1
00:00:07,674 --> 00:00:08,967
‫گندش بزنن!

2
00:00:09,926 --> 00:00:11,553
‫چیزی نیست. داریم می‌رسیم.

3
00:00:12,053 --> 00:00:14,681
‫- گندش بزنن!
‫- جی‌پی، فقط نفس بکش.

4
00:00:16,808 --> 00:00:18,143
‫همینطوری نفس بکش.

5
00:00:23,314 --> 00:00:24,774
‫بیلی خوبه؟

6
00:00:33,450 --> 00:00:35,869
‫من چاقو رو بهتون دادم.
‫مگه قرار نبود هوام رو داشته باشین؟

7
00:00:38,204 --> 00:00:41,366
‫ببین، هیچی عوض نشده.
‫قرارمون هنوز سر جاشه.

8
00:00:41,416 --> 00:00:44,869
‫این گوشی که الان دستته رو
‫با جون و دل ازش محافظت کن، خب؟

9
00:00:44,919 --> 00:00:46,830
‫ولی اگه به هر دلیلی نتونستی
‫به گوشی دسترسی پیدا کنی،

10
00:00:46,880 --> 00:00:49,290
‫و حس کردی شخصا در خطری،
‫بهمون علامت بده.

11
00:00:49,340 --> 00:00:52,836
‫- علامت؟ چطوری؟
‫- آره، مثلا دستت رو مشت کن،

12
00:00:52,886 --> 00:00:56,097
‫بذار جلوی دهنت و سه بار
‫خیلی کوتاه سرفه کن. الان بکن.

13
00:01:02,103 --> 00:01:03,430
‫توی عمرم این زنه رو ندیدم.

14
00:01:03,480 --> 00:01:04,848
‫- ندیدی؟
‫- نه.

15
00:01:04,898 --> 00:01:06,182
‫وای خدا.

16
00:01:06,232 --> 00:01:07,233
‫خودم دیدمش.

17
00:01:08,276 --> 00:01:11,237
‫- کجا دیدیش؟
‫- همون موقع که گم شده بود.

18
00:01:11,988 --> 00:01:13,114
‫دنبالش بودیم...

19
00:01:25,794 --> 00:01:27,212
‫[خاموش کردن دستگاه]

20
00:01:27,337 --> 00:01:29,422
‫[در حال خاموش شدن]

21
00:02:24,519 --> 00:02:26,563
‫حالش چطوره؟ جی‌پی چطوره؟

22
00:02:27,355 --> 00:02:30,308
‫واحد مراقبت بیمارستان سنت کاترینه.

23
00:02:30,358 --> 00:02:31,893
‫کمک‌پزشک‌ها بردنش؟

24
00:02:31,943 --> 00:02:33,111
‫نه.

25
00:02:33,736 --> 00:02:34,737
‫من بردم.

26
00:02:35,905 --> 00:02:37,524
‫دکترش چی گفت؟

27
00:02:37,574 --> 00:02:39,109
‫هنوز دارن آزمایش می‌گیرن،

28
00:02:39,159 --> 00:02:42,445
‫ولی سخت می‌تونه نفس بکشه.
‫ریه‌هاش آسیب دیده.

29
00:02:42,495 --> 00:02:44,956
‫پشتش رد سوختگی داره.
‫دنده‌هاش آسیب دیده.

30
00:02:45,540 --> 00:02:46,741
‫تقریبا همین رو گفت.

31
00:02:46,791 --> 00:02:48,626
‫- ببخشید. معذرت می‌خوام.
‫- آره خلاصه.

32
00:02:49,502 --> 00:02:50,712
‫دن.

33
00:02:51,296 --> 00:02:53,464
‫- الان کجان؟
‫- کازمو؟

34
00:02:53,965 --> 00:02:55,258
‫داره برمی‌گرده باشگاه.

35
00:02:55,842 --> 00:02:58,294
‫گروهشون قراره توی کافه‌ای
‫حوالی ام۱۱ جمع بشه.

36
00:02:58,344 --> 00:02:59,721
‫با فاصله نظارت می‌کنیم.

37
00:03:01,222 --> 00:03:03,466
‫تیم نظارت حواسش هست.

38
00:03:03,516 --> 00:03:04,809
‫می‌شه...

39
00:03:06,227 --> 00:03:07,937
‫می‌شه فقط بگم که دیشب...

40
00:03:09,272 --> 00:03:10,315
‫فاجعه‌بار بود...

41
00:03:12,358 --> 00:03:14,310
‫و شخصا متوجه اشتباهاتم شدم.

42
00:03:14,360 --> 00:03:15,945
‫از تو بعید بود قبول کنی.

43
00:03:17,030 --> 00:03:19,616
‫جون، احیانا جی‌پی اصلا...

44
00:03:21,868 --> 00:03:24,279
‫تونست بهت بگه چی شد؟

45
00:03:24,329 --> 00:03:27,031
‫نه، هوشیاریش هی می‌رفت و می‌اومد.

46
00:03:27,081 --> 00:03:31,878
‫خب، کسی می‌دونه چی باعث شد
‫که با عجله وارد ساختمون بشه؟

47
00:03:32,503 --> 00:03:34,505
‫جی‌پی رو که می‌شناسی. آدم فداکاریه.

48
00:03:35,089 --> 00:03:36,332
‫حداقل قبلا بود.

49
00:03:36,382 --> 00:03:39,586
‫سعی کردم منصرفش کنم.
‫اما خیلی نگران سلامت مامور بود.

50
00:03:39,636 --> 00:03:41,588
‫وظیفه‌شناس و این صحبت‌ها.

51
00:03:41,638 --> 00:03:43,047
‫پس خوشحال‌کننده است.

52
00:03:43,097 --> 00:03:46,100
‫آره. به الا گفتیم.

53
00:03:47,185 --> 00:03:48,469
‫الا؟

54
00:03:48,519 --> 00:03:49,520
‫همون که آشنا شدن؟

55
00:03:51,022 --> 00:03:52,515
‫نامزد کردن.

56
00:03:52,565 --> 00:03:54,234
‫- قراره عروسی کنه؟
‫- آره.

57
00:03:54,817 --> 00:03:56,895
‫آخر سال عروسیشونه.

58
00:03:56,945 --> 00:03:59,489
‫قراره با اولین پرواز برگرده.
‫نروژ بود؟

59
00:04:00,907 --> 00:04:02,742
‫فکر کنم... ایسلند بود.

60
00:04:03,618 --> 00:04:07,372
‫خیلی‌خب.
‫کیم، تو می‌خوای توضیح بدی؟

61
00:04:08,665 --> 00:04:09,666
‫آره. عه...

62
00:04:12,168 --> 00:04:13,786
‫- اظهاراتم رو نوشتم.
‫- جدی؟

63
00:04:13,836 --> 00:04:16,047
‫آره. همه رو نوشتم که بتونین...

64
00:04:17,715 --> 00:04:18,716
‫مشکل همینه.

65
00:04:19,467 --> 00:04:21,552
‫عینک مطالعه‌ام رو توی ماشین جا گذاشتم.

66
00:04:25,682 --> 00:04:26,683
‫فهمیدم. باشه.

67
00:04:28,518 --> 00:04:29,928
‫آره.

68
00:04:29,978 --> 00:04:36,109
‫خب، به نظر من مهمات به طور
‫تصادفی منفجر شدن.

69
00:04:36,901 --> 00:04:37,936
‫- جدی؟
‫- آره، البته...

70
00:04:37,986 --> 00:04:39,646
‫باید تا گزارش نهایی کرگ منتظر بمونیم.

71
00:04:39,696 --> 00:04:41,906
‫ولی آره، طبق چیزی که من دیدم...

72
00:04:42,740 --> 00:04:43,741
‫تصادفی بود.

73
00:04:44,367 --> 00:04:46,277
‫- سانحه بود.
‫- انفجار رو بررسی می‌کنیم...

74
00:04:46,327 --> 00:04:47,829
‫نه، به اون نگاه نکن.

75
00:04:48,371 --> 00:04:51,699
‫تو هیچ تلاشی واسه نجات
‫یا منع کردنش نکردی.

76
00:04:51,749 --> 00:04:53,993
‫نیروهای مسلح هنوز توی راه بودن.

77
00:04:54,043 --> 00:04:56,204
‫یکی از مامورها مصدوم شده بود.
‫اولویت اصلیم اون بود.

78
00:04:56,254 --> 00:04:57,789
‫کس دیگه‌ای توی ساختمون نبود؟

79
00:04:57,839 --> 00:04:59,507
‫- به جز جی‌پی؟
‫- درسته.

80
00:05:00,550 --> 00:05:01,551
‫بیلی بود.

81
00:05:03,303 --> 00:05:04,379
‫- بیلی؟
‫- آره.

82
00:05:04,429 --> 00:05:05,713
‫- نفوذی؟
‫- خانم...

83
00:05:05,763 --> 00:05:07,382
‫- حالش خوبه؟
‫- خب، بیلی...

84
00:05:07,432 --> 00:05:08,883
‫بدجور زخمی شده بود.

85
00:05:08,933 --> 00:05:10,468
‫می‌دونین، خیلی...

86
00:05:10,518 --> 00:05:13,596
‫ولی مجروحیت جدی نبود، خب؟

87
00:05:13,646 --> 00:05:15,523
‫- خدا رو شکر.
‫- کس دیگه‌ای نبود؟

88
00:05:16,733 --> 00:05:18,901
‫نه. فقط اون دو تا و...

89
00:05:20,028 --> 00:05:22,196
‫مظنون شماره هفت بودن.

90
00:05:25,116 --> 00:05:26,409
‫مظنون هفت؟

91
00:05:27,118 --> 00:05:28,953
‫کیم، با بی‌سیم پلیس که حرف نمی‌زنی.

92
00:05:29,662 --> 00:05:33,166
‫این مظنون شماره هفت کی یا چیه؟

93
00:05:37,420 --> 00:05:38,421
‫مارکو ریولی.

94
00:05:39,881 --> 00:05:41,883
‫- چی؟
‫- ریولی؟

95
00:05:43,384 --> 00:05:44,677
‫بمب‌ساز پرونده؟

96
00:05:45,928 --> 00:05:50,300
‫مظنون ما واسه میدون سافولک اونجا بود؟

97
00:05:50,350 --> 00:05:51,351
‫ببخشیدها.

98
00:05:52,518 --> 00:05:54,145
‫چرا... دقیقا چرا...

99
00:05:55,188 --> 00:05:59,851
‫الان تازه برای اولین بار دارم می‌شنوم؟

100
00:05:59,901 --> 00:06:01,686
‫خانم، شرایط سریع تغییر می‌کنه.

101
00:06:01,736 --> 00:06:04,856
‫من خودم وقتی داشتم می‌اومد
‫کرگ از تیم خنثی‌سازی بمب بهم گفت.

102
00:06:04,906 --> 00:06:07,325
‫- هنوز توی جنگل موندن.
‫- باشه. بهت چی گفت؟

103
00:06:07,992 --> 00:06:10,286
‫ریولی مستقیما بر اثر انفجار کشته شد.

104
00:06:11,037 --> 00:06:12,038
‫یعنی مرده؟

105
00:06:13,831 --> 00:06:15,249
‫بله. متاسفانه.

106
00:06:16,000 --> 00:06:17,877
‫می‌شه انتظار کالبدشکافی داشت؟

107
00:06:18,961 --> 00:06:22,290
‫خب، کرگ با توجه به بقایای ریولی متوجه شد...

108
00:06:22,340 --> 00:06:24,959
‫که در فاصله کمی از بمب وایستاده بود.

109
00:06:25,009 --> 00:06:27,970
‫پس عملا به قول خودش...
‫باید گفت «نیست و نابود شد.»

110
00:06:29,680 --> 00:06:32,016
‫- خانم.
‫- باید دستگیرش می‌کردیم.

111
00:06:34,310 --> 00:06:35,803
‫این موضوع چی شد؟

112
00:06:35,853 --> 00:06:39,515
‫ببینید، هیچ‌کس بیشتر از من
‫بابت این موضوع حسرت نمی‌خوره.

113
00:06:39,565 --> 00:06:42,935
‫از اینکه نمی‌تونستیم به ظن قتل
‫توی میدون سافولک دستگیرش کنیم.

114
00:06:42,985 --> 00:06:44,228
‫باشه.

115
00:06:44,278 --> 00:06:46,147
‫ضمنا، نظر کرگ اینه که...

116
00:06:46,197 --> 00:06:48,983
‫در عین حال که خیلی نزدیک
‫به منبع انفجار وایستاده بود،

117
00:06:49,033 --> 00:06:52,236
‫به قول خود کرگ، حکم سپر انسانی داشت.

118
00:06:52,286 --> 00:06:53,946
‫اگه اون لحظه اونجا نبود،

119
00:06:53,996 --> 00:06:56,240
‫جی‌پی هم به احتمال زیاد می‌مرد.

120
00:06:56,290 --> 00:06:59,369
‫نه، اگه ریولی اونجا نبود،
‫اصلا بمبی در کار نبود،

121
00:06:59,419 --> 00:07:01,621
‫چون ریولی به اتهام قتل محاکمه می‌شد.

122
00:07:01,671 --> 00:07:03,381
‫باشه. کسی تکون نخوره.

123
00:07:04,424 --> 00:07:06,050
‫باید به واحد ضد تروریسم بگم.

124
00:07:37,665 --> 00:07:39,876
‫[در حال اتصال به دارک‌وب]

125
00:07:43,713 --> 00:07:47,091
‫[رایدر: دنیای جدید این شکلیه عوضی]

126
00:07:57,852 --> 00:07:59,187
‫ادامه می‌دیم.

127
00:08:00,396 --> 00:08:01,639
‫در خصوص سمفایر...

128
00:08:01,689 --> 00:08:03,649
‫باید بگم این عملیات دیگه لغو شده.

129
00:08:04,233 --> 00:08:07,979
‫شما و من قراره این افراد رو
‫بر اساس مدارک قابل توجه دیشب...

130
00:08:08,029 --> 00:08:09,897
‫بریم و بازداشت کنیم.

131
00:08:09,947 --> 00:08:10,990
‫فهمیدین؟

132
00:08:12,033 --> 00:08:13,067
‫متاسفم.

133
00:08:13,117 --> 00:08:15,319
‫فکر نمی‌کنم هنوز
‫آمادگیش رو داشته باشیم.

134
00:08:15,369 --> 00:08:17,572
‫نه، من نمی‌خوام اینجا
‫دنبال مقصر بگردم.

135
00:08:17,622 --> 00:08:19,240
‫واقعا؟ چرا نمی‌خوای؟

136
00:08:19,290 --> 00:08:21,784
‫ولی ما تیم کوچیکی هستیم.
‫خیلی پراکنده شدیم.

137
00:08:21,834 --> 00:08:22,994
‫باشه.

138
00:08:23,044 --> 00:08:24,120
‫خودتون هم خبر دارین،

139
00:08:24,170 --> 00:08:27,582
‫که من بارها درخواست نیروی اضافه دادم.
‫ولی وضع رو که می‌بینین.

140
00:08:27,632 --> 00:08:28,758
‫یکی کشته شده،

141
00:08:29,592 --> 00:08:32,086
‫- خانواده روهان هم قرار نیست تسلی ببینن.
‫- دن.

142
00:08:32,136 --> 00:08:33,763
‫این عملیات تو بود.

143
00:08:34,722 --> 00:08:37,967
‫خود تو برای این انفجار مقصری.

144
00:08:38,017 --> 00:08:39,302
‫عجب.

145
00:08:39,352 --> 00:08:42,855
‫ولی بیهوده که نبود.
‫پس بگو، دقیقا چی دستگیرمون شده؟

146
00:08:43,856 --> 00:08:45,475
‫گزارش کالبدشکافی از قایق.

147
00:08:45,525 --> 00:08:46,601
‫در بهترین حالت ابهام‌آمیزه.

148
00:08:46,651 --> 00:08:47,768
‫باشه.

149
00:08:47,818 --> 00:08:49,437
‫ولی بمب توی جنگل چی؟

150
00:08:49,487 --> 00:08:54,192
‫چون خبر مرگمون کلی مدرک و شواهد داریم
‫که این رو تایید کنه.

151
00:08:54,242 --> 00:08:56,786
‫آره. ولی بهتره خیلی
‫درگیر مدارک جنگل نشیم.

152
00:08:58,120 --> 00:09:00,281
‫- تامزین، اگه می‌شه...
‫- وایستا ببینم.

153
00:09:00,331 --> 00:09:03,075
‫- این چیه؟
‫- متن شنود مکالمات دیشبه.

154
00:09:03,125 --> 00:09:05,336
‫- چرا به دست من نرسید؟
‫- من هم تازه گرفتم.

155
00:09:08,881 --> 00:09:10,258
‫ببخشید، می‌شه شریکی بخونین؟

156
00:09:11,008 --> 00:09:12,126
‫حتما.

157
00:09:12,176 --> 00:09:15,221
‫صفحه هفت رو باز کنین.
‫ساعت ۲۰:۵۹ شب.

158
00:09:15,888 --> 00:09:19,800
‫«چ‌الف»، یعنی چشم‌آبی. منظور بیلیه.

159
00:09:19,850 --> 00:09:23,471
‫می‌گه: «مگه قرار نبود بجنگیم؟
‫مگه ما سرباز نبودیم؟»

160
00:09:23,521 --> 00:09:28,351
‫«پس تا کی قراره همینطوری
‫نق بزنیم و هیچ کاری نکنیم؟»

161
00:09:28,401 --> 00:09:29,936
‫«کی بجنگیم؟»

162
00:09:29,986 --> 00:09:32,396
‫«کی قراره بجنگیم؟»

163
00:09:32,446 --> 00:09:33,689
‫- این...
‫- حرف تحریک‌آمیزه.

164
00:09:33,739 --> 00:09:36,359
‫که چی؟ مواد منفجره که اونجا بود.

165
00:09:36,409 --> 00:09:39,737
‫همه‌شون پشت اون ون بودن.
‫پس سر نخ همه‌شون به یه گروه برمی‌گرده.

166
00:09:39,787 --> 00:09:41,489
‫- نه.
‫- الان منظورت چیه؟

167
00:09:41,539 --> 00:09:43,457
‫که هیچ‌کدوم این مدارک قابل قبول نیست؟

168
00:09:45,126 --> 00:09:46,377
‫اوضاع حتی بدتره.

169
00:09:47,003 --> 00:09:50,289
‫مامور ما که بیلی باشه،
‫خودش رو در مرکز این جنایت گذاشته.

170
00:09:50,339 --> 00:09:53,543
‫خودش تبدیل به مامور تحریک‌کننده می‌شه.

171
00:09:53,593 --> 00:09:55,803
‫به قول خودتون،
‫داره انفجار رو تحریک می‌کنه.

172
00:09:56,470 --> 00:09:58,256
‫می‌شه از بخش حقوقی ردش کرد، ولی...

173
00:09:58,306 --> 00:10:01,726
‫ترسم از اینکه ما و عملیاتمون رو
‫کاملا افشا کنه و لو بده.

174
00:10:02,226 --> 00:10:03,678
‫پیشنهادت چیه؟

175
00:10:03,728 --> 00:10:06,105
‫- خب، روزنه امید.
‫- خدایا.

176
00:10:06,689 --> 00:10:09,225
‫امکان نداره موقع انفجار بمب...

177
00:10:09,275 --> 00:10:12,562
‫هیچ‌کسی نظارت نکرده باشه.
‫حتی توی اسیکس هم اینطور نبود.

178
00:10:12,612 --> 00:10:16,357
‫می‌دونی چیه؟ تو واقعا بلدی
‫خوب به آدم سردرد بدی.

179
00:10:16,407 --> 00:10:20,987
‫خب، کازمو یا وحشت کرده،

180
00:10:21,037 --> 00:10:22,538
‫ناپدید می‌شه،

181
00:10:23,122 --> 00:10:26,325
‫یا ما چند روز و چند ساعت
‫با حمله احتمالی فاصله داریم.

182
00:10:26,375 --> 00:10:30,379
‫ولی مامور ما، نفوذی ما،
‫حرف‌هاشون رو شنود می‌کنه.

183
00:10:32,173 --> 00:10:33,466
‫پس خونسرد می‌مونیم.

184
00:10:37,845 --> 00:10:38,879
‫در جریانید که...

185
00:10:38,929 --> 00:10:41,966
‫تلفن همراه مامور نفوذی ما
‫بیست و پنج دقیقه بعد از انفجار...

186
00:10:42,016 --> 00:10:43,100
‫خاموش شد؟

187
00:10:44,310 --> 00:10:46,520
‫- خیلی‌خب.
‫- چرا همچین کاری کرد؟

188
00:10:47,104 --> 00:10:49,557
‫چرا باید عمدا ارتباطش رو قطع کنه؟

189
00:10:49,607 --> 00:10:52,193
‫مخصوصا وقتی به وضوح
‫ازش خواستی این کار رو نکنه؟

190
00:10:55,154 --> 00:10:56,864
‫این گزارش‌ها جای تعجب نداره.

191
00:10:57,448 --> 00:10:58,741
‫صفحه پنج.

192
00:10:59,450 --> 00:11:00,901
‫همین‌جا.

193
00:11:00,951 --> 00:11:02,320
‫- علامت می‌ده.
‫- ببین...

194
00:11:02,370 --> 00:11:03,988
‫- سه بار سرفه می‌کنه.
‫- آره.

195
00:11:04,038 --> 00:11:07,208
‫- کلی دلیل براش وجود داره.
‫- توی صفحه شش این کار رو تکرار می‌کنه.

196
00:11:08,709 --> 00:11:10,620
‫ولی هیچ کاری نکردین. هیچی نشد.

197
00:11:10,670 --> 00:11:12,913
‫جون... الان حرفت چیه؟

198
00:11:12,963 --> 00:11:14,457
‫ممکنه این باشه که مامور ما
‫تغییر جناح داده؟

199
00:11:14,507 --> 00:11:16,884
‫- نه.
‫- هنوز طرف ماست؟

200
00:11:17,718 --> 00:11:20,046
‫- اعتماد مامور به ما درست وقتی که...
‫- نه.

201
00:11:20,096 --> 00:11:21,589
‫بهش نیاز داریم، از بین رفته؟

202
00:11:21,639 --> 00:11:23,766
‫نه. با کمال احترام باید بگم
‫که داری هیستریک می‌شی.

203
00:11:24,725 --> 00:11:27,094
‫ببخشید، منظوری نداشتم.
‫فراموشش کنین.

204
00:11:27,144 --> 00:11:28,354
‫- وایستین...
‫- سمفایر رو منحل کن.

205
00:11:28,854 --> 00:11:31,265
‫- نه. نه، نه.
‫- تا فرصت هست منحلش کن.

206
00:11:31,315 --> 00:11:32,642
‫باید مواد منفجره رو بگیریم.

207
00:11:32,692 --> 00:11:34,602
‫ببینین. من بیلی رو می‌شناسم.

208
00:11:34,652 --> 00:11:36,362
‫این پسر جوون رو می‌شناسم.

209
00:11:37,405 --> 00:11:39,281
‫می‌شناسمش. روحیه جنگجویی داره.

210
00:11:39,865 --> 00:11:41,575
‫باید همینطور خونسرد بمونیم...

211
00:11:42,326 --> 00:11:43,661
‫و دام بزرگمون رو پهن کنیم.

212
00:11:44,495 --> 00:11:45,496
‫می‌شناسیش؟

213
00:11:46,622 --> 00:11:47,832
‫می‌شناسیش؟

214
00:11:50,710 --> 00:11:52,703
‫جناب، می‌شه ازت بپرسم اولین بار...

215
00:11:52,753 --> 00:11:55,089
‫کجا با بیلی فیلدینگ ارتباط گرفتی؟

216
00:11:56,382 --> 00:11:57,458
‫چی؟

217
00:11:57,508 --> 00:11:59,844
‫همین چند هفته پیش طرف کانال بود؟

218
00:12:00,803 --> 00:12:01,929
‫یا...

219
00:12:04,098 --> 00:12:05,841
‫ببخشید، موضوع چیه؟ الان...

220
00:12:05,891 --> 00:12:07,760
‫مگه بی‌خیال این موضوعات نشده بودیم؟

221
00:12:07,810 --> 00:12:09,303
‫من صرفا دارم سوال می‌پرسم.

222
00:12:09,353 --> 00:12:12,807
‫جون، می‌خوای منظورت رو
‫مستقیم به گروه بگی؟

223
00:12:12,857 --> 00:12:14,725
‫آره. باید یه تاریخچه‌ای بدم.

224
00:12:14,775 --> 00:12:18,070
‫- باشه.
‫- سه ماه پیش، دسامبر که بود،

225
00:12:18,863 --> 00:12:21,323
‫اشلی جونز وارد زندان ردهیث می‌شه.

226
00:12:24,744 --> 00:12:27,371
‫می‌ره بیلی، همین مامور ما رو ملاقات کنه.

227
00:12:28,038 --> 00:12:30,658
‫همون کسی که دخترش رو کشته بود.

228
00:12:30,708 --> 00:12:33,452
‫این جلسه یک سال و نیم بود
‫که می‌خواستن رخ بده.

229
00:12:33,502 --> 00:12:35,413
‫جزوی از طرح «عدالت التیامی» بود.

230
00:12:35,463 --> 00:12:36,672
‫ولی یه اتفاقی افتاد.

231
00:12:38,007 --> 00:12:39,083
‫احضار شد.

232
00:12:39,133 --> 00:12:40,426
‫مخفیانه منتقل شد.

233
00:12:42,470 --> 00:12:44,004
‫به اتاق دیگه‌ای توی زندان بردنش...

234
00:12:44,054 --> 00:12:46,757
‫که مامور هگارتی منتظرش بود
‫و اون ملاقاتشون رو هماهنگ کرده بود.

235
00:12:46,807 --> 00:12:48,217
‫آره، دیدمش. اونجا دیدمش.

236
00:12:48,267 --> 00:12:50,177
‫- چی؟
‫- اون‌وقت می‌گی هیچ ارتباط سابقی...

237
00:12:50,227 --> 00:12:51,971
‫با اون پرونده نداشتی، درسته؟

238
00:12:52,021 --> 00:12:56,225
‫ولی موفق شدی منصرفش کنی
‫که بخواد بیلی رو ببینه.

239
00:12:56,275 --> 00:12:58,728
‫- تمومش کن.
‫- تو ملاقاتشون رو خراب کردی.

240
00:12:58,778 --> 00:13:00,855
‫- این موضوع هیچ ربطی...
‫- چرا؟ چرا؟

241
00:13:00,905 --> 00:13:03,274
‫- به شرایط فعلیمون نداره، خب؟
‫- دن! دن.

242
00:13:03,324 --> 00:13:05,151
‫این موضوع محرمانه است.

243
00:13:05,201 --> 00:13:06,819
‫مربوط به وزارت اطلاعاته.

244
00:13:06,869 --> 00:13:08,320
‫آها. آفرین.

245
00:13:08,370 --> 00:13:09,864
‫باشه. عه...

246
00:13:09,914 --> 00:13:14,285
‫به نظرم بهتره همه چند دقیقه‌ای
‫از اتاق جلسه خارج بشن.

247
00:13:14,335 --> 00:13:16,954
‫ببخشید. جون، جون... می‌شه تو بمونی؟

248
00:13:17,004 --> 00:13:19,415
‫- ببخشید کیم. می‌شه بمونه؟
‫- باشه.

249
00:13:19,465 --> 00:13:21,250
‫چون حس می‌کنم باید
‫این موضوع روشن بشه.

250
00:13:21,300 --> 00:13:22,752
‫- جون.
‫- باشه، باشه.

251
00:13:22,802 --> 00:13:23,803
‫من که راحتم.

252
00:13:35,898 --> 00:13:38,400
‫سوژه‌ها دارن به انبار برمی‌گردن. تمام.

253
00:13:53,582 --> 00:13:55,167
‫حرفش اشتباه بود.
‫من خبرچین نیستم.

254
00:13:56,293 --> 00:13:57,878
‫امکان نداره باشم. نیستم.

255
00:13:59,213 --> 00:14:00,214
‫خبرچینی تو رو نمی‌کنم کاز.

256
00:14:02,049 --> 00:14:05,052
‫ولی زنده بیرون اومدی بیلی.

257
00:14:07,012 --> 00:14:08,013
‫مارکو زنده نموند.

258
00:14:15,729 --> 00:14:16,730
‫خب؟

259
00:14:18,858 --> 00:14:21,318
‫ببین، اگه چاقو رو پیدا نکنیم،
‫مشخصه باهاش چیکار کنیم دیگه؟

260
00:14:21,360 --> 00:14:22,478
‫آره. حله.

261
00:14:22,528 --> 00:14:23,737
‫برو.

262
00:14:47,887 --> 00:14:49,338
‫خب، یه تاریخچه دیگه بدم.

263
00:14:49,388 --> 00:14:50,840
‫یک سال بریم عقب‌تر.

264
00:14:50,890 --> 00:14:53,968
‫هفت تا آتش‌افروزی که داشتن طرف
‫لانارکشایر می‌رفتن، یادتونه؟

265
00:14:54,018 --> 00:14:56,929
‫راننده کمین کرده بود.
‫مواد منفجره دزدیده و غیب شده بودن.

266
00:14:56,979 --> 00:14:58,305
‫کجا؟ واحد ضد تروریسم که خبر نداشت.

267
00:14:58,355 --> 00:14:59,607
‫جاسوس‌ها هیچ سرنخی نداشتن.

268
00:15:00,232 --> 00:15:01,600
‫من یه اسمی شنیدم.

269
00:15:01,650 --> 00:15:03,561
‫خیلی نامفهوم و مبهم بود.

270
00:15:03,611 --> 00:15:05,062
‫«کازمو تامپسون.»

271
00:15:05,112 --> 00:15:07,398
‫- توی پرونده نبود.
‫- آره، چون خودم ثبتش نکردم.

272
00:15:07,448 --> 00:15:09,700
‫- واسه چی؟
‫- چون از منبع خوبی نیومده بود.

273
00:15:11,076 --> 00:15:12,328
‫منبعت کی بود؟

274
00:15:15,164 --> 00:15:16,624
‫درباره این اسم تحقیق کردم، خب؟

275
00:15:17,708 --> 00:15:20,127
‫کازمو. «کازمونات.»

276
00:15:20,669 --> 00:15:24,039
‫همین کسب و کار جدیدشون.
‫با موش‌های اینترنتی دورشون.

277
00:15:24,089 --> 00:15:27,251
‫اونجا بود که متوجه...
‫یه پروژه انحرافیش شدم.

278
00:15:27,301 --> 00:15:28,844
‫درباره یه... پسر جوونی بود.

279
00:15:30,137 --> 00:15:31,138
‫یعنی بیلی؟

280
00:15:34,934 --> 00:15:38,178
‫این پسر چشم آبی
‫برای کازمو مهم شده بود.

281
00:15:38,228 --> 00:15:39,271
‫عین فداکاری بود...

282
00:15:40,147 --> 00:15:42,224
‫که دولت غیرمنصفانه مجازاتش کرده بود.

283
00:15:42,274 --> 00:15:43,275
‫کازمو درگیرش شده بود.

284
00:15:43,901 --> 00:15:47,146
‫براش کلی کادو و هدیه می‌فرستاد.

285
00:15:47,196 --> 00:15:50,616
‫شیک پروتئین، کتونی برند
‫و مولتی‌ویتامین می‌فرستاد.

286
00:15:53,869 --> 00:15:56,789
‫کازمو توی ساعات ملاقات می‌رفت پیشش.

287
00:15:57,414 --> 00:15:59,833
‫یعنی حدس می‌زنم...

288
00:16:01,961 --> 00:16:03,212
‫که باهاش مهربون بود.

289
00:16:05,172 --> 00:16:06,340
‫چیه؟

290
00:16:11,595 --> 00:16:14,473
‫واسه همین خودت رفتی زندان
‫که بیلی رو ببینی؟

291
00:16:15,724 --> 00:16:16,976
‫خواستی تغییر جناح بده؟

292
00:16:17,851 --> 00:16:20,354
‫که تبدیل به خبرچین واسه کازمو بشه؟

293
00:16:21,647 --> 00:16:22,898
‫خب؟ جوابش چی بود؟

294
00:16:24,358 --> 00:16:25,693
‫پیشنهادم رو رد کرد.

295
00:16:26,986 --> 00:16:29,279
‫ولی یه اهرم فشار دیگه داشتم.

296
00:16:29,947 --> 00:16:31,941
‫- تسریع آزادیش؟
‫- آره.

297
00:16:31,991 --> 00:16:34,318
‫ولی اینکه مادر قربانی
‫بالاخره قبول کرده بود ببینش...

298
00:16:34,368 --> 00:16:37,529
‫اگه بیلی و اشلی همدیگه رو می‌دیدن،
‫و بیلی شرمندگیش رو ابراز می‌کرد...

299
00:16:37,579 --> 00:16:38,614
‫هیئت آزادی مشروط قبول می‌کرد.

300
00:16:38,664 --> 00:16:40,824
‫- بیلی آزاد می‌شد.
‫- اهرم فشار تو هم میفتاد.

301
00:16:40,874 --> 00:16:43,327
‫این ملاقات التیامی که قرار بود
‫با مادر قربانی داشته باشه...

302
00:16:43,377 --> 00:16:45,629
‫- تو رفتی...
‫- مداخله کردم. آره، خرابش کردم.

303
00:16:46,839 --> 00:16:49,083
‫آره، می‌خواین این هم توضیح بدم؟

304
00:16:49,133 --> 00:16:51,961
‫به صورت فرضی بخوایم بگیم،
‫آیا من باعث شدم...

305
00:16:52,011 --> 00:16:55,255
‫که بیلی اون موقع بخواد
‫از زندان فرار کنه؟

306
00:16:55,305 --> 00:16:58,842
‫چرا؟ چون... چون من نذاشتم
‫با روند درست زودتر آزاد بشه؟

307
00:16:58,892 --> 00:17:00,135
‫نمی‌دونم. شاید اینطور باشه.

308
00:17:00,185 --> 00:17:01,428
‫ولی صادقانه بگم،

309
00:17:01,478 --> 00:17:04,056
‫شما هم اگه همسن من بودین،
‫محتاطانه گزینه انتخاب می‌کردین.

310
00:17:04,106 --> 00:17:06,475
‫ببخشید، این ماجرا...

311
00:17:06,525 --> 00:17:09,403
‫کسی هست که بتونه تاییدش کنه؟

312
00:17:11,613 --> 00:17:13,107
‫باید مطمئن شم.

313
00:17:13,157 --> 00:17:14,533
‫منبعت کی بود؟

314
00:17:15,492 --> 00:17:17,077
‫کی باعث شد به کازمو برسی؟

315
00:17:18,454 --> 00:17:21,665
‫نمی‌خوام امنیت خبرچین رو به خطر بندازم.

316
00:17:23,125 --> 00:17:25,085
‫بالاخره وجدان نشون دادی.

317
00:17:25,836 --> 00:17:28,163
‫جا داره به خاطرش مهمونی بگیریم.

318
00:17:28,213 --> 00:17:30,541
‫نه، اصلا راه نداره. باید بهم بگی.

319
00:17:30,591 --> 00:17:32,626
‫اسمش رو بهم بگو،

320
00:17:32,676 --> 00:17:36,672
‫وگرنه دستور می‌دم
‫که مامورت رو خارج کنی،

321
00:17:36,722 --> 00:17:38,891
‫و فورا سمفایر رو منحل کنی.

322
00:17:44,855 --> 00:17:45,856
‫باشه.

323
00:17:48,275 --> 00:17:49,860
‫تونی گیلفویل بود.

324
00:17:50,611 --> 00:17:52,938
‫- گیلفویل؟
‫- تونی گیلفویل معروف؟

325
00:17:52,988 --> 00:17:54,148
‫اگه به خودش بگی خوشحال می‌شه.

326
00:17:54,198 --> 00:17:57,317
‫تونی گیلفویل؟ مامور رسوا شده؟

327
00:17:57,367 --> 00:17:59,903
‫خب، من که گفتم بهش اعتماد ندارم.
‫- اعتماد نداری؟!

328
00:17:59,953 --> 00:18:02,122
‫- می‌دونم.
‫- اعتماد؟ اون آدم...

329
00:18:03,082 --> 00:18:05,200
‫- اون عوضی...
‫- می‌دونم.

330
00:18:05,250 --> 00:18:08,579
‫دلیل اصلی مخمصه‌ایه
‫که سر ما نیروهای پلیس اومده.

331
00:18:08,629 --> 00:18:11,123
‫آره، ولی جونش رو کف دستش گرفت
‫و اومد باهام صحبت کنه، خب؟

332
00:18:11,173 --> 00:18:12,708
‫از همه جهت دشمن داشتیم.
‫ولی راست می‌گفت.

333
00:18:12,758 --> 00:18:14,668
‫- حرفش درست بود!
‫- ببخشید...

334
00:18:14,718 --> 00:18:17,755
‫من می‌خوام کازمو تامپسون از بین بره.
‫محکوم بشه.

335
00:18:17,805 --> 00:18:20,591
‫- این مواد منفجره باید نابود بشن.
‫- نفوذی عملیات قابل اتکا نیست.

336
00:18:20,641 --> 00:18:22,885
‫ولی باید مدارک موثقی داشته باشیم،
‫که در این مقطع...

337
00:18:22,935 --> 00:18:25,938
‫یعنی کاش داشتیم،
‫ولی هنوز چنین مدارکی نداریم خانم.

338
00:18:27,314 --> 00:18:29,483
‫باشه. الان این کار رو می‌کنیم.

339
00:18:31,026 --> 00:18:32,945
‫من فقط چند روز بیشتر وقت می‌خوام.

340
00:18:36,490 --> 00:18:38,117
‫باورم نمی‌شه همچین حرفی می‌زنم.

341
00:18:42,788 --> 00:18:43,956
‫ولی ادامه بده.

342
00:18:46,542 --> 00:18:47,543
‫ممنون خانم.

343
00:18:54,174 --> 00:18:55,425
‫طاقت بیار.

344
00:19:07,729 --> 00:19:08,730
‫گندش بزنن.

345
00:19:16,071 --> 00:19:17,072
‫سلام.

346
00:19:17,698 --> 00:19:18,699
‫سلام.

347
00:19:22,202 --> 00:19:23,412
‫کجایی؟

348
00:19:24,079 --> 00:19:25,497
‫سر کارم. ولی دارم برمی‌گردم.

349
00:19:26,623 --> 00:19:29,159
‫وایستا، مگه... چهارشنبه نیست؟

350
00:19:29,209 --> 00:19:30,377
‫قرار نبود واسه خودت وقت بذاری؟

351
00:19:31,461 --> 00:19:34,540
‫چرا، می‌دونم. قرار بود.
‫ولی جای ویکرام شیفت وایستادم.

352
00:19:34,590 --> 00:19:36,341
‫آره خلاصه. الان توی راهم.

353
00:19:36,967 --> 00:19:38,001
‫روبه‌راهی؟

354
00:19:38,051 --> 00:19:39,336
‫آره. آره، آره.

355
00:19:39,386 --> 00:19:40,387
‫صرفا...

356
00:19:42,347 --> 00:19:43,348
‫مشکلات کاری دارم.

357
00:19:44,433 --> 00:19:45,601
‫شب سختی بود.

358
00:19:47,352 --> 00:19:49,646
‫باشه. امشب می‌بینمت؟ یا...

359
00:19:51,481 --> 00:19:52,482
‫ببینم چی می‌شه.

360
00:19:55,235 --> 00:19:56,445
‫باشه. خیلی‌خب.

361
00:19:57,112 --> 00:19:58,147
‫خداحافظ.

362
00:19:58,197 --> 00:19:59,323
‫می‌بینمت.

363
00:20:09,541 --> 00:20:11,251
‫برو، برو، برو! آره!

364
00:20:11,752 --> 00:20:14,371
‫ایول! قشنگ بود.
‫خیلی خوب بود!

365
00:20:14,421 --> 00:20:15,923
‫خوب بازی کردی جیکوب.

366
00:20:17,507 --> 00:20:18,800
‫آفرین رفقا.

367
00:20:24,014 --> 00:20:25,849
‫- چاقو رو کجا گذاشته بودی؟
‫- توی اون.

368
00:20:26,767 --> 00:20:28,101
‫- همین؟
‫- آره.

369
00:20:40,280 --> 00:20:41,690
‫ولی توش نیست.

370
00:20:41,740 --> 00:20:43,367
‫بیلی دزدیدش. به خدا.

371
00:20:48,372 --> 00:20:50,332
‫- همین یکی؟
‫- آره.

372
00:20:51,250 --> 00:20:52,910
‫قسم می‌خوری؟
‫به جون داداشت قسم می‌خوری؟

373
00:20:52,960 --> 00:20:54,244
‫آره. آخه...

374
00:20:54,294 --> 00:20:55,829
‫فکر کنم همین بود.

375
00:20:55,879 --> 00:20:58,165
‫فکر کنی؟ فکر کنی؟! گندت بزنن!

376
00:20:58,215 --> 00:20:59,216
‫می‌گه فکر کنم!

377
00:21:02,177 --> 00:21:04,546
‫گندت بزنن. اصلا واسه چی نگهش داشتی؟

378
00:21:04,596 --> 00:21:05,597
‫نمی‌دونم.

379
00:21:06,223 --> 00:21:08,642
‫- قرار بود بندازیش بره!
‫می‌دونم. فقط...

380
00:21:10,811 --> 00:21:12,804
‫قصدت چی بود؟
‫می‌خواستی توی ای‌بی بفروشیش؟

381
00:21:12,854 --> 00:21:14,973
‫نه! فقط می‌خواستم... به خدا نمی‌دونم.

382
00:21:15,023 --> 00:21:16,350
‫فقط یه‌کم نگهش داشتم دیگه!

383
00:21:16,400 --> 00:21:17,859
‫گندت بزنن!

384
00:21:18,986 --> 00:21:19,987
‫عوضی!

385
00:21:25,534 --> 00:21:26,576
‫آهای.

386
00:21:34,876 --> 00:21:35,877
‫آهای.

387
00:21:42,301 --> 00:21:43,302
‫آهای.

388
00:21:52,941.5 --> 00:22:02,941.5
مووی شو
M O V I E S H O . C O M

389
00:22:12,581 --> 00:22:13,623
‫اندی؟

390
00:22:14,666 --> 00:22:16,702
‫- اندی!
‫- بله، اومدم. چیه؟

391
00:22:16,752 --> 00:22:17,919
‫دوربین‌های امنیتی رو خاموش کن.

392
00:22:18,879 --> 00:22:20,172
‫- همه رو؟
‫- همه رو.

393
00:22:21,798 --> 00:22:23,425
‫چشم. باشه.

394
00:22:32,100 --> 00:22:34,061
‫نه، نه، نه. نه! نه!

395
00:22:38,273 --> 00:22:39,399
‫گندت بزنن!

396
00:22:44,321 --> 00:22:45,564
‫لعنتی.

397
00:22:45,614 --> 00:22:47,407
‫چه غلطی کردی؟!

398
00:22:56,583 --> 00:22:57,793
‫گندت بزنن.

399
00:23:11,348 --> 00:23:12,349
‫جمع و جور کن.

400
00:23:26,905 --> 00:23:27,906
‫کاز.

401
00:23:28,615 --> 00:23:29,649
‫پیداش کردیم.

402
00:23:29,699 --> 00:23:31,034
‫از اول همین‌جا بود.

403
00:23:35,580 --> 00:23:36,665
‫خوبه.

404
00:23:47,759 --> 00:23:48,885
‫بیلی؟

405
00:23:49,553 --> 00:23:50,679
‫بیلی جان؟

406
00:23:51,638 --> 00:23:53,473
‫بیلی؟ بلند شو رفیق.

407
00:23:54,391 --> 00:23:55,509
‫بلند شو.

408
00:23:55,559 --> 00:23:56,935
‫بلند شو بشین.

409
00:23:57,477 --> 00:23:58,478
‫آفرین.

410
00:24:00,897 --> 00:24:02,149
‫برات هدیه آوردم.

411
00:24:03,984 --> 00:24:06,895
‫نگاه کن.
‫همون مسکنیه که می‌خواستی.

412
00:24:06,945 --> 00:24:09,906
‫اسمش چی بود؟ پرگاباگادو؟

413
00:24:11,741 --> 00:24:13,118
‫گفتم شاید لازمت بشه.

414
00:24:14,286 --> 00:24:15,704
‫چون خیلی اذیت شدی.

415
00:24:17,205 --> 00:24:18,290
‫سر بمب.

416
00:24:20,834 --> 00:24:24,337
‫حتما شوکه شدی.
‫چون خودت اونجا بودی، نه؟

417
00:24:25,547 --> 00:24:26,882
‫- خوبی؟
‫- می‌دونم.

418
00:24:29,301 --> 00:24:30,427
‫خیلی‌خب.

419
00:24:33,180 --> 00:24:34,347
‫- فقط...
‫- چیه؟

420
00:24:35,015 --> 00:24:36,016
‫چی شده؟

421
00:24:36,766 --> 00:24:38,852
‫هیچ‌وقت یاد نگرفتم بازش کنم.

422
00:24:40,020 --> 00:24:41,062
‫درش رو می‌گی؟

423
00:24:41,813 --> 00:24:44,433
‫چون اینطوری...
‫درستش کردن که بچه‌ها باز نکنن؟

424
00:24:44,483 --> 00:24:46,568
‫بده من. نه، نه، نه.
‫نگاه کن، نگاه کن.

425
00:24:47,068 --> 00:24:48,403
‫فشار بده و بچرخون رفیق.

426
00:24:49,112 --> 00:24:50,530
‫فشار بده و بچرخون.

427
00:24:54,910 --> 00:24:56,036
‫ای بابا.

428
00:24:56,661 --> 00:24:58,113
‫هیچی بلد نیستم.

429
00:24:58,163 --> 00:24:59,456
‫یه‌کم مشکل داری.

430
00:25:02,792 --> 00:25:04,085
‫بیا اینجا.

431
00:25:25,774 --> 00:25:27,734
‫شیان، دوربین مداربسته چی شد؟

432
00:25:28,485 --> 00:25:32,939
‫کازمو رو خاموش کرد،
‫پس باید از دوربین خودمون استفاده کنیم.

433
00:25:32,989 --> 00:25:35,317
‫دو تا طبقه همکف داریم، یکی هم بالاش.

434
00:25:35,367 --> 00:25:36,576
‫- که...
‫- همین کافیه.

435
00:25:37,202 --> 00:25:39,746
‫می‌تونیم فقط نظارت روی
‫ورودی و پنجره‌ها رو تقویت کنیم.

436
00:25:41,540 --> 00:25:43,208
‫شما دو تا باید دست بدین.

437
00:25:43,708 --> 00:25:44,918
‫زود باشین. حوصله ماجرا ندارم.

438
00:25:45,544 --> 00:25:46,745
‫ها؟

439
00:25:46,795 --> 00:25:48,838
‫بس کن کارن. چرا لب و لوچه‌ات آویزونه؟

440
00:25:49,839 --> 00:25:51,716
‫باهاش دست بده دیگه گوریل احمق.

441
00:25:52,509 --> 00:25:54,586
‫حالا شد یه چیزی. شب سختی بود.

442
00:25:54,636 --> 00:25:56,713
‫- یه‌کم استرس و هیجان داشتیم.
‫- آفرین.

443
00:25:56,763 --> 00:25:58,298
‫ولی از حق نگذریم بد نمی‌شد...

444
00:25:58,348 --> 00:26:01,184
‫یه جایی بذاری که راحت‌تر
‫بشه پیداش کرد، نه؟

445
00:26:01,685 --> 00:26:02,686
‫باورم نمی‌شه.

446
00:26:07,649 --> 00:26:09,734
‫- این چیه؟ چی توی دستشه؟
‫- دارو.

447
00:26:10,318 --> 00:26:11,319
‫قرصه.

448
00:26:44,102 --> 00:26:45,262
‫سلام.

449
00:26:45,312 --> 00:26:46,438
‫اومدی؟

450
00:26:47,314 --> 00:26:48,857
‫سلام جی‌پی. حالت چطوره؟

451
00:26:51,610 --> 00:26:53,236
‫بهم آرام‌بخش خفن زدن.

452
00:26:53,862 --> 00:26:56,114
‫- جدی؟
‫- گفتن خیلی سوسولم.

453
00:26:57,407 --> 00:26:58,692
‫باورت می‌شه؟ به من گفتن؟

454
00:26:58,742 --> 00:27:01,111
‫سوسول کجا بود؟ بی‌خیال.
‫گوش کن...

455
00:27:01,161 --> 00:27:03,029
‫- می‌دونم ویژگی‌های عجیبی دارم.
‫- گوش کن...

456
00:27:03,079 --> 00:27:05,532
‫- ولی سوسول نیستم.
‫- یه سوالی ازت دارم.

457
00:27:05,582 --> 00:27:07,033
‫اون شب که کانال بودی...

458
00:27:07,083 --> 00:27:08,952
‫- که بیلی رو سوار کردیم...
‫- آره، زمین خوردم.

459
00:27:09,002 --> 00:27:10,337
‫آره.

460
00:27:11,713 --> 00:27:13,423
‫من با هگارتی توی ون بودم.

461
00:27:14,007 --> 00:27:15,258
‫بیلی جلوش نشسته بود.

462
00:27:15,925 --> 00:27:18,628
‫هگارتی دست توی جیبش می‌کنه
‫و داروهای بیلی رو بهش می‌ده.

463
00:27:18,678 --> 00:27:19,971
‫بهش پرگابالین می‌ده.

464
00:27:29,105 --> 00:27:30,148
‫داروهاش...

465
00:27:30,774 --> 00:27:31,775
‫خب؟

466
00:27:32,734 --> 00:27:36,821
‫سوالم اینه که هگارتی از کجا
‫این داروها رو توی جیبش داشت؟

467
00:27:39,324 --> 00:27:40,408
‫ببخشید، چی گفتی؟

468
00:27:40,909 --> 00:27:43,078
‫توی جیب خودش بود.

469
00:27:43,662 --> 00:27:45,238
‫یعنی الان من خل شدم؟

470
00:27:45,288 --> 00:27:47,866
‫اصلا از کجا می‌دونست
‫این داروها رو بیاره؟

471
00:27:47,916 --> 00:27:49,542
‫اصلا از کجا می‌دونست
‫بیلی بهشون نیاز داره؟

472
00:27:50,877 --> 00:27:52,078
‫نمی‌دونم.

473
00:27:52,128 --> 00:27:53,330
‫واقعا...

474
00:27:53,380 --> 00:27:54,547
‫نمی‌دونم، انگار یه‌کم...

475
00:27:55,298 --> 00:27:56,299
‫چی؟

476
00:27:58,843 --> 00:28:00,011
‫شکاک شدی؟

477
00:28:00,762 --> 00:28:01,930
‫شاید؟ فکر نمی‌کنی؟

478
00:28:04,641 --> 00:28:06,726
‫- سلام.
‫- سلام.

479
00:28:09,104 --> 00:28:10,430
‫عه، حواسم نبود.

480
00:28:10,480 --> 00:28:11,648
‫الا، این جونه.

481
00:28:12,649 --> 00:28:13,817
‫همکارمه.

482
00:28:14,818 --> 00:28:16,986
‫ببینم، تو آوردیش بیمارستان؟

483
00:28:18,029 --> 00:28:19,447
‫آره. سلام.

484
00:28:20,031 --> 00:28:21,816
‫واقعا خیلی ازت ممنونیم.

485
00:28:21,866 --> 00:28:23,159
‫- مگه نه عزیزم؟
‫- آره.

486
00:28:25,787 --> 00:28:26,996
‫پس من برم که راحت باشین.

487
00:28:29,165 --> 00:28:30,241
‫خوشحال شدم دیدمت.

488
00:28:30,291 --> 00:28:32,043
‫- همچنین.
‫- می‌بینمت.

489
00:28:33,086 --> 00:28:37,374
‫دیر آماده شد. توی فر گذاشته بودم.
‫ولی گرم و خوشمزه آوردم.

490
00:28:37,424 --> 00:28:39,801
‫- بوی خوبی داره.
‫- خیلی بوش خوب شده.

491
00:28:45,765 --> 00:28:47,058
‫مواظب باش. داغه.

492
00:29:08,747 --> 00:29:10,949
‫چون اونجا به تهش رسیدم، خب مایکل؟

493
00:29:10,999 --> 00:29:13,159
‫می‌بینی دیگه؟
‫می‌تونم عقبی هم برم.

494
00:29:13,209 --> 00:29:14,869
‫بوم، بوم.

495
00:29:14,919 --> 00:29:16,254
‫همه رو اینطوری جمع کردم.

496
00:29:16,796 --> 00:29:18,081
‫عین جوخه اعدام عمل کردم.

497
00:29:18,131 --> 00:29:19,132
‫دقیقا عین تردستون.

498
00:29:20,633 --> 00:29:22,335
‫منظورم تردستون توی فیلم بود!

499
00:29:22,385 --> 00:29:23,461
‫- تون؟
‫- وای خدا.

500
00:29:23,511 --> 00:29:25,588
‫تردستون! همون... شنبه پیش رو ندیدی؟

501
00:29:25,638 --> 00:29:27,048
‫تون، فیزیوتراپی داری.

502
00:29:27,098 --> 00:29:29,592
‫وایستا ببینم. پنج‌شنبه که نیست.
‫فیزیوتراپی ندارم.

503
00:29:29,642 --> 00:29:31,886
‫فیزیوتراپی؟
‫نه، جلسه‌ام پنج‌شنبه بود.

504
00:29:31,936 --> 00:29:33,304
‫الان سه‌شنبه است.

505
00:29:33,354 --> 00:29:35,106
‫داداش، چه خبره؟

506
00:29:43,323 --> 00:29:44,908
‫خوبی پرنسس؟

507
00:29:47,285 --> 00:29:49,237
‫مناسبت چیه؟

508
00:29:49,287 --> 00:29:50,371
‫اومدی خوش و بش؟

509
00:29:54,292 --> 00:29:55,618
‫- سلام.
‫- سلام.

510
00:29:55,668 --> 00:29:58,121
‫- از واحد دالتسون لین اومدم.
‫- درسته.

511
00:29:58,171 --> 00:30:00,498
‫می‌شه گزارش‌های ثبت
‫ماشین این ماهتون رو...

512
00:30:00,548 --> 00:30:01,916
‫یه نگاهی بندازم؟

513
00:30:01,966 --> 00:30:03,051
‫داشتم فکر می‌کردم...

514
00:30:03,635 --> 00:30:04,719
‫یکی شیپور اطلاع‌رسانی بزنه.

515
00:30:07,180 --> 00:30:08,973
‫گمونم وقتشه از اینجا ببریمت.

516
00:30:09,641 --> 00:30:10,759
‫زندان داره پر می‌شه.

517
00:30:10,809 --> 00:30:13,812
‫فرماندار داره یه لیستی برای
‫آزادی زودهنگام آماده می‌کنه.

518
00:30:14,562 --> 00:30:16,815
‫تونی، جسارت نباشه ولی
‫تو واسه کسی خطر نداری.

519
00:30:20,693 --> 00:30:22,270
‫می‌تونیم از اینجا ببریمت.

520
00:30:22,320 --> 00:30:23,938
‫فکر نکنم بشه داداش.

521
00:30:23,988 --> 00:30:25,523
‫می‌فهمم. ولی چرا تون؟

522
00:30:25,573 --> 00:30:28,401
‫چرا؟ آخه کل روز بشینم چیکار کنم؟

523
00:30:28,451 --> 00:30:31,279
‫با شلوار گرم‌کن برم توی خیابون قدم بزنم؟

524
00:30:31,329 --> 00:30:32,622
‫تونی، نباید اینجا بمونی.

525
00:30:33,414 --> 00:30:35,366
‫- امن نیست.
‫- برام مهم نیست.

526
00:30:35,416 --> 00:30:37,410
‫داداش، همه پسران فراموش‌شده
‫انگلستان اینجا حبس شدن.

527
00:30:37,460 --> 00:30:38,545
‫من و امثالم اینجاییم.

528
00:30:39,462 --> 00:30:41,748
‫چون از اون موارد ناراحت‌کننده‌ایم، مگه نه؟

529
00:30:41,798 --> 00:30:43,925
‫- توی ذاتمونه.
‫- چرت و پرت نگو.

530
00:30:50,306 --> 00:30:52,133
‫راستش ترجیح می‌دم توی زندان بمیرم...

531
00:30:52,183 --> 00:30:55,603
‫تا اینکه ذره‌ای از تو ترحم ببینم داداش گلم.

532
00:30:56,229 --> 00:30:57,931
‫لازم نکرده به من لطف کنی.

533
00:30:57,981 --> 00:31:00,108
‫این لطف نیست.

534
00:31:00,984 --> 00:31:01,985
‫پاداشته.

535
00:31:03,486 --> 00:31:04,646
‫یعنی چی؟

536
00:31:04,696 --> 00:31:07,732
‫به خاطر حرفیه که چند وقت پیش زدی.

537
00:31:07,782 --> 00:31:09,317
‫چی؟ مگه چی گفتم؟

538
00:31:09,367 --> 00:31:11,444
‫تو که می‌دونی نمی‌تونم اشاره کنم.

539
00:31:11,494 --> 00:31:14,030
‫ولی انگار داستان‌هایی که
‫سر هم کرده بودی ثمربخش بود.

540
00:31:14,080 --> 00:31:15,114
‫آره.

541
00:31:15,164 --> 00:31:16,791
‫من هم اندازه تو جا خوردم.

542
00:31:17,375 --> 00:31:20,795
‫بحث خطرات تروریستیه.
‫در مقیاس بزرگ و جمعی.

543
00:31:28,761 --> 00:31:29,846
‫خیلی‌خب.

544
00:31:32,181 --> 00:31:34,475
‫خب، خب. ۲۱:۳۴.

545
00:31:36,060 --> 00:31:38,930
‫مردم فهمیدن چه کمک بزرگی کردی.

546
00:31:38,980 --> 00:31:41,107
‫می‌خوان از اینجا بری. زندگیت رو بکنی.

547
00:31:42,358 --> 00:31:44,736
‫- اگه الان شوخیت گرفته...
‫- نه.

548
00:31:46,029 --> 00:31:48,489
‫حالا چی بود؟ اطلاعاته چی بود؟
‫مگه چی گفتم؟ یعنی...

549
00:31:52,035 --> 00:31:53,786
‫دن، صحبت کنیم؟

550
00:31:58,082 --> 00:31:59,208
‫بهش فکر کن، خب؟

551
00:32:04,923 --> 00:32:08,334
‫یه چیزی درباره بررسی خط زمانی
‫از روز دوازدهم جمعه بود.

552
00:32:08,384 --> 00:32:09,502
‫کی اینجا بود؟

553
00:32:09,552 --> 00:32:10,803
‫با بن اومده بود.

554
00:32:11,304 --> 00:32:13,222
‫- یعنی الان اینجاست؟
‫- بیا ببرمت.

555
00:32:17,393 --> 00:32:19,854
‫وایستا ببینم. وایستا، وایستا، وایستا.

556
00:33:00,269 --> 00:33:02,063
‫به چی نگاه می‌کرد؟
‫می‌تونی برام بیاریش؟

557
00:33:06,067 --> 00:33:08,236
‫می‌شه لطفا پیغام رو برسونین؟

558
00:33:09,195 --> 00:33:10,897
‫چون زمانش خیلی مهمه.

559
00:33:10,947 --> 00:33:13,358
‫می‌تونم سعی کنم.
‫فکر کنم توی کلوپ باشه.

560
00:33:13,408 --> 00:33:15,243
‫باشه. می‌دونی کجا می‌شه؟

561
00:33:18,579 --> 00:33:19,580
‫خیلی‌خب.

562
00:33:27,171 --> 00:33:29,165
‫تامزین، باید با علیاحضرت صحبت کنم.

563
00:33:29,215 --> 00:33:30,667
‫الان در دسترس نیست.

564
00:33:30,717 --> 00:33:32,794
‫- واقعا؟
‫- بعدا نمی‌شه؟

565
00:33:32,844 --> 00:33:34,712
‫- نه.
‫- خوشش نمیاد مزاحمش بشم.

566
00:33:34,762 --> 00:33:36,180
‫این موضوع فوریت داره.

567
00:33:37,724 --> 00:33:39,842
‫سلام جون. چی شده؟

568
00:33:39,892 --> 00:33:42,228
‫هگارتی این نفوذی رو وقتی
‫هنوز زندان بود اجیر کرد.

569
00:33:43,187 --> 00:33:44,856
‫- چی؟
‫- یعنی...

570
00:33:48,776 --> 00:33:50,403
‫ببین، الان... اینجا نمی‌شه.

571
00:33:51,654 --> 00:33:52,822
‫بیا طبقه بالا.

572
00:33:55,742 --> 00:33:57,660
‫یادتونه بیلی چطوری فرار کرد؟

573
00:33:58,161 --> 00:33:59,862
‫زیر ون غذا قایم شده بود.

574
00:33:59,912 --> 00:34:02,457
‫محکم ون رو نگه داشته بود
‫تا اینکه از دروازه زندان رد شد.

575
00:34:03,041 --> 00:34:05,410
‫ولی موضوع اینه که اصلا
‫ون غذایی در کار نبود.

576
00:34:05,460 --> 00:34:07,787
‫- ببخشید، تو از کجا...
‫- یعنی بود.

577
00:34:07,837 --> 00:34:10,039
‫ولی ساعت نه و نیم خارج شده بود.

578
00:34:10,089 --> 00:34:13,509
‫یعنی چهار دقیقه قبل از اینکه طبق فیلم‌ها،
‫بیلی همچنان توی بند خودشون باشه.

579
00:34:14,385 --> 00:34:15,503
‫پس چطوری فرار کرد؟

580
00:34:15,553 --> 00:34:17,463
‫یه ون دیگه‌ای بود که اون شب رفت.

581
00:34:17,513 --> 00:34:19,424
‫چهل دقیقه بعدش بود.

582
00:34:19,474 --> 00:34:21,926
‫ون سفید لوتون بود،
‫آرم و نشونه نداشت،

583
00:34:21,976 --> 00:34:24,178
‫وقتی خواستم پلاکش رو جست‌جو کنم،
‫سیستم کیفیت ملی محفوظش کرده بود.

584
00:34:24,228 --> 00:34:25,229
‫محفوظ بود؟

585
00:34:27,231 --> 00:34:29,358
‫ببینم، الان منظورت چیه؟

586
00:34:30,234 --> 00:34:31,269
‫یعنی از طرف ما بود؟

587
00:34:31,319 --> 00:34:32,770
‫آره.

588
00:34:32,820 --> 00:34:34,230
‫خودت بررسی کردی؟

589
00:34:34,280 --> 00:34:37,075
‫- تایید کردی؟
‫- بله، ون ما بود. درسته.

590
00:34:39,118 --> 00:34:41,245
‫- پس...
‫- بیلی با ون پلیس فرار کرد.

591
00:34:42,246 --> 00:34:44,791
‫هگارتی یه قاتل محکومی رو
‫از زندان فراری داد،

592
00:34:45,458 --> 00:34:47,493
‫و گذاشت دوباره بین جامعه برگرده،

593
00:34:47,543 --> 00:34:50,129
‫تا بتونه ازش به عنوان
‫نفوذی استفاده کنه.

594
00:34:52,548 --> 00:34:53,549
‫اصلا...

595
00:34:55,927 --> 00:34:56,928
‫اصلا...

596
00:34:59,764 --> 00:35:01,007
‫اما کلی موارد حفاظتی بود.

597
00:35:01,057 --> 00:35:05,845
‫حتما... حتما یه تیم کامل داشته
‫که مواظب نفوذی باشن، نه؟

598
00:35:05,895 --> 00:35:08,022
‫دقیقا. آره.

599
00:35:09,232 --> 00:35:13,861
‫نگرانی من هم همینه.
‫چون اگه ردش رو زده بود،

600
00:35:14,570 --> 00:35:17,406
‫اگه رد نفوذی رو زده بود...

601
00:35:18,533 --> 00:35:19,942
‫متوجه نتیجه‌گیریم می‌شین؟

602
00:35:19,992 --> 00:35:21,410
‫- میدون سافولک؟
‫- آره.

603
00:35:23,538 --> 00:35:24,747
‫هگارتی حضور داشت.

604
00:35:25,373 --> 00:35:28,042
‫رفته بود، بیلی رو تحت نظر داشت،

605
00:35:29,168 --> 00:35:31,329
‫و حتی وقتی روهان حسین کشته شد،

606
00:35:31,379 --> 00:35:32,663
‫هگارتی اونجا بود.

607
00:35:32,713 --> 00:35:34,290
‫- حداقل می‌شه گفت...
‫- وایستا.

608
00:35:34,340 --> 00:35:36,626
‫- شاهد اون اتفاق بود.
‫- وایستا... اجازه بده.

609
00:35:36,676 --> 00:35:39,220
‫قبل از اینکه...
‫یعنی می‌خوای بگی...

610
00:35:40,012 --> 00:35:42,757
‫این آدم چند نفر از تیم اطلاعاتی
‫خودش رو اعزام کرده بود...

611
00:35:42,807 --> 00:35:44,100
‫که توی میدون سافولک باشن؟

612
00:35:44,809 --> 00:35:45,843
‫گمون کنم آره.

613
00:35:45,893 --> 00:35:47,937
‫گمون کنی؟ گمون؟

614
00:35:49,981 --> 00:35:50,982
‫مطمئنم.

615
00:35:51,482 --> 00:35:52,733
‫کی بود؟

616
00:35:54,110 --> 00:35:55,153
‫کی بود؟

617
00:35:56,654 --> 00:35:58,072
‫یکیشون که جی‌پی بود.

618
00:35:59,073 --> 00:36:00,108
‫جی‌پی؟

619
00:36:00,158 --> 00:36:02,443
‫گفت به عنوان پشتیبان
‫اعزام شده بود.

620
00:36:02,493 --> 00:36:04,162
‫ولی ممکنه دروغ بوده باشه.

621
00:36:05,913 --> 00:36:10,459
‫یعنی می‌گی هگارتی می‌تونست
‫جلوی کشته شدن روهان رو بگیره؟

622
00:36:12,295 --> 00:36:13,296
‫آره.

623
00:36:14,255 --> 00:36:15,339
‫آره.

624
00:36:18,050 --> 00:36:19,335
‫دن؟

625
00:36:19,385 --> 00:36:20,795
‫خانم. قبل از اینکه...

626
00:36:20,845 --> 00:36:24,974
‫بهم بگو آیا تو بودی که نفوذی رو
‫از ردهیث فراری دادی؟

627
00:36:26,934 --> 00:36:30,596
‫فقط بگو آیا تو کمکش کردی
‫فرار کنه یا نه؟

628
00:36:30,646 --> 00:36:31,889
‫- ببینید...
‫- آره یا نه؟

629
00:36:31,939 --> 00:36:34,150
‫لزومی نداره من بهتون بگم
‫که دنیا عوض شده،

630
00:36:35,109 --> 00:36:36,736
‫- ما هم انگار...
‫- فقط...

631
00:36:37,278 --> 00:36:38,896
‫یه دستمون رو از پشت بستن.

632
00:36:38,946 --> 00:36:41,199
‫فقط به سوال وامونده جواب بده.

633
00:36:47,205 --> 00:36:48,247
‫راضی شدی؟

634
00:36:49,123 --> 00:36:50,124
‫خیلی‌خب.

635
00:36:50,625 --> 00:36:52,001
‫الان راضی شدی؟

636
00:36:54,629 --> 00:36:56,297
‫سکوتت یعنی قبول کردی.

637
00:36:59,842 --> 00:37:02,261
‫می‌دونم خیال می‌کنی باهوشی،
‫ولی این کار هوشمندانه نیست.

638
00:37:02,762 --> 00:37:04,672
‫- دوستانه می‌گم.
‫- آها. عجب.

639
00:37:04,722 --> 00:37:06,257
‫- باشه.
‫- دن.

640
00:37:06,307 --> 00:37:08,142
‫از پیامدهاش راضی نخواهی بود.

641
00:37:08,643 --> 00:37:09,977
‫دن.

642
00:37:10,519 --> 00:37:11,520
‫برو خونه.

643
00:37:12,355 --> 00:37:13,356
‫من می‌رم.

644
00:37:14,440 --> 00:37:15,441
‫ولی منتظر می‌مونم.

645
00:37:15,942 --> 00:37:17,944
‫به نماینده فدراسیونت زنگ بزن.

646
00:37:20,112 --> 00:37:23,115
‫وقتی پیامدش گریبان‌گیر شد،
‫من منتظرم که اوضاع رو جمع کنم.

647
00:37:23,824 --> 00:37:25,660
‫جدی؟ دل تو دلم نیست.

648
00:37:44,220 --> 00:37:45,513
‫خب بچه‌ها.

649
00:37:46,180 --> 00:37:47,215
‫سلام.

650
00:37:47,265 --> 00:37:49,475
‫گوش کنین، برنامه تغییر کرده.

651
00:37:50,559 --> 00:37:51,719
‫چی شده؟

652
00:37:51,769 --> 00:37:53,354
‫قراره سمفایر رو لغو کنیم.

653
00:37:54,063 --> 00:37:55,181
‫حکم‌ها صادر شدن،

654
00:37:55,231 --> 00:37:59,694
‫نیروهای مسلح توی راهن،
‫اجازه دستگیری داریم.

655
00:38:00,861 --> 00:38:01,904
‫دستگیری؟

656
00:38:02,780 --> 00:38:04,899
‫کازمو، کارن و همه‌شون. همه.

657
00:38:04,949 --> 00:38:05,983
‫ببخشید...

658
00:38:06,033 --> 00:38:08,369
‫- رئیس کو؟
‫- متاسفانه کنار رفت.

659
00:38:09,328 --> 00:38:12,073
‫- چی؟
‫- از انجام وظیفه تعلیق شد.

660
00:38:12,123 --> 00:38:13,282
‫چرا؟

661
00:38:13,332 --> 00:38:15,334
‫یه تحقیقات داخلی براش در جریانه.

662
00:38:16,419 --> 00:38:17,420
‫خب...

663
00:38:17,962 --> 00:38:19,547
‫الان کی رئیس شده؟ ها؟

664
00:38:20,214 --> 00:38:21,332
‫- تو؟
‫- آره.

665
00:38:21,382 --> 00:38:22,508
‫منم.

666
00:38:23,718 --> 00:38:26,304
‫ما و واحد ضد تروریسم
‫قراره با همدیگه کار کنیم.

667
00:38:27,263 --> 00:38:28,339
‫این کارهات واسه چیه؟

668
00:38:28,389 --> 00:38:30,216
‫ارتباط با نفوذی قطع شده.

669
00:38:30,266 --> 00:38:32,018
‫نمی‌دونیم چه نقشه‌ای دارن.

670
00:38:32,852 --> 00:38:34,262
‫چه چاره دیگه‌ای داریم؟

671
00:38:34,312 --> 00:38:36,639
‫- منظورم این نبود.
‫- نه، متوجه منظورت شدم کیم.

672
00:38:36,689 --> 00:38:39,358
‫حرفم اینه که چرا الان
‫انقدر خائن و بی‌چشم و رو شدی...

673
00:38:40,192 --> 00:38:42,270
‫در حالی که ما یه آدم
‫عاقل و بالغ نیاز داریم؟

674
00:38:42,320 --> 00:38:43,779
‫معذرت می‌خوام،
‫از شرایط راضی نیستی؟

675
00:38:44,989 --> 00:38:47,692
‫کسی از این تصمیم ناراضیه؟

676
00:38:47,742 --> 00:38:51,495
‫چون اگه راضی نیستین، آزادین که همین الان
‫به واحد تحقیقات جنایی برگردین.

677
00:38:53,497 --> 00:38:54,582
‫بسیارخب.

678
00:38:55,291 --> 00:38:56,292
‫پس بریم بازداشتشون کنیم.

679
00:38:56,959 --> 00:38:58,502
‫دارن میان سراغم.

680
00:38:59,003 --> 00:39:00,129
‫پلیس رو می‌گم.

681
00:39:00,838 --> 00:39:02,340
‫من رو تحت نظر دارن.

682
00:39:03,716 --> 00:39:05,134
‫هر جا که می‌رم،

683
00:39:06,218 --> 00:39:08,629
‫مثل اورک‌های سارومان حضور دارن.

684
00:39:08,679 --> 00:39:10,840
‫جن، می‌شه مقدمات مصاحبه رو آماده کنی؟

685
00:39:10,890 --> 00:39:14,010
‫فین، ازت می‌خوام وقتی نیروهای مسلح رسیدن
‫تو باهاشون هماهنگ بشی.

686
00:39:14,060 --> 00:39:15,469
‫مخفیانه نزدیک بشین.

687
00:39:15,519 --> 00:39:17,146
‫لطفا سر تمام دستگیری‌ها هماهنگ باشین.

688
00:39:17,897 --> 00:39:19,023
‫چیزی نمی‌شه.

689
00:39:19,607 --> 00:39:20,983
‫ولی دارن میان سراغم.

690
00:39:24,528 --> 00:39:25,946
‫همین پلیس‌ها.

691
00:39:26,739 --> 00:39:28,407
‫کارگزاران دولتی.

692
00:39:29,075 --> 00:39:30,568
‫می‌خوان مرگم رو رقم بزنن.

693
00:39:30,618 --> 00:39:33,279
‫جد، همه توی ماشین‌های جدا باشن.

694
00:39:33,329 --> 00:39:34,530
‫ارتباطی با هم نگیرن.

695
00:39:34,580 --> 00:39:37,208
‫گوشی‌هاشون و ساعت‌های
‫هوشمند رو ازشون بگیرین.

696
00:39:37,875 --> 00:39:39,368
‫خوبین رفقا؟

697
00:39:39,418 --> 00:39:41,203
‫به خودتون افتخار می‌کنین؟

698
00:39:41,253 --> 00:39:44,206
‫اگه دارین گوش می‌دین
‫که مطمئنم می‌شنوین،

699
00:39:44,256 --> 00:39:45,883
‫یه پیام کوچولو براتون دارم.

700
00:39:46,634 --> 00:39:50,888
‫«کیوجیو جانجای.»

701
00:39:50,930 --> 00:39:55,176
‫«کیوجیو جانجای.»

702
00:39:55,226 --> 00:39:59,688
‫به زبان کره شمالی بود.
‫یعنی «گور بابای پلیس.»

703
00:40:03,192 --> 00:40:04,193
‫کاز.

704
00:40:05,653 --> 00:40:06,695
‫بچه‌ها منتظرن.

705
00:40:12,618 --> 00:40:20,543
‫[تماس دریافتی]

706
00:40:26,340 --> 00:40:27,633
‫گندش بزنن.

707
00:40:33,305 --> 00:40:34,306
‫الو؟

708
00:40:37,101 --> 00:40:38,185
‫الو؟

709
00:40:40,438 --> 00:40:41,439
‫الو؟

710
00:40:43,482 --> 00:40:44,608
‫کیه؟

711
00:40:54,577 --> 00:40:55,578
‫بیلی؟

712
00:40:57,288 --> 00:40:59,665
‫بیلی، فکر کردیم از دست رفتی پسر.
‫حالت خوبه؟

713
00:41:00,958 --> 00:41:02,410
‫راه افتاد. دارن شروع می‌کنن.

714
00:41:02,460 --> 00:41:03,461
‫حمله رو می‌گم.

715
00:41:04,962 --> 00:41:06,338
‫کجا؟ کی؟

716
00:41:07,089 --> 00:41:08,124
‫همین‌جا.

717
00:41:08,174 --> 00:41:09,216
‫توی لندن.

718
00:41:10,885 --> 00:41:11,844
‫فرداست.