1
00:00:44,044 --> 00:00:46,830
‫[این سریال یک اثر داستانی است و
‫برخی صحنه‌ها با هوش مصنوعی ساخته شده‌اند.]

2
00:00:46,880 --> 00:00:48,965
‫[از بازیگران کودک و حیوانات،
‫در شرایط امن فیلمبرداری شده است.]

3
00:00:52,177 --> 00:00:54,596
‫مجازاتم خیلی وقت بود
‫که عقب افتاده بود...

4
00:00:58,266 --> 00:01:00,101
‫گمونم بالاخره وقتش رسیده.

5
00:01:04,022 --> 00:01:06,399
‫یکی از دوست‌هام به خاطر من مرد.

6
00:01:11,613 --> 00:01:12,947
‫توی جزیره مرد.

7
00:01:17,202 --> 00:01:19,871
‫خودم بودم که سون‌او رو فرستادم دریا.

8
00:01:20,871 --> 00:01:30,871
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

9
00:01:38,389 --> 00:01:41,226
‫قسم خوردم تا آخر عمرم
‫خوشبختی رو به خودم حروم بدونم...

10
00:01:48,942 --> 00:01:51,027
‫ولی انگار زیادی بلندپرواز بودم.

11
00:02:05,917 --> 00:02:12,882
‫[قسمت یازدهم: آشتی، التیام و...]

12
00:02:19,055 --> 00:02:23,051
‫همه‌تون خبرها رو دیدین، نه؟
‫اینکه دکتر دو دارو مصرف می‌کنه.

13
00:02:23,101 --> 00:02:26,096
‫- حرف دهنت رو بفهم.
‫- آخه دارویی که می‌خوره...

14
00:02:26,146 --> 00:02:28,556
‫اوهوی. می‌گم ساکت شو دیگه.

15
00:02:28,606 --> 00:02:30,642
‫یه نفر رو نشونم بده که دارو نخوره.

16
00:02:30,692 --> 00:02:33,394
‫پس انقدر وراجی نکن،
‫واسه من یک‌کلاغ چهل‌کلاغ نکن.

17
00:02:33,444 --> 00:02:36,481
‫بسه دیگه، چرا هی می‌خوای ساکتم کنی؟

18
00:02:36,531 --> 00:02:41,152
‫صرفا دارم می‌گم حتما یکی
‫آمار دکتر دو رو داده.

19
00:02:41,202 --> 00:02:44,914
‫ما که جمع نشدیم
‫پشت‌سرش غیبت کنیم.

20
00:02:45,415 --> 00:02:47,283
‫اینجا همه عین خانواده‌ایم.

21
00:02:47,333 --> 00:02:48,576
‫تو زیادی نگرانی.

22
00:02:48,626 --> 00:02:51,121
‫اتفاقا همین بخشش یه‌ذره روی اعصابمه.

23
00:02:51,171 --> 00:02:55,250
‫- این مسائل شخصی خود آدم‌هاست.
‫- البته.

24
00:02:55,300 --> 00:02:57,585
‫پس کی ممکنه به بخش‌داری آمار داده باشه؟

25
00:02:57,635 --> 00:02:58,670
‫راست می‌گی.

26
00:02:58,720 --> 00:03:02,549
‫هر کی بوده حتما با دکتر دو
‫مشکل داشته، می‌فهمی؟

27
00:03:02,599 --> 00:03:05,969
‫عه‌وا! اول صبحی انقدر
‫پر انرژی جمع شدین؟

28
00:03:06,019 --> 00:03:08,263
‫گوم‌جا، یه کاسه رامن دریایی واسه من بیار.

29
00:03:08,313 --> 00:03:09,355
‫رامن دریایی؟ باشه.

30
00:03:10,523 --> 00:03:13,735
‫خب، داشتین در مورد چی حرف می‌زدین؟

31
00:03:14,611 --> 00:03:16,604
‫درباره دکتره حرف می‌زدین دیگه؟

32
00:03:16,654 --> 00:03:18,439
‫اون یارو دیگه نوبرشه.

33
00:03:18,489 --> 00:03:20,441
‫به دوا و دارو هم افتاده.

34
00:03:20,491 --> 00:03:22,986
‫مگه جرمه که یکی دارو بخوره؟

35
00:03:23,036 --> 00:03:26,364
‫دیگه یه‌کم دیر شده،
‫ولی ناجور نیست که همچین...

36
00:03:26,414 --> 00:03:28,583
‫قضیه‌ای انقدر علنی شدی؟

37
00:03:30,126 --> 00:03:34,339
‫خب، تو این داستان رو مطرح کردی؟

38
00:03:34,923 --> 00:03:39,919
‫آینده‌اش رو خراب کرد
‫چون هی توی کارت دخالت می‌کرد؟

39
00:03:39,969 --> 00:03:42,922
‫مخت تاب برداشته پیرمرد؟

40
00:03:42,972 --> 00:03:44,724
‫چی می‌گی واسه خودت؟

41
00:03:46,559 --> 00:03:49,220
‫اگه نمی‌خوای فکت دوباره در بره،

42
00:03:49,270 --> 00:03:51,189
‫بهتره حقیقت رو بهم بگی.

43
00:03:52,106 --> 00:03:54,267
‫تو قضیه رو لو دادی؟

44
00:03:54,317 --> 00:03:57,353
‫«لو دادی»؟ لو دادی یعنی چی؟

45
00:03:57,403 --> 00:03:59,689
‫می‌زنم دندون‌هات رو خرد می‌کنما.

46
00:03:59,739 --> 00:04:02,233
‫کله‌ات داغه؟ می‌خوای دعوا کنی؟

47
00:04:02,283 --> 00:04:04,194
‫به سن و سالت رحم نمی‌کنما.

48
00:04:04,244 --> 00:04:05,862
‫کثافت پدرسوخته...

49
00:04:05,912 --> 00:04:07,530
‫«کثافت پدرسوخته»؟

50
00:04:07,580 --> 00:04:10,124
‫من هم به لات و لوت جماعت باج نمی‌دم.

51
00:04:10,875 --> 00:04:12,577
‫چی گفتی؟ لات و لوت؟!

52
00:04:12,627 --> 00:04:15,246
‫- یه بار دیگه بگو!
‫- ای وای...

53
00:04:15,296 --> 00:04:18,049
‫یه کاری نکن مراعات
‫سن و سالت رو نکنم.

54
00:04:18,549 --> 00:04:22,295
‫من عین شما بیکار نیستم.
‫پس بیاین سه نفری بریزین سرم دیگه!

55
00:04:22,345 --> 00:04:23,755
‫یالا.

56
00:04:23,805 --> 00:04:27,767
‫بیاین جلو دیگه!

57
00:04:37,944 --> 00:04:42,565
‫ولی تو که گفتی بلد نیستی
‫چطوری این کار رو بکنی.

58
00:04:42,615 --> 00:04:44,067
‫چی؟

59
00:04:44,117 --> 00:04:47,820
‫گفتی بلد نیستی چطوری این کار رو بکنی!

60
00:04:47,870 --> 00:04:49,447
‫آها، بلد نیستم این کار رو بکنم؟

61
00:04:49,497 --> 00:04:50,832
‫- آره.
‫- راست گفتم.

62
00:04:52,250 --> 00:04:55,878
‫متاسفانه تنها دکتری که بلده
‫فک جا بندازه، الان تعلیق شده.

63
00:04:59,048 --> 00:05:00,633
‫صبر کن.

64
00:05:11,477 --> 00:05:13,271
‫محض اطلاعتون بگم
‫اصلا این کار رو بلد نیستم.

65
00:05:29,287 --> 00:05:31,030
‫آهای، داروهات رو نبردی.

66
00:05:31,080 --> 00:05:32,874
‫می‌شه ۱،۱۰۰ وون.

67
00:05:35,877 --> 00:05:39,422
‫کادر درمان اینجا
‫با من مشکل پشکل دارن؟

68
00:05:40,214 --> 00:05:43,126
‫واقعا نمی‌دونی ای خودت رو به نفهمی زدی؟

69
00:05:43,176 --> 00:05:48,423
‫واسه اینه که راه میفتی
‫می‌ری حرف و حدیث در میاری!

70
00:05:48,473 --> 00:05:49,841
‫«حرف و حدیث»؟

71
00:05:49,891 --> 00:05:52,518
‫حرف و حدیث یعنی چی؟

72
00:05:53,186 --> 00:05:54,395
‫لعنت بشی!

73
00:06:06,741 --> 00:06:10,286
‫کجا افتاد؟

74
00:06:13,331 --> 00:06:14,749
‫وایستا.

75
00:06:16,209 --> 00:06:17,794
‫اینجاست.

76
00:06:24,175 --> 00:06:27,053
‫عه، دکتر دو الان نیست.

77
00:06:31,307 --> 00:06:33,184
‫می‌تونیم چند لحظه حرف بزنیم؟

78
00:06:40,191 --> 00:06:43,194
‫حالا چی به سر جی‌اویی میاد؟

79
00:06:44,153 --> 00:06:47,198
‫همین که از پستش برکنار بشه،
‫از اینجا می‌ره،

80
00:06:48,783 --> 00:06:51,911
‫در ضمن بقیه خدمتش رو هم
‫باید توی یگان فعال بگذرونه.

81
00:06:57,834 --> 00:06:59,752
‫از  دکتر دو شنیدم که...

82
00:07:00,461 --> 00:07:02,505
‫دوستش رو توی یه جزیره از دست داده.

83
00:07:04,382 --> 00:07:06,926
‫می‌گفت داره تاوان گذشته رو پس می‌ده.

84
00:07:12,348 --> 00:07:13,558
‫ولی می‌دونی چیه‌؟

85
00:07:14,559 --> 00:07:17,061
‫به نظرم درست نیست که
‫به خاطر اون اتفاقا مجازات بشه.

86
00:07:17,687 --> 00:07:19,397
‫اون که هیچ گناهی نداشت.

87
00:07:21,232 --> 00:07:24,485
‫نمی‌تونم بذارم با تاوان دادن،
‫از خودش متنفر بشه.

88
00:07:30,283 --> 00:07:32,193
‫خب...

89
00:07:32,243 --> 00:07:33,536
‫خانم یوک.

90
00:07:36,664 --> 00:07:38,416
‫لطفا مانع رفتن جی‌اویی نشو.

91
00:07:39,542 --> 00:07:40,710
‫چی؟

92
00:07:41,419 --> 00:07:43,963
‫دیگه با این حرف‌ها دل جی‌اویی رو نشکن.

93
00:07:48,217 --> 00:07:52,513
‫من به بخش‌داری گفتم
‫جی‌اویی تحت مصرف دارو بوده.

94
00:07:53,181 --> 00:07:54,182
‫چی؟

95
00:07:54,891 --> 00:07:56,342
‫آخه چرا باید همچین کاری...

96
00:07:56,392 --> 00:08:00,188
‫مگه کامل از جی‌اویی نشنیدی
‫که چرا جزیره موندن براش جهنمه؟

97
00:08:02,690 --> 00:08:07,862
‫من و جی‌اویی... خیلی زجر کشیدیم.

98
00:08:12,450 --> 00:08:14,577
‫به قول معروف آدم باید
‫به دردش غلبه کنه دیگه؟

99
00:08:17,955 --> 00:08:18,956
‫ولی نه.

100
00:08:19,957 --> 00:08:23,336
‫تنها درمان دردهای غیرقابل تحمل،
‫اینه که آدم ازشون فرار کنه.

101
00:08:24,212 --> 00:08:26,122
‫واسه همین جی‌اویی می‌خواد بره.

102
00:08:26,172 --> 00:08:27,673
‫چون می‌خواد زنده بمونه.

103
00:08:36,224 --> 00:08:38,059
‫اومدم ازت خواهش کنم...

104
00:08:40,478 --> 00:08:42,355
‫سعی نکن مانع رفتنش بشی.

105
00:08:45,107 --> 00:08:46,526
‫التماست می‌کنم.

106
00:08:51,030 --> 00:08:52,406
‫واقعا فکر کردی...

107
00:08:55,284 --> 00:08:58,329
‫اگه از جزیره بره حالش بهتر می‌شه؟

108
00:09:08,548 --> 00:09:11,884
‫من مطمئنم اگه بره حالش بهتر می‌شه.

109
00:09:35,741 --> 00:09:38,903
‫[حکم انتقال به دلیل قصور
‫در انجام وظیفه پزشک طرحی]

110
00:09:38,953 --> 00:09:40,413
‫[دو جی‌اویی]

111
00:09:50,423 --> 00:09:51,424
‫نوشیدنی می‌خوری؟

112
00:09:58,222 --> 00:10:00,266
‫واقعا می‌خوای بری؟

113
00:10:03,644 --> 00:10:06,564
‫ببخشید که انقدر توی دردسر افتادی.

114
00:10:08,566 --> 00:10:12,403
‫نیازی به عذرخواهی نیست.
‫صرفا یه‌کم خودخواهیه، همین و بس.

115
00:10:17,283 --> 00:10:22,246
‫به نظرم پزشک‌ها نباید تاوان
‫همچین چیزهایی رو بدن.

116
00:10:38,763 --> 00:10:40,514
‫[الهه پیون‌دونگ]

117
00:10:44,810 --> 00:10:49,390
‫مشترک مورد نظر در دسترس نمی‌باشد.

118
00:10:49,440 --> 00:10:50,441
‫چه خبره؟

119
00:10:52,401 --> 00:10:54,061
‫- خانم هوانگ.
‫- چیه؟

120
00:10:54,111 --> 00:10:57,064
‫خانم جونگ‌سون جایی رفته؟
‫امروز کلا ندیدمش.

121
00:10:57,114 --> 00:10:58,149
‫پات رو بردار.

122
00:10:58,199 --> 00:11:01,402
‫مرخصی ماهانه‌اش رو استفاده کرد.
‫گفت یه جایی کار فوری داره.

123
00:11:01,452 --> 00:11:04,614
‫ها؟ آخه واسه چی یهو مرخصی گرفت؟

124
00:11:04,664 --> 00:11:06,032
‫واسه چی از من می‌پرسی؟

125
00:11:06,082 --> 00:11:08,326
‫دیگه خودت باید آمارش رو داشته باشی.

126
00:11:08,376 --> 00:11:10,536
‫نکنه دعواتون شده؟

127
00:11:10,586 --> 00:11:12,538
‫نه، دعوا که نشده.

128
00:11:12,588 --> 00:11:15,958
‫مطمئنی فقط خودت بی‌خبری؟

129
00:11:16,008 --> 00:11:20,388
‫یه‌کم که توی قیافه بود،
‫ولی ممکنه به خاطر دعوا باشه؟

130
00:11:20,930 --> 00:11:22,882
‫واقعا نمی‌دونی؟

131
00:11:22,932 --> 00:11:26,644
‫نمی‌دونی دعواتون شده یا نه؟

132
00:11:28,187 --> 00:11:31,774
‫نکنه واقعا دعوا کردیم؟

133
00:11:34,276 --> 00:11:36,445
‫ولی به خدا حالش خوب بودا.

134
00:11:37,530 --> 00:11:40,399
‫تو رو با این آی‌کیو
‫چطوری دانشکده پزشکی راه دادن؟

135
00:11:40,449 --> 00:11:42,827
‫روزگار عجیبیه به خدا.

136
00:11:56,424 --> 00:11:59,593
‫[در حال تماس: خنگول محبوبم]

137
00:12:07,560 --> 00:12:09,353
‫[در حال تماس: خنگول محبوبم]

138
00:12:19,155 --> 00:12:20,481
‫- ممنونم.
‫- متشکرم.

139
00:12:20,531 --> 00:12:22,408
‫- مراقب باشین.
‫- باشه.

140
00:12:38,466 --> 00:12:40,459
‫کجایی خانم ایوم؟

141
00:12:40,509 --> 00:12:42,845
‫نکنه از دستم ناراحت شدی؟

142
00:12:46,807 --> 00:12:50,511
‫- خانم ایوم جونگ‌سون.
‫- بله.

143
00:12:50,561 --> 00:12:53,013
‫لطفا تشریف ببرین اتاق معاینه.

144
00:12:53,063 --> 00:12:54,064
‫چشم.

145
00:12:56,734 --> 00:13:00,362
‫جواب آزمایش خونتون ۱۱۰ شده،
‫یعنی قطعا باردارین.

146
00:13:02,531 --> 00:13:04,033
‫که اینطور.

147
00:13:06,911 --> 00:13:09,864
‫پس واقعا باردارم.

148
00:13:09,914 --> 00:13:11,290
‫واقعیه.

149
00:13:13,959 --> 00:13:17,121
‫هنوز خیلی زوده، بنابراین فکر نکنم
‫بشه کیسه بارداری رو دید.

150
00:13:17,171 --> 00:13:19,498
‫ولی می‌خواین یه سونوگرافی انجام بدیم؟

151
00:13:19,548 --> 00:13:21,509
‫- نه.
‫- جان؟

152
00:13:23,052 --> 00:13:24,962
‫نمی‌خوام سونوگرافی کنم.

153
00:13:25,012 --> 00:13:27,056
‫فکر نکنم نیازی باشه.

154
00:13:27,848 --> 00:13:29,350
‫متوجهم.

155
00:13:30,976 --> 00:13:37,691
‫صرفا ویار صبحگاهیم یه‌کم اذیتم می‌کنه.
‫واسه اون...

156
00:13:40,069 --> 00:13:41,979
‫یه نسخه براتون می‌نویسم.

157
00:13:42,029 --> 00:13:43,397
‫لطفا بیرون منتظر بمونین.

158
00:13:43,447 --> 00:13:44,448
‫باشه.

159
00:14:01,382 --> 00:14:04,385
‫[ضدتهوع بارداری]

160
00:14:31,787 --> 00:14:34,915
‫مطمئنم اگه بره حالش بهتر می‌شه.

161
00:14:40,379 --> 00:14:41,547
‫خانم یوک.

162
00:14:44,633 --> 00:14:45,751
‫خانم یوک.

163
00:14:45,801 --> 00:14:47,294
‫عه، سلام.

164
00:14:47,344 --> 00:14:50,389
‫توی فکر بودی؟ چند بار صدات کردم.

165
00:14:52,099 --> 00:14:54,810
‫نه، چیز خاصی نبود.

166
00:14:59,481 --> 00:15:00,941
‫حالت خوبه؟

167
00:15:06,155 --> 00:15:07,615
‫نمی‌دونم.

168
00:15:44,234 --> 00:15:45,736
‫راحتم.

169
00:15:49,365 --> 00:15:50,950
‫چون گرمم بود در آوردم.

170
00:15:51,867 --> 00:15:52,868
‫آها.

171
00:15:53,786 --> 00:15:56,705
‫ولی چون جایی ندارم بذارم،
‫اینجا می‌ذارمش.

172
00:16:05,589 --> 00:16:08,550
‫همیشه دیدن دریا آرومم می‌کنه.

173
00:16:12,846 --> 00:16:15,808
‫چون همیشه اینجاست،
‫همون شکلیه که یادمه.

174
00:16:19,478 --> 00:16:23,390
‫مهم نیست کی برگردم،
‫یا چقدر عوض شده باشم،

175
00:16:23,440 --> 00:16:25,275
‫دریا همیشه اینجاست.

176
00:16:30,572 --> 00:16:32,783
‫حتی اگه همه‌چیزم رو از دست بدم،

177
00:16:35,452 --> 00:16:37,871
‫دریا برام می‌مونه.

178
00:16:40,833 --> 00:16:42,292
‫ولی اخیرا فهمیدم...

179
00:16:44,670 --> 00:16:47,673
‫که همین اقیانوس همیشگی...

180
00:16:53,095 --> 00:16:57,558
‫واسه یه نفر دیگه...
‫می‌تونه یه عذاب تموم‌نشدنی باشه.

181
00:17:09,153 --> 00:17:10,487
‫قلبم از همین موضوع...

182
00:17:18,662 --> 00:17:20,372
‫انقدر به درد اومده.

183
00:17:41,351 --> 00:17:44,471
‫دکتر یونگ، اینجا چیکار می‌کنی؟

184
00:17:44,521 --> 00:17:45,556
‫خانم ایوم!

185
00:17:45,606 --> 00:17:47,182
‫کل روز رو کجا بودی آخه؟

186
00:17:47,232 --> 00:17:48,817
‫اصلا نشد ازت خبر بگیرم.

187
00:17:49,735 --> 00:17:51,153
‫ما دعوامون شده؟

188
00:17:51,945 --> 00:17:53,363
‫چی داری می‌گی؟

189
00:17:53,989 --> 00:17:55,190
‫اشتباه گفتم؟

190
00:17:55,240 --> 00:17:56,984
‫دعوا نکردیم، نه؟

191
00:17:57,034 --> 00:18:00,320
‫پس چرا گوشیت رو جواب نمی‌دادی؟

192
00:18:00,370 --> 00:18:02,781
‫ترسوندیما.

193
00:18:02,831 --> 00:18:05,200
‫این که دلیل نمی‌شه
‫جلوی در خونه‌ام منتظر بمونی.

194
00:18:05,250 --> 00:18:07,411
‫هوا سرده.

195
00:18:07,461 --> 00:18:11,507
‫راستش می‌خواستم درباره یه موضوعی
‫باهات صحبت کنم.

196
00:18:13,258 --> 00:18:14,843
‫صحبت کنی؟

197
00:18:19,264 --> 00:18:21,675
‫عالیه.

198
00:18:21,725 --> 00:18:25,763
‫راستش خیلی کنجکاوم که بدونم کجا بودی.

199
00:18:25,813 --> 00:18:29,942
‫ولی حد و مرز آدم خیلی مهمه.
‫برای همین نمی‌پرسم.

200
00:18:30,943 --> 00:18:33,529
‫موضوعی که گفتی درباره چی بود؟

201
00:18:35,114 --> 00:18:36,323
‫عه...

202
00:18:36,990 --> 00:18:37,991
‫خب...

203
00:18:39,743 --> 00:18:40,744
‫راستش...

204
00:18:42,538 --> 00:18:44,832
‫باید درخواست انتقالی بدم.

205
00:18:47,584 --> 00:18:49,837
‫باید منتقل بشی؟

206
00:18:52,005 --> 00:18:53,832
‫خیلی روش فکر کردم.

207
00:18:53,882 --> 00:18:57,970
‫به نظرم بعدش بهتره یه جایی
‫نزدیک بیمارستان بابام کار کنم.

208
00:18:59,680 --> 00:19:01,431
‫خواستم بپرسم نظر تو چیه؟

209
00:19:03,308 --> 00:19:05,853
‫به نظرم کار درستیه.

210
00:19:06,687 --> 00:19:11,809
‫راستش رو بخوای،
‫چون تو اینجا می‌مونی دودل شده بودم.

211
00:19:11,859 --> 00:19:15,771
‫ولی برای اینکه بعد از اتمام طرحم،
‫بتونم توی بیمارستان بابام مشغول بشم،

212
00:19:15,821 --> 00:19:17,981
‫باید تجربه بالینی داشته باشم.

213
00:19:18,031 --> 00:19:21,743
‫کیس‌های اینجا هم تقریبا عین همدیگه‌ان.
‫واسه همین...

214
00:19:22,870 --> 00:19:26,240
‫منظورت از بیمارستان بابات،
‫همونیه که توی سئوله؟

215
00:19:26,290 --> 00:19:28,667
‫آره، سر تقاطع بانگ‌بانگه.

216
00:19:31,253 --> 00:19:33,338
‫هی دورتر و دورتر می‌شی.

217
00:19:34,882 --> 00:19:36,125
‫چی؟

218
00:19:36,175 --> 00:19:37,709
‫چیزی نگفتم.

219
00:19:37,759 --> 00:19:40,462
‫حالا چرا اومدی با من در میون بذاری؟

220
00:19:40,512 --> 00:19:42,339
‫اگه باید بری که برو.

221
00:19:42,389 --> 00:19:44,967
‫معلومه که باید مشورت کنم.

222
00:19:45,017 --> 00:19:47,761
‫چون برامون تصمیم مهمیه.

223
00:19:47,811 --> 00:19:50,472
‫تازه بماند که از همدیگه خوشمون میاد.

224
00:19:50,522 --> 00:19:53,942
‫پس باید قبل از تصمیمات مهم
‫با همدیگه مشورت کنیم.

225
00:20:37,903 --> 00:20:39,947
‫ای وای...

226
00:20:43,283 --> 00:20:44,401
‫آخ.

227
00:20:44,451 --> 00:20:48,780
‫[مرکز بهداشت عمومی]

228
00:20:48,830 --> 00:20:52,284
‫آخ، بیشتر حواست به جلوی پات باشه.

229
00:20:52,334 --> 00:20:53,702
‫- الان خوبی؟
‫- آره.

230
00:20:53,752 --> 00:20:55,871
‫ندیده بودم زمین یخ زده.

231
00:20:55,921 --> 00:20:57,956
‫حواست باشه دیگه.

232
00:20:58,006 --> 00:21:03,545
‫آدم حواسش هم باشه همچنان
‫اتفاقی که بخواد بیفته، میفته.

233
00:21:03,595 --> 00:21:05,013
‫البته راست هم می‌گی.

234
00:21:07,808 --> 00:21:09,726
‫خانم ایوم، جدیدا ذهنت درگیر چیزی شده؟

235
00:21:11,770 --> 00:21:13,513
‫درگیر باشم؟

236
00:21:13,563 --> 00:21:14,598
‫نه بابا، اصلا.

237
00:21:14,648 --> 00:21:15,774
‫تو که راست می‌گی.

238
00:21:17,234 --> 00:21:19,561
‫واقعا رفتارت عجیب شده.

239
00:21:19,611 --> 00:21:24,191
‫دیگه اونقدر غر نمی‌زنی،
‫خودت رو لوس نمی‌کنی.

240
00:21:24,241 --> 00:21:26,785
‫حتما یه چیزی شده.

241
00:21:28,287 --> 00:21:29,955
‫چشم‌هات واقعا تیزه.

242
00:21:31,164 --> 00:21:32,582
‫حالا بگو چی شده.

243
00:21:34,501 --> 00:21:40,123
‫کلا توی شرایطی‌ام که هر کاری
‫بکنم یا نکنم، در هر صورت باختم.

244
00:21:40,173 --> 00:21:43,218
‫واسه همین می‌خوام ببینم
‫در کدوم شرایط کمتر اذیت می‌شم.

245
00:21:44,177 --> 00:21:45,304
‫باختم چیه؟

246
00:21:46,138 --> 00:21:47,764
‫یعنی چی در هر صورت باختی؟

247
00:21:50,225 --> 00:21:51,643
‫ها؟

248
00:21:54,688 --> 00:21:55,689
‫چیه؟

249
00:21:56,523 --> 00:21:58,150
‫پس حتما شخصیه.

250
00:22:09,453 --> 00:22:12,914
‫وقتی می‌بینی یه پرتگاهی
‫توی همه راه‌های زندگیته،

251
00:22:14,041 --> 00:22:17,461
‫حس می‌کنی دنیا و روزگار
‫باهات سر لج افتاده.

252
00:22:18,503 --> 00:22:21,673
‫ولی فقط کافیه کنار کسایی
‫که طرفت هستن بمونی.

253
00:22:23,425 --> 00:22:25,469
‫اون‌وقت زمین خوردن اونقدر درد نداره.

254
00:22:26,636 --> 00:22:31,350
‫یکی رو داشته باشی که باهات گریه کنه،
‫خیلی بهت کمک می‌کنه.

255
00:22:34,561 --> 00:22:36,396
‫نکنه دکتر جوچون همین کار هم بلد نیست؟

256
00:22:38,815 --> 00:22:41,276
‫منظورم این نبود.

257
00:22:43,403 --> 00:22:44,946
‫اگه لازم بود به خودم بگو.

258
00:22:45,614 --> 00:22:47,699
‫می‌دونی که اشکم دم مشکمه.

259
00:22:49,618 --> 00:22:52,529
‫کلا راحت‌تره آدم همدم و غمخوار داشته باشه.

260
00:22:52,579 --> 00:22:54,456
‫دستمال کاغذی هم دست به دست می‌کنیم.

261
00:22:57,793 --> 00:22:58,835
‫باشه.

262
00:23:03,965 --> 00:23:06,418
‫این هم می‌گذره.

263
00:23:06,468 --> 00:23:08,712
‫تموم می‌شه.

264
00:23:08,762 --> 00:23:10,013
‫ای داد بیداد.

265
00:23:57,436 --> 00:23:58,645
‫یکی که پشتم باشه؟

266
00:24:15,203 --> 00:24:17,038
‫این دیگه چیه...؟

267
00:24:26,506 --> 00:24:27,841
‫چی بود؟

268
00:24:29,301 --> 00:24:31,595
‫[مرتب غذا بخور. دکتر دو]

269
00:24:33,722 --> 00:24:36,433
‫[حالت بده؟ این حالت رو جا میاره!]

270
00:24:53,533 --> 00:24:56,411
‫دکتر دو، می‌تونی توی یه کاری کمکم کنی؟

271
00:25:00,999 --> 00:25:02,334
‫سلام!

272
00:25:03,835 --> 00:25:05,170
‫اومدی؟

273
00:25:07,631 --> 00:25:08,840
‫آخه...

274
00:25:10,008 --> 00:25:11,176
‫این‌ها واسه چیه؟

275
00:25:11,885 --> 00:25:14,804
‫بیا درمونگاه رو واسه کریسمس تزئین کنیم.

276
00:25:24,689 --> 00:25:26,600
‫ای بابا، کل زورت همین بود؟

277
00:25:26,650 --> 00:25:28,151
‫خیلی بالاست.

278
00:25:28,777 --> 00:25:30,479
‫دارمش، دارمش.

279
00:25:30,529 --> 00:25:32,197
‫- دارمش.
‫- داریش.

280
00:25:34,074 --> 00:25:37,777
‫هر سال موقع کریسمس
‫درمونگاه رو تزئین می‌کنین؟

281
00:25:37,827 --> 00:25:40,413
‫چه بدونم. من هم اولین ساله اینجام.

282
00:25:41,957 --> 00:25:43,033
‫آها.

283
00:25:43,083 --> 00:25:45,961
‫صرفا می‌خواستم ببینمت.
‫دنبال بهونه بودم.

284
00:25:46,711 --> 00:25:48,838
‫اینطوری بود که به این ایده رسیدم.

285
00:25:53,343 --> 00:25:55,011
‫به نظرم که بهونه خوبیه.

286
00:25:56,388 --> 00:25:58,515
‫که مجبورت کنم بیای بیرون.

287
00:26:05,897 --> 00:26:06,898
‫شرمنده‌ام.

288
00:26:11,278 --> 00:26:12,279
‫نباش.

289
00:26:13,196 --> 00:26:14,864
‫من باید عذرخواهی کنم.

290
00:26:19,911 --> 00:26:24,958
‫روحم هم خبر نداشت چی می‌کشی،
‫ولی با این حال بهت پیله کرده بودم.

291
00:26:30,338 --> 00:26:32,632
‫من بودم که خواستم اون‌طرف اقیانوس باشی،

292
00:26:33,425 --> 00:26:35,594
‫بعدش خودم هم التماست کردم برگردی.

293
00:26:38,388 --> 00:26:41,766
‫حتما اینجا خیلی اذیت شدی
‫که دور تا دورت دریاست.

294
00:26:47,188 --> 00:26:48,898
‫حتی اگه دریا هم دورم نبود،

295
00:26:50,650 --> 00:26:53,320
‫دلم می‌خواست به خاطر خودت
‫اینجا بمونم خانم یوک. ولی...

296
00:26:58,742 --> 00:27:00,035
‫شرمنده‌ام.

297
00:27:07,250 --> 00:27:09,753
‫ما انگار راه‌به‌راه باید
‫از هم عذرخواهی کنیم.

298
00:27:21,431 --> 00:27:24,934
‫کلی حرف آماده کرده بودم
‫که ازت بخوام بمونی.

299
00:27:26,978 --> 00:27:29,230
‫ولی الان می‌بینم که بهتره نگم.

300
00:27:32,984 --> 00:27:34,235
‫می‌شه فقط...

301
00:27:39,240 --> 00:27:41,826
‫می‌شه یه قولی بهم بدی؟

302
00:27:49,542 --> 00:27:52,087
‫همون قولی که به خودت دادی
‫که دیگه هیچ‌وقت خوشحال نباشی.

303
00:27:55,423 --> 00:27:56,883
‫قول بده زیرش بزنی.

304
00:28:01,346 --> 00:28:03,973
‫واقعا دلم می‌خواد توی زندگیم بمونی.

305
00:28:04,974 --> 00:28:07,560
‫ولی دلیلی که این کار رو نمی‌کنم...

306
00:28:14,567 --> 00:28:17,028
‫اینه که می‌خوام خوشحال باشی.

307
00:28:43,805 --> 00:28:45,006
‫بی‌خیال بابا.

308
00:28:45,056 --> 00:28:47,767
‫توی زنگ نقاشی مدرسه‌تون
‫اصلا خوب نبودی، نه؟

309
00:28:49,894 --> 00:28:52,555
‫چرا، من اصلا دبستان جزو گروه هنر بودم.

310
00:28:52,605 --> 00:28:54,441
‫معلمم می‌گفت نقاشیم خیلی خوبه.

311
00:28:55,150 --> 00:28:56,568
‫معلمت کی بود؟

312
00:28:57,277 --> 00:29:00,363
‫قشنگ کلی دروغ توی سرت کرده بود.

313
00:29:06,953 --> 00:29:08,154
‫خانم هوانگ.

314
00:29:08,204 --> 00:29:09,572
‫این‌ها چیه دیگه؟

315
00:29:09,622 --> 00:29:11,741
‫کریسمس شده،
‫خواستیم یه صفایی به اینجا بدیم.

316
00:29:11,791 --> 00:29:14,911
‫کار کردن با همکار جوون هم جالبه‌ها.

317
00:29:14,961 --> 00:29:17,088
‫اینجا رو باش. شبیه پاساژ شده.

318
00:29:18,423 --> 00:29:19,883
‫چقدر خوشگله.

319
00:29:21,050 --> 00:29:22,427
‫قشنگه.

320
00:29:23,595 --> 00:29:26,806
‫یه چیزی جا گذاشته بودم که اومدم بردارم.

321
00:29:29,809 --> 00:29:33,146
‫آخ، این پا هم که...

322
00:29:45,283 --> 00:29:46,993
‫ای بابا، چرا نیست؟

323
00:29:48,369 --> 00:29:49,996
‫خاک عالم.

324
00:29:53,500 --> 00:29:56,711
‫خدا به دادم برسه.

325
00:29:58,004 --> 00:30:00,131
‫آخه کجا گذاشتم؟

326
00:30:01,382 --> 00:30:02,500
‫چیزی شده؟

327
00:30:02,550 --> 00:30:03,551
‫نه بابا.

328
00:30:04,177 --> 00:30:05,545
‫کجا بود؟

329
00:30:05,595 --> 00:30:08,631
‫چطوری چیزی نیست؟
‫جلوی پات رو نمی‌تونی ببینی.

330
00:30:08,681 --> 00:30:10,884
‫عه، می‌گم چیزی نیست دیگه.

331
00:30:10,934 --> 00:30:14,896
‫- بیا یه لحظه بشین.
‫- می‌گم خوبم دیگه.

332
00:30:16,523 --> 00:30:17,690
‫از دست شما.

333
00:30:26,866 --> 00:30:29,027
‫همین الان باید بری بیمارستان.

334
00:30:29,077 --> 00:30:31,780
‫من که گفتم خوبم.
‫بیخودی نگران نشو.

335
00:30:31,830 --> 00:30:33,281
‫مریض که نیستم.

336
00:30:33,331 --> 00:30:35,283
‫یا بذار خودم یه دکتر بهت معرفی کنم...

337
00:30:35,333 --> 00:30:38,586
‫دست از سرم بردار دیگه!
‫فکر کردی از پس خودم بر نمیام؟

338
00:30:41,172 --> 00:30:44,092
‫خانم هوانگ، چرا...

339
00:30:46,970 --> 00:30:47,971
‫عه...

340
00:30:52,642 --> 00:30:55,144
‫فقط باید یه‌کم دیگه طاقت بیارم.

341
00:30:55,812 --> 00:31:01,851
‫چند ماه پیش چشم‌هام یه‌جوری شد،
‫واسه همین بیمه گرفتم.

342
00:31:01,901 --> 00:31:04,479
‫ولی بهم گفتن باید
‫سه ماه دیگه هم صبر کنم...

343
00:31:04,529 --> 00:31:06,823
‫تا هزینه‌های درمانم رو پوشش بدن.

344
00:31:12,412 --> 00:31:17,292
‫فکر کن آدم پرستار باشه،
‫ولی بیماری خودش رو نادیده بگیره، نه؟

345
00:31:18,042 --> 00:31:19,661
‫ولی چاره چیه‌؟

346
00:31:19,711 --> 00:31:22,714
‫درمانم هم تموم بشه،
‫زندگی همچنان جریان داره.

347
00:31:23,798 --> 00:31:28,887
‫اگه خانواده‌مون به خاطر مریضیم ورشکست بشه،
‫خرج تحصیل پسرم رو از کجا بیاریم؟

348
00:31:29,554 --> 00:31:32,432
‫پسر بزرگم خیلی باهوشه.

349
00:31:33,266 --> 00:31:37,145
‫می‌گه آرزوش اینه بره آمریکا درس بخونه.

350
00:31:40,607 --> 00:31:41,691
‫واسه خودش آرزو داره.

351
00:31:44,235 --> 00:31:47,947
‫من چه‌جور مادری‌ام که
‫بخوام مانع آرزوش بشم؟

352
00:31:52,076 --> 00:31:56,030
‫جوونی‌هام که فقط درگیر
‫مسائل خودم بودم، اوضاع بهتر بود.

353
00:31:56,080 --> 00:31:58,616
‫الان دیگه مرض و بیماری ترسی نداره.

354
00:31:58,666 --> 00:32:00,293
‫آدم از هزینه‌هاش می‌ترسه.

355
00:32:08,176 --> 00:32:11,596
‫زندگی واقعا نامرده. واقعا.

356
00:32:12,889 --> 00:32:14,265
‫خیلی نامرده.

357
00:32:19,103 --> 00:32:21,856
‫شامم نصفه‌کاره موند، باید زودتر برگردم.

358
00:32:24,734 --> 00:32:26,903
‫مرسی. ممنون.

359
00:32:52,178 --> 00:32:54,472
‫توی اورژانس کلی آدم مثل اون دیده بودم.

360
00:32:55,723 --> 00:32:58,059
‫کسایی که بیماریشون رو مخفی می‌کنن.

361
00:32:58,893 --> 00:33:01,479
‫نه به خاطر اینکه می‌ترسن،
‫بلکه از هزینه‌هاش فراری‌ان.

362
00:33:05,191 --> 00:33:10,530
‫نه اون‌موقع، نه الان،
‫هیچ کاری از دستم بر نمیاد.

363
00:33:24,168 --> 00:33:25,753
‫یه لحظه.

364
00:33:31,926 --> 00:33:33,753
‫- الو؟
‫- هاری، سلام.

365
00:33:33,803 --> 00:33:36,014
‫زود باش سریع بیا اینجا.

366
00:33:36,931 --> 00:33:41,094
‫[سوپرمارکت لاکی]

367
00:33:41,144 --> 00:33:42,178
‫مادرجون، چی شده؟

368
00:33:42,228 --> 00:33:44,180
‫این آقا اومد توی مغازه...

369
00:33:44,230 --> 00:33:47,308
‫دنبال مسکن بود.
‫یهو غش کرد روی زمین افتاد.

370
00:33:47,358 --> 00:33:49,268
‫خیس عرق شده،

371
00:33:49,318 --> 00:33:52,063
‫مثل بید هم داره می‌لرزه.

372
00:33:52,113 --> 00:33:57,068
‫بهش گفتم بریم درمانگاه،
‫ولی خیلی مخالفت کرد.

373
00:33:57,118 --> 00:33:58,119
‫ای وای.

374
00:34:04,167 --> 00:34:05,585
‫حالت خوبه آقا؟

375
00:34:10,631 --> 00:34:12,592
‫می‌خوام همونطوری دوباره فشار بدم.

376
00:34:21,350 --> 00:34:22,435
‫دکتر دو.

377
00:34:25,480 --> 00:34:28,107
‫- علائمش دقیقا عین سابقه.
‫- بالگرد خبر کنم؟

378
00:34:29,275 --> 00:34:31,811
‫مسکن‌ها دردم رو کم کرد،

379
00:34:31,861 --> 00:34:35,490
‫کادر بیمارستان هم گفتن
‫که اسکن‌هام مشکلی نداشته.

380
00:34:37,158 --> 00:34:41,821
‫همینطوریش به خاطر مرگ اون خلبانه،
‫کم حالم بد نیست.

381
00:34:41,871 --> 00:34:45,500
‫تازه سابقه شما رو هم خراب کردم.

382
00:34:48,503 --> 00:34:50,129
‫دیگه باید رفع زحمت کنم.

383
00:34:51,506 --> 00:34:53,750
‫- آقا!
‫- دکتر دو!

384
00:34:53,800 --> 00:34:55,293
‫باید ببریمش بیمارستان.

385
00:34:55,343 --> 00:34:56,552
‫باشه.

386
00:34:57,804 --> 00:34:59,347
‫طاقت بیارین آقا.

387
00:35:00,264 --> 00:35:02,517
‫نه، نمی‌شه...

388
00:35:08,981 --> 00:35:11,392
‫- مرکز عملیات یئوپونگ‌گون.
‫- از پیون‌دونگ‌دو تماس می‌گیرم.

389
00:35:11,442 --> 00:35:14,187
‫بیمارمون مشکوک به آپاندیسه،
‫باید فورا منتقل بشه.

390
00:35:14,237 --> 00:35:16,355
‫اونجا همون‌جایی نیست
‫که اون حادثه رخ داده بود؟

391
00:35:16,405 --> 00:35:18,775
‫طبق پروتکل‌های اورژانسی،
‫فعلی نمی‌تونیم نیرو بفرستیم.

392
00:35:18,825 --> 00:35:21,736
‫این چه ربطی به موضوع داره؟
‫مریض اینجا افتاده!

393
00:35:21,786 --> 00:35:23,696
‫خب، مه دریا خیلی غلیظه،

394
00:35:23,746 --> 00:35:25,740
‫ضمنا هیچ بالگرد آماده‌باشی نداریم.

395
00:35:25,790 --> 00:35:27,366
‫بیمار داره جلوی چشممون می‌میره!

396
00:35:27,416 --> 00:35:30,328
‫متاسفم، ولی طبق پروتکل
‫هیچ کاری از دستمون بر نمیاد.

397
00:35:30,378 --> 00:35:31,379
‫- شرمنده.
‫- ولی...

398
00:35:32,255 --> 00:35:33,464
‫الو؟

399
00:35:38,427 --> 00:35:40,847
‫سلام، وقت داری؟

400
00:35:41,514 --> 00:35:44,433
‫بیای اینجا کمکمون کنی.

401
00:35:45,768 --> 00:35:47,770
‫مواظب باش. آروم‌تر...

402
00:35:49,647 --> 00:35:51,390
‫آقای پارک، این خطرناک نیست؟

403
00:35:51,440 --> 00:35:53,893
‫نمی‌شه سر خطرناک بودن یا نبودن
‫بذاریم یه نفر بمیره که.

404
00:35:53,943 --> 00:35:55,311
‫تازه خطر توی زندگی من عادیه.

405
00:35:55,361 --> 00:35:58,072
‫اگه می‌گی باید بره، خودم می‌رسونمش.

406
00:35:59,198 --> 00:36:00,441
‫توی زحمت افتادی.

407
00:36:00,491 --> 00:36:02,360
‫نه بابا، از این حرف‌ها نزن.

408
00:36:02,410 --> 00:36:04,946
‫واسه چی سر زنده‌موندن
‫باید شرمنده بشی؟

409
00:36:04,996 --> 00:36:06,581
‫فقط طاقت بیار، خب؟

410
00:36:08,457 --> 00:36:09,625
‫جی‌اویی.

411
00:36:11,127 --> 00:36:12,495
‫خوب بهش فکر کن.

412
00:36:12,545 --> 00:36:14,205
‫تو تحت نظری.
‫اگه اتفاقی بیفته...

413
00:36:14,255 --> 00:36:17,083
‫ممکنه کلا مجوز پزشکیت رو باطل کنن.

414
00:36:17,133 --> 00:36:18,759
‫بذار یه‌کم دیگه منتظر بمونیم.

415
00:36:21,762 --> 00:36:23,931
‫اگه به خاطرش یه نفر بمیره چی؟

416
00:36:25,349 --> 00:36:28,352
‫دقیقا عین همون موقع می‌شه
‫که نتونستم کاری کنم.

417
00:36:36,360 --> 00:36:38,688
‫- بریم آقای پارک.
‫- باشه.

418
00:36:38,738 --> 00:36:41,490
‫ولی محکم بچسبین.
‫باد زمستون رحم نداره‌ها!

419
00:36:44,118 --> 00:36:45,453
‫بذار کمکت کنم بپوشیش.

420
00:37:02,970 --> 00:37:04,839
‫تو رو خدا مواظبش باشین.

421
00:37:04,889 --> 00:37:06,424
‫فقط نجاتش بدین! همین کافیه!

422
00:37:06,474 --> 00:37:12,805
‫ای شاه‌اژدهای بزرگ،
‫خودت از مردم ما محافظت کن.

423
00:37:12,855 --> 00:37:13,940
‫خدایا...

424
00:37:30,039 --> 00:37:32,450
‫این بیمار قبلا با احتمال
‫آپاندیسیت منتقل شده بود.

425
00:37:32,500 --> 00:37:34,827
‫الان هم تندرنس و ریباند
‫چارک راستی شکم داره.

426
00:37:34,877 --> 00:37:36,621
‫تبش ۳۷.۷ درجه است.

427
00:37:36,671 --> 00:37:38,506
‫- لرزش شدید هم داره.
‫- حواسم هست.

428
00:37:44,679 --> 00:37:46,472
‫[اعزام اضطراری]

429
00:38:07,868 --> 00:38:10,204
‫دکتر دو، بفرما.

430
00:38:10,871 --> 00:38:12,323
‫تا داغه یه‌کم بخور.

431
00:38:12,373 --> 00:38:15,126
‫دستت درد نکنه.

432
00:38:17,878 --> 00:38:20,840
‫آخیش. چقدر چسبید.

433
00:38:26,679 --> 00:38:28,806
‫راستی دکتر دو...

434
00:38:30,099 --> 00:38:31,600
‫واقعا داری می‌ری؟

435
00:38:34,645 --> 00:38:37,606
‫بی‌خیال. چرا یه‌کم بیشتر
‫واسه خودت نمی‌جنگی؟

436
00:38:39,817 --> 00:38:41,652
‫نکنه خواسته زیادیه؟

437
00:38:45,614 --> 00:38:46,866
‫شرمنده‌ام.

438
00:38:48,743 --> 00:38:51,287
‫چی انقدر داره عذابت می‌ده؟

439
00:38:52,079 --> 00:38:58,461
‫وقتی شنیدم دارو می‌خوری،
‫واقعا دلم کباب شد.

440
00:39:00,838 --> 00:39:05,334
‫خودت دارو می‌خوردی ولی با جان‌فشانی،
‫بارها واسه نجات ما خطر کردی،

441
00:39:05,384 --> 00:39:08,596
‫اون‌وقت اینکه بدون هیچ حمایتی
‫بخوایم بفرستیمت بری...

442
00:39:09,847 --> 00:39:12,391
‫کار قشنگی نیست دیگه.

443
00:39:16,020 --> 00:39:20,524
‫این‌جور موقع‌ها،
‫زندگی توی جزیره مثل جرم می‌مونه.

444
00:39:21,275 --> 00:39:22,693
‫واقعا همینه...

445
00:39:26,489 --> 00:39:27,656
‫دکتر دو!

446
00:39:30,576 --> 00:39:33,529
‫عمل آپاندیسیت بیمار رو شروع کردن.

447
00:39:33,579 --> 00:39:37,199
‫دفعه قبل چون آپاندیس
‫پنهان شده بود، متوجهش نشدن.

448
00:39:37,249 --> 00:39:39,126
‫ولی الان عمل اورژانسی کرده.

449
00:39:41,545 --> 00:39:44,215
‫گفتن خیلی لحظه‌آخری بود.

450
00:39:45,633 --> 00:39:49,170
‫دکتر دو، جون این بیمار رو تو نجات دادی.

451
00:39:49,220 --> 00:39:53,257
‫عجب روزگاری.
‫پس واقعا زنده موند؟

452
00:39:53,307 --> 00:39:55,226
‫زنده موند!

453
00:39:58,729 --> 00:40:00,231
‫خدایا شکرت.

454
00:40:13,702 --> 00:40:15,121
‫توی فکری؟

455
00:40:19,583 --> 00:40:21,669
‫اون بیمار آپاندیسیه...

456
00:40:23,254 --> 00:40:25,423
‫ازم عذرخواهی کرد.

457
00:40:27,633 --> 00:40:31,846
‫همزمان که با درد
‫و ترس از مرگ درگیر بود.

458
00:40:33,806 --> 00:40:36,801
‫درمان‌هایی که توی شهر،
‫ساده و پیش پا افتاده‌ان محسوب می‌شن،

459
00:40:36,851 --> 00:40:39,311
‫توی جزیره خیلی دست‌نیافتنی‌ان.

460
00:40:40,771 --> 00:40:43,599
‫واسه همینه که آدم‌ها سر...

461
00:40:43,649 --> 00:40:47,194
‫یه چیز مسخره‌ای
‫مثل چراغ و آپاندیسیت می‌میرن.

462
00:40:50,156 --> 00:40:54,952
‫واسه نجات جون یه نفر،
‫آدم باید از جون خودش مایه بذاره.

463
00:40:58,289 --> 00:41:00,908
‫گمونم واسه همینه
‫که اهالی جزیره قبل اینکه...

464
00:41:00,958 --> 00:41:04,170
‫التماس دکتر کنن که نجاتشون بده،
‫اول عذرخواهی می‌کنن.

465
00:41:06,964 --> 00:41:09,842
‫چون می‌ترسین مبادا کسی
‫به خاطر اون‌ها آسیب ببینه.

466
00:41:13,429 --> 00:41:15,139
‫اینکه کار درستی نیست.

467
00:41:17,266 --> 00:41:18,509
‫اوهوم.

468
00:41:18,559 --> 00:41:20,227
‫یعنی میل به زنده موندن نباید...

469
00:41:21,896 --> 00:41:23,981
‫چیزی باشه که سرش عذرخواهی کنن.

470
00:41:31,989 --> 00:41:37,786
‫- خیلی‌خب، بریم دیگه!
‫- باشه. بلند شو.

471
00:41:44,001 --> 00:41:45,461
‫شما دوتا بدون من برین.

472
00:41:46,462 --> 00:41:48,080
‫- چی؟
‫- ها؟

473
00:41:48,130 --> 00:41:49,173
‫دکتر دو!

474
00:41:50,883 --> 00:41:52,635
‫ها؟

475
00:42:00,100 --> 00:42:01,302
‫[یئوپونگ‌گون، ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶]

476
00:42:01,352 --> 00:42:03,187
‫[طرح مدرن‌سازی مراقبت‌های پزشکی اورژانس]

477
00:42:04,313 --> 00:42:07,349
‫اگه می‌خوای پست ریاستت رو حفظ کنی،

478
00:42:07,399 --> 00:42:10,945
‫از این به بعد باید بی‌سروصدا
‫اوضاع رو کنترل کنی، خب؟

479
00:42:12,780 --> 00:42:13,781
‫چشم.

480
00:42:15,991 --> 00:42:17,985
‫نمی‌شه که سرت رو بندازی بری داخل!

481
00:42:18,035 --> 00:42:19,069
‫می‌گم نمی‌شه!

482
00:42:19,119 --> 00:42:20,496
‫چه خبر شده؟

483
00:42:22,873 --> 00:42:25,784
‫به نفعته همین الان باهام حرف بزنی.

484
00:42:25,834 --> 00:42:27,870
‫وگرنه همین اسناد و مدارک رو...

485
00:42:27,920 --> 00:42:30,422
‫کف دست همون خبرنگارهای عزیزت می‌ذارم.

486
00:42:32,716 --> 00:42:34,093
‫تو بیرون باش.

487
00:42:43,894 --> 00:42:48,190
‫تصمیمتون مبنی بر کنار گذاشتن
‫دکتر طرحی رو قبول نمی‌کنم.

488
00:42:50,276 --> 00:42:54,280
‫عجبا، انگار اومدی بچه‌بازی در بیاری.

489
00:42:56,615 --> 00:42:59,527
‫[بازرسی از ساخت‌وساز معیوب
‫سکوی بالگرد در یئوپونگ‌گون]

490
00:42:59,577 --> 00:43:03,239
‫من مدارکی دارم که اثبات می‌کنه
‫از بیست سکوی بالگردی که توی...

491
00:43:03,289 --> 00:43:05,699
‫یئوپونگ‌گون بازسازی شده،
‫چراغ هیفده تاشون نقص داشته.

492
00:43:05,749 --> 00:43:08,619
‫حتی شب حادثه توی
‫سکوی بالگرد پیون‌دونگ‌دو،

493
00:43:08,669 --> 00:43:11,171
‫چراغ‌ها درست کار نمی‌کردن.

494
00:43:13,507 --> 00:43:19,380
‫پس، مشکل تشخیص اشتباه نبوده،
‫بلکه سکوی بالگرد مشکل داشته؟

495
00:43:19,430 --> 00:43:22,424
‫چرا باید حرف یه دکتر
‫مرکز بهداشتی رو باور کنیم...

496
00:43:22,474 --> 00:43:25,010
‫که داروی اعصاب و روان می‌خوره؟

497
00:43:25,060 --> 00:43:28,063
‫جدای از این موضوع
‫و احتمال تشخیص اشتباه،

498
00:43:28,689 --> 00:43:30,983
‫بالگرد باید صحیح و سالم فرود می‌اومد.

499
00:43:33,861 --> 00:43:37,231
‫جون افراد مناطق محروم رو
‫یه سیستم درست نجات می‌ده.

500
00:43:37,281 --> 00:43:40,117
‫به مهارت دکترهاشون ربطی نداره.

501
00:43:41,452 --> 00:43:44,747
‫سیستمی می‌خوان که به سریع‌ترین شکل،
‫ملزومات حیاتی رو براشون فراهم کنه.

502
00:43:48,876 --> 00:43:53,881
‫علت مرگ اون خلبان،
‫سیستم مزخرف یئوپونگ‌گون بود.

503
00:43:56,216 --> 00:43:59,253
‫چی گفتی؟ سیستم مزخرف؟!

504
00:43:59,303 --> 00:44:02,431
‫باید همین الان بری
‫از خانواده قربانی معذرت بخوای.

505
00:44:04,391 --> 00:44:06,935
‫تنها دلیلی که دارم بهت
‫فرصت می‌دم تا درستش کنی،

506
00:44:07,978 --> 00:44:09,647
‫اینه که من هم باور دارم...

507
00:44:11,398 --> 00:44:13,767
‫سیستم می‌تونه جون آدم‌ها رو نجات بده.

508
00:44:13,817 --> 00:44:19,615
‫[مدرن‌سازی مراقبت‌های بهداشتی یئوپونگ‌گون]

509
00:44:25,579 --> 00:44:26,955
‫دکتر دو جی‌اویی!

510
00:44:32,670 --> 00:44:37,007
‫یعنی واقعا می‌شه...
‫تغییری ایجاد کرد؟

511
00:44:39,885 --> 00:44:43,889
‫هرچی بیشتر فرماندار تحریک بشه،
‫برای خودت بد می‌شه.

512
00:44:47,309 --> 00:44:49,603
‫کادر درمان مرکز بهداشت،
‫کارمند دولت محسوب می‌شن.

513
00:44:50,479 --> 00:44:54,441
‫واسه همین استاندار می‌تونه
‫هر توبیخی بخواد براشون اعمال کنه.

514
00:44:58,529 --> 00:44:59,738
‫هر پزشکی...

515
00:45:03,450 --> 00:45:04,785
‫همچنان پزشکه.

516
00:45:08,288 --> 00:45:09,790
‫حتی اگه به نفعمون نباشه،

517
00:45:12,626 --> 00:45:14,420
‫وظیفه‌مونه که جون آدم‌ها رو نجات بدیم.

518
00:45:37,901 --> 00:45:39,194
‫بفرمایید.

519
00:45:41,071 --> 00:45:44,575
‫- چقدر خوب شده.
‫- ادویه‌اش هم اندازه قبله.

520
00:45:45,784 --> 00:45:50,114
‫دکتر دو، الان یعنی دیگه مجبور نیستی بری؟

521
00:45:50,164 --> 00:45:52,700
‫کل سال رو همین‌جا می‌مونی؟

522
00:45:52,750 --> 00:45:55,411
‫بنده خدا رو انقدر سین‌جیم نکنید دیگه.

523
00:45:55,461 --> 00:45:57,830
‫خودش که گفت هنوز قطعی نشده.

524
00:45:57,880 --> 00:46:00,082
‫نه، یه کاری می‌کنم قطعی بشه.

525
00:46:00,132 --> 00:46:01,417
‫خیلی‌خب.

526
00:46:01,467 --> 00:46:04,753
‫بعد از مصیبت‌هایی که کشیدی،
‫خوشحالم تهش برات خوب شد!

527
00:46:04,803 --> 00:46:06,755
‫گل گفتی!

528
00:46:06,805 --> 00:46:09,975
‫ما اینجا عین بید می‌لرزیدیم
‫که نکنه به زور واسه خدمت ببرنت.

529
00:46:11,643 --> 00:46:12,686
‫شما لطف دارین.

530
00:46:14,855 --> 00:46:17,683
‫در خصوص اون داروهایی که می‌خورم...

531
00:46:17,733 --> 00:46:20,602
‫نه، لازم نکرده توضیح بدی.

532
00:46:20,652 --> 00:46:23,605
‫بهرحال هر کسی داروی خودش رو داره.

533
00:46:23,655 --> 00:46:25,649
‫من واسه راه رفتن عادیم
‫روزی بیست نوع دارو می‌خورم.

534
00:46:25,699 --> 00:46:26,734
‫آره. همون رو بگو.

535
00:46:26,784 --> 00:46:29,027
‫اگه دارو خوردن جرم باشه،

536
00:46:29,077 --> 00:46:31,780
‫همه کسایی که توی این اتاقن،
‫الان باید حبس ابد می‌کشیدن.

537
00:46:31,830 --> 00:46:35,334
‫به خدا. همه‌مون حبس بودیم.

538
00:46:37,294 --> 00:46:38,879
‫بخور دیگه.

539
00:46:42,007 --> 00:46:45,719
‫برخلاف ظاهرش خیلی احساساتیه.

540
00:46:49,097 --> 00:46:53,936
‫اینطوری گریه کنی اشک من هم در میادها.

541
00:46:56,396 --> 00:46:59,107
‫[ضدتهوع بارداری]

542
00:47:15,207 --> 00:47:16,250
‫ای وای...

543
00:47:21,880 --> 00:47:23,707
‫چشم‌هات چطوره؟

544
00:47:23,757 --> 00:47:27,010
‫خب، راستش...

545
00:47:30,764 --> 00:47:33,342
‫می‌خواستم یه چیزی ازت بپرسم.

546
00:47:33,392 --> 00:47:35,143
‫بله؟

547
00:47:36,270 --> 00:47:39,481
‫چطوری همچین شجاعتی به خرج دادی؟ هوم؟

548
00:47:40,232 --> 00:47:43,185
‫اگه معلوم نمی‌شد آپاندیسیت باشه،

549
00:47:43,235 --> 00:47:45,863
‫پروانه‌ات رو واقعا باطل می‌کردن.

550
00:47:47,906 --> 00:47:49,867
‫آم...

551
00:47:50,450 --> 00:47:53,370
‫خب، قبل از اینکه نگران
‫اتفاقات بعدش باشم،

552
00:47:55,289 --> 00:47:57,708
‫باید اول خودش رو نجات می‌دادم.

553
00:48:01,795 --> 00:48:05,549
‫از این گذشته، از همون اولش هم می‌دونستم.

554
00:48:07,551 --> 00:48:08,635
‫چی رو می‌دونستی؟

555
00:48:10,512 --> 00:48:12,965
‫می‌دونستم مردم اینجا،

556
00:48:13,015 --> 00:48:15,434
‫هیچ‌جوره پشتم رو خالی نمی‌کنن.

557
00:48:19,646 --> 00:48:22,190
‫نباید هم بکنن!

558
00:48:23,025 --> 00:48:24,109
‫نمی‌کنن.

559
00:48:24,943 --> 00:48:26,436
‫دکتر دو!

560
00:48:26,486 --> 00:48:29,314
‫چیکار می‌کنی؟
‫بیا اینجا یه نوشیدنی بزن!

561
00:48:29,364 --> 00:48:30,941
‫اومدم.

562
00:48:30,991 --> 00:48:34,403
‫کجایی پس؟

563
00:48:34,453 --> 00:48:36,321
‫اینجا چیکار می‌کنی؟
‫برگرد بیا بشین دیگه.

564
00:48:36,371 --> 00:48:38,991
‫- گفتم که اومدم.
‫- انقدر اذیتش نکنین.

565
00:48:39,041 --> 00:48:42,494
‫- بیا اینجا.
‫- بشین دیگه.

566
00:48:42,544 --> 00:48:45,414
‫- اذیتش نکن!
‫- امروز کلا هیچی نخوردی!

567
00:48:45,464 --> 00:48:46,665
‫تو که راست می‌گی.

568
00:48:46,715 --> 00:48:48,208
‫- نوشیدنی رو بده!
‫- باشه.

569
00:48:48,258 --> 00:48:51,094
‫مگه مسابقه گذاشتیم؟

570
00:49:06,944 --> 00:49:08,654
‫سلام. عزیزم.

571
00:49:09,780 --> 00:49:14,952
‫می‌خوام دوشنبه بیای بریم بیمارستان.

572
00:49:19,247 --> 00:49:22,167
‫فکر کنم یه‌کم مریض شدم.

573
00:49:39,476 --> 00:49:41,019
‫داری می‌ری؟

574
00:49:44,564 --> 00:49:45,565
‫آره.

575
00:49:52,447 --> 00:49:56,076
‫فکرش هم نمی‌کردم دوباره
‫این شکلی جلوی دریا وایستیم.

576
00:49:59,287 --> 00:50:01,707
‫یعنی می‌گفتم دیگه تکرار نمی‌شه.

577
00:50:13,927 --> 00:50:15,303
‫جی‌اویی.

578
00:50:19,057 --> 00:50:21,393
‫اون‌موقع که تنهات گذاشتم و رفتم...

579
00:50:23,437 --> 00:50:25,605
‫واسه این نبود که تو رو مقصر می‌دونستم.

580
00:50:28,817 --> 00:50:30,402
‫صرفا حس می‌کردم اگه بمونیم...

581
00:50:32,112 --> 00:50:34,281
‫تهش از همدیگه کینه به دل می‌گیریم.

582
00:50:37,117 --> 00:50:38,535
‫ولی...

583
00:50:42,539 --> 00:50:45,083
‫از وقتی اومدم اینجا،
‫همه‌اش با خودم فکر می‌کردم...

584
00:50:47,002 --> 00:50:50,464
‫«اگه فقط می‌موندیم، شرایط بهتر نمی‌شد؟»

585
00:50:58,680 --> 00:51:00,682
‫فقط تو نبودی که رفتی.

586
00:51:03,226 --> 00:51:05,187
‫من هم رفتم.

587
00:51:07,773 --> 00:51:13,195
‫از هر چیزی که من رو
‫یاد سون‌او می‌نداخت، فرار کردم.

588
00:51:16,114 --> 00:51:18,658
‫خودم رو سرزنش کردم که نتونستم نجاتش بدم.

589
00:51:21,703 --> 00:51:22,788
‫ولی...

590
00:51:25,999 --> 00:51:28,877
‫فکر نمی‌کنی اگه همون موقع
‫یکی بهمون کمک کرده بود...

591
00:51:30,712 --> 00:51:32,422
‫الان اوضاع فرق می‌کرد؟

592
00:51:35,717 --> 00:51:36,718
‫یعنی کاش...

593
00:51:39,513 --> 00:51:42,182
‫یه‌کم زودتر می‌رسیدیم بیمارستان.

594
00:51:44,935 --> 00:51:46,311
‫فقط کاش...

595
00:51:48,897 --> 00:51:51,274
‫درمان سون‌او زودتر شروع می‌شد.

596
00:51:54,569 --> 00:51:56,029
‫به نظرت اون‌موقع...

597
00:51:58,281 --> 00:52:00,492
‫زندگی ما و سون‌او فرقی نمی‌کرد؟

598
00:52:10,752 --> 00:52:11,837
‫هوایونگ.

599
00:52:20,178 --> 00:52:21,638
‫به نظرت وقتش نیست...

600
00:52:24,599 --> 00:52:27,018
‫که خودمون رو ببخشیم؟

601
00:52:32,065 --> 00:52:33,900
‫چون به هر دری زدیم.

602
00:52:54,212 --> 00:52:55,338
‫تو چی؟

603
00:52:58,633 --> 00:53:00,927
‫تونستی خودت رو ببخشی؟

604
00:53:17,903 --> 00:53:20,155
‫باید اجازه بدیم خوشبخت بشیم.

605
00:53:46,264 --> 00:53:47,474
‫متاسفم.

606
00:54:23,343 --> 00:54:25,011
‫واسه چی اومدی؟

607
00:54:27,389 --> 00:54:28,974
‫نمی‌خوای یه چیزی بهم بگی؟

608
00:54:31,601 --> 00:54:33,019
‫منظورت چیه؟

609
00:54:34,354 --> 00:54:36,273
‫پرسیدم نمی‌خوای چیزی بهم بگی؟

610
00:54:37,607 --> 00:54:39,901
‫انقدر مبهم صحبت نکن دیگه.

611
00:54:46,658 --> 00:54:48,785
‫چرا نمی‌گی بارداری؟

612
00:54:51,871 --> 00:54:55,492
‫چرا نگفتی این‌همه مدت حالت بد بود...

613
00:54:55,542 --> 00:54:57,043
‫چون باردار بودی؟

614
00:54:59,462 --> 00:55:01,456
‫اون روز که یهو مرخصی گرفتی،

615
00:55:01,506 --> 00:55:04,884
‫بی‌خبر از من تنهایی رفتی بیمارستان؟

616
00:55:08,138 --> 00:55:09,139
‫آره.

617
00:55:12,726 --> 00:55:15,937
‫کی می‌خواستی بهم بگی؟

618
00:55:17,105 --> 00:55:18,106
‫کی؟

619
00:55:20,358 --> 00:55:23,770
‫حداقل یه جوابی بده دیگه!

620
00:55:23,820 --> 00:55:25,739
‫واسه چی نگفتی؟

621
00:55:28,783 --> 00:55:32,287
‫چون هنوز سر زندگیم دودلم.

622
00:55:35,623 --> 00:55:38,326
‫دکتر یونگ، زندگی من و تو
‫هر لحظه ممکنه بهم بخوره.

623
00:55:38,376 --> 00:55:42,747
‫شاید تو از حس خودت بهم مطمئن باشی،
‫ولی زندگیت توی سئوله،

624
00:55:42,797 --> 00:55:45,375
‫توی همون درمونگاه شیک
‫سر تقاطع بانگ‌بانگه،

625
00:55:45,425 --> 00:55:47,752
‫که قراره توش دکتر سرشناسی بشی.

626
00:55:47,802 --> 00:55:51,631
‫زندگی من هم توی همین دهات نیم‌وجبیه.

627
00:55:51,681 --> 00:55:55,477
‫من اصلا نمی‌فهمم چطور ممکنه
‫راه ما به جدایی نکشه.

628
00:55:59,189 --> 00:56:01,691
‫واسه همین قایمش کرده بودی؟

629
00:56:05,278 --> 00:56:07,105
‫واقعا انقدر بهم بی‌اعتمادی؟

630
00:56:07,155 --> 00:56:09,282
‫موضوع اعتمادم به تو نیست.

631
00:56:10,825 --> 00:56:12,952
‫من به خودم اعتماد ندارم.

632
00:56:15,497 --> 00:56:16,915
‫خانم ایوم.

633
00:56:18,333 --> 00:56:21,378
‫من کلا مدلم اینطوریه...

634
00:56:24,464 --> 00:56:26,674
‫پس الکی خودت رو نگران من نکن.

635
00:56:29,677 --> 00:56:31,429
‫من زندگیم رو دارم.

636
00:56:57,288 --> 00:56:59,207
‫بیا. امتحان کن.

637
00:57:00,083 --> 00:57:01,251
‫- خوشمزه است.
‫- آره!

638
00:57:13,096 --> 00:57:15,014
‫خوب شده، نه؟ خوشمزه است.

639
00:57:20,770 --> 00:57:22,188
‫خیلی خوبه.

640
00:57:23,314 --> 00:57:24,891
‫چی خوبه؟

641
00:57:24,941 --> 00:57:27,610
‫اینکه اینجایی.

642
00:57:34,284 --> 00:57:35,326
‫خب...

643
00:57:37,120 --> 00:57:42,709
‫فردا می‌خوام سر مزار سون‌او برم.

644
00:57:44,294 --> 00:57:46,087
‫چون هنوز فرصت نکردم
‫باهاش خداحافظی کنم.

645
00:57:46,921 --> 00:57:48,173
‫آها...

646
00:57:48,882 --> 00:57:52,302
‫به نظرت می‌تونی باهام بیای؟

647
00:57:56,181 --> 00:58:00,518
‫حس می‌کنم اگه بیای...
‫می‌تونم سر خاکش برم.

648
00:59:05,500 --> 00:59:09,787
‫[کیم سون‌او]

649
00:59:09,837 --> 00:59:12,123
‫[زنده‌یاد کیم سون‌او، دوستی عزیز و مهربان،]

650
00:59:12,173 --> 00:59:14,042
‫[که روزی می‌توانست
‫پزشکی بزرگ و ارجمند شود.]

651
00:59:14,092 --> 00:59:18,221
‫[ورودی ۲۰۱۴ دانشکده پزشکی هانگوک]

652
00:59:37,073 --> 00:59:38,116
‫سون‌او.

653
00:59:46,749 --> 00:59:48,418
‫متاسفم سون‌او.

654
00:59:55,633 --> 00:59:57,552
‫ببخشید انقدر منتظر موندی.

655
01:00:54,317 --> 01:00:55,985
‫ازت ممنونم که...

656
01:00:59,864 --> 01:01:01,699
‫باهام تا سر خاک سون‌او اومدی.

657
01:01:03,868 --> 01:01:08,164
‫من از تو ممنونم.
‫که توی زندگیم موندی.

658
01:01:12,502 --> 01:01:15,880
‫گمونم اولین بار همین‌جا دیدمت.

659
01:01:17,465 --> 01:01:19,926
‫چطوری بودم؟ به دلت نشستم؟

660
01:01:21,844 --> 01:01:23,296
‫هوم...

661
01:01:23,346 --> 01:01:24,472
‫یه‌کم ترسناک بودی.

662
01:01:25,348 --> 01:01:27,550
‫چه بی‌شعوری.

663
01:01:27,600 --> 01:01:28,601
‫واقعا؟

664
01:01:33,731 --> 01:01:35,233
‫[مقامات اداری]

665
01:01:55,044 --> 01:01:58,423
‫[شهرستان یئوپونگ‌گون]

666
01:02:02,719 --> 01:02:05,088
‫از اداره بازرسی شهرستان یئوپونگ‌گون اومدیم.

667
01:02:05,138 --> 01:02:08,349
‫دست از کار بکشین
‫و با بازرسی ما همکاری کنین.

668
01:02:09,809 --> 01:02:12,804
‫دکتر جی‌اویی! اوضاع خرابه!

669
01:02:12,854 --> 01:02:16,816
‫همین الان بیا پایین درمونگاه!

670
01:02:21,404 --> 01:02:22,563
‫[ورود ممنوع]

671
01:02:22,613 --> 01:02:26,651
‫این‌ها پرونده‌های بیماره.
‫اجازه ندارین دست بزنین.

672
01:02:26,701 --> 01:02:29,028
‫ببخشید. ببخشیدا!

673
01:02:29,078 --> 01:02:30,488
‫ادامه بدین.

674
01:02:30,538 --> 01:02:32,165
‫این چه وضعشه؟

675
01:02:33,291 --> 01:02:36,411
‫مدارک ما نشون می‌ده درمانگاه شما
‫طرح غیرقانونی پورسانت‌گیری داره.

676
01:02:36,461 --> 01:02:38,421
‫چی می‌گین؟ پورسانت کجا بود؟

677
01:02:39,046 --> 01:02:42,125
‫گزارشات بازرسی داخلی نشون داده
‫که این درمانگاه...

678
01:02:42,175 --> 01:02:45,503
‫بابت تجویز داروهای شرکت داروسازی مانو،
‫از اون شرکت پورسانت گرفته.

679
01:02:45,553 --> 01:02:47,547
‫تحقیقات ادامه داره.

680
01:02:47,597 --> 01:02:50,299
‫در نتیجه، فعالیت‌های درمانگاه پیون‌دونگ،

681
01:02:50,349 --> 01:02:52,802
‫تا پایان تحقیقات به حالت تعلیق در میاد.

682
01:02:52,852 --> 01:02:54,312
‫دارین ما رو تعلیق می‌کنین؟

683
01:03:04,071 --> 01:03:05,606
‫الو؟

684
01:03:05,656 --> 01:03:07,442
‫به‌به، دکتر دو جی‌اویی.

685
01:03:07,492 --> 01:03:12,029
‫می‌خواستم ببینم جوابم بهت رسیده یا نه.

686
01:03:12,079 --> 01:03:18,461
‫امیدوارم از طعم اون سیستم
‫مزخرفی که گفتی، لذت ببری.

687
01:03:19,212 --> 01:03:22,248
‫این همون سیستمیه
‫که به یه کارمند دون‌پایه،

688
01:03:22,298 --> 01:03:24,792
‫یاد می‌ده با استاندار در نیفته، فهمیدی؟

689
01:03:24,842 --> 01:03:30,890
‫سیستمی که به سگ‌هاش یاد می‌ده
‫عواقب پارس کردن به صاحبشون چیه.

690
01:03:32,183 --> 01:03:33,768
‫پس خودت رو مایه عبرت نکن.

691
01:03:36,229 --> 01:03:38,147
‫مرتیکه پست‌فطرت.

692
01:03:46,113 --> 01:03:48,449
‫کو چانگ‌موک بی‌شرف!

693
01:03:54,622 --> 01:03:57,408
‫[همون قولی که به خودت دادی،]

694
01:03:57,458 --> 01:04:01,120
‫[که دیگه هیچ‌وقت خوشحال نباشی.]

695
01:04:01,170 --> 01:04:05,007
‫[قول بده زیرش بزنی.]

696
01:04:13,266 --> 01:04:16,477
‫[بهترین رامن اونیه که کنار تو بخورم.]

697
01:04:17,061 --> 01:04:20,481
‫[یکی که پشتم باشه؟]

698
01:04:25,486 --> 01:04:28,489
‫[من و هاری هم‌سنیم.]

699
01:04:32,118 --> 01:04:33,694
‫به زودی منتقل می‌شیم.

700
01:04:33,744 --> 01:04:36,072
‫دیگه وقتشه برگردی سر جای خودت.

701
01:04:36,122 --> 01:04:38,499
‫باید یه چیزی بهت بگم دکتر دو.

702
01:04:39,834 --> 01:04:41,035
‫آهای، آهای!

703
01:04:41,085 --> 01:04:43,788
‫اگه دستتون به وسایل اینجا بخوره،
‫یعنی دزدی کردین!

704
01:04:43,838 --> 01:04:46,165
‫به نظرم درمانگاه نباید تعطیل بشه.

705
01:04:46,215 --> 01:04:48,543
‫واسه همین یه راه‌حل پیدا کردم.

706
01:04:48,593 --> 01:04:50,920
‫به نظرم مشخصه دیگه.

707
01:04:50,970 --> 01:04:53,422
‫من بودم که این رو دزدیدم، پس...

708
01:04:53,472 --> 01:04:55,716
‫بخوای ادامه بدی برات بد می‌شه‌ها!

709
01:04:55,766 --> 01:04:57,935
‫حاضرم تا تهش بجنگم.

710
01:04:59,935 --> 01:05:09,935
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M