1
00:00:00,458 --> 00:00:04,629
‫فهمیدم. اون افسانه...

2
00:00:05,797 --> 00:00:07,549
‫درباره‌ی ما بود.

3
00:00:12,303 --> 00:00:14,305
‫الان یادت اومد؟

4
00:00:15,223 --> 00:00:19,436
‫پس سوها از سالیانِ پیش به ما مرتبط بوده.

5
00:00:20,103 --> 00:00:20,937
‫آره.

6
00:00:21,312 --> 00:00:25,058
‫به همین دلیل از وقتی اون رو دیدیم
‫به سمتش جذب شدیم.

7
00:00:25,108 --> 00:00:29,863
‫و مارژ در برابر داردان
‫از ما محافظت می‌کرد.

8
00:00:30,113 --> 00:00:33,116
‫جاکا، می‌تونی ردِ انرژی سوها رو بگیری؟

9
00:00:33,533 --> 00:00:36,161
‫راستش، نمی‌تونم.

10
00:00:37,454 --> 00:00:40,665
‫دو دلیل وجود داره که انرژی یه نفر
‫به این اندازه ضعیف میشه.

11
00:00:41,082 --> 00:00:46,296
‫یا بیهوش هستن یا... زنده نیستن.

12
00:00:46,963 --> 00:00:49,132
‫چرا کاری نکردم؟

13
00:00:49,549 --> 00:00:52,510
‫باید از سوها محافظت می‌کردم.

14
00:00:52,886 --> 00:00:54,888
‫بریم بهزیستی ونفیلد.

15
00:00:57,891 --> 00:01:01,895
‫داردان ممکنه برای یه شی به اونجا بیاد.

16
00:01:02,395 --> 00:01:03,271
‫کدوم شی؟

17
00:01:03,772 --> 00:01:08,026
‫ویونیس، طوماری درباره پادشاهی وارگر.

18
00:01:08,485 --> 00:01:09,694
‫ویونیس...

19
00:01:10,153 --> 00:01:16,034
‫پادشاهی سالیان پیش سقوط کرد،
‫و فقط برای چندین نفر رازهاشو برملا کرد.

20
00:01:16,409 --> 00:01:21,289
‫داردان برای دستیابی به قدرت
‫به اون رازها احتیاج داره.

21
00:01:31,800 --> 00:01:35,053
‫فکر نمی‌کردم دوباره شما رو ببینم.

22
00:01:35,804 --> 00:01:38,515
‫پرنسس ما رو گردهم آورده.

23
00:01:39,766 --> 00:01:41,676
‫می‌دونم سوها زنده‌ست.

24
00:01:41,726 --> 00:01:44,479
‫اونو پیدا می‌کنیم
‫و هر جور شده نجاتش میدیم.

25
00:03:14,819 --> 00:03:17,822
‫«قسمت نهم: ماه مه‌آلود، مه سیاه ریلگان»

26
00:03:26,456 --> 00:03:30,285
‫برگشتن به اینجا حس خیلی عجیبی داره.

27
00:03:30,335 --> 00:03:33,087
‫آره. مخصوصا اینکه به خواست خودمون اومدیم.

28
00:03:52,482 --> 00:03:54,359
‫ویونیس رو برداشتن!

29
00:03:54,692 --> 00:03:56,019
‫خیلی دیر کردیم.

30
00:03:56,069 --> 00:03:59,364
‫نه، ممکنه هنوز توی عمارت باشه.

31
00:03:59,656 --> 00:04:00,698
‫بهتره پخش بشیم.

32
00:04:00,990 --> 00:04:02,567
‫من اتاق‌ها خواب‌ها رو می‌گردم.

33
00:04:02,617 --> 00:04:04,202
‫من میرم طبقه سوم.

34
00:04:20,218 --> 00:04:22,512
‫بیاید سالن.

35
00:04:26,766 --> 00:04:27,767
‫جاکا!

36
00:04:28,643 --> 00:04:30,303
‫فقط همین یکی زنده بود.

37
00:04:30,353 --> 00:04:32,188
‫جان اونو گرفت.

38
00:04:32,772 --> 00:04:33,314
‫چی شده؟

39
00:04:34,190 --> 00:04:37,485
‫انرژی مارژ رو توی عمارت حس نمی‌کنم.

40
00:04:43,574 --> 00:04:44,492
‫نگو که...

41
00:04:44,867 --> 00:04:46,911
‫مارژ رو کجا بردی؟

42
00:04:47,704 --> 00:04:49,447
‫داردان بهت گفته؟

43
00:04:49,497 --> 00:04:50,999
‫متحدینـت کجا هستن؟

44
00:04:52,542 --> 00:04:54,043
‫بسپر به من.

45
00:04:55,503 --> 00:04:59,090
‫سوها و مارژ رو کجا بردید؟

46
00:05:03,761 --> 00:05:06,556
‫طوماری که دزدیدید رو کجا بردید؟

47
00:05:08,391 --> 00:05:09,684
‫جواب بده!

48
00:05:12,228 --> 00:05:14,430
‫پرینتیر...

49
00:05:14,480 --> 00:05:15,932
‫پرینتیر؟

50
00:05:15,982 --> 00:05:18,184
‫از اینجا خیلی دوره.

51
00:05:18,234 --> 00:05:20,603
‫توی پرینتیر چی هست؟

52
00:05:20,653 --> 00:05:22,739
‫داردان هم اونجاست؟

53
00:05:42,717 --> 00:05:45,720
‫[ریلگان]

54
00:05:46,471 --> 00:05:50,183
‫ای‌احمق. باید فورا اونو می‌کشتم.

55
00:05:50,850 --> 00:05:53,686
‫مهم نیست. یه راهی پیدا می‌کنم.

56
00:05:56,481 --> 00:05:59,942
‫این‌دفعه، یکی میشیم.

57
00:06:02,028 --> 00:06:07,400
‫افرادی که خون شمن‌ها را در رگ‌های خود دارند،
‫نسل‌ها بر این پادشاهی حکومت کردند.

58
00:06:07,450 --> 00:06:10,445
‫زمانی که یک حاکم تاج و تخت را ترک می‌کرد،

59
00:06:10,495 --> 00:06:14,324
‫تمام قدرت خود را درون
‫محراب ماه مهر و موم می‌کرد،

60
00:06:14,374 --> 00:06:15,700
‫و در شب ماه کامل بعدی،

61
00:06:15,750 --> 00:06:19,921
‫حاکم بعد از طریق یک مراسم
‫قدرت را به ارث می‌برد.

62
00:06:22,048 --> 00:06:27,470
‫وقتی ماه کامل بشه، مهر محراب
‫به لطفِ تو شکسته میشه.

63
00:06:28,012 --> 00:06:33,559
‫بعد من اون قدرت رو به ارث می‌بردم
‫و حاکم جدید میشم.

64
00:06:35,144 --> 00:06:39,315
‫آخرین چیزی که نیاز دارم خون وارگره.

65
00:06:40,942 --> 00:06:45,238
‫این بار، همه‌چیز برای من میشه.

66
00:06:52,537 --> 00:06:58,543
‫با وجود فروپاشی خاندانِ من،
‫من پیشرفت کردم و به صدر اعظمی این پادشاهی رسیدم.

67
00:07:01,087 --> 00:07:04,715
‫آخه من چی کم دارم؟

68
00:07:10,763 --> 00:07:15,226
‫سلن زیبا، تو رو برای خودم خواهم کرد!

69
00:07:33,911 --> 00:07:35,455
‫خونِ وارگر!

70
00:07:38,332 --> 00:07:41,127
‫داردان! اونجا چیکار می‌کنی؟

71
00:07:42,795 --> 00:07:44,338
‫از ویونیس فاصله بگیر!

72
00:07:47,758 --> 00:07:51,254
‫فقط افراد سلطنتی اجازه دارن
‫اون طومار رو بخونن!

73
00:07:51,304 --> 00:07:55,725
‫جایگاه، جایگاه، جایگاه! باز شروع شد؟

74
00:07:56,058 --> 00:07:57,427
‫خب، خسته شدم!

75
00:07:57,477 --> 00:08:00,138
‫چه نقشه‌ای داری؟

76
00:08:00,188 --> 00:08:03,099
‫من صرفا دنبال قدرت هستم!

77
00:08:03,149 --> 00:08:05,359
‫پس طومار ممنوعه رو خوندی؟

78
00:08:05,735 --> 00:08:07,778
‫تاوانشو میدی!

79
00:08:13,326 --> 00:08:17,830
‫طومار برای این ممنوع بود
‫تا افراد سلطنتی به‌زور قدرت رو تصاحب کنن!

80
00:08:18,873 --> 00:08:20,958
‫کمک! کمک!

81
00:08:26,506 --> 00:08:28,132
‫خون وارگر...

82
00:08:30,551 --> 00:08:33,012
‫سلن، بیدار شدی!

83
00:08:33,971 --> 00:08:34,847
‫خدا رو شکر.

84
00:08:35,431 --> 00:08:36,841
‫چیزی نیست.

85
00:08:36,891 --> 00:08:41,562
‫مادر، من ایزد وارگر رو دیدم.

86
00:08:42,313 --> 00:08:45,858
‫وارگر بزرگ، خدا را شکر.

87
00:08:48,778 --> 00:08:52,573
‫چرا؟ هر چقدر هم خون می‌خورم،
‫باز عطش دارم.

88
00:08:52,949 --> 00:08:56,118
‫و ذره‌ای در معرض نور خورشید باشم...

89
00:08:56,619 --> 00:08:59,822
‫منم مثل پرنسس، خون وارگر رو خوردم.

90
00:08:59,872 --> 00:09:03,834
‫به‌قدر کافی نخوردم؟
‫به خاطر اینه که قدرت‌های شمنی ندارم؟

91
00:09:04,168 --> 00:09:08,381
‫اگه می‌تونستم طومار ویونیس رو کامل بخونم!

92
00:09:08,798 --> 00:09:13,636
‫چرا من نمی‌تونم
‫یه خون‌آشام بی‌عیب و کامل بشم؟

93
00:09:15,972 --> 00:09:19,642
‫این‌دفعه، قطعیه...

94
00:09:29,652 --> 00:09:33,147
‫چرا من باید وسایل همه رو بیارم؟

95
00:09:33,197 --> 00:09:35,116
‫چون توی سنگ کاغذ قیچی باختی.

96
00:09:37,577 --> 00:09:38,369
‫هی.

97
00:09:40,454 --> 00:09:41,289
‫چیه؟

98
00:09:45,251 --> 00:09:46,210
‫ماهان!

99
00:09:50,172 --> 00:09:52,967
‫چی شده؟
‫کامیل و روسلان کجا هستن؟

100
00:09:53,551 --> 00:09:54,677
‫گیر افتادن.

101
00:09:56,971 --> 00:10:00,641
‫یه کافه به اسم ریلگان
‫توی پرینتیر وجود داره.

102
00:10:01,058 --> 00:10:04,312
‫یواشکی وارد اونجا شدیم
‫چون شنیده بودیم خون‌آشام‌ها زیاد اونجا میرن.

103
00:10:04,854 --> 00:10:08,232
‫ولی مثل مور و ملخ ریخته بودن.

104
00:10:09,066 --> 00:10:11,485
‫درست وقتی فکر می‌کردیم
‫اون‌ها رو شکست دادیم،

105
00:10:12,069 --> 00:10:14,030
‫اون ظاهر شد.

106
00:10:19,869 --> 00:10:23,456
‫وقتی بیدار شدم، دیدم توی انباری هستم.

107
00:10:27,251 --> 00:10:29,211
‫کامیل! روسلان!

108
00:10:33,841 --> 00:10:37,887
‫چند تا گرگینه هم اونجا به تله افتاده بودن.

109
00:10:39,180 --> 00:10:40,640
‫اما چرا؟

110
00:10:41,057 --> 00:10:43,392
‫دقیقا نمی‌دونم.

111
00:10:43,851 --> 00:10:48,814
‫تونستم فرار کنم،
‫ولی کامیل و روسلان رو گم کردم.

112
00:10:49,482 --> 00:10:51,067
‫تقصیر تو نیست.

113
00:10:51,484 --> 00:10:52,943
‫خوشحالیم تونستی برگردی.

114
00:10:53,194 --> 00:10:56,447
‫ماهان، می‌تونی ما رو به اون انبار ببری؟

115
00:10:56,781 --> 00:10:57,898
‫احتمالا.

116
00:10:57,948 --> 00:10:59,692
‫راه بیفتیم.

117
00:10:59,742 --> 00:11:01,994
‫بریم کامیل و روسلان رو نجات بدیم.

118
00:11:12,380 --> 00:11:13,422
‫سوها!

119
00:11:14,173 --> 00:11:15,091
‫هلی.

120
00:11:22,682 --> 00:11:23,641
‫سوها!

121
00:11:26,060 --> 00:11:28,187
‫سوها! حالت خوبه؟

122
00:11:29,647 --> 00:11:32,441
‫محراب ماه...

123
00:11:32,733 --> 00:11:33,693
‫ها؟

124
00:11:35,444 --> 00:11:38,948
‫شمشیر رو به محراب ماه ببر...

125
00:11:39,573 --> 00:11:40,658
‫شمشیر؟

126
00:11:43,703 --> 00:11:47,206
‫سوها!

127
00:11:49,750 --> 00:11:52,086
‫خوابِ سوها رو دیدم.

128
00:11:52,962 --> 00:11:53,963
‫منم همین‌طور.

129
00:11:54,004 --> 00:11:55,214
‫منم خوابشو دیدم.

130
00:11:55,673 --> 00:11:57,667
‫توی یه جای عجیب بود.

131
00:11:57,717 --> 00:12:00,928
‫مثل یه غار تاریک.

132
00:12:01,262 --> 00:12:03,097
‫دراز کشیده بود.

133
00:12:04,807 --> 00:12:07,935
‫سوها در مورد یه شمشیر حرف زد، نه؟

134
00:12:08,769 --> 00:12:12,148
‫«شمشیر رو به محراب ماه ببر...»

135
00:12:34,003 --> 00:12:35,212
‫همین جاست.

136
00:12:35,588 --> 00:12:38,090
‫جاکا، انرژی سوها رو حس می‌کنی؟

137
00:12:38,424 --> 00:12:41,135
‫نه. اثری از مارژ یا داردان نیست.

138
00:12:41,469 --> 00:12:44,588
‫ویونیس واقعا اینجاست؟

139
00:12:44,638 --> 00:12:49,176
‫اینکه اون این کبریت رو داشته
‫حتما یه دلیلی داره.

140
00:12:49,226 --> 00:12:51,220
‫مراقب باشید.

141
00:12:51,270 --> 00:12:53,022
‫یه چیزی همین اطرافه.

142
00:12:53,522 --> 00:12:57,268
‫یه مقدار عظیمی انرژی حس می‌کنم.

143
00:12:57,318 --> 00:13:00,196
‫خیلی فراتر از اون چیزیه که
‫تا الان باهاش روبه رو شدیم.

144
00:13:08,537 --> 00:13:11,040
‫واقعا؟ هیچ‌کس اینجا نیست.

145
00:13:11,415 --> 00:13:13,167
‫کافه باز نیست؟

146
00:13:13,501 --> 00:13:15,628
‫ولی در باز بود.

147
00:13:17,213 --> 00:13:18,088
‫از این‌طرف.

148
00:13:18,964 --> 00:13:21,217
‫انرژی از اون سمت میاد.

149
00:13:32,478 --> 00:13:34,104
‫انبار؟

150
00:13:39,276 --> 00:13:41,437
‫چیزی نمی‌بینم.

151
00:13:41,487 --> 00:13:44,490
‫اتاق پر از مه و غباره.

152
00:13:49,829 --> 00:13:51,071
‫گیر افتادیم!

153
00:13:51,121 --> 00:13:51,614
‫چی؟

154
00:13:51,664 --> 00:13:53,415
‫بذارید امتحان کنم.

155
00:13:56,001 --> 00:13:58,170
‫اگه در باز نشد، می‌شکنمش.

156
00:13:59,922 --> 00:14:00,756
‫ها؟

157
00:14:01,882 --> 00:14:04,468
‫ضعیف شدم...

158
00:14:07,096 --> 00:14:09,723
‫یه جای کار می‌لنگه.
‫نمی‌تونم نفس بکشم...

159
00:14:16,146 --> 00:14:17,690
‫منتظرت بودم.

160
00:14:19,275 --> 00:14:22,736
‫می‌دونستم میای.

161
00:14:23,028 --> 00:14:25,739
‫اون کیه؟

162
00:14:26,115 --> 00:14:30,286
‫این مه فقط واسه بیهوشی نیست.

163
00:14:30,786 --> 00:14:33,873
‫قدرت‌تون رو هم می‌گیره.

164
00:14:34,164 --> 00:14:35,624
‫برید بیرون!

165
00:14:38,210 --> 00:14:38,836
‫بازه!

166
00:14:57,313 --> 00:15:02,776
‫وقتی ماه کامل شد،
‫تمام قدرت محراب رو می‌گیری.

167
00:15:04,445 --> 00:15:07,907
‫البته، واسه من میشه.

168
00:15:11,577 --> 00:15:17,074
‫اون زمان، تو قدرت داشتی و من عشق.

169
00:15:17,124 --> 00:15:18,876
‫امیدوارم این سری برعکس باشه.

170
00:15:19,376 --> 00:15:23,255
‫من قدرت رو می‌گیرم،
‫و تو به من عشق می‌ورزی.

171
00:15:31,013 --> 00:15:32,806
‫جان، فرار کن!

172
00:15:37,102 --> 00:15:38,604
‫ضعیف شدم...

173
00:15:46,236 --> 00:15:48,614
‫لعنتی. حتی نمی‌تونم تبدیل بشم.

174
00:15:49,239 --> 00:15:51,867
‫باید اونی که مه رو کنترل می‌کنه رو شکست بدیم.

175
00:15:52,201 --> 00:15:53,953
‫جاکا، اون کجاست؟

176
00:16:02,795 --> 00:16:05,923
‫الان کامل ناتوان شدید!

177
00:16:12,846 --> 00:16:13,722
‫هلی.

178
00:16:14,765 --> 00:16:15,808
‫سولون.

179
00:16:17,184 --> 00:16:18,310
‫شیون.

180
00:16:19,311 --> 00:16:20,354
‫جینو.

181
00:16:21,647 --> 00:16:22,606
‫جان.

182
00:16:23,816 --> 00:16:24,775
‫جاکا.

183
00:16:25,859 --> 00:16:26,777
‫نوآ.

184
00:16:30,197 --> 00:16:31,407
‫یادتون باشه.

185
00:16:36,245 --> 00:16:39,498
‫و الان، شما ارباب‌های خون‌آشام هستید.

186
00:17:26,545 --> 00:17:30,165
‫چطوری؟
‫چطوری قدرت‌شون رو بدست آوردن؟

187
00:17:30,215 --> 00:17:32,468
‫لعنتی! در این صورت...

188
00:17:35,721 --> 00:17:37,097
‫مه غلیظ‌تر شد!

189
00:17:39,391 --> 00:17:41,977
‫این چطوره؟
‫الان نمی‌تونید تکون بخورید.

190
00:17:44,354 --> 00:17:45,347
‫گرفتمت!

191
00:17:45,397 --> 00:17:47,024
‫ما اینجاییم!

192
00:18:08,712 --> 00:18:10,422
‫مه داره عقب میره.

193
00:18:13,550 --> 00:18:16,220
‫چی؟ همزمان افتادن.

194
00:18:16,512 --> 00:18:18,222
‫اون‌ها رو کشتیم؟

195
00:18:18,889 --> 00:18:23,227
‫اون خون‌آشام‌ها رو با گاز تبدیل کرده،
‫مرگ‌هاشون به همدیگه متصله.

196
00:18:23,560 --> 00:18:24,720
‫حال همه خوبه؟

197
00:18:24,770 --> 00:18:25,729
‫آره.

198
00:18:26,438 --> 00:18:30,484
‫این علامت روی دستم ظاهر شد،
‫و هوشیاری‌مو بدست آوردم.

199
00:18:30,776 --> 00:18:34,363
‫در حقیقت، بدنم از همیشه سبک‌تر شده.

200
00:18:34,696 --> 00:18:37,241
‫منم حس می‌کنم قوی‌تر شدم.

201
00:18:37,491 --> 00:18:40,994
‫لحظه‌ای که این علامت ظاهر شد،
‫به گرگ تبدیل شدم.

202
00:18:41,286 --> 00:18:45,374
‫فکر کنم سوها به ما کمک می‌کنه.

203
00:18:48,168 --> 00:18:48,877
‫کی اونجاست؟

204
00:18:50,212 --> 00:18:51,839
‫هنوز زنده‌ست.

205
00:18:52,172 --> 00:18:54,049
‫متحدینت کجا رفتن؟

206
00:18:56,468 --> 00:18:59,304
‫کاخ سلطنتی...

207
00:19:05,644 --> 00:19:07,729
‫منظورش کاخ باستانی بود؟

208
00:19:08,147 --> 00:19:10,190
‫اما هزار سال پیش بود.

209
00:19:10,774 --> 00:19:15,112
‫کاخ تقریبا توی همین نقطه بود.

210
00:19:17,197 --> 00:19:18,866
‫اوتومنال، ها؟

211
00:19:19,408 --> 00:19:22,286
‫ساختمون شهرداری
‫روی خرابه‌های کاخ ساخته شده.

212
00:19:29,418 --> 00:19:30,169
‫شمشیر.

213
00:19:32,462 --> 00:19:36,717
‫آخرین باری که از اون شمشیر استفاده کردم
‫وقتی بود که توی کاخ با داردان مبارزه کردم.

214
00:19:38,302 --> 00:19:39,511
‫شاید...

215
00:19:46,935 --> 00:19:49,563
‫فامیل ما اونجا زندانیـه.

216
00:19:50,147 --> 00:19:51,431
‫هیچ‌کس اینجا نیست.

217
00:19:51,481 --> 00:19:53,567
‫اینجا واقعا کاخه؟

218
00:19:54,651 --> 00:19:57,571
‫همه‌شون رو بردن.

219
00:20:01,325 --> 00:20:06,371
‫این مکان جاییـه که خون‌آشام‌ها
‫ما رو زندانی می‌کنن.

220
00:20:06,747 --> 00:20:12,502
‫در نهایت ما رو سوار قایق می‌کنن
‫و به شهری به اسم اوتومنال می‌فرستن.

221
00:20:13,045 --> 00:20:13,954
‫تو کی هستی؟

222
00:20:14,004 --> 00:20:15,747
‫یه بازمونده.

223
00:20:15,797 --> 00:20:18,050
‫ظاهرا، افراد مُسن به‌دردشون نمی‌خوره.

224
00:20:19,718 --> 00:20:22,804
‫اون‌هایی رو که به شهر می‌فرستن
‫چه بلایی سرشون میاد؟

225
00:20:23,055 --> 00:20:24,423
‫نمی‌دونم.

226
00:20:24,473 --> 00:20:30,437
‫اینو می‌دونم که دنبال یه گرگ خاص می‌گردن.

227
00:20:31,021 --> 00:20:32,689
‫گرگ خاص؟

228
00:20:35,609 --> 00:20:41,857
‫داردان، اولین خون‌آشام،
‫قدرت گونه‌ی ما رو می‌خواد.

229
00:20:41,907 --> 00:20:47,955
‫برای کنترلِ ما به قدرت اون گرگ نیاز داره.

230
00:20:52,584 --> 00:20:54,753
‫بی‌خیال بشون نیستن.

231
00:20:55,879 --> 00:20:59,082
‫اون خون‌آشام معمولی نیست!

232
00:20:59,132 --> 00:21:01,134
‫با تمام توان بهش حمله می‌کنیم!

233
00:21:03,220 --> 00:21:04,721
‫اون!

234
00:21:05,097 --> 00:21:06,723
‫اون عوضی...

235
00:21:11,979 --> 00:21:15,682
‫تو.
‫اون گردنبند رو از کجا آوردی؟

236
00:21:15,732 --> 00:21:16,400
‫ها؟

237
00:21:16,858 --> 00:21:19,444
‫نسل به نسل توی خاندان‌مون چرخیده.

238
00:21:20,362 --> 00:21:24,616
‫بدون شک نشانِ لیکانتروپیـه.

239
00:21:24,950 --> 00:21:27,369
‫لیکانتروپی؟

240
00:21:30,539 --> 00:21:31,540
‫ممکنه...

241
00:21:31,999 --> 00:21:35,294
‫صبر کن. اصلا نمی‌فهمم چی میگی.

242
00:21:35,627 --> 00:21:40,666
‫لیکانتروپی افرادی هستند
‫که خون وارگر در رگ‌هاشون جاریه،

243
00:21:40,716 --> 00:21:43,135
‫ایزد گرگ پادشاهی وارگر باستان.

244
00:21:43,719 --> 00:21:47,306
‫تو گرگینه‌ی برگزیده خداوند هستی.

245
00:23:28,907 --> 00:23:35,789
‫«قسمت دهم: ماه کاهنده، نبرد مرگبار در اوتومنال»

246
00:23:37,789 --> 00:23:47,789
دانلود فیلم و سریال
M O V I E S H O . C O M