1
00:00:07,173 --> 00:00:08,925
‫پدر، این چیه؟

2
00:00:09,009 --> 00:00:12,053
‫یه راهروئه که «چپ» و «راست» رو
‫به قلعه وصل می‌کنه.

3
00:00:12,137 --> 00:00:13,179
‫اصلاً روحمم خبر نداشت همچین چیزی اینجاست.

4
00:00:13,930 --> 00:00:19,894
‫ارباب این راهروی مخفی رو
‫همون موقعی ساخت که این دهکده یه قلعه بود.

5
00:00:19,978 --> 00:00:22,689
‫افراد کمی ازش خبر دارن.

6
00:00:23,356 --> 00:00:25,525
‫به هیچ‌کس در موردش نگو.

7
00:00:25,608 --> 00:00:27,694
‫فقط وقتی که مجبوری ازش استفاده کن.

8
00:00:30,447 --> 00:00:34,451
‫پایگاه‌های «چپ» و «راست» خروجی دهکده،
‫دقیقاً بالای سر ماست.

9
00:00:37,454 --> 00:00:38,705
‫گوش کن چی می‌گم، یورو.

10
00:00:38,788 --> 00:00:43,918
‫چپ و راست همیشه هوات رو دارن.

11
00:00:45,045 --> 00:00:48,006
‫ما تموم این مدت اینجا بودیم
‫و حواسمون بهت بود، یورو.

12
00:00:48,089 --> 00:00:51,968
‫از این به بعد، ما دیمون‌های تو هستیم.

13
00:00:52,761 --> 00:00:55,764
‫شما... «چپ» و «راست» هستین؟

14
00:00:59,768 --> 00:01:04,773
‫» ترجمه از الهام صدر «

15
00:02:25,687 --> 00:02:28,815
‫پس این بچه‌ننه اربابمونه؟

16
00:02:28,898 --> 00:02:32,569
‫این‌جوری نگو، راست.
‫داری اربابمون رو ناراحت می‌کنی.

17
00:02:32,652 --> 00:02:34,028
‫سلام، چپ و راست.

18
00:02:34,654 --> 00:02:35,613
‫از دیدنتون خوشبختم.

19
00:02:35,697 --> 00:02:37,740
‫تو «درا» هستی، خادم دیمون‌ها.

20
00:02:37,824 --> 00:02:40,034
‫حواسمون به تو هم بوده.

21
00:02:40,535 --> 00:02:44,914
‫اون پرنده‌ها رو زمین زدیم
‫چون انگار می‌خواستن بهت آسیب بزنن،

22
00:02:44,998 --> 00:02:46,749
‫اما اونا چی بودن؟

23
00:02:46,833 --> 00:02:49,294
‫اونا وسایل نقلیۀ دنیای مُدرن پایین کوه هستن.

24
00:02:49,377 --> 00:02:51,546
‫ولی الان واسه گپ زدن وقت نداریم.

25
00:02:52,172 --> 00:02:55,091
‫حداقل دو خطر بزرگ پیداشون شده.

26
00:02:55,175 --> 00:02:58,136
‫کمکمون کنین سریع و سالم
‫از کوه پایین بریم.

27
00:02:58,219 --> 00:02:59,053
‫درا.

28
00:02:59,762 --> 00:03:01,973
‫تو اربابمون نیستی.

29
00:03:02,056 --> 00:03:04,309
‫ارباب ما یوروئه.

30
00:03:04,392 --> 00:03:05,935
‫ما از دستورات اون اطاعت می‌کنیم.

31
00:03:06,019 --> 00:03:09,731
‫می‌دونم، ولی الان وقت ندارم
‫شرایط رو بهش توضیح بدم.

32
00:03:09,814 --> 00:03:11,191
‫ایش.

33
00:03:11,274 --> 00:03:13,860
‫شما دیمون‌های کی هستین؟
‫اون پیرمرده؟

34
00:03:13,943 --> 00:03:15,570
‫اون هیولای دندونی دیگه چیه؟!

35
00:03:15,653 --> 00:03:17,488
‫چی گفتم بهتون؟ اونا اینجان!

36
00:03:17,572 --> 00:03:20,200
‫تازه بعد از اینکه با نارنجک زدمشون هم
‫هیچیشون نشد!

37
00:03:20,783 --> 00:03:22,452
‫جون‌سختیِ دیمون‌های منو دست‌کم نگیر.

38
00:03:23,119 --> 00:03:24,704
‫و بهشونم نگو هیولا. بی‌ادبیه.

39
00:03:25,788 --> 00:03:26,915
‫بذار ببینم...

40
00:03:27,415 --> 00:03:30,126
‫یه پسر شونزده ساله. تو یورو هستی؟

41
00:03:30,210 --> 00:03:32,420
‫من؟ من هفده سالمه.

42
00:03:32,503 --> 00:03:34,005
‫البته با حساب‌وکتابِ سنتی.

43
00:03:34,088 --> 00:03:35,381
‫از نظر دنیای بیرون تو شونزده سالته.

44
00:03:35,465 --> 00:03:36,466
‫چی‌چی؟

45
00:03:36,549 --> 00:03:39,177
‫که این‌طور. پس تو داداشِ آسا هستی.

46
00:03:40,595 --> 00:03:41,429
‫آسا؟

47
00:03:45,850 --> 00:03:48,019
‫من اینجام تا بقیه رو بکُشم.

48
00:03:49,354 --> 00:03:51,272
‫چرا باهام نمیای؟

49
00:03:53,358 --> 00:03:56,027
‫شماها اهالی دهکده رو کشتین؟

50
00:03:56,110 --> 00:03:57,570
‫خودِ خودمونیم.

51
00:03:58,321 --> 00:04:03,409
‫ارباب یورو، تو فقط لب تر کن
‫تا هرچی دستور بدی اطاعت کنیم.

52
00:04:03,493 --> 00:04:05,870
‫من هیچ دستوری بهتون نمی‌دم.

53
00:04:06,788 --> 00:04:08,665
‫شما نگهبانان الهی دهکده‌این.

54
00:04:08,748 --> 00:04:11,000
‫جرئت نمی‌کنم بهتون دستور بدم.

55
00:04:13,628 --> 00:04:16,839
‫ولی دو تا درخواست دارم.

56
00:04:17,382 --> 00:04:21,302
‫اول اینکه، حتماً یه عده‌ای زنده موندن.

57
00:04:21,386 --> 00:04:23,888
‫ببرینشون یه جای امن.

58
00:04:24,472 --> 00:04:27,183
‫و دوم اینکه...

59
00:04:28,142 --> 00:04:31,437
‫اون فسقلی مال منه. بهش دست نزنین.

60
00:04:32,855 --> 00:04:36,025
‫غیر از اینا، هر کاری دلتون می‌خواد بکنین.

61
00:04:38,319 --> 00:04:39,779
‫شانس آوردیم، چپ.

62
00:04:40,363 --> 00:04:43,283
‫ارباب جدیدمون کاری به کارمون نداره.

63
00:04:44,033 --> 00:04:45,785
‫حله!

64
00:04:56,045 --> 00:04:57,463
‫ننه یاماها.

65
00:04:58,256 --> 00:05:01,217
‫ما هیچ‌وقت نمی‌بخشیمت.

66
00:05:01,843 --> 00:05:04,262
‫تقاص کاری که کردی رو پس می‌دی.

67
00:05:19,319 --> 00:05:21,070
‫اون کار به کارمون نداره.

68
00:05:21,654 --> 00:05:23,281
‫حله!

69
00:05:27,994 --> 00:05:30,163
‫اهالی دهکده رو به جای امنی می‌برم.

70
00:05:30,872 --> 00:05:33,666
‫مراقب باش. نیمه‌ی دیگه‌م یه‌کم جوشیه.

71
00:05:36,127 --> 00:05:37,295
‫چی؟!

72
00:05:39,505 --> 00:05:41,507
‫من فقط دارم دستورات اربابم رو اجرا می‌کنم.

73
00:05:42,175 --> 00:05:44,052
‫هر کاری دلم بخواد می‌کنم.

74
00:05:50,391 --> 00:05:51,809
‫تیر دوم!

75
00:05:58,983 --> 00:06:01,027
‫این دیمون‌ها خیلی جون‌سختن.

76
00:06:01,110 --> 00:06:02,737
‫- می‌رم سراغش!
‫- هی!

77
00:06:02,820 --> 00:06:03,863
‫ای بابا!

78
00:06:03,946 --> 00:06:05,281
‫چرا داره این‌جوری می‌شه؟

79
00:06:05,365 --> 00:06:07,033
‫تو رو خدا بیاین از این کوه بریم پایین.

80
00:06:14,082 --> 00:06:17,168
‫هی، زنده‌ای؟ هی.

81
00:06:20,421 --> 00:06:22,215
‫اوه، زنده‌ای.

82
00:06:26,344 --> 00:06:28,388
‫این باید خونِ یکی دیگه باشه.

83
00:06:28,471 --> 00:06:30,890
‫تو که زخمی نشدی. خوبه.

84
00:06:34,352 --> 00:06:38,815
‫پاک یادم رفته بود! نمی‌تونی منو ببینی.

85
00:06:40,817 --> 00:06:44,028
‫نگران نباش. من هیولا نیستم.

86
00:06:44,112 --> 00:06:47,532
‫می‌برمت یه جای امن.

87
00:06:49,575 --> 00:06:50,535
‫اوه؟

88
00:06:54,038 --> 00:06:55,123
‫جدی؟

89
00:06:55,206 --> 00:06:58,292
‫همه تا منو دیدن غش کردن.

90
00:06:58,376 --> 00:07:00,128
‫می‌دونی؟ به آدم برمی‌خوره خب!

91
00:07:01,379 --> 00:07:06,342
‫اونا به بزرگترها هیچ رحمی نکردن،
‫ولی به بچه‌ها آسیبی نزدن.

92
00:07:10,888 --> 00:07:12,932
‫تو می‌تونی منو ببینی، نه؟

93
00:07:27,572 --> 00:07:29,282
‫یه سلام خشک‌وخالی هم نمی‌کنی؟

94
00:07:30,074 --> 00:07:32,410
‫قدرت خطرناکی داری.

95
00:07:32,493 --> 00:07:36,289
‫اگه دلت دعوا می‌خواد، باهات می‌جنگم...
‫ولی دستور اربابم اینه که...

96
00:07:39,959 --> 00:07:43,129
‫بچه‌های این دوره‌زمونه
‫اصلاً به حرف آدم گوش نمی‌دن!

97
00:07:48,509 --> 00:07:49,969
‫اون دختر...

98
00:08:03,941 --> 00:08:07,069
‫شوخیت گرفته!
‫دو نفر به یه نفر!

99
00:08:28,549 --> 00:08:29,926
‫دومی؟!

100
00:08:31,719 --> 00:08:32,595
‫آسا!

101
00:08:41,896 --> 00:08:42,730
‫لعنتی!

102
00:08:43,898 --> 00:08:45,107
‫گابی!

103
00:08:46,234 --> 00:08:48,528
‫ممنون، آسا.

104
00:08:48,611 --> 00:08:49,570
‫تکون نخور!

105
00:08:53,074 --> 00:08:54,992
‫تو کی هستی؟ حرف بزن.

106
00:08:55,076 --> 00:08:57,828
‫من خواهرتم، آسا.

107
00:08:57,912 --> 00:09:00,706
‫دروغگو! آسا که انقدر گنده نیست!

108
00:09:00,790 --> 00:09:04,293
‫توی دنیای بیرون
‫دسترسی به تغذیه خیلی بهتره.

109
00:09:04,377 --> 00:09:06,587
‫آسا هیچ‌وقت این‌جوری اخم نمی‌کنه.

110
00:09:06,671 --> 00:09:07,713
‫من سختی‌های زیادی کشیدم.

111
00:09:07,797 --> 00:09:09,507
‫یه‌کم بی‌اعصابم، خب؟

112
00:09:11,008 --> 00:09:12,301
‫هی!

113
00:09:12,385 --> 00:09:15,221
‫خوب نیست اعضای خانواده با هم دعوا کنن!

114
00:09:20,810 --> 00:09:24,772
‫بوی خون این دختره
‫دقیقاً بوی خون تو رو می‌ده، یورو.

115
00:09:24,855 --> 00:09:27,358
‫- شماها خواهر و برادرین.
‫- چی؟!

116
00:09:27,984 --> 00:09:31,445
‫پس اون آسایی که توی قلعه‌ست کیه؟

117
00:09:31,529 --> 00:09:32,947
‫یه آسای قلابی.

118
00:09:35,866 --> 00:09:41,956
‫ده سال پیش، بعد از اینکه پدر و مادرمون
‫منو برداشتن و از دهکده فرار کردن،

119
00:09:42,039 --> 00:09:46,294
‫ننه و بقیه ترسیدن تو هم فرار کنی.

120
00:09:48,754 --> 00:09:53,759
‫واسه همین یه آسای قلابی درست کردن
‫تا تو رو اینجا پابند کنن.

121
00:09:54,802 --> 00:09:57,221
‫تو برادر بزرگترِ مهربون و دلسوزی هستی.

122
00:09:57,305 --> 00:10:01,058
‫تا وقتی آسا توی دهکده بود،
‫ول نمی‌کردی بری.

123
00:10:02,476 --> 00:10:05,563
‫اون آسا قلابیه.

124
00:10:14,989 --> 00:10:18,326
‫حالا که تجدید دیدار احساسیتون تموم شد،

125
00:10:18,409 --> 00:10:21,621
‫می‌شه عقب بکشی، آسا؟

126
00:10:21,704 --> 00:10:23,039
‫آقای درا!

127
00:10:23,122 --> 00:10:25,291
‫اونا فقط دنبال توئن.

128
00:10:25,374 --> 00:10:29,211
‫ما هنوز نمی‌دونیم این آسای مثلاً واقعی
‫چه کارهایی از دستش برمیاد.

129
00:10:29,295 --> 00:10:33,257
‫و اگه بمونی،
‫ممکنه دهکده خسارت بیشتری ببینه.

130
00:10:34,467 --> 00:10:36,927
‫هنوزم یه عده زنده موندن، مگه نه؟

131
00:10:45,645 --> 00:10:46,604
‫هی.

132
00:10:47,938 --> 00:10:50,274
‫دیگه به اهالی دهکده صدمه نزن.

133
00:10:50,358 --> 00:10:53,402
‫می‌ذارم این فسقلی بره،
‫پس عقب‌نشینی کن.

134
00:10:55,863 --> 00:10:57,406
‫- باشه.
‫- آسا!

135
00:10:58,074 --> 00:10:59,116
‫تا بعد.

136
00:11:09,043 --> 00:11:10,419
‫آخ...

137
00:11:10,503 --> 00:11:12,880
‫چرا نمی‌گیریمش؟

138
00:11:12,963 --> 00:11:18,052
‫چون زخم‌هات نیاز به رسیدگی دارن
‫و می‌دونیم که اون الان جاش امنه.

139
00:11:18,135 --> 00:11:19,720
‫آخ...

140
00:11:19,804 --> 00:11:20,638
‫خوبی؟

141
00:11:21,639 --> 00:11:26,936
‫می‌دونی؟ داداشت بدجور بی‌رحمه.

142
00:11:27,019 --> 00:11:27,853
‫آره.

143
00:11:28,854 --> 00:11:31,357
‫- کارش درسته.
‫- آره.

144
00:11:32,024 --> 00:11:33,275
‫اون زنده‌ست.

145
00:11:33,776 --> 00:11:34,610
‫آره.

146
00:11:36,237 --> 00:11:37,363
‫اون زنده‌ست.

147
00:11:41,951 --> 00:11:44,745
‫داداشم زنده‌ست.

148
00:11:49,922 --> 00:11:59,922
مووی شو
M O V I E S H O . C O M

149
00:12:05,099 --> 00:12:06,684
‫حصار داره برمی‌گرده.

150
00:12:07,601 --> 00:12:09,145
‫باید سریع از کوه بریم پایین.

151
00:12:28,497 --> 00:12:30,416
‫صدای اون هلیکوپترها خیلی بلند بود.

152
00:12:30,499 --> 00:12:31,876
‫قضیه چی بود؟

153
00:12:32,460 --> 00:12:34,545
‫شاید یکی نیاز به کمک داشته.

154
00:12:35,045 --> 00:12:38,466
‫خیلی‌ها توی این کوه‌ها گم می‌شن.

155
00:12:38,549 --> 00:12:41,010
‫خیلی‌هاشونم هیچ‌وقت پیدا نمی‌شن.

156
00:12:41,844 --> 00:12:43,345
‫شاید مثل همون داستان ترسناکه‌ست.

157
00:12:43,429 --> 00:12:46,098
‫همونی که...

158
00:12:46,182 --> 00:12:47,099
‫دهکده‌ی گمشده!

159
00:12:47,183 --> 00:12:48,017
‫آره، همون.

160
00:12:48,601 --> 00:12:52,980
‫کوهنوردها یهو سر از یه دنیای دیگه درمیارن.

161
00:12:53,063 --> 00:12:55,816
‫یه دهکده‌ای اونجاست که
‫اصلاً نباید اونجا باشه.

162
00:12:55,900 --> 00:12:59,779
‫حتی اگه بعداً برگردن هم
‫هیچ اثری ازش نیست.

163
00:13:00,362 --> 00:13:01,989
‫سلام!

164
00:13:02,072 --> 00:13:02,907
‫اوه.

165
00:13:03,616 --> 00:13:04,867
‫سلام.

166
00:13:04,950 --> 00:13:06,577
‫اونا باربر کوهستان بودن؟

167
00:13:06,660 --> 00:13:08,204
‫یا شکارچی‌های سنتی؟

168
00:13:08,287 --> 00:13:09,371
‫[مسیر پیاده‌روی دهکدۀ قدیمی هیگاشی]

169
00:13:09,455 --> 00:13:10,539
‫باد خیلی شدیده.

170
00:13:10,623 --> 00:13:12,208
‫بیا برگردیم پایین.

171
00:13:15,920 --> 00:13:17,129
‫دیگه نمی‌تونیم دهکده رو ببینیم.

172
00:13:17,713 --> 00:13:19,924
‫حتماً دوباره رفته توی حصار.

173
00:13:20,007 --> 00:13:21,884
‫می‌شه برنگردیم؟

174
00:13:22,384 --> 00:13:25,095
‫اگه واقعاً بخوای، می‌تونی برنگردی.

175
00:13:26,180 --> 00:13:29,892
‫ولی یکی که می‌دونسته چطوری پیداش کنه
‫حصار رو شکسته.

176
00:13:29,975 --> 00:13:34,188
‫اونا دنبال تو بودن،
‫پس اونجا قایم شدن فایده‌ای نداره.

177
00:13:34,271 --> 00:13:35,481
‫برگشتنم فایده‌ای نداره.

178
00:13:35,981 --> 00:13:37,775
‫می‌ریم دنیای پایین
‫قاتیِ جمعیت می‌شیم.

179
00:13:40,027 --> 00:13:40,986
‫از این طرف.

180
00:13:46,951 --> 00:13:49,328
‫واای!

181
00:13:51,121 --> 00:13:52,790
‫ممنون که منتظر موندی، هانا.

182
00:13:53,707 --> 00:13:55,459
‫قضیه چیه، سنپای؟

183
00:13:55,543 --> 00:13:59,129
‫می‌دونستم قراره یه آدم با خودت بیاری،
‫ولی حرفی از دیمون‌ها نزدی!

184
00:13:59,630 --> 00:14:00,673
‫اون می‌تونه ما رو ببینه.

185
00:14:00,756 --> 00:14:02,258
‫ببخشید.

186
00:14:03,259 --> 00:14:05,261
‫تو راه برات تعریف می‌کنم.

187
00:14:05,928 --> 00:14:08,472
‫ما رو از اینجا ببر.

188
00:14:08,556 --> 00:14:10,474
‫یورو در خطره.

189
00:14:10,558 --> 00:14:12,893
‫این یکی از دوقلوهاست؟

190
00:14:12,977 --> 00:14:14,979
‫و اینا هم چپ و راستن.

191
00:14:16,480 --> 00:14:17,481
‫این چیزه چیه؟

192
00:14:17,565 --> 00:14:19,567
‫یه تیکه آهنه.

193
00:14:19,650 --> 00:14:21,902
‫اصلاً گوش نمی‌دن.

194
00:14:21,986 --> 00:14:23,571
‫از آشنایی باهات خوشبختم، یورو.

195
00:14:23,654 --> 00:14:24,697
‫همچنین.

196
00:14:25,281 --> 00:14:29,910
‫من هانا هستم. من و سنپای درا با هم
‫به‌عنوان خادم دیمون‌ها کار می‌کنیم.

197
00:14:30,536 --> 00:14:34,707
‫چپ و راست، این دوروبر
‫کسی که دیمون داشته باشه هست؟

198
00:14:34,790 --> 00:14:36,417
‫نه. هیچ‌کس نیست.

199
00:14:36,500 --> 00:14:40,004
‫ایول. پس بریم یه جای شلوغ.

200
00:14:40,087 --> 00:14:41,255
‫سوار شو، یورو.

201
00:14:41,338 --> 00:14:42,423
‫این دیگه چیه؟

202
00:14:43,007 --> 00:14:45,926
‫ازم می‌خوای برم
‫توی این دستگاه عجیب‌غریب؟

203
00:14:46,427 --> 00:14:47,511
‫آره.

204
00:14:47,595 --> 00:14:50,598
‫بهش می‌گن ماشین.

205
00:14:50,681 --> 00:14:52,391
‫یه وسیلۀ نقلیه توی دنیای پایینه.

206
00:14:52,933 --> 00:14:57,646
‫ام، از آهن و این‌جور چیزها ساخته شده
‫و این خانم هم راننده‌شه، و...

207
00:15:01,525 --> 00:15:04,361
‫توش اسب داره و خیلی تند می‌ره!

208
00:15:06,071 --> 00:15:07,072
‫آهان.

209
00:15:07,156 --> 00:15:08,532
‫پس این‌جوری کار می‌کنه.

210
00:15:08,616 --> 00:15:09,575
‫فهمیدم.

211
00:15:10,618 --> 00:15:12,036
‫جدی؟

212
00:15:13,579 --> 00:15:16,123
‫سواریمون دیر کرده.

213
00:15:16,790 --> 00:15:20,169
‫هنوز که توی حصار نیستیم، هستیم؟

214
00:15:20,252 --> 00:15:22,630
‫چون آنتن داریم
‫پس باید بیرون باشیم.

215
00:15:22,713 --> 00:15:23,380
‫[ما کنار تابلوی 2 کیلومتری
‫مسیر پیاده‌روی دهکدۀ قدیمی هیگاشی هستیم]

216
00:15:23,464 --> 00:15:27,134
‫حتی اگه هنوز توش بودیم هم،
‫باز می‌تونستیم به‌زور بازش کنیم.

217
00:15:28,594 --> 00:15:29,887
‫اوناهان.

218
00:15:30,596 --> 00:15:32,097
‫ممنون که منتظر موندین.

219
00:15:32,181 --> 00:15:33,891
‫انگار توی بد دردسری افتادین.

220
00:15:34,475 --> 00:15:36,518
‫ممنون که اومدی، جین.

221
00:15:37,186 --> 00:15:40,105
‫ممنون که این‌همه راه
‫تا بالای کوه اومدی، آقای جین.

222
00:15:40,189 --> 00:15:42,816
‫شنیدم دیمون‌های جدیدی پیداشون شده.

223
00:15:42,900 --> 00:15:45,319
‫شاید بهتر بود منم باهاتون می‌اومدم.

224
00:15:46,236 --> 00:15:47,947
‫بذارینش روی برانکارد.

225
00:15:48,030 --> 00:15:50,324
‫گابی، زخم‌هات در چه حاله؟

226
00:15:50,407 --> 00:15:51,825
‫خون‌ریزیشون بند اومده.

227
00:15:52,409 --> 00:15:54,119
‫یه نوک تیر توی شونه‌مه.

228
00:15:54,203 --> 00:15:55,788
‫می‌شه بعداً درش بیاری؟

229
00:15:55,871 --> 00:15:57,915
‫تیری که به پام خورد
‫از اونورش زد بیرون.

230
00:15:57,998 --> 00:15:59,667
‫جراحاتت شدیدن.

231
00:15:59,750 --> 00:16:01,877
‫جوری حرف نزن انگار پشه نیشت زده.

232
00:16:02,461 --> 00:16:04,213
‫من خوبم.

233
00:16:04,296 --> 00:16:06,131
‫به درد عادت دارم.

234
00:16:07,466 --> 00:16:10,260
‫خب، از اونجایی که برادرت همراهت نیست...

235
00:16:10,844 --> 00:16:11,929
‫فرار کرد.

236
00:16:12,429 --> 00:16:14,723
‫ولی از وجودش مطمئن شدی، آره؟

237
00:16:14,807 --> 00:16:16,266
‫اون صحیح و سالمه.

238
00:16:16,850 --> 00:16:19,395
‫رفت پایین کوه.
‫شما بهش برنخوردین؟

239
00:16:19,478 --> 00:16:23,273
‫نه، با اینکه تموم مسیرها رو بسته بودیم.

240
00:16:23,857 --> 00:16:25,985
‫پس از یه راه دیگه فرار کردن.

241
00:16:26,068 --> 00:16:27,778
‫شاید هنوز توی کوهستان باشن.

242
00:16:27,861 --> 00:16:29,655
‫اگه هلیکوپتر داشتیم...

243
00:16:30,990 --> 00:16:33,534
‫دو تا هلیکوپتر
‫و همۀ سربازهامون رو از دست دادیم.

244
00:16:34,118 --> 00:16:35,869
‫اون پیرمرد حسابی جوش میاره.

245
00:16:35,953 --> 00:16:37,788
‫طاقت بیار، جین.

246
00:16:37,871 --> 00:16:40,791
‫برادرِ آسا با یه مرد میانسال
‫به اسم درا فرار کرد.

247
00:16:41,709 --> 00:16:42,584
‫درا.

248
00:16:42,668 --> 00:16:45,337
‫احتمالاً همونیه که
‫سربازها رو هم کشته.

249
00:16:45,421 --> 00:16:47,840
‫آقای کاگموری، نکنه درا...؟

250
00:16:48,966 --> 00:16:50,843
‫خاندان تادرا.

251
00:16:51,427 --> 00:16:55,180
‫چرا باید روزی رو انتخاب می‌کردیم که
‫یه خادم دیمونِ تادرا اونجا باشه؟

252
00:16:56,265 --> 00:17:00,019
‫کاش منم دیمونِ خودم رو می‌آوردم.

253
00:17:01,645 --> 00:17:05,274
‫بگذریم، ما چپ و راست رو آزاد کردیم،

254
00:17:05,357 --> 00:17:09,653
‫چند تا هلیکوپتر رو انداختیم
‫و تو راه اینجا دیمون‌های دشمن رو از پا درآوردیم.

255
00:17:09,737 --> 00:17:13,824
‫بیشتر سربازهایی که دیدم رو کشتم،
‫ولی خیلی زیاد بودن.

256
00:17:13,907 --> 00:17:16,076
‫حتی سرباز هم آورده بودن؟

257
00:17:16,160 --> 00:17:18,120
‫عجب آدم‌های رومخی به نظر میان.

258
00:17:18,203 --> 00:17:21,665
‫مگه نه؟ احتمالاً کار خاندان کاگموریه.

259
00:17:21,749 --> 00:17:22,624
‫کاگموری‌ها؟!

260
00:17:22,708 --> 00:17:25,586
‫الان دیگه اسم و قیافه‌م رو می‌دونن.

261
00:17:27,379 --> 00:17:29,715
‫دلم می‌خواست زندگی آرومی داشته باشم.

262
00:17:33,427 --> 00:17:35,971
‫حس می‌کنم دیمون‌ها دارن نزدیک می‌شن.

263
00:17:36,055 --> 00:17:36,889
‫جدی؟!

264
00:17:36,972 --> 00:17:39,516
‫یعنی افتادن دنبالمون؟

265
00:17:39,600 --> 00:17:40,392
‫به این زودی؟

266
00:17:41,226 --> 00:17:43,979
‫کاری باهامون ندارن.

267
00:17:44,897 --> 00:17:46,523
‫از دوستان قدیمی‌ان.

268
00:17:52,404 --> 00:17:56,033
‫اگه اینجایین، یعنی یه ارباب جدید پیدا کردین؟

269
00:17:56,116 --> 00:17:58,952
‫آره، ازبس خیلی وقته پایین کوه نیومدیم،

270
00:17:59,036 --> 00:18:00,829
‫هیچ نمی‌دونیم چه خبره.

271
00:18:00,913 --> 00:18:02,623
‫چهارصد سالی می‌شه.

272
00:18:03,207 --> 00:18:05,667
‫این بچه ارباب جدیدمونه.

273
00:18:05,751 --> 00:18:08,670
‫اوه، چه خوب.
‫من عاشق بچه‌هام.

274
00:18:09,338 --> 00:18:12,508
‫اون یکی از دوقلوهاییه که
‫شب و روز رو جدا می‌کنن.

275
00:18:15,302 --> 00:18:17,054
‫خب، کار آسونی در پیش ندارین.

276
00:18:18,764 --> 00:18:20,516
‫حالا می‌خواین چی‌کار کنین؟

277
00:18:20,599 --> 00:18:21,767
‫از کجا معلوم؟

278
00:18:21,850 --> 00:18:25,187
‫به نظر میاد فعلاً می‌خوایم
‫توی یه دهکده‌ی پرجنب‌وجوش قایم بشیم.

279
00:18:25,687 --> 00:18:26,814
‫که این‌طور.

280
00:18:27,564 --> 00:18:30,234
‫وقتی برگشتین برام تعریف کنین.

281
00:18:31,902 --> 00:18:33,695
‫سفر به سلامت.

282
00:18:36,782 --> 00:18:38,325
‫این اولین باریه که می‌بینمشون!

283
00:18:38,408 --> 00:18:40,494
‫اولین باریه که می‌بینمشون!
‫اولین باریه که می‌بینمشون!

284
00:18:40,577 --> 00:18:42,287
‫اونا واقعاً وجود دارن؟

285
00:18:42,371 --> 00:18:44,206
‫اونا دیگه چه جونورهایی بودن؟

286
00:18:44,289 --> 00:18:45,666
‫- بهشون نگو جونور!
‫- بهشون نگو جونور!

287
00:18:46,250 --> 00:18:47,793
‫اون اوشیراساما بود!

288
00:18:47,876 --> 00:18:51,588
‫اونا خدایان واقعین، سطحشون
‫از یه دیمون معمولی خیلی بالاتره!

289
00:18:51,672 --> 00:18:53,507
‫- واقعی...؟
‫- اصلِ اصل!

290
00:18:54,216 --> 00:18:57,052
‫هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم تا زنده‌م
‫بتونم ببینمشون.

291
00:18:57,136 --> 00:19:00,013
‫خیلی خوشحالم که زنده‌م.

292
00:19:00,806 --> 00:19:04,601
‫می‌دونی، توی دهکده‌ی ما هم
‫باهامون مثل خدایان رفتار می‌شه.

293
00:19:04,685 --> 00:19:07,437
‫این تبعیض واسه چیه؟

294
00:19:08,021 --> 00:19:10,065
‫پس انواع و اقسام دیمون وجود داره.

295
00:19:10,149 --> 00:19:11,191
‫دقیقاً.

296
00:19:11,275 --> 00:19:14,862
‫ما انسان‌ها فقط دوست داریم
‫اونا رو در ژانرهای مختلف دسته‌بندی کنیم.

297
00:19:14,945 --> 00:19:15,988
‫ژانر...؟

298
00:19:16,071 --> 00:19:22,327
‫همون نوع یا دسته‌بندیه،
‫مثلاً خدایان یا ارواح.

299
00:19:22,411 --> 00:19:26,623
‫بعضی‌ها مثل اوشیراساما
‫با آرامش کنار آدم‌ها زندگی می‌کنن،

300
00:19:26,707 --> 00:19:32,754
‫بعضی‌ها هم واسه اربابشون شانس میارن
‫و بعضی‌ها هم تشویق به کارهای خلاف می‌کنن.

301
00:19:32,838 --> 00:19:36,383
‫اون دندون مصنوعی‌هایی که بهمون حمله کردن
‫احتمالاً از نوع جنگی بودن.

302
00:19:36,884 --> 00:19:39,261
‫فک بالا و پایین
‫با هم یه جفت رو می‌سازن.

303
00:19:39,845 --> 00:19:43,265
‫شنیدم اگه دیمون‌ها از اربابشون
‫خوششون نیاد، درجا قورتش می‌دن.

304
00:19:44,183 --> 00:19:48,187
‫متأسفم. من گذاشتم داداشم بره.

305
00:19:48,270 --> 00:19:50,647
‫باهات میام تا توبیخ بشم.

306
00:19:50,731 --> 00:19:52,816
‫تقصیر تو نیست، آسا.

307
00:19:52,900 --> 00:19:55,110
‫تو داشتی از من محافظت می‌کردی.

308
00:19:55,194 --> 00:19:57,404
‫نگران این موضوع نباشین.

309
00:19:57,946 --> 00:20:02,993
‫پیرمرد همین که بفهمه اون زنده‌ست
‫و از کوهستان اومده بیرون خوشحال می‌شه.

310
00:20:03,076 --> 00:20:07,372
‫نه، جدی می‌گم. اگه آسا اونجا نبود،
‫ممکن بود منو بگیرن.

311
00:20:08,040 --> 00:20:10,417
‫دیمون‌هاش انقدر قوی بودن؟

312
00:20:10,500 --> 00:20:15,797
‫آره، اما برادر آسا بود که
‫با تیرکمون بهم شلیک کرد.

313
00:20:15,881 --> 00:20:19,384
‫اول قدرت حرکتم رو از کار انداخت،
‫بعدشم دست اصلیم رو.

314
00:20:19,468 --> 00:20:21,637
‫برادرت خیلی بی‌رحمه.

315
00:20:21,720 --> 00:20:25,015
‫ذهنیت یه شکارچی رو داره.

316
00:20:34,858 --> 00:20:35,692
‫لعنتی.

317
00:20:36,443 --> 00:20:38,320
‫داره بارون می‌باره.

318
00:20:38,403 --> 00:20:42,532
‫اگه زودتر به آقای کاگموری نرسیم،
‫جا می‌مونیم.

319
00:20:42,616 --> 00:20:43,617
‫بهتره عجلـ...

320
00:20:45,160 --> 00:20:46,495
‫اینجا نیست.

321
00:20:50,666 --> 00:20:52,960
‫تا حالا پنج بار اومدیم اینجا.

322
00:20:53,543 --> 00:20:55,913
‫بدبخت شدیم. نمی‌تونیم بریم.

323
00:20:55,963 --> 00:21:00,968
‫» ترجمه از الهام صدر «

324
00:22:32,768 --> 00:22:34,061
‫«مروری بر قسمت بعد»

325
00:22:34,144 --> 00:22:37,272
‫کارت که تموم شد سیفون رو بکش.

326
00:22:37,356 --> 00:22:38,315
‫استان گونتاما.

327
00:22:38,398 --> 00:22:39,566
‫استان گونتاما.

328
00:22:39,649 --> 00:22:43,028
‫چرا باید با تو ازدواج کنم؟!

329
00:22:45,028 --> 00:22:55,028
دانلود فیلم و سریال
M O V I E S H O . C O M