1
00:00:14,125 --> 00:00:15,583
‫آنچه باید بدانید...

2
00:00:17,125 --> 00:00:18,291
‫باید فرار کنی.

3
00:00:18,375 --> 00:00:20,125
‫اون زنِ میسون کینه.

4
00:00:20,250 --> 00:00:21,625
‫- پیداش کردیم.
‫- شما یه نفوذی

5
00:00:21,750 --> 00:00:22,666
‫تو سیتادل داشتین.

6
00:00:23,625 --> 00:00:24,500
‫تو بودی.

7
00:00:24,541 --> 00:00:26,541
‫اگه دوباره ببینمت، می‌کشمت.

8
00:00:26,666 --> 00:00:28,625
‫دیمیتری آرونوف، رئیس‌جمهور روسیه

9
00:00:28,666 --> 00:00:31,375
‫هفته آینده در اجلاس گروه هشت شرکت می‌کند.

10
00:00:31,666 --> 00:00:34,325
‫تا ده روز دیگه آدمکشم رو می‌خوام.

11
00:00:34,375 --> 00:00:35,750
‫همون کسی رو از دست دادیم که

12
00:00:35,875 --> 00:00:37,875
‫می‌تونست چیزی رو که لازم داریم بسازه.

13
00:00:38,000 --> 00:00:40,000
‫یکی دیگه هست که می‌تونه
‫این نرم‌افزار رو درست کنه.

14
00:00:40,125 --> 00:00:41,041
‫یه هکر کره‌ای.

15
00:00:41,125 --> 00:00:42,375
‫اگه بخوایم شانسی

16
00:00:42,500 --> 00:00:44,750
‫برای متوقف کردن پائولو براگا داشته باشیم،

17
00:00:44,791 --> 00:00:46,166
‫تنهایی از پسش به تنهایی برنمیایم.

18
00:00:46,250 --> 00:00:47,750
‫برنارد هنوز زنده‌ست؟

19
00:00:47,791 --> 00:00:49,500
‫برد هدمایر از تاونون، کالیفرنیا،

20
00:00:49,583 --> 00:00:51,250
‫- مگه اون دوست تو نیست؟
‫- چرا.

21
00:00:52,875 --> 00:00:53,916
‫[باها مار - ساعت ۲]

22
00:00:54,041 --> 00:00:55,166
‫باید بریم.

23
00:00:56,166 --> 00:01:06,166
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 M O V I E S H O . C O M

24
00:01:11,333 --> 00:01:16,333
‫«ترجمه از خشایار»

25
00:01:17,750 --> 00:01:21,916
‫[انگلستان]

26
00:01:35,291 --> 00:01:37,333
‫[باها مار]

27
00:01:48,375 --> 00:01:51,208
‫- خوشگل شدی.
‫- تو هم زنده‌ای.

28
00:01:51,916 --> 00:01:53,375
‫زیاد ذوق‌زده نیستی.

29
00:01:53,583 --> 00:01:55,083
‫از خوشحالی در پوست خود نمی‌گنجم.

30
00:01:55,541 --> 00:01:58,125
‫خب، صورتت که خوشحالی نشون نمی‌ده.

31
00:02:00,666 --> 00:02:03,125
‫چرا پیام اضطراری زدی، برنارد؟

32
00:02:03,333 --> 00:02:04,458
‫«باها مار،

33
00:02:04,500 --> 00:02:05,541
‫ساعت دو ظهر».

34
00:02:05,625 --> 00:02:07,958
‫بعد از این همه سال،
‫هنوز بهم اعتماد نداری، نه؟

35
00:02:08,041 --> 00:02:11,416
‫من به آدم‌های مرده‌ای که یهو هر وقت
‫به سودشونه زنده می‌شن، اعتماد ندارم.

36
00:02:11,500 --> 00:02:14,125
‫خیلی‌خب، بچه‌ها، فهمیدیم،
‫به هم اعتماد ندارید.

37
00:02:14,166 --> 00:02:16,125
‫ولی می‌شه این قضیه رو سریع پیش ببریم؟

38
00:02:16,166 --> 00:02:18,291
‫- کل روز رو وقت نداریم.
‫- این دلقک کیه؟

39
00:02:18,375 --> 00:02:19,916
‫هاچ. جیم.

40
00:02:20,000 --> 00:02:22,666
‫خوشبختم. این هم شریک منه، سلین رور.

41
00:02:22,750 --> 00:02:24,000
‫باعث خوشبختی نیست.

42
00:02:24,041 --> 00:02:26,000
‫لطفاً بهم بگو اینجا چی کار دارم.

43
00:02:26,041 --> 00:02:28,250
‫قبلاً مامور سی‌آی‌ای بودن
‫و این مأموریت جدید توئه.

44
00:02:28,333 --> 00:02:31,000
‫- واقعاً بلدی چطور انتخاب‌شون کنی، ها؟
‫- هوم.

45
00:02:38,500 --> 00:02:40,666
‫نادیا. نادیا.

46
00:02:40,750 --> 00:02:42,208
‫- برو گمشو، برنارد.
‫- نادیا، صبر کن.

47
00:02:43,041 --> 00:02:44,833
‫می‌دونستم اون بوده.

48
00:02:48,625 --> 00:02:49,916
‫چطور؟

49
00:02:50,000 --> 00:02:51,541
‫هشت سال تو یه سنگر زیرزمینی گذروندم.

50
00:02:51,583 --> 00:02:52,875
‫وقت زیادی برای فکر کردن داشتم.

51
00:02:52,916 --> 00:02:55,375
‫نتیجه گرفتم که یا تو بودی یا اون.

52
00:02:55,500 --> 00:02:57,625
‫و وقتی اونجا نحوه نگاه تو به اون رو دیدم...

53
00:02:58,666 --> 00:03:00,125
‫به جوابم رسیدم.

54
00:03:00,250 --> 00:03:02,166
‫اگه می‌دونستی اون نفوذی بوده،

55
00:03:02,250 --> 00:03:04,375
‫- پس چرا برگردونیش؟
‫- اون موقع بهش احتیاج داشتم

56
00:03:04,500 --> 00:03:05,791
‫و الان هم بهش احتیاج دارم.

57
00:03:05,875 --> 00:03:07,833
‫- بهش نمی‌شه اعتماد کرد.
‫- شاید.

58
00:03:07,875 --> 00:03:09,166
‫ولی فقط این رو می‌دونم که

59
00:03:09,250 --> 00:03:12,833
‫مانتیکور به دنبال تو و دخترت
‫و من و دخترم خواهد اومد.

60
00:03:12,875 --> 00:03:14,625
‫و اگه می‌خوای از این قضیه خلاص بشی،

61
00:03:14,666 --> 00:03:16,791
‫اگه برای همیشه واقعاً می‌خوای بیرون بیایی،

62
00:03:16,875 --> 00:03:18,125
‫کاری که باید بکنی اینه

63
00:03:18,166 --> 00:03:19,916
‫که تو باید اول اونا رو بکشی.

64
00:03:20,083 --> 00:03:21,458
‫هر هشت خانواده رو،

65
00:03:21,541 --> 00:03:23,416
‫از پائولو براگا شروع کن.

66
00:03:23,750 --> 00:03:25,000
‫این تنها راهه.

67
00:03:25,041 --> 00:03:27,333
‫و اگه میسون کین توی یه چیزی خوب باشه،

68
00:03:27,583 --> 00:03:28,791
‫اون آدم کشتنه.

69
00:03:31,791 --> 00:03:33,416
‫بهت احتیاج دارم، نادیا.

70
00:03:34,416 --> 00:03:35,541
‫خواهش می‌کنم.

71
00:03:37,541 --> 00:03:40,166
‫فقط ۷۲ ساعت بهم وقت بده، باشه؟

72
00:03:40,291 --> 00:03:42,166
‫و اگه یک قدم اشتباه برداره،

73
00:03:42,291 --> 00:03:44,333
‫خودم می‌کشمش.

74
00:03:48,583 --> 00:03:49,750
‫بیا بریم.

75
00:03:56,750 --> 00:03:58,791
‫اورلیک گفت شما دو تا ازدواج کرده بودید.

76
00:03:58,875 --> 00:04:00,083
‫جالبه.

77
00:04:00,125 --> 00:04:02,375
‫از کسی که به بالاتر از حد و اندازه
‫خودش می‌رسه، خوشم میاد.

78
00:04:06,208 --> 00:04:07,750
‫اون خیلی خوشگله.

79
00:04:07,833 --> 00:04:08,958
‫یعنی ۱۰ از ۱۰.

80
00:04:09,250 --> 00:04:11,250
‫اینم ۹.۵ از ۱۰.

81
00:04:12,000 --> 00:04:13,041
‫تو دیگه کی هستی؟

82
00:04:13,125 --> 00:04:15,583
‫تو دیگه کی هستی، پیش‌آهنگ؟

83
00:04:28,333 --> 00:04:30,750
‫پس اینا بهترین و زرنگ‌ترین
‫آدم‌های تو هستن، برنارد؟

84
00:04:30,833 --> 00:04:32,875
‫بسه. بیا اینجا.

85
00:04:33,500 --> 00:04:34,791
‫پائولو براگا

86
00:04:34,833 --> 00:04:36,625
‫تا چند روز دیگه تکنولوژی رو کامل می‌کنه

87
00:04:36,666 --> 00:04:40,083
‫که می‌تونه ذهن یه نفر رو تسخیر کنه
‫و اون رو به آدمکش تبدیل کنه.

88
00:04:40,125 --> 00:04:42,291
‫بعد از اون آدمکش استفاده می‌کنه تا

89
00:04:42,375 --> 00:04:44,875
‫رئیس‌جمهور روسیه آرونوف رو
‫در جلسه گروه هشت به قتل برسونه.

90
00:04:44,916 --> 00:04:47,541
‫- چرا؟
‫- به نظرم می‌خواد همه جا چشم داشته باشه.

91
00:04:47,625 --> 00:04:49,375
‫شبکه ماهواره‌های جاسوسی روسیه.

92
00:04:49,416 --> 00:04:51,750
‫پیشرفته‌ترین فناوری نظارته.

93
00:04:51,875 --> 00:04:53,375
‫می‌تونه تا سطح دی‌ان‌ای ردگیری کنه.

94
00:04:53,458 --> 00:04:55,491
‫تنها مشکل برای پائولو اینه که

95
00:04:55,541 --> 00:04:58,000
‫رئیس‌جمهور آرونوف یه ملی‌گراست.

96
00:04:58,083 --> 00:04:59,541
‫ولی اگه پائولو، آرونوف رو بکشه

97
00:04:59,625 --> 00:05:02,625
‫و نخست‌وزیر فاسدشون رو به قدرت برسونه...

98
00:05:02,666 --> 00:05:04,125
‫اون وقت همه جا چشم داره.

99
00:05:04,166 --> 00:05:06,041
‫اجلاس گروه هشت تا هفت روز دیگه‌ست

100
00:05:06,125 --> 00:05:08,833
‫و باید پائولو رو قبل از اینکه
‫آرونوف رو بکشه پیدا کنیم.

101
00:05:08,916 --> 00:05:10,083
‫اَبی دست اوناست.

102
00:05:10,166 --> 00:05:12,000
‫نجات دنیا مشکل من نیست.

103
00:05:12,083 --> 00:05:14,166
‫بدون رسیدن به پائولو
‫نمی‌تونی ابی رو نجات بدی.

104
00:05:14,291 --> 00:05:16,541
‫به پائولو هم با متوقف کردن آدمکشش می‌رسی.

105
00:05:16,625 --> 00:05:18,916
‫دو مرحله برای عملیاتی کردن
‫آدمکش وجود داره.

106
00:05:19,000 --> 00:05:21,625
‫مرحله اول کار آسونه:
‫کار گذاشتن یه تراشه دریافت‌کننده

107
00:05:21,750 --> 00:05:22,875
‫توی مخچه میزبان.

108
00:05:23,000 --> 00:05:25,416
‫مرحله دوم: خود برنامه‌نویسی

109
00:05:25,500 --> 00:05:27,125
‫که کنترل مغز رو به دست می‌گیره.

110
00:05:27,250 --> 00:05:29,125
‫من عمداً برنامه‌نویسی رو خراب کردم

111
00:05:29,250 --> 00:05:33,000
‫و یه دیواره‌ی آتش درست کردم تا هر انتقالی
‫که بیشتر از ۱ دقیقه طول بکشه رو مسدود کنه.

112
00:05:33,125 --> 00:05:34,875
‫و فقط دو نفر توی تمام دنیا هستن

113
00:05:34,958 --> 00:05:37,333
‫که می‌تونن دیواره‌ی آتش رو از کار بندازن
‫و کد رو راه بندازن.

114
00:05:37,375 --> 00:05:40,875
‫یکی منم و اون یکی یه هکر کره‌ای
‫به اسم ادیسونه.

115
00:05:41,000 --> 00:05:43,708
‫ما باید قبل از براگا بهش برسیم.

116
00:05:43,791 --> 00:05:46,375
‫فقط یه عکس از ادیسون وجود داره،

117
00:05:46,458 --> 00:05:47,916
‫از یه عکس نظارتی،

118
00:05:48,000 --> 00:05:49,916
‫تقریباً ۱۵ سال پیش. بفرما.

119
00:05:50,083 --> 00:05:52,791
‫متاسفانه...
‫چون چرا این مسائل باید آسون باشن؟

120
00:05:52,875 --> 00:05:55,208
‫یه کیسه سیاه روی سرش داشت.

121
00:05:57,416 --> 00:05:59,250
‫اون یارو کنار ادیسون رو می‌شناسم.

122
00:05:59,291 --> 00:06:00,625
‫اون فرانک شارپه،

123
00:06:00,666 --> 00:06:02,825
‫هماهنگ‌کننده ارشد دنیای جاسوسی اروپا.

124
00:06:02,875 --> 00:06:04,625
‫شاید بتونه ما رو به ادیسون برسونه.

125
00:06:04,666 --> 00:06:07,000
‫فقط اینکه روی اعصاب آدم می‌ره.

126
00:06:07,041 --> 00:06:09,916
‫خب، حدس می‌زنم که قراره
‫روی اعصاب ما راه بره.

127
00:06:10,000 --> 00:06:13,208
‫- عالی شد.
‫- ببین، باشه، فهمیدم.

128
00:06:13,375 --> 00:06:14,875
‫به عنوان یه تیم،

129
00:06:14,958 --> 00:06:16,791
‫یه فاجعه‌ی تمام عیاریم.

130
00:06:16,833 --> 00:06:18,541
‫کم‌فروشی نکن.

131
00:06:18,625 --> 00:06:20,750
‫ولی ما تنها کسایی هستیم که

132
00:06:20,833 --> 00:06:23,208
‫می‌تونیم جلوی این روانی رو بگیریم.

133
00:06:27,375 --> 00:06:30,166
‫[فرانسه]

134
00:06:44,000 --> 00:06:46,541
‫همیشه برام سواله که چرا بعضی بچه‌ها

135
00:06:46,625 --> 00:06:48,958
‫خوک و خرگوش نقاشی می‌کشن

136
00:06:49,041 --> 00:06:50,916
‫و بعضی‌ها گرگ.

137
00:06:51,000 --> 00:06:52,833
‫خب، ممنون که تشریف آوردین، آقای براگا،

138
00:06:52,916 --> 00:06:55,166
‫می‌دونم آدم خیلی پرمشغله‌ای هستید.

139
00:06:57,250 --> 00:06:59,875
‫امروز صبح یه اتفاقی افتاد.

140
00:07:00,625 --> 00:07:03,375
‫ادگار به یه پسر مشت زد، خونیش کرد.

141
00:07:03,416 --> 00:07:06,125
‫و از اونجا که سیاست سفت و سختی
‫در برابر خشونت داریم،

142
00:07:06,208 --> 00:07:08,416
‫باید پسرتون رو به مدت یک هفته تعلیق کنیم.

143
00:07:15,375 --> 00:07:17,541
‫به نظرم این کار خیلی

144
00:07:17,625 --> 00:07:19,875
‫منصفانه میاد، خانم تورنت.

145
00:07:20,125 --> 00:07:22,250
‫- واقعا؟
‫- اوهوم.

146
00:07:22,583 --> 00:07:24,000
‫ممنون، آقای براگا.

147
00:07:35,666 --> 00:07:37,041
‫ثابت باش.

148
00:07:37,333 --> 00:07:38,666
‫خواهش می‌کنم.

149
00:07:41,833 --> 00:07:43,208
‫دیگه کی تنبیه می‌شه؟

150
00:07:43,250 --> 00:07:44,375
‫چی؟

151
00:07:44,458 --> 00:07:47,916
‫می‌دونم پسرم هیچوقت بدون دلیل موجه
‫به بچه دیگه‌ای آسیب نمی‌زنه.

152
00:07:48,041 --> 00:07:50,125
‫خب، اون پسر دیگه ادگار رو اذیت کرده.

153
00:07:50,208 --> 00:07:53,250
‫ولی ما به بچه‌ها می‌گیم که کلمات
‫هیچوقت توجیهی برای خشونت نیست.

154
00:07:53,291 --> 00:07:55,916
‫ادگار درباره یه پسری
‫به اسم پی‌یر حرف می‌زنه.

155
00:07:56,583 --> 00:08:00,708
‫والدینش ژنت و توماس، تو خیابان وُلنی
‫پلاک ۷ زندگی می‌کنن. خودشه؟

156
00:08:01,000 --> 00:08:02,666
‫آقای براگا، شاید درست نباشه...

157
00:08:02,750 --> 00:08:04,500
‫اون قهوه‌ای رو بده، لطفاً.

158
00:08:08,291 --> 00:08:09,708
‫قهوه‌ای رو بده.

159
00:08:14,875 --> 00:08:16,291
‫ممنون.

160
00:08:18,500 --> 00:08:21,791
‫ادگار می‌گه پی‌یر جیغ می‌زنه،

161
00:08:21,916 --> 00:08:23,583
‫موی دخترها رو می‌کشه،

162
00:08:23,708 --> 00:08:26,041
‫هر کسی که دستش رو بلند می‌کنه، اذیت می‌کنه.

163
00:08:26,166 --> 00:08:27,666
‫بدتر از همه ادگار رو اذیت می‌کنه.

164
00:08:27,750 --> 00:08:30,541
‫پی‌یر یه کم مشکل یادگیری داره
‫که داره روش کار می‌کنه.

165
00:08:34,250 --> 00:08:36,625
‫خانم تورنت، نه.

166
00:08:37,125 --> 00:08:39,000
‫من بچه رو سرزنش نمی‌کنم.

167
00:08:39,875 --> 00:08:41,583
‫فکر نمی‌کنم اون باید تنبیه بشه.

168
00:08:45,291 --> 00:08:48,583
‫روی دماغت یه کک و مک هست.
‫می‌دونستی؟

169
00:08:49,875 --> 00:08:53,291
‫پی‌یر داره آموزش این بچه‌ها رو مسموم می‌کنه

170
00:08:53,458 --> 00:08:57,000
‫و به پسرم واگذار شده بود
‫که نظم رو برگردونه.

171
00:08:58,541 --> 00:09:00,166
‫سبز، لطفاً.

172
00:09:03,625 --> 00:09:04,916
‫سبز!

173
00:09:11,333 --> 00:09:13,450
‫از اونجایی که تو فرد مسئول جمع هستی،

174
00:09:13,500 --> 00:09:16,125
‫باید نظم رو حفظ کنی، درسته؟

175
00:09:16,666 --> 00:09:21,166
‫پس اینطور به نظر میاد
‫اونی که باید تنبیه بشه، تویی

176
00:09:21,291 --> 00:09:23,500
‫چون اجازه دادی این رفتار صورت بگیره.

177
00:09:24,041 --> 00:09:27,083
‫چون پسرم رو مجبور کردی

178
00:09:27,166 --> 00:09:29,041
‫کار تو رو انجام بده.

179
00:09:30,250 --> 00:09:33,750
‫ادگار به مدت یک هفته تعلیق می‌شه
‫بعد تنبیه تو چی می‌شه؟

180
00:09:35,875 --> 00:09:37,333
‫بعد

181
00:09:37,458 --> 00:09:40,625
‫تنبیه تو چی می‌شه؟

182
00:09:40,750 --> 00:09:42,791
‫نمی‌دونم.

183
00:09:45,375 --> 00:09:49,000
‫دیگه هیچوقت پسرم رو
‫تو اون موقعیت قرار نده.

184
00:09:49,291 --> 00:09:51,333
‫وگرنه تو تنبیه می‌شی.

185
00:09:55,916 --> 00:09:57,291
‫یه لبخند بزرگ، لطفاً.

186
00:09:59,875 --> 00:10:01,166
‫اوهوم.

187
00:10:08,750 --> 00:10:10,708
‫بذارش روی یخچالت.

188
00:10:14,750 --> 00:10:17,041
‫کشیدن گرگ هیچ مشکلی نداره.

189
00:10:17,125 --> 00:10:18,541
‫بدون گرگ‌ها،

190
00:10:18,625 --> 00:10:21,625
‫هنوز خونه‌های چوبی و سنگی داشتیم...

191
00:10:22,666 --> 00:10:24,041
‫نه آجری.

192
00:10:35,791 --> 00:10:37,750
‫ظاهراً اون در استکهلمه.

193
00:10:37,875 --> 00:10:40,625
‫دسترسی بهش خیلی سخته.

194
00:10:40,750 --> 00:10:42,500
‫دوباره بهش زنگ بزن.

195
00:10:42,541 --> 00:10:44,500
‫باهاش کنار اومدن سخته.

196
00:10:44,541 --> 00:10:45,916
‫آدم‌های بااستعداد همینطورن.

197
00:10:46,000 --> 00:10:48,250
‫می‌تونم پنج نفر دیگه مثل اون برات پیدا کنم.

198
00:10:48,291 --> 00:10:50,666
‫نه، مثل اون نیستن. حرفم رو قبول کن.

199
00:10:51,750 --> 00:10:53,500
‫دوباره بهش زنگ بزن.

200
00:10:54,750 --> 00:10:59,041
‫[سوئد]

201
00:11:02,333 --> 00:11:03,666
‫چرا تو استکهلمی؟

202
00:11:03,958 --> 00:11:05,875
‫به خاطرت دارم خودم رو به آب و آتش می‌زنم

203
00:11:05,916 --> 00:11:08,166
‫پس برو اون کره‌ای رو برام پیدا کن.

204
00:11:08,208 --> 00:11:11,041
‫هر هزینه‌ای داره. یک هفته وقت داریم.

205
00:11:11,166 --> 00:11:12,833
‫ناامیدم نکن، آپارنا.

206
00:11:19,541 --> 00:11:22,541
‫چقدر مونده؟ باید دستشویی برم.

207
00:11:22,583 --> 00:11:24,541
‫- تحمل کن.
‫- من هشت سالمه.

208
00:11:24,708 --> 00:11:26,583
‫یه کم مهربون باش.

209
00:11:50,541 --> 00:11:52,125
‫سلام، مامان.

210
00:11:53,958 --> 00:11:56,916
‫ما ۹۵ ثانیه تا ایستگاه المپیا وقت داریم.

211
00:11:56,958 --> 00:11:58,666
‫اونجا از هم جدا می‌شیم.

212
00:11:58,791 --> 00:12:02,041
‫اشکال نداره. معمولاً در عرض کمتر
‫از یک دقیقه همدیگه رو نابود می‌کنیم.

213
00:12:02,208 --> 00:12:04,250
‫من یه جوری مبهم حرف زدم
‫وقتی بهت گفتم،

214
00:12:04,333 --> 00:12:06,458
‫دیگه هیچوقت نباید من رو ببینی؟

215
00:12:07,375 --> 00:12:09,625
‫خیلی واضح گفتی.

216
00:12:10,666 --> 00:12:15,041
‫باور کن، کاش منم مجبور نبودم
‫زنی که دختر خودش رو تنها گذاشته، ببینم.

217
00:12:15,166 --> 00:12:16,708
‫تنها گذاشته.

218
00:12:16,791 --> 00:12:19,791
‫من اون کار رو به عنوان یه مادر
‫انجام دادم تا ازت محافظت کنم.

219
00:12:19,833 --> 00:12:22,833
‫اگه می‌دونستی کجا بودم،
‫هر سازمانی سعی می‌کرد

220
00:12:22,916 --> 00:12:25,000
‫برای به دست آوردن اون اطلاعات، تو رو بکشه.

221
00:12:25,333 --> 00:12:28,083
‫به اندازه مادر بودن، فداکار هم هستی.

222
00:12:28,708 --> 00:12:30,541
‫من یه جاسوسم.

223
00:12:30,583 --> 00:12:32,541
‫خودت من رو جاسوس کردی.

224
00:12:32,666 --> 00:12:33,833
‫می‌تونستم از پسش بر بیام.

225
00:12:33,916 --> 00:12:36,291
‫شصت ثانیه. چرا اینجایی؟

226
00:12:37,000 --> 00:12:38,666
‫ازت می‌خوام ازش محافظت کنی.

227
00:12:40,000 --> 00:12:42,000
‫حداقل تا وقتی برگردم.

228
00:12:44,083 --> 00:12:46,416
‫ببین، می‌دونم ازش خبر داری، باشه؟

229
00:12:46,625 --> 00:12:48,583
‫تو تنها انتخاب منی.

230
00:12:51,500 --> 00:12:53,125
‫اسمش آشاست.

231
00:12:54,166 --> 00:12:55,375
‫آشا؟

232
00:12:56,333 --> 00:12:58,333
‫فقط چند هفته نگهش دار.

233
00:12:58,583 --> 00:13:00,625
‫چطور می‌تونی اینقدر مطمئن باشی؟

234
00:13:00,708 --> 00:13:02,125
‫چون وقتی من می‌رم،

235
00:13:02,208 --> 00:13:03,458
‫برمی‌گردم.

236
00:13:05,791 --> 00:13:08,291
‫اسم مادرم آشا بود.

237
00:13:10,458 --> 00:13:12,291
‫سی ثانیه. بیا، اِه...

238
00:13:13,291 --> 00:13:14,750
‫اون مامان‌بزرگ توئه.

239
00:13:15,416 --> 00:13:16,916
‫ازت محافظت می‌کنه.

240
00:13:17,708 --> 00:13:19,875
‫تو همون خانم توی فیلمی.

241
00:13:21,458 --> 00:13:22,875
‫هانی صدام کن.

242
00:13:24,458 --> 00:13:26,666
‫قبل از اینکه بفهمی، برمی‌گردم.

243
00:13:26,708 --> 00:13:27,833
‫- باشه؟
‫- اوهوم.

244
00:13:28,125 --> 00:13:29,250
‫نادیا،

245
00:13:29,333 --> 00:13:33,708
‫اگه توی دردسر افتادی و فقط اون موقع،
‫بهش زنگ بزن.

246
00:13:34,291 --> 00:13:36,083
‫می‌فهمی؟

247
00:13:36,958 --> 00:13:38,625
‫و نادیا...

248
00:13:39,416 --> 00:13:40,875
‫برگرد

249
00:13:42,250 --> 00:13:43,625
‫دنبالش.

250
00:13:50,000 --> 00:13:52,750
‫- دوستت دارم.
‫- منم دوستت دارم.

251
00:13:52,791 --> 00:13:54,791
‫برمی‌گردم.

252
00:14:21,166 --> 00:14:22,416
‫آشا.

253
00:14:23,541 --> 00:14:24,541
‫بیا.

254
00:14:25,083 --> 00:14:26,333
‫بیا اینجا بشین.

255
00:15:00,833 --> 00:15:02,041
‫چی بهت گفتم؟

256
00:15:02,166 --> 00:15:04,541
‫باید یه بار دیگه آشا رو می‌دیدم.

257
00:15:04,875 --> 00:15:07,291
‫نمی‌خوام اصلا نزدیکش بری.

258
00:15:07,666 --> 00:15:09,458
‫متاسفم.

259
00:15:10,041 --> 00:15:12,166
‫تو هیچوقت برای هیچی متاسف نبودی.

260
00:15:12,583 --> 00:15:15,125
‫باید بذاری من ادامه بدم.

261
00:15:17,000 --> 00:15:19,250
‫یه راهی برای ادامه دادنت وجود داره.

262
00:15:21,333 --> 00:15:23,666
‫ته دلت می‌دونی اون راه چیه.

263
00:15:27,166 --> 00:15:30,291
‫فقط خیلی ترسویی که انجامش بدی.

264
00:15:55,958 --> 00:16:00,583
‫[ایتالیا]

265
00:16:20,708 --> 00:16:21,916
‫خب،

266
00:16:22,166 --> 00:16:25,083
‫حدس می‌زنم برای ماساژ نیومدین؟

267
00:16:26,291 --> 00:16:28,291
‫واقعاً بی‌پول به نظر میاد، نه؟

268
00:16:28,500 --> 00:16:30,833
‫یه جورایی مثل اون جیب‌بر ناراحت و پیر.

269
00:16:30,916 --> 00:16:32,833
‫خب، بعد تو شبیه کی هستی؟

270
00:16:33,000 --> 00:16:36,041
‫به غیر از یه تام کروز مسخره
‫با اون عینکی که از بابات گرفتی؟

271
00:16:36,083 --> 00:16:37,583
‫شجاعه.

272
00:16:37,666 --> 00:16:38,791
‫ازش خوشم میاد.

273
00:16:38,916 --> 00:16:39,916
‫من نه.

274
00:16:39,958 --> 00:16:41,166
‫کی اهمیت می‌ده؟

275
00:16:41,541 --> 00:16:43,333
‫یالا دیگه. چی می‌خواین؟

276
00:16:43,416 --> 00:16:45,458
‫شاید یه کم فوسیلی.

277
00:16:45,541 --> 00:16:48,291
‫با گوجه تازه و ریحون.

278
00:16:49,583 --> 00:16:51,708
‫اون دیگه از کجا پیداش شد؟

279
00:16:52,833 --> 00:16:54,750
‫حتما باید اسلحه سمتم بگیره؟

280
00:16:55,208 --> 00:16:57,916
‫فقط یه مأموریت بود، ۱۵ سال پیش،

281
00:16:58,000 --> 00:17:00,250
‫تشخیص یه محموله سلاح در کره شمالی.

282
00:17:00,333 --> 00:17:01,791
‫ادیسون یه هکر بود،

283
00:17:01,833 --> 00:17:03,666
‫که همون کار رو انجام داد و بعد رفت.

284
00:17:03,750 --> 00:17:06,166
‫همین؟ یادت میاد چه شکلی بود؟

285
00:17:06,208 --> 00:17:07,416
‫صورتش رو ندیدم.

286
00:17:07,458 --> 00:17:08,666
‫یه کیسه روی سرش بود.

287
00:17:08,833 --> 00:17:11,833
‫به علاوه، حافظه خوبی برای صورت و اسم ندارم.

288
00:17:11,958 --> 00:17:13,041
‫تو چی کارش خوبه؟

289
00:17:13,458 --> 00:17:14,791
‫با کی بود؟

290
00:17:15,166 --> 00:17:17,166
‫- با سرویس اطلاعاتی کره بود؟
‫- نه.

291
00:17:17,208 --> 00:17:19,291
‫سی‌آی‌ای مدیریتش می‌کرد.

292
00:17:19,416 --> 00:17:22,416
‫از کجا می‌دونی سی‌آی‌ای بوده، کرمپت‌خور؟

293
00:17:22,458 --> 00:17:25,541
‫چون سی‌آی‌ای همیشه بهت می‌گه
‫که سی‌آی‌ای هستن،

294
00:17:25,666 --> 00:17:28,208
‫چون با این کارشون یک سانتی‌متر کوچک

295
00:17:28,291 --> 00:17:30,291
‫به قد کوتاه‌شون اضافه می‌شه.

296
00:17:32,500 --> 00:17:33,625
‫کجاش خنده‌داره؟

297
00:17:34,166 --> 00:17:35,500
‫من هیچوقت نمی‌گم سی‌آی‌ای هستم.

298
00:17:35,916 --> 00:17:37,708
‫حداقل روزی دو بار می‌گی.

299
00:17:37,791 --> 00:17:40,541
‫اوه... روی پنیر کپک زده.

300
00:17:40,583 --> 00:17:41,583
‫آره.

301
00:17:41,666 --> 00:17:43,958
‫خوب رسیده. کپک عالیه.

302
00:17:45,125 --> 00:17:46,708
‫من رو یاد یه نفر میندازی.

303
00:17:46,791 --> 00:17:47,958
‫یه عاشق خوشتیپ سابق؟

304
00:17:48,041 --> 00:17:51,291
‫- نه. عموم، فردریک.
‫- آه.

305
00:17:51,333 --> 00:17:53,333
‫خیلی غمگین بود.

306
00:17:53,416 --> 00:17:54,541
‫- باشه.
‫- و بی‌پول.

307
00:17:54,583 --> 00:17:55,708
‫- اوهوم.
‫- و تنها مُرد.

308
00:17:55,791 --> 00:17:57,458
‫باشه. باید به این حرف‌ها گوش بدم؟

309
00:17:57,541 --> 00:18:00,416
‫پس، اگه ادیسون توسط سی‌آی‌ای مدیریت می‌شده،

310
00:18:00,458 --> 00:18:02,875
‫هویت واقعیش رو می‌دونستن،
‫جاش رو می‌دونستن

311
00:18:02,916 --> 00:18:05,958
‫و اون اطلاعات در مقر اروپایی سی‌آی‌ای

312
00:18:06,000 --> 00:18:07,625
‫- در رم نگهداری می‌شه.
‫- اوی اوی، برنارد.

313
00:18:07,708 --> 00:18:09,491
‫- همونجاست.
‫- نباید در مورد کتابخانه حرف بزنی.

314
00:18:09,541 --> 00:18:10,833
‫- چی؟
‫- نمی‌تونی حرف... نباید...

315
00:18:10,916 --> 00:18:12,750
‫- این یارو رو نمی‌شناسیم.
‫- صدات رو نمی‌شنوم.

316
00:18:12,833 --> 00:18:14,291
‫چی می‌گی؟ می‌خوای دزدکی بری اونجا؟

317
00:18:14,333 --> 00:18:16,041
‫- آره.
‫- اون اطلاعات

318
00:18:16,125 --> 00:18:18,125
‫روی یه سرور بدون اینترنت
‫توی یه اتاق فوق امن...

319
00:18:18,166 --> 00:18:20,458
‫- من واقعاً صدات رو نمی‌شنوم.
‫- توی طبقه‌ای

320
00:18:20,541 --> 00:18:23,541
‫که برای وارد شدن بهش باید بالاترین
‫سطحِ مجوز امنیتی رو داشته باشی.

321
00:18:23,666 --> 00:18:25,916
‫هیچوقت اتفاق نمی‌افته.
‫نمی‌تونیم همینطوری بریم اونجا.

322
00:18:26,041 --> 00:18:29,083
‫فقط یه نفر توی کل سازمان هست
‫که اون پایگاه داده رو اداره می‌کنه.

323
00:18:29,166 --> 00:18:31,041
‫- هاچ، این...
‫- قرار نیست اتفاق بیفته.

324
00:18:31,166 --> 00:18:32,833
‫داریم راجع به سی‌آی‌ای حرف می‌زنیم.

325
00:18:32,916 --> 00:18:34,666
‫مطلقاً احمق هستن.

326
00:18:34,833 --> 00:18:36,666
‫می‌تونیم چشم بسته این کار رو بکنیم.

327
00:18:36,791 --> 00:18:39,041
‫ما از پسش برمیایم.

328
00:18:39,083 --> 00:18:40,666
‫- الان گفتی «ما».
‫- آره.

329
00:18:40,791 --> 00:18:42,250
‫اون من رو عصبی کرد.

330
00:18:42,291 --> 00:18:45,041
‫فرض می‌کنم منظورت شما سه‌تا بود.

331
00:18:45,166 --> 00:18:48,166
‫آره، چون خیلی عجیب می‌شه که
‫من رو توی هر جور «ما» بگنجونی،

332
00:18:48,291 --> 00:18:49,625
‫با توجه به اینکه من خودم هستم،

333
00:18:49,666 --> 00:18:51,291
‫با توجه به اینکه شما رو نمی‌شناسم،

334
00:18:51,333 --> 00:18:53,541
‫با توجه به اینکه هیچکدوم شما رو قبلاً ندیدم.

335
00:18:53,583 --> 00:18:56,500
‫پس چرا باید بخوام جزیی از «ما»ی شما باشم؟

336
00:18:58,166 --> 00:18:59,541
‫چرا بهم زل زدی؟

337
00:18:59,666 --> 00:19:00,833
‫تو بی‌پولی

338
00:19:00,958 --> 00:19:02,250
‫و دارم استخدام می‌کنم.

339
00:19:02,666 --> 00:19:05,000
‫نیازی نیست اینقدر پیچیده‌ش کنی.

340
00:19:07,083 --> 00:19:08,333
‫می‌دونم که در زمینه

341
00:19:08,416 --> 00:19:10,416
‫جمع‌آوری اطلاعات محرمانه، استادی.

342
00:19:10,541 --> 00:19:12,541
‫خب، پس حتماً اشتباه بهت گفتن.

343
00:19:16,083 --> 00:19:18,291
‫خب، شاید یه کم در مورد ولگردها
‫اطلاعات داشته باشم.

344
00:19:18,333 --> 00:19:19,833
‫اطلاعات محرمانه از مردم می‌خوام.

345
00:19:19,916 --> 00:19:23,458
‫انحرافات رو می‌خوام،
‫اعتیادها رو می‌خوام، گرایش‌ها رو می‌خوام.

346
00:19:23,541 --> 00:19:26,291
‫خب، اگه دو برابرش کنی،
‫همه جور اطلاعاتی می‌دم. چطوره؟

347
00:19:27,958 --> 00:19:28,958
به افتخارتون

348
00:19:36,875 --> 00:19:40,250
‫بانک سه هفته پیش این جا رو تصاحب کرد.

349
00:19:40,500 --> 00:19:43,375
‫فقط منتظرم که بیان من رو بندازن بیرون.

350
00:19:43,541 --> 00:19:47,500
‫حالا، می‌شه لطف کنی
‫این کیف‌ها رو برام ببری؟

351
00:19:50,541 --> 00:19:54,125
‫- با ۳۶ سال خدمت. هیچ شرافتی نمونده.
‫- چی؟

352
00:19:54,250 --> 00:19:57,000
‫گفتم هیچ شرافتی نمونده.

353
00:19:58,916 --> 00:20:01,250
‫خب، فقط مربوط به شرافت نیست.

354
00:20:02,291 --> 00:20:03,666
‫خودت که می‌دونی.

355
00:20:04,083 --> 00:20:05,541
‫یه روزی، خیلی زود،

356
00:20:05,583 --> 00:20:07,000
‫متوجه می‌شن

357
00:20:07,166 --> 00:20:09,291
‫که نمی‌تونن بذارن جاسوس‌های سابق

358
00:20:09,375 --> 00:20:11,916
‫با دانش سازمانی همینطور راحت ول بچرخن.

359
00:20:12,666 --> 00:20:14,041
‫بعد دنبالت میان.

360
00:20:15,250 --> 00:20:16,791
‫برای فوسیلی هم نمیان.

361
00:20:17,041 --> 00:20:18,208
‫خیلی‌خب.

362
00:20:22,916 --> 00:20:24,500
‫اشکال نداره. خودم کیف‌هام رو می‌ذارم.

363
00:20:25,000 --> 00:20:26,333
‫مردک.

364
00:20:30,625 --> 00:20:33,250
‫اوه، شوخیت گرفته؟!

365
00:20:33,291 --> 00:20:35,416
‫این چه وضعشه.

366
00:20:36,875 --> 00:20:39,041
‫واقعاً می‌تونیم به اورلیک اعتماد کنیم؟

367
00:20:40,000 --> 00:20:41,791
‫نمی‌دونم.

368
00:20:42,416 --> 00:20:44,375
‫با اون خوشگل‌ها.

369
00:20:44,500 --> 00:20:46,375
‫انرژی‌شون رو دوست ندارم.

370
00:20:46,750 --> 00:20:50,208
‫نمی‌تونم بفهمم می‌خوان
‫هم رو بکشن یا عاشق همدیگه‌ان.

371
00:20:50,375 --> 00:20:52,666
‫آره. خیلی اعصاب خردکنه.

372
00:20:52,833 --> 00:20:55,166
‫ریسکی. خیلی ریسکیه.

373
00:20:55,208 --> 00:20:56,875
‫فوق ریسکیه.

374
00:20:57,000 --> 00:20:58,666
‫خب، اگه مجبور شدیم،

375
00:20:58,875 --> 00:21:01,250
‫یعنی، می‌دونی،

376
00:21:01,333 --> 00:21:03,666
‫اگه وقتش برسه، ما...

377
00:21:04,666 --> 00:21:06,500
‫همون کاری رو می‌کنیم که همیشه می‌کردیم.

378
00:21:06,541 --> 00:21:08,166
‫مراقب شماره یک باشیم.

379
00:21:08,250 --> 00:21:09,333
‫با شماره دو.

380
00:21:09,500 --> 00:21:11,791
‫شماره یک... یعنی... آره.

381
00:21:11,875 --> 00:21:14,375
‫یعنی من و تو شماره یک هستیم.

382
00:21:14,416 --> 00:21:16,041
‫شماره یک سلطنتیه.

383
00:21:16,125 --> 00:21:17,500
‫داشتم اذیتت می‌کردم.

384
00:21:17,541 --> 00:21:19,333
‫خیلی اذیتم می‌کنی.

385
00:21:20,083 --> 00:21:22,083
‫- داری اعصابم رو خرد می‌کنی.
‫- اوه، خفه شو.

386
00:21:22,208 --> 00:21:23,625
‫باشه.

387
00:21:30,958 --> 00:21:32,625
‫سلین رور.

388
00:21:32,750 --> 00:21:34,166
‫مأموران بنجامین کش

389
00:21:34,250 --> 00:21:36,416
‫- و چارلز بنتام.
‫- خوشوقتم.

390
00:21:36,500 --> 00:21:39,041
‫سطح جدیدی از مسئولیت
‫در سازمان بهت محول می‌شه.

391
00:21:39,125 --> 00:21:41,416
‫تا خرخره توش فرو می‌ری،
‫پس کمربندت رو ببند، مو مصری.

392
00:21:41,500 --> 00:21:43,875
‫- مدل موم مصری نیست.
‫- اسلایدها رو ببین.

393
00:21:44,000 --> 00:21:45,416
‫هشدار، نسل زد.

394
00:21:45,500 --> 00:21:46,875
‫من نسل هزاره‌م.

395
00:21:47,041 --> 00:21:48,333
‫می‌دونی اینجا کجاست؟

396
00:21:49,125 --> 00:21:51,041
‫- هیچ نظری ندارم.
‫- دارالمخزن،

397
00:21:51,125 --> 00:21:53,375
‫ساختمان مجلس، مراکش.

398
00:21:53,500 --> 00:21:55,625
‫کاخ سیماس، لیتوانی.

399
00:21:56,500 --> 00:22:00,166
‫- موزه کودکان، اسلو.
‫- نمایشگاه پروانه‌ها.

400
00:22:00,250 --> 00:22:02,375
‫این کار یه تروریسته؟

401
00:22:02,458 --> 00:22:03,958
‫این کار شریک جدید توئه،

402
00:22:04,416 --> 00:22:06,250
‫جیمز هاچ.

403
00:22:06,291 --> 00:22:07,625
‫اوه، یه مأمور درجه یکه.

404
00:22:07,666 --> 00:22:09,500
‫اوه، یه آشغال درجه یک هم هست.

405
00:22:09,541 --> 00:22:11,500
‫- یه روانی.
‫- یه تهدید.

406
00:22:11,541 --> 00:22:14,500
‫بهترین قاتل زنجیره‌ای که تا حالا
‫سراغ آدم‌کثیف های جهان فرستادیم.

407
00:22:14,625 --> 00:22:17,750
‫خیلی کارآمده، خیلی سخت مهار می‌شه
‫و اینجاست که تو وارد می‌شی.

408
00:22:17,791 --> 00:22:18,916
‫تا چی کار کنم؟

409
00:22:19,000 --> 00:22:20,625
‫به نظرمون یین خوبی برای یانگ اون می‌شی.

410
00:22:20,750 --> 00:22:23,666
‫می‌دونی، کمکش کنی متمرکز بمونه،
‫مهارش کنی. اهل دستور گرفتن نیست.

411
00:22:23,791 --> 00:22:26,333
‫پس من کمکش می‌کنم که تو مأموریت بمونه.

412
00:22:26,416 --> 00:22:28,416
‫- شک نکن همین کار رو می‌کنی.
‫- و بیرون از لاهه.

413
00:22:28,500 --> 00:22:29,708
‫ما رو بیرون از لاهه نگه داری.

414
00:22:29,791 --> 00:22:31,500
‫- ولی به ما جواب می‌دی.
‫- هر دوتامون.

415
00:22:31,625 --> 00:22:32,791
‫- نه اون.
‫- به هیچ وجه.

416
00:22:32,875 --> 00:22:34,875
‫- و در صورتی که...
‫- در صورت خیلی محتمل.

417
00:22:35,000 --> 00:22:36,375
‫از خط قرمزها عبور کرد...

418
00:22:36,458 --> 00:22:38,291
‫از بانی و کلاید تمام عیار حرف می‌زنیم.

419
00:22:38,375 --> 00:22:41,041
‫باید به ما قول بدی که خاموشش می‌کنی.

420
00:22:41,125 --> 00:22:43,000
‫- از بین ببرش.
‫- همونطور که خواستیم عمل می‌کنی.

421
00:22:43,041 --> 00:22:45,333
‫- بدون هیچ تردیدی.
‫- قراره واست مشکل بشه، خانم رور؟

422
00:22:45,458 --> 00:22:46,916
‫چه جریان فوق العاده‌ای.

423
00:23:04,208 --> 00:23:05,791
‫فیلم‌ها همیشه اونا رو مثل

424
00:23:05,833 --> 00:23:07,666
‫آقا و خانم اسمیت نشون می‌دن.

425
00:23:07,750 --> 00:23:10,625
‫ولی تجربه من از سی‌آی‌ای، اه،

426
00:23:10,750 --> 00:23:12,875
‫خب، فقط یه مشت آت و آشغالن.

427
00:23:12,916 --> 00:23:14,500
‫درست مثل الان.

428
00:23:14,750 --> 00:23:16,708
‫وقتی سعی می‌کنی بامزه باشی
‫ناز می‌شی.

429
00:23:16,750 --> 00:23:18,208
‫اگه اون حالت رمزآلود رو بزنی کنار،

430
00:23:18,291 --> 00:23:19,541
‫چی برات می‌مونه؟

431
00:23:19,833 --> 00:23:21,750
‫یه زن شلخته با یک حساب بانکی پرپول.

432
00:23:21,791 --> 00:23:23,958
‫وقتی عاشق کارت باشی، دیگه شغل نیست.

433
00:23:25,041 --> 00:23:27,958
‫خوبه و خوشبختانه برا‌ی ما،
‫جلوی همه‌تون یه هدف قرار داره.

434
00:23:29,125 --> 00:23:30,375
‫خطای انسانیه،

435
00:23:30,750 --> 00:23:32,041
‫ولی برنامه داریم کاری کنیم

436
00:23:32,125 --> 00:23:33,375
‫اونا برای ما کار کنن.

437
00:23:50,458 --> 00:23:51,666
‫[فلیکس]

438
00:24:09,791 --> 00:24:11,241
‫روز خوبی داشته باشی.

439
00:24:11,291 --> 00:24:12,541
‫همیشه مایه‌ی خوشحالیه.

440
00:24:15,000 --> 00:24:16,833
‫- پایه‌ست.
‫- باشه.

441
00:24:16,875 --> 00:24:18,333
‫- خوبه.
‫- واقعاً کارش خیلی خوبه.

442
00:24:18,500 --> 00:24:20,750
‫اگه روزی یه مامور اوکراینی لازم داشتی،

443
00:24:20,833 --> 00:24:22,208
‫به شدت توصیه می‌کنم.

444
00:24:22,333 --> 00:24:23,958
‫تازه برای یه کار دیگه ازش استفاده کردم.

445
00:24:24,083 --> 00:24:25,208
‫اوه.

446
00:24:25,291 --> 00:24:27,916
‫اون کار دیگه این بود که
‫بهش بگی وسایل رو جابجا کنه؟

447
00:24:28,000 --> 00:24:29,416
‫چطور جرئت می‌کنی، برنارد؟

448
00:24:29,541 --> 00:24:30,833
‫نرخش چنده؟

449
00:24:30,916 --> 00:24:32,208
‫منطقی.

450
00:25:03,958 --> 00:25:05,958
‫لعنت، لعنت، لعنت.

451
00:25:13,583 --> 00:25:15,750
‫آره، بلدم راه برم.

452
00:25:15,875 --> 00:25:18,083
‫فقط به راهت ادامه بده، آشغال.

453
00:25:18,958 --> 00:25:23,083
‫[رم، مقر اروپایی سی‌آی‌ای]

454
00:25:34,875 --> 00:25:35,958
‫می‌تونم کمکتون کنم؟

455
00:25:36,083 --> 00:25:37,916
‫اه، از قبل بهمون کمک می‌شه.

456
00:25:38,041 --> 00:25:40,541
‫باید ازش به عنوان سپر استفاده کنی.

457
00:25:40,958 --> 00:25:42,583
‫فقط یه لحظه طول می‌کشه.

458
00:25:42,708 --> 00:25:44,583
‫پنج، چهار،

459
00:25:44,625 --> 00:25:47,250
‫سه، دو، یک.

460
00:25:47,375 --> 00:25:49,625
‫برو، برو! بخواب زمین!

461
00:25:51,875 --> 00:25:54,000
‫- زانو بزن!
‫- باشه، آروم باش.

462
00:25:54,083 --> 00:25:56,625
‫با پیشکش صلح اومدیم: نادیا سین

463
00:25:56,708 --> 00:25:58,208
‫- و فرانک شارپ.
‫- فرانسیس.

464
00:25:58,333 --> 00:25:59,416
‫پرونده‌ها رو چک کنین.

465
00:25:59,500 --> 00:26:01,416
‫- لنگلی اینا رو می‌خواد.
‫- هاچ، بی‌اجازه غیبت زد.

466
00:26:01,458 --> 00:26:03,083
‫بی‌اجازه غیبم نزد.
‫یه مأموریت جانبیه.

467
00:26:03,125 --> 00:26:05,375
‫- دست‌هات رو جایی بذار که ببینمشون.
‫- به بنتام و کش بگو

468
00:26:05,458 --> 00:26:07,000
‫بیان اینجا. می‌خوایم معامله کنیم.

469
00:26:07,083 --> 00:26:08,750
‫حق نداری که شرط بذاری، هاچ،

470
00:26:08,833 --> 00:26:10,708
‫- اونم تو این وضعیت.
‫- ما می‌خوایم برگردیم.

471
00:26:10,833 --> 00:26:13,708
‫- دست‌هاتون رو جایی بذارین که ببینیمشون.
‫- بذار دست‌هات رو ببینم. دست‌ها!

472
00:26:13,833 --> 00:26:14,366
‫بخواین رو زمین...

473
00:26:14,416 --> 00:26:18,208
‫- اسلحه! اون اسلحه داره.
‫- اینقدر داد نزنین!

474
00:26:18,291 --> 00:26:19,416
‫منم اسلحه دارم.

475
00:26:19,458 --> 00:26:22,166
‫همه‌مون اسلحه داریم،
‫ولی قرار نیست استفاده کنیم، درسته؟

476
00:26:22,208 --> 00:26:23,708
‫- بخواب رو زمین.
‫- همین حالا بندازش.

477
00:26:23,791 --> 00:26:25,041
‫خفه شو!

478
00:26:25,166 --> 00:26:27,041
‫- شلیک می‌کنم.
‫- بخواب رو زمین!

479
00:26:27,791 --> 00:26:28,791
‫بخواب رو زمین!

480
00:26:28,958 --> 00:26:31,458
‫هی! خب، نیومدن اینجا که معامله کنن.

481
00:26:31,500 --> 00:26:32,833
‫اومدن اطلاعات بدزدن.

482
00:26:32,916 --> 00:26:34,958
‫- داری چی کار می‌کنی؟
‫- زیاد حرف بزنی

483
00:26:35,083 --> 00:26:37,208
‫تو کله‌ت تیر خالی می‌کنم. خفه شو.

484
00:26:37,250 --> 00:26:40,208
‫- همین الان بخواب رو زمین!
‫- داره سرتون کلاه می‌ذاره. حسابی!

485
00:26:40,333 --> 00:26:41,583
‫خیلی دروغ می‌گی.

486
00:26:41,708 --> 00:26:43,083
‫حقیقت رو می‌گم. گوش کنین.

487
00:26:43,208 --> 00:26:45,125
‫- اسلحه رو بنداز زمین.
‫- من یه دختر دارم، باشه؟

488
00:26:45,208 --> 00:26:48,333
‫- آه، خدا، شروع شد.
‫- یه دختر دارم و باید نجاتش بدم

489
00:26:48,416 --> 00:26:50,083
‫و با شما معامله می‌کنم.

490
00:26:50,208 --> 00:26:52,208
‫میسون کین و برنارد اورلیک.

491
00:26:53,125 --> 00:26:55,333
‫فکر نمی‌کنی لنگلی دنبالشون می‌گرده؟

492
00:26:55,416 --> 00:26:58,208
‫فقط کافیه من و دخترم رو ناپدید کنین.

493
00:27:00,208 --> 00:27:01,875
‫بنتام و کش رو برام بیار.

494
00:27:04,583 --> 00:27:06,208
‫بنتام و کش.

495
00:27:06,916 --> 00:27:09,458
‫آخرین باری که دیدمت، بنتام،
‫زیادی مواد خوردنی مصرف کرده بودی.

496
00:27:09,583 --> 00:27:11,208
‫یه گوشه‌ای وحشت کرده بودی، یادته؟

497
00:27:11,250 --> 00:27:12,833
‫خیلی بچگانه رفتار می‌کنی.

498
00:27:12,958 --> 00:27:15,208
‫باید تا این خرابه میومدین
‫تا ترفیع بگیرین، ها؟

499
00:27:15,333 --> 00:27:17,083
‫زرنگ بازی در نیار، مردک فازبردار.

500
00:27:17,125 --> 00:27:18,875
‫چی شد این ملاقات نصیب‌مون شد، هاچ؟

501
00:27:18,958 --> 00:27:21,333
‫- پنج ماه ناپدید بودی.
‫- از موقع اون انفجار کوچولوت

502
00:27:21,458 --> 00:27:22,833
‫- در مورد براگا.
‫- با مسئول امنیت

503
00:27:22,875 --> 00:27:25,708
‫- هماهنگ نکرده بودی.
‫- یا افسر پشتیبانی عملیات.

504
00:27:25,750 --> 00:27:27,250
‫سوال اینه،

505
00:27:27,583 --> 00:27:29,500
‫معلوم هست کدوم گوری بودی؟

506
00:27:29,583 --> 00:27:31,750
‫بر خلاف دستورات ما پیش رفتی
‫و سعی کردی براگا رو بکشی؟

507
00:27:31,791 --> 00:27:33,958
‫بچه‌ها، بچه‌ها، به خودتون فشار نیارید.

508
00:27:34,000 --> 00:27:36,500
‫واقعاً فکر می‌کنید من اونقدر احمقم؟

509
00:27:36,583 --> 00:27:38,750
‫من درگیر چیزی بودم که شما بهش می‌گید

510
00:27:38,833 --> 00:27:40,625
‫- یه مأموریت شخصی بی دستور کوچک
‫- باشه.

511
00:27:40,708 --> 00:27:41,958
‫و حالا اینجام.

512
00:27:42,000 --> 00:27:43,583
‫با نادیا سین و فرانک شارپ،

513
00:27:43,666 --> 00:27:45,833
‫جفتشون رو بسته‌بندی‌شده آوردم.
‫خواهش می‌کنم.

514
00:27:45,958 --> 00:27:47,958
‫- اول از همه...
‫- هیچکس شارپ رو نمی‌شناسه.

515
00:27:48,083 --> 00:27:49,583
‫- یه بی‌خاصیته.
‫- یه ناچیز.

516
00:27:49,666 --> 00:27:51,000
‫تحلیلگرها مجبور شدن دنبالش بگردن.

517
00:27:51,083 --> 00:27:52,250
‫هنوزم نتونستن چیزی پیدا کنن.

518
00:27:52,333 --> 00:27:54,000
‫- نشون می‌ده چقدر کارش خوبه.
‫- اوه، واقعاً؟

519
00:27:54,083 --> 00:27:56,833
‫ام‌آی‌۶. موساد. مانتیکور.

520
00:27:57,166 --> 00:28:00,958
‫این مرد ساز و کارهای داخلی چندین
‫و چند سازمان اطلاعاتی رو می‌دونه.

521
00:28:01,000 --> 00:28:03,625
‫ولی مطمئنم می‌خواین این اطلاعات رو
‫با شكنجهٔ آب ازش بيرون بکشین.

522
00:28:03,708 --> 00:28:05,958
‫نمی‌دونم چی بهتون گفتن، ولی، امم،

523
00:28:06,083 --> 00:28:10,333
‫خب، من توی کازینو دین استریت

524
00:28:10,375 --> 00:28:11,375
‫پای چرخ رولت بودم.

525
00:28:11,458 --> 00:28:12,916
‫برنده بودم

526
00:28:12,958 --> 00:28:15,375
‫و کنار زیباترین خانم نشستم

527
00:28:15,458 --> 00:28:18,416
‫که گفت اسمش کامیلاست
‫و برای دولت کار می‌کنه.

528
00:28:18,500 --> 00:28:21,375
‫الان اینجام و خوشحالم که برگردم سر کار.

529
00:28:21,583 --> 00:28:22,833
‫خب برام چی دارین؟

530
00:28:22,916 --> 00:28:24,416
‫آره، خب، قضیه اینه، هاچ،

531
00:28:24,458 --> 00:28:26,083
‫الان تو دشمن کشوری.

532
00:28:26,125 --> 00:28:27,500
‫یه خائن.

533
00:28:27,583 --> 00:28:28,958
‫تا جایی که به لنگلی مربوط می‌شه،

534
00:28:29,041 --> 00:28:30,916
‫تو یه جاسوس دوطرفه‌ای
‫که با آدم بدها کار می‌کنه.

535
00:28:31,041 --> 00:28:34,375
‫- چی؟
‫- و نادیا سین این رو تایید می‌کنه.

536
00:28:34,458 --> 00:28:35,833
‫هوم.

537
00:28:37,000 --> 00:28:38,708
‫حرکت جسورانه‌ای بود که اومدی اینجا.

538
00:28:38,833 --> 00:28:41,958
‫به نظرم اگه هنوز سازمانی بود که
‫بهش خیانت کنی، خیانت کردی.

539
00:28:42,083 --> 00:28:44,083
‫حالا بهم بگو، چطور با هاچ و رور همراه شدی؟

540
00:28:44,166 --> 00:28:47,958
‫این بخش خیلی طولانی و خسته‌کننده‌ی داستانه
‫و وقت‌مون داره تموم می‌شه.

541
00:28:48,000 --> 00:28:49,958
‫واقعاً باید باور کنی که دارم حقیقت رو می‌گم.

542
00:28:50,041 --> 00:28:51,750
‫- از کجا بدونم؟
‫- نمی‌دونی.

543
00:28:52,125 --> 00:28:54,541
‫ولی میسون کین
‫و برنارد اورلیک رو بهتون می‌دم.

544
00:28:54,583 --> 00:28:55,875
‫در ازای چی؟

545
00:28:55,958 --> 00:28:58,458
‫برای همیشه من و دخترم رو ناپدید کنین.

546
00:29:00,000 --> 00:29:02,625
‫معامله کن، وگرنه اونا رو
‫به چینی‌ها می‌فروشم.

547
00:29:02,708 --> 00:29:04,583
‫من رو یاد یه نفر میندازی.

548
00:29:04,625 --> 00:29:07,333
‫من رو یاد عموم میندازی.

549
00:29:07,375 --> 00:29:09,333
‫اون، امم... کسل‌کننده بود.

550
00:29:09,375 --> 00:29:11,750
‫هیچکس نمی‌خواست باهاش دوست بشه

551
00:29:11,833 --> 00:29:14,208
‫و برای همین مجبور بود ولخرجی کنه.

552
00:29:14,250 --> 00:29:16,958
‫امم، اون شب قرص خورده بودم، پس یه کمی

553
00:29:17,083 --> 00:29:19,458
‫به اصطلاح، جنب و جوش تو راه رفتنم بود.

554
00:29:19,958 --> 00:29:21,083
‫کاترین هستم.

555
00:29:21,208 --> 00:29:23,750
‫خانم دلانی، لئون برتزی
‫از مدرسه «سن وینچنزو» هستم.

556
00:29:23,958 --> 00:29:25,083
‫چی شده؟

557
00:29:25,625 --> 00:29:28,333
‫مشکلی نیست، ولی یه اتفاق کوچولو

558
00:29:28,375 --> 00:29:30,875
‫روی بارفیکس برای فلیکس افتاده.

559
00:29:30,958 --> 00:29:31,958
‫اوه، خدا.

560
00:29:32,041 --> 00:29:34,583
‫فکر می‌کنیم دستش شکسته باشه.

561
00:29:34,625 --> 00:29:37,875
‫داریم می‌بریمش بخش اورژانس «سن جووانی».

562
00:29:37,958 --> 00:29:40,333
‫اوه، خدای من. الان میام.
‫خیلی زود خودم رو می‌رسونم.

563
00:29:40,583 --> 00:29:42,083
‫خیلی ممنون، خانم.

564
00:29:49,875 --> 00:29:51,583
‫بیا راستش رو بگو، باشه؟

565
00:29:51,708 --> 00:29:53,458
‫آره، دیگه بازی در نیار.

566
00:29:53,500 --> 00:29:54,833
‫باشه.

567
00:29:55,333 --> 00:29:56,583
‫اول می‌تونم یه قهوه بگیرم؟

568
00:29:56,666 --> 00:29:58,041
‫راستش رو بهم بگو،

569
00:29:58,083 --> 00:30:00,750
‫یا واقعاً حسابت رو می‌رسم.

570
00:30:01,458 --> 00:30:03,458
‫براش یه قهوه بیار کوفت کنه.

571
00:30:07,750 --> 00:30:09,583
‫خیلی‌خب، چاک، حقیقت رو می‌خوای بدونی؟

572
00:30:09,666 --> 00:30:11,291
‫خیلی دوست دارم حقیقت رو بدونم، هاچ.

573
00:30:11,375 --> 00:30:12,583
‫حقیقت اینه.

574
00:30:14,833 --> 00:30:16,375
‫این یک سال اخیر

575
00:30:16,458 --> 00:30:19,291
‫فشار زیادی به سلامت روانم وارد شده.

576
00:30:19,416 --> 00:30:20,833
‫خدای من.

577
00:30:20,875 --> 00:30:22,500
‫وقت این مزخرفات رو ندارم.

578
00:30:22,583 --> 00:30:25,958
‫با یه پرواز هواپیمای قطری داشتم
‫از آخرین مأموریتم در دمشق برمی‌گشتم.

579
00:30:26,291 --> 00:30:29,708
‫و داشتم فیلم
‫«بهترین هتل عجیب مریگولد» رو می‌دیدم.

580
00:30:29,750 --> 00:30:32,833
‫دیگه بغضم ترکید و حسابی گریه کردم.

581
00:30:33,333 --> 00:30:35,708
‫حالا شاید فکر کنین،
‫یک فیلم با بازی مگی اسمیت

582
00:30:35,833 --> 00:30:38,708
‫و جودی دنچ، قراره احساساتی بشه.
‫قضیه اون نبود.

583
00:30:38,750 --> 00:30:40,416
‫درب و داغون شده بودم.

584
00:30:40,500 --> 00:30:42,375
‫سه روز پشت سرهم گریه می‌کردم.

585
00:30:44,166 --> 00:30:45,958
‫اوه، برای من آوردی؟

586
00:30:46,000 --> 00:30:47,500
‫ممنون.

587
00:30:47,583 --> 00:30:50,708
‫لنگلی تو رو از سوریه تا دالاس
‫تعقیب کرد و بعد ردت رو گم کرد.

588
00:30:50,833 --> 00:30:51,958
‫تموم وسایلت رو

589
00:30:52,083 --> 00:30:54,000
‫تو دستشویی فروشگاه سبارو فرودگاه انداختی.

590
00:30:54,083 --> 00:30:56,583
‫خب، بعد از فروپاشیم،
‫می‌خواستم یه کم خلوت کنم.

591
00:30:56,625 --> 00:30:58,125
‫بعد کجا رفتی؟

592
00:30:58,208 --> 00:31:00,166
‫اه...

593
00:31:00,458 --> 00:31:02,333
‫بلیز، طبیعتاً.

594
00:31:02,541 --> 00:31:05,500
‫خب، یه ماهی برای خودشناسی فشرده

595
00:31:05,583 --> 00:31:07,708
‫به یک خلوتگاه معنوی رفتم.

596
00:31:07,833 --> 00:31:10,750
‫سبک همیشگی خودم نبود،

597
00:31:11,000 --> 00:31:12,125
‫ولی درمونده بودم

598
00:31:12,208 --> 00:31:13,458
‫و می‌خواستم به جواب برسم.

599
00:31:13,958 --> 00:31:16,125
‫حاضر بودم هر چیزی رو امتحان کنم: یوگا،

600
00:31:16,166 --> 00:31:17,916
‫گیاهخواری، آیاواسکا.

601
00:31:18,333 --> 00:31:20,291
‫حتی یه کتاب خوندم.

602
00:31:20,708 --> 00:31:22,958
‫تا حالا کتاب خوندن رو امتحان کردی، کش؟

603
00:31:23,000 --> 00:31:25,375
‫یه شب توی یه حمام صوتی دراز کشیدم،

604
00:31:25,458 --> 00:31:28,333
‫در حال کاوش ناخودآگاه خودم بودم.

605
00:31:28,458 --> 00:31:31,333
‫یهو یه صدایی رو شنیدم که می‌گه،

606
00:31:31,833 --> 00:31:34,250
‫«جواب در غروب آفتاب نهفته‌ست».

607
00:31:41,333 --> 00:31:44,458
‫دقیقاً مثل این بود که آگاهی جهان

608
00:31:45,166 --> 00:31:46,708
‫یهو بهم الهام شده بود.

609
00:31:46,833 --> 00:31:48,125
‫سین و شارپ رو هم

610
00:31:48,208 --> 00:31:50,833
‫- با همون الهام گیر آوردی؟
‫- من، اه...

611
00:31:50,958 --> 00:31:53,583
‫اونا رو توی خیابون‌های بلیز دیدم.

612
00:31:54,500 --> 00:31:56,875
‫- باور کنی یا نه.
‫- اوه.

613
00:31:57,000 --> 00:31:59,125
‫آره، وقتی داشتم ول می‌گشتم،
‫نوشیدنی می‌خوردم.

614
00:31:59,208 --> 00:32:03,333
‫بعد غریزه‌م فعال شد،
‫می‌دونستم باید ببندمشون و بیارمشون.

615
00:32:03,375 --> 00:32:05,125
‫با بطری زدم تو کله سین و بیهوشش کردم.

616
00:32:05,208 --> 00:32:07,250
‫ای بابا، خانم، دارم حاضر و آماده بهت می‌دم

617
00:32:07,333 --> 00:32:09,458
‫و داری خرابش می‌کنی. وقت‌مون تموم شده.

618
00:32:09,500 --> 00:32:10,958
‫فقط معامله کوفتی رو قبول کن.

619
00:32:11,000 --> 00:32:14,375
‫بعد در حالی که داشتم لباس‌های شارپ رو
‫تا می‌کردم، در حالی که هنوز تنش بود،

620
00:32:14,458 --> 00:32:15,708
‫راستی...

621
00:32:15,833 --> 00:32:17,958
‫دیدم نور چشم‌هاش کم‌کم داره محو می‌شه.

622
00:32:19,708 --> 00:32:21,750
‫خیلی‌خب، پس من فقط

623
00:32:22,458 --> 00:32:24,250
‫چیزی که لازم دارم رو برمی‌دارم.

624
00:32:25,583 --> 00:32:27,500
‫و برام روشن شد.

625
00:32:29,458 --> 00:32:30,833
‫این غروب منه.

626
00:32:30,958 --> 00:32:35,000
‫و برای اولین بار از وقتی که جودی دنچ رو
‫توی اون هتل مریگولد دیدم...

627
00:32:35,083 --> 00:32:37,083
‫می‌گم، تو گوش‌گیر نداری، نه؟

628
00:32:37,208 --> 00:32:39,458
‫لبخندم رو دوباره پیدا کردم.

629
00:32:39,583 --> 00:32:41,583
‫و می‌دونستم که

630
00:32:41,708 --> 00:32:45,208
‫این همون چیزیه که
‫برای انجامش به دنیا اومدم.

631
00:32:51,958 --> 00:32:53,333
‫چه داستان قشنگی بود.

632
00:32:53,375 --> 00:32:55,208
‫بدنم مور مور شد.

633
00:32:55,250 --> 00:32:56,833
‫البته بنتام یادش رفت بگه،

634
00:32:56,958 --> 00:32:59,875
‫مأمورها تو رو در فرانسه هم دیده بودن.

635
00:32:59,958 --> 00:33:01,250
‫ولی هیچوقت در بلیز ندیدن.

636
00:33:01,333 --> 00:33:03,375
‫پس ما با قطعیت ۱۰۰۰ درصد می‌دونیم

637
00:33:03,458 --> 00:33:04,958
‫چیزی که همین الان

638
00:33:05,083 --> 00:33:08,958
‫به ما گفتی ۱۰۰ درصد مزخرف محض
‫از نوع درجه یک هست.

639
00:33:09,000 --> 00:33:10,000
‫خیلی‌خب، بچه‌ها،

640
00:33:10,083 --> 00:33:11,833
‫مچم رو گرفتین، آره.

641
00:33:11,958 --> 00:33:13,208
‫خب، ببین.

642
00:33:13,333 --> 00:33:14,791
‫کمک لازم دارم. خیلی گرفتار شدم.

643
00:33:14,875 --> 00:33:16,375
‫واسه همین اومدم اینجا.

644
00:33:16,458 --> 00:33:20,083
‫ما تو رو استرداد می‌کنیم به آمریکا. لعنت.

645
00:33:22,083 --> 00:33:23,458
‫آه، خدا.

646
00:33:26,416 --> 00:33:28,833
‫تو اصلاً در موقعیتی نیستی که
‫هیچ جور شرطی بذاری، فهمیدی؟

647
00:33:28,875 --> 00:33:31,458
‫- ولی چرا. الان تو اون موقعیتم.
‫- چطور؟

648
00:33:31,500 --> 00:33:34,416
‫چطور؟ اوی! لعنت!

649
00:33:34,500 --> 00:33:36,125
‫چقدر دیگه مونده؟

650
00:33:36,208 --> 00:33:38,083
‫ده ثانیه دیگه.

651
00:33:38,208 --> 00:33:40,250
‫وگرنه دودشون می‌کنیم.

652
00:33:40,333 --> 00:33:44,125
‫خب، حدس می‌زنم باید
‫قهوه‌م رو تموم کنم و برم.

653
00:33:46,250 --> 00:33:50,833
‫سه، چهار، پنج، هشت، هشت،
‫یک، دو، سه، نه، پنج، شش.

654
00:33:50,875 --> 00:33:52,458
‫♪ سه، چهار، پنج، هشت ♪

655
00:33:52,583 --> 00:33:54,458
‫♪ هشت، یک، دو، سه، نه، پنج، شش ♪

656
00:33:55,500 --> 00:33:59,083
‫♪ سه، چهار، پنج، هشت، هشت،
‫یک، دو، سه، نه، پنج، شش ♪

657
00:33:59,125 --> 00:34:00,916
‫♪ سه، چهار، پنج، هشت، هشت،
‫یک، دو، سه ♪

658
00:34:01,333 --> 00:34:02,708
‫♪ چهار، پنج، هشت، هشت، یک، دو ♪

659
00:34:02,750 --> 00:34:05,583
‫- ببخشید، رفیق.
‫- دور شو از من.

660
00:34:05,708 --> 00:34:07,958
‫بعداً می‌بینمتون، رفقا.

661
00:34:13,208 --> 00:34:14,208
‫چقدر وضعیت بده؟

662
00:34:14,375 --> 00:34:15,375
‫مثلاً دویست هزار دلار؟

663
00:34:16,333 --> 00:34:17,416
‫چهارصد هزار دلار.

664
00:34:17,458 --> 00:34:19,666
‫اوه، لعنت.

665
00:34:19,708 --> 00:34:24,458
‫و مطمئنم آدم‌هایی که بهشون پول بدهکاری
‫خیلی خوش‌برخورد نیستن.

666
00:34:24,541 --> 00:34:26,458
‫مطمئنم خیلی بی‌رحم هستن.

667
00:34:26,541 --> 00:34:27,750
‫درسته.

668
00:34:28,041 --> 00:34:29,333
‫خیلی بی‌رحمن.

669
00:34:29,583 --> 00:34:32,541
‫اگه بهت بگم می‌تونم پولت رو بهت بدم،
‫اونوقت چی؟

670
00:34:32,583 --> 00:34:34,166
‫ولی؟

671
00:34:34,250 --> 00:34:37,208
‫ولی فقط می‌خوام یه کار انجام بدی.

672
00:34:37,541 --> 00:34:38,916
‫چه کاری؟

673
00:34:38,958 --> 00:34:41,583
‫اوه، فقط یه فنجون قهوه ببری.

674
00:34:42,583 --> 00:34:45,458
‫- براش یه قهوه بیار کوفت کنه.
‫- شنیدی چی گفت.

675
00:34:51,458 --> 00:34:54,208
‫واقعاً سه روز پشت سرهم گریه می‌کردم.

676
00:34:54,291 --> 00:34:55,791
‫اوه، اون برای منه؟

677
00:34:55,916 --> 00:34:57,166
‫ممنون.

678
00:35:03,916 --> 00:35:06,500
‫کد آبی! کد آبی!

679
00:35:07,083 --> 00:35:08,541
‫کد آبی!

680
00:35:14,458 --> 00:35:16,958
‫باید معامله رو قبول می‌کردی.

681
00:35:17,041 --> 00:35:18,666
‫لعنت، کارت شناساییم رو برداشت.

682
00:35:18,791 --> 00:35:20,083
‫در رو باز کن، تونی.

683
00:35:32,416 --> 00:35:34,541
‫- خوبی؟
‫- آره، خوبم.

684
00:35:35,041 --> 00:35:38,166
‫اون مزخرفات «همه رو لو می‌دم»
‫و «ما قرار یه کاری بکنیم» چی بود؟

685
00:35:38,291 --> 00:35:39,791
‫در مورد این حرف نزده بودیم.

686
00:35:40,000 --> 00:35:41,325
‫خب، اوضاع خراب بود.

687
00:35:41,375 --> 00:35:42,791
‫هیچکس حرفت رو باور نکرد.

688
00:35:42,875 --> 00:35:44,458
‫مجبور شدم بداهه بگم.

689
00:35:45,541 --> 00:35:46,791
‫ما رو به فنا دادی.

690
00:35:50,750 --> 00:35:53,000
‫تو دفترچه‌ی من، این قانون یه خط قرمزه.

691
00:35:55,791 --> 00:35:56,791
‫خدایا، هاچ.

692
00:36:02,541 --> 00:36:03,916
‫مظنون تیر خورد.

693
00:36:03,958 --> 00:36:05,333
‫پزشک لازم داریم.

694
00:36:05,416 --> 00:36:06,708
‫هاچ تو بال شرقیه.

695
00:36:06,791 --> 00:36:10,208
‫اون... اون داره سمت کتابخانه می‌ره.

696
00:36:10,291 --> 00:36:12,291
‫هیچکس اجازه نده این ساختمان رو ترک کنه.

697
00:36:14,166 --> 00:36:15,541
‫هاچ!

698
00:36:16,916 --> 00:36:18,083
‫هاچ!

699
00:36:31,333 --> 00:36:36,333
‫«ترجمه از خشایار»

700
00:36:38,333 --> 00:36:48,333
دانلود فیلم و سریال
M O V I E S H O . C O M