1
00:00:00,120 --> 00:00:04,020
‫- ایوری اینجا چیکار می‌کنه؟
‫- از یه سری چیزها نباید خبر دار بشی.

2
00:00:04,020 --> 00:00:05,300
‫بی‌نام‌ها خیلی شرورن.

3
00:00:05,300 --> 00:00:06,780
‫کاسپین چیکار کرده؟

4
00:00:06,780 --> 00:00:08,060
‫لئوپارد.

5
00:00:08,060 --> 00:00:09,980
‫اگه من جات بودم این رو مخفی نگه می‌داشتم.

6
00:00:09,980 --> 00:00:12,300
‫همه‌ی داوان‌ها می‌رن کروک‌هیون. سرنوشتمونه.

7
00:00:12,300 --> 00:00:14,580
‫- کارت تماس بی‌نام.
‫- کارت تماس؟

8
00:00:14,580 --> 00:00:16,700
‫سکه‌ای که یک سمتش سوخته.

9
00:00:16,700 --> 00:00:18,700
‫واسه همین تو اینجایی! تو با بی‌نام‌هایی!

10
00:00:18,700 --> 00:00:20,540
‫نابودت می‌کنم.

11
00:00:23,140 --> 00:00:25,100
‫پونزده دقیقه تا منع رفت و آمد.

12
00:00:25,100 --> 00:00:28,060
‫لطفا به اتاق خوابتون و یا یه جای امن برید.

13
00:00:33,620 --> 00:00:36,260
‫جین شن، احتیاط.

14
00:00:36,260 --> 00:00:39,460
‫جین شن، احتیاط.

15
00:00:39,460 --> 00:00:41,980
‫وی شیان، خطر.

16
00:00:41,980 --> 00:00:44,860
‫وی شیان، خطر.

17
00:00:44,860 --> 00:00:47,380
‫جین جی، فوری.

18
00:00:47,380 --> 00:00:49,940
‫جین جی، فوری.

19
00:00:51,260 --> 00:00:53,580
‫مدل اول رو تکمیل کردی.

20
00:01:18,900 --> 00:01:20,620
‫هیچی یاد نگرفتی؟

21
00:01:23,820 --> 00:01:25,620
‫من از تمرینات پیروی کردم.

22
00:01:25,620 --> 00:01:27,780
‫جلوی حمله‌ات رو گرفتم.

23
00:01:27,780 --> 00:01:29,060
‫وارد اتاق امن شدم.

24
00:01:29,060 --> 00:01:31,140
‫شانس آوردی.

25
00:01:31,140 --> 00:01:34,540
‫اگه من نباشم که ازت محافظت کنم چی؟ هان؟

26
00:01:35,660 --> 00:01:38,820
‫کم‌کم دارم می‌ترسم که
‫مامان هرگز برنمی‌گرده.

27
00:01:38,820 --> 00:01:41,860
‫ولی ترس نقطه‌ی ضعفه،
‫و من هم لاکت هستم.

28
00:01:43,020 --> 00:01:45,220
‫ما ضعف نشون نمی‌دیم.

29
00:01:45,220 --> 00:01:46,820
‫ضعف بقیه رو نمایان می‌کنیم.

30
00:01:56,000 --> 00:01:59,760
‫[جاسوس بی‌نام‌ها؟]

31
00:02:14,780 --> 00:02:17,900
‫یعنی بی‌نام‌ها مثل یه جور
‫شبکه‌ی مرگبار مخفین؟

32
00:02:17,900 --> 00:02:19,260
‫اصلا چی می‌خوان؟

33
00:02:19,260 --> 00:02:21,460
‫قدرت. پول.

34
00:02:21,460 --> 00:02:22,780
‫که دنیا نابود بشه.

35
00:02:22,780 --> 00:02:24,180
‫چرا انقدر سوال می‌پرسی؟

36
00:02:24,180 --> 00:02:25,460
‫خب چرا کسی جلوشون رو نمی‌گیره؟

37
00:02:25,460 --> 00:02:26,700
‫چون نامرئین.

38
00:02:27,740 --> 00:02:30,100
‫شبکه‌ی کلک‌بازها تنها کسایین
‫که می‌تونن باهاشون روبرو بشن.

39
00:02:30,100 --> 00:02:31,860
‫واسه همین می‌خوان ما رو نابود کنن.

40
00:02:33,180 --> 00:02:34,900
‫سکه‌های سوخته...

41
00:02:34,900 --> 00:02:37,620
‫گفتی سر صحنه‌ی جرائمشون می‌ذارن دیگه؟

42
00:02:38,900 --> 00:02:40,900
‫فهمیدم قضیه چیه.

43
00:02:40,900 --> 00:02:42,460
‫باور نمی‌کنی که «ایشان» رو ربوده باشن.

44
00:02:42,460 --> 00:02:44,740
‫فکر می‌کنی یکی از اون‌هاست.
‫فکر می‌کنی من هم از اون‌هام.

45
00:02:44,740 --> 00:02:46,380
‫تو نه.

46
00:02:46,380 --> 00:02:47,900
‫یا ایشان.

47
00:02:48,940 --> 00:02:50,500
‫من هستم.

48
00:02:56,020 --> 00:02:57,260
‫باز هم قفل من رو عوض کردی.

49
00:02:57,260 --> 00:02:59,980
‫جهت احتیاط. تو هدف باارزشی هستی.

50
00:02:59,980 --> 00:03:03,060
‫در جریانم. مامان نمی‌ذاره یادم بره.
‫حالا که حرفش شد...

51
00:03:03,060 --> 00:03:04,660
‫خودت بهتر می‌دونی و لازم نیست بپرسی.

52
00:03:04,660 --> 00:03:07,020
‫آره می‌دونم، پروتکل ماموریته.

53
00:03:07,020 --> 00:03:09,220
‫باز هم کاری هست پنلوپه؟
‫چون من خیلی دیرم...

54
00:03:09,220 --> 00:03:11,900
‫به یه نفر توی کلاسم خیلی مشکوک شدم.

55
00:03:12,980 --> 00:03:15,820
‫اینجا مدرسه‌ی کلک‌بازهاست.

56
00:03:15,820 --> 00:03:17,660
‫همه مشکوکن.

57
00:03:17,660 --> 00:03:20,580
‫تمرکز کن که تحت‌تعقیب‌ترین بمونی.

58
00:03:20,580 --> 00:03:22,700
‫حواست پرت نشه.

59
00:03:26,980 --> 00:03:29,580
‫قسم می‌خورم اصلا اسم بی‌نام‌ها
‫رو نشنیده بودم، تا این که...

60
00:03:29,580 --> 00:03:31,980
‫تو یکی از چهار مریتی،
‫و اتفاقا...

61
00:03:31,980 --> 00:03:33,380
‫آره، می‌دونم، خب؟

62
00:03:33,380 --> 00:03:35,460
‫کل شب بیدار موندم و سعی کردم بفهمم...

63
00:03:35,460 --> 00:03:38,940
‫چون امکان نداره که تصادفی باشه.

64
00:03:43,780 --> 00:03:45,220
‫پس از کجا آوردیش؟

65
00:03:45,220 --> 00:03:47,260
‫قضیه همینه.

66
00:03:47,260 --> 00:03:48,860
‫نمی‌دونم.

67
00:03:48,860 --> 00:03:51,460
‫فقط، اونجا بود.

68
00:03:53,060 --> 00:03:56,740
‫روی طاقچه کنار بقیه‌ی وسایل مادربزرگ.

69
00:03:56,740 --> 00:03:59,900
‫باید اون سکه رو قایم کنی. دفنش کن.

70
00:03:59,900 --> 00:04:02,260
‫چون اگه کسی بفهمه
‫دست توئه گابریل...

71
00:04:02,260 --> 00:04:03,860
‫دیره.

72
00:04:03,860 --> 00:04:05,100
‫پنلوپه می‌دونه.

73
00:04:05,100 --> 00:04:06,300
‫اوه.

74
00:04:06,300 --> 00:04:08,860
‫آقای خان عذرخواهی کردن...

75
00:04:08,860 --> 00:04:12,220
‫اما ایشون به ناچار بازداشت شدن.
‫[فریبکاری]

76
00:04:12,220 --> 00:04:16,700
‫بدین ترتیب، وظیفه‌ی من
‫یعنی، آقای هریس هستش که...

77
00:04:16,700 --> 00:04:20,820
‫شما به با هنر فریبکاری آشنا کنم.

78
00:04:20,820 --> 00:04:23,220
‫خان فکر کرده گولمون زده؟

79
00:04:23,220 --> 00:04:24,900
‫فریبکاری یعنی چی؟

80
00:04:24,900 --> 00:04:27,260
‫گول زدن یعنی انسان بودن.

81
00:04:27,260 --> 00:04:28,620
‫همه دروغ می‌گن.

82
00:04:28,620 --> 00:04:30,820
‫هیچکس اون کسی که تظاهر می‌کنه نیست.

83
00:04:30,820 --> 00:04:36,100
‫در واقع، همه‌ی شما الان نقاب به صورت دارید.

84
00:04:36,100 --> 00:04:38,740
‫پس بیایید یه بازی بکنیم.

85
00:04:38,740 --> 00:04:44,660
‫می‌خوام یه کاری بکنیم که
‫اسمش رو گذاشتم «افشای کامل».

86
00:04:44,660 --> 00:04:46,260
‫می‌خوام دو نفری گروه تشکیل بدید...

87
00:04:46,260 --> 00:04:50,300
‫و ۴۸ ساعت وقت دارید که
‫روی هم‌گروهیتون تحقیق کنید...

88
00:04:50,300 --> 00:04:54,580
‫بفهمید که چی رو مخفی کرده و سپس در اینجا...

89
00:04:54,580 --> 00:04:57,820
‫در تنگ بازجویی من با هم روبرو بشید.

90
00:05:00,820 --> 00:05:04,660
‫بهترین رازی که کشف نشده
‫باشه، ده امتیاز کلکی به همراه داره.

91
00:05:04,660 --> 00:05:06,020
‫خب بذار ببینم درست فهمیدم...

92
00:05:06,020 --> 00:05:09,060
‫می‌خوای از هم دیگه آتو جمع کنیم؟

93
00:05:09,060 --> 00:05:11,260
‫چون امکان نداره.

94
00:05:11,260 --> 00:05:14,260
‫اگه مشخص‌ بشه که حرف‌هاتون دروغ بوده...

95
00:05:14,260 --> 00:05:17,060
‫شخص مقابل ده امتیاز می‌گیره.

96
00:05:17,060 --> 00:05:20,180
‫فرض کنید یه بازی درست
‫یا غلط با پیامد سنگینه.

97
00:05:20,180 --> 00:05:21,860
‫باز هم نه.

98
00:05:21,860 --> 00:05:24,580
‫و این لباس مبدل داغون چیه دیگه؟

99
00:05:24,580 --> 00:05:26,380
‫ممنون که پرسیدی جیا.

100
00:05:26,380 --> 00:05:28,060
‫واسه اینه که منظوری رو برسونم.

101
00:05:32,980 --> 00:05:35,860
‫تشخیص دادن ریش و لهجه‌ی الکی راحته...

102
00:05:35,860 --> 00:05:37,940
‫ولی برداشتن واقعی نقاب یه نفر...

103
00:05:37,940 --> 00:05:40,420
‫اونه که مهارت می‌خواد.

104
00:05:44,140 --> 00:05:45,820
‫بریم انتخاب کنیم پس.

105
00:05:51,140 --> 00:05:53,940
‫بذار من کمکت کنم نیکی.
‫گابریل خیلی تهاجمیه.

106
00:05:53,940 --> 00:05:56,020
‫بیا.

107
00:05:56,020 --> 00:05:57,460
‫اد مال تو شد.

108
00:05:58,620 --> 00:05:59,940
‫مرسی پنلوپه.

109
00:05:59,940 --> 00:06:01,820
‫من چطوری از اون بازجویی کنم؟

110
00:06:01,820 --> 00:06:03,420
‫من اصلا نمی‌تونم باهاش حرف بزنم.

111
00:06:03,420 --> 00:06:06,140
‫به خودت فشار نیار داداش.
‫من راهنماییت می‌کنم.

112
00:06:06,140 --> 00:06:07,780
‫می‌دونی که حرف زدن ابرقدرت منه.

113
00:06:07,900 --> 00:06:12,440
‫[افشای کامل، آمیرا در
‫مقابل جیا، اد در مقابل نیکی...]

114
00:06:12,460 --> 00:06:17,240
‫[اید در مقابل ادگار،
‫گابریل در مقابل پنلوپه]

115
00:06:17,240 --> 00:06:18,880
‫چهل ساعت دیگه تو می‌ری...

116
00:06:18,880 --> 00:06:21,200
‫و زندگیم به شدت بهتر می‌شه.

117
00:06:21,200 --> 00:06:22,720
‫تو چیزی نداری جز...

118
00:06:22,720 --> 00:06:24,840
‫یه سکه‌ی سوخته.

119
00:06:24,840 --> 00:06:26,920
‫تبانی با آمیرا.

120
00:06:26,920 --> 00:06:29,760
‫- دیشب بهت گفتم. در مورد سکه چیزی نمی‌دونم.
‫- آره می‌دونم.

121
00:06:29,760 --> 00:06:33,280
‫آره خبر نداری. صرفا سکه
‫رو روی طاقچه‌ی مادربزرگ...

122
00:06:33,280 --> 00:06:36,240
‫همراه وسایلش پیدا کردی.
‫بهتر تلاش کن ایوری.

123
00:06:36,240 --> 00:06:37,180
‫جاسوسیم رو کردی.

124
00:06:45,680 --> 00:06:47,280
‫تازه‌کاری.

125
00:06:47,280 --> 00:06:49,280
‫فرض می‌کنم مادربزرگ اسم رمزه.

126
00:06:49,280 --> 00:06:51,000
‫مادربزرگ مادربزرگمه دیگه.

127
00:06:51,000 --> 00:06:52,440
‫واقعا مشکلت چیه؟

128
00:06:52,440 --> 00:06:55,680
‫مشکلم اینه که تو همه‌چیز رو خیلی...

129
00:06:55,680 --> 00:06:57,120
‫بهم ریخته می‌کنی!

130
00:06:59,920 --> 00:07:01,680
‫من چیزی واسه مخفی کردن ندارم.

131
00:07:02,960 --> 00:07:05,760
‫ولی تو خیلی چیزهای بیشتری
‫از امتیاز از دست می‌دی ایوری.

132
00:07:05,760 --> 00:07:08,640
‫اگه زندانیت نکنن، حداقل بیرونت می‌کنن.

133
00:07:09,680 --> 00:07:13,620
‫[چهل ساعت تا افشای کامل]

134
00:07:30,280 --> 00:07:32,800
‫نمی‌تونم خیلی حرف بزنم. مادربزرگ.
‫فقط یه دقیقه وقت دارم.

135
00:07:32,800 --> 00:07:35,200
‫با اون پنلوپه‌ی بداخلاق کنار اومدی؟

136
00:07:35,200 --> 00:07:36,760
‫آره، دارم روش کار می‌کنم.

137
00:07:39,600 --> 00:07:41,480
‫مادربزرگ، سکه‌ی شانسم رو یادته؟

138
00:07:41,480 --> 00:07:44,240
‫همونی گمش کردی؟ آره معلومه. پیداش کردی؟

139
00:07:44,240 --> 00:07:45,880
‫آره...

140
00:07:45,880 --> 00:07:47,680
‫توی اون یکی شلوارم بود.

141
00:07:50,400 --> 00:07:52,560
‫می‌گم، یادته از کجا آوردیش؟

142
00:07:55,160 --> 00:07:57,240
‫چرا یهویی می‌خوای این رو بدونی؟

143
00:07:59,680 --> 00:08:02,320
‫شما قوانین کروک‌هیون رو زیرپا گذاشتید.

144
00:08:02,320 --> 00:08:03,920
‫تماس شما قطع شد.

145
00:08:12,600 --> 00:08:14,200
‫چرا تماسم رو قطع کردی؟

146
00:08:14,200 --> 00:08:15,760
‫دهن‌لقی تاوان داره.

147
00:08:15,760 --> 00:08:17,000
‫اصلا یعنی چی؟

148
00:08:17,000 --> 00:08:19,520
‫مگه تو نباید سر کلاس باشی دوست من؟

149
00:08:19,520 --> 00:08:21,320
‫تو از سکه خبر داشتی.

150
00:08:21,320 --> 00:08:23,520
‫تو و بقیه. ولی چیزی نگفتی.

151
00:08:23,520 --> 00:08:25,880
‫- لازم نیست نگران باشی.
‫- آره، من واسه چی اینجام؟

152
00:08:25,880 --> 00:08:27,940
‫و با یه جواب الکی دست به سرم نکنید.

153
00:08:29,760 --> 00:08:31,840
‫ببین، ما با سکه پیدات کردیم.

154
00:08:31,840 --> 00:08:34,480
‫یکی از مامورهامون وقتی جیبش رو زدی دیدش.

155
00:08:34,480 --> 00:08:37,360
‫و خیلی زود فهمیدیم که نمی‌دونی که اون چیه.

156
00:08:37,360 --> 00:08:40,360
‫ولی خوشبختانه استعداد محشرت رو کشف کردیم.

157
00:08:40,360 --> 00:08:42,120
‫واسه همینه که اینجایی.

158
00:08:42,120 --> 00:08:45,600
‫گاهی‌اوقات این سکه‌ها، میفتن دست مرمد.

159
00:08:45,600 --> 00:08:47,440
‫صرفا همین.

160
00:08:53,720 --> 00:08:58,400
‫از اونجا که تقلید
‫صادقانه‌ترین نوع چاپلوسیه...

161
00:08:58,400 --> 00:09:03,720
‫بنابراین جاعل باید شخصی
‫که ازش تقلید می‌کنه رو...
‫[جعل]

162
00:09:03,720 --> 00:09:06,320
‫دوست داشته باشه و تحسین کنه.

163
00:09:09,200 --> 00:09:11,680
‫عه، آقای ایوری.

164
00:09:11,680 --> 00:09:13,000
‫ببخشید آقا، من...

165
00:09:13,000 --> 00:09:16,080
‫بهانه‌ات فایده‌ای نداره.

166
00:09:16,080 --> 00:09:19,440
‫حالا کنار آمیرا بشین.

167
00:09:23,000 --> 00:09:28,200
‫امروز توی سر کلاس جعل داریم
‫یاد می‌گیریم که دست‌خط رو جعل کنیم.

168
00:09:29,180 --> 00:09:33,040
‫که مهارتی ساده‌ اما حیاتی
‫برای یک کلک‌باز جوانه.

169
00:09:34,480 --> 00:09:36,360
‫توی تنگ بازجویی موفق باشی...

170
00:09:36,360 --> 00:09:39,640
‫چون من قبل این که بتونم
‫راه برم فریبکاری رو تمرین کردم.

171
00:09:39,640 --> 00:09:41,760
‫تو یه خوره‌ی کامپیوتر بیش‌فعالی.

172
00:09:41,760 --> 00:09:45,360
‫نمی‌تونی نقاب من رو برداری،
‫خودت هم نقابی نداری.

173
00:09:45,360 --> 00:09:48,840
‫آره، ولی فرض کن کل رفتارم
‫یه شخصیت متظاهرانه باشه.

174
00:09:49,960 --> 00:09:52,240
‫اگه تحت ام‌آی۶ تعلیم دیده باشم چی؟

175
00:09:54,560 --> 00:09:56,040
‫ای بابا.

176
00:09:56,040 --> 00:09:58,200
‫نه، نه، نه، نیکی.

177
00:09:59,760 --> 00:10:03,480
‫کاملا در مورد کیو‌های فرفریش اشتباه کردی.

178
00:10:03,480 --> 00:10:05,320
‫داری تنبلی می‌کنی.

179
00:10:06,640 --> 00:10:09,240
‫ببخشید آقای پالومبو.

180
00:10:09,240 --> 00:10:12,760
‫یه سوال، چرا انقدر با ما مریت‌ها مشکل داری؟

181
00:10:12,760 --> 00:10:16,840
‫بابام طوری بزرگم کرده که با ارزش‌های
‫کلک‌بازی زندگی کنم. توی میراثمونه.

182
00:10:16,840 --> 00:10:19,480
‫واسه همین این که صرفا
‫یکی رو از خیابون بیاری...

183
00:10:19,480 --> 00:10:20,560
‫و اسمش رو بذاری کلک‌باز...

184
00:10:21,640 --> 00:10:23,400
‫مسخره‌بازیه.

185
00:10:23,400 --> 00:10:26,440
‫آهان، فهمیدم!

186
00:10:26,440 --> 00:10:27,840
‫هوم؟

187
00:10:27,840 --> 00:10:29,160
‫با بابات مشکل داری.

188
00:10:32,200 --> 00:10:35,000
‫آفرین پنلوپه.

189
00:10:35,000 --> 00:10:38,440
‫با دست‌خط نیکی هیچ فرقی نداره.

190
00:10:39,480 --> 00:10:41,720
‫آمیرا و داجر با هم راحت شدن.

191
00:10:41,720 --> 00:10:44,960
‫بالاخره حرفمون رو فهمید. نمی‌خوایمش.

192
00:10:44,960 --> 00:10:47,540
‫اگه چیزی واسه مخفی کردن نبوده،
‫چرا تماسم رو قطع کردن؟

193
00:10:48,280 --> 00:10:49,940
‫می‌ترسیدن چی بگه؟

194
00:10:50,120 --> 00:10:52,260
‫شاید نگران بودن تو ممکنه چی بگی.

195
00:10:52,800 --> 00:10:55,400
‫نمی‌تونی از کلک‌بازی با یه آدم
‫معمولی حرف بزنی. این قانون اوله.

196
00:10:55,400 --> 00:10:56,660
‫اون در مورد من چی می‌نویسه؟

197
00:10:57,540 --> 00:10:59,320
‫از کجا می‌دونی در مورد توئه؟

198
00:10:59,320 --> 00:11:00,660
‫چون خیلی درگیره.

199
00:11:02,160 --> 00:11:03,560
‫بدک نیست.

200
00:11:07,520 --> 00:11:09,720
‫شاید باید همون کاری رو
‫باهاش بکنی که با بقیه می‌کنه.

201
00:11:11,360 --> 00:11:12,880
‫درسته.

202
00:11:14,040 --> 00:11:17,440
‫باید بتونم یه چیزی پیدا کنم
‫که برعلیه‌اش استفاده کنم.

203
00:11:17,440 --> 00:11:19,120
‫یه چیزی که مخفی کرده.

204
00:11:21,120 --> 00:11:23,040
‫دفاعت رو بیار بالا عزیزم. بالا.

205
00:11:23,040 --> 00:11:25,120
‫به حرکت ادامه بده. هیچوقت پشت نکن.

206
00:11:25,120 --> 00:11:28,160
‫یادت نره که حمله ممکنه از هر جایی بیاد.

207
00:11:28,160 --> 00:11:31,120
‫اگه پاش رو از خط بیاره
‫جلوتر زنگ خطر رو می‌زنم.

208
00:11:31,120 --> 00:11:33,440
‫ولی من اون امتیازها رو می‌خوام.

209
00:11:33,440 --> 00:11:37,000
‫پس فعلا مثل یه شاهین تماشاش می‌کنم،
‫پرونده‌ی خودم رو پیش می‌برم.

210
00:11:37,000 --> 00:11:38,600
‫آفرین دخترم.

211
00:11:38,600 --> 00:11:40,080
‫بعد به بابا پیشنهادش می‌کنم.

212
00:11:41,320 --> 00:11:43,120
‫کاری می‌کنم بهم افتخار کنه.

213
00:11:43,120 --> 00:11:45,160
‫هر دوتون افتخار کنید.

214
00:11:46,480 --> 00:11:47,800
‫مامان؟

215
00:11:47,800 --> 00:11:50,120
‫با کی حرف می‌زنی؟

216
00:11:50,120 --> 00:11:52,560
‫از کجا فهمیدی اینجام؟

217
00:11:52,560 --> 00:11:53,920
‫تعقیبم کردی؟

218
00:11:53,920 --> 00:11:55,840
‫مشخصا.

219
00:11:55,840 --> 00:11:57,520
‫تازه‌کار که نیستم.

220
00:12:01,120 --> 00:12:03,120
‫چرا انقدر نزدیک ایستادی؟

221
00:12:03,120 --> 00:12:05,240
‫باید هم رو تعقیب کنیم.

222
00:12:05,240 --> 00:12:07,520
‫یه فکری دارم، چطوره نکنیم؟

223
00:12:07,520 --> 00:12:09,960
‫یعنی توی افشای کامل شرکت نکنیم؟

224
00:12:09,960 --> 00:12:12,760
‫آهان، تو از اون‌هایی هستی
‫که تکالیفشون رو انجام می‌دن؟

225
00:12:14,200 --> 00:12:15,760
‫ببین قضیه از این قراره.

226
00:12:15,760 --> 00:12:19,080
‫من بلد نیستم دروغ بگم. دروغ بقیه
‫رو هم متوجه نمی‌شم. پس نیستم دیگه.

227
00:12:20,400 --> 00:12:23,920
‫از صداقتت خوشم اومد. حداقل یه تنوعی دیدم.

228
00:12:23,920 --> 00:12:26,960
‫به خاطر داشته باشید که تمام
‫غذاهای امروز گیاهی هستند.

229
00:12:26,960 --> 00:12:30,280
‫می‌شه شخصی که جلوی ون قصاب
‫رو گرفته خودش رو معرفی کنه؟

230
00:12:31,280 --> 00:12:34,040
‫داداش، داری بیش از حد بهش فکر می‌کنی.

231
00:12:34,040 --> 00:12:37,320
‫فقط برو پیشش...

232
00:12:37,320 --> 00:12:39,800
‫یه چیز جالب بهش بگو،
‫یخ بینتون رو بشکن.

233
00:12:41,080 --> 00:12:45,120
‫تا به خودت بیای می‌بینی
‫داری باهاش حرف می‌زنی.

234
00:12:46,460 --> 00:12:47,240
‫ببین، تنهاست.

235
00:12:49,480 --> 00:12:52,240
‫از این لحظه استفاده کن.

236
00:13:02,480 --> 00:13:04,480
‫می‌دونستی...

237
00:13:04,480 --> 00:13:07,800
‫یه حقیقت جالب در مورد
‫دنباله‌ی فیبوناچی اینه که...

238
00:13:07,800 --> 00:13:10,920
‫اولین بار توی ریاضیات باستانی هندی...

239
00:13:10,920 --> 00:13:13,720
‫دویست سال قبل از میلاد مسیح بهش اشاره شده؟

240
00:13:13,720 --> 00:13:14,340
‫اوه!

241
00:13:24,960 --> 00:13:27,840
‫اگه سکه مال اون بود، چرا
‫از اون در موردش نپرسیدی؟

242
00:13:27,840 --> 00:13:29,360
‫چون صرفا یه سکه است.

243
00:13:31,480 --> 00:13:33,200
‫اصلا قدیمی نمی‌شه؟

244
00:13:33,200 --> 00:13:36,120
‫این که دختر لاکت باشی.
‫مجبور باشی همیشه بی‌نقص باشی.

245
00:13:36,120 --> 00:13:38,400
‫لازم نیست باشم. هستم.

246
00:13:38,400 --> 00:13:41,880
‫به لطف ژنم و برنامه‌ای پیچیده.

247
00:13:41,880 --> 00:13:45,600
‫چرا فقط در مورد مادربزرگت حرف می‌زنی؟
‫والدینت چی پس؟

248
00:13:45,600 --> 00:13:47,600
‫اون والدمه.

249
00:13:47,600 --> 00:13:48,980
‫یعنی عملا مامانمه.

250
00:13:50,720 --> 00:13:52,520
‫مامان تو چشه؟

251
00:13:52,520 --> 00:13:54,520
‫چون می‌دونیم بابات کجاست، ولی...

252
00:13:54,520 --> 00:13:57,080
‫اون نیست. مشغول کاره.

253
00:13:57,080 --> 00:13:58,640
‫چرا مامانت رو مادربزرگ صدا می‌کنی؟

254
00:13:58,640 --> 00:14:01,000
‫چیز مهمی نیست. وقتی من
‫رو به دنیا آورد سنش زیاد بود...

255
00:14:01,000 --> 00:14:02,720
‫نمی‌خواست مردم چیزی بگن.

256
00:14:02,720 --> 00:14:04,840
‫واسه همین به مامانت می‌گی مادربزرگ؟

257
00:14:04,840 --> 00:14:07,240
‫بی‌خیال ایوری. بیشتر تلاش کن.

258
00:14:07,240 --> 00:14:09,680
‫یهو بیا ده امتیاز رو مستقیم بده بهم دیگه.

259
00:14:09,680 --> 00:14:11,520
‫والدین واقعیت کین؟

260
00:14:11,520 --> 00:14:13,760
‫- اون مادر واقعیمه.
‫- مادر خونیت!

261
00:14:13,760 --> 00:14:15,160
‫نمی‌دونم، واسم مهم نیست.

262
00:14:15,160 --> 00:14:17,080
‫دروغگو!

263
00:14:17,080 --> 00:14:19,120
‫قیافه‌اش رو ببین.

264
00:14:19,120 --> 00:14:21,320
‫نمی‌خوان من رو ببینن.

265
00:14:21,320 --> 00:14:22,760
‫من چرا باید بخوام ببینمشون؟

266
00:14:22,760 --> 00:14:25,320
‫والدینتن. ناسلامتی به دنیا آوردنت.

267
00:14:25,320 --> 00:14:26,760
‫مادربزرگم من رو بزرگ کرده!

268
00:14:28,240 --> 00:14:30,160
‫بیا در مورد دروغگوی واقعی حرف بزنیم. خب؟

269
00:14:30,160 --> 00:14:32,520
‫بابات. چرا وقتی سکه رو ازم دزدید...

270
00:14:32,520 --> 00:14:34,400
‫- بهم نگفت که اون چیه؟
‫- ازت دزدید؟

271
00:14:34,400 --> 00:14:36,880
‫اوهوم. از اولش هم
‫همینطوری من رو آورد اینجا.

272
00:14:36,880 --> 00:14:39,200
‫تظاهر کرد که یه آقای شیک‌پوشه.

273
00:14:39,200 --> 00:14:41,520
‫البته منصفانه بخوام خیلی تظاهر نبود.

274
00:14:41,520 --> 00:14:43,160
‫تلاش واسه تشخیص سکه سخت نبود.

275
00:14:43,160 --> 00:14:45,000
‫الان خودت رو لو دادی.

276
00:14:45,000 --> 00:14:47,080
‫پدرم عمرا خودش کاری رو بکنه.

277
00:14:47,080 --> 00:14:48,480
‫از خودش بپرس.

278
00:14:48,480 --> 00:14:51,320
‫ازش بپرس ازم چی دزدید؟
‫هیچی توی داستانش با عقل جور در نمیاد.

279
00:14:51,320 --> 00:14:53,040
‫هیچی توی داستان تو
‫هم با عقل جور در نمیاد...

280
00:14:53,040 --> 00:14:56,000
‫پس یا مادربزرگی که
‫می‌گی دروغگوئه و یا خودت.

281
00:14:56,000 --> 00:14:57,680
‫اون عمرا بهم دروغ بگه.

282
00:14:57,680 --> 00:14:59,600
‫در واقع می‌تونیم همین
‫الان بهش زنگ بزنیم...

283
00:14:59,600 --> 00:15:01,520
‫ولی بابات تلفنمون رو قطع کرد.

284
00:15:01,520 --> 00:15:03,120
‫پس خودت دروغگویی.

285
00:15:11,080 --> 00:15:14,560
‫لطفا همه‌ی کلک‌بازها
‫برن جلوی تنگ بازجویی...

286
00:15:14,560 --> 00:15:18,280
‫که یه افشای کامل به نمایش گذاشته باشه.
‫با تفاوت خیلی کم.

287
00:15:31,000 --> 00:15:32,560
‫قضیه‌ی تو...

288
00:15:34,560 --> 00:15:36,040
‫ادگار...

289
00:15:38,000 --> 00:15:39,440
‫همش یه پوششه.

290
00:15:40,800 --> 00:15:43,680
‫پشت اون نقاب بی‌رحمانه‌ات
‫صرفا یه بچه‌ای که ترسیده...

291
00:15:43,680 --> 00:15:45,640
‫و دنبال تایید پدرشه.

292
00:15:46,760 --> 00:15:49,520
‫چون می‌دونی که هرگز جای
‫پسر موردعلاقه‌اش رو نمی‌گیری.

293
00:15:49,520 --> 00:15:52,200
‫همین بهت انگیزه می‌ده
‫که از مریت‌ها متنفر باشی.

294
00:15:52,200 --> 00:15:54,080
‫همین واسه همه کارهات بهت انگیزه می‌ده.

295
00:16:00,680 --> 00:16:01,940
‫گیرم انداختی.

296
00:16:04,360 --> 00:16:06,120
‫مایکل یه قهرمان بود.

297
00:16:07,960 --> 00:16:09,360
‫قهرمان من بود.

298
00:16:11,720 --> 00:16:13,440
‫قهرمان همه بود.

299
00:16:16,680 --> 00:16:18,820
‫و بعد یه مریت خیلی بی‌رحمانه کشتش.

300
00:16:31,920 --> 00:16:33,880
‫وای. به نظر خیلی خفن بوده.

301
00:16:33,880 --> 00:16:36,200
‫حیف که هرگز وجود نداشته.

302
00:16:36,200 --> 00:16:39,480
‫دروغ‌سنج من به سه چیز رو اندازه می‌گیره.

303
00:16:39,480 --> 00:16:41,840
‫نبض، کف دست و مردمک چشم...

304
00:16:41,840 --> 00:16:44,240
‫و ۹۸ درصد دقت داره.

305
00:16:44,240 --> 00:16:47,680
‫شما همه باید می‌تونستید نشانه‌های
‫کلیدی یه دروغگو رو تشخیص بدید.

306
00:16:47,680 --> 00:16:50,560
‫آراستگی، مرتب کردن موها با دست...

307
00:16:51,800 --> 00:16:53,480
‫لمس لب‌ها...

308
00:16:53,480 --> 00:16:54,840
‫و تکرار.

309
00:16:54,840 --> 00:16:57,720
‫مایکل قهرمان بود. قهرمان من بود.
‫قهرمان همه بود.

310
00:16:57,720 --> 00:17:00,400
‫سه بار از کلمه‌ی قهرمان استفاده کرد.

311
00:17:04,000 --> 00:17:06,040
‫باورم نمی‌شه گول خوردی.

312
00:17:06,040 --> 00:17:07,720
‫محشر بود ادگار!

313
00:17:07,720 --> 00:17:10,240
‫خودم هم تقریبا گول خوردم!

314
00:17:10,240 --> 00:17:12,280
‫نمی‌دونم چرا غر می‌زنی.

315
00:17:12,280 --> 00:17:15,440
‫واسه فریبت پنج امتیاز بهت می‌دم...

316
00:17:15,440 --> 00:17:18,440
‫ولی همه منتظریم که نقاب اید رو برداری.

317
00:17:18,440 --> 00:17:20,200
‫لازم نیست نقابش رو بردارم.

318
00:17:21,280 --> 00:17:23,080
‫ترسناک‌ترین رازی که مخفی کرده...

319
00:17:23,080 --> 00:17:25,120
‫اینه که یه بار شکستن لیوان
‫موردعلاقه‌ی مامانشون رو...

320
00:17:25,120 --> 00:17:27,440
‫انداخت گردن برادر دوقلوش.

321
00:17:30,360 --> 00:17:33,320
‫لیوان پلاتی جوبز؟ کار تو بود؟

322
00:17:34,840 --> 00:17:38,200
‫تلاش ضعیفی بود ادگار. بیشتر پیش برو.

323
00:17:38,200 --> 00:17:40,720
‫بیایید یه استراحتی از
‫افشای کامل داشته باشیم...

324
00:17:40,720 --> 00:17:44,000
‫و از طریق الهام به
‫خودمون یادآوری کنیم...

325
00:17:44,000 --> 00:17:48,440
‫که استاد واقعی فریب در شبکه‌ی کلک کیه.

326
00:17:51,000 --> 00:17:55,120
‫هارولد وزمار، یه نابغه که
‫دو سال به صورت پوششی...

327
00:17:55,120 --> 00:17:58,320
‫با یه باند خلافکار آرژانتینی کار می‌کرد...

328
00:17:58,320 --> 00:18:00,520
‫و عملا از کار بیکارشون کرد.

329
00:18:01,460 --> 00:18:02,280
‫[کارمن لاکت]

330
00:18:02,320 --> 00:18:03,560
‫نه...

331
00:18:04,560 --> 00:18:05,840
‫ببخشید.

332
00:18:08,480 --> 00:18:13,440
‫سدریک گو، که هر نقشی رو بازی کرده،
‫از یه گنگستر سه‌گانه گرفته...

333
00:18:13,440 --> 00:18:16,680
‫تا سفید چین در فنلاند.

334
00:18:20,880 --> 00:18:22,960
‫کارمن، اون مامانته.

335
00:18:24,160 --> 00:18:27,040
‫چرا خان اون عکس رو رد کرد؟ چی شد؟

336
00:18:27,040 --> 00:18:30,120
‫چیزی نشد. رفته ماموریت.

337
00:18:30,120 --> 00:18:33,520
‫و تو آخرین نفری هستی که دوست
‫دارم در این مورد باهاش حرف بزنم.

338
00:18:36,360 --> 00:18:37,560
‫پنلوپه، می‌خواستم که...

339
00:18:37,560 --> 00:18:39,320
‫هر چیزی که هست، پاسخم منفیه!

340
00:18:47,840 --> 00:18:50,020
‫واسه افشای کامل با ایوری گروه شدم.

341
00:18:51,920 --> 00:18:54,640
‫امیدوارم ازم نخوای که
‫واسه فریبکاری کمکت کنم.

342
00:18:54,640 --> 00:18:56,960
‫عمرا نسبت به بقیه بهت برتری بدم.

343
00:18:56,960 --> 00:18:58,560
‫مشخصا.

344
00:19:00,920 --> 00:19:04,360
‫فقط خواستم بدونم وقتی
‫استخدامش کردی ازش چی دزدیدی؟

345
00:19:06,080 --> 00:19:07,920
‫کی گفته استخدامش کردم؟

346
00:19:07,920 --> 00:19:09,320
‫اون گفته.

347
00:19:09,320 --> 00:19:11,960
‫گفته با ظاهر مبدل رفتی...

348
00:19:11,960 --> 00:19:14,640
‫و یه چیزی ازش دزدیدی.

349
00:19:14,640 --> 00:19:16,360
‫نگفت چی.

350
00:19:17,560 --> 00:19:20,680
‫حرف کی رو بیشتر باور می‌کنی؟

351
00:19:20,680 --> 00:19:23,320
‫یه جیب‌بر که می‌خواد گولت بزنه...

352
00:19:23,320 --> 00:19:25,040
‫یا پدر خودت؟

353
00:19:28,700 --> 00:19:32,040
‫[سی و شش ساعت تا افشای کامل]

354
00:19:32,080 --> 00:19:34,520
‫واقعا در مورد دوقلوهای
‫احمق بدشانسی آوردیم نه؟

355
00:19:34,520 --> 00:19:36,800
‫توی افشای کامل رد می‌شم.

356
00:19:36,800 --> 00:19:39,440
‫سخته لحظه‌ای رو پیدا کنم که پیش هم نیستن.

357
00:19:39,440 --> 00:19:42,080
‫اصلا نمی‌شه جداشون کرد.

358
00:19:42,080 --> 00:19:43,800
‫واسم سواله...

359
00:19:43,800 --> 00:19:45,400
‫من این نگاه رو می‌شناسم.

360
00:19:45,400 --> 00:19:46,840
‫تو یه نقشه داری.

361
00:19:46,840 --> 00:19:48,800
‫هوم.

362
00:19:48,800 --> 00:19:52,000
‫سی و شش ساعت دیگه به همه
‫می‌گه که من جاسوس بی‌نام‌هام.

363
00:19:53,000 --> 00:19:55,480
‫هیچ‌جوره نمی‌تونم جلوش رو بگیرم.

364
00:19:56,680 --> 00:19:58,320
‫مثل یه ماشینه.

365
00:19:58,320 --> 00:19:59,560
‫یه ربات.

366
00:20:01,560 --> 00:20:03,160
‫پلک نمی‌زنه.

367
00:20:04,400 --> 00:20:06,420
‫احساسات طبیعی انسانی نداره.

368
00:20:07,760 --> 00:20:09,940
‫اصلا نمی‌تونم بفهمم به چی فکر می‌کنه.

369
00:20:12,400 --> 00:20:14,000
‫یا چی می‌نویسه.

370
00:20:19,360 --> 00:20:20,840
‫می‌نویسه...

371
00:20:21,920 --> 00:20:23,320
‫همینطوری باید...

372
00:20:23,320 --> 00:20:26,240
‫اینطوری می‌فهمم چی مخفی می‌کنه.

373
00:20:26,240 --> 00:20:28,080
‫- چی؟
‫- پشت ماسکش.

374
00:20:31,120 --> 00:20:32,960
‫باید دفترش رو بدزدم.

375
00:20:37,080 --> 00:20:40,800
‫هر روز یه کارهای تکراری رو می‌کنه.

376
00:20:40,800 --> 00:20:44,000
‫ناهار، تمرین...

377
00:20:44,000 --> 00:20:46,120
‫تمرین جعل.

378
00:20:46,120 --> 00:20:47,880
‫دفتر رو توی اتاق مطالعه‌اش می‌ذاره.

379
00:20:49,200 --> 00:20:51,920
‫شرمنده رفیق. اون قفل رو نمی‌شه باز کرد.

380
00:20:53,160 --> 00:20:55,160
‫پس سه راه داری.

381
00:20:55,160 --> 00:20:58,360
‫یک، کل این ایده‌ی مسخره رو بی‌خیال شی.

382
00:20:58,360 --> 00:21:00,640
‫دو، در رو از جا در بیاری.

383
00:21:00,640 --> 00:21:02,360
‫یا سومی؟

384
00:21:02,360 --> 00:21:03,300
‫کلیدش رو بدزدی.

385
00:21:06,000 --> 00:21:08,160
‫جیا، کپی گرفتن از روی کلید چقدر سخته؟

386
00:21:08,160 --> 00:21:10,240
‫یه بچه‌ی پنج‌ساله هم
‫می‌تونه چشم‌بسته انجامش بده.

387
00:21:12,960 --> 00:21:14,520
‫می‌خوام یه دعوا درست کنی.

388
00:21:15,600 --> 00:21:17,160
‫با کی؟

389
00:21:19,440 --> 00:21:22,400
‫خب داشتم فکر می‌کردم،
‫به نظرم باید آتش‌بس کنیم.

390
00:21:22,400 --> 00:21:24,040
‫فهمیدم که هیچ رازی نداری...

391
00:21:24,040 --> 00:21:26,400
‫واسه همین دیگه تحقیق نمی‌کنم. پکس کنیم؟

392
00:21:27,520 --> 00:21:31,720
‫نمی‌دونم یعنی چی، ولی با آتش‌بس موافقم.

393
00:21:33,840 --> 00:21:36,640
‫ولی باید بگم، در مورد اون
‫قضیه‌ی داداش مرده‌ات...

394
00:21:38,560 --> 00:21:40,640
‫خوب گولم زدی.

395
00:21:40,640 --> 00:21:42,360
‫خب اگه باعث می‌شه حس بهتری داشته باشی...

396
00:21:42,360 --> 00:21:45,360
‫من هم نزدیک بود داستانت در مورد
‫کار کردن واسه ام‌آی۶ رو باور کنم.

397
00:21:45,360 --> 00:21:46,640
‫جدا؟

398
00:21:48,080 --> 00:21:49,480
‫مرسی رفیق.

399
00:21:49,480 --> 00:21:51,560
‫- خیلی واست ناراحت شدم.
‫- چیزی نیست.

400
00:21:51,560 --> 00:21:54,920
‫صرفا یه لیوان یادبود چینی
‫استخوانی با تولید محدود بود.

401
00:21:56,800 --> 00:21:58,960
‫من هم یه برادر کوچیک‌تر دارم.

402
00:21:58,960 --> 00:22:01,680
‫صبر کن. تو بزرگ‌تری دیگه؟

403
00:22:01,680 --> 00:22:05,280
‫فقط سیزده دقیقه.

404
00:22:05,280 --> 00:22:08,520
‫فکرش رو می‌کردم. از رفتارت مشخصه.

405
00:22:13,120 --> 00:22:15,040
‫خب قضیه‌ی تو و برادرت چیه؟

406
00:22:15,040 --> 00:22:16,440
‫که یه نفر موردعلاقه‌ات باشه.

407
00:22:16,440 --> 00:22:18,800
‫انقدر سعی نکن ازم بازجویی کنی!
‫مشکلت چیه؟

408
00:22:18,800 --> 00:22:20,880
‫مشکلم اینه که یه مریت
‫عجیب‌وغریبی که...

409
00:22:20,880 --> 00:22:23,240
‫هیچ احترامی واسه برنامه‌ی درسی
‫ کلک‌بازها قائل نیستی.

410
00:22:23,240 --> 00:22:25,280
‫حداقل من یه خوره‌ی لگسی
‫نیستم که قیافش طوریه که...

411
00:22:25,280 --> 00:22:27,160
‫انگار ماشین سگش رو زیر گرفته.

412
00:22:27,160 --> 00:22:29,560
‫- هی هی هی، مشکل چیه؟
‫- من خوره‌ام؟ که اینطور؟

413
00:22:29,560 --> 00:22:33,000
‫ناراحت‌کننده است که چقدر
‫سطح خودشون رو پایین میارن، نه؟

414
00:22:34,440 --> 00:22:36,040
‫دخالت نکن جیب‌بر.

415
00:22:36,040 --> 00:22:38,040
‫- ببین چیکار کردی جیا.
‫- نکن.

416
00:22:38,040 --> 00:22:40,120
‫بذار کمکت کنم. بیا.

417
00:22:40,120 --> 00:22:42,760
‫همین‌جاست. سعی می‌کنم بگیرمش.

418
00:22:42,760 --> 00:22:45,640
‫ببین، به کمکت نیاز ندارم، خب؟

419
00:22:45,640 --> 00:22:47,720
‫خودم از پسش برمیام. به
‫کمک امثال تو نیاز ندارم.

420
00:22:47,720 --> 00:22:50,080
‫پس نمی‌خوای که...
‫یعنی چی که یکی مثل من؟

421
00:22:50,080 --> 00:22:52,720
‫- دقیقا می‌دونی منظورم چیه.
‫- نه، نمی‌دونم یعنی چی.

422
00:22:52,720 --> 00:22:55,160
‫- پسش بده لطفا.
‫- پسش می‌دم. بیا.

423
00:22:55,160 --> 00:22:57,240
‫- بیا.
‫- می‌شه شما دو تا برید عقب؟

424
00:22:59,080 --> 00:23:02,000
‫بچه‌ها، بیایید به پنلوپه یکم فضا بدیم.

425
00:23:03,240 --> 00:23:04,800
‫فکر خوبیه.

426
00:23:06,360 --> 00:23:07,760
‫شرمنده.

427
00:23:13,000 --> 00:23:15,120
‫[بیست و چهار ساعت تا افشای کامل]

428
00:23:22,840 --> 00:23:24,240
‫ببخشید که عجیب‌وغریب صدات کردم.

429
00:23:25,320 --> 00:23:26,800
‫عجیب‌وغریبم.

430
00:23:28,320 --> 00:23:30,400
‫می‌دونم که بهم می‌گی بهم ربطی نداره...

431
00:23:30,400 --> 00:23:32,160
‫ولی این کارها رو از کجا یاد گرفتی؟

432
00:23:32,160 --> 00:23:33,720
‫سه نسله که قفل‌سازیم.

433
00:23:33,720 --> 00:23:36,200
‫بابام توی تورنتو مغازه داره.

434
00:23:36,200 --> 00:23:38,720
‫تاجر خیلی بدیه، پدر معمولی‌ایه.

435
00:23:40,040 --> 00:23:41,560
‫قفل‌ساز خوبیه.

436
00:23:44,760 --> 00:23:46,400
‫در این مورد مطمئنی؟

437
00:23:46,400 --> 00:23:49,320
‫این که دفترش رو بخونی،
‫یعنی به نظرت خیلی...

438
00:23:49,320 --> 00:23:52,000
‫فضولی نیست؟ زشت نیست؟ بد نیست؟

439
00:23:52,000 --> 00:23:53,880
‫چرا، ولی اون توی وسایل من رو گشته.

440
00:23:53,880 --> 00:23:55,120
‫که یعنی کارت درسته؟

441
00:23:55,120 --> 00:23:57,240
‫نه، معلومه که درست نیست.

442
00:23:57,240 --> 00:23:59,920
‫من صرفا کاری رو می‌کنم که مجبورم.

443
00:24:01,000 --> 00:24:02,800
‫هیچ چاره‌ای واسم نذاشته.

444
00:24:04,040 --> 00:24:06,080
‫محض اطلاع، این کارم
‫به این معنی نیست که...

445
00:24:06,080 --> 00:24:07,880
‫کاری که می‌کنی رو تایید می‌کنم.

446
00:24:50,360 --> 00:24:52,240
‫شرمنده پنلوپه.

447
00:24:52,240 --> 00:24:54,920
‫- نمی‌دونستم اینجایی.
‫- می‌تونی بیای داخل.

448
00:24:54,920 --> 00:24:56,560
‫کاریت ندارم.

449
00:25:02,560 --> 00:25:05,520
‫می‌خواستم روی فریبکاریم کار کنم.

450
00:25:05,520 --> 00:25:07,860
‫توی کلاس خیلی بد بودم...

451
00:25:08,220 --> 00:25:10,080
‫مخصوصا در مقایسه با تو.

452
00:25:10,080 --> 00:25:12,080
‫ولی خب نمی‌شه که خودم رو...

453
00:25:12,080 --> 00:25:15,280
‫غرغر نکن نیکی. تحقیرآمیزه.

454
00:25:19,080 --> 00:25:21,320
‫بیا، کاغذ بیار. نشونت می‌دم.

455
00:25:37,220 --> 00:25:40,720
‫رازش اینه که فضای بین حروف رو رعایت کنی.

456
00:25:40,720 --> 00:25:45,240
‫آسون‌ترین راهش اینه که کاغذت
‫رو بذاری روی کاغذ اصلی.

457
00:25:45,240 --> 00:25:47,640
‫ولی کاغذ...

458
00:25:54,920 --> 00:25:56,720
‫بابت اون موقع شرمنده.

459
00:25:59,280 --> 00:26:01,400
‫که داد زدم.

460
00:26:01,400 --> 00:26:03,680
‫مشکلی نداره.

461
00:26:03,680 --> 00:26:05,760
‫می‌فهمم.

462
00:26:05,760 --> 00:26:07,320
‫بخاطر فشاره.

463
00:26:08,400 --> 00:26:12,000
‫والدین من هر دو استاد کلک‌بازین...

464
00:26:13,240 --> 00:26:17,020
‫ولی خب آدم چطوری می‌تونه پا
‫جای کاسپین و کارمن لاکت بذاره؟

465
00:26:20,300 --> 00:26:23,160
‫با تبدیل شدن به بهترین
‫کلک‌بازی که وجود داشته.

466
00:26:27,160 --> 00:26:29,480
‫می‌تونی بشی.

467
00:26:29,480 --> 00:26:31,800
‫مطمئنم.

468
00:26:31,800 --> 00:26:33,520
‫مفتخرشون می‌کنی.

469
00:26:34,560 --> 00:26:36,960
‫پدرت و مادرت.

470
00:26:45,480 --> 00:26:47,120
‫ببخشید.

471
00:26:54,520 --> 00:26:56,040
‫ترسناکه.

472
00:28:02,400 --> 00:28:04,480
‫گریه نکن.

473
00:28:47,120 --> 00:28:49,180
‫[جاسوس بی‌نام‌ها؟ جیب‌بر ساده.]

474
00:29:08,720 --> 00:29:11,520
‫من می‌رم دفترم.

475
00:29:11,520 --> 00:29:13,160
‫باید گزارش بنویسم.

476
00:29:13,160 --> 00:29:17,720
‫صرفا اومدم شب‌بخیر بگم،
‫و ببینم خوبی یا نه.

477
00:29:20,040 --> 00:29:21,760
‫چرا نباشم؟

478
00:29:25,920 --> 00:29:28,080
‫مشخصا مشغول کاری هستی.

479
00:29:29,160 --> 00:29:31,100
‫من واقعا توانایی ندارم که...

480
00:29:33,160 --> 00:29:34,960
‫با ناراحتی احساسیت کنار بیام.

481
00:29:37,200 --> 00:29:39,040
‫مادرت توی این جور کارها بهتره.

482
00:29:39,040 --> 00:29:41,480
‫ولی اون که اینجا نیست، مگه نه؟

483
00:29:41,480 --> 00:29:43,120
‫نمی‌دونم اون کجاست...

484
00:29:43,120 --> 00:29:45,960
‫چون هر بار که می‌پرسم بحث رو عوض می‌کنی!

485
00:29:45,960 --> 00:29:48,440
‫اصلا نمی‌دونم زنده است یا مرده!

486
00:29:53,640 --> 00:29:56,480
‫تنهات می‌ذارم که حالت بهتر بشه.

487
00:30:42,440 --> 00:30:44,680
‫پنج ثانیه وقت داری که توضیح بدی.

488
00:30:46,760 --> 00:30:49,720
‫پس ماموریتت اینه، که دختر مدیر رو بکشی؟

489
00:30:49,720 --> 00:30:51,280
‫تو می‌خواستی من رو بکشی.

490
00:30:51,280 --> 00:30:54,840
‫تو یواشکی وارد اتاقم شدی
‫و توی اتاق امنم قایم شدی.

491
00:30:54,840 --> 00:30:57,240
‫خودم گیرت انداختم.

492
00:30:57,240 --> 00:30:59,800
‫کارت تمومه. همین الان زنگ خطر رو می‌زنم.

493
00:30:59,800 --> 00:31:01,160
‫صبر کن!

494
00:31:01,160 --> 00:31:05,160
‫قبل این که تهدیدم کنی،
‫به این فکر کن که چی‌ها ازت می‌دونم.

495
00:31:05,160 --> 00:31:06,720
‫مثلا چی؟

496
00:31:08,880 --> 00:31:11,440
‫مامانت چهار ماهه که رفته.

497
00:31:11,440 --> 00:31:13,800
‫نمی‌دونی کجا رفته.

498
00:31:13,800 --> 00:31:15,600
‫می‌ترسی دیگه برنگرده.

499
00:31:16,520 --> 00:31:19,520
‫می‌ترسی نتونی در حد والدینت خوب بشی.

500
00:31:19,520 --> 00:31:21,080
‫دفترم رو خوندی؟

501
00:31:22,520 --> 00:31:24,160
‫چطور جرئت کردی؟

502
00:31:24,160 --> 00:31:27,040
‫واست سواله که آیا پدرت
‫حقیقت رو مخفی می‌کنه؟

503
00:31:29,360 --> 00:31:30,560
‫خیلی پلیدی.

504
00:31:30,560 --> 00:31:32,800
‫آره ولی این به میل خودم نبود.
‫تو مجبورم کردی.

505
00:31:32,800 --> 00:31:35,120
‫این تغییری ایجاد نمی‌کنه.

506
00:31:35,120 --> 00:31:36,760
‫حرف من در مقابل حرف توئه...

507
00:31:36,760 --> 00:31:39,560
‫و من خیلی ازت دروغگوی بهتریم.

508
00:31:42,320 --> 00:31:44,640
‫می‌دونی چیه؟

509
00:31:44,640 --> 00:31:46,840
‫زنگ خطر رو نمی‌زنم.

510
00:31:46,840 --> 00:31:51,000
‫دوازده ساعت صبر می‌کنم و
‫جلوی همه دستت رو رو می‌کنم.

511
00:31:52,440 --> 00:31:54,520
‫تموم شد.

512
00:31:54,520 --> 00:31:56,240
‫من بردم.

513
00:31:58,880 --> 00:32:00,080
‫کارم تمومه.

514
00:32:00,080 --> 00:32:02,840
‫اصلا می‌شه روی پیشونیم
‫نوشت «جاسوس بی‌نام‌ها».

515
00:32:02,840 --> 00:32:04,560
‫ولی نیستی که.

516
00:32:04,560 --> 00:32:07,440
‫تو همونقدر با بی‌نام‌ها
‫همدستی که ایشان هست.

517
00:32:07,440 --> 00:32:09,080
‫من به تو مثل برادرم اعتماد دارم.

518
00:32:09,080 --> 00:32:12,280
‫آره مرسی. ولی کی حرف ما
‫رو به حرف یه لاکت ترجیح می‌ده؟

519
00:32:14,120 --> 00:32:16,000
‫یعنی، باید مادربزرگم رو ببینم.

520
00:32:16,000 --> 00:32:19,160
‫رودررو، که نتونن صبحتمون رو قطع کنن.

521
00:32:19,160 --> 00:32:23,080
‫فقط اون می‌تونه حقیقت رو
‫در مورد این سکه‌ی مسخره بگه.

522
00:32:23,080 --> 00:32:24,480
‫اون ثابت می‌کنه که من بی‌گناهم.

523
00:32:25,840 --> 00:32:28,920
‫چطوری می‌خوای تا زنگ اول فردا انجامش بدی؟

524
00:32:28,920 --> 00:32:30,800
‫آخرین قطار از مورهارت...

525
00:32:36,800 --> 00:32:37,780
‫ساعت ۱۱:۰۹ می‌ره.

526
00:32:38,960 --> 00:32:41,040
‫تو از کجا می‌دونی؟

527
00:32:41,040 --> 00:32:43,220
‫فقط باید یواشکی از باغبون‌ها رد بشم...

528
00:32:43,800 --> 00:32:46,720
‫از دریاچه رد بشم و از جنگل بگذرم.

529
00:32:46,720 --> 00:32:48,760
‫عملا روانی شدی.

530
00:32:48,760 --> 00:32:51,480
‫آره یعنی، گمونم وقت دارم که برم...

531
00:32:51,480 --> 00:32:53,680
‫و برگردم و...

532
00:32:53,680 --> 00:32:55,080
‫سیزده دقیقه هم وقت اضافه بیارم.

533
00:32:55,080 --> 00:32:57,160
‫فکر می‌کردم دزدیدن دفتر پنلوپه بده...

534
00:32:57,160 --> 00:32:58,680
‫ولی این دیگه واقعا زیاده‌رویه.

535
00:32:58,680 --> 00:33:00,640
‫آخه چی واسه از دست دادن دارم؟

536
00:33:00,640 --> 00:33:02,200
‫واقعا؟ یا اینه...

537
00:33:02,200 --> 00:33:04,320
‫یا بذارم پنلوپه نابودم کنه.

538
00:33:05,780 --> 00:33:10,820
‫[ده ساعت تا افشای کامل]

539
00:33:22,160 --> 00:33:23,680
‫خوبی رفیق؟

540
00:33:29,360 --> 00:33:31,240
‫هی، نه، من اون قایق رو لازم دارم!

541
00:33:37,800 --> 00:33:39,920
‫تو از ما نیستی! کی هستی؟

542
00:33:46,400 --> 00:33:50,240
‫تمامی واحدها، کد قرمز داریم.
‫تکرار می‌کنم کد قرمز داریم.

543
00:33:50,240 --> 00:33:51,960
‫از جات تکون نخور.

544
00:33:51,960 --> 00:33:54,000
‫مزاحم در ساحل جنوبی، تمام.

545
00:33:59,640 --> 00:34:00,800
‫اون کی بود؟

546
00:34:00,800 --> 00:34:03,600
‫به تو مربوط نیست.

547
00:34:03,600 --> 00:34:06,600
‫ایشان نبود. عکسش رو دیدم.

548
00:34:06,600 --> 00:34:08,880
‫ولی ژاکت اون تنش بود.

549
00:34:08,880 --> 00:34:11,240
‫از اون‌ها بود؟ یکی از بی‌نام‌ها؟

550
00:34:11,240 --> 00:34:16,680
‫شدیدا پیشنهاد می‌کنم از این
‫برخورد به کسی چیزی نگی.

551
00:34:16,680 --> 00:34:18,280
‫گمونم این بستگی داره.

552
00:34:19,320 --> 00:34:21,200
‫ساکت می‌مونم...

553
00:34:21,200 --> 00:34:24,020
‫ولی می‌خوام مادربزرگم رو ببینم،
‫که باهاش حرف بزنم.

554
00:34:24,880 --> 00:34:26,520
‫خیلی‌خب.

555
00:34:30,280 --> 00:34:33,360
‫تنها مزیت دوران نظارت اینه که...

556
00:34:33,360 --> 00:34:35,960
‫ما همه‌جا چشم داریم.

557
00:34:45,360 --> 00:34:48,200
‫اگه خارج از موضوع حرف بزنی قطع می‌کنیم.

558
00:34:50,440 --> 00:34:53,240
‫قطع کن تا وقتی رفتم خونه همه‌چیز رو بگم.

559
00:34:57,680 --> 00:34:59,120
‫الو؟

560
00:34:59,120 --> 00:35:00,920
‫منم مادربزرگ.

561
00:35:00,920 --> 00:35:03,040
‫سلام عزیزم. الان نمی‌تونم حرف بزنم.
‫الان...

562
00:35:03,040 --> 00:35:04,640
‫سر کاری، آره، می‌دونم. یعنی...

563
00:35:05,680 --> 00:35:07,320
‫حدس زدم.

564
00:35:07,320 --> 00:35:08,660
‫گوش کن، سریع می‌گم.

565
00:35:09,120 --> 00:35:11,420
‫به سوالم در مورد سکه جواب ندادی.

566
00:35:12,120 --> 00:35:15,480
‫می‌دونی عزیزم، راستش یادم نمیاد.

567
00:35:16,680 --> 00:35:18,040
‫ببین، من باید برم.

568
00:35:18,040 --> 00:35:20,520
‫نه، صبر کن مادربزرگ. یه چیز دیگه.

569
00:35:21,760 --> 00:35:24,740
‫از والدین اصلیم چی می‌دونی؟ کی بودن؟

570
00:35:26,040 --> 00:35:28,160
‫نمی‌دونم.

571
00:35:28,160 --> 00:35:30,200
‫ببخشید. بهم نگفتن.

572
00:35:31,440 --> 00:35:34,120
‫تو گابریل منی. فقط همین رو می‌دونم.

573
00:35:34,120 --> 00:35:36,400
‫ببین، من باید برم. خداحافظ.

574
00:35:41,720 --> 00:35:44,000
‫امیدوارم موضوع خاتمه یافته باشه.

575
00:35:47,200 --> 00:35:49,880
‫[یک ساعت تا افشای کامل]

576
00:36:10,480 --> 00:36:12,440
‫این از طرف مادرت اومد.

577
00:36:13,440 --> 00:36:17,040
‫یه سری از بهترین کلک‌بازهامون جونشون
‫رو به خطر انداختن که این رو واست بیارن.

578
00:36:20,160 --> 00:36:22,640
‫امیدوارم نگرانیت تموم بشه.

579
00:36:44,560 --> 00:36:48,640
‫متاسفم که این همه مدت نیستم عزیزم.

580
00:36:50,920 --> 00:36:54,320
‫یه روزی توضیح می‌دم.

581
00:36:56,440 --> 00:36:58,320
‫امیدوارم درکم کنی.

582
00:37:00,000 --> 00:37:01,920
‫ولی این رو بهت قول می‌دم...

583
00:37:04,040 --> 00:37:06,160
‫خیلی زود میام خونه.

584
00:37:08,520 --> 00:37:11,360
‫مامانت که خیلی...

585
00:37:12,440 --> 00:37:14,080
‫دوستت داره و بهت افتخار می‌کنه.

586
00:37:18,600 --> 00:37:21,640
‫لطفا همه‌ی کلک‌بازها برن پیش آقای خان.

587
00:37:21,640 --> 00:37:23,760
‫وقت افشای کامله.

588
00:37:33,160 --> 00:37:34,380
‫هنوز اینجایی؟

589
00:37:35,640 --> 00:37:37,520
‫من هم هستم.

590
00:37:37,520 --> 00:37:40,900
‫ولی شنیدم دیشب کنار آب دستگیرت کردن.

591
00:37:41,680 --> 00:37:44,240
‫لابد یه نفر دیگه بوده.

592
00:37:44,240 --> 00:37:47,040
‫از اونجایی که این آخرین کلاس هفته‌ی ماست...

593
00:37:47,040 --> 00:37:49,280
‫یعنی این آخرین شانستونه که...

594
00:37:49,280 --> 00:37:53,080
‫نقاب حریفتون رو بردارید و
‫ده امتیاز کلکی دریافت کنید.

595
00:37:54,920 --> 00:37:57,480
‫تو ادعا می‌کنی که نمی‌تونی دروغ بگی...

596
00:37:57,480 --> 00:37:59,600
‫ولی همچنان به نظرم خیلی رازآلودی.

597
00:37:59,600 --> 00:38:01,360
‫پس به نظرم شاید این...

598
00:38:01,360 --> 00:38:03,340
‫یه دروغ دیگه باشه.
‫[آمیرا مقابل جیا]

599
00:38:03,840 --> 00:38:07,720
‫در هر صورت، فهمیدم که تو
‫یکی از دو نفری هستی که...

600
00:38:07,720 --> 00:38:09,720
‫واقعا اینجا بهش اعتماد دارم.

601
00:38:12,600 --> 00:38:14,360
‫و من یاد گرفتم...

602
00:38:14,360 --> 00:38:17,640
‫فریبکاری قطعا زشت و بی‌فایده است.

603
00:38:17,640 --> 00:38:19,640
‫خب بابت...

604
00:38:19,640 --> 00:38:20,340
‫صداقتت ممنون جیا.

605
00:38:23,920 --> 00:38:26,240
‫خب عجیبیش اینه که نیکی، خب...

606
00:38:26,280 --> 00:38:28,360
‫[اد در مقابل نیکی]

607
00:38:28,400 --> 00:38:31,920
‫تو مثل یه کتاب قابل خوندنی،
‫ولی به ندرت از خودت اطلاعاتی می‌دی.

608
00:38:33,200 --> 00:38:34,920
‫من کلک‌بازم.

609
00:38:34,920 --> 00:38:36,800
‫اینطوری بزرگ شدم.

610
00:38:36,800 --> 00:38:40,540
‫ولی در مورد خونه حرف زدی،
‫ولی هیچوقت نگفتی خونه کجاست.

611
00:38:40,960 --> 00:38:43,240
‫و اون لهجه...

612
00:38:43,240 --> 00:38:46,760
‫نمی‌دونم، واقعا نمی‌دونم مال کجاست.

613
00:38:50,720 --> 00:38:53,700
‫[اید مقابل ادگار]

614
00:38:53,800 --> 00:38:55,360
‫من و رفیقم ادگار که اینجاست...

615
00:38:55,360 --> 00:38:57,800
‫آتش‌بس کردیم، نه اد؟

616
00:38:57,800 --> 00:38:59,840
‫پکس. پکس.

617
00:38:59,840 --> 00:39:02,080
‫به لاتین یعنی صلح.

618
00:39:02,080 --> 00:39:04,400
‫باید قبول می‌کردیم که بی‌فایده است.

619
00:39:04,400 --> 00:39:06,600
‫که تو عمق مخفی‌ای نداشتی
‫که در موردش تحقیق کنم.

620
00:39:07,600 --> 00:39:10,680
‫درست نیست که من چیزی
‫در مورد خودم بروز ندادم.

621
00:39:10,680 --> 00:39:12,800
‫هر دو در مورد برادرهامون حرف زدیم.

622
00:39:12,800 --> 00:39:14,680
‫ولی تو اسم برادرت رو نگفتی.

623
00:39:14,680 --> 00:39:17,000
‫که چقدر از نظرمون روی مخن.

624
00:39:17,000 --> 00:39:19,260
‫نگفتم روی مخه.

625
00:39:20,060 --> 00:39:24,560
‫طرف مقابل من آدمیه که
‫مغزش پر از ایده‌ است...

626
00:39:24,560 --> 00:39:27,000
‫ولی پیش برادرش گیر افتاده که جلوش رو گرفته.

627
00:39:27,000 --> 00:39:28,920
‫صبر کن. من این رو نگفتم.

628
00:39:29,960 --> 00:39:32,320
‫شرمنده، حق با تو بود اد.

629
00:39:32,320 --> 00:39:34,600
‫تو گفتی «بی‌احتیاط و شلخته.»

630
00:39:36,680 --> 00:39:38,280
‫نوشتمشون.

631
00:39:47,760 --> 00:39:49,480
‫آره، اگه صادق باشم...

632
00:39:49,480 --> 00:39:52,080
‫کاش اد همیشه انقدر محتاط نبود.

633
00:39:54,600 --> 00:39:57,440
‫«گاهی‌اوقات بیشتر مانع
‫می‌شه تا این که کمک کنه.»

634
00:40:02,120 --> 00:40:05,400
‫انگار یه دستم پشتم بسته است.

635
00:40:08,740 --> 00:40:11,800
‫[پنلوپه در مقابل گابریل]

636
00:40:11,880 --> 00:40:13,080
‫دیشب کجا بودی؟

637
00:40:13,080 --> 00:40:14,640
‫- سعی کردم فرار کنم.
‫- چرا؟

638
00:40:14,640 --> 00:40:15,920
‫که برم دیدن مادربزرگم.

639
00:40:16,480 --> 00:40:17,840
‫چرا؟

640
00:40:17,840 --> 00:40:20,320
‫بخاطر سکه‌ی شانسم.

641
00:40:20,320 --> 00:40:23,000
‫- می‌خواستم ببینم از کجا آوردش.
‫- چرا؟

642
00:40:23,000 --> 00:40:24,480
‫که یه چیزی رو اثبات کنم.

643
00:40:24,480 --> 00:40:27,120
‫ولی کنار ساحل گیر افتادی،
‫پس نتونستی باهاش حرف بزنی.

644
00:40:27,120 --> 00:40:28,480
‫در واقع زدم.

645
00:40:29,680 --> 00:40:31,320
‫با تلفن بابات.

646
00:40:32,800 --> 00:40:34,200
‫پس جوابت رو گرفتی؟

647
00:40:34,200 --> 00:40:35,600
‫یادش نیومد.

648
00:40:35,600 --> 00:40:37,280
‫و حرفش رو باور کردی؟

649
00:40:37,720 --> 00:40:39,040
‫چرا نکنم؟

650
00:40:39,040 --> 00:40:41,200
‫الان به موهات دست زدی،
‫لبت رو لمس کردی...

651
00:40:41,200 --> 00:40:43,320
‫هر دو نشانه‌ی دروغه،
‫مگه نه آقای خان؟

652
00:40:43,320 --> 00:40:44,600
‫آفرین پنلوپه.

653
00:40:44,600 --> 00:40:46,160
‫دروغ نمی‌گفتم. من...

654
00:40:48,960 --> 00:40:50,760
‫راستش واقعا یادم نیست.

655
00:40:50,760 --> 00:40:52,320
‫نمی‌دونم.

656
00:40:54,480 --> 00:40:56,200
‫فکر می‌کنی بهت دروغ گفته.

657
00:40:58,080 --> 00:40:59,160
‫نه.

658
00:40:59,160 --> 00:41:01,200
‫مطمئنی که گفته.

659
00:41:02,280 --> 00:41:04,640
‫دیشب کنار ساحل، شخص
‫دیگه‌ای هم اونجا بود؟

660
00:41:04,640 --> 00:41:06,000
‫نه.

661
00:41:06,000 --> 00:41:07,520
‫چرا اومدی کروک‌هیون؟

662
00:41:07,520 --> 00:41:09,840
‫- چون بابات جیبم رو زد.
‫- دروغه!

663
00:41:09,840 --> 00:41:13,480
‫من با اعتمادبه‌نفس کامل تایید می‌کنم.
‫چون من اونجا بودم.

664
00:41:13,480 --> 00:41:14,600
‫چی دزدید؟

665
00:41:14,600 --> 00:41:16,440
‫سکه‌ی شانسم.

666
00:41:16,440 --> 00:41:18,680
‫و دوباره وقتی رسیدم اینجا ازم دزدیدش.

667
00:41:18,680 --> 00:41:21,540
‫و بهم هشدار داد که پیش خودم بمونه.

668
00:41:24,480 --> 00:41:26,480
‫می‌دونی که دارم حقیقت رو می‌گم.

669
00:41:26,480 --> 00:41:27,680
‫نه، نمی‌دونم.

670
00:41:29,240 --> 00:41:31,960
‫می‌دونی که دروغگوی واقعی کیه.

671
00:41:35,280 --> 00:41:38,320
‫ظاهرا پنلوپه نتونسته
‫نقابت رو برداره گابریل.

672
00:41:38,320 --> 00:41:41,360
‫خب، حالا تو فرصت داری ده امتیاز برنده بشی.

673
00:41:54,640 --> 00:41:57,480
‫عروسک‌های ترسناک از سرتاسر دنیا جمع می‌کنه.

674
00:42:01,240 --> 00:42:02,480
‫همین؟

675
00:42:03,480 --> 00:42:05,600
‫هوم...

676
00:42:05,600 --> 00:42:07,480
‫هوم.

677
00:42:07,480 --> 00:42:10,000
‫خب پنج امتیاز رو به صورت مساوی...

678
00:42:10,000 --> 00:42:13,440
‫بین ادگار و نیکی تقسیم می‌کنم.
‫به هر دوتون تبریک می‌گم...

679
00:42:13,440 --> 00:42:16,320
‫تحت‌تعقیب‌ترین جدیدمون شمایید.

680
00:42:16,320 --> 00:42:19,320
‫شرمنده پنلوپه. ناراحتی‌ای در کار نیست.

681
00:42:25,640 --> 00:42:28,560
‫واست کاری نداشت. می‌تونستی تحقیرم کنی.

682
00:42:28,560 --> 00:42:29,960
‫می‌تونستی امتیاز بگیری.

683
00:42:29,960 --> 00:42:32,240
‫- ولی یه سری چیزها از امتیاز مهم‌تره.
‫- مثلا چی؟

684
00:42:32,240 --> 00:42:34,600
‫مثلا این که همه اینجا دارن دروغ می‌گن.

685
00:42:34,600 --> 00:42:37,680
‫یعنی، من فکر کردم اینجام چون کارم خوبه.

686
00:42:37,680 --> 00:42:41,040
‫می‌دونی، چون لیاقت دارم اینجا باشم.

687
00:42:41,040 --> 00:42:43,920
‫ولی الان همه‌چیز رو زیر سوال می‌برم.

688
00:42:43,920 --> 00:42:45,920
‫یعنی، بابات. سکه‌ام.

689
00:42:45,920 --> 00:42:47,360
‫مادربزرگم!

690
00:42:49,120 --> 00:42:51,920
‫دقیقا از مادربزرگت چی پرسیدی؟

691
00:42:53,640 --> 00:42:57,080
‫که سکه رو از کجا آورده؟
‫که در مورد والدینم چی می‌دونه؟

692
00:42:57,080 --> 00:42:58,440
‫چرا در مورد والدینت پرسیدی؟

693
00:42:58,440 --> 00:42:59,740
‫چون تو کنجکاوم کردی.

694
00:43:03,840 --> 00:43:06,040
‫آره خب، بهت جوابی نداد...

695
00:43:06,040 --> 00:43:07,920
‫و می‌دونی که داره دروغ می‌گه.

696
00:43:10,000 --> 00:43:11,680
‫پدر تو هم دروغ می‌گه.

697
00:43:12,680 --> 00:43:14,360
‫حالا می‌فهمی؟

698
00:43:19,140 --> 00:43:22,280
‫ببین، می‌دونم پرونده‌ات
‫رو کجا می‌تونیم گیر بیاریم.

699
00:43:22,280 --> 00:43:24,040
‫چرا باید کمکم کنی؟

700
00:43:24,040 --> 00:43:26,520
‫کمکت نمی‌کنم.

701
00:43:26,520 --> 00:43:29,080
‫یه دلیلی داشته که پدرم تو رو انتخاب کرده.

702
00:43:29,080 --> 00:43:30,640
‫یه دلیلی که می‌خواد مخفیش کنه.

703
00:43:30,640 --> 00:43:32,920
‫و حس ششمم می‌گه این‌ها همه به هم مربوطن.

704
00:43:34,560 --> 00:43:37,280
‫پس باید بفهمیم تو کی هستی...

705
00:43:37,280 --> 00:43:39,120
‫و واقعا واسه چی اینجایی.

706
00:43:41,440 --> 00:43:44,360
‫مطمئن باشید جناب وزیر.
‫این مسئله رو حلش می‌کنیم.

707
00:43:44,360 --> 00:43:48,760
‫هیچکس نمی‌تونه از جزیره
‫خارج بشه یا بهش وارد بشه.

708
00:44:08,680 --> 00:44:11,400
‫یه طوفان در راهه.

709
00:44:11,400 --> 00:44:13,640
‫طوفانی که نمی‌تونی ازش فرار کنی.