1
00:00:06,541 --> 00:00:11,541
‫«ترجمه از میثم موسویان»

2
00:00:17,041 --> 00:00:18,125
‫وای.

3
00:00:21,416 --> 00:00:24,458
‫[سه سال پیش]

4
00:00:26,208 --> 00:00:28,416
‫عجب اتاق جنگلی‌ایه، نه؟

5
00:00:29,166 --> 00:00:30,875
‫الویس به گرد اینم نمی‌رسه.

6
00:00:33,458 --> 00:00:35,375
‫هی! هرکی اونجاست...

7
00:00:35,958 --> 00:00:39,458
‫اِ... توی جنگل... اِ... کار انجام شد.

8
00:00:39,500 --> 00:00:44,166
‫رفیقم دانته جنس رو رسوند.
‫اومدیم پولمونو بگیریم!

9
00:00:44,208 --> 00:00:45,833
‫الو؟

10
00:00:45,875 --> 00:00:47,291
‫بفرمایید داخل.

11
00:00:50,083 --> 00:00:51,791
‫شما پروفسور لوکانین؟

12
00:00:52,541 --> 00:00:54,041
‫خودمم.

13
00:00:54,083 --> 00:00:56,833
‫و اونی که پشت سرته هم راما‌ست.

14
00:01:01,333 --> 00:01:04,250
‫هی، منظور بدی نداشتم...

15
00:01:04,291 --> 00:01:06,958
‫ببر سفید مو‌سپید.

16
00:01:07,000 --> 00:01:08,958
‫ذاتاً منزویه.

17
00:01:09,000 --> 00:01:14,875
‫هرچند آدم شک می‌کنه نکنه فقط
‫چون از نوع خودش خیلی کم مونده

18
00:01:14,916 --> 00:01:17,916
‫دیگه امیدشو از دیدن یکی
‫مثل خودش از دست داده.

19
00:01:17,958 --> 00:01:22,333
‫آه، ولی آیا اصلاً درباره‌ی
‫اون گربه حرف می‌زنم؟

20
00:01:22,833 --> 00:01:23,750
‫هوم؟

21
00:01:27,208 --> 00:01:28,958
‫پولتون آماده‌ست.

22
00:01:29,000 --> 00:01:30,208
‫دنبالم بیاید.

23
00:01:35,500 --> 00:01:37,125
‫بگو ببینم، دانته،

24
00:01:37,166 --> 00:01:39,458
‫تو توی این همه کاری که انجام دادی،

25
00:01:39,500 --> 00:01:42,541
‫تا حالا تجربه‌ای با چیزی
‫که بشه اسمشو گذاشت...

26
00:01:42,583 --> 00:01:44,083
‫جادوگری؟

27
00:01:44,125 --> 00:01:45,666
‫منظورت چیزی مثل شعبده‌ست؟

28
00:01:45,708 --> 00:01:48,291
‫نه، هیچ‌وقت به
‫شعبده‌بازا اعتماد نداشتم.

29
00:01:48,333 --> 00:01:50,375
‫این همه دستمال بلند به
‫چه دردشون می‌خوره آخه؟

30
00:01:52,458 --> 00:01:55,458
‫اوه، خیلی خوب بود.

31
00:01:55,500 --> 00:01:58,333
‫ولی توی جهانی که همه‌چیز فقط انرژیه،

32
00:01:58,375 --> 00:02:02,125
‫ذراتی که توی یک گردباد
‫کیهانی کنار هم حرکت می‌کنن،

33
00:02:02,166 --> 00:02:06,916
‫اینکه فکر کنیم
‫فقط با دست‌هامون می‌تونیم لمس کنیم،

34
00:02:06,958 --> 00:02:10,541
‫یا فقط با چشم‌هامون
‫می‌تونیم ببینیم خنده‌داره.

35
00:02:10,583 --> 00:02:12,416
‫پس چی هستی؟

36
00:02:12,458 --> 00:02:14,791
‫یه جور جادوگر یا همچین چیزی؟

37
00:02:14,833 --> 00:02:17,875
‫نه، این مجسمه‌هایی که اینجا می‌بینی،

38
00:02:17,916 --> 00:02:21,375
‫از ماکای، قلمرو اهریمن‌ها اومدن.

39
00:02:21,416 --> 00:02:22,833
‫مواد اون دنیا

40
00:02:22,875 --> 00:02:26,041
‫ذاتاً توانایی دستکاری انرژی کوانتومی دارن.

41
00:02:26,083 --> 00:02:28,666
‫«جادو» اون‌طوری که تو می‌شناسی، وجود نداره.

42
00:02:30,875 --> 00:02:34,500
‫فقط تعداد کمی انسان بودن
‫که چنین قدرت‌هایی بهشون داده شد.

43
00:02:34,541 --> 00:02:36,583
‫یا یاد گرفتن چطور ازش استفاده کنن.

44
00:02:45,125 --> 00:02:47,916
‫بیشترشون می‌خواستن باهاش سلطه پیدا کنن.

45
00:02:47,958 --> 00:02:52,416
‫ولی یکی دونستن اهریمن‌ها با شرارت،
‫فقط از نادونی ماست.

46
00:02:56,250 --> 00:02:59,083
‫هیچ شر ذاتی‌ای توی قدرت اهریمنی نیست.

47
00:03:01,583 --> 00:03:02,958
‫کاملا برعکس.

48
00:03:16,958 --> 00:03:21,208
‫انرژیشون از حقیقت درونی‌ترین
‫هسته‌ی هستی جاری می‌شه.

49
00:03:21,250 --> 00:03:24,875
‫این‌که همه‌ی ما بخشی از همون نوری هستیم
‫که همه‌چیز دیگه هم از همونه.

50
00:03:29,083 --> 00:03:31,083
‫دختر خوبی هستی، موشی.

51
00:03:31,875 --> 00:03:33,833
‫ترفند جالبی با میمونه داشتی.

52
00:03:33,875 --> 00:03:36,000
‫می‌دونی ما ساعتی پول می‌گیریم

53
00:03:36,041 --> 00:03:39,166
‫و از نظر فنی هنوز
‫وقت ما رو خریدی، آره؟

54
00:03:39,208 --> 00:03:41,666
‫یه استعداد درونت داری، دانته.

55
00:03:41,708 --> 00:03:44,583
‫ولی از توانایی‌هات بی‌فکر استفاده می‌کنی،

56
00:03:44,625 --> 00:03:46,583
‫و خودتو از چیزی که
‫می‌تونی بشی محروم کردی،

57
00:03:46,625 --> 00:03:50,375
‫پشت این پوسته‌ی دروغین و بدبینانه،

58
00:03:50,416 --> 00:03:52,458
‫و پشت عطش انتقامت پنهان شدی،

59
00:03:53,041 --> 00:03:57,041
‫به این امید بیهوده که شاید بتونه کفه‌ی
‫چیزی که از دست دادی رو برابر کنه.

60
00:03:57,083 --> 00:03:58,958
‫تو چی از چیزی که من از دست دادم می‌دونی؟

61
00:03:59,000 --> 00:04:03,250
‫وقتی به راه نور قدم بذاری،
‫قدرت واقعیت رو پیدا می‌کنی.

62
00:04:03,750 --> 00:04:06,291
‫وقتی یاد بگیری برای چیزی
‫بیشتر از خودت زندگی کنی.

63
00:04:06,333 --> 00:04:08,166
‫می‌تونم این راه رو نشونت بدم.

64
00:04:08,208 --> 00:04:09,416
‫اگه اجازه بدی.

65
00:04:09,916 --> 00:04:11,375
‫باشه پروفسور.

66
00:04:11,416 --> 00:04:14,541
‫من کلاه‌برداری رو از صد کیلومتری می‌فهمم.

67
00:04:14,583 --> 00:04:16,791
‫فقط می‌خوای از این بچه سوءاستفاده کنی

68
00:04:16,833 --> 00:04:19,166
‫تا قدرتاشو برای خودت به کار بگیری.

69
00:04:19,750 --> 00:04:21,041
‫شرم‌آوره.

70
00:04:21,541 --> 00:04:24,500
‫آره، من ترجیح می‌دم بدونم
‫یکی داره ازم استفاده می‌کنه،

71
00:04:24,541 --> 00:04:25,791
‫و در عوض پول بگیرم.

72
00:04:25,833 --> 00:04:26,833
‫هوم.

73
00:04:28,083 --> 00:04:30,416
‫اگر این تنها چیزیه که از من قبول می‌کنی...

74
00:04:32,291 --> 00:04:36,208
‫مگر این‌که اون میمونه فروشی باشه.

75
00:04:36,250 --> 00:04:38,125
‫باشه، خوشحال شدم معامله کردیم.

76
00:04:38,166 --> 00:04:40,166
‫مرسی بابت نمایش نور ترسناک.

77
00:04:40,208 --> 00:04:41,291
‫بیا بچه.

78
00:04:46,750 --> 00:04:48,291
‫پس از همون راه سختش پیش می‌ریم.

79
00:04:49,333 --> 00:04:52,250
‫به همون اندازه‌ی پدرت لجبازی.

80
00:05:24,916 --> 00:05:26,208
‫این دیگه چی بود؟

81
00:05:26,791 --> 00:05:28,708
‫چی... تو خودت که...

82
00:05:28,750 --> 00:05:33,208
‫می‌دونم، اتفاقی بود. فقط
‫به‌خاطر پیروزی جوگیر شده بودم.

83
00:05:33,250 --> 00:05:36,791
‫همه‌ی سربازای شرکت‌های نظامی خصوصی
‫این‌طوری پیروزیاشونو جشن می‌گیرن؟

84
00:05:36,833 --> 00:05:41,583
‫شاید... شاید یه وقت حرف زدیم.
‫وقتی دنیا در حال تموم شدن نباشه.

85
00:05:41,625 --> 00:05:44,041
‫آره، حتماً. هر وقت اون موقع شد.

86
00:05:44,541 --> 00:05:47,208
‫اوه، ورجیل. باید برگردم اونجا.

87
00:05:49,291 --> 00:05:51,375
‫کاری از دستت برنمیاد.

88
00:05:51,416 --> 00:05:53,833
‫تا ما برسیم، مبارزه تموم شده.

89
00:05:53,875 --> 00:05:56,125
‫ورجیل از پس خودش برمیاد.

90
00:05:56,166 --> 00:05:57,333
‫اون مثل توئه.

91
00:05:57,375 --> 00:05:59,166
‫فقط احمق نیست.

92
00:05:59,208 --> 00:06:02,166
‫اصلاً شاید الان کار آریوس رو تموم کرده باشه.

93
00:06:02,208 --> 00:06:03,833
‫اون تو رو شکست داد، مگه نه؟

94
00:06:03,875 --> 00:06:06,083
‫دلیلش این بود که خودم اجازه دادم.

95
00:06:06,958 --> 00:06:09,250
‫تو برادرتو ول نمی‌کنی،

96
00:06:09,291 --> 00:06:11,250
‫داری کاری رو می‌کنی که خودش می‌خواست.

97
00:06:11,291 --> 00:06:14,541
‫باید آرکانا رو تا جایی که
‫می‌شه از آریوس دور نگه داریم.

98
00:06:16,041 --> 00:06:19,875
‫اون یارو می‌تونه به هر جا پورتال باز کنه.
‫دور بودن کافی نیست.

99
00:06:19,916 --> 00:06:21,333
‫باید نابودش کنیم.

100
00:06:21,375 --> 00:06:24,041
‫چطور؟ ورجیل گفت حتی
‫مونداس هم نمی‌تونه این کارو بکنه.

101
00:06:24,083 --> 00:06:27,458
‫مگر این‌که کسی رو بشناسی
‫که از پادشاه جهنم قوی‌تر باشه.

102
00:06:27,958 --> 00:06:30,000
‫یه پروفسوری بود یه بار براش کار کردم.

103
00:06:30,750 --> 00:06:32,000
‫لو... یه چیزی.

104
00:06:32,041 --> 00:06:34,000
‫قدرتاش عجیب بود.

105
00:06:34,041 --> 00:06:37,791
‫دیدم یه میمون رو توی جنگلی که توی
‫عمارتش رشد کرده بود با ذهنش کنترل کرد.

106
00:06:38,500 --> 00:06:41,791
‫چی داری می‌گی برا خودت؟

107
00:06:41,833 --> 00:06:45,500
‫اگه کسی بتونه این چیزو
‫نابود کنه، اون پروفسوره.

108
00:06:47,375 --> 00:06:51,958
‫نمی‌دونم این باعث می‌شه کدوم‌مون
‫خل‌تر به نظر برسیم، ولی بهت اعتماد دارم.

109
00:06:52,000 --> 00:06:53,000
‫بزن بریم.

110
00:06:54,416 --> 00:06:56,500
‫خدا رو شکر سالمید.

111
00:06:57,000 --> 00:06:58,250
‫نگران بودم که من...

112
00:06:58,291 --> 00:07:00,041
‫بابت کامیونت معذرت.

113
00:07:00,083 --> 00:07:03,875
‫اوه، اصلاً نگران اون نباشید.
‫شرکت بیمه داره.

114
00:07:03,916 --> 00:07:07,666
‫حالا شماها این وسط بیابون
‫چه غلطی می‌کنید، هان؟

115
00:07:08,416 --> 00:07:10,625
‫حتما دنبال این بودین
‫یکی سوارتون کنه، آره؟

116
00:07:10,666 --> 00:07:13,500
‫از لباس‌هاتون معلومه.

117
00:07:13,541 --> 00:07:15,875
‫دو تا طرفدار پانک راک جوون عاشق.

118
00:07:15,916 --> 00:07:17,666
‫آره، یه همچین چیزی.

119
00:07:17,708 --> 00:07:18,833
‫اه.

120
00:07:18,875 --> 00:07:21,583
‫ببینید، اگه کاری از دستم برمیاد...

121
00:07:21,625 --> 00:07:24,500
‫بیمه‌ی شرکتتون اونا رو هم پوشش می‌ده؟

122
00:07:53,833 --> 00:07:55,125
‫عجب.

123
00:07:55,708 --> 00:07:57,458
‫واقعا یه جنگل اینجاست.

124
00:08:18,750 --> 00:08:21,375
‫اوه، بابت بی‌ادبی راما عذر می‌خوام.

125
00:08:21,416 --> 00:08:25,000
‫کم پیش میاد نصف‌شب یه خانم اینجا بیاد.

126
00:08:25,041 --> 00:08:27,916
‫شاید چون یه ببر لعنتی توی خونه‌ت آزاده.

127
00:08:30,791 --> 00:08:34,208
‫خوشحالم دوباره می‌بینمت، پسر اسپاردا.

128
00:08:34,708 --> 00:08:37,458
‫از اول می‌دونستی من کی‌ام،

129
00:08:37,500 --> 00:08:39,833
‫و همون موقع نمی‌تونستی بهم بگی؟

130
00:08:39,875 --> 00:08:41,791
‫خیلی دردسر کمتر می‌شد.

131
00:08:41,833 --> 00:08:42,666
‫خیلی.

132
00:08:43,250 --> 00:08:45,083
‫واقعاً خیلی.

133
00:08:45,583 --> 00:08:48,166
‫نمی‌تونستم چیزی رو بگم که هنوز حقیقت نداشت.

134
00:08:48,208 --> 00:08:52,458
‫بین فهمیدن این‌که کی هستی
‫و تبدیل شدن به اون، فرق هست.

135
00:08:53,625 --> 00:08:54,625
‫گور بابای این.

136
00:08:54,666 --> 00:08:55,916
‫کمکی ازش برنمیاد.

137
00:08:55,958 --> 00:08:58,583
‫فقط یه عوضیه
‫که مبهم و چرت‌وپرت حرف می‌زنه.

138
00:08:58,625 --> 00:09:01,291
‫بی‌میلیت برای اعتماد کردن رو درک می‌کنم.

139
00:09:01,333 --> 00:09:04,958
‫پدرت هم دو چهره‌ی متفاوت داشت.

140
00:09:06,958 --> 00:09:08,541
‫حالا که حرف پدر شد،

141
00:09:08,583 --> 00:09:13,250
‫تسلیت منو بابت رفتن دوستت انزو
‫به دنیای بعد بپذیر.

142
00:09:14,083 --> 00:09:15,708
‫اومدیم اینو بهت بدیم.

143
00:09:15,750 --> 00:09:17,791
‫فکر کردیم شاید بلد باشی چطور...

144
00:09:18,291 --> 00:09:21,625
‫آرکانای مدالیا.
‫از کجا آوردینش؟

145
00:09:23,166 --> 00:09:25,583
‫یه پایگاه مخفی توی یه کوه یه جایی.

146
00:09:25,625 --> 00:09:28,083
‫از یه پولدار روانی به اسم آریوس گرفتیمش.

147
00:09:28,125 --> 00:09:29,333
‫آریوس؟

148
00:09:29,375 --> 00:09:30,833
‫یعنی پس...

149
00:09:30,875 --> 00:09:32,875
‫آره، بقیه‌شونم دستشه.

150
00:09:32,916 --> 00:09:36,458
‫اگه این اینجاست،
‫پس خود آریوس هم خیلی دور نیست.

151
00:10:02,333 --> 00:10:03,333
‫اون چی بود؟

152
00:10:03,916 --> 00:10:07,541
‫نشان انرژی مدالیای واقعی رو مخفی کردم،

153
00:10:07,583 --> 00:10:09,875
‫و نسخه‌های تقلبیشو توی
‫سراسر قلمرو پخش کردم.

154
00:10:09,916 --> 00:10:13,166
‫اون حروم‌لقمه تاجر مرگ
‫دیگه نمی‌تونه ردشو تا اینجا بگیره.

155
00:10:14,625 --> 00:10:16,125
‫وقتمون کمه.

156
00:10:16,166 --> 00:10:19,166
‫اگه آریوس هر چهار آرکانا رو داشته باشه،

157
00:10:19,208 --> 00:10:23,458
‫وقتی خورشیدگرفتگی ترکیبی فردا شروع بشه،
‫اسطوره آشوب رو برمی‌گردونه.

158
00:10:24,125 --> 00:10:25,666
‫آره، شنیدیم.

159
00:10:25,708 --> 00:10:28,333
‫و اگه آرگوساکس برگرده و مونداس رو بکشه،

160
00:10:28,375 --> 00:10:30,041
‫دیگه خودم نمی‌تونم این کارو بکنم.

161
00:10:30,875 --> 00:10:34,250
‫مردی که با انتقام هدایت می‌شه،
‫شمشیرشو در تاریکی تکون می‌ده

162
00:10:34,291 --> 00:10:37,416
‫و خیال می‌کنه هرچی می‌زنه دشمنشه،

163
00:10:37,458 --> 00:10:40,750
‫بدون این‌که ببینه واقعاً کیو زخمی می‌کنه.

164
00:10:41,833 --> 00:10:44,791
‫فقط مونداس نیست که باید بترسه.

165
00:10:44,833 --> 00:10:49,125
‫بازگشت آرگوساکس موج عظیمی
‫از انرژی کوانتومی آزاد می‌کنه

166
00:10:49,166 --> 00:10:51,000
‫که قدرت نابود کردن یه شهر رو داره.

167
00:10:51,041 --> 00:10:54,291
‫بعدش شروع می‌کنه به تغذیه.

168
00:10:54,333 --> 00:10:56,333
‫و منظورت از تغذیه...؟

169
00:10:56,375 --> 00:10:58,833
‫برای رسیدن به شکل نهایی خودش،

170
00:10:58,875 --> 00:11:02,125
‫آرگوساکس به سوخت نیاز داره،
‫نیروی حیات موجودات دیگه.

171
00:11:02,166 --> 00:11:03,583
‫میلیون‌ها نفر می‌میرن.

172
00:11:03,625 --> 00:11:05,333
‫از کجا اینا رو می‌دونی؟

173
00:11:05,375 --> 00:11:09,083
‫چون تولدش یه تمدن کامل رو بلعید.

174
00:11:09,875 --> 00:11:13,125
‫وقتی قلمروی ما هنوز به ماکای متصل بود،

175
00:11:13,166 --> 00:11:18,625
‫شهرهای عظیم باستانی‌ای وجود داشتن که
‫انسان‌ها و اهریمن‌ها کنار هم توش زندگی می‌کردن.

176
00:11:18,666 --> 00:11:23,875
‫می‌گن دانششون از خیلی جهات
‫از دانش ما هم فراتر بود.

177
00:11:23,916 --> 00:11:28,458
‫تا وقتی که اسطوره آشوب ظهور کرد.

178
00:11:30,500 --> 00:11:33,750
‫آرگوساکس دنیاهای باستانی رو کامل بلعید

179
00:11:33,791 --> 00:11:36,458
‫تا به اوج کامل قدرتش برسه.

180
00:11:36,500 --> 00:11:37,916
‫اگه برگرده،

181
00:11:38,791 --> 00:11:40,916
‫سرنوشت اون‌ها، سرنوشت ما هم می‌شه.

182
00:11:47,083 --> 00:11:49,750
‫نباید گذاشت آریوس قبل از خورشیدگرفتگی

183
00:11:49,791 --> 00:11:52,000
‫آرکانای کامل رو پس بگیره،

184
00:11:52,041 --> 00:11:54,375
‫و تنها راه مطمئن شدن از این موضوع،

185
00:11:54,416 --> 00:11:58,208
‫اینه که من این قطعه رو قبل از
‫اون، از صفحه‌ی وجود محو کنم.

186
00:11:58,708 --> 00:12:00,083
‫دیدی گفتم.

187
00:12:08,583 --> 00:12:10,458
‫پس می‌تونی نابودش کنی؟

188
00:12:10,500 --> 00:12:15,000
‫بله، ولی غلبه بر قدرت آرکانا
‫تمام مهارتم رو می‌طلبه.

189
00:12:15,041 --> 00:12:19,291
‫اینجا می‌تونم انرژی کافی جمع کنم
‫تا مدالیا رو نابود کنم…

190
00:12:19,333 --> 00:12:20,208
‫البته با زمان.

191
00:12:20,250 --> 00:12:21,583
‫چقدر زمان؟

192
00:12:21,625 --> 00:12:24,916
‫با این میزان پیچیدگی،
‫حداقل هشت ساعت.

193
00:12:24,958 --> 00:12:26,625
‫باید همین الان شروع کنم.

194
00:12:27,583 --> 00:12:30,500
‫لیدی، این تنها چاره‌مونه.

195
00:12:31,583 --> 00:12:34,791
‫پدربزرگ، نگفتی مهمون داریم!

196
00:12:37,958 --> 00:12:39,375
‫من ماتیلدام.

197
00:12:39,416 --> 00:12:40,375
‫متی صدام کن.

198
00:12:40,416 --> 00:12:45,416
‫بازیگر معروف آینده،
‫سوپراستار پاپ و طراح مد.

199
00:12:45,916 --> 00:12:47,583
‫اوه، دانته‌م.

200
00:12:47,625 --> 00:12:49,541
‫الان در حال عوض کردن شغلم.

201
00:12:49,583 --> 00:12:51,416
‫بهت گفته بودم هیچ‌وقت نیای اینجا.

202
00:12:51,458 --> 00:12:53,708
‫و قرار هم نیست بازیگر بشی.

203
00:12:53,750 --> 00:12:56,083
‫با این همه نفرت و ترس از اهریمنا،

204
00:12:56,125 --> 00:12:59,500
‫بازیگرا خیلی بلای بدتری برای این دنیا بودن.

205
00:12:59,541 --> 00:13:01,375
‫اه، چقدر خسته‌کننده‌ای!

206
00:13:01,416 --> 00:13:03,708
‫هیچ‌وقت نمی‌ذاری هیچ کاری بکنم.

207
00:13:03,750 --> 00:13:06,083
‫حالا بالاخره آدمای باحال اومدن اینجا،

208
00:13:06,125 --> 00:13:07,416
‫اون‌وقت حتی نمی‌تونم باهاشون بازی کنم!

209
00:13:07,458 --> 00:13:08,708
‫بازی؟

210
00:13:08,750 --> 00:13:10,750
‫کاری که ما می‌کنیم بازی نیست.

211
00:13:10,791 --> 00:13:12,958
‫جون میلیون‌ها نفر وسطه.

212
00:13:13,000 --> 00:13:14,916
‫همین الان برگرد توی تختت.

213
00:13:16,500 --> 00:13:19,125
‫بس کن. این اصلاً عادلانه نیست!

214
00:13:20,000 --> 00:13:22,333
‫باید نوه‌م رو ببخشید.

215
00:13:22,375 --> 00:13:24,500
‫راه سختی رو پشت سر گذاشته.

216
00:13:24,541 --> 00:13:26,625
‫من تنها عضو خانواده‌ای هستم که براش مونده.

217
00:13:26,666 --> 00:13:29,750
‫ـ حالا بذارید که...
‫ـ سکه‌ی باحالیه. چقدر می‌ارزه؟

218
00:13:50,375 --> 00:13:52,583
‫واقعاً به این مرد اعتماد داری؟

219
00:13:53,166 --> 00:13:54,375
‫پول رو کامل داد.

220
00:13:54,416 --> 00:13:56,708
‫بیشتر مشتری‌هام این کارو نکردن.

221
00:13:56,750 --> 00:13:59,041
‫الان باید بذارید تمرکز کنم.

222
00:13:59,541 --> 00:14:02,625
‫تا وقتی کار تموم نشده،
‫نذارید کسی مزاحمم بشه.

223
00:14:23,458 --> 00:14:26,291
‫خب، هشت ساعت چی کار کنیم؟

224
00:14:35,083 --> 00:14:38,041
‫اون یه پسر بود، اون یه دختر.

225
00:14:38,083 --> 00:14:40,875
‫واضح‌تر از این می‌شد؟

226
00:14:40,916 --> 00:14:44,333
‫اون پانک بود، اون باله کار می‌کرد.

227
00:14:44,375 --> 00:14:46,083
‫دیگه چی بگم؟

228
00:14:47,416 --> 00:14:50,416
‫پسره اونو می‌خواست،
‫ولی دختره هیچ‌وقت نمی‌گفت.

229
00:14:50,458 --> 00:14:53,375
‫ولی یواشکی اونم دلش پیشش بود.

230
00:14:53,416 --> 00:14:56,750
‫اما همه‌ی دوستاش
‫از بالا بهش نگاه می‌کردن.

231
00:14:56,791 --> 00:14:59,541
‫با لباسای گشادش مشکل داشتن.

232
00:14:59,583 --> 00:15:01,875
‫اون یه پسر اسکیت‌باز بود
‫اونم گفت: «بعداً می‌بینمت، پسر».

233
00:15:02,875 --> 00:15:06,000
‫صورت قشنگی داشت
‫ولی عقلش تو هوا بود.

234
00:15:06,041 --> 00:15:09,291
‫لازم داشت برگرده روی زمین.

235
00:15:32,250 --> 00:15:34,375
‫دوباره داری به ورجیل فکر می‌کنی.

236
00:15:35,583 --> 00:15:37,708
‫حتی اگه خرگوش سفید دروغ گفته باشه،

237
00:15:37,750 --> 00:15:40,791
‫و این سربازای مونداس نبوده باشن
‫که مامانمون رو کشتن،

238
00:15:40,833 --> 00:15:42,125
‫بازم اون یه دیکتاتوره.

239
00:15:42,166 --> 00:15:44,541
‫کل یه دنیا رو برده کرده.

240
00:15:44,583 --> 00:15:45,916
‫چطور ورجیل می‌تونه…

241
00:15:46,416 --> 00:15:47,750
‫براش کار کنه؟

242
00:15:47,791 --> 00:15:51,791
‫وقتی یکی این‌قدر ذهنتو دستکاری کرده
‫که فقط همون‌جایی بچرخه که خودش می‌خواد،

243
00:15:51,833 --> 00:15:55,125
‫راحت می‌شه نفهمی
‫واقعاً داری از کی دستور می‌گیری.

244
00:15:56,166 --> 00:15:57,625
‫بازم بهونه نمی‌شه.

245
00:15:59,625 --> 00:16:01,375
‫پنج ساعت دیگه مونده.

246
00:16:01,416 --> 00:16:04,625
‫هنوز خبری از اسنایدلی ویپلش
‫یا گروه تشویق اهریمن‌ها نیست.

247
00:16:04,666 --> 00:16:07,333
‫فکر کنم باید استراحت کنیم.

248
00:16:07,375 --> 00:16:10,416
‫فکر نکنم یادم بیاد آخرین بار
‫کی واقعاً استراحت کردم…

249
00:16:10,458 --> 00:16:12,625
‫اصلاً نمی‌دونم چه حسی داره.

250
00:16:12,666 --> 00:16:14,166
‫آره، منم همین‌طور.

251
00:16:15,166 --> 00:16:18,625
‫من دیدم که وسط یه آخرالزمان
‫واقعی هم بیخیال بودی.

252
00:16:19,291 --> 00:16:22,416
‫می‌دونم فکر می‌کنی
‫هیچی رو جدی نمی‌گیرم،

253
00:16:22,458 --> 00:16:23,625
‫یا برام مهم نیست.

254
00:16:23,666 --> 00:16:26,208
‫نه، می‌دونم برات مهمه.

255
00:16:27,000 --> 00:16:28,541
‫حتی زیادی.

256
00:16:28,583 --> 00:16:30,916
‫برای همینه که
‫نمی‌ذاری جدی بشی،

257
00:16:30,958 --> 00:16:32,666
‫چون از چیزی که ممکنه حس کنی می‌ترسی.

258
00:16:33,166 --> 00:16:34,666
‫ولی من حسش می‌کنم.

259
00:16:35,208 --> 00:16:36,833
‫باور کن، فقط…

260
00:16:36,875 --> 00:16:38,583
‫رد می‌شم ازش. مجبورم.

261
00:16:39,166 --> 00:16:40,875
‫مگه قدرت همین نیست؟

262
00:16:40,916 --> 00:16:41,916
‫برای من نه.

263
00:16:42,583 --> 00:16:44,250
‫تو سعی می‌کنی درد رو نادیده بگیری.

264
00:16:44,291 --> 00:16:46,458
‫من خیلی وقت پیش فهمیدم
‫این غیرممکنه.

265
00:16:47,125 --> 00:16:49,291
‫باید روی درد تمرکز کنم،

266
00:16:49,333 --> 00:16:50,916
‫ازش به‌عنوان سوخت استفاده کنم.

267
00:16:50,958 --> 00:16:54,375
‫درده که باعث می‌شه
‫بتونم ادامه بدم. بدون اون…

268
00:16:54,416 --> 00:16:55,625
‫همینه؟

269
00:16:56,500 --> 00:16:59,166
‫فقط همین باعث می‌شه
‫بی‌خیال نشی؟

270
00:17:03,750 --> 00:17:05,125
‫پس دیگه چی هست؟

271
00:17:05,708 --> 00:17:07,958
‫مدالیا اونجاست؟
‫[۱ ساعت تا نابودی مدالیا]

272
00:17:08,000 --> 00:17:09,875
‫بدون شک.

273
00:17:09,916 --> 00:17:13,958
‫یکی برای مخفی کردنش از من
‫زحمت واقعاً لذت‌بخشی کشیده.

274
00:17:14,000 --> 00:17:16,625
‫فقط چند نفر هستن
‫که همچین توانایی‌ای دارن،

275
00:17:16,666 --> 00:17:19,500
‫و فقط یکی‌شون قبلاً دانته رو استخدام کرده.

276
00:17:20,000 --> 00:17:20,958
‫هه.

277
00:17:21,000 --> 00:17:22,875
‫غرور محض.

278
00:17:22,916 --> 00:17:26,916
‫غرور پیرمردی
‫که نمی‌فهمه دیگه از رده خارجه.

279
00:17:53,500 --> 00:17:55,833
‫هی، موشی، چی می‌خوای؟

280
00:18:07,791 --> 00:18:09,875
‫هی، وقت کاره، لیدی.

281
00:18:19,791.5 --> 00:18:29,791.5
مووی شو
M O V I E S H O . C O M

282
00:18:39,708 --> 00:18:41,958
‫اون بیرون چه خبره؟

283
00:18:44,625 --> 00:18:45,875
‫خونه‌ی خودمه.

284
00:18:45,916 --> 00:18:48,625
‫قرار نیست بدون من خوش بگذرونید…

285
00:18:51,083 --> 00:18:52,000
‫هوم.

286
00:18:58,083 --> 00:19:00,541
‫متی، فرار کن! متی!

287
00:19:09,000 --> 00:19:09,833
‫هی،

288
00:19:11,416 --> 00:19:13,208
‫یه کار خیلی مهم دارم برات.

289
00:19:13,250 --> 00:19:15,916
‫می‌خوام اینو برام نگه داری، باشه؟

290
00:19:17,458 --> 00:19:19,000
‫حالا برو، قایم شو!

291
00:19:20,666 --> 00:19:22,666
‫اگه کسی اومد سمتت، گازش بگیر!

292
00:19:28,500 --> 00:19:30,666
‫فکر کنم ورجیل شکستشون نداده.

293
00:19:30,708 --> 00:19:32,250
‫از پله‌ها محافظت کن.

294
00:19:32,291 --> 00:19:35,458
‫من پایین نگهشون می‌دارم.
‫هیچ‌کس رد نمی‌شه.

295
00:19:36,125 --> 00:19:39,041
‫باید یه ساعت دیگه
‫برای تموم شدن کار استاد وقت بخریم.

296
00:19:43,083 --> 00:19:45,750
‫فقط یه ساعت؟ حتی گرم هم نمی‌شم!

297
00:20:11,708 --> 00:20:13,166
‫دست از جنگ بردارید.

298
00:20:18,000 --> 00:20:20,750
‫فکر کنم وقتشه وارد صحنه بشی.

299
00:20:29,083 --> 00:20:30,125
‫دانته،

300
00:20:30,708 --> 00:20:36,458
‫فکر نکنم پدرم بهت گفته باشه
‫چطور من و خواهرهام رو ساخت.

301
00:20:37,375 --> 00:20:40,208
‫سلول‌ها رو به هم پیوند زد،

302
00:20:40,250 --> 00:20:43,166
‫اهریمن و انسان.

303
00:20:43,208 --> 00:20:46,458
‫ما هر کاری تو می‌تونی
‫بکنی رو انجام می‌دیم.

304
00:20:47,208 --> 00:20:49,041
‫می‌خوای فرقش رو بدونی؟

305
00:20:49,083 --> 00:20:51,541
‫اوه، اینکه با کفش پاشنه‌بلند انجامش می‌دید؟

306
00:20:52,166 --> 00:20:53,166
‫نه.

307
00:20:56,041 --> 00:21:01,250
‫ما می‌تونیم کنترلش کنیم.

308
00:21:10,083 --> 00:21:11,083
‫عقب‌نشینی کن!

309
00:21:39,208 --> 00:21:40,708
‫چند ثانیه وقت خریدیم.

310
00:21:40,750 --> 00:21:42,625
‫بین اونا و اون در می‌ایستیم.

311
00:21:42,666 --> 00:21:46,166
‫اگه دلت خواست همین الان
‫تبدیل به اهریمن بشی…

312
00:21:46,208 --> 00:21:48,541
‫می‌شدم، ولی اون زن پرنده درست می‌گفت،

313
00:21:48,583 --> 00:21:49,916
‫کنترلش دستم نیست.

314
00:21:49,958 --> 00:21:52,500
‫چیزی نیست که هر وقت خواستم انجامش بدم.

315
00:22:13,500 --> 00:22:15,291
‫این هیجان‌انگیزه.

316
00:22:16,250 --> 00:22:17,708
‫خیلی هیجان‌انگیز.

317
00:22:24,541 --> 00:22:26,208
‫دارن از راهرو محافظت می‌کنن.

318
00:22:26,250 --> 00:22:28,625
‫مدالیا پشت اون دره.

319
00:22:30,583 --> 00:22:31,750
‫زانو!

320
00:22:34,083 --> 00:22:35,041
‫تفنگ!

321
00:22:54,291 --> 00:22:55,125
‫لیدی!

322
00:23:25,958 --> 00:23:26,916
‫ای وای.

323
00:23:38,416 --> 00:23:40,083
‫نقطه‌ضعفش رو هدف بگیر.

324
00:24:01,916 --> 00:24:05,625
‫عجب. دفعه بعد از همون اول اهریمن شو.

325
00:24:18,125 --> 00:24:18,958
‫نه!

326
00:25:10,208 --> 00:25:13,625
‫بازم یکی دیگه
‫که نتونستی نجاتش بدی.

327
00:25:17,166 --> 00:25:20,041
‫نه، دانته! از ساختمون نرو بیرون!

328
00:25:22,375 --> 00:25:25,000
‫هنوزم انگار خون اسپاردا تو رگاته.

329
00:25:28,833 --> 00:25:29,708
‫برید!

330
00:25:34,083 --> 00:25:38,625
‫ضربان قلبت رو توی دستم حس می‌کنم
‫و از سینه‌ت بیرون می‌کشمش!

331
00:25:46,000 --> 00:25:48,000
‫می‌دونی ضعفت چیه، دانته؟

332
00:25:48,041 --> 00:25:49,333
‫فقط احساسات داری،

333
00:25:49,375 --> 00:25:51,541
‫بدون هیچ حسابگری.

334
00:25:53,458 --> 00:25:56,958
‫رو دست خوردی!

335
00:25:57,000 --> 00:25:58,416
‫کیش و مات.

336
00:26:01,000 --> 00:26:02,750
‫نمایش نفس‌گیری بود، اسپاردای جوان.

337
00:26:02,791 --> 00:26:03,791
‫متی!

338
00:26:04,750 --> 00:26:05,958
‫ولی تموم شد.

339
00:26:06,000 --> 00:26:07,541
‫اسلحه‌ت رو بنداز.

340
00:26:07,583 --> 00:26:09,958
‫مگر اینکه بخوای
‫مرگ دختره رو هم ببینی.

341
00:26:26,250 --> 00:26:29,375
‫این شامل شما هم می‌شه، پروفسور.

342
00:26:41,666 --> 00:26:43,333
‫مدالیا رو برام بیار.

343
00:26:46,541 --> 00:26:48,500
‫در ازای جون نوه‌ت.

344
00:27:06,625 --> 00:27:09,833
‫پروفسور لوکان بزرگ.

345
00:27:09,875 --> 00:27:11,458
‫بالاخره همدیگه رو دیدیم.

346
00:27:12,291 --> 00:27:14,750
‫می‌گفتم کاش تو شرایط بهتری بود،

347
00:27:14,791 --> 00:27:18,166
‫ولی راستش برای من
‫شرایط خیلی هم خوبه.

348
00:27:18,208 --> 00:27:19,583
‫ولش کن.

349
00:27:20,166 --> 00:27:22,333
‫اول مدالیا رو بده.

350
00:27:35,375 --> 00:27:38,833
‫حالا می‌فهمم چرا
‫با وجود اون‌همه ثروت و قدرت،

351
00:27:38,875 --> 00:27:41,666
‫هیچ‌وقت اثری توی این دنیا نذاشتی.

352
00:27:42,916 --> 00:27:44,666
‫حتی نمی‌تونی خودتو کنترل کنی.

353
00:28:00,541 --> 00:28:01,833
‫پدربزرگ!

354
00:28:04,916 --> 00:28:05,833
‫نگران نباش.

355
00:28:06,500 --> 00:28:11,750
‫زنده‌ست، فقط توی جاییه
‫که زنده موندن توش شاید سخت باشه.

356
00:28:12,375 --> 00:28:14,500
‫من همیشه به قولم عمل می‌کنم.

357
00:28:39,250 --> 00:28:44,250
‫«ترجمه از میثم موسویان»