1
00:01:22,957 --> 00:01:27,962
‫» ترجمه از الهام صدر «

2
00:01:34,010 --> 00:01:36,471
‫دانجی، تو...

3
00:01:37,222 --> 00:01:38,264
‫تو یه دیمونی، مگه نه؟

4
00:01:39,349 --> 00:01:40,391
‫انسان نیستی.

5
00:01:41,643 --> 00:01:45,396
‫تو هم بهم دروغ گفتی.

6
00:01:46,397 --> 00:01:48,650
‫قیافه‌ی واقعی من این شکلیه.

7
00:01:53,696 --> 00:01:56,741
‫ما با هم زاشیکی-واراشی هستیم.

8
00:01:57,909 --> 00:02:00,787
‫پس خانم کیوکا هم بهم دروغ گفت؟

9
00:02:02,288 --> 00:02:07,669
‫دیگه توی دهکده کسی نمونده که
‫بتونم بهش اعتماد کنم.

10
00:02:08,669 --> 00:02:18,669
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

11
00:02:20,390 --> 00:02:21,391
‫چی می‌خوای؟

12
00:02:24,560 --> 00:02:28,606
‫تنهام بذار. دارم فکر می‌کنم.

13
00:02:30,817 --> 00:02:32,235
‫لعنت بهت.

14
00:02:36,823 --> 00:02:39,409
‫این پایین انقدر آدم
‫و چیزهای مختلف هست...

15
00:02:40,201 --> 00:02:42,495
‫که سخت می‌شه خلوت کرد.

16
00:02:43,454 --> 00:02:47,125
‫توی دهکده، می‌تونستم برم کوهستان
‫تا تنها باشم.

17
00:02:47,750 --> 00:02:51,129
‫می‌تونستم بدون مزاحمت فکر کنم.

18
00:02:52,588 --> 00:02:55,591
‫بین راهزن‌ها، حیوون‌های وحشی
‫و مسیرهای خطرناک،

19
00:02:56,134 --> 00:02:59,387
‫توی کوهستان همیشه جون آدم در خطره،

20
00:02:59,470 --> 00:03:03,266
‫واسه همین فقط روی زنده موندن تمرکز می‌کنم.

21
00:03:04,100 --> 00:03:07,854
‫برای زنده موندن باید چی‌کار کنم؟

22
00:03:07,937 --> 00:03:13,443
‫تمرکز روی این موضوع، افکار درهم‌ریخته‌م رو
‫به یه جواب ساده می‌رسونه.

23
00:03:14,110 --> 00:03:15,653
‫واسه همین بودن توی کوهستان رو
‫دوست داشتم.

24
00:03:16,446 --> 00:03:22,035
‫اما دانجی همیشه سعی می‌کرد دنبالم بیاد.

25
00:03:22,118 --> 00:03:25,621
‫می‌گفت: «اگه وقتی تنهایی
‫اتفاقی برات بیفته چی؟»

26
00:03:28,916 --> 00:03:31,043
‫رومخ بود.

27
00:04:02,366 --> 00:04:04,410
‫پدر و مادر...

28
00:04:06,370 --> 00:04:09,665
‫من و آسا رو ول کردن و رفتن.

29
00:04:11,125 --> 00:04:13,377
‫پدر و مادر...

30
00:04:15,129 --> 00:04:17,089
‫دیگه نیستن.

31
00:04:20,760 --> 00:04:21,677
‫من...

32
00:04:23,804 --> 00:04:27,058
‫همیشه پیشت می‌مونم.

33
00:04:31,896 --> 00:04:32,897
‫لعنتی.

34
00:04:36,192 --> 00:04:39,111
‫چیزی رو یادم انداختی
‫که سعی می‌کردم بهش فکر نکنم.

35
00:04:44,075 --> 00:04:46,661
‫ازمون خواست تنهاش بذاریم.

36
00:04:46,744 --> 00:04:50,456
‫سگ که آدم نیست. حساب نمی‌شه.

37
00:04:59,006 --> 00:05:02,260
‫حالا می‌فهمم چرا اربابتون رو دوست دارین.

38
00:05:05,846 --> 00:05:08,391
‫دیمون‌ها و آدم‌ها شبیه همن.

39
00:05:08,474 --> 00:05:09,892
‫خیلی زود پسرخاله می‌شی، می‌دونستی؟

40
00:05:10,726 --> 00:05:12,895
‫هیچ‌کدوم‌مون نمی‌تونیم تنها زندگی کنیم.

41
00:05:17,483 --> 00:05:19,185
‫هان؟ دانجی کجاست؟

42
00:05:19,235 --> 00:05:20,403
‫همین یه‌کم پیش تنهایی رفت.

43
00:05:20,987 --> 00:05:22,863
‫خوش اومدین، ارباب.

44
00:05:22,947 --> 00:05:24,532
‫یه جای دیگه کار داشت.

45
00:05:24,615 --> 00:05:26,033
‫چه کاری؟

46
00:05:26,117 --> 00:05:29,328
‫اون یکی جفتش رو این پایین حس کرد.

47
00:05:29,412 --> 00:05:31,289
‫جفتش؟ آسای تقلبی؟

48
00:05:31,372 --> 00:05:33,332
‫اومده پایین کوه؟

49
00:05:33,416 --> 00:05:34,792
‫داره می‌ره دنبالش بگرده.

50
00:05:35,376 --> 00:05:38,045
‫دنبالش بگرده؟ تنهایی؟

51
00:05:38,129 --> 00:05:40,715
‫ارتباط دیمون‌ها با جفتشون خیلی قویه.

52
00:05:40,798 --> 00:05:41,841
‫چیزیش نمی‌شه.

53
00:05:41,924 --> 00:05:45,594
‫حتی از دور هم می‌تونیم همدیگه رو حس کنیم.

54
00:05:46,262 --> 00:05:48,931
‫جدی؟ رفت؟

55
00:05:49,015 --> 00:05:50,891
‫چندتا سؤال ازش داشتم.

56
00:05:51,726 --> 00:05:57,106
‫گفت بهت بگیم متأسفه
‫و بهونه‌ای هم نمیاره.

57
00:06:01,944 --> 00:06:06,282
‫خورشید داره غروب می‌کنه.
‫ما هم باید بریم.

58
00:06:06,365 --> 00:06:07,533
‫می‌بینیمتون.

59
00:06:08,325 --> 00:06:10,745
‫ما همیشه همین دوروبریم!

60
00:06:10,828 --> 00:06:12,955
‫هر وقت خواستین صدامون کنین!

61
00:06:13,039 --> 00:06:14,832
‫ممنون!

62
00:06:17,585 --> 00:06:20,671
‫دیمون‌های منطقی خیلی خوبن، نه؟

63
00:06:25,634 --> 00:06:26,677
‫دانجی.

64
00:06:29,263 --> 00:06:32,224
‫واسه پیدا کردن جفتت کمکت می‌کنیم.

65
00:06:32,308 --> 00:06:35,019
‫اوه نه. نمی‌خوام به زحمت بیفتین.

66
00:06:35,102 --> 00:06:36,353
‫طوری نیست.

67
00:06:36,437 --> 00:06:39,273
‫ما اینجا رو خوب می‌شناسیم.

68
00:06:39,356 --> 00:06:42,443
‫با هم بگردیم زودتر پیداش می‌کنی.

69
00:06:43,277 --> 00:06:44,195
‫تازه...

70
00:06:44,779 --> 00:06:47,907
‫خیلی دوست داریم
‫دوست‌های افسانه‌ای بیشتری پیدا کنیم!

71
00:06:47,990 --> 00:06:51,786
‫شماها خیلی معروفین، زاشیکی-‌واراشی!

72
00:06:53,788 --> 00:06:55,122
‫از کجا شروع کنیم؟

73
00:06:55,206 --> 00:06:56,332
‫راه رو نشونت می‌دیم.

74
00:06:59,668 --> 00:07:01,170
‫چرا گریه می‌کنی؟

75
00:07:01,253 --> 00:07:03,380
‫نمی‌دونیم چی‌کار کردیم، ولی ببخشید!

76
00:07:03,464 --> 00:07:05,216
‫ممنونم!

77
00:07:10,721 --> 00:07:11,597
‫این چیه؟

78
00:07:12,181 --> 00:07:13,516
‫اینجا چه خبره؟

79
00:07:14,391 --> 00:07:16,185
‫خوش اومدی، آقای درا.

80
00:07:16,268 --> 00:07:19,230
‫اوه، ریشت رو زدی؟

81
00:07:19,313 --> 00:07:22,441
‫اوشیراساما، اینجا چی‌کار می‌کنی؟

82
00:07:22,525 --> 00:07:23,818
‫از بزرگراه اومدم.

83
00:07:23,901 --> 00:07:25,653
‫منظورم این نبود.

84
00:07:25,736 --> 00:07:28,322
‫تازه اسب‌ها مثل
‫وسایل نقلیه غیرموتوری‌ان.

85
00:07:28,405 --> 00:07:30,366
‫اجازه ندارن توی بزرگراه باشن.

86
00:07:30,449 --> 00:07:32,660
‫ای وای. قانون ترافیک رو نقض کردم.

87
00:07:33,994 --> 00:07:37,289
‫هی، هات‌پات رو بدون من تموم کردین!

88
00:07:38,082 --> 00:07:39,166
‫ممنون بابت غذا.

89
00:07:39,250 --> 00:07:40,543
‫جدی، یورو؟

90
00:07:40,626 --> 00:07:42,711
‫مگه نگفتیم با هم می‌خوریم؟

91
00:07:42,795 --> 00:07:45,172
‫ولی خانم هانا گفت...

92
00:07:45,256 --> 00:07:47,675
‫تا وقتی می‌تونیم باید بخوریم

93
00:07:47,758 --> 00:07:50,344
‫چون معلوم نیست
‫کِی یه اتفاق اورژانسی پیش بیاد.

94
00:07:50,427 --> 00:07:52,096
‫تازه، موادش خراب می‌شه.

95
00:07:52,179 --> 00:07:53,973
‫ممنون بابت غذا.

96
00:07:54,056 --> 00:07:56,559
‫نمی‌تونستم باهاش بحث کنم. مگه نه؟

97
00:07:56,642 --> 00:07:58,811
‫آره، راست می‌گی.

98
00:07:58,894 --> 00:08:01,230
‫تقصیر منه وقتی فرصتش رو داشتم نخوردم.

99
00:08:01,313 --> 00:08:03,774
‫بیرون که بودی چیزی نخوردی؟

100
00:08:03,857 --> 00:08:06,485
‫می‌خواستم خونه‌ی جین یه چیزی بخورم،

101
00:08:06,569 --> 00:08:08,487
‫ولی فقط بهم قهوۀ قوطی‌ای دادن.

102
00:08:09,196 --> 00:08:10,489
‫بیا. این از طرف جینه.

103
00:08:11,156 --> 00:08:12,241
‫واسه توئه، یورو.

104
00:08:17,913 --> 00:08:20,165
‫عکس پدر و مادره!

105
00:08:21,125 --> 00:08:24,169
‫آسا توی عمارت کاگموری
‫گفته بود که اینو بهم می‌ده.

106
00:08:24,253 --> 00:08:25,963
‫یادش بود.

107
00:08:29,925 --> 00:08:33,596
‫عکس‌های خودشم گذاشته.

108
00:08:33,679 --> 00:08:34,763
‫[روی چشم‌ها فیلتر اعمال شده]

109
00:08:34,847 --> 00:08:36,098
‫خیلی رومخه.

110
00:08:36,807 --> 00:08:39,018
‫توی یکی از تشکیلات کاگموری‌ها
‫با جین قرار ملاقات داشتی؟

111
00:08:39,101 --> 00:08:41,770
‫آره. ولی آسا نتونست بیاد.

112
00:08:42,646 --> 00:08:48,360
‫یعنی دربارۀ پدر و مادرم
‫اطلاعات ردوبدل کردین.

113
00:08:50,904 --> 00:08:53,991
‫از بچه‌های باهوشی مثل تو متنفرم.

114
00:08:56,118 --> 00:08:57,328
‫که این‌طور.

115
00:08:57,411 --> 00:09:00,581
‫پس آسای تقلبی زاشیکی‌-واراشیه،

116
00:09:00,664 --> 00:09:03,584
‫و اون و چندتا از
‫بچه‌های روستا گروگان گرفته شدن.

117
00:09:04,168 --> 00:09:06,337
‫کدوم بچه‌ها دزدیده شدن؟

118
00:09:06,420 --> 00:09:07,338
‫نمی‌دونم.

119
00:09:07,421 --> 00:09:09,757
‫- چند نفر دزدیده شدن؟
‫- نمی‌دونم.

120
00:09:12,384 --> 00:09:13,969
‫و دقیقاً اسم منو آورده؟

121
00:09:14,053 --> 00:09:17,014
‫گروگان‌گیری کار قشنگی نیست.

122
00:09:17,598 --> 00:09:21,060
‫هیچ‌کس اون‌قدر احمق نیست
‫که صاف بره توی یه همچین تلۀ تابلویی.

123
00:09:21,143 --> 00:09:24,480
‫آره. اگه تونسته آسای تقلبی رو بگیره،

124
00:09:24,563 --> 00:09:26,899
‫حتماً یه ارباب دیمونه.

125
00:09:27,775 --> 00:09:29,276
‫کار آسونی نیست.

126
00:09:29,860 --> 00:09:32,279
‫بیا بذاریم راهزن‌ها پا پیش بذارن.

127
00:09:32,363 --> 00:09:34,948
‫آره، به نظر میاد می‌خوان بجنگن.

128
00:09:35,032 --> 00:09:37,868
‫کاش انقدر کله‌شق نبودن.

129
00:09:38,660 --> 00:09:44,083
‫اگه خوش‌شانس باشیم، می‌تونیم وسط دعواشون
‫بچه‌های روستا رو نجات بدیم.

130
00:09:44,166 --> 00:09:48,587
‫و آسای تقلبی رو هم همین‌طور.

131
00:09:49,421 --> 00:09:51,590
‫می‌تونه کمکمون کنه دانجی رو پیدا کنیم.

132
00:09:53,258 --> 00:09:56,470
‫از هر دوشون دربارۀ دهکده بازجویی می‌کنم.

133
00:09:57,054 --> 00:09:59,681
‫و همین‌طور دربارۀ پدر و مادرم.

134
00:09:59,765 --> 00:10:01,850
‫چرا می‌خندین، راست و چپ؟!

135
00:10:06,647 --> 00:10:09,525
‫احتمالاً یه ارباب دیمونه، نه؟

136
00:10:09,608 --> 00:10:12,861
‫یعنی می‌تونه راست و چپ رو حس کنه.

137
00:10:13,695 --> 00:10:17,533
‫می‌تونیم ازشون استفاده کنیم
‫تا فکر کنه منم اون اطرافم.

138
00:10:18,117 --> 00:10:22,204
‫بعد می‌فرستیمشون تا توی انبار شماره یک
‫باهاش روبه‌رو بشن.

139
00:10:23,539 --> 00:10:24,706
‫ما کجا بریم؟

140
00:10:24,790 --> 00:10:26,834
‫جایی که تیرم بهش برسه.

141
00:10:26,917 --> 00:10:28,961
‫می‌شه این کارخونه‌ای که روبه‌روی انباره.

142
00:10:29,753 --> 00:10:31,380
‫اونجا چطوریه؟

143
00:10:31,463 --> 00:10:33,799
‫ارتفاع داره.

144
00:10:33,882 --> 00:10:36,385
‫- در این صورت...
‫- خانم هانا، دارن چی‌کار می‌کنن؟

145
00:10:36,468 --> 00:10:39,972
‫اگه نمی‌خوای درگیر چرندیات بشی،
‫گوش نده.

146
00:10:41,682 --> 00:10:44,601
‫از اینکه از یورو جدا بشیم یه‌کم نگرانم.

147
00:10:44,685 --> 00:10:45,936
‫امنه؟

148
00:10:46,895 --> 00:10:49,231
‫اگه سروکلۀ چیز خطرناکی پیدا بشه،
‫خودمم نمی‌مونم.

149
00:10:50,148 --> 00:10:53,735
‫اگه اوضاع بی‌ریخت شد،
‫روتون حساب می‌کنم، راست و چپ.

150
00:10:57,364 --> 00:10:59,157
‫می‌خوام داداشم رو ببینم.

151
00:11:00,951 --> 00:11:02,703
‫می‌خوام داداشم رو ببینم.

152
00:11:03,579 --> 00:11:07,249
‫آسا، هی داری همین رو تکرار می‌کنی.

153
00:11:07,332 --> 00:11:09,543
‫- می‌خوام داداشم رو ببینم.
‫- قات زده.

154
00:11:10,711 --> 00:11:13,422
‫خب، تا وقتی دستش کار می‌کنه مهم نیست.

155
00:11:14,214 --> 00:11:15,549
‫صبر کن، این بده!

156
00:11:15,632 --> 00:11:17,384
‫تموم شخصیت‌های پس‌زمینه یورو هستن!

157
00:11:19,845 --> 00:11:21,638
‫بیاین یه استراحتی بکنیم.

158
00:11:21,722 --> 00:11:22,764
‫باشه.

159
00:11:25,976 --> 00:11:27,561
‫خانم تاچیکاوا، چای می‌خوری؟

160
00:11:31,356 --> 00:11:35,152
‫استاد هاگوره،
‫چطوری همچین داستان‌های قشنگی می‌نویسی؟

161
00:11:35,235 --> 00:11:37,571
‫کارم رو دوست داری؟ هورا!

162
00:11:37,654 --> 00:11:41,199
‫برام عجیبه که
‫با وجود همچین خانواده‌ی تشنه‌به‌خونی،

163
00:11:41,283 --> 00:11:43,410
‫می‌تونی همچین داستان‌های قشنگی بنویسی.

164
00:11:43,994 --> 00:11:46,872
‫دقیقاً به‌خاطر خانواده‌مه.

165
00:11:47,664 --> 00:11:50,584
‫من فقط دنیای صلح‌آمیز ایده‌آلم رو کشیدم،

166
00:11:51,752 --> 00:11:52,794
‫و همون معروف شد.

167
00:11:52,878 --> 00:11:56,590
‫هاگوره هیکارو
‫استاد مانگاهای احساسی و شاده.

168
00:11:58,133 --> 00:12:03,680
‫من زندگی‌ای که
‫قتل و خیانت توش عادی باشه رو نمی‌خوام.

169
00:12:03,764 --> 00:12:06,767
‫- من تا حالا کسی رو نکشتم!
‫- منم همین‌طور!

170
00:12:06,850 --> 00:12:09,770
‫واسه شما دو تا هنوز دیر نشده.

171
00:12:09,853 --> 00:12:11,229
‫می‌تونین شهروندهای قانون‌مداری بشین.

172
00:12:11,313 --> 00:12:17,277
‫ولی وقتی اینجا گند می‌زنم
‫رئیسم ماست‌مالیش می‌کنه.

173
00:12:17,361 --> 00:12:19,946
‫منم به پولش نیاز دارم.

174
00:12:21,948 --> 00:12:23,283
‫من...

175
00:12:24,284 --> 00:12:27,120
‫نمی‌خوام توی دنیایی زندگی کنم که...

176
00:12:27,204 --> 00:12:32,501
‫آدم‌هایی که می‌تونستن یه زندگی عادی داشته باشن
‫مجبور شن دستشون رو آلوده کنن.

177
00:12:33,710 --> 00:12:37,923
‫چرا رئیس خاندان نمی‌شی
‫و ما رو اخراج نمی‌کنی؟

178
00:12:38,006 --> 00:12:41,885
‫همیشه می‌گم نمی‌خوام
‫رهبری این خاندان خشن رو به عهده بگیرم!

179
00:12:42,469 --> 00:12:43,428
‫اوه، فهمیدم.

180
00:12:43,512 --> 00:12:48,266
‫چرا دستیارهای حرفه‌ای مانگا نمی‌شین
‫و توی استودیوی من کار نمی‌کنین؟

181
00:12:48,350 --> 00:12:49,768
‫من اصلاً استعداد هنری ندارم.

182
00:12:49,851 --> 00:12:52,396
‫چرا سعی داری ما رو بقاپی، هیکارو؟

183
00:12:52,979 --> 00:12:56,817
‫بلد نیستم نقاشی بکشم، ولی هر کار دیگه‌ای
‫از دستم بربیاد واسه کمک انجام می‌دم.

184
00:12:57,651 --> 00:13:00,779
‫من و خواهر و برادرهام
‫مدیون خاندان کاگموری هستیم.

185
00:13:00,862 --> 00:13:03,532
‫- خواهر و برادر داری؟
‫- آره.

186
00:13:04,407 --> 00:13:05,784
‫ناتسوکی خواهر بزرگه‌ست.

187
00:13:05,867 --> 00:13:07,452
‫فویوکی برادر بزرگه‌ست.

188
00:13:07,536 --> 00:13:09,204
‫من هارو هستم، برادر دوم.

189
00:13:09,287 --> 00:13:10,455
‫بعدشم آکیوئه، برادر سوم.

190
00:13:11,289 --> 00:13:13,250
‫ما خواهر و برادرهای کورویا هستیم.
‫خوشبختم.

191
00:13:13,333 --> 00:13:15,460
‫چهار نفرید؟ تعدادتون زیاده.

192
00:13:16,044 --> 00:13:17,045
‫آره.

193
00:13:17,129 --> 00:13:21,091
‫با اینکه هم‌خون نیستیم،
‫ولی با هم بزرگ شدیم.

194
00:13:21,174 --> 00:13:23,301
‫اوه، موضوع حساسیه؟

195
00:13:23,385 --> 00:13:25,220
‫ببخشید. فضولی کردم.

196
00:13:25,303 --> 00:13:26,805
‫نه، مشکلی نیست.

197
00:13:28,306 --> 00:13:33,562
‫می‌گن وقتی نوزاد بودیم
‫جلوی یکی از پرورشگاه‌های کاگموری ولمون کردن.

198
00:13:33,645 --> 00:13:36,773
‫چه جور هیولایی می‌تونه
‫یه همچین بچه‌ی نازی رو بندازه دور، نه؟

199
00:13:36,857 --> 00:13:38,316
‫پرورشگاه؟

200
00:13:38,400 --> 00:13:41,194
‫کاگموری‌ها توی این کارها هم هستن؟

201
00:13:41,278 --> 00:13:42,904
‫حتی یتیم‌خونه هم اداره می‌کنیم.

202
00:13:42,988 --> 00:13:46,324
‫بابای من با بچه‌ها مهربونه. فقط بچه‌ها.

203
00:13:46,408 --> 00:13:49,119
‫- نازی، نازی.
‫- نمی‌فهمم.

204
00:13:49,202 --> 00:13:52,539
‫شنیدم مخفیانه کارهای بد زیادی می‌کنین.

205
00:13:52,622 --> 00:13:54,040
‫فکر کنم همین‌طوره.

206
00:13:54,124 --> 00:13:58,753
‫مطمئنم خیلی از
‫کارهای خیریه‌ای که می‌کنیم ظاهرسازیه.

207
00:13:59,337 --> 00:14:01,256
‫همین رو بگو.

208
00:14:01,840 --> 00:14:06,595
‫من و خواهر برادرهام بزرگ شدیم
‫تا سربازهای پیاده‌ی خاندان پلید کاگموری باشیم.

209
00:14:10,849 --> 00:14:11,892
‫می‌خوام استعفا بدم.

210
00:14:12,642 --> 00:14:14,519
‫به چی نگاه می‌کنی، ناتسوکی؟

211
00:14:14,603 --> 00:14:15,645
‫یه سایت همسریابی.

212
00:14:16,313 --> 00:14:17,647
‫می‌خوام استعفا بدم.

213
00:14:19,816 --> 00:14:20,650
‫کار داریم.

214
00:14:21,610 --> 00:14:23,528
‫ارباب و آقای جین دارن یه نقشه‌ای می‌کشن.

215
00:14:33,496 --> 00:14:35,665
‫هان؟ گابی داره می‌ره بیرون؟

216
00:14:35,749 --> 00:14:39,210
‫آره. با ناتسوکی، فویوکی و ارباب.

217
00:14:41,171 --> 00:14:43,632
‫خیلی کم پیش میاد
‫بدون آسا جایی بره.

218
00:14:43,715 --> 00:14:45,926
‫آسا الان بالاخونه رو اجاره داده.

219
00:14:46,635 --> 00:14:49,262
‫نمی‌برنش چون می‌ترسن گند بزنه.

220
00:14:49,346 --> 00:14:50,513
‫کجا می‌رن؟

221
00:14:52,891 --> 00:14:56,102
‫خبردار شدن یه نفر افتاده دنبال یورو.

222
00:14:56,186 --> 00:14:57,437
‫دارن می‌رن سمت انبارهای فوجیمورایاما.

223
00:15:03,818 --> 00:15:04,903
‫ماه کامل دراومده.

224
00:15:06,488 --> 00:15:09,240
‫حدود دو ساعت دیگه ساعت گراز می‌شه.

225
00:15:12,410 --> 00:15:15,830
‫آقای درا و راست و چپ تغییری نکردن.

226
00:15:22,754 --> 00:15:24,547
‫منم دشمنی حس نمی‌کنم.

227
00:15:27,842 --> 00:15:31,930
‫نکنه راهزن‌ها رسیدن و یه جا قایم شدن؟

228
00:15:48,738 --> 00:15:51,157
‫این یارو از کجا پیداش شد؟

229
00:15:52,075 --> 00:15:54,160
‫هیچ حضور یا حس کشتنی ازش دریافت نکردم.

230
00:15:54,244 --> 00:15:56,204
‫حتی یه صدای کوچیک هم نداد.

231
00:16:14,055 --> 00:16:16,433
‫آقای درا هم متوجه نشده.

232
00:16:17,600 --> 00:16:19,227
‫راست و چپ هم همین‌طور.

233
00:16:19,978 --> 00:16:23,231
‫اینکه چقدر این یارو 
‫غیرقابل تشخیصه، وحشتناکه.

234
00:16:23,314 --> 00:16:24,983
‫هیچ حس کشتنی ازش نمی‌گیرم،

235
00:16:25,066 --> 00:16:28,820
‫ولی می‌تونه توی یه ثانیه
‫گردنم رو بشکنه و کارم رو تموم کنه.

236
00:16:32,031 --> 00:16:36,619
‫اگه الان داد بزنم،
‫سریع‌ترین کسی که می‌تونه بهش ضربه بزنه...

237
00:16:37,203 --> 00:16:39,455
‫من سرپرستتم.

238
00:16:39,539 --> 00:16:41,875
‫تازه، خواهر کوچولوی نازت
‫ازم خواسته مراقبت باشم.

239
00:16:44,002 --> 00:16:45,879
‫سعی می‌کنم به آقای درا اعتماد کنم.

240
00:16:47,338 --> 00:16:50,049
‫آقای درا! به این موجود شلیک کن!

241
00:16:52,427 --> 00:16:54,053
‫اون چیه؟!

242
00:16:54,637 --> 00:16:56,055
‫کِی پیداش شد؟!

243
00:17:22,957 --> 00:17:23,875
‫یورو!

244
00:17:24,500 --> 00:17:25,543
‫راست و چپ کجان؟

245
00:17:30,798 --> 00:17:31,966
‫انگار دارم به هوا ضربه می‌زنم.

246
00:18:11,130 --> 00:18:12,507
‫یه‌کم کوچیک‌تر شده.

247
00:18:12,590 --> 00:18:13,758
‫فقط یه‌کم.

248
00:18:14,342 --> 00:18:17,095
‫مجبوریم تیکه‌تیکه‌ش کنیم.

249
00:18:17,178 --> 00:18:20,098
‫این سبک من نیست، اما...

250
00:18:29,899 --> 00:18:31,025
‫غیبش زد؟

251
00:18:45,081 --> 00:18:46,791
‫عصر بخیر، یورو.

252
00:18:48,418 --> 00:18:49,794
‫تو کاگموری آسوم...

253
00:18:51,504 --> 00:18:53,798
‫اوه ببخشید. حالت‌ تهوع داری؟

254
00:18:55,425 --> 00:18:57,552
‫این دیمون توئه؟

255
00:18:58,469 --> 00:19:01,931
‫بله. دیمون‌های من کین‌ئو-گیوکوتو هستن.

256
00:19:02,014 --> 00:19:03,641
‫اسم این یکی یوزاکوراست.

257
00:19:04,225 --> 00:19:07,019
‫برام جالب بود که چطور اصلاً 
‫قابل ردیابی نیستن.

258
00:19:08,438 --> 00:19:09,313
‫جفتش کجاست؟

259
00:19:09,397 --> 00:19:11,149
‫اسمش آساگیریه.

260
00:19:11,232 --> 00:19:13,568
‫اینجا نیست چون از شب خوشش نمیاد.

261
00:19:14,235 --> 00:19:19,449
‫یوزاکورا از روز خوشش نمیاد،
‫واسه همین فقط شب‌ها کار می‌کنه.

262
00:19:19,532 --> 00:19:20,616
‫هوم.

263
00:19:21,284 --> 00:19:23,369
‫پس می‌تونم یوزاکورا رو
‫وقتی روزه شکست بدم.

264
00:19:23,953 --> 00:19:25,997
‫چه بچه‌ی عجیبی.

265
00:19:26,080 --> 00:19:30,126
‫در این شرایط داره اطرافش رو ورانداز می‌کنه
‫و حرف می‌زنه.

266
00:19:30,918 --> 00:19:33,629
‫فعلاً نباید دیمون‌هام رو نشونش بدم.

267
00:19:34,297 --> 00:19:35,381
‫هی، آسوما.

268
00:19:35,465 --> 00:19:38,384
‫اینقدر نقطه‌ضعف‌های دیمون‌هات رو لو نده.

269
00:19:39,385 --> 00:19:40,845
‫دارم حسن‌نیت نشون می‌دم.

270
00:19:40,928 --> 00:19:42,805
‫باید بهمون اعتماد کنه.

271
00:19:43,723 --> 00:19:47,477
‫تو هم قدرت مُهر رو می‌خوای، کاگموری آسوما؟

272
00:19:47,560 --> 00:19:50,354
‫همون‌طور که توی عمارت گفتم،

273
00:19:50,438 --> 00:19:54,066
‫کسایی که قدرت خاص دارن...

274
00:19:54,150 --> 00:19:57,278
‫باید تحت فرماندهی کسی باشن
‫که بتونه کنترلشون کنه.

275
00:19:57,361 --> 00:19:59,739
‫فرمانده کیه؟

276
00:19:59,822 --> 00:20:01,282
‫خب، یورو؟

277
00:20:04,452 --> 00:20:07,038
‫دلت می‌خواد بمیری؟

278
00:20:14,837 --> 00:20:16,047
‫راست و چپ! یورو کجاست؟

279
00:20:16,631 --> 00:20:19,091
‫اون توده شاپرک اسکلتی دزدیدش.

280
00:20:19,175 --> 00:20:20,343
‫اینجا ناپدید شدن.

281
00:20:20,426 --> 00:20:21,594
‫ناپدید شدن؟

282
00:20:21,677 --> 00:20:23,054
‫می‌تونین بوی یورو رو حس کنین؟

283
00:20:24,305 --> 00:20:25,765
‫فکر نکنم.

284
00:20:25,848 --> 00:20:27,808
‫بوی خون اینجا خیلی زیاده.

285
00:20:27,892 --> 00:20:29,435
‫نمی‌تونم بوی یورو رو حس کنم.

286
00:20:41,864 --> 00:20:42,740
‫عصر بخیر.

287
00:20:45,910 --> 00:20:48,829
‫شمشیرهات... دیمون هستن.

288
00:20:48,913 --> 00:20:51,707
‫پس تو همونی هستی که شمن می‌گفت.

289
00:20:52,416 --> 00:20:54,919
‫- ولگرد شبونه!
‫- صبر کن.

290
00:20:55,002 --> 00:20:57,588
‫دهکدۀ هیگاشی داره درباره‌م چی می‌گه؟

291
00:20:58,547 --> 00:21:00,967
‫ای بابا. این دیگه ته بی‌رحمیه.

292
00:21:01,050 --> 00:21:03,260
‫همۀ راهزن‌ها رو کشتی؟

293
00:21:03,344 --> 00:21:07,431
‫همه‌جا قایم شده بودن
‫و می‌خواستن توی معامله دخالت کنن.

294
00:21:07,515 --> 00:21:11,394
‫اگه یورو تنها می‌اومد،
‫هیچ‌کس کشته نمی‌شد.

295
00:21:11,978 --> 00:21:14,188
‫اون گنده‌‌بک‌های پشت‌سرت
‫راست و چپ هستن، نه؟

296
00:21:14,271 --> 00:21:15,648
‫دیمون‌های یورو.

297
00:21:16,315 --> 00:21:20,903
‫چرا باید دشمن‌های قسم‌خوردۀ «شکست» و «مهر»
‫با یه دوقلو قرارداد ببندن؟

298
00:21:21,487 --> 00:21:22,655
‫مخصوصاً تو، چپ.

299
00:21:22,738 --> 00:21:25,658
‫تو اصلاً با مهر سازگار نیستی.

300
00:21:26,283 --> 00:21:31,414
‫با وجود تو،
‫ممکنه مُهر با یورو قرارداد نبنده.

301
00:21:32,248 --> 00:21:33,082
‫پس...

302
00:21:36,085 --> 00:21:38,421
‫تو یه مانعی، چپ.
‫یه مانع که باید حذف بشه.

303
00:21:40,047 --> 00:21:42,383
‫می‌خواد باهات مبارزه کنه، چپ.

304
00:21:46,262 --> 00:21:47,546
‫پس قبول می‌کنم.

305
00:21:47,596 --> 00:21:52,601
‫» ترجمه از الهام صدر «

306
00:23:19,730 --> 00:23:21,023
‫[مروری بر قسمت بعد]

307
00:23:21,106 --> 00:23:23,484
‫تو یه مانعی، چپ.
‫مانعی که باید حذف بشه.

308
00:23:24,068 --> 00:23:25,986
‫دیگه جایی واسه تو
‫توی دهکدۀ هیگاشی نیست.

309
00:23:26,570 --> 00:23:29,990
‫این بوی خون پدر و مادر یوروئه...
‫مینه و ناگیسا.

310
00:23:31,990 --> 00:23:41,990
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M