 00:43:12,958
‫دو برابر بده تا یه آتوی حال‌به‌هم‌زن دربیارم.

587
00:43:13,291 --> 00:43:15,125
‫بدون من شروع کردید؟

588
00:43:15,750 --> 00:43:17,708
‫چرا اون رو وارد این قضیه کردی؟

589
00:43:18,750 --> 00:43:20,916
‫یه چیزی که میسون کین توش خیلی تبحر داره...

590
00:43:25,250 --> 00:43:26,833
‫...کُشتنِ آدماست.

591
00:43:27,208 --> 00:43:28,583
‫تو همه‌چی رو گرفتی.

592
00:43:28,750 --> 00:43:31,458
‫نمی‌خوام به دخترم حتی نزدیک بشی!

593
00:43:34,916 --> 00:43:36,450
‫منو یاد یه بنده‌خدایی میندازی.

594
00:43:36,500 --> 00:43:38,700
‫- یه مرد خوش‌تیپ که قبلاً دوستش داشتی؟
‫- عَموم.

595
00:43:38,750 --> 00:43:40,325
‫خیلی غمگین بود.

596
00:43:40,375 --> 00:43:43,075
‫- خیلی‌خب.
‫- و فقیر. و تنها مُرد.

597
00:43:43,125 --> 00:43:45,166
‫خیلی‌خب، باید به این حرف‌ها گوش بدم؟

598
00:43:47,416 --> 00:43:48,991
‫به‌عنوان یه تیم،

599
00:43:49,041 --> 00:43:51,291
‫یه سطحی از اعتماد وجود داره.

600
00:43:52,250 --> 00:43:53,241
‫اعتماد؟

601
00:43:53,291 --> 00:43:54,866
‫شماها خودتون رو دیدید؟

602
00:43:54,916 --> 00:43:56,708
‫ما سوسیس‌ها رو درست می‌کنیم.

603
00:44:01,541 --> 00:44:03,791
‫سه، دو، یک.

604
00:44:04,208 --> 00:44:06,033
‫بخوابید روی زمین! بخوابید روی زمین!

605
00:44:06,083 --> 00:44:07,825
‫- اسلحه!
‫- منم اسلحه دارم.

606
00:44:07,875 --> 00:44:10,083
‫همه‌مون اسلحه داریم، ولی استفاده نمی‌کنیم.

607
00:44:11,166 --> 00:44:14,083
‫[سیتادل]

608
00:44:14,125 --> 00:44:15,541
‫نارنجک هر چی داشته باشی بازم کمه.

609
00:44:15,583 --> 00:44:16,825
‫برای تو که اصلاً کم نیست.

610
00:44:16,875 --> 00:44:18,208
‫بیش‌ازحد داری.

611
00:44:20,208 --> 00:44:30,208
دانلود فیلم و سریال
M O V I E S H O . C O M