1
00:00:44,043 --> 00:00:45,412
‫[این سریال یک اثر داستانی است]

2
00:00:45,462 --> 00:00:46,830
‫[برخی صحنه‌ها
‫با استفاده از هوش مصنوعی ساخته شده‌اند]

3
00:00:46,880 --> 00:00:48,965
‫[از بازیگران کودک و حیوانات
‫در شرایط امن فیلمبرداری شده است]

4
00:00:49,965 --> 00:00:59,965
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

5
00:01:01,519 --> 00:01:05,940
‫«ترجمه از زهرا ترابی»

6
00:01:05,982 --> 00:01:12,363
‫از این به بعد هر وقت ببینمت
‫یاد سون‌او می‌افتم.

7
00:01:13,823 --> 00:01:15,992
‫همیشه قراره همین‌طوری باشه، نه؟

8
00:02:19,639 --> 00:02:20,932
‫دکتر دو، حالت خوبه؟

9
00:02:22,767 --> 00:02:24,978
‫بیمار به هوش اومد!

10
00:02:27,730 --> 00:02:28,940
‫من خوبم.

11
00:02:39,283 --> 00:02:40,410
‫دوک‌هوا...

12
00:02:41,661 --> 00:02:42,954
‫دوک‌هوا چطوره؟

13
00:02:43,997 --> 00:02:45,823
‫اپی‌گلوتیت حاده.

14
00:02:45,873 --> 00:02:48,409
‫در حال حاضر تحت تاثیر آرام‌بخش
‫واکنشی نشون نمیده،

15
00:02:48,459 --> 00:02:50,620
‫اما بسته به وضعیت و روند بهبودیش،

16
00:02:50,670 --> 00:02:53,339
‫دوز دارو رو کم می‌کنیم
‫تا به هوش بیاد.

17
00:02:54,590 --> 00:02:57,126
‫با وجود اپی‌گلوتیت حاد،
‫باید بهش آنتی‌بیوتیک بدیم

18
00:02:57,176 --> 00:02:58,711
‫و دقیق تحت نظرش داشته باشیم.

19
00:02:58,761 --> 00:03:03,466
‫نگرانی اینه که عوارض احتمالی
‫ممکنه منجر به آسیب مغزی،

20
00:03:03,516 --> 00:03:05,218
‫یا در موارد شدیدتر، حتی مرگ بشه.

21
00:03:05,268 --> 00:03:09,097
‫نه!

22
00:03:09,147 --> 00:03:11,190
‫اوه، دوک‌هوا!

23
00:03:12,650 --> 00:03:16,696
‫دکتر، لطفاً دوک‌هوا رو نجات بده.

24
00:03:18,865 --> 00:03:21,526
‫دختر عزیزم...

25
00:03:21,576 --> 00:03:23,828
‫چیزی که دکتر الان گفت

26
00:03:24,746 --> 00:03:29,542
‫بدترین سناریوی ممکنی بود
‫که می‌تونه اتفاق بیفته.

27
00:03:31,127 --> 00:03:34,789
‫ما زود متوجه شدیم
‫و سریعاً درمانش رو شروع کردیم.

28
00:03:34,839 --> 00:03:38,334
‫خیلی نادره که یه بچه
‫دچار آسیب مغزی دائمی بشه،

29
00:03:38,384 --> 00:03:40,294
‫بنابراین نیازی نیست خیلی نگران باشین.

30
00:03:40,344 --> 00:03:44,632
‫اما آخه دکتر گفت دوک‌هوا...

31
00:03:44,682 --> 00:03:47,393
‫این کاریه که یه دکتر باید انجام بده.

32
00:03:49,437 --> 00:03:55,610
‫دکترها باید برای
‫بدترین سناریوهای ممکن آماده باشن،

33
00:03:56,652 --> 00:03:59,739
‫فقط برای اینکه مطمئن بشن بیمار
‫بهترین مراقبت ممکن رو دریافت می‌کنه.

34
00:04:06,621 --> 00:04:08,623
‫شما هم باید درمان بشید، خانم.

35
00:04:09,457 --> 00:04:10,616
‫بله؟

36
00:04:10,666 --> 00:04:12,543
‫منظورم پاهاتونه.

37
00:04:14,295 --> 00:04:16,414
‫اوه، من خوبم.

38
00:04:16,464 --> 00:04:18,090
‫حالم خوبه.

39
00:04:18,758 --> 00:04:21,461
‫اما ممکن بود به خاطر ما...

40
00:04:21,511 --> 00:04:23,004
‫شما اتفاق وحشتناکی براتون بیفته.

41
00:04:23,054 --> 00:04:24,222
‫خیلی متأسفم.

42
00:04:25,139 --> 00:04:28,017
‫واقعاً متأسفم.

43
00:04:30,144 --> 00:04:32,230
‫اشکالی نداره. فقط یه لحظه از حال رفتم.

44
00:04:33,147 --> 00:04:34,148
‫خوبم.

45
00:04:36,734 --> 00:04:41,439
‫- اما...
‫- اوه، من هم خوبم.

46
00:04:41,489 --> 00:04:43,149
‫کاملاً حالم خوبه.

47
00:04:43,199 --> 00:04:46,777
‫اما شما هم افتادید تو آب.

48
00:04:46,827 --> 00:04:48,154
‫من خوبم.

49
00:04:48,204 --> 00:04:49,872
‫واقعاً حالتون خوبه؟

50
00:05:29,912 --> 00:05:36,502
‫«قسمت پنجم: رسوایی پیون‌دونگ»

51
00:05:39,255 --> 00:05:40,256
‫دکتر دو.

52
00:05:42,008 --> 00:05:43,009
‫بله؟

53
00:05:43,843 --> 00:05:45,553
‫اوه.

54
00:05:47,555 --> 00:05:48,556
‫اوه.

55
00:05:56,856 --> 00:05:58,899
‫چرا این کارو کردی؟ خطرناک بود.

56
00:05:59,942 --> 00:06:01,978
‫چیزی نبود.

57
00:06:02,028 --> 00:06:03,404
‫من شناگر خوبی‌ام.

58
00:06:04,322 --> 00:06:07,158
‫شاید بهِم نیاد،
‫اما تو یه جزیره به دنیا اومدم و بزرگ شدم.

59
00:06:15,207 --> 00:06:19,253
‫- ولی باز هم...
‫- بابا، واسه چی مِن‌مِن می‌کنی؟

60
00:06:20,546 --> 00:06:22,590
‫تشکر کن و تمومش کن.

61
00:06:25,217 --> 00:06:28,763
‫جفتمون سالم اومدیم بیرون،
‫همین مهمه.

62
00:06:32,183 --> 00:06:33,976
‫ممنون.

63
00:06:36,937 --> 00:06:39,023
‫زیرزمین اول.

64
00:06:46,405 --> 00:06:48,115
‫منم می‌خوام ازت تشکر کنم.

65
00:06:50,743 --> 00:06:52,369
‫تو هر دوشون رو نجات دادی.

66
00:06:53,913 --> 00:06:55,873
‫هم دوک‌هوا و هم مامانش رو.

67
00:07:02,588 --> 00:07:03,914
‫لطفاً راه رو باز کنید.

68
00:07:03,964 --> 00:07:05,674
‫- داریم رد میشیم.
‫- ممنون.

69
00:07:11,222 --> 00:07:12,807
‫درها بسته میشن.

70
00:07:27,196 --> 00:07:28,656
‫طبقه اول.

71
00:07:34,662 --> 00:07:37,081
‫هوم؟ خانم یوک هاری؟

72
00:07:39,667 --> 00:07:41,418
‫پس خودت بودی، خانم یوک هاری!

73
00:07:42,461 --> 00:07:45,498
‫پرستارها گفتن شما رو تو اورژانس دیدن،

74
00:07:45,548 --> 00:07:47,249
‫و من بهشون گفتم امکان نداره.

75
00:07:47,299 --> 00:07:48,968
‫اما خودتی!

76
00:07:49,802 --> 00:07:52,087
‫آره، خب، داستانش مفصله...

77
00:07:52,137 --> 00:07:54,431
‫باید بهمون خبر می‌دادی که داری میای.

78
00:07:56,559 --> 00:07:59,853
‫خب ایشون کی هستن؟

79
00:08:00,354 --> 00:08:03,057
‫اوه، ایشون دکتریه که باهاش کار می‌کنم.

80
00:08:03,107 --> 00:08:04,141
‫اوه.

81
00:08:04,191 --> 00:08:07,069
‫دکتری که باهاش کار می‌کنی، هان؟

82
00:08:07,903 --> 00:08:11,732
‫سلام، من پرستاریم که قبلاً
‫با خانم یوک کار می‌کردم.

83
00:08:11,782 --> 00:08:13,526
‫بله. من دو جی‌اویی هستم.

84
00:08:13,576 --> 00:08:16,403
‫ما دیگه باید بریم.
‫ایشون هنوز بیماره، پس...

85
00:08:16,453 --> 00:08:18,122
‫بیا بریم.

86
00:08:32,720 --> 00:08:36,432
‫یوک هاری اومده بیمارستان.
‫با یه پسر.

87
00:08:38,642 --> 00:08:41,103
‫[مرکز بهداشت عمومی]

88
00:08:43,731 --> 00:08:45,099
‫خانم یوک؟

89
00:08:45,149 --> 00:08:47,276
‫بله. نگرانت کردم، نه؟

90
00:08:47,901 --> 00:08:51,563
‫دوک‌هوا داره با آنتی‌بیوتیک درمان میشه،
‫و دکتر دو هم حالش خوبه.

91
00:08:51,613 --> 00:08:52,698
‫خودت چی؟

92
00:08:54,241 --> 00:08:56,443
‫منم حالم خوبه.

93
00:08:56,493 --> 00:08:57,661
‫چی گفت؟

94
00:08:58,329 --> 00:09:01,365
‫به محض اینکه جواب آزمایش دکتر دو رو بگیریم
‫برمی‌گردیم.

95
00:09:01,415 --> 00:09:03,417
‫باشه. به بقیه خبر میدم.

96
00:09:09,214 --> 00:09:10,966
‫گفت حال همه خوبه.

97
00:09:13,552 --> 00:09:16,088
‫اوه، خیالم راحت شد.

98
00:09:16,138 --> 00:09:19,717
‫خیلی وقت بود ازشون خبری نداشتیم،
‫می‌ترسیدم اتفاقی براشون افتاده باشه.

99
00:09:19,767 --> 00:09:22,177
‫آره. منم همین‌طور.

100
00:09:22,227 --> 00:09:25,389
‫حالا که گفت حال همه خوبه،
‫بیاید همه برگردیم سر کارمون.

101
00:09:25,439 --> 00:09:29,393
‫امروز دو نفر کم داریم،
‫پس بیاید به خودمون بیایم.

102
00:09:29,443 --> 00:09:30,444
‫باشه.

103
00:09:48,629 --> 00:09:50,464
‫خیلی عجیب نیست؟

104
00:09:51,465 --> 00:09:53,709
‫خیلی بهش اهمیت میده.

105
00:09:53,759 --> 00:09:57,054
‫آره. خیلی عجیبه.

106
00:09:58,597 --> 00:10:02,301
‫نتایج آزمایشت همه خوبن،
‫اما یه ضربه مغزی خفیف داری.

107
00:10:02,351 --> 00:10:05,646
‫باید امشب رو برای مراقبت بیشتر
‫تو بیمارستان بمونی.

108
00:10:06,480 --> 00:10:07,481
‫بله.

109
00:10:18,283 --> 00:10:19,993
‫داری میری؟

110
00:10:20,619 --> 00:10:23,330
‫اوه، نه، فقط می‌خواستم برم فروشگاه.

111
00:10:24,498 --> 00:10:25,499
‫اوه.

112
00:10:28,293 --> 00:10:31,421
‫اینکه به عنوان بیمار اینجایی
‫یه کم تو رو ترسونده نه؟

113
00:10:33,799 --> 00:10:36,510
‫یکم صبر کن.
‫قبل از اینکه آمپولت رو بزنن برمی‌گردم.

114
00:11:03,120 --> 00:11:04,988
‫شنیدی؟

115
00:11:05,038 --> 00:11:06,665
‫شنیدم یوک هاری اینجاست.

116
00:11:07,457 --> 00:11:10,327
‫با اون بیمار اورژانسی که
‫افتاده بود تو آب اومد.

117
00:11:10,377 --> 00:11:13,622
‫وای. فکر کن با اینکه می‌دونست
‫دکتر دونگ‌سوپ اینجاست بازم اومد.

118
00:11:13,672 --> 00:11:17,167
‫اونم با یه پسر. باور نکردنیه.

119
00:11:17,217 --> 00:11:18,544
‫آره واقعا.

120
00:11:18,594 --> 00:11:22,848
‫چیزی که عجیب‌تره اینه که
‫ظاهراً پسره یه پزشک طرحیه.

121
00:11:23,807 --> 00:11:26,218
‫انگار شایعات درسته.

122
00:11:26,268 --> 00:11:28,470
‫که یوک هاری یه شکارچی دکتره.

123
00:11:28,520 --> 00:11:29,605
‫صد در صد.

124
00:11:39,948 --> 00:11:42,651
‫وای تو خبر نداری.

125
00:11:42,701 --> 00:11:45,195
‫اون موقع اینجا یه رسوایی بزرگ شد.

126
00:11:45,245 --> 00:11:47,164
‫همه باید با احتیاط رفتار می‌کردیم...

127
00:11:53,712 --> 00:11:56,882
‫اگه چیزی هست که می‌خوای بدونی
‫راحت باش و بهم بگو.

128
00:11:59,134 --> 00:12:00,177
‫من دیگه میرم.

129
00:12:16,777 --> 00:12:21,148
‫منظورت چیه
‫نمی‌تونی انجامش بدی؟ هان؟

130
00:12:21,198 --> 00:12:25,193
‫تو دکتری،
‫پس کارتو بکن و درمانم کن، باشه؟

131
00:12:25,243 --> 00:12:26,778
‫چه خبر شده؟

132
00:12:26,828 --> 00:12:29,031
‫میشه یه کم سر عقل بیاریش؟

133
00:12:29,081 --> 00:12:31,491
‫می‌بینی؟ حتی پیرهنم رو درآوردم،

134
00:12:31,541 --> 00:12:34,252
‫اما یهو میگه برام طب سوزنی انجام نمیده.

135
00:12:35,003 --> 00:12:37,631
‫مگه وظیفه نداری بیمار رو درمان کنی؟

136
00:12:39,007 --> 00:12:41,251
‫چرا هیچی نمیگی؟

137
00:12:41,301 --> 00:12:44,429
‫یه چیزی بگو، باشه؟ هی!

138
00:12:45,555 --> 00:12:48,141
‫- لطفاً ولش کنین و...
‫- داری منو تحقیر می‌کنی؟

139
00:12:50,060 --> 00:12:52,137
‫- کافیه.
‫- یعنی چی؟

140
00:12:52,187 --> 00:12:55,023
‫باور کن،
‫نباید با من این کار رو کنی.

141
00:12:56,775 --> 00:12:59,561
‫تداخل تو کارهای پزشکی
‫یا حمله به کادر درمان

142
00:12:59,611 --> 00:13:00,645
‫یه جرم جدیه.

143
00:13:00,695 --> 00:13:03,857
‫هی، تویی که داری به من حمله می‌کنی!

144
00:13:03,907 --> 00:13:06,234
‫اصلاً می‌دونی من کی‌ام؟

145
00:13:06,284 --> 00:13:07,986
‫اصلاً نمی‌دونم کی هستی.

146
00:13:08,036 --> 00:13:10,072
‫می‌خوای زنگ بزنم پلیس
‫تا بتونیم شناساییت کنیم؟

147
00:13:10,122 --> 00:13:12,866
‫هی، فهمیدم.

148
00:13:12,916 --> 00:13:15,285
‫چرا آخه زنگ بزنیم پلیس؟
‫لعنتی.

149
00:13:15,335 --> 00:13:18,622
‫ولم کن، فهمیدم.

150
00:13:18,672 --> 00:13:21,341
‫هی کوچولو... من ورزشکارم، بابا.

151
00:13:21,967 --> 00:13:23,794
‫زنگ بزن پلیس. به هرکی می‌خوای زنگ بزن.

152
00:13:23,844 --> 00:13:25,378
‫گور باباش. می‌دونی چیه؟

153
00:13:25,428 --> 00:13:30,684
‫اصلاً به اون آشغالای تو آمریکا زنگ بزن،
‫ان‌اف‌اس، برام مهم نیست، لعنتی!

154
00:13:31,393 --> 00:13:34,596
‫- تک‌تکشون رو می‌کشم.
‫- وای خدایا، آقای یوم، چی شده؟

155
00:13:34,646 --> 00:13:37,274
‫- چی شده؟
‫- سرم شلوغه، دارم میرم.

156
00:13:39,734 --> 00:13:41,728
‫یه مشت جوون نادون چی می‌دونن؟

157
00:13:41,778 --> 00:13:44,898
‫حسابی ادبشون می‌کنم.

158
00:13:44,948 --> 00:13:45,982
‫ای وای...

159
00:13:46,032 --> 00:13:48,827
‫اون عوضی اصلاً نمی‌دونه
‫ان‌اف‌اس چیه.

160
00:13:59,337 --> 00:14:01,590
‫سلام، آقای کو. قربان! بله.

161
00:14:02,340 --> 00:14:06,428
‫ساخت و ساز؟
‫خیلی خوب پیش میره، قربان.

162
00:14:07,137 --> 00:14:11,600
‫شما نگران نباشید. بله، البته.

163
00:14:12,225 --> 00:14:13,260
‫دوهزار وون؟

164
00:14:13,310 --> 00:14:15,854
‫حتماً کارها رو تا قبل از مهلت تموم می‌کنم.

165
00:14:17,647 --> 00:14:19,933
‫متوجهم، قربان. شما که منو می‌شناسید.

166
00:14:19,983 --> 00:14:21,643
‫من یوم بیونگ‌چول هستم.

167
00:14:21,693 --> 00:14:23,645
‫کلی وقت داریم.

168
00:14:23,695 --> 00:14:26,565
‫بله. متوجهم. وفاداری ابدیم رو
‫به شما اعلام می‌کنم، قربان!

169
00:14:26,615 --> 00:14:29,359
‫هی، این بیونگ‌چول نبود؟

170
00:14:29,409 --> 00:14:31,328
‫کِی اومده اینجا؟

171
00:14:32,162 --> 00:14:36,041
‫شنیدم مسئول
‫پروژه ساخت سکوی بالگرد شده.

172
00:14:37,792 --> 00:14:39,911
‫حتماً خودش رو چسبونده
‫به کله‌گنده‌های شهر.

173
00:14:39,961 --> 00:14:41,421
‫پروژه ساخت سکوی بالگرد؟

174
00:14:42,047 --> 00:14:43,081
‫خدای من.

175
00:14:43,131 --> 00:14:46,042
‫چرا دارن یه سکوی بالگرد
‫کاملاً سالم رو خراب می‌کنن؟

176
00:14:46,092 --> 00:14:48,587
‫اون یارو دوباره می‌خواد دردسر درست کنه.

177
00:14:48,637 --> 00:14:50,347
‫داره دیوونه‌م می‌کنه.

178
00:15:17,248 --> 00:15:19,376
‫چت شده؟

179
00:15:22,128 --> 00:15:26,508
‫اول من دوک‌هوا رو معاینه کردم.

180
00:15:28,134 --> 00:15:30,303
‫اگه درست معاینه‌اش می‌کردم...

181
00:15:32,180 --> 00:15:33,723
‫اتفاقی که برای دوک‌هوا...

182
00:15:35,392 --> 00:15:36,893
‫دکتر جی‌اویی...

183
00:15:38,770 --> 00:15:40,438
‫و خانم هاری افتاد...

184
00:15:44,818 --> 00:15:47,404
‫پیش نمی‌اومد.

185
00:15:56,162 --> 00:15:57,747
‫من از...

186
00:15:59,833 --> 00:16:01,418
‫درمان بیمارام می‌ترسم.

187
00:16:41,457 --> 00:16:42,542
‫گرسنه‌ت نیست؟

188
00:16:44,085 --> 00:16:46,546
‫خب... یکم.

189
00:16:53,928 --> 00:16:56,139
‫- بیا بخوریم.
‫- بخوریم.

190
00:17:22,624 --> 00:17:24,083
‫همبرگر دوست داری؟

191
00:17:26,044 --> 00:17:27,962
‫آره، دوست دارم.

192
00:17:28,755 --> 00:17:30,582
‫من همه چیزِ کلینیکمون رو دوست دارم،

193
00:17:30,632 --> 00:17:32,592
‫به جز اینکه هیچ همبرگرفروشی‌ای نداره.

194
00:17:34,928 --> 00:17:37,297
‫حتماً خیلی همبرگر دوست داری.

195
00:17:37,347 --> 00:17:39,599
‫آره. غذای آرامش‌بخشمه.

196
00:17:42,352 --> 00:17:43,553
‫از وقتی کوچیک بودم،

197
00:17:43,603 --> 00:17:47,398
‫مامان‌بزرگم هر وقت اتفاق بدی می‌افتاد
‫برام همبرگر می‌خرید.

198
00:17:48,858 --> 00:17:51,986
‫وقتی با دوستم دعوا می‌کردم،
‫وقتی تو امتحان گند می‌زدم،

199
00:17:52,695 --> 00:17:54,697
‫و حتی وقتی مامان‌بزرگم دعوام می‌کرد.

200
00:17:56,157 --> 00:17:58,534
‫حتماً با مامان‌بزرگت
‫خیلی صمیمی هستی.

201
00:17:59,494 --> 00:18:00,912
‫ما شدیداً صمیمی هستیم.

202
00:18:01,996 --> 00:18:05,083
‫از وقتی کوچیک بودم،
‫مامان‌بزرگم تنها کسی بود که تو دنیا داشتم.

203
00:18:06,084 --> 00:18:11,497
‫مامان‌بزرگم مامانمه، بابامه، دوستمه،
‫و همه‌چیزمه.

204
00:18:11,547 --> 00:18:12,757
‫اون همه‌کسِ منه.

205
00:18:20,431 --> 00:18:22,141
‫سس کچاپ ریخته روت.

206
00:18:25,561 --> 00:18:26,646
‫خب...

207
00:18:27,230 --> 00:18:28,564
‫- ممنون.
‫- همونجاست.

208
00:18:33,569 --> 00:18:36,481
‫انگار شایعات درسته.

209
00:18:36,531 --> 00:18:38,574
‫که یوک هاری یه شکارچی دکتره.

210
00:18:42,161 --> 00:18:45,206
‫اگه چیزی هست که می‌خوای بدونی
‫راحت باش و بهم بگو.

211
00:18:54,257 --> 00:18:57,051
‫هی، دکتر دو...

212
00:19:00,471 --> 00:19:01,764
‫تو...

213
00:19:11,149 --> 00:19:12,150
‫بی‌خیال.

214
00:19:17,947 --> 00:19:18,948
‫خب...

215
00:19:20,241 --> 00:19:22,326
‫غذام تموم شد، دیگه میرم.

216
00:19:24,412 --> 00:19:27,365
‫ولی احتمالاً کشتی‌ها دیگه کار نکنن.

217
00:19:27,415 --> 00:19:28,958
‫میرم یه اتاق می‌گیرم.

218
00:19:34,422 --> 00:19:36,257
‫فردا تو بندر همدیگه رو می‌بینیم.

219
00:19:39,969 --> 00:19:41,262
‫خانم یوک...

220
00:20:12,084 --> 00:20:13,669
‫هاری.

221
00:20:15,922 --> 00:20:17,540
‫چرا گوشیتو جواب ندادی؟

222
00:20:17,590 --> 00:20:18,966
‫این همه بهت زنگ زدم.

223
00:20:19,759 --> 00:20:21,219
‫می‌دونی چقدر نگرانت بودم؟

224
00:20:28,476 --> 00:20:30,261
‫شنیدم منتقل شدی به یه جزیره.

225
00:20:30,311 --> 00:20:31,512
‫اونجا اوضاع چطوره؟

226
00:20:31,562 --> 00:20:33,397
‫می‌خواستم بیام دیدنت، اما...

227
00:20:38,527 --> 00:20:41,072
‫به نظر میاد حالت خوبه.
‫خوب به نظر می‌رسی.

228
00:20:42,240 --> 00:20:45,109
‫من حالم خیلی خوب نبوده.
‫خیلی بهت فکر می‌کردم.

229
00:20:45,159 --> 00:20:47,078
‫آره، معلوم بود.

230
00:20:48,871 --> 00:20:50,873
‫هنوزم اینجا دارن پشتم حرف می‌زنن.

231
00:20:52,249 --> 00:20:54,502
‫ظاهراً،
‫من یه شکارچی دکتر پول‌پرستم.

232
00:20:55,628 --> 00:20:59,040
‫خب، مردم دچار سوءتفاهم شدن
‫چون من خیلی دارم تقلا می‌کنم که...

233
00:20:59,090 --> 00:21:00,132
‫سوءتفاهم؟

234
00:21:01,509 --> 00:21:03,469
‫فکر کنم نیتت همین بود.

235
00:21:05,262 --> 00:21:07,590
‫مطمئنم منو آدم بده کردی،

236
00:21:07,640 --> 00:21:09,383
‫تا خودت آدم خوبه به نظر برسی.

237
00:21:09,433 --> 00:21:10,434
‫هاری.

238
00:21:12,687 --> 00:21:14,263
‫بیا دیگه دعوا نکنیم.

239
00:21:14,313 --> 00:21:15,765
‫بهت که گفتم متأسفم.

240
00:21:15,815 --> 00:21:18,267
‫ما دعوا نمی‌کنیم. ما به هم زدیم، باشه؟

241
00:21:18,317 --> 00:21:20,269
‫منظورت چیه که «به هم زدیم»؟

242
00:21:20,319 --> 00:21:22,279
‫من باهات به هم نمی‌زنم!

243
00:21:24,365 --> 00:21:26,617
‫بهت گفتم که باهات به هم نمی‌زنم.

244
00:21:27,743 --> 00:21:30,663
‫چرا؟ به خاطر اون پزشک طرحیه
‫که باهاش اومدی اینجا؟

245
00:21:31,330 --> 00:21:32,873
‫اون عوضی از من بهتره؟ هان؟

246
00:21:34,667 --> 00:21:36,285
‫پس می‌خوای با اون باشی؟

247
00:21:36,335 --> 00:21:38,996
‫فراموش کن. حرفی باهات ندارم.

248
00:21:39,046 --> 00:21:40,665
‫کجا داری میری؟
‫چطور جرأت می‌کنی؟

249
00:21:40,715 --> 00:21:42,299
‫حرفم باهات تموم نشده.

250
00:21:43,384 --> 00:21:44,385
‫دکتر دو!

251
00:21:45,845 --> 00:21:47,179
‫تو دیگه کدوم خری هستی؟

252
00:21:48,931 --> 00:21:51,726
‫اوه، پس تو همون پزشک طرحی هستی
‫که باهاش اومده اینجا؟

253
00:21:55,020 --> 00:21:57,640
‫دکتر دو، ولش کن.

254
00:21:57,690 --> 00:21:58,941
‫بیا فقط بریم.

255
00:21:59,608 --> 00:22:01,277
‫دیگه حرفی برای گفتن نمونده.

256
00:22:03,237 --> 00:22:04,739
‫بهتره به خودت بیای!

257
00:22:07,575 --> 00:22:09,994
‫اون واقعاً از تو خوشش نمیاد.

258
00:22:10,661 --> 00:22:12,913
‫با سه تا دکتر اینجا دوست بوده،
‫از جمله من!

259
00:22:13,998 --> 00:22:16,709
‫به محض اینکه یکی بهتر پیدا میشه
‫سریع میره با اون.

260
00:22:18,127 --> 00:22:19,128
‫اون یه پول‌پرسته.

261
00:22:20,921 --> 00:22:24,175
‫دارم بهت میگم واست تور پهن کرده شکارت کنه!

262
00:22:26,969 --> 00:22:29,764
‫برام مهم نیست پول‌پرسته یا نه.

263
00:22:34,560 --> 00:22:37,021
‫در اصل منم که دارم التماسش می‌کنم
‫من رو شکار کنه.

264
00:22:37,855 --> 00:22:38,939
‫چی؟

265
00:22:44,820 --> 00:22:45,988
‫خدایا.

266
00:22:51,202 --> 00:22:53,204
‫اما راستش، خیالم راحت شد.

267
00:22:54,288 --> 00:22:57,124
‫چون هر کی چشم داشته باشه
‫می‌تونه ببینه مرد بهتر کیه.

268
00:22:58,792 --> 00:23:01,462
‫پس حد خودتو بدون و گمشو، باشه؟

269
00:23:02,254 --> 00:23:04,215
‫من و تو در یه سطح نیستیم.

270
00:23:10,054 --> 00:23:11,138
‫بیا بریم، خانم یوک.

271
00:23:18,938 --> 00:23:20,264
‫- چی؟
‫- یعنی چی؟

272
00:23:20,314 --> 00:23:22,191
‫الان ضایعش کرد؟

273
00:23:23,526 --> 00:23:25,986
‫پس این دومین باره که ضایعش می‌کنن.

274
00:23:46,298 --> 00:23:50,302
‫ببخشید که پات کشیده شد
‫تو ماجرای کثیف من.

275
00:23:51,345 --> 00:23:53,756
‫هیچ هم کثیف نیست.

276
00:23:53,806 --> 00:23:55,641
‫مشکل از اوناست.

277
00:23:57,977 --> 00:24:01,188
‫از خانم سوجونگ
‫همه چیز رو درباره من نشنیدی؟

278
00:24:02,147 --> 00:24:04,266
‫نه، هیچی از حرفاش رو نشنیدم.

279
00:24:04,316 --> 00:24:06,819
‫به هر حال همش شبیه چرت و پرت بود.

280
00:24:10,864 --> 00:24:15,536
‫منم مثل همه با آدم‌ها قرار گذاشتم
‫و به هم زدم...

281
00:24:17,955 --> 00:24:20,290
‫اما مردم بهم می‌گفتن
‫یه شکارچی دکتر پول‌پرستم.

282
00:24:23,085 --> 00:24:27,756
‫فکر نمی‌کردم از اونایی باشی
‫که بذاری این شایعات روت تأثیر بذاره.

283
00:24:29,299 --> 00:24:31,552
‫خودمم این‌طور فکر نمی‌کردم.

284
00:24:34,596 --> 00:24:39,518
‫فکر می‌کردم برام مهم نیست
‫مردم پشتم چی میگن،

285
00:24:40,477 --> 00:24:43,022
‫چون هیچی درباره
‫اینکه من واقعاً کی هستم نمی‌دونستن.

286
00:24:45,899 --> 00:24:48,068
‫اما فکر کنم فقط داشتم
‫ادای آدمای سرسخت رو درمیاوردم.

287
00:24:50,362 --> 00:24:53,657
‫وقتی تو رو با خانم سوجونگ تنها دیدم...

288
00:24:55,367 --> 00:24:57,244
‫واقعاً ترسیدم.

289
00:24:58,704 --> 00:25:02,291
‫نگران بودم که تو هم اون شایعات رو باور کنی.

290
00:25:03,625 --> 00:25:06,879
‫و حس کردم داری ازم فاصله می‌گیری و...

291
00:25:08,005 --> 00:25:10,049
‫همین باعث شد عصبانی بشم و بترسم.

292
00:25:12,259 --> 00:25:17,055
‫خب در مورد اتفاقی که قبلاً افتاد من...

293
00:25:17,931 --> 00:25:21,643
‫می‌دونم. فقط چون
‫عذاب وجدان داشتم بدبین شده بودم.

294
00:25:30,444 --> 00:25:33,489
‫وانمود کردم به خاطر مامان‌بزرگم
‫اومدم پیون‌دونگ‌دو...

295
00:25:34,865 --> 00:25:38,160
‫اما راستش، فرار کردم تا بتونم
‫تو آغوشش آرامش پیدا کنم.

296
00:25:40,287 --> 00:25:41,997
‫مثل یه ترسو.

297
00:25:47,961 --> 00:25:49,713
‫وقتی درد غیرقابل‌تحمل میشه...

298
00:25:51,548 --> 00:25:53,133
‫همه فرار می‌کنن.

299
00:25:55,844 --> 00:25:57,638
‫منم زیاد فرار می‌کنم.

300
00:26:03,560 --> 00:26:04,970
‫می‌خوای برات همبرگر بخرم؟

301
00:26:05,020 --> 00:26:06,597
‫چی؟

302
00:26:06,647 --> 00:26:08,982
‫راستش یه همبرگرفروشی
‫خیلی خوب این دور و بر می‌شناسم.

303
00:26:12,528 --> 00:26:15,564
‫می‌دونم نصف همبرگرت رو هم نخوردی.

304
00:26:15,614 --> 00:26:16,823
‫راست میگی.

305
00:26:26,416 --> 00:26:28,585
‫یکم استراحت کن. من دیگه میرم.

306
00:26:32,798 --> 00:26:35,000
‫- میری؟
‫- هان؟

307
00:26:35,050 --> 00:26:38,345
‫آخه چه جور پرستاری
‫بیمارش رو ول می‌کنه میره؟

308
00:26:39,137 --> 00:26:42,883
‫بهت که گفتم. این اولین باریه که
‫به عنوان بیمار اینجام، پس...

309
00:26:42,933 --> 00:26:44,226
‫خیلی می‌ترسم.

310
00:26:51,233 --> 00:26:52,809
‫مادر.

311
00:26:52,859 --> 00:26:54,019
‫سلام؟

312
00:26:54,069 --> 00:26:55,896
‫چیزی خوردین؟

313
00:26:55,946 --> 00:26:58,899
‫بله، دوک‌هوا غذاشو خورد.

314
00:26:58,949 --> 00:27:02,786
‫تو رو می‌گم نه دوک‌هوا.
‫خودت چیزی خوردی؟

315
00:27:03,620 --> 00:27:06,323
‫ببخشید، مادر.

316
00:27:06,373 --> 00:27:09,076
‫خدای من، گریه نکن.

317
00:27:09,126 --> 00:27:11,461
‫تو جون دوک‌هوا رو نجات دادی.

318
00:27:12,170 --> 00:27:15,966
‫حتماً خوب غذا بخور
‫و مستقیم برو بخواب. باشه.

319
00:27:17,092 --> 00:27:19,136
‫خیالمون راحت شد، نه؟

320
00:27:19,720 --> 00:27:22,839
‫- همه‌شون زنده موندن.
‫- وای، آره.

321
00:27:22,889 --> 00:27:26,176
‫همه‌اش به خاطر شماست، آقای پارک.

322
00:27:26,226 --> 00:27:29,137
‫نه بابا، من کاری نکردم.

323
00:27:29,187 --> 00:27:31,515
‫قهرمان واقعی خانم هاریه.

324
00:27:31,565 --> 00:27:34,559
‫همینجوری خودش رو انداخت
‫تو آب تاریک و سیاه.

325
00:27:34,609 --> 00:27:36,979
‫هرچی بیشتر بهش فکر می‌کنم،
‫بیشتر شگفت‌زده میشم.

326
00:27:37,029 --> 00:27:40,532
‫بدون یه لحظه مکث پرید تو آب.

327
00:27:41,325 --> 00:27:43,410
‫قضیه پریدن هاری تو آب چیه؟

328
00:27:44,077 --> 00:27:45,237
‫می‌جا، قضیه اینه که...

329
00:27:45,287 --> 00:27:47,823
‫هی، الان داشتید درباره چی حرف می‌زدید؟

330
00:27:47,873 --> 00:27:50,158
‫منظورتون چیه
‫که هاری خودش رو انداخت تو آب؟

331
00:27:50,208 --> 00:27:52,452
‫خب، ببین...

332
00:27:52,502 --> 00:27:57,749
‫پس، هاری فقط همراهیشون نمی‌کرد.

333
00:27:57,799 --> 00:28:00,335
‫مجبور شد بره چون افتاده بود تو دریا؟

334
00:28:00,385 --> 00:28:01,586
‫می‌جا، ببین...

335
00:28:01,636 --> 00:28:06,425
‫آخه چطور هیچ‌کس
‫جلوش رو نگرفت که همچین کاری نکنه؟

336
00:28:06,475 --> 00:28:08,885
‫ما وقت نداشتیم جلوش رو بگیریم.

337
00:28:08,935 --> 00:28:12,222
‫تا دکتر دو افتاد تو آب
‫اونم پرید تا نجاتش بده.

338
00:28:12,272 --> 00:28:14,850
‫با این حال بازم باید جلوش رو می‌گرفتید!

339
00:28:14,900 --> 00:28:16,184
‫خدای من.

340
00:28:16,234 --> 00:28:19,479
‫با خودش چی فکر کرده
‫که اون‌طوری پریده تو دریا؟

341
00:28:19,529 --> 00:28:22,449
‫هاری، با خودت چی فکر کردی؟

342
00:28:28,830 --> 00:28:29,915
‫هان؟

343
00:28:32,793 --> 00:28:35,128
‫حالتون خوبه، خانم؟

344
00:28:38,840 --> 00:28:39,841
‫مسکنه.

345
00:28:40,634 --> 00:28:42,594
‫مطمئنم استرس باعث میگرن شده.

346
00:28:52,729 --> 00:28:57,559
‫بذار بگم که منم خیلی علاقه خاصی
‫به مرکز بهداشت عمومی ندارم.

347
00:28:57,609 --> 00:29:03,406
‫شما دکترای جوون و دو تا پرستار
‫غیر از هاری دارید اما از بین همه...

348
00:29:04,032 --> 00:29:09,279
‫شما نوه عزیزم رو نصفه‌شب فرستادید...

349
00:29:09,329 --> 00:29:10,622
‫متأسفم، خانم.

350
00:29:14,000 --> 00:29:19,256
‫و حالا که حرفش شد،
‫بذار یه چیز دیگه ازت بپرسم.

351
00:29:20,215 --> 00:29:23,885
‫تو از هاری خوشت میاد؟

352
00:29:25,971 --> 00:29:32,260
‫می‌دونم اهالی روستا
‫درباره تو و هاری چی میگن.

353
00:29:32,310 --> 00:29:35,230
‫اینم یه چیز دیگه‌ست که
‫واقعاً اذیتم می‌کنه،

354
00:29:36,147 --> 00:29:40,694
‫پس لطفاً با تظاهر به اینکه بهش اهمیت میدی،
‫بهش علامت اشتباه نده.

355
00:29:43,613 --> 00:29:45,699
‫من تظاهر نمی‌کردم.

356
00:29:47,826 --> 00:29:48,827
‫چی گفتی؟

357
00:29:54,249 --> 00:29:55,659
‫تو اینجا بخواب، خانم یوک.

358
00:29:55,709 --> 00:29:58,370
‫عمراً. تو بیماری.

359
00:29:58,420 --> 00:30:01,289
‫پس به حرف بیمار گوش کن.
‫می‌خوای به بیمار استرس وارد کنی؟

360
00:30:01,339 --> 00:30:04,042
‫- اصلاً. زودباش دراز بکش.
‫- محض رضای خدا.

361
00:30:04,092 --> 00:30:05,427
‫یه کم صداتون رو بیارید پایین، باشه؟

362
00:30:06,011 --> 00:30:08,463
‫دیدی؟
‫واقعاً می‌خوای به بیمارت استرس وارد کنی؟

363
00:30:08,513 --> 00:30:11,424
‫زودباش دراز بکش.

364
00:30:11,474 --> 00:30:12,559
‫واقعاً که...

365
00:30:14,561 --> 00:30:17,314
‫اصلاً هرچی. من که دراز کشیدم.

366
00:30:20,984 --> 00:30:22,519
‫دیدی؟ برات خیلی کوچیکه.

367
00:30:22,569 --> 00:30:24,779
‫- جات راحت نیست.
‫- خوبه.

368
00:30:27,115 --> 00:30:28,742
‫واقعاً که...

369
00:30:41,963 --> 00:30:42,964
‫خانم هاری.

370
00:30:43,715 --> 00:30:44,716
‫بله؟

371
00:30:48,470 --> 00:30:49,846
‫یکم پیش...

372
00:30:58,772 --> 00:31:00,015
‫بی‌خیال.

373
00:31:00,065 --> 00:31:01,274
‫شب بخیر.

374
00:31:16,706 --> 00:31:20,794
‫[یوپونگ زیبا، ساکنان شاد]

375
00:31:21,795 --> 00:31:24,005
‫لعنتی، صاف نبریدمش.

376
00:31:25,548 --> 00:31:28,510
‫قضیه پیون‌دونگ‌دو رو
‫همون‌طور که گفتم حل کردی، درسته؟

377
00:31:29,928 --> 00:31:32,589
‫متأسفانه اقدام انضباطی علیه پزشک طرحی

378
00:31:32,639 --> 00:31:35,266
‫واقعاً امکان‌پذیر نیست.

379
00:31:37,310 --> 00:31:39,763
‫این دیگه چه چرت و پرتیه؟

380
00:31:39,813 --> 00:31:43,183
‫روزی که رسیدم یه اتفاقی افتاد.

381
00:31:43,233 --> 00:31:46,102
‫یه مورد اورژانسی برای یه بچه پیش اومد،

382
00:31:46,152 --> 00:31:48,646
‫اما پزشک طرحی‌ای که
‫قرار بود اخطار بگیره،

383
00:31:48,696 --> 00:31:50,982
‫جونش رو به خطر انداخت تا نجاتش بده.

384
00:31:51,032 --> 00:31:53,026
‫دادن اخطار به همچین پزشکی

385
00:31:53,076 --> 00:31:55,820
‫تأثیر منفی روی روحیه‌شون می‌ذاره، پس...

386
00:31:55,870 --> 00:31:59,199
‫وایسا ببینم، یعنی میگی
‫پزشک طرحی پیون‌دونگ‌دو

387
00:31:59,249 --> 00:32:02,285
‫جونش رو به خطر انداخت
‫تا جون یه بچه رو نجات بده؟

388
00:32:02,335 --> 00:32:03,336
‫بله.

389
00:32:04,129 --> 00:32:08,550
‫خب، در این صورت،
‫باید با اون دکتر ملاقات کنم.

390
00:32:09,133 --> 00:32:10,168
‫چی؟

391
00:32:10,218 --> 00:32:11,294
‫نمی‌فهمی؟

392
00:32:11,344 --> 00:32:14,172
‫به عنوان کسی که رویای
‫مدرن کردن سیستم درمان رو داره

393
00:32:14,222 --> 00:32:16,549
‫این دقیقاً همون داستانیه
‫که می‌تونم ازش استفاده کنم.

394
00:32:16,599 --> 00:32:17,934
‫سعی کن خودتو برسونی.

395
00:32:20,478 --> 00:32:22,722
‫بله. باید ببینمش.

396
00:32:22,772 --> 00:32:24,265
‫[بیمارستان دانشگاه آسونگ]

397
00:32:24,315 --> 00:32:26,484
‫اینم نسخه و رسیدتون.

398
00:32:27,360 --> 00:32:28,520
‫بریم؟

399
00:32:28,570 --> 00:32:29,571
‫باشه.

400
00:32:34,242 --> 00:32:35,785
‫کشتی داره راه میفته، پس...

401
00:32:39,622 --> 00:32:41,165
‫انگار دیگه داری میری.

402
00:32:42,417 --> 00:32:43,501
‫بله.

403
00:32:44,669 --> 00:32:48,840
‫حتماً تو جزیره حسابی جا افتادی، خانم هاری.

404
00:32:49,799 --> 00:32:51,593
‫دیدن اینکه این‌طوری موفق شدی
‫مایه آرامشه.

405
00:32:52,427 --> 00:32:53,678
‫واقعاً مایه آرامشه.

406
00:32:56,306 --> 00:32:57,307
‫خانم سوجونگ.

407
00:33:01,269 --> 00:33:03,271
‫می‌خوام بدونی که من از همه‌تون خوشم میومد.

408
00:33:05,231 --> 00:33:07,934
‫می‌خواستم با همه بسازم،

409
00:33:07,984 --> 00:33:11,479
‫و می‌خواستم بیشتر تلاش کنم
‫تا شما هم از من خوشتون بیاد

410
00:33:11,529 --> 00:33:14,190
‫و اون شایعات عجیب و غریب رو از بین ببرم.

411
00:33:14,240 --> 00:33:16,784
‫اما اوضاع خوب پیش نرفت،
‫و این واقعاً اذیتم کرد.

412
00:33:19,078 --> 00:33:21,372
‫اما رفتن باعث شد یه چیزی رو بفهمم.

413
00:33:26,085 --> 00:33:28,546
‫«خوشحالم که از این خراب‌شده رفتم.»

414
00:33:30,548 --> 00:33:32,000
‫خانم یوک هاری!

415
00:33:32,050 --> 00:33:33,343
‫و یه چیز دیگه.

416
00:33:37,639 --> 00:33:41,225
‫اگه یه بار دیگه با من دربیفتی،
‫جدی جدی می‌کشمت.

417
00:33:43,603 --> 00:33:44,637
‫بیا بریم.

418
00:33:44,687 --> 00:33:46,105
‫اوه، باشه.

419
00:33:55,740 --> 00:33:58,076
‫این چیه؟ اوه، خدای من.

420
00:33:59,494 --> 00:34:01,579
‫تا سال دیگه می‌تونیم با اینا جشن بگیریم.

421
00:34:02,121 --> 00:34:04,449
‫اینا چیه؟

422
00:34:04,499 --> 00:34:08,411
‫نمی‌دونم روستایی‌ها از کجا فهمیدن
‫دکتر دو داره مرخص میشه،

423
00:34:08,461 --> 00:34:10,713
‫اما از صبح وضع همین‌قدر دیوانه‌وار بوده.

424
00:34:11,589 --> 00:34:15,001
‫هر غذای سالمی که فکرشو بکنید
‫از زمین و دریا و هوا آوردن.

425
00:34:15,051 --> 00:34:16,961
‫می‌تونیم یه ضیافت حسابی راه بندازیم.

426
00:34:17,011 --> 00:34:21,174
‫اما چرا همه فقط دنبال دکتر دوئن؟

427
00:34:21,224 --> 00:34:23,509
‫یه نفر دیگه هم هست که نیاز به بهبودی داره.

428
00:34:23,559 --> 00:34:25,720
‫- هان؟
‫- هیچی.

429
00:34:25,770 --> 00:34:27,939
‫- من اینا رو جابه‌جا می‌کنم.
‫- بذارشون تو یخچال.

430
00:34:30,566 --> 00:34:33,311
‫اوه، چی شده؟

431
00:34:33,361 --> 00:34:35,905
‫خانم ایوم! جونگ‌سون، کجات درد می‌کنه؟

432
00:34:37,031 --> 00:34:39,817
‫درد می‌کنه...

433
00:34:39,867 --> 00:34:41,986
‫اون نقطه درد نمی‌کنه.

434
00:34:42,036 --> 00:34:43,079
‫به نظرت چطوره؟

435
00:34:43,621 --> 00:34:44,789
‫هوم...

436
00:34:45,832 --> 00:34:47,575
‫به نظر میاد مچ پات پیچ خورده.

437
00:34:47,625 --> 00:34:49,243
‫برات یه کم انستید تجویز می‌کنم.

438
00:34:49,293 --> 00:34:51,370
‫- اون که نمیشه.
‫- هان؟

439
00:34:51,420 --> 00:34:54,082
‫من وقتی استروئید می‌خورم
‫عوارض جانبی نشون میدم.

440
00:34:54,132 --> 00:34:56,676
‫پس باید بری بخش طب کره‌ای درمانش کنی.

441
00:34:58,594 --> 00:35:00,555
‫بخش طب کره‌ای؟

442
00:35:05,101 --> 00:35:06,644
‫خب، من؟

443
00:35:08,646 --> 00:35:12,391
‫فکر کنم اگه بری شهر درمانش کنی بهتر باشه.

444
00:35:12,441 --> 00:35:13,693
‫چرا؟

445
00:35:15,111 --> 00:35:17,939
‫الان به نظر یه التهاب جزئی میاد،

446
00:35:17,989 --> 00:35:22,443
‫اما ممکنه چیز جدی‌تری باشه،
‫حتی ممکنه شکستگی باشه.

447
00:35:22,493 --> 00:35:25,738
‫باید بری یه بیمارستان توی شهر
‫تا درست تشخیص بدن...

448
00:35:25,788 --> 00:35:27,365
‫چرا باید این کارو بکنم؟

449
00:35:27,415 --> 00:35:29,200
‫من اینجا یه دکتر طب کره‌ای دارم،

450
00:35:29,250 --> 00:35:32,370
‫پس چرا باید پول و وقتمو هدر بدم
‫برم شهر؟

451
00:35:32,420 --> 00:35:34,705
‫همین‌جا درمانش می‌کنم.

452
00:35:34,755 --> 00:35:37,258
‫- خانم ایوم.
‫- چیه؟

453
00:35:38,175 --> 00:35:39,760
‫می‌ترسی درمانش کنی؟

454
00:35:44,056 --> 00:35:46,976
‫پس ولش کن.
‫سعی می‌کنم خودم تحملش کنم.

455
00:35:47,894 --> 00:35:50,012
‫واقعاً نباید زیاد تکون بخوری...

456
00:35:50,062 --> 00:35:52,440
‫فکر کنم مجبورم پامو رو زمین بکشم.

457
00:36:05,912 --> 00:36:11,075
‫کشتی به مقصد
‫پیون‌دونگ‌دو، پیون‌دونگ‌دو در حال حرکته.

458
00:36:11,125 --> 00:36:13,878
‫واقعاً حالت خوبه؟

459
00:36:21,218 --> 00:36:21,878
‫نه.

460
00:36:21,928 --> 00:36:24,505
‫اگه داروهات رو لازم داری،
‫می‌تونیم برگردیم بیمارستان تا...

461
00:36:24,555 --> 00:36:27,308
‫اما خودت گفتی باید اینو امتحان کنیم.

462
00:36:28,559 --> 00:36:30,603
‫اون هم در حالی که دستت رو گرفتم.

463
00:36:31,354 --> 00:36:32,355
‫اوه...

464
00:36:40,738 --> 00:36:44,075
‫اگه خیلی ترسیدم،
‫فقط دستت رو می‌گیرم.

465
00:36:44,784 --> 00:36:45,785
‫اوهوم.

466
00:36:50,623 --> 00:36:51,707
‫بریم؟

467
00:36:57,051 --> 00:37:07,051
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

468
00:37:12,395 --> 00:37:14,188
‫اگه اینقدر نگرانمی...

469
00:37:15,481 --> 00:37:18,317
‫اون چیزی که پخش کردی رو
‫بذار دوباره گوش بدم.

470
00:37:19,735 --> 00:37:20,736
‫منظورت چیه؟

471
00:37:21,904 --> 00:37:23,781
‫اون آهنگی که اون موقع برام گذاشتی.

472
00:37:24,990 --> 00:37:28,452
‫گفتی موسیقی به درمان اضطراب کمک می‌کنه.

473
00:37:31,414 --> 00:37:33,416
‫هرچی گشتم نتونستم پیداش کنم.

474
00:37:34,458 --> 00:37:35,993
‫واقعاً دنبالش گشتی؟

475
00:37:36,043 --> 00:37:39,580
‫فکر کردم شاید یه موسیقی خاصی باشه...

476
00:37:39,630 --> 00:37:42,541
‫یادته اون موقع چقدر باهام سرسنگین بودی؟

477
00:37:42,591 --> 00:37:43,926
‫یه لحظه صبر کن.

478
00:39:05,549 --> 00:39:09,637
‫[حمل و نقل دریایی یوپونگ]

479
00:39:45,798 --> 00:39:47,875
‫حتماً دارم پیر میشم.

480
00:39:47,925 --> 00:39:49,468
‫پوستم همش جوش می‌زنه.

481
00:39:55,057 --> 00:39:56,684
‫خیلی ورم کرده.

482
00:39:58,143 --> 00:40:00,888
‫خانم ایوم، لطفاً لجبازی نکن

483
00:40:00,938 --> 00:40:03,273
‫و زودتر برو بیمارستان، باشه؟

484
00:40:05,526 --> 00:40:06,610
‫نمیرم.

485
00:40:07,528 --> 00:40:10,856
‫اگه این التهاب رو درمان نکنی،
‫ممکنه مزمن بشه.

486
00:40:10,906 --> 00:40:13,025
‫چیزی که تا آخر عمرت درگیرش میشی.

487
00:40:13,075 --> 00:40:16,412
‫واسه همین می‌تونی همین‌جا منو درمان کنی.

488
00:40:17,246 --> 00:40:19,657
‫آخه مشکلت چیه؟

489
00:40:19,707 --> 00:40:21,825
‫بهت که گفتم می‌ترسم، نگفتم؟

490
00:40:21,875 --> 00:40:23,911
‫اگه کسی رو اشتباه درمان کنم...

491
00:40:23,961 --> 00:40:25,170
‫خدای من، دکتر یونگ.

492
00:40:26,171 --> 00:40:28,799
‫می‌دونی که داری بی‌دلیل
‫خودت رو سرزنش می‌کنی، مگه نه؟

493
00:40:30,884 --> 00:40:31,885
‫چی؟

494
00:40:32,845 --> 00:40:37,007
‫بیماری دوک‌هوا
‫اپی‌گلوتیت حاد تشخیص داده شد.

495
00:40:37,057 --> 00:40:38,217
‫حتی هو جون هم...

496
00:40:38,267 --> 00:40:42,888
‫منظورم اینه که حتی بزرگترین دکتر تاریخ هم
‫نمی‌تونست پیش‌بینیش کنه.

497
00:40:42,938 --> 00:40:43,972
‫ولی باز هم...

498
00:40:44,022 --> 00:40:47,192
‫اگه قرار نیست کاری کنی،
‫اصلاً اینجا چیکار می‌کنی؟

499
00:40:47,776 --> 00:40:50,729
‫اگه قراره به خاطر یه تشخیص اشتباه
‫سر مردم نق بزنی و نادیده‌شون بگیری،

500
00:40:50,779 --> 00:40:53,615
‫بودنت اینجا چه فایده‌ای داره؟

501
00:40:54,283 --> 00:40:57,236
‫کسی ازت نخواسته ادای خدا رو دربیاری
‫و معجزه کنی، باشه؟

502
00:40:57,286 --> 00:41:00,080
‫اینقدر فکر نکن و فقط کارتو بکن.

503
00:41:00,622 --> 00:41:04,209
‫پس زودباش و یه کاری برای پام بکن.
‫داره منو می‌کشه!

504
00:41:15,512 --> 00:41:16,713
‫زودباش.

505
00:41:16,763 --> 00:41:19,141
‫دارویی نمی‌تونم بخورم که.

506
00:41:24,021 --> 00:41:26,557
‫چون دلت برام می‌سوزه
‫این کار رو می‌کنی، آره؟

507
00:41:26,607 --> 00:41:28,984
‫این دیگه چه چرت و پرتیه؟

508
00:41:33,530 --> 00:41:36,200
‫می‌دونم که از استروئید
‫عوارض جانبی نمی‌گیری.

509
00:41:37,242 --> 00:41:39,369
‫اون دارویی که قبلاً زدی...

510
00:41:40,746 --> 00:41:42,206
‫کورتیکواستروئید بود.

511
00:41:45,584 --> 00:41:46,752
‫اوهوم.

512
00:41:48,170 --> 00:41:49,671
‫اما بازم سعیمو می‌کنم،

513
00:41:50,964 --> 00:41:52,424
‫چون بهم اعتماد کردی.

514
00:41:53,508 --> 00:41:54,718
‫لطفاً همین کار رو بکن.

515
00:41:56,094 --> 00:41:58,680
‫و زودباش چون واقعاً خیلی درد دارم.

516
00:42:30,879 --> 00:42:32,172
‫یه لحظه.

517
00:42:45,185 --> 00:42:47,354
‫- نوش جون.
‫- نوش جون.

518
00:42:55,195 --> 00:42:57,072
‫من اینجوری‌ام که...

519
00:42:58,240 --> 00:43:01,451
‫واقعاً آدم پرحرفی نیستم.

520
00:43:02,244 --> 00:43:04,079
‫- تو؟
‫- آره.

521
00:43:06,039 --> 00:43:09,668
‫پرحرف شدم چون دلم می‌خواست آدما

522
00:43:10,335 --> 00:43:13,255
‫حسابی ازم خوششون بیاد،

523
00:43:13,922 --> 00:43:16,174
‫و حالا دیگه نمی‌تونم جلوی دهنمو بگیرم.

524
00:43:19,052 --> 00:43:21,546
‫وای چقدر بد.

525
00:43:21,596 --> 00:43:22,714
‫اوهوم.

526
00:43:22,764 --> 00:43:23,765
‫بده نه؟

527
00:43:25,225 --> 00:43:30,272
‫پس ازت می‌خوام که هوامو داشته باشی.

528
00:43:35,652 --> 00:43:37,813
‫- تموم شد، خانم ایوم.
‫- هان؟

529
00:43:37,863 --> 00:43:40,073
‫سعی کن آروم بلند شی.

530
00:43:46,705 --> 00:43:48,540
‫چطوره؟ الان بهتری، نه؟

531
00:43:49,708 --> 00:43:52,627
‫ببین چقدر تو این کار ماهری.
‫اون همه ناله و شکایت الکی بود.

532
00:43:59,468 --> 00:44:00,585
‫ممنون.

533
00:44:00,635 --> 00:44:01,761
‫اوه، خانم ایوم.

534
00:44:04,639 --> 00:44:05,640
‫بله؟

535
00:44:06,475 --> 00:44:08,643
‫دوشنبه‌ها، چهارشنبه‌ها و جمعه‌ها رو
‫برام خالی بذار.

536
00:44:10,103 --> 00:44:11,188
‫هان؟

537
00:44:14,024 --> 00:44:15,901
‫برای درمان طب سوزنیت.

538
00:44:19,571 --> 00:44:20,780
‫باشه مشکلی نیست.

539
00:44:37,214 --> 00:44:39,666
‫چرا قلبم اینقدر تند می‌زنه؟

540
00:44:39,716 --> 00:44:41,218
‫مطمئنم صداشو می‌شنید.

541
00:44:59,819 --> 00:45:00,987
‫هان؟

542
00:45:04,199 --> 00:45:05,575
‫هان؟

543
00:45:07,744 --> 00:45:10,163
‫دکتر دو. دکتر دو...

544
00:46:19,774 --> 00:46:21,351
‫بیا با هم بریم خوابگاه.

545
00:46:21,401 --> 00:46:22,402
‫من می‌رسونمت.

546
00:46:23,361 --> 00:46:24,479
‫اوه، نه نمی‌خواد.

547
00:46:24,529 --> 00:46:26,856
‫بذار باهات بیام. فقط نگرانم.

548
00:46:26,906 --> 00:46:28,700
‫الان واقعاً حالم بهتره.

549
00:46:37,167 --> 00:46:38,376
‫هان؟

550
00:46:38,960 --> 00:46:40,670
‫هی، مامان‌بزرگ!

551
00:46:41,171 --> 00:46:43,164
‫اینجا چیکار می‌کنی، هان؟

552
00:46:43,214 --> 00:46:44,257
‫با من بیا.

553
00:46:45,759 --> 00:46:47,335
‫چی شده؟ مشکلی پیش اومده؟

554
00:46:47,385 --> 00:46:49,137
‫گفتم، با من بیا!

555
00:46:50,430 --> 00:46:51,973
‫متأسفم، خانم.

556
00:46:57,020 --> 00:47:00,064
‫من خانم یوک رو تو خطر انداختم.

557
00:47:01,691 --> 00:47:03,818
‫ببخشید که این‌طوری نگرانتون کردم.

558
00:47:08,031 --> 00:47:12,444
‫برام مهم نیست بیفتی تو اقیانوس،
‫یا زنده بمونی یا بمیری.

559
00:47:12,494 --> 00:47:14,287
‫هیچ ربطی به من نداره.

560
00:47:14,829 --> 00:47:20,460
‫من فقط می‌ترسم که هاری
‫دوباره خودش رو تو خطر بندازه.

561
00:47:21,669 --> 00:47:24,664
‫مامان‌بزرگ، به خاطر دکتر دو نبود.

562
00:47:24,714 --> 00:47:26,007
‫تقصیر من بود، باشه؟

563
00:47:26,925 --> 00:47:29,169
‫تازه اونقدرها هم خطرناک نبود.

564
00:47:29,219 --> 00:47:33,431
‫چی میگی آخه بچه!

565
00:47:34,599 --> 00:47:36,309
‫- مامان‌بزرگ، مامان‌بزرگ!
‫- اوه، نه!

566
00:47:37,060 --> 00:47:38,344
‫مامان‌بزرگ!

567
00:47:38,394 --> 00:47:40,180
‫باید ببریمش مرکز.

568
00:47:40,230 --> 00:47:41,231
‫باشه، باشه.

569
00:47:49,572 --> 00:47:51,407
‫[تعاونی شیلات پیون‌دونگ‌دو]

570
00:47:52,075 --> 00:47:53,776
‫یعنی چی...

571
00:47:53,826 --> 00:47:54,827
‫اون می‌جا نبود؟

572
00:47:55,411 --> 00:47:57,413
‫خدای من، چی شده؟

573
00:48:00,583 --> 00:48:02,076
‫باید ببریمش بیمارستان.

574
00:48:02,126 --> 00:48:04,746
‫یه بیمار مبتلا به سرطان سینه
‫با احتمال متاستاز مغزیه.

575
00:48:04,796 --> 00:48:06,623
‫[سرطان سینه]

576
00:48:06,673 --> 00:48:09,175
‫[گسترش سرطان به مغز]

577
00:48:09,676 --> 00:48:10,885
‫مامان‌بزرگ.

578
00:48:12,387 --> 00:48:14,806
‫- بجنبین!
‫- بله، دارم انجامش میدم.

579
00:48:18,268 --> 00:48:22,689
‫مامان‌بزرگ می‌جا سرطان سینه داره؟

580
00:48:32,407 --> 00:48:34,492
‫من حالم خوبه. چیزیم نیست.

581
00:48:35,576 --> 00:48:38,029
‫بیاید ببریمت بیمارستان، باشه؟

582
00:48:38,079 --> 00:48:41,332
‫اوه، من خوبم.

583
00:48:42,000 --> 00:48:45,036
‫خانم، میگرن نشونه بدیه.

584
00:48:45,086 --> 00:48:47,455
‫باید ببریمتون بیمارستان برای معاینه...

585
00:48:47,505 --> 00:48:49,707
‫گفتم لازم نیست نگران من باشید.

586
00:48:49,757 --> 00:48:51,167
‫من خوب میشم.

587
00:48:51,217 --> 00:48:53,753
‫نه، مامان‌بزرگ.

588
00:48:53,803 --> 00:48:56,005
‫اوه، دختر عزیزم.

589
00:48:56,055 --> 00:48:58,049
‫- من خوبم، باشه؟
‫- نه.

590
00:48:58,099 --> 00:49:00,101
‫من خوبم.

591
00:49:00,768 --> 00:49:03,563
‫بیا بریم خونه، باشه؟

592
00:49:04,105 --> 00:49:05,481
‫خدای من.

593
00:49:06,649 --> 00:49:07,900
‫چه خبر شده؟

594
00:49:10,445 --> 00:49:11,696
‫حالش بده؟

595
00:49:14,323 --> 00:49:16,534
‫من خوبم.

596
00:49:17,118 --> 00:49:21,372
‫اوه، دختر عزیزم. بیا بریم خونه، باشه؟

597
00:49:23,374 --> 00:49:26,335
‫من خوبم.

598
00:49:28,171 --> 00:49:29,872
‫من خوبم.

599
00:49:29,922 --> 00:49:31,624
‫من خوبم.

600
00:49:31,674 --> 00:49:34,093
‫- مامان‌بزرگ.
‫- دختر عزیزم.

601
00:49:35,261 --> 00:49:38,339
‫من خوبم. باشه؟

602
00:49:38,389 --> 00:49:41,050
‫بیا زودتر بریم خونه، بچه‌ی عزیزم.

603
00:49:41,100 --> 00:49:43,594
‫نه.

604
00:49:43,644 --> 00:49:48,274
‫خدایا، من خوبم.

605
00:50:01,245 --> 00:50:03,164
‫چند وقته می‌دونی، دکتر دو؟

606
00:50:05,917 --> 00:50:06,951
‫چیو؟

607
00:50:07,001 --> 00:50:09,420
‫نباید اطلاعات مهم بیمار رو به اشتراک بذاری؟

608
00:50:12,924 --> 00:50:16,260
‫من دیروز برای خانم اوه می‌جا
‫مسکن تجویز کردم.

609
00:50:17,637 --> 00:50:20,056
‫اگه می‌دونستم، یه نسخه مناسب بهش می‌دادم

610
00:50:21,724 --> 00:50:22,725
‫یا یه کاری می‌کردم.

611
00:50:26,979 --> 00:50:29,524
‫حتی اگه می‌دونستی هم
‫کاری از دستت برنمیومد.

612
00:50:30,107 --> 00:50:31,817
‫داره چاووکسیفن مصرف می‌کنه.

613
00:50:35,071 --> 00:50:36,906
‫سرطان مرحله چهار داره.

614
00:50:38,407 --> 00:50:39,742
‫و خود بیمار...

615
00:50:42,078 --> 00:50:45,289
‫نمی‌خواست بقیه بفهمن.

616
00:50:47,208 --> 00:50:48,626
‫هرچند الان دیگه مهم نیست.

617
00:50:56,008 --> 00:50:57,009
‫بفرما.

618
00:50:57,885 --> 00:50:59,971
‫بیا یکم از پاستای مورد علاقه‌ت بخوریم.

619
00:51:24,829 --> 00:51:25,830
‫هاری.

620
00:51:27,248 --> 00:51:29,834
‫فقط یه بار این‌طوری شد.

621
00:51:30,668 --> 00:51:32,920
‫من واقعاً خوبم.

622
00:51:34,171 --> 00:51:36,882
‫می‌دونم که خوبی، مامان‌بزرگ.

623
00:52:42,156 --> 00:52:44,950
‫[خانم یوک هاری]

624
00:52:49,747 --> 00:52:50,748
‫بله؟

625
00:53:02,927 --> 00:53:04,545
‫[بوجونگیک‌گیتانگ]

626
00:53:04,595 --> 00:53:06,639
‫این چیه؟

627
00:53:07,306 --> 00:53:08,808
‫یه داروی گیاهیه.

628
00:53:09,558 --> 00:53:13,020
‫برای خستگی معجزه می‌کنه.

629
00:53:14,730 --> 00:53:16,807
‫اوه، ممنون.

630
00:53:16,857 --> 00:53:19,652
‫متأسفم.

631
00:53:22,655 --> 00:53:24,398
‫کاملاً می‌دونم که...

632
00:53:24,448 --> 00:53:27,576
‫هیچ راهی وجود نداشت بتونم
‫اپی‌گلوتیت حاد دوک‌هوا رو تشخیص بدم.

633
00:53:28,869 --> 00:53:31,580
‫می‌دونم که فقط باید روی کارم تمرکز کنم.

634
00:53:32,623 --> 00:53:34,333
‫اما با این حال، واقعاً معذرت می‌خوام.

635
00:53:36,210 --> 00:53:41,340
‫از تو، از خانم هاری،
‫و همین‌طور از دوک‌هوا.

636
00:53:47,304 --> 00:53:49,215
‫پس لطفاً حتماً بخورش.

637
00:53:49,265 --> 00:53:51,934
‫ببر درونت رو بیدار می‌کنه.

638
00:53:52,935 --> 00:53:53,936
‫اوه.

639
00:53:56,313 --> 00:53:57,356
‫یکم استراحت کن.

640
00:54:04,989 --> 00:54:06,615
‫ببر درون رو بیدار می‌کنه...

641
00:54:20,254 --> 00:54:22,172
‫یه کم زیادی لوس نیست؟

642
00:55:08,594 --> 00:55:11,096
‫مطمئنم قضیه فراتر از این حرفا بود.

643
00:55:28,364 --> 00:55:30,074
‫مامان‌بزرگت چطوره؟

644
00:55:30,866 --> 00:55:32,368
‫الان خیلی بهتره.

645
00:55:33,660 --> 00:55:35,988
‫مرکز هم مراقبت ویژه‌ای ازش می‌کنه،

646
00:55:36,038 --> 00:55:37,656
‫پس خیلی نگران نباش. باشه؟

647
00:55:37,706 --> 00:55:39,833
‫ممنون.

648
00:55:56,141 --> 00:55:58,352
‫- خانم یوک، می‌تونیم یه لحظه حرف بزنیم؟
‫- هان؟

649
00:55:58,977 --> 00:56:00,437
‫اوه، حتماً.

650
00:56:57,744 --> 00:57:00,322
‫میشه وقتی داری نگاه می‌کنی در رو ببندی؟

651
00:57:00,372 --> 00:57:03,158
‫بی‌دلیل شیشه‌ای نساختنش که.

652
00:57:03,208 --> 00:57:05,419
‫البته. برای همینه که شیشه‌ایه.

653
00:57:06,753 --> 00:57:10,082
‫اینا. این دوتا چقدر میشن؟

654
00:57:10,132 --> 00:57:12,626
‫- قابلت رو نداره.
‫- هان؟

655
00:57:12,676 --> 00:57:15,462
‫شاید مغازه‌دار باشم اما بی‌احساس که نیستم.

656
00:57:15,512 --> 00:57:16,839
‫تو جون دوک‌هوا رو نجات دادی.

657
00:57:16,889 --> 00:57:18,715
‫عمراً ازت پول بگیرم.

658
00:57:18,765 --> 00:57:20,551
‫نه، بازم باید بذارید حساب کنم.

659
00:57:20,601 --> 00:57:21,635
‫نه، نمی‌خواد.

660
00:57:21,685 --> 00:57:23,604
‫برش دار تا یه بار یه نوشیدنی مهمونم کنی.

661
00:57:24,354 --> 00:57:26,189
‫یعنی برای منم مجانیه؟

662
00:57:26,690 --> 00:57:28,058
‫حتماً، چرا که نه.

663
00:57:28,108 --> 00:57:29,434
‫ایول!

664
00:57:29,484 --> 00:57:31,111
‫یه دقیقه صبر کن.

665
00:57:32,070 --> 00:57:34,356
‫حالا که اینجایی،
‫باید اینو با خودت ببری.

666
00:57:34,406 --> 00:57:35,532
‫صبر کن، این...

667
00:57:36,158 --> 00:57:39,194
‫دیروز که اومدی
‫کل قفسه رو خالی کردی،

668
00:57:39,244 --> 00:57:42,948
‫فهمیدم خیلی دوستشون داری
‫و یه مقدار برات نگه داشتم.

669
00:57:42,998 --> 00:57:45,083
‫که این‌طور.

670
00:57:46,418 --> 00:57:48,170
‫نمی‌دونستم پاستیل دوست داری.

671
00:57:49,171 --> 00:57:51,248
‫من دیگه میرم. بابت اینم ممنون.

672
00:57:51,298 --> 00:57:52,958
‫- بله.
‫- بله.

673
00:57:53,008 --> 00:57:54,009
‫وای خدای من.

674
00:57:55,761 --> 00:57:57,512
‫- مادر جون، من رفتم.
‫- باشه.

675
00:57:58,096 --> 00:58:01,391
‫♪ باید باهاش یه نوشیدنی بزنم ♪

676
00:58:06,438 --> 00:58:08,732
‫پس تو هم از اینا خوشت میاد، هان؟

677
00:58:09,983 --> 00:58:11,360
‫نه بابا.

678
00:58:14,196 --> 00:58:15,856
‫وایسا ببینم. اینا رو برای من گرفتی؟

679
00:58:15,906 --> 00:58:17,616
‫چون شکل همبرگرن؟

680
00:58:21,703 --> 00:58:22,704
‫هوم.

681
00:58:26,208 --> 00:58:28,001
‫پس چرا بهم ندادیشون؟

682
00:58:29,044 --> 00:58:30,796
‫من دیروز به اینا احتیاج داشتم.

683
00:58:32,506 --> 00:58:35,008
‫نه اینکه نخواستم. نتونستم، خب؟

684
00:58:35,634 --> 00:58:36,760
‫برای چی؟

685
00:58:38,303 --> 00:58:39,388
‫دیشب...

686
00:58:42,599 --> 00:58:45,352
‫تو رو با دکتر چی‌یون دیدم...

687
00:58:46,937 --> 00:58:48,355
‫جلوی خونه‌ت.

688
00:58:49,856 --> 00:58:52,984
‫به نظر می‌رسید دارین یه حرف مهمی می‌زنین،
‫پس...

689
00:58:55,112 --> 00:58:57,656
‫اوه، یه چیزی هست که باید بهت بگم.

690
00:59:02,077 --> 00:59:03,945
‫- چی؟
‫- هان؟

691
00:59:03,995 --> 00:59:06,114
‫اوه، دکتر چی‌یون گفت قراره یه راهی پیدا کنه

692
00:59:06,164 --> 00:59:09,076
‫تا مامان‌بزرگم برای
‫یه آزمایش بالینی تأیید بشه.

693
00:59:09,126 --> 00:59:10,452
‫عالی نیست؟

694
00:59:10,502 --> 00:59:12,087
‫- واقعاً؟
‫- آره.

695
00:59:17,551 --> 00:59:19,503
‫من خیال می‌کردم شما دوتا دارین...

696
00:59:19,553 --> 00:59:21,513
‫خیال می‌کردی ما داریم چیکار می‌کنیم؟

697
00:59:25,684 --> 00:59:29,262
‫بی‌خیال! فکر کردی چه خبره بینمون؟

698
00:59:29,312 --> 00:59:31,898
‫خب، به نظر می‌رسید شما دوتا
‫خیلی صمیمی هستین، واسه همین من...

699
00:59:34,526 --> 00:59:36,153
‫حسودیت شده بود؟

700
00:59:37,988 --> 00:59:40,157
‫نه، هیچ هم حسودیم نشده بود.

701
00:59:40,907 --> 00:59:42,567
‫بی‌خیال.

702
00:59:42,617 --> 00:59:44,444
‫کاملاً مطمئنم حسودیت شده بود.

703
00:59:44,494 --> 00:59:49,166
‫- حسودیت شده بود، مگه نه؟
‫- بی‌خیال. چرا باید حسودیم بشه؟

704
00:59:51,793 --> 00:59:54,504
‫داشتم سربه سرت می‌ذاشتم.

705
00:59:55,213 --> 00:59:57,132
‫من که اصلا حقی ندارم حسودی کنم.

706
00:59:59,968 --> 01:00:02,429
‫گفتی هیچ‌وقت من رو شکار نمی‌کنی.

707
01:00:06,099 --> 01:00:07,267
‫هوم.

708
01:00:10,520 --> 01:00:12,439
‫یادت میاد تو بیمارستان چی گفتی؟

709
01:00:13,607 --> 01:00:15,859
‫اینکه حس کردی دارم ازت فاصله می‌گیرم؟

710
01:00:19,279 --> 01:00:22,324
‫آره، حق با تو بود.

711
01:00:24,826 --> 01:00:26,369
‫داشتم ازت فاصله می‌گرفتم.

712
01:00:29,331 --> 01:00:30,498
‫برای اینکه یه وقت متوجه نشی.

713
01:01:28,223 --> 01:01:30,433
‫اما چرا نمی‌خوای شکارم کنی؟

714
01:01:31,518 --> 01:01:46,658
‫اگه چیزی هست که تو من دوست نداری،
‫بهم بگو. درستش می‌کنم.

715
01:01:57,335 --> 01:01:58,545
‫همین الان شکارت کردم.

716
01:02:03,007 --> 01:02:04,926
‫حالا چی میشه؟

717
01:02:05,510 --> 01:02:07,849
‫«ترجمه از زهرا ترابی»

718
01:02:08,429 --> 01:02:11,591
‫[همینطوری تحت فشار بودم،

719
01:02:11,641 --> 01:02:15,228
‫و تحمل اون نگاه خیره‌ات
‫کار رو سخت‌تر هم کرد]

720
01:02:19,816 --> 01:02:23,236
‫[نورپردازی بی‌نقص روش ما
‫برای ابراز عشق به بازیگران است]

721
01:02:31,536 --> 01:02:33,112
‫امروز رسماً روز اول رابطه‌مونه.

722
01:02:33,162 --> 01:02:36,866
‫نمی‌دونی تو این جزیره کوچیک
‫همیشه یه عده دارن نگاه می‌کنن؟

723
01:02:36,916 --> 01:02:38,201
‫خانم یوک هاری.

724
01:02:38,251 --> 01:02:39,752
‫یه طرف رو انتخاب کن و پاش وایسا.

725
01:02:41,004 --> 01:02:43,331
‫دارم می‌پرسم طرف کی هستی، خب؟

726
01:02:43,381 --> 01:02:45,291
‫دوباره دارین دعوا می‌کنین؟

727
01:02:45,341 --> 01:02:46,501
‫حالا که می‌دونی، انجامش بده.

728
01:02:46,551 --> 01:02:48,052
‫نه! نمی‌تونم انجامش بدم!

729
01:02:49,053 --> 01:02:50,179
‫میشه یه لحظه حرف بزنیم؟

730
01:02:53,558 --> 01:02:54,642
‫دکتر دو.

731
01:02:55,226 --> 01:02:57,729
‫نوشته از فردا باید
‫خودت رو به یوپونگ‌گون معرفی کنی.

732
01:02:59,729 --> 01:03:09,729
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M