1
00:00:02,752 --> 00:00:06,957
‫چند روز پیش یه مکالمه
‫به یاد موندنی داشتم.

2
00:00:07,007 --> 00:00:08,049
‫طرف برگشت گفت...

3
00:00:09,217 --> 00:00:11,002
‫«شنیدی پال مک‌کارتنی مرده؟»

4
00:00:11,052 --> 00:00:12,754
‫من گفتم: «چی؟ نه. کی مرد؟»

5
00:00:12,804 --> 00:00:14,089
‫گفت: «عه...»

6
00:00:14,139 --> 00:00:20,345
‫«موقع تور آمریکا. توی کاخ کاو.
‫سی و یک اوت ۱۹۶۵. آره بابا.»

7
00:00:20,395 --> 00:00:23,515
‫«سازمان سیا کشتش.»
‫به خدا قسم.

8
00:00:23,565 --> 00:00:25,183
‫«دولت صداش رو در نیاورد.
‫براش بدل ساختن.»

9
00:00:25,233 --> 00:00:28,853
‫من گفتم: «نه، نه...
‫اینجاش خیلی می‌لنگه رفیق،»

10
00:00:28,903 --> 00:00:32,107
‫«چون اگه اینطور بود،
‫پس کی آهنگ سخت نگیر رو نوشت؟»

11
00:00:32,157 --> 00:00:34,401
‫«جی ادگار هوور؟ فکر نکنم بابا.»

12
00:00:34,451 --> 00:00:36,119
‫«البته شاید مزخرف‌های
‫وینگز رو نوشته باشه.»

13
00:00:37,537 --> 00:00:39,155
‫ولی خب...
‫متوجه منظور می‌شین دیگه؟

14
00:00:39,205 --> 00:00:41,541
‫که بهتره آدم با شواهد و استدلال نگاه کنه.

15
00:00:46,713 --> 00:00:49,758
‫خوبی؟ حالت خوبه؟
‫جی‌پی، حالت خوبه؟

16
00:00:51,092 --> 00:00:53,336
‫- زنده است...؟
‫- تکون نخور.

17
00:00:53,386 --> 00:00:57,966
‫جی‌پی، خوبی؟ خوبی؟
‫حالت خوبه؟ چیه؟

18
00:00:58,016 --> 00:00:59,175
‫سر خوردم.

19
00:00:59,225 --> 00:01:00,560
‫خودش افتاد. من کمکش کردم.

20
00:01:02,479 --> 00:01:06,316
‫تو دهنت رو ببند. می‌فهمی؟
‫خفه‌خون بگیر.

21
00:01:07,859 --> 00:01:10,195
‫چیزی نیست. حالت خوبه.

22
00:01:34,302 --> 00:01:37,680
‫خب. اون‌طرفت رو ببینم. خوبه.

23
00:01:40,892 --> 00:01:43,144
‫خب، آخرین سوالم: این چندتاست؟

24
00:01:45,146 --> 00:01:47,941
‫ردیفه! خطر گذشت!
‫ضربه‌مغزی نشده!

25
00:01:50,610 --> 00:01:52,320
‫باشه. توی اولین فرصت بهم زنگ بزن.

26
00:01:56,407 --> 00:01:57,617
‫سلام فین. ردیفی؟

27
00:01:58,284 --> 00:01:59,486
‫- جون.
‫- آقا.

28
00:01:59,536 --> 00:02:01,529
‫- پیام بهت رسید؟
‫- آره. کیم بهم زنگ زد.

29
00:02:01,579 --> 00:02:02,864
‫- گفت بیام اینجا.
‫- خوبه.

30
00:02:02,914 --> 00:02:05,116
‫- زحمتی نبود.
‫- کیم، باید صحنه رو جمع کنیم.

31
00:02:05,166 --> 00:02:06,868
‫می‌خوام همه‌چی غیب و حل بشه.

32
00:02:06,918 --> 00:02:07,994
‫باشه. حله.

33
00:02:08,044 --> 00:02:10,538
‫قربان، اون مامورهای تحویلی
‫که از زندان پیگیر بودن چی؟

34
00:02:10,588 --> 00:02:12,207
‫زنگ بزنم؟ بگم گرفتیمش؟

35
00:02:12,257 --> 00:02:13,800
‫تو قبلا با مامورها صحبت کرده بودی، نه؟

36
00:02:14,384 --> 00:02:16,002
‫آره. آره، آره، آره. مشکلی نیست.

37
00:02:16,052 --> 00:02:18,296
‫باشه، خیلی‌خب. زود برین.

38
00:02:18,346 --> 00:02:19,639
‫- باشه.
‫- بریم، بریم.

39
00:02:20,140 --> 00:02:22,759
‫- جون. یه لطفی می‌کنی؟
‫- آره.

40
00:02:22,809 --> 00:02:25,720
‫می‌تونی این پسر اعجوبه رو
‫تا بیمارستان سن‌کاترین ببری؟

41
00:02:25,770 --> 00:02:26,971
‫ببین وقت داره یا نه.

42
00:02:27,021 --> 00:02:28,765
‫صبر نکنیم کمک‌پزشک برسه؟

43
00:02:28,815 --> 00:02:31,017
‫نه، نه، نه.
‫بهتره خودمون ببریمش.

44
00:02:31,067 --> 00:02:32,393
‫بگو با دکتر چاکراوارتی کار داری.

45
00:02:32,443 --> 00:02:33,645
‫- چاکراوارتی؟
‫- آره، آره، آره.

46
00:02:33,695 --> 00:02:35,321
‫پزشک جایگزینه، ولی کارش درسته.

47
00:02:39,284 --> 00:02:41,661
‫بعد این... این رو چیکار کنیم؟

48
00:02:42,996 --> 00:02:44,656
‫- فراریه؟
‫- آره، یعنی نمی‌خوای...

49
00:02:44,706 --> 00:02:46,291
‫- باهاش صحبت کنی؟
‫- چرا.

50
00:02:46,916 --> 00:02:50,253
‫حرف می‌زنم. تا مامورهای تحویل برسن
‫باهاش صحبت می‌کنم.

51
00:02:51,504 --> 00:02:53,715
‫همین که کارم تموم شد
‫بهت زنگ می‌زنم، خب؟

52
00:02:55,216 --> 00:02:57,343
‫فقط خواستم بدونی کجاییم.

53
00:02:57,927 --> 00:02:58,928
‫باشه.

54
00:02:59,846 --> 00:03:00,847
‫مرسی.

55
00:03:02,557 --> 00:03:04,893
‫خب، بیا. مسئول رسوندنت با منه.

56
00:03:40,303 --> 00:03:42,922
‫- بریم خیابون ویلیام.
‫- باشه. جلو می‌شینین قربان؟

57
00:03:42,972 --> 00:03:43,973
‫نه، نه، نه.

58
00:03:47,644 --> 00:03:48,645
‫تو برو جلو.

59
00:04:03,910 --> 00:04:05,161
‫سلام بیلی.

60
00:05:00,591 --> 00:05:01,884
‫آهای. هوشیاریت رو حفظ کن.

61
00:05:02,802 --> 00:05:04,545
‫می‌خوای برات آهنگ بذارم؟

62
00:05:04,595 --> 00:05:05,763
‫نه بابا.

63
00:05:07,307 --> 00:05:09,092
‫ولی اگه می‌خوای خودت بخون.

64
00:05:09,142 --> 00:05:10,435
‫چشم، امر دیگه؟

65
00:05:11,477 --> 00:05:16,516
‫♪ من این گوشه گیر افتادم، ♪
‫♪ مجبورم تو رو باهاش ببینم. ♪

66
00:05:16,566 --> 00:05:19,485
‫- اگه می‌خوای خودت تنها بخون.
‫- اذیت نکن.

67
00:05:21,571 --> 00:05:25,316
‫♪ من اینجا وایستادم، ♪
‫♪ چرا من رو نمی‌بینی؟ ♪

68
00:05:25,366 --> 00:05:29,996
‫♪ وای، وای... ♪
‫♪ خودم تک و تنها... ♪

69
00:05:31,456 --> 00:05:34,826
‫- «وایستادم» بود.
‫- دیدی؟ تو هم همرنگ جماعت شدی.

70
00:05:34,876 --> 00:05:38,621
‫این وراجی‌هات یه دکمه داره
‫که بزنم خاموش بشه؟

71
00:05:38,671 --> 00:05:40,089
‫عجب. روم سیاه شد.

72
00:05:40,965 --> 00:05:42,300
‫فکر کردم خوشت اومده.

73
00:05:45,762 --> 00:05:46,963
‫می‌دونی افتادم دیگه؟

74
00:05:47,013 --> 00:05:50,300
‫آره. آره، آره. چیزی نیست.

75
00:05:50,350 --> 00:05:51,759
‫زمینش خیلی لیز بود.

76
00:05:51,809 --> 00:05:55,396
‫لیز بود؟ واقعا؟
‫عجب، مرسی مامان خانم.

77
00:05:59,984 --> 00:06:02,403
‫- چیه؟
‫- اول جریان شنبه، حالا این.

78
00:06:03,946 --> 00:06:05,982
‫جوری رفتار نکن انگار یه‌کم...

79
00:06:06,032 --> 00:06:07,033
‫انگار یه‌کم چی؟

80
00:06:08,743 --> 00:06:11,029
‫- میدون سافولک رو می‌گم.
‫- خب، منظورت چیه؟

81
00:06:11,079 --> 00:06:12,622
‫یادت نیست چی شد؟

82
00:06:14,832 --> 00:06:17,076
‫من خیابون نیلزوورث بودم.

83
00:06:17,126 --> 00:06:19,829
‫اون روز منتقلم کرده بودن.
‫نیروی پشتیبان می‌خواستن.

84
00:06:19,879 --> 00:06:21,914
‫- گفتم صدات آشناست.
‫- آره دیگه، من بودم.

85
00:06:21,964 --> 00:06:26,002
‫همونی بودم که وسط هیاهو
‫داد می‌زدم «نیروی پشتیبانی لازمه.»

86
00:06:26,052 --> 00:06:28,504
‫خودت بودی؟ تو هشدار دادی؟

87
00:06:28,554 --> 00:06:30,089
‫آره، ولی خیلی دیر شده بود و...

88
00:06:30,139 --> 00:06:31,966
‫افراطی‌ها کل خیابون رو گرفته بودن.

89
00:06:32,016 --> 00:06:33,017
‫جی‌پی...

90
00:06:34,852 --> 00:06:37,647
‫خاک بر سرمه. زیادی صبر کردم.
‫خبر ندادم.

91
00:06:40,233 --> 00:06:42,693
‫اونجا هم لغزش داشتم، نه؟
‫عین همین امشب.

92
00:06:47,532 --> 00:06:49,659
‫یه بچه به خاطر اون کارم افتاد مرد.

93
00:06:52,620 --> 00:06:54,539
‫عذاب‌وجدانش تا ابد گردنمه.

94
00:06:55,540 --> 00:06:57,241
‫هیچ‌کدومش تقصیر تو نبود.

95
00:06:57,291 --> 00:07:00,503
‫ولی فقط کافی بود
‫هشدار به موقع بدم، نه؟

96
00:07:02,547 --> 00:07:04,841
‫فقط باید هشدار می‌دادم.
‫پس چرا معطل کردم؟

97
00:07:09,387 --> 00:07:10,388
‫می‌دونی چیه؟

98
00:07:11,681 --> 00:07:13,766
‫وقتی آهنگ می‌خوندی
‫آدم جالب‌تری بودی.

99
00:07:22,191 --> 00:07:23,776
‫چیه؟ حالا چی؟

100
00:07:25,194 --> 00:07:26,320
‫داریم می‌ریم.

101
00:07:27,280 --> 00:07:28,823
‫- کجا؟
‫- به نظر خودت کجا؟

102
00:07:30,074 --> 00:07:31,284
‫زندان.

103
00:07:33,161 --> 00:07:35,571
‫- وایستا...
‫- بذار شرایط رو برات بگم، خب؟

104
00:07:35,621 --> 00:07:37,323
‫شیش سال از حکمت مونده بود،

105
00:07:37,373 --> 00:07:39,784
‫تازه، نخوام جزئی بشم باید
‫به جریان مادر اون دختره اشاره کنم.

106
00:07:39,834 --> 00:07:42,495
‫- ورود غیرقانونی داشتی.
‫- من که کاری بهش نداشتم.

107
00:07:42,545 --> 00:07:44,247
‫- اخلال در نظم عمومی توی میدون سافولک.
‫- من نبودم!

108
00:07:44,297 --> 00:07:46,249
‫حمله به مامورم روی همین کانال.

109
00:07:46,299 --> 00:07:48,509
‫- حمله نکردم.
‫- ولی حرف یکیتون رو باور می‌کنن بیلی.

110
00:07:49,093 --> 00:07:51,462
‫ببین. موضوع عمر و جوونیته، خب؟

111
00:07:51,512 --> 00:07:56,767
‫می‌خوام بگم تا روز آزادیت برسه،
‫موهات همرنگ موهای من شده.

112
00:08:05,401 --> 00:08:08,020
‫- سلام عزیزم.
‫- سلام. منم.

113
00:08:08,070 --> 00:08:09,230
‫عه، سلام.

114
00:08:09,280 --> 00:08:10,948
‫ببین، زک زنگ زد.

115
00:08:11,449 --> 00:08:13,943
‫می‌تونن جیک رو سه‌شنبه
‫هفته بعدی ببرن؟

116
00:08:13,993 --> 00:08:15,820
‫چون لیا یه اجرای سیرک‌مانند داره و...

117
00:08:15,870 --> 00:08:18,239
‫خیلی دلش می‌خواد جیک اونجا باشه...

118
00:08:18,289 --> 00:08:21,117
‫آره، آره. اگه...
‫اگه خودش دوست داره.

119
00:08:21,167 --> 00:08:22,952
‫مگه خودمون حرف نزده بودیم؟

120
00:08:23,002 --> 00:08:24,454
‫نمی... زده بودیم؟

121
00:08:24,504 --> 00:08:27,915
‫آره. شاید...
‫ببین، می‌دونی...

122
00:08:27,965 --> 00:08:29,750
‫می‌دونی امشب کی برمی‌گردی؟ یا...

123
00:08:29,800 --> 00:08:31,385
‫نه، هنوز نمی‌دونم. فعلا...

124
00:08:32,678 --> 00:08:33,679
‫مطمئن نیستم.

125
00:08:34,514 --> 00:08:37,517
‫- ببین، حالا می‌بینمت.
‫- باشه. می‌بینمت.

126
00:08:40,686 --> 00:08:42,063
‫بهش نگفتی؟

127
00:08:42,647 --> 00:08:45,233
‫ببین جیک،
‫یه سری مسائل رو نباید تلفنی...

128
00:08:47,235 --> 00:08:48,694
‫بعدا بهش می‌گیم، خب؟

129
00:08:50,238 --> 00:08:53,324
‫لئو بود. شریک زندگیم.

130
00:08:54,200 --> 00:08:55,526
‫از این اصطلاح بدم میاد.

131
00:08:55,576 --> 00:08:56,994
‫آره بابا. من هم همینطور.

132
00:08:59,038 --> 00:09:01,365
‫عادت کرده با گوشی پسرم بهم زنگ بزنه...

133
00:09:01,415 --> 00:09:03,376
‫چون می‌دونه حتما جواب می‌دم.

134
00:09:04,085 --> 00:09:06,128
‫- چه حیله‌گره.
‫- دقیقا.

135
00:09:09,131 --> 00:09:10,508
‫حالا کی پسرخاله شد؟

136
00:09:11,175 --> 00:09:12,843
‫- پررو نشو دیگه.
‫- کلا...

137
00:09:19,517 --> 00:09:20,893
‫ولی باید برم خونه.

138
00:09:22,186 --> 00:09:24,013
‫باید خبر بدم که با شما کار کردم.

139
00:09:24,063 --> 00:09:25,848
‫- مگه مشکلی داره؟
‫- ممکنه.

140
00:09:25,898 --> 00:09:28,684
‫من و رئیست قبلا همکاری داشتیم.

141
00:09:28,734 --> 00:09:29,769
‫اشاره نکرده بود؟

142
00:09:29,819 --> 00:09:30,820
‫نه.

143
00:09:31,862 --> 00:09:34,649
‫- نه، ولی یه چیزهایی شنیدم.
‫- جدی؟ چی مثلا؟

144
00:09:34,699 --> 00:09:37,902
‫مثلا اینکه موقع همکاریتون
‫خیلی عذابش دادی...

145
00:09:37,952 --> 00:09:39,829
‫ولی در نهایت نتیجه خوب شد.

146
00:09:41,747 --> 00:09:42,832
‫آره، تقریبا همین بود.

147
00:09:43,332 --> 00:09:44,709
‫جان‌پال براونلی؟

148
00:09:45,459 --> 00:09:46,702
‫بله.

149
00:09:46,752 --> 00:09:49,547
‫بیا دیگه. ببینم چی داری.

150
00:09:51,382 --> 00:09:52,542
‫حتما.

151
00:09:52,592 --> 00:09:53,593
‫امیدوارم دروغ نگفته باشی.

152
00:09:56,762 --> 00:09:59,257
‫- الو.
‫- حالش چطوره؟ خوبه؟

153
00:09:59,307 --> 00:10:01,634
‫انگار به طرز نگران‌کننده‌ای طبیعیه.

154
00:10:01,684 --> 00:10:03,594
‫خوبه، خوبه. گوش کن.
‫ازت کمک می‌خوام.

155
00:10:03,644 --> 00:10:05,896
‫می‌خوام برات لوکیشن بفرستم.
‫چقدر طول می‌کشه برسی؟

156
00:10:20,661 --> 00:10:23,573
‫چی شده؟ مامورهای تحویل کجان؟

157
00:10:23,623 --> 00:10:25,408
‫- توی راهن.
‫- ازش پرسیدی؟

158
00:10:25,458 --> 00:10:27,660
‫آره، درباره میدون سافولک
‫و چاقوشی؟ آره، پرسیدم.

159
00:10:27,710 --> 00:10:29,328
‫- خب؟
‫- خب، چند تا اسم بهم داد...

160
00:10:29,378 --> 00:10:32,840
‫که می‌تونیم بررسی کنیم.
‫هنوز مدرک محکمی نداریم، ولی گوش کن.

161
00:10:33,758 --> 00:10:35,134
‫پیش یه گروهی قایم شده بود.

162
00:10:35,801 --> 00:10:37,970
‫که... «رسوند.»

163
00:10:38,596 --> 00:10:40,381
‫به نکته دیگه‌ای اشاره کرد.

164
00:10:40,431 --> 00:10:43,684
‫- یعنی چی؟
‫- می‌خوام یکی شاهد باشه.

165
00:10:46,103 --> 00:10:47,813
‫- باشه، قبوله.
‫- خوبه.

166
00:10:56,614 --> 00:10:59,241
‫بیلی. ایشون بازرس لنکره.

167
00:11:05,122 --> 00:11:06,666
‫خب. وقت نمایشه.

168
00:11:07,750 --> 00:11:09,043
‫داشتی می‌گفتی.

169
00:11:11,587 --> 00:11:13,422
‫بیلی، درباره جریان
‫میدون سافولک بگو.

170
00:11:15,758 --> 00:11:17,009
‫اونجا دیدمت.

171
00:11:17,968 --> 00:11:19,637
‫آخه چاره دیگه‌ای نداشتم، خب؟

172
00:11:20,429 --> 00:11:21,839
‫مجبور شدم برم.

173
00:11:21,889 --> 00:11:24,842
‫گفتن: «باید در حقشون کاری کنم.»
‫که مثلا...

174
00:11:24,892 --> 00:11:26,344
‫- آزمایشت کنن؟
‫- آره.

175
00:11:26,394 --> 00:11:27,762
‫چاقو همراهت بود؟

176
00:11:27,812 --> 00:11:29,347
‫نه بابا.

177
00:11:29,397 --> 00:11:31,223
‫- گفتن واسه مسخره‌بازیه.
‫- مسخره‌بازی؟

178
00:11:31,273 --> 00:11:33,517
‫الکی بریم مشت ول بدیم، خب؟

179
00:11:33,567 --> 00:11:36,187
‫- که اون جماعت رو گوشمالی بدیم.
‫- کی کشتش بیلی؟

180
00:11:36,237 --> 00:11:38,189
‫- نمی‌دونم.
‫- کی اون پسره رو کشت؟

181
00:11:38,239 --> 00:11:39,240
‫می‌گم نمی‌دونم.

182
00:11:40,157 --> 00:11:41,242
‫حداقل فعلا.

183
00:11:41,826 --> 00:11:46,080
‫بیلی، کلمه به کلمه
‫بهش بگو چی بهم گفتی.

184
00:11:50,876 --> 00:11:51,919
‫خب، آم...

185
00:11:54,130 --> 00:11:56,832
‫- یکی از بچه‌ها داشت حرف می‌زد...
‫- کی بود؟

186
00:11:56,882 --> 00:11:59,593
‫نمی‌دونم. اسمشون رو نمی‌دونم.
‫ولی داشت...

187
00:12:01,011 --> 00:12:02,888
‫- پز می‌داد.
‫- چی می‌گفت؟

188
00:12:04,223 --> 00:12:05,474
‫یه چیزهایی درباره...

189
00:12:07,893 --> 00:12:09,812
‫هفت تا آتش‌افروز
‫واسه لانارکشایر گفت.

190
00:12:13,399 --> 00:12:14,775
‫هفت تا آتش‌افروز؟

191
00:12:15,901 --> 00:12:18,279
‫چی؟ یعنی چی؟
‫منظورش چیه؟

192
00:12:21,073 --> 00:12:22,241
‫یه لحظه اجازه می‌دی؟

193
00:12:30,124 --> 00:12:31,158
‫چیه؟

194
00:12:31,208 --> 00:12:32,868
‫خونه امن چی شد؟

195
00:12:32,918 --> 00:12:34,837
‫آپارتمان، سوئیت، اتاق باغبونی.
‫برام مهم نیست چیه.

196
00:12:35,796 --> 00:12:37,164
‫در اسرع وقت بهم زنگ بزن.

197
00:12:37,214 --> 00:12:38,591
‫باشه. خداحافظ.

198
00:12:45,306 --> 00:12:47,349
‫قربان، چی شده؟ داستان چیه؟

199
00:12:51,103 --> 00:12:53,272
‫بخشی از وظایفم رهگیری سلاحه.

200
00:12:53,939 --> 00:12:56,267
‫که احتمال هر نوع
‫سلاح گرمی رو در نظر بگیرم.

201
00:12:56,317 --> 00:12:59,687
‫مواد منفجره، تفنگ، همه‌شون.
‫بخش‌هایی که معمولا گم می‌شن،

202
00:12:59,737 --> 00:13:02,189
‫- ناپدید می‌شن یا ممکنه...
‫- دزدیده بشن.

203
00:13:02,239 --> 00:13:03,357
‫کلا ته نداره.

204
00:13:03,407 --> 00:13:07,903
‫ولی برگردیم... ماه مه پارسال.
‫چند وقته؟ ده ماه می‌شه؟

205
00:13:07,953 --> 00:13:09,864
‫واگن باری از سمت شرقی
‫اسکله هارویچ راه افتاده بود،

206
00:13:09,914 --> 00:13:11,907
‫که یه باند مسلح می‌ریزن سرش.

207
00:13:11,957 --> 00:13:15,536
‫محتویات این بار رو می‌دزدن،
‫از جمله یه چاشنی انفجار درجه هفت ارتشی...

208
00:13:15,586 --> 00:13:19,415
‫که قرار بود به یه معدن توی
‫شهر متروکی از اسکاتلند برسه.

209
00:13:19,465 --> 00:13:21,041
‫همون هفت تا آتش‌افروز
‫واسه لانارکشایر.

210
00:13:21,091 --> 00:13:23,836
‫آره. حالا چند تا چاشنی
‫و قطعات یدکی بردن. مگه چیه؟

211
00:13:23,886 --> 00:13:25,262
‫ولی ما...

212
00:13:26,096 --> 00:13:27,306
‫یه نگرانی بزرگ داریم.

213
00:13:29,767 --> 00:13:31,143
‫کازمو تامپسون.

214
00:13:32,186 --> 00:13:34,522
‫همون یارو که به بیلی پناه داده بود.

215
00:13:37,650 --> 00:13:40,102
‫اسم واقعیش گاوین وازنیاکه.

216
00:13:40,152 --> 00:13:41,228
‫توی فهرست تحت نظره.

217
00:13:41,278 --> 00:13:43,230
‫تحت نظر؟ چرا؟
‫مگه چیکار کرده؟

218
00:13:43,280 --> 00:13:46,901
‫قدیم‌ها واسه گروه‌های راست افراطی
‫سلاح گرم قاچاق می‌کرد.

219
00:13:46,951 --> 00:13:50,780
‫البته شایعه بود.
‫همچنین... از اون گروه‌های شاکی بود.

220
00:13:50,830 --> 00:13:53,699
‫یه برنامه اینترنتی داره
‫که مخاطب زیادی نداره.

221
00:13:53,749 --> 00:13:57,119
‫فکر می‌کردیم یه آدم خودشیفته
‫و بلوف‌زن باشه، ولی فقط همین نیست.

222
00:13:57,169 --> 00:13:59,413
‫چون... جیبش خیلی پره.

223
00:13:59,463 --> 00:14:03,175
‫از تجارت خانوادگیشون که الان
‫از بین رفته ولی... خیلی طمع‌کاره.

224
00:14:04,844 --> 00:14:06,220
‫هفت تا چاشنی...

225
00:14:07,805 --> 00:14:09,265
‫هفت تا دستگاه انفجار...

226
00:14:10,391 --> 00:14:11,475
‫بعدش چی؟

227
00:14:13,269 --> 00:14:14,970
‫می‌خوان نگه دارن،
‫بفروشن یا کار بذارن؟

228
00:14:15,020 --> 00:14:18,682
‫خلاصه آره، موضوع حساسه.
‫در حال رخ دادنه و راستش هیچ سرنخی نداریم.

229
00:14:18,732 --> 00:14:22,478
‫مطلقا هیچی. تا همین الان،
‫تا همین امشب.

230
00:14:22,528 --> 00:14:25,064
‫این بهترین فرصته که باهاش
‫مچ کازمو رو بگیریم.

231
00:14:25,114 --> 00:14:27,074
‫می‌خوای از بیلی استفاده کنی؟

232
00:14:27,950 --> 00:14:28,951
‫آره.

233
00:14:30,286 --> 00:14:31,787
‫مثل مامور ازش استفاده می‌کنم.

234
00:14:32,371 --> 00:14:34,657
‫بفهمم نقشه‌شون چیه.
‫کارخونه بمب‌هاشون کجاست.

235
00:14:34,707 --> 00:14:36,166
‫ولی نباید وقت تلف کنیم.

236
00:14:37,001 --> 00:14:39,495
‫- خدایا...
‫- از نبوغم گفتی؟ یا...

237
00:14:39,545 --> 00:14:41,121
‫مگه همچین اجازه‌ای داری؟

238
00:14:41,171 --> 00:14:43,165
‫ببین، من که صرفا می‌خوام
‫این فرصت از دست نره، خب؟

239
00:14:43,215 --> 00:14:45,668
‫اگه خوشت نمیاد که خوشت نمیاد.

240
00:14:45,718 --> 00:14:48,295
‫ولی شاید تا وقتی توی لونه شیر باشه،
‫بتونه کمکمون کنه.

241
00:14:48,345 --> 00:14:51,348
‫می‌تونه یکی رو توی این ماجرای
‫میدون سافولک تو شناسایی کنه.

242
00:14:52,099 --> 00:14:53,350
‫یه تیر و دو نشون بزنیم.

243
00:14:58,939 --> 00:15:00,766
‫به نظرت از پسش بر میاد؟

244
00:15:00,816 --> 00:15:02,268
‫می‌تونم باهاش حرف بزنم.

245
00:15:02,318 --> 00:15:04,987
‫پسره از زندان فرار کرده.
‫پس یعنی سرخوده، نه؟

246
00:15:05,029 --> 00:15:05,988
‫آره.

247
00:15:12,286 --> 00:15:13,287
‫بپا بود؟

248
00:15:14,413 --> 00:15:16,031
‫شاید. قطعا دنبالش می‌گردن.

249
00:15:16,081 --> 00:15:17,207
‫من هم بودم دنبالش می‌گشتم.

250
00:15:17,833 --> 00:15:20,119
‫اگه کازمو بو ببره
‫که بیلی به ما چیزی گفته،

251
00:15:20,169 --> 00:15:22,713
‫این ماموریت قبل از شروع شکست می‌خوره.

252
00:15:25,633 --> 00:15:27,334
‫باشه، عالیه. باشه.

253
00:15:27,384 --> 00:15:29,595
‫آدرس رو برام بفرست.
‫مرسی. مرسی رفیق.

254
00:15:30,304 --> 00:15:31,680
‫خب، بیا پیاده شیم.

255
00:15:32,890 --> 00:15:33,891
‫حالت خوبه؟

256
00:15:35,976 --> 00:15:36,977
‫خوبم.

257
00:15:37,478 --> 00:15:40,189
‫خوبه. من سوار ون می‌شم.
‫تو از پشتم بنداز بیا.

258
00:15:45,611 --> 00:15:46,612
‫چشم.

259
00:15:53,285 --> 00:15:55,871
‫خب، آدرس خونه امن رو فرستادم.
‫زود باش.

260
00:16:11,261 --> 00:16:13,797
‫- این پسره کو؟ بیلی کو؟
‫- توی خیابون ماره.

261
00:16:13,847 --> 00:16:15,424
‫همین ده دقیقه پیش سمت کانال بود.

262
00:16:15,474 --> 00:16:17,259
‫کانال؟ این بابا فراریه.

263
00:16:17,309 --> 00:16:18,802
‫سمت کانال چیکار می‌کرد؟

264
00:16:18,852 --> 00:16:21,814
‫- به گوش کازمو رسوندی؟
‫- نه. کارن رو دنبالش فرستادم.

265
00:16:29,238 --> 00:16:30,406
‫داره دنبالش می‌گرده.

266
00:16:31,031 --> 00:16:32,783
‫پس پیداش کنین، خب؟

267
00:16:33,492 --> 00:16:34,827
‫گوش کن چی می‌گم.

268
00:16:36,203 --> 00:16:37,621
‫یه جای کار بدجور می‌لنگه.

269
00:16:58,017 --> 00:16:59,351
‫چی می‌خوای؟

270
00:17:00,936 --> 00:17:02,438
‫چاشنی‌ها رو می‌خوام.

271
00:17:03,355 --> 00:17:05,983
‫هفت تا آتش‌افروز لانارکشایر رو می‌خوام، خب؟

272
00:17:06,567 --> 00:17:07,935
‫همین یه فرصت رو داریم.

273
00:17:07,985 --> 00:17:09,695
‫اگه سریع عمل نکنیم فایده‌ای نداره.

274
00:17:11,822 --> 00:17:14,483
‫بیلی، تو که می‌دونی
‫ما هوات رو داریم.

275
00:17:14,533 --> 00:17:16,986
‫- چیزیت نمی‌شه. ما پشتتیم.
‫- چرت نگو. چرت نگو.

276
00:17:17,036 --> 00:17:19,613
‫می‌خوام درست و حسابی قول بدی، خب؟
‫یه سند مکتوب می‌خوام.

277
00:17:19,663 --> 00:17:20,990
‫سند مکتوب؟ خیال کردی چه خبره؟

278
00:17:21,040 --> 00:17:23,250
‫- مگه اومدی حساب بانکی باز کنی؟
‫- خفه شو.

279
00:17:25,669 --> 00:17:28,589
‫تو در جایگاهی نیستی
‫که بخوای مذاکره کنی، خب؟

280
00:17:30,507 --> 00:17:34,386
‫بیلی، این آخرین فرصتته که توی زندگیت
‫یه کار درست انجام بدی.

281
00:17:36,430 --> 00:17:37,431
‫تصمیمت چیه؟

282
00:17:38,390 --> 00:17:39,516
‫هستی یا نه؟

283
00:17:41,769 --> 00:17:43,604
‫[در حال تماس: جیکوب]

284
00:17:45,481 --> 00:17:46,774
‫- سلام لئو.
‫- مامان؟

285
00:17:47,483 --> 00:17:48,942
‫سلام عزیزم، چطوری؟

286
00:17:51,653 --> 00:17:52,905
‫چیه جیکوب؟

287
00:17:53,781 --> 00:17:54,865
‫جیکوب؟

288
00:17:58,118 --> 00:17:59,778
‫می‌خوام رشفورد رو ببرم خونه بابا.

289
00:17:59,828 --> 00:18:01,121
‫رشفورد؟

290
00:18:01,997 --> 00:18:03,866
‫خب، در نظر بگیر که همستره عزیزم.

291
00:18:03,916 --> 00:18:06,293
‫باید شبانه‌روز حواسش
‫به آب و غذاش باشه.

292
00:18:07,002 --> 00:18:08,537
‫آره، می‌دونم. خلاصه...

293
00:18:08,587 --> 00:18:10,748
‫خب، کی قراره مراقبش باشه؟

294
00:18:10,798 --> 00:18:12,082
‫من، خودم.

295
00:18:12,132 --> 00:18:14,176
‫تو؟ ولی...

296
00:18:15,969 --> 00:18:17,971
‫می‌خوام پیش بابا زندگی کنم.

297
00:18:21,892 --> 00:18:23,435
‫یه مدت کوتاهه، خب؟

298
00:18:27,064 --> 00:18:29,433
‫- چرا؟
‫- نمی‌دونم.

299
00:18:29,483 --> 00:18:31,143
‫- با من مشکل داری؟
‫- نه، نه...

300
00:18:31,193 --> 00:18:34,855
‫- حرفی زدم یا کاری کردم که...
‫- نه، تو هیچی نگفتی.

301
00:18:34,905 --> 00:18:36,023
‫به خاطر شغلمه جیکوب؟

302
00:18:36,073 --> 00:18:37,616
‫- چون در اون صورت می‌تونم...
‫- نه بابا.

303
00:18:39,159 --> 00:18:40,319
‫پس چیه؟ به خاطر لئو می‌گی؟

304
00:18:40,369 --> 00:18:43,080
‫نه، به خاطر لئو نمی‌گم!
‫ببین...

305
00:18:44,498 --> 00:18:47,042
‫نمی‌دونم، حس می‌کنم
‫خونه اون‌ها بیشتر خوش می‌گذره.

306
00:18:48,335 --> 00:18:49,745
‫می‌خوام پیش خواهرهام باشم.

307
00:18:49,795 --> 00:18:52,172
‫تازه ماروآ قراره بهم آشپزی یاد بده.

308
00:18:54,091 --> 00:18:55,092
‫جدی؟

309
00:18:56,218 --> 00:18:59,421
‫پس می‌خوای از خونه بری
‫تا یاد بگیری برنج درست کنی؟

310
00:18:59,471 --> 00:19:01,381
‫نه، نمی‌خوام فقط برم
‫که برنج درست کنم مامان.

311
00:19:01,431 --> 00:19:02,599
‫ببخشید.

312
00:19:03,684 --> 00:19:04,685
‫معذرت می‌خوام.

313
00:19:07,521 --> 00:19:09,056
‫جیک، ببین...

314
00:19:09,106 --> 00:19:11,358
‫اگه تصمیم قلبیت همینه...

315
00:19:11,942 --> 00:19:14,695
‫اشکالی نداره.
‫من و بابات که همیشه می‌گفتیم...

316
00:19:15,821 --> 00:19:19,233
‫فقط حس می‌کنم کامل
‫به این تصمیم فکر نکردی...

317
00:19:19,283 --> 00:19:20,859
‫یعنی اصلا فکر نکردی.

318
00:19:20,909 --> 00:19:21,910
‫مامان...

319
00:19:22,452 --> 00:19:24,238
‫به نظرم وایستا برسم خونه.

320
00:19:24,288 --> 00:19:26,406
‫- مامان؟
‫- آره، بعدش می‌تونیم، مثلا...

321
00:19:26,456 --> 00:19:27,457
‫مامان.

322
00:19:30,669 --> 00:19:32,087
‫امشب میاد دنبالم.

323
00:19:32,754 --> 00:19:33,956
‫امشب؟

324
00:19:34,006 --> 00:19:35,966
‫آره، بعد از اجرای هایزل توی گروه کر.

325
00:19:36,884 --> 00:19:39,002
‫اینطوری انصاف نیست.

326
00:19:39,052 --> 00:19:42,472
‫جیک، می‌شه حداقل صبر کنی
‫تا من برسم خونه؟

327
00:19:44,433 --> 00:19:45,434
‫جیکوب.

328
00:19:51,773 --> 00:19:54,318
‫تا یک ساعت دیگه خونه‌ام.

329
00:19:55,194 --> 00:19:56,195
‫حداکثر.

330
00:19:56,695 --> 00:19:57,696
‫جیکوب.

331
00:19:59,489 --> 00:20:00,741
‫جیکوب.

332
00:20:01,491 --> 00:20:04,653
‫چون تو از هر چیزی برام مهم‌تری.

333
00:20:04,703 --> 00:20:07,039
‫از هر چیزی توی کل دنیا مهم‌تری.
‫می‌دونی دیگه؟

334
00:20:10,375 --> 00:20:11,910
‫ببین، باید قطع کنم.

335
00:20:11,960 --> 00:20:13,545
‫بعدا بهت زنگ می‌زنم، خب؟

336
00:20:30,771 --> 00:20:34,016
‫- پیامت رو خوندم. طبقه هشتمه.
‫- باشه.

337
00:20:34,066 --> 00:20:35,517
‫- آسانسور کو؟
‫- اونجاست.

338
00:20:35,567 --> 00:20:37,603
‫باشه. ببرش توی آسانسور.

339
00:20:37,653 --> 00:20:39,363
‫نذار جلوی چشم باشه.
‫براش بپا گذاشتن.

340
00:20:44,368 --> 00:20:45,652
‫خب؟

341
00:20:45,702 --> 00:20:46,737
‫چی شد؟

342
00:20:46,787 --> 00:20:48,580
‫- قبول کرد.
‫- شرط موافقتش چی بود؟

343
00:20:49,289 --> 00:20:50,741
‫می‌خواد مصونیت داشته باشه.

344
00:20:50,791 --> 00:20:51,950
‫مصونیت؟

345
00:20:52,000 --> 00:20:53,327
‫واسه امشب؟ واسه فرارش؟

346
00:20:53,377 --> 00:20:54,578
‫می‌خواد برگرده خونه.

347
00:20:54,628 --> 00:20:56,788
‫برگرده...؟ یعنی چی؟

348
00:20:56,838 --> 00:20:59,625
‫- بابت اتهام قتل.
‫- بابت قتل کریس دختر اشلی؟

349
00:20:59,675 --> 00:21:00,834
‫- آره.
‫- نمی‌تونیم قبول کنیم.

350
00:21:00,884 --> 00:21:02,628
‫هنوز شیش سال از محکومیتش مونده.

351
00:21:02,678 --> 00:21:05,339
‫- می‌دونم.
‫- نمی‌شه اتهام قتل رو نادیده گرفت.

352
00:21:05,389 --> 00:21:07,883
‫قرار نیست نادیده بگیریم،
‫ولی با هیئت آزادی مشروط حرف می‌زنیم.

353
00:21:07,933 --> 00:21:09,801
‫بهش قول دادی؟

354
00:21:09,851 --> 00:21:12,262
‫اگه موفق بشه.
‫اگه نشه، به شرطش نمی‌رسه.

355
00:21:12,312 --> 00:21:14,514
‫قرارمون همین بود، پس...

356
00:21:14,564 --> 00:21:15,766
‫بیا از پله‌ها بریم.

357
00:21:15,816 --> 00:21:16,850
‫مطمئن بشیم ساختمون امنه.

358
00:21:16,900 --> 00:21:18,235
‫شوخیت گرفته؟

359
00:21:41,075 --> 00:21:51,075
مووی شو
M O V I E S H O . C O M

360
00:22:13,915 --> 00:22:14,916
‫جای قشنگیه.

361
00:22:17,627 --> 00:22:18,754
‫آها.

362
00:22:55,791 --> 00:22:56,917
‫خب، بیارش اینجا.

363
00:23:11,598 --> 00:23:12,966
‫اینطوری نمی‌شه.

364
00:23:13,016 --> 00:23:14,343
‫جدی نمی‌گی.

365
00:23:14,393 --> 00:23:16,345
‫فقط می‌خوای این حرف رو
‫از خودت بشنوی.

366
00:23:16,395 --> 00:23:17,429
‫ببخشید.

367
00:23:17,479 --> 00:23:18,480
‫کیم.

368
00:23:24,861 --> 00:23:26,238
‫- ممنون.
‫- ممنون.

369
00:23:27,781 --> 00:23:28,782
‫خداحافظ.

370
00:23:31,034 --> 00:23:33,487
‫- سلام جون.
‫- خانم، ببخشید زنگ می‌زنم.

371
00:23:33,537 --> 00:23:35,330
‫کیم، اوضاع بیرون چطوره؟

372
00:23:35,831 --> 00:23:37,032
‫داستانی نیست.

373
00:23:37,082 --> 00:23:39,409
‫چند دقیقه پیش یه پیک
‫دلیورو دنی اومد.

374
00:23:39,459 --> 00:23:40,786
‫ولی انگار داشت رد می‌شد.

375
00:23:40,836 --> 00:23:42,371
‫ولی خوب حواست رو جمع کن، خب؟

376
00:23:42,421 --> 00:23:44,664
‫راستی، گوش کن،
‫یه راننده بفرست بیمارستان.

377
00:23:44,714 --> 00:23:46,458
‫باید جی‌پی بیاد.
‫بگو براش ماموریت دارم.

378
00:23:46,508 --> 00:23:48,043
‫بگو در اسرع وقت خودش رو برسونه.

379
00:23:48,093 --> 00:23:50,887
‫رئیس، جریان بیلی چیه؟

380
00:23:51,555 --> 00:23:52,589
‫کیم.

381
00:23:52,639 --> 00:23:53,965
‫اوضاع روبه‌راهه؟

382
00:23:54,015 --> 00:23:55,717
‫همه‌چی خوبه. همه‌چی روبه‌راهه.

383
00:23:55,767 --> 00:23:56,768
‫خبر داره؟

384
00:24:00,147 --> 00:24:01,181
‫می‌خوای بهش بگی؟

385
00:24:01,231 --> 00:24:03,108
‫اگه چیز مشکوکی دیدی،
‫فقط گزارش بده.

386
00:24:08,572 --> 00:24:09,940
‫بله؟

387
00:24:09,990 --> 00:24:12,818
‫قربان، ای‌سی باهاتون کار داره.

388
00:24:12,868 --> 00:24:14,986
‫کار داره؟ همین الان؟

389
00:24:15,036 --> 00:24:16,705
‫آره. انگار کارش فوریه.

390
00:24:19,166 --> 00:24:20,575
‫باشه.

391
00:24:20,625 --> 00:24:22,911
‫باشه. خب، ردیفش کن.

392
00:24:22,961 --> 00:24:25,130
‫- ما که خادم سلطنتیم.
‫- چشم قربان.

393
00:24:33,054 --> 00:24:35,382
‫من زنگ زدم. ای‌سی رو می‌گم.

394
00:24:35,432 --> 00:24:36,433
‫اشکالی نداره؟

395
00:24:37,434 --> 00:24:38,435
‫خب...

396
00:24:40,187 --> 00:24:42,264
‫خب، زحمتش رو به جام کشیدی.

397
00:24:42,314 --> 00:24:43,765
‫قرار بود بعدش زنگ بزنم.

398
00:24:43,815 --> 00:24:45,525
‫یه واحد دیگه طبقه پایین داریم.

399
00:25:15,096 --> 00:25:17,974
‫- قربان، دارم تماس رو برقرار می‌کنم.
‫- باشه. خوبه.

400
00:25:18,558 --> 00:25:21,186
‫- خب، یه تبلت برام بیار.
‫- چشم.

401
00:25:24,856 --> 00:25:26,066
‫چایی می‌خوری؟

402
00:25:26,650 --> 00:25:28,059
‫سیاه باشه.

403
00:25:28,109 --> 00:25:29,236
‫من دمنوش با دو تا قاشق شکر می‌خوام.

404
00:25:34,991 --> 00:25:36,193
‫کیم؟

405
00:25:36,243 --> 00:25:38,236
‫پیک دلیورو دنی برگشته.

406
00:25:38,286 --> 00:25:39,571
‫همون یاروئه؟ بیرونه؟

407
00:25:39,621 --> 00:25:40,739
‫مطمئنی؟

408
00:25:40,789 --> 00:25:43,074
‫آره. کلاه و کتونی‌هاش شبیه قبلیه.

409
00:25:43,124 --> 00:25:45,001
‫- چیکار می‌کنه؟
‫- داره...

410
00:25:45,877 --> 00:25:48,588
‫بذار یه جور دیگه بگم.
‫واسه تحویل پیتزا نیومده.

411
00:25:52,008 --> 00:25:53,960
‫خب. خیلی‌خب.
‫حالا مشکل داریم.

412
00:25:54,010 --> 00:25:55,879
‫از آدم‌های کازموئه.

413
00:25:55,929 --> 00:25:57,255
‫چطوری پیدامون کردن؟

414
00:25:57,305 --> 00:25:58,306
‫ردیابی شدیم؟

415
00:25:58,974 --> 00:26:00,967
‫نه، وقتی بیلی رو سوار کردیم
‫همه‌جا رو گشتیم.

416
00:26:01,017 --> 00:26:02,102
‫از گوشیش نبود؟

417
00:26:04,020 --> 00:26:05,063
‫جن.

418
00:26:06,773 --> 00:26:08,099
‫جن.

419
00:26:08,149 --> 00:26:09,434
‫جن!

420
00:26:09,484 --> 00:26:10,560
‫قربان؟

421
00:26:10,610 --> 00:26:12,562
‫تلفنی که موقع بازداشت از بیلی گرفتیم رو...

422
00:26:12,612 --> 00:26:14,439
‫حواست بود خاموشش کنی؟

423
00:26:14,489 --> 00:26:15,690
‫آره، فکر کنم.

424
00:26:15,740 --> 00:26:17,826
‫فکر کنی؟ جن؟

425
00:26:19,536 --> 00:26:20,829
‫وایستین. گوشی.

426
00:26:21,496 --> 00:26:22,872
‫گندش بزنن.

427
00:26:24,416 --> 00:26:25,750
‫آره. آره.

428
00:26:27,085 --> 00:26:28,545
‫داره پیام می‌فرسته.

429
00:26:29,838 --> 00:26:30,922
‫روشنه.

430
00:26:34,175 --> 00:26:35,552
‫الان پیام اومد.

431
00:26:36,886 --> 00:26:37,887
‫چی نوشته؟

432
00:26:39,139 --> 00:26:40,090
‫«کجایی؟»

433
00:26:40,140 --> 00:26:40,807
‫[شماره ناشناس]

434
00:26:41,850 --> 00:26:42,851
‫«کدوم واحدی؟»

435
00:26:43,977 --> 00:26:46,054
‫آره، کلی پیام داره میاد.

436
00:26:46,104 --> 00:26:46,521
‫[شماره ناشناس]

437
00:26:47,480 --> 00:26:50,483
‫[ردیابی دستگاه]

438
00:26:52,944 --> 00:26:54,396
‫خاموشش کن جن.

439
00:26:54,446 --> 00:26:55,730
‫چشم.

440
00:26:55,780 --> 00:26:57,649
‫- خاموشش کن.
‫- باشه، خاموش کردم.

441
00:26:57,699 --> 00:26:57,991
‫[ردیابی دستگاه]

442
00:26:58,033 --> 00:26:59,284
‫[سیگنال وجود ندارد]

443
00:27:11,046 --> 00:27:13,373
‫- بهش گفتم گوشی پیشش باشه!
‫- می‌دونم!

444
00:27:13,423 --> 00:27:14,758
‫پس چرا خاموشش کرد؟

445
00:27:15,342 --> 00:27:17,460
‫- شنیدم اون اطراف پلیس بوده؟
‫- کجا بوده؟

446
00:27:17,510 --> 00:27:18,628
‫اطراف کانال.

447
00:27:18,678 --> 00:27:20,046
‫به کارن بگو وارد ساختمون بشه...

448
00:27:20,096 --> 00:27:22,591
‫در همه واحدهای وامونده رو بزنه...

449
00:27:22,641 --> 00:27:24,175
‫تا بفهمیم قضیه از چه قراره.

450
00:27:24,225 --> 00:27:26,478
‫- متوجه شدی؟
‫- آره.

451
00:27:27,062 --> 00:27:28,722
‫قربان، ای‌سی پشت خط تماسه.

452
00:27:28,772 --> 00:27:30,065
‫باشه.

453
00:27:32,692 --> 00:27:34,152
‫می‌خوای تو هم بیای...

454
00:27:34,736 --> 00:27:35,812
‫پشت میز بزرگان بشینی؟

455
00:27:35,862 --> 00:27:36,905
‫عجب.

456
00:27:37,697 --> 00:27:38,740
‫هر طور میلته.

457
00:27:39,658 --> 00:27:41,693
‫آها. ازم کمک می‌خوای.

458
00:27:41,743 --> 00:27:42,902
‫خب، منطقیه دیگه.

459
00:27:42,952 --> 00:27:45,530
‫چون آیوی که رئیسه می‌خواد
‫مطمئن بشه و تو هم حضور داشتی.

460
00:27:45,580 --> 00:27:47,290
‫شنیدی پشت ون چی می‌گفت.

461
00:27:48,208 --> 00:27:49,909
‫آره، چون تو می‌خواستی شاهد باشم.

462
00:27:49,959 --> 00:27:52,203
‫- جون...
‫- عمدا گفتی توی ون باشم.

463
00:27:52,253 --> 00:27:53,580
‫مگه غیرمنطقی بود؟

464
00:27:53,630 --> 00:27:56,458
‫مامور دوم آوردم که تایید کنه،
‫تازه از ما هم که نیستی.

465
00:27:56,508 --> 00:27:57,842
‫- از شما؟
‫- آره.

466
00:27:58,426 --> 00:28:00,845
‫به نظرت... می‌تونی کمکم کنی؟

467
00:28:02,972 --> 00:28:05,892
‫همون اول که گفتم.
‫هر طور میل خودته.

468
00:28:07,310 --> 00:28:10,805
‫- ولی می‌دونی چی قراره بگم؟
‫- چی؟

469
00:28:10,855 --> 00:28:13,767
‫اصلا به گزارش‌های پرونده قتل
‫میدان سافولک نگاه انداختی؟

470
00:28:13,817 --> 00:28:15,018
‫نه.

471
00:28:15,068 --> 00:28:17,737
‫به لطف مایک و تیم کاربلدش...

472
00:28:18,238 --> 00:28:21,116
‫کلی وقت گذاشتن از عابرها
‫بازجویی کردن. هیچی ندارن.

473
00:28:21,700 --> 00:28:23,743
‫هیچ شاهدی ندارن.
‫سلاح قتل هم پیدا نکردن.

474
00:28:24,327 --> 00:28:26,112
‫وقتشون داره تموم می‌شه.

475
00:28:26,162 --> 00:28:27,489
‫- جدی؟
‫- آره.

476
00:28:27,539 --> 00:28:30,200
‫می‌خوای قاتل پرونده رو بگیری؟
‫این یارو بیلی...

477
00:28:30,250 --> 00:28:32,419
‫- تنها راهیه که جلوی پاته.
‫- باشه.

478
00:28:33,461 --> 00:28:34,629
‫قربان.

479
00:28:37,507 --> 00:28:39,968
‫ولی در کل نمی‌خوام
‫تحت فشار بذارمت.

480
00:28:43,346 --> 00:28:45,265
‫اصلا خودت ببین.

481
00:28:46,182 --> 00:28:47,308
‫توی گزارش پرونده است.

482
00:28:58,903 --> 00:29:00,488
‫دیگه اومدم که بازی رو شروع کنیم.

483
00:29:01,281 --> 00:29:02,490
‫دن.

484
00:29:04,451 --> 00:29:05,485
‫خانم.

485
00:29:05,535 --> 00:29:08,863
‫پس اینجا یه قاتل محکومی داریم.

486
00:29:08,913 --> 00:29:10,865
‫که از زندان فرار کرده.

487
00:29:10,915 --> 00:29:12,826
‫توی میدان سافولک دیده شده.

488
00:29:12,876 --> 00:29:17,622
‫اون‌وقت تو می‌خوای ریسک کنی و این فرد رو
‫به عنوان مامور مخفی بفرستی؟ درست فهمیدم؟

489
00:29:17,672 --> 00:29:19,666
‫- آره.
‫- صحیح.

490
00:29:19,716 --> 00:29:22,293
‫خب، گمونم زیاد طول نکشه.
‫توضیح بده.

491
00:29:22,343 --> 00:29:24,003
‫هفت تا آتش‌افروز واسه لانارکشایر دارن.

492
00:29:24,053 --> 00:29:25,964
‫همون چاشنی‌هایی که گم شدن.

493
00:29:26,014 --> 00:29:28,758
‫آره، گزارش‌ها رو که دیدین.
‫به زور اسلحه دزدیده شدن.

494
00:29:28,808 --> 00:29:30,176
‫بله، از پیشینه ماجرا خبر دارم.

495
00:29:30,226 --> 00:29:31,636
‫الان نقشه‌ات چیه؟

496
00:29:31,686 --> 00:29:33,263
‫بیلی شنیده که دست کازموئه.

497
00:29:33,313 --> 00:29:35,014
‫اگه بذاریم برگرده،
‫شاید بتونه کمک کنه...

498
00:29:35,064 --> 00:29:38,810
‫جلوی چند تا تهدید جدی تروریستی رو
‫بگیریم و مردم رو نجات بدیم.

499
00:29:38,860 --> 00:29:41,821
‫همه‌اش «شاید» و «اگه» می‌گی.
‫یه لحظه وایستا.

500
00:29:42,697 --> 00:29:44,073
‫این پسره فقط حرف الکی زده.

501
00:29:45,533 --> 00:29:46,985
‫- حرف الکی؟
‫- آره، حرف زده.

502
00:29:47,035 --> 00:29:48,236
‫سر هم کرده.

503
00:29:48,286 --> 00:29:51,998
‫از این حرف‌هاست که موقع حبس
‫توی صف ناهار زندان شنیده.

504
00:29:52,832 --> 00:29:54,117
‫ولی حرف الکی نیست.

505
00:29:54,167 --> 00:29:57,036
‫اصلا... اصلا که دیگه توی
‫صف ناهار نمی‌مونه، مگه نه؟

506
00:29:57,086 --> 00:29:59,714
‫گیر تروریست‌های احتمالی افتاده.

507
00:30:01,341 --> 00:30:02,801
‫گندت بزنن.

508
00:30:04,344 --> 00:30:07,055
‫[گزارش پلیس از سانحه میدان سافولک]

509
00:30:11,309 --> 00:30:12,477
‫[سرّی و محرمانه.]

510
00:30:12,519 --> 00:30:14,012
‫جون، اوضاع چطوره؟

511
00:30:14,062 --> 00:30:14,521
‫[سرّی و محرمانه.]

512
00:30:19,359 --> 00:30:21,152
‫[شواهد اولیه. دومین شاهد.]

513
00:30:21,236 --> 00:30:23,571
‫[همه‌چی خیلی سریع رخ داد.]

514
00:30:29,786 --> 00:30:32,163
‫[شواهد اولیه. نخستین شاهد.]

515
00:30:32,205 --> 00:30:35,041
‫[نکته خاصی یادم نمیاد که...]

516
00:30:40,046 --> 00:30:43,591
‫[سلاحی پیدا نشده.]

517
00:30:53,059 --> 00:30:55,887
‫از زندان فرار کرده. محکوم به قتله.

518
00:30:55,937 --> 00:30:57,472
‫می‌شه بگم؟

519
00:30:57,522 --> 00:31:00,567
‫شرایط قتل این پسر خیلی...

520
00:31:02,068 --> 00:31:03,645
‫خاص بود.

521
00:31:03,695 --> 00:31:05,730
‫خاص بود؟ چطور؟

522
00:31:05,780 --> 00:31:07,065
‫هیفده سالش بود، خب؟

523
00:31:07,115 --> 00:31:08,983
‫لابد هنوز حتی بلد نبود
‫بند کفشش رو ببنده.

524
00:31:09,033 --> 00:31:11,861
‫آها، فهمیدم. پس به نظرت
‫قاتل نیست. بلکه تیتیش‌مامانیه.

525
00:31:11,911 --> 00:31:14,280
‫نه. قبول دارم. دختره رو کشته.

526
00:31:14,330 --> 00:31:15,949
‫ولی جفتشون بچه بودن.

527
00:31:15,999 --> 00:31:17,951
‫فرزند صغیر تحت مراقبت بودن.

528
00:31:18,001 --> 00:31:20,787
‫دختره شونزده سالش بود.
‫اختلاف سنیشون زیاد نبود.

529
00:31:20,837 --> 00:31:22,497
‫از دختره خوشش می‌اومد.
‫دختره خوشش نمی‌اومد.

530
00:31:22,547 --> 00:31:24,290
‫لابد توی اردو خاطرخواهش شد،

531
00:31:24,340 --> 00:31:26,417
‫یا سر مراسم پرام مدرسه بود.
‫نمی‌دونم.

532
00:31:26,467 --> 00:31:28,127
‫به دختره کتامین داد.

533
00:31:28,177 --> 00:31:30,013
‫این داروها بد بودن.

534
00:31:30,638 --> 00:31:32,056
‫بیلی هم خبر داشت.

535
00:31:32,974 --> 00:31:38,229
‫می‌دونست و سرش پز می‌داد.
‫دختره هم از شوک سمی مرد.

536
00:31:39,397 --> 00:31:41,266
‫خدا می‌دونه نیت واقعیش چی بود.

537
00:31:41,316 --> 00:31:43,893
‫خب، قاضی که به این موضوع گیر داد.

538
00:31:43,943 --> 00:31:45,236
‫آره.

539
00:31:46,070 --> 00:31:49,198
‫ولی نه قبل و نه بعد از اون اتفاق،
‫هیچ سابقه خشونتی نداشته.

540
00:31:51,367 --> 00:31:52,944
‫خانواده قربانی چی؟

541
00:31:52,994 --> 00:31:54,454
‫خانواده‌ای نداره.

542
00:31:55,580 --> 00:31:56,614
‫فقط مادرشه.

543
00:31:56,664 --> 00:32:00,460
‫به نظرت خوشحال می‌شه بشنوه
‫که با قاتل دخترش معامله کردی؟

544
00:32:01,669 --> 00:32:04,130
‫باشه. این وسط مادره ناراحت می‌شه، خب؟

545
00:32:04,756 --> 00:32:07,300
‫همینطوریش کم پیش تیم روانپزشکی
‫گای و تامی نمی‌ره.

546
00:32:11,429 --> 00:32:12,931
‫بردار، بردار، بردار.

547
00:32:16,392 --> 00:32:17,685
‫روبه‌راهی؟

548
00:32:21,439 --> 00:32:22,815
‫گندش بزنن.

549
00:32:24,025 --> 00:32:25,268
‫لعنتی...

550
00:32:25,318 --> 00:32:27,028
‫آره، کیمه. کلیدش یادش رفته.

551
00:32:35,036 --> 00:32:38,206
‫خانم، ما امسال تمام مدت
‫داشتیم دور خودمون می‌چرخیدیم.

552
00:32:38,873 --> 00:32:41,326
‫- آره، ریسک‌های عملیاتی داره.
‫- ریسک؟

553
00:32:41,376 --> 00:32:42,710
‫آره.

554
00:32:43,211 --> 00:32:45,038
‫ولی می‌تونیم محتاط باشیم.

555
00:32:45,088 --> 00:32:47,707
‫می‌تونیم دست روی دست بذاریم،
‫می‌تونیم بیلی رو برگردونیم زندان،

556
00:32:47,757 --> 00:32:48,875
‫ولی الان وسطشونه.

557
00:32:48,925 --> 00:32:51,961
‫مظنون ما، کازمو تامپسون،
‫بهش اعتماد داره،

558
00:32:52,011 --> 00:32:53,846
‫که یادآوری می‌کنم توی فهرست تحت نظارته.

559
00:32:54,555 --> 00:32:56,799
‫اسمش توی سیستم ثبت شده.
‫این رو که نمی‌شه منکر شد.

560
00:32:56,849 --> 00:33:00,186
‫پس باید فرض کنیم چند ماه دیگه،
‫چند هفته یا چند روز دیگه...

561
00:33:00,895 --> 00:33:05,350
‫خدایی نکرده یه فاجعه کشتار جمعی
‫همین‌جا توی کشورمون رخ بده.

562
00:33:05,400 --> 00:33:09,062
‫اوضاع آروم می‌شه، شما رو می‌برن،
‫دوباره انگار می‌خوان جادوگر محاکمه کنن.

563
00:33:09,112 --> 00:33:10,271
‫«کی، چی، کِی، کجا؟»

564
00:33:10,321 --> 00:33:12,198
‫شما می‌خواین چی بگین؟
‫که خبر داشتین؟

565
00:33:12,699 --> 00:33:15,109
‫که بهتون گفته بودن
‫و اطلاعاتش رو داشتین؟

566
00:33:15,159 --> 00:33:17,954
‫می‌تونستین جلوش رو بگیرین
‫ولی هیچ کاری نکردین؟ اصلا؟

567
00:33:20,498 --> 00:33:22,208
‫هیچ‌کس موفقیت‌های ما رو یادش نمی‌مونه.

568
00:33:23,042 --> 00:33:24,168
‫جزو ماهیت کارمونه.

569
00:33:25,294 --> 00:33:26,663
‫فقط اشتباهاتمون به یاد می‌مونن.

570
00:33:26,713 --> 00:33:28,256
‫میراث ما همینه.

571
00:33:33,219 --> 00:33:36,014
‫گوش کن. من می‌گم بهتره
‫از یکی دیگه نظر بگیریم، موافقی؟

572
00:33:41,811 --> 00:33:43,479
‫- نوبت توئه.
‫- چی؟

573
00:33:44,063 --> 00:33:45,273
‫اتاق بغلیه.

574
00:33:52,947 --> 00:33:54,524
‫پسرم، کیه؟

575
00:33:54,574 --> 00:33:55,575
‫پیک داشتین؟

576
00:33:58,036 --> 00:33:59,412
‫اشتباه گرفتم.

577
00:34:02,623 --> 00:34:04,167
‫جون؟

578
00:34:05,043 --> 00:34:06,377
‫خانم.

579
00:34:09,630 --> 00:34:12,508
‫نظرت چیه؟
‫که بیلی فیلدینگ رو مامور کنیم؟

580
00:34:13,426 --> 00:34:14,469
‫نظر من؟

581
00:34:15,344 --> 00:34:16,763
‫اگه نظرم ارزشی داره...

582
00:34:24,854 --> 00:34:26,856
‫فکر می‌کنم به ریسک‌هاش می‌ارزه.

583
00:34:28,149 --> 00:34:29,233
‫مطمئنی؟

584
00:34:29,901 --> 00:34:30,935
‫بله.

585
00:34:30,985 --> 00:34:35,031
‫مایک و تیمش هیچی نفهمیدن.
‫گزارش‌هاشون رو خوندم، و...

586
00:34:35,615 --> 00:34:37,191
‫بیلی فیلدینگ اونجا حضور داشت.

587
00:34:37,241 --> 00:34:38,818
‫خودم دیدمش.

588
00:34:38,868 --> 00:34:41,913
‫البته اون طرف میدون وایستاده بود.
‫پس قاتل ما نیست.

589
00:34:43,164 --> 00:34:44,415
‫ولی باهاش ارتباط داره.

590
00:34:45,500 --> 00:34:47,076
‫شاهد کلیدیه.

591
00:34:47,126 --> 00:34:48,669
‫در واقع تنها شاهد ماست.

592
00:34:50,671 --> 00:34:52,507
‫نباید این فرصت هدر بره.

593
00:34:55,718 --> 00:34:57,512
‫خطر تلفات عمومی نداره؟

594
00:34:59,013 --> 00:35:01,140
‫به نظرت نداره؟ دن...

595
00:35:01,849 --> 00:35:03,092
‫با قضاوت خودت بگو.

596
00:35:03,142 --> 00:35:06,012
‫نه. هیچ خبری نداره.
‫قسم می‌خورم.

597
00:35:06,062 --> 00:35:07,438
‫قسم می‌خوری.

598
00:35:12,610 --> 00:35:14,445
‫پنج دقیقه وقت بدین.
‫بهتون می‌گم.

599
00:35:21,160 --> 00:35:23,579
‫سر تصمیم‌گیری درست
‫خودت رو اذیت نکن.

600
00:35:25,581 --> 00:35:26,916
‫اگه موفق بشیم...

601
00:35:27,750 --> 00:35:29,285
‫قاتل رو دستگیر می‌کنی.

602
00:35:29,335 --> 00:35:32,497
‫قربان، قربان. اون یارو پیکه...

603
00:35:32,547 --> 00:35:33,998
‫الان... توی ساختمونه.

604
00:35:34,048 --> 00:35:36,501
‫باشه. جون، می‌شه حواست به بیلی باشه؟

605
00:35:36,551 --> 00:35:37,835
‫باید جمع کنیم بریم.

606
00:35:37,885 --> 00:35:38,886
‫باشه.

607
00:35:42,014 --> 00:35:43,049
‫خانم.

608
00:35:43,099 --> 00:35:45,134
‫چراغ سبز عملیات رو دارین.

609
00:35:45,184 --> 00:35:46,385
‫ولی با واحد ضد ترور کار می‌کنین.

610
00:35:46,435 --> 00:35:48,187
‫- کجاست؟
‫- داره میاد. نزدیکه.

611
00:35:49,897 --> 00:35:51,065
‫خانم، ممنونم.

612
00:35:51,566 --> 00:35:52,567
‫خیلی ازتون ممنونم.

613
00:35:53,401 --> 00:35:56,729
‫خب، چراغ سبز دادن. واحد رو می‌بندیم.
‫هیچ‌کس نباید ببینش.

614
00:35:56,779 --> 00:35:58,364
‫- دریچه‌ها رو ببند.
‫- چشم.

615
00:36:05,997 --> 00:36:08,958
‫البته... از راه‌پله زیاد سروصدا می‌اومد.

616
00:36:09,792 --> 00:36:10,827
‫- جدی؟
‫- آره، آره.

617
00:36:10,877 --> 00:36:12,545
‫فکر کنم چند نفر رفتن طبقه بالا.

618
00:36:13,254 --> 00:36:14,922
‫- مرسی.
‫- حله.

619
00:36:30,980 --> 00:36:31,981
‫سلام.

620
00:36:46,621 --> 00:36:48,781
‫- خوبی؟
‫- زنده می‌مونم.

621
00:36:48,831 --> 00:36:50,208
‫بیشتر این چیزهام که رفته.

622
00:36:55,880 --> 00:36:56,881
‫خودت خوبی؟

623
00:37:00,009 --> 00:37:01,135
‫گوش کن...

624
00:37:01,719 --> 00:37:02,753
‫چیه؟

625
00:37:02,803 --> 00:37:05,890
‫دو دقیقه با این یارو وقت گذروندم،
‫حس می‌کنم توی روغن داغ گذاشتنم.

626
00:37:15,358 --> 00:37:16,934
‫- خوبی؟
‫- آره.

627
00:37:16,984 --> 00:37:18,644
‫- مطمئنی؟ خوبی؟
‫- آره. اوهوم.

628
00:37:18,694 --> 00:37:21,272
‫خوبه. خیلی‌خب.
‫از طبقه هشت بهمون گفتن.

629
00:37:21,322 --> 00:37:23,399
‫همه‌چی حاضره. می‌تونیم بریم.

630
00:37:23,449 --> 00:37:24,825
‫- می‌شه صحبت کنیم؟
‫- آره.

631
00:37:30,289 --> 00:37:31,874
‫می‌خوام تو بغل دستش باشی.

632
00:37:32,458 --> 00:37:35,294
‫تا وقتی ماموریتش لو نرفته،
‫فقط تو باهاش ارتباط مستقیم داری.

633
00:37:49,517 --> 00:37:51,010
‫من؟ چرا من؟

634
00:37:51,060 --> 00:37:53,512
‫چون جونت رو نجات داد.

635
00:37:53,562 --> 00:37:54,805
‫پس یه ارتباطی بین شما هست.

636
00:37:54,855 --> 00:37:56,057
‫- آره.
‫- قبوله؟

637
00:37:56,107 --> 00:37:58,809
‫- نه، عالیه. قبوله.
‫- باشه.

638
00:37:58,859 --> 00:38:00,820
‫جون، می‌تونی بری.

639
00:38:05,741 --> 00:38:06,993
‫ولم کن بابا.

640
00:38:28,931 --> 00:38:31,309
‫جی‌پی، گوشی رو بهش بده.

641
00:38:33,311 --> 00:38:34,979
‫لازمت می‌شه.

642
00:38:36,063 --> 00:38:38,399
‫روشنش کن. پیام بده.
‫بگو می‌ری ببینیشون.

643
00:38:45,323 --> 00:38:46,490
‫بیلی؟

644
00:38:49,368 --> 00:38:50,369
‫بیلی!

645
00:38:54,999 --> 00:38:56,000
‫بیلی!

646
00:39:00,546 --> 00:39:01,589
‫شرمنده رفیق.

647
00:39:02,256 --> 00:39:03,299
‫دنبال کی بودی؟

648
00:39:04,800 --> 00:39:06,419
‫نگفتن واحد چند می‌شه.

649
00:39:06,469 --> 00:39:07,720
‫ای وای.

650
00:39:08,512 --> 00:39:10,214
‫- چه بد.
‫- آره.

651
00:39:10,264 --> 00:39:13,684
‫خب، واحد هشتاد و نه که نبوده.
‫چون خونه منه.

652
00:39:15,269 --> 00:39:17,646
‫- جدی؟
‫- آره. واحد خودم رو که بلدم.

653
00:39:18,522 --> 00:39:19,899
‫شرمنده.

654
00:39:22,902 --> 00:39:24,395
‫می‌خوای اسمت رو بگی؟

655
00:39:24,445 --> 00:39:26,981
‫یادداشت سفارش رو توی موتور گذاشتم.

656
00:39:27,031 --> 00:39:28,407
‫ای وای.

657
00:39:29,533 --> 00:39:31,035
‫امشب شب تو نیست.

658
00:39:34,330 --> 00:39:35,531
‫از واحد دو پرسیدی؟

659
00:39:35,581 --> 00:39:37,958
‫طبقه پایین رو می‌گم.
‫همیشه اون‌ها غذا می‌گیرن.

660
00:39:44,131 --> 00:39:45,341
‫می‌بینمت.

661
00:39:52,139 --> 00:39:53,174
‫رفت.

662
00:39:53,224 --> 00:39:56,761
‫- نه، نه، نه، نه، نه.
‫- گوش کن. چیزی نمی‌شه بیلی.

663
00:39:56,811 --> 00:39:58,971
‫نه، دیگه رفت. دیگه رفت.
‫گوشی رو روشن کن.

664
00:39:59,021 --> 00:40:00,514
‫- نه، این‌ها رحم ندارن.
‫- بیلی، بیلی.

665
00:40:00,564 --> 00:40:02,141
‫نه، نه. زود باش. زود باش.
‫گوشی رو روشن کن.

666
00:40:02,191 --> 00:40:04,060
‫می‌فهمه. در جا دروغم رو می‌فهمه.

667
00:40:04,110 --> 00:40:05,227
‫- کی رو می‌گی؟
‫- کازمو.

668
00:40:05,277 --> 00:40:07,313
‫- نه بابا. فقط باید...
‫- تو که نمی‌شناسیش!

669
00:40:07,363 --> 00:40:09,023
‫- نمی‌دونی چطور آدمیه!
‫- به حرفم گوش کنی.

670
00:40:09,073 --> 00:40:11,442
‫عه. بیلی، بیلی، بیلی، بیلی، بیلی.

671
00:40:11,492 --> 00:40:13,694
‫گوش کن، چرا بهش نمی‌گی
‫توی کانال قایم شدی؟

672
00:40:13,744 --> 00:40:15,029
‫گوشی رو روشن کن. زود باش.

673
00:40:15,079 --> 00:40:17,239
‫توی کانال قایم شدی.
‫پلیس یه سر اومد و رفت.

674
00:40:17,289 --> 00:40:19,116
‫- پلیس؟ چی؟
‫- آره.

675
00:40:19,166 --> 00:40:21,877
‫پلیس یه سر اومد و رفت،
‫بعدش یواشکی وارد آپارتمان شدی.

676
00:40:23,337 --> 00:40:25,164
‫- یعنی یواشکی وارد شدم؟
‫- سوال خوبیه.

677
00:40:25,214 --> 00:40:26,540
‫- این شد نقشه.
‫- زیرزمین.

678
00:40:26,590 --> 00:40:28,876
‫دقیقا. زیرزمین بودی.
‫از پارکینگ رفتی، خب؟

679
00:40:28,926 --> 00:40:30,169
‫بعدش رفتی واحد هشتاد و نه.

680
00:40:30,219 --> 00:40:31,429
‫هشتاد و نه؟

681
00:40:32,096 --> 00:40:33,464
‫- آره.
‫- خب، بعدش چی؟

682
00:40:33,514 --> 00:40:37,009
‫خب، بعدش چی شد؟ صاحبخونه اومد.
‫یه خانم سیاه‌پوست بود. وضع خراب شد.

683
00:40:37,059 --> 00:40:39,053
‫بعد گوشیت رو خاموش کردی.

684
00:40:39,103 --> 00:40:40,846
‫خب؟ بعدش؟

685
00:40:40,896 --> 00:40:42,356
‫قایم شدم...

686
00:40:43,190 --> 00:40:44,350
‫آره، خوبه.

687
00:40:44,400 --> 00:40:45,684
‫- دیدی؟
‫- آره.

688
00:40:45,734 --> 00:40:47,311
‫دیدی؟ همین خوبه.

689
00:40:47,361 --> 00:40:49,113
‫حالا شد حرف حساب. بعدش چی شد؟

690
00:40:49,655 --> 00:40:51,649
‫منتظر موندم تا دوباره بره بیرون.

691
00:40:51,699 --> 00:40:52,658
‫اصلا...

692
00:40:53,659 --> 00:40:56,287
‫- دیدی؟ گفته بودم.
‫- آره، آره. خودش یه پا استاده.

693
00:40:58,247 --> 00:41:00,082
‫دلیلی نداره از این یارو بترسی.

694
00:41:01,459 --> 00:41:05,129
‫می‌دونم کارش درسته.
‫ولی کار تو بهتره.

695
00:41:06,797 --> 00:41:08,757
‫پسر، از خیلی جهات ازش بهتری.

696
00:41:10,634 --> 00:41:12,378
‫بیار دیگه. گوشیت رو روشن کن.

697
00:41:12,428 --> 00:41:13,846
‫بگو بیاد دنبالت.

698
00:41:23,355 --> 00:41:24,356
‫آفرین پسر.

699
00:41:25,774 --> 00:41:27,485
‫حالا از پنجره پرتش کن پایین.

700
00:41:28,235 --> 00:41:30,154
‫- چی؟
‫- شوخی کردم.

701
00:41:30,905 --> 00:41:32,189
‫شوخیش گرفته.

702
00:41:32,239 --> 00:41:34,074
‫ولی بهتره از پله‌ها بری.

703
00:41:36,410 --> 00:41:37,411
‫بیلی.

704
00:41:40,498 --> 00:41:42,333
‫بیلی. گوش کن چی می‌گم، خب؟

705
00:41:42,833 --> 00:41:46,545
‫از امشب قراره بهت اعتمادی زیادی کنم، خب؟

706
00:41:48,714 --> 00:41:50,466
‫فقط سعی نکن دورم بزنی.

707
00:41:51,509 --> 00:41:52,885
‫خب؟

708
00:41:54,803 --> 00:41:56,639
‫برو برام چاشنی‌ها رو پیدا کن، خب؟

709
00:42:57,116 --> 00:42:58,492
‫بیا بغلم.

710
00:43:35,362 --> 00:43:39,158
‫رفقا، گفتن این حرف واقعا سخته،
‫ولی ما گونه در حال انقراضیم.

711
00:43:39,825 --> 00:43:42,278
‫هیچ‌کس حقیقت براش مهم نیست.

712
00:43:42,328 --> 00:43:44,330
‫نه حقیقت رو می‌خوان،
‫نه بهش نیاز دارن.

713
00:43:44,830 --> 00:43:47,291
‫یه‌جور دشمن‌تراشی می‌کنیم
‫انگار توی ماتریکس گیر کردیم.

714
00:43:48,125 --> 00:43:49,868
‫ولی خب...
‫متوجه منظور می‌شین دیگه؟

715
00:43:49,918 --> 00:43:52,421
‫که بهتره آدم با شواهد و استدلال نگاه کنه.

716
00:43:53,172 --> 00:43:54,590
‫بزن! یالا، چهار!

717
00:43:55,090 --> 00:43:56,458
‫پنج!

718
00:43:56,508 --> 00:43:57,626
‫شیش!

719
00:43:57,676 --> 00:43:58,677
‫هفت!

720
00:44:02,473 --> 00:44:03,716
‫- الو؟
‫- بیلی پیام داد.

721
00:44:03,766 --> 00:44:04,767
‫توی راهه.

722
00:44:06,143 --> 00:44:07,803
‫اندی... می‌شه...

723
00:44:07,853 --> 00:44:09,605
‫می‌شه اون رو بیاریم؟ امکانش هست؟

724
00:44:10,105 --> 00:44:13,225
‫قطعا برنامه رو سرش تعطیل می‌کنن.
‫شک ندارم. ولی تهش که چی؟

725
00:44:13,275 --> 00:44:14,360
‫غمت نباشه. بهش می‌گم.

726
00:44:18,781 --> 00:44:20,157
‫- خوبی خوش‌تیپ؟
‫- تو خوبی؟

727
00:44:25,162 --> 00:44:26,655
‫به کازمو بگو گیرش آوردیم.

728
00:44:26,705 --> 00:44:29,041
‫خب، این رو که همه دیدیم، نه؟
‫حسابی جنجال به پا کردن.

729
00:44:30,292 --> 00:44:31,502
‫سانحه میدان سافولکه.

730
00:44:32,127 --> 00:44:34,830
‫همون پسر جوونه.
‫که... چطور بگم؟

731
00:44:34,880 --> 00:44:36,832
‫اون پسره که توی مملکت ما چتر شده بود.

732
00:44:36,882 --> 00:44:38,801
‫اسمش روهان بود. عجب اسمی.

733
00:44:39,802 --> 00:44:43,881
‫عین مواد اولیه تارکا دال
‫با چاقو قاچ‌قاچ شد.

734
00:44:43,931 --> 00:44:46,642
‫ناراحت‌کننده شد.
‫واقعا می‌گم. خیلی غم‌انگیزه.

735
00:44:49,269 --> 00:44:51,105
‫گیرش آوردیم. داره میاد.

736
00:44:52,648 --> 00:44:56,060
‫خب، من که در حد گالیله نیستم.

737
00:44:56,110 --> 00:45:01,440
‫چندان هم به پای سِر جیمز دایسون نمی‌رسم.
‫ولی اونقدر که پیچیده نیست، نه؟

738
00:45:01,490 --> 00:45:03,525
‫نور خورشید که چندان تابان نیست.

739
00:45:03,575 --> 00:45:07,363
‫ولی اینجا...
‫دو تا چهره توی آفتاب روشن هستن...

740
00:45:07,413 --> 00:45:09,948
‫ولی این کوچولو که اینجاست
‫توی سایه است.

741
00:45:09,998 --> 00:45:11,834
‫این از نظر علم عکاسی چطور ممکنه؟

742
00:45:12,668 --> 00:45:13,711
‫اینجا نوره.

743
00:45:14,420 --> 00:45:15,663
‫اینجا سایه است.

744
00:45:15,713 --> 00:45:16,714
‫اینجا دوباره نوره.

745
00:45:17,506 --> 00:45:20,751
‫می‌دونم، می‌دونم.
‫حقیقت می‌تونه خیلی شوکه‌کننده باشه، نه؟

746
00:45:20,801 --> 00:45:23,921
‫ولی چرا؟ چرا؟ چرا واسه پلیس باید...

747
00:45:23,971 --> 00:45:26,256
‫نمی‌گم کار پلیسه.
‫نگفتم کار پلیسه.

748
00:45:26,306 --> 00:45:27,466
‫هنوز که ثابت نشده.

749
00:45:27,516 --> 00:45:30,010
‫ولی آخه چرا...
‫چرا کسی که نیمچه‌عقلی داره...

750
00:45:30,060 --> 00:45:34,640
‫باید این عکس دستکاری‌شده ضایع رو
‫توی رسانه جریان اصلی بیاره؟

751
00:45:34,690 --> 00:45:39,144
‫پسر جوانی که به دست
‫«اراذل وحشی» کشته شد.

752
00:45:39,194 --> 00:45:42,147
‫«راست‌گرایان افراطی.»

753
00:45:42,197 --> 00:45:45,492
‫خطر. دراکاریس!
‫وای، ولدمورت اومده!

754
00:45:47,161 --> 00:45:49,371
‫قضیه چیه؟ واقعا می‌پرسم.

755
00:45:51,915 --> 00:45:53,125
‫اینجا نوره.

756
00:45:54,543 --> 00:45:57,171
‫اینجا سایه است.
‫اینجا باز نوره.

757
00:45:57,880 --> 00:45:58,956
‫دوباره.

758
00:45:59,006 --> 00:46:02,050
‫- اینجا نوره، اینجا سایه، اینجا نوره.
‫- اینجا سایه، اینجا نوره.

759
00:46:03,427 --> 00:46:04,428
‫کجا بودی؟

760
00:46:05,179 --> 00:46:07,798
‫- کجا بودی؟
‫- گوش کن. قایم شده بودم.

761
00:46:07,848 --> 00:46:08,882
‫- قایم شده بودی؟
‫- آره.

762
00:46:08,932 --> 00:46:09,933
‫از چی؟

763
00:46:10,476 --> 00:46:13,554
‫از چی؟ از... پلیس دیگه. آره.

764
00:46:13,604 --> 00:46:14,638
‫دیدمشون.

765
00:46:14,688 --> 00:46:17,683
‫شبیه اون اموجیه شدم
‫که مغز طرف داره می‌ترکه.

766
00:46:17,733 --> 00:46:19,435
‫- چرا گوشیت رو خاموش کردی؟
‫- نمی‌دونم.

767
00:46:19,485 --> 00:46:21,445
‫اصلا... داداش، عقلم سر جاش نبود.

768
00:46:22,946 --> 00:46:26,734
‫اینجا نوره، اینجا سایه،
‫اینجا دوباره نوره.

769
00:46:26,784 --> 00:46:28,402
‫- حالت خوبه بچه؟
‫- ببین، می‌گم...

770
00:46:28,452 --> 00:46:29,486
‫- آره...
‫- چیزی زدی؟

771
00:46:29,536 --> 00:46:31,572
‫- چون تو حالت خودت نیستی...
‫- صرفا... ترسیدم داداش.

772
00:46:31,622 --> 00:46:33,624
‫کل شب داشتم فرار می‌کردم.
‫چیزی نزدم.

773
00:46:34,208 --> 00:46:36,001
‫داخل غذا هست؟ چون خیلی گرسنمه.

774
00:46:36,794 --> 00:46:37,878
‫برو داخل.

775
00:46:44,635 --> 00:46:47,429
‫دقیقا چه خبره؟ جدی می‌گین؟

776
00:46:48,889 --> 00:46:50,098
‫اینجا نوره.

777
00:46:50,599 --> 00:46:51,600
‫اینجا سایه.

778
00:46:52,434 --> 00:46:54,353
‫باز اینجا نوره.
‫تکرار می‌کنم.

779
00:46:55,813 --> 00:46:58,599
‫اینجا نوره. اینجا سایه. باز اینجا نوره.

780
00:46:58,649 --> 00:47:00,234
‫وراج کوچولو اومد.

781
00:47:02,528 --> 00:47:03,862
‫کجا بودی؟

782
00:47:05,447 --> 00:47:06,698
‫چیکار می‌کردی؟

783
00:47:20,254 --> 00:47:22,005
‫احیانا ما رو خر فرض کردین؟

784
00:47:24,005 --> 00:47:34,005
دانلود فیلم و سریال
M O V I E S H O . C O M