1
00:00:01,499 --> 00:00:06,499
‫«ترجمه از میثم موسویان»

2
00:00:08,458 --> 00:00:10,291
‫[۲۰۰۰ سال پیش]

3
00:00:25,958 --> 00:00:29,208
‫پس حتی تو هم مقابلم می‌ایستی…

4
00:00:30,333 --> 00:00:32,083
‫اسپاردا.

5
00:00:34,333 --> 00:00:38,374
‫حالا که پا به زمین گذاشتم،

6
00:00:38,374 --> 00:00:41,166
‫عزمت ناگهان سست شده.

7
00:00:43,499 --> 00:00:48,916
‫پس باید یک قبر دیگه
‫به پایه‌های ماکایم اضافه کنم.

8
00:00:50,708 --> 00:00:52,916
‫تنها قبری که بابتش افسوس می‌خورم.

9
00:01:41,249 --> 00:01:42,416
‫اعلی‌حضرت.

10
00:01:47,749 --> 00:01:49,124
‫حرف بزن.

11
00:01:49,624 --> 00:01:53,958
‫جاسوسان ما روی زمین
‫از نیلو آنجلو خبر آوردند.

12
00:01:54,541 --> 00:01:57,916
‫اون خودش را آشکارا به انسان‌ها معرفی کرد

13
00:01:57,916 --> 00:02:01,208
‫با چیزی که «تلویزیون» می‌نامند.

14
00:02:01,208 --> 00:02:04,083
‫اون درباره‌ی «خرگوش
‫سفید» با اون‌ها صحبت کرد.

15
00:02:04,083 --> 00:02:06,541
‫حالا ظاهراً ناپدید شده.

16
00:02:07,708 --> 00:02:09,499
‫که این‌طور.

17
00:02:10,416 --> 00:02:11,499
‫همین بود؟

18
00:02:12,374 --> 00:02:13,541
‫سرورم،

19
00:02:13,541 --> 00:02:19,999
‫چرا این‌همه بی‌وقفه به فرزند
‫پلید خائن قلمرو ما اعتماد می‌کنید؟

20
00:02:19,999 --> 00:02:22,541
‫خوب فکر کن، بئوولف،

21
00:02:22,541 --> 00:02:28,249
‫که واقعا می‌خوای درباره‌ی اینکه به کدوم
‫سربازانم اعتماد دارم منو زیر سوال ببری یا نه.

22
00:02:31,333 --> 00:02:32,499
‫اعلی‌حضرت.

23
00:02:44,166 --> 00:02:48,208
‫چرا اون بالا کمین کردی، جستر؟

24
00:02:48,208 --> 00:02:50,999
‫اوه، صمیمانه عذر می‌خوام، قربان.

25
00:02:50,999 --> 00:02:53,374
‫خوراکم از دستم در رفت.

26
00:02:53,958 --> 00:02:56,166
‫مونداس مصممه

27
00:02:56,166 --> 00:03:02,541
‫هر خائن موذی غارنشین ماکایی
‫رو به دربارش راه بده.

28
00:03:02,541 --> 00:03:07,291
‫اه. تو تقریباً به اندازه‌ی اون
‫دورگه‌ی منفور چندش‌آوری.

29
00:03:09,374 --> 00:03:14,166
‫خوشبختانه خودت نمی‌فهمی چقدر خنده‌داری،
‫وگرنه من بی‌کار می‌شدم.

30
00:03:19,999 --> 00:03:23,291
‫انسان‌ها با ارتش‌‌هاشون اومدن.

31
00:03:23,291 --> 00:03:26,749
‫تا با بزرگ‌ترین پادشاه بجنگن.

32
00:03:26,749 --> 00:03:30,874
‫اونا با تمام قدرت قلمروشون بهش حمله کردن.

33
00:03:30,874 --> 00:03:33,082
‫و اربابمون گفت:

34
00:03:33,082 --> 00:03:35,249
‫«خب، اوخ… این یکی درد داشت.»

35
00:03:35,249 --> 00:03:38,957
‫بعدش مونداس اون ارتش‌ها رو نابود کرد.

36
00:03:38,957 --> 00:03:42,999
‫محافظ ما، قهرمان ما، فاتح ما.

37
00:03:43,499 --> 00:03:48,749
‫و انسان‌ها باید بترسن
‫چون نوبت دنیای خودشونه.

38
00:03:48,749 --> 00:03:51,249
‫چون تنها انسان خوب...

39
00:03:53,166 --> 00:03:54,582
‫شام شبه.

40
00:04:01,499 --> 00:04:02,541
‫هوم؟

41
00:05:25,666 --> 00:05:26,666
‫چرا؟

42
00:05:28,124 --> 00:05:31,082
‫قرار بود فقط هلش بدیم اون‌طرف.

43
00:05:34,499 --> 00:05:37,541
‫تو واقعاً همیشه این هوا رو تنفس می‌کنی؟

44
00:05:38,374 --> 00:05:40,332
‫تاریکیت رو متمرکز کن.

45
00:05:40,332 --> 00:05:41,874
‫کمک می‌کنه راحت‌تر نفس بکشی،

46
00:05:42,457 --> 00:05:43,874
‫و زنده بمونی.

47
00:05:50,457 --> 00:05:51,582
‫خیلی بهتر شد.

48
00:05:53,624 --> 00:05:55,957
‫هیچ‌وقت نمی‌تونستی ولم کنی، داداش کوچولو.

49
00:05:58,416 --> 00:06:00,791
‫یه نقشه احمقانه‌.

50
00:06:00,791 --> 00:06:03,332
‫روی زمین نتونستید جلو ما رو بگیرید.

51
00:06:03,332 --> 00:06:06,207
‫واقعاً فکر می‌کنید اینجا می‌تونید؟

52
00:06:06,207 --> 00:06:08,666
‫توی دنیایی که حق مسلم ماست؟

53
00:06:18,832 --> 00:06:20,499
‫نیازی به این کار نیست.

54
00:06:30,374 --> 00:06:32,332
‫غاصب.

55
00:06:49,041 --> 00:06:51,749
‫امیدوار بودم دوباره متولد بشی...

56
00:06:52,666 --> 00:06:57,957
‫تا این بار مطمئن شم
‫هیچ اثری ازت باقی نمی‌مونه.

57
00:06:57,957 --> 00:07:00,082
‫حتی توی خاطره‌ها.

58
00:07:00,082 --> 00:07:02,207
‫تو خدمتکار من بودی...

59
00:07:02,207 --> 00:07:06,082
‫خیلی بیشتر از مدتی که نقش پادشاه بازی کردی.

60
00:07:06,832 --> 00:07:10,082
‫فقط با کمین تونستی شکستم بدی.

61
00:07:10,082 --> 00:07:14,999
‫و ما دیگه اون موجودی نیستیم
‫که تو قبلاً می‌شناختی.

62
00:07:14,999 --> 00:07:18,624
‫نه، ضعیف‌تر شدی.

63
00:07:36,665 --> 00:07:39,040
‫شمشیر بابا. باید شکاف رو ببندیم.

64
00:07:39,749 --> 00:07:42,582
‫الان تنها راه اینه که
‫طلسم رو از شمشیر جدا کنیم،

65
00:07:42,582 --> 00:07:46,082
‫قبل از اینکه آخرین بقایای حفاظ از بین بره.

66
00:07:47,082 --> 00:07:48,165
‫و اگه از بین بره؟

67
00:07:48,165 --> 00:07:52,165
‫بدون قدرت خود اسپاردا،
‫دیگه نمی‌شه شکاف رو مهر و موم کرد.

68
00:11:02,540 --> 00:11:04,998
‫بیست‌وهشت عمر کامل...

69
00:11:06,623 --> 00:11:11,290
‫در ازای یه لحظه زندگی
‫کردن به عنوان یه اسطوره.

70
00:11:12,123 --> 00:11:14,415
‫معامله‌ی منصفانه‌ایه.

71
00:11:51,332 --> 00:11:52,707
‫مونداس.

72
00:11:52,707 --> 00:11:54,582
‫فکر می‌کردم بزرگ‌تر باشی.

73
00:11:55,082 --> 00:11:57,665
‫می‌بینی، نیلو آنجلو،

74
00:11:57,665 --> 00:11:59,957
‫اگه هدایت من نبود،

75
00:11:59,957 --> 00:12:04,415
‫تو هم تو همون جهالت احمقانه‌ای
‫غلت می‌زدی که اون هست.

76
00:12:04,415 --> 00:12:05,832
‫بسه.

77
00:12:05,832 --> 00:12:07,123
‫حقیقت رو می‌دونم.

78
00:12:07,123 --> 00:12:08,998
‫سربازایی که مادرمون رو کشتن

79
00:12:08,998 --> 00:12:13,123
‫و منو تا مرز مرگ شکنجه دادن، مال تو بودن.

80
00:12:13,123 --> 00:12:16,373
‫تو منو تبدیل کردی
‫به سگ شکاری مطیع خودت.

81
00:12:16,373 --> 00:12:19,748
‫آره، و خوب هم تربیتت کردم.

82
00:12:19,748 --> 00:12:24,207
‫امروز بزرگ‌ترین تهدید ماکای
‫رو تحویل دستای من دادی،

83
00:12:24,207 --> 00:12:26,957
‫و حفاظ پدرت رو نابود کردی.

84
00:12:27,540 --> 00:12:31,707
‫زمین، برای گسترش قلمرو ما آماده‌ست.

85
00:12:31,707 --> 00:12:34,373
‫تو هیچ‌وقت به اونجا نمی‌رسی.

86
00:12:34,373 --> 00:12:36,957
‫تو برای انتقام از مونداس اومدی اینجا.

87
00:12:36,957 --> 00:12:40,457
‫اگه اینطوره، بالاخره سر یه چیز توافق داریم.

88
00:12:41,040 --> 00:12:44,957
‫دورگه بالاخره وفاداری واقعی‌ش رو نشون داد.

89
00:12:44,957 --> 00:12:49,832
‫اعلیحضرت، اشتباهات
‫اسپاردا رو براتون نابود کنیم؟

90
00:12:49,832 --> 00:12:54,165
‫نه. آرگوساکس می‌خواست
‫ما رو با آشوب دچار فروپاشی کنه.

91
00:12:54,957 --> 00:13:00,915
‫برای بقا، ماکای به اتحاد
‫تمام فرزندانش نیاز داره.

92
00:13:02,373 --> 00:13:05,207
‫این همون هیولاییه که زندگیمون رو نابود کرد

93
00:13:05,207 --> 00:13:07,290
‫و حالا می‌خواد دو دنیا رو برده کنه.

94
00:13:07,290 --> 00:13:09,248
‫باید متوقفش کنیم.

95
00:13:09,248 --> 00:13:12,415
‫هر کاری که کردم، نیلو... ورجیل...

96
00:13:12,415 --> 00:13:16,915
‫برای این لازم بود که ضعف‌های
‫انسانیت رو ازت پاک کنم.

97
00:13:16,915 --> 00:13:19,540
‫با دروغای بیشتر به من توهین نکن.

98
00:13:19,540 --> 00:13:24,082
‫نگه‌داشتن من کنار خودت فقط
‫انتقام کثیفت از خیانت پدرم بود.

99
00:13:24,082 --> 00:13:25,415
‫هیچی بیشتر از این نبود.

100
00:13:26,165 --> 00:13:28,707
‫اگه هدفم انتقام بود،

101
00:13:28,707 --> 00:13:31,373
‫پس چرا از زندان‌هام آزادت کردم؟

102
00:13:31,373 --> 00:13:35,748
‫چرا زحمت کشیدم آموزشت بدم
‫و کمک کنم قدرت واقعیت رو آزاد کنی؟

103
00:13:36,332 --> 00:13:39,623
‫- پس اگه انتقام نبود چی بود؟
‫- آماده‌سازی.

104
00:13:40,248 --> 00:13:43,332
‫همه‌ی کارهایی که باهات کردم
‫برای این بود که آماده‌ت کنم

105
00:13:43,332 --> 00:13:46,290
‫تا کنار دست راست من به زمین لشکر بکشی،

106
00:13:46,290 --> 00:13:49,207
‫و دو دنیا رو یکی کنیم.

107
00:13:53,540 --> 00:13:55,206
‫به حرفش گوش نده.

108
00:13:55,206 --> 00:13:56,956
‫فقط می‌خواد کنترلت کنه.

109
00:13:56,956 --> 00:13:59,706
‫تو هیچ‌وقت قدرتتو تقسیم نمی‌کردی.

110
00:13:59,706 --> 00:14:02,040
‫با هیچ موجود دیگه‌ای، نه.

111
00:14:02,040 --> 00:14:03,706
‫ولی با اسپاردا...

112
00:14:04,206 --> 00:14:07,415
‫من هیچ‌وقت درباره پدرت بهت دروغ نگفتم.

113
00:14:07,415 --> 00:14:08,790
‫خائن.

114
00:14:08,790 --> 00:14:12,373
‫باشد که اسم اسپاردا تا ابد نفرین‌شده بمونه.

115
00:14:12,373 --> 00:14:14,373
‫اون همیشه به من وفادار بود،

116
00:14:14,373 --> 00:14:15,998
‫حتی وقتی دشمنم بود.

117
00:14:15,998 --> 00:14:19,331
‫این من بودم که به هدف خودم خیانت کردم.

118
00:14:21,290 --> 00:14:23,206
‫تو یه دروغگوی کثافتی!

119
00:14:23,206 --> 00:14:24,915
‫بابامون ازت متنفر بود!

120
00:14:24,915 --> 00:14:27,581
‫اون زمینو مهر و موم کرد
‫تا از شر تو حفظش کنه!

121
00:14:27,581 --> 00:14:30,790
‫تو هیچ‌چی درباره پدر خودت نمی‌دونی.

122
00:14:30,790 --> 00:14:33,248
‫می‌خوای بشناسیش؟

123
00:14:33,248 --> 00:14:34,706
‫اسپاردای واقعی رو بشناسی؟

124
00:14:37,373 --> 00:14:42,998
‫پدرت تو دوران حکومت آرگوساکس
‫یه جنگجوی افسانه‌ای بود.

125
00:14:42,998 --> 00:14:46,706
‫اون زمان، من شاگرد آرگوساکس بودم،

126
00:14:47,290 --> 00:14:49,790
‫کاهن اعظم دربارش.

127
00:14:49,790 --> 00:14:52,623
‫از نزدیک شاهد فساد،

128
00:14:52,623 --> 00:14:56,206
‫تباهی در قلب حکومت آشوب بودم،

129
00:14:56,206 --> 00:15:02,415
‫جایی که خون خالص‌ترین ماکایی‌ها
‫به اندازه پست‌ترین موجودات ریخته می‌شد.

130
00:15:02,415 --> 00:15:08,456
‫سرنوشت منو انتخاب کرده بود
‫تا ماکای رو به توانایی واقعیش برسونم.

131
00:15:09,456 --> 00:15:12,623
‫از یه قلمروی آشوب‌زده،

132
00:15:12,623 --> 00:15:14,706
‫به نمادی از نظم.

133
00:15:15,831 --> 00:15:21,040
‫ولی اون قلمرو به این راحتی‌ها
‫با شکست خود مار سقوط نمی‌کرد.

134
00:15:21,040 --> 00:15:23,915
‫کم نبودن اون جماعت احمقی

135
00:15:23,915 --> 00:15:27,456
‫که کورکورانه هنوز به
‫اسم آرگوساکس می‌جنگیدن.

136
00:15:27,956 --> 00:15:32,498
‫اسپاردا جزو اولین‌هایی بود
‫که به هدف من پیوست.

137
00:15:32,498 --> 00:15:37,915
‫اون فهمیده بود
‫که ماکای به نظم احتیاج داره.

138
00:15:37,915 --> 00:15:43,956
‫پدرت ارتش‌های منو از یه پیروزی
‫باشکوه به پیروزی بعدی هدایت می‌کرد.

139
00:15:44,706 --> 00:15:47,123
‫اون وفادارترین جنگجوی من بود،

140
00:15:47,123 --> 00:15:49,748
‫محکم‌ترین متحدم.

141
00:15:51,456 --> 00:15:56,248
‫ما با هم ماکایی ساختیم
‫که در حد افسانه‌هاش بود.

142
00:15:57,415 --> 00:16:01,165
‫اما وقتی ذهنت بی‌وقفه

143
00:16:01,165 --> 00:16:03,415
‫درگیر شکست دادن دشمناته،

144
00:16:05,540 --> 00:16:09,498
‫کم‌کم تو هر سایه‌ای دشمن می‌بینی.

145
00:16:16,915 --> 00:16:20,915
‫اسپاردا فهمید که من نمی‌تونم
‫ماکای رو اون‌طور که باید اداره کنم،

146
00:16:20,915 --> 00:16:25,415
‫تا وقتی که خونم فقط برای
‫فتح و کشورگشایی بجوشه.

147
00:16:25,415 --> 00:16:29,331
‫اون موقع بود که پدر غول‌پیکر
‫مرمر تقلبیت رو در آورد؟

148
00:16:29,331 --> 00:16:32,998
‫اسپاردا هر راهی رو
‫امتحان کرد تا منصرفم کنه.

149
00:16:32,998 --> 00:16:36,623
‫و فقط بعد از اون بود که قهرمان
‫بزرگم شمشیرش رو علیه من کشید.

150
00:16:39,790 --> 00:16:43,206
‫ما در سراسر قاره‌های ماکای با هم جنگیدیم.

151
00:16:46,498 --> 00:16:49,331
‫هیچ‌کدوممون هم برتری پیدا نکردیم.

152
00:16:53,331 --> 00:16:58,456
‫تا این‌که اسپاردا بالاخره
‫تنها راه‌حل ممکن رو پیدا کرد.

153
00:17:00,706 --> 00:17:03,373
‫این‌که جاه‌طلبی‌هامو با زور مهار کنه.

154
00:17:17,873 --> 00:17:21,040
‫جوری حرف می‌زنی انگار
‫اون حفاظ رو به‌خاطر تو ساخت.

155
00:17:21,040 --> 00:17:23,956
‫نه برای میلیاردها انسانی
‫که از مرگ نجات داد.

156
00:17:23,956 --> 00:17:26,164
‫یا بدتر، از دست تو.

157
00:17:26,164 --> 00:17:30,998
‫اسپاردا یه جور شیفتگی
‫خاص نسبت به زمین داشت،

158
00:17:30,998 --> 00:17:35,748
‫همون‌طور که انسان‌ها ممکنه به مورچه‌هایی
‫نگاه کنن که تو خاک شکل می‌سازن.

159
00:17:35,748 --> 00:17:39,748
‫اون رو با اهمیت دادن به جونشون اشتباه نگیر.

160
00:17:41,623 --> 00:17:44,248
‫حداقل به یه نفر اهمیت می‌داد.

161
00:17:44,914 --> 00:17:46,123
‫واقعاً؟

162
00:17:46,123 --> 00:17:49,539
‫- نمی‌تونی واقعاً باور کرده باشی...
‫- من مادرت رو نمی‌شناختم.

163
00:17:49,539 --> 00:17:52,373
‫ولی می‌دونم چه جور کسی بوده.

164
00:17:52,956 --> 00:17:55,664
‫موجود زیبایی بود، نه؟

165
00:17:55,664 --> 00:17:57,914
‫یه زینت چشمگیر.

166
00:17:58,706 --> 00:18:02,789
‫وقتی اسپاردا کنجکاویش برطرف شد،

167
00:18:02,789 --> 00:18:05,664
‫اوا رو به سرنوشتش سپرد.

168
00:18:06,623 --> 00:18:07,873
‫شما رو هم همین‌طور.

169
00:18:07,873 --> 00:18:10,956
‫اسمشو نیار!

170
00:18:10,956 --> 00:18:14,206
‫بابامون مامانو دوست داشت. ما رو دوست داشت!

171
00:18:15,998 --> 00:18:17,706
‫مامان می‌گفت دوستمون داشت.

172
00:18:18,456 --> 00:18:20,331
‫خودش که نبود چیزی بگه.

173
00:18:20,956 --> 00:18:23,289
‫یه ماکایی با قدرت اسپاردا

174
00:18:23,289 --> 00:18:27,081
‫نمی‌تونه عاشق موجودی
‫به پستی یه انسان بشه.

175
00:18:27,081 --> 00:18:29,664
‫چقدر کنار مادرت موند؟

176
00:18:29,664 --> 00:18:31,248
‫پنج سال؟

177
00:18:31,248 --> 00:18:32,748
‫ده سال؟

178
00:18:32,748 --> 00:18:34,998
‫اون قرن‌ها کنار من بود.

179
00:18:34,998 --> 00:18:37,331
‫داره دوباره ذهنتو به هم می‌ریزه!

180
00:18:37,331 --> 00:18:39,289
‫اون مامانو کشت!

181
00:18:39,289 --> 00:18:40,623
‫اون باید می‌مرد.

182
00:18:42,331 --> 00:18:44,081
‫ببین برادرت

183
00:18:44,081 --> 00:18:49,414
‫چقدر تحت تأثیر احساسات انسانی
‫فاسد و ضعیف شده.

184
00:18:49,414 --> 00:18:52,581
‫من قصد داشتم هر دوتونو ببرم.

185
00:18:53,748 --> 00:18:57,206
‫حداقل تونستم یکی از
‫وارثان اسپاردا رو نجات بدم.

186
00:18:57,956 --> 00:19:00,581
‫من تو رو وارث واقعی اسپاردا کردم.

187
00:19:01,331 --> 00:19:03,998
‫حالا با من بیا به زمین.

188
00:19:10,914 --> 00:19:11,998
‫ورجیل!

189
00:19:20,956 --> 00:19:22,873
‫خونی که برای تو ریختم،

190
00:19:22,873 --> 00:19:25,831
‫در برابر چیزی که قراره بریزم هیچیه!

191
00:19:31,456 --> 00:19:32,831
‫اون دورگه‌ها رو بکشین!

192
00:20:34,831 --> 00:20:36,289
‫گوش کن، ورجیل.

193
00:20:36,289 --> 00:20:38,206
‫بیا روش فکر کنیم.

194
00:20:38,206 --> 00:20:41,289
‫الان لازم نیست باهاش بجنگیم.

195
00:20:41,289 --> 00:20:43,039
‫می‌تونیم برگردیم زمین.

196
00:20:43,039 --> 00:20:46,039
‫من و تو. شکافو ببندیم
‫که نتونه دنبالمون بیاد.

197
00:20:46,914 --> 00:20:50,122
‫وقتی آماده شدیم، می‌ریم سراغ ماندوس.

198
00:20:50,122 --> 00:20:53,206
‫ولی من خیلی چیزا رو تو تعقیب
‫کورکورانه انتقام از دست دادم.

199
00:20:53,997 --> 00:20:55,956
‫نمی‌تونم دوباره از دستت بدم.

200
00:20:55,956 --> 00:20:58,789
‫نه حالا که تازه دوباره پیدات کردم.

201
00:20:58,789 --> 00:21:01,539
‫اشتباه متوجه شدی، برادر کوچولو.

202
00:21:01,539 --> 00:21:05,539
‫با وجود همه‌چیز، ماندوس راست می‌گه.

203
00:21:05,539 --> 00:21:09,581
‫پدرمون ما رو گذاشت تا
‫خودمون از خودمون محافظت کنیم.

204
00:21:10,372 --> 00:21:13,622
‫و تنها محافظت واقعی، قدرته.

205
00:21:14,622 --> 00:21:18,289
‫من می‌تونم اون‌قدر قدرت به دست بیارم
‫که هیچ تهدیدی بهم نرسه.

206
00:21:18,289 --> 00:21:21,539
‫دنیا رو کنترل کنم،
‫به‌جای این‌که مدام باهاش بجنگم.

207
00:21:22,372 --> 00:21:25,039
‫داری اونو انتخاب می‌کنی؟

208
00:21:25,039 --> 00:21:27,372
‫نه. من خونه‌مو انتخاب می‌کنم.

209
00:21:28,247 --> 00:21:29,456
‫ماکای.

210
00:23:21,872 --> 00:23:24,831
‫اون شب،
‫اگه جای ما عوض شده بود،

211
00:23:25,539 --> 00:23:27,497
‫سرنوشت‌مون فرق می‌کرد؟

212
00:23:29,747 --> 00:23:31,956
‫من زندگی تو رو داشتم،

213
00:23:31,956 --> 00:23:33,081
‫و تو مال منو؟

214
00:23:58,581 --> 00:23:59,914
‫نه!

215
00:24:56,705 --> 00:24:57,705
‫چرا؟

216
00:24:58,705 --> 00:25:01,830
‫هرچی درباره انسان‌ها گفتی، درست بود.

217
00:25:01,830 --> 00:25:05,747
‫ممنونتم که
‫منو از فسادشون پاک کردی.

218
00:25:06,247 --> 00:25:08,039
‫ولی بدشانسی تو اینه که

219
00:25:08,539 --> 00:25:10,622
‫مادرم رو هم کشتی.

220
00:25:13,789 --> 00:25:16,372
‫ماکای به زمین حمله می‌کنه.

221
00:25:17,414 --> 00:25:19,872
‫و من پادشاهش خواهم بود.

222
00:25:25,622 --> 00:25:29,039
‫تو بیشتر از چیزی که فکر می‌کنی
‫شبیه پدرتی.

223
00:25:30,289 --> 00:25:31,580
‫پس بیا.

224
00:25:33,080 --> 00:25:36,664
‫بذار ببینیم می‌تونی جایی که اون
‫شکست خورد موفق بشی یا نه.

225
00:26:38,455 --> 00:26:39,539
‫دانته،

226
00:26:40,039 --> 00:26:41,997
‫مطمئنم هنوز زنده‌ای.

227
00:26:44,539 --> 00:26:46,247
‫و سر قرارمون رفتی.

228
00:26:46,247 --> 00:26:47,955
‫ببخشید که نتونستم بیام.

229
00:26:48,664 --> 00:26:50,039
‫یه اتفاقی افتاد.

230
00:26:55,330 --> 00:26:57,330
‫یه چیزی هست که هیچ‌وقت بهت نگفتم.

231
00:27:13,164 --> 00:27:16,330
‫مامان منم جلوی چشمام کشته شد.

232
00:27:17,039 --> 00:27:20,872
‫اون موقع فقط یه بچه معصوم و ناتوان بودم.

233
00:27:22,747 --> 00:27:23,872
‫مثل تو.

234
00:27:26,539 --> 00:27:27,872
‫اولش نمی‌فهمیدم

235
00:27:28,539 --> 00:27:30,872
‫چی مدام ما رو سمت هم می‌کشونه،

236
00:27:30,872 --> 00:27:33,455
‫ولی حالا می‌فهمم خود ما نبودیم.

237
00:27:34,205 --> 00:27:36,622
‫اون دو تا بچه زخمی بودن

238
00:27:36,622 --> 00:27:39,622
‫که بالاخره دردشون رو
‫توی یکی دیگه شناختن.

239
00:27:42,747 --> 00:27:45,914
‫برای یه لحظه خیلی خوب بود
‫که یکی درکم می‌کرد،

240
00:27:46,705 --> 00:27:48,580
‫مثل یه پناه کوتاه‌مدت.

241
00:27:50,580 --> 00:27:51,580
‫دانته،

242
00:27:52,163 --> 00:27:55,997
‫کاش می‌تونستم مثل تو
‫دردم رو نادیده بگیرم.

243
00:27:56,997 --> 00:27:59,247
‫ولی من باید به سمتش بدوم.

244
00:28:00,038 --> 00:28:01,038
‫باهاش روبه‌رو شم.

245
00:28:01,038 --> 00:28:04,163
‫تنها امیدم برای نابود کردنش همینه.

246
00:28:04,788 --> 00:28:06,538
‫برای همین دارم می‌رم اونجا.

247
00:28:07,122 --> 00:28:09,205
‫تا ریشه‌ش رو بکشم.

248
00:28:12,997 --> 00:28:16,622
‫در پی دومین حمله ویرانگر شیاطین
‫به شهر نیویورک،

249
00:28:16,622 --> 00:28:19,330
‫ارتش آمریکا حکومت نظامی اعلام کرده

250
00:28:19,330 --> 00:28:21,288
‫و دلیلش رو حفظ امنیت مردم آمریکا دانسته.

251
00:28:21,288 --> 00:28:25,455
‫با توجه به تهدید حملات احتمالی بعدی
‫از جهنم،

252
00:28:25,455 --> 00:28:27,622
‫منع رفت‌وآمد تا اطلاع ثانوی برقرار شده.

253
00:28:30,247 --> 00:28:32,580
‫فکر کنم آخرش هم مثل اولش شد.

254
00:28:33,538 --> 00:28:35,663
‫من مثل یه ترسو فرار می‌کنم

255
00:28:35,663 --> 00:28:37,497
‫و تو رو تنها می‌ذارم.

256
00:28:38,330 --> 00:28:41,455
‫تو بهم نشون دادی این خونمون
‫نیست که ما رو تعریف می‌کنه.

257
00:28:42,122 --> 00:28:43,747
‫انتخاب‌هامونه.

258
00:28:44,372 --> 00:28:47,705
‫تو از بهترین‌های بشریتی، دانته.

259
00:28:48,663 --> 00:28:51,455
‫و جای من در میون بدترین بخششه.

260
00:29:09,788 --> 00:29:12,747
‫خب خب، مری.

261
00:29:13,747 --> 00:29:16,955
‫اومدی بابای عزیزتو ببینی؟

262
00:29:20,288 --> 00:29:23,080
‫بیا یه نمایش حسابی براشون اجرا کنیم!

263
00:30:24,997 --> 00:30:26,705
‫نگران نباش، ورجیل.

264
00:30:27,497 --> 00:30:29,913
‫از این به بعد تو و من کنار همیم.

265
00:30:29,997 --> 00:30:33,663
‫«ترجمه از میثم موسویان»