1
00:00:44,044 --> 00:00:46,796
‫[این سریال یک اثر داستانی است و
‫برخی صحنه‌ها با هوش مصنوعی ساخته شده‌اند.]

2
00:00:46,880 --> 00:00:48,965
‫[از بازیگران کودک و حیوانات،
‫در شرایط امن فیلمبرداری شده است.]

3
00:00:59,184 --> 00:01:01,352
‫[قسمت دوازدهم:]

4
00:01:01,394 --> 00:01:04,522
‫[قسمت دوازدهم: اگه فقط طاقت بیارم،]

5
00:01:04,564 --> 00:01:09,652
‫[قسمت دوازدهم: اگه فقط طاقت بیارم،
‫بالاخره همه‌چی درست می‌شه]

6
00:01:18,161 --> 00:01:19,788
‫خسته نباشین.

7
00:01:20,955 --> 00:01:22,373
‫ممنون.

8
00:01:22,457 --> 00:01:24,918
‫- خسته نباشین همگی.
‫- ممنون آقای پارک.

9
00:01:25,001 --> 00:01:29,130
‫ای بابا، انگار چند روزه
‫دست خالی رفت‌وآمد می‌کنین.

10
00:01:29,214 --> 00:01:32,300
‫خدا می‌دونه رفت‌وآمد به خشکی
‫اصلا کار آسونی نیست.

11
00:01:37,764 --> 00:01:42,143
‫[مرکز بهداشت عمومی]

12
00:01:43,143 --> 00:01:53,143
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

13
00:01:54,280 --> 00:01:56,199
‫[نزدیک نشوید]

14
00:02:15,468 --> 00:02:16,845
‫سلام آقای پارک.

15
00:02:16,928 --> 00:02:19,681
‫شما و بقیه فردا وقت دارین؟

16
00:02:20,807 --> 00:02:22,767
‫عه، چطور مگه؟

17
00:02:22,851 --> 00:02:25,436
‫حالا که مرکز تعطیله،
‫نمی‌شه همینطوری بی‌کار بشینین.

18
00:02:25,520 --> 00:02:27,272
‫باید به اهالی کمک کنین.

19
00:02:29,065 --> 00:02:30,066
‫چی؟

20
00:02:47,959 --> 00:02:50,211
‫عه، انگار داری جراحی می‌کنی.

21
00:02:50,295 --> 00:02:52,755
‫اگه واسه یه دونه صدف،
‫نیم ساعت وقت بذاری،

22
00:02:52,839 --> 00:02:54,716
‫کی قراره همه این‌ها رو باز کنیم؟

23
00:02:55,800 --> 00:02:59,470
‫آخه من جراحم.
‫واسه همین یه‌کم جزئی‌نگرم.

24
00:02:59,554 --> 00:03:01,931
‫حالا واسه ما سخنرانی نکن.

25
00:03:02,640 --> 00:03:06,060
‫یعنی واسه همین همه‌تون اینطوری کار می‌کنین؟

26
00:03:10,064 --> 00:03:11,274
‫ای بابا...

27
00:03:11,941 --> 00:03:14,152
‫من که هنوز تخصصم رو انتخاب نکردم.

28
00:03:16,571 --> 00:03:19,657
‫دکترهامون توی کارهای دیگه خوبن،
‫ولی این کار واقعا...

29
00:03:19,741 --> 00:03:23,411
‫واقعا باید برگردن
‫سر کاری که توش واردن.

30
00:03:23,494 --> 00:03:25,371
‫- آره خدایی.
‫- ای بابا...

31
00:03:25,872 --> 00:03:29,250
‫تخصص من که صدف پاک کردنه.

32
00:03:32,045 --> 00:03:33,046
‫ای بابا...

33
00:03:36,883 --> 00:03:39,260
‫ولی این استاندار عجب مارمولکیه.

34
00:03:39,928 --> 00:03:43,890
‫همه می‌دونن دکترهامون بی‌گناهن.

35
00:03:43,973 --> 00:03:46,851
‫الان می‌گی چیکار کنیم؟
‫بریم باهاش دعوا کنیم؟

36
00:03:47,977 --> 00:03:51,189
‫با همچین مارمولکی نباید شاخ‌به‌شاخ شد.

37
00:03:52,148 --> 00:03:53,942
‫برای کم کردن روی امثال این آدم...

38
00:03:56,110 --> 00:03:57,111
‫باید چیکار کنیم؟

39
00:04:01,574 --> 00:04:03,159
‫فقط باید مقاومت کرد.

40
00:04:03,243 --> 00:04:04,369
‫راست می‌گه.

41
00:04:04,452 --> 00:04:05,787
‫- دقیقا.
‫- راست می‌گی.

42
00:04:05,870 --> 00:04:07,997
‫- اینطوری روشون کم می‌شه.
‫- اوهوم.

43
00:04:08,081 --> 00:04:10,500
‫- درستش هم همینه.
‫- گل گفتی.

44
00:04:10,583 --> 00:04:12,502
‫آها... مقاومت کنیم؟

45
00:04:40,697 --> 00:04:41,864
‫الو؟

46
00:04:41,948 --> 00:04:43,366
‫دکتر یانگ...

47
00:04:44,784 --> 00:04:47,620
‫می‌شه یه لحظه بیای اینجا؟

48
00:04:47,704 --> 00:04:50,081
‫ها؟ چی شده ایوم؟

49
00:04:50,164 --> 00:04:55,420
‫دل‌درد دارم...
‫خیلی دلم درد می‌کنه...

50
00:04:55,503 --> 00:04:57,714
‫باشه، باشه!
‫الان خودم رو می‌رسونم!

51
00:05:19,694 --> 00:05:22,530
‫خانم ایوم، خانم ایوم...

52
00:05:26,284 --> 00:05:28,161
‫دستت رو می‌دی؟

53
00:05:38,588 --> 00:05:41,466
‫نبضت خیلی تنده.
‫دمای بدنت کلا افتاده.

54
00:05:41,549 --> 00:05:44,385
‫باید ببرمت بیمارستان.
‫الان به قایق اورژانس زنگ می‌زنم.

55
00:05:44,469 --> 00:05:46,846
‫یه‌کم صبر کنیم بعد بریم.

56
00:05:47,430 --> 00:05:48,848
‫چی؟

57
00:05:49,349 --> 00:05:54,062
‫اگه قایق اورژانس بگیریم،
‫همه نگران می‌شن.

58
00:05:54,729 --> 00:05:58,191
‫با اولین قایق معمولی می‌رم...

59
00:05:59,067 --> 00:06:00,860
‫که سروصدایی نشه.

60
00:06:01,444 --> 00:06:03,696
‫اینطوری خودت اذیت می‌شی خب!

61
00:06:03,780 --> 00:06:09,327
‫بمیرم هم برام فرقی نداره.

62
00:06:30,723 --> 00:06:32,433
‫اگه می‌خوای بمیری...

63
00:06:37,480 --> 00:06:39,148
‫من هم کنارت می‌میرم.

64
00:06:42,819 --> 00:06:43,986
‫باشه؟

65
00:06:50,034 --> 00:06:51,411
‫[مرکز بهداشت عمومی]
‫[تعطیل است]

66
00:06:51,494 --> 00:06:52,995
‫یا خدا!

67
00:06:56,958 --> 00:06:58,209
‫وای!

68
00:07:05,800 --> 00:07:06,801
‫دکتر جوچون چی؟

69
00:07:06,884 --> 00:07:09,220
‫انگار صبح زود زده بیرون.

70
00:07:09,303 --> 00:07:10,304
‫خدا می‌دونه.

71
00:07:10,388 --> 00:07:12,974
‫شاید جیم شده که صدف پاک نکنه.

72
00:07:13,057 --> 00:07:15,059
‫بیخیال بابا.
‫انقدر هم دیگه نامرد نیست.

73
00:07:16,310 --> 00:07:18,646
‫- آخه نمی‌شه.
‫- خوب هم می‌شه.

74
00:07:18,729 --> 00:07:20,106
‫من هم دلم می‌خواست فرار کنم.

75
00:07:20,731 --> 00:07:21,774
‫خودم هم همینطور.

76
00:07:21,858 --> 00:07:23,151
‫کو چانگ‌موک!

77
00:07:24,444 --> 00:07:27,447
‫کارت تمومه مرتیکه.
‫به چی زل زدی عوضی؟

78
00:07:28,281 --> 00:07:30,366
‫این یوم بیونگ‌چول نیست؟

79
00:07:30,450 --> 00:07:32,368
‫واسه من قیافه نگیر!

80
00:07:32,452 --> 00:07:33,953
‫انگار حالش خرابه.

81
00:07:34,036 --> 00:07:37,707
‫- کو چانگ‌موک، می‌کشمت!
‫- آره، انگار توی حال خودش نیست.

82
00:07:37,790 --> 00:07:39,959
‫میام سراغت، فهمیدی؟

83
00:07:40,835 --> 00:07:42,420
‫کثافت!

84
00:07:43,796 --> 00:07:46,007
‫با این وضع می‌خواد رانندگی کنه؟

85
00:07:46,090 --> 00:07:47,884
‫راست می‌گیا.

86
00:07:47,967 --> 00:07:50,261
‫وایستا، وایستا!

87
00:07:50,761 --> 00:07:52,722
‫یوم بیونگ‌چول، وایستا! صبر کن!

88
00:07:58,895 --> 00:07:59,979
‫یوم بیونگ‌چول!

89
00:08:00,062 --> 00:08:01,063
‫گندش بزنن...

90
00:08:03,149 --> 00:08:05,109
‫حالا چیکار کنیم؟

91
00:08:05,193 --> 00:08:06,277
‫چیکار کنیم؟

92
00:08:06,360 --> 00:08:08,613
‫- ای وای!
‫- عه، عه!

93
00:08:09,655 --> 00:08:11,240
‫اینجا درد داری؟

94
00:08:11,324 --> 00:08:12,992
‫پاهاش که انگار سالمه.

95
00:08:14,952 --> 00:08:17,079
‫ولی صورتش خونریزی شدید داره.

96
00:08:17,163 --> 00:08:19,290
‫باید ببریمش درمانگاه.

97
00:08:19,373 --> 00:08:22,835
‫داره وارد شوک می‌شه.

98
00:08:29,509 --> 00:08:30,885
‫بذار معاینه‌اش کنم.

99
00:08:34,013 --> 00:08:35,056
‫آقای یوم.

100
00:08:35,139 --> 00:08:37,183
‫- می‌دونی الان کجاییم؟
‫- آره.

101
00:08:37,266 --> 00:08:39,519
‫- یادته تصادف کردی؟
‫- آره.

102
00:08:42,021 --> 00:08:44,315
‫- چه خبره؟
‫- با موتور تصادف کرده. حالش خرابه.

103
00:08:44,398 --> 00:08:47,068
‫- باید زخمش رو بشوریم و بخیه بزنیم.
‫- نه، نمی‌شه.

104
00:08:47,151 --> 00:08:49,946
‫اگه دست به وسایل اینجا بزنین،
‫عملا دزدی محسوب می‌شه.

105
00:08:50,029 --> 00:08:51,781
‫باید منتظر قایق اورژانس بمونیم...

106
00:08:51,864 --> 00:08:53,115
‫اون‌موقع دیر می‌شه!

107
00:08:53,199 --> 00:08:56,494
‫اداره که این چیزها رو نمی‌فهمه!
‫برات دردسر می‌شه!

108
00:08:56,577 --> 00:08:59,413
‫حتی نه، ممکنه همه‌مون رو
‫با دستبند ببرن، فهمیدی؟

109
00:09:23,854 --> 00:09:24,855
‫ها؟

110
00:09:28,484 --> 00:09:30,069
‫خانم هاری!

111
00:09:30,695 --> 00:09:31,696
‫خاک بر سرم...

112
00:09:40,913 --> 00:09:42,248
‫چیکار می‌کنی؟

113
00:09:43,958 --> 00:09:46,085
‫من دزدی کردم. پس حالا...

114
00:09:47,962 --> 00:09:49,589
‫شما حواستون به درمان این باشه.

115
00:09:54,343 --> 00:09:55,886
‫وای هاری...

116
00:11:30,856 --> 00:11:32,817
‫چرا به خاطر من همچین خطری کردین؟

117
00:11:33,818 --> 00:11:36,362
‫شما که اصلا از من خوشتون نمیاد.

118
00:11:39,073 --> 00:11:40,616
‫لطفا دهنت رو باز نکن.

119
00:11:52,628 --> 00:11:53,963
‫عه...

120
00:11:54,046 --> 00:11:56,716
‫این سمت رو پانسمان کنیم درست می‌شه.

121
00:11:57,216 --> 00:11:58,718
‫آره، خوب شد.

122
00:11:59,760 --> 00:12:01,679
‫یه‌کم پماد بزنیم حله.

123
00:12:01,762 --> 00:12:03,764
‫جای دیگه‌ای هم درد داری؟

124
00:12:23,576 --> 00:12:26,620
‫[بیمارستان آسونگ، بخش زنان و زایمان]

125
00:12:30,499 --> 00:12:31,500
‫ایوم.

126
00:12:32,251 --> 00:12:33,461
‫حالت خوبه؟

127
00:12:34,211 --> 00:12:35,713
‫چی شد یهو؟

128
00:12:38,716 --> 00:12:40,468
‫توی قایق بیهوش شدی.

129
00:12:41,093 --> 00:12:42,261
‫عه...

130
00:12:43,262 --> 00:12:47,558
‫بارداری اکتوپیک بود،
‫واسه همین فورا عملت کردن.

131
00:12:49,935 --> 00:12:52,062
‫تقصیر خودت که نبود.

132
00:12:52,146 --> 00:12:57,109
‫بارداری اکتوپیک کلا...
‫یه چیزیه که خود به خود پیش میاد.

133
00:13:04,492 --> 00:13:08,537
‫چقدر من بدبختم.

134
00:13:10,331 --> 00:13:11,916
‫ایوم... ایوم...

135
00:13:13,375 --> 00:13:15,753
‫می‌دونی الان چی به خودم گفتم؟

136
00:13:19,465 --> 00:13:20,716
‫گفتم راحت شدم.

137
00:13:24,178 --> 00:13:28,182
‫خدا رو شکر که خود به خود راحت شدم.

138
00:13:32,520 --> 00:13:33,521
‫عه...

139
00:13:36,899 --> 00:13:40,528
‫هنوز توی شوکی، همه‌چی هم
‫خیلی یهویی اتفاق افتاد...

140
00:13:40,611 --> 00:13:42,863
‫می‌دونم تو هم خیالت راحت شد.

141
00:13:46,575 --> 00:13:48,202
‫منظورت چیه؟

142
00:13:48,285 --> 00:13:54,750
‫حتما ترسیده بودی که به خاطر این موضوع
‫نتونی به زندگی و آینده‌ات برسی.

143
00:13:56,752 --> 00:13:58,879
‫کارت شده بود آه و ناله کردن.

144
00:13:58,963 --> 00:14:02,049
‫قیافه‌ات یه جوری بود
‫انگار داری می‌ری کشتارگاه.

145
00:14:08,848 --> 00:14:10,933
‫راست می‌گی.

146
00:14:12,393 --> 00:14:14,270
‫راستش من هم ترسیده بودم.

147
00:14:15,855 --> 00:14:18,315
‫کلا بیست و شیش سالمه.

148
00:14:18,399 --> 00:14:21,569
‫یعنی باید بدون در نظر گرفتن هیچی،
‫فقط ذوق می‌کردم؟

149
00:14:22,069 --> 00:14:24,154
‫آره، ترسیده بودم. ولی...

150
00:14:28,242 --> 00:14:29,243
‫همچنان...

151
00:14:31,412 --> 00:14:33,455
‫اصلا خیالم راحت نشده.

152
00:14:37,793 --> 00:14:39,378
‫حتی الان...

153
00:14:39,461 --> 00:14:43,007
‫من صرفا نگران خودت و سلامتیتم.

154
00:14:44,925 --> 00:14:46,552
‫ولی می‌دونی چیه؟

155
00:14:49,096 --> 00:14:52,474
‫می‌فهمم که الان ناراحتی
‫و داری این حرف‌ها رو می‌زنی...

156
00:14:58,063 --> 00:15:00,274
‫ولی خواهشا این حرف‌های
‫بی‌رحمانه رو به من نسبت نده.

157
00:15:06,947 --> 00:15:08,365
‫چون اگه از این...

158
00:15:22,671 --> 00:15:24,840
‫اگه از این حرف‌ها بزنی...

159
00:15:26,884 --> 00:15:28,218
‫دل من هم می‌شکنه.

160
00:15:31,555 --> 00:15:33,933
‫می‌رم برات آب بیارم.

161
00:16:35,744 --> 00:16:37,746
‫یعنی چی ورود غیرمجاز داشتیم؟

162
00:16:37,830 --> 00:16:39,915
‫داشتیم جون یکی رو نجات می‌دادیم.

163
00:16:39,999 --> 00:16:43,377
‫خودتون که در جریانین،
‫مرکز بهداشت موقتا تعطیله.

164
00:16:43,460 --> 00:16:48,549
‫استفاده از خود درمانگاه، ورود غیرمجاز
‫و طبابت غیرقانونی محسوب می‌شه.

165
00:16:48,632 --> 00:16:51,051
‫یعنی باید به بیمار مصدوم محل نمی‌ذاشتیم؟

166
00:16:51,135 --> 00:16:53,721
‫ببینین، این موضوع
‫برای ما هم اذیت‌کننده است.

167
00:16:54,221 --> 00:16:56,640
‫ولی قانون قانونه،
‫دست من که نیست.

168
00:16:56,724 --> 00:17:00,144
‫اصلا چرا رفتین انقدر
‫آتیش معرکه رو زیاد کردین؟

169
00:17:01,478 --> 00:17:05,024
‫الان یه اشتباه کوچیک ممکنه
‫برای همه‌تون توبیخ ببُره.

170
00:17:05,107 --> 00:17:07,901
‫عه، در واقع من از روی...

171
00:17:07,985 --> 00:17:09,028
‫من بودم.

172
00:17:09,111 --> 00:17:10,529
‫کار من بود.

173
00:17:10,612 --> 00:17:12,656
‫- خانم هوانگ!
‫- بسه.

174
00:17:12,740 --> 00:17:15,659
‫- موضوع اینه که...
‫- من دزدی کردم.

175
00:17:16,285 --> 00:17:18,537
‫من کیف دارو و تجهیزات رو کش رفتم.

176
00:17:18,620 --> 00:17:21,623
‫این‌ها اصلا خبر نداشتن.
‫پس سوالت رو از من بپرس.

177
00:17:21,707 --> 00:17:24,418
‫اگه بابت همچین چیزی
‫توبیخ رسمی بخوری،

178
00:17:24,501 --> 00:17:26,378
‫آینده کاریت نابود می‌شه.

179
00:17:27,337 --> 00:17:28,547
‫هوف...

180
00:17:31,925 --> 00:17:34,845
‫کار من بود، خودم هم باید
‫مسئولیتش رو قبول کنم.

181
00:17:36,096 --> 00:17:39,266
‫بیست و پنج ساله کارم اینه.

182
00:17:39,349 --> 00:17:41,310
‫پس درستش اینه که
‫خودم مسئولیت قبول کنم.

183
00:17:41,393 --> 00:17:43,604
‫جای اینکه مثل احمق‌ها دست‌دست کنم،

184
00:17:43,687 --> 00:17:45,898
‫باید اون قفسه لامصب رو می‌شکستم.

185
00:17:45,981 --> 00:17:47,232
‫ببخشید.

186
00:17:47,316 --> 00:17:50,694
‫بی‌خیال، چرا عذرخواهی می‌کنی؟

187
00:17:50,778 --> 00:17:54,698
‫شرمنده‌ام دیگه. ببخشید.

188
00:17:55,365 --> 00:17:57,993
‫ببخشید نتونستم کمکی کنم.

189
00:17:59,495 --> 00:18:04,666
‫گفتم اگه مدارک تحویلی دکتر دو باشه،
‫استاندار قانع می‌شه.

190
00:18:06,001 --> 00:18:07,169
‫ولی استاندار...

191
00:18:08,796 --> 00:18:10,881
‫همه فساد مربوط به سکوی بالگرد رو...

192
00:18:12,382 --> 00:18:14,134
‫گردن یوم بیونگ‌چول انداخت.

193
00:18:16,220 --> 00:18:17,638
‫در حال حاضر...

194
00:18:18,222 --> 00:18:20,432
‫هیچ راهی جلوی استاندار نداریم.

195
00:18:22,768 --> 00:18:28,190
‫با این حال، من موافق نیستم
‫که درمانگاه تعطیل بمونه.

196
00:18:29,274 --> 00:18:31,193
‫واسه همین یه راه حلی پیدا کردم.

197
00:18:32,528 --> 00:18:34,321
‫این دوره با انتخابات پیش رو،

198
00:18:34,404 --> 00:18:37,574
‫دوره حساسی برای استاندار محسوب می‌شه.

199
00:18:37,658 --> 00:18:39,827
‫دلش نمی‌خواد با اهالی
‫پیون‌دونگ سرشاخ بشه،

200
00:18:39,910 --> 00:18:42,162
‫چون تک‌تک رای‌ها تعیین‌کننده است.

201
00:18:42,246 --> 00:18:46,750
‫الان هم صرفا داره از روی
‫عصبانیت و غرورش حرف می‌زنه.

202
00:18:46,834 --> 00:18:50,254
‫اصلا همین که به خاطر غرورش
‫جون مردم رو به خطر انداخته...

203
00:18:50,337 --> 00:18:53,507
‫من استاندار رو قانع می‌کنم
‫تا یه طرح ده ساله...

204
00:18:53,590 --> 00:18:56,385
‫برای ارتقای خدمات پزشکی
‫روستای پیون‌دونگ‌دو، اعلام کنه.

205
00:18:57,302 --> 00:18:59,221
‫شما هم توی کمپین
‫تبلیغاتیش کمکش کنین.

206
00:19:00,264 --> 00:19:03,767
‫من هم می‌گم وجود
‫درمانگاه پیون‌دونگ کاملا ضروریه.

207
00:19:03,851 --> 00:19:07,971
‫اون وقت اون هم در حالی که
‫وانمود می‌کنه بی‌میله، کوتاه میاد.

208
00:19:08,021 --> 00:19:10,566
‫- رئیس...
‫- دکتر دو، من درکت می‌کنم.

209
00:19:11,108 --> 00:19:14,528
‫ولی الان وقتش نیست
‫که بذاری غرورت برات تصمیم بگیره.

210
00:19:16,488 --> 00:19:21,243
‫پزشک که نباید بیمارهاش رو
‫از درمانگاه محروم کنه.

211
00:19:23,579 --> 00:19:24,580
‫من می‌کنم.

212
00:19:27,749 --> 00:19:29,501
‫حاضرم تا آخرش بجنگم.

213
00:19:31,211 --> 00:19:33,922
‫اگه الان تغییری ایجاد نکنیم،

214
00:19:34,006 --> 00:19:36,633
‫مردم جزیره‌نشین همچنان بابت
‫مریض شدن، عذاب وجدان می‌گیرن.

215
00:19:44,933 --> 00:19:46,727
‫روی تصمیمت فکر کن.

216
00:19:46,810 --> 00:19:48,145
‫منتظر جوابت می‌مونم.

217
00:19:50,647 --> 00:19:51,690
‫فعلا.

218
00:20:04,953 --> 00:20:07,039
‫به نظرم مشخصه دیگه.

219
00:20:10,125 --> 00:20:13,754
‫اهمیت ایجاد تغییر مثبت
‫توی سیستم رو می‌فهمم،

220
00:20:13,837 --> 00:20:17,382
‫ولی مگه وظیفه ما
‫درمان فوری بیماران نیست؟

221
00:20:17,466 --> 00:20:20,802
‫اگه الان تغییرش ندیم،
‫باز دوباره مردم جزیره الکی می‌میرن.

222
00:20:21,553 --> 00:20:23,388
‫مگه ما اصلا می‌تونیم کاری کنیم؟

223
00:20:25,349 --> 00:20:27,768
‫اگه واقعا مرکز رو تا ابد تعطیل کنن چی؟

224
00:20:34,816 --> 00:20:36,485
‫دکتر دو.

225
00:20:36,568 --> 00:20:39,279
‫مطمئنی این تصمیمت از سر غرور نیست؟

226
00:21:07,391 --> 00:21:11,687
‫آم، از دکتر چی‌یون ناراحت نشو.

227
00:21:14,273 --> 00:21:16,066
‫تقصیر منه.

228
00:21:19,027 --> 00:21:20,153
‫چی؟

229
00:21:23,323 --> 00:21:27,452
‫معلوم شد مشکل چشمم
‫جدی‌تر از این حرف‌هاست.

230
00:21:28,370 --> 00:21:31,873
‫نمی‌دونم دکتر چی‌یون از کجا فهمید،

231
00:21:32,749 --> 00:21:35,210
‫ولی برام وقت چشم‌پزشکی گرفت.

232
00:21:36,336 --> 00:21:37,462
‫ای بابا.

233
00:21:37,546 --> 00:21:42,384
‫از اونجا که هزینه عمل خیلی زیاده
‫و زمان زیادی هم می‌بره،

234
00:21:43,635 --> 00:21:47,180
‫پیش دکتر چی‌یون یه‌کم درد دل کردم...

235
00:21:49,516 --> 00:21:52,102
‫که اگه مرکز رو تعطیل کنن...

236
00:21:52,185 --> 00:21:53,770
‫هیچ راهی برای پرداخت
‫هزینه عمل چشمم ندارم.

237
00:21:56,690 --> 00:21:58,692
‫فکر کنم واسه همین اونطوری رفتار کرد.

238
00:21:58,775 --> 00:21:59,776
‫علتش اینه...

239
00:22:01,778 --> 00:22:04,865
‫وگرنه دکتر چی‌یون ترسو نیست.

240
00:22:05,657 --> 00:22:07,409
‫منم که...

241
00:22:09,119 --> 00:22:10,912
‫منم که بزدلم.

242
00:22:14,124 --> 00:22:18,045
‫در حالی که شما دارین این‌همه تلاش می‌کنین
‫تا یه چیزی رو عوض کنین،

243
00:22:19,254 --> 00:22:21,548
‫من با اینکه سنم بیشتره...

244
00:22:22,716 --> 00:22:26,219
‫فقط نگران خودمم.

245
00:22:29,639 --> 00:22:30,891
‫متاسفم خانم هوانگ.

246
00:22:32,476 --> 00:22:34,269
‫اینطوری نگو.

247
00:22:35,312 --> 00:22:37,898
‫الکی حالم رو خراب‌تر می‌کنی.

248
00:22:38,815 --> 00:22:40,567
‫عه...

249
00:22:41,443 --> 00:22:45,947
‫ای بابا...
‫طاقت آوردن توی این زندگی کلا سخته.

250
00:22:46,448 --> 00:22:47,532
‫سخته.

251
00:22:49,076 --> 00:22:50,243
‫مکافاته.

252
00:22:56,166 --> 00:22:57,250
‫من دیگه برم.

253
00:22:58,752 --> 00:23:00,712
‫ببخشید.

254
00:23:00,796 --> 00:23:02,047
‫ببخشید.

255
00:23:37,499 --> 00:23:41,753
‫[مرکز بهداشت عمومی]

256
00:23:54,683 --> 00:23:57,561
‫تو ته‌سیگارت رو انداختی جلوی مرکز بهداشت؟

257
00:23:58,687 --> 00:24:01,356
‫یوم بیونگ‌چول، یه لحظه وایستا.

258
00:24:01,440 --> 00:24:03,650
‫وایستا دیگه! وایستا، وایستا.

259
00:24:03,733 --> 00:24:06,278
‫چیه؟ ها؟ ها؟ چی می‌خوای؟

260
00:24:06,361 --> 00:24:09,197
‫بیمارستان چی گفت؟ استخونت شکسته؟

261
00:24:09,781 --> 00:24:12,242
‫به تو چه؟
‫داری دستم می‌ندازی؟

262
00:24:14,369 --> 00:24:16,163
‫وقتی گچ گرفتن یعنی شکستگی داری.

263
00:24:17,539 --> 00:24:20,459
‫اگه می‌خوای درست جوش بخوره،
‫اینطوری ول نگرد.

264
00:24:24,254 --> 00:24:26,339
‫پانسمانت رو هر روز
‫عوض می‌کنی دیگه، نه؟

265
00:24:31,970 --> 00:24:33,138
‫تموم شد؟

266
00:24:34,264 --> 00:24:35,265
‫چی؟

267
00:24:39,769 --> 00:24:43,607
‫الان من رو نگه داشتی،
‫که همین رو بهم بگی؟

268
00:24:53,241 --> 00:24:57,162
‫از خودت مواظبت کن.
‫زودتر خوب می‌شی.

269
00:25:02,501 --> 00:25:04,294
‫وایستا، وایستا، یه لحظه وایستا.

270
00:25:07,589 --> 00:25:09,216
‫بذار سوالم رو بپرسم.

271
00:25:10,217 --> 00:25:12,719
‫چرا من رو درمان کردی؟

272
00:25:13,220 --> 00:25:14,804
‫اصلا توی کتم نمی‌ره.

273
00:25:15,555 --> 00:25:20,227
‫همه این بلاهایی که سرت اومد،
‫به خاطر من بود.

274
00:25:22,437 --> 00:25:24,439
‫وقتی بحث درمان آدمه،

275
00:25:24,523 --> 00:25:27,067
‫مگه فرقی داره آدم خوبی باشه یا نه؟

276
00:25:30,487 --> 00:25:31,738
‫این چیزها برام مهم نیست.

277
00:25:33,281 --> 00:25:35,200
‫چون فقط جون آدم مهمه.

278
00:25:38,411 --> 00:25:41,039
‫باشه، باشه. فهمیدم، گرفتم.

279
00:25:42,165 --> 00:25:45,210
‫بیا. این رو بگیر.

280
00:25:47,003 --> 00:25:48,338
‫بگیر دیگه.

281
00:26:05,230 --> 00:26:07,107
‫این امروز چشه؟

282
00:26:07,857 --> 00:26:10,652
‫تمرکزش خیلی بالا رفته.

283
00:26:10,735 --> 00:26:13,572
‫خیلی سریع داره صدف پاک می‌کنه.

284
00:26:14,364 --> 00:26:16,866
‫اگه قرار بود بذاریم
‫همه رو اینطوری خراب کنه،

285
00:26:16,950 --> 00:26:18,743
‫خب اصلا جمعشون نمی‌کردیم،

286
00:26:18,827 --> 00:26:21,621
‫که مرغ‌های دریایی انقدر بخورن که بترکن!

287
00:26:23,582 --> 00:26:25,125
‫آم، دکتر دو جی‌اویی.

288
00:26:26,710 --> 00:26:28,837
‫اگه خسته‌ای می‌خوای
‫امروز استراحت کنی؟

289
00:26:29,421 --> 00:26:31,172
‫نه بابا. حالم خوبه.

290
00:26:37,345 --> 00:26:40,348
‫آم، دکتر دو،
‫یه استراحت کوتاه بریم؟

291
00:26:40,974 --> 00:26:43,393
‫- ها؟ چرا آخه؟
‫- بیا بریم.

292
00:26:43,893 --> 00:26:45,895
‫- آخه بقیه دارن کار می‌کنن.
‫- زود برمی‌گردیم.

293
00:26:45,979 --> 00:26:47,981
‫- برای ما که فرقی نمی‌کنه.
‫- ببرش زیاد استراحت کنه.

294
00:26:48,064 --> 00:26:51,151
‫- برو استراحت مفصل کن.
‫- نیومدی هم نیومدی.

295
00:26:52,944 --> 00:26:55,030
‫این‌ها رو باید دوباره بخیه زد.

296
00:26:56,114 --> 00:26:58,241
‫عملا پوره شده. پوره صدفه.

297
00:26:58,950 --> 00:27:00,619
‫چه خوبه.

298
00:27:05,165 --> 00:27:06,166
‫عه.

299
00:27:07,834 --> 00:27:10,879
‫عه، چی شد که یهو اومدیم
‫استراحت کنیم و رامن بخوریم؟

300
00:27:10,962 --> 00:27:12,172
‫همه منتظرن.

301
00:27:13,089 --> 00:27:15,759
‫باید غذای درست و حسابی بخوریم،

302
00:27:15,842 --> 00:27:18,595
‫تا توی کارمون بازدهی داشته باشیم.

303
00:27:21,306 --> 00:27:24,267
‫حالا چرا انقدر زیاده؟
‫مگه خودمون دو تا نبودیم؟

304
00:27:24,351 --> 00:27:25,685
‫اوهوم. چرا دیگه.

305
00:27:26,478 --> 00:27:29,314
‫دو تا واسه تو، دو تا واسه من.

306
00:27:29,397 --> 00:27:31,524
‫آها.

307
00:27:33,234 --> 00:27:34,235
‫مرسی.

308
00:27:34,319 --> 00:27:37,030
‫از آبش هم بریز.

309
00:27:38,573 --> 00:27:40,116
‫حالا بخوریم.

310
00:27:45,997 --> 00:27:46,998
‫هوم...

311
00:27:49,459 --> 00:27:50,460
‫هوم.

312
00:28:02,555 --> 00:28:03,556
‫دکتر دو.

313
00:28:05,141 --> 00:28:06,643
‫چی شده؟

314
00:28:08,061 --> 00:28:09,062
‫جان؟

315
00:28:10,647 --> 00:28:11,731
‫بگو دیگه.

316
00:28:15,068 --> 00:28:16,486
‫خب، راستش...

317
00:28:19,114 --> 00:28:22,784
‫می‌خوام توی کمپین انتخاباتی
‫به استاندار کمک کنم.

318
00:28:26,037 --> 00:28:30,583
‫پزشک که نباید بیمارهاش
‫رو از درمانگاه محروم کنه.

319
00:28:34,421 --> 00:28:36,881
‫فهمیدم. کار درستی می‌کنی.

320
00:28:38,425 --> 00:28:41,678
‫الان باید هر کاری لازمه بکنیم،
‫تا مرکز دوباره باز بشه.

321
00:28:41,761 --> 00:28:45,056
‫کمپین رو هم یه کاریش می‌کنیم.
‫کار درست همینه‌.

322
00:28:47,559 --> 00:28:49,227
‫- منظورم این نبود.
‫- هوم؟

323
00:28:52,063 --> 00:28:54,023
‫یه کاری می‌کنم تقاص پس بده.

324
00:28:56,025 --> 00:28:57,569
‫استاندار یوپونگ‌گون...

325
00:28:59,612 --> 00:29:01,030
‫قراره تاوان پس بده.

326
00:29:04,242 --> 00:29:06,369
‫هوم.

327
00:29:08,246 --> 00:29:15,211
‫چندی پیش، حادثه تلخی باعث
‫از دست رفتن جانی در پیون‌دونگ‌دو شد.

328
00:29:16,129 --> 00:29:21,259
‫با شنیدن این خبر، قلبم هزار تکه شد.

329
00:29:22,886 --> 00:29:27,557
‫نتونستم پای قولم بمونم
‫که نذارم مریض شدن توی این جزیره،

330
00:29:27,640 --> 00:29:30,143
‫دوباره حکم مرگ پیدا کنه.

331
00:29:30,769 --> 00:29:36,107
‫در همین سکوی بالگرد پیون‌دونگ‌دو،
‫جایی که خلبان جانش رو از دست داد،

332
00:29:36,191 --> 00:29:39,068
‫این قول رو بهتون می‌دم!

333
00:29:40,487 --> 00:29:41,780
‫اسم من کو چانگ‌موک نیست،

334
00:29:41,863 --> 00:29:44,491
‫اگه خدمات درمانی رو مدرن‌سازی نکنم،

335
00:29:44,574 --> 00:29:50,955
‫و همون خدماتی که ساکنان شهر
‫ازش بهره‌مند هستن رو...

336
00:29:51,039 --> 00:29:53,958
‫برای مردم اینجا نیارم!

337
00:29:57,337 --> 00:30:01,257
‫حتی پرسنل مرکز بهداشت پیون‌دونگ هم...

338
00:30:01,341 --> 00:30:03,885
‫در این راستا بهم کمک می‌کنن!

339
00:30:03,968 --> 00:30:05,637
‫[سکوی بالگرد اورژانس پزشکی]

340
00:30:19,651 --> 00:30:21,236
‫سلام به همه.

341
00:30:21,820 --> 00:30:26,074
‫بنده دو جی‌اویی هستم،
‫پزشک مرکز بهداشت پیون‌دونگم.

342
00:30:28,326 --> 00:30:30,745
‫طی مدتی که اینجا مشغول بودم،

343
00:30:31,579 --> 00:30:35,291
‫درک درستی از نیات استاندار پیدا کردم.

344
00:30:37,836 --> 00:30:40,088
‫اینکه وقتی بحث جان بیماران باشه...

345
00:30:42,590 --> 00:30:44,008
‫جناب استاندار کو چانگ‌موک...

346
00:30:45,802 --> 00:30:47,887
‫تره‌ای براش خرد نمی‌کنه.

347
00:30:50,014 --> 00:30:52,767
‫چی گفت؟ یعنی چی؟

348
00:30:55,395 --> 00:30:57,063
‫پروژه مدرن‌سازی درمانی یوپونگ،

349
00:30:57,146 --> 00:31:00,942
‫به بالاترین پیشنهاد برون‌سپاری می‌شه،

350
00:31:01,025 --> 00:31:03,528
‫تا منبع درآمد تپلی بشه.

351
00:31:03,611 --> 00:31:05,405
‫حسابی پول در میاریم...

352
00:31:05,488 --> 00:31:07,824
‫- این صدای استاندار نیست؟
‫- چرا، خودشه.

353
00:31:07,907 --> 00:31:10,535
‫آهای، چرا زل زدین؟
‫بکشیدش پایین.

354
00:31:10,618 --> 00:31:12,745
‫نذارین این چرت و پرت‌ها رو پخش کنه.

355
00:31:12,829 --> 00:31:13,830
‫اونچه که الان شنیدین...

356
00:31:13,913 --> 00:31:16,207
‫- مدرکیه که استاندار کو چانگ‌موک...
‫- بگیریدش!

357
00:31:16,291 --> 00:31:18,710
‫از پروژه مدرن‌سازی خدمات پزشکی...

358
00:31:18,793 --> 00:31:21,087
‫به عنوان پوششی برای
‫اختلاس بودجه استفاده کرده.

359
00:31:21,170 --> 00:31:23,631
‫- همه این‌ها واقعیه‌!
‫- گندش بزنن.

360
00:31:23,715 --> 00:31:25,717
‫چرا به این مزخرفات گوش می‌دین؟

361
00:31:25,800 --> 00:31:27,343
‫این ادعاها واقعیه؟

362
00:31:27,427 --> 00:31:29,220
‫- لطفا توضیح بدین!
‫- این دکتره کلا...

363
00:31:29,304 --> 00:31:31,931
‫یه تخته‌اش کمه بابا.
‫داروی اعصاب و روان می‌خوره.

364
00:31:32,015 --> 00:31:34,267
‫اصلا چرا باید به حرف‌های
‫یه آدم دیوانه گوش بدین؟

365
00:31:34,350 --> 00:31:36,394
‫چیزی که جان آدم‌ها رو
‫در جزیره نجات می‌ده،

366
00:31:37,729 --> 00:31:39,188
‫نه دکتری ماهر، بلکه سیستمی درستکاره.

367
00:31:40,481 --> 00:31:43,401
‫امکان دریافت خدمات درمانی مناسبه
‫که جان آدم‌ها رو نجات می‌ده.

368
00:31:44,777 --> 00:31:48,364
‫کسی هم که این سیستم رو نابود کرده،
‫شخص خود استاندار کو چانگ‌موکه.

369
00:31:56,205 --> 00:31:57,373
‫این چیه‌؟

370
00:31:57,957 --> 00:31:59,792
‫این...

371
00:32:01,628 --> 00:32:04,464
‫آتوهاییه که وقتی نوچه استاندار بودم،
‫ازش جمع کردم.

372
00:32:05,548 --> 00:32:08,092
‫تاریخچه حساب‌های شخصیش هم توشه.
‫چون بهش قول دادم...

373
00:32:08,176 --> 00:32:11,012
‫جزئیات خرج‌کردن بودجه‌های
‫غیرقانونی کمپینش رو جمع کنم.

374
00:32:11,888 --> 00:32:15,350
‫این کو چانگ‌موک بی‌شرف
‫نباید قسر در بره.

375
00:32:16,517 --> 00:32:18,353
‫اگه دست پلیس به این‌ها برسه...

376
00:32:20,021 --> 00:32:21,564
‫خودت هم توی دردسر میفتی.

377
00:32:21,648 --> 00:32:24,984
‫آره، باشه. اینطوری هم می‌شه بهش نگاه کرد.

378
00:32:25,985 --> 00:32:29,322
‫ولی وقتی دیدم شما
‫دکترها تا جایی پیش رفتین...

379
00:32:29,405 --> 00:32:34,285
‫که قفل کیف دارو رو بشکنین
‫تا یکی مثل من رو نجات بدین...

380
00:32:36,204 --> 00:32:41,167
‫فهمیدم که خاک توی سرم،
‫عجب زندگی خفت‌باری داشتم.

381
00:32:43,378 --> 00:32:47,799
‫بذار این کار رو بکنم،
‫که بتونم به خودم افتخار کنم.

382
00:32:48,758 --> 00:32:52,679
‫قبل از اینکه برین یه توضیحی بدین!

383
00:32:52,762 --> 00:32:54,764
‫خجالت نمی‌کشی راه استاندار رو می‌بندی؟

384
00:32:54,847 --> 00:32:55,974
‫- جلوش رو بگیرین!
‫- وایسا!

385
00:32:56,057 --> 00:32:57,976
‫- نذارین بره!
‫- جلوش رو بگیرین!

386
00:32:58,059 --> 00:32:59,686
‫- آهای!
‫- هل ندین!

387
00:32:59,769 --> 00:33:01,771
‫- آهای!
‫- جلوش رو بگیرین!

388
00:33:03,398 --> 00:33:06,067
‫- باید به ما پاسخگو باشین!
‫- برو کنار!

389
00:33:06,150 --> 00:33:07,318
‫یه کاری بکنین!

390
00:33:08,778 --> 00:33:12,281
‫هل ندین...

391
00:33:12,365 --> 00:33:13,950
‫ای وای!

392
00:33:14,033 --> 00:33:16,869
‫- گفتم هل ندین.
‫- چی شد؟ یهو زانو زد؟

393
00:33:16,953 --> 00:33:19,038
‫برین کنار. بذارین رد شم.

394
00:33:19,122 --> 00:33:22,208
‫بذارین معاینه‌اش کنم. ببخشید.

395
00:33:22,291 --> 00:33:24,502
‫زانوش آسیب دیده، نه؟ بذار ببینم.

396
00:33:24,585 --> 00:33:26,254
‫به پشت دراز بکش.

397
00:33:26,337 --> 00:33:28,131
‫چیزی نیست، آروم باش.

398
00:33:28,214 --> 00:33:30,717
‫لطفا نگهش دارین.

399
00:33:30,800 --> 00:33:32,677
‫کدوم پات آسیب دیده؟ این یکیه؟

400
00:33:33,678 --> 00:33:35,388
‫این یکی؟

401
00:33:35,471 --> 00:33:38,558
‫ای بابا. می‌شه آروم‌تر؟

402
00:33:39,392 --> 00:33:40,977
‫مواظب باش.

403
00:33:42,979 --> 00:33:45,189
‫پس قضیه اینه.

404
00:33:46,232 --> 00:33:48,192
‫انگار دررفتگی کشککه.

405
00:33:48,276 --> 00:33:49,485
‫دررفتگی؟

406
00:33:49,569 --> 00:33:50,570
‫چی داره می‌گه؟

407
00:33:50,653 --> 00:33:53,781
‫مگه دررفتگی کشکک فقط
‫واسه سگ‌ها نبود؟

408
00:33:54,365 --> 00:33:57,201
‫چند وقت پیش کشکک
‫زانوی دک‌گوی من هم در رفته بود.

409
00:33:57,285 --> 00:34:00,413
‫این بی‌شرف از سگ هم کمتره.

410
00:34:00,496 --> 00:34:04,250
‫ای بابا، یه کاری بکنین دیگه!

411
00:34:04,333 --> 00:34:06,544
‫متاسفانه الان از دستمون کاری ساخته نیست.

412
00:34:06,627 --> 00:34:09,255
‫طبق قانون نمی‌تونیم
‫توی درمانگاهی که تعلیق شده،

413
00:34:09,338 --> 00:34:10,548
‫خدمات پزشکی ارائه بدیم.

414
00:34:10,631 --> 00:34:13,134
‫ما هم کارمند دولتیم
‫و باید تابع سیستم باشیم.

415
00:34:13,217 --> 00:34:16,054
‫پس برین مرکز بهداشت رو باز کنین!

416
00:34:16,137 --> 00:34:17,597
‫بازش کنین دیگه!

417
00:34:17,680 --> 00:34:19,974
‫یعنی تعلیق رو لغو می‌کنین؟

418
00:34:20,058 --> 00:34:22,226
‫معلومه که لغو می‌کنم!

419
00:34:22,310 --> 00:34:24,020
‫پام داره از درد می‌ترکه!

420
00:34:24,103 --> 00:34:26,230
‫- ای وای!
‫- لطفا ببریدش مرکز.

421
00:34:26,314 --> 00:34:28,274
‫- بلندش کنین.
‫- هی!

422
00:34:28,357 --> 00:34:29,650
‫آروم‌تر.

423
00:34:31,235 --> 00:34:33,196
‫- مواظب باش!
‫- هی!

424
00:34:33,279 --> 00:34:35,406
‫لطفا راه رو باز کنین!

425
00:34:35,490 --> 00:34:37,658
‫ای بابا، برو کنار دیگه!

426
00:34:43,664 --> 00:34:46,834
‫[مرکز بهداشت عمومی]

427
00:34:46,918 --> 00:34:50,171
‫آهای، می‌گم آروم!

428
00:34:53,549 --> 00:34:55,134
‫مواظب باش.

429
00:34:55,218 --> 00:34:58,513
‫ای وای... گندت بزنن.

430
00:34:58,596 --> 00:35:03,684
‫تا لحظه آخر من رو شرمنده کردی، دکتر دو.

431
00:35:05,520 --> 00:35:07,355
‫ظاهرا خیلی وقت بود فراموش کرده بودم...

432
00:35:08,648 --> 00:35:11,734
‫که من هم دکترم.

433
00:35:14,070 --> 00:35:18,241
‫از الان دوباره پاش می‌جنگم،
‫تا دیگه توی خفت زندگی نکنم.

434
00:35:55,820 --> 00:35:57,071
‫خاله.

435
00:36:02,160 --> 00:36:03,202
‫کجاست پس؟

436
00:36:03,286 --> 00:36:05,872
‫خودش هی زنگ می‌زد بیا اینجا.

437
00:36:05,955 --> 00:36:08,291
‫ای بابا، این چه شلخته‌بازی‌ایه.

438
00:36:10,168 --> 00:36:12,336
‫این‌ها دیگه چیه؟

439
00:36:12,420 --> 00:36:14,630
‫خودتون گفتین تمیزشون کنم.

440
00:36:14,714 --> 00:36:16,924
‫از دست تو، داری سکته‌ام می‌دی.

441
00:36:17,008 --> 00:36:18,467
‫خاله.

442
00:36:18,551 --> 00:36:19,969
‫خانم جونگ‌سون، اومدی؟

443
00:36:20,052 --> 00:36:23,514
‫بی‌زحمت بیا دکتر رو با خودت ببر.

444
00:36:25,516 --> 00:36:29,145
‫این رو بگیرین هر کاری
‫دوست دارین باهاش بکنین.

445
00:36:29,228 --> 00:36:32,773
‫بهش یاد بده چطوری سوپ
‫جلبک و صدف درست کنه و بخوره.

446
00:36:32,857 --> 00:36:34,317
‫چه خبر شده؟

447
00:36:36,152 --> 00:36:38,738
‫ازم خواست یادش بدم
‫سوپ جلبک و صدف درست کنه،

448
00:36:38,821 --> 00:36:41,282
‫من هم گفتم تمیزشون کنه.

449
00:36:41,365 --> 00:36:43,367
‫خودت نگاه کن.

450
00:36:43,451 --> 00:36:45,786
‫این بلا رو سر صدف آورده.

451
00:36:45,870 --> 00:36:47,371
‫ای بابا...

452
00:36:47,455 --> 00:36:49,457
‫خودتون گفتین تمیز کنم دیگه.

453
00:36:49,540 --> 00:36:51,250
‫چقدر هم استعداد داره.

454
00:36:51,334 --> 00:36:52,877
‫می‌بینی چه دکتر با استعدادیه؟

455
00:36:53,878 --> 00:36:57,048
‫تو واقعا نوبر همه خنگ‌هایی!

456
00:37:01,510 --> 00:37:05,932
‫[با بهترین آرزوها برای سال نو]

457
00:37:09,018 --> 00:37:11,437
‫تازه اونجا رو تی کشیدم.
‫اگه همینطوری آب بریزی...

458
00:37:11,520 --> 00:37:12,897
‫- واقعا شرمنده‌ام!
‫- آخه...

459
00:37:12,980 --> 00:37:15,650
‫- برو کنار.
‫- دکتر جوچون!

460
00:37:15,733 --> 00:37:18,110
‫ببخشید!

461
00:37:29,413 --> 00:37:36,087
‫[مرکز بهداشت عمومی پیون‌دونگ]

462
00:37:39,298 --> 00:37:40,341
‫عالی شد.

463
00:37:43,094 --> 00:37:46,013
‫دکتر هیون، درست تمیز کن.
‫این‌همه لکه آب جا مونده.

464
00:37:46,097 --> 00:37:48,349
‫اصلا عقلت به کارهای
‫معمولی قد نمی‌ده.

465
00:37:49,558 --> 00:37:51,060
‫شاید عقلم قد نده،

466
00:37:53,562 --> 00:37:55,356
‫ولی قیافه خوبی دارم.

467
00:37:59,443 --> 00:38:00,444
‫ای بابا!

468
00:38:03,698 --> 00:38:04,949
‫ممنون.

469
00:38:05,032 --> 00:38:06,117
‫چی؟

470
00:38:07,618 --> 00:38:10,955
‫بابت کمکی که به خانم شین‌هه کردی
‫ازت تشکر کردم.

471
00:38:13,291 --> 00:38:18,296
‫لازمه یادآوری کنم من خیلی بیشتر
‫خانم شین‌هه رو می‌شناسم؟

472
00:38:22,717 --> 00:38:25,803
‫اخبار شروع شد! بیاین!

473
00:38:26,637 --> 00:38:27,638
‫زود باشین!

474
00:38:27,722 --> 00:38:30,891
‫استاندار کو چانگ‌موک
‫به اتهام اختلاس بودجه...

475
00:38:30,975 --> 00:38:34,395
‫برای ساخت‌وساز مدرن‌سازی
‫درمانی در یوپونگ‌گون، دستگیر شد.

476
00:38:34,478 --> 00:38:37,982
‫نگاه کن. یه جوری داره
‫میاد بیرون انگار لب گوره.

477
00:38:38,065 --> 00:38:39,567
‫ویلچرش رو نگاه کن.

478
00:38:39,650 --> 00:38:42,570
‫اطمینان دارند که می‌توانند
‫اتهامات را اثبات کنند.

479
00:38:42,653 --> 00:38:46,365
‫طبق اظهارات چوی هیانگ‌می،
‫مدیر خدمات مراقبتی یوپونگ‌گون،

480
00:38:46,449 --> 00:38:48,451
‫دادستانی توانست تایید کند...

481
00:38:48,534 --> 00:38:52,079
‫چه خوبه سال رو با همچین
‫خبر دلگرم‌کننده‌ای شروع کنیم.

482
00:38:52,163 --> 00:38:54,915
‫خیلی هم دلگرم‌کننده بود.
‫من که کیف کردم.

483
00:38:54,999 --> 00:38:59,462
‫با طرح مدرن‌سازی خود،
‫استانداری برجسته باشد که...

484
00:38:59,545 --> 00:39:01,464
‫دیگه قطعش کن بره.

485
00:39:01,547 --> 00:39:03,299
‫خاموشش کن.

486
00:39:04,133 --> 00:39:06,886
‫خانم هوانگ، عملت کیه؟

487
00:39:08,429 --> 00:39:09,555
‫هفته دیگه است.

488
00:39:11,015 --> 00:39:15,061
‫چطوری همه‌چی رو قایم کردی
‫و تنهایی انقدر زجر کشیدی؟

489
00:39:15,144 --> 00:39:17,063
‫بعد به من می‌گفتی بهت تکیه کنم؟

490
00:39:19,357 --> 00:39:21,400
‫ببخشید دیگه.

491
00:39:23,903 --> 00:39:28,240
‫ولی ظاهرا مریض بودن بی‌فایده هم نبود.

492
00:39:28,324 --> 00:39:30,659
‫- بی‌فایده نبود؟
‫- نه.

493
00:39:30,743 --> 00:39:36,791
‫قبلا نمی‌دونستم، ولی فهمیدم
‫کل پیون‌دونگ‌دو هوام رو داشتن.

494
00:39:36,874 --> 00:39:40,044
‫وقتی این رو فهمیدم،
‫دیگه از هیچ‌چیزی نترسیدم.

495
00:39:40,920 --> 00:39:42,171
‫هوم.

496
00:39:46,050 --> 00:39:47,343
‫خانم هوانگ.

497
00:39:48,427 --> 00:39:50,262
‫- خب...
‫- هوم؟

498
00:39:52,223 --> 00:39:53,265
‫من...

499
00:39:54,392 --> 00:39:57,853
‫همگی بیاین بیرون.

500
00:39:58,896 --> 00:40:00,106
‫بالاخره رسید!

501
00:40:00,731 --> 00:40:02,400
‫ای جان!

502
00:40:02,483 --> 00:40:04,151
‫لباس گرم بپوشین!

503
00:40:04,235 --> 00:40:05,736
‫- بیرون خیلی سرده.
‫- کاپشن بردار.

504
00:40:05,820 --> 00:40:07,446
‫دکتر دو، کتت رو بپوش.

505
00:40:09,782 --> 00:40:11,492
‫- بذار کمکت کنم.
‫- بیاین بیرون.

506
00:40:12,993 --> 00:40:16,288
‫[تحویل بار]

507
00:40:16,372 --> 00:40:19,166
‫- سنگینه.
‫- مشکلی نیست.

508
00:40:19,250 --> 00:40:21,669
‫دستگاه ایکس‌ری و سونوگرافی جدید گرفتیم،

509
00:40:21,752 --> 00:40:24,046
‫دستگاه قند خون و فشارسنج
‫داغونمون رو هم...

510
00:40:24,130 --> 00:40:26,549
‫با این مدل جدیده عوض می‌کنیم.

511
00:40:26,632 --> 00:40:29,301
‫کلی تجهیزات طب سوزنی هم سفارش دادیم.

512
00:40:29,385 --> 00:40:32,680
‫بس که غر زدی
‫«سوزن‌ها رو از جیب خودم خریدم.»

513
00:40:32,763 --> 00:40:35,307
‫ولی شاید زیاد فرصت نشه
‫که ازشون استفاده کنیم،

514
00:40:35,391 --> 00:40:36,892
‫چون داریم منتقل می‌شیم.

515
00:40:44,733 --> 00:40:46,026
‫عه، ببخشید.

516
00:40:46,110 --> 00:40:47,695
‫نباید می‌گفتم.

517
00:40:49,196 --> 00:40:51,282
‫نه بابا.

518
00:40:51,365 --> 00:40:54,076
‫اگه بذاریمشون اینجا،
‫بقیه ازشون استفاده می‌کنن.

519
00:40:54,160 --> 00:40:56,996
‫مشکلی نیست. جابه‌جاشون کنیم.

520
00:40:57,079 --> 00:40:58,080
‫ببرش.

521
00:41:00,458 --> 00:41:01,792
‫- یکی دیگه بده.
‫- باشه.

522
00:41:03,043 --> 00:41:06,672
‫ای خدا. زمان چه زود می‌گذره.

523
00:41:06,755 --> 00:41:09,300
‫باورم نمی‌شه دیگه
‫وقت رفتن دکترها رسیده.

524
00:41:09,383 --> 00:41:12,553
‫- واقعا.
‫- راستش اوایلی که اومده بودم اینجا،

525
00:41:12,636 --> 00:41:15,681
‫با خودم می‌گفتم فقط یه سال
‫دووم بیار، بعدش برو زندگی کن.

526
00:41:16,932 --> 00:41:18,517
‫ولی نظرم عوض شد.

527
00:41:19,685 --> 00:41:25,065
‫الان دیگه زندگیم اینجاست.
‫آقای پارک عین بابامه و همه خانواده‌ایم.

528
00:41:25,149 --> 00:41:28,736
‫ای جان، یعنی من دکتر بار آوردم؟!

529
00:41:28,819 --> 00:41:32,114
‫عجب افتخاری!

530
00:41:32,198 --> 00:41:33,449
‫لیوانت رو بیار.

531
00:41:33,532 --> 00:41:34,742
‫برای من هم بریز.

532
00:41:35,326 --> 00:41:38,579
‫خیلى ممنون که این‌همه مدت
‫پا به پای ما اومدین و دووم آوردین.

533
00:41:40,164 --> 00:41:44,710
‫- دست همگی درد نکنه.
‫- ممنونم ازتون، واقعا می‌گم.

534
00:41:45,294 --> 00:41:50,841
‫اولش وقتی گفتین...
‫باید مقاومت کنیم، اصلا خوشم نیومد.

535
00:41:52,176 --> 00:41:54,053
‫انگار داشتین می‌گفتین...

536
00:41:54,136 --> 00:41:56,639
‫قبل اینکه حتی شروع کنیم، جا بزنیم.

537
00:41:58,182 --> 00:41:59,558
‫ولی بعد از اینکه دووم آوردم،

538
00:42:00,559 --> 00:42:02,686
‫فهمیدم قدرتمندترین کاری که می‌شه کرد،

539
00:42:03,395 --> 00:42:04,939
‫اینه که تا آخرش بمونیم.

540
00:42:07,191 --> 00:42:10,861
‫سر جاهامون وایستیم و مقاومت کنیم.

541
00:42:11,654 --> 00:42:12,655
‫هوم.

542
00:42:13,239 --> 00:42:14,365
‫آره.

543
00:42:15,032 --> 00:42:17,409
‫حالا که تا اینجا اومدیم، پس ما قوی‌ترینیم.

544
00:42:17,493 --> 00:42:19,495
‫گل گفتی!

545
00:42:21,872 --> 00:42:22,873
‫ای وای! اون چیه‌؟

546
00:42:22,957 --> 00:42:24,083
‫راه رو باز کنین!

547
00:42:24,166 --> 00:42:25,251
‫قایق وارد بندر شده.

548
00:42:25,334 --> 00:42:27,253
‫بفرمایید.

549
00:42:29,672 --> 00:42:32,508
‫بچه‌های انجمن جوانان
‫وقتی شنیدن دارین می‌رین،

550
00:42:32,591 --> 00:42:35,177
‫رفتن این‌ها رو جمع کردن.

551
00:42:35,761 --> 00:42:38,597
‫گفتن باید کلی غذای
‫خوشمزه به خوردتون بدیم،

552
00:42:38,681 --> 00:42:41,976
‫تا هروقت یادش افتادین،
‫چاره‌ای جز برگشتن نداشته باشین.

553
00:42:42,059 --> 00:42:48,315
‫خب حالا، به افتخار همگی
‫و به امید روزی که دوباره همدیگه رو ببینیم.

554
00:42:49,567 --> 00:42:51,360
‫امروز تا می‌تونین دلی از عزاداری دربیارین.

555
00:42:51,443 --> 00:42:54,905
‫فقط غذاهای خوشمزه بخورین.

556
00:43:07,960 --> 00:43:09,878
‫مثل اینکه امروز روز آخرته.

557
00:43:11,171 --> 00:43:12,423
‫درسته.

558
00:43:12,506 --> 00:43:15,217
‫وقتی برگشتی تخصصت رو انتخاب می‌کنی؟

559
00:43:15,301 --> 00:43:16,677
‫آخرش تصمیمت چی شد؟

560
00:43:18,554 --> 00:43:20,014
‫فعلا نمی‌دونم.

561
00:43:21,140 --> 00:43:24,435
‫می‌خوام یه‌کم زمان بدم به خودم
‫تا بفهمم اصلا چه جور پزشکی هستم.

562
00:43:26,520 --> 00:43:27,896
‫راستی، این‌ها چیه‌؟

563
00:43:29,315 --> 00:43:30,691
‫مریض‌ها دادن.

564
00:43:30,774 --> 00:43:32,901
‫می‌خوای همه‌ رو با خودت ببری؟

565
00:43:34,028 --> 00:43:35,154
‫آره.

566
00:43:37,239 --> 00:43:39,366
‫ولی بار اضافه می‌خوری‌ها.

567
00:43:39,450 --> 00:43:41,160
‫مگه از این چیزها خوشت می‌اومد؟

568
00:43:41,243 --> 00:43:45,706
‫بدت نمی‌اومد قاطی مردم بشی؟

569
00:43:46,874 --> 00:43:49,126
‫امتحان کردم دیدم خوشم میاد.

570
00:43:52,921 --> 00:43:57,676
‫اگه وقتی برگشتی سئول دلت واسه
‫این‌همه محبت و شلوغی تنگ شد،

571
00:43:57,760 --> 00:44:00,095
‫همیشه می‌تونی
‫بیای پیون‌دونگ‌دو و لذت ببری.

572
00:44:03,057 --> 00:44:04,058
‫نمی‌دونم.

573
00:44:04,892 --> 00:44:06,602
‫فکر نکنم بتونم برگردم.

574
00:44:07,478 --> 00:44:08,479
‫هوم؟

575
00:44:10,564 --> 00:44:11,732
‫من هنوز...

576
00:44:16,779 --> 00:44:17,780
‫آها.

577
00:44:20,032 --> 00:44:21,033
‫ببخشید.

578
00:44:24,870 --> 00:44:26,872
‫باز هم که زود قضاوتم کردی.

579
00:44:26,955 --> 00:44:28,248
‫هوم؟

580
00:44:28,332 --> 00:44:30,959
‫منظورم این بود که هنوز
‫کلی درس دارم بخونم.

581
00:44:31,043 --> 00:44:32,920
‫تخصصم رو هم باید انتخاب کنم.

582
00:44:33,921 --> 00:44:35,255
‫آها.

583
00:44:35,339 --> 00:44:36,632
‫فهمیدم.

584
00:44:39,009 --> 00:44:40,344
‫ولی میام سر می‌زنم.

585
00:44:49,228 --> 00:44:50,562
‫ممنونم.

586
00:44:56,485 --> 00:44:57,820
‫من ممنونم.

587
00:45:10,874 --> 00:45:11,875
‫بگو آ.

588
00:45:12,835 --> 00:45:14,044
‫داغه‌ها.

589
00:45:18,549 --> 00:45:20,050
‫خوشمزه شده.

590
00:45:21,844 --> 00:45:25,013
‫گفتم قبل اینکه بری
‫یه لقمه غذا بهت بدم.

591
00:45:26,098 --> 00:45:30,060
‫تو هم مثل بقیه شهری‌ها
‫گوشت دوست داری، پس خوب بخور.

592
00:45:35,566 --> 00:45:36,900
‫فکر می‌کردم...

593
00:45:38,402 --> 00:45:41,488
‫قرار نیست دووم بیاریم.

594
00:45:43,198 --> 00:45:47,661
‫همه‌اش دنبال دلیل بودم که
‫ثابت کنم ازم زده می‌شی.

595
00:45:48,579 --> 00:45:52,541
‫انگار می‌خواستم ضربه‌ای که حس می‌کردم
‫قراره بخورم رو آسون کنم.

596
00:45:56,253 --> 00:46:00,799
‫داشتم خودم رو از قبل
‫برای یه جدایی احتمالی آماده می‌کردم.

597
00:46:01,925 --> 00:46:04,011
‫فقط که زیاد اذیت نشم.

598
00:46:12,311 --> 00:46:17,608
‫ولی بعد از دیدن صدف‌هایی که تمیز کردی،
‫دیگه نمی‌شه این واقعیت رو انکار کرد...

599
00:46:23,280 --> 00:46:29,453
‫که تو واقعا دیوونه منی،
‫من هم واقعا کشته‌مرده‌تم.

600
00:46:35,834 --> 00:46:37,753
‫تازه الان فهمیدی؟

601
00:46:41,715 --> 00:46:47,513
‫خواستم بگم، مجبور نیستی تنها بمونی.

602
00:46:52,434 --> 00:46:53,560
‫چی؟

603
00:46:54,353 --> 00:46:58,273
‫شنیدم یه بیمارستان نزدیک
‫چهارراه بانگ‌بانگ دنبال پرستار می‌گرده،

604
00:46:58,357 --> 00:47:00,108
‫من هم رزومه‌ام رو فرستادم.

605
00:47:01,109 --> 00:47:04,154
‫همونطور که تو ناگهانی
‫وارد زندگی من اینجا شدی،

606
00:47:04,238 --> 00:47:07,616
‫من هم می‌خوام ناگهانی
‫وارد زندگی تو اون‌ور بشم.

607
00:47:12,329 --> 00:47:13,330
‫ایوم.

608
00:47:24,383 --> 00:47:25,384
‫خانم هاری.

609
00:47:27,010 --> 00:47:28,178
‫یعنی باید بگم...

610
00:47:32,099 --> 00:47:33,100
‫هاری.

611
00:47:36,103 --> 00:47:40,065
‫تقریبا یک سال از وقتی اومدی اینجا می‌گذره.

612
00:47:40,148 --> 00:47:42,484
‫هوم. آره.

613
00:47:44,695 --> 00:47:46,071
‫ای بابا.

614
00:47:46,154 --> 00:47:48,407
‫دیگه وقتشه برگردی سر جای خودت.

615
00:47:50,993 --> 00:47:54,746
‫خیلی دوست داشتم بمونی،

616
00:47:55,873 --> 00:48:01,128
‫ولی مگه آرزوت این نبود
‫آدم‌ها رو توی اتاق عمل نجات بدی؟

617
00:48:02,212 --> 00:48:04,548
‫مادربزرگت حتی وقتی وارد دانشگاه شدی،

618
00:48:04,631 --> 00:48:07,050
‫کل همسایه‌ها رو نذری داد.

619
00:48:08,051 --> 00:48:10,095
‫- خاله، ولی من هنوز...
‫- آره، می‌دونم.

620
00:48:11,054 --> 00:48:12,598
‫می‌دونم.

621
00:48:15,267 --> 00:48:16,602
‫ولی واقعا فکر می‌کنی...

622
00:48:17,561 --> 00:48:19,271
‫اگه اینجا بمونی...

623
00:48:20,272 --> 00:48:22,608
‫می‌تونی فراموشش کنی؟

624
00:48:24,860 --> 00:48:27,154
‫با دردش کنار میای؟

625
00:48:30,157 --> 00:48:32,534
‫کاریه که باید انجام بدی.

626
00:48:33,785 --> 00:48:37,497
‫در همین حین منتظر بمونی
‫که غم و غصه‌هات فراموش شه.

627
00:48:41,585 --> 00:48:45,714
‫اصلا واسه همین دکتر دو
‫انقدر قشقرق به پا کرده بود.

628
00:48:45,797 --> 00:48:47,257
‫دکتر دو؟

629
00:48:48,175 --> 00:48:49,468
‫مگه چیکار کرد؟

630
00:48:50,218 --> 00:48:53,430
‫ابلاغیه انتصاب مجددش رو گرفته.

631
00:48:53,513 --> 00:48:56,224
‫ولی هر روز توی بخش‌داری
‫داره اعتراض می‌کنه،

632
00:48:56,308 --> 00:48:57,726
‫تا بتونه همین‌جا بمونه.

633
00:48:57,809 --> 00:48:59,853
‫ای وای.

634
00:48:59,937 --> 00:49:01,688
‫ولی طبق میلش پیش نمی‌ره.

635
00:49:01,772 --> 00:49:04,274
‫مگه کارمند دولت چاره‌ای
‫جز اطاعت از دستورات داره؟

636
00:49:07,235 --> 00:49:11,823
‫یعنی دیگه وقتشه که...
‫جفتتون از جزیره برین.

637
00:49:24,670 --> 00:49:26,672
‫ما همه توی جزیره‌های خودمون...

638
00:49:29,091 --> 00:49:31,051
‫منتظر این بهاریم.

639
00:50:01,289 --> 00:50:03,250
‫[هاری، نوه عزیزم]

640
00:50:07,212 --> 00:50:09,256
‫[آلبوم‌های اصلی، عکس‌های اخیر]

641
00:50:40,078 --> 00:50:41,663
‫اگه آماده‌ای، بیا این‌ور.

642
00:50:41,747 --> 00:50:43,331
‫باشه، اومدم.

643
00:50:43,415 --> 00:50:45,375
‫ای وای.

644
00:50:48,628 --> 00:50:50,297
‫لطفا عکس خوبی بشه‌ها.

645
00:50:50,380 --> 00:50:52,132
‫بالاخره عکس آخرمه.

646
00:50:57,804 --> 00:50:59,973
‫[مادربزرگ، امروز زیاد به خودت فشار نیار]

647
00:51:00,057 --> 00:51:02,184
‫[داروهات هم یادت نره!]

648
00:51:02,768 --> 00:51:06,104
‫ولی چرا تنها اومدی همچین عکسی بگیری؟

649
00:51:06,188 --> 00:51:07,647
‫مگه کسی رو نداری؟

650
00:51:07,731 --> 00:51:09,816
‫معلومه که دارم.

651
00:51:09,900 --> 00:51:14,404
‫یه نوه خوشگل و باهوش دارم
‫که قلبش از طلاست.

652
00:51:14,488 --> 00:51:16,156
‫پس باید با هم می‌اومدین.

653
00:51:16,239 --> 00:51:17,783
‫تنهایی که خیلی دلگیره.

654
00:51:18,366 --> 00:51:24,372
‫چرا برای عکس آخرم اون رو می‌آوردم
‫و حالش رو خراب می‌کردم؟

655
00:51:25,707 --> 00:51:29,628
‫دخترم فقط باید
‫عکس‌های خندونم رو ببینه.

656
00:51:29,711 --> 00:51:32,422
‫نیازی نیست همچین عکسی رو ببینه.

657
00:51:32,506 --> 00:51:34,382
‫اگه بعدا بفهمه تنهایی اینجا بودی،

658
00:51:34,466 --> 00:51:36,384
‫بیشتر ناراحت می‌شه.

659
00:51:36,468 --> 00:51:38,303
‫واقعا؟

660
00:51:41,681 --> 00:51:44,893
‫ولی من که ذره‌ای نگرانش نیستم.

661
00:51:44,976 --> 00:51:48,730
‫هاری من بعد از رفتنم
‫یکی رو داره که حواسش بهش باشه.

662
00:51:49,564 --> 00:51:55,278
‫تازه، دخترم دووم میاره
‫و دوباره روی پای خودش وایمیسته.

663
00:51:55,362 --> 00:52:01,076
‫خودم اینطوری بزرگش کردم
‫که قوی و سرسخت باشه.

664
00:52:01,159 --> 00:52:03,829
‫وقتی درباره نوه‌ات حرف می‌زنی،
‫خیلی شاد و خندان می‌شی.

665
00:52:03,912 --> 00:52:05,080
‫آره دیگه.

666
00:52:05,163 --> 00:52:06,540
‫بذار الان عکس رو بگیرم.

667
00:52:06,623 --> 00:52:09,292
‫خیلی‌خب.

668
00:52:10,252 --> 00:52:12,212
‫دو، سه.

669
00:52:24,891 --> 00:52:26,393
‫مادربزرگ، من می‌خوام...

670
00:52:29,229 --> 00:52:30,856
‫به بهترین شکل زندگی کنم.

671
00:52:34,693 --> 00:52:38,363
‫پس مواظبم باش، باشه؟

672
00:53:50,101 --> 00:53:51,353
‫دکتر دو!

673
00:54:01,238 --> 00:54:02,530
‫چرا گفتی اینجا همدیگه رو ببینیم؟

674
00:54:02,614 --> 00:54:05,075
‫شنیدم یه برگرفروشی جدید
‫توی جینه‌اوندو باز شده.

675
00:54:05,158 --> 00:54:06,952
‫همبرگرهای سالم کلورلا دارن.

676
00:54:07,035 --> 00:54:10,705
‫جینه‌اوندو که با قایق یک ساعت راهه.

677
00:54:10,789 --> 00:54:11,998
‫همون رو می‌ریم دیگه.

678
00:54:12,082 --> 00:54:13,083
‫عه...

679
00:54:13,166 --> 00:54:15,543
‫عه.

680
00:54:18,755 --> 00:54:19,756
‫اومد. بریم.

681
00:54:32,852 --> 00:54:34,354
‫مطمئنی کارت خوب پیش می‌ره؟

682
00:54:35,814 --> 00:54:38,066
‫معلومه. چون تو رو توی زندگیم دارم.

683
00:54:43,655 --> 00:54:45,657
‫دکتر دو، باید یه چیزی رو بهت بگم.

684
00:54:49,619 --> 00:54:50,870
‫من...

685
00:54:53,623 --> 00:54:55,417
‫می‌خوام برگردم بیمارستان.

686
00:54:57,919 --> 00:54:59,713
‫گفته بودم، نه؟

687
00:55:00,463 --> 00:55:02,841
‫پیون‌دونگ‌دو پناهگاه من بود.

688
00:55:04,426 --> 00:55:07,178
‫از دریا گذشتم تا اینجا پناه بگیرم،
‫یه جا که برام امن‌ترین بود.

689
00:55:10,140 --> 00:55:12,642
‫حالا قدرت دووم آوردن رو دارم.

690
00:55:13,393 --> 00:55:16,896
‫می‌خوام برگردم جایی که بهش تعلق دارم
‫و به کاری که توش خوبم ادامه بدم.

691
00:55:17,772 --> 00:55:19,566
‫فکر کنم این مادربزرگم رو خوشحال می‌کنه.

692
00:55:20,442 --> 00:55:22,068
‫وای.

693
00:55:27,824 --> 00:55:28,825
‫خیلی خوبه.

694
00:55:33,496 --> 00:55:36,207
‫پس تو هم باید دستور انتصاب مجدد رو بپذیری.

695
00:55:37,000 --> 00:55:39,210
‫به عنوان یه پزشک مرکز بهداشت
‫که کارمند دولت و سربازه،

696
00:55:39,294 --> 00:55:40,795
‫وقتی می‌گن بپر، باید بپری.

697
00:55:40,879 --> 00:55:43,256
‫چرا انقدر بی‌پروا جلوی مقامات وایمیستی؟

698
00:55:44,090 --> 00:55:46,468
‫- خانم شین‌هه بهت گفت، نه؟
‫- بعله!

699
00:55:46,551 --> 00:55:49,637
‫من که بهش گفتم تا این موضوع رو
‫حل نکردم، به کسی نگه.

700
00:55:50,347 --> 00:55:53,475
‫اصلا اهالی اینجا بلدن راز نگه دارن؟

701
00:55:57,270 --> 00:55:58,521
‫ولی ممنونم.

702
00:55:58,605 --> 00:56:00,023
‫هوم؟

703
00:56:01,941 --> 00:56:07,405
‫فقط چون تو رو توی زندگیم دارم،
‫می‌تونم از اینجا برم و برگردم.

704
00:56:17,165 --> 00:56:18,291
‫اگه دلتنگ شدیم چیکار کنیم؟

705
00:56:19,250 --> 00:56:20,627
‫وقتی هیچ دریایی بینمون نباشه،

706
00:56:21,294 --> 00:56:24,506
‫هیچ طوفان و بارونی هم نباشه،
‫مشکلی نداره که.

707
00:56:25,048 --> 00:56:27,675
‫هر وقت دلمون تنگ شد می‌ریم و میایم.

708
00:56:29,511 --> 00:56:30,678
‫ولی همچنان...

709
00:56:34,349 --> 00:56:35,517
‫نگران نباش.

710
00:56:36,434 --> 00:56:38,353
‫راه ما جدا نمی‌شه، یادت رفته؟

711
00:56:39,896 --> 00:56:42,148
‫من که بی‌خیال نمی‌شم.

712
00:56:42,899 --> 00:56:47,112
‫اتفاقا نگران نیستم.
‫چون من هم بی‌خیال نمی‌شم.

713
00:56:47,529 --> 00:56:51,866
‫آب‌های آرام بهار زیاد دووم نیاوردن...

714
00:56:53,368 --> 00:56:59,124
‫و امواج سوزان تابستون من رو با خودش...

715
00:57:00,333 --> 00:57:01,835
‫به جای غیرمنتظره‌ای برد.

716
00:58:19,996 --> 00:58:27,003
‫[اصلاحات نظم و انضباط، سلامت اخلاقی]

717
00:58:34,969 --> 00:58:37,055
‫اینجا هم می‌تونم دووم بیارم؟

718
00:58:45,522 --> 00:58:48,024
‫- خب. دستاتون رو قفل کنین.
‫- باشه.

719
00:58:48,107 --> 00:58:50,193
‫حالا مستقیم جلو رو نگاه کنین.
‫یک، دو...

720
00:58:57,742 --> 00:58:58,952
‫[کدخدای روستا صحبت می‌کنه.]

721
00:58:59,035 --> 00:59:01,621
‫[همینطوریش کلی دلم برای همه تنگ شده،
‫کاش دوباره ببینمشون.]

722
00:59:05,708 --> 00:59:07,377
‫[همه اهالی جزیره‌مون سلامتیشون رو...]

723
00:59:07,460 --> 00:59:09,712
‫[مدیون پزشکان در شرایط بحرانی‌مون هستن.]

724
00:59:15,635 --> 00:59:19,556
‫[لطفا از این داستان بزرگ
‫خیلی حمایت و استقبال کنین.]

725
00:59:23,393 --> 00:59:26,062
‫[فکر نمی‌کردم واقعا بهم آمپول بزنی.]

726
00:59:26,145 --> 00:59:27,146
‫[جالب بودا.]

727
00:59:31,568 --> 00:59:32,902
‫[زمستونی بود که در یادها می‌مونه.]

728
00:59:32,986 --> 00:59:35,405
‫[مثل خاطره گرمی که
‫تا مدت‌ها با من می‌مونه.]

729
00:59:47,750 --> 00:59:49,544
‫[می‌خوام دنبال دلم باشم.]

730
00:59:49,627 --> 00:59:51,671
‫[لطفا با استاندار مهربون باشین!]

731
00:59:55,592 --> 00:59:57,719
‫[موقع فیلم‌برداری قلبم تند تند می‌زد.]

732
00:59:57,802 --> 01:00:00,013
‫[همیشه گوم‌جا از
‫رستوران صخره رو یادم می‌مونه.]

733
01:00:03,266 --> 01:00:07,437
‫[روزهای قشنگی پر از خنده،
‫گریه و خنده‌های زیاد بود.]

734
01:00:13,109 --> 01:00:15,737
‫[خندیدیم و گریستیم ولی همه‌اش
‫مثل برق و باد گذشت.]

735
01:00:15,820 --> 01:00:17,280
‫[بیاین به بهترین شکل زندگی کنیم.]

736
01:00:21,284 --> 01:00:25,705
‫[به امید دیدار مجدد،
‫در قالبی بهتر از خودمون.]

737
01:00:29,792 --> 01:00:33,963
‫[سفری خاص بود که خیلی برام عزیز بود.]

738
01:00:39,302 --> 01:00:43,473
‫[با تمام وجود احساساتی شدیم.]

739
01:00:43,556 --> 01:00:46,184
‫[لحظاتی رو که با هاری خندیدم
‫و گریه کردم، هرگز فراموش نمی‌کنم.]

740
01:00:46,267 --> 01:00:48,686
‫[اگه نیاز به استراحت داشتین،
‫سری به پیون‌دونگ‌دو بزنین.]

741
01:00:48,770 --> 01:00:50,855
‫[من که همیشه برمی‌گردم...]

742
01:00:50,938 --> 01:00:53,483
‫[تا خودمون رو به رشد و پیشرفت مایل کنم.]

743
01:00:53,566 --> 01:00:57,820
‫[موقع فیلم‌برداری این سریال،
‫سر صحنه خیلی خندیدیم و گریه کردیم.]

744
01:00:57,904 --> 01:01:00,657
‫[امیدوارم تسلی خاطری
‫برای همه بیننده‌ها بوده باشه.]

745
01:01:02,657 --> 01:01:12,657
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M