1
00:01:29,422 --> 00:01:34,427
‫» ترجمه از الهام صدر «

2
00:01:36,471 --> 00:01:38,681
‫از اون سیگنال‌های دودی کوچیک داری، مگه نه؟

3
00:01:40,725 --> 00:01:43,136
‫همون‌هایی که باهاش می‌شه
‫با آدم‌هایی که ازت دورن حرف بزنی.

4
00:01:43,186 --> 00:01:44,854
‫یه‌کم پیش داشتی ازش استفاده می‌کردی.

5
00:01:45,355 --> 00:01:47,190
‫اوه، گوشیم رو می‌گی؟

6
00:01:48,066 --> 00:01:50,068
‫به آسا بگو بیاد اینجا.

7
00:01:51,402 --> 00:01:53,029
‫می‌خوام باهاش حرف بزنم.

8
00:01:56,783 --> 00:01:58,693
‫می‌خوای حرف بزنی؟

9
00:01:58,743 --> 00:02:01,204
‫نمی‌خوای بگی تحویلش بدیم؟

10
00:02:01,996 --> 00:02:06,034
‫دهکدۀ هیگاشی جفت دوقلوها رو نمی‌خواد؟

11
00:02:06,084 --> 00:02:07,952
‫این به من ربطی نداره.

12
00:02:08,002 --> 00:02:09,462
‫امروز خودم به خواست خودم اومدم اینجا.

13
00:02:10,380 --> 00:02:13,875
‫پس باید به عمارت کاگموری بیای.

14
00:02:13,925 --> 00:02:16,961
‫خانم آسا هم خیی وقته می‌خواد تو رو ببینه.

15
00:02:17,011 --> 00:02:20,090
‫کی با پای خودش می‌ره توی لونه‌ی خرس؟

16
00:02:20,140 --> 00:02:21,382
‫بهش بگو بیاد اینجا.

17
00:02:21,432 --> 00:02:24,853
‫فکر می‌کنی حق انتخاب داری؟

18
00:02:25,353 --> 00:02:26,563
‫صبر کن، صبر کن.

19
00:02:27,063 --> 00:02:29,732
‫می‌شه حداقل بذاری
‫جلوی خونریزی آقای جین رو بگیریم؟

20
00:02:30,400 --> 00:02:31,234
‫می‌میره‌ها.

21
00:02:32,235 --> 00:02:35,980
‫حواسم بود که نکشمش، ولی باشه.

22
00:02:36,030 --> 00:02:38,149
‫عمداً سطحی بریدی؟

23
00:02:38,199 --> 00:02:41,653
‫چون تو، ام... جین، درسته؟

24
00:02:41,703 --> 00:02:43,079
‫کاملاً معلوم بود که قصد جونم رو نداشتی.

25
00:02:44,455 --> 00:02:48,501
‫اگه داشتی،
‫منم بهت رحم نمی‌کردم.

26
00:02:49,085 --> 00:02:52,964
‫مردم کوهستان که از تمدن مدرن دورن
‫خیلی ترسناکن.

27
00:02:54,257 --> 00:02:59,137
‫اگه می‌خواست با همون حمله‌ی اول
‫کارم رو تموم کنه، الان مُرده بودم.

28
00:03:05,351 --> 00:03:08,179
‫ماهی‌ها واسه اون عینکیه‌ن.

29
00:03:08,229 --> 00:03:11,808
‫و خرگوش و لاکپشت هم مال اونن.

30
00:03:11,858 --> 00:03:14,811
‫یه جفت دیگه هم
‫باید همین دوروبر باشه.

31
00:03:14,861 --> 00:03:16,437
‫مال توئن؟

32
00:03:16,487 --> 00:03:19,532
‫آره، مال منن.
‫همین اطرافن.

33
00:03:20,283 --> 00:03:22,076
‫چرا ازشون استفاده نکردی؟

34
00:03:22,577 --> 00:03:24,821
‫به درد مبارزه نمی‌خورن؟

35
00:03:24,871 --> 00:03:25,989
‫اوه، نه.

36
00:03:26,039 --> 00:03:27,540
‫اونا تموم مدت همین‌جا بودن.

37
00:03:30,210 --> 00:03:32,670
‫فقط چون زیادی بزرگن اینجا جا نمی‌شن.

38
00:03:33,838 --> 00:03:36,090
‫اگه بخواین، می‌تونم بگم سعیشون رو بکنن.

39
00:03:37,175 --> 00:03:39,919
‫من خانم آسا رو نمیارم اینجا.

40
00:03:39,969 --> 00:03:42,922
‫اگه به عمارت کاگموری بیای،

41
00:03:42,972 --> 00:03:45,892
‫هیچ آسیبی بهت نمی‌رسه.

42
00:03:47,393 --> 00:03:50,939
‫متوجهی که نمی‌خوام بکشمت، درسته؟

43
00:03:54,484 --> 00:03:57,195
‫خرگوش و لاکپشت، به‌علاوه‌ی اون.

44
00:03:57,862 --> 00:04:00,073
‫این برای «راست» و «چپ» مبارزه‌ی سختی می‌شه.

45
00:04:03,743 --> 00:04:06,454
‫باشه. میام.

46
00:04:07,497 --> 00:04:10,208
‫پس دیگه با راست و چپ بی‌ادبانه رفتار نکن.

47
00:04:11,918 --> 00:04:13,378
‫اینکه گفتن نداره.

48
00:04:13,962 --> 00:04:16,631
‫باهاتون مثل مهمان رفتار می‌شه.

49
00:04:17,215 --> 00:04:20,501
‫حالا که حل‌وفصل شد،
‫ما رو ببر پیش آسا.

50
00:04:20,551 --> 00:04:21,386
‫راستش...

51
00:04:22,053 --> 00:04:24,472
‫اول باید اینجا رو تروتمیز کنیم.

52
00:04:25,556 --> 00:04:28,393
‫آی، یه کار دیگه برات دارم.

53
00:04:32,188 --> 00:04:36,059
‫لاشخور همیشه کثافت‌کاری می‌کنه.

54
00:04:36,109 --> 00:04:37,610
‫لاش... چی؟

55
00:04:38,361 --> 00:04:41,189
‫لاشخور. رفتگرهای طبیعت.

56
00:04:41,239 --> 00:04:43,366
‫آی همه‌چی رو می‌خوره.

57
00:04:44,075 --> 00:04:46,327
‫ماکوتو هر وقت بخواد
‫اون چیزها رو تولید می‌کنه.

58
00:04:49,122 --> 00:04:52,033
‫من مرتباً چیزهای مفید بهشون می‌دم بخورن

59
00:04:52,083 --> 00:04:53,918
‫تا برای هر شرایطی آماده باشن.

60
00:04:54,419 --> 00:04:56,746
‫از اونجایی که اونا رفتگرن،

61
00:04:56,796 --> 00:04:59,958
‫بعضی وقت‌ها چیزهایی به خوردشون می‌دم
‫که دنیا بدون اونا جای بهتریه.

62
00:05:00,008 --> 00:05:00,842
‫اونا خیلی به درد بخورن.

63
00:05:01,551 --> 00:05:04,796
‫واسه شبیخون، هواپیماربایی و حملات تروریستی،

64
00:05:04,846 --> 00:05:07,932
‫با وجود ماکوتو گیر نیروهای امنیتی نمی‌افتیم.

65
00:05:08,599 --> 00:05:11,177
‫کلمه‌های زیادی به کار بردی که
‫معنیشون رو نمی‌دونم،

66
00:05:11,227 --> 00:05:12,937
‫ولی فهمیدم که خیلی به درد بخورن.

67
00:05:14,188 --> 00:05:15,440
‫دیمون‌های تو.

68
00:05:16,107 --> 00:05:19,852
‫- بله؟
‫- اون لاکپشت چند «کان» وزنشه؟

69
00:05:19,902 --> 00:05:24,357
‫کان؟ اوه، یعنی چند کیلوگرمه؟

70
00:05:24,407 --> 00:05:27,026
‫نمی‌دونم. تا حالا وزنش نکردم،

71
00:05:27,076 --> 00:05:29,329
‫ولی می‌تونه از اینم سنگین‌تر بشه.

72
00:05:34,083 --> 00:05:37,253
‫به تمرین بیشتری نیاز دارم.

73
00:05:38,880 --> 00:05:40,506
‫چقدر منظم!

74
00:05:49,015 --> 00:05:52,343
‫یورو، خوب بلدی خرگوش شکار کنی؟

75
00:05:52,393 --> 00:05:54,812
‫چی؟ برای شکار خرگوش
‫باید از تله استفاده کرد.

76
00:05:55,688 --> 00:05:57,432
‫آبگوشت خوبی می‌شن.

77
00:05:57,482 --> 00:05:59,067
‫ای وحشی!

78
00:05:59,567 --> 00:06:01,903
‫اصلاً می‌شه دیمون‌ها رو خورد؟

79
00:06:02,862 --> 00:06:04,439
‫کسی اونجاست؟

80
00:06:04,489 --> 00:06:07,033
‫سلام. نگهبانی؟

81
00:06:07,533 --> 00:06:09,527
‫یهو چراغ‌ها خاموش شدن.

82
00:06:09,577 --> 00:06:10,453
‫خیلی دردسر شده.

83
00:06:12,747 --> 00:06:13,664
‫این چیه؟

84
00:06:14,332 --> 00:06:16,617
‫همه‌ی چراغ‌ها شکستن.

85
00:06:16,667 --> 00:06:18,328
‫شاید اتصالی کرده باشن.

86
00:06:18,378 --> 00:06:21,122
‫یهو شروع کردن به جرقه زدن
‫و ما رو ترسوندن.

87
00:06:21,172 --> 00:06:22,256
‫که این‌طور...

88
00:06:23,549 --> 00:06:25,960
‫چراغ‌های این راه‌پله روشنن.

89
00:06:26,010 --> 00:06:27,678
‫می‌تونید از اینجا برید بیرون.

90
00:06:28,346 --> 00:06:31,182
‫باشه. ممنون.

91
00:06:38,231 --> 00:06:40,400
‫گابی! گابی! گابی!

92
00:06:41,192 --> 00:06:43,061
‫- چیه؟ بهمون حمله شده؟!
‫- عمراً باورت بشه.

93
00:06:43,111 --> 00:06:45,355
‫آقای جین داره داداشم رو میاره اینجا.

94
00:06:45,405 --> 00:06:47,815
‫جدی؟ چه سریع.

95
00:06:47,865 --> 00:06:50,076
‫حالا چی‌کار کنم؟
‫چی بپوشم؟

96
00:06:51,077 --> 00:06:53,996
‫نمی‌دونم. از کِی تا حالا انقدر دخترونه شدی؟

97
00:06:58,000 --> 00:07:00,920
‫منم، جین.
‫ببخشید این وقت شب مزاحم شدم.

98
00:07:01,921 --> 00:07:03,965
‫کارم با اون دوقلوی دهکدۀ هیگاشی تموم شد.

99
00:07:04,465 --> 00:07:07,377
‫آره، با یورو.

100
00:07:07,427 --> 00:07:09,337
‫داریم میایم سمت عمارت.

101
00:07:09,387 --> 00:07:10,963
‫چه غار طولانی‌ای.

102
00:07:11,013 --> 00:07:13,891
‫جدی؟ آفرین.

103
00:07:14,392 --> 00:07:17,303
‫می‌شه بگی همون‌جا منتظر بمونه
‫تا من برگردم؟

104
00:07:17,353 --> 00:07:20,022
‫شما کجایین، ارباب؟

105
00:07:20,773 --> 00:07:21,858
‫توی چشمه آبگرم.

106
00:07:23,401 --> 00:07:28,906
‫گفتم بعد از کار یه حمومی بکنم،
‫ولی الان مستقیم برمی‌گردم.

107
00:07:29,532 --> 00:07:31,284
‫با یورو بی‌ادبی نکنید.

108
00:08:00,271 --> 00:08:01,314
‫رسیدیم.

109
00:08:01,898 --> 00:08:03,065
‫اینجا خونه‌ی قبیله‌ی کاگموریه.

110
00:08:22,793 --> 00:08:26,756
‫شنیده بودیم کاگموری‌ها
‫چند تا ارباب دیمون دارن...

111
00:08:27,798 --> 00:08:29,876
‫ولی من که چیزی حس نمی‌کنم.

112
00:08:29,926 --> 00:08:31,427
‫این اطراف پر از دیمونه.

113
00:08:32,094 --> 00:08:35,006
‫فقط هنوز وارد منطقۀ وی‌آی‌پی نشدیم.

114
00:08:35,056 --> 00:08:36,299
‫وی‌آی‌پی؟

115
00:08:36,349 --> 00:08:37,433
‫منطقه‌ی ورود ممنوع.

116
00:08:38,267 --> 00:08:39,936
‫لبه‌ی حصار محافظ اون بالاست.

117
00:08:51,280 --> 00:08:52,440
‫وااای!

118
00:08:52,490 --> 00:08:53,407
‫باورنکردنیه.

119
00:08:54,033 --> 00:08:55,943
‫همه‌جا هستن.

120
00:08:55,993 --> 00:08:58,996
‫ازبس زیادن که
‫نمی‌تونم تشخیص بدم چند جفتن.

121
00:09:03,251 --> 00:09:05,161
‫آسا، داداشت اینجاست.

122
00:09:05,211 --> 00:09:06,329
‫اومده؟

123
00:09:06,379 --> 00:09:08,498
‫می‌خوای باهام بیای؟

124
00:09:08,548 --> 00:09:12,335
‫نه، دلم نمی‌خواد کسی که
‫دو تا سوراخ توی بدنم درست کرده رو ببینم.

125
00:09:12,385 --> 00:09:14,303
‫هنوز راه رفتن برام دردناکه.

126
00:09:16,264 --> 00:09:17,306
‫زودی برمی‌گردم.

127
00:09:17,890 --> 00:09:18,975
‫موفق باشی.

128
00:09:19,934 --> 00:09:21,978
‫من دیگه می‌خوابم.

129
00:09:22,650 --> 00:09:32,650
مووی شو
M O V I E S H O . C O M

130
00:09:33,322 --> 00:09:34,982
‫یه ساختمون بزرگ؟

131
00:09:35,032 --> 00:09:36,617
‫عجب زمین بزرگیه.

132
00:09:39,495 --> 00:09:40,279
‫[پارک کاگموری، دیدگاه کاگموری]

133
00:09:40,329 --> 00:09:41,080
‫[کاگموری، کلوپ گلف کاگموری، باغ وحش کاگموری]

134
00:09:46,127 --> 00:09:48,496
‫به نظرت گیر افتاده؟

135
00:09:48,546 --> 00:09:52,049
‫دوست ندارم به این فکر کنم که وقتی
‫«راست» و «چپ» باهاشن همچین اتفاقی بیفته.

136
00:09:53,009 --> 00:09:57,054
‫چه می‌شه کرد.
‫بابا می‌ره پسرش رو بیاره.

137
00:09:57,638 --> 00:09:59,423
‫می‌خوای من رانندگی کنم؟

138
00:09:59,473 --> 00:10:04,604
‫نه. اونا هنوز نمی‌دونن ما با هم همدستیم.

139
00:10:05,104 --> 00:10:06,814
‫با تاکسی می‌رم.

140
00:10:07,481 --> 00:10:08,316
‫چطوری برمی‌گردی؟

141
00:10:08,983 --> 00:10:10,359
‫با قطار.

142
00:10:10,860 --> 00:10:13,571
‫برام مثل یه کلاس مطالعات اجتماعی می‌شه.

143
00:10:22,413 --> 00:10:24,407
‫ورودیش چه بزرگه!

144
00:10:24,457 --> 00:10:26,334
‫مثل یه قلعه توی دشته.

145
00:10:27,168 --> 00:10:28,836
‫یه‌کم دیروقته.

146
00:10:29,879 --> 00:10:31,622
‫تو خیلی کارمند وظیفه‌شناسی هستی، جین.

147
00:10:31,672 --> 00:10:33,883
‫سلام، آقای آسوما.

148
00:10:34,675 --> 00:10:36,636
‫تو اینجا چی‌کار می‌کنی؟

149
00:10:37,219 --> 00:10:40,723
‫شنیدم اون یکی قل داره میاد،
‫واسه همین اومدم سرگرمش کنم.

150
00:10:42,975 --> 00:10:44,977
‫فکر نکنم در این مورد
‫چیزی بهت گفته باشم.

151
00:10:46,479 --> 00:10:49,515
‫من گوش‌های خیلی تیزی دارم. اوه؟

152
00:10:49,565 --> 00:10:50,983
‫صدمه دیدی؟

153
00:10:51,609 --> 00:10:53,152
‫چیز مهمی نیست.

154
00:10:54,153 --> 00:10:56,405
‫باهاشون دعوات شد؟

155
00:10:57,031 --> 00:10:59,533
‫عجب دیمون‌های باشکوهی.

156
00:11:00,284 --> 00:11:02,787
‫و تو داداشِ خانم آسا هستی؟

157
00:11:05,998 --> 00:11:08,626
‫من کاگموری آسوما هستم. خوشبختم.

158
00:11:09,210 --> 00:11:10,878
‫د... داداش!

159
00:11:16,967 --> 00:11:18,886
‫داداش...

160
00:11:19,595 --> 00:11:21,464
‫تو نمُردی؟! زنده‌ای؟!

161
00:11:21,514 --> 00:11:22,923
‫این چه طرز سلام‌احوال‌پرسیه؟

162
00:11:22,973 --> 00:11:25,518
‫- می‌شه بغلت کنم؟!
‫- نه!

163
00:11:26,352 --> 00:11:29,055
‫ببخشید. دیگه نمی‌دونم
‫چقدر با هم صمیمی هستیم.

164
00:11:29,105 --> 00:11:30,356
‫منم نمی‌دونم.

165
00:11:32,149 --> 00:11:34,143
‫من واسه دوستی نیومدم.

166
00:11:34,193 --> 00:11:36,270
‫اومدم چون یه‌سری سؤال ازت دارم.

167
00:11:36,320 --> 00:11:38,439
‫باشه. هرچی می‌خوای بپرس.

168
00:11:38,489 --> 00:11:40,441
‫وقتی صحبتمون تموم شد،
‫می‌شه بغلت کنم؟

169
00:11:40,491 --> 00:11:41,659
‫گفتم نه!

170
00:11:42,201 --> 00:11:44,412
‫وقتی سرد برخورد می‌کنی خیلی خفن می‌شی.

171
00:11:45,162 --> 00:11:48,582
‫جای اینکه انقدر به من گیر بدی،
‫بهتره نگران زخم اون باشی.

172
00:11:49,458 --> 00:11:51,202
‫آقای جین، باید بری درمانگاه!

173
00:11:51,252 --> 00:11:56,048
‫با توجه به وضعیت جین،
‫نظرت چیه من عمارت رو نشونت بدم؟

174
00:11:56,632 --> 00:11:58,959
‫هان؟ آقای آسوما، شما اینجایین؟

175
00:11:59,009 --> 00:12:01,804
‫وای، انگار هیچ‌کسی جز
‫برادرت رو نمی‌بینی.

176
00:12:02,430 --> 00:12:05,883
‫یورو مهمون ماست.

177
00:12:05,933 --> 00:12:07,476
‫ما کاری به شما نداریم.

178
00:12:08,060 --> 00:12:09,061
‫باشه، باشه.

179
00:12:10,020 --> 00:12:12,398
‫فکر کن خونه‌ی خودته، یورو.

180
00:12:18,654 --> 00:12:21,607
‫آکیو، بیرون حصار بمون.

181
00:12:21,657 --> 00:12:23,033
‫نذار کسی بیاد داخل.

182
00:12:23,617 --> 00:12:24,452
‫چشم، قربان.

183
00:12:25,119 --> 00:12:28,831
‫داداش بزرگه، وقتی داخل عمارتی
‫نزدیک من بمون.

184
00:12:29,498 --> 00:12:31,125
‫وگرنه گم می‌شی.

185
00:12:36,881 --> 00:12:39,875
‫اوه، نیاز به بخیه داری.

186
00:12:39,925 --> 00:12:40,801
‫[تعطیل]

187
00:12:41,427 --> 00:12:42,803
‫چی؟ واقعاً؟

188
00:12:43,387 --> 00:12:44,630
‫با یه ساطور واقعی؟

189
00:12:44,680 --> 00:12:45,806
‫آره.

190
00:12:46,474 --> 00:12:49,810
‫برام سؤال بود
‫که چرا نصفه‌شب بیدارم کردن.

191
00:12:50,311 --> 00:12:52,813
‫باورم نمی‌شه یه بچه
‫با چاقو زخمیت کرده.

192
00:12:53,814 --> 00:12:56,559
‫نوجوون‌های این دوره‌زمونه ترسناکن، نه؟

193
00:12:56,609 --> 00:12:59,570
‫نوجوون‌های عادی ساطور دستشون نمی‌گیرن.

194
00:13:00,279 --> 00:13:03,616
‫واقعاً؟ هر پسر جوونی
‫یکی دو تا ساطور داره.

195
00:13:04,283 --> 00:13:05,284
‫مگه نه؟

196
00:13:05,785 --> 00:13:07,403
‫خواهر و بردار هر دو وحشی‌ان.

197
00:13:07,453 --> 00:13:10,573
‫می‌تونی اینو پس بگیری، دکتر.

198
00:13:10,623 --> 00:13:12,158
‫خون خانم آساست.

199
00:13:12,208 --> 00:13:13,826
‫سعی کن با این چیزها اینور اونور نری.

200
00:13:13,876 --> 00:13:15,628
‫بهداشتی نیست.

201
00:13:16,670 --> 00:13:18,247
‫درسته! خون!

202
00:13:18,297 --> 00:13:20,758
‫فقط اهریمن‌ها
‫از زن‌ها و بچه‌ها خون می‌کشن.

203
00:13:21,342 --> 00:13:24,762
‫راستش ایده‌ی خودم بود که خونم رو بگیره.

204
00:13:25,513 --> 00:13:27,131
‫تکنولوژی مدرن این امکان رو بهمون می‌ده...

205
00:13:27,181 --> 00:13:30,142
‫که فقط مقدار خون مورد نیاز رو
‫بدون بریدن رگ‌ها بیرون بکشیم.

206
00:13:31,393 --> 00:13:33,220
‫چی؟ با جادو؟

207
00:13:33,270 --> 00:13:36,816
‫خونش رو همین‌جا توی درمانگاه گرفتیم.

208
00:13:37,316 --> 00:13:39,393
‫با این به یکی سیخونک می‌زنی
‫و خونش رو می‌کشی بیرون.

209
00:13:39,443 --> 00:13:42,396
‫اگه یه آدم ماهر این کار رو کنه،
‫هیچ دردی هم نداره.

210
00:13:42,446 --> 00:13:44,365
‫این داروئه؟ چطوری کار می‌کنه؟

211
00:13:45,115 --> 00:13:49,278
‫با خشونت مشکلی نداره،
‫ولی از خون گرفتن ناراحت می‌شه؟

212
00:13:49,328 --> 00:13:51,455
‫اصلاً منطقش رو نمی‌فهمم.

213
00:13:52,039 --> 00:13:55,242
‫تازه، قبیلۀ کاگموری کلی بهم غذا می‌دن،

214
00:13:55,292 --> 00:13:57,419
‫پس گرفتن یه‌کم خون آسیبی بهم نمی‌زنه.

215
00:14:01,590 --> 00:14:03,292
‫حالا می‌شه بغلت کنم؟

216
00:14:03,342 --> 00:14:04,635
‫به‌هیچ‌وجه!

217
00:14:05,344 --> 00:14:07,296
‫بگذریم... تو خیلی گنده‌ای.

218
00:14:07,346 --> 00:14:10,341
‫آسا کوچیک‌تر و بامزه‌تر از این حرف‌هاست.

219
00:14:10,391 --> 00:14:14,144
‫تو هم اگه از غذاهایی که
‫اینجا هست بخوری، گنده‌تر می‌شی.

220
00:14:14,812 --> 00:14:16,772
‫ولی خیلی شور نیستن؟

221
00:14:17,523 --> 00:14:18,974
‫مگه شوره؟

222
00:14:19,024 --> 00:14:20,518
‫ادویه‌شون خیلی زیاده.

223
00:14:20,568 --> 00:14:23,687
‫من که بهش عادت کردم.

224
00:14:23,737 --> 00:14:25,614
‫ولی برنجش خوبه. خیلی خوبه.

225
00:14:26,365 --> 00:14:29,068
‫صبر کن ببینم،
‫من که نیومدم اینجا راجع‌به غذا حرف بزنم.

226
00:14:29,118 --> 00:14:32,530
‫- ازم سؤال داری، نه؟
‫- آره.

227
00:14:32,580 --> 00:14:34,615
‫وقتی حرف زدنمون تموم شد،
‫می‌شه بغلت کنم؟

228
00:14:34,665 --> 00:14:37,334
‫عجب آدم سمجی هستی ها.

229
00:14:37,835 --> 00:14:41,255
‫به نظر میاد قشنگ با هم جورن.

230
00:14:45,050 --> 00:14:46,635
‫مادر و پدر کجان؟

231
00:14:48,721 --> 00:14:49,964
‫بذار ببینمشون.

232
00:14:50,014 --> 00:14:51,515
‫شما با هم از دهکده فرار کردین، مگه نه؟

233
00:14:55,269 --> 00:14:56,103
‫آره...

234
00:14:56,770 --> 00:14:58,772
‫- پس...
‫- اونا اینجا نیستن.

235
00:14:59,690 --> 00:15:00,524
‫پس کجان؟

236
00:15:01,901 --> 00:15:02,943
‫ناپدید شدن.

237
00:15:04,528 --> 00:15:07,072
‫نمی‌دونم کجان.

238
00:15:17,541 --> 00:15:20,085
‫- چقدر باید بهش بگم؟
‫- همه‌چی رو.

239
00:15:21,211 --> 00:15:23,339
‫نمی‌خوام به برادرم دروغ بگم.

240
00:15:31,347 --> 00:15:35,059
‫بعد از اینکه پدر و مادرت
‫از دهکده رفتن اتفاقات زیادی افتاد.

241
00:15:35,559 --> 00:15:39,229
‫مدتی بعد از اینکه
‫کاگموری‌ها بهشون پناه دادن،

242
00:15:39,813 --> 00:15:41,473
‫دیگه به زندگی جدیدشون عادت کرده بودن

243
00:15:41,523 --> 00:15:45,110
‫و واسه همین تصمیم گرفتن
‫به خونه‌ی مادرت سر بزنن.

244
00:15:45,945 --> 00:15:47,187
‫درسته.

245
00:15:47,237 --> 00:15:50,115
‫مادرم می‌گفت که اصالتاً اهل پایین کوهه.

246
00:15:50,616 --> 00:15:52,368
‫می‌گفت دلش می‌خواد منو ببره اونجا.

247
00:15:52,868 --> 00:15:55,529
‫مادرت اهل اوکيناواست.

248
00:15:55,579 --> 00:15:58,624
‫اوکيناوا یه جزیره‌ست
‫که خیلی جنوب‌تر از اینجاست.

249
00:15:59,291 --> 00:16:01,911
‫واسه رفتن به اونجا
‫باید سوار هواپیما بشی.

250
00:16:01,961 --> 00:16:04,038
‫هواپیما؟

251
00:16:04,088 --> 00:16:06,540
‫ما توی دهکده بهشون می‌گفتیم اژدها.

252
00:16:06,590 --> 00:16:08,834
‫اونا وسیله‌ی نقلیه‌ن؟

253
00:16:08,884 --> 00:16:11,887
‫آره. می‌تونن حدود
‫صد تا مسافر رو جابه‌جا کنن.

254
00:16:12,471 --> 00:16:13,923
‫این پایین، مردم فکر می‌کردن مادرم...

255
00:16:13,973 --> 00:16:17,393
‫توی یه کوهستانی
‫توی توهوکو گم شده،

256
00:16:18,060 --> 00:16:21,138
‫برای همین می‌خواست به پدر و مادرش نشون بده
‫که حالش خوبه.

257
00:16:21,188 --> 00:16:26,902
‫منو پیش قبیله‌ی کاگموری گذاشتن
‫و بعد پدر و مادرمون توی هواپیما به مقصد اوکیناوا...

258
00:16:29,071 --> 00:16:29,905
‫غیبشون زد.

259
00:16:32,908 --> 00:16:36,320
‫از اژدها افتادن؟ از هواپیما؟

260
00:16:36,370 --> 00:16:41,083
‫نه، یه‌جورهایی حین پرواز ناپدید شدن.

261
00:16:41,917 --> 00:16:44,461
‫قطعاً توی توکیو سوار هواپیما شدن،

262
00:16:44,962 --> 00:16:48,424
‫ولی وقتی هواپیما رسید به اوکیناوا،
‫توش نبودن.

263
00:16:49,425 --> 00:16:51,043
‫کسی دزدیدشون؟

264
00:16:51,093 --> 00:16:52,378
‫نمی‌دونیم.

265
00:16:52,428 --> 00:16:54,004
‫کسی نبود ازشون محافظت کنه؟

266
00:16:54,054 --> 00:16:55,431
‫بود.

267
00:16:56,348 --> 00:17:01,228
‫یه ارباب دیمون قابل‌اعتماد
‫از کاگموری‌ها مأمور محافظت ازشون بود،

268
00:17:02,104 --> 00:17:03,939
‫ولی محافظشون هم با اونا ناپدید شد.

269
00:17:05,357 --> 00:17:08,686
‫پس اون محافظ مشکوک نیست؟

270
00:17:08,736 --> 00:17:10,738
‫آره، حق با توئه.

271
00:17:11,280 --> 00:17:13,949
‫ممکنه دشمنی بوده باشه که
‫خودش رو دوست جا زده.

272
00:17:14,700 --> 00:17:19,455
‫ممکنه جاسوس دهکده‌ی هیگاشی بوده باشه
‫که به قبیله‌ی کاگموری نفوذ کرده.

273
00:17:21,832 --> 00:17:25,077
‫طرفدار هر کی که بوده، متأسفم.

274
00:17:25,127 --> 00:17:27,246
‫اشتباه از ما بود.

275
00:17:27,296 --> 00:17:31,550
‫تو به این آدم‌ها اعتماد داری
‫بعد از اینکه گذاشتن پدر و مادرمون گم بشن؟

276
00:17:32,843 --> 00:17:34,378
‫بعد از اینکه ما رفتیم،

277
00:17:34,428 --> 00:17:38,265
‫قاتل‌هایی از طرف دهکده
‫یکی پس از دیگری سراغمون اومدن.

278
00:17:38,849 --> 00:17:40,926
‫در نهایت اربابِ قبیله‌ی کاگموری...

279
00:17:40,976 --> 00:17:44,146
‫و افراد آقای جین بودن که منو نجات دادن.

280
00:17:47,566 --> 00:17:49,651
‫من به قبیله‌ی کاگموری اعتماد دارم.

281
00:18:05,501 --> 00:18:08,537
‫پسره وارد عمارت کاگموری شد.

282
00:18:08,587 --> 00:18:11,498
‫جین کارش رو خوب انجام داد.

283
00:18:11,548 --> 00:18:13,000
‫اونا اولین دوقلوهایی هستن که...

284
00:18:13,050 --> 00:18:16,420
‫در چهارصد سال گذشته توی دهکده‌ی شرقی
‫به دنیا اومدن تا شب و روز رو از هم جدا کنن.

285
00:18:16,470 --> 00:18:20,507
‫چهارصد سال!
‫چهارصد سال! چهارصد سال!

286
00:18:20,557 --> 00:18:23,677
‫حالا هر دوشون این پایینن.

287
00:18:23,727 --> 00:18:28,140
‫اون دخترِ دیمون آرواره‌ای
‫به‌خاطر آسیب پاش نمی‌تونه زیاد حرکت کنه.

288
00:18:28,190 --> 00:18:29,266
‫جین هم صدمه دیده.

289
00:18:29,316 --> 00:18:31,101
‫و ارباب هم که نیست.

290
00:18:31,151 --> 00:18:33,103
‫این یه فرصت طلاییه.

291
00:18:33,153 --> 00:18:35,773
‫می‌تونیم هر دو قل رو با هم بگیریم.

292
00:18:35,823 --> 00:18:37,357
‫مطمئنی؟

293
00:18:37,407 --> 00:18:41,153
‫پسره و دیمون‌هاش خیلی قوی‌ان.

294
00:18:41,203 --> 00:18:44,823
‫و دختره؟ دختره؟ دختره؟

295
00:18:44,873 --> 00:18:46,116
‫الان شبه.

296
00:18:46,166 --> 00:18:48,243
‫الان نسبت به روز ضعیف‌تره.

297
00:18:48,293 --> 00:18:49,703
‫و پسره هم...

298
00:18:49,753 --> 00:18:51,997
‫خب، اگه الان بمیره اشکالی نداره.

299
00:18:52,047 --> 00:18:55,217
‫ما فقط سَر دختره رو می‌خوایم.

300
00:19:22,161 --> 00:19:25,914
‫چیه؟ هنوز که هوا تاریکه.

301
00:19:31,170 --> 00:19:32,588
‫اوه؟

302
00:19:33,172 --> 00:19:34,882
‫من شما رو نمی‌شناسم.

303
00:19:42,890 --> 00:19:46,593
‫جین، تو دروغ گفتی!
‫منو کشوندی توی تله!

304
00:19:46,643 --> 00:19:49,563
‫راستش اونا دیمون‌های کاگموری نیستن.

305
00:19:50,230 --> 00:19:53,066
‫غریبه‌ها وارد عمارت شدن.

306
00:19:53,650 --> 00:19:55,694
‫می‌تونیم اون دیمون‌ها رو شکست بدیم؟

307
00:19:56,320 --> 00:19:59,773
‫در حالت ایده‌آل،
‫دلم می‌خواد اربابشون رو دستگیر کنم.

308
00:19:59,823 --> 00:20:01,283
‫دستگیرش کنیم؟

309
00:20:01,867 --> 00:20:06,371
‫پیدا کردنش توی این عمارت بزرگ
‫کار سختیه.

310
00:20:06,955 --> 00:20:10,742
‫اگه قراره بکشیدشون،
‫مطمئن شید که کاملاً مُردن.

311
00:20:10,792 --> 00:20:13,162
‫دلم نمی‌خواد مجبور شم درمانشون کنم.

312
00:20:13,212 --> 00:20:15,881
‫بعد به خودت می‌گی دکتر؟!

313
00:20:16,465 --> 00:20:18,634
‫اربابِ دیمون‌ها که بمیره،
‫چی به سرشون میاد؟

314
00:20:19,218 --> 00:20:21,378
‫اگه قبل از مرگ اربابشون
‫به یه ارباب جدید منتقل نشن،

315
00:20:21,428 --> 00:20:22,921
‫تبدیل به دیمون‌های سرگردان می‌شن.

316
00:20:22,971 --> 00:20:26,850
‫برای همینه که معمولاً
‫محافظت از اربابشون رو در اولویت قرار می‌دن.

317
00:20:31,146 --> 00:20:32,481
‫دیمون‌های سرگردان؟

318
00:20:33,190 --> 00:20:34,516
‫قراردادشون فسخ می‌شه

319
00:20:34,566 --> 00:20:36,568
‫و مثل ارواح به همون مکان مقید می‌مونن.

320
00:20:37,402 --> 00:20:41,023
‫اگه فراموش بشن
‫و هیچ‌وقت یه پیمانکار جدید پیدا نشه،

321
00:20:41,073 --> 00:20:44,660
‫بعد از چند دهه یا قرن از بین می‌رن.

322
00:20:45,702 --> 00:20:47,529
‫خیلی سخته.

323
00:20:47,579 --> 00:20:51,325
‫فهمیدم. سعی می‌کنم اربابشون رو نکشم.

324
00:20:51,375 --> 00:20:52,951
‫یعنی می‌خواستی بکشی‌؟!

325
00:20:53,001 --> 00:20:54,211
‫چقدر تو مهربونی!

326
00:20:55,003 --> 00:20:57,331
‫جین، تیر و کمان داری؟

327
00:20:57,381 --> 00:20:58,215
‫ماکوتو.

328
00:21:02,135 --> 00:21:03,420
‫اینا دیگه چی‌ان؟

329
00:21:03,470 --> 00:21:05,305
‫تا حالا از اینا استفاده نکردم!

330
00:21:12,980 --> 00:21:16,225
‫فکر کنم بهتره این یکی رو امتحان کنم.

331
00:21:16,275 --> 00:21:20,821
‫» ترجمه از الهام صدر «

332
00:22:32,768 --> 00:22:34,144
‫«مروری بر قسمت بعد»

333
00:22:34,227 --> 00:22:34,895
‫د... داداش!

334
00:22:35,479 --> 00:22:37,647
‫پس آزادم هر کاری دلم می‌خواد بکنم، درسته؟

335
00:22:37,981 --> 00:22:41,818
‫اگه برادرم قدرت مُهر رو به دست بیاره...

336
00:22:43,818 --> 00:22:53,818
دانلود فیلم و سریال
M O V I E S H O . C O M