1
00:01:35,720 --> 00:01:37,889
‫بیا. غذا و یه دست لباس.

2
00:01:39,224 --> 00:01:40,642
‫با اون لباس‌ها خیلی تو چشمی.

3
00:01:41,226 --> 00:01:42,143
‫اینا رو بپوش.

4
00:01:48,775 --> 00:01:50,060
‫این تونیکه؟

5
00:01:50,110 --> 00:01:53,438
‫آره، اینم مثل هاکاماست.

6
00:01:53,488 --> 00:01:55,065
‫راستی، بیا.

7
00:01:55,115 --> 00:01:56,908
‫ما این پایین از این صندل‌ها می‌پوشیم.

8
00:01:57,992 --> 00:02:01,738
‫تیپ اراذلی بهت میاد، سنپای.

9
00:02:01,788 --> 00:02:03,281
‫اینا دیگه چی‌ان؟

10
00:02:03,331 --> 00:02:05,333
‫دیگه حتماً می‌دونی کوفته‌برنجی چیه.

11
00:02:06,000 --> 00:02:09,037
‫صددرصد برنج سفید؟! بدون ارزن؟!

12
00:02:09,087 --> 00:02:10,338
‫اینم جلبک دریاییه؟!

13
00:02:11,047 --> 00:02:13,091
‫اینا جزو غذاهای لوکس نیستن؟!

14
00:02:14,676 --> 00:02:16,628
‫گمونم توی اون دهکده این‌جوری باشه.

15
00:02:16,678 --> 00:02:19,055
‫این چطوری باز می‌شه؟

16
00:02:23,476 --> 00:02:28,481
‫» ترجمه از الهام صدر «

17
00:02:32,610 --> 00:02:33,611
‫بیا.

18
00:02:41,578 --> 00:02:43,246
‫چه خوشمزه‌ست!

19
00:02:43,830 --> 00:02:45,615
‫چطور انقدر خوشمزه‌ست؟

20
00:02:45,665 --> 00:02:47,033
‫این غذای خدایانه؟

21
00:02:47,083 --> 00:02:48,660
‫انقدر خوبه، هان؟

22
00:02:48,710 --> 00:02:50,954
‫این یکی رو هم بخور. نوش جان.

23
00:02:51,004 --> 00:02:53,339
‫مگه تو خاله‌شی؟

24
00:02:55,925 --> 00:03:00,221
‫کاش آسا هم می‌تونست از اینا بخوره...

25
00:03:01,973 --> 00:03:03,683
‫هی، درا.

26
00:03:05,393 --> 00:03:06,553
‫اینجا کجاست؟

27
00:03:06,603 --> 00:03:07,762
‫اوه، ام...

28
00:03:07,812 --> 00:03:10,390
‫بهش می‌گن استراحتگاه.

29
00:03:10,440 --> 00:03:12,809
‫مثل یه چاپارخونه‌ی مدرنه.

30
00:03:12,859 --> 00:03:14,611
‫غذاخوری و دستشویی داره.

31
00:03:15,195 --> 00:03:17,322
‫می‌تونی سوغاتی‌های محلی هم بخری.

32
00:03:18,281 --> 00:03:19,908
‫که این‌طور، که این‌طور.

33
00:03:21,367 --> 00:03:22,869
‫می‌خوای داخلش رو ببینی؟

34
00:03:23,453 --> 00:03:26,823
‫نمی‌خواد. ما پیش یورو می‌مونیم.

35
00:03:26,873 --> 00:03:29,626
‫شماها چرا نمی‌رید غذا بخورید؟

36
00:03:30,293 --> 00:03:32,462
‫ما حواسمون به یورو هست.

37
00:03:34,172 --> 00:03:36,374
‫حالا که این‌طوره، ما رفع زحمت می‌کنیم.

38
00:03:36,424 --> 00:03:38,593
‫- بریم غذا بخوریم، هانا.
‫- بله قربان.

39
00:03:39,177 --> 00:03:41,754
‫به صندلی راننده دست نزنی ها، باشه؟

40
00:03:41,804 --> 00:03:45,216
‫نباید به اسب‌های داخلش غذا بدین؟

41
00:03:45,266 --> 00:03:47,101
‫بعداً بهشون روغن می‌دیم.

42
00:03:56,736 --> 00:03:58,521
‫چقدر بهش گفتی؟

43
00:03:58,571 --> 00:04:04,819
‫خب، وقتی بهش گفتم اون دختره خواهرش نیست،
‫پاک قاتی کرد.

44
00:04:04,869 --> 00:04:07,530
‫بهتره بیشتر از این چیزی نگیم.

45
00:04:07,580 --> 00:04:09,332
‫تو خیلی مهربونی.

46
00:04:09,958 --> 00:04:12,202
‫اون هنوز یه بچه‌ست.

47
00:04:12,252 --> 00:04:15,338
‫چون از بچه‌ها خوشم نمیاد، درک نمی‌کنم.

48
00:04:16,464 --> 00:04:17,715
‫بابت غذا ممنون.

49
00:04:18,299 --> 00:04:20,919
‫خب، حالا چی‌کار کنیم؟

50
00:04:20,969 --> 00:04:23,713
‫شما دو تا رو ببریم خونه‌تون؟

51
00:04:23,763 --> 00:04:27,634
‫نه، اونا الان اسم و قیافه‌م رو می‌شناسن.

52
00:04:27,684 --> 00:04:30,136
‫دیگه اونجا نمی‌رم.

53
00:04:30,186 --> 00:04:33,014
‫پس بی‌خانمانی و داری
‫از بچه‌ی یکی دیگه مراقبت می‌کنی.

54
00:04:33,064 --> 00:04:34,232
‫به نظر سخته.

55
00:04:35,525 --> 00:04:38,228
‫این مشکل تو هم هست.

56
00:04:38,278 --> 00:04:41,648
‫به‌عنوان خادم دیمون دهکدۀ هیگاشی،
‫باید بهم کمک کنی.

57
00:04:41,698 --> 00:04:45,526
‫خب، هر کاری از دستم بربیاد انجام می‌دم.

58
00:04:45,576 --> 00:04:46,736
‫باشه.

59
00:04:46,786 --> 00:04:49,122
‫پس بیا ازدواج کنیم، هانا.

60
00:04:52,542 --> 00:04:54,577
‫حلقه‌های ازدواجمون.

61
00:04:54,627 --> 00:04:56,996
‫همیشه اینو با خودت می‌گردونی؟

62
00:04:57,046 --> 00:05:00,258
‫چرا باید با تو ازدواج کنم؟!

63
00:05:02,176 --> 00:05:03,628
‫واقعی که نیست.

64
00:05:03,678 --> 00:05:07,882
‫باید همرنگ جماعت بشیم
‫تا بتونیم از یورو محافظت کنیم.

65
00:05:07,932 --> 00:05:10,885
‫شایعات درباره‌ی غریبه‌ها
‫توی روستا مثل بمب می‌ترکه،

66
00:05:10,935 --> 00:05:13,146
‫واسه همین به یه شهر نسبتاً بزرگ نیاز داریم.

67
00:05:13,730 --> 00:05:16,724
‫اما مطمئن نیستم بتونیم تنهایی از پسش بربیام.

68
00:05:16,774 --> 00:05:19,352
‫واسه این کار که مجبور نیستیم ازدواج کنیم!

69
00:05:19,402 --> 00:05:20,611
‫می‌تونیم هم‌خونه بشیم!

70
00:05:21,279 --> 00:05:23,398
‫خانواده که باشیم
‫راحت‌تر می‌شه خونه اجاره کرد.

71
00:05:23,448 --> 00:05:25,608
‫می‌دونی که مردم به خانواده‌ها
‫بیشتر اعتماد می‌کنن.

72
00:05:25,658 --> 00:05:31,364
‫پس من می‌تونم خواهر بزرگتر یورو باشم!

73
00:05:31,414 --> 00:05:34,033
‫تو هم می‌تونی پدر مجردمون باشی!

74
00:05:34,083 --> 00:05:37,829
‫پدری که زنش بچه‌ها رو
‫انداخته گردنش و فرار کرده؟

75
00:05:37,879 --> 00:05:39,247
‫شنیدم زنش ولش کرده.

76
00:05:39,297 --> 00:05:42,175
‫ای بابا. خشونت خانگی بوده یا بی‌وفایی؟

77
00:05:42,925 --> 00:05:47,338
‫یه پدر قهرمان که بعد از مرگ زنش
‫بچه‌هاش رو تنهایی بزرگ می‌کنه؟

78
00:05:47,388 --> 00:05:49,132
‫بیچاره.

79
00:05:49,182 --> 00:05:50,508
‫باید سخت باشه.

80
00:05:50,558 --> 00:05:52,310
‫بیاین اگه چیزی لازم داشت کمکش کنیم.

81
00:05:52,894 --> 00:05:57,315
‫در هر صورت، این کار باعث جلب توجه
‫و شایعه‌پراکنی بین همسایه‌ها می‌شه.

82
00:05:57,982 --> 00:06:02,437
‫با این داستان پیش می‌ریم که یورو بچه‌ی منه
‫و منم دوباره با یه زن جوون‌تر ازدواج کردم.

83
00:06:02,487 --> 00:06:04,647
‫این داستانمونه، باشه؟

84
00:06:04,697 --> 00:06:05,982
‫مرسی که درک می‌کنی.

85
00:06:06,032 --> 00:06:07,992
‫من که اصلاً قبول نکردم.

86
00:06:08,493 --> 00:06:10,453
‫خب، سرپرست خانواده کیه؟
‫از فامیلی کی استفاده کنیم؟

87
00:06:11,120 --> 00:06:11,996
‫خب؟

88
00:06:13,289 --> 00:06:14,949
‫نه!

89
00:06:14,999 --> 00:06:20,296
‫من از قبل تصمیم گرفتم
‫با جیسون استاتهام ازدواج کنم!

90
00:06:23,591 --> 00:06:26,669
‫اسب‌ها رو کجای این جعبه‌ی کوچیک
‫نگه می‌دارن؟

91
00:06:26,719 --> 00:06:29,514
‫تکنولوژی دنیای مدرنِ این پایین فوق‌العاده‌ست.

92
00:06:30,723 --> 00:06:32,225
‫منو ببخشید، چپ و راست.

93
00:06:32,809 --> 00:06:34,927
‫کل غذاها رو خوردم.

94
00:06:34,977 --> 00:06:36,687
‫شما گشنه‌تون نیست؟

95
00:06:37,355 --> 00:06:40,058
‫ارباب جدیدمون مهربونه.

96
00:06:40,108 --> 00:06:41,434
‫نگران ما نباش.

97
00:06:41,484 --> 00:06:43,903
‫ما غذای آدم‌ها رو نمی‌خوریم.

98
00:06:45,113 --> 00:06:49,067
‫پس، ام... باید چی صداتون کنم؟

99
00:06:49,117 --> 00:06:50,568
‫هرچی که دلت می‌خواد.

100
00:06:50,618 --> 00:06:52,662
‫حتی می‌تونی اسم‌های جدید رومون بذاری.

101
00:06:54,914 --> 00:06:57,500
‫لرد راست و بانوی چپ؟

102
00:06:58,376 --> 00:07:00,328
‫این خیلی رسمیه.

103
00:07:00,378 --> 00:07:02,663
‫تو ارباب مایی.

104
00:07:02,713 --> 00:07:04,340
‫لازم نیست انقدر رسمی باشی.

105
00:07:05,007 --> 00:07:06,092
‫پس...

106
00:07:07,844 --> 00:07:10,596
‫راست و چپ.

107
00:07:12,098 --> 00:07:13,383
‫بریم سر اصل مطلب.

108
00:07:13,433 --> 00:07:16,227
‫هرچی درباره من و خواهرم
‫می‌دونید رو بهم بگین.

109
00:07:21,691 --> 00:07:26,654
‫بذار از اینجا شروع کنم که ما
‫چهارصد سال...

110
00:07:27,155 --> 00:07:30,158
‫دمِ ورودی دهکدۀ هیگاشی نشسته بودیم.

111
00:07:30,908 --> 00:07:33,327
‫فقط آدم‌هایی که
‫رفت‌وآمد می‌کردن رو می‌دیدیم.

112
00:07:33,828 --> 00:07:36,914
‫چیز زیادی از اتفاقات داخل دهکده نمی‌دونیم.

113
00:07:37,748 --> 00:07:40,918
‫روستایی‌ها می‌گفتن که دوقلوها به دنیا اومدن

114
00:07:41,627 --> 00:07:44,881
‫و بعد از یه مدت هم تو رو دیدیم.

115
00:07:47,258 --> 00:07:52,255
‫کوچولو که بودی بابات می‌بردت شکار.

116
00:07:52,305 --> 00:07:53,139
‫آره.

117
00:07:53,639 --> 00:07:57,343
‫اولین خاطراتم از اینه که
‫داشت بهم شکار کردن یاد می‌داد.

118
00:07:57,393 --> 00:08:01,439
‫اما اصلاً اون یکی قُل رو نمی‌دیدیم.

119
00:08:02,064 --> 00:08:07,854
‫فکر می‌کردیم کمی بعد از تولدش
‫بر اثر بیماری یا همچین چیزی مُرده.

120
00:08:07,904 --> 00:08:10,531
‫اما حدود ده سال پیش...

121
00:08:24,629 --> 00:08:29,509
‫دیدیم پدر و مادرت با یه دختر
‫از دهکده فرار کردن.

122
00:08:30,218 --> 00:08:34,138
‫اون یه دختر کوچولو بود، با خونی که
‫بوش دقیقاً شبیه بوی خون تو بود.

123
00:08:38,267 --> 00:08:42,146
‫و اون دختر کوچولو بزرگ شد
‫و به دهکده حمله کرد.

124
00:08:43,356 --> 00:08:48,528
‫فکر می‌کردم پدر و مادرمون
‫هر دومون رو ول کردن.

125
00:08:51,948 --> 00:08:54,242
‫اما فقط من بودم.

126
00:09:03,751 --> 00:09:10,383
‫این یعنی آسایی که خودش رو «آسای واقعی» می‌دونه،
‫ممکنه بدونه پدر و مادرمون کجاست.

127
00:09:11,717 --> 00:09:14,387
‫باشه. باشه!

128
00:09:15,846 --> 00:09:17,139
‫ممنون که منتظر موندین.

129
00:09:19,642 --> 00:09:21,352
‫چی شده، خانم هانا؟

130
00:09:22,019 --> 00:09:25,556
‫به دلایلی، ما قراره سرپرست تو باشیم.

131
00:09:25,606 --> 00:09:26,941
‫از درکت ممنونیم.

132
00:09:27,567 --> 00:09:28,434
‫سرپرست؟

133
00:09:28,484 --> 00:09:32,021
‫اگه به دردسر بیفتی، ما مسئولیم.

134
00:09:32,071 --> 00:09:34,941
‫راستی یورو، قراره یه مدتی تو راه باشیم.

135
00:09:34,991 --> 00:09:36,776
‫لازم نیست بری دستشویی؟

136
00:09:36,826 --> 00:09:38,861
‫نه. همین الان اونجا رفتم.

137
00:09:38,911 --> 00:09:40,655
‫از الان داره دردسر درست می‌کنه!

138
00:09:40,705 --> 00:09:43,950
‫در ضمن، روی سقف ماشین نشین.

139
00:09:44,000 --> 00:09:45,201
‫جلب توجه می‌کنی.

140
00:09:45,251 --> 00:09:46,586
‫نباید بشینم؟

141
00:09:47,336 --> 00:09:49,705
‫راست و چپ که اون بالا نشستن.

142
00:09:49,755 --> 00:09:52,875
‫آدم‌های معمولی نمی‌تونن دیمون‌ها رو ببینن.

143
00:09:52,925 --> 00:09:54,043
‫نمی‌تونن؟

144
00:09:54,093 --> 00:09:57,713
‫اربابان دیمون‌ها مثل تو می‌تونن ما رو ببینن.

145
00:09:57,763 --> 00:10:03,094
‫و دیمون‌ها می‌تونن خودشون رو
‫به یه‌سری از آدم‌های خاص نشون بدن.

146
00:10:03,144 --> 00:10:07,148
‫در نهایت، بعضی از آدم‌ها هم
‫ذاتاً قابلیت دیدن ما رو دارن.

147
00:10:08,524 --> 00:10:10,142
‫چی شده؟

148
00:10:10,192 --> 00:10:11,902
‫به چی داری واق‌واق می‌کنی؟

149
00:10:17,825 --> 00:10:19,869
‫خاندان کاگموری بود، درسته؟

150
00:10:20,703 --> 00:10:22,905
‫اونا ارباب دیمون‌ها هستن؟

151
00:10:22,955 --> 00:10:25,908
‫آره، چند تایی دارن.

152
00:10:25,958 --> 00:10:27,368
‫چه‌جور آدم‌هایی‌ان؟

153
00:10:27,418 --> 00:10:29,579
‫خیلی رومخن.

154
00:10:29,629 --> 00:10:33,007
‫دهکدۀ هیگاشی رو ول کردن
‫و توی دنیای پایین واسه خودشون بروبیایی راه انداختن.

155
00:10:33,674 --> 00:10:36,427
‫اونا مثل یه شعبه از خاندان دهکده می‌مونن.

156
00:10:37,053 --> 00:10:40,590
‫سر اختلاف نظر از دهکده رفتن.

157
00:10:40,640 --> 00:10:43,843
‫راستش ترجیح می‌دم
‫اصلاً باهاشون قاتی نشم.

158
00:10:43,893 --> 00:10:48,139
‫توی دنیای پایین، یه شبکه هست...

159
00:10:48,189 --> 00:10:51,058
‫ام، یه تشکیلات
‫از آدم‌های سابق دهکدۀ هیگاشی.

160
00:10:51,108 --> 00:10:56,781
‫یه مدتی شایعه شده بود که
‫یکی از دوقلوها پیش کاگموری‌هاست.

161
00:10:57,782 --> 00:10:59,909
‫و کاشف به عمل اومد که راسته.

162
00:11:10,654 --> 00:11:20,654
مووی شو
M O V I E S H O . C O M

163
00:11:31,399 --> 00:11:32,942
‫یالا، یالا.

164
00:11:38,322 --> 00:11:40,241
‫یالا، زودتر بسته شو دیگه.

165
00:11:46,997 --> 00:11:48,624
‫آئویی.

166
00:11:49,375 --> 00:11:50,918
‫چرا ازم فرار می‌کنی؟

167
00:11:52,128 --> 00:11:53,871
‫نه! نیا جلو!

168
00:11:53,921 --> 00:11:56,465
‫آره، اما...

169
00:11:57,675 --> 00:12:00,761
‫باید نزدیک‌تر بیام تا بتونم بکشمت.

170
00:12:04,890 --> 00:12:05,891
‫نیا جلو.

171
00:12:06,517 --> 00:12:07,727
‫عقب وایسا.

172
00:12:08,561 --> 00:12:11,731
‫اگه یه قدم نزدیک‌تر بیای...

173
00:12:15,651 --> 00:12:20,322
‫پات رو گذاشتی توی قلمروی من.

174
00:12:28,122 --> 00:12:31,667
‫الو، آئویی؟ منم، جین.

175
00:12:32,668 --> 00:12:35,713
‫قضیه‌ی اون مزاحمت رو حل کردم.

176
00:12:40,384 --> 00:12:44,305
‫مجبورش کردم قول بده دیگه هیچ‌وقت
‫نزدیکت نشه.

177
00:12:45,848 --> 00:12:48,225
‫دیگه می‌تونی برگردی سر کارت.

178
00:12:50,060 --> 00:12:53,105
‫بعداً به کارفرمات خبر می‌دم.

179
00:12:55,524 --> 00:12:56,984
‫خسته نباشی.

180
00:13:25,513 --> 00:13:26,680
‫خانم.

181
00:13:29,767 --> 00:13:31,435
‫شما می‌تونین اونا رو ببینین؟

182
00:13:34,480 --> 00:13:36,398
‫ام...

183
00:13:41,612 --> 00:13:42,738
‫به کسی نگو.

184
00:13:45,157 --> 00:13:48,903
‫به من و هانا هم چیز زیادی نگفتن.

185
00:13:48,953 --> 00:13:52,031
‫خانواده‌هامون نسل‌اندرنسل
‫اینجا زندگی کردن.

186
00:13:52,081 --> 00:13:54,575
‫ما این کار رو از نسل‌های قبل به ارث بردیم.

187
00:13:54,625 --> 00:13:59,079
‫ننه یاماها تأکید داشت
‫هیچ غریبه‌ای نفهمه دهکدۀ هیگاشی کجاست

188
00:13:59,129 --> 00:14:04,552
‫و شما دوقلوها دست کس دیگه‌ای نیفتین.

189
00:14:05,636 --> 00:14:08,422
‫من کارم تهیۀ جنس و رسوندن خبره.

190
00:14:08,472 --> 00:14:11,258
‫و منم اینجا خرده‌کاری می‌کنم.

191
00:14:11,308 --> 00:14:13,469
‫خودم هیچ‌وقت توی دهکده نبودم.

192
00:14:13,519 --> 00:14:16,639
‫نمی‌دونم چه فکری توی سرِ
‫ننه و ریش‌سفیدهای روستا می‌گذره،

193
00:14:16,689 --> 00:14:20,067
‫ولی به‌عنوان یه «تادرا»،
‫باید به قوانین خاندان احترام بذارم.

194
00:14:22,695 --> 00:14:26,991
‫اسم اصلیم تادرا ریوئه،
‫ولی می‌تونی همون درا صدام کنی.

195
00:14:28,242 --> 00:14:32,997
‫ننه از اینکه می‌خواستن منو ببرن
‫ناراحت به نظر می‌رسید.

196
00:14:33,581 --> 00:14:36,750
‫واضح به خودتم فهموند.

197
00:14:39,003 --> 00:14:41,505
‫من و خواهرم دقیقاً چی هستیم؟

198
00:14:44,592 --> 00:14:47,586
‫وقتی یه پسر و دختر دوقلو
‫توی یه دهکده در شرق...

199
00:14:47,636 --> 00:14:53,601
‫روزی که شب و روز برابرن به دنیا بیان،
‫دنیا از هم می‌پاشه.

200
00:14:54,101 --> 00:15:00,024
‫تا جایی که ما می‌دونیم، آخرین باری که
‫این اتفاق افتاد 400 سال پیش بود.

201
00:15:00,858 --> 00:15:04,695
‫دوقلوهایی که شب و روز رو تقسیم می‌کردن
‫توی اون دهکده به دنیا اومدن.

202
00:15:05,195 --> 00:15:08,949
‫طی اون دوره، کشور در یه جنگ بزرگ
‫به شرق و غرب تقسیم شد.

203
00:15:09,450 --> 00:15:14,038
‫قبل از اون، توی یه جنگ دیگه،
‫کشور به شمال و جنوب تقسیم شده بود.

204
00:15:14,580 --> 00:15:18,667
‫در هر دو مورد، پشت‌پرده
‫پای «اربابان دیمون» در میون بوده.

205
00:15:19,293 --> 00:15:22,955
‫پس ما بچه‌های نفرین‌شده‌ای هستیم که
‫قراره دنیا رو به هرج‌ومرج بکشونیم؟

206
00:15:23,005 --> 00:15:28,294
‫نه. آدم‌هایی که می‌خوان
‫از قدرت‌تون استفاده کنن جنگ رو راه می‌ندازن.

207
00:15:28,344 --> 00:15:29,795
‫قدرت ما؟

208
00:15:29,845 --> 00:15:31,547
‫من که هیچ قدرت خاصی ندارم.

209
00:15:31,597 --> 00:15:33,048
‫هنوز نه.

210
00:15:33,098 --> 00:15:37,219
‫تو ظرفیت به دست آوردن قدرت رو داری.

211
00:15:37,269 --> 00:15:41,106
‫و آسا احتمالاً الانشم به دستش آورده.

212
00:15:42,524 --> 00:15:46,362
‫اون «شکست» بود، مگه نه؟

213
00:15:48,572 --> 00:15:53,777
‫«شکست» قدرتیه که
‫هر چیزی رو به‌زور از هم باز می‌کنه.

214
00:15:53,827 --> 00:15:58,415
‫هر چیزی رو، چه یه حصار قدرتمند باشه
‫و چه هر چیز دیگه‌ای، به‌راحتی باز می‌کنه.

215
00:15:58,916 --> 00:16:01,911
‫جفتش می‌شه «مُهر»،

216
00:16:01,961 --> 00:16:06,131
‫قدرتی که هر چیزی رو به‌زور می‌بنده.

217
00:16:07,007 --> 00:16:10,502
‫اگه «شکست» و «مُهر»
‫با هم برخورد کنن چی می‌شه؟

218
00:16:10,552 --> 00:16:11,971
‫پارادوکس می‌شه.

219
00:16:12,721 --> 00:16:15,474
‫تا حالا کسی بوده که
‫هر دو قدرت رو با هم داشته باشه؟

220
00:16:16,058 --> 00:16:18,761
‫نه تا جایی که ما می‌دونیم.

221
00:16:18,811 --> 00:16:22,848
‫یعنی هیچ‌کس نمی‌دونه چی می‌شه.

222
00:16:22,898 --> 00:16:25,893
‫ممکن نیست که شایعات در مورد اینکه
‫«یه اتفاقی» می‌افته

223
00:16:25,943 --> 00:16:29,488
‫یک کلاغ چهل کلاغ شده باشه
‫و اهالی دهکده دارن بازی می‌خورن؟

224
00:16:30,322 --> 00:16:34,193
‫حالا که بهش فکر می‌کنم،
‫دور دهکده هم یه حصار محافظتی بود.

225
00:16:34,243 --> 00:16:36,537
‫آقای درا، تو چطوری رفت‌وآمد داشتی؟

226
00:16:37,121 --> 00:16:40,324
‫یه مسیر مشخص واسه رد شدن هست.

227
00:16:40,374 --> 00:16:43,585
‫«باید یه تعداد مشخصی، دور این سنگ‌ها
‫خلاف جهت عقربه‌های ساعت بچرخی.»

228
00:16:44,086 --> 00:16:48,757
‫«سر این چهارراه، باید به راست بپیچی
‫و سر بعدی برگردی و از دره رد بشی.»

229
00:16:49,258 --> 00:16:52,962
‫«کنار این درخت بزرگه یه پیچ نود درجه بزنی.»

230
00:16:53,012 --> 00:16:54,805
‫واقعاً رومخه.

231
00:16:55,556 --> 00:17:01,812
‫خاندانم مسیر رو بلده، واسه همین می‌تونم
‫آزادانه از حصار محافظتی دهکدۀ هیگاشی رد بشم.

232
00:17:02,396 --> 00:17:07,860
‫مامانت اهل همین پایینه
‫و اتفاقی اون مسیر به دهکده رو پیدا کرد.

233
00:17:11,030 --> 00:17:12,072
‫هرازگاهی پیش میاد.

234
00:17:13,115 --> 00:17:17,661
‫بعضی‌ها وقتی گم می‌شن و سرگردونن،
‫اتفاقی به دهکده می‌رسن.

235
00:17:34,511 --> 00:17:35,596
‫یورو،

236
00:17:36,555 --> 00:17:42,352
‫توی جایی که من به دنیا اومدم و بزرگ شدم،
‫اسم تو یعنی «شب».

237
00:17:43,729 --> 00:17:50,110
‫امیدوارم یه روزی بتونم
‫تو و پدرت و آسا رو ببرم اونجا.

238
00:18:16,845 --> 00:18:21,141
‫کارت که تموم شد سیفون رو بکش.

239
00:18:21,725 --> 00:18:23,143
‫دست‌هات رو بشور.

240
00:18:27,147 --> 00:18:31,151
‫از این چیزهای پرسروصدا
‫که مثل اژدها غرش می‌کنن خوشم نمیاد.

241
00:18:31,777 --> 00:18:34,404
‫چراغ هر اتاقی که
‫ازش استفاده نمی‌کنی رو خاموش کن.

242
00:18:36,031 --> 00:18:40,077
‫باشه. تمام قوانین
‫استفاده از مستراح دنیای پایین رو یاد گرفتم.

243
00:18:44,832 --> 00:18:48,827
‫ولی اینکه مجبور نیستن
‫از چاه آب بکشن خیلی خفنه.

244
00:18:48,877 --> 00:18:52,873
‫و چطوری با فشار دادن
‫اون چیزهای تق‌تقی نور درست می‌شه؟

245
00:18:52,923 --> 00:18:56,301
‫و چقدر شب‌ها توی شهر چراغ روشنه.

246
00:18:56,802 --> 00:19:00,506
‫از این‌همه قلعه‌های سنگی بلند هم تعجب می‌کنم.

247
00:19:00,556 --> 00:19:03,550
‫اینجا چند تا ارباب دارن؟

248
00:19:03,600 --> 00:19:05,811
‫اونا قلعه نیستن، خونه‌ن.

249
00:19:06,478 --> 00:19:10,307
‫آقای درا گفت توی هر کدومشون
‫ده‌ها نفر زندگی می‌کنن.

250
00:19:10,357 --> 00:19:12,893
‫توی پایتخت جمعیت خیلی بیشتره.

251
00:19:12,943 --> 00:19:15,354
‫راستش اینجا پایتخت نیست.

252
00:19:15,404 --> 00:19:19,733
‫اون گفت «توکیو» پایتخت ده میلیون نفر آدمه.

253
00:19:19,783 --> 00:19:22,703
‫ده میلیون؟!
‫اون‌همه آدم چقدر برنج لازم دارن؟

254
00:19:23,370 --> 00:19:28,033
‫یعنی با این‌همه آدمی که اینجا زندگی می‌کنن،
‫اینجا پایتخت نیست؟

255
00:19:28,083 --> 00:19:30,669
‫یادم رفت اسم اینجا چی بود.

256
00:19:31,170 --> 00:19:32,963
‫خانم هانا بهم گفته بود.

257
00:19:33,964 --> 00:19:35,207
‫استان گونتاما؟

258
00:19:35,257 --> 00:19:37,501
‫استان گونتاما. یادم می‌مونه.

259
00:19:37,551 --> 00:19:42,297
‫خب، با این‌همه آدم دوروبرمون
‫قایم شدن مثل آب خوردنه.

260
00:19:42,347 --> 00:19:44,508
‫بهترین جا واسه قایم کردن یه درخت،
‫خودِ جنگله.

261
00:19:44,558 --> 00:19:50,105
‫و تو قراره بین این‌همه آدم
‫خواهرت رو پیدا کنی.

262
00:19:52,357 --> 00:19:53,192
‫آره.

263
00:19:54,193 --> 00:19:56,987
‫آقای درا و خانم هانا
‫احتمالاً آدم‌های خوبی‌ان.

264
00:19:58,197 --> 00:20:01,817
‫ولی اگه به اون حقه در مورد خواهرم...

265
00:20:01,867 --> 00:20:05,112
‫و اهالی دهکده که
‫این راز رو نگه داشتن ربط داشته باشن،

266
00:20:05,162 --> 00:20:07,164
‫نمی‌تونم کاملاً بهشون اعتماد کنم.

267
00:20:07,706 --> 00:20:12,336
‫بااین‌حال، به اون زنی که
‫خودش رو آسا جا زده هم نمی‌تونم اعتماد کنم.

268
00:20:17,883 --> 00:20:22,304
‫فرار کردن از دهکده با یه بچه
‫تصمیم کوچیکی نبوده.

269
00:20:23,263 --> 00:20:25,015
‫می‌خوام حضوری باهاشون حرف بزنم.

270
00:20:25,599 --> 00:20:29,811
‫اون آسا رو گیر می‌ندازم
‫و مجبورش می‌کنم منو ببره پیش مامان و بابا.

271
00:20:30,437 --> 00:20:32,814
‫چپ و راست، کمکم می‌کنین؟

272
00:20:33,398 --> 00:20:34,850
‫پس قراره توی این دنیا دنبال یکی بگردیم،

273
00:20:34,900 --> 00:20:36,818
‫درحالی‌که چپ و راست خودمونم
‫تشخیص نمی‌دیم.

274
00:20:37,486 --> 00:20:40,781
‫جالبه! چهارصد سال بود که
‫این‌جوری وقت‌کشی نکرده بودیم.

275
00:20:41,448 --> 00:20:42,858
‫بیا ازش لذت ببریم.

276
00:20:42,908 --> 00:20:47,196
‫وقتی اربابمون انقدر جدیه
‫نباید این حرف رو بزنی، راست.

277
00:20:47,246 --> 00:20:50,165
‫خب، نظر تو چیه، چپ؟

278
00:20:54,086 --> 00:20:55,420
‫من خوشم نمیاد تحت تعقیب باشم.

279
00:20:56,088 --> 00:20:58,423
‫طبیعت من اینه که خودم دنبال کنم.

280
00:21:01,009 --> 00:21:04,429
‫آره، آره. گرفتم. ممنون.

281
00:21:05,472 --> 00:21:07,216
‫هی، خوش اومدین.

282
00:21:07,266 --> 00:21:08,342
‫برگشتم.

283
00:21:08,392 --> 00:21:10,302
‫هانا زنگ زد.

284
00:21:10,352 --> 00:21:12,437
‫برامون یه جایی واسه زندگی پیدا کرده.

285
00:21:13,021 --> 00:21:15,524
‫دیگه مجبور نیستیم توی ماشین زندگی کنیم.

286
00:21:17,609 --> 00:21:19,945
‫راستی، تو خیلی از اون چیزه استفاده می‌کنی.

287
00:21:20,529 --> 00:21:21,480
‫اون چیه؟

288
00:21:21,530 --> 00:21:22,489
‫این؟

289
00:21:24,449 --> 00:21:27,119
‫فکر کنم ندونی گوشی چیه.

290
00:21:27,619 --> 00:21:30,948
‫واسه فرستادن پیامه؛ مثل این می‌مونه
‫با دود یا صدات علامت بدی!

291
00:21:30,998 --> 00:21:32,708
‫نه، نه دقیقاً...

292
00:21:33,292 --> 00:21:35,335
‫بگذریم، کارش همینه دیگه.

293
00:21:36,211 --> 00:21:37,579
‫که این‌طور.

294
00:21:37,629 --> 00:21:39,589
‫یه چیزی مثل با دود علامت دادن.

295
00:21:40,590 --> 00:21:41,633
‫فهمیدم.

296
00:21:43,677 --> 00:21:46,129
‫اینا واقعاً هر چیزی رو قبول می‌کنن.

297
00:21:46,179 --> 00:21:51,184
‫» ترجمه از الهام صدر «

298
00:23:19,272 --> 00:23:21,983
‫«مروری بر قسمت بعد»

299
00:23:22,734 --> 00:23:25,987
‫بذار معرفیتون کنم.
‫این کوتتسوئه و اینم جیرو.

300
00:23:26,822 --> 00:23:29,399
‫راست! وقتی از مستراح استفاده می‌کنی،
‫قبل از اینکه بیای بیرون...

301
00:23:29,449 --> 00:23:30,951
‫چراغ‌ها رو خاموش کن!

302
00:23:32,951 --> 00:23:42,951
دانلود فیلم و سریال
M O V I E S H O . C O M