1
00:00:17,976 --> 00:00:20,645
‫آقای گیلفویل،
‫خریدهاتون رو سر جاهاشون گذاشتم.

2
00:00:22,021 --> 00:00:23,481
‫روزنامه هم براتون آوردم.

3
00:00:24,315 --> 00:00:26,735
‫یه پنج پوندی برداشتم،
‫اشکالی که نداره؟

4
00:00:29,654 --> 00:00:30,739
‫عسله؟

5
00:00:33,533 --> 00:00:34,826
‫آره، می‌خوای ببینیش؟

6
00:00:35,326 --> 00:00:36,327
‫می‌شه؟

7
00:00:38,371 --> 00:00:40,206
‫بیا. این رو سرت کن.

8
00:00:45,587 --> 00:00:47,338
‫نترس، کاریت ندارن.

9
00:00:50,508 --> 00:00:51,676
‫توش چی می‌بینی؟

10
00:00:54,387 --> 00:00:56,339
‫- هیچی.
‫- آها.

11
00:00:56,389 --> 00:00:57,507
‫نشونه بدیه؟

12
00:00:57,557 --> 00:00:59,050
‫یعنی ملکه داره پیر می‌شه.

13
00:00:59,100 --> 00:01:01,227
‫باید اینجا تخم باشه،
‫ولی مثل اینکه کم آورده.

14
00:01:03,438 --> 00:01:08,401
‫بازرس لنکر؟ پرونده‌های بایگانی شده
‫از ارول ماتیس در سال ۲۰۱۱ رو براتون آوردم.

15
00:01:11,070 --> 00:01:12,280
‫حالا صداش رو گوش کن.

16
00:01:16,075 --> 00:01:17,911
‫صداشون بیشتر شده.
‫حالت شوریده‌ای بهشون دست داده.

17
00:01:18,453 --> 00:01:20,830
‫فهمیدن اوضاع قراره تغییر کنه،
‫از همین بابت مضطرب شدن.

18
00:01:21,581 --> 00:01:22,624
‫[لطفا در بزنید و منتظر بمانید.]

19
00:01:23,500 --> 00:01:24,751
‫می‌خوان چیکار کنن؟

20
00:01:25,627 --> 00:01:28,496
‫خب، زنبورهای کارگر می‌خوان
‫یه ملکه جدید بیارن،

21
00:01:28,546 --> 00:01:30,256
‫تا بقای کندو ادامه پیدا کنه.

22
00:01:31,049 --> 00:01:35,303
‫ولی ملکه قدیمیشون می‌ایسته
‫و در مقابل تهدیدات مقابله می‌کنه.

23
00:01:36,054 --> 00:01:37,805
‫چون فقط یه ملکه توی کندو جا داره.

24
00:01:38,932 --> 00:01:40,225
‫خب، بعدش چی می‌شه؟

25
00:01:40,892 --> 00:01:42,477
‫وارد جنگ می‌شن دیگه.

26
00:01:43,811 --> 00:01:46,314
‫اینقدر ادامه می‌دن تا زور یکی بچربه.

27
00:01:53,029 --> 00:01:58,034
W W W . M O V I E S H O . C O M

28
00:02:44,247 --> 00:02:46,165
‫بسه. بس کن پرستون.

29
00:02:55,508 --> 00:02:56,968
‫برات از بیرون هدیه گرفتم.

30
00:02:58,011 --> 00:03:01,631
‫گفتم شاید از پودر کافئین
‫و شیر فرادما خسته شده باشی.

31
00:03:01,681 --> 00:03:03,391
‫واقعا نجاتم دادی.

32
00:03:06,769 --> 00:03:10,898
‫خب، چه مسئله‌ای اینقدر مهم بود
‫که نمی‌شد تا بعد ناهار صبر کنی؟

33
00:03:14,485 --> 00:03:18,239
‫اولین باری که آشنا شدیم،
‫بهت گفتم که نمی‌تونم...

34
00:03:19,240 --> 00:03:20,950
‫درد این اتفاق رو برات از بین ببرم.

35
00:03:22,452 --> 00:03:25,204
‫ولی می‌تونم به قدری کارم رو
‫درست انجام بدم تا اطمینان حاصل کنم...

36
00:03:26,414 --> 00:03:27,832
‫کسی که این بلا سر خانواده‌ات آورده...

37
00:03:28,833 --> 00:03:30,668
‫دیگه رنگ آزادی رو نمی‌بینه.

38
00:03:34,797 --> 00:03:37,049
‫می‌خوام بهش اتهام قتل عمد وارد کنم، خب؟

39
00:03:40,094 --> 00:03:41,045
‫باشه.

40
00:03:41,095 --> 00:03:43,139
‫امشب با دادستانی سلطنتی جلسه داریم.

41
00:03:43,639 --> 00:03:44,891
‫قول نمی‌دم به نتیجه برسه.

42
00:03:45,725 --> 00:03:50,980
‫همونطور که بهت گفته بودم،
‫بعضی وقت‌ها این مسائل وقت می‌برن.

43
00:03:55,276 --> 00:03:57,862
‫[دفتر وکالت خان و شرکا]

44
00:03:59,989 --> 00:04:01,649
‫- درسته؟
‫- این‌ها رو از بایگانی آوردن؟

45
00:04:01,699 --> 00:04:03,326
‫آره، عملا دفترچه سوابق هگارتیه.

46
00:04:04,285 --> 00:04:08,740
‫پس ارول فرضیات رو قویا انکار کرده بود.
‫برای اثبات بی‌گناهیش جنگیده بود.

47
00:04:08,790 --> 00:04:13,703
‫ولی ناگهان کمتر از چهل و هشت ساعت بعد،
‫داوطلبانه اعتراف می‌کنه.

48
00:04:13,753 --> 00:04:17,290
‫در این مدت از صحنه جرم
‫بازدید صورت گرفته بود، درسته؟

49
00:04:17,340 --> 00:04:19,959
‫- حتما اتفاقی توی این بازدید افتاده.
‫- شک نکن.

50
00:04:20,009 --> 00:04:21,002
‫اتفاقی که...

51
00:04:21,052 --> 00:04:23,337
‫حالا فرضیه مفیدی نیست،
‫ولی آره، قطعا اتفاقی افتاده.

52
00:04:23,387 --> 00:04:25,089
‫به نظرت این مسئله مشکوک نیست؟

53
00:04:25,139 --> 00:04:28,801
‫من که نگفتم مشکوک نیست، صرفا قدیمیه.
‫توی دادگاه هم مطرح شد.

54
00:04:28,851 --> 00:04:31,721
‫واسه دادگاه تجدید نظر بازگوش کردیم.
‫ولی کسی باهاش همدردی نکرد.

55
00:04:31,771 --> 00:04:34,182
‫«سلام، دوست داری یه سر بریم...»

56
00:04:34,232 --> 00:04:38,486
‫«جایی که دو روز پیش نامزدت به طرز
‫وحشیانه‌ای به قتل رسید؟» ولی قانونیه.

57
00:04:39,654 --> 00:04:41,280
‫خب، پس اون «ها» که گفتی چی بود؟

58
00:04:42,865 --> 00:04:45,193
‫خودت گفتی نکته جالبی توش بود.

59
00:04:45,243 --> 00:04:47,370
‫شاید باشه. مطمئن نیستم.

60
00:04:49,830 --> 00:04:52,416
‫کار چندان آسونی نیست،
‫ولی ساعت هفت و نیم بود.

61
00:04:54,460 --> 00:04:58,498
‫هفت و نیم دکتر هالینگ‌ورث
‫اجازه‌اش رو صادر می‌کنه.

62
00:04:58,548 --> 00:05:00,374
‫بعدش ارول با مصاحبه موافقت می‌کنه.

63
00:05:00,424 --> 00:05:02,426
‫- بعد؟
‫- بعدش مصاحبه رو انجام می‌دن.

64
00:05:03,427 --> 00:05:06,964
‫ساعت ده و نیم با احتیاط
‫از ارول ماتیس مصاحبه می‌کنن.

65
00:05:07,014 --> 00:05:08,174
‫بین این ساعات چه اتفاقی افتاد؟

66
00:05:08,224 --> 00:05:09,725
‫هیچ اتفاقی نیفتاده.

67
00:05:11,769 --> 00:05:12,770
‫هیچی.

68
00:05:17,233 --> 00:05:18,526
‫دیدی؟

69
00:05:19,235 --> 00:05:23,773
‫ساعت هفت و نیم مرخص می‌شه.
‫بعدش هیچ مدرک جدیدی رو نمی‌شه.

70
00:05:23,823 --> 00:05:25,107
‫واسه بازداشتش تحت فشار بودن.

71
00:05:25,157 --> 00:05:26,525
‫چرا دقیقا بعد از اینکه...

72
00:05:26,575 --> 00:05:28,194
‫دکتر بهشون اجازه داد
‫باهاش مصاحبه نکردن؟

73
00:05:28,244 --> 00:05:31,656
‫در عوض سه ساعت منتظر موندن. ولی چرا؟

74
00:05:31,706 --> 00:05:35,501
‫شاید آدم سحرخیزی نیست،
‫می‌خواست بیشتر بخوابه. یا...

75
00:05:36,294 --> 00:05:38,713
‫منتظر بودن وکیل جدیدش بیاد.

76
00:05:40,214 --> 00:05:43,125
‫- اینقدر فهرست رو بالا پایین کردن...
‫- تا با یه وکیل جلسه تشریحی بذارن.

77
00:05:43,175 --> 00:05:45,177
‫- وکیلی که بتونن باهاش کار کنن.
‫- شتر دیدی، ندیدی.

78
00:05:52,393 --> 00:05:53,811
‫[خواهان عدالت برای ارولیم]

79
00:05:56,480 --> 00:05:57,690
‫[خواهان عدالت برای ارولیم]

80
00:06:03,195 --> 00:06:08,659
‫[امروز با ارول ملاقات دارم، از همدلی شما
‫براش تعریف می‌کنم. #ارول‌ماتیس‌راآزادکنید]

81
00:06:10,870 --> 00:06:11,454
‫[انجمن #صلح‌باعدالت‌میاد]

82
00:06:11,495 --> 00:06:14,290
‫[#ارول‌ماتیس‌راآزادکنید،
‫#خواهان‌عدالت‌برای‌ارولیم]

83
00:06:29,055 --> 00:06:33,718
‫یعنی اگه واقعا موفق بشن
‫این خانم تماس‌گیرنده رو پیدا کنن...

84
00:06:33,768 --> 00:06:36,437
‫متوجه منظورم می‌شی؟
‫مسئله خیلی بزرگ می‌شه.

85
00:06:37,396 --> 00:06:41,609
‫پای تلفن باهاش صحبت کردن، خب؟
‫خود دختره گفت می‌دونه قاتل کی بوده.

86
00:06:42,193 --> 00:06:46,280
‫به همه می‌گم ته داستان رو در بیارن، خب؟
‫به همه...

87
00:06:46,781 --> 00:06:47,948
‫ارول!

88
00:06:49,075 --> 00:06:54,538
‫- قربونت برم، خبر خوب برات آوردم.
‫- مامان، نمی‌تونم.

89
00:06:55,247 --> 00:06:56,449
‫چرا متوجه نمی‌شی؟
‫دیگه طاقت ندارم.

90
00:06:56,499 --> 00:06:59,084
‫هر بار که بهم امید می‌دی،
‫بیشتر داغون می‌شم.

91
00:07:01,086 --> 00:07:03,756
‫- نه عزیزم...
‫- نه، کمکتون رو نمی‌خوام.

92
00:07:05,049 --> 00:07:06,217
‫متوجه نمی‌شین؟

93
00:07:09,470 --> 00:07:10,471
‫نمی‌خوام...

94
00:07:13,599 --> 00:07:14,767
‫نمی‌خوام امیدوار بشم.

95
00:07:17,186 --> 00:07:19,021
‫کاش فقط یادم بره مامان.

96
00:07:21,816 --> 00:07:23,150
‫بذار همه‌چی رو یادم بره.

97
00:07:24,693 --> 00:07:26,729
‫خسته‌ای. امشب زود بخواب...

98
00:07:26,779 --> 00:07:28,147
‫- صورتت رو اصلاح کن.
‫- نه، هر موقع کمکم می‌کنین...

99
00:07:28,197 --> 00:07:29,573
‫فقط اوضاع بدتر می‌شه.

100
00:07:30,324 --> 00:07:31,534
‫اوضاع رو بدتر می‌کنین.

101
00:07:32,409 --> 00:07:33,494
‫وای خدا.

102
00:07:36,038 --> 00:07:37,039
‫خواهش کردم.

103
00:07:38,249 --> 00:07:40,251
‫فقط دست از سرم بردارین.

104
00:08:50,404 --> 00:08:51,655
‫لیسا؟

105
00:08:55,576 --> 00:08:58,279
‫- این پسره رو از کجا می‌شناسی؟
‫- خجالت نمی‌کشی؟

106
00:08:58,329 --> 00:08:59,613
‫کجا آشنا شدین؟

107
00:08:59,663 --> 00:09:01,865
‫تو برام تعیین تکلیف نمی‌کنی
‫که چیکار کنم، کی رو ببینم،

108
00:09:01,915 --> 00:09:03,784
‫یا با کی وقت بگذرونم، فهمیدی؟

109
00:09:03,834 --> 00:09:06,495
‫هر دوی شما بی‌ثبات و آسیب‌پذیرین.
‫صرفا می‌خوام ازتون مراقبت کنم.

110
00:09:06,545 --> 00:09:09,757
‫نه، خیال کردی اینجا محل کارته
‫و من هم یکی از پرونده‌هاتم.

111
00:09:10,883 --> 00:09:11,884
‫لیسا.

112
00:09:12,968 --> 00:09:16,138
‫- تمام تلاشم رو کردم. بازپروری...
‫- تمام تلاشت؟

113
00:09:16,972 --> 00:09:19,475
‫وقتی دست خالی ولش کردی
‫طلب صاحبخونه‌اش رو دادم.

114
00:09:20,684 --> 00:09:23,929
‫دارم هر کاری لازمه می‌کنم
‫تا راه حلی پیدا کنم.

115
00:09:23,979 --> 00:09:24,680
‫اینطوریه؟

116
00:09:24,730 --> 00:09:27,391
‫هر شب به دخترت مواد تزریق می‌کنی
‫تا یه وقت شبانه ول نکنه و بره؟

117
00:09:27,441 --> 00:09:28,767
‫- من باباتم.
‫- بابام نیستی.

118
00:09:28,817 --> 00:09:31,061
‫- باید ازت مواظبت کنم.
‫- تو دلال موادمی.

119
00:09:31,111 --> 00:09:33,564
‫اصلا متوجهی این شرایط چقدر ناجوره؟

120
00:09:33,614 --> 00:09:36,734
‫جفتمون می‌دونیم اگه به خاطر من نبود
‫جنابعالی الان مرده بودی.

121
00:09:36,784 --> 00:09:38,485
‫- می‌دونی بدترین بخشش چیه؟
‫- سوار شو.

122
00:09:38,535 --> 00:09:40,529
‫خودت هم می‌دونی کار درست همینه.

123
00:09:40,579 --> 00:09:41,955
‫- از این شرایط خوشت میاد، نه؟
‫- چی؟

124
00:09:42,581 --> 00:09:46,118
‫یعنی در این حد می‌ترسی
‫که یه روز ولت کنم و برم...

125
00:09:46,168 --> 00:09:49,213
‫و تبدیل به پیرمرد منزوی و تنهایی بشی.

126
00:09:51,715 --> 00:09:54,543
‫خودم می‌گم کاش شرایط جوری بود
‫که می‌شد بری. پس این بحث رو وسط نکش.

127
00:09:54,593 --> 00:09:59,506
‫- تو نه دوستی داری، نه خانواده‌ای...
‫- وقت این حرف‌ها رو ندارم.

128
00:09:59,556 --> 00:10:02,051
‫- سوار ماشین شو.
‫- نه، اشتباه می‌گم؟

129
00:10:02,101 --> 00:10:04,970
‫- سوار شو.
‫- می‌دونی چیه؟ مریض خودتی و خودت.

130
00:10:05,020 --> 00:10:06,263
‫سوار شو. اینقدر...

131
00:10:06,313 --> 00:10:07,848
‫فکر کردی سگ دست‌آموزتم
‫که تا ابد کنارت بمونم.

132
00:10:07,898 --> 00:10:11,810
‫وقتی این اخلاقت رو می‌بینم،
‫کاملا به مامان حق می‌دم.

133
00:10:11,860 --> 00:10:15,447
‫یه نگاه به اخلاق و رفتارت بنداز،
‫بعد از خودت بپرس کی حاضره باهات زندگی کنه؟

134
00:10:16,031 --> 00:10:17,858
‫برو یه لباس درست و درمون بپوش.

135
00:10:17,908 --> 00:10:21,703
‫- بزن به چاک.
‫- آره، بزن به چاک. برو گم‌شو.

136
00:10:26,625 --> 00:10:28,502
‫نکنه نمی‌دونی چطور آشنا شده بودیم؟

137
00:10:31,839 --> 00:10:32,840
‫کثافت!

138
00:10:45,102 --> 00:10:46,103
‫بی‌پدر!

139
00:11:25,726 --> 00:11:28,762
‫خب، مطمئن نیستم یادتون باشه،
‫چون سال ۲۰۱۱ بود،

140
00:11:28,812 --> 00:11:31,223
‫شما وکیل متهمی به نام ارول ماتیس بودین.

141
00:11:31,273 --> 00:11:32,691
‫اگه درست یادم باشه اعتراف کرد.

142
00:11:33,525 --> 00:11:37,271
‫بیشتر دوست دارم بدونم شما چه رابطه‌ای
‫با تیم تحقیقات اون پرونده داشتین.

143
00:11:37,321 --> 00:11:41,108
‫یعنی احیانا قبل از این پرونده
‫با عضوی از اون تیم آشنایی داشتین؟

144
00:11:41,158 --> 00:11:44,536
‫- باید سوابق رو بررسی کنم.
‫- لزومی نداره.

145
00:11:45,621 --> 00:11:50,000
‫خب، به نظر میاد دو هفته قبلش
‫متهمی به نام خانم دستینی بولاسی داشتین.

146
00:11:50,751 --> 00:11:53,078
‫اتهام ایشون حمل مواد به قصد توزیع بوده.

147
00:11:53,128 --> 00:11:55,664
‫مامور پرونده هم همون آقا بود.

148
00:11:55,714 --> 00:11:56,873
‫معاون ارشد دنیل هگارتی بود.

149
00:11:56,923 --> 00:11:58,250
‫نمی‌دونم شما دنبال چی هستین.

150
00:11:58,300 --> 00:12:01,128
‫سوالم اینه آیا اتفاقی در بازدید
‫از صحنه جرم افتاده بود؟

151
00:12:01,178 --> 00:12:02,045
‫چی فرمودین؟

152
00:12:02,095 --> 00:12:03,922
‫یعنی تمام مدت پیش موکلتون بودین؟

153
00:12:03,972 --> 00:12:04,840
‫بله که بودم.

154
00:12:04,890 --> 00:12:07,926
‫معاون ارشد هگارتی اشاره‌ای کردن
‫که چطور از ارول اعتراف گرفتن؟

155
00:12:07,976 --> 00:12:10,721
‫ببینید بازرس لنکر،
‫متاسفانه اطلاعاتی که از بنده می‌خواین،

156
00:12:10,771 --> 00:12:12,723
‫مصداق چشم‌پوشی از اخلاق حرفه‌ای...

157
00:12:12,773 --> 00:12:15,108
‫و ارائه اسناد محرمانه‌ایه
‫که بین بنده و موکلم بوده.

158
00:12:16,276 --> 00:12:20,856
‫همچنین نقض بند ۱.۳ از مقررات حقوقی
‫مصوبه‌ی ۲۰۰۷ محسوب می‌شه.

159
00:12:20,906 --> 00:12:23,784
‫البته فکر می‌کنم
‫خودتون اطلاع داشته باشین.

160
00:12:24,618 --> 00:12:25,944
‫ولی اگه همچنان پافشاری کنین،

161
00:12:25,994 --> 00:12:28,322
‫ناچارم با سرپرست دفترتون تماس بگیرم،

162
00:12:28,372 --> 00:12:30,073
‫تا ایشون مقررات رو براتون شرح بدن.

163
00:12:30,123 --> 00:12:31,366
‫ازتون ممنونم آقای کاردونا.

164
00:12:31,416 --> 00:12:35,629
‫پس بهشون بگین مطابق مقررات،
‫توطئه‌ی وکیل...

165
00:12:36,129 --> 00:12:39,875
‫و همدستی در کلاه‌برداری و دیگر جرائم...

166
00:12:39,925 --> 00:12:42,177
‫چه پیگرد قانونی و عواقبی داره.

167
00:12:44,596 --> 00:12:45,597
‫بنده دیگه رفع زحمت می‌کنم.

168
00:12:59,403 --> 00:13:00,445
‫لیسا کجاست؟

169
00:13:01,196 --> 00:13:04,107
‫همین الان می‌خواستم بهش پیـ...
‫وایستا ببینم، مگه با خودتون نبود؟

170
00:13:04,157 --> 00:13:05,442
‫داستان چیه؟

171
00:13:05,492 --> 00:13:06,576
‫- حتی...
‫- چی شده؟

172
00:13:07,911 --> 00:13:08,912
‫بهت زنگ نزد؟

173
00:13:10,080 --> 00:13:12,749
‫- چی بهش گفتین؟
‫- الان وقت این بحث‌ها نیست، خب؟

174
00:13:13,500 --> 00:13:15,118
‫- ببین...
‫- می‌رم دنبالش بگردم.

175
00:13:15,168 --> 00:13:17,662
‫نه. لازم نیست.
‫احتمالا توی راه خونه باشه.

176
00:13:17,712 --> 00:13:19,998
‫تو جایی نرو. خودم می‌رم خونه.

177
00:13:20,048 --> 00:13:21,917
‫احتمالا پشت در مونده.

178
00:13:21,967 --> 00:13:23,794
‫کلیدم رو گم کردم،
‫وگرنه نمی‌اومدم از تو بپرسم.

179
00:13:23,844 --> 00:13:26,671
‫- الان باید جایی باشی؟
‫- آره، چهل و پنج دقیقه دیگه جلسه دارم.

180
00:13:26,721 --> 00:13:29,307
‫آها، سر اون یاروییه که بازداشت کردی.
‫همون پسره توی پارک.

181
00:13:29,933 --> 00:13:32,344
‫- آره، داشت تعریف می‌کرد...
‫- دخترم تعریف می‌کرد؟

182
00:13:32,394 --> 00:13:33,436
‫حسابی در موردش صحبت می‌کرد.

183
00:13:34,479 --> 00:13:35,856
‫- در این مورد؟
‫- آره.

184
00:13:36,356 --> 00:13:38,358
‫- بعید می‌دونم.
‫- بهت افتخار می‌کنه بابا.

185
00:13:41,027 --> 00:13:42,028
‫اصلا هم نمی‌کنه.

186
00:13:44,197 --> 00:13:48,110
‫حداقل یه لطفی بکن.
‫با خودش و دوست‌هاش تماس بگیر.

187
00:13:48,160 --> 00:13:50,036
‫اون که دوستی نداره.

188
00:13:54,666 --> 00:13:55,667
‫باشه.

189
00:14:06,261 --> 00:14:08,004
‫دوریس، خواهش می‌کنم.

190
00:14:08,054 --> 00:14:10,090
‫- خداحافظ لاتیشا.
‫- حداقل بذار توضیح بدم.

191
00:14:10,140 --> 00:14:15,470
‫نه. بهم گفتی بحث بچه‌هاته.
‫خبر مرگم بهت کمک کردم.

192
00:14:15,520 --> 00:14:18,565
‫- راست می‌گفتم.
‫- نمی‌خوام عذر و بهونه بشنوم.

193
00:14:20,734 --> 00:14:24,062
‫- به خدا می‌خوام کمکت کنم.
‫- نه، دروغ می‌گی. هیچ‌کس نمی‌خواد کمک کنه.

194
00:14:24,112 --> 00:14:27,699
‫نه تو، نه شوهرم، حتی ارول نمی‌خواد.

195
00:14:29,200 --> 00:14:31,077
‫اصلا می‌دونی چیه؟ مگه مهمه؟

196
00:14:32,037 --> 00:14:33,163
‫کمک شما رو که لازم ندارم.

197
00:14:35,248 --> 00:14:36,249
‫من ول نمی‌کنم.

198
00:14:47,385 --> 00:14:52,132
‫[سلام، مدام به بحثمون فکر می‌کنم.
‫ببخشید اگه تند رفتم.]

199
00:14:52,182 --> 00:14:54,225
‫[می‌شه حرف بزنیم؟]

200
00:14:57,312 --> 00:14:58,597
‫[پیغام به لیسا]

201
00:14:58,647 --> 00:14:59,648
‫می‌بینمت.

202
00:15:00,231 --> 00:15:01,232
‫سلام.

203
00:15:01,816 --> 00:15:02,817
‫سلام.

204
00:15:04,611 --> 00:15:06,237
‫اولین روزم توی اداره تحقیقات رو یادته؟

205
00:15:09,074 --> 00:15:10,492
‫«کلویی اطراف رو نشونت می‌ده.»

206
00:15:13,411 --> 00:15:16,364
‫«هر سوالی داشتی، از کلویی بپرس.»

207
00:15:16,414 --> 00:15:18,074
‫«کلویی، می‌شه اطراف رو
‫به عضو جدیدمون نشون بدی؟»

208
00:15:18,124 --> 00:15:19,409
‫«کمکش کن تا اینجا احساس...»

209
00:15:19,459 --> 00:15:22,746
‫- آره، یادمه. «احساس راحتی کنه».
‫- «احساس راحتی کنه.»

210
00:15:22,796 --> 00:15:24,172
‫روی عوض‌بشو نیست.

211
00:15:25,674 --> 00:15:26,800
‫مسئله شخصی نیست.

212
00:15:27,884 --> 00:15:30,170
‫متوجهی؟ صرفا...

213
00:15:30,220 --> 00:15:31,930
‫فقط حسابی روی مخت می‌رم.

214
00:15:33,098 --> 00:15:35,133
‫می‌خواستم بگم تنهایی بهتر کار می‌کنم.

215
00:15:35,183 --> 00:15:36,801
‫تازه فکر می‌کنی من خودشیرینم.

216
00:15:36,851 --> 00:15:38,928
‫نه، چنین فکری نمی‌کنم.
‫اصلا اینطور نیست.

217
00:15:38,978 --> 00:15:40,805
‫راستش مشکلم اصلا تو نیستی.

218
00:15:40,855 --> 00:15:44,317
‫مشکل خودم هم نیستم.
‫مسئله این شغله.

219
00:15:45,151 --> 00:15:46,945
‫- همه‌چیز این شغل...
‫- این مکان اذیتت می‌کنه.

220
00:15:48,113 --> 00:15:49,114
‫آره.

221
00:15:50,281 --> 00:15:51,699
‫می‌دونی من رو چی اذیت می‌کنه؟

222
00:15:52,200 --> 00:15:55,320
‫کلودیا می‌هیو رو که می‌شناسی.
‫محترمانه پیشنهاد اصلاحات می‌ده. بعد دیدی...

223
00:15:55,370 --> 00:15:57,781
‫چه چرت و پرت‌هایی توی اینترنت
‫در موردش می‌گن؟ واقعا چندش‌آوره.

224
00:15:57,831 --> 00:15:58,990
‫جدی؟

225
00:15:59,040 --> 00:16:02,877
‫تهدید به مرگ می‌شه.
‫فکر کنم دو بار تا حالا خونه‌اش رو عوض کرده.

226
00:16:03,378 --> 00:16:05,088
‫رفتی تهدیداتش رو خوندی؟

227
00:16:05,880 --> 00:16:07,048
‫- آره.
‫- ولی چرا؟

228
00:16:08,591 --> 00:16:10,677
‫چرا با این کار تشویقشون می‌کنی؟

229
00:16:11,302 --> 00:16:12,587
‫نمی‌دونم. آخه...

230
00:16:12,637 --> 00:16:14,672
‫چون فکر می‌کنم آدم باید
‫دشمن‌هاش رو بشناسه.

231
00:16:14,722 --> 00:16:18,385
‫ولی در واقع بعضی شب‌ها
‫یهو به خودم میام...

232
00:16:18,435 --> 00:16:20,553
‫و می‌بینم که بیش از حد عصبانی‌ام.

233
00:16:20,603 --> 00:16:21,805
‫عین اون بچه‌ای هستم
‫که با فندک بازی می‌کنه.

234
00:16:21,855 --> 00:16:22,939
‫اینقدر باهاش ور می‌ره...

235
00:16:25,442 --> 00:16:26,568
‫تا خودش رو بسوزونه.

236
00:16:33,408 --> 00:16:34,442
‫می‌دونم چی تو سرته، خب؟

237
00:16:34,492 --> 00:16:37,821
‫نه، نه. صحبت نکن، خب؟
‫فقط کاری که گفتم رو بکن.

238
00:16:37,871 --> 00:16:39,322
‫ولی من می‌تونم کمکش کنم.

239
00:16:39,372 --> 00:16:41,658
‫آره، واقعا فرشته نجاتشی.

240
00:16:41,708 --> 00:16:43,585
‫باهام صحبت می‌کنه.
‫سفره دلش رو باز می‌کنه.

241
00:16:44,085 --> 00:16:46,704
‫باورم نمی‌شه بدون اطلاع من
‫با همدیگه صحبت می‌کردیم.

242
00:16:46,754 --> 00:16:49,707
‫ول کن بابا!
‫نمی‌خواست مخفیانه باشه!

243
00:16:49,757 --> 00:16:51,417
‫صرفا ازت می‌ترسید. نمی‌شه که...

244
00:16:51,467 --> 00:16:53,219
‫تو اصلا آدمی نیستی که بشه...

245
00:16:54,179 --> 00:16:55,130
‫لیسا!

246
00:16:55,180 --> 00:16:56,422
‫لیسا ازت الگو می‌گیره،
‫ولی تو بهش توجه نمی‌کنی.

247
00:16:56,472 --> 00:16:59,509
‫بهش گوش نمی‌دی، باهاش صحبت نمی‌کنی.
‫اصلا به حساب نمیاریش.

248
00:16:59,559 --> 00:17:00,643
‫هیچ کاری نمی‌کنی!

249
00:17:02,812 --> 00:17:03,938
‫چیه؟ چی شده؟

250
00:17:04,856 --> 00:17:05,857
‫جریان چیه؟

251
00:17:12,530 --> 00:17:13,656
‫چی شده؟

252
00:17:14,532 --> 00:17:15,617
‫چیز خاصی نشده.

253
00:17:17,535 --> 00:17:20,655
‫برنامه عوض شد.
‫فقط بهم شماره تلفن بده.

254
00:17:20,705 --> 00:17:22,490
‫شماره دوست‌هاش رو پیدا کن و بده.

255
00:17:22,540 --> 00:17:24,751
‫از جات هم تکون نخور.
‫می‌شه به حرفم گوش کنی؟

256
00:17:25,710 --> 00:17:26,661
‫باهام در تماس باش.

257
00:17:26,711 --> 00:17:27,962
‫جلسه‌ات چی می‌شه؟

258
00:17:47,941 --> 00:17:52,478
‫سلام جیکی.
‫ببین، اگه می‌خوای بری بیرون...

259
00:17:52,528 --> 00:17:55,815
‫خودم می‌تونم برسونمت.
‫ولی تا ساعت نه برگردی‌ها.

260
00:17:55,865 --> 00:17:56,983
‫نه، مرسی. لازم نیست.

261
00:17:57,033 --> 00:17:59,110
‫- من که چنین خطری نمی‌کنم.
‫- باشه.

262
00:17:59,160 --> 00:18:01,329
‫- خیلی‌خب، ممنون.
‫- اسم خودت هم دانشمند گذاشتی.

263
00:18:02,664 --> 00:18:04,741
‫قول می‌دم چند روزه تموم بشه.

264
00:18:04,791 --> 00:18:07,410
‫- باشه.
‫- فقط تا وقتی که دوباره حالش خوب بشه.

265
00:18:07,460 --> 00:18:10,663
‫باشه، باشه. مشکلی نیست.
‫صرفا داشت بهم یاد می‌داد که...

266
00:18:10,713 --> 00:18:12,548
‫چی می‌گفت؟
‫کالای تاریخ مصرف گذشته رو نخرم.

267
00:18:19,347 --> 00:18:21,224
‫راستش می‌خواستم در مورد
‫مسئله‌ای صحبت کنیم.

268
00:18:22,475 --> 00:18:26,979
‫صرفا خواستم بابت بحث اون روزمون
‫ازت دل‌جویی کنم.

269
00:18:27,980 --> 00:18:29,599
‫به نظرم جفتمون حرف‌هایی زدیم...

270
00:18:29,649 --> 00:18:30,692
‫آها، اون بحث؟

271
00:18:32,110 --> 00:18:34,112
‫آره، قبول دارم.
‫من هم ناراحت شدم، موافقم.

272
00:18:34,612 --> 00:18:36,155
‫دیگه کاریه که شده.

273
00:18:37,115 --> 00:18:39,992
‫ای بابا... خردلمون تموم شده؟

274
00:18:42,870 --> 00:18:44,330
‫حتی سس رو دور انداخته.

275
00:18:45,081 --> 00:18:46,541
‫وقتی گفتی «اون بحث»...

276
00:18:48,000 --> 00:18:51,295
‫یعنی منظورت از «آها، اون بحث»...
‫این بود که...

277
00:18:53,172 --> 00:18:55,333
‫- نمی‌دونم. ولش کن.
‫- باشه.

278
00:18:55,383 --> 00:18:57,293
‫تو هم شام می‌خوری؟ یا...

279
00:18:57,343 --> 00:19:01,923
‫ببخشید، ولی وقتی می‌گی «آها، اون بحث»
‫یه جوریه که انگار...

280
00:19:01,973 --> 00:19:05,677
‫به نظرت چندان چیز مهمی نیست.
‫با اینکه خیلی مهم بود.

281
00:19:05,727 --> 00:19:06,719
‫باشه.

282
00:19:06,769 --> 00:19:09,180
‫ببخشید. ولی متوجه منظورم که می‌شی؟

283
00:19:09,230 --> 00:19:10,848
‫یعنی مطابق غریزه‌ات فکر کردی...

284
00:19:10,898 --> 00:19:12,600
‫که پسرم و دوست‌هاش
‫دارن کار اشتباهی می‌کنن.

285
00:19:12,650 --> 00:19:13,734
‫خب...

286
00:19:15,153 --> 00:19:16,362
‫یعنی مسئله...

287
00:19:18,197 --> 00:19:20,283
‫فراموش کردن سالگردمون
‫و مسائل از این قبیل نیست.

288
00:19:23,411 --> 00:19:24,537
‫خیلی مهمه.

289
00:19:25,788 --> 00:19:28,791
‫آره، می‌دونم.

290
00:19:36,924 --> 00:19:39,427
‫واسه همین فقط می‌خوام بفهمم...

291
00:19:43,347 --> 00:19:44,348
‫که چرا چنین کاری کردی؟

292
00:19:51,898 --> 00:19:52,857
‫نمی‌دونم.

293
00:19:55,735 --> 00:19:56,861
‫چی بگم؟

294
00:20:02,658 --> 00:20:03,659
‫باشه.

295
00:20:05,411 --> 00:20:06,746
‫- ردیفیم؟
‫- آره.

296
00:20:12,668 --> 00:20:13,669
‫مامان؟

297
00:20:15,546 --> 00:20:17,540
‫فکر کنم دلم می‌خواد خونه خودم باشم.

298
00:20:17,590 --> 00:20:23,171
‫شاید تو و جیکی دوست داشته باشین
‫یه مدت پیش من هم باشین.

299
00:20:23,221 --> 00:20:28,476
‫صرفا چند روز، متوجهی؟
‫تا وقتی که دوباره حالم خوب بشه.

300
00:20:32,021 --> 00:20:33,022
‫باشه؟

301
00:20:38,986 --> 00:20:41,614
‫معاون ارشد دنیل هگارتی‌ام،
‫لطفا پیغام بذارید.

302
00:20:42,114 --> 00:20:43,532
‫دن، شوخیت گرفته؟

303
00:20:44,283 --> 00:20:46,110
‫من رو اینجا ول کردی تا بشینم...

304
00:20:46,160 --> 00:20:48,112
‫با دادستان ارشد سلطنتی نوشیدنی بخورم...

305
00:20:48,162 --> 00:20:49,238
‫ولی دیگه نمی‌دونم چطور
‫باید سرش رو گرم کنم.

306
00:20:49,288 --> 00:20:51,540
‫پس به نفعته بابت دیرکردت
‫خیلی دلیل خوبی داشته باشی.

307
00:20:56,128 --> 00:20:57,213
‫بگذریم...

308
00:20:58,547 --> 00:21:01,425
‫جریان آمیت چیکر چی شد؟
‫چی بهش بگم؟

309
00:21:02,051 --> 00:21:03,552
‫قتل عمد بوده؟ تعرض جسمی بوده؟

310
00:21:04,553 --> 00:21:06,472
‫امان از دستت دن. اصلا کجا موندی؟

311
00:21:07,807 --> 00:21:08,808
‫بهم زنگ بزن.

312
00:21:20,611 --> 00:21:23,272
‫سلام، با لیسا تماس گرفتین.
‫ببخشید که الان نمی‌تونم جواب بدم.

313
00:21:23,322 --> 00:21:26,943
‫ولی اگه آشنا باشین یا پیغام بذارین،
‫یا یه پیام بهم بدین...

314
00:21:26,993 --> 00:21:28,953
‫در اسرع وقت جوابتون رو می‌دم.

315
00:21:30,162 --> 00:21:31,030
‫الو؟

316
00:21:31,080 --> 00:21:33,658
‫بله، با پرستار اِی‌اندای تماس گرفتم؟

317
00:21:33,708 --> 00:21:35,284
‫درسته، چه کمکی از دستم بر میاد؟

318
00:21:35,334 --> 00:21:37,411
‫بنده معاون ارشد بازرسی،
‫دنیل هگارتی هستم،

319
00:21:37,461 --> 00:21:41,165
‫در کلانتری هکنی داونز کار می‌کنم.
‫دنبال خانم سفیدپوستی می‌گردم...

320
00:21:41,215 --> 00:21:42,917
‫که ممکنه امروز عصر
‫اونجا پذیرش شده باشه.

321
00:21:42,967 --> 00:21:49,131
‫جوانه، لاغره، موی بلوند داره
‫و به ظاهرش بیست و چند ساله می‌خوره.

322
00:21:49,181 --> 00:21:51,384
‫باشه، بهتون اطلاع می‌دیم.

323
00:21:51,434 --> 00:21:53,894
‫آره، ممکنه این دختر
‫به خاطر مصرف مواد مخدر...

324
00:21:54,812 --> 00:21:56,639
‫- اونجا پذیرش شده باشه.
‫- بسیارخب.

325
00:21:56,689 --> 00:21:59,100
‫اگه کسی رو با این مشخصات پیدا کردین،

326
00:21:59,150 --> 00:22:01,736
‫- می‌شه باهام تماس بگیرین؟
‫- بله، چشم.

327
00:22:02,987 --> 00:22:04,647
‫سلام رفیق. راس کاردونام.

328
00:22:04,697 --> 00:22:06,148
‫خیلی وقته صحبت نکردیم، نه؟

329
00:22:06,198 --> 00:22:08,909
‫ببین، امروز اتفاقی افتاد
‫که یه خرده برام عجیب بود.

330
00:22:09,702 --> 00:22:13,664
‫بازرسی به اسم جون لنکر پیشم اومده بود.
‫زود باهام تماس بگیر، باشه؟

331
00:22:14,457 --> 00:22:15,991
‫نزدیک‌ترین خودروی موجود...

332
00:22:16,041 --> 00:22:20,162
‫به مقصد کلوپ کینگز آرم
‫واقع در جاده ارسکین.

333
00:22:20,212 --> 00:22:21,706
‫از ۱۱۵ به مرکز.

334
00:22:21,756 --> 00:22:22,998
‫می‌شنوم ۱۱۵.

335
00:22:23,048 --> 00:22:25,801
‫داریم به سمت شمال خیابون کیدل می‌ریم.

336
00:22:29,680 --> 00:22:32,725
‫- چی شد پاتریک؟
‫- هیچی. چیزی پیدا نکردم.

337
00:22:33,517 --> 00:22:37,513
‫گوش کن چی می‌گم. اگه پیداش شد،
‫اگه برگشت خونه تو،

338
00:22:37,563 --> 00:22:40,524
‫یا باهات کوچکترین ارتباطی گرفت،
‫باید بهم بگی، متوجه شدی؟

339
00:22:41,108 --> 00:22:42,184
‫سر این مورد شوخی نداریم، خب؟

340
00:22:42,234 --> 00:22:44,320
‫باشه. گفتم که کمکت می‌کنم.

341
00:22:45,237 --> 00:22:50,075
‫- مسئولیتش با منه، متوجهی؟
‫- آره.

342
00:23:16,352 --> 00:23:19,063
‫[کالیفرنیا]

343
00:23:22,900 --> 00:23:24,852
‫[اصلاحات کلودیا می‌هیو
‫در نیروی پلیس متروپلیتن]

344
00:23:24,902 --> 00:23:26,737
‫[شورای کلودیا می‌هیو خواستار
‫اصلاحات در نیروی پلیس متروپلیتن است.]

345
00:23:32,910 --> 00:23:34,745
‫[نظرات]

346
00:23:34,787 --> 00:23:37,456
‫[این کثافت خودبرترپندار باید اخراج بشه.
‫نباید جلوی این نفهم‌ها کم بیاریم.]

347
00:23:48,300 --> 00:23:51,595
‫[توی کنفرانس بعدی این نفهم خانم
‫قطعا تفنگم رو با خودم می‌برم.]

348
00:24:01,939 --> 00:24:06,026
‫[تی‌بی دی‌تی: کاش این زنه رو
‫تک و تنها توی محلمون گیر بیارم.]

349
00:24:22,835 --> 00:24:26,588
‫عمران گفت این عکس رو برات فرستاده.
‫امشب جایی دیدیش؟ این دختره رو می‌گم.

350
00:24:27,381 --> 00:24:30,968
‫لیسا؟ چند ساله ندیدمش.
‫خیلی دختر خوبی بود.

351
00:24:33,220 --> 00:24:34,179
‫[کلودیا می‌هیو]

352
00:24:34,555 --> 00:24:39,184
‫با چند نفر گذاشت و رفت.
‫نمی‌دونم کجا رفتن، ولی...

353
00:24:40,102 --> 00:24:42,262
‫فکر کنم یه اشاراتی
‫به سیگنام کرده بودن.

354
00:24:42,312 --> 00:24:43,389
‫سیگنام؟

355
00:24:43,439 --> 00:24:45,724
‫یعنی چی؟ سیگنام چیه؟
‫اسم مهمونیه؟

356
00:24:45,774 --> 00:24:47,226
‫با سلیقه من که جور نیست.

357
00:24:47,276 --> 00:24:50,529
‫کجاست؟ کجا برگزار می‌شه؟

358
00:24:51,739 --> 00:24:53,866
‫غلط نکنم سمت اپینگ فارست بود.

359
00:25:11,550 --> 00:25:14,178
‫[کلودیا می‌هیو]

360
00:25:22,352 --> 00:25:23,771
‫این پسره رو از کجا می‌شناسی؟

361
00:25:25,314 --> 00:25:26,815
‫کجا آشنا شدین؟

362
00:25:36,200 --> 00:25:38,744
‫دیگه چیکار کنم؟
‫فقط حواسم بهش باشه؟

363
00:25:41,163 --> 00:25:44,291
‫اگه جایی دیدمش بهت بگم؟

364
00:25:50,255 --> 00:25:52,007
‫پول مفت گیرم اومده.

365
00:25:59,556 --> 00:26:00,766
‫حالا این دختره کیه؟

366
00:26:10,651 --> 00:26:12,319
‫کجا می‌خوای بری؟

367
00:26:19,076 --> 00:26:20,452
‫کجا داریم می‌ریم؟

368
00:27:03,208 --> 00:27:13,208
مووی شو
M O V I E S H O . C O M

369
00:27:55,964 --> 00:27:56,915
‫لیسا؟

370
00:27:56,965 --> 00:28:02,345
‫نه، منم. حالش خوبه،
‫خونه خودتیم.

371
00:28:04,723 --> 00:28:05,849
‫الو؟

372
00:28:14,775 --> 00:28:15,859
‫بچه‌ها کجان؟

373
00:28:16,777 --> 00:28:17,944
‫خواهرم بردشون.

374
00:28:19,196 --> 00:28:20,197
‫خوبه.

375
00:28:25,077 --> 00:28:26,787
‫چرا توی ماشینت می‌خوابی؟

376
00:28:48,058 --> 00:28:50,769
‫[کاری می‌کنم نتونی راه بری #کثافت]

377
00:28:53,063 --> 00:28:55,348
‫[از الان واسه خودت دنبال
‫سنگ مستراح معلولان بگرد.]

378
00:28:55,398 --> 00:28:59,402
‫اون واحد آپارتمان رو برام گرفته بود.
‫اجاره‌اش رو داد.

379
00:29:01,029 --> 00:29:02,823
‫به محض اینکه از پیشت رفتم
‫همه‌چی رو ازم گرفت.

380
00:29:03,782 --> 00:29:05,158
‫جای دیگه‌ای نداشتم که برم.

381
00:29:06,159 --> 00:29:07,786
‫[بهش می‌خوره از اون آدم‌های
‫چندش باشه که حموم نمی‌ره.]

382
00:29:07,828 --> 00:29:08,620
‫[فقط چرت و پرت می‌گه.]

383
00:29:08,662 --> 00:29:11,915
‫[اگه زودتر دخل این الاغ رو نیاریم
‫فردا دیگه هیچ پلیس مردی نمی‌مونه.]

384
00:29:12,916 --> 00:29:14,709
‫این آدم کی بود لاتیشا؟

385
00:29:14,751 --> 00:29:15,961
‫[کاربر تی‌بی دی‌تی]

386
00:29:18,004 --> 00:29:18,705
‫[باید دارش زد.]

387
00:29:18,755 --> 00:29:19,756
‫[احمق توهمی.]

388
00:29:19,798 --> 00:29:21,550
‫[هیچ پلیس مردی نمی‌مونه.]

389
00:29:23,385 --> 00:29:25,011
‫این آدم کی بود؟

390
00:29:27,472 --> 00:29:29,057
‫[...راه بری...]

391
00:29:31,017 --> 00:29:32,769
‫[کاربر تی‌بی دی‌تی]

392
00:29:40,652 --> 00:29:42,479
‫- می‌شه بزنی به چاک؟
‫- چقدر مودبی.

393
00:29:42,529 --> 00:29:45,482
‫طی چهار روز اخیر،
‫دومین باریه که مزاحمم می‌شی.

394
00:29:45,532 --> 00:29:47,867
‫اگه سوالی داری برو با حکم بیا.

395
00:29:49,327 --> 00:29:50,362
‫به نفعته چنین کاری نکنی.

396
00:29:50,412 --> 00:29:52,239
‫خبر دارم همینطوریش
‫چقدر توی دردسر افتادی.

397
00:29:52,289 --> 00:29:55,575
‫ارول ماتیس در عرض بیست و چهار ساعت
‫از ادعای بی‌گناهی به سمت اعتراف می‌ره.

398
00:29:55,625 --> 00:29:57,869
‫از طرفی مشکل راه رفتن دارم.
‫پس اصلا قشنگ جلوه نمی‌کنه.

399
00:29:57,919 --> 00:29:59,588
‫چی شد که نظرش عوض شد؟

400
00:30:00,213 --> 00:30:04,551
‫هگارتی باهاش چیکار کرد؟
‫بگو ببینم کاربر تی‌بی دی‌تی.

401
00:30:07,887 --> 00:30:08,888
‫از این اسم ترسیدی؟

402
00:30:09,472 --> 00:30:10,515
‫باید هم بترسی.

403
00:30:12,392 --> 00:30:14,761
‫هیچ نمی‌دونم چی داری بلغور می‌کنی.

404
00:30:14,811 --> 00:30:18,098
‫وقتی متخصصان بخش اینترنتی
‫رد حسابت رو زدن این حرف‌ها رو بهشون بزن.

405
00:30:18,148 --> 00:30:19,015
‫از ملکم خارج شو.

406
00:30:19,065 --> 00:30:20,559
‫احتمالا بتونن آدرس آی‌پیت رو پیدا کنن.

407
00:30:20,609 --> 00:30:23,436
‫ببینن دیگه چه فعالیت‌هایی داشتی.
‫تغییردهنده آی‌پیت رو پیدا می‌کنن.

408
00:30:23,486 --> 00:30:26,356
‫- همه‌چیزت رو در میارن، فهمیدی؟
‫- دارم بهت هشدار می‌دم.

409
00:30:26,406 --> 00:30:28,858
‫سوابق کاریت با خاک یکسان می‌شه تونی.

410
00:30:28,908 --> 00:30:30,577
‫حقوق بازنشستگیت دود می‌شه.

411
00:30:31,453 --> 00:30:32,529
‫بهم بگو چی شد...

412
00:30:32,579 --> 00:30:34,489
‫تا ببینم بهتره با این اطلاعات چیکار کنم.

413
00:30:34,539 --> 00:30:36,366
‫- از این کار خوشت میاد، نه؟
‫- تعریف کن ببینم چی شد.

414
00:30:36,416 --> 00:30:38,076
‫تو و رفقای کوچولوت
‫خوشتون میاد فضولی کنین؟

415
00:30:38,126 --> 00:30:41,413
‫- این بار دیگه هگارتی به دادت نمی‌رسه.
‫- جوری رفتار می‌کنی انگار مشکل منم؟

416
00:30:41,463 --> 00:30:43,581
‫دور خودت یه دنیای خیالی ساختی تونی.

417
00:30:43,631 --> 00:30:45,292
‫من؟ نه عزیز جان،
‫جنابعالی خیالاتی شدی.

418
00:30:45,342 --> 00:30:48,461
‫من ۳۵ سال توی لندن شرقی کار کردم.
‫تو که جوکی بیش نیستی.

419
00:30:48,511 --> 00:30:50,922
‫خیال کردی آدم‌ها از هر رنگی
‫هوای همدیگه رو دارن.

420
00:30:50,972 --> 00:30:52,432
‫دنیا میدون جنگه عزیز من.

421
00:30:52,932 --> 00:30:56,177
‫برو توی تاور هملتز خودتون رو بگرد،
‫ببین اصلا کسی با اون یکی کنار میاد؟

422
00:30:56,227 --> 00:30:58,638
‫نمیاد! می‌دونی چرا؟
‫چون همه از هم متنفرن.

423
00:30:58,688 --> 00:31:00,724
‫سفیدها از سیاه‌ها متنفرن،
‫سیاه‌ها از ترک‌ها متنفرن،

424
00:31:00,774 --> 00:31:03,268
‫ترک‌ها از پاکستانی‌ها متنفرن،
‫پس الکی نیا جلوی من...

425
00:31:03,318 --> 00:31:05,854
‫که بخوای تهدیدم کنی
‫یا بهم یاد بدی دنیا چطور جاییه،

426
00:31:05,904 --> 00:31:09,357
‫چون من مشکل نیستم، بلکه راه حلم!
‫اصلا یه نگاه به خودت بنداز!

427
00:31:09,407 --> 00:31:12,369
‫فقط به خاطر رنگ پوستت راهت دادن!
‫حالا هم بزن به چاک!

428
00:31:57,122 --> 00:31:59,833
‫[کلودیا می‌هیو]

429
00:32:03,461 --> 00:32:04,712
‫بذار یه مدت استراحت کنه.

430
00:32:06,422 --> 00:32:07,916
‫تو کشوی کنار یخچال آسپرین داریم.

431
00:32:07,966 --> 00:32:09,509
‫بدون هماهنگی من داروی قوی‌تری بهش نده.

432
00:32:17,016 --> 00:32:18,384
‫خواهشا گوش کنین.

433
00:32:18,434 --> 00:32:21,262
‫خواهش می‌کنم.
‫این اطلاعات رو فقط می‌تونم...

434
00:32:21,312 --> 00:32:23,064
‫با یکی که با شما کار کرده، در میون بذارم.

435
00:32:25,817 --> 00:32:29,020
‫آدرس آی‌پیش نشون می‌ده کمتر از دو کیلومتر
‫با خونه تونی فاصله داره.

436
00:32:29,070 --> 00:32:31,573
‫این مدارک کافی نیست.
‫بحث یه مأمور بازنشسته است.

437
00:32:34,868 --> 00:32:37,954
‫خانم، این آدم یکی از کسانیه
‫که شما رو تهدید کرده بود.

438
00:32:40,915 --> 00:32:42,158
‫به بازپرسی حقوقی که لازم نیست.

439
00:32:42,208 --> 00:32:44,669
‫واسه گیر انداختنش فقط کافیه
‫موبایل و کامپیوترش رو ضبط کنیم.

440
00:32:46,421 --> 00:32:50,884
‫نیازی به حکم قاضی نیست.
‫فقط کافیه خودتون اثباتش کنین.

441
00:32:55,805 --> 00:32:58,349
‫باشه. قبوله، باشه.

442
00:33:22,540 --> 00:33:27,295
‫آهای! با تو بودم.
‫دارم باهات حرف می‌زنم.

443
00:33:27,879 --> 00:33:29,789
‫الان وقت خوبی نیست عزیز جان، خب؟

444
00:33:29,839 --> 00:33:31,215
‫باید ازم عذرخواهی کنی.

445
00:33:32,508 --> 00:33:34,469
‫گوش کن عزیز جان،
‫تا صدمه ندیدی گورت رو گم کن.

446
00:33:35,470 --> 00:33:39,841
‫از دوستم خواستی تا جاسوسیم رو بکنه.
‫اسم خودت هم گذاشتی پلیس؟!

447
00:33:39,891 --> 00:33:42,894
‫مایه ننگی، شنیدی چی گفتم؟
‫مایه ننگی.

448
00:33:43,394 --> 00:33:47,473
‫کارت از همون اول دروغ گفتن بوده.
‫می‌دونم چیکار کردی، باور کن می‌دونم.

449
00:33:47,523 --> 00:33:50,026
‫خبر دارم. خبر دارم چیکار کردی!

450
00:33:54,822 --> 00:33:55,948
‫برو گم شو!

451
00:34:04,207 --> 00:34:05,208
‫حالتون خوبه؟

452
00:34:09,670 --> 00:34:10,705
‫آهای! پیاده شو ببینم.
‫چه غلطی می‌کنی؟!

453
00:34:10,755 --> 00:34:11,422
‫گفتم پیاده شو!

454
00:34:12,799 --> 00:34:14,175
‫کثافت روانی!

455
00:34:22,975 --> 00:34:24,969
‫سلام، دوریس هستم،

456
00:34:25,019 --> 00:34:28,940
‫نمی‌تونم تلفن جواب بدم،
‫ولی بعد صدای بوق پیغام بذارین.

457
00:34:30,066 --> 00:34:32,985
‫سلام مامان، منم.

458
00:34:38,157 --> 00:34:39,700
‫امیدوارم دیشب خوب خوابیده باشی.

459
00:34:43,204 --> 00:34:44,914
‫صرفا خواستم بگم...

460
00:34:50,169 --> 00:34:51,170
‫که معذرت می‌خوام.

461
00:34:56,008 --> 00:34:58,928
‫خودم رو جمع و جور کردم.

462
00:34:59,720 --> 00:35:03,432
‫پس دفعه بعد که همدیگه رو ببینیم
‫عقل و هوشم بهتر سر جاشه.

463
00:35:13,526 --> 00:35:14,861
‫می‌دونی دوستت دارم دیگه؟

464
00:35:23,286 --> 00:35:26,322
‫دلتا، یانکی، آلفا،
‫تمام یگان‌های شرق به گوش باشن.

465
00:35:26,372 --> 00:35:29,242
‫پیکر بی‌جان یک قربانی گزارش شده،
‫خانم رنگین‌پوسته،

466
00:35:29,292 --> 00:35:31,669
‫اسم قربانی دوریس ماتیسه.

467
00:35:32,170 --> 00:35:33,963
‫رسیدگی امدادگران رو به پایانه.

468
00:35:54,317 --> 00:35:56,485
‫[پیغام صوتی]

469
00:36:26,140 --> 00:36:30,728
‫[انجمن #صلح‌باعدالت‌میاد]

470
00:36:47,328 --> 00:36:49,322
‫به جز اتهاماتت در خصوص مرگ دوریس ماتیس،

471
00:36:49,372 --> 00:36:51,207
‫دیگه چیکار کردی؟

472
00:36:56,295 --> 00:36:59,624
‫ترول اینترنتی دیگه.
‫در واقع صرفا شوخی بوده، همین و بس.

473
00:36:59,674 --> 00:37:01,092
‫- «همین و بس»؟
‫- آره.

474
00:37:02,468 --> 00:37:04,295
‫حالا شاید بعضی وقت‌ها
‫زیاده‌روی کرده باشم...

475
00:37:04,345 --> 00:37:07,256
‫ولی همه اینطوری‌ان دیگه.
‫همه از این شوخی‌ها می‌کنن.

476
00:37:07,306 --> 00:37:10,384
‫آدم‌ها غلو می‌کنن.
‫اصلا علت خنده‌دار بودنش همینه.

477
00:37:10,434 --> 00:37:12,645
‫- کسی رو تهدید کردی؟
‫- نه بابا.

478
00:37:13,688 --> 00:37:15,940
‫نمی‌شه که همه‌چی رو
‫اینقدر جدی گرفت، می‌شه؟

479
00:37:17,108 --> 00:37:19,902
‫نه، ولی می‌خوان بهت اتهام بزنن
‫که تهدید قابل پیگیری کردی.

480
00:37:26,492 --> 00:37:27,576
‫کردی؟

481
00:37:28,160 --> 00:37:32,990
‫حالا یه نقاشی توی حیاط اداره‌ای
‫که توش کار می‌کنه انداختم و...

482
00:37:33,040 --> 00:37:37,703
‫یکی دو تا عکس گرفتم، آره.
‫ولی حالا اینقدر هم شدید نبوده.

483
00:37:37,753 --> 00:37:40,506
‫- منظورم این نبوده که واقعا بخوام...
‫- مسئله قصدت نیست.

484
00:37:41,590 --> 00:37:44,502
‫داداش، خود زنه اول بهم پرید، خب؟
‫امثال من...

485
00:37:44,552 --> 00:37:46,670
‫خودت می‌دونی دیگه.
‫کلا امثال ما...

486
00:37:46,720 --> 00:37:47,755
‫شروع نکن تونی، خب؟

487
00:37:47,805 --> 00:37:49,840
‫ببین، خودش جنگ رو شروع کرد.
‫انتظار چی داشت؟

488
00:37:49,890 --> 00:37:51,058
‫گفتم الان وقتش نیست.

489
00:37:58,149 --> 00:38:00,901
‫اگه لازم باشه اقدامی صورت بگیره،
‫خودم انجام می‌دم.

490
00:38:01,652 --> 00:38:02,603
‫بهتره انجام بدی.

491
00:38:02,653 --> 00:38:05,531
‫ولی الان دارن خونه‌ات رو تفتیش می‌کنن.
‫می‌دونی یعنی چی؟

492
00:38:06,657 --> 00:38:09,368
‫پس، اگه قرار باشه کمکت کنم
‫باید بدونم در چه راستایی کمک می‌کنم.

493
00:38:11,370 --> 00:38:13,122
‫حالا فکر کن ببین لازمه
‫چیزی رو بهم بگی یا نه؟

494
00:38:41,734 --> 00:38:43,152
‫یه لحظه اجازه بدین.

495
00:38:49,700 --> 00:38:50,701
‫واقعا...

496
00:38:53,245 --> 00:38:54,830
‫- آره.
‫- خیلی اتفاق ناگواری افتاد.

497
00:38:57,499 --> 00:38:59,618
‫تمام عمرش برای حقیقتی
‫که بهش باور داشت، جنگید.

498
00:38:59,668 --> 00:39:01,036
‫آره. واقعا حیف شد.

499
00:39:01,086 --> 00:39:02,171
‫در این راستا جون داد.

500
00:39:03,464 --> 00:39:08,377
‫از طرفی ممکنه اتفاقاتی که اخیرا رخ داده
‫ذهنش رو درگیر کرده باشه.

501
00:39:08,427 --> 00:39:12,222
‫لابد به حدی درگیرشون شده بود
‫که از روی احساسات اقدام می‌کرد.

502
00:39:14,099 --> 00:39:18,228
‫مدام به شوهرش بیچاره‌اش فکر می‌کنم.
‫طفلکی.

503
00:39:19,939 --> 00:39:22,149
‫چقدر هم دلش می‌خواست
‫این جریانات رو فراموش کنه.

504
00:39:24,568 --> 00:39:29,273
‫خب، اگه به غار قلدری اینترنتی
‫رفیقت اومدی تا ازش محافظت کنی،

505
00:39:29,323 --> 00:39:31,650
‫متاسفانه دیر کردی.
‫چون کارمون اینجا تموم شده.

506
00:39:31,700 --> 00:39:33,694
‫نه، معلومه که به این خاطر نیومدم.
‫حتی فکرش هم نکردم.

507
00:39:33,744 --> 00:39:35,746
‫کاشف به عمل اومد
‫خیلی توی اینترنت فعال بوده.

508
00:39:36,330 --> 00:39:37,323
‫خبر نداشتم.

509
00:39:37,373 --> 00:39:42,036
‫جدی؟ چون چند روز پیش
‫خودت بهم گفته بودی...

510
00:39:42,086 --> 00:39:44,838
‫که صرفا توی عملیات‌های
‫مخفیانه ازش استفاده می‌کردین.

511
00:39:45,923 --> 00:39:48,759
‫- من هم فکر می‌کردم اینطور باشه.
‫- یعنی هیچ‌وقت متوجه این قضایا نشدی؟

512
00:39:49,343 --> 00:39:51,503
‫علی‌رغم اینکه بیست سال تمام...

513
00:39:51,553 --> 00:39:53,505
‫خودت مافوق ارشدش بودی؟

514
00:39:53,555 --> 00:39:54,640
‫زندگی دوگانه داشت.

515
00:39:55,724 --> 00:39:59,053
‫آخ، پس به نظر میاد آدم
‫نفهم و گاوی باشین قربان.

516
00:39:59,103 --> 00:40:02,606
‫خب، با توجه به شرایطی که پیش اومده،
‫نمی‌تونم مخالفتی بکنم، درسته؟

517
00:40:04,024 --> 00:40:07,311
‫گمونم بعد از بررسی مدارک
‫بهتر بفهمم داستان از چه قرار بوده.

518
00:40:07,361 --> 00:40:09,229
‫نه، متاسفانه از این خبرها نیست.

519
00:40:09,279 --> 00:40:10,397
‫اتفاقا برعکس،

520
00:40:10,447 --> 00:40:13,400
‫این پرونده دقیقا زیرمجموعه‌ی
‫عملیات مخفیانه‌ای می‌شه،

521
00:40:13,450 --> 00:40:16,578
‫که به قولت خودت،
‫من مافوق ارشدش بودم.

522
00:40:17,871 --> 00:40:19,948
‫پس به محض اینکه کارم تموم شد،
‫گزارش تشریحی برات می‌فرستم.

523
00:40:19,998 --> 00:40:21,950
‫- نه، نه...
‫- مرسی که کارمون رو جلو انداختی.

524
00:40:22,000 --> 00:40:25,579
‫می‌خوام تمام کاغذها رو بردارین
‫و جهت بررسی توی پرونده ثبت کنین.

525
00:40:25,629 --> 00:40:27,206
‫- قربان.
‫- زیر فرش‌ها رو هم بگردین.

526
00:40:27,256 --> 00:40:30,417
‫قربان، بنده زودتر به صحنه جرم رسیدم.
‫پرونده دست خودمه.

527
00:40:30,467 --> 00:40:32,086
‫متاسفم بازرس لنکر، این بار
‫از این خبرها نیست.

528
00:40:32,136 --> 00:40:35,547
‫ایمیلی از خانم کلودیا می‌هیو دارم.

529
00:40:35,597 --> 00:40:37,266
‫دستورات آتی رو صادر کردن.

530
00:40:39,393 --> 00:40:43,931
‫همونطور که مستحضر هستین،
‫به گفته‌ی سرپرست ارشد،

531
00:40:43,981 --> 00:40:48,143
‫ارتباط طولانی‌مدت شما
‫با این مامور پلیس نژادپرست،

532
00:40:48,193 --> 00:40:50,312
‫زن‌ستیز و تهدید به مرگ کننده،

533
00:40:50,362 --> 00:40:52,614
‫شما رو از رسیدگی به این پرونده
‫رد صلاحیت می‌کنه.

534
00:40:53,115 --> 00:40:57,578
‫البته، با کمال میل حاضرم وقتی کارم تموم شد،
‫نسخه‌ای از گزارش تشریحیم رو بهتون بدم.

535
00:41:00,706 --> 00:41:05,461
‫این اتهامات نژادپرستی، زن‌ستیزی
‫و ارسال کردن تهدید مرگ اثبات نشده.

536
00:41:26,231 --> 00:41:29,067
‫امکان نداره پیش خودت گفته باشی
‫که می‌ذاره پرونده دستت بیفته،

537
00:41:30,068 --> 00:41:31,361
‫پس چرا اومدی؟

538
00:41:33,363 --> 00:41:35,032
‫اومدی تسلیت بگی؟

539
00:41:36,742 --> 00:41:37,951
‫از دوستت دفاع کنی؟

540
00:41:43,916 --> 00:41:44,917
‫مگه تو خواب ببینی.

541
00:41:46,418 --> 00:41:49,755
‫وایستین! هنوز کارمون تموم نشده.

542
00:42:56,363 --> 00:42:57,864
‫لطف دارین. همچنین.

543
00:42:58,949 --> 00:43:00,534
‫اخم نکن رئیس. داریم جشن می‌گیریم.

544
00:43:01,243 --> 00:43:02,703
‫[لطفا در بزنید و منتظر بمانید.]

545
00:43:02,744 --> 00:43:05,497
‫چند بار بهت زنگ زدم.
‫دم کرولا گرم که خبرش رو بهمون داد.

546
00:43:06,289 --> 00:43:11,119
‫دادستانی سلطنتی بالاخره یه مدرک پیدا کرد.
‫مطابقت داره، اتهام قتل عمد بهش خورده.

547
00:43:11,169 --> 00:43:12,788
‫بخند دیگه.

548
00:43:12,838 --> 00:43:16,216
‫رئیس، ناسلامتی ضارب رو گرفتیم.

549
00:43:17,384 --> 00:43:18,385
‫اخم نکن.

550
00:43:20,846 --> 00:43:22,180
‫اصلا ولش کن.

551
00:43:41,491 --> 00:43:43,610
‫برای ثبت در صوت اعلام می‌کنم،

552
00:43:43,660 --> 00:43:47,072
‫بنده افسر تحقیقاتی دنیل هگارتی،
‫و بازرس تونی گیلفویل حضور داریم.

553
00:43:47,122 --> 00:43:54,171
‫ساعت دوازده و سیزده دقیقه بامداد
‫و روز بیست و پنجم سپتامبر ۲۰۱۱ئه.

554
00:43:54,671 --> 00:43:59,334
‫در کنارمون ارول ماتریس و مشاورش،
‫راس کاردونا هم حضور دارن.

555
00:43:59,384 --> 00:44:03,305
‫اینطور که فهمیدم متهم قصد داره
‫در مورد اظهارات سابقش تجدید نظر کنه.

556
00:44:04,347 --> 00:44:05,348
‫درسته.

557
00:44:08,602 --> 00:44:12,397
‫گفته‌های خودته ارول.

558
00:44:12,522 --> 00:44:14,816
‫[دوربین نظارتی شماره ۲]

559
00:44:14,858 --> 00:44:16,309
‫خودت اظهار کردی.

560
00:44:16,359 --> 00:44:17,819
‫دوباره تکرارشون کن.

561
00:44:29,372 --> 00:44:30,373
‫کشـ...

562
00:44:34,377 --> 00:44:35,670
‫کشتمش.

563
00:44:37,756 --> 00:44:38,798
‫لطفا اسمش رو بگو.

564
00:44:43,386 --> 00:44:45,388
‫من آدلاید باروز رو کشتم.

565
00:44:47,224 --> 00:44:49,226
‫از کشوی آشپزخونه چاقو رو برداشتم.

566
00:44:51,853 --> 00:44:52,854
‫خب.

567
00:44:57,234 --> 00:44:58,401
‫بهش ضربه زدم.

568
00:45:02,405 --> 00:45:03,406
‫به کجاش؟

569
00:45:05,825 --> 00:45:06,826
‫گلوش.

570
00:45:08,119 --> 00:45:11,539
‫چاقو رو توی گلوش فرو کردی؟

571
00:45:12,082 --> 00:45:13,083
‫آره.

572
00:45:15,835 --> 00:45:17,587
‫یادت میاد به جای دیگه هم ضربه زده باشی؟

573
00:45:21,758 --> 00:45:23,426
‫- قفسه سینه.
‫- قفسه سینه؟

574
00:45:31,601 --> 00:45:34,304
‫برای ثبت در صوت اعلام می‌کنم،
‫بنده افسر تحقیقاتی دنیل هگارتی،

575
00:45:34,354 --> 00:45:35,772
‫و بازرس تونی گیلفویل حضور داریم.

576
00:45:36,523 --> 00:45:41,394
‫ساعت دوازده و سیزده دقیقه بامداد
‫و روز بیست و پنجم سپتامبر ۲۰۱۱ئه.

577
00:45:41,444 --> 00:45:45,899
‫در کنارمون ارول ماتریس و مشاورش،
‫راس کاردونا هم حضور دارن.

578
00:45:45,949 --> 00:45:50,161
‫اینطور که فهمیدم متهم قصد داره
‫در مورد اظهارات سابقش تجدید نظر کنه.

579
00:45:50,745 --> 00:45:51,913
‫درسته.

580
00:45:57,127 --> 00:45:58,128
‫ارول.

581
00:46:00,839 --> 00:46:05,635
‫گفته‌های خودته ارول.

582
00:46:08,054 --> 00:46:11,141
‫خودت اظهار کردی.
‫دوباره تکرارشون کن.

583
00:46:17,188 --> 00:46:18,189
‫آره.

584
00:46:22,736 --> 00:46:23,737
‫کشتمش.

585
00:46:32,954 --> 00:46:36,207
‫لطفا اسمش رو بگو.

586
00:46:40,211 --> 00:46:41,838
‫من آدلاید باروز رو کشتم.

587
00:46:45,133 --> 00:46:47,427
‫[دوربین نظارتی شماره ۲]

588
00:46:47,469 --> 00:46:48,470
‫به کجاش؟

589
00:46:51,598 --> 00:46:52,674
‫گلوش.

590
00:46:52,724 --> 00:46:55,226
‫گلوش؟ چاقو رو توی گلوش فرو کردی؟

591
00:46:57,479 --> 00:46:58,354
‫آره.

592
00:47:06,946 --> 00:47:07,947
‫به کجاش؟

593
00:47:14,120 --> 00:47:15,121
‫گلوش.

594
00:47:15,705 --> 00:47:18,249
‫گلوش؟
‫چاقو رو توی گلوش فرو کردی؟

595
00:47:19,375 --> 00:47:20,376
‫آره.

596
00:47:26,925 --> 00:47:28,176
‫یادت میاد به جای دیگه هم ضربه زده باشی؟

597
00:47:33,139 --> 00:47:34,766
‫- قفسه سینه.
‫- قفسه سینه؟

598
00:48:03,211 --> 00:48:04,337
‫چاقو رو توی گلوش فرو کردی؟

599
00:48:04,963 --> 00:48:05,964
‫آره.

600
00:48:06,673 --> 00:48:07,966
‫یادت میاد به جای دیگه هم ضربه زده باشی؟

601
00:48:12,679 --> 00:48:14,514
‫- قفسه سینه.
‫- قفسه سینه؟

602
00:48:16,349 --> 00:48:18,226
‫به گلو و قفسه سینه‌اش ضربه زدی؟

603
00:48:20,562 --> 00:48:22,430
‫«گلو و قفسه سینه».

604
00:48:22,480 --> 00:48:23,515
‫این‌ها برات مدرک نمی‌شه.

605
00:48:23,565 --> 00:48:25,266
‫داری بهش راهنمایی می‌کنی چی بگه.

606
00:48:25,316 --> 00:48:27,727
‫تک‌تک اعضای هیئت منصفه کشور
‫این فیلم رو دیدن.

607
00:48:27,777 --> 00:48:29,229
‫این که دلیل بر انکار نمی‌شه.

608
00:48:29,279 --> 00:48:32,273
‫گزارش خرابی فیلم این مصاحبه اعلام شده بود.

609
00:48:32,323 --> 00:48:34,784
‫- لازم نیست توضیح بدم تا...
‫- این دلیل بر انکار نمی‌شه.

610
00:48:35,868 --> 00:48:37,120
‫یه نفر بی‌گناه زندانی شده.

611
00:48:37,829 --> 00:48:39,864
‫یه نفر دیگه هم آزادانه...

612
00:48:39,914 --> 00:48:42,742
‫گوشه‌ای داره زندگیش رو می‌کنه
‫و جون زنی رو به خطر می‌ندازه.

613
00:48:42,792 --> 00:48:44,911
‫می‌تونی یک لحظه این مسئله رو درک کنی،

614
00:48:44,961 --> 00:48:46,629
‫که همه‌چی در مورد تو نیست؟

615
00:48:47,505 --> 00:48:49,332
‫بین تو و ارول چی شد؟

616
00:48:49,382 --> 00:48:52,176
‫چی شد که خاطراتش یهو برگشت؟

617
00:48:53,094 --> 00:48:56,306
‫اون‌وقت چرا جوری به نظر میاد
‫که انگار داره از تو راهنمایی می‌گیره؟

618
00:49:17,827 --> 00:49:19,704
‫توی اپینگ فارست کلی طوطی دم‌دراز داریم.

619
00:49:21,497 --> 00:49:22,582
‫خبر داشتی؟

620
00:49:24,250 --> 00:49:28,955
‫اینطور که می‌گن صد سال پیش،
‫دو پرنده از یه مرغ‌داری...

621
00:49:29,005 --> 00:49:30,748
‫توی اسکس انگلستان فرار کردن.

622
00:49:30,798 --> 00:49:34,594
‫الان هم همه‌جا زاد و ولد کردن.

623
00:49:46,105 --> 00:49:47,106
‫چی شد؟

624
00:49:50,359 --> 00:49:54,530
‫معاون ارشد هگارتی، وقتشه.

625
00:49:57,784 --> 00:49:59,077
‫تعریف کن ببینم چی شد.

626
00:50:10,546 --> 00:50:11,547
‫باشه.

627
00:50:14,050 --> 00:50:15,343
‫قبوله.

628
00:50:15,426 --> 00:50:20,389
W W W . M O V I E S H O . C O M

629
00:50:22,389 --> 00:50:32,389
دانلود فیلم و سریال
M O V I E S H O . C O M