1
00:00:01,918 --> 00:00:03,420
‫[آنچه گذشت...]

2
00:00:08,258 --> 00:00:12,846
‫دوقلوهای دختر و پسری که 
‫موقع برابری روز و شب به دنیا میان،

3
00:00:12,929 --> 00:00:15,598
‫یه روزی ارباب دیمون‌ها می‌شن.

4
00:00:16,766 --> 00:00:18,685
‫این افسانۀ روستای شرقیه.

5
00:00:19,769 --> 00:00:22,772
‫وقتی دوقلوهایی که شب و روز رو 
‫از هم جدا می‌کنن به دنیا بیان،

6
00:00:22,856 --> 00:00:24,399
‫دنیا از هم می‌پاشه.

7
00:00:26,776 --> 00:00:31,698
‫چهارصد سال پیش، 
‫یه جنگ بزرگ کشور رو دو شقه کرد.

8
00:00:32,323 --> 00:00:35,452
‫اربابان دیمون‌ها 
‫پشت پرده این ماجرا بودن.

9
00:00:36,536 --> 00:00:40,457
‫مردم دهکدۀ هیگاشی دوقلوها رو 
‫توی روستا نگه داشتن...

10
00:00:40,540 --> 00:00:43,418
‫تا بعداً بتونن از قدرت‌هاشون استفاده کنن.

11
00:00:44,586 --> 00:00:48,840
‫پدر و مادرشون که فهمیدن بچه‌ها در خطرن،

12
00:00:48,923 --> 00:00:52,135
‫سعی کردن با دوقلوها فرار کنن،

13
00:00:52,218 --> 00:00:56,014
‫اما فقط تونستن خواهر کوچیک‌تر، 
‫یعنی آسا رو با خودشون ببرن.

14
00:00:57,348 --> 00:01:00,393
‫دوقلوها این قابلیت رو دارن که 
‫قدرت‌های خاصی به دست بیارن:

15
00:01:01,061 --> 00:01:03,146
‫«شکست» و «مُهر».

16
00:01:04,314 --> 00:01:09,652
‫«شکست» قدرتیه که می‌تونه هر چیزی رو 
‫به‌زور از هم باز کنه، و جفت اون...

17
00:01:09,736 --> 00:01:10,570
‫[شکست - مُهر]

18
00:01:10,653 --> 00:01:15,283
‫«مُهر» قدرتیه که می‌تونه 
‫هر چیزی رو به زور ببنده.

19
00:01:16,826 --> 00:01:20,830
‫من انتخاب نکردم که دوقلوی برگزیده باشم،

20
00:01:21,623 --> 00:01:24,209
‫اما حالا دارم 
‫توی مسیری که خودم انتخاب کردم قدم می‌ذارم.

21
00:01:25,376 --> 00:01:27,545
‫خودم دست‌هام رو آلوده می‌کنم.

22
00:01:29,380 --> 00:01:31,466
‫آسا بعد از به دست آوردن قدرت شکست 
‫در دنیای بیرون،

23
00:01:31,549 --> 00:01:34,511
‫به روستا حمله کرد تا برادرش رو پس بگیره.

24
00:01:35,095 --> 00:01:36,554
‫برو کنار!

25
00:01:38,973 --> 00:01:44,062
‫میون این هرج‌ومرج، 
‫ما بعد از ۴۰۰ سال بیدار شدیم.

26
00:01:44,771 --> 00:01:48,066
‫ارباب جدیدمون کاری به کارمون نداره.

27
00:01:48,149 --> 00:01:52,070
‫یورو، اینا دیمون‌های تو هستن.

28
00:01:54,405 --> 00:01:58,201
‫آسا الان پیش خاندان کاگموری 
‫پناه گرفته، درسته؟

29
00:01:58,284 --> 00:02:02,956
‫خاندان اونا به‌خاطر یه‌سری اختلافات حل‌نشدنی 
‫از دهکدۀ هیگاشی جدا شد.

30
00:02:03,540 --> 00:02:05,917
‫یورو به جای اینکه با خاندان اونا کار کنه،

31
00:02:06,000 --> 00:02:09,212
‫تصمیم گرفت خودش دنبال پدر و مادرش بگرده.

32
00:02:09,295 --> 00:02:11,631
‫من نه فرار می‌کنم و نه قایم می‌شم.

33
00:02:11,714 --> 00:02:14,175
‫دلیلی نداره بخوام یواشکی کاری کنم.

34
00:02:14,259 --> 00:02:17,595
‫برام مهم نیست از دهکدۀ هیگاشی هستین 
‫یا خاندان کاگموری.

35
00:02:17,679 --> 00:02:21,224
‫اگه سر منو می‌خواین، بیاین بگیرینش.

36
00:02:21,307 --> 00:02:25,728
‫و به نظر میاد کاگموری‌ها 
‫همه‌شون با هم متحد نیستن.

37
00:02:26,521 --> 00:02:29,607
‫من یه بار مُردم.

38
00:02:30,358 --> 00:02:32,861
‫بدون قدرت شکست و مُهر وضعمون بهتره.

39
00:02:33,695 --> 00:02:35,321
‫زمونه عوض شده.

40
00:02:35,405 --> 00:02:37,949
‫ما هم‌خون اونا هستیم.

41
00:02:38,032 --> 00:02:40,577
‫این وظیفه ماست که قال قضیه رو بکنیم.

42
00:02:41,161 --> 00:02:44,831
‫آره. روستایی که قدرت‌های شکست و مُهر رو 
‫تولید می‌کنه، می‌تونه به حیاتش ادامه بده.

43
00:02:45,415 --> 00:02:48,084
‫ما نباید وجودشون رو انکار کنیم.

44
00:02:48,168 --> 00:02:52,589
‫به نظر می‌رسه گروه‌های دیگه‌ای هم 
‫دارن درگیر ماجرا می‌شن.

45
00:02:52,672 --> 00:02:54,749
‫باید مراقب باشیم.

46
00:02:54,799 --> 00:02:59,804
‫» ترجمه از الهام صدر «

47
00:03:00,804 --> 00:03:10,804
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

48
00:04:31,020 --> 00:04:32,772
‫[مسیر پیاده‌روی دهکدۀ قدیمی هیگاشی]

49
00:04:32,855 --> 00:04:35,692
‫آره، تا یه جایی تعقیبش کردم.

50
00:04:35,775 --> 00:04:37,277
‫خیلی دنبالش نرفتم.

51
00:04:38,361 --> 00:04:41,531
‫شمن الان دیگه باید توی دهکدۀ هیگاشی باشه.

52
00:04:42,782 --> 00:04:44,033
‫خسته نباشی.

53
00:04:44,659 --> 00:04:46,953
‫فقط باید می‌فهمیدم که توی دهکده‌ست.

54
00:04:47,036 --> 00:04:49,038
‫همون‌جا بمون.

55
00:04:49,539 --> 00:04:50,915
‫هی، ایوان.

56
00:04:50,999 --> 00:04:52,083
‫برو یه سری بهشون بزن.

57
00:04:54,127 --> 00:04:55,878
‫باشه.

58
00:04:56,379 --> 00:04:57,463
‫بیا بریم، شوکیو.

59
00:04:58,131 --> 00:05:02,385
‫چی؟ منظورت اینه که 
‫«لطفاً با من بیاین، ارباب شوکیو.»

60
00:05:02,468 --> 00:05:05,638
‫بگو ببینم، کدوممون اربابیم؟

61
00:05:05,722 --> 00:05:07,098
‫واسه من زبون نریز.

62
00:05:07,181 --> 00:05:09,017
‫تیکه‌تیکه‌ت می‌کنم، میمون.

63
00:05:09,100 --> 00:05:12,645
‫دایکیو، یه چیزی بگو.

64
00:05:14,105 --> 00:05:16,024
‫یه جوری رفتار نکن انگار منو نمی‌بینی.

65
00:05:16,107 --> 00:05:19,027
‫شما دو تا بدون یه ارباب 
‫حتی نمی‌تونین تکون بخورین.

66
00:05:19,110 --> 00:05:21,154
‫چرا انقدر مغرورین؟

67
00:05:21,237 --> 00:05:25,908
‫خفه شو! تو بدون ما 
‫هیچ‌ غلطی نمی‌تونی بکنی، میمون.

68
00:05:25,992 --> 00:05:28,036
‫فکر کردی کی داره 
‫شکمت رو سیر می‌کنه، هان؟

69
00:05:28,119 --> 00:05:30,955
‫خودم، تنبل‌خان.

70
00:05:31,039 --> 00:05:32,749
‫- لعنت بهت میمون!
‫- ای بابا، چقدر رومخین!

71
00:05:32,832 --> 00:05:34,042
‫برید دیگه!

72
00:05:34,125 --> 00:05:35,626
‫کلی دارم بهتون پول می‌دم!

73
00:05:35,710 --> 00:05:37,337
‫برید پولتون رو حلال کنید!

74
00:05:37,420 --> 00:05:38,546
‫باشه، باشه.

75
00:05:47,764 --> 00:05:49,432
‫بفرما.

76
00:05:51,642 --> 00:05:53,519
‫یه‌کم دیگه برمی‌گردم.

77
00:06:02,445 --> 00:06:04,322
‫پسر، چقدر چندش‌آوره.

78
00:06:16,918 --> 00:06:18,711
‫این چطوره؟

79
00:06:18,795 --> 00:06:19,837
‫آره، خوبه.

80
00:06:19,921 --> 00:06:23,174
‫چی؟ بازم داری سلاح می‌سازی!

81
00:06:23,257 --> 00:06:24,258
‫سرمون خلوت بود.

82
00:06:25,009 --> 00:06:28,012
‫خیلی‌خب. پس یه کاری بهتون می‌دم.

83
00:06:28,596 --> 00:06:30,264
‫اون تخته چیه؟

84
00:06:30,348 --> 00:06:32,767
‫- تلویزیون.
‫- دستگاه تولید بو؟

85
00:06:34,519 --> 00:06:36,187
‫احتمال بارش باران در بعدازظهر ۰ درصد است.

86
00:06:36,270 --> 00:06:37,522
‫[فردا آسمان غالباً آفتابی، 
‫بارش پراکنده در بعدازظهر]

87
00:06:37,605 --> 00:06:40,191
‫یه روز خشک دیگه رو در پیش داریم.

88
00:06:40,942 --> 00:06:45,530
‫نگرانی‌هایی وجود داره که غرب ژاپن 
‫امسال تابستون با کمبود آب مواجه بشه.

89
00:06:45,613 --> 00:06:47,865
‫در ادامه، پیش‌بینی وضعیت آب‌وهوای کشور.

90
00:06:47,949 --> 00:06:51,244
‫انتظار می‌ره آسمان اوکیناوا صاف باشه...

91
00:06:51,327 --> 00:06:56,165
‫من نمی‌تونم برم زادگاه مادرم، اما تو چی؟

92
00:06:56,249 --> 00:06:57,834
‫کی، من؟

93
00:06:57,917 --> 00:07:01,212
‫مادرت اهل... اچیگو بود، درسته؟

94
00:07:01,796 --> 00:07:04,424
‫اتیوپی. یه کشور خارجیه.

95
00:07:05,216 --> 00:07:06,926
‫نمی‌خوای بری اونجا؟

96
00:07:07,718 --> 00:07:12,056
‫خب، خیلی دوره.

97
00:07:12,140 --> 00:07:15,351
‫تو نمی‌تونی برگردی زادگاه خودت، درسته؟

98
00:07:16,436 --> 00:07:21,232
‫برگشتن به دهکدۀ هیگاشی
‫برام امن نیست.

99
00:07:25,027 --> 00:07:27,780
‫اما خیلی چیزها رو اونجا جا گذاشتم.

100
00:07:28,448 --> 00:07:30,491
‫کاش می‌تونستم برگردم.

101
00:07:32,785 --> 00:07:36,998
‫ایـ... این دیگه چیه؟

102
00:07:37,832 --> 00:07:38,749
‫آقای شمن.

103
00:07:40,334 --> 00:07:43,045
‫همین‌جا منتظر بمون. زود برمی‌گردم.

104
00:07:43,129 --> 00:07:44,255
‫هی، میمون.

105
00:07:44,338 --> 00:07:47,675
‫توی قلعه، حضور دیمون‌ها رو حس می‌کنم.

106
00:07:48,968 --> 00:07:50,720
‫قلعه، هان؟

107
00:07:50,803 --> 00:07:54,182
‫یه ضرب‌المثلی در مورد احمق‌ها
‫و جاهای بلند می‌گن.

108
00:07:54,265 --> 00:07:55,933
‫احمق‌ها و میمون‌هاست.

109
00:07:56,017 --> 00:07:58,060
‫احمق‌ها و دوده، احمق.

110
00:07:58,144 --> 00:08:00,188
‫به کی می‌گی احمق؟!

111
00:08:10,323 --> 00:08:11,699
‫به نظر سخت میاد.

112
00:08:11,782 --> 00:08:13,451
‫نگو که دلم خونه.

113
00:08:17,705 --> 00:08:19,499
‫- نمی‌شناسمش.
‫- آره.

114
00:08:22,919 --> 00:08:23,753
‫تو کی هستی؟

115
00:08:25,046 --> 00:08:27,173
‫- چطوری اومدی...
‫- هی...

116
00:08:30,510 --> 00:08:31,677
‫اینا نیستن.

117
00:08:36,557 --> 00:08:37,892
‫چه مکافاتی.

118
00:08:53,699 --> 00:08:55,034
‫اینم نیست.

119
00:09:00,289 --> 00:09:03,960
‫نه. نه. نه.

120
00:09:04,043 --> 00:09:05,211
‫این نیست.

121
00:09:06,087 --> 00:09:06,963
‫اینم نیست.

122
00:09:16,722 --> 00:09:18,057
‫نزدیک بودا.

123
00:09:20,685 --> 00:09:22,186
‫تو کی هستی؟

124
00:09:22,270 --> 00:09:24,438
‫با اونایی؟

125
00:09:25,147 --> 00:09:27,358
‫همه حواسشون جمع بود.

126
00:09:27,441 --> 00:09:30,945
‫چطوری بدون شکستن سد دفاعی اومدی تو؟

127
00:09:45,001 --> 00:09:46,627
‫اون چهره...

128
00:09:47,211 --> 00:09:49,922
‫همون دیمونی هستی که 
‫به زندان وصل بود.

129
00:09:50,006 --> 00:09:51,632
‫تو آسای تقلبی هستی، مگه نه؟

130
00:09:52,717 --> 00:09:56,762
‫و اگه اومدی این زن رو نجات بدی،

131
00:09:57,471 --> 00:09:59,557
‫حتماً اربابته.

132
00:10:07,648 --> 00:10:11,319
‫به‌عنوان کسی که اربابش گروگان گرفته شده 
‫خیلی پررویی.

133
00:10:12,194 --> 00:10:16,115
‫اگه اون یه دیمون باشه، 
‫نیمۀ دیگه‌ش باید همین دوروبر باشه.

134
00:10:17,867 --> 00:10:20,620
‫کجاست؟ از کجا پیداش می‌شه؟

135
00:10:21,370 --> 00:10:23,414
‫میمون، پاهات!

136
00:10:23,998 --> 00:10:25,082
‫آخ...

137
00:10:35,926 --> 00:10:38,262
‫فکر نمی‌کنی یه‌کم زیاده‌روی کردی، شوکیو؟

138
00:10:38,929 --> 00:10:42,016
‫چی؟ واسه نجات جونت،
‫فقط یه پا حروم شد.

139
00:10:42,099 --> 00:10:45,728
‫باید بیفتی به دست‌وپام و ازم تشکر کنی.

140
00:10:45,811 --> 00:10:48,356
‫با این پا نمی‌تونم.

141
00:10:49,982 --> 00:10:52,151
‫دقیقاً شبیه آسایی،

142
00:10:52,234 --> 00:10:55,488
‫اما خودت رو خیلی جوون‌تر از 
‫آسای واقعی نشون دادی.

143
00:10:56,614 --> 00:11:02,286
‫برادرش حق داشت نتونست
‫این خواهر کوچولوی بامزه رو ول کنه.

144
00:11:02,370 --> 00:11:04,330
‫چقدر بی‌مزه.

145
00:11:04,955 --> 00:11:07,833
‫هیچ‌کدوم از روستایی‌ها نمی‌تونن 
‫دیمون‌ها رو ببینن.

146
00:11:07,917 --> 00:11:13,464
‫داره همۀ قدرت‌های خاص رو 
‫واسه خودش جمع می‌کنه تا روستایی‌ها بپرستنش؟

147
00:11:13,964 --> 00:11:17,927
‫ارباب تو فقط بی‌مزه نیست، 
‫حال‌به‌هم‌زنه.

148
00:11:18,010 --> 00:11:23,057
‫خب... اگه اربابت رو بکشم، 
‫تبدیل به یه دیمون سرگردان می‌شی.

149
00:11:23,140 --> 00:11:27,687
‫من چهره‌ت رو می‌خوام، 
‫پس اگه به شکل اصلیت برگردی فایده‌ای نداره.

150
00:11:28,354 --> 00:11:30,523
‫می‌تونستی با من قرارداد ببندی،

151
00:11:31,023 --> 00:11:33,567
‫اما ماگاتسوهی... یا بهتره بگم،

152
00:11:34,193 --> 00:11:37,988
‫شوکیو با هیچ دیمون دیگه‌ای سازگار نیست.

153
00:11:38,489 --> 00:11:41,826
‫در بدترین حالت، 
‫ممکنه آسای تقلبی رو بکشه.

154
00:11:42,410 --> 00:11:43,619
‫من می‌کشمش.

155
00:11:44,286 --> 00:11:45,955
‫خودت که شنیدی.

156
00:11:46,664 --> 00:11:51,210
‫اگه سروصدا راه نندازی، اربابت رو نمی‌کشم.

157
00:11:52,128 --> 00:11:53,963
‫با من بیا، آسای تقلبی.

158
00:11:55,631 --> 00:11:56,716
‫به دنیای بیرون؟

159
00:11:57,299 --> 00:11:59,135
‫اون پایین خیلی خوش می‌گذره.

160
00:12:14,316 --> 00:12:15,735
‫باشه.

161
00:12:16,569 --> 00:12:17,737
‫میام.

162
00:12:29,832 --> 00:12:34,170
‫نیمۀ دیگه‌ی این دیمون پیداش نشد.

163
00:12:34,670 --> 00:12:35,963
‫چرا؟

164
00:12:36,046 --> 00:12:37,757
‫یعنی نقشه‌ای دارن؟

165
00:12:37,840 --> 00:12:41,093
‫منم دلم می‌خواد یه گروگان انسانی 
‫واسه محکم‌کاری داشته باشم.

166
00:12:49,560 --> 00:12:51,353
‫یه بچه‌ی حرف‌گوش‌کن اونجاست.

167
00:12:54,356 --> 00:12:57,359
‫مامان! مامان!

168
00:12:57,443 --> 00:12:58,819
‫دوباره؟

169
00:12:58,903 --> 00:13:00,070
‫چه وحشتناک.

170
00:13:00,738 --> 00:13:03,866
‫شاید دیگه کار این روستا تموم شده باشه.

171
00:13:03,949 --> 00:13:06,243
‫بیا فرار کنیم، مامان! 
‫اون یارو خیلی خطرناکه!

172
00:13:06,327 --> 00:13:11,081
‫دانجی، مگه نگفتی دلت می‌خواد 
‫با یورو بری دنیای بیرون رو ببینی؟

173
00:13:11,165 --> 00:13:12,750
‫هان؟ آره.

174
00:13:13,334 --> 00:13:16,504
‫برو پایین کوه. تنهایی.

175
00:13:16,587 --> 00:13:20,007
‫تنهایی؟ پس تو چی، مامان؟

176
00:13:20,090 --> 00:13:22,176
‫من توی دهکده می‌مونم.

177
00:13:22,259 --> 00:13:27,640
‫فکر کن چقدر غصه می‌خوره 
‫اگه کسی اینجا نباشه که بهش خوشامد بگه.

178
00:13:27,723 --> 00:13:29,016
‫اما...

179
00:13:29,099 --> 00:13:32,186
‫اینا مسیرهای پایین رفتن از کوهه.

180
00:13:32,978 --> 00:13:34,230
‫گم نشی.

181
00:13:37,817 --> 00:13:41,654
‫برو پایین کوه و به یورو کمک کن.

182
00:13:41,737 --> 00:13:45,407
‫اگه مینه و ناگیسا رو دیدی، 
‫سلام منو بهشون برسون.

183
00:13:51,997 --> 00:13:57,753
‫اون یارو کیه؟ حرف‌ حسابش چیه؟

184
00:14:04,051 --> 00:14:07,096
‫گفتم الان برمی‌گردم 
‫و بهت گفتم منتظر بمون.

185
00:14:22,403 --> 00:14:24,196
‫شما دو تا اول برید.

186
00:14:37,293 --> 00:14:39,461
‫به دنیای بیرون خوش اومدین.

187
00:14:48,053 --> 00:14:51,807
‫خب، این مسیر برگشتم بود.

188
00:14:54,476 --> 00:14:57,396
‫من راه خروج رو بلد نیستم،

189
00:14:58,022 --> 00:15:01,901
‫پس تو منو تا پایین کوه راهنمایی کن، آقای شمن.

190
00:15:36,477 --> 00:15:38,896
‫[مسير پياده‌روی دهکدۀ قديمی هيگاشی]

191
00:15:39,730 --> 00:15:42,650
‫من بیرون روستام؟

192
00:15:43,233 --> 00:15:44,318
‫یورو.

193
00:15:44,985 --> 00:15:48,948
‫باید یورو رو پیدا کنم...

194
00:15:56,497 --> 00:15:57,665
‫می‌خوای برسونمت؟

195
00:16:02,002 --> 00:16:04,880
‫تـ... تو چپ و راست رو می‌شناسی؟

196
00:16:04,964 --> 00:16:08,217
‫درسته. ما دوست‌های خیلی قدیمی هستیم.

197
00:16:08,300 --> 00:16:12,262
‫چند روز پیش، اونا با قل پسر فرار کردن.

198
00:16:12,346 --> 00:16:14,223
‫قل؟ حتماً یورو بوده.

199
00:16:14,306 --> 00:16:17,184
‫گفتن قصد دارن توی یه شهر شلوغ قایم بشن.

200
00:16:17,267 --> 00:16:18,769
‫با یه ماشین رفتن.

201
00:16:18,852 --> 00:16:20,020
‫یه ماشین؟

202
00:16:23,816 --> 00:16:25,609
‫یکی از همون وسایل نقلیه.

203
00:16:27,194 --> 00:16:30,531
‫پس یورو صحیح‌وسالم رسیده پایین کوه.

204
00:16:30,614 --> 00:16:31,699
‫چه خوب.

205
00:16:32,282 --> 00:16:34,785
‫اما نمی‌دونم کجا رفته.

206
00:16:35,536 --> 00:16:40,082
‫خب، پلاک ماشین واسه پایتخت بود.

207
00:16:40,833 --> 00:16:44,211
‫- بریم پایتخت یه دوری بزنیم؟
‫- چی؟

208
00:16:45,295 --> 00:16:47,089
‫من تا حالا پایتخت نرفتم.

209
00:16:47,172 --> 00:16:50,968
‫اوه، بهتره اگه می‌خوام جایی برم 
‫به اربابم خبر بدم.

210
00:16:51,719 --> 00:16:53,846
‫اشکالی نداره یه سر بریم خونه؟

211
00:16:53,929 --> 00:16:55,806
‫چـ... چقدر بی‌خیال...

212
00:16:59,601 --> 00:17:00,436
‫که این‌طور.

213
00:17:01,061 --> 00:17:04,023
‫پس می‌خوای بری دیدن دوست‌هات 
‫که به راه دوری رفتن.

214
00:17:04,106 --> 00:17:05,524
‫درسته.

215
00:17:05,607 --> 00:17:07,943
‫دارم با دوست اربابِ دوست‌هام می‌رم.

216
00:17:08,902 --> 00:17:09,987
‫سلام.

217
00:17:12,448 --> 00:17:17,494
‫چه پسر جذابیه. پسر کیه؟

218
00:17:20,622 --> 00:17:22,958
‫مراقب ماشین‌ها باش.

219
00:17:23,042 --> 00:17:25,294
‫مردم رو نترسون.

220
00:17:25,377 --> 00:17:27,337
‫باشه. می‌بینمت.

221
00:17:27,963 --> 00:17:30,466
‫حالا که می‌ری شهر، 
‫حسابی خوش بگذرون.

222
00:17:30,549 --> 00:17:33,218
‫واقعاً؟ هورا!

223
00:17:34,428 --> 00:17:37,556
‫خیلی‌خب، بیا از بزرگراه بریم.

224
00:17:37,639 --> 00:17:40,476
‫هان؟ بزرگ... راه...؟

225
00:17:45,564 --> 00:17:47,307
‫هورا!

226
00:17:47,357 --> 00:17:48,984
‫[کومازاوا]

227
00:17:49,568 --> 00:17:51,570
‫می‌خوای یه سر بریم استراحتگاه؟

228
00:18:11,090 --> 00:18:13,550
‫آره، آره. چیه؟

229
00:18:15,761 --> 00:18:19,264
‫آقای درا، یه کاری برام پیش اومده.

230
00:18:19,348 --> 00:18:21,809
‫باشه. بعداً می‌بینمت.

231
00:18:21,892 --> 00:18:24,436
‫شمن کشته شده.

232
00:18:33,195 --> 00:18:36,615
‫تا رسیدیم مغازه‌ش،

233
00:18:37,116 --> 00:18:38,200
‫دیگه کار از کار گذشته بود و مُرده بود.

234
00:18:38,826 --> 00:18:40,744
‫ای بابا، اینکه خیلی گنده‌ست.

235
00:18:40,828 --> 00:18:43,080
‫دفن کردن این اصلاً کار راحتی نیست.

236
00:18:43,747 --> 00:18:46,041
‫این برات گرون‌تر تموم می‌شه.

237
00:18:46,125 --> 00:18:50,003
‫راستی. مگه شمن دیمون نداشت؟

238
00:18:50,087 --> 00:18:51,588
‫نکنه الان سرگردان شدن؟

239
00:18:53,382 --> 00:18:55,467
‫منظورت «خانم» و «آقا»ـست.

240
00:18:59,721 --> 00:19:02,808
‫اونا هم همراه شمن از وسط نصف شدن.

241
00:19:02,891 --> 00:19:04,726
‫چه وحشتناک.

242
00:19:04,810 --> 00:19:07,563
‫بدبختی اصلاً اهل مبارزه هم نبودن.

243
00:19:08,438 --> 00:19:09,982
‫یادگارشون رو داری؟

244
00:19:10,065 --> 00:19:11,150
‫با هم دفنشون می‌کنم.

245
00:19:12,234 --> 00:19:13,569
‫واسه اینم پول اضافه می‌گیری؟

246
00:19:14,611 --> 00:19:16,405
‫مجانی انجامش می‌دم.

247
00:19:18,532 --> 00:19:21,869
‫خب، قبل از اینکه دفنش کنی...

248
00:19:29,793 --> 00:19:31,128
‫«یوروی عزیز،

249
00:19:31,211 --> 00:19:34,631
‫خواهر تقلبیت و یه بچه از روستا پیش منن.

250
00:19:34,715 --> 00:19:37,509
‫ماه کامل بعدی در ساعت گراز،

251
00:19:37,593 --> 00:19:40,179
‫به انبار شماره یک فوجیمورایاما بیا.»

252
00:19:40,888 --> 00:19:42,306
‫کار کاگموری‌ها بود؟

253
00:19:42,389 --> 00:19:43,849
‫نمی‌دونیم.

254
00:19:43,932 --> 00:19:47,811
‫قبل از اینکه شمن بره روستا،

255
00:19:47,895 --> 00:19:51,565
‫گفت تادرا،
‫یورو رو برداشته و فرار کرده این پایین.

256
00:19:51,648 --> 00:19:55,027
‫شنیدیم کاگموری‌ها باهاش تماس هم گرفتن.

257
00:19:55,110 --> 00:19:57,696
‫می‌دونی کجان؟

258
00:19:58,280 --> 00:20:00,991
‫اصلاً روحمم خبر نداره.

259
00:20:01,074 --> 00:20:06,246
‫آره، من درا و یورو رو 
‫نزدیک مخفیگاه درا پیاده کردم،

260
00:20:06,330 --> 00:20:09,458
‫اما نمی‌دونم بعدش کجا رفتن.

261
00:20:09,541 --> 00:20:11,752
‫می‌دونی؟ اون خیلی آدم توداریه.

262
00:20:12,336 --> 00:20:16,506
‫که این‌طور. آره، راست می‌گی.

263
00:20:16,590 --> 00:20:21,178
‫حتی اگه تادرا یا یورو رو دیدی، 
‫این پیام رو بهشون نده.

264
00:20:21,261 --> 00:20:23,764
‫ما «راهزن‌ها» می‌ریم روستا.

265
00:20:24,348 --> 00:20:28,018
‫نذار هر کسی که این کار رو کرده 
‫یورو رو پیدا کنه.

266
00:20:33,106 --> 00:20:34,566
‫لعنتی.

267
00:20:34,650 --> 00:20:37,527
‫این کار تازه داره دردسرساز می‌شه.

268
00:20:39,529 --> 00:20:42,324
‫اوشیراساما! اوشیراساما!

269
00:20:42,407 --> 00:20:46,370
‫خواهش می‌کنم منو بذار پایین!

270
00:20:50,332 --> 00:20:52,542
‫از ارتفاع خوشت نمیاد، دانجی؟

271
00:20:52,626 --> 00:20:55,462
‫ترسناکه! پایتخت ترسناکه!

272
00:20:55,545 --> 00:20:56,964
‫یه‌کم طاقت بیار، باشه؟

273
00:20:57,047 --> 00:20:59,633
‫دارم سعی می‌کنم چپ و راست رو پیدا کنم.

274
00:21:01,385 --> 00:21:04,221
‫حضور اونا خیلی قویه.

275
00:21:04,304 --> 00:21:07,057
‫باید بتونم فوراً حسشون کنم.

276
00:21:09,601 --> 00:21:11,937
‫توی روستا کلی ازشون هست...

277
00:21:14,106 --> 00:21:18,110
‫اما پایتخت هم پر از دیمونه.

278
00:21:38,046 --> 00:21:42,342
‫حتی اگه تادرا یا یورو رو دیدی، 
‫این پیام رو بهشون نده.

279
00:21:42,843 --> 00:21:45,429
‫آره، آره. بهشون نمی‌گم.

280
00:21:45,512 --> 00:21:48,390
‫من دلم می‌خواد در آرامش زندگی کنم، 
‫خیلی ممنون.

281
00:21:50,517 --> 00:21:54,846
‫می‌گن آدم عاقل 
‫از خطر دوری می‌کنه، مگه نه؟

282
00:21:54,896 --> 00:21:59,901
‫» ترجمه از الهام صدر «

283
00:23:27,656 --> 00:23:28,949
‫[مروری بر قسمت بعد]

284
00:23:29,032 --> 00:23:30,700
‫کی اونو کشته؟

285
00:23:31,493 --> 00:23:33,328
‫این دوروبر دیمون هست.

286
00:23:33,412 --> 00:23:35,038
‫همین‌جا کارشون رو می‌سازیم.

287
00:23:35,539 --> 00:23:37,916
‫یه کلماتی روی بدن شمن حک شده بود.

288
00:23:39,916 --> 00:23:49,916
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M