1
00:01:31,966 --> 00:01:34,969
‫«قسمت پنجم: ماه فزاینده، گردن من را گاز بگیر»

2
00:01:37,180 --> 00:01:41,059
‫از اینجا، ماهان توی پست وینگر،
‫به کان پاس میده.

3
00:01:41,351 --> 00:01:44,220
‫بعد تاهل این پُست رو پوشش میده.

4
00:01:44,270 --> 00:01:45,522
‫خیلی‌خب.

5
00:01:57,033 --> 00:02:02,113
‫خیلی‌خب! وقتی ماهان و بقیه برگشتن
‫یه بار دیگه مرور می‌کنیم.

6
00:02:02,163 --> 00:02:04,199
‫بریم جام قهرمانی رو پس بگیریم.

7
00:02:04,249 --> 00:02:07,577
‫پوزخند رو
‫از صورتِ بازیکن‌های مدرسه دلسیز محو می‌کنیم.

8
00:02:07,627 --> 00:02:08,753
‫مگه نه، کاپیتان؟

9
00:02:09,796 --> 00:02:11,881
‫ها؟ ببخشید.

10
00:02:12,257 --> 00:02:13,174
‫چی گفتی؟

11
00:02:13,508 --> 00:02:16,252
‫داریم درباره تاکتیک‌مون واسه
‫مسابقه فوتبال شبانه صحبت می‌کنیم.

12
00:02:16,302 --> 00:02:19,714
‫درسته. آره، موافقم.

13
00:02:19,764 --> 00:02:21,341
‫اصلا گوش می‌دادی؟

14
00:02:21,391 --> 00:02:23,176
‫البته.

15
00:02:23,226 --> 00:02:24,853
‫خب چی گفتیم؟

16
00:02:25,395 --> 00:02:28,982
‫در کل، من باید گل بزنم، درسته؟

17
00:02:32,277 --> 00:02:35,321
‫کان، امروز حالت خوب نیست.

18
00:02:35,905 --> 00:02:37,774
‫به‌کل حواست یه‌جای دیگه بود.

19
00:02:37,824 --> 00:02:39,526
‫اصلا این‌طور نیست.

20
00:02:39,576 --> 00:02:40,527
‫چیزی شده؟

21
00:02:40,577 --> 00:02:42,745
‫نه، چیزی نشده.

22
00:02:43,288 --> 00:02:44,622
‫فقط خسته‌ام.

23
00:02:45,081 --> 00:02:46,282
‫میرم بخوابم.

24
00:02:46,332 --> 00:02:48,293
‫راستی،

25
00:02:48,543 --> 00:02:50,036
‫از طرف اون‌هاست.
‫[به مهمونی خوش آمدید!]

26
00:02:50,086 --> 00:02:50,745
‫سگ؟

27
00:02:50,795 --> 00:02:52,422
‫انگاری تن‌شون می‌خاره.

28
00:02:52,714 --> 00:02:55,466
‫ظاهرا دعوت‌نامه جشن تولدشونه.

29
00:02:55,884 --> 00:02:57,093
‫باید چیکار کنیم؟

30
00:02:59,095 --> 00:03:01,589
‫عمرا پامون رو بذاریم.

31
00:03:01,639 --> 00:03:03,424
‫تولد کیو جشن می‌گیرن؟

32
00:03:03,474 --> 00:03:04,300
‫مگه نه؟

33
00:03:04,350 --> 00:03:07,053
‫ولی شما گفتید میرید.

34
00:03:07,103 --> 00:03:09,189
‫ادب به خرج دادیم.

35
00:03:11,858 --> 00:03:12,775
‫حالت خوبه؟

36
00:03:20,366 --> 00:03:22,610
‫بهتره استراحت کنی.

37
00:03:22,660 --> 00:03:23,661
‫آره.

38
00:03:25,788 --> 00:03:26,915
‫شب بخیر.

39
00:03:30,168 --> 00:03:32,954
‫باید به خاطر خسوف باشه.

40
00:03:33,004 --> 00:03:35,790
‫ولی چرا باید در حالت انسانی باشه، ها؟

41
00:03:35,840 --> 00:03:39,093
‫با این‌حال، امیدوارم جواب بده.

42
00:03:42,388 --> 00:03:44,299
‫واسشون دعوت‌نامه فرستادی؟

43
00:03:44,349 --> 00:03:46,467
‫چاره‌ای نداشتم.

44
00:03:46,517 --> 00:03:49,771
‫سوها گفت می‌خواد اون‌ها هم بیان.

45
00:03:51,481 --> 00:03:54,525
‫اگه خواسته‌ی سوهاست،
‫نمی‌تونیم مخالفت کنیم.

46
00:03:54,817 --> 00:03:58,521
‫با این‌حال، دوست ندارم تولدمون رو
‫با گرگینه‌ها جشن بگیریم.

47
00:03:58,571 --> 00:04:02,275
‫اصلا چرا سوها از اون‌ها خوشش میاد؟

48
00:04:02,325 --> 00:04:04,202
‫من از کجا بدونم.

49
00:04:04,494 --> 00:04:06,996
‫چون اون‌ها
‫از خون‌آشام‌ها بدشون میاد، مگه نه؟

50
00:04:09,165 --> 00:04:09,949
‫آره.

51
00:04:09,999 --> 00:04:12,118
‫یادم ننداز.

52
00:04:12,168 --> 00:04:14,162
‫هیچ‌وقت باهاش کنار نمیام.

53
00:04:14,212 --> 00:04:15,496
‫غصه نخور.

54
00:04:15,546 --> 00:04:18,675
‫وقتی اون حرف رو زد،
‫ماهیت ما رو نمی‌دونست.

55
00:04:20,343 --> 00:04:25,882
‫اگه سوها ماهیتِ واقعی رو ما بفهمه،
‫دیگه هیچ‌وقت نمی‌خواد ما رو ببینه.

56
00:04:25,932 --> 00:04:29,344
‫نظر اون مهم نیست.

57
00:04:29,394 --> 00:04:31,721
‫واسه همین گفتم نباید باهاش صمیمی بشیم.

58
00:04:31,771 --> 00:04:35,475
‫چی؟
‫ولی من می‌خوام با سوها دوست باشم!

59
00:04:35,525 --> 00:04:39,112
‫ولی اصلا انتظار نداشتم
‫انقدر به خونِ ما تشنه باشه.

60
00:04:39,529 --> 00:04:41,990
‫هیچ‌کس از ما خوشش نمیاد.

61
00:04:42,282 --> 00:04:44,826
‫اینکه انسان‌ها از ما بدشون بیاد عادیه.

62
00:04:45,201 --> 00:04:47,153
‫و دوست اون رو خون‌آشام‌ها کشتن.

63
00:04:47,203 --> 00:04:51,366
‫ولی ما به انسان‌ها کاری نداریم.

64
00:04:51,416 --> 00:04:54,252
‫فقط خودمون اینو می‌دونیم.

65
00:04:54,752 --> 00:04:58,089
‫ولی از دیدِ انسان‌ها،
‫با خون‌آشام‌های دیگه هیچ تفاوتی نداریم.

66
00:04:58,506 --> 00:05:03,678
‫اینکه بهش بگیم ما استثنا هستیم
‫هیچ مشکلی رو حل نمی‌کنه.

67
00:05:04,345 --> 00:05:08,925
‫درسته. نمی‌تونیم اونو مجبور کنیم
‫به ما اعتماد کنه.

68
00:05:08,975 --> 00:05:13,146
‫تا به حال هم نشده کسی به ما اعتماد کنه.

69
00:05:13,771 --> 00:05:15,848
‫پس چاره‌ای نداریم.

70
00:05:15,898 --> 00:05:20,895
‫پس به سوها میگیم که سولون خون‌آشامه
‫تا بقیه قِسر در بریم.

71
00:05:20,945 --> 00:05:21,437
‫ها؟

72
00:05:21,487 --> 00:05:22,647
‫چی؟

73
00:05:22,697 --> 00:05:24,607
‫سولون خون‌آشامه؟

74
00:05:24,657 --> 00:05:27,702
‫درسته. ما هم غافلگیر شدیم!

75
00:05:27,952 --> 00:05:30,238
‫بهتره وقت رو تلف نکنیم.

76
00:05:30,288 --> 00:05:31,114
‫هیزم آوردم.

77
00:05:31,164 --> 00:05:32,040
‫اینم فندک.

78
00:05:32,290 --> 00:05:35,960
‫بمیر، خون‌آشام نفرت انگیز!

79
00:05:37,045 --> 00:05:40,381
‫سولون، فداکاری‌تو یادمون نمیره.

80
00:05:40,715 --> 00:05:42,667
‫تا ابد تو قلبِ ما می‌مونی.

81
00:05:42,717 --> 00:05:44,210
‫هی!

82
00:05:44,260 --> 00:05:47,463
‫نوآ، چرا چوب جمع می‌کنی؟

83
00:05:47,513 --> 00:05:49,257
‫و جینو، چرا آتیش‌شون میزنی؟

84
00:05:49,307 --> 00:05:50,883
‫ولی خیلی جمع کردم.

85
00:05:50,933 --> 00:05:51,676
‫دارم همراهی می‌کنی.

86
00:05:51,726 --> 00:05:53,177
‫بگو که جدی نیستی!

87
00:05:53,227 --> 00:05:56,014
‫هی! تو خودتو فدا کنی همه‌چی حل میشه!

88
00:05:56,064 --> 00:05:58,224
‫خب تو خودتو فدا کن.

89
00:05:58,274 --> 00:06:03,688
‫کافیه. فعلا، برای این نقشه
‫شما دو تا نامزد اصلی هستید.

90
00:06:03,738 --> 00:06:05,156
‫من نامزد هیچی نیستم!

91
00:06:05,573 --> 00:06:08,826
‫در هر صورت، باید مطمئن بشیم
‫از ماهیت و ذات ما خبردار نشه.

92
00:06:10,828 --> 00:06:11,871
‫آره.

93
00:06:12,747 --> 00:06:15,458
‫باید تا جای ممکن
‫از قدرت‌مون استفاده نکنیم.

94
00:06:16,042 --> 00:06:18,461
‫اگه راز ما رو بفهمه،

95
00:06:19,337 --> 00:06:22,423
‫دیگه نمی‌تونیم اینجا بمونیم.

96
00:06:28,471 --> 00:06:32,633
‫فکر می‌کردم تا یه مدت می‌تونیم
‫توی این مدرسه بمونیم.

97
00:06:32,683 --> 00:06:39,065
‫بعید می‌دونم سوها حتی اگه
‫بفهمه خون‌آشام هستیم به کسی بگه.

98
00:06:39,941 --> 00:06:43,694
‫نمیشه مطمئن بود.

99
00:06:50,410 --> 00:06:53,663
‫خون‌آشام‌ها اصلا عشق رو حس نمی‌کنن.

100
00:06:53,996 --> 00:06:57,667
‫خون‌آشام‌ها هیولاهای سنگ‌دل و بی‌رحم هستن!

101
00:06:57,917 --> 00:07:00,086
‫گرگینه‌ها خیلی بهتر هستن!

102
00:07:00,378 --> 00:07:02,872
‫نه، نباید اون‌ها رو مقایسه کرد.

103
00:07:02,922 --> 00:07:05,091
‫خون‌آشام‌ها افتضاح هستن!

104
00:07:12,515 --> 00:07:13,433
‫هلی.

105
00:07:13,766 --> 00:07:15,143
‫اینجایی.

106
00:07:28,281 --> 00:07:30,900
‫آم، بابت حرف‌هایی که زدم عذر می‌خوام.

107
00:07:30,950 --> 00:07:33,494
‫حسابی از کوره در رفتم.

108
00:07:34,036 --> 00:07:39,917
‫عیب نداره.
‫می‌دونم چقدر از خون‌آشام‌ها بدت میاد.

109
00:07:40,460 --> 00:07:41,752
‫طبیعیـه.

110
00:07:42,044 --> 00:07:44,505
‫آره. ممنون.

111
00:07:46,466 --> 00:07:50,011
‫یادمون رفت اینو بهت بدیم.

112
00:08:00,354 --> 00:08:04,025
‫حالا که فکر می‌کنم،
‫گفته بودی جشن تولد دارید.

113
00:08:04,734 --> 00:08:07,820
‫بچه‌ها خوشحال میشن بیای.

114
00:08:08,154 --> 00:08:09,188
‫امیدوارم بیای.

115
00:08:09,238 --> 00:08:13,826
‫البته!
‫راستی، تولد کیه؟

116
00:08:14,410 --> 00:08:16,070
‫تولد همه‌مون.

117
00:08:16,120 --> 00:08:16,996
‫ها؟

118
00:08:18,581 --> 00:08:21,125
‫هیچ‌کدوم‌مون نمی‌دونیم چه روزی دنیا اومدیم.

119
00:08:21,584 --> 00:08:22,335
‫عه...

120
00:08:22,668 --> 00:08:24,670
‫خب این چه روزی میشه؟

121
00:08:26,297 --> 00:08:29,550
‫روزی که از بهزیستی بیرون اومدیم.

122
00:08:33,387 --> 00:08:37,934
‫بعد از اون همه عذابی که روزی
‫از ونفیلد فرار کردیم کشیدیم،

123
00:08:38,434 --> 00:08:41,145
‫شما هنوز به انسان‌ها اعتماد دارید؟

124
00:08:53,866 --> 00:08:55,401
‫کسی دنبال ماست؟

125
00:08:55,451 --> 00:08:57,403
‫نه، امنه.

126
00:08:57,453 --> 00:08:58,246
‫اونجا یه خونه‌ست!

127
00:09:12,260 --> 00:09:14,637
‫از بهزیستی فرار کردید؟

128
00:09:20,977 --> 00:09:23,095
‫ما از این انبار استفاده نمی‌کنیم.

129
00:09:23,145 --> 00:09:24,639
‫اینجا امنه، می‌تونید استراحت کنید.

130
00:09:24,689 --> 00:09:26,474
‫ممنون.

131
00:09:26,524 --> 00:09:29,527
‫نگران نباشید. به کسی چیزی نمیگم.

132
00:09:34,365 --> 00:09:35,566
‫خیلی به کارمون میاد.

133
00:09:35,616 --> 00:09:36,534
‫آره.

134
00:09:36,826 --> 00:09:38,995
‫وقتی یه‌کم استراحت کردیم، راه میفتیم.

135
00:09:47,253 --> 00:09:48,621
‫من گرسنه‌ام.

136
00:09:48,671 --> 00:09:50,206
‫منم.

137
00:09:50,256 --> 00:09:51,591
‫طاقت بیارید.

138
00:09:56,345 --> 00:09:57,964
‫باید گرسنه باشید.

139
00:09:58,014 --> 00:09:59,515
‫فقط همین‌ها مونده بود، اما...

140
00:10:08,774 --> 00:10:10,726
‫خون‌آشام‌ها اومدن؟

141
00:10:10,776 --> 00:10:13,070
‫باید فورا همه‌شون رو بکشیم.

142
00:10:14,368 --> 00:10:24,368
مووی شو
M O V I E S H O . C O M

143
00:10:25,666 --> 00:10:27,960
‫پس اینجا بودید.

144
00:10:28,836 --> 00:10:30,087
‫مگه بهتون نگفتم؟

145
00:10:31,672 --> 00:10:33,966
‫بیرونِ بهزیستی خطرناکه.

146
00:10:34,717 --> 00:10:37,845
‫فورا برگردید بهزیستی ونفیلد.

147
00:10:40,348 --> 00:10:44,310
‫فقط می‌تونیم به همدیگه اعتماد کنیم.

148
00:10:55,321 --> 00:11:00,368
‫سوها، گفتی که دوستت رو خون‌آشام‌ها کشتن.

149
00:11:00,785 --> 00:11:01,619
‫آره.

150
00:11:02,912 --> 00:11:04,497
‫صمیمی بودید؟

151
00:11:06,832 --> 00:11:10,002
‫می‌دونی این قدرت عجیب رو چطوری پیدا کردم؟

152
00:11:10,836 --> 00:11:14,840
‫مردم فکر می‌کردن من خون‌آشامم،

153
00:11:16,258 --> 00:11:19,929
‫واسه همین همیشه تنها بودم.

154
00:11:22,890 --> 00:11:27,937
‫پدر و مادرم بهم گفتن
‫هیچ‌وقت از قدرتم استفاده نکنم.

155
00:11:30,856 --> 00:11:34,485
‫کریس تنها آدمی بود که منو درک کرد.

156
00:11:35,736 --> 00:11:37,855
‫اما یه روز...

157
00:11:37,905 --> 00:11:39,982
‫کریس هنوز اون توئه!

158
00:11:40,032 --> 00:11:41,484
‫نباید بری داخل!

159
00:11:41,534 --> 00:11:42,943
‫ولم کنید!

160
00:11:42,993 --> 00:11:45,287
‫یه پای کریس مشکل داره!

161
00:11:47,206 --> 00:11:48,791
‫هی، تو!

162
00:11:51,544 --> 00:11:55,548
‫فقط به این فکر می‌کردم که اونو نجات بدم.

163
00:11:55,965 --> 00:11:57,291
‫این‌کار رو نکن، سوها.

164
00:11:57,341 --> 00:12:00,886
‫اگه کسی تو رو ببینه، بد برداشت می‌کنه.

165
00:12:01,387 --> 00:12:04,306
‫همه فکر می‌کنن خون‌آشامی.

166
00:12:05,641 --> 00:12:06,759
‫کریس!

167
00:12:06,809 --> 00:12:08,185
‫کریس!

168
00:12:09,395 --> 00:12:11,889
‫به نظر بقیه اهمیت نمیدم.

169
00:12:11,939 --> 00:12:13,816
‫مهم نیست بقیه درباره‌ام چی میگن.

170
00:12:20,072 --> 00:12:21,449
‫کریس!

171
00:12:21,824 --> 00:12:22,525
‫طاقت بیار!

172
00:12:22,575 --> 00:12:25,745
‫نجاتت... میدم...

173
00:12:29,957 --> 00:12:32,585
‫توی اون لحظه، فکر می‌کردم...

174
00:12:32,877 --> 00:12:33,961
‫این قدرت رو دارم...

175
00:12:37,715 --> 00:12:39,967
‫تا چنین کاری کنم.

176
00:12:45,222 --> 00:12:47,016
‫باور داشتم...

177
00:12:50,561 --> 00:12:56,025
‫که میای.

178
00:13:01,697 --> 00:13:07,745
‫شاید هیچ‌وقت نتونم
‫دوستی مثل کریس پیدا کنم.

179
00:13:10,372 --> 00:13:17,046
‫حتی یه بار گفت گردنش رو گاز بگیرم
‫چون مطمئن بود من خون‌آشام نیستم.

180
00:13:18,422 --> 00:13:25,054
‫حتی منم به خودم اعتماد نداشتم،
‫ولی اون...

181
00:13:28,098 --> 00:13:31,310
‫محاله از خون‌آشام‌ها خوشم بیاد.

182
00:13:33,521 --> 00:13:34,396
‫سوها.

183
00:13:35,564 --> 00:13:37,892
‫می‌خوای گردن منو گاز بگیری؟

184
00:13:37,942 --> 00:13:38,859
‫ها؟

185
00:13:39,193 --> 00:13:40,770
‫چی؟

186
00:13:40,820 --> 00:13:43,272
‫صبر کن، چی داری میگی؟

187
00:13:43,322 --> 00:13:47,193
‫خب، نه اینکه از تو بدم بیاد...

188
00:13:47,243 --> 00:13:48,077
‫می‌دونم.

189
00:13:48,953 --> 00:13:51,906
‫اون زمان بچه بودیم.

190
00:13:51,956 --> 00:13:54,658
‫وضعیت کاملا فرق داشت.

191
00:13:54,708 --> 00:13:59,213
‫الان داریم بزرگ میشیم، می‌دونی؟

192
00:13:59,463 --> 00:14:02,591
‫به هر حال، همین بود!

193
00:14:02,925 --> 00:14:03,968
‫خب؟

194
00:14:06,220 --> 00:14:07,838
‫زود باش.

195
00:14:07,888 --> 00:14:09,340
‫نمی‌تونم!

196
00:14:09,390 --> 00:14:13,844
‫ولی منم به همین اندازه بهت اعتماد دارم.

197
00:14:13,894 --> 00:14:14,812
‫ها؟

198
00:14:17,648 --> 00:14:18,766
‫حقیقته.

199
00:14:18,816 --> 00:14:21,227
‫تو چی، هلی؟

200
00:14:21,277 --> 00:14:21,819
‫چی؟

201
00:14:22,111 --> 00:14:24,071
‫اوه...

202
00:14:24,321 --> 00:14:27,316
‫دیدی؟ تو هم خجالت می‌کشی!

203
00:14:27,366 --> 00:14:28,526
‫خب، منم همینم!

204
00:14:28,576 --> 00:14:30,202
‫راست میگی.

205
00:14:37,126 --> 00:14:42,882
‫راستشو بگم، یکی از دلایلی که دلم می‌خواست
‫به این مدرسه بیام واسه کتابخونه‌اش بود.

206
00:14:45,384 --> 00:14:51,515
‫کتاب‌های قدیمی زیادی داره، پیش خودم گفتم
‫می‌تونم نقطه‌ضعف خون‌آشام‌ها رو بفهمم.

207
00:14:52,349 --> 00:14:56,854
‫ولی اون روز که خون‌آشام‌ها
‫توی پلازا سر و کله‌شون پیدا شد.

208
00:14:57,396 --> 00:15:00,566
‫اولین بار بود که از نزدیک می‌دیدم،

209
00:15:01,025 --> 00:15:04,478
‫و تو عمرم انقدر نترسیده بودم.

210
00:15:04,528 --> 00:15:06,530
‫مثل بید می‌لرزیدم.

211
00:15:07,114 --> 00:15:10,075
‫کل بدنم خشک شده بود.

212
00:15:10,618 --> 00:15:13,203
‫ولی متوجه یه چیزی شدم.

213
00:15:13,787 --> 00:15:17,499
‫خون‌آشام‌ها خودِ هیولا هستن.

214
00:15:18,083 --> 00:15:19,168
‫که اینطور.

215
00:15:24,506 --> 00:15:26,383
‫بهتره برگردم.

216
00:15:30,638 --> 00:15:32,139
‫بابت دعوت‌نامه ممنونم.

217
00:15:32,932 --> 00:15:34,975
‫همه از دیدنت خوشحال میشن.

218
00:15:35,434 --> 00:15:36,185
‫باشه.

219
00:15:53,410 --> 00:15:55,988
‫ماهان، چه خبر؟

220
00:15:56,038 --> 00:16:00,784
‫هنوز نمی‌دونیم دوست‌مون
‫که مفقود شده کجاست.

221
00:16:00,834 --> 00:16:04,922
‫ظاهرا، یه نفر خون‌آشام‌ها رو نزدیک شهر دیده.

222
00:16:05,130 --> 00:16:10,794
‫که اینطور. ما رفتیم دلسیز
‫تا درباره مرگ اون دختر تحقیق کنیم،

223
00:16:10,844 --> 00:16:14,006
‫ولی اون خون‌آشام‌ها ربطی به این ماجرا نداشتن.

224
00:16:14,056 --> 00:16:17,476
‫اون‌ها یه روده راست تو شکم‌شون نیست.

225
00:16:17,726 --> 00:16:22,097
‫اینکه خون‌آشام‌ها
‫به دوست ما حمله کردن حقیقته.

226
00:16:22,147 --> 00:16:27,486
‫آره، ولی اون روز دیدم
‫با خون‌‌آشام‌ها مبارزه می‌کردن.

227
00:16:27,820 --> 00:16:30,898
‫دست‌کم، به نظر نمیاد متحد باشن.

228
00:16:30,948 --> 00:16:34,902
‫در هر صورت، چند تا گرگینه توی شهر گم شدن.

229
00:16:34,952 --> 00:16:38,747
‫به نوعی خون‌آشام‌ها باید دخیل باشن.

230
00:16:39,498 --> 00:16:42,334
‫اگه بفهمن تو خون‌آشامی،
‫سر وقتِ تو هم میان.

231
00:16:42,835 --> 00:16:45,371
‫وقتی تبدیل میشی، مراقب باش.

232
00:16:45,421 --> 00:16:46,505
‫می‌دونم.

233
00:16:47,089 --> 00:16:50,960
‫روسلان، واسه مسابقه فوتبال برمی‌گردی، آره؟

234
00:16:51,010 --> 00:16:51,927
‫قطعا.

235
00:16:52,136 --> 00:16:54,838
‫کامیل، بدنت که رو فرمه، آره؟

236
00:16:54,888 --> 00:16:56,507
‫نگران من نباش.

237
00:16:56,557 --> 00:16:58,384
‫بعدا صحبت می‌کنیم.

238
00:16:58,434 --> 00:16:59,009
‫باشه.

239
00:16:59,059 --> 00:16:59,935
‫خداحافظ.

240
00:17:02,438 --> 00:17:03,731
‫ها؟ کان...

241
00:17:06,608 --> 00:17:10,320
‫فکر کنم کان از اینکه نمی‌تونه
‫تبدیل بشه ناراحت و آزرده‌ست.

242
00:17:10,654 --> 00:17:12,740
‫نمی‌دونم.

243
00:17:12,990 --> 00:17:15,567
‫واسه ما مهم نیست.

244
00:17:15,617 --> 00:17:18,988
‫از کان رهبر بهتری وجود نداره.

245
00:17:19,038 --> 00:17:19,905
‫آره.

246
00:17:19,955 --> 00:17:25,461
‫ولی همه سر مسائل متفاوت ناراحت میشن.

247
00:17:27,212 --> 00:17:29,840
‫تو نیمه خون‌آشامی؟

248
00:17:33,927 --> 00:17:37,598
‫خودمم نمی‌دونم چی هستم.

249
00:17:38,390 --> 00:17:41,852
‫من تنها نیستم.
‫برای بقیه هم همینه.

250
00:17:55,199 --> 00:17:58,819
‫واقعا گرگینه‌ها میان؟

251
00:17:58,869 --> 00:18:01,572
‫هنوز به دعوت‌نامه‌مون جواب ندادن.

252
00:18:01,622 --> 00:18:03,824
‫پس فکر کنم نمیان.

253
00:18:03,874 --> 00:18:08,670
‫ظاهرا، هنوز باید باید همه‌چی رو آماده کنیم
‫چون یه وقت ممکنه بیان.

254
00:18:10,798 --> 00:18:12,257
‫نظرت چیه؟

255
00:18:13,675 --> 00:18:18,013
‫[به مهمونی ما خوش آمدید!!]

256
00:18:18,180 --> 00:18:20,674
‫همیشه هنرمند خیلی خوبی بودی.

257
00:18:20,724 --> 00:18:23,060
‫من توی این بخش کمک کردم.

258
00:18:25,104 --> 00:18:28,724
‫شاهکارم!

259
00:18:28,774 --> 00:18:29,566
‫چی شده؟

260
00:18:29,942 --> 00:18:32,644
‫هلی کیک رو انداخت.

261
00:18:32,694 --> 00:18:34,029
‫ببخشید.

262
00:18:34,488 --> 00:18:35,773
‫کاری نمیشه کرد.

263
00:18:35,823 --> 00:18:37,733
‫هنوز وقت داریم.
‫بیا کیک جدید درست کنیم.

264
00:18:37,783 --> 00:18:40,903
‫جشن تولد بدون کیک که جشن تولد نیست.

265
00:18:40,953 --> 00:18:42,905
‫بهتره بریم موادشو بخریم.

266
00:18:42,955 --> 00:18:44,323
‫به جاکا میگیم.

267
00:18:44,373 --> 00:18:45,616
‫چی؟

268
00:18:45,666 --> 00:18:48,335
‫نظرت چیه؟
‫خیلی خوشگل شده، نه؟

269
00:18:57,594 --> 00:19:00,506
‫جاکا، ببخشید، ولی باید
‫یه سری وسایل رو فورا بخریم.

270
00:19:00,556 --> 00:19:02,224
‫حتما. غمت نباشه.

271
00:19:05,686 --> 00:19:07,896
‫ها؟ سوخت؟

272
00:19:10,732 --> 00:19:12,067
‫از صبوری شما متشکرم.

273
00:19:13,652 --> 00:19:15,020
‫نجات‌مون دادی.

274
00:19:15,070 --> 00:19:17,948
‫اینکه توی این مواقع جاکا رو داریم
‫خیال آدم راحت میشه.

275
00:19:18,657 --> 00:19:19,983
‫رامن نداریم.

276
00:19:20,033 --> 00:19:20,651
‫چی؟

277
00:19:20,701 --> 00:19:22,778
‫توی لیست نبود.

278
00:19:22,828 --> 00:19:25,572
‫هلی، یادت رفت بنویسی؟

279
00:19:25,622 --> 00:19:28,584
‫اصلا رامن لازم داریم؟

280
00:19:29,209 --> 00:19:30,502
‫اما...

281
00:19:31,170 --> 00:19:33,088
‫من هوس رامن کردم...

282
00:19:34,756 --> 00:19:36,925
‫باز باید برم بیرون؟

283
00:20:15,547 --> 00:20:16,632
‫تقریبا وقتش شده.

284
00:20:23,764 --> 00:20:26,592
‫سلام سوها!

285
00:20:26,642 --> 00:20:27,801
‫خوش اومدی.

286
00:20:27,851 --> 00:20:29,394
‫منتظرت بودیم!

287
00:20:31,230 --> 00:20:32,973
‫چه جای قشنگی.

288
00:20:33,023 --> 00:20:34,808
‫ممنون که اومدی.

289
00:20:34,858 --> 00:20:37,728
‫مطمئنم اینکه وسط جنگل اومدی
‫حسابی سخت بود.

290
00:20:37,778 --> 00:20:42,449
‫نه، راحت بود. ولی غافلگیر شدم.

291
00:20:42,824 --> 00:20:46,695
‫انتظار نداشتم تو دل جنگ
‫یه عمارت زیبا ببینم.

292
00:20:46,745 --> 00:20:48,780
‫می‌دونم. من ساختم.

293
00:20:48,830 --> 00:20:52,659
‫راستش، خوش‌شانس بودیم
‫و اینجا به ما ارث رسیده.

294
00:20:52,709 --> 00:20:54,661
‫چی؟ از کی؟

295
00:20:54,711 --> 00:20:59,499
‫یه نفر که وقتی از بهزیستی خارج شدیم
‫از ما حمایت کرد.

296
00:20:59,549 --> 00:21:00,959
‫عه...

297
00:21:01,009 --> 00:21:06,590
‫واسه ما خیلی زحمت کشیدن، ولی فوت کردن،
‫و اینجا به ما رسید.

298
00:21:06,640 --> 00:21:08,425
‫که اینطور.

299
00:21:08,475 --> 00:21:13,230
‫چون تو خوابگاه زندگی می‌کنیم،
‫فقط آخر هفته‌ها و تعطیلات تابستون اینجا میایم.

300
00:21:13,939 --> 00:21:16,525
‫باغچه خیلی قشنگی داره.

301
00:21:16,984 --> 00:21:18,685
‫کار دست منه.

302
00:21:18,735 --> 00:21:20,229
‫بازم دروغ میگه.

303
00:21:20,279 --> 00:21:22,572
‫بیا تو. اطراف رو نشونت میدم.

304
00:21:26,326 --> 00:21:27,327
‫سوها.

305
00:21:29,454 --> 00:21:30,497
‫کان!

306
00:21:30,789 --> 00:21:32,666
‫سلام.

307
00:23:21,066 --> 00:23:26,446
‫«قسمت ششم: ماه شکارچی، جشن تولد»

308
00:23:28,446 --> 00:23:38,446
دانلود فیلم و سریال
M O V I E S H O . C O M