1
00:00:40,457 --> 00:00:43,284
‫[این سریال یک اثر داستانی است و
‫برخی صحنه‌ها با هوش مصنوعی ساخته شده‌اند.]

2
00:00:43,334 --> 00:00:45,412
‫[از بازیگران کودک و حیوانات،
‫در شرایط امن فیلمبرداری شده است.]

3
00:00:45,462 --> 00:00:47,964
‫[مرکز بهداشت عمومی]

4
00:00:51,301 --> 00:00:55,096
‫می‌دونم فقط یه نفر کم شده،
‫ولی چقدر سوت و کور شده.

5
00:00:56,097 --> 00:00:57,432
‫موافقم.

6
00:00:58,432 --> 00:01:08,432
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

7
00:01:57,158 --> 00:02:00,620
‫[مرکز بهداشت عمومی]
‫[دو جی‌اویی]

8
00:02:07,335 --> 00:02:08,336
‫هوم؟

9
00:02:11,548 --> 00:02:15,093
‫خانم هاری، برو سر میز من
‫و کشوی پایینی رو باز کن.

10
00:02:22,392 --> 00:02:24,477
‫بیا تا این‌ها رو تموم نکردی
‫دوباره همدیگه رو ببینیم.

11
00:03:17,530 --> 00:03:20,533
‫[مرکز بهداشت عمومی]

12
00:03:31,794 --> 00:03:33,121
‫عه؟

13
00:03:33,171 --> 00:03:34,589
‫چه زود اومدی.

14
00:03:42,680 --> 00:03:43,890
‫خانم یوک.

15
00:03:45,099 --> 00:03:46,893
‫می‌شه یه لحظه حرف بزنیم؟

16
00:03:49,062 --> 00:03:50,271
‫اوهوم.

17
00:03:53,566 --> 00:03:55,026
‫چیزی شده؟

18
00:03:56,653 --> 00:03:59,280
‫شنیدم مادربزرگت نمی‌خواد
‫وارد دوره درمان آزمایشی بشه.

19
00:04:00,406 --> 00:04:01,699
‫تو خبر داشتی؟

20
00:04:02,784 --> 00:04:04,410
‫نه، ولی امکان نداره.

21
00:04:05,119 --> 00:04:07,622
‫دکتر جی‌اویی گفت آزمایش‌هاش خوب بوده.

22
00:04:08,248 --> 00:04:10,325
‫پیش پات با استاد پای تلفن بودم.

23
00:04:10,375 --> 00:04:14,996
‫ظاهرا فرم انصراف از
‫درمان نگهدارنده رو هم امضا کرده.

24
00:04:15,046 --> 00:04:16,873
‫[فرم انصراف از ادامه درمان‌های حیاتی]

25
00:04:16,923 --> 00:04:18,132
‫انگار مادربزرگت...

26
00:04:20,343 --> 00:04:22,595
‫کلا بی‌خیال درمان شده.

27
00:04:31,396 --> 00:04:32,438
‫ای بابا.

28
00:04:35,566 --> 00:04:37,026
‫هوف، خدایا.

29
00:04:39,028 --> 00:04:41,364
‫هلاک شدم از بس زیاده.

30
00:04:58,006 --> 00:04:59,132
‫چیکار می‌کنی؟

31
00:04:59,799 --> 00:05:03,169
‫وا، یه اهم‌اوهوم بکن. ترسیدم.

32
00:05:03,219 --> 00:05:05,972
‫چرا این وقت روز خونه‌ای؟

33
00:05:06,973 --> 00:05:08,516
‫پرسیدم چیکار می‌کنی.

34
00:05:09,600 --> 00:05:11,469
‫یعنی چی چیکار می‌کنم؟

35
00:05:11,519 --> 00:05:12,845
‫مگه معلوم نیست؟

36
00:05:12,895 --> 00:05:14,180
‫دارم لباس‌هام رو مرتب می‌کنم.

37
00:05:14,230 --> 00:05:16,724
‫می‌خوای حاضر شی که بمیری
‫و من رو تنها بذاری؟

38
00:05:16,774 --> 00:05:19,269
‫چی می‌گی واسه خودت؟

39
00:05:19,319 --> 00:05:22,563
‫می‌گم چرا یهو افتادی
‫به جمع‌وجور کردن لباس‌ها؟

40
00:05:22,613 --> 00:05:25,149
‫- نکن عزیزم.
‫- چرا داری جمع‌وجور می‌کنی؟

41
00:05:25,199 --> 00:05:28,278
‫- چه‌ات شده تو؟
‫- چرا داری جمعشون می‌کنی؟

42
00:05:28,328 --> 00:05:30,280
‫این چه کاریه تو می‌کنی؟

43
00:05:30,330 --> 00:05:33,491
‫بهم گفتن کارآزمایی پزشکی رو رد کردی.

44
00:05:33,541 --> 00:05:35,543
‫بهشون گفتی درمان نمی‌خوای!

45
00:05:36,711 --> 00:05:38,538
‫خب...

46
00:05:38,588 --> 00:05:40,707
‫هاری، گوش کن چی می‌گم.

47
00:05:40,757 --> 00:05:42,959
‫داشتی حاضر می‌شدی
‫بمیری و من رو تنها بذاری؟

48
00:05:43,009 --> 00:05:44,711
‫- ها؟
‫- فقط یه لحظه گوش کن، خب؟

49
00:05:44,761 --> 00:05:47,797
‫همین الان میای بیمارستان.
‫می‌ریم درمانت رو شروع کنی.

50
00:05:47,847 --> 00:05:49,007
‫هاری...

51
00:05:49,057 --> 00:05:51,551
‫برگرد بهشون بگو می‌خوای
‫توی کارآزمایی باشی!

52
00:05:51,601 --> 00:05:55,438
‫هاری، از دست تو.
‫من بدنم رو بهتر از هر کسی می‌شناسم.

53
00:05:56,105 --> 00:05:59,183
‫این درمان عمر من رو
‫طولانی‌تر نمی‌کنه، تازه...

54
00:05:59,233 --> 00:06:02,312
‫مجبور می‌شم بیمارستان بمونم
‫و دیگه نمی‌تونم ببینمت...

55
00:06:02,362 --> 00:06:03,446
‫اشتباه می‌کنی.

56
00:06:04,155 --> 00:06:06,866
‫باید تحت هر شرایطی زنده بمونی.

57
00:06:07,492 --> 00:06:09,786
‫هر کاری لازم باشه می‌کنم
‫تا زنده بمونی، پس...

58
00:06:10,286 --> 00:06:11,704
‫برو درمانت رو ادامه بده.

59
00:06:12,372 --> 00:06:13,906
‫باشه.

60
00:06:13,956 --> 00:06:18,503
‫ولی اگر هم درمان بشم،
‫فوقش چند روز بیشتر زنده بمونم.

61
00:06:19,587 --> 00:06:22,665
‫ولی اون‌وقت باید با دستگاه زنده بمونم.

62
00:06:22,715 --> 00:06:24,842
‫این چه زنده موندنیه آخه؟

63
00:06:25,718 --> 00:06:30,298
‫تا آخر عمرم به دستگاه وصل باشم
‫و نتونم با خیال راحت بمیرم؟

64
00:06:30,348 --> 00:06:33,051
‫فقط وبال گردن بقیه بشم؟

65
00:06:33,101 --> 00:06:34,685
‫این که زندگی نمی‌شه.

66
00:06:35,311 --> 00:06:38,272
‫ای خدا. اصلا دلم نمی‌خواد
‫اونطوری زندگی کنم.

67
00:06:39,023 --> 00:06:42,318
‫پس این بار می‌خوام کاری که
‫خودم می‌خوام رو بکنم.

68
00:06:43,403 --> 00:06:45,571
‫نمی‌ذارم کار خودت رو بکنی.

69
00:06:47,031 --> 00:06:49,734
‫یعنی حتی نمی‌ذاری خودم
‫برای مرگ خودم تصمیم بگیرم؟

70
00:06:49,784 --> 00:06:50,785
‫نه، نمی‌ذارم!

71
00:06:52,578 --> 00:06:53,871
‫نمی‌ذارم.

72
00:06:55,873 --> 00:06:57,992
‫حق نداری راحت بری واسه خودت بمیری.

73
00:06:58,042 --> 00:07:00,128
‫تصمیم مرگ و زندگیت با تو نیست.

74
00:07:01,129 --> 00:07:04,507
‫حداقل این یه کار رو باید در حقم بکنی.

75
00:07:06,426 --> 00:07:07,760
‫هاری، تو رو خدا...

76
00:07:08,594 --> 00:07:11,672
‫از وقتی مامان و بابام رفتن،
‫جز تو کسی برام نمونده.

77
00:07:11,722 --> 00:07:14,926
‫تو هم اگه بری دیگه به کی پناه ببرم؟

78
00:07:14,976 --> 00:07:17,387
‫حق نداری همینطوری بمیری!

79
00:07:17,437 --> 00:07:19,105
‫هاری جانم...

80
00:07:20,481 --> 00:07:23,192
‫همین الان برگرد پیش استاد،
‫برو درمانت رو شروع کن.

81
00:07:24,026 --> 00:07:26,863
‫تو همیشه به خواسته‌های من احترام گذاشتی،

82
00:07:28,406 --> 00:07:29,824
‫پس این بار هم حرف من باشه.

83
00:07:35,955 --> 00:07:38,166
‫هاری...

84
00:07:59,479 --> 00:08:00,813
‫مادربزرگم...

85
00:08:05,234 --> 00:08:07,278
‫می‌شه دوباره ازش آزمایش بگیرین؟

86
00:08:10,448 --> 00:08:13,201
‫می‌دونم وضعش اصلا خوب نیست.

87
00:08:14,660 --> 00:08:17,655
‫ولی همچنان چند بار شیمی‌درمانی رو
‫با موفقیت تموم کرد،

88
00:08:17,705 --> 00:08:19,532
‫این اواخر هم خیلی بهتر شده بود.

89
00:08:19,582 --> 00:08:20,791
‫تازه...

90
00:08:21,626 --> 00:08:23,419
‫تازه...

91
00:08:29,759 --> 00:08:34,555
‫نمی‌شه که روزگار انقدر راحت
‫مادربزرگم رو ازم بگیره، می‌شه؟

92
00:08:46,526 --> 00:08:47,777
‫ولی تو الان...

93
00:08:51,656 --> 00:08:55,076
‫کمکم می‌کنی دیگه، نه؟

94
00:09:00,164 --> 00:09:01,207
‫می‌کنم.

95
00:09:03,167 --> 00:09:04,168
‫مرسی.

96
00:09:16,264 --> 00:09:18,349
‫[در حال تماس: دکتر دودو]

97
00:09:24,063 --> 00:09:25,273
‫چرا جواب ندادی؟

98
00:09:26,482 --> 00:09:27,900
‫نمی‌دونم...

99
00:09:30,361 --> 00:09:32,655
‫به دکتر جی‌اویی چی بگم؟

100
00:09:36,033 --> 00:09:38,778
‫به نظرت علت این کارش چی بود؟

101
00:09:38,828 --> 00:09:40,538
‫خبر داشت و بهم نگفت.

102
00:09:43,374 --> 00:09:44,792
‫چون دکتره.

103
00:09:51,591 --> 00:09:55,928
‫احترام به خواسته بیمار و حفظ رازهاش...

104
00:09:57,513 --> 00:09:58,889
‫وظیفه پزشکیشه.

105
00:10:07,023 --> 00:10:08,190
‫پزشک...

106
00:10:23,331 --> 00:10:25,166
‫نمی‌شه در نقش دکتر نباشی و...

107
00:10:29,211 --> 00:10:31,047
‫به عنوان نامزدم این کار رو برام بکنی؟

108
00:10:38,429 --> 00:10:39,555
‫معذرت می‌خوام.

109
00:11:17,468 --> 00:11:24,467
‫«قسمت هفتم: حرف‌های ناگفته»

110
00:11:24,517 --> 00:11:27,178
‫[مرکز بهداشت عمومی]

111
00:11:27,228 --> 00:11:28,729
‫خدایی چرا برگشتی؟

112
00:11:29,563 --> 00:11:33,734
‫خب، ما که از خدامونه چون
‫بار کاریمون سبک‌تر می‌شه.

113
00:11:34,610 --> 00:11:36,237
‫ولی واقعا یه‌کم عجیبه.

114
00:11:36,946 --> 00:11:40,191
‫هر کس دیگه‌ای بود
‫دلش می‌خواست توی شهر بمونه.

115
00:11:40,241 --> 00:11:41,701
‫ولی تو برگشتی.

116
00:11:42,535 --> 00:11:44,954
‫گروه چت پزشک‌های
‫مرکز بهداشت الان رو هواست.

117
00:11:45,538 --> 00:11:46,580
‫چطور؟

118
00:11:47,373 --> 00:11:49,166
‫می‌گن یه آدم روانی گیرمون افتاده.

119
00:11:50,000 --> 00:11:53,170
‫- آها...
‫- ولی خدایی‌ها، چرا برگشتی؟

120
00:11:55,798 --> 00:11:57,550
‫خب، راستش...

121
00:11:58,092 --> 00:11:59,760
‫آم...

122
00:12:01,637 --> 00:12:03,089
‫یه لحظه.

123
00:12:03,139 --> 00:12:04,306
‫[الهه پیون‌دونگ]

124
00:12:06,726 --> 00:12:08,394
‫مامانم یهو زنگ زده...

125
00:12:21,365 --> 00:12:23,701
‫واسه خانم یوک هاری برگشتی؟

126
00:12:29,373 --> 00:12:31,500
‫ولی اگه برنمی‌گشتی بهتر بود.

127
00:12:32,501 --> 00:12:34,253
‫احوالش داغون شده.

128
00:12:41,510 --> 00:12:43,045
‫خواسته بیمار بود.

129
00:12:43,095 --> 00:12:44,096
‫در کل...

130
00:12:45,347 --> 00:12:47,433
‫اگه من بودم برای عزیز زندگیم...

131
00:12:48,976 --> 00:12:50,770
‫تصمیم دیگه‌ای می‌گرفتم.

132
00:14:20,401 --> 00:14:21,694
‫خانم یوک...

133
00:14:28,701 --> 00:14:32,246
‫خب، همه بیاین جمع بشین.

134
00:14:36,250 --> 00:14:41,330
‫[داشبورد جامع نظرسنجی پزشکی از راه دور]

135
00:14:41,380 --> 00:14:44,124
‫عه... این چه وضعشه؟

136
00:14:44,174 --> 00:14:49,839
‫مرکز ما به عنوان طرح اولیه
‫پزشکی از راه دور برای نوسازی...

137
00:14:49,889 --> 00:14:51,724
‫خدمات درمانی انتخاب شده.

138
00:14:52,433 --> 00:14:54,718
‫پزشکی از راه دور از کجا در اومد؟

139
00:14:54,768 --> 00:14:56,937
‫ما هنوز زیرساخت‌هاش هم نداریم.

140
00:14:57,479 --> 00:14:59,223
‫انتظار دارن چیکار کنیم؟

141
00:14:59,273 --> 00:15:01,684
‫به نظرتون یه جور تلافی نیست؟

142
00:15:01,734 --> 00:15:03,561
‫بابت نافرمانی که از دکتر دو سر زد؟

143
00:15:03,611 --> 00:15:05,070
‫صدات رو می‌شنوه‌ها.

144
00:15:06,071 --> 00:15:07,898
‫معذرت می‌خوام.
‫همه‌اش تقصیر منه.

145
00:15:07,948 --> 00:15:11,026
‫نه بابا. تقصیر کسی هم باشه،
‫تقصیر استانداره‌.

146
00:15:11,076 --> 00:15:13,621
‫تو لازم نیست عذرخواهی کنی.
‫از این حرف‌ها نزن.

147
00:15:15,414 --> 00:15:17,074
‫بنابراین، از امروز...

148
00:15:17,124 --> 00:15:22,329
‫باید ظرف یک هفته از پیون‌دونگ‌دو، مادوک‌دو،
‫مین‌سادو و جیوندو نظرسنجی کنیم.

149
00:15:22,379 --> 00:15:23,422
‫پس دست بجنبونین!

150
00:15:25,549 --> 00:15:29,678
‫دکتر دو، نمی‌شد برگردین شهر بمونین؟

151
00:15:31,263 --> 00:15:33,799
‫بابت اون هم شرمنده‌ام.

152
00:15:33,849 --> 00:15:35,384
‫بابت اون هم شرمنده است.

153
00:15:35,434 --> 00:15:38,679
‫- اول خودت انتخاب کن.
‫- پس من پیون‌دونگ‌دو رو برمی‌دارم.

154
00:15:38,729 --> 00:15:39,730
‫باشه.

155
00:15:41,357 --> 00:15:43,609
‫دکتر چی‌یون، شما هم
‫پیون‌دونگ‌دو رو بردارین...

156
00:15:45,235 --> 00:15:47,905
‫این‌همه خرت و پرت واسه چیه؟

157
00:15:48,989 --> 00:15:50,441
‫فقط هم یک هفته وقت دارین.

158
00:15:50,491 --> 00:15:53,702
‫یک هفته؟ جدی می‌گی؟

159
00:16:00,960 --> 00:16:01,961
‫خانم یوک.

160
00:16:04,463 --> 00:16:06,215
‫من با شما حرفی ندارم دکتر دو.

161
00:16:09,343 --> 00:16:10,761
‫معذرت می‌خوام.

162
00:16:12,179 --> 00:16:14,632
‫دلیل اینکه زودتر نگفتم این بود که...

163
00:16:14,682 --> 00:16:15,808
‫بیخودی توضیح نده.

164
00:16:16,976 --> 00:16:18,686
‫در هر صورت نمی‌تونم بهت حق بدم.

165
00:16:22,064 --> 00:16:24,191
‫فقط بی‌خیالم شو،
‫برو روی پزشکیت تمرکز کن.

166
00:16:27,569 --> 00:16:29,029
‫من که خیلی وقته بی‌خیالت شدم.

167
00:16:31,532 --> 00:16:32,783
‫خانم یوک...

168
00:16:39,832 --> 00:16:42,868
‫یعنی قراره کلا دیگه جوابش رو نده؟

169
00:16:42,918 --> 00:16:47,373
‫یعنی خانم هاری با دکتر هیون
‫سَر و سِری داشتن؟

170
00:16:47,423 --> 00:16:49,875
‫همین الان گفت بی‌خیالش بشه!

171
00:16:49,925 --> 00:16:53,045
‫پس بگو چرا دکتر دو برگشت جزیره.

172
00:16:53,095 --> 00:16:56,090
‫ولی چرا همین که برگشت
‫هاری دمش رو قیچی کرد؟

173
00:16:56,140 --> 00:16:57,257
‫همون رو بگو.

174
00:16:57,307 --> 00:16:59,593
‫وای خدایا. چقدر همه‌چی سریع پیش رفته.

175
00:16:59,643 --> 00:17:03,138
‫توی جزیره به این کوچیکی،
‫این میاد، اون می‌ره، داستان درست می‌کنن.

176
00:17:03,188 --> 00:17:05,482
‫آخرش یه گندی بالا میاد.

177
00:17:06,233 --> 00:17:07,818
‫آخیش، چه خوبه.

178
00:17:08,444 --> 00:17:11,146
‫می‌بینم که امروز مرکز سوت و کوره.

179
00:17:11,196 --> 00:17:15,985
‫همه واسه نظرسنجی رفتن.
‫لطفا ده دقیقه منتظر باشین.

180
00:17:16,035 --> 00:17:17,778
‫هوم، باشه.

181
00:17:17,828 --> 00:17:19,989
‫اگه خیلی گرمتون شد،
‫اون دکمه رو فشار بدین.

182
00:17:20,039 --> 00:17:22,157
‫نه، هوا خوبه.

183
00:17:22,207 --> 00:17:23,584
‫- وای، چه کیفی داره.
‫- چیه؟

184
00:17:25,627 --> 00:17:27,588
‫این دیگه چیه؟

185
00:17:28,672 --> 00:17:31,792
‫نوش جون. واسه کش رفتن این‌ها
‫رفتم با دوک‌هوا سر شاخ شدم.

186
00:17:31,842 --> 00:17:34,628
‫سر همین دعوامون شد
‫که این آخریش بود.

187
00:17:34,678 --> 00:17:36,680
‫یعنی به خاطرم دعوا کردی
‫که این رو بگیری؟

188
00:17:38,140 --> 00:17:40,476
‫برو خوراکیت رو بخور.
‫من حواسم هست کسی نیاد.

189
00:17:42,936 --> 00:17:45,773
‫راستی، چقدر دمپایی‌هامون به هم میان.

190
00:17:46,273 --> 00:17:49,351
‫می‌فهمم که جوونن و کله‌شون
‫بوی قورمه‌سبزی می‌ده.

191
00:17:49,401 --> 00:17:52,271
‫ولی نباید مراعات بقیه رو بکنن؟

192
00:17:52,321 --> 00:17:54,740
‫این چه طرز رفتار کردن
‫توی جزیره به این کوچیکیه؟

193
00:17:55,616 --> 00:17:56,817
‫چیکار کنیم؟

194
00:17:56,867 --> 00:17:58,285
‫فکر کنم فهمیدن خبریه.

195
00:17:59,411 --> 00:18:01,663
‫به خدا راست می‌گم!

196
00:18:02,873 --> 00:18:05,743
‫اصلا نمی‌دونی چه خبرهاییه.

197
00:18:05,793 --> 00:18:09,288
‫دکتر دو جی‌اویی و خانم یوک هاری
‫توی اسکله دعوا کردن.

198
00:18:09,338 --> 00:18:13,500
‫انگار دم دکتر دو رو داشت قیچی می‌کرد.

199
00:18:13,550 --> 00:18:16,754
‫خانم هاری هی می‌گفت:
‫«گفتم بی‌خیالم شو!»

200
00:18:16,804 --> 00:18:19,590
‫دکتر دو هم زانو زد که...
‫- باورم نمی‌شه.

201
00:18:19,640 --> 00:18:24,186
‫پس بگو چرا دکتر دو جای اینکه بره گیونگی‌دو،
‫دوباره برگشت پیون‌دونگ‌دو.

202
00:18:25,020 --> 00:18:27,397
‫ولی همین الان گفت که دعوا کردن.

203
00:18:31,235 --> 00:18:32,736
‫ای بابا.

204
00:18:33,737 --> 00:18:35,656
‫همگی خسته نباشین.

205
00:18:36,156 --> 00:18:39,902
‫فردا باید واسه سرکشی
‫به بقیه جزیره‌های اطراف برین.

206
00:18:39,952 --> 00:18:42,955
‫دکتر جی‌اویی و خانم هاری،
‫شما دو نفر...

207
00:18:45,791 --> 00:18:46,792
‫سرما خوردی؟

208
00:18:47,417 --> 00:18:50,037
‫ببخشید، آب‌دهنم پرید توی گلوم.

209
00:18:50,087 --> 00:18:51,171
‫عجب.

210
00:18:51,672 --> 00:18:53,757
‫دکتر جی‌اویی و خانم هاری،
‫شما دو نفر...

211
00:18:55,425 --> 00:18:57,761
‫اگه حالت خوب نیست
‫پس چرا نمی‌ری استراحت کنی؟

212
00:18:58,387 --> 00:19:01,181
‫خانم هوانگ، فردا من خودم می‌رم.

213
00:19:01,765 --> 00:19:02,883
‫تو بری؟

214
00:19:02,933 --> 00:19:05,636
‫آره، چون خانم هاری امروز
‫کلا یه‌بند داشت کار می‌کرد.

215
00:19:05,686 --> 00:19:08,021
‫- من هم میام.
‫- خیلی‌خب.

216
00:19:08,689 --> 00:19:10,858
‫خب پس.

217
00:19:11,692 --> 00:19:14,478
‫خدایا. مطمئنم امروز
‫به همه‌تون سخت گذشته.

218
00:19:14,528 --> 00:19:16,230
‫چطوره همه دسته‌جمعی واسه شام...

219
00:19:16,280 --> 00:19:19,817
‫دسته‌جمعی غذا خوردن
‫استرس آدم رو بیشتر می‌کنه، نه؟

220
00:19:19,867 --> 00:19:21,994
‫آره، درست می‌گه.

221
00:19:23,245 --> 00:19:24,530
‫بیراه نمی‌گی.

222
00:19:24,580 --> 00:19:27,583
‫هوم، شام خوردن باعث می‌شه
‫زیادی صمیمی بشیم.

223
00:19:28,083 --> 00:19:30,043
‫پس کار امروز تمومه.
‫می‌ریم استراحت کنیم.

224
00:19:30,627 --> 00:19:33,255
‫من هم باید برم به یه‌سری
‫از کارهام برسم.

225
00:19:38,969 --> 00:19:40,762
‫من هم برم.

226
00:19:43,640 --> 00:19:44,641
‫باشه.

227
00:19:45,601 --> 00:19:47,436
‫همه‌تون برین. بفرمایین.

228
00:19:50,689 --> 00:19:53,567
‫انگار قراره خودم تنهایی
‫شام به این خوشمزگی رو بخورم.

229
00:19:55,027 --> 00:19:56,987
‫چقدر هم کیف کنم.

230
00:20:12,711 --> 00:20:13,795
‫بی‌زحمت این دو تا رو حساب کنین.

231
00:20:15,005 --> 00:20:16,798
‫امروز از این‌ها نمی‌فروشیم.

232
00:20:18,634 --> 00:20:19,668
‫جان؟

233
00:20:19,718 --> 00:20:24,131
‫شنیدم تو باعث شدی می‌جا
‫بی‌خیال درمانش بشه. راست می‌گن؟

234
00:20:24,181 --> 00:20:27,050
‫شنیدم هاری واسه همین
‫الان انقدر از دستت شاکیه.

235
00:20:27,100 --> 00:20:29,720
‫چطور دلت اومد بذاری زیر
‫همچین برگه وحشتناکی رو امضا کنه؟

236
00:20:29,770 --> 00:20:31,480
‫خیر سرت دکتری‌ها!

237
00:20:33,023 --> 00:20:37,653
‫خدا مرگم. من که اینطوری نابود شدم،
‫هاری بیچاره دیگه چی می‌کشه.

238
00:20:39,238 --> 00:20:42,532
‫اصلا می‌فهمی چیکار کردی؟

239
00:20:43,116 --> 00:20:45,194
‫هاری توی هشت سالگی
‫مامان و باباش فوت شدن.

240
00:20:45,244 --> 00:20:48,322
‫واسه همین می‌جا براش
‫هم پدری کرد هم مادری.

241
00:20:48,372 --> 00:20:52,501
‫جدا فکر کردی به همین راحتی
‫قید مادربزرگش رو می‌زنه؟

242
00:21:00,592 --> 00:21:01,927
‫شرمنده‌ام خانم.

243
00:21:07,516 --> 00:21:11,553
‫دیگه نگو شرمنده‌ام،
‫فقط بس کن.

244
00:21:11,603 --> 00:21:18,110
‫سعی کن واسه آخرین بار هم که شده
‫می‌جا رو مجاب کنی برگرده، خب؟

245
00:21:18,819 --> 00:21:22,531
‫کسی چه می‌دونه؟
‫شاید معجزه شد و نظرش برگشت، نه؟

246
00:21:32,874 --> 00:21:35,535
‫خدایا...

247
00:21:35,585 --> 00:21:36,712
‫خانم، حالتون خوبه؟

248
00:21:37,337 --> 00:21:38,338
‫چی؟

249
00:21:38,922 --> 00:21:40,048
‫عه‌وا...

250
00:21:40,549 --> 00:21:42,918
‫دکتر دو، تو اینجا...

251
00:21:42,968 --> 00:21:44,177
‫بذارین کمکتون کنم.

252
00:21:45,178 --> 00:21:48,173
‫- مواظب باشین.
‫- بله. بدینش به من.

253
00:21:48,223 --> 00:21:50,559
‫- دستت درد نکنه.
‫- آروم بلند شین.

254
00:21:53,603 --> 00:21:55,230
‫- وای...
‫- ای داد بیداد.

255
00:22:04,990 --> 00:22:08,702
‫دو روز دیگه تولد هاریه.

256
00:22:09,578 --> 00:22:12,030
‫واسه همین داشتم دنبال یه بشقاب می‌گشتم...

257
00:22:12,080 --> 00:22:15,158
‫کیک برنجی سورگوم
‫و لوبیا قرمز درست کنم...

258
00:22:15,208 --> 00:22:18,003
‫ولی مچ دستم اصلا جون نداره.

259
00:22:32,809 --> 00:22:34,394
‫هوف...

260
00:22:37,939 --> 00:22:40,017
‫خسته می‌شی، نه؟

261
00:22:40,067 --> 00:22:41,443
‫خسته نیستم خانم.

262
00:22:46,281 --> 00:22:49,284
‫من هر سال واسه تولد هارلی...

263
00:22:49,868 --> 00:22:52,329
‫از این کیک‌های برنجی که...

264
00:22:53,455 --> 00:22:55,749
‫خیلی دوست داره درست می‌کردم.

265
00:22:56,375 --> 00:22:57,459
‫آها.

266
00:22:58,251 --> 00:23:01,621
‫بقیه فقط تا ده سالگی بچه‌هاشون درست می‌کنن،

267
00:23:01,671 --> 00:23:04,049
‫ولی من همچنان هر سال درست کردم.

268
00:23:04,966 --> 00:23:10,472
‫تا بلا ازش دور بشه
‫و فقط خوشبختی بیاد سراغش.

269
00:23:12,265 --> 00:23:15,886
‫همونطوری خیلی اذیت شده بود.

270
00:23:15,936 --> 00:23:18,605
‫منظورم هشت سالگیشه
‫که مامان و باباش فوت شدن.

271
00:23:20,190 --> 00:23:22,317
‫به این روش می‌خواستم برای آینده‌اش...

272
00:23:23,610 --> 00:23:26,988
‫آرزوی خوشبختی کنم،
‫تا دیگه دلش نشکنه.

273
00:23:31,618 --> 00:23:32,619
‫ولی...

274
00:23:33,412 --> 00:23:37,707
‫دوباره دل هاری شکست.

275
00:23:38,917 --> 00:23:40,794
‫که همه‌اش تقصیر من بود.

276
00:23:55,350 --> 00:23:58,979
‫دکتر دو جی‌اویی...

277
00:24:01,982 --> 00:24:06,319
‫پزشک‌های طرحی بعد یک سال می‌رن، درسته؟

278
00:24:08,447 --> 00:24:09,531
‫بله خانم.

279
00:24:15,454 --> 00:24:17,998
‫با این حال...

280
00:24:20,625 --> 00:24:25,755
‫می‌تونی فقط یه‌کم بیشتر کنار هاری بمونی؟

281
00:24:27,382 --> 00:24:32,429
‫آخه وقتی من برم
‫دیگه تک و تنها می‌شه.

282
00:24:33,180 --> 00:24:35,674
‫حالا هم که نوبتم سر اومده،

283
00:24:35,724 --> 00:24:38,435
‫دست خودم نیست،
‫نگران هزار تا چیز می‌شم.

284
00:24:43,190 --> 00:24:44,483
‫نگران هیچی نباشین خانم.

285
00:24:45,192 --> 00:24:46,693
‫من از پیش خانم هاری نمی‌رم.

286
00:24:47,903 --> 00:24:50,530
‫حتی اگه بهم بگه برو،
‫باز هم کنارش می‌مونم.

287
00:24:52,032 --> 00:24:53,658
‫ممنونم ازت.

288
00:25:02,417 --> 00:25:03,460
‫چرا این بار...

289
00:25:05,003 --> 00:25:06,922
‫نمی‌خواین به حرفش گوش کنین؟

290
00:25:12,719 --> 00:25:16,223
‫چون خیلی می‌ترسم.

291
00:25:24,356 --> 00:25:28,902
‫همه می‌گن من هاری رو آوردم و بزرگش کردم،

292
00:25:29,611 --> 00:25:33,198
‫ولی واقعیت اینه که
‫هاری تنها دلیل زنده موندنم بود.

293
00:25:34,991 --> 00:25:38,912
‫تمام عمرم همینطوری به هاری تکیه کردم،

294
00:25:39,955 --> 00:25:45,126
‫واسه همین نمی‌خوام
‫تا آخر عمرم وبال گردنش باشم.

295
00:25:48,880 --> 00:25:53,835
‫می‌خوام این دم آخری...

296
00:25:53,885 --> 00:25:56,137
‫برای هاری مادربزرگ باشم.

297
00:25:56,805 --> 00:25:59,432
‫نه اینکه بیمار رو به موت زندگیش بشم.

298
00:26:00,934 --> 00:26:03,853
‫می‌خوام قبل از مرگم اینطوری زندگی کنم.

299
00:26:04,437 --> 00:26:06,273
‫به هر قیمتی که شده.

300
00:26:13,446 --> 00:26:18,577
‫به به، عجب کیک برنجی قشنگی گرد کردی.

301
00:26:20,370 --> 00:26:21,780
‫انگار هاری قند عسلم...

302
00:26:21,830 --> 00:26:24,833
‫قراره تولد سال بعدش هم
‫کیک برنجی خوشمزه بخوره.

303
00:26:29,129 --> 00:26:30,922
‫ای وای! چقدر داغه!

304
00:26:41,349 --> 00:26:42,976
‫[تعاونی شیلات پیون‌دونگ‌دو]

305
00:26:46,104 --> 00:26:49,441
‫[سوپرمارکت لاکی]

306
00:28:31,126 --> 00:28:33,578
‫لازم نبود تا خونه باهام بیای.

307
00:28:33,628 --> 00:28:35,622
‫مگه این محله چقدر بزرگه؟

308
00:28:35,672 --> 00:28:36,998
‫اگه همین هم باهات نیام،

309
00:28:37,048 --> 00:28:39,676
‫توی این یه وجب محله
‫کجا با هم وقت بگذرونیم؟

310
00:28:43,138 --> 00:28:44,472
‫دیگه برو.

311
00:28:48,727 --> 00:28:51,354
‫وای...

312
00:28:52,605 --> 00:28:55,442
‫یه لحظه بمون. برم برات چتر بیارم.

313
00:29:04,659 --> 00:29:06,444
‫فقط همین رو دارم.

314
00:29:06,494 --> 00:29:09,948
‫این چتر رو می‌بری؟
‫اگه نبری ممکنه سرما بخوریا.

315
00:29:09,998 --> 00:29:11,408
‫ای وای.

316
00:29:11,458 --> 00:29:13,460
‫خیس شدی که.

317
00:29:14,127 --> 00:29:15,295
‫می‌گم...

318
00:29:16,588 --> 00:29:19,007
‫می‌شه قبلش خودم رو خشک کنم؟

319
00:29:20,425 --> 00:29:21,426
‫ها؟

320
00:29:22,886 --> 00:29:26,806
‫خودت گفتی اگه زیر بارون باشم، سرما می‌خورم.

321
00:29:31,561 --> 00:29:35,523
‫اتفاقا خوبیت نداره
‫آقای دکتر محله سرما بخوره.

322
00:30:00,548 --> 00:30:01,925
‫وایستا، وایستا!

323
00:30:05,678 --> 00:30:09,048
‫چرا انقدر زود اومدی بیرون؟
‫گفتم یه ربع دیگه بمون.

324
00:30:09,098 --> 00:30:11,009
‫قایم بشم که چی بشه؟

325
00:30:11,059 --> 00:30:14,604
‫- مگه گناه کردیم؟
‫- ولی اگه در و همسایه ببینن...

326
00:30:15,188 --> 00:30:17,390
‫اتفاقا باید بگن چقدر به هم میان.

327
00:30:17,440 --> 00:30:19,275
‫می‌گن: «یاد جوونی‌های خودمون به خیر.»

328
00:30:19,818 --> 00:30:22,821
‫من از قایم‌موشک و مخفی‌کاری خوشم نمیاد.

329
00:30:24,280 --> 00:30:26,908
‫امیدوارم همه بفهمن.
‫برامون آرزوی خوشبختی هم کنن.

330
00:30:27,659 --> 00:30:29,494
‫هوم...

331
00:30:30,370 --> 00:30:32,155
‫کجا داری می‌ری؟

332
00:30:32,205 --> 00:30:34,240
‫بارونه‌ها. همینطوری نرو.

333
00:30:34,290 --> 00:30:36,576
‫انقدر نزدیکم نباش.
‫مثلا انگار داری کنارم راه می‌ری.

334
00:30:36,626 --> 00:30:38,703
‫آخه یه دونه چتر آوردیم.

335
00:30:38,753 --> 00:30:39,838
‫اذیتم نکن.

336
00:30:40,755 --> 00:30:42,040
‫پس سروصدا نکن.

337
00:30:42,090 --> 00:30:44,551
‫- آخه دلم می‌خواد صحبت کنم.
‫- بسه دیگه!

338
00:30:46,594 --> 00:30:50,256
‫روستای دوره، چهار تا.
‫روستای چول‌سونگ، شیش تا.

339
00:30:50,306 --> 00:30:52,300
‫روستای گانگ‌جین، دوازده تا.

340
00:30:52,350 --> 00:30:55,895
‫ای بابا. مگه تمومی داره؟

341
00:30:56,688 --> 00:30:57,972
‫شرمنده. تقصیر منه.

342
00:30:58,022 --> 00:31:00,475
‫گفتم انقدر معذرت‌خواهی نکن دیگه.

343
00:31:00,525 --> 00:31:03,987
‫تازه، خدا بخواد یه حکمتی توش هست.

344
00:31:04,946 --> 00:31:06,981
‫آره، ممکنه یه‌کم اذیت بشیم،

345
00:31:07,031 --> 00:31:12,278
‫ولی فرصت شد تا از نزدیک
‫حال و روز اهالی رو ببینیم.

346
00:31:12,328 --> 00:31:13,997
‫- آره.
‫- درسته.

347
00:31:15,206 --> 00:31:16,407
‫ای بابا.

348
00:31:16,457 --> 00:31:18,334
‫با مرکز بهداشت عمومی
‫تماس گرفتین، بفرمایین.

349
00:31:20,837 --> 00:31:22,046
‫بله.

350
00:31:22,714 --> 00:31:24,132
‫متوجه شدم.

351
00:31:25,174 --> 00:31:26,709
‫یه بیمار از قایق ماهی‌گیری افتاده.

352
00:31:26,759 --> 00:31:28,211
‫- اورژانسیه.
‫- خدا مرگم!

353
00:31:28,261 --> 00:31:29,846
‫- قایق ماهی‌گیری.
‫- قایق ماهی‌گیری؟

354
00:31:31,097 --> 00:31:33,883
‫بله، از پیون‌دونگ‌دو تماس می‌گیرم!

355
00:31:33,933 --> 00:31:36,302
‫بالگرد امداد می‌خوایم!

356
00:31:36,352 --> 00:31:39,013
‫چند واحد خون هم بفرستین!

357
00:31:39,063 --> 00:31:40,106
‫بله!

358
00:31:42,650 --> 00:31:45,395
‫چشم‌هات رو باز کن لامصب!

359
00:31:45,445 --> 00:31:48,364
‫سون‌چول، بیدار شو!

360
00:31:50,199 --> 00:31:52,694
‫- خواهش کردم!
‫- بیدار شو دیگه!

361
00:31:52,744 --> 00:31:54,654
‫- بذارین رد بشیم!
‫- التماس می‌کنم!

362
00:31:54,704 --> 00:31:56,623
‫ما دکتریم. بذارین معاینه‌اش کنیم.

363
00:32:01,044 --> 00:32:02,829
‫چند وقته احیای قلب انجام دادی؟

364
00:32:02,879 --> 00:32:04,747
‫نمی‌دونم.

365
00:32:04,797 --> 00:32:06,799
‫فکر کنم یه ساعتی می‌شه.

366
00:32:15,600 --> 00:32:16,968
‫بیمار علائم حیاتی نداره.

367
00:32:17,018 --> 00:32:19,846
‫یعنی چی که علائم حیاتی نداره؟

368
00:32:19,896 --> 00:32:21,931
‫بدنش هنوز گرمه!

369
00:32:21,981 --> 00:32:24,225
‫مثلا پزشکی‌ها! سون‌چول!

370
00:32:24,275 --> 00:32:27,478
‫- زود باش یه کاری کن!
‫- چشم‌هات رو باز کن لامصب!

371
00:32:27,528 --> 00:32:30,990
‫سون‌چول، می‌گم چشم‌هات باز کن لعنتی!

372
00:32:32,450 --> 00:32:34,611
‫تو رو خدا، یه کاری بکنین.

373
00:32:34,661 --> 00:32:38,831
‫تو رو خدا نجاتش بدین.
‫التماستون می‌کنم!

374
00:32:39,791 --> 00:32:41,868
‫باید به خانواده‌اش خبر بدین.

375
00:32:41,918 --> 00:32:45,129
‫پلیس الان می‌رسه.
‫باید یکی برای شناسایی باشه.

376
00:32:46,214 --> 00:32:50,760
‫دکتر دو، حالا که بیمار تموم کرده،
‫بالگرد رو کنسل می‌کنم.

377
00:32:54,097 --> 00:32:58,518
‫نه، نه، نه!

378
00:33:00,186 --> 00:33:03,106
‫- نه سون‌چول!
‫- نه!

379
00:33:11,364 --> 00:33:12,448
‫بریم.

380
00:33:13,282 --> 00:33:15,827
‫انگار کاریش نمی‌شه کرد.

381
00:33:16,411 --> 00:33:19,614
‫آره، شما هم دیگه برین.

382
00:33:19,664 --> 00:33:22,959
‫ما منتظر می‌مونیم تا پلیس برسه.

383
00:33:52,030 --> 00:33:53,031
‫خانم یوک.

384
00:33:54,782 --> 00:33:58,536
‫لطفا پارتیشن بذارین.

385
00:34:17,388 --> 00:34:20,091
‫دارن چیکار می‌کنن؟

386
00:34:20,141 --> 00:34:22,969
‫مگه اعلام نکردن فوت کرده؟

387
00:34:23,019 --> 00:34:26,514
‫توی پروانه قایق گیر کرده بود،
‫حتما بدنش له و لورده شده.

388
00:34:26,564 --> 00:34:29,934
‫الهی بمیرم.
‫حتی شنیدنش هم وحشتناکه.

389
00:34:29,984 --> 00:34:34,522
‫ای بابا، خانواده‌اش ببینن که داغون می‌شن.

390
00:34:34,572 --> 00:34:36,983
‫- دکتر دو داره بخیه می‌زنه...
‫- وای خدا.

391
00:34:37,033 --> 00:34:39,994
‫که وقتی خانواده‌اش رسیدن
‫زیاد شوکه نشن.

392
00:35:43,599 --> 00:35:45,101
‫خدا مرگم بده.

393
00:35:50,773 --> 00:35:51,941
‫وای.

394
00:36:22,722 --> 00:36:24,932
‫خسته نباشین همگی.

395
00:36:26,559 --> 00:36:29,762
‫دیگه باید تعطیل کنیم بریم.

396
00:36:29,812 --> 00:36:32,098
‫لابد همه می‌خوان برن حموم
‫و به سر و وضعشون برسن.

397
00:36:32,148 --> 00:36:33,774
‫خسته نباشین همگی.

398
00:36:35,067 --> 00:36:36,611
‫خسته نباشین.

399
00:36:42,283 --> 00:36:43,993
‫حالت خوبه؟

400
00:36:59,550 --> 00:37:02,420
‫خانم یوک، برو لباس عوض کن.

401
00:37:02,470 --> 00:37:04,263
‫تا خونه می‌رسونمت.

402
00:38:12,623 --> 00:38:13,708
‫مرسی.

403
00:38:14,417 --> 00:38:15,418
‫بعدا می‌بینمت.

404
00:38:18,212 --> 00:38:20,715
‫می‌خوای برات دارو بیارم؟

405
00:38:21,424 --> 00:38:23,759
‫یه‌کم استراحت کنم خوب می‌شم.

406
00:38:24,802 --> 00:38:25,803
‫می‌بینمت.

407
00:38:56,667 --> 00:38:57,752
‫دکتر دو.

408
00:38:59,879 --> 00:39:01,088
‫دکتر دو.

409
00:39:01,589 --> 00:39:02,590
‫بله؟

410
00:39:04,508 --> 00:39:05,634
‫حالت خوبه؟

411
00:39:07,720 --> 00:39:08,804
‫آها...

412
00:39:11,640 --> 00:39:12,641
‫نه.

413
00:39:16,020 --> 00:39:19,023
‫اولین بیماری که فوتش رو اعلام کردم...

414
00:39:20,649 --> 00:39:22,943
‫یه بچه پنج ساله بود.

415
00:39:26,072 --> 00:39:28,032
‫باید مرگش رو ثبت می‌کردم.

416
00:39:30,534 --> 00:39:31,911
‫ولی همون لحظه...

417
00:39:33,954 --> 00:39:36,332
‫پشت دستش یه برچسب «صدآفرین» دیدم.

418
00:39:39,543 --> 00:39:42,630
‫وقتی چشمم به اون برچسب افتاد
‫که هنوز روی دستش بود...

419
00:39:46,175 --> 00:39:49,595
‫پیش خودم گفتم آخه من چه حقی دارم
‫مرگ این بچه رو تایید کنم.

420
00:39:54,850 --> 00:39:58,062
‫گمون نکنم این کار تا آخر عمرم
‫بتونه برام عادی بشه.

421
00:40:00,272 --> 00:40:01,941
‫که مرگ یکی رو اعلام کنم.

422
00:40:32,346 --> 00:40:33,556
‫هاری.

423
00:40:38,686 --> 00:40:41,147
‫هاری. هاری.

424
00:40:42,106 --> 00:40:45,976
‫- وای، چی شدی؟
‫- مادربزرگ...

425
00:40:46,026 --> 00:40:50,398
‫آره عزیزم، اینجام.
‫از تب داری می‌سوزی!

426
00:40:50,448 --> 00:40:52,066
‫خدا مرگم، چیکار کنم؟

427
00:40:52,116 --> 00:40:54,735
‫یه‌کم صبر کن، خب؟

428
00:40:54,785 --> 00:40:57,455
‫الان می‌گم دکتر بیاد.

429
00:40:59,790 --> 00:41:01,375
‫مادربزرگ...

430
00:41:06,005 --> 00:41:08,716
‫بهم قول بده که نمی‌میری.

431
00:41:10,259 --> 00:41:15,014
‫قول بده که درمانت رو ادامه می‌دی، باشه؟

432
00:41:16,765 --> 00:41:19,393
‫الهی من قربونت بشم...

433
00:41:20,978 --> 00:41:25,024
‫الهی بمیرم برات. قربونت بشم.

434
00:41:26,984 --> 00:41:29,987
‫- قول بده که نمی‌میری.
‫- عزیز دلم.

435
00:41:32,531 --> 00:41:34,950
‫قول بده نمی‌میری.

436
00:41:45,961 --> 00:41:47,671
‫با مرکز بهداشت عمومی
‫تماس گرفتین، بفرمایین.

437
00:42:09,777 --> 00:42:11,237
‫اومدم.

438
00:42:16,367 --> 00:42:18,452
‫حال خانم هاری خوبه؟

439
00:43:09,503 --> 00:43:11,380
‫دیگه می‌تونی بری.

440
00:43:15,509 --> 00:43:18,012
‫تا وقتی تب داشته باشی که نمی‌رم.

441
00:43:19,179 --> 00:43:20,848
‫خواهش کردم برو.

442
00:43:24,351 --> 00:43:25,352
‫برو.

443
00:43:32,568 --> 00:43:36,647
‫تو دکتری هستی که...

444
00:43:36,697 --> 00:43:39,450
‫بیمار فوتی رو هم بخیه می‌زنه...

445
00:43:40,534 --> 00:43:43,329
‫تا خانواده‌اش کمتر عذاب بکشه.

446
00:43:48,792 --> 00:43:51,587
‫پس چرا مرهم درد من نشدی؟

447
00:43:53,088 --> 00:43:55,924
‫- خانم یوک.
‫- تو که می‌گفتی نگرانمی...

448
00:44:00,804 --> 00:44:04,224
‫پس چرا نگران دردم نیستی؟
‫منی که بدون مادربزرگم تنها می‌شم و...

449
00:44:09,438 --> 00:44:10,689
‫دارم این‌ها رو می‌گم...

450
00:44:11,565 --> 00:44:14,276
‫چون اگه اینطوری از پیشم بره
‫واقعا دووم نمیارم.

451
00:44:19,239 --> 00:44:22,284
‫خواهش می‌کنم راضیش کن
‫تجدید نظر کنه.

452
00:44:25,996 --> 00:44:28,499
‫تو رو خدا به مادربزرگم بگو...

453
00:44:30,125 --> 00:44:33,045
‫که می‌تونه زنده بمونه، خب؟

454
00:44:34,463 --> 00:44:38,384
‫بهش بگو هنوز جای امیدواری داره.

455
00:44:39,093 --> 00:44:43,138
‫دکتر دو، تو رو خدا مادربزرگم رو نجات بده.

456
00:44:55,025 --> 00:44:57,986
‫دکتر دو، تو خیلی برام عزیز بودی...

457
00:45:01,782 --> 00:45:04,284
‫ولی الان خیلی ازت بدم میاد.

458
00:45:43,407 --> 00:45:44,867
‫خانم یوک خوبه؟

459
00:45:46,952 --> 00:45:49,288
‫آره، تبش پایین اومد.

460
00:45:52,124 --> 00:45:53,992
‫حتما زیر بارون مریض شده.

461
00:45:54,042 --> 00:45:55,043
‫خدا رو شکر.

462
00:45:58,589 --> 00:46:00,048
‫ولی تو...

463
00:46:02,468 --> 00:46:04,595
‫چرا ازم خواستی که برم؟

464
00:46:06,221 --> 00:46:07,890
‫می‌دونم نگران خانم هاری هستی.

465
00:46:11,977 --> 00:46:15,439
‫حس کردم امروز بیشتر از همه،
‫به تو نیاز داره.

466
00:46:45,427 --> 00:46:49,131
‫- من دیگه می‌رم سر کار.
‫- حالت چطوره؟

467
00:46:49,181 --> 00:46:52,768
‫بیا بشین. یه چیزی بخوریم.

468
00:46:54,061 --> 00:46:55,804
‫بگیر بشین دیگه.

469
00:46:55,854 --> 00:46:59,983
‫می‌گن روز تولدت غذا نخوری،
‫تا آخر اون سال باید گرسنه بمونیا.

470
00:47:01,109 --> 00:47:02,736
‫بشین دیگه.

471
00:47:04,446 --> 00:47:08,200
‫آفرین. دختر حرف‌گوش‌کنی باش.

472
00:47:10,452 --> 00:47:11,453
‫خوبه.

473
00:47:14,581 --> 00:47:18,076
‫غذات رو بخور.

474
00:47:18,126 --> 00:47:22,873
‫نمی‌دونم به مقدار کافی
‫ادویه زدم یا نه.

475
00:47:22,923 --> 00:47:26,635
‫بخور دیگه، خب؟

476
00:47:28,178 --> 00:47:29,179
‫آفرین.

477
00:47:38,772 --> 00:47:40,148
‫چطور شده؟

478
00:47:54,121 --> 00:47:56,156
‫[استودیوی عکاسی گوم‌سئونگ]
‫[خانم اوه می‌جا]

479
00:47:56,206 --> 00:47:59,284
‫کیک برنجی سورگوم و لوبیا قرمزه...

480
00:47:59,334 --> 00:48:00,586
‫از این هم بخور.

481
00:48:02,004 --> 00:48:03,797
‫عه...

482
00:48:05,799 --> 00:48:07,509
‫نرو هاری.

483
00:48:10,304 --> 00:48:11,680
‫ای خدا.

484
00:48:12,306 --> 00:48:13,307
‫هاری.

485
00:48:14,224 --> 00:48:16,468
‫رفته بودم شهر عکس بگیرم.

486
00:48:16,518 --> 00:48:18,345
‫آخه عکس درست و حسابی نداشتم.

487
00:48:18,395 --> 00:48:20,013
‫مادربزرگ، واقعا که...

488
00:48:20,063 --> 00:48:22,641
‫می‌خواستم عکس داشته باشم.
‫مگه چیکار کردم؟

489
00:48:22,691 --> 00:48:23,892
‫بده من دیگه.

490
00:48:23,942 --> 00:48:24,943
‫ای وای!

491
00:48:26,904 --> 00:48:28,313
‫وای.

492
00:48:28,363 --> 00:48:30,866
‫هاری، حالت خوبه؟

493
00:48:31,992 --> 00:48:33,493
‫چیزیت نشد؟

494
00:48:34,369 --> 00:48:37,122
‫هاری، هاری...

495
00:48:40,083 --> 00:48:41,535
‫ببین هاری...

496
00:48:41,585 --> 00:48:43,453
‫ای خدا. هاری...

497
00:48:43,503 --> 00:48:46,498
‫هاری... وایستا هاری...

498
00:48:46,548 --> 00:48:47,799
‫هاری...

499
00:48:53,764 --> 00:48:56,725
‫چه خبر شده؟ هوم؟

500
00:49:04,358 --> 00:49:06,360
‫چی شده؟ ها؟

501
00:49:17,955 --> 00:49:23,669
‫می‌جا... مجبور بودی این کار رو بکنی؟

502
00:49:25,420 --> 00:49:29,132
‫داره گریه می‌کنه.
‫بچه‌ات داره گریه می‌کنه.

503
00:49:32,761 --> 00:49:34,221
‫جین‌به.

504
00:49:36,556 --> 00:49:38,475
‫من هم می‌ترسم.

505
00:49:40,644 --> 00:49:45,399
‫معلومه که دلم نمی‌خواد
‫تنهاش بذارم و برم.

506
00:49:46,858 --> 00:49:50,237
‫ولی خودم می‌دونم.

507
00:49:52,114 --> 00:49:54,157
‫می‌دونم عاقبتم چیه.

508
00:49:56,118 --> 00:49:57,202
‫پس نمی‌تونی...

509
00:49:59,454 --> 00:50:02,207
‫حداقل توی این یه مورد پشتم باشی؟

510
00:50:05,419 --> 00:50:09,881
‫وقتی اون عکس رو گرفتم
‫خیلی احساس تنهایی داشتم.

511
00:50:12,175 --> 00:50:16,805
‫واسه همین می‌خوام
‫تو کنارم باشی.

512
00:50:18,682 --> 00:50:19,683
‫تنهایی...

513
00:50:21,268 --> 00:50:25,647
‫خیلی از تنهایی می‌ترسم جین‌به.

514
00:50:57,220 --> 00:50:59,464
‫با مرکز بهداشت عمومی
‫تماس گرفتین، بفرمایین.

515
00:50:59,514 --> 00:51:02,467
‫درسته. بله، بله، بله.

516
00:51:02,517 --> 00:51:05,687
‫بهشون می‌گم. چشم، چشم.

517
00:51:07,481 --> 00:51:09,099
‫انگار دکتر دو جی‌اویی و خانم یوک هاری...

518
00:51:09,149 --> 00:51:11,443
‫باید به این بیمار رسیدگی کنن.

519
00:51:12,235 --> 00:51:14,646
‫همون بیمار سرطانیه است
‫که واسه دیابتش مراجعه کرده بود.

520
00:51:14,696 --> 00:51:17,282
‫آقای کیم جونگ‌به خواستن
‫شما بالای سرش باشین.

521
00:52:35,610 --> 00:52:36,987
‫ببخشید معطلت کردم.

522
00:52:42,784 --> 00:52:43,952
‫بریم تو.

523
00:53:02,137 --> 00:53:08,226
‫معذرت می‌خوام.
‫هنوز به سختی می‌تونم راه برم.

524
00:53:13,523 --> 00:53:15,984
‫باز می‌گم خدا رو شکر
‫که به خیر گذشت.

525
00:53:17,235 --> 00:53:18,778
‫اگه شما دو نفر نبودین،

526
00:53:19,905 --> 00:53:22,324
‫الان پام رو قطع کرده بودن.

527
00:53:23,241 --> 00:53:26,453
‫[آمار نظرسنجی جامع
‫خدمات پزشکی از راه دور]

528
00:53:27,370 --> 00:53:29,656
‫محدودیت حرکتی شما تایید شده،

529
00:53:29,706 --> 00:53:33,293
‫بنابراین از این به بعد می‌تونین
‫تلفنی ویزیت بشین و نسخه بگیرین.

530
00:53:34,002 --> 00:53:35,420
‫دستتون درد نکنه.

531
00:53:40,383 --> 00:53:41,760
‫ولی راستش...

532
00:53:43,178 --> 00:53:45,805
‫نمی‌خواستم درباره این مورد کمک بگیرم.

533
00:53:47,140 --> 00:53:48,516
‫راستش رو بخواین...

534
00:53:54,940 --> 00:53:57,859
‫گفته بودم بیاین که این رو بهتون بدم.

535
00:53:58,360 --> 00:54:03,531
‫دخترم می‌گفت این لوسیون
‫الان خیلی بین جوون‌ها مد شده.

536
00:54:05,367 --> 00:54:11,081
‫بعد از عمل جراحیم،
‫دخترم چند روز تمام کنارم موند.

537
00:54:16,127 --> 00:54:20,257
‫بعد از هشت سالیگش سابقه نداشت
‫که بیاد و پیشم بمونه.

538
00:54:22,717 --> 00:54:27,973
‫تونستم کلی باهاش حرف بزنم.
‫یه دل سیر صحبت کردیم.

539
00:54:44,698 --> 00:54:46,449
‫خیلی خوشحال شدم.

540
00:54:47,993 --> 00:54:50,787
‫برای اولین بار تونستم
‫حرف‌های توی دلم رو بهش بزنم.

541
00:54:57,335 --> 00:54:58,795
‫ازتون ممنونم.

542
00:55:01,506 --> 00:55:03,800
‫همه‌اش رو به شما دو تا مدیونم.

543
00:55:06,303 --> 00:55:07,846
‫انجام وظیفه بود آقا.

544
00:55:29,075 --> 00:55:30,618
‫خوب شد کیم جونگ‌به رو دیدیم و...

545
00:55:33,496 --> 00:55:35,540
‫مطمئن شدیم که حالش خوبه.

546
00:55:39,586 --> 00:55:41,087
‫من دیگه می‌رم.

547
00:55:43,882 --> 00:55:45,050
‫معذرت می‌خوام.

548
00:55:51,014 --> 00:55:52,432
‫ببخشید که بهت نگفتم.

549
00:55:53,767 --> 00:55:55,685
‫تصمیم مادربزرگت رو می‌گم.

550
00:55:57,103 --> 00:55:59,356
‫ولی نمی‌تونستم دخالت کنم.

551
00:56:01,691 --> 00:56:04,444
‫مطمئن بودم اون خیلی
‫بیشتر از من بهش فکر کرده.

552
00:56:07,864 --> 00:56:10,533
‫خانم یوک.

553
00:56:13,661 --> 00:56:16,539
‫مادربزرگت بیشتر از هر چیزی،
‫دلش می‌خواست کنارت زندگی کنه.

554
00:56:17,791 --> 00:56:19,918
‫واسه همین آزمایش‌های بالینی رو رد کرد.

555
00:56:22,337 --> 00:56:24,089
‫می‌خواست بقیه عمرش رو...

556
00:56:26,049 --> 00:56:28,176
‫صرف این بکنه که برات مادربزرگ باشه.

557
00:56:29,010 --> 00:56:30,845
‫علت تصمیمش این بود.

558
00:56:35,934 --> 00:56:39,020
‫مادربزرگت الان بیشتر از هر کسی
‫ترسیـده و درد می‌کشه.

559
00:56:40,397 --> 00:56:42,941
‫یعنی حتی اگه می‌ترسی،
‫باید پای حرف‌هاش بشینی.

560
00:56:45,276 --> 00:56:47,237
‫همونطوری که به حرف‌های دل
‫آقای کیم جونگ‌به گوش دادی.

561
00:56:54,160 --> 00:56:56,162
‫باید به مادربزرگت این فرصت رو بدی...

562
00:56:57,122 --> 00:56:59,749
‫تا به کسی که بیشتر از همه
‫دوستش داره، بگه که می‌ترسه.

563
00:57:06,131 --> 00:57:08,049
‫باید کنارش باشی.

564
00:57:11,886 --> 00:57:13,805
‫این تنها راهیه که می‌تونی
‫نظرش رو عوض کنی...

565
00:57:16,599 --> 00:57:17,976
‫و درکش کنی.

566
00:58:06,316 --> 00:58:09,402
‫مادربزرگت الان بیشتر از هر کسی
‫ترسیـده و درد می‌کشه.

567
00:58:10,862 --> 00:58:13,406
‫پس حتی اگه می‌ترسی،
‫باید پای حرف‌هاش بشینی.

568
00:58:15,950 --> 00:58:17,785
‫باید به مادربزرگت این فرصت رو بدی...

569
00:58:18,953 --> 00:58:21,581
‫تا به کسی که بیشتر از همه
‫دوستش داره، بگه که می‌ترسه.

570
00:58:40,099 --> 00:58:43,645
‫اواخر اکتبر که دریا بیشترین
‫زیبایی ممکن رو داره،

571
00:58:44,521 --> 00:58:46,848
‫روز تازه‌ای در جزیره شروع می‌شه،

572
00:58:46,898 --> 00:58:50,818
‫و روستایی‌های زحمتکش
‫راهی ماهی‌گیری می‌شن.

573
00:58:52,320 --> 00:58:53,821
‫صبح به خیر.

574
00:59:08,670 --> 00:59:11,339
‫امروز نسیم ملایمی می‌وزه.

575
00:59:13,925 --> 00:59:17,095
‫خدا رو شکر ظاهرا هوا خوبه.

576
00:59:19,222 --> 00:59:22,433
‫مادربزرگ، خوابیدی؟

577
00:59:25,144 --> 00:59:27,347
‫امروز اهالی جزیره...

578
00:59:27,397 --> 00:59:29,315
‫مادربزرگ.

579
00:59:30,400 --> 00:59:31,484
‫ای بابا.

580
00:59:35,738 --> 00:59:37,740
‫مادربزرگ، من رو ببخش.

581
00:59:39,158 --> 00:59:42,036
‫ببخشید گفتم نمی‌خوام به حرف‌هات گوش بدم.

582
00:59:44,497 --> 00:59:46,833
‫ولی همه حرف‌هام از روی ترسم بود.

583
00:59:47,667 --> 00:59:49,911
‫چون تو داشتی مقدمات
‫مرگت رو می‌دیدی،

584
00:59:49,961 --> 00:59:53,673
‫اون هم وقتی که من اصلا
‫آمادگی نبودن تو رو نداشتم.

585
00:59:57,969 --> 00:59:59,971
‫ولی تو هم ترس داشتی، مگه نه؟

586
01:00:02,849 --> 01:00:04,976
‫حتی دلت نمی‌اومد بهم بگی.

587
01:00:09,063 --> 01:00:11,566
‫حتما خیلی احساس تنهایی کردی.

588
01:00:19,574 --> 01:00:21,826
‫ولی الان به حرف‌هات گوش می‌دم.

589
01:00:27,832 --> 01:00:31,878
‫بذار من هم باهات بترسم، خب؟

590
01:00:37,216 --> 01:00:38,468
‫مادربزرگ، خوابیدی؟

591
01:00:41,596 --> 01:00:42,847
‫مادربزرگ.

592
01:00:46,893 --> 01:00:48,978
‫مادربزرگ، داری گریه می‌کنی؟

593
01:00:59,113 --> 01:01:00,114
‫مادربزرگ.

594
01:01:02,241 --> 01:01:03,451
‫مادربزرگ.

595
01:01:04,535 --> 01:01:07,572
‫مادربزرگ! مادربزرگ، چشم‌هات رو باز کن.

596
01:01:07,622 --> 01:01:10,658
‫مادربزرگ! نه!

597
01:01:10,708 --> 01:01:13,328
‫نمی‌ذارم بمیری مادربزرگ! نمی‌ذارم!

598
01:01:13,378 --> 01:01:16,164
‫مادربزرگ، بلند شو!

599
01:01:16,214 --> 01:01:17,999
‫مادربزرگ! وای خدایا!

600
01:01:18,049 --> 01:01:19,801
‫[مرکز بهداشت عمومی]
‫[تعطیل است]

601
01:01:32,188 --> 01:01:34,599
‫مادربزرگ، تو رو خدا...

602
01:01:34,649 --> 01:01:36,943
‫خانم یوک، بذار معاینه‌اش کنم.

603
01:01:39,570 --> 01:01:41,864
‫نجاتش بدین.

604
01:01:42,365 --> 01:01:46,035
‫تو رو خدا مادربزرگم رو نجات بدین.
‫تو رو خدا کمک کنین.

605
01:01:47,495 --> 01:01:51,541
‫تو رو خدا کمک کنین مادربزرگم زنده بمونه.

606
01:01:52,875 --> 01:01:54,919
‫نجاتش بدین.

607
01:01:55,753 --> 01:01:58,339
‫نه...

608
01:02:04,178 --> 01:02:05,555
‫خانم اوه می‌جا...

609
01:02:08,808 --> 01:02:10,143
‫به رحمت خدا رفتن.

610
01:02:15,022 --> 01:02:16,524
‫ساعت فوت. ۱۹:۳۴.

611
01:02:19,277 --> 01:02:22,689
‫نه، نه، نه.

612
01:02:22,739 --> 01:02:25,825
‫نه!

613
01:02:27,493 --> 01:02:29,412
‫نه!

614
01:02:33,666 --> 01:02:37,412
‫هنوز که حرف دلت رو بهم نزده بودی!

615
01:02:37,462 --> 01:02:42,792
‫نه مادربزرگ! نمی‌خوام!

616
01:02:42,842 --> 01:02:46,671
‫من هنوز نشنیده بودم
‫چی می‌خوای بهم بگی.

617
01:02:46,721 --> 01:02:51,050
‫مادربزرگ، باید بهم بگی.

618
01:02:51,100 --> 01:02:54,095
‫هنوز نشنیدم حرفت بهم چی بود.

619
01:02:54,145 --> 01:02:58,566
‫بیدار شو مادربزرگ! مادربزرگ!

620
01:02:59,734 --> 01:03:01,227
‫نه! نه!

621
01:03:01,277 --> 01:03:03,813
‫- بیدار شو!
‫- خانم یوک.

622
01:03:03,863 --> 01:03:06,991
‫ولم کن!

623
01:03:09,076 --> 01:03:14,157
‫مادربزرگ. مادربزرگ.

624
01:03:14,207 --> 01:03:19,203
‫ببخشید مادربزرگ.
‫من رو ببخش.

625
01:03:19,253 --> 01:03:21,122
‫بلند شو.

626
01:03:21,172 --> 01:03:23,916
‫هنوز حرفت رو بهم نزدی.

627
01:03:23,966 --> 01:03:26,252
‫هنوز حرفت مونده...

628
01:03:26,302 --> 01:03:32,133
‫مادربزرگ، ببخشید. بیدار شو!

629
01:03:32,183 --> 01:03:35,887
‫مادربزرگ!

630
01:03:35,937 --> 01:03:39,941
‫مادربزرگ...

631
01:03:55,164 --> 01:03:56,541
‫مادربزرگ...

632
01:03:59,961 --> 01:04:01,963
‫مادربزرگ...

633
01:04:17,395 --> 01:04:20,014
‫[تو دکتری هستی که
‫بیمار فوتی رو هم بخیه می‌زنه...]

634
01:04:20,064 --> 01:04:23,442
‫[تا خانواده‌اش کمتر عذاب بکشه.]

635
01:04:24,318 --> 01:04:26,687
‫[پس چرا...]

636
01:04:26,737 --> 01:04:30,950
‫[مرهم درد من نشدی؟]

637
01:04:31,951 --> 01:04:35,371
‫[این اولین روز فیلمبرداری
‫زندگی هاری و چی‌یون بود.]

638
01:04:44,005 --> 01:04:47,383
‫[عشق مثل رانندگی
‫با ماشینیه که ترمز بریده.]

639
01:04:47,967 --> 01:04:51,387
‫[کارگردان همیشه اونجاییه
‫که شور و هیجان به اوج می‌رسه.]

640
01:04:59,145 --> 01:05:01,806
‫دیگه نمی‌خوای دکتره رو ببینی؟

641
01:05:01,856 --> 01:05:03,232
‫وانمود کن وجود ندارم.

642
01:05:04,775 --> 01:05:06,944
‫اگه انقدر دوستش داشت
‫چرا همچین کاری کرد؟

643
01:05:07,528 --> 01:05:09,689
‫اگه دوستش داری باید کنارش باشی.

644
01:05:09,739 --> 01:05:11,324
‫دوست داشتن به همینه دیگه!

645
01:05:13,159 --> 01:05:15,119
‫نمی‌تونم کاریش کنم.
‫حتی اگه ازم متنفر بشی.

646
01:05:16,078 --> 01:05:17,830
‫یکی از اهالی روستا ناپدید شده.

647
01:05:19,540 --> 01:05:21,576
‫بکش کنار بابا. می‌گم دخالت نکن.

648
01:05:21,626 --> 01:05:23,494
‫چته تو؟

649
01:05:23,544 --> 01:05:25,546
‫مگه همه قبول ندارن من گزینه بهتری‌ام؟

650
01:05:27,546 --> 01:05:37,546
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M