1
00:00:38,955 --> 00:00:40,407
‫[این سریال یک اثر داستانی است]

2
00:00:40,457 --> 00:00:41,741
‫[برخی صحنه‌ها
‫با استفاده از هوش مصنوعی ساخته شده‌اند]

3
00:00:41,791 --> 00:00:43,960
‫[از بازیگران کودک و حیوانات
‫در شرایط امن فیلمبرداری شده است]

4
00:00:45,795 --> 00:00:51,968
‫«ترجمه از زهرا ترابی»

5
00:00:56,681 --> 00:00:58,475
‫واقعاً خودت درستش کردی؟

6
00:01:00,477 --> 00:01:03,021
‫همه کیک‌برنجی‌های تو یخچالت
‫خراب شده بودن، برای همین...

7
00:01:07,275 --> 00:01:10,111
‫بقیه مدام بهم میگن بی‌خیال شم
‫و به زندگیم برسم،

8
00:01:11,071 --> 00:01:14,532
‫اما تو مدام بهم دلیل میدی
‫که به یاد مامان‌بزرگم بیفتم.

9
00:01:17,494 --> 00:01:21,122
‫خب نمیشه که احساست رو کنترل کنی.

10
00:01:22,624 --> 00:01:28,671
‫نمی‌تونی دقیقاً خودت رو مجبور کنی
‫که دلتنگ کسی نشی.

11
00:01:37,097 --> 00:01:38,631
‫ازم متنفر نیستی، دکتر دو؟

12
00:01:38,681 --> 00:01:39,849
‫نه.

13
00:01:41,267 --> 00:01:44,562
‫چطور می‌تونم ازت متنفر باشم؟
‫فقط دلم برات می‌سوزه.

14
00:01:48,149 --> 00:01:50,318
‫ببخشید که اینقدر باهات بدرفتاری کردم.

15
00:01:53,113 --> 00:01:56,908
‫فقط می‌خواستم تقصیرها رو بندازم گردن تو.

16
00:01:58,451 --> 00:02:00,120
‫اما وقتی به عقب نگاه می‌کنم...

17
00:02:02,163 --> 00:02:03,790
‫من از تو متنفر نبودم.

18
00:02:06,084 --> 00:02:08,670
‫فکر کنم از خودم متنفر بودم.

19
00:02:12,799 --> 00:02:15,343
‫به خاطر اینکه اوضاع رو برای مامان‌بزرگم
‫اونقدر سخت کردم،

20
00:02:16,594 --> 00:02:18,012
‫چون نمی‌تونستم رهاش کنم.

21
00:02:25,770 --> 00:02:27,931
‫وای.

22
00:02:27,981 --> 00:02:31,317
‫واقعاً مثل همونایی شدن
‫که مامان‌بزرگم درست می‌کرد.

23
00:02:35,738 --> 00:02:36,773
‫خوشت اومد؟

24
00:02:36,823 --> 00:02:38,783
‫هوم...

25
00:02:41,411 --> 00:02:44,247
‫خیلی...

26
00:02:45,623 --> 00:02:47,951
‫- شیرینن.
‫- شیرینن؟

27
00:02:48,001 --> 00:02:51,329
‫شیرین؟ اوه، وای. خیلی ببخشید.

28
00:02:51,379 --> 00:02:53,790
‫دفعه بعد بهتر درستشون می‌کنم.

29
00:02:53,840 --> 00:02:55,884
‫پس شیرینن؟

30
00:02:57,468 --> 00:02:59,679
‫انگار واقعاً از مامان‌بزرگم یاد گرفتی.

31
00:03:00,847 --> 00:03:02,015
‫چی؟

32
00:03:03,558 --> 00:03:06,436
‫کیک‌های برنجی سورگوم و لوبیای قرمزِ
‫مامان‌بزرگم خیلی شیرین بودن.

33
00:03:07,478 --> 00:03:08,938
‫اوه.

34
00:03:13,109 --> 00:03:15,153
‫ممنون. واقعاً میگم.

35
00:03:16,362 --> 00:03:18,481
‫هوم...

36
00:03:18,531 --> 00:03:20,950
‫این حس متقابله.

37
00:03:26,915 --> 00:03:28,208
‫- خانم یوک.
‫- بله؟

38
00:03:29,167 --> 00:03:30,710
‫موهاتو شستی؟

39
00:03:32,337 --> 00:03:34,130
‫نمی‌دونم.

40
00:03:35,548 --> 00:03:37,467
‫خوبه.

41
00:03:39,344 --> 00:03:41,346
‫بوی کیک برنجی سورگوم و لوبیای قرمز میدم؟

42
00:03:43,097 --> 00:03:44,474
‫بوش خیلی تنده.

43
00:03:45,892 --> 00:03:47,343
‫اینقدر بوش نکن.

44
00:03:47,393 --> 00:03:50,305
‫[رنگ خیس است]

45
00:03:50,355 --> 00:03:52,265
‫- خوشمزه‌ست.
‫- واقعاً میگی؟

46
00:03:52,315 --> 00:03:53,316
‫آره.

47
00:03:54,316 --> 00:04:04,316
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

48
00:04:20,677 --> 00:04:23,471
‫- شب بخیر.
‫- شب تو هم همینطور خانم یوک. برو.

49
00:04:24,722 --> 00:04:26,641
‫هی، شلوارت...

50
00:04:28,351 --> 00:04:30,853
‫یکمیش هم مالیده به من.

51
00:04:32,939 --> 00:04:34,023
‫برو بخواب.

52
00:04:37,944 --> 00:04:39,570
‫شب بخیر.

53
00:04:42,782 --> 00:04:44,325
‫اوه، پسر...

54
00:05:40,089 --> 00:05:41,674
‫چطوری؟

55
00:05:44,344 --> 00:05:45,345
‫هنوز بیداری؟

56
00:05:48,848 --> 00:05:50,016
‫خوابم نمی‌بره.

57
00:05:54,270 --> 00:05:58,649
‫خب می‌خوای یه فیلم ببینیم...

58
00:06:01,611 --> 00:06:04,856
‫واقعاً می‌خوای بری تو اتاق یه زن
‫اون هم وقتی تنهاست؟

59
00:06:04,906 --> 00:06:06,607
‫خیلی ازت ناامید شدم، پسر.

60
00:06:06,657 --> 00:06:09,619
‫نباید این کارو بکنی. نه.

61
00:06:12,622 --> 00:06:14,157
‫خب... قدم بزنیم؟

62
00:06:14,207 --> 00:06:18,836
‫پس بیا با هم بریم قدم بزنیم.

63
00:06:19,587 --> 00:06:21,631
‫می‌خوای با هم یه فیلم ببینیم؟

64
00:06:27,220 --> 00:06:28,471
‫آره.

65
00:06:43,194 --> 00:06:44,404
‫اوه، لعنتی...

66
00:06:46,489 --> 00:06:48,741
‫این چیه؟
‫در رو باز گذاشته.

67
00:06:51,285 --> 00:06:52,487
‫تو...چرا بیداری؟

68
00:06:52,537 --> 00:06:54,489
‫تازه ساعت نه شبه.

69
00:06:54,539 --> 00:06:58,117
‫تحقیقات نشون داده زود خوابیدن
‫برای سلامتی مفیده، باشه؟

70
00:06:58,167 --> 00:07:00,753
‫دکتر دو، می‌خوای یه نوشیدنی بزنیم؟

71
00:07:01,629 --> 00:07:02,630
‫الان؟

72
00:07:04,132 --> 00:07:07,210
‫- انگار سرت شلوغه. بی‌خیال.
‫- نه، چیه؟ چی شده؟

73
00:07:07,260 --> 00:07:09,754
‫- خیلی خب، پس یه لحظه بشین.
‫- وایسا.

74
00:07:09,804 --> 00:07:12,640
‫می‌خوای بشینم؟
‫اما من کار دارم. اوه، پسر...

75
00:07:15,685 --> 00:07:18,479
‫واقعاً؟ می‌خوای این موقع شب
‫نوشیدنی بخوری؟

76
00:07:22,191 --> 00:07:25,311
‫اگه یه مردی که تا حالا ندیدیش
‫رمز در رو بزنه

77
00:07:25,361 --> 00:07:29,399
‫و وارد خونه‌ای بشه که یه زن توش
‫تنها زندگی می‌کنه، معنیش چیه؟

78
00:07:29,449 --> 00:07:30,616
‫چی؟

79
00:07:32,118 --> 00:07:34,904
‫دارم درباره یکی از
‫دوستای نزدیکم حرف می‌زنم.

80
00:07:34,954 --> 00:07:37,949
‫گفت دیده یه غریبه رمز در رو زده

81
00:07:37,999 --> 00:07:40,293
‫و مستقیم رفته تو خونه نامزدش.

82
00:07:42,128 --> 00:07:46,299
‫اگه تو اون موقعیت بودی چیکار می‌کردی؟

83
00:07:47,383 --> 00:07:50,420
‫این که اصلاً فکر کردن نداره.
‫ازش می‌پرسیدم اون کیه.

84
00:07:50,470 --> 00:07:52,638
‫این راه‌حل واضحشه.

85
00:07:54,974 --> 00:07:56,684
‫بپرسم؟

86
00:07:58,102 --> 00:08:00,555
‫خب، شاید ساده باشه،

87
00:08:00,605 --> 00:08:02,398
‫اما در واقع خیلی پیچیده‌ست.

88
00:08:04,233 --> 00:08:05,768
‫اگه با یه پسر دیگه باشه...

89
00:08:05,818 --> 00:08:08,821
‫دوستم مجبور میشه
‫باهاش به هم بزنه، مگه نه؟

90
00:08:11,491 --> 00:08:14,110
‫اما فکر نمی‌کنه بتونه این کارو بکنه.

91
00:08:14,160 --> 00:08:17,830
‫به نظرش بیشتر از اونی که فکر می‌کرده
‫دوسش داره.

92
00:08:21,083 --> 00:08:22,543
‫[الهه پیون‌دونگ]

93
00:08:26,255 --> 00:08:27,590
‫رقت‌انگیزه، نه؟

94
00:08:29,383 --> 00:08:33,846
‫دوستمم باهات موافقه.
‫گفت اصلاً نمی‌دونسته اینقدر رقت‌انگیزه.

95
00:08:37,808 --> 00:08:40,269
‫وقتی پای کسایی در میون باشه
‫که بهش حس داریم...

96
00:08:42,855 --> 00:08:44,232
‫همه‌مون رقت‌انگیز میشیم.

97
00:08:46,234 --> 00:08:48,528
‫فک کنم حق با توئه.

98
00:08:50,238 --> 00:08:53,366
‫هرچی باشه، تو رقت‌انگیزترین پسری هستی
‫که تاحالا دیدم.

99
00:08:54,575 --> 00:08:58,996
‫حتی اتاقت رو هم دادی به خانم هاری،
‫اون هم بعد از اینکه اونجوری ولت کرد.

100
00:08:59,580 --> 00:09:02,950
‫من رو کسی ول نکرد، خب؟

101
00:09:03,000 --> 00:09:04,577
‫خب حرفمون تموم شد؟

102
00:09:04,627 --> 00:09:06,746
‫راستش یه چیز دیگه هم هست...

103
00:09:06,796 --> 00:09:09,582
‫نه، برو داخل اتاقت.
‫هیچی مثل خواب ذهنت رو باز نمی‌کنه.

104
00:09:09,632 --> 00:09:10,666
‫- برو.
‫- خوابم نمیاد.

105
00:09:10,716 --> 00:09:11,918
‫میاد. خیلی هم خوابت میاد.

106
00:09:11,968 --> 00:09:15,004
‫- من حتی نوشیدنیم رو هم تموم نکردم.
‫- نه، خوردن بسه، برو بخواب.

107
00:09:15,054 --> 00:09:17,390
‫- خواب بهترین داروئه. برو!
‫- ولی تازه ساعت نه شبه...

108
00:09:20,643 --> 00:09:22,103
‫اوه...

109
00:11:10,086 --> 00:11:14,548
‫«قسمت نهم: شجاعت بخشش»

110
00:11:15,257 --> 00:11:16,667
‫[مرکز بهداشت عمومی]

111
00:11:16,717 --> 00:11:19,295
‫می‌خوام همه دکترای کوفتی رو ببینم!

112
00:11:19,345 --> 00:11:22,173
‫دکترا، پرستارا، همین الان بیاین بیرون!

113
00:11:22,223 --> 00:11:24,717
‫اوه، باز چی شده؟ دوباره چیزی زدی؟

114
00:11:24,767 --> 00:11:28,262
‫«اوه، باز چی شده؟ دوباره چیزی زدی؟»

115
00:11:28,312 --> 00:11:31,357
‫واقعاً نمی‌دونین چرا اینجام؟

116
00:11:31,857 --> 00:11:34,894
‫شما عوضیا
‫اصلاً می‌دونین چی رو خراب کردین؟

117
00:11:34,944 --> 00:11:37,697
‫اصلاً می‌دونین چی رو خراب کردین؟

118
00:11:38,280 --> 00:11:41,025
‫این همه سال زحمت به باد رفت.

119
00:11:41,075 --> 00:11:43,069
‫همش الکی!

120
00:11:43,119 --> 00:11:44,829
‫خدای من!

121
00:11:46,330 --> 00:11:50,242
‫وای، بازم تو؟
‫واقعاً ول‌کن نیستی، نه؟

122
00:11:50,292 --> 00:11:52,578
‫بفرما.
‫دوباره همون اراجیف رو بباف، چرا که نه؟

123
00:11:52,628 --> 00:11:56,749
‫کادر درمان، فلان، فلان.
‫جرم جدی، فلان، فلان.

124
00:11:56,799 --> 00:11:59,001
‫یالا، بگو دیگه!

125
00:11:59,051 --> 00:12:02,505
‫انگار نیازی نیست اون چیزا رو
‫بهت یادآوری کنم، پس لطفاً تمومش کن.

126
00:12:02,555 --> 00:12:07,343
‫هی، فک کنم استاندار
‫سر جریان سکوی بالگرد سرزنشت کرده

127
00:12:07,393 --> 00:12:09,095
‫ولی اون قضیه به خاطر یه بیمار بود.

128
00:12:09,145 --> 00:12:11,097
‫از قصد که این کار رو نکردیم.

129
00:12:11,147 --> 00:12:14,191
‫چی گفتی؟ سرزنش؟

130
00:12:15,276 --> 00:12:17,603
‫هیچکس منو سرزنش نمی‌کنه.
‫من یوم بیونگ‌چولم!

131
00:12:17,653 --> 00:12:21,232
‫هیچکس جرئت نداره منو سرزنش کنه، باشه؟

132
00:12:21,282 --> 00:12:26,112
‫بدون نظارت من هیچوقت ساخت
‫اون سکوی بالگرد رو تموم نمی‌کردن.

133
00:12:26,162 --> 00:12:28,447
‫هیچوقت تموم نمی‌شد!

134
00:12:28,497 --> 00:12:30,032
‫می‌شنوین؟

135
00:12:30,082 --> 00:12:32,793
‫می‌شنوین عوضی‌ها؟

136
00:12:41,594 --> 00:12:44,088
‫- فک کنم فکش در رفت.
‫- اوه، قطعاً همینطوره.

137
00:12:44,138 --> 00:12:45,347
‫حق با توئه.

138
00:12:45,890 --> 00:12:47,717
‫- می‌دونی چطوری جا بندازیش، مگه نه؟
‫- اصلاً.

139
00:12:47,767 --> 00:12:49,635
‫- تو دوران کارآموزی این کارو نکردی؟
‫- من؟

140
00:12:49,685 --> 00:12:52,513
‫فقط یه بار وقتی دانشجو بودم
‫روی مانکن انجامش دادم.

141
00:12:52,563 --> 00:12:54,014
‫تو مگه جراح پلاستیک نیستی؟

142
00:12:54,064 --> 00:12:55,933
‫دررفتگی فک بیشتر کار دندونپزشکاست.

143
00:12:55,983 --> 00:12:57,485
‫- داره آب دهنش می‌ریزه.
‫- ای بابا...

144
00:12:58,402 --> 00:13:01,071
‫- به یه چیزی تکیه بده.
‫- چیکار کنیم؟

145
00:13:07,036 --> 00:13:09,038
‫اگه همینطوری ولش کنیم بدتر میشه.

146
00:13:09,747 --> 00:13:11,123
‫تکون نخور.

147
00:13:12,917 --> 00:13:16,370
‫وای، خدا. حتماً خیلی درد داره.

148
00:13:16,420 --> 00:13:20,132
‫آره، می‌فهمیم. درد داره.

149
00:13:25,346 --> 00:13:27,431
‫خب، یک، دو، سه!

150
00:13:32,061 --> 00:13:34,438
‫- خوبی؟
‫- لعنتی.

151
00:13:34,939 --> 00:13:36,056
‫ای بابا، بی‌خیال...

152
00:13:36,106 --> 00:13:37,691
‫من انجامش میدم.

153
00:13:40,903 --> 00:13:43,239
‫لطفاً آروم‌تر.

154
00:13:50,704 --> 00:13:53,415
‫خیلی خب، شُل کن. یک، دو...

155
00:13:55,417 --> 00:13:56,919
‫ای بابا. جا نمیره.

156
00:14:00,464 --> 00:14:05,795
‫شماها دارین از قصد این کارو می‌کنین،
‫نه؟

157
00:14:05,845 --> 00:14:08,881
‫میشه بی‌حرکت بمونی؟
‫داری فکت رو داغون می‌کنی.

158
00:14:08,931 --> 00:14:10,716
‫یالا، بی‌حرکت بمون.

159
00:14:10,766 --> 00:14:13,269
‫- آروم.
‫- فقط شُل کن.

160
00:14:14,436 --> 00:14:16,605
‫با شماره سه انجامش میدم. یک...

161
00:14:18,566 --> 00:14:19,900
‫جا افتاد.

162
00:14:25,906 --> 00:14:29,401
‫هی، بیا اینجا! تو!

163
00:14:29,451 --> 00:14:33,072
‫شما دوتا از قصد این کارو کردین، نه؟

164
00:14:33,122 --> 00:14:35,491
‫خفه شو،
‫مگه اینکه بخوای دوباره فکت در بره.

165
00:14:35,541 --> 00:14:36,542
‫چی؟

166
00:14:37,418 --> 00:14:42,506
‫هی، عوضی.
‫تو کی هستی که به من میگی خفه شم؟

167
00:14:45,968 --> 00:14:48,170
‫بشین.

168
00:14:48,220 --> 00:14:50,264
‫لطفاً گاز رو بده به من. بشین.

169
00:14:51,056 --> 00:14:52,308
‫آره، می‌دونیم.

170
00:14:57,438 --> 00:14:58,564
‫یک، دو...

171
00:15:00,774 --> 00:15:04,361
‫تا یه مدت دهنت رو باز نکن،
‫وگرنه ممکنه به یه مشکل همیشگی تبدیل بشه.

172
00:15:05,821 --> 00:15:07,031
‫تو...

173
00:15:07,740 --> 00:15:09,533
‫حتماً داروهات رو بخور، باشه؟

174
00:15:11,035 --> 00:15:13,913
‫- آخه تو...
‫- برو خونه. یالا.

175
00:15:17,291 --> 00:15:18,534
‫ای بابا...

176
00:15:18,584 --> 00:15:20,794
‫لعنتی.

177
00:15:22,421 --> 00:15:24,623
‫این دفعه داشت درباره چی غر می‌زد؟

178
00:15:24,673 --> 00:15:29,011
‫میگن، استاندار از پروژه
‫پیون‌دونگ‌دو بیرونش کرده.

179
00:15:29,762 --> 00:15:31,922
‫اما سال‌ها مثل یه نوکر
‫ازش کار کشیده بود.

180
00:15:31,972 --> 00:15:34,049
‫ظاهراً استاندار حسابی قاطی کرده

181
00:15:34,099 --> 00:15:36,594
‫چون بیونگ‌چول جشن
‫سکوی بالگرد رو خراب کرده.

182
00:15:36,644 --> 00:15:39,597
‫درک می‌کنم...
‫چون ما فرصت عکس گرفتنش رو قاپیدیم

183
00:15:39,647 --> 00:15:43,100
‫و همه توجه‌ها رو به خودمون جلب کردیم.

184
00:15:43,150 --> 00:15:47,237
‫خدایا، خیلی رقت‌انگیزه. اصلاً نمی‌تونم
‫همچین بازنده‌های رقت‌انگیزی رو تحمل کنم.

185
00:15:48,614 --> 00:15:54,028
‫فقط نگرانم که
‫قراره چقدر دق‌دلیش رو سر ما خالی کنه.

186
00:15:54,078 --> 00:15:55,829
‫یه لحظه.

187
00:15:56,497 --> 00:15:58,499
‫با مرکز بهداشت عمومی تماس گرفتین. بفرمایین.

188
00:15:59,875 --> 00:16:02,494
‫مامان‌بزرگ‌ها تب دارن؟

189
00:16:02,544 --> 00:16:03,545
‫چقدر حالشون بده؟

190
00:16:04,463 --> 00:16:06,582
‫اوه... فک کنم سرماخوردگی پخش شده.

191
00:16:06,632 --> 00:16:09,919
‫خب، از اونجایی که تبشون
‫الان خیلی بالا نیست،

192
00:16:09,969 --> 00:16:12,588
‫فردا پرسنلمون رو می‌فرستیم،
‫پس نگران نباشین.

193
00:16:12,638 --> 00:16:14,390
‫بله.

194
00:16:16,141 --> 00:16:17,092
‫چیشده؟

195
00:16:17,142 --> 00:16:20,229
‫به نظر میاد سرماخوردگی
‫تو جینوندو پخش شده.

196
00:16:20,813 --> 00:16:22,648
‫باید بری اونجا.

197
00:16:24,525 --> 00:16:25,559
‫من؟

198
00:16:25,609 --> 00:16:28,729
‫با کشتی خیلی راهی نیست. فقط یک ساعت.

199
00:16:28,779 --> 00:16:30,898
‫یک ساعت؟ خیلی طولانیه...

200
00:16:30,948 --> 00:16:32,741
‫من باهاش میرم.

201
00:16:33,784 --> 00:16:35,444
‫داوطلب شدی باهاش بری؟

202
00:16:35,494 --> 00:16:38,372
‫- بله.
‫- با دکتر دو جی‌اویی؟

203
00:16:38,998 --> 00:16:40,032
‫بله.

204
00:16:40,082 --> 00:16:43,827
‫که اینطور. ممنون میشم اگه این کارو بکنی.

205
00:16:43,877 --> 00:16:45,496
‫می‌تونین به اولین کشتی برسین، مگه نه؟

206
00:16:45,546 --> 00:16:46,997
‫- بله.
‫- خیلی خب پس.

207
00:16:47,047 --> 00:16:48,590
‫برگردین سر کارتون، بچه‌ها.

208
00:16:50,384 --> 00:16:51,844
‫خسته نباشید.

209
00:17:06,817 --> 00:17:09,570
‫یعنی چی؟ چه خبره؟

210
00:17:10,571 --> 00:17:14,742
‫فک کنم بازم آشتی کردن.

211
00:17:29,965 --> 00:17:31,884
‫می‌بینم که زود اومدی، دکتر دو.

212
00:17:32,551 --> 00:17:34,762
‫فقط به خاطر اینکه تو همراهم میای.

213
00:17:35,471 --> 00:17:38,474
‫- این همه وسیله چیه؟
‫- چیزی نیست.

214
00:17:39,266 --> 00:17:40,934
‫- بریم.
‫- باشه.

215
00:17:48,776 --> 00:17:49,985
‫بفرما.

216
00:17:54,865 --> 00:17:58,702
‫[پیون‌دونگ‌دو، جینوندو]

217
00:18:08,921 --> 00:18:10,214
‫اینو بپوش.

218
00:18:11,298 --> 00:18:12,299
‫اوه...

219
00:18:13,383 --> 00:18:15,427
‫اینطوری میندازیش دور گردنت.

220
00:18:16,553 --> 00:18:17,763
‫چرا اینو آوردی؟

221
00:18:18,639 --> 00:18:21,425
‫راحتی فیزیکی ارتباط مستقیمی
‫با آرامش ذهن داره.

222
00:18:21,475 --> 00:18:23,552
‫- می‌خوای امتحانش کنی؟
‫- نه، نمی‌خواد.

223
00:18:23,602 --> 00:18:26,480
‫- نیازی نیست.
‫- مطمئنی؟ پس...

224
00:18:27,356 --> 00:18:29,900
‫یکم شکلات می‌خوای
‫که حالت بهتر بشه؟

225
00:18:30,567 --> 00:18:33,771
‫اگه نه، چندتا کتاب کمیک خیلی خنده‌دار
‫هم دارم.

226
00:18:33,821 --> 00:18:35,272
‫[پسر بودن یک]
‫[پسر بودن دو]

227
00:18:35,322 --> 00:18:37,449
‫واسه اینکه حواست رو پرت کنن.

228
00:18:40,744 --> 00:18:41,779
‫«پسر بودن»؟

229
00:18:41,829 --> 00:18:43,372
‫«لی میونگ‌وو»؟

230
00:18:44,039 --> 00:18:46,408
‫این کتاب کمیک مورد علاقه منه.

231
00:18:46,458 --> 00:18:48,836
‫- دیگه چی داری؟
‫- یه لحظه وایسا.

232
00:18:49,378 --> 00:18:50,412
‫خب...

233
00:18:50,462 --> 00:18:53,298
‫یه پتو هم دارم...

234
00:18:54,258 --> 00:18:57,386
‫و اینم چای یوجا که درست کردم.

235
00:18:58,595 --> 00:19:01,215
‫- امتحانش کن که گرمت کنه.
‫- نمی‌خواد.

236
00:19:01,265 --> 00:19:03,008
‫- یالا، امتحانش کن.
‫- بی‌خیال.

237
00:19:03,058 --> 00:19:04,059
‫نمی‌خوای؟

238
00:19:09,857 --> 00:19:11,150
‫همین کارو راه میندازه.

239
00:19:14,653 --> 00:19:16,280
‫همین برام کافیه.

240
00:19:17,656 --> 00:19:21,285
‫من یه چرت می‌زنم.

241
00:19:24,163 --> 00:19:25,789
‫حتما، راحت باش.

242
00:19:56,778 --> 00:19:59,698
‫پسر، اون یارو کی بود؟

243
00:20:00,991 --> 00:20:03,819
‫شاید واقعاً باید دلو بزنم به دریا
‫و ازش بپرسم.

244
00:20:03,869 --> 00:20:05,329
‫- ببخشید!
‫- بله؟

245
00:20:07,414 --> 00:20:11,251
‫مرکز بهداشت عمومی از اون‌ور بود، درسته؟

246
00:20:11,835 --> 00:20:12,836
‫چی؟

247
00:20:14,463 --> 00:20:17,841
‫بله. همین‌طوری مستقیم برید.

248
00:20:19,968 --> 00:20:21,345
‫ممنون.

249
00:20:30,812 --> 00:20:32,556
‫چه خبره؟

250
00:20:32,606 --> 00:20:34,942
‫داره میره خانم جونگ‌سون رو ببینه؟

251
00:20:39,321 --> 00:20:42,107
‫پس داشت میومد منو ببینه.

252
00:20:42,157 --> 00:20:43,275
‫یعنی چی؟

253
00:20:43,325 --> 00:20:46,245
‫پس تو دکتر طب کره‌ای بودی؟

254
00:20:48,872 --> 00:20:50,123
‫چی باعث شده که امروز به اینجا مراجعه کنین؟

255
00:20:50,832 --> 00:20:54,461
‫کمرم یه کم درد می‌کنه.

256
00:20:55,545 --> 00:20:57,881
‫اوه... کمرت؟

257
00:20:58,757 --> 00:20:59,841
‫[کیم جی‌یونگ]

258
00:20:59,883 --> 00:21:02,010
‫- آقای کیم جی‌یونگ؟
‫- بله؟

259
00:21:03,095 --> 00:21:04,922
‫الان کمرت رو چک می‌کنم،

260
00:21:04,972 --> 00:21:06,765
‫پس اگه احساس ناراحتی کردی بهم بگو.

261
00:21:10,143 --> 00:21:12,020
‫اینجا مشکلی نیست. بیا اینجا رو امتحان کنیم.

262
00:21:13,355 --> 00:21:15,140
‫یه کم ناراحتی.

263
00:21:15,190 --> 00:21:17,517
‫همونجا! همونجا!

264
00:21:17,567 --> 00:21:19,436
‫چند وقته اینطوری شدی؟

265
00:21:19,486 --> 00:21:21,271
‫خب...

266
00:21:21,321 --> 00:21:27,778
‫دیشب یه کم به خودم فشار آوردم.

267
00:21:27,828 --> 00:21:30,447
‫اوه...

268
00:21:30,497 --> 00:21:32,958
‫پس دیشب خیلی به خودت فشار آوردی، هان؟

269
00:21:36,420 --> 00:21:38,288
‫کلی گره‌ی عضلانی داری.

270
00:21:38,338 --> 00:21:39,381
‫الان برمی‌گردم.

271
00:21:46,471 --> 00:21:47,556
‫[عشقم]

272
00:21:52,602 --> 00:21:54,471
‫عزیزم.

273
00:21:54,521 --> 00:21:58,517
‫نگران من نباش. کاملاً خوبم.

274
00:21:58,567 --> 00:21:59,568
‫آره.

275
00:22:01,903 --> 00:22:04,531
‫امشبم می‌تونم دوباره ادامه بدم.

276
00:22:05,532 --> 00:22:06,616
‫آره.

277
00:22:10,537 --> 00:22:11,705
‫چیزی نیست.

278
00:22:15,125 --> 00:22:16,168
‫هان؟

279
00:22:17,419 --> 00:22:20,922
‫یعنی اون یارو هنوز نمی‌دونه؟

280
00:22:21,757 --> 00:22:25,427
‫لعنتی، عجب احمقیه.

281
00:22:26,345 --> 00:22:29,556
‫آره. حق با توئه.

282
00:22:33,352 --> 00:22:35,721
‫نه بابا نمی‌دونه.

283
00:22:35,771 --> 00:22:38,265
‫واسه همینه که خنگوله

284
00:22:38,315 --> 00:22:43,653
‫حتی معنیش رو هم نمی‌دونه.

285
00:22:49,701 --> 00:22:52,496
‫کمر همیشه یه کم حساسه.

286
00:22:56,750 --> 00:22:59,419
‫فک کنم واقعاً به خودت زیاد فشار آوردی.

287
00:23:00,420 --> 00:23:02,839
‫همینجا منتظر بمون.

288
00:23:03,632 --> 00:23:05,258
‫اوه، پسر...

289
00:23:19,356 --> 00:23:21,942
‫پسر، من واقعاً رقت‌انگیزم.

290
00:23:26,363 --> 00:23:28,198
‫اومدی ببینی حالش خوبه یا نه؟

291
00:23:28,907 --> 00:23:30,826
‫یادت رفته که منم اینجام؟

292
00:23:35,205 --> 00:23:36,540
‫باید حرف بزنیم.

293
00:23:38,208 --> 00:23:39,960
‫اوه، پسر...

294
00:23:43,338 --> 00:23:44,456
‫در چه مورد؟

295
00:23:44,506 --> 00:23:46,258
‫چیزی هست بخوای بهم بگی؟

296
00:23:48,260 --> 00:23:49,294
‫منظورت چیه؟

297
00:23:49,344 --> 00:23:50,762
‫من همه چیزو دیدم، باشه؟

298
00:23:51,638 --> 00:23:55,600
‫دقیقاً چی دیدی؟
‫باید بیشتر توضیح بدی.

299
00:23:57,436 --> 00:23:59,596
‫دیدم اون مرد،
‫که الان تو اتاق معاینه من دراز کشیده،

300
00:23:59,646 --> 00:24:02,190
‫رمز در رو زد و رفت تو خونه‌ت.

301
00:24:02,732 --> 00:24:04,935
‫اون مرده کیه؟

302
00:24:04,985 --> 00:24:09,906
‫دیدم که چطور راحت وارد خونه‌ت شد،
‫انگار چیزی برای پنهان کردن نداشت.

303
00:24:10,532 --> 00:24:12,534
‫دکتر یونگ، اون...

304
00:24:13,869 --> 00:24:15,904
‫خب، پیچیده‌ست...

305
00:24:15,954 --> 00:24:17,697
‫کجاش پیچیده‌ست؟

306
00:24:17,747 --> 00:24:21,159
‫وقتی همه چیز رو راست و ریس کردم
‫بهت میگم...

307
00:24:21,209 --> 00:24:25,205
‫- راست و ریس کردی؟
‫- فقط بهم یکم زمان بده...

308
00:24:25,255 --> 00:24:26,465
‫خانم ایوم...

309
00:24:28,467 --> 00:24:29,634
‫من برات حکم زاپاس رو دارم؟

310
00:24:31,011 --> 00:24:33,472
‫خب، شاید حتی یه زاپاس هم نه.

311
00:24:34,890 --> 00:24:37,050
‫- فقط یه رابطه گذرا بودم؟
‫- چی؟

312
00:24:37,100 --> 00:24:39,553
‫گمونم نگران اینی که دلم بشکنه،

313
00:24:39,603 --> 00:24:41,521
‫ولی فقط یهو بگو و تمومش کن.

314
00:24:42,606 --> 00:24:46,610
‫ما که رابطه‌ی جدی یا همچین چیزی نداشتیم.

315
00:24:51,490 --> 00:24:53,158
‫اوه...

316
00:24:57,871 --> 00:25:00,282
‫اگه تو رابطه جدی نبودیم،

317
00:25:00,332 --> 00:25:02,751
‫چرا می‌خوای درباره مسائل شخصی من بشنوی؟

318
00:25:04,336 --> 00:25:06,455
‫هر فکری می‌خوای بکن.

319
00:25:06,505 --> 00:25:08,256
‫هرطور راحتی.

320
00:25:47,921 --> 00:25:53,293
‫خیلی ممنون که این همه راه رو اومدین.

321
00:25:53,343 --> 00:25:56,004
‫من کدخدای روستای جینوندو هستم.
‫از این طرف.

322
00:25:56,054 --> 00:25:58,723
‫بفرمایید از این طرف.

323
00:26:02,227 --> 00:26:03,812
‫زود بیاین.

324
00:26:15,574 --> 00:26:16,858
‫حالت چطوره؟

325
00:26:16,908 --> 00:26:19,486
‫پاشو. یه دکتر اومده ببینتت.

326
00:26:19,536 --> 00:26:20,737
‫وای خدای من...

327
00:26:20,787 --> 00:26:22,531
‫نیازی نیست بلند بشین خانم.

328
00:26:22,581 --> 00:26:27,744
‫وای، خیلی شرمنده‌م
‫که مجبور شدین این همه راه بیاین.

329
00:26:27,794 --> 00:26:29,379
‫اصلاً اشکالی نداره، خانم.

330
00:26:31,256 --> 00:26:32,332
‫خدای من...

331
00:26:32,382 --> 00:26:34,376
‫چند وقته تب دارین؟

332
00:26:34,426 --> 00:26:37,462
‫از دیروز بعدازظهر شروع شد.

333
00:26:37,512 --> 00:26:40,765
‫بعد از مدت‌ها رفتم بیرون،
‫شاید واسه همینه.

334
00:26:41,641 --> 00:26:47,806
‫احساس سرمای شدیدی کردم،
‫و کل بدنم شروع کرد به درد گرفتن.

335
00:26:47,856 --> 00:26:49,566
‫قطعاً تب دارین.

336
00:26:50,483 --> 00:26:52,519
‫باید بهتون سرم وصل کنیم.

337
00:26:52,569 --> 00:26:54,854
‫یه تب‌بر
‫و یه آنتی‌بیوتیک هم بهش اضافه می‌کنیم.

338
00:26:54,904 --> 00:26:58,400
‫اما اگه تب قطع نشد،
‫باید برین بیمارستان.

339
00:26:58,450 --> 00:26:59,618
‫باشه.

340
00:27:00,368 --> 00:27:01,369
‫لطفاً یه سرم وصل کن.

341
00:27:04,748 --> 00:27:07,250
‫- بیاین سرمتون رو وصل کنیم.
‫- باشه.

342
00:27:07,792 --> 00:27:10,170
‫بذارین آستینتون رو بدم بالا، باشه؟

343
00:27:15,634 --> 00:27:18,303
‫خانم، تازگی‌ها رفتین بیمارستان؟

344
00:27:19,346 --> 00:27:20,463
‫نه.

345
00:27:20,513 --> 00:27:22,557
‫اوه... اینا جای سرمه.

346
00:27:24,059 --> 00:27:25,352
‫اوه...

347
00:27:26,227 --> 00:27:32,734
‫اینا مال یه سرم تقویتیه
‫که چند روز پیش تو شهر زدم.

348
00:27:33,735 --> 00:27:38,865
‫خدایا، نمی‌دونم حواسم کجاست.

349
00:27:44,996 --> 00:27:47,499
‫- یکم می‌سوزه.
‫- اوه...

350
00:27:50,251 --> 00:27:53,963
‫آروم باشین. تموم شد.

351
00:27:55,590 --> 00:27:57,092
‫راحت باشین.

352
00:28:18,493 --> 00:28:28,493
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

353
00:28:49,894 --> 00:28:51,646
‫فک کنم تبش یه کم اومده پایین.

354
00:28:54,774 --> 00:28:56,976
‫به نظر میاد خوابش برده.

355
00:28:57,026 --> 00:28:58,903
‫می‌خوای یه کم بریم بیرون؟

356
00:29:00,989 --> 00:29:02,357
‫آروم...

357
00:29:02,407 --> 00:29:03,908
‫ولش کن.

358
00:29:09,122 --> 00:29:12,208
‫وای، هوا خیلی سرده.
‫باد هم حسابی شدید شده.

359
00:29:13,334 --> 00:29:15,336
‫خدا می‌دونه حرکت کشتی‌ها رو
‫تعطیل می‌کنن یا نه.

360
00:29:16,045 --> 00:29:18,173
‫الان داری به چی فکر می‌کنی؟

361
00:29:18,798 --> 00:29:21,584
‫نه، اونجور که فکر می‌کنی نیست، خب؟

362
00:29:21,634 --> 00:29:23,420
‫اگه تعطیل کنن می‌خوای چیکار کنی؟

363
00:29:23,470 --> 00:29:25,505
‫فقط نگران تو بودم، باشه؟

364
00:29:25,555 --> 00:29:29,642
‫اگه باد شدید قایق رو تکون بده، اون‌وقت...

365
00:29:30,518 --> 00:29:32,020
‫پس نگران من بودی؟

366
00:29:35,106 --> 00:29:39,394
‫راستی،
‫چرا تا حالا دربارش ازم نپرسیدی؟

367
00:29:39,444 --> 00:29:40,612
‫هوم؟

368
00:29:41,321 --> 00:29:43,865
‫اینکه چرا وقتی روی دریام
‫اینقدر وحشت‌زده میشم.

369
00:29:46,201 --> 00:29:47,285
‫اوه...

370
00:29:48,828 --> 00:29:52,999
‫فقط نمی‌خواستم
‫اوضاع رو برات سخت‌تر کنم.

371
00:29:55,752 --> 00:29:57,378
‫بعداً...

372
00:29:58,880 --> 00:30:01,508
‫هر وقت آماده بودی که بگی بهم بگو.

373
00:30:06,179 --> 00:30:07,972
‫دکتر!

374
00:30:09,098 --> 00:30:10,099
‫دکتر!

375
00:30:10,725 --> 00:30:11,726
‫دکتر.

376
00:30:13,478 --> 00:30:14,804
‫چیکار کنیم؟

377
00:30:14,854 --> 00:30:16,514
‫واسه بیمار اتفاقی افتاده؟

378
00:30:16,564 --> 00:30:17,932
‫نه، موضوع اون نیست.

379
00:30:17,982 --> 00:30:21,486
‫امروز حرکت کشتی‌ها به خاطر باد شدید
‫تعطیل شده.

380
00:30:25,949 --> 00:30:27,692
‫اوه... واقعاً؟

381
00:30:27,742 --> 00:30:30,278
‫ببخشید که اینطوری تو زحمت افتادین.

382
00:30:30,328 --> 00:30:31,780
‫اصلاً این‌طور نیست آقا. خوشحال هم شدم.

383
00:30:31,830 --> 00:30:32,956
‫هان؟

384
00:30:34,332 --> 00:30:37,410
‫خوشحالم که فرصت شد
‫بیمارها رو دقیق‌تر معاینه کنم.

385
00:30:37,460 --> 00:30:40,580
‫- برای همین خوشحالم.
‫- بله، معاینه بیمارها...

386
00:30:40,630 --> 00:30:43,750
‫وای، خیلی ممنونم.

387
00:30:43,800 --> 00:30:46,878
‫- اگه چیزی لازم داشتین بهم بگین.
‫- باشه.

388
00:30:46,928 --> 00:30:48,471
‫من دیگه میرم.

389
00:30:57,021 --> 00:30:59,224
‫- خوش اومدین.
‫- سلام.

390
00:30:59,274 --> 00:31:00,391
‫چی؟

391
00:31:00,441 --> 00:31:02,936
‫خب، ببین کی اینجاست، دکتر طب کره‌ای.

392
00:31:02,986 --> 00:31:05,355
‫فک کنم اومدی یه کم خرید کنی، نه؟

393
00:31:05,405 --> 00:31:07,315
‫بستنی می‌خوای؟

394
00:31:07,365 --> 00:31:08,483
‫کانفیر چی؟

395
00:31:08,533 --> 00:31:10,618
‫بیا پولش رو بدیم و بریم.

396
00:31:12,078 --> 00:31:13,780
‫داری چه غلطی می‌کنی؟

397
00:31:13,830 --> 00:31:15,415
‫گفتم پولش رو بدیم و بریم.

398
00:31:15,999 --> 00:31:17,075
‫ولم کن.

399
00:31:17,125 --> 00:31:18,159
‫یالا.

400
00:31:18,209 --> 00:31:19,494
‫گفتم ولم کن!

401
00:31:19,544 --> 00:31:21,462
‫داری حالمو به هم می‌زنی!

402
00:31:24,424 --> 00:31:25,458
‫اوه، دکتر.

403
00:31:25,508 --> 00:31:28,011
‫فردا هم یه سر میام پیشت.

404
00:31:28,761 --> 00:31:31,548
‫ایول، تو واقعاً دکتر معرکه‌ای هستی.

405
00:31:31,598 --> 00:31:33,383
‫از وقتی اون درمان رو انجام دادم،

406
00:31:33,433 --> 00:31:36,135
‫بدون هیچ مشکلی
‫می‌تونم اینجوری قر بدم، می‌دونی؟

407
00:31:36,185 --> 00:31:37,345
‫می‌دونی چی میگم؟

408
00:31:37,395 --> 00:31:40,481
‫مزاحم این آقا نشو و بیا فقط بریم، باشه؟

409
00:31:41,900 --> 00:31:44,235
‫فقط یه لحظه دندون لعنتیت رو
‫روی جیگرت بذار.

410
00:31:44,986 --> 00:31:46,863
‫وگرنه نشونت میدم!

411
00:31:48,072 --> 00:31:49,115
‫بس کن.

412
00:31:50,575 --> 00:31:52,577
‫یعنی چی؟

413
00:31:53,161 --> 00:31:54,871
‫اینقدر مثل پادری باهاش رفتار نکن.

414
00:31:58,124 --> 00:32:01,377
‫هی، دکتر. چت شد یهو؟

415
00:32:04,714 --> 00:32:05,715
‫اوه...

416
00:32:07,759 --> 00:32:09,218
‫یه لبخند برام بزن.

417
00:32:09,719 --> 00:32:11,262
‫دیوونه شدی؟

418
00:32:14,307 --> 00:32:16,309
‫فقط بخند، باشه؟

419
00:32:17,727 --> 00:32:19,145
‫شنیدی دکتر چی گفت. بخند!

420
00:32:20,229 --> 00:32:21,564
‫یعنی چی؟

421
00:32:22,482 --> 00:32:23,816
‫صورتم چش شده؟

422
00:32:41,417 --> 00:32:43,536
‫خیلی نگران نباش.

423
00:32:43,586 --> 00:32:44,837
‫خوب میشی.

424
00:32:49,842 --> 00:32:51,260
‫فلج عصب صورته.

425
00:32:52,345 --> 00:32:54,464
‫برات جوشانده «دانگ‌گویی بوکسو» می‌نویسم

426
00:32:54,514 --> 00:32:56,933
‫تا خونت رو تقویت کنه
‫و انرژیت رو برگردونه.

427
00:32:57,684 --> 00:33:01,437
‫فردا با اولین کشتی برگرد
‫به شهر تا درمانش کنی.

428
00:33:03,564 --> 00:33:04,565
‫باشه.

429
00:33:31,384 --> 00:33:35,254
‫چرا هوای نامزد دختری
‫که باهاش موقتاً توی رابطه‌ای رو داری؟

430
00:33:35,304 --> 00:33:37,056
‫می‌تونستی خیلی راحت محلش نذاری.

431
00:33:42,311 --> 00:33:44,647
‫چرا اینقدر باهاش مهربونی؟

432
00:33:49,527 --> 00:33:51,529
‫چون دیدن درد کشیدن اون مرد...

433
00:33:55,450 --> 00:33:57,201
‫...تورو ناراحت می‌کرد.

434
00:33:59,662 --> 00:34:01,497
‫نمی‌خواستم ناراحتیت رو ببینم.

435
00:34:10,256 --> 00:34:11,591
‫هی.

436
00:34:14,469 --> 00:34:15,928
‫هی!

437
00:34:26,522 --> 00:34:28,691
‫لیاقتش کسیه که باهاش خوب رفتار کنه.

438
00:34:29,317 --> 00:34:30,318
‫چی؟

439
00:34:31,903 --> 00:34:33,688
‫چیشده؟

440
00:34:33,738 --> 00:34:35,231
‫مامان داره زنگ می‌زنه.

441
00:34:35,281 --> 00:34:37,400
‫زود باش جواب بده، احمق.

442
00:34:37,450 --> 00:34:38,484
‫«احمق»؟

443
00:34:38,534 --> 00:34:39,736
‫دیگه تنت می‌خاره‌ها...

444
00:34:39,786 --> 00:34:43,197
‫بی‌خیال،
‫خودش گفت گوشی رو بدم به تو، آبجی.

445
00:34:43,247 --> 00:34:44,741
‫قطع کرد.

446
00:34:44,791 --> 00:34:45,875
‫«آبجی»؟

447
00:34:47,168 --> 00:34:50,705
‫حواست باشه دوباره نری
‫پیش مامان چُغُلی کنیا، باشه؟

448
00:34:50,755 --> 00:34:52,582
‫- نگرانش نکن.
‫- دیوونه شدی؟

449
00:34:52,632 --> 00:34:55,093
‫معلومه که قرار نیست
‫چیزی به مامان بگم.

450
00:35:02,642 --> 00:35:06,729
‫شما دوتا خواهر برادرین؟

451
00:35:08,397 --> 00:35:10,108
‫منظورت چیه؟

452
00:35:12,068 --> 00:35:14,028
‫فکر کردی ما چی هستیم؟

453
00:35:17,240 --> 00:35:18,241
‫عمراً.

454
00:35:19,158 --> 00:35:20,159
‫من و این؟

455
00:35:20,952 --> 00:35:23,037
‫خدای من، دکتر.

456
00:35:23,538 --> 00:35:25,782
‫چطور اینقدر کور بودی؟

457
00:35:25,832 --> 00:35:27,950
‫من؟ با یکی مثل این؟

458
00:35:28,000 --> 00:35:29,660
‫عجب...

459
00:35:29,710 --> 00:35:32,622
‫اما وقتی پرونده‌ت رو چک کردم،
‫فامیلیت یه چیز دیگه بود.

460
00:35:32,672 --> 00:35:36,259
‫اسم تو کیم جی‌یونگه،
‫اما اسم اون ایوم جونگ‌سونه.

461
00:35:37,093 --> 00:35:38,594
‫از پدر یکی نیستیم!

462
00:35:42,515 --> 00:35:45,601
‫بهت گفتم وقتی همه چیز رو راست و ریس کردم
‫بهت میگم، نگفتم؟

463
00:35:46,185 --> 00:35:49,555
‫مطمئنم اعلی‌حضرت
‫عمراً همچین چیزی به فکرش نمی‌رسید.

464
00:35:49,605 --> 00:35:54,477
‫داشتم دنبال یه راهی می‌گشتم که
‫بدون آبروریزی بهت بگم، لعنتی!

465
00:35:54,527 --> 00:35:56,904
‫اوه، وای. چه خبر شده...

466
00:35:58,656 --> 00:35:59,740
‫خانم ایوم!

467
00:36:01,993 --> 00:36:05,113
‫خانم ایوم. متاسفم. من فقط...

468
00:36:05,163 --> 00:36:06,531
‫سعی نکن جلومو بگیری.

469
00:36:06,581 --> 00:36:08,699
‫الان خیلی بیشتر از تو آبروم رفته.

470
00:36:08,749 --> 00:36:11,869
‫بهش بگو وقتی درمانش تموم شد
‫مستقیم بیاد خونه.

471
00:36:11,919 --> 00:36:13,171
‫باید وسایلش رو جمع کنه.

472
00:36:28,269 --> 00:36:29,887
‫اوه...

473
00:36:29,937 --> 00:36:33,608
‫من قبلاً از صاحبخونه اجازه گرفتم،
‫می‌تونین از این اتاق استفاده کنین.

474
00:36:35,026 --> 00:36:37,812
‫اما ظاهراً فقط یه اتاق خالی مونده.

475
00:36:37,862 --> 00:36:41,065
‫درک می‌کنم. پیدا کردن اتاق
‫تو لحظه آخر کار راحتی نیست.

476
00:36:41,115 --> 00:36:43,201
‫خدارو شکر که یه اتاقی هم گیرمون اومده.

477
00:36:43,993 --> 00:36:45,945
‫فقط این اتاق نیست.

478
00:36:45,995 --> 00:36:48,573
‫شما می‌تونی از این اتاق استفاده کنی، دخترم.

479
00:36:48,623 --> 00:36:51,959
‫دکتر شما هم
‫می‌تونی از اون اتاق اون‌طرفی استفاده کنی.

480
00:36:56,005 --> 00:36:57,874
‫اوه، اون یکی.

481
00:36:57,924 --> 00:37:00,668
‫چه توقعی داشتی؟
‫می‌خواستی جفتتون یه جا باشین؟

482
00:37:00,718 --> 00:37:03,087
‫اوه، اصلاً و ابداً.

483
00:37:03,137 --> 00:37:04,881
‫من؟ اصلاً و ابداً آقا.

484
00:37:04,931 --> 00:37:08,467
‫خدای من، چطور حتی به ذهنت رسید
‫که یه جا بمونین؟

485
00:37:08,517 --> 00:37:10,219
‫خیلی مسخره س

486
00:37:10,269 --> 00:37:13,014
‫مردم فکر می‌کنن
‫وقتی به خاطر تعطیلی کشتی اینجا گیر میوفتن،

487
00:37:13,064 --> 00:37:14,599
‫فقط یه اتاق خالی هست.

488
00:37:14,649 --> 00:37:16,684
‫اما این مال گذشته‌هاست.

489
00:37:16,734 --> 00:37:21,230
‫این روزا، کلی اتاق اضافه داریم

490
00:37:21,280 --> 00:37:23,115
‫چون همه رفتن به شهر.

491
00:37:24,158 --> 00:37:26,736
‫اوه، متوجه شدم.

492
00:37:26,786 --> 00:37:28,955
‫خب دیگه، خوب استراحت کنین.

493
00:37:35,962 --> 00:37:37,997
‫دیگه باید بری داخل و استراحت کنی.

494
00:37:38,047 --> 00:37:39,131
‫حتماً خیلی خسته‌ای.

495
00:37:40,591 --> 00:37:43,261
‫من میرم تو اون اتاق اون‌طرفی.

496
00:37:43,844 --> 00:37:45,221
‫همون که اونجاست.

497
00:37:46,806 --> 00:37:47,807
‫درسته.

498
00:37:48,391 --> 00:37:49,392
‫هوم.

499
00:38:03,114 --> 00:38:04,865
‫تو عجب آدم حسابی‌ای هستی.

500
00:38:08,619 --> 00:38:09,654
‫هان؟

501
00:38:09,704 --> 00:38:14,542
‫چون دوتا اتاق هست
‫واقعاً می‌خوای بری تو اون اتاق؟

502
00:38:16,085 --> 00:38:17,119
‫هان؟

503
00:38:17,169 --> 00:38:19,664
‫خیلی به قوانین راهنمایی رانندگی
‫مقید هستی، نه؟

504
00:38:19,714 --> 00:38:23,342
‫شرط می‌بندم مو به مو قوانین رو رعایت می‌کنی
‫و هیچوقت از خط ایست رد نمیشی.

505
00:38:27,430 --> 00:38:28,798
‫اوه، آره دیگه.

506
00:38:28,848 --> 00:38:31,767
‫تو یه پسر خوبی هستی که دوست نداره
‫از حدش بگذره، مگه نه؟

507
00:38:33,686 --> 00:38:35,104
‫شب بخیر.

508
00:38:40,860 --> 00:38:41,861
‫نه، نیستم.

509
00:38:45,406 --> 00:38:46,490
‫یه لحظه وایسا.

510
00:39:00,379 --> 00:39:01,380
‫من...

511
00:39:03,924 --> 00:39:05,092
‫خوب نیستم.

512
00:39:24,111 --> 00:39:25,196
‫یعنی چی...

513
00:39:33,037 --> 00:39:34,322
‫آقا...

514
00:39:34,372 --> 00:39:36,574
‫- اوضاع خیلی خرابه!
‫- هان؟

515
00:39:36,624 --> 00:39:39,744
‫همه مامان‌ بزرگ‌ها دارن تو تب می‌سوزن!

516
00:39:39,794 --> 00:39:43,547
‫زود باشین باهام بیاین، بدویین!

517
00:40:01,065 --> 00:40:03,768
‫خانم، صدامو می‌شنوین؟

518
00:40:03,818 --> 00:40:05,895
‫چرا همه‌شون با هم اینطوری شدن؟

519
00:40:05,945 --> 00:40:07,947
‫نکنه طاعونی چیزی پخش شده؟

520
00:40:10,491 --> 00:40:12,068
‫- لطفاً سرم وصل کن.
‫- باشه.

521
00:40:12,118 --> 00:40:13,402
‫خدای من.

522
00:40:13,452 --> 00:40:16,872
‫می‌ترسم با این وضع
‫همه‌شون از دست برن.

523
00:40:29,510 --> 00:40:31,929
‫دکتر دو، بیاین...

524
00:40:44,567 --> 00:40:49,230
‫خانم، شما هم سرم تقویتی زدین؟

525
00:40:49,280 --> 00:40:51,065
‫چرا می‌پرسی؟

526
00:40:51,115 --> 00:40:52,858
‫باید بدونم از کجا زدن.

527
00:40:52,908 --> 00:40:54,910
‫- خب...
‫- زود باش!

528
00:40:55,870 --> 00:40:56,904
‫خب...

529
00:40:56,954 --> 00:41:01,792
‫راستش یه سر رفتم خونه خانم هوانگ، اما...

530
00:41:03,127 --> 00:41:04,879
‫این خانم هوانگ کیه؟

531
00:41:07,465 --> 00:41:08,924
‫خب...

532
00:41:13,846 --> 00:41:14,972
‫از این طرف...

533
00:41:33,782 --> 00:41:36,368
‫چی باعث شده بیاین اینجا؟

534
00:41:37,870 --> 00:41:40,080
‫به اون بیمارها چی دادین؟

535
00:41:40,831 --> 00:41:41,866
‫بله؟

536
00:41:41,916 --> 00:41:44,710
‫دارم ازتون می‌پرسم دقیقاً
‫توی اون سرم‌ها چی بود!

537
00:41:52,635 --> 00:41:54,136
‫[اس‌دی ۱-۴]

538
00:41:55,137 --> 00:41:56,639
‫[دکستروز ۵ درصد تزریقی]

539
00:41:58,516 --> 00:42:00,768
‫[تاریخ انقضا
‫۹ نوامبر ۲۰۲۴]

540
00:42:02,811 --> 00:42:05,314
‫سعی می‌کنم خوب ازشون نگهداری کنم،

541
00:42:05,814 --> 00:42:09,485
‫اما سرمای ناگهانی هوا
‫احتمالاً یه کم منجمدشون کرده.

542
00:42:10,486 --> 00:42:12,605
‫اما این فقط تو تابستون مشکل‌سازه.

543
00:42:12,655 --> 00:42:15,399
‫یه کم انجماد زمستونی آسیبی نمی‌زنه.

544
00:42:15,449 --> 00:42:18,327
‫می‌دونین تزریق غیرقانونی سرم
‫چقدر خطرناکه؟

545
00:42:20,246 --> 00:42:21,580
‫خیلی هم غیرقانونی نیست.

546
00:42:22,665 --> 00:42:26,752
‫خانم هوانگ قبلاً پرستار بوده،
‫برای همین فرقی با دکتر نداره.

547
00:42:29,922 --> 00:42:31,257
‫متاسفم.

548
00:42:32,216 --> 00:42:34,260
‫می‌خواستم از همون اول راستش رو بگم،

549
00:42:35,302 --> 00:42:37,388
‫اما شجاعتش رو نداشتم
‫که انجامش بدم.

550
00:42:42,935 --> 00:42:46,021
‫حال مامان‌بزرگ‌ها خیلی بده؟

551
00:42:47,106 --> 00:42:48,107
‫بله.

552
00:42:51,193 --> 00:42:54,146
‫بیا به مرکزمون خبر بدیم
‫که به آنتی‌بیوتیک بیشتری نیاز داریم.

553
00:42:54,196 --> 00:42:56,657
‫- به مرکز محلی هم خبر بده.
‫- باشه.

554
00:42:58,951 --> 00:43:00,694
‫اگه بهشون خبر بدین چی میشه؟

555
00:43:00,744 --> 00:43:03,864
‫خانم هوانگ رو با دستبند می‌برن؟

556
00:43:03,914 --> 00:43:05,658
‫ما باید تحقیقات انجام بدیم.

557
00:43:05,708 --> 00:43:06,742
‫لطفاً این کارو نکنین!

558
00:43:06,792 --> 00:43:08,994
‫اگه خانم هوانگ رو ببرن
‫ما چطوری سر کنیم؟

559
00:43:09,044 --> 00:43:12,039
‫تزریق سرم بدون نسخه پزشک غیرقانونیه، آقا!

560
00:43:12,089 --> 00:43:14,959
‫لعنتی، بهتون گفتم خانم هوانگ
‫پرستار هم هست!

561
00:43:15,009 --> 00:43:17,586
‫ما تو این جزیره بدون دکتر و پرستار
‫کاملاً تنهاییم،

562
00:43:17,636 --> 00:43:22,850
‫اگه خانم هوانگ رو ازمون بگیرین،
‫حکم مرگمون رو امضا کردین!

563
00:43:24,226 --> 00:43:28,722
‫تو همچین جزیره‌ای، حتی یه سرماخوردگی ساده
‫هم می‌تونه جون آدم رو بگیره.

564
00:43:28,772 --> 00:43:32,693
‫حتی سرماخوردگی ساده
‫می‌تونه جون خیلی‌ها رو بگیره.

565
00:43:33,360 --> 00:43:36,864
‫مریض شدن تو جزیره یعنی مرگ!

566
00:43:39,533 --> 00:43:42,870
‫غیرقانونی باشه یا نه، به ما ربطی نداره

567
00:43:43,621 --> 00:43:47,124
‫چون بدون خانم هوانگ
‫به هرحال زیاد دووم نمیاریم!

568
00:43:48,917 --> 00:43:53,172
‫اصلاً می‌دونین چه حسی داشت

569
00:43:54,590 --> 00:43:57,092
‫که تنها بچه‌م رو به خاطر
‫یه سرماخوردگی ساده از دست دادم؟

570
00:43:58,719 --> 00:44:02,306
‫این توهین به انسانیت ماست، باشه؟

571
00:44:03,432 --> 00:44:06,435
‫ما حس می‌کنیم کاملاً به حال خودمون رها شدیم.

572
00:44:07,269 --> 00:44:11,357
‫پس بهم قول بده که به پلیس لو نمیدیش، باشه؟

573
00:44:12,191 --> 00:44:17,279
‫لطفاً بهم قول بده که گزارش نمیدیش!

574
00:44:19,198 --> 00:44:20,566
‫دکتر هیون،

575
00:44:20,616 --> 00:44:23,369
‫ظاهراً تو جینوندو چندتا سرم آلوده
‫تزریق شده،

576
00:44:23,952 --> 00:44:25,446
‫و ما به آنتی‌بیوتیک نیاز داریم.

577
00:44:25,496 --> 00:44:27,289
‫می‌تونی همین الان بیای اینجا؟

578
00:44:33,962 --> 00:44:36,840
‫مگه سرم آلوده تزریق شده
‫موقعیت اورژانسی نیست؟

579
00:44:39,385 --> 00:44:41,670
‫بیا فعلاً فقط حواسمون
‫به اوضاع باشه.

580
00:44:41,720 --> 00:44:43,672
‫مرکز محلی و پلیس چی؟

581
00:44:43,722 --> 00:44:45,883
‫اهالی نمی‌خوان دردسر درست بشه.

582
00:44:45,933 --> 00:44:48,636
‫در ضمن می‌خوان همینجا درمان بشن
‫چون رفتن به شهر

583
00:44:48,686 --> 00:44:50,137
‫ممکنه براشون دردسر بشه.

584
00:44:50,187 --> 00:44:52,272
‫این چه چرندیاتیه...

585
00:44:53,023 --> 00:44:54,725
‫ما باید همین الان گزارش بدیم.

586
00:44:54,775 --> 00:44:58,946
‫اون سرم‌ها تنها چیزی هستن
‫که اهالی روستا می‌تونن بهش تکیه کنن

587
00:45:00,114 --> 00:45:02,700
‫چون اونا هیچ مرکز بهداشتی ندارن.

588
00:45:06,745 --> 00:45:08,831
‫در ضمن قبول کردن که دیگه تزریق نکنن.

589
00:45:10,791 --> 00:45:12,960
‫اون‌وقت ما تقصیرش رو گردن می‌گیریم.

590
00:45:14,503 --> 00:45:17,256
‫و حتی یه نفر هم پیدا نمیشه ازمون دفاع کنه.

591
00:45:21,218 --> 00:45:22,803
‫- دکتر هیون.
‫- خیلی عجیبه.

592
00:45:23,595 --> 00:45:26,932
‫تو معمولاً طبق قانون پیش میری،
‫اما اینجا داری استثنا قائل میشی.

593
00:45:27,850 --> 00:45:30,636
‫این کاملاً یه کار پزشکی غیرقانونیه.

594
00:45:30,686 --> 00:45:32,938
‫اگه تو گزارش نمیدی، من میدم.

595
00:45:43,574 --> 00:45:44,742
‫دکتر دو.

596
00:45:47,077 --> 00:45:48,245
‫اوه...

597
00:46:12,644 --> 00:46:14,438
‫چرا اینقدر سرده؟

598
00:46:18,275 --> 00:46:19,810
‫خیلی زود خوب میشین.

599
00:46:19,860 --> 00:46:23,530
‫خدای من، ممنونم.

600
00:46:26,742 --> 00:46:30,245
‫[دهداری جینوندو]

601
00:46:48,972 --> 00:46:51,058
‫گزارشش کردی؟

602
00:46:52,476 --> 00:46:55,471
‫اون همه بهت گفتم!

603
00:46:55,521 --> 00:47:01,610
‫شما که نمی‌تونین هروقت یه نفر مریض شد
‫پاشین بیاین اینجا!

604
00:47:02,694 --> 00:47:06,732
‫قراره یه روز درمیون بیاین اینجا؟

605
00:47:06,782 --> 00:47:10,035
‫هر وقت که ما تو چشمای مرگ نگاه می‌کنیم؟

606
00:47:10,828 --> 00:47:13,739
‫شما که تا حالا کاری برامون نکردین!

607
00:47:13,789 --> 00:47:17,493
‫وقتی پسرم داشت می‌مرد شما کجا بودین؟

608
00:47:17,543 --> 00:47:23,173
‫کجا بودین؟

609
00:47:26,677 --> 00:47:28,929
‫سون‌او!

610
00:47:29,638 --> 00:47:32,057
‫سون‌او!

611
00:47:36,186 --> 00:47:39,273
‫سون‌او!

612
00:47:41,066 --> 00:47:43,235
‫کجا بودین؟

613
00:47:44,319 --> 00:47:46,605
‫اصلاً تا حالا چیکار کردین؟

614
00:47:46,655 --> 00:47:48,899
‫شماها برای ما چیکار کردین؟

615
00:47:48,949 --> 00:47:51,702
‫برای ما چیکار کردین؟

616
00:47:56,123 --> 00:47:57,124
‫تمومش کن، آقا.

617
00:47:58,166 --> 00:47:59,751
‫من بودم که گزارش دادم.

618
00:48:00,544 --> 00:48:02,713
‫بهترین کار برای اهالی همین بود.

619
00:48:32,367 --> 00:48:34,536
‫حتماً باید این کارو می‌کردی؟

620
00:48:37,080 --> 00:48:39,666
‫می‌تونستیم دنبال یه راه‌حل دیگه بگردیم.

621
00:48:42,336 --> 00:48:43,503
‫چه راه‌حل دیگه‌ای؟

622
00:48:45,047 --> 00:48:47,332
‫یعنی چون به دکتر دسترسی ندارن

623
00:48:47,382 --> 00:48:49,635
‫می‌ذاشتیم هرکسی به مردم سوزن بزنه؟

624
00:48:54,056 --> 00:48:57,726
‫درسته، انجام دادن حرف اهالی
‫شاید الان کارمون رو راحت‌تر کنه،

625
00:48:58,310 --> 00:49:01,355
‫اما وقتی یه اتفاق واقعاً بد بیفته،
‫تقصیرش می‌افته گردن ما.

626
00:49:03,482 --> 00:49:06,351
‫و وقتی اون اتفاق بیفته،
‫نمی‌تونیم از اونا محافظت کنیم،

627
00:49:06,401 --> 00:49:07,945
‫یا حتی از خودمون.

628
00:49:09,446 --> 00:49:12,950
‫چرا این قضیه رو
‫اینقدر شخصی می‌کنی، دکتر دو؟

629
00:49:18,038 --> 00:49:20,248
‫چون می‌دونم چقدر ترسناکه که...

630
00:49:23,627 --> 00:49:25,963
‫وقت نیاز، هیچکس دور و برت نباشه.

631
00:50:03,625 --> 00:50:06,286
‫اگه حرفی داری، فقط بزن.

632
00:50:06,336 --> 00:50:08,630
‫به جای اینکه اینطوری دنبال من راه بیفتی.

633
00:50:10,173 --> 00:50:11,174
‫متاسفم.

634
00:50:20,142 --> 00:50:22,427
‫ازت خواستم بهم وقت بدی یا نه؟

635
00:50:22,477 --> 00:50:24,554
‫چطور تونستی این کارو با من بکنی؟

636
00:50:24,604 --> 00:50:27,557
‫منو چه جور آدمی فرض کردی
‫که حتی نتونستی صبر کنی

637
00:50:27,607 --> 00:50:30,018
‫و یه طرفه به قاضی نری؟

638
00:50:30,068 --> 00:50:32,946
‫چرا نتونستی بهم اعتماد کنی؟

639
00:50:38,702 --> 00:50:41,830
‫به خاطر این نبود که
‫نمی‌تونستم بهت اعتماد کنم.

640
00:50:42,664 --> 00:50:44,374
‫به خاطر این بود که می‌ترسیدم.

641
00:50:45,834 --> 00:50:49,171
‫می‌ترسیدم یکی دیگه رو
‫بیشتر از من دوست داشته باشی.

642
00:50:52,466 --> 00:50:54,509
‫خیلی رقت‌انگیز بودم.

643
00:50:58,388 --> 00:51:00,140
‫می‌دونی، خیلی می‌ترسم.

644
00:51:02,809 --> 00:51:05,103
‫اینقدر زیاد دوستت دارم...

645
00:51:06,313 --> 00:51:09,274
‫می‌ترسم که یکی دیگه رو
‫بیشتر از من دوست داشته باشی.

646
00:51:11,026 --> 00:51:12,194
‫اما می‌دونی...

647
00:51:14,821 --> 00:51:17,157
‫می‌دونم این حرفم
‫خیلی رقت‌انگیز به نظر میاد،

648
00:51:18,617 --> 00:51:21,328
‫اما بذار
‫فقط یه درخواست رقت‌انگیز دیگه بکنم.

649
00:51:22,704 --> 00:51:24,122
‫لطفاً منو ببخش.

650
00:51:26,917 --> 00:51:29,336
‫نمی‌تونم باهات به هم بزنم، خانم ایوم.

651
00:51:31,088 --> 00:51:32,089
‫باشه؟

652
00:51:33,465 --> 00:51:35,634
‫فقط یه فرصت دیگه بهم بده.

653
00:51:44,184 --> 00:51:46,603
‫من خیلی رقت‌انگیزتر از توام.

654
00:51:49,564 --> 00:51:52,100
‫منم چون می‌ترسیدم ازت پنهانش کردم.

655
00:51:52,150 --> 00:51:56,071
‫نمی‌دونم چرا وقتی پیش توام
‫اینقدر سر هر چیزی خجالت می‌کشم.

656
00:51:57,280 --> 00:51:59,783
‫نگران بودم که به خاطرش قضاوتم کنی.

657
00:52:00,951 --> 00:52:02,536
‫این حرفو نزن.

658
00:52:04,204 --> 00:52:06,156
‫چون همش تقصیر منه.

659
00:52:06,206 --> 00:52:10,168
‫همش تقصیر منه.

660
00:52:12,379 --> 00:52:13,872
‫اوه، راستی.

661
00:52:13,922 --> 00:52:15,590
‫جی‌اونگ رفت.

662
00:52:17,509 --> 00:52:18,510
‫چی؟

663
00:52:19,344 --> 00:52:22,514
‫خب الان تو خونه کاملاً تنهام.

664
00:52:23,223 --> 00:52:24,558
‫خب...

665
00:52:27,435 --> 00:52:31,398
‫این یعنی منو بخشیدی؟

666
00:52:32,858 --> 00:52:34,651
‫باید حتماً برات توضیح بدم؟

667
00:52:39,948 --> 00:52:41,199
‫جدی میگی؟

668
00:52:43,910 --> 00:52:45,829
‫اوه، راستی.

669
00:52:54,629 --> 00:52:56,631
‫این چیه؟

670
00:52:58,466 --> 00:53:00,502
‫نفهمیدی؟

671
00:53:00,552 --> 00:53:02,637
‫برات دوختمش.

672
00:53:06,266 --> 00:53:07,684
‫خانم ایوم.

673
00:53:08,935 --> 00:53:11,938
‫تا کی می‌خواستی پیراهن سوراخ بپوشی؟

674
00:53:14,065 --> 00:53:15,233
‫و دیگه گریه بی‌گریه!

675
00:53:18,361 --> 00:53:19,613
‫ممنونم.

676
00:53:27,120 --> 00:53:28,705
‫دوستت دارم، خانم ایوم.

677
00:53:48,767 --> 00:53:52,929
‫کل روز پکر به نظر می‌رسید،
‫برای همین بهش گفتم می‌تونه زودتر بره.

678
00:53:52,979 --> 00:53:55,398
‫اوه، که اینطور.

679
00:53:55,899 --> 00:54:00,687
‫راستی، چرا دکتر جی‌اویی
‫اینقدر رو جینوندو حساسه؟

680
00:54:00,737 --> 00:54:04,199
‫ما که نمی‌تونستیم بذاریم به اداره‌ی
‫داروخونه غیرقانونی‌شون ادامه بدن.

681
00:54:04,783 --> 00:54:08,570
‫خدایا، درست وقتی فکر می‌کنی
‫یکی رو می‌شناسی...

682
00:54:08,620 --> 00:54:10,363
‫ببین، معمولاً،

683
00:54:10,413 --> 00:54:13,500
‫اون اونقدر مقید به قوانینه
‫که مو به مو طبق کتاب پیش میره.

684
00:54:15,585 --> 00:54:16,795
‫درکش نمی‌کنم.

685
00:54:17,295 --> 00:54:21,299
‫اصلاً درکش نمی‌کنم.

686
00:55:27,782 --> 00:55:30,618
‫ناخدا، داره می‌میره!
‫لطفاً سریع‌تر برو!

687
00:55:31,619 --> 00:55:35,824
‫سون‌او!

688
00:55:35,874 --> 00:55:36,958
‫سون‌او.

689
00:55:39,085 --> 00:55:41,004
‫نبض نداره.

690
00:55:44,090 --> 00:55:45,091
‫سون‌او!

691
00:55:45,842 --> 00:55:47,093
‫سون‌او!

692
00:56:17,999 --> 00:56:19,042
‫اوه، خانم یوک.

693
00:56:30,512 --> 00:56:34,849
‫انگار تو جزیره زمستون خیلی زودتر می‌رسه.

694
00:56:41,314 --> 00:56:44,150
‫لازم نیست جلوی من
‫خودت رو قوی نشون بدی.

695
00:56:49,489 --> 00:56:52,075
‫می‌دونم خیلی داری سختی می‌کشی.

696
00:56:57,122 --> 00:56:59,666
‫تو همیشه کنارم بودی.

697
00:57:01,835 --> 00:57:04,921
‫پس منم می‌خوام کنار تو باشم.

698
00:57:06,673 --> 00:57:11,094
‫اما می‌ترسم اگه حواسم نباشه،
‫آخرش بهت آسیب بزنم.

699
00:57:17,934 --> 00:57:19,936
‫می‌تونی بهم بگی چه اتفاقی افتاد؟

700
00:57:24,524 --> 00:57:26,568
‫تا مجبور نباشی تنهایی به دوش بکشیش.

701
00:57:33,366 --> 00:57:35,452
‫فکر نکنم
‫ما لیاقت شاد بودن رو داشته باشیم.

702
00:57:41,166 --> 00:57:43,168
‫این در حق سون‌او عادلانه نیست.

703
00:58:33,259 --> 00:58:34,969
‫فکر نکنم بتونم انجامش بدم.

704
00:58:51,569 --> 00:58:53,738
‫فکر نکنم منم بتونم
‫دیگه به این وضع ادامه بدم.

705
00:58:56,449 --> 00:58:59,777
‫دیگه خسته شدم از اینکه دست رو دست بذارم
‫و رنج کشیدنت رو ببینم.

706
00:58:59,827 --> 00:59:01,704
‫من قرار نیست تنهات بذارم.

707
00:59:03,581 --> 00:59:05,375
‫چون این کاریه که تو برای من کردی.

708
00:59:09,879 --> 00:59:11,339
‫پس لطفاً...

709
00:59:18,429 --> 00:59:20,515
‫به من تکیه کن.

710
01:00:37,508 --> 01:00:41,554
‫«ترجمه از زهرا ترابی»

711
01:00:53,775 --> 01:00:56,603
‫[من از تو متنفر نبودم....]

712
01:00:56,653 --> 01:01:03,409
‫[فکر کنم از خودم متنفر بودم]

713
01:01:12,585 --> 01:01:15,838
‫[یالا، بیا با من یه تنی به آب بزن]

714
01:01:24,681 --> 01:01:26,132
‫[فیلمبرداری رو آب یعنی...

715
01:01:26,182 --> 01:01:27,850
‫هیچ جایی نمیشه از دست خورشید قایم شد]

716
01:01:31,521 --> 01:01:33,606
‫یه دکتر طرحی که دارو مصرف می‌کنه؟

717
01:01:34,482 --> 01:01:37,685
‫یه جورایی امیدوار بودم
‫یه دکتر دیگه معاینه‌م کنه.

718
01:01:37,735 --> 01:01:39,312
‫دکتر دو جی‌اویی!

719
01:01:39,362 --> 01:01:41,989
‫دیگه نمی‌تونم این وضع رو تحمل کنم.

720
01:01:42,532 --> 01:01:44,317
‫اومدم اینجا جی‌اویی رو ببینم.

721
01:01:44,367 --> 01:01:45,743
‫دکتر دو جی‌اویی؟

722
01:01:47,495 --> 01:01:49,789
‫من جی‌اویی رو
‫بهتر از هر کس دیگه‌ای می‌شناسم.

723
01:01:50,373 --> 01:01:52,542
‫این دقیقاً همون چیزی بود
‫که بیشتر از همه می‌خواستم ازت بشنوم.

724
01:01:54,419 --> 01:01:57,213
‫لطفاً راضیش کن از این جزیره بره.

725
01:01:59,213 --> 01:02:09,213
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M