1
00:00:05,000 --> 00:00:15,000
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

2
00:01:36,054 --> 00:01:41,059
‫» ترجمه از الهام صدر «

3
00:01:43,103 --> 00:01:45,096
‫خیلی‌خب. این دیگه باید کار رو راه بندازه.

4
00:01:45,146 --> 00:01:48,441
‫وای. همه‌ی اینا رو خودت می‌سازی؟

5
00:01:49,234 --> 00:01:52,195
‫آره، بیشترشون رو.

6
00:01:52,904 --> 00:01:54,981
‫بیشتر چیزهایی که بلدم رو بابام یادم داده.

7
00:01:55,031 --> 00:01:56,449
‫یه بخشی هم خودم یاد گرفتم.

8
00:01:57,742 --> 00:01:59,202
‫من تنها توی کوه زندگی می‌کردم.

9
00:02:02,914 --> 00:02:04,791
‫دوست دارم چندتا تیر آزمایشی بزنم.

10
00:02:06,000 --> 00:02:09,546
‫آقای یورو، می‌شه یادم بدی
‫چطور با سلاح کار کنم؟

11
00:02:11,172 --> 00:02:14,050
‫من... می‌خوام قوی‌تر بشم.

12
00:02:19,639 --> 00:02:22,142
‫باشه. حتماً.

13
00:02:25,603 --> 00:02:26,896
‫سلام.

14
00:02:38,366 --> 00:02:39,359
‫اوه.

15
00:02:39,409 --> 00:02:41,744
‫تویی، ام...

16
00:02:42,579 --> 00:02:45,156
‫ماکوتو. تاچیکاوا ماکوتو.

17
00:02:45,206 --> 00:02:46,449
‫خوشحالم دوباره می‌بینمت.

18
00:02:46,499 --> 00:02:50,245
‫درسته، ماکوتو. سلام.

19
00:02:50,295 --> 00:02:52,255
‫همون خانمیه که
‫روباه و تانوکی همراهشن.

20
00:02:52,839 --> 00:02:54,499
‫امروز سر کاری؟

21
00:02:54,549 --> 00:02:57,427
‫آره. آقای جین ازم خواست بیام.

22
00:02:58,219 --> 00:03:00,889
‫سلام، آکای. سلام، میدوری.

23
00:03:02,432 --> 00:03:05,894
‫راستی، هنوز قابلیت‌هاشون رو ندیدیم.

24
00:03:06,477 --> 00:03:08,346
‫اونا توی آدم‌ربایی خیلی حرفه‌ای‌ هستن.

25
00:03:08,396 --> 00:03:09,397
‫یعنی قاپیدن آدم‌ها.

26
00:03:09,981 --> 00:03:12,642
‫مگه تخصص دیمون‌های یین-یانگِ 
‫هامورا هم همین نیست؟

27
00:03:12,692 --> 00:03:14,944
‫آدم‌ها رو قایم می‌کنن
‫و بعد دوباره تفشون می‌کنن بیرون.

28
00:03:16,613 --> 00:03:21,951
‫اوه، پس واسه همین استخدامتون کرده بودن
‫که ما رو بدزدین.

29
00:03:22,452 --> 00:03:25,205
‫ماکو، دیمن‌هات دقیقاً چطور
‫آدم می‌دزدن؟

30
00:03:25,914 --> 00:03:27,832
‫ماکو؟

31
00:03:28,416 --> 00:03:33,546
‫آکای می‌تونه خودش رو شبیه آدم‌ها کنه،
‫گولشون می‌زنه و طعمه رو گیر می‌ندازه.

32
00:03:34,255 --> 00:03:35,957
‫می‌دونی... میدوری می‌تونه...

33
00:03:36,007 --> 00:03:39,085
‫می‌گن شکم تانوکی
‫اندازه‌ی هشت‌تا تاتامی پهن می‌شه.

34
00:03:39,135 --> 00:03:42,797
‫مثل یه تور حسابی کش میاد.

35
00:03:42,847 --> 00:03:46,559
‫بعد توی یه چشم‌به‌هم زدن
‫طرف رو کامل می‌پیچونه توش و می‌دزدتش.

36
00:03:47,060 --> 00:03:52,098
‫از شکم هشت‌تاتامی‌شون استفاده می‌کنن
‫تا آدم رو گیر بندازن و بدزدن.

37
00:03:52,148 --> 00:03:57,061
‫این کوچولو یه بار
‫توی جنگ شیکوکو تانوکی جنگیده و...

38
00:03:57,111 --> 00:04:00,315
‫تصور کن توی شکم یه تانوکی
‫گروگان گرفته بشی.

39
00:04:00,365 --> 00:04:02,442
‫خیلی وحشتناکه.

40
00:04:02,492 --> 00:04:07,247
‫یین-‌‌یانگ، ازتون ممنونم قبل از اینکه
‫دست میدوری بهم برسه، شما منو دزدیدین.

41
00:04:07,997 --> 00:04:11,784
‫میدوری وحشتناک‌ترین دیمون تاریخه.

42
00:04:11,834 --> 00:04:16,589
‫راستی آقای جین،
‫شنیدم ماکوتو رو واسه کار آوردی اینجا.

43
00:04:17,173 --> 00:04:21,377
‫قصد داری از میدوری استفاده کنی تا
‫برادرم رو بدزدی؟

44
00:04:21,427 --> 00:04:22,512
‫نه.

45
00:04:23,179 --> 00:04:27,684
‫به ماکوتو گفتم بیاد
‫تا دروازه‌ی غربی نامرئی رو پیدا کنه.

46
00:04:29,435 --> 00:04:30,770
‫هان؟

47
00:04:31,354 --> 00:04:33,690
‫اینجا مطمئناً یه دروازه بود.

48
00:04:34,482 --> 00:04:39,687
‫دقیقاً همین داخل یه سنگ بزرگ
‫و چندتا درخت ازگیل و گلابی بود.

49
00:04:39,737 --> 00:04:43,274
‫دروازه‌ی غربی دقیقاً همین‌جا بود.

50
00:04:43,324 --> 00:04:44,409
‫پس چرا الان اینجا نیست؟

51
00:04:45,410 --> 00:04:47,987
‫استاد می‌تونه واقعیت رو بازنویسی کنه.

52
00:04:48,037 --> 00:04:49,989
‫اما چیزهایی که دیمون استاد هاگوره خلق می‌کنه

53
00:04:50,039 --> 00:04:53,418
‫تا یه مدتی سیاه‌وسفید می‌مونن،
‫واسه همین اگه کار اون بود می‌فهمیدیم.

54
00:05:04,887 --> 00:05:07,348
‫اینجا یه خط کم‌رنگ هست.

55
00:05:08,808 --> 00:05:10,059
‫کجا؟

56
00:05:10,643 --> 00:05:13,563
‫هی، حق با توئه. 
‫چه خط تمیزی هم هست.

57
00:05:17,275 --> 00:05:18,109
‫یکی دیگه هم اینجاست.

58
00:05:20,778 --> 00:05:24,407
‫عرضش تقریباً اندازه‌ی یه دروازه‌ست.

59
00:05:25,742 --> 00:05:28,278
‫با تیغ بریدنش؟

60
00:05:28,328 --> 00:05:29,570
‫نه...

61
00:05:29,620 --> 00:05:31,956
‫کار یه چیز تیزتر بوده.

62
00:05:34,876 --> 00:05:37,745
‫جناب شینگو، مهمون دارین.

63
00:05:37,795 --> 00:05:40,381
‫باشه. بفرستش تو.

64
00:05:44,927 --> 00:05:46,012
‫ببخشید.

65
00:05:53,186 --> 00:05:55,063
‫سلام، عمو.

66
00:05:55,897 --> 00:05:58,483
‫به نظر خوب میای، آسوما.

67
00:05:59,067 --> 00:06:00,601
‫آره خدا رو شکر.

68
00:06:00,651 --> 00:06:03,988
‫شرمنده که همیشه مجبورت می‌کنم
‫پاشی بیای دیدنم.

69
00:06:04,614 --> 00:06:10,737
‫اگه واقعاً این‌طوری فکر می‌کنی،
‫خودت هرازگاهی یه سر به عمارت بزن.

70
00:06:10,787 --> 00:06:12,572
‫آره، جون خودت.

71
00:06:12,622 --> 00:06:15,783
‫لازم نکرده لیست سیاه فویوکی
‫اطلاعاتم رو بخونه.

72
00:06:15,833 --> 00:06:21,172
‫عمراً دست‌خالی و بدون دیمون 
‫پام رو اونجا بذارم.

73
00:06:21,756 --> 00:06:25,343
‫حتی اگه دست‌خالی هم باشی،
‫کسی بهت حمله نمی‌کنه.

74
00:06:27,637 --> 00:06:29,255
‫بعدش چی شد؟

75
00:06:29,305 --> 00:06:30,506
‫هیچی.

76
00:06:30,556 --> 00:06:31,841
‫همون‌طور که گزارش دادم،

77
00:06:31,891 --> 00:06:35,019
‫آسا پیش کاگموری‌ها موند
‫و یورو هم با تادرا رفت.

78
00:06:36,562 --> 00:06:39,649
‫آخه چطور گذاشتی بچه‌ی مُهر
‫از دستت بپره؟

79
00:06:40,483 --> 00:06:42,735
‫هان، آسوما؟

80
00:06:43,528 --> 00:06:45,855
‫وقت تلف نکن.

81
00:06:45,905 --> 00:06:50,276
‫چرا از این فرصت طلایی استفاده نکردی

82
00:06:50,326 --> 00:06:51,702
‫تا حداقل یکی از دوقلوها رو بگیری؟

83
00:06:52,370 --> 00:06:56,616
‫یورو و دیمون‌هاش حریف آسونی نیستن.

84
00:06:56,666 --> 00:06:59,710
‫اگه یه سر می‌اومدی عمارت،
‫خودت می‌فهمیدی.

85
00:07:03,047 --> 00:07:04,999
‫اون مانگاکا رو سربه‌نیست کن.

86
00:07:05,049 --> 00:07:07,677
‫اون‌وقت تو رئیس بعدی خاندان می‌شی.

87
00:07:08,302 --> 00:07:10,505
‫حتی اگه هاگوره بمیره،

88
00:07:10,555 --> 00:07:13,674
‫بعید می‌دونم رئیس فعلی
‫به این زودی‌ها دار فانی رو وداع بگه.

89
00:07:13,724 --> 00:07:17,553
‫اگه نمی‌تونی با زور حریفشون بشی،
‫پس آسا رو بیار سمت خودت.

90
00:07:17,603 --> 00:07:19,555
‫اون دختر ساده و زودباوریه.

91
00:07:19,605 --> 00:07:21,941
‫یه‌کم زبون بریز تا دلش رو ببری.

92
00:07:22,525 --> 00:07:26,396
‫همچین کاری جرم محسوب می‌شه.

93
00:07:26,446 --> 00:07:27,530
‫مگه تو پاستوریزه‌ای؟

94
00:07:29,240 --> 00:07:32,493
‫تو هم عین مادرت بی‌عرضه‌ای.

95
00:07:34,787 --> 00:07:39,000
‫از اونجایی که دیگه چیزی واسه گزارش ندارم،
‫رفع زحمت می‌کنم.

96
00:07:40,751 --> 00:07:44,747
‫هرازگاهی یه سر بیا عمارت.

97
00:07:44,797 --> 00:07:46,299
‫خفه شو بابا.

98
00:07:54,015 --> 00:07:57,310
‫اوه؟ برادرزاده‌ت به این زودی رفت؟

99
00:07:57,894 --> 00:08:01,472
‫آره. یادم رفت بهش بگم تو اینجایی.

100
00:08:01,522 --> 00:08:04,650
‫مهم نیست. بازم همدیگه رو می‌بینین.

101
00:08:08,362 --> 00:08:13,117
‫شینگو، باید برادرزاده‌ت رو بهتر تربیت کنی.

102
00:08:13,868 --> 00:08:18,039
‫اگه فقط چون فامیلته دست‌کم بگیریش،
‫بدجوری بهت ضربه می‌زنه.

103
00:08:23,377 --> 00:08:27,373
‫مراقبت از یه بچه به‌اندازۀ کافی سخته.

104
00:08:27,423 --> 00:08:28,624
‫دوتا که دیگه داستانش فرق داره.

105
00:08:28,674 --> 00:08:29,917
‫مطمئنی مشکلی پیش نمیاد؟

106
00:08:29,967 --> 00:08:34,388
‫چیزی نمی‌شه. اون حواسش جمعه.

107
00:08:35,473 --> 00:08:38,426
‫پسر مسئولیت‌پذیریه.

108
00:08:38,476 --> 00:08:40,386
‫بعد از آزاد کردن تناگا-آشیناگا،

109
00:08:40,436 --> 00:08:43,306
‫حاضر بود واسه درست کردن اوضاع
‫جونش رو فدا کنه.

110
00:08:43,356 --> 00:08:48,277
‫اون‌قدر باهوش هست که بفهمه
‫ما دقیقاً دنبال چه اطلاعاتی بودیم.

111
00:08:48,945 --> 00:08:51,197
‫بچه‌ی خوبیه. مشکلی پیش نمیاد.

112
00:08:52,406 --> 00:08:55,985
‫بعضی وقت‌ها بچه‌هایی که
‫خیلی تلاش می‌کنن خوب و سربه‌راه باشن،

113
00:08:56,035 --> 00:08:59,497
‫از نظر احساسی از همه خسته‌ترن.

114
00:09:00,248 --> 00:09:02,074
‫پیداش کردم. همینه، نه؟

115
00:09:02,124 --> 00:09:03,284
‫چی هست؟

116
00:09:03,334 --> 00:09:06,462
‫سایت شهرداری مربوط به افراد گمشده.

117
00:09:07,296 --> 00:09:12,084
‫این بایگانی آخرین روزیه که
‫افراد گمشده دیده شدن.

118
00:09:12,134 --> 00:09:16,389
‫سوابق توهوکو رو
‫از زمان قبل از تولد یورو گشتم.

119
00:09:17,139 --> 00:09:18,558
‫کینجو ناگیسا.

120
00:09:19,767 --> 00:09:23,396
‫فرم ثبت‌نام کوهنوردی که توی صندوق پستِ
‫مسیر پیاده‌روی دهکدۀ قدیمی هیگاشی پیدا شده.

121
00:09:23,896 --> 00:09:26,265
‫تاریخ و سنش جور در میاد.

122
00:09:26,315 --> 00:09:29,644
‫ولی آدرسش نیست.

123
00:09:29,694 --> 00:09:31,103
‫اون مادرمه؟

124
00:09:31,153 --> 00:09:33,864
‫آره. این احتمالاً ناگیسا باشه.

125
00:09:34,490 --> 00:09:38,369
‫آسا گفت مادرم اصالتاً اهل اوکیناواست.

126
00:09:39,245 --> 00:09:42,740
‫کینجو توی اوکیناوا یه فامیلی رایجه.

127
00:09:42,790 --> 00:09:43,824
‫[کینجو ناگیسا]

128
00:09:43,874 --> 00:09:46,118
‫اوکیناوا رو این‌جوری می‌نویسن.

129
00:09:46,168 --> 00:09:50,414
‫گفتن ناگیسا داشته برمی‌گشته خونه
‫تا به پدر و مادرش سر بزنه.

130
00:09:50,464 --> 00:09:51,374
‫آره.

131
00:09:51,424 --> 00:09:56,345
‫که یعنی پدربزرگ و مادربزرگت اونجا زندگی می‌کنن.

132
00:09:58,431 --> 00:10:00,299
‫- هن! هو!
‫- هن! هو!

133
00:10:00,349 --> 00:10:04,428
‫تادرا ریو رو تعقیب کردم
‫و مخفیگاهش رو پیدا کردم.

134
00:10:04,478 --> 00:10:06,347
‫تعقیبش کردی؟

135
00:10:06,397 --> 00:10:09,016
‫واسه چی این کار رو کردی؟

136
00:10:09,066 --> 00:10:11,110
‫ما داریم سعی می‌کنیم
‫اعتماد برادره رو جلب کنیم.

137
00:10:11,902 --> 00:10:15,147
‫این‌جوری فکر می‌کنن
‫خاندان واسه‌شون جاسوس گذاشته.

138
00:10:15,197 --> 00:10:19,702
‫اونجا یه‌جور حصار
‫به اسم خونه‌ی گمشده بود.

139
00:10:20,703 --> 00:10:24,073
‫دوتا از زیردست‌هام که
‫تعقیبش می‌کردن مُردن.

140
00:10:24,123 --> 00:10:25,583
‫باز گم شدن؟

141
00:10:26,250 --> 00:10:28,911
‫نه، مُردن.

142
00:10:28,961 --> 00:10:30,997
‫یه نوزده ساله و یه چهل ساله.

143
00:10:31,047 --> 00:10:34,759
‫هر دو مجرد بودن
‫و هیچ دوست و خانواده‌ای نداشتن.

144
00:10:37,678 --> 00:10:39,088
‫می‌تونیم از هویتشون استفاده کنیم،

145
00:10:39,138 --> 00:10:42,266
‫واسه همین توی شناسنامه‌هاشون
‫رسماً زنده نگهشون می‌دارم.

146
00:10:43,726 --> 00:10:47,263
‫اگه یه دختر نوزده ساله می‌مُرد،

147
00:10:47,313 --> 00:10:50,524
‫گابی می‌تونست از هویتش استفاده کنه.
‫حیف شد.

148
00:10:51,859 --> 00:10:53,603
‫یا آسا.

149
00:10:53,653 --> 00:10:58,482
‫دخترهای شونزده ساله‌ی مُرده‌ای که
‫دوست و خانواده نداشته باشن...

150
00:10:58,532 --> 00:11:00,318
‫خیلی سخت پیدا می‌شن.

151
00:11:00,368 --> 00:11:04,071
‫به نظر میاد گابی
‫از همین وضعیت فعلی راضیه.

152
00:11:04,121 --> 00:11:09,585
‫و بعید می‌دونم آسا هم قبول کنه
‫هویت یکی دیگه رو به اسم خودش برداره.

153
00:11:11,504 --> 00:11:12,338
‫الو؟

154
00:11:13,005 --> 00:11:14,715
‫جین، توی عمارتی؟

155
00:11:16,217 --> 00:11:18,302
‫یکی به آسا زنگ زده.

156
00:11:18,969 --> 00:11:20,471
‫مادربزرگش از اوکیناواست.

157
00:11:20,971 --> 00:11:22,807
‫حالم خیلی خوبه.

158
00:11:23,307 --> 00:11:25,643
‫بله. خوشحالم که تو هم حالت خوبه.

159
00:11:26,811 --> 00:11:30,398
‫گاکموری‌ها خیلی خوب
‫ازم مراقبت می‌کنن. بله.

160
00:11:33,609 --> 00:11:37,571
‫متأسفم. هنوز نمی‌دونم
‫پدر و مادر کجا رفتن.

161
00:11:38,531 --> 00:11:39,657
‫می‌فهمم.

162
00:11:40,157 --> 00:11:46,330
‫هنوزم منتظرم ناگیسا
‫یه روزی یهویی پیداش بشه.

163
00:11:47,415 --> 00:11:51,827
‫ولی بدنم دیگه داره پیر می‌شه.

164
00:11:51,877 --> 00:11:54,588
‫معلومه که دلم می‌خواد ناگیسا رو ببینم،

165
00:11:55,339 --> 00:11:58,217
‫ولی از خدامه تو رو هم ببینم.

166
00:11:59,593 --> 00:12:01,554
‫تو نوه‌ی عزیز منی.

167
00:12:02,054 --> 00:12:06,434
‫تا وقتی هنوز حالم خوبه،
‫دلم می‌خواد فقط یه بارم شده ببینمت.

168
00:12:07,101 --> 00:12:08,678
‫متأسفم، مادربزرگ.

169
00:12:08,728 --> 00:12:11,013
‫فعلاً نمی‌تونم بیام دیدنت.

170
00:12:11,063 --> 00:12:13,357
‫فقط برات دردسر می‌شه.

171
00:12:14,692 --> 00:12:17,436
‫آره. خوشحالم صدات رو شنیدم.

172
00:12:17,486 --> 00:12:20,030
‫امیدوارم بازم بهم زنگ بزنی. خداحافظ.

173
00:12:24,118 --> 00:12:27,163
‫مادربزرگ منم دقیقاً همین‌طوری بود.

174
00:12:28,706 --> 00:12:32,501
‫تک‌تک کلمات و جمله‌هاش
‫دقیقاً همین بود.

175
00:12:33,711 --> 00:12:35,496
‫[کینجو]

176
00:12:35,546 --> 00:12:40,793
‫تا وقتی هنوز حالم خوبه،
‫دلم می‌خواد فقط یه بارم شده ببینمت.

177
00:12:40,843 --> 00:12:43,379
‫تو نوه‌ی عزیز منی.

178
00:12:43,429 --> 00:12:46,307
‫تا وقتی هنوز حالم خوبه،
‫دلم می‌خواد فقط یه بارم شده ببینمت.

179
00:12:46,891 --> 00:12:49,143
‫دلم می‌خواد ببینمت.

180
00:12:52,396 --> 00:12:54,315
‫دلم می‌خواد ببینمت.

181
00:12:54,899 --> 00:12:56,901
‫دلم می‌خواد ببینمت.

182
00:13:06,952 --> 00:13:09,872
‫چیزی نیست. من خوبم.

183
00:13:13,459 --> 00:13:14,376
‫آشغال‌ها.

184
00:13:17,421 --> 00:13:21,250
‫اگه با اون کینجوها حرف بزنیم،
‫می‌تونیم چیزی راجع‌به مامانم بفهمیم؟

185
00:13:21,300 --> 00:13:25,087
‫فکر می‌کنی چندتا کینجو
‫توی اوکیناوا داریم؟

186
00:13:25,137 --> 00:13:28,007
‫اولین یا دومین نام خانوادگی رایج اونجاست.

187
00:13:28,057 --> 00:13:32,386
‫ناگیسا وقتی داشت می‌رفت
‫به پدر و مادرش سر بزنه گم شد.

188
00:13:32,436 --> 00:13:35,765
‫خطرناکه بخوایم با خانواده‌ش اونجا تماس بگیریم.

189
00:13:35,815 --> 00:13:39,777
‫ممکنه اونا رو به خطر بندازیم.

190
00:13:41,070 --> 00:13:46,325
‫یا شایدم یکی از قبل توی خونه‌ی کینجو
‫تله گذاشته و کمین کرده باشه.

191
00:13:46,992 --> 00:13:49,862
‫خانواده‌ی کاگموری
‫به ناگیسا پیشنهاد محافظت داده بودن.

192
00:13:49,912 --> 00:13:53,407
‫اونا می‌دونن کدوم یکی از این کینجوها خانواده‌شن.

193
00:13:53,457 --> 00:13:57,536
‫اگه تا الان اونا رو
‫تحت حمایت خودشون درنیاورده باشن، پس...

194
00:13:57,586 --> 00:14:00,047
‫خب، خودت می‌دونی معنیش چیه.

195
00:14:02,967 --> 00:14:05,761
‫گمونم باید راه جدم رو پیش بگیریم.

196
00:14:06,345 --> 00:14:08,055
‫می‌رم پیش شمن.

197
00:14:12,940 --> 00:14:22,940
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

198
00:14:27,825 --> 00:14:28,818
‫[دعا]

199
00:14:28,868 --> 00:14:30,244
‫[جن‌گیری]
‫[شفای معنوی]

200
00:14:31,412 --> 00:14:33,072
‫سلام.

201
00:14:33,122 --> 00:14:35,533
‫خوش اومدی.

202
00:14:35,583 --> 00:14:38,410
‫معمولاً بعدازظهرها نمیای.

203
00:14:38,460 --> 00:14:40,462
‫مشتری دیگه‌ای ندارم،
‫پس مغازه رو ببند.

204
00:14:41,130 --> 00:14:42,131
‫حله.

205
00:14:44,550 --> 00:14:47,845
‫دهکده چطور بود؟ مثل همیشه آروم بود؟

206
00:14:48,929 --> 00:14:50,598
‫در اون مورد...

207
00:14:51,307 --> 00:14:54,635
‫آزامی از روستا داره هفت سالش می‌شه.

208
00:14:54,685 --> 00:14:56,053
‫می‌شه براش دعا بخونی؟

209
00:14:56,103 --> 00:14:59,807
‫حتماً. باید واکسن بزنه.

210
00:14:59,857 --> 00:15:02,393
‫سرخک و سرخجه، درسته؟

211
00:15:02,443 --> 00:15:03,652
‫آماده‌شون می‌کنم.

212
00:15:04,236 --> 00:15:07,106
‫درضمن، کاگموری‌ها
‫به دهکده حمله کردن و همه‌جا رو به هم ریختن.

213
00:15:07,156 --> 00:15:09,275
‫باید اول اینو می‌گفتی!

214
00:15:09,325 --> 00:15:12,236
‫آخه چرا اینو می‌چسبونی
‫به درخواست واکسن زدن؟!

215
00:15:12,286 --> 00:15:13,946
‫مگه مشکل اصلی حمله نیست؟!

216
00:15:13,996 --> 00:15:16,665
‫غذای اصلی رو
‫بعد از پیش‌غذا می‌دن دیگه.

217
00:15:18,208 --> 00:15:22,421
‫شنیدی که یکی از دوقلوها
‫پیش کاگموری‌هاست دیگه؟

218
00:15:24,048 --> 00:15:25,457
‫منظورت آساست.

219
00:15:25,507 --> 00:15:29,929
‫اون قدرت «شکست» رو به دست آورده
‫و حصار دهکدۀ هیگاشی رو شکست.

220
00:15:30,763 --> 00:15:32,514
‫نیروهای کاگموری رو هم با خودش آورده بود.

221
00:15:33,015 --> 00:15:34,633
‫یورو چی؟

222
00:15:34,683 --> 00:15:36,435
‫- اونو بردن؟
‫- نه.

223
00:15:37,436 --> 00:15:41,724
‫ننه یاماها بهم دستور داد
‫یورو رو بردارم و فرار کنم.

224
00:15:41,774 --> 00:15:43,025
‫اون الان این پایین زندگی می‌کنه.

225
00:15:46,278 --> 00:15:50,858
‫با کاگموری‌ها که موقع خروج از کوهستان
‫پیدامون کردن درگیر شدیم،

226
00:15:50,908 --> 00:15:52,701
‫ولی بالاخره گمشون کردیم.

227
00:15:53,827 --> 00:15:58,457
‫التماست می‌کنم نذار یورو هم
‫به دست بقیه بیفته.

228
00:15:59,208 --> 00:16:01,410
‫واقعاً قدرت «شکست» بود؟

229
00:16:01,460 --> 00:16:05,965
‫صددرصد. گفت بعد از اینکه
‫یه دفعه مُرد، این قدرت رو به دست آورد.

230
00:16:06,924 --> 00:16:11,971
‫فکر می‌کردم «شکست» و «مُهر»
‫توهمات و چرندیات قدیمی‌هاست.

231
00:16:12,554 --> 00:16:16,600
‫بگذریم، مطمئن نیستم بتونم تنهایی
‫ازش محافظت کنم.

232
00:16:17,101 --> 00:16:21,981
‫دلم می‌خواد از مغز جدم کمک بگیرم،
‫ولی نمی‌دونم کجاست.

233
00:16:22,648 --> 00:16:25,935
‫هنوزم نمی‌تونی باهاش تماس بگیری؟

234
00:16:25,985 --> 00:16:29,104
‫ده ساله که ازش بی‌خبرم.

235
00:16:29,154 --> 00:16:30,439
‫با تو تماس نگرفته؟

236
00:16:30,489 --> 00:16:33,659
‫مثل تو، منم چیزی ازش نشنیدم.

237
00:16:34,618 --> 00:16:37,279
‫پس شاید واقعاً یه جایی مُرده باشه.

238
00:16:37,329 --> 00:16:42,126
‫می‌خوای از رابط‌هام توی دهکدۀ هیگاشی بپرسم
‫ببینم چیزی می‌دونن یا نه؟

239
00:16:42,793 --> 00:16:43,752
‫ممنون می‌شم.

240
00:16:45,295 --> 00:16:49,041
‫حالا یورو رو کجا قایم کردی؟

241
00:16:49,091 --> 00:16:51,010
‫توی مخفیگاه سرّی خودم.

242
00:16:54,680 --> 00:16:56,432
‫اونجا جاش امنه.

243
00:16:57,099 --> 00:17:00,853
‫راستش به‌طرز عجیبی زودجوشه.

244
00:17:01,854 --> 00:17:06,892
‫برگشته می‌گه: «هرکی که هستی،
‫اگه سرم رو می‌خوای، بیا دنبالش.»

245
00:17:06,942 --> 00:17:10,446
‫«وقتی اونایی که بهم حمله کنن رو شکست بدم،
‫تا می‌تونم از زیر زبون‌شون اطلاعات می‌کشم بیرون.»

246
00:17:11,196 --> 00:17:13,315
‫بدجوری تنش می‌خاره.

247
00:17:13,365 --> 00:17:14,817
‫آره، مکافاتیه.

248
00:17:14,867 --> 00:17:17,369
‫کاش یه‌کم خودش رو جای من می‌‌ذاشت.

249
00:17:19,079 --> 00:17:24,877
‫خلاصه که سرم با این قضیه گرمه
‫و تا یه مدت نمی‌تونم برم روستا.

250
00:17:25,377 --> 00:17:27,204
‫که این‌طور.

251
00:17:27,254 --> 00:17:32,334
‫پس شاید خودم برم «دعا»ـی آزامی رو ببرم
‫و یه سری به روستا بزنم.

252
00:17:32,384 --> 00:17:33,544
‫ممنون.

253
00:17:33,594 --> 00:17:37,056
‫خیلی‌ها زخمی شدن،
‫پس با خودت کلی دارو ببر.

254
00:17:37,639 --> 00:17:39,808
‫اوه، شاید دلیلش همین باشه.

255
00:17:42,394 --> 00:17:45,647
‫دیشب یه آدم عجیب‌غریب
‫توی خیابون اومد سمتم.

256
00:17:47,483 --> 00:17:50,144
‫کاتانا داشت.
‫[کاتانا: شمشیر ژاپنی]

257
00:17:50,194 --> 00:17:55,157
‫نه، احتمالاً دیمون بودن.

258
00:17:56,408 --> 00:18:00,079
‫بلافاصله فاصله‌ی بین‌مون رو پر کرد...

259
00:18:02,915 --> 00:18:04,074
‫و بریدت؟

260
00:18:04,124 --> 00:18:05,417
‫نه.

261
00:18:07,002 --> 00:18:10,164
‫وقتی به خودم اومدم،
‫دیدم کف خیابون ولو شدم.

262
00:18:10,214 --> 00:18:12,591
‫هیچ جراحتی نداشتم.

263
00:18:13,634 --> 00:18:15,919
‫موندم حرف حسابش چی بوده.

264
00:18:15,969 --> 00:18:17,379
‫شاید عقب‌مونده باشه.

265
00:18:17,429 --> 00:18:21,550
‫شاید چون یورو پیش ماست،
‫داشته فضولی می‌کرده.

266
00:18:21,600 --> 00:18:23,602
‫دیمون‌های کاتانا؟

267
00:18:24,478 --> 00:18:25,604
‫پس منم حواسم رو جمع می‌کنم.

268
00:18:27,523 --> 00:18:30,893
‫اگه چیزی راجع‌به جدم شنیدی،
‫بهم خبر بده.

269
00:18:30,943 --> 00:18:31,902
‫خیالت راحت.

270
00:18:34,488 --> 00:18:38,575
‫شمن، وقتی می‌ری روستا،
‫مراقب باش کسی تعقیبت نکنه.

271
00:18:39,243 --> 00:18:42,079
‫حسابی حواسم رو جمع می‌کنم.

272
00:18:46,500 --> 00:18:48,577
‫خدای من.

273
00:18:48,627 --> 00:18:52,422
‫وای خدا. این افتضاحه.

274
00:18:55,259 --> 00:18:57,886
‫همه دارن واسه مُرده‌هاشون عزاداری می‌کنن.

275
00:18:59,930 --> 00:19:01,348
‫شمن اومده!

276
00:19:01,932 --> 00:19:04,635
‫- آقای یاما!
‫- سلام بچه‌ها.

277
00:19:04,685 --> 00:19:06,428
‫خدا رو شکر حالتون خوبه.

278
00:19:06,478 --> 00:19:07,771
‫آقای یاما.

279
00:19:08,313 --> 00:19:11,266
‫یه عده آدم عجیب‌غریب اومدن
‫و کلی آدم کشتن.

280
00:19:11,316 --> 00:19:13,318
‫درا در موردش بهم گفت.

281
00:19:13,819 --> 00:19:19,116
‫پرنده‌های گنده داشتن
‫و یه چیزهایی که توپ فلزی شلیک می‌کرد.

282
00:19:19,616 --> 00:19:22,277
‫راست و چپ هم نیستن.

283
00:19:22,327 --> 00:19:25,531
‫حتماً یه خدای اهمرینی وارد دهکده شده.

284
00:19:25,581 --> 00:19:28,992
‫نکنه راست و چپ شکسته باشن؟!

285
00:19:29,042 --> 00:19:34,006
‫با یه نیروی نامرئی
‫یه‌عالمه از آدم بزرگ‌ها رو از وسط نصف کردن.

286
00:19:35,549 --> 00:19:37,759
‫مامانِ آزامی رو هم کشتن.

287
00:19:39,970 --> 00:19:43,015
‫خیلی‌خب، ایزد داره میاد.

288
00:19:43,765 --> 00:19:46,018
‫یه کوچولو دردت میاد.

289
00:19:48,228 --> 00:19:50,022
‫خیلی‌خب، تموم شد.

290
00:19:50,522 --> 00:19:53,525
‫حالا دیگه در برابر خدایان اهریمنی بیماری
‫محافظت می‌شی.

291
00:19:56,111 --> 00:19:58,822
‫می‌تونی ماسکت رو برداری، آزامی.

292
00:20:16,715 --> 00:20:20,002
‫مادرش رو صاف جلوی چشمش گردن زدن.

293
00:20:20,052 --> 00:20:22,763
‫لعنتی. اون کاگموری‌ها تاوانش رو پس می‌دن.

294
00:20:23,472 --> 00:20:25,757
‫یاما، تو خوبی؟

295
00:20:25,807 --> 00:20:28,218
‫کاگموری‌ها که تعقیبت نکردن؟

296
00:20:28,268 --> 00:20:33,390
‫یکی داشت تعقیبم می‌کرد،
‫ولی تونستم گمش کنم.

297
00:20:33,440 --> 00:20:38,312
‫باید یه کاری می‌کردیم تا زودتر
‫قدرت مُهر رو به دست بیاریم.

298
00:20:38,362 --> 00:20:42,107
‫اون‌موقع می‌تونستیم
‫جلوی کاگموری‌ها وایسیم.

299
00:20:42,157 --> 00:20:43,567
‫پنج نفر.

300
00:20:43,617 --> 00:20:48,697
‫پنج‌تا راهزن که با دقت انتخاب شده بودن رو
‫فرستادیم سراغ یورو.

301
00:20:48,747 --> 00:20:52,075
‫حتی یه نفرشون هم زنده برنگشت.

302
00:20:52,125 --> 00:20:55,295
‫پسره اون‌قدر مهارت داره که می‌تونه
‫قرقاول‌ها رو در هوا بزنه.

303
00:20:55,879 --> 00:20:58,248
‫آدم‌ها که دیگه زیادی براش کُندن.

304
00:20:58,298 --> 00:21:00,801
‫هیچ شانسی در برابرش ندارین.

305
00:21:01,802 --> 00:21:05,472
‫مجبورین یکی رو گروگان بگیرین.

306
00:21:06,223 --> 00:21:07,474
‫مگه نه؟

307
00:21:11,436 --> 00:21:12,479
‫چی؟

308
00:21:23,490 --> 00:21:25,859
‫سلام به دهکدۀ هیگاشی.

309
00:21:25,909 --> 00:21:30,789
‫چی؟! این دیگه چیه؟!

310
00:21:31,915 --> 00:21:34,534
‫تو همون عقب‎‌مونده‌ای هستی که
‫شب‌ها ول می‌گرده!

311
00:21:34,584 --> 00:21:35,752
‫چه بی‌ادب.

312
00:21:36,420 --> 00:21:40,674
‫من ولگرد شبونه نیستم.
‫من ایوان یوسانو هستم.

313
00:21:41,258 --> 00:21:42,334
‫چی شد؟

314
00:21:42,384 --> 00:21:43,260
‫چه خبره؟

315
00:21:44,511 --> 00:21:47,431
‫اوه، شماها نمی‌تونین دیمون‌ها رو ببینین.

316
00:21:52,269 --> 00:21:55,138
‫این کار رو خیلی راحت‌تر می‌کنه.

317
00:21:55,188 --> 00:22:00,193
‫» ترجمه از الهام صدر «

318
00:23:27,572 --> 00:23:28,899
‫[مروری بر قسمت بعد]

319
00:23:28,949 --> 00:23:30,317
‫اون چهره...

320
00:23:30,367 --> 00:23:32,152
‫تو آسای قلابی هستی، مگه نه؟

321
00:23:32,202 --> 00:23:33,403
‫برو بهشون سر بزن.

322
00:23:33,453 --> 00:23:35,781
‫می‌خوای یه توقف توی استراحتگاه داشته باشیم؟

323
00:23:35,831 --> 00:23:37,833
‫برو به یورو کمک کن.

324
00:23:39,833 --> 00:23:49,833
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M