1
00:00:05,000 --> 00:00:15,000
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

2
00:01:12,864 --> 00:01:17,869
‫» ترجمه از الهام صدر «

3
00:01:23,374 --> 00:01:25,293
‫من اومدم.

4
00:01:25,376 --> 00:01:28,546
‫سلام، رسیدن بخیر. کارت تموم شد؟

5
00:01:28,630 --> 00:01:30,090
‫گشنه‌‌مه.

6
00:01:32,092 --> 00:01:33,093
‫یورو کجاست؟

7
00:01:33,176 --> 00:01:37,055
‫رفت یه جای خلوت واسه تمرین پیدا کنه.

8
00:01:37,138 --> 00:01:38,848
‫کِن و راست و چپ هم باهاش رفتن.

9
00:01:38,932 --> 00:01:43,061
‫چی؟ فکر نمی‌کنی دوباره فرار کنه
‫و گیر بیفته؟

10
00:01:43,144 --> 00:01:45,063
‫کوتتسو هم باهاشونه.

11
00:01:45,146 --> 00:01:47,315
‫دارم موقعیتشون رو ردیابی می‌کنم.

12
00:01:47,857 --> 00:01:48,817
‫که این‌طور.

13
00:01:49,400 --> 00:01:51,402
‫قضیه شمن چطور پیش رفت؟

14
00:01:51,486 --> 00:01:53,988
‫چون خیلی گنده بود،
‫خاک کردنش مکافاتی بود.

15
00:01:54,072 --> 00:01:56,908
‫کی کشتتش؟ کاگموری‌ها؟

16
00:01:56,991 --> 00:02:01,788
‫نمی‌دونم کی و چرا کشتتش.

17
00:02:02,372 --> 00:02:04,249
‫کی ازت خواست خاکش کنی؟

18
00:02:04,749 --> 00:02:06,084
‫«راهزن‌ها».

19
00:02:06,167 --> 00:02:07,252
‫چیزی هم گفتن؟

20
00:02:07,335 --> 00:02:11,923
‫هیچی. وقتی رسیدن مغازه‌ش،
‫دیگه کار از کار گذشته بود.

21
00:02:12,006 --> 00:02:14,425
‫فکر می‌کنی به یورو ربطی داره؟

22
00:02:14,509 --> 00:02:16,344
‫مطمئن نیستم.

23
00:02:16,427 --> 00:02:19,430
‫فقط امیدوارم برامون دردسر نشه.

24
00:02:21,057 --> 00:02:25,812
‫اینا همون وسایلی‌ان که دیشب
‫واسه هات‌پات آماده کردم؟

25
00:02:25,895 --> 00:02:26,813
‫نخوردینش؟

26
00:02:26,896 --> 00:02:30,692
‫نه. گفتیم وقتی برگشتی با هم بخوریم.

27
00:02:30,775 --> 00:02:32,861
‫به‌جاش غذاهای مونده رو خوردیم.

28
00:02:32,944 --> 00:02:36,156
‫نمی‌خواست منتظر من بمونین.

29
00:02:36,239 --> 00:02:41,703
‫یورو گفت هات‌پات رو باید دور هم
‫و خانوادگی خورد.

30
00:02:47,542 --> 00:02:49,711
‫دارم با خودم حرف می‌زنم،

31
00:02:50,712 --> 00:02:53,756
‫ولی یه چیزهایی روی بدن شمن حک شده بود.

32
00:02:54,591 --> 00:02:56,968
‫«ماه کامل بعدی در ساعت گراز،

33
00:02:57,051 --> 00:02:59,387
‫به انبار شماره یک فوجیمورایاما بیا.»

34
00:02:59,470 --> 00:03:01,848
‫[برای هانا]

35
00:03:01,931 --> 00:03:05,143
‫«خواهر تقلبیت و یه بچه از روستا پیش منن.»

36
00:03:05,727 --> 00:03:07,687
‫یه پیام برای یورو بود.

37
00:03:07,770 --> 00:03:12,775
‫راهزن‌ها گفتن به تو یا یورو چیزی نگم.

38
00:03:15,737 --> 00:03:20,283
‫به نظرت کسی که این پیام رو نوشته،
‫از پدر و مادر یورو خبر داره؟

39
00:03:22,285 --> 00:03:26,414
‫نمی‌دونم.
‫اگه مینه و ناگیسا پیششون بود،

40
00:03:26,497 --> 00:03:29,542
‫ازشون به‌عنوان گروگان استفاده می‌کردن
‫تا یورو رو بکشونن بیرون.

41
00:03:29,626 --> 00:03:31,127
‫حداقلش اینه که...

42
00:03:31,211 --> 00:03:35,131
‫فکر نمی‌کنم پدر و مادرش
‫دست این یارو باشن.

43
00:03:36,174 --> 00:03:40,595
‫اما ممکنه طرف یه چیزهایی بدونه.

44
00:03:41,596 --> 00:03:44,182
‫نمی‌شه انکارش کرد.

45
00:03:44,682 --> 00:03:46,893
‫خب، دیگه با خودم حرف نمی‌زنم.

46
00:03:46,976 --> 00:03:52,273
‫پام رو از این ماجرا می‌کشم بیرون،
‫بقیه‌ش با خودت.

47
00:03:54,609 --> 00:03:57,904
‫عجب دردسر بزرگی شد.

48
00:03:57,987 --> 00:03:59,280
‫حالا چی‌کار کنم؟

49
00:03:59,989 --> 00:04:02,784
‫ساعت گراز در ماه کامل بعدی کِی می‌شه؟

50
00:04:02,867 --> 00:04:05,411
‫حدود ساعت ۱۰ شب چهاردهم همین ماه.

51
00:04:06,746 --> 00:04:08,831
‫واسه کسی که نمی‌خواد درگیر ماجرا بشه،

52
00:04:08,915 --> 00:04:11,334
‫خوب آمار درآوردی.

53
00:04:13,419 --> 00:04:17,382
‫جایی رو نمی‌بینم که بشه توش تیراندازی کرد.

54
00:04:17,465 --> 00:04:18,341
‫آره.

55
00:04:19,342 --> 00:04:21,844
‫همه‌جا پر از آدمه.

56
00:04:23,137 --> 00:04:26,599
‫اگه تیرمون خطا بره، فاجعه می‌شه.

57
00:04:26,683 --> 00:04:29,727
‫می‌خوای بریم باز دیمون‌های آسا
‫ما رو قورت بدن؟

58
00:04:29,811 --> 00:04:30,853
‫نه.

59
00:04:34,607 --> 00:04:36,693
‫ببین، کِن. اون ماهی‌ها چقدر گنده‌ن.

60
00:04:37,277 --> 00:04:39,570
‫- بیا بگیریمشون.
‫- نمی‌شه، آقای یورو!

61
00:04:39,654 --> 00:04:40,488
‫[نه! ماهیگیری و صید ماهی ممنوع]

62
00:04:40,571 --> 00:04:42,490
‫ببین! اینجا ماهیگیری ممنوعه!

63
00:04:43,074 --> 00:04:45,410
‫می‌تونیم بکشونیمشون
‫توی قسمت کم‌عمق و بگیریمشون.

64
00:04:45,493 --> 00:04:47,078
‫بحث سر روشش نیست!

65
00:04:47,662 --> 00:04:50,748
‫فقط می‌خوام واسه خانم هانا
‫یه چیزی بگیرم بندازم توی هات‌پات.

66
00:04:50,832 --> 00:04:52,750
‫دلیلت اصلاً مهم نیست!

67
00:04:53,835 --> 00:04:57,255
‫این پسره به‌عنوان یه وحشی، زیادی مهربونه.

68
00:04:57,338 --> 00:05:01,843
‫چرا مردم این پایین، غذاهایی که
‫صاف جلو چشمشونه رو شکار نمی‌کنن؟

69
00:05:02,510 --> 00:05:04,971
‫ببین. به نظر راحت شکار می‌شن.

70
00:05:05,054 --> 00:05:08,182
‫نمی‌تونی هر پرنده یا حیوونی که
‫دلت خواست رو شکار کنی.

71
00:05:08,266 --> 00:05:11,352
‫فکر کنم آقای درا یه چیزهایی
‫دربارۀ مجوز شکار گفته بود.

72
00:05:11,436 --> 00:05:13,313
‫قانون این کشور این‌جوریه.

73
00:05:13,938 --> 00:05:17,650
‫این پایین هیچ‌کس با کمان یا قمه
‫توی خیابون راه نمی‌ره.

74
00:05:17,734 --> 00:05:20,611
‫پس چطوری در برابر حیوون‌ها و آدم‌های بد
‫از خودشون دفاع می‌کنن؟

75
00:05:20,695 --> 00:05:24,240
‫ما آدم‌هایی به اسم «پلیس» داریم
‫که از مردم دفاع می‌کنن.

76
00:05:25,283 --> 00:05:26,909
‫حتماً خودت می‌دونی، ولی این پایین...

77
00:05:27,535 --> 00:05:32,206
‫اگه کسی رو بکُشی، چه دلیل داشته باشی
‫و چه نه، دستگیر می‌شی.

78
00:05:32,790 --> 00:05:33,875
‫چی؟!

79
00:05:33,958 --> 00:05:36,377
‫چی؟! نکنه؟

80
00:05:36,961 --> 00:05:38,713
‫خیلی ضایع بود؟

81
00:05:39,589 --> 00:05:43,593
‫یعنی هیچ‌کس قوانین اولیه
‫زندگی این پایین رو به یورو یاد نداده؟

82
00:05:44,969 --> 00:05:48,556
‫هیچ آدم نرمالی
‫با دهکدۀ هیگاشی دمخور نمی‌شه.

83
00:05:49,223 --> 00:05:51,976
‫باید یورو رو درست تربیت کنم.

84
00:05:52,477 --> 00:05:54,687
‫اینکه با عقل جور درنمیاد!

85
00:05:54,771 --> 00:05:58,358
‫باید بتونی در برابر کسی که می‌خواد بکشتت
‫از خودت دفاع کنی.

86
00:05:59,609 --> 00:06:03,488
‫حتی دفاع از خود هم اگه از حد بگذره جرمه.

87
00:06:06,240 --> 00:06:09,077
‫یورو، دیمون‌ها همین اطرافن.

88
00:06:09,619 --> 00:06:11,245
‫- دشمنن؟
‫- نمی‌دونم.

89
00:06:11,329 --> 00:06:13,790
‫سلاح‌هام آماده‌ی مبارزه نیستن،

90
00:06:13,873 --> 00:06:15,833
‫واسه همین دلم نمی‌خواد الکی درگیر بشم.

91
00:06:15,917 --> 00:06:17,335
‫بهتره بریم.

92
00:06:18,252 --> 00:06:19,087
‫فهمیدم.

93
00:06:19,921 --> 00:06:21,714
‫تصمیم خوبیه.

94
00:06:42,318 --> 00:06:43,694
‫دارن دنبالمون میان.

95
00:06:44,320 --> 00:06:46,489
‫اونا هم متوجه‌مون شدن.

96
00:06:48,366 --> 00:06:52,370
‫کی هستن؟ دوستن یا دشمن؟

97
00:06:56,207 --> 00:06:58,626
‫دارن می‌رن سمت یه جای خلوت.

98
00:06:59,585 --> 00:07:01,129
‫متوجهمون شدن؟

99
00:07:01,712 --> 00:07:03,297
‫بالاخره ما هم پیداشون کردیم.

100
00:07:03,798 --> 00:07:05,633
‫نمی‌تونن دربرن.

101
00:07:06,884 --> 00:07:09,929
‫دقیقاً دارن میان سمت ما.

102
00:07:10,430 --> 00:07:12,140
‫هدفشون آقای یوروئه؟

103
00:07:13,975 --> 00:07:15,184
‫خیلی‌خب.

104
00:07:18,896 --> 00:07:20,398
‫همین‌جا جلوشون رو می‌گیریم.

105
00:07:20,481 --> 00:07:23,651
‫اگه دشمن باشن، چاره‌ای نداریم جز اینکه
‫بدون تمرین بجنگیم.

106
00:07:23,734 --> 00:07:27,029
‫کن، ممکنه نتونم ازت محافظت کنم.

107
00:07:28,072 --> 00:07:29,615
‫تموم تلاشم رو می‌کنم.

108
00:07:29,699 --> 00:07:31,159
‫خب پس.

109
00:07:31,242 --> 00:07:32,994
‫اینا کی‌ان؟

110
00:07:38,875 --> 00:07:41,544
‫شما یه ارباب و دیمون‌هاش هستین، مگه نه؟

111
00:07:44,672 --> 00:07:46,299
‫سیاه پوشیدن.

112
00:07:46,966 --> 00:07:48,050
‫کاگموری‌ان؟

113
00:07:48,551 --> 00:07:50,052
‫هیچ قصد کشتنی حس نمی‌کنم.

114
00:07:50,636 --> 00:07:51,471
‫نه...

115
00:07:51,554 --> 00:07:57,018
‫اما اگه نظرم عوض بشه و بخوام بکشمت چی؟

116
00:07:57,768 --> 00:07:58,728
‫چی می‌خواین؟

117
00:07:59,353 --> 00:08:01,481
‫کلمات‌تون رو با دقت انتخاب کنین.

118
00:08:01,564 --> 00:08:02,815
‫صبر کن، صبر کن.

119
00:08:02,899 --> 00:08:05,985
‫ما قصد نداریم بهتون صدمه بزنیم.

120
00:08:06,068 --> 00:08:08,488
‫تغییر چهره‌مون رو برمی‌داریم.

121
00:08:08,988 --> 00:08:09,989
‫تغییر چهره؟

122
00:08:10,072 --> 00:08:11,532
‫وقتی همراه اربابمون نیستیم،

123
00:08:11,616 --> 00:08:15,411
‫بهش زور می‌گن
‫یا می‌برنش پناهگاه حیوانات.

124
00:08:16,037 --> 00:08:20,082
‫واسه همین تظاهر می‌کنیم
‫یه حیوون خونگی و صاحب‌هاش هستیم.

125
00:08:20,166 --> 00:08:24,712
‫ما می‌دزدیم... یعنی، لباس و کلاه‌گیس قرض می‌گیریم
‫تا ادای آدم‌ها رو دربیاریم.

126
00:08:29,342 --> 00:08:32,136
‫قیافه‌ی واقعی ما این شکلیه.

127
00:08:33,429 --> 00:08:34,805
‫ترسیدم.

128
00:08:34,889 --> 00:08:37,058
‫شبیه تناگا-آشیناگا هستن.

129
00:08:37,141 --> 00:08:39,769
‫یا بهتره بگم... فضایی‌ان.

130
00:08:39,852 --> 00:08:41,604
‫ما دیمون هستیم.

131
00:08:41,687 --> 00:08:45,358
‫آدم‌هایی که می‌تونن ما رو ببینن
‫نمی‌دونم چرا همیشه بهمون می‌گن فضایی.

132
00:08:45,441 --> 00:08:46,901
‫خیلی بی‌ادبانه‌ست.

133
00:08:46,984 --> 00:08:49,820
‫ما فقط دیمون‌های معمولی هستیم.

134
00:08:49,904 --> 00:08:53,699
‫ام، چی صداتون کنیم؟

135
00:08:54,367 --> 00:08:55,743
‫ما...

136
00:08:56,536 --> 00:08:58,746
‫- شما چی؟!
‫- زبون فضایی؟!

137
00:08:58,829 --> 00:08:59,705
‫اوه...

138
00:09:00,957 --> 00:09:03,292
‫آدم‌ها نمی‌تونن اینو تلفظ کنن.

139
00:09:03,793 --> 00:09:06,504
‫که این‌طور. پس این‌جوریه.

140
00:09:06,587 --> 00:09:09,340
‫صددرصد فضایی‌ان!

141
00:09:11,759 --> 00:09:16,764
‫خیلی وقت پیش در «نوتو»
‫بی‎سروصدا مورد احترام بودیم،

142
00:09:16,847 --> 00:09:19,350
‫اما بالاخره فراموش شدیم.

143
00:09:19,433 --> 00:09:21,978
‫دیگه کسی بهمون سر نمی‌زد

144
00:09:22,061 --> 00:09:26,440
‫و فکر می‌کردیم نابود می‌شیم،

145
00:09:26,524 --> 00:09:28,985
‫اما بعدش یه سگ ولگرد افتاد رومون.

146
00:09:30,278 --> 00:09:33,239
‫و اتفاقی با هم قرارداد بستیم.

147
00:09:33,322 --> 00:09:36,742
‫چی؟ این سگ اربابتونه؟

148
00:09:36,826 --> 00:09:37,994
‫آره.

149
00:09:38,077 --> 00:09:42,415
‫واسه همین توی دردسر افتادیم
‫چون هنوز اسم جداگانه نداریم.

150
00:09:42,498 --> 00:09:45,751
‫باورم نمی‌شه بین این‌همه موجود،
‫اربابمون یه سگه.

151
00:09:47,336 --> 00:09:50,923
‫می‌خواین به کسی معرفیتون کنم
‫که بتونه قراردادتون رو باطل کنه؟

152
00:09:51,007 --> 00:09:52,174
‫نه!

153
00:09:52,258 --> 00:09:54,218
‫ما ارباب فعلیمون رو دوست داریم!

154
00:09:54,302 --> 00:09:56,596
‫معلومه خیلی دوستش دارین!

155
00:09:57,346 --> 00:10:01,475
‫به نظر میاد دیمون‌هایی هستین که
‫حرف حساب حالیشونه.

156
00:10:02,059 --> 00:10:06,147
‫ما هیچ دیمونی رو نمی‌شناسیم که بتونیم
‫دربارۀ وضعیتمون باهاش صحبت کنیم.

157
00:10:06,230 --> 00:10:09,233
‫حاضرین با ما دوست بشین؟

158
00:10:09,317 --> 00:10:11,110
‫حتماً.

159
00:10:11,193 --> 00:10:13,779
‫به شرطی که به اربابمون صدمه نزنین.

160
00:10:13,863 --> 00:10:14,822
‫دوست‌های دیمونی؟!

161
00:10:14,905 --> 00:10:17,450
‫- معلومه که نه!
‫- عالیه!

162
00:10:17,533 --> 00:10:19,869
‫می‌تونیم اسمتون رو بپرسیم؟

163
00:10:19,952 --> 00:10:21,579
‫ما راست و چپ هستیم.

164
00:10:22,163 --> 00:10:25,207
‫امکان نداره! شما راست و چپِ
‫دهکدۀ هیگاشی هستین؟

165
00:10:25,291 --> 00:10:27,209
‫شما دیمون‌های افسانه‌ای هستین!

166
00:10:28,002 --> 00:10:29,629
‫می‌شه باهاتون دست بدیم؟

167
00:10:29,712 --> 00:10:31,339
‫خیلی خوشحالم که زنده‌م!

168
00:10:31,422 --> 00:10:33,758
‫اربابتونم خیلی باحاله!

169
00:10:34,258 --> 00:10:35,384
‫اینجا چه خبره؟

170
00:10:36,927 --> 00:10:39,513
‫ام، چطوره دوباره لباس‌هاتون رو بپوشین؟

171
00:10:39,597 --> 00:10:41,140
‫یه‌جوریه.

172
00:10:41,223 --> 00:10:43,434
‫اوه ببخشید.

173
00:10:43,517 --> 00:10:47,271
‫حالا که فکرش رو می‌کنم،
‫تناگا-آشیناگا لنگ می‌پوشیدن.

174
00:10:47,480 --> 00:10:51,275
‫فکر کنم اونا حداقل‌های
‫ادب و نزاکت رو رعایت می‌کردن.

175
00:11:04,246 --> 00:11:06,248
‫خبر خوب.

176
00:11:06,332 --> 00:11:08,417
‫- دوست‌های بیشتری دارن میان.
‫- چی؟

177
00:11:09,001 --> 00:11:13,255
‫راست و چپ!

178
00:11:20,012 --> 00:11:21,013
‫من اومدم شهر.

179
00:11:21,764 --> 00:11:25,351
‫سلام، اوشیراساما.
‫اینجا چی‌کار می‌کنی؟

180
00:11:25,434 --> 00:11:27,561
‫فکر کردم توی خونه منتظری.

181
00:11:28,145 --> 00:11:31,399
‫اوشیراساما؟! یه دیمون افسانه‌ای دیگه!

182
00:11:31,482 --> 00:11:34,193
‫- شکوه و عظمتش چشم آدم رو کور می‌کنه!
‫- دانجی؟

183
00:11:35,277 --> 00:11:40,282
‫یورو؟ اوه، خدا رو شکر...

184
00:11:41,867 --> 00:11:42,743
‫پیدات کردم...

185
00:11:43,828 --> 00:11:45,037
‫هی دانجی!

186
00:11:45,913 --> 00:11:47,373
‫تو اینجا چی‌کار می‌کنی؟

187
00:11:47,957 --> 00:11:51,293
‫دوباره به دهکده حمله شد.

188
00:11:51,961 --> 00:11:52,837
‫دوباره؟

189
00:11:54,130 --> 00:11:55,715
‫اونجا حسابی به‌هم‌ریخته‌ست.

190
00:11:56,465 --> 00:11:58,008
‫چه خبره؟

191
00:11:58,092 --> 00:12:00,177
‫من این پایینم.

192
00:12:00,261 --> 00:12:02,346
‫دیگه نیازی به حمله به دهکده نیست.

193
00:12:02,847 --> 00:12:05,766
‫بعید می‌دونم آسا دوباره
‫سد دفاعی رو شکسته باشه،

194
00:12:06,726 --> 00:12:08,394
‫این یعنی...

195
00:12:09,979 --> 00:12:13,399
‫این بار کس دیگه‌ای بهتون حمله کرد؟

196
00:12:13,482 --> 00:12:15,192
‫فکر کنم.

197
00:12:15,693 --> 00:12:17,737
‫فقط از دور دیدمش،

198
00:12:17,820 --> 00:12:22,116
‫ولی یه مرد بود با دو تا شمشیر.

199
00:12:22,992 --> 00:12:25,161
‫خیلی از بزرگترها کشته شدن.

200
00:12:25,703 --> 00:12:28,247
‫کار دهکده دیگه تمومه.

201
00:12:28,956 --> 00:12:33,377
‫مامانم گفت بیام پایینِ کوه
‫و ازت محافظت کنم.

202
00:12:33,461 --> 00:12:36,714
‫بعد از اینکه از دهکده اومدم بیرون،
‫اوشیراساما منو پیدا کرد.

203
00:12:37,923 --> 00:12:39,592
‫کی بهت گفت این کار رو کنی؟

204
00:12:39,675 --> 00:12:40,509
‫چی؟

205
00:12:41,093 --> 00:12:42,762
‫مامانم.

206
00:12:42,845 --> 00:12:45,931
‫- منم نگرانت بودم.
‫- صبر کن.

207
00:12:46,015 --> 00:12:47,975
‫صبر کن، صبر کن، صبر کن.

208
00:12:48,058 --> 00:12:51,270
‫قبل از اینکه بیشتر بگی،
‫باید از یه چیزی مطمئن بشم.

209
00:12:53,814 --> 00:12:56,233
‫دانجی، تو...

210
00:12:57,693 --> 00:12:58,986
‫تو یه دیمونی، مگه نه؟

211
00:13:02,323 --> 00:13:03,657
‫تو انسان نیستی.

212
00:13:12,500 --> 00:13:13,667
‫چی؟

213
00:13:18,005 --> 00:13:20,090
‫از کجا فهمیدی؟

214
00:13:21,425 --> 00:13:23,093
‫سایه نداری.

215
00:13:28,307 --> 00:13:34,647
‫راست و چپ، کوتتسو و جیرو
‫و بقیه دیمون‌هایی که دیدم...

216
00:13:34,730 --> 00:13:38,234
‫هیچ‌کدومشون روی زمین سایه ندارن.

217
00:13:39,235 --> 00:13:42,613
‫اشیاء و آدم‌های این دنیا سایه دارن،

218
00:13:43,405 --> 00:13:47,743
‫اما دیمون‌ها نه، درسته؟

219
00:13:51,288 --> 00:13:55,543
‫تو هم داشتی بهم دروغ می‌گفتی.

220
00:14:00,881 --> 00:14:05,135
‫حقیقت داره.
‫ما بهترین پرسنل رو داریم.

221
00:14:06,387 --> 00:14:09,473
‫آقای جین، آقای هارو.

222
00:14:09,557 --> 00:14:11,016
‫از دیدنتون خوشحالم.

223
00:14:11,100 --> 00:14:13,227
‫چطوری، آئویی؟

224
00:14:13,310 --> 00:14:15,312
‫بابت اون روز ممنونم، آقای جین.

225
00:14:15,896 --> 00:14:18,732
‫اون مزاحمه دیگه پیداش نشد.

226
00:14:19,483 --> 00:14:20,484
‫خوشحالم اینو می‌شنوم.

227
00:14:20,568 --> 00:14:22,319
‫خیلی هم سمج بود.

228
00:14:22,403 --> 00:14:23,821
‫چی‌کارش کردی؟

229
00:14:23,904 --> 00:14:25,739
‫کتکش زدی؟

230
00:14:26,282 --> 00:14:27,825
‫من از این کارها نمی‌کنم.

231
00:14:27,908 --> 00:14:30,494
‫فقط دادم ماهی‌ها بخورنش.

232
00:14:30,578 --> 00:14:33,789
‫ای بابا، آقای جین. اصلاً خنده‌دار نیست.

233
00:14:33,873 --> 00:14:35,040
‫به‌هرحال...

234
00:14:35,124 --> 00:14:36,959
‫اوه راستی.

235
00:14:37,042 --> 00:14:40,754
‫اون یارو تادرا پیداش شد،
‫ما هم همون‌طور که گفتی همراهیش کردیم.

236
00:14:42,506 --> 00:14:44,508
‫بی‌خیال بابا.

237
00:14:45,092 --> 00:14:47,428
‫اینجا چه خبره، آقای جین؟

238
00:14:47,511 --> 00:14:48,345
‫[منظم و مرتب]

239
00:14:48,429 --> 00:14:53,642
‫چرا به‌جای کلوپ،
‫منو آوردین توی یه دفتر؟

240
00:14:53,726 --> 00:14:55,519
‫ما اینجا چیز مجللی
‫برای پذیرایی ازت نداریم.

241
00:14:57,354 --> 00:14:58,689
‫بفرمایید قهوه.

242
00:15:00,816 --> 00:15:04,695
‫نمی‌تونیم ازت پذیرایی کنیم،
‫اما یه عذرخواهی بهت بدهکاریم.

243
00:15:04,778 --> 00:15:08,032
‫چند روز پیش
‫یه‌سری از مأمورهامون تعقیبتون کردن.

244
00:15:08,115 --> 00:15:11,160
‫اوه آره. گروه اون پروانه و پیرزنه.

245
00:15:11,660 --> 00:15:14,246
‫اون کار بدون رضایت
‫خاندان اصلی کاگموری انجام شد.

246
00:15:14,330 --> 00:15:17,291
‫طبیعتاً آسا هم ازش خبر نداره.

247
00:15:17,374 --> 00:15:19,793
‫فقط خودنمایی یه عده بود.

248
00:15:19,877 --> 00:15:21,295
‫عذر می‌خوام.

249
00:15:22,379 --> 00:15:24,381
‫شما زیادی صادقین.

250
00:15:25,299 --> 00:15:30,596
‫ما شاید قانون‌شکن باشیم، اما می‌دونیم
‫کِی باید اعتماد کسی رو جلب کنیم.

251
00:15:31,096 --> 00:15:34,099
‫باشه. باورتون می‌کنم.

252
00:15:34,767 --> 00:15:37,811
‫امروز اومدی چون اطلاعاتی داشتی که
‫می‌خواستی به اشتراک بذاری، نه؟

253
00:15:37,895 --> 00:15:41,106
‫درمورد اون... یه مشکلی پیش اومده.

254
00:15:41,899 --> 00:15:43,025
‫و شما قراره کمکم کنین.

255
00:15:46,403 --> 00:15:48,072
‫سایه‌م، هان؟

256
00:15:48,155 --> 00:15:52,952
‫اگه بخوام می‌تونم یکی بسازم.

257
00:15:54,411 --> 00:15:57,957
‫فکر کنم چون از دیدنت خیالم راحت شد،
‫فراموش کردم.

258
00:15:58,791 --> 00:16:02,711
‫از وقتی یادمه با هم بازی می‌کردیم.

259
00:16:02,795 --> 00:16:05,798
‫بدجوری گولم زدی.

260
00:16:06,632 --> 00:16:10,344
‫تو بیشتر از اون آسای توی زندان
‫سرم کلاه گذاشتی.

261
00:16:16,767 --> 00:16:20,437
‫اگه دیمونی، پس حتماً یه جفت داری.

262
00:16:22,022 --> 00:16:24,817
‫جفت من کسیه که خوب می‌شناسیش.

263
00:16:27,111 --> 00:16:28,404
‫آسای تقلبی؟

264
00:16:30,239 --> 00:16:31,407
‫آره.

265
00:16:32,157 --> 00:16:36,245
‫من و آسای تقلبی،
‫دیمون‌های پسر و دختر هستیم.

266
00:16:36,954 --> 00:16:39,415
‫من درواقع این شکلی‌ام.

267
00:16:46,046 --> 00:16:49,425
‫ما با هم زاشیکی‌-واراشی هستیم.

268
00:16:53,220 --> 00:16:57,850
‫هان؟ مادربزرگ، اوشیراساما اینجا نیست؟

269
00:16:57,933 --> 00:17:00,060
‫گفتن داره می‌ره توکیو.

270
00:17:00,144 --> 00:17:02,438
‫چی؟ خوش به حالش.

271
00:17:03,147 --> 00:17:05,441
‫یه دوستی رو هم با خودش برد.

272
00:17:05,524 --> 00:17:08,777
‫اون پسره احتمالاً زاشیکی‌-واراشی بود.

273
00:17:08,861 --> 00:17:11,530
‫واقعاً؟ مال کدوم خونه؟

274
00:17:12,072 --> 00:17:13,449
‫کی می‌دونه؟

275
00:17:13,532 --> 00:17:15,868
‫اونا قدیم‌ها همه‌جا زندگی می‌کردن.

276
00:17:15,951 --> 00:17:20,998
‫اگه زاشیکی-‌واراشی بره،
‫اون خونه از هم می‌پاشه؟

277
00:17:21,081 --> 00:17:23,375
‫این‌طور می‌گن.

278
00:17:23,959 --> 00:17:28,881
‫اما فکر نمی‌کنم قضیه این‌طوری باشه.

279
00:17:29,548 --> 00:17:31,508
‫فکر کنم وقتی اوضاع یه خانواده
‫به هم می‌ریزه،

280
00:17:31,592 --> 00:17:36,805
‫زاشیکی‌-واراشی‌ها ناراحت می‌شن
‫و موندن براشون سخت می‌شه.

281
00:17:38,432 --> 00:17:41,643
‫حتماً اربابشون نمی‌خواسته ناراحت بشن.

282
00:17:42,227 --> 00:17:49,068
‫یا قراردادشون رو باطل کردن
‫یا با اربابشون از خونه رفتن.

283
00:17:50,277 --> 00:17:56,158
‫دلم نمی‌خواد خوشبختی یا بدبختی
‫یه خونه رو بندازم گردن زاشیکی-‌واراشی‌ها.

284
00:17:57,659 --> 00:17:59,411
‫واقعاً، یورو؟

285
00:17:59,995 --> 00:18:02,289
‫تازه فهمیدی اون یه دیمونه؟

286
00:18:02,372 --> 00:18:03,707
‫«تازه»؟

287
00:18:03,791 --> 00:18:08,462
‫درسته. شما داشتین از ورودی دهکده
‫نگاهش می‌کردین.

288
00:18:09,129 --> 00:18:11,924
‫می‌دونستین دیمونه و بهم نگفتین؟

289
00:18:12,674 --> 00:18:13,884
‫شما هم بهم دروغ گفتین؟

290
00:18:13,967 --> 00:18:18,555
‫ولی تو هر روز طوری با دانجی می‌گشتی
‫انگار اصلاً چیز مهمی نبود.

291
00:18:18,639 --> 00:18:22,976
‫ما هم فکر کردیم می‌دونی.

292
00:18:23,060 --> 00:18:28,482
‫نمی‌دونستیم تو نمی‌دونی دانجی دیمونه.

293
00:18:28,565 --> 00:18:29,775
‫ببخشید.

294
00:18:31,110 --> 00:18:34,738
‫نه، شما... حق با شماست.

295
00:18:36,073 --> 00:18:37,741
‫ببخشید بهتون شک کردم.

296
00:18:38,325 --> 00:18:39,868
‫می‌فهمم.

297
00:18:39,952 --> 00:18:45,332
‫پس چون اون یکی نیمه‌ت توی سلول زندانی بود،
‫ما هیچ‌وقت ندیدیمش.

298
00:18:45,916 --> 00:18:49,962
‫فقط چون حسش می‌کردیم،
‫می‌دونستیم توی دهکده‌ست.

299
00:18:53,215 --> 00:18:55,008
‫اربابت کیه؟

300
00:18:55,884 --> 00:18:59,096
‫کی از آسای تقلبی استفاده کرد
‫تا منو به دهکده پابند کنه

301
00:18:59,179 --> 00:19:01,932
‫و از تو واسه جاسوسیم استفاده کرد؟

302
00:19:02,599 --> 00:19:06,270
‫جاسوسیت؟ این‌جوری نیست.

303
00:19:07,312 --> 00:19:08,730
‫درسته.

304
00:19:09,273 --> 00:19:14,153
‫همیشه بهم می‌گفتی وقتی می‌رم کوهستان 
‫تو رو هم با خودم ببرم.

305
00:19:14,820 --> 00:19:20,367
‫منتظر فرصت بودی تا منو بکشی
‫و قدرت «مُهر» رو به دست بیاری؟!

306
00:19:20,450 --> 00:19:21,285
‫نه!

307
00:19:21,869 --> 00:19:24,496
‫راهزن‌ها رو هم تو فرستادی سراغم؟!

308
00:19:24,580 --> 00:19:25,414
‫نه!

309
00:19:25,497 --> 00:19:27,291
‫اربابت کیه؟

310
00:19:27,374 --> 00:19:29,334
‫کی بهت دستور می‌ده؟!

311
00:19:29,918 --> 00:19:31,044
‫ننه یاماهاست؟

312
00:19:37,301 --> 00:19:38,552
‫نه.

313
00:19:39,261 --> 00:19:43,473
‫ارباب من کسیه که بهش می‌گم مامان.

314
00:19:48,520 --> 00:19:49,938
‫خانم کیوکا؟

315
00:19:50,772 --> 00:19:55,485
‫آره. بهم گفته بود به‌جای ارباب
‫بهش بگم مامان.

316
00:19:55,986 --> 00:19:59,072
‫تا مثل یه مادر و بچۀ انسان رفتار کنیم.

317
00:20:00,449 --> 00:20:03,869
‫بهم دستور داده بود مراقبت باشم.

318
00:20:05,287 --> 00:20:09,875
‫به جفتم توی سلول هم گفته بود
‫ادای آسا رو دربیاره

319
00:20:10,751 --> 00:20:14,922
‫و اگه لازم شد
‫از ننه یاماها محافظت کنه.

320
00:20:16,632 --> 00:20:22,679
‫همیشه می‌خواستم باهات بیام
‫تا در برابر راهزن‌ها ازت محافظت کنم.

321
00:20:23,972 --> 00:20:28,393
‫شاید باور نکنی، ولی این حقیقته.

322
00:20:30,646 --> 00:20:34,024
‫پس کیوکا هم داشت بهم دروغ می‌گفت؟

323
00:20:34,691 --> 00:20:40,322
‫دیگه توی دهکده کسی نیست
‫که بتونم بهش اعتماد کنم.

324
00:20:56,088 --> 00:20:58,173
‫راست و چپ، کِن...

325
00:20:58,715 --> 00:21:00,008
‫همین‎جا بمونین.

326
00:21:00,550 --> 00:21:03,512
‫باید مدتی توی کوهستان تنها باشم.

327
00:21:04,012 --> 00:21:06,807
‫اگه وقتی تنهایی بهت حمله بشه...

328
00:21:06,890 --> 00:21:10,185
‫راست، بذار یه مدت تنها باشم.

329
00:21:12,312 --> 00:21:15,148
‫باشه اگه خواسته‌ت اینه، ارباب.

330
00:21:15,232 --> 00:21:19,361
‫هرچی تو بگی،
‫ولی سعی کن از دیدمون خارج نشی.

331
00:23:08,762 --> 00:23:10,055
‫[مروری بر قسمت بعد]

332
00:23:10,138 --> 00:23:13,058
‫بین راهزن‌ها، حیوون‌های وحشی
‫و سرزمین‌های خطرناک،

333
00:23:13,642 --> 00:23:16,812
‫توی کوهستان همیشه
‫جون آدم در خطره،

334
00:23:16,895 --> 00:23:20,140
‫برای همین تمرکزم همیشه روی زنده موندنه.

335
00:23:20,190 --> 00:23:23,193
‫» ترجمه از الهام صدر «

336
00:23:25,193 --> 00:23:35,193
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M