1
00:01:23,708 --> 00:01:28,713
‫» ترجمه از الهام صدر «

2
00:01:31,466 --> 00:01:34,928
‫اولین باری که حس کردم
‫یه نفر قصد کشتنم رو داره،

3
00:01:35,762 --> 00:01:39,557
‫یه‌کم قبل از این بود که پدر و مادرم
‫دهکده رو ترک کنن.

4
00:01:40,809 --> 00:01:42,519
‫احتمالاً یه راهزن بود.

5
00:01:43,103 --> 00:01:45,188
‫با پدر توی اعماق کوهستان
‫مشغول شکار بودیم...

6
00:01:45,939 --> 00:01:48,650
‫که نزدیک بود کشته بشم.

7
00:01:49,984 --> 00:01:53,279
‫«تو توی این دنیا جایی نداری.»

8
00:01:54,072 --> 00:01:55,573
‫اون حس طرد شدن قوی.

9
00:01:58,952 --> 00:02:02,288
‫حس می‌کردم داره
‫توی تک‌تک منافذ بدنم نفوذ می‌کنه،

10
00:02:03,123 --> 00:02:08,670
‫پوستم رو می‌شکافه
‫و مستقیم توی گوشتم فرو می‌ره.

11
00:02:24,310 --> 00:02:25,395
‫یورو!

12
00:02:26,771 --> 00:02:27,647
‫یورو!

13
00:02:28,648 --> 00:02:31,025
‫حالت خوبه؟ چیزیت که نشد؟

14
00:02:32,527 --> 00:02:35,647
‫این... خونِ اونه.

15
00:02:35,697 --> 00:02:37,240
‫معذرت می‌خوام.

16
00:02:37,991 --> 00:02:39,701
‫نباید ازت چشم برمی‌داشتم.

17
00:02:41,619 --> 00:02:44,330
‫این... این چیه؟

18
00:02:45,707 --> 00:02:48,084
‫یورو، اینو یادت بمونه.

19
00:02:48,751 --> 00:02:50,420
‫این نیتِ قتله.

20
00:02:53,923 --> 00:02:56,759
‫احتمالاً در آینده بازم
‫تجربه‌ش می‌کنی. نه...

21
00:02:57,719 --> 00:03:01,764
‫تا وقتی زنده‌ای، احتمالاً
‫بارها و بارها به سمتت نشونه می‌ره.

22
00:03:02,473 --> 00:03:06,853
‫در برابر کسایی که اینو به سمتت می‌گیرن،
‫اصلاً تردید نکن.

23
00:03:29,375 --> 00:03:31,878
‫آروم شدی، یورو؟

24
00:03:33,838 --> 00:03:37,917
‫شب رو توی کوهستان می‌گذرونیم
‫و بعد برمی‌گردیم دهکده.

25
00:03:37,967 --> 00:03:40,170
‫وقت داری کم‌کم آروم باشی.

26
00:03:40,220 --> 00:03:45,266
‫نفس عمیق بکش
‫و آروم بده بیرون.

27
00:03:47,268 --> 00:03:48,136
‫همینه.

28
00:03:48,186 --> 00:03:52,148
‫بذار اضطرابت با نفست بیاد بیرون.

29
00:03:52,982 --> 00:03:56,819
‫یه لحظاتی ترس می‌تونه تو رو به کشتن بده.

30
00:03:57,320 --> 00:04:02,659
‫خصوصاً واسه شکارچی‌هایی مثل ما
‫که واسه زنده موندن با جونورها می‌جنگیم.

31
00:04:03,910 --> 00:04:08,740
‫آروم باش، شرایط رو بسنج
‫و تصمیم بگیر باید چی‌کار کنی.

32
00:04:08,790 --> 00:04:13,878
‫همیشه به این فکر کن که چطور می‌تونی
‫از چیزهایی که دم دستته برای بقا استفاده کنی.

33
00:04:16,089 --> 00:04:20,343
‫وقتی ترس آسیب‌پذیرمون کنه،
‫همون موقع مرگ میاد سراغمون.

34
00:04:25,098 --> 00:04:26,266
‫گوش کن، یورو.

35
00:04:26,933 --> 00:04:29,811
‫به اهالی دهکده نگو که
‫یه راهزن بهت حمله کرده.

36
00:04:30,395 --> 00:04:34,974
‫چرا نگم؟ ممکنه هم‌دست‌هاش
‫به دهکده حمله کنن.

37
00:04:35,024 --> 00:04:37,644
‫باید به بقیه بگیم.

38
00:04:37,694 --> 00:04:40,446
‫نه، اونا به دهکده‌مون حمله نمی‌کنن.

39
00:04:42,031 --> 00:04:43,441
‫به کسی نگو.

40
00:04:43,491 --> 00:04:46,703
‫وقتی برگشتیم دهکده،
‫مثل همیشه رفتار کن.

41
00:04:47,287 --> 00:04:49,580
‫انگار نه انگار که اتفاقی افتاده.

42
00:04:51,165 --> 00:04:52,709
‫خونسردیت رو حفظ کن.

43
00:05:01,634 --> 00:05:02,927
‫آقای مینه!

44
00:05:03,970 --> 00:05:05,296
‫ما برگشتیم.

45
00:05:05,346 --> 00:05:06,923
‫خدا رو شکر که برگشتین.

46
00:05:06,973 --> 00:05:10,969
‫وقتی شنیدیم دیشب برنگشتین،
‫نگران شدیم.

47
00:05:11,019 --> 00:05:12,303
‫شرمنده.

48
00:05:12,353 --> 00:05:15,064
‫شکارمون رو تا اعماق کوهستان دنبال کردیم.

49
00:05:15,732 --> 00:05:17,892
‫چون یورو همراهم بود،
‫نخواستیم خطر کنیم

50
00:05:17,942 --> 00:05:19,694
‫و شب رو همون‌جا موندیم.

51
00:05:20,278 --> 00:05:23,189
‫یعنی شب رو بیرون خوابیدین
‫و دست‌خالی برگشتین؟

52
00:05:23,239 --> 00:05:25,283
‫از تو بعیده.

53
00:05:27,285 --> 00:05:28,578
‫پیش میاد دیگه.

54
00:05:31,748 --> 00:05:32,582
‫آقای مینه!

55
00:05:34,667 --> 00:05:37,120
‫ما برگشتیم، خانم کیوکا.

56
00:05:37,170 --> 00:05:40,206
‫خوبه. یورو هم که باهاته.

57
00:05:40,256 --> 00:05:43,468
‫وقتی برنگشتین نگران شدیم.

58
00:05:45,428 --> 00:05:47,972
‫اتفاقی توی کوهستان افتاد؟

59
00:05:48,931 --> 00:05:50,425
‫نه، هیچی.

60
00:05:50,475 --> 00:05:52,226
‫فقط برای شکار خیلی دور شدیم.

61
00:05:57,982 --> 00:05:59,859
‫زخمی شدی؟

62
00:06:03,237 --> 00:06:05,073
‫خونِ موشیه که دیشب واسه شام خوردیم.

63
00:06:05,656 --> 00:06:07,358
‫پسر، چقدر گشنمه.

64
00:06:07,408 --> 00:06:09,702
‫اون موشه اصلاً سیرمون نکرد.

65
00:06:10,453 --> 00:06:12,530
‫ناگیسا کجاست؟ پیش آساست؟

66
00:06:12,580 --> 00:06:15,366
‫- آره، داخله.
‫- باشه.

67
00:06:15,416 --> 00:06:18,328
‫بیا با هم صبحونه بخوریم، یورو.

68
00:06:18,378 --> 00:06:19,212
‫باشه.

69
00:06:21,589 --> 00:06:22,632
‫ناگیسا.

70
00:06:24,217 --> 00:06:25,551
‫ما اومدیم، مادر.

71
00:06:26,219 --> 00:06:27,879
‫خوش اومدین.

72
00:06:27,929 --> 00:06:29,672
‫برنگشتین حسابی نگران شدم.

73
00:06:29,722 --> 00:06:30,556
‫ببخشید.

74
00:06:31,349 --> 00:06:32,800
‫ببخشید، آسا.

75
00:06:32,850 --> 00:06:36,179
‫رفتیم توی اعماق کوهستان
‫و دیر برگشتیم.

76
00:06:36,229 --> 00:06:37,480
‫زخمی که نشدی؟

77
00:06:38,064 --> 00:06:39,515
‫تو خوبی، داداش؟

78
00:06:39,565 --> 00:06:42,068
‫هیچی نشد. خوبِ خوبم.

79
00:06:42,777 --> 00:06:43,778
‫اتفاقی نیفتاد.

80
00:06:44,862 --> 00:06:49,692
‫پسر... دیشب که بیرون خوابیدیم
‫از استرس خوابم نبرد.

81
00:06:49,742 --> 00:06:51,953
‫یه‌کم خسته‌م.

82
00:06:52,912 --> 00:06:53,746
‫داداش.

83
00:06:55,081 --> 00:06:57,375
‫مراقب خودت باش.

84
00:07:07,844 --> 00:07:10,638
‫کم مونده بود بگیرمش.

85
00:07:11,222 --> 00:07:12,799
‫- خیلی بزرگ بود.
‫- ناگیسا.

86
00:07:12,849 --> 00:07:15,601
‫مطمئنم دفعه‌ی بعد می‌گیریش.

87
00:07:16,602 --> 00:07:20,148
‫- آره.
‫- آره. منتظرشم.

88
00:07:29,115 --> 00:07:31,200
‫یه‌کم بعد از اون ماجرا،

89
00:07:31,826 --> 00:07:35,913
‫پدر و مادر بدون من و آسا
‫دهکده رو ترک کردن.

90
00:07:36,414 --> 00:07:38,082
‫یا حداقل من این‌طوری فکر کردم.

91
00:07:38,583 --> 00:07:41,210
‫در واقع فقط من جا مونده بودم.

92
00:07:41,919 --> 00:07:46,215
‫مادر و پدر با آسا از دهکده فرار کردن.

93
00:07:46,924 --> 00:07:49,460
‫دختری که فکر می‌کردم خواهرمه

94
00:07:49,510 --> 00:07:53,222
‫و ده سال باهاش زندگی کردم،
‫خواهرم نبود.

95
00:07:54,682 --> 00:07:55,883
‫ده سال تمام،

96
00:07:55,933 --> 00:07:58,936
‫مردم دهکدۀ هیگاشی بهم دروغ گفتن.

97
00:08:00,146 --> 00:08:03,900
‫یا حداقل دختری که می‌گفت
‫آسای «واقعیه» این‌طور گفت.

98
00:08:04,609 --> 00:08:07,195
‫طبق گفته‌ی اون...

99
00:08:08,279 --> 00:08:11,365
‫من یه بار مُردم.

100
00:08:12,742 --> 00:08:14,785
‫به دست یه قاتل
‫از دهکدۀ هیگاشی کشته شدم.

101
00:08:22,585 --> 00:08:26,589
‫از دهکدۀ هیگاشی فرار کردیم
‫و از دست تعقیب‌کننده‌هامون در رفتیم.

102
00:08:27,089 --> 00:08:29,459
‫بعدش خاندان کاگموری بهمون پناه داد.

103
00:08:29,509 --> 00:08:32,420
‫فکر می‌کردیم اوضاع آروم شده،

104
00:08:32,470 --> 00:08:35,214
‫ولی بعدش پدر و مادر ناپدید شدن.

105
00:08:35,264 --> 00:08:39,427
‫پارسال وقتی پونزده سالم بود،
‫یه قاتل گیرم انداخت.

106
00:08:39,477 --> 00:08:44,774
‫اونجا کشته شدم
‫و قدرت «شکست» رو به دست آوردم.

107
00:08:54,200 --> 00:08:56,861
‫این قدرتِ همون دیمونیه...

108
00:08:56,911 --> 00:09:00,623
‫که در مرز بین دنیای مرده‌ها
‫و دنیای ما زندگی می‌کنه.

109
00:09:07,046 --> 00:09:10,800
‫دیمونی که من دیدم،
‫قدرت «شکست» رو داشت.

110
00:09:13,886 --> 00:09:16,806
‫اوه؟ یه تیکه گوشت اومده.

111
00:09:18,849 --> 00:09:19,892
‫هان؟

112
00:09:22,436 --> 00:09:25,348
‫یه قاتل از دهکدۀ هیگاشی زخمیم کرد و...

113
00:09:25,398 --> 00:09:26,524
‫تو مُردی.

114
00:09:28,401 --> 00:09:31,946
‫یه بار مُردی.

115
00:09:33,197 --> 00:09:34,991
‫پس اینجا جهنمه؟

116
00:09:35,491 --> 00:09:39,403
‫فکر نکنم اینجا به بهشت
‫شباهتی داشته باشه.

117
00:09:39,453 --> 00:09:40,321
‫صبر کن ببینم.

118
00:09:40,371 --> 00:09:46,877
‫چرا فکر می‌کنی بعد از مرگت
‫مستقیم فرستاده می‌شی جهنم؟

119
00:09:47,628 --> 00:09:50,715
‫مگه توی دنیای خودت
‫چطور زندگی کردی؟

120
00:09:53,551 --> 00:09:58,723
‫اینجا مرزِ بین
‫دنیای مُرده‌ها و دنیای شماست.

121
00:10:02,393 --> 00:10:05,771
‫بذار ببینم... کجاست؟

122
00:10:11,777 --> 00:10:13,821
‫ایناهاش. همینه.

123
00:10:14,989 --> 00:10:19,952
‫توی کشور شما، اینجا
‫به اسم «یوموتسو هیراساکا» شناخته می‌شه.

124
00:10:22,413 --> 00:10:24,874
‫دقیقاً همون‌طور که پدر گفت.

125
00:10:25,374 --> 00:10:27,368
‫طبق افسانه‌ی روستا،

126
00:10:27,418 --> 00:10:28,494
‫«دوقلوهای دختر و پسری...»

127
00:10:28,544 --> 00:10:30,621
‫«که توی روستای شرقی،
‫قبل و بعد از سپیده‌دم...»

128
00:10:30,671 --> 00:10:33,791
‫«در روزی که شب و روز
‫با هم برابرن به دنیا بیان،»

129
00:10:33,841 --> 00:10:37,553
‫«به قلمروی سایه‌ها سفر می‌کنن
‫تا دیمون‌ها رو فرماندهی کنن.»

130
00:10:38,220 --> 00:10:41,841
‫روایت‌های شفاهی همیشه
‫با گذشت زمان تحریف می‌شن.

131
00:10:41,891 --> 00:10:45,311
‫دقیق بخوایم بگیم،
‫«دقیقاً قبل از قلمروی سایه‌هاست.»

132
00:10:46,520 --> 00:10:51,359
‫مردم دهکدۀ هیگاشی
‫واقعاً سعی کردن منو بکشن.

133
00:10:52,109 --> 00:10:55,279
‫خب، تا نمیری که نمی‌تونی بیای اینجا.

134
00:10:56,030 --> 00:10:58,991
‫- حالا می‌خوای چی‌کار کنی؟
‫- چی؟

135
00:10:59,784 --> 00:11:03,329
‫انسان‌هایی که میان اینجا
‫دو تا راه برای انتخاب دارن.

136
00:11:04,038 --> 00:11:07,416
‫یا مُرده بمونی یا منو بپذیری.

137
00:11:08,084 --> 00:11:11,754
‫اگه می‌خوای بمیری،
‫فقط کافیه از اون مسیر بیفتی پایین.

138
00:11:12,546 --> 00:11:15,082
‫اگه می‌خوای زندگی کنی،

139
00:11:15,132 --> 00:11:19,053
‫من، قدرت شکست، رو بپذیر
‫و برگرد به دنیای زنده‌ها.

140
00:11:20,054 --> 00:11:21,839
‫قدرت به‌دردبخوریه.

141
00:11:21,889 --> 00:11:23,799
‫تا وقتی بتونی ببینیش،

142
00:11:23,849 --> 00:11:28,179
‫می‌تونی توی میدون جنگ
‫سرِ فرمانده‌ی دشمن رو از تنش «جدا» کنی.

143
00:11:28,229 --> 00:11:31,816
‫می‌تونی به‌تنهایی به جنگ‌ها پایان بدی.

144
00:11:32,400 --> 00:11:35,778
‫بسته به عصر و دوره‌ای که درش هستی،
‫می‌تونی تبدیل به یه قهرمان بشی.

145
00:11:36,278 --> 00:11:39,031
‫راه‌های زیاد دیگه‌ای هم
‫واسه استفاده ازش هست.

146
00:11:39,824 --> 00:11:44,286
‫اما در عوض، کسایی که می‌خوان
‫ازت استفاده کنن، دورت جمع می‌شن.

147
00:11:44,954 --> 00:11:47,990
‫ممکنه جهنم رو روی زمین تجربه کنی.

148
00:11:48,040 --> 00:11:52,461
‫ممکنه با خودت بگی
‫همون بهتر که می‌مُردی.

149
00:11:52,962 --> 00:11:55,756
‫جهنم شخصی من
‫شاید از همین الان شروع شده باشه.

150
00:11:56,966 --> 00:11:59,210
‫پدر و مادر دزدیده شدن.

151
00:11:59,260 --> 00:12:01,303
‫نمی‌دونم چی به سرشون اومد.

152
00:12:02,179 --> 00:12:06,183
‫به‌خاطرِ به دنیا اومدنِ من، اونا...

153
00:12:08,185 --> 00:12:11,522
‫صبر کن! برادرم قبلاً اومده اینجا؟

154
00:12:12,106 --> 00:12:13,274
‫کشته شده؟

155
00:12:13,941 --> 00:12:15,559
‫نمی‌دونم.

156
00:12:15,609 --> 00:12:19,488
‫وقتی اون بمیره،
‫می‌ره پیش «مُهر».

157
00:12:19,989 --> 00:12:21,949
‫اون اینجا نبوده.

158
00:12:23,325 --> 00:12:27,455
‫نمی‌دونم چه اتفاقی واسه برادرت افتاده.

159
00:12:33,669 --> 00:12:35,588
‫نمی‌تونم بمیرم.

160
00:12:36,630 --> 00:12:39,175
‫ما برادرم رو توی دهکده جا گذاشتیم.

161
00:12:39,675 --> 00:12:41,719
‫نمی‌دونم هنوز زنده‌ست یا نه.

162
00:12:42,303 --> 00:12:44,555
‫شاید اونم مثل من کشته شده.

163
00:12:45,055 --> 00:12:46,974
‫باید برم نجاتش بدم.

164
00:12:47,600 --> 00:12:49,769
‫هنوز نمی‌تونم بمیرم!

165
00:12:50,561 --> 00:12:54,190
‫انتخاب کن. زندگی یا مرگ.

166
00:13:01,530 --> 00:13:04,158
‫چشم‌های قشنگی داری.

167
00:13:04,658 --> 00:13:06,527
‫همون‌طور که به جلو می‌ری،
‫فقط به روبه‌رو نگاه کن.

168
00:13:06,577 --> 00:13:08,370
‫به پشت‌سرت نگاه نکن.

169
00:13:09,21.5 --> 00:13:19,21.5
مووی شو
M O V I E S H O . C O M

170
00:13:19,673 --> 00:13:22,251
‫هی، اینکه زنده نشد!

171
00:13:22,301 --> 00:13:23,919
‫اما...

172
00:13:23,969 --> 00:13:25,671
‫اینا اولین دوقلوها طی 400 سال گذشته‌ن!

173
00:13:25,721 --> 00:13:27,339
‫بالاخره به دنیا اومدن!

174
00:13:27,389 --> 00:13:30,843
‫شاید یه طعمه‌ست که
‫توسط خاندان کاگموری آماده شده.

175
00:13:30,893 --> 00:13:32,845
‫من این دختر رو توی دهکده دیده بودم.

176
00:13:32,895 --> 00:13:33,854
‫مطمئنم خودشه.

177
00:13:34,522 --> 00:13:37,725
‫آره، سال‌ها پیش
‫وقتی بچه بود دیدیش.

178
00:13:37,775 --> 00:13:40,144
‫اونم توی یه سلول تاریک.

179
00:13:40,194 --> 00:13:42,563
‫محاله صورتش رو واضح دیده باشی.

180
00:13:42,613 --> 00:13:44,356
‫می‌دونم که خودشه.

181
00:13:44,406 --> 00:13:46,400
‫پس موفق نشدیم زنده‌ش کنیم.

182
00:13:46,450 --> 00:13:48,694
‫دیگه نمی‌تونیم قدرت «شکست» رو به دست بیاریم.

183
00:13:48,744 --> 00:13:50,780
‫هنوز «مُهر» مونده.

184
00:13:50,830 --> 00:13:54,200
‫«مُهر» اون‌قدر قوی هست که بشه باهاش
‫دنیای زیرین رو کنترل کرد.

185
00:13:54,250 --> 00:13:59,246
‫برادره کاملاً توسط دهکده شست‌وشوی مغزی شده،
‫پس ازمون اطاعت می‌کنه.

186
00:13:59,296 --> 00:14:01,048
‫باید بکشیمش و...

187
00:14:21,694 --> 00:14:22,778
‫آسا رو پیدا کردی؟

188
00:14:23,821 --> 00:14:24,780
‫کجاست؟

189
00:14:26,490 --> 00:14:27,783
‫آسا!

190
00:14:28,909 --> 00:14:30,202
‫آسا!

191
00:14:39,795 --> 00:14:41,547
‫آسا، ای احمق.

192
00:14:43,090 --> 00:14:47,803
‫کشت‌وکشتار رو
‫باید بسپاری به آدم‌های ناجوری مثل ما.

193
00:14:48,679 --> 00:14:50,264
‫ببخشید، گابی.

194
00:14:50,806 --> 00:14:55,019
‫من انتخاب نکردم که
‫یه دوقلوی برگزیده باشم،

195
00:14:55,519 --> 00:14:58,147
‫اما حالا مسیری رو می‌رم
‫که خودم انتخاب کردم.

196
00:14:59,815 --> 00:15:01,775
‫دست‌های خودم رو آلوده می‌کنم.

197
00:15:05,529 --> 00:15:07,489
‫متأسفم، داداش.

198
00:15:08,198 --> 00:15:13,245
‫اون آسای بی‌نقص، کوچولو،
‫دوست‌داشتنی و معصومی که می‌شناختی...

199
00:15:14,163 --> 00:15:17,875
‫دیگه وجود نداره.

200
00:15:27,134 --> 00:15:29,345
‫اونا یه گاو و یه اسب بودن؟

201
00:15:29,929 --> 00:15:32,131
‫مثلاً کله‌گاوی و کله‌اسبی بودن؟

202
00:15:32,181 --> 00:15:34,850
‫قدیمی‌ان، ولی خوب ازشون نگهداری شده.

203
00:15:35,559 --> 00:15:37,978
‫معلومه خیلی دوستشون داشتن.

204
00:15:47,655 --> 00:15:49,949
‫پسر، چقدر گشنمه.

205
00:15:50,449 --> 00:15:52,117
‫نمی‌دونم صبحونه چی داریم.

206
00:16:00,417 --> 00:16:02,628
‫صبح بخیر.

207
00:16:03,170 --> 00:16:05,047
‫کسی خونه هست؟

208
00:16:05,631 --> 00:16:08,918
‫صبح بخیر، خاندان کاگموری.

209
00:16:08,968 --> 00:16:11,637
‫هان؟ باید این زنگ رو بزنم؟

210
00:16:12,221 --> 00:16:14,807
‫مگه پولدارها نگهبان ندارن
‫که دم در کشیک بده؟

211
00:16:16,308 --> 00:16:17,142
‫شما؟

212
00:16:18,435 --> 00:16:19,269
‫پیداتون شد.

213
00:16:20,354 --> 00:16:22,640
‫سلام، خاندان کاگموری.

214
00:16:22,690 --> 00:16:25,309
‫شرمنده، می‌دونم سر صبحه.

215
00:16:25,359 --> 00:16:27,152
‫من تادرا ریو هستم.

216
00:16:27,820 --> 00:16:30,239
‫اومدم دنبال یورو.

217
00:16:31,532 --> 00:16:32,658
‫یکی از خاندان تادرا؟

218
00:16:33,492 --> 00:16:34,535
‫آقای درا؟

219
00:16:35,285 --> 00:16:37,446
‫ظاهراً اومده دنبال داداش بزرگه.

220
00:16:37,496 --> 00:16:40,199
‫پاک درا رو فراموش کرده بودم.

221
00:16:40,249 --> 00:16:41,951
‫چی‌کار کنیم؟

222
00:16:42,001 --> 00:16:43,377
‫اوه، درسته.

223
00:16:43,877 --> 00:16:45,921
‫موقع رفتن بهش خبر ندادیم.

224
00:16:46,880 --> 00:16:48,707
‫من به خاندان کاگموری اعتماد دارم.

225
00:16:48,757 --> 00:16:50,584
‫اونا خیلی رومخن.

226
00:16:50,634 --> 00:16:53,804
‫راستش ترجیح می‌دم
‫اصلاً باهاشون درگیر نشم.

227
00:16:55,097 --> 00:16:59,351
‫بهتره هم‌زمان حرف‌های هر دو طرف رو شنید.

228
00:17:01,270 --> 00:17:04,682
‫می‌شه بگین آقای درا بیاد اینجا؟

229
00:17:04,732 --> 00:17:06,475
‫بسیارخب.

230
00:17:06,525 --> 00:17:08,527
‫آکیو، بیارش دم ورودی.

231
00:17:09,111 --> 00:17:10,145
‫چشم.

232
00:17:10,195 --> 00:17:12,189
‫این دفعه کسی رو نکشی‌ها.

233
00:17:12,239 --> 00:17:14,783
‫نمی‌کشم. گفتم که ببخشید.

234
00:17:17,327 --> 00:17:19,121
‫صبح بخیر، جین.

235
00:17:20,289 --> 00:17:22,199
‫عمارت حسابی داغون شده.

236
00:17:22,249 --> 00:17:23,617
‫اتفاقی افتاده؟

237
00:17:23,667 --> 00:17:26,745
‫صبح بخیر، آقای آسوما.

238
00:17:26,795 --> 00:17:29,873
‫یه‌سری دیمون غریبه
‫اومدن توی عمارت...

239
00:17:29,923 --> 00:17:31,500
‫و حسابی وحشی‌بازی درآوردن.

240
00:17:31,550 --> 00:17:33,594
‫خب، حتماً دردسر بزرگی بوده.

241
00:17:34,178 --> 00:17:37,297
‫بااین‌حال با وجود این‌همه سروصدا،
‫نیومدی کمک.

242
00:17:37,347 --> 00:17:38,757
‫داشتی چی‌کار می‌کردی؟

243
00:17:38,807 --> 00:17:40,225
‫خواب بودم.

244
00:17:41,226 --> 00:17:44,730
‫با اون گوشِ تیزت
‫اون‌همه سروصدا رو نشنیدی؟

245
00:17:45,314 --> 00:17:47,725
‫واای، اینجا چه خبره؟

246
00:17:47,775 --> 00:17:49,685
‫این چیه، جین؟

247
00:17:49,735 --> 00:17:51,770
‫صبح بخیر، هاگوره.

248
00:17:51,820 --> 00:17:54,148
‫صبح بخیر، آسوما.

249
00:17:54,198 --> 00:17:55,899
‫اینجا چه اتفاقی افتاده؟

250
00:17:55,949 --> 00:17:57,651
‫زلزله اومده؟

251
00:17:57,701 --> 00:18:02,614
‫چندتا اربابِ دیمون غریبه
‫که دنبال دوقلوها بودن، به عمارت حمله کردن.

252
00:18:02,664 --> 00:18:04,783
‫چی؟ آسا حالش خوبه؟

253
00:18:04,833 --> 00:18:07,661
‫ببخشید که مزاحمتون شدیم. من خوبم.

254
00:18:07,711 --> 00:18:10,005
‫اوه، خوبه.

255
00:18:10,506 --> 00:18:13,634
‫وایسا ببینم، دوقلوها؟ منظورت اینه...

256
00:18:14,134 --> 00:18:15,886
‫برادرش هم اینجاست.

257
00:18:16,553 --> 00:18:18,630
‫داداشت رو پیدا کردی؟

258
00:18:18,680 --> 00:18:20,966
‫چه خوب، آسا.

259
00:18:21,016 --> 00:18:22,509
‫یورو هستی، درسته؟

260
00:18:22,559 --> 00:18:26,980
‫تعریفت رو از آسا... شنیدم...

261
00:18:27,564 --> 00:18:30,142
‫اینا دیمون‌های داداشم هستن،
‫راست و چپ.

262
00:18:30,192 --> 00:18:31,735
‫خوشبختم.

263
00:18:32,653 --> 00:18:36,398
‫جین، ببخشید که وقتی توی دردسر افتادین
‫نتونستم کمک کنم.

264
00:18:36,448 --> 00:18:38,901
‫بعد از تحویل کارم، از حال رفتم.

265
00:18:38,951 --> 00:18:41,695
‫این حرف‌ها چیه.
‫خسته نباشی که کارت رو رسوندی.

266
00:18:41,745 --> 00:18:43,322
‫اوضاع بده.

267
00:18:43,372 --> 00:18:47,409
‫ما دور عمارت حصار کشیده بودیم
‫که غریبه‌ها نیان تو.

268
00:18:47,459 --> 00:18:49,878
‫آدم نمی‌دونه که
‫کِی و چطوری اومدن تو.

269
00:18:50,546 --> 00:18:55,667
‫ما اونایی که گرفتیم رو 
‫بازجویی می‌کنیم.

270
00:18:55,717 --> 00:18:57,336
‫پسر، چقدر بد.

271
00:18:57,386 --> 00:19:00,297
‫عمارت دیگه امن نیست.

272
00:19:00,347 --> 00:19:02,141
‫دیگه نمی‌تونم با خیال راحت استراحت کنم.

273
00:19:03,976 --> 00:19:05,394
‫ماشین باباست.

274
00:19:06,186 --> 00:19:08,397
‫ارباب برگشتن.

275
00:19:19,908 --> 00:19:21,485
‫سلام، قربان.

276
00:19:21,535 --> 00:19:24,613
‫سلام. انگار به مشکل برخوردین.

277
00:19:24,663 --> 00:19:27,708
‫سلام و صبح بخیر.

278
00:19:28,917 --> 00:19:30,252
‫ارباب، اون...؟

279
00:19:30,878 --> 00:19:32,913
‫من تادرا ریو هستم.

280
00:19:32,963 --> 00:19:35,666
‫توی راه همدیگه رو دیدیم،
‫منم رسوندمش.

281
00:19:35,716 --> 00:19:37,167
‫اون از خاندان تادراست.

282
00:19:37,217 --> 00:19:39,711
‫ظاهراً سرپرست یوروئه.

283
00:19:39,761 --> 00:19:41,463
‫حالت خوبه، یورو؟

284
00:19:41,513 --> 00:19:44,716
‫آهان، پس یورو تویی.

285
00:19:44,766 --> 00:19:46,635
‫من کاگموری گونزو هستم، رئیس خاندان.

286
00:19:46,685 --> 00:19:48,220
‫خوشحالم می‌بینمت.

287
00:19:48,270 --> 00:19:50,139
‫راجع‌به شما دو تا شنیدم.

288
00:19:50,189 --> 00:19:52,399
‫دیمون‌هات واقعاً تحسین‌برانگیزن.

289
00:19:53,400 --> 00:19:56,645
‫خاندان تادرا،
‫از خادمان دهکدۀ هیگاشی.

290
00:19:56,695 --> 00:19:59,731
‫اونا رابط بین دهکدۀ هیگاشی و دنیای بیرونن.

291
00:19:59,781 --> 00:20:05,662
‫خاندان محتاطی هستن که تا حالا
‫خودشون رو به ما نشون نداده بودن.

292
00:20:06,288 --> 00:20:10,334
‫پس یکی از اونا اونم بدون محافظ
‫وسط قلمروی دشمن چی‌کار می‌کنه؟

293
00:20:11,084 --> 00:20:14,204
‫ممکنه کاگموری‌ها و درا
‫با هم دست‌به‌یکی کرده باشن؟

294
00:20:14,254 --> 00:20:15,088
‫نه.

295
00:20:15,839 --> 00:20:20,344
‫کاملاً حس می‌کنم که این پیرمرد و جین
‫واقعاً می‌خوان بکشنش.

296
00:20:21,136 --> 00:20:24,848
‫مگه خاندان تادرا
‫چه هیزم تری به کاگموری‌ها فروختن؟

297
00:20:25,432 --> 00:20:26,508
‫آقای درا.

298
00:20:26,558 --> 00:20:27,718
‫چی شده؟

299
00:20:27,768 --> 00:20:33,607
‫اون بهم گفت اگه بمیرم،
‫قدرت مُهر رو به دست میارم.

300
00:20:34,233 --> 00:20:35,734
‫تو اینو می‌دونستی، نه؟

301
00:20:36,568 --> 00:20:38,487
‫راست و چپ،
‫چرا شماها هم بهم چیزی نگفتین؟

302
00:20:40,197 --> 00:20:42,566
‫من فقط افسانه‌ی دهکده رو شنیده بودم.

303
00:20:42,616 --> 00:20:44,234
‫از جزئیاتش خبر ندارم.

304
00:20:44,284 --> 00:20:48,113
‫ولی تو یه برادر مهربون و دلسوزی.

305
00:20:48,163 --> 00:20:50,449
‫اگه کسی بلایی سر آسا می‌آورد
‫و ازت اخاذی می‌کرد،

306
00:20:50,499 --> 00:20:52,251
‫جون خودت رو به خطر می‌نداختی.

307
00:20:53,168 --> 00:20:55,621
‫دونستنِ اینکه می‌تونی یه بار بمیری

308
00:20:55,671 --> 00:20:59,208
‫و چیزیت نشه، باعث می‌شه راحت‌تر
‫دست به کارهای احمقانه بزنی.

309
00:20:59,258 --> 00:21:00,792
‫این طرز فکر خیلی خطرناکه.

310
00:21:00,842 --> 00:21:04,922
‫هیچ تضمینی نیست که دوباره زنده بشی.

311
00:21:04,972 --> 00:21:10,894
‫یادته گفتیم شما اولین دوقلوهای دهکدۀ هیگاشی
‫طی 400 سال گذشته هستین؟

312
00:21:11,561 --> 00:21:14,273
‫یکی از همون دوقلوهای قبلی زنده نشد.

313
00:21:19,820 --> 00:21:23,365
‫خب. اینا حرف‌هایی نیست که
‫بشه سرپا در موردش صحبت کرد.

314
00:21:23,949 --> 00:21:26,193
‫یورو، گشنه‌ت نیست؟

315
00:21:26,243 --> 00:21:27,077
‫چی؟

316
00:21:27,577 --> 00:21:30,155
‫راستش رو بخواین،
‫از دیشب تا حالا هیچی نخوردم.

317
00:21:30,205 --> 00:21:34,243
‫پس بیاین موقع صبحونه حرف بزنیم.

318
00:21:34,293 --> 00:21:35,127
‫هی!

319
00:21:36,461 --> 00:21:38,789
‫به همه بگین صبحونه رو آماده کنن!

320
00:21:38,839 --> 00:21:40,374
‫چشم، قربان!

321
00:21:40,424 --> 00:21:42,884
‫نگران نباش. توی غذات سم نمی‌ریزم.

322
00:21:44,636 --> 00:21:47,556
‫لطف می‌کنین.
‫بابت غذا ممنونم.

323
00:21:48,473 --> 00:21:50,842
‫صبحونه با داداش!

324
00:21:50,892 --> 00:21:55,897
‫» ترجمه از الهام صدر «

325
00:22:57,000 --> 00:22:58,327
‫«مروری بر قسمت بعد»

326
00:22:58,377 --> 00:23:01,580
‫من هاگوره هیکارو هستم.
‫یه مانگاکام.

327
00:23:01,630 --> 00:23:03,832
‫مانگاکا چیه؟

328
00:23:03,882 --> 00:23:07,386
‫هر وقت دوقلوها به دنیا بیان،
‫دنیا به آشوب کشیده می‌شه.