1
00:01:30,590 --> 00:01:35,595
‫» ترجمه از الهام صدر «

2
00:01:37,639 --> 00:01:38,848
‫نابودش کردن.

3
00:01:39,349 --> 00:01:42,310
‫ولی حالا راه مخفیگاه تادرا رو می‌دونیم.

4
00:01:43,186 --> 00:01:47,232
‫می‌تونیم جنازه‌ی گمشده‌ها رو برگردونیم.

5
00:01:48,108 --> 00:01:50,151
‫ممنون، آساگیری.

6
00:02:03,039 --> 00:02:05,708
‫قبلش که داشتم اینور و اونور می‌دویدم...

7
00:02:07,293 --> 00:02:11,881
‫حملات تناگا-آشیناگا 
‫فقط وقتی اومدم اینجا متوقف شد.

8
00:02:19,931 --> 00:02:20,974
‫اوناهاش.

9
00:02:21,808 --> 00:02:23,977
‫ارباب تناگا-آشیناگا.

10
00:02:28,064 --> 00:02:30,483
‫مـ... می‌خوای منو بکشی؟

11
00:02:31,359 --> 00:02:33,945
‫صداش جوونه. بچه‌ست؟

12
00:02:33,945 --> 00:02:35,738
‫شاید. بستگی داره چی بگی.

13
00:02:36,739 --> 00:02:40,160
‫چقدر بی‌رحمه. اون واقعاً یه بچه‌ست؟

14
00:02:44,247 --> 00:02:46,541
‫همه‌چیز رو بهتون می‌گم.

15
00:02:46,541 --> 00:02:49,002
‫حرف می‌زنم، پس لطفاً منو نکشید.

16
00:02:49,002 --> 00:02:52,797
‫جدی؟ واقعاً فقط یه بچه‌ست.

17
00:02:52,797 --> 00:02:54,674
‫تو ارباب تناگا-آشیناگا هستی؟

18
00:02:54,674 --> 00:02:57,385
‫آره، اربابشونم.

19
00:02:57,385 --> 00:03:00,889
‫کی هستی؟ اینجا چی‌کار می‌کنی؟

20
00:03:01,514 --> 00:03:04,684
‫اسمم تادرا کِن‌ـه.

21
00:03:04,684 --> 00:03:07,896
‫شنیدم اینجا خونه‌ی بابام بوده.

22
00:03:11,399 --> 00:03:12,859
‫چی گفتی؟

23
00:03:13,484 --> 00:03:15,111
‫بابات؟

24
00:03:15,695 --> 00:03:16,738
‫آقای درا، این بچه‌ی توئه؟

25
00:03:16,738 --> 00:03:18,615
‫نه، نه، نه! صبر کن، صبر کن! صبر کن!

26
00:03:18,615 --> 00:03:20,283
‫یادم نمیاد...

27
00:03:25,288 --> 00:03:26,998
‫یادم نمیاد بچه‌دار شده باشم!

28
00:03:26,998 --> 00:03:28,208
‫پس چرا مکث کرده بودی؟

29
00:03:29,167 --> 00:03:30,668
‫اسم مامانت چیه؟

30
00:03:30,668 --> 00:03:32,128
‫آببا تسفایه.

31
00:03:32,128 --> 00:03:33,504
‫خارجیه؟!

32
00:03:33,504 --> 00:03:34,881
‫اهل اتیوپیه.

33
00:03:34,881 --> 00:03:38,134
‫آره، قطعاً نمی‌شناسمش!

34
00:03:38,134 --> 00:03:39,302
‫این بچه‌ی من نیست!

35
00:03:39,886 --> 00:03:43,514
‫ام، شما آقای تادرا ریو هستی، درسته؟

36
00:03:43,514 --> 00:03:45,308
‫بابام در موردت بهم گفته بود.

37
00:03:45,808 --> 00:03:49,187
‫من پسر تادرا روئی، تادرا کن هستم.

38
00:03:50,605 --> 00:03:54,651
‫روئی؟ این اسم به گوشم خورده.

39
00:03:54,651 --> 00:03:58,154
‫اسم جدم و بابامه.

40
00:03:58,696 --> 00:04:03,409
‫وقتی بچه بودی زیاد می‌اومد دهکدۀ هیگاشی،
‫پس احتمالاً یادت میاد...

41
00:04:03,409 --> 00:04:05,245
‫وایسا ببینم، تو پسر بابامی؟!

42
00:04:05,245 --> 00:04:06,788
‫چند سالته؟!

43
00:04:06,788 --> 00:04:07,622
‫سیزده.

44
00:04:08,581 --> 00:04:10,208
‫ما بیست و دو سال اختلاف سنی داریم!

45
00:04:10,792 --> 00:04:14,796
‫وقتی قایم شده بودم حرف‌هاتون رو شنیدم.

46
00:04:15,380 --> 00:04:19,676
‫اون پسره دوقلوی دهکدۀ هیگاشیه، نه؟

47
00:04:19,676 --> 00:04:21,469
‫پسر آقای مینه و خانم ناگیسا.

48
00:04:22,387 --> 00:04:24,055
‫بابام در موردشون بهم گفته بود.

49
00:04:24,597 --> 00:04:27,141
‫پدر و مادر منو می‌شناسی؟

50
00:04:27,141 --> 00:04:29,560
‫نه دقیقاً.

51
00:04:30,228 --> 00:04:35,316
‫بابام بهشون یاد داد چطور
‫از حصار دهکدۀ هیگاشی فرار کنن.

52
00:04:35,316 --> 00:04:37,986
‫وایسا، وایسا، وایسا! چی؟

53
00:04:37,986 --> 00:04:39,821
‫- هیچ‌وقت اینو نگفته بود!
‫- واقعاً؟!

54
00:04:40,446 --> 00:04:42,907
‫بهم بگو! پدر و مادرم الان کجان؟!

55
00:04:43,825 --> 00:04:45,076
‫ببخشید!

56
00:04:46,077 --> 00:04:47,078
‫صبر کن...

57
00:04:47,745 --> 00:04:51,291
‫اگه پدر و مادر دوقلوها در نهایت
‫به کاگموری‌ها ملحق شدن،

58
00:04:51,291 --> 00:04:56,337
‫دهکدۀ هیگاشی فکر نمی‌کنه
‫تادراها جاسوسِ کاگموری‌ان؟

59
00:04:56,838 --> 00:05:00,508
‫اوه، نمی‌دونم از کجا شروع کنم.

60
00:05:00,508 --> 00:05:02,802
‫هیچی نگو.

61
00:05:02,802 --> 00:05:05,638
‫نیازی نیست چیزهایی که نباید رو بشنوم.

62
00:05:06,222 --> 00:05:10,727
‫چون جونم رو نجات دادین
‫وانمود می‌کنم هیچی نشنیدم.

63
00:05:10,727 --> 00:05:16,858
‫نه به آسوما می‌گم، نه به دهکدۀ هیگاشی.

64
00:05:16,858 --> 00:05:18,234
‫لطف می‌کنی.

65
00:05:18,234 --> 00:05:21,946
‫بگذریم، می‌ذارین برم خونه؟

66
00:05:23,239 --> 00:05:25,992
‫اگه دیمونِ آسوما اینجا بوده،

67
00:05:25,992 --> 00:05:29,996
‫راه ورود رو بلدن و اینجا دیگه امن نیست.

68
00:05:29,996 --> 00:05:34,751
‫کشتن یه جاسوس الان چیزی رو عوض نمی‌کنه.

69
00:05:34,751 --> 00:05:35,918
‫می‌خوای چی‌کار کنی، یورو؟

70
00:05:35,918 --> 00:05:37,378
‫منظورت چیه؟

71
00:05:37,378 --> 00:05:43,301
‫این پیرز... خانم، 
‫هویتت رو به تناگا-آشیناگا لو داد.

72
00:05:43,301 --> 00:05:45,053
‫اوه، مشکلی نیست.

73
00:05:45,053 --> 00:05:47,680
‫به نظر نمیاد بخواد ما رو بکشه.

74
00:05:47,680 --> 00:05:51,100
‫فقط براساس اینکه می‌خوان بکشنش یا نه 
‫آدم‌ها رو می‌بخشه؟

75
00:05:51,100 --> 00:05:52,602
‫یه‌کم بی‌احتیاطیه.

76
00:05:53,269 --> 00:05:54,645
‫شوهرت هم همین کار رو می‌کنه؟

77
00:05:55,480 --> 00:05:58,858
‫نه، اون فقط یه کارمند ساده‌ست.

78
00:05:58,858 --> 00:06:01,694
‫حتی نمی‌دونه من این کار رو می‌کنم.

79
00:06:01,694 --> 00:06:04,614
‫پس احتمالاً می‌تونیم بذاریم بره.

80
00:06:04,614 --> 00:06:06,240
‫هرجور راحتی.

81
00:06:07,950 --> 00:06:10,119
‫ممنون.

82
00:06:15,166 --> 00:06:20,838
‫پس واسه همین بود کاگموری‌هایی که
‫تادراها رو تعقیب می‌کردن غیبشون می‌زد، هان؟

83
00:06:21,464 --> 00:06:23,841
‫دلم نمی‌خواد این‌طوری بمیرم.

84
00:06:24,675 --> 00:06:30,181
‫قبل از رفتنم، می‌تونم لااقل اونایی که
‫تعقیب‌تون می‌کردن رو دفن کنم؟

85
00:06:30,181 --> 00:06:33,935
‫اونا خانواده‌ای ندارن که براشون مراسم بگیره.

86
00:06:33,935 --> 00:06:37,522
‫آره، حتماً. هر جا خواستی دفنشون کن.

87
00:06:37,522 --> 00:06:38,356
‫منم کمک می‌کنم.

88
00:06:39,440 --> 00:06:43,861
‫خیلی راحت از کشتن حرف می‌زنی و بعد
‫به دشمن‌هات کمک می‌کنی جنازه‌هاشون رو دفن کنن.

89
00:06:44,529 --> 00:06:47,490
‫اصلاً درکت نمی‌کنم.

90
00:06:48,199 --> 00:06:51,619
‫باید جنازه‌ها رو دفن کرد، 
‫وگرنه طاعون میاره.

91
00:06:52,286 --> 00:06:55,540
‫طاعون می‌تونه کل روستا رو نابود کنه.

92
00:06:55,540 --> 00:06:57,875
‫اوه، پس در همچین شرایطی زندگی کرده.

93
00:06:58,543 --> 00:07:02,380
‫درضمن، می‌خوام از اینجا بری 
‫تا بشنوم «کِن» چی می‌خواد بگه.

94
00:07:02,964 --> 00:07:04,715
‫راست و چپ، کمکمون کنین.

95
00:07:10,721 --> 00:07:12,723
‫همین‌قدر عمیق کافیه؟

96
00:07:13,766 --> 00:07:15,226
‫با دست‌خالی می‌کنی؟

97
00:07:15,852 --> 00:07:17,145
‫انگار نیازی به ابزار نداریم.

98
00:07:19,522 --> 00:07:20,648
‫ام...

99
00:07:21,232 --> 00:07:23,484
‫- داداش...
‫- بهم بگو ریو.

100
00:07:23,985 --> 00:07:24,902
‫آقای ریو.

101
00:07:25,570 --> 00:07:31,033
‫ممنون که تناگا-آشیناگا رو شکست دادی.

102
00:07:34,203 --> 00:07:38,624
‫حالا که فکرش رو می‌کنم، 
‫برای بستن قرارداد با دیمون‌ها از خون استفاده می‌شه.

103
00:07:38,624 --> 00:07:43,337
‫وقتی ارباب نمی‌میره، 
‫چطوری قرارداد رو مسالمت‌آمیز فسخ می‌کنن؟

104
00:07:43,337 --> 00:07:46,215
‫همه طرفین موافقت می‌کنن که 
‫قرارداد فسخ بشه.

105
00:07:46,215 --> 00:07:48,718
‫بعدش همه‌چیز برمی‌گرده به حالت اولش.

106
00:07:48,718 --> 00:07:49,927
‫پس با حرف زدن حلش می‌کنن؟

107
00:07:49,927 --> 00:07:52,847
‫آره. بهشون می‌گیم ارباب چون راحت‌تره،

108
00:07:52,847 --> 00:07:54,515
‫ولی در این زمینه برابریم.

109
00:07:55,099 --> 00:07:57,101
‫دیمون‌ها هم احساسات دارن.

110
00:07:58,269 --> 00:08:01,022
‫فهمیدم. حق با توئه.

111
00:08:01,772 --> 00:08:03,024
‫در مورد شما هم همین‌طوره؟

112
00:08:03,024 --> 00:08:08,529
‫آره. اگه می‌خواستی، 
‫برمی‌گشتیم ورودی دهکدۀ هیگاشی.

113
00:08:09,280 --> 00:08:12,825
‫قرارداد ما یه‌سری محدودیت‌ها داره،

114
00:08:12,825 --> 00:08:17,371
‫ولی چون الان آزادیم که اینور و اونور بریم، 
‫یه‌کم تو ذوقمون می‌خوره.

115
00:08:17,371 --> 00:08:22,126
‫راستش رو بخوای، دوست داریم بعد از ۴۰۰ سال 
‫یه‌کم از دنیای بیرون لذت ببریم.

116
00:08:22,126 --> 00:08:23,628
‫گوش کن بچه.

117
00:08:24,670 --> 00:08:28,883
‫همه‌ی دیمون‌ها مثل ما منطقی نیستن.

118
00:08:28,883 --> 00:08:32,178
‫نباید خودسر دیمون‌های عجیب‌وغریب رو آزاد کنی.

119
00:08:32,178 --> 00:08:33,554
‫می‌دونم کارم اشتباه بود!

120
00:08:33,638 --> 00:08:36,390
‫خوبه. «مُهر» می‌تونه هر دیمون شروری رو،

121
00:08:36,390 --> 00:08:41,229
‫بدون یه قرارداد دردسرساز،
‫فوراً مهروموم کنه.

122
00:08:41,812 --> 00:08:44,815
‫«شکست» دیمون‌های سرگردون به وجود میاره،

123
00:08:44,815 --> 00:08:48,069
‫ولی مُهر اونا رو به حالت باستانی‌شون برمی‌گردونه 
‫و مهروموم می‌کنه.

124
00:08:48,069 --> 00:08:50,738
‫یه‌جورایی قدرت مهربونیه.

125
00:08:55,743 --> 00:08:57,245
‫برگشتیم شهر.

126
00:08:58,329 --> 00:09:00,790
‫الان توی دنیای عادی هستیم.

127
00:09:00,790 --> 00:09:02,291
‫می‌تونی تنهایی بری خونه، نه؟

128
00:09:02,291 --> 00:09:04,627
‫آره، معلومه.

129
00:09:04,627 --> 00:09:05,670
‫فعلاً.

130
00:09:06,254 --> 00:09:09,924
‫سلام منو به کاگموری آسوما برسون، ننه.

131
00:09:16,389 --> 00:09:18,891
‫من استعفا می‌دم.

132
00:09:26,691 --> 00:09:28,609
‫خب...

133
00:09:29,485 --> 00:09:33,281
‫کِن، هرچی می‌دونی بهمون بگو.

134
00:09:33,281 --> 00:09:37,201
‫اولاً، من نمی‌دونم 
‫پدر و مادر آقای یورو کجان.

135
00:09:38,786 --> 00:09:44,125
‫حتی نمی‌دونم بابای خودم کجاست.

136
00:09:44,125 --> 00:09:47,086
‫اصلاً نمی‌دونم زنده‌ست یا نه.

137
00:09:47,086 --> 00:09:51,090
‫چی؟ تو هم نمی‌دونی کجاست؟

138
00:09:51,716 --> 00:09:53,134
‫نه.

139
00:09:53,134 --> 00:09:58,806
‫چون گفتی جدته، فکر کردم مُرده.

140
00:09:58,806 --> 00:10:00,808
‫من نگفتم مُرده.

141
00:10:02,393 --> 00:10:07,064
‫گفتم این دیمون مال خاندان تادراست، 
‫ولی نگفتم مال منه.

142
00:10:07,898 --> 00:10:10,026
‫قراردادش با جدمه،

143
00:10:10,026 --> 00:10:13,446
‫و اون بدون اینکه به من انتقالش بده 
‫غیبش زد.

144
00:10:14,280 --> 00:10:17,074
‫واسه همینه که وقتی در خطر بودی 
‫واکنشی نشون نداد.

145
00:10:17,742 --> 00:10:20,828
‫می‌دونی، چون دیمون‌ها معمولاً 
‫از اربابشون محافظت می‌کنن.

146
00:10:21,495 --> 00:10:27,627
‫بابام محض احتیاط 
‫همه‌چیز رو در مورد دیمون‌ها بهم یاد داد.

147
00:10:28,127 --> 00:10:30,671
‫هرازگاهی به مامانم سر می‌زد.

148
00:10:30,671 --> 00:10:31,964
‫اوهوم.

149
00:10:31,964 --> 00:10:34,884
‫و بعد دوباره غیبش می‌زد.

150
00:10:34,884 --> 00:10:36,177
‫آره، آره.

151
00:10:36,177 --> 00:10:38,596
‫چند وقت پیش، مامانم مُرد.

152
00:10:39,096 --> 00:10:41,057
‫نتونستم با بابام تماس بگیرم،

153
00:10:42,308 --> 00:10:44,060
‫واسه همین کاملاً تنها شدم.

154
00:10:44,852 --> 00:10:48,397
‫با خودم فکر کردم برای اینکه 
‫بتونم تنهایی زنده بمونم باید قوی‌تر بشم،

155
00:10:48,397 --> 00:10:51,525
‫واسه همین تصمیم گرفتم 
‫دیمون‌های قدرتمندی گیر بیارم.

156
00:10:51,525 --> 00:10:55,905
‫جایی که تناگا-آشیناگا مهروموم شده بودن رو 
‫پیدا کردم و باهاشون قرارداد بستم،

157
00:10:55,905 --> 00:10:58,282
‫ولی معلوم شد خیلی شرورن.

158
00:10:58,282 --> 00:11:03,329
‫چون اربابشون بودم 
‫نمی‌تونستن بهم صدمه بزنن،

159
00:11:03,329 --> 00:11:06,207
‫ولی به حرفمم گوش نمی‌دادن.

160
00:11:06,791 --> 00:11:10,795
‫حس کردم نمی‌تونم بذارم
‫توی این دنیا ول بگردن، واسه همین...

161
00:11:10,795 --> 00:11:14,382
‫پس توی «خونه‌ی گمشده» گیرشون انداختی.

162
00:11:14,382 --> 00:11:17,843
‫آره. ورود و خروجش رو بلد بودم.

163
00:11:18,511 --> 00:11:22,682
‫من ده سال پیش این کار رو
‫از جدم به ارث بردم.

164
00:11:22,682 --> 00:11:25,685
‫همون موقعی بود که پدر و مادر یورو 
‫از روستا فرار کردن.

165
00:11:25,685 --> 00:11:31,357
‫یهو اعلام کرد همه‌ی کارهای خاندان تادرا 
‫به عهده‌ی منه و جیم شد.

166
00:11:31,357 --> 00:11:33,109
‫از اون موقع دیگه خبری ازش ندارم.

167
00:11:33,901 --> 00:11:35,820
‫لعنت بهش.

168
00:11:35,820 --> 00:11:38,239
‫کارهای خانوادگی رو انداخت گردن من

169
00:11:38,239 --> 00:11:41,450
‫و فرار کرد چون نمی‌خواست 
‫با عواقب لو رفتن قضیه روبه‌رو بشه.

170
00:11:41,951 --> 00:11:45,705
‫وایسا ببینم، تو اون موقع به دنیا اومده بودی؟

171
00:11:46,539 --> 00:11:50,126
‫در مورد کار زیاد حرف نمی‌زد،

172
00:11:50,626 --> 00:11:54,213
‫ولی وقتی نوشیدنی می‌خورد غر می‌زد.

173
00:11:54,880 --> 00:11:57,550
‫خانم ناگیسا مال دنیای بیرونه، نه؟

174
00:11:57,550 --> 00:12:01,971
‫واسه همین فهمید بابا هم مال این پایینه.

175
00:12:01,971 --> 00:12:08,519
‫به‌هرحال، تهدیدش کرد 
‫تا بهش بگه چطوری می‌تونه بره بیرون.

176
00:12:08,519 --> 00:12:13,607
‫می‌گفت ظاهرش مهربونه، 
‫ولی در واقع خیلی ترسناکه.

177
00:12:15,401 --> 00:12:17,111
‫ایول، مامان.

178
00:12:17,111 --> 00:12:23,117
‫اونم از سنت دوقلوهای دهکدۀ هیگاشی 
‫خوشش نمی‌اومد.

179
00:12:23,117 --> 00:12:26,537
‫ولی فقط راه فرار رو بهشون گفت.

180
00:12:26,537 --> 00:12:28,831
‫کار دیگه‌ای با اون زوج نکرد.

181
00:12:29,415 --> 00:12:32,752
‫ولی این حقیقت رو عوض نمی‌کنه که 
‫از دستور دهکدۀ هیگاشی سرپیچی کرد.

182
00:12:32,752 --> 00:12:36,255
‫بااین‌حال، چون مدت‌ها با کاگموری‌ها جنگیده بود،

183
00:12:36,255 --> 00:12:37,757
‫جایی برای رفتن نداشت.

184
00:12:38,507 --> 00:12:41,343
‫شاید بازنشستگی تنها راهش بود.

185
00:12:44,346 --> 00:12:46,223
‫هانا، ما اومدیم.

186
00:12:46,223 --> 00:12:47,391
‫یورو؟

187
00:12:47,391 --> 00:12:50,019
‫حالت خوبه؟! زخمی شدی!

188
00:12:50,686 --> 00:12:52,396
‫فقط یه خراشه.

189
00:12:52,396 --> 00:12:54,732
‫ببخشید بدون اینکه چیزی بگم رفتم.

190
00:12:54,732 --> 00:12:57,109
‫خیلی نگرانت بودم!

191
00:12:57,109 --> 00:12:59,653
‫خیلی خوشحالم که سالمی.

192
00:13:00,571 --> 00:13:04,283
‫هانا واقعاً نگرانم شده بود.

193
00:13:04,283 --> 00:13:05,534
‫آدم خیلی خوبیه.

194
00:13:06,160 --> 00:13:09,622
‫چقدر خوبه که مجبور نیستیم پول دوا دکتر بدیم!

195
00:13:11,957 --> 00:13:14,210
‫تعجب می‌کنم بعد از اینکه رفتی 
‫با کاگموری‌ها دعوا راه بندازی،

196
00:13:14,210 --> 00:13:17,755
‫سالم برگشتی، آقای درا.

197
00:13:17,755 --> 00:13:19,673
‫خیلی اتفاق‌ها افتاد.

198
00:13:21,133 --> 00:13:24,720
‫بعداً توضیح می‌دم. فعلاً بذار استراحت کنم.

199
00:13:26,430 --> 00:13:27,598
‫رفته بود قمار؟

200
00:13:28,140 --> 00:13:29,433
‫و ولگردی؟

201
00:13:30,559 --> 00:13:32,686
‫سلام. از دیدنتون خوشبختم.

202
00:13:33,270 --> 00:13:34,814
‫من قراره پیش شما بمونم.

203
00:13:34,814 --> 00:13:36,690
‫اسمم تادرا کِن‌ـه.

204
00:13:37,274 --> 00:13:38,692
‫تادرا؟

205
00:13:40,152 --> 00:13:41,612
‫بچه‌ی مخفی؟

206
00:13:42,780 --> 00:13:45,282
‫آقای درا، چقدر پول داری؟

207
00:13:46,033 --> 00:13:48,661
‫داری حساب می‌کنی 
‫طلاق بگیری چقدر گیرت میاد؟

208
00:13:48,661 --> 00:13:51,580
‫پول ندارم، ولی زمین و خونه دارم.

209
00:13:51,580 --> 00:13:55,209
‫البته اون دیمون خاندان تادراست، 
‫پس اگه جدا بشیم اونا بهت نمی‌رسه.

210
00:13:56,877 --> 00:14:00,256
‫دیمونی که شامل مالیات بر دارایی می‌شه؟

211
00:14:02,800 --> 00:14:05,761
‫[قلمرو]

212
00:14:05,761 --> 00:14:08,472
‫سلام. من دانو هانا هستم.

213
00:14:08,472 --> 00:14:11,559
‫من خادم و نامه‌رسان دهکدۀ هیگاشی‌ام.

214
00:14:11,559 --> 00:14:14,603
‫با یه سگ و گربه‌ی بامزه 
‫این پایین زندگی می‌کنم.

215
00:14:14,603 --> 00:14:20,359
‫ولی یه روز، همکارم آقای درا 
‫مجبورم کرد باهاش ازدواج کنم.

216
00:14:21,819 --> 00:14:25,906
‫من قرار بود با جیسون استاتهام ازدواج کنم!

217
00:14:26,490 --> 00:14:28,909
‫تازه، با یه پسر که کلی دردسر داشت اومد.

218
00:14:29,493 --> 00:14:32,580
‫بین قمار و عیاشی شوهرم و املاک بی‌ارزشش،

219
00:14:32,580 --> 00:14:34,623
‫اصلاً وقت نکردم به نفس راحت بکشم.

220
00:14:34,623 --> 00:14:36,000
‫و بدتر از همه...

221
00:14:36,000 --> 00:14:38,002
‫فهمیدم یه بچه‌ی مخفی هم داره!

222
00:14:38,002 --> 00:14:41,547
‫هر روز، توی این زندگی متأهلی هیجان‌انگیز 
‫و غیرقابل‌ پیش‌بینی جدیدم،

223
00:14:41,547 --> 00:14:43,757
‫یه چیز شوکه‌کننده‌ی جدید کشف می‌کنم.

224
00:14:44,341 --> 00:14:46,760
‫بهت که گفتم، این بچه‌ی من نیست.

225
00:14:47,887 --> 00:14:49,847
‫خلاصه اینکه...

226
00:14:49,847 --> 00:14:54,393
‫از راست و چپ استفاده کردی
‫تا پدر و مادرت رو پیدا کنی، ولی خواهرت رو پیدا کردی

227
00:14:54,393 --> 00:14:57,104
‫و سر از عمارت کاگموری درآوردی.

228
00:14:57,104 --> 00:15:01,066
‫با تلاش یه گروه ثالث برای آدم‌ربایی جنگیدین

229
00:15:01,066 --> 00:15:03,277
‫و قضیه رو با رئیس خاندان کاگموری حل‌وفصل کردین.

230
00:15:03,986 --> 00:15:06,196
‫و تو راه برگشت، رفتی قمار و عیاشی

231
00:15:06,196 --> 00:15:07,990
‫و بچه‌ی مخفیت رو هم برداشتی آوردی.

232
00:15:07,990 --> 00:15:10,618
‫نه عیاشی‌ای در کار بود، نه بچه‌ی مخفی.

233
00:15:10,618 --> 00:15:13,162
‫ولی قمار رو رد نمی‌کنی.

234
00:15:13,162 --> 00:15:14,038
‫نه.

235
00:15:14,705 --> 00:15:18,083
‫جدم فقط هیچ‌وقت در موردش بهم نگفته بود.

236
00:15:18,083 --> 00:15:19,835
‫اون بچه‌ی مخفی نیست.

237
00:15:19,835 --> 00:15:20,753
‫بچه‌ی غیرقانونی؟

238
00:15:20,753 --> 00:15:22,504
‫یورو، درست صحبت کن.

239
00:15:22,504 --> 00:15:26,800
‫جدم و مامانم خیلی وقت پیش از هم جدا شدن.

240
00:15:26,800 --> 00:15:29,929
‫احتمالاً با مامان کِن ازدواج قانونی کرده.

241
00:15:29,929 --> 00:15:32,306
‫هیچ‌کس حق نداره در موردش حرفی بزنه.

242
00:15:32,973 --> 00:15:34,058
‫که یعنی...

243
00:15:34,642 --> 00:15:37,102
‫قراره مدتی اینجا بمونه.

244
00:15:37,102 --> 00:15:38,145
‫می‌دونستم!

245
00:15:38,145 --> 00:15:40,773
‫جای دیگه‌ای واسه رفتن نداره.

246
00:15:40,773 --> 00:15:42,232
‫دلت براش نمی‌سوزه؟

247
00:15:42,232 --> 00:15:45,110
‫فکر کنم بهت گفته بودم 
‫از بچه‌ها خوشم نمیاد.

248
00:15:45,110 --> 00:15:47,404
‫چرا هی می‌خوای نون‌خور اضافه کنی؟

249
00:15:47,404 --> 00:15:49,782
‫نیروی کمکی بیشتر باشه بهتره.

250
00:15:49,782 --> 00:15:51,158
‫تازه، می‌گن بچه‌ها گنجن.

251
00:15:51,158 --> 00:15:53,619
‫این پایین نرخ تولد داره میاد پایین.

252
00:15:53,619 --> 00:15:55,162
‫بچه‌ها رو وادار به کار نکن.

253
00:15:55,829 --> 00:15:59,667
‫اصلاً نمی‌دونیم این بچه طرف ماست یا نه.

254
00:16:00,334 --> 00:16:02,836
‫مشکلی نیست. 
‫حتی یذره هم تشنه‌ی خون ریختن نیست.

255
00:16:05,673 --> 00:16:10,678
‫یورو، باید در قضاوت کردن آدم‌ها 
‫بیشتر دقت کنی.

256
00:16:11,345 --> 00:16:12,429
‫مثلاً...

257
00:16:15,015 --> 00:16:16,517
‫هان؟ هی...

258
00:16:16,517 --> 00:16:20,980
‫همین الان، من نمی‌خوام بکشمت.

259
00:16:20,980 --> 00:16:25,859
‫ولی اگه نظرم عوض بشه و بخوام بکشمت چی؟

260
00:16:26,360 --> 00:16:28,862
‫هانا، خشونت خونگی اشتباهه.

261
00:16:31,448 --> 00:16:32,700
‫حالا فهمیدی، یورو؟

262
00:16:33,325 --> 00:16:38,038
‫هانا وقتی عصبانی می‌شه 
‫ترسناک‌ترین آدم این خونه‌ست.

263
00:16:38,038 --> 00:16:41,709
‫اگه اینو می‌دونی، 
‫چرا همیشه عصبانیم می‌کنی؟

264
00:16:42,626 --> 00:16:47,006
‫همه‌ی کسایی که 
‫به دهکدۀ هیگاشی ربط دارن این‌جورین؟

265
00:16:47,006 --> 00:16:49,383
‫شاید نباید اینو بگم،

266
00:16:49,383 --> 00:16:52,636
‫ولی هیچ آدم نرمالی 
‫با دهکدۀ هیگاشی ارتباط برقرار نمی‌کنه.

267
00:16:53,929 --> 00:16:57,683
‫حتی اگه این بچه نقشه‌ای هم داشته باشه،

268
00:16:57,683 --> 00:17:01,020
‫با وجود ماهایی که اینجاییم مشکلی پیش نمیاد.

269
00:17:01,020 --> 00:17:02,646
‫چی؟ ولی...

270
00:17:03,313 --> 00:17:06,817
‫امم، مامانم این حساب رو برام باز کرده.

271
00:17:07,484 --> 00:17:10,446
‫می‌تونین از این 
‫برای خرج زندگی استفاده کنین.

272
00:17:10,446 --> 00:17:11,405
‫دفترچه حساب؟

273
00:17:11,405 --> 00:17:12,740
‫اون چیه؟

274
00:17:12,740 --> 00:17:15,993
‫یه‌جور دفتر ثبت دارایی‌هاست.

275
00:17:17,828 --> 00:17:19,329
‫این چند ساله به‌روزرسانی نشده.

276
00:17:19,329 --> 00:17:21,874
‫اصلاً نمی‌دونیم موجودیش چقدره.

277
00:17:21,874 --> 00:17:24,084
‫آقای درا، برو اینو به‌روزرسانی کن.

278
00:17:24,084 --> 00:17:25,210
‫حله!

279
00:17:25,210 --> 00:17:26,295
‫چشم، خانم!

280
00:17:27,671 --> 00:17:31,675
‫یه جایی از کار 
‫شروع کرد به رئیس‌بازی درآوردن واسه ارشدش.

281
00:17:33,844 --> 00:17:35,012
‫برگشتم.

282
00:17:36,180 --> 00:17:40,184
‫هانا، ما حتماً باید اینجا 
‫مراقب کِن باشیم.

283
00:17:40,184 --> 00:17:41,185
‫چی؟

284
00:17:46,398 --> 00:17:48,734
‫کِن، شناسنامه داری؟

285
00:17:48,734 --> 00:17:51,570
‫آره. تابعیت ژاپنی دارم.

286
00:17:51,570 --> 00:17:55,199
‫اگه بخوای، می‌تونی برای همیشه اینجا بمونی.

287
00:17:55,199 --> 00:17:56,950
‫خیلی ممنونم!

288
00:17:59,286 --> 00:18:02,039
‫این کلی پوله.

289
00:18:02,039 --> 00:18:04,374
‫بیشتر از چیزیه که یه بچه باید داشته باشه.

290
00:18:04,374 --> 00:18:07,294
‫مبلغش باورنکردنیه، ولی اینو ببین.

291
00:18:07,294 --> 00:18:11,632
‫این واریزی‌های ماهانه 
‫برای خرجی بچه‌ست، نه؟

292
00:18:11,632 --> 00:18:12,966
‫چقدر باوجدان.

293
00:18:12,966 --> 00:18:15,427
‫بابات آدم خوبیه، آقای درا.

294
00:18:15,427 --> 00:18:19,098
‫نه، نیست.
‫هیچ‌وقت این کار رو برای من نکرد.

295
00:18:19,765 --> 00:18:23,310
‫نگاه کن. این واریزی مال همین اواخره.

296
00:18:23,310 --> 00:18:26,313
‫اون هنوز صحیح‌وسالمه.

297
00:18:26,313 --> 00:18:27,439
‫ایول!

298
00:18:27,439 --> 00:18:28,565
‫پس بیاین پیداش کنیم.

299
00:18:28,565 --> 00:18:31,068
‫مسئله اینه که...

300
00:18:31,068 --> 00:18:34,488
‫کِن، از جدم عکسی داری؟

301
00:18:35,197 --> 00:18:36,990
‫نه، ندارم.

302
00:18:37,574 --> 00:18:39,326
‫هیچ‌وقت نذاشت ازش عکس بگیرم.

303
00:18:39,326 --> 00:18:44,414
‫می‌بینین؟ 
‫منم حتی یدونه عکس از صورتش ندارم.

304
00:18:44,414 --> 00:18:47,126
‫بدون عکس چطوری از بقیه پرس‌وجو کنیم؟

305
00:18:47,709 --> 00:18:51,213
‫اگه جدته، 
‫حتماً از کلی اسم مستعار استفاده می‌کنه.

306
00:18:51,213 --> 00:18:54,383
‫فکر کنم باید سعی کنیم 
‫از طریق مامان کِن پیداش کنیم.

307
00:18:54,383 --> 00:18:58,303
‫راستش، مامانم توی یه کلوپ 
‫در کاتسوشیکا کار می‌کرد.

308
00:18:58,887 --> 00:19:05,644
‫بعد از اینکه مُرد، از دوست‌هاش پرسیدم 
‫می‌دونن بابام کجاست یا نه، ولی...

309
00:19:05,644 --> 00:19:08,564
‫هیچ‌کس هیچی در موردش نمی‌دونست.

310
00:19:08,564 --> 00:19:09,523
‫آره.

311
00:19:11,066 --> 00:19:14,778
‫جای تعجب نیست که کاگموری‌ها 
‫هیچ‌وقت گیرش ننداختن.

312
00:19:14,778 --> 00:19:16,238
‫خب که چی.

313
00:19:16,238 --> 00:19:20,284
‫مجبوریم یه راه غیرمستقیم پیدا کنیم 
‫تا از زیر زبون آدم‌های دهکدۀ هیگاشی حرف بکشیم.

314
00:19:20,284 --> 00:19:22,703
‫من دخالت نمی‌کنم.

315
00:19:22,703 --> 00:19:24,913
‫خودتی و خودت، آقای درا.

316
00:19:24,913 --> 00:19:26,039
‫آره، آره.

317
00:19:26,707 --> 00:19:29,042
‫بقیه‌ش رو بسپارین به ما بزرگ‌ترها.

318
00:19:29,042 --> 00:19:32,796
‫شما بچه‌ها برید شام بخورید، 
‫حموم کنید و بخوابید.

319
00:19:32,796 --> 00:19:34,214
‫باشه.

320
00:19:38,051 --> 00:19:41,513
‫اجازه دارم این‌همه آب رو این‌طوری مصرف کنم؟

321
00:19:41,513 --> 00:19:43,223
‫چقدر لذت‌بخشه ولی عذاب وجدان داره.

322
00:19:43,223 --> 00:19:44,433
‫[بزرگ‌شده‌ی کوهستان، جایی که آب باارزشه]

323
00:19:54,443 --> 00:19:58,113
‫آقای یورو، با اون تشک سفت مشکلی نداری؟

324
00:19:58,780 --> 00:20:01,408
‫تشک‌های این پایین برای خوابیدن زیادی نرمن.

325
00:20:02,284 --> 00:20:07,497
‫عذاب وجدان گرفتم منی که سربارم 
‫تشک بهتره رو برداشتم.

326
00:20:07,998 --> 00:20:11,293
‫تو فامیل آقای درا هستی. 
‫اساساً خانواده محسوب می‌شی.

327
00:20:11,793 --> 00:20:13,003
‫نیازی به رودربایستی نیست.

328
00:20:13,003 --> 00:20:13,879
‫باشه...

329
00:20:14,838 --> 00:20:17,883
‫امیدوارم زودتر بابات رو پیدا کنیم.

330
00:20:18,550 --> 00:20:23,138
‫آره. باید بهش بگم مامان مُرده.

331
00:20:39,905 --> 00:20:44,826
‫منم امیدوارم زودتر 
‫پدر و مادرت رو پیدا کنیم.

332
00:20:47,079 --> 00:20:47,913
‫آره.

333
00:20:59,758 --> 00:21:01,093
‫اون چیه؟

334
00:21:01,093 --> 00:21:03,720
‫ظاهراً مامان کِنه.

335
00:21:03,720 --> 00:21:06,139
‫هنوز قبر نداره.

336
00:21:06,139 --> 00:21:07,516
‫خاکسترشه؟

337
00:21:11,853 --> 00:21:13,772
‫اگه کِن مشکلی نداشته باشه،

338
00:21:14,356 --> 00:21:17,567
‫می‌تونیم یه جای خوب 
‫روی کوه من براش قبر درست کنیم.

339
00:21:17,567 --> 00:21:21,071
‫ممنون، هانای گورکن.

340
00:21:21,071 --> 00:21:24,950
‫خوشحال می‌شم هر وقت خواستی برات قبر بکنم.

341
00:21:27,244 --> 00:21:28,537
‫شب بخیر.

342
00:21:31,665 --> 00:21:32,916
‫شب بخیر.

343
00:21:32,916 --> 00:21:37,921
‫» ترجمه از الهام صدر «

344
00:23:06,176 --> 00:23:07,469
‫[مروری بر قسمت بعد]

345
00:23:08,053 --> 00:23:09,805
‫خوشحالم که صدات رو شنیدم.

346
00:23:09,805 --> 00:23:12,057
‫اینجا یه خطوط کم‌رنگی هست.

347
00:23:12,557 --> 00:23:14,559
‫با تیغ کشیده شدن؟

348
00:23:14,559 --> 00:23:16,520
‫سلام، عمو.