1
00:00:17,100 --> 00:00:21,813
‫آنچه گذشت...

2
00:00:22,355 --> 00:00:23,857
‫باید ببینیم

3
00:00:23,940 --> 00:00:24,941
‫از این به بعد قراره کجا زندگی کنی.

4
00:00:25,025 --> 00:00:26,568
‫فکر نمی‌کنم سارا آدم بدی باشه.

5
00:00:26,943 --> 00:00:29,154
‫اگه اشکالی نداره،
‫دوست داره اینجا زندگی کنه.

6
00:00:29,237 --> 00:00:31,406
‫- با تو.
‫- باشه. حتماً.

7
00:00:35,285 --> 00:00:38,872
‫اَبی! وایسا! نه، نه!

8
00:00:38,955 --> 00:00:41,624
‫هی، ابز.
‫واقعاً به کمکت نیاز دارم.

9
00:00:42,917 --> 00:00:45,545
‫نه! هی! هی!

10
00:00:47,255 --> 00:00:49,466
‫الجین، نمی‌خوام ازت متنفر بشم.

11
00:00:49,549 --> 00:00:51,801
‫این جا از جفتمون سوءاستفاده کرد.

12
00:00:51,885 --> 00:00:54,929
‫تو یه کاری به کمکت نیاز دارم.

13
00:00:55,013 --> 00:00:56,681
‫فکر کنم یه کم بیشتر لازمه.

14
00:00:56,765 --> 00:00:59,684
‫یعنی... همین‌طوری می‌ری داخلش؟

15
00:00:59,768 --> 00:01:02,020
‫بعد بابام رو پیدا می‌کنم.
‫ایتن بهش می‌گه «داستان‌گردی».

16
00:01:02,103 --> 00:01:03,730
‫تو یکی از کتاب‌هاش درباره‌ش خونده،

17
00:01:03,813 --> 00:01:05,523
‫و الان همه‌ی کتاب‌هاش زیر خونه‌ان.

18
00:01:05,607 --> 00:01:07,442
‫لعنتی!

19
00:01:07,525 --> 00:01:08,735
‫کیف رو می‌بینم.

20
00:01:08,818 --> 00:01:10,028
‫اسم کتاب‌ها چیه؟

21
00:01:10,111 --> 00:01:12,405
‫گرند گولگاگ، کرومناکل.

22
00:01:12,489 --> 00:01:14,115
‫جید، بگو یه چیزی پیدا کردی.

23
00:01:14,199 --> 00:01:16,493
‫بهترین کاری که می‌تونم بکنم
‫اینه که راهی پیدا کنم

24
00:01:16,576 --> 00:01:18,953
‫تا هرچی اینجا قفل شده رو باز کنم.

25
00:01:19,037 --> 00:01:21,456
‫هنری گفت میراندا
‫اولین بار بعد از مصرف ال‌اس‌دی

26
00:01:21,539 --> 00:01:23,500
‫اینجا رو دید.

27
00:01:23,583 --> 00:01:26,294
‫اگه برای اون جواب داده،
‫ممکنه برای منم جواب بده.

28
00:01:27,962 --> 00:01:30,673
‫شبی که رسیدیم اینجا،
‫تو یه خواب دیدی.

29
00:01:30,757 --> 00:01:32,425
‫- دریاچه اشک‌ها؟
‫- اینجاست.

30
00:01:32,509 --> 00:01:34,469
‫و باید پیداش کنی.

31
00:01:34,552 --> 00:01:36,304
‫- شاید جید بتونه کمک کنه.
‫- جید؟

32
00:01:36,387 --> 00:01:37,847
‫دریاچه چی؟

33
00:01:37,931 --> 00:01:39,808
‫چرا مدیتیشن می‌کردی؟

34
00:01:39,891 --> 00:01:42,227
‫سعی می‌کردم
‫چیزی رو به یاد بیارم که قبلاً می‌دونستم.

35
00:01:42,310 --> 00:01:43,978
‫هی ویکتور، باید یه دریاچه پیدا کنیم.

36
00:01:47,357 --> 00:01:48,483
‫ویکتور!

37
00:01:48,566 --> 00:01:50,318
‫هی، باهام حرف بزن پسر.

38
00:01:51,736 --> 00:01:55,031
‫به خودم می‌گفتم واقعی نیست.
‫به خودم می‌گفتم واقعی نیست.

39
00:01:59,410 --> 00:02:02,038
‫زنم، میراندا،

40
00:02:02,122 --> 00:02:06,167
‫چیزهایی رو که اینجا می‌دید
‫نقاشی می‌کرد.

41
00:02:06,251 --> 00:02:09,462
‫یکی از اون نقاشی‌ها مردی با کت زرد بود.

42
00:02:09,546 --> 00:02:13,591
‫داری می‌گی ممکنه همین کت باشه؟

43
00:02:13,675 --> 00:02:15,802
‫اینجا آدم زیاد نمی‌بینی

44
00:02:15,885 --> 00:02:17,303
‫که کت زرد قناری پوشیده باشه.

45
00:02:17,387 --> 00:02:18,805
‫خب ویکتور مشخصه شناختش.

46
00:02:18,888 --> 00:02:20,265
‫فقط نشناختش.

47
00:02:20,348 --> 00:02:21,975
‫دیدم یه مرد بالغ خودشو خیس کرد.

48
00:02:22,058 --> 00:02:24,227
‫سوال من اینه، اگه اون کت اینجاست،

49
00:02:24,310 --> 00:02:26,938
‫پس مردی که می‌پوشیدش الان کجاست؟

50
00:02:27,021 --> 00:02:28,106
‫شاید مدت‌هاست رفته.

51
00:02:28,189 --> 00:02:29,816
‫از کجا معلوم، شاید اون کت

52
00:02:29,899 --> 00:02:31,651
‫سال‌ها تو جنگل افتاده بوده.

53
00:02:31,734 --> 00:02:33,236
‫این‌قدر نزدیک شهر؟

54
00:02:33,319 --> 00:02:34,529
‫چیزی نیست که دور از چشم باشه.

55
00:02:34,612 --> 00:02:36,197
‫پس شاید اون چیزایی که شب‌ها میان بیرون
‫عمداً گذاشتنش اونجا

56
00:02:36,281 --> 00:02:37,657
‫تا با اعصابمون بازی کنن.

57
00:02:37,740 --> 00:02:40,118
‫- ول کن بابا.
‫- حرفم اینه که ما نمی‌دونیم.

58
00:02:40,201 --> 00:02:42,287
‫بهترین کاری که الان می‌شه کرد
‫اینه که با ویکتور حرف بزنیم.

59
00:02:42,370 --> 00:02:43,997
‫من... من این کارو می‌کنم.
‫من باهاش حرف می‌زنم.

60
00:02:44,080 --> 00:02:45,415
‫نه، شاید بهتر باشه همه...

61
00:02:45,498 --> 00:02:49,169
‫خودم با پسرم حرف می‌زنم.

62
00:02:49,252 --> 00:02:50,879
‫تنهایی.

63
00:02:52,130 --> 00:02:53,590
‫باشه.

64
00:02:53,673 --> 00:02:54,799
‫اگه چیز دیگه‌ای نیست...

65
00:02:54,883 --> 00:02:56,050
‫- نه.
‫- باشه.

66
00:02:59,596 --> 00:03:02,724
‫اون پسر بچه،
‫همونی که لباس سفید پوشیده،

67
00:03:02,807 --> 00:03:07,228
‫بهمون گفت وقتمون داره تموم می‌شه.

68
00:03:07,312 --> 00:03:09,480
‫چهل سال

69
00:03:09,564 --> 00:03:12,775
‫اون پسر فقط یه نقاشی توی زیرزمینم بود.

70
00:03:12,859 --> 00:03:15,904
‫اون کت، اینجا،

71
00:03:15,987 --> 00:03:18,281
‫همه‌شون فقط یه مشت نقاشی تو زیرزمین بودن و حالا...

72
00:03:22,493 --> 00:03:24,579
‫فکر کنم یه بخشی از وجودم

73
00:03:24,662 --> 00:03:28,416
‫هنوز سعی می‌کرد وانمود کنه
‫همه اینا عادیه.

74
00:03:35,798 --> 00:03:39,761
‫اون می‌دونه؟
‫درباره زنش؟

75
00:03:39,844 --> 00:03:40,762
‫درباره تو؟

76
00:03:43,473 --> 00:03:45,016
‫حتی مطمئن نیستیم واقعی باشه.

77
00:03:45,099 --> 00:03:47,101
‫واقعیه.

78
00:03:47,185 --> 00:03:49,229
‫نه. نه، تبیتا راست می‌گه.

79
00:03:49,312 --> 00:03:51,689
‫باید کاملاً مطمئن باشیم.

80
00:03:51,773 --> 00:03:54,192
‫چیزی به فاطیما گفتی؟

81
00:03:54,275 --> 00:03:55,985
‫نه، خودش به اندازه کافی درگیره.

82
00:03:56,069 --> 00:03:58,529
‫باشه، پس فقط
‫همین‌هایی که تو این اتاقن می‌دونن.

83
00:03:58,613 --> 00:04:01,658
‫فعلاً همین‌جوری بمونه. فهمیدید؟

84
00:04:01,741 --> 00:04:02,867
‫آره.

85
00:04:02,951 --> 00:04:04,661
‫اون مرد با کت زرد،

86
00:04:04,744 --> 00:04:06,579
‫اگه میراندا تونسته نقاشیش کنه،

87
00:04:06,663 --> 00:04:08,331
‫یعنی یه جایی تو ذهنت

88
00:04:08,414 --> 00:04:10,208
‫شاید جوابی باشه که اون کیه.

89
00:04:10,291 --> 00:04:13,336
‫اگه قضیه درباره قارچ‌های مسخ‌کننده‌ته...

90
00:04:13,419 --> 00:04:17,173
‫بوید، واقعاً مشکلی نداری
‫که بره تو یه جنگل تسخیرشده

91
00:04:17,257 --> 00:04:19,467
‫قارچ جادویی بخوره؟

92
00:04:19,550 --> 00:04:21,761
‫چرا، دانا، مشکل دارم.

93
00:04:21,844 --> 00:04:24,055
‫ولی با اینم مشکل دارم
‫که هر صبح بیدار شم و بشمرم

94
00:04:24,138 --> 00:04:26,391
‫چند تا جسد جدید داریم.

95
00:04:26,474 --> 00:04:29,686
‫تو با این مشکلی نداری؟
‫ما داریم می‌بازیم.

96
00:04:29,769 --> 00:04:31,020
‫جلو بقیه اینو نمی‌گم،

97
00:04:31,104 --> 00:04:34,774
‫ولی اینجا می‌گم.
‫هر بازی‌ای که این باشه،

98
00:04:34,857 --> 00:04:37,360
‫ما داریم می‌بازیم.

99
00:04:37,443 --> 00:04:39,112
‫بعدش اون پسر سفیدپوش عجیب غریب ظاهر میشه

100
00:04:39,195 --> 00:04:41,739
‫و به تبیتا میگه که وقت نداریم

101
00:04:41,823 --> 00:04:43,741
‫و هنوز قوانین کوفتی اینجا رو نمی‌دونیم.

102
00:04:46,703 --> 00:04:49,580
‫اگه تو سرش جواب‌ هست،
‫هر جوابی،

103
00:04:49,664 --> 00:04:52,500
‫باید بیرون بکشیم.

104
00:04:52,583 --> 00:04:54,210
‫من کنارش می‌مونم.

105
00:04:54,294 --> 00:04:56,546
‫اگه مشکلی پیش بیاد، همون‌جا هستم.

106
00:04:56,629 --> 00:04:58,423
‫خب، موفق باشید.

107
00:04:58,506 --> 00:05:00,091
‫الیس، یه عده منتظرن

108
00:05:00,174 --> 00:05:01,968
‫برن سمت اقامتگاه گروهی غذا جمع کنن.

109
00:05:02,051 --> 00:05:03,970
‫مردم هنوز باید غذا بخورن.

110
00:05:05,263 --> 00:05:08,224
‫و تو، اگه این کارو بکنی،

111
00:05:08,308 --> 00:05:11,561
‫بری این سفر کوچیکت،

112
00:05:11,644 --> 00:05:13,354
‫می‌دونی ممکنه برنگردی، نه؟

113
00:05:14,564 --> 00:05:16,232
‫آره.

114
00:05:18,401 --> 00:05:19,861
‫بیا. بریم.

115
00:05:19,944 --> 00:05:20,945
‫باشه.

116
00:05:26,617 --> 00:05:30,538
‫بوید، می‌شه یه دقیقه تنهامون بذاری‌؟

117
00:05:30,621 --> 00:05:32,498
‫چی؟ آره. حتماً.

118
00:05:32,582 --> 00:05:34,417
‫البته. آره.

119
00:05:48,181 --> 00:05:49,182
‫بیا تو.

120
00:05:52,518 --> 00:05:54,437
‫امیدوارم بیدارت نکرده باشم.

121
00:05:54,520 --> 00:05:56,189
‫خیلی نخوابیدم.

122
00:05:56,272 --> 00:05:58,524
‫منم اولش همین‌طور بودم.

123
00:05:59,525 --> 00:06:02,070
‫من...

124
00:06:02,153 --> 00:06:05,573
‫امیدوار بودم بتونیم صحبت کنیم.

125
00:06:05,656 --> 00:06:06,574
‫باشه.

126
00:06:15,333 --> 00:06:18,586
‫فکر کنم... کِنی درباره من بهت گفته؟

127
00:06:18,669 --> 00:06:20,254
‫درباره کاری که کردم؟

128
00:06:20,338 --> 00:06:21,214
‫آره.

129
00:06:25,134 --> 00:06:27,220
‫پس چرا باید بخوای اینجا زندگی کنی؟

130
00:06:27,303 --> 00:06:29,972
‫چون وقتی دیدمت
‫فهمیدم آدم مهربونی هستی.

131
00:06:30,932 --> 00:06:32,517
‫می‌دونم کاری که کردی
‫خیلی بد بوده،

132
00:06:32,600 --> 00:06:34,435
‫ولی پدرم همیشه می‌گفت

133
00:06:34,519 --> 00:06:36,062
‫فقط آدم‌های خوبن

134
00:06:36,145 --> 00:06:37,897
‫که بابت کارهای بدی که کردن
‫عذاب می‌کشن.

135
00:06:39,732 --> 00:06:41,818
‫ضمناً فکر کردم اینجا
‫یه اتاق برای خودم گیرم میاد.

136
00:06:45,279 --> 00:06:47,198
‫می‌رم برات صبحونه درست کنم.

137
00:06:47,281 --> 00:06:48,866
‫الان میام پایین.

138
00:07:23,443 --> 00:07:25,153
‫آخ.

139
00:07:25,236 --> 00:07:28,406
‫آخ.

140
00:07:28,489 --> 00:07:32,618
‫آخ! نه، نه، نه، نه!
‫نه! خواهش می‌کنم!

141
00:07:32,702 --> 00:07:33,494
‫نه!

142
00:07:33,578 --> 00:07:34,662
‫- سارا؟
‫- نه!

143
00:07:34,745 --> 00:07:36,622
‫نه، نه، نه، خواهش می‌کنم!

144
00:07:36,706 --> 00:07:38,416
‫چی شده؟

145
00:07:51,929 --> 00:07:56,726
‫♪ وقتی یه پسر کوچولو بودم ♪

146
00:07:56,809 --> 00:07:59,187
‫♪ از پدرم پرسیدم ♪

147
00:07:59,270 --> 00:08:01,397
‫♪ «آینده‌م چی میشه؟» ♪

148
00:08:02,982 --> 00:08:05,318
‫♪ «خوش‌تیپ می‌شم؟» ♪

149
00:08:05,401 --> 00:08:07,778
‫♪ «پولدار می‌شم؟» ♪

150
00:08:07,862 --> 00:08:11,657
‫♪ این چیزی بود که بهم گفت ♪

151
00:08:11,741 --> 00:08:15,244
‫♪ هرچی پیش بیاد، پیش میاد ♪

152
00:08:15,953 --> 00:08:20,708
‫♪ هرچی قرار باشه بشه، میشه ♪

153
00:08:20,791 --> 00:08:25,004
‫♪ آینده دست ما نیست که ببینیم ♪

154
00:08:25,087 --> 00:08:27,673
‫♪ هرچی پیش بیاد، پیش میاد ♪

155
00:08:30,092 --> 00:08:33,095
‫♪ هرچی قرار باشه بشه، میشه ♪

156
00:08:42,522 --> 00:08:47,276
‫♪ حالا خودم بچه دارم ♪

157
00:08:47,360 --> 00:08:49,737
‫♪ اونا از پدرشون می‌پرسن ♪

158
00:08:49,820 --> 00:08:53,407
‫♪ «آینده‌مون چی میشه؟» ♪

159
00:08:53,491 --> 00:08:55,952
‫♪ «زیبا می‌شم؟» ♪

160
00:08:56,035 --> 00:08:58,371
‫♪ «پولدار می‌شم؟» ♪

161
00:08:58,454 --> 00:09:02,208
‫♪ من هم با مهربونی بهشون میگم ♪

162
00:09:02,291 --> 00:09:05,795
‫♪ هرچی پیش بیاد، پیش میاد ♪

163
00:09:06,420 --> 00:09:10,633
‫♪ هرچی قرار باشه بشه، میشه ♪

164
00:09:11,425 --> 00:09:15,471
‫♪ آینده دست ما نیست که ببینیم ♪

165
00:09:15,555 --> 00:09:18,891
‫♪ هرچی پیش بیاد، پیش میاد ♪

166
00:09:20,685 --> 00:09:23,396
‫♪ هرچی قرار باشه بشه، میشه ♪

167
00:09:25,523 --> 00:09:28,526
‫♪ هرچی پیش بیاد، پیش میاد ♪

168
00:09:44,041 --> 00:09:45,960
‫چرا با ایتن رفته بودی جنگل؟

169
00:09:46,043 --> 00:09:48,462
‫بهتره اینو از خود ایتن بپرسی.

170
00:09:48,546 --> 00:09:50,339
‫دارم از تو می‌پرسم.

171
00:09:51,882 --> 00:09:53,551
‫بهت گفت جیم رو تو جنگل دیده؟

172
00:09:55,845 --> 00:09:56,929
‫آره.

173
00:09:57,013 --> 00:09:58,222
‫خب ظاهراً جیم بهش گفته

174
00:09:58,306 --> 00:10:00,474
‫باید «دریاچه اشک‌ها» رو پیدا کنه.

175
00:10:00,558 --> 00:10:01,934
‫این اسم برات آشناست؟

176
00:10:02,018 --> 00:10:03,477
‫این... واقعی نیست.

177
00:10:03,561 --> 00:10:06,230
‫نه، واقعی نیست.
‫ولی برای اون واقعی به نظر میاد.

178
00:10:06,314 --> 00:10:07,940
‫راستش من آدم مناسبی نیستم

179
00:10:08,024 --> 00:10:11,277
‫که درباره این چیزها نصیحت بدم...

180
00:10:11,360 --> 00:10:13,779
‫اصلاً درباره هر چی.

181
00:10:13,863 --> 00:10:16,073
‫ولی یه چیزی رو می‌دونم...

182
00:10:16,157 --> 00:10:17,533
‫بعضی بچه‌ها

183
00:10:17,617 --> 00:10:20,411
‫توی دنیای خیال راحت‌ترن. درسته؟

184
00:10:20,494 --> 00:10:22,872
‫وقتی دنیا ترسناک میشه میرن اونجا.

185
00:10:22,955 --> 00:10:26,292
‫چون بعضی وقت‌ها
‫باور کردن چیزهای غیرممکن...

186
00:10:26,375 --> 00:10:30,546
‫کمک می‌کنه که...

187
00:10:31,881 --> 00:10:32,798
‫موثره.

188
00:10:39,138 --> 00:10:41,557
‫بابت حرفی که توی اصطبل زدم
‫معذرت می‌خوام.

189
00:10:42,933 --> 00:10:44,852
‫لازم نیست.

190
00:10:46,479 --> 00:10:47,855
‫بیراه نگفتی.

191
00:10:54,195 --> 00:10:55,905
‫حواست به اونا باشه.

192
00:11:02,787 --> 00:11:05,164
‫همه ‌چی روبراهه؟

193
00:11:05,247 --> 00:11:07,583
‫اگه بتونی بگی آخرین بار کی
‫همه‌ چی روبراه بوده،

194
00:11:07,667 --> 00:11:08,793
‫یه کلوچه جایزه می‌گیری.

195
00:11:08,876 --> 00:11:10,628
‫آماده‌ای؟

196
00:11:12,838 --> 00:11:14,215
‫اصلاً.

197
00:11:20,137 --> 00:11:22,056
‫ایتن؟

198
00:11:33,234 --> 00:11:34,360
‫بابا؟

199
00:11:34,443 --> 00:11:36,445
‫صدامو می‌شنوی؟

200
00:11:37,697 --> 00:11:40,157
‫لطفاً جواب بده.

201
00:11:40,241 --> 00:11:42,201
‫بابا.

202
00:11:44,036 --> 00:11:45,287
‫بله؟

203
00:11:59,593 --> 00:12:01,846
‫چرا درباره دریاچه اشک‌ها به من نگفتی؟

204
00:12:03,931 --> 00:12:06,892
‫چرا رفتی سراغ جید و ویکتور
‫و پیش من نیومدی؟

205
00:12:08,728 --> 00:12:10,479
‫ایتن.

206
00:12:10,563 --> 00:12:12,523
‫خواهش می‌کنم باهام حرف بزن.

207
00:12:19,113 --> 00:12:21,741
‫بهت نگفتم چون می‌دونستم باور نمی‌کنی.

208
00:12:26,036 --> 00:12:29,540
‫گفت باید پیداش کنم.

209
00:12:29,623 --> 00:12:30,666
‫بابا گفت.

210
00:12:32,793 --> 00:12:36,589
‫و وقتی پیداش کنم
‫ثابت میشه واقعی بوده.

211
00:12:38,924 --> 00:12:42,428
‫اون نمرده.
‫هنوز اینجاست.

212
00:12:51,854 --> 00:12:53,606
‫باشه پس.

213
00:12:53,689 --> 00:12:55,608
‫باید وسایلتو جمع کنی.

214
00:12:56,650 --> 00:12:57,651
‫چرا؟

215
00:12:57,735 --> 00:12:59,779
‫می‌خوایم بریم یه سفر.

216
00:13:10,539 --> 00:13:11,749
‫چیزی پیدا کردی؟

217
00:13:11,832 --> 00:13:13,834
‫نه، اینا کتاب بچه‌هاست، جولی.

218
00:13:13,918 --> 00:13:15,252
‫اگه نمی‌خوای کمک کنی
‫خودم انجامش میدم.

219
00:13:15,336 --> 00:13:16,879
‫من نگفتم نمی‌خوام.

220
00:13:16,962 --> 00:13:18,297
‫فقط...

221
00:13:22,760 --> 00:13:25,471
‫چی؟

222
00:13:25,554 --> 00:13:27,389
‫فِرد داستان‌گرد.

223
00:13:29,934 --> 00:13:31,560
‫کی؟

224
00:13:31,644 --> 00:13:33,354
‫اون دیگه کیه؟

225
00:13:33,437 --> 00:13:37,441
‫اون پسرعموی دور گرند گولگاگه.

226
00:13:37,525 --> 00:13:39,401
‫پیداش کردم.

227
00:13:39,485 --> 00:13:41,278
‫«فرد داستان‌گرد یه تعمیرکار آسانسور بود

228
00:13:41,362 --> 00:13:43,489
‫که آخرهفته‌ها هرطور دلش می‌خواست
‫تو داستان‌ها قدم می‌زد

229
00:13:43,572 --> 00:13:45,282
‫و توی شگفت‌انگیزترین قصه‌ها

230
00:13:45,366 --> 00:13:47,827
‫و ماجراجویی‌های بزرگ زمان ما می‌گشت.»

231
00:13:47,910 --> 00:13:49,328
‫جولی؟

232
00:13:49,411 --> 00:13:51,121
‫کتاب‌ها رو قایم کن.

233
00:13:51,205 --> 00:13:53,040
‫بله! ما اینجاییم!

234
00:13:56,961 --> 00:13:58,712
‫وسایلتو جمع کن.

235
00:13:58,796 --> 00:14:00,589
‫می‌خوایم بریم اقامتگاه گروهی.

236
00:14:00,673 --> 00:14:02,299
‫چرا؟

237
00:14:02,383 --> 00:14:05,636
‫ایتن فکر می‌کنه باید دریاچه اشک‌ها رو پیدا کنه.

238
00:14:06,512 --> 00:14:08,180
‫همون دریاچه جادویی
‫که قبلاً درباره‌ش حرف می‌زد؟

239
00:14:08,264 --> 00:14:09,265
‫آره.

240
00:14:10,641 --> 00:14:11,809
‫گفت پدرتو دیده،

241
00:14:11,892 --> 00:14:15,437
‫بعدش هم بابات
‫ازش خواسته بره پیداش کنه.

242
00:14:15,521 --> 00:14:18,148
‫اون... اون بابا رو دیده؟

243
00:14:18,232 --> 00:14:20,901
‫- یعنی چی؟
‫- نمی‌دونم.

244
00:14:20,985 --> 00:14:21,944
‫فکر کنم هنوز توی شوکه.

245
00:14:24,113 --> 00:14:25,823
‫چیزی که می‌دونم اینه که
‫اگه جلوشو بگیرم،

246
00:14:25,906 --> 00:14:28,951
‫یواشکی می‌زنه بیرون
‫و خودش میره دنبالش.

247
00:14:30,619 --> 00:14:32,913
‫این‌ جوری می‌تونم مراقبش باشم.

248
00:14:34,498 --> 00:14:35,457
‫باشه.

249
00:14:36,667 --> 00:14:38,335
‫خب منو می‌خوای چی کار؟

250
00:14:38,419 --> 00:14:40,713
‫خب، قرار نیست
‫تنهایی اینجا بمونی.

251
00:14:40,796 --> 00:14:43,299
‫تنها نیستم.
‫پیش رندال می‌مونم.

252
00:14:43,382 --> 00:14:46,468
‫- رندال؟
‫- مامان، اون‌جوری که فکر می‌کنی نیست.

253
00:14:46,552 --> 00:14:47,636
‫واقعاً نیست.

254
00:14:48,888 --> 00:14:51,265
‫می‌مونم توی درمانگاه.
‫کریستی و ماریل اونجان.

255
00:14:53,559 --> 00:14:55,936
‫می‌تونم یه لحظه باهات حرف بزنم؟

256
00:14:56,020 --> 00:14:57,730
‫- مامان!
‫- اشکالی نداره.

257
00:15:08,490 --> 00:15:10,284
‫ببین، اول از همه معذرت می‌خوام...

258
00:15:10,367 --> 00:15:12,369
‫نه، نه، نه.
‫حرف نزن. فقط گوش کن.

259
00:15:12,453 --> 00:15:13,746
‫باشه.

260
00:15:13,829 --> 00:15:15,539
‫من تو رو نمی‌شناسم، رندال.

261
00:15:15,623 --> 00:15:17,416
‫نمی‌دونم کی هستی یا چی می‌خوای.

262
00:15:17,499 --> 00:15:19,126
‫جولی بهت اعتماد داره.

263
00:15:19,209 --> 00:15:21,879
‫کنار تو احساس امنیت می‌کنه
‫و الان به این نیاز داره.

264
00:15:21,962 --> 00:15:24,048
‫پس می‌خوام توی چشمام نگاه کنی
‫و بهم بگی

265
00:15:24,131 --> 00:15:26,717
‫می‌فهمی اگه یه روز کاری کنی

266
00:15:26,800 --> 00:15:28,636
‫که این اعتماد رو بشکنی،
‫باهات چی کار می‌کنم.

267
00:15:29,970 --> 00:15:31,055
‫می‌فهمم.

268
00:15:32,181 --> 00:15:33,307
‫باشه، خوبه.

269
00:15:34,808 --> 00:15:36,226
‫مامان.

270
00:15:36,310 --> 00:15:38,270
‫عزیزم.

271
00:15:38,354 --> 00:15:39,688
‫چی شده؟

272
00:15:40,814 --> 00:15:42,733
‫- دوستت دارم.
‫- منم دوستت دارم.

273
00:15:44,276 --> 00:15:46,195
‫- قول بده حالت خوب باشه.
‫- قول میدم.

274
00:15:46,278 --> 00:15:47,446
‫آره.

275
00:15:49,156 --> 00:15:50,574
‫فردا برمی‌گردم.

276
00:15:50,658 --> 00:15:51,867
‫باشه.

277
00:15:54,578 --> 00:15:56,121
‫این آب.

278
00:15:56,205 --> 00:15:57,748
‫ببین، لازم نیست برم.

279
00:15:57,831 --> 00:15:59,500
‫الیس، نوبت توئه.

280
00:15:59,583 --> 00:16:02,211
‫آره، ولی مطمئنم دانا
‫یکی دیگه رو پیدا می‌کنه که جام بره.

281
00:16:03,754 --> 00:16:05,089
‫من خوبم.

282
00:16:05,172 --> 00:16:07,049
‫و دانا هم به آدم‌هایی نیاز داره

283
00:16:07,132 --> 00:16:09,134
‫که بدونه می‌تونه روشون حساب کنه.

284
00:16:10,719 --> 00:16:12,805
‫عزیزم، من خوبم، قول میدم.

285
00:16:14,598 --> 00:16:15,599
‫باشه.

286
00:16:16,684 --> 00:16:17,643
‫باشه.

287
00:16:18,769 --> 00:16:19,687
‫باشه.

288
00:16:21,981 --> 00:16:24,775
‫تامی مسئول قوطی‌های روی دره،

289
00:16:24,858 --> 00:16:27,069
‫الا و جردن پنجره‌ها رو چک می‌کنن،

290
00:16:27,152 --> 00:16:29,738
‫و حدود بیست دقیقه
‫قبل از غروب...

291
00:16:29,822 --> 00:16:32,658
‫می‌دونم، شمارش آدم‌ها.
‫حواسم هست.

292
00:16:32,741 --> 00:16:36,787
‫فقط... حواست به فاطیما باشه،

293
00:16:36,870 --> 00:16:38,247
‫حالا که الیس رفته.

294
00:16:38,330 --> 00:16:39,623
‫آره، حواسم هست.

295
00:16:39,707 --> 00:16:40,624
‫آره.

296
00:16:40,708 --> 00:16:41,959
‫- دانا؟
‫- باشه.

297
00:16:43,252 --> 00:16:44,628
‫جا برای دو نفر دیگه داری؟

298
00:16:46,255 --> 00:16:47,506
‫هرچی بیشتر، بهتر.

299
00:16:51,802 --> 00:16:55,556
‫باشه، بریم دیگه.
‫راه بیفتید.

300
00:16:55,639 --> 00:16:57,057
‫بجنبید.

301
00:16:58,267 --> 00:16:59,226
‫بزن بریم!

302
00:17:26,920 --> 00:17:28,672
‫اینجا خوبه؟

303
00:17:28,756 --> 00:17:31,884
‫آره، عالیه.
‫ممنون، الجین.

304
00:17:31,967 --> 00:17:34,595
‫اگه بگی برای چیه،
‫می‌تونم تو بقیه‌ش هم کمکت کنم.

305
00:17:34,678 --> 00:17:35,846
‫بقیه‌شو باید خودم انجام بدم.

306
00:17:37,431 --> 00:17:38,849
‫بهتره دیگه بری.

307
00:17:40,434 --> 00:17:41,393
‫باشه.

308
00:17:49,943 --> 00:17:52,237
‫ویکتور. هی.

309
00:17:52,321 --> 00:17:55,491
‫سه، چهار...

310
00:17:55,574 --> 00:17:57,201
‫داری چی کار می‌کنی؟

311
00:17:57,284 --> 00:17:59,578
‫باید ببینم درخت‌ها جابه‌جا شدن یا نه.

312
00:17:59,661 --> 00:18:02,122
‫چرا باید درخت‌ها جابه‌جا بشن؟

313
00:18:02,206 --> 00:18:03,749
‫چون همه ‌چی داره عوض میشه.

314
00:18:03,832 --> 00:18:06,835
‫اول برف می‌اومد،
‫حالا همه‌ جا سبزه،

315
00:18:06,919 --> 00:18:08,545
‫همه ‌چی هم
‫خیلی سریع داره تغییر می‌کنه.

316
00:18:08,629 --> 00:18:11,048
‫من قبلاً همیشه اندازه می‌گرفتم و...

317
00:18:11,131 --> 00:18:13,509
‫ولی یه مدته حواسم نبوده،

318
00:18:13,592 --> 00:18:16,261
‫در حالی که باید حواسم می‌بود.

319
00:18:16,345 --> 00:18:18,764
‫باید حواسم می‌بود.

320
00:18:18,847 --> 00:18:19,765
‫اندازه...

321
00:18:25,020 --> 00:18:26,396
‫می‌تونم کمک کنم؟

322
00:18:27,564 --> 00:18:29,525
‫برای اینکه ببینیم درخت‌ها جابه‌جا شدن؟

323
00:18:36,532 --> 00:18:37,908
‫باشه.

324
00:18:39,201 --> 00:18:41,120
‫باشه، باید چی کار کنم؟

325
00:18:44,331 --> 00:18:47,793
‫با این پا از اینجا شروع می‌کنی.

326
00:18:47,876 --> 00:18:50,796
‫- یک.
‫- یک.

327
00:18:50,879 --> 00:18:52,131
‫دو.

328
00:19:29,835 --> 00:19:31,461
‫یعنی چی؟

329
00:19:44,558 --> 00:19:45,559
‫سلام.

330
00:20:16,798 --> 00:20:18,592
‫می‌دونی تو ارتش چی صدام می‌کردن، نه؟

331
00:20:18,675 --> 00:20:20,052
‫- آقای ماهی و نون!
‫- نه بابا!

332
00:20:54,294 --> 00:20:55,420
‫سلام.

333
00:20:58,048 --> 00:20:59,174
‫بوید!

334
00:21:00,300 --> 00:21:02,427
‫چه خبره؟

335
00:21:02,511 --> 00:21:05,472
‫کنی الان توی این اتاقه؟

336
00:21:05,555 --> 00:21:08,183
‫چی...؟

337
00:21:08,267 --> 00:21:09,518
‫آره.

338
00:21:09,601 --> 00:21:10,644
‫بی‌خیال پس.

339
00:21:12,354 --> 00:21:13,480
‫مگه اون...؟

340
00:21:13,563 --> 00:21:15,482
‫قارچ‌هایی که توی جنگل پیدا کرده.

341
00:21:16,692 --> 00:21:17,567
‫آهان.

342
00:21:17,651 --> 00:21:19,861
‫کاری داشتی؟

343
00:21:19,945 --> 00:21:21,530
‫فاطیماست.

344
00:21:22,698 --> 00:21:25,075
‫فکر کنم بهتره بیای اقامتگاه گروهی.

345
00:21:36,295 --> 00:21:37,254
‫باید برم.

346
00:21:37,337 --> 00:21:39,381
‫نه. بمون؟

347
00:21:41,300 --> 00:21:42,342
‫خواهش می‌کنم.

348
00:21:45,387 --> 00:21:46,888
‫باشه.

349
00:21:50,058 --> 00:21:52,853
‫یادت هست
‫اولین جایی که دیدمت همین‌جا بود؟

350
00:21:55,564 --> 00:21:57,024
‫عجیبه که چطور همه ‌چی عوض میشه.

351
00:22:03,697 --> 00:22:05,532
‫هنوز هم اونو می‌بینی؟

352
00:22:07,534 --> 00:22:09,661
‫اون زن با کیمونو؟

353
00:22:10,996 --> 00:22:13,123
‫نه.

354
00:22:13,206 --> 00:22:15,751
‫فکر می‌کنی چون
‫کاری که گفته بود رو انجام دادی

355
00:22:15,834 --> 00:22:18,337
‫دیگه ولت کرده؟

356
00:22:18,420 --> 00:22:21,256
‫سارا، چیزی شده؟

357
00:22:24,593 --> 00:22:27,554
‫یه مدتی فکر می‌کردم

358
00:22:27,637 --> 00:22:29,931
‫صداها دست از سرم برداشتن.

359
00:22:30,015 --> 00:22:31,767
‫فکر می‌کردم کارشون باهام تموم شده،

360
00:22:31,850 --> 00:22:34,728
‫ولی معلوم شد...
‫هنوز نه.

361
00:22:36,897 --> 00:22:39,941
‫حالا ازت چی می‌خوان؟

362
00:22:40,025 --> 00:22:41,943
‫اصلاً منطقی نیست.

363
00:22:42,027 --> 00:22:44,613
‫گفتن می‌خوان برم به غذاخوری،

364
00:22:44,696 --> 00:22:46,656
‫از پارچ یه لیوان آب بریزم...

365
00:22:49,034 --> 00:22:51,870
‫یه جرعه بخورم
‫و بعد دوباره بریزمش توی پارچ.

366
00:22:53,205 --> 00:22:55,123
‫بعدش چی؟

367
00:22:56,249 --> 00:22:57,292
‫همین.

368
00:23:01,046 --> 00:23:03,382
‫خب این چه جوری
‫می‌خواد به کسی آسیب بزنه؟

369
00:23:03,465 --> 00:23:05,133
‫نمی‌دونم.

370
00:23:05,217 --> 00:23:08,261
‫ولی همیشه یه عاقبتی داره.

371
00:23:08,345 --> 00:23:10,347
‫سارا، این فقط آبه.

372
00:23:11,390 --> 00:23:13,100
‫- ولی من ازش می‌خورم.
‫- خب؟

373
00:23:16,395 --> 00:23:19,231
‫هر مشکلی که من دارم،

374
00:23:19,314 --> 00:23:23,193
‫اگه مثل یه جور عفونت باشه چی؟

375
00:23:23,276 --> 00:23:25,153
‫اگه به یکی دیگه منتقلش کنم چی

376
00:23:25,237 --> 00:23:27,239
‫و بعد صداها اونو هم عذاب بدن؟

377
00:23:27,322 --> 00:23:30,867
‫نمی‌خوام کسی مجبور باشه این‌ طوری زندگی کنه.

378
00:23:32,661 --> 00:23:33,662
‫باشه.

379
00:23:36,081 --> 00:23:37,290
‫اگه اصلاً انجامش ندی چی؟

380
00:23:37,374 --> 00:23:40,085
‫گفتن اگه تا قبل از ظهر انجامش ندم،

381
00:23:40,168 --> 00:23:43,839
‫یه اتفاق بد برای یکی از عزیزام میفته،

382
00:23:43,922 --> 00:23:48,218
‫و این اتفاق همین‌طور ادامه پیدا می‌کنه
‫تا وقتی که انجامش بدم.

383
00:23:56,726 --> 00:23:58,437
‫چند قدم بود؟

384
00:23:58,520 --> 00:24:00,063
‫23؟

385
00:24:07,612 --> 00:24:11,116
‫ویکتور، می‌خوام درباره
‫اتفاقی که دیروز افتاد حرف بزنم.

386
00:24:11,199 --> 00:24:12,742
‫دیروز هیچی نشد.

387
00:24:12,826 --> 00:24:14,494
‫ویکتور، میشه...

388
00:24:14,578 --> 00:24:17,122
‫نه بابا، نباید وسط کار دست بکشی،

389
00:24:17,205 --> 00:24:22,002
‫چون همه‌ چی به هم می‌ریزه.

390
00:24:22,085 --> 00:24:26,923
‫ببخشید، ولی لازم دارم باهام حرف بزنی.

391
00:24:28,133 --> 00:24:30,260
‫هر چی که بوده،

392
00:24:30,343 --> 00:24:33,805
‫هرچیزی که ازش می‌ترسی،
‫می‌تونی بهم بگی.

393
00:24:33,889 --> 00:24:35,765
‫خب... من فکر کنم اون درخت...

394
00:24:35,849 --> 00:24:38,143
‫فکر کنم یه ذره جابه‌جا شدن.

395
00:24:38,226 --> 00:24:42,147
‫گفتی به خودت گفتی این واقعی نیست.

396
00:24:44,441 --> 00:24:46,401
‫منظورت اون کت زرد بود؟

397
00:24:51,072 --> 00:24:53,492
‫می‌تونی درباره مردی که پوشیدتش بگی؟

398
00:24:53,575 --> 00:24:58,163
‫اون... اون کسی بود که بهت آسیب زده؟

399
00:25:05,212 --> 00:25:09,341
‫ویکتور، لطفاً،

400
00:25:09,424 --> 00:25:10,800
‫هر چی که هست،

401
00:25:10,884 --> 00:25:13,428
‫با هم باهاش روبرو می‌شیم.
‫می‌تونی بهم بگی.

402
00:25:20,101 --> 00:25:22,479
‫ویکتور، چی... ویکتور!

403
00:25:22,562 --> 00:25:24,523
‫بیا. باهام بیا، نشونت می‌دم.

404
00:25:29,653 --> 00:25:34,282
‫هی. فقط بشین
‫و از جات تکون نخور.

405
00:25:34,366 --> 00:25:35,617
‫بیا.

406
00:25:39,412 --> 00:25:41,373
‫بیا تو.

407
00:25:47,379 --> 00:25:50,632
‫به کنی گفته بودم مزاحمت نشه.

408
00:25:50,715 --> 00:25:52,050
‫آره.

409
00:25:54,427 --> 00:25:56,221
‫خب، اون...

410
00:25:59,599 --> 00:26:00,976
‫گِل زیادیه.

411
00:26:02,185 --> 00:26:03,186
‫آره.

412
00:26:04,896 --> 00:26:06,523
‫می‌خوای بگی اینجا چه خبره؟

413
00:26:08,942 --> 00:26:10,193
‫دارم یه هیولا می‌سازم.

414
00:26:13,071 --> 00:26:14,823
‫خب ببین. «گولگاگ بزرگ

415
00:26:14,906 --> 00:26:16,783
‫از فرد درباره داستان‌گردی می‌پرسه.

416
00:26:16,866 --> 00:26:19,035
‫چطور بخشی از داستان
‫که می‌خوای ببینی رو انتخاب می‌کنی؟»

417
00:26:19,119 --> 00:26:20,537
‫خب؟

418
00:26:20,620 --> 00:26:22,998
‫«فرد جواب داد:
‫باید نشان لای کتاب درست کنی.»

419
00:26:23,081 --> 00:26:24,791
‫فرد فهمید با گذاشتن نشان لای کتاب

420
00:26:24,874 --> 00:26:26,501
‫جایی داخل داستان،

421
00:26:26,585 --> 00:26:28,962
‫می‌تونه هر فصلی که بخواد رو انتخاب کنه.

422
00:26:29,045 --> 00:26:31,548
‫باید نشان لای کتاب درست کنیم.

423
00:26:31,631 --> 00:26:33,341
‫جولی، این اصلاً منطقی نیست.

424
00:26:33,425 --> 00:26:34,718
‫می‌دونم می‌خوای چی بگی.

425
00:26:34,801 --> 00:26:36,928
‫این یه کتاب بچگانه‌ست
‫و کاملاً مسخره‌ست.

426
00:26:37,012 --> 00:26:38,179
‫چون واقعاً هم هست.

427
00:26:40,599 --> 00:26:42,559
‫اگه داریم اشتباه نگاهش می‌کنیم چی؟

428
00:26:42,642 --> 00:26:44,894
‫اگه داستان‌گردی اول اینجا وجود داشته چی؟

429
00:26:44,978 --> 00:26:46,855
‫اصلاً چی میگی؟

430
00:26:46,938 --> 00:26:51,318
‫همه ‌چیز اینجا غیرممکنه، باشه؟

431
00:26:51,401 --> 00:26:52,736
‫ولی در عین حال واقعی هم هست.

432
00:26:52,819 --> 00:26:55,238
‫الان ما همینجاییم، توی یه جای غیرممکن.

433
00:26:55,322 --> 00:26:57,532
‫اگه تمام این اتفاقات عجیب اینجا

434
00:26:57,616 --> 00:26:59,909
‫کم‌کم

435
00:26:59,993 --> 00:27:02,370
‫نشت کرده باشه به بیرون...

436
00:27:06,791 --> 00:27:09,294
‫مامانم. وقتی بچه بود
‫کابوس اینجا رو می‌دید

437
00:27:09,377 --> 00:27:11,338
‫اون موقع نمی‌فهمید

438
00:27:11,421 --> 00:27:14,215
‫خواب اینجا رو می‌بینه.
‫ولی واقعاً همین‌طور بود. خب؟

439
00:27:14,299 --> 00:27:16,509
‫کی می‌دونه
‫چند تا بچه یا بزرگسال دیگه

440
00:27:16,593 --> 00:27:18,386
‫یا حتی نویسنده کتاب‌های کودکانه

441
00:27:18,470 --> 00:27:20,764
‫بدون اینکه بفهمن خواب اینجا رو دیدن؟

442
00:27:20,847 --> 00:27:23,058
‫اگه این نویسنده هم درباره‌ی کسی مثل من

443
00:27:23,141 --> 00:27:25,101
‫که این کارو می‌تونه بکنه
‫خواب دیده باشه،

444
00:27:25,185 --> 00:27:27,395
‫بعد بیدار شده، نوشته‌تش
‫و اسمش رو گذاشته داستان‌‌گردی؟

445
00:27:27,479 --> 00:27:30,065
‫ولی هزاران کتاب هست

446
00:27:30,148 --> 00:27:31,608
‫که درباره سفر در زمان
‫داستان و قانون دارن.

447
00:27:31,691 --> 00:27:32,692
‫نه، نه!

448
00:27:32,776 --> 00:27:34,069
‫چرا باید دقیقاً این کتاب،

449
00:27:34,152 --> 00:27:35,987
‫همونی که درباره فرد داستان‌گرده،

450
00:27:36,071 --> 00:27:38,239
‫اون کتابی باشه که همه ‌چی رو توضیح میده؟

451
00:27:38,323 --> 00:27:39,908
‫چون از بین همه اون کتاب‌ها،

452
00:27:39,991 --> 00:27:42,160
‫این همون کتابیه که برادرم وقتی اومدیم اینجا
‫همراهش داشت.

453
00:27:42,243 --> 00:27:44,663
‫باشه؟
‫و شاید یه معنی‌ای داشته باشه.

454
00:27:46,247 --> 00:27:47,624
‫شاید سرنوشته...

455
00:27:47,707 --> 00:27:49,000
‫سرنوشت.

456
00:27:49,084 --> 00:27:50,627
‫رندال، اگه حق با من باشه،

457
00:27:50,710 --> 00:27:52,712
‫این واقعاً می‌تونه راهنمای

458
00:27:52,796 --> 00:27:55,382
‫نجات بابام باشه،

459
00:27:55,465 --> 00:27:57,342
‫و تنها چیزیه که دارم.

460
00:27:59,719 --> 00:28:01,513
‫پس من امتحانش می‌کنم،
‫چه کمکم بکنی چه نه.

461
00:28:06,142 --> 00:28:08,019
‫خب، چه جور نشونه لای کتابی لازم داریم؟

462
00:28:10,563 --> 00:28:11,940
‫وقتی می‌گی «هیولا»...؟

463
00:28:12,023 --> 00:28:14,693
‫بوید، می‌دونم نگران منی،

464
00:28:14,776 --> 00:28:16,611
‫ولی لازم نیست باشی.

465
00:28:16,695 --> 00:28:19,030
‫آره آره، شنیدم که اینو می‌گی.

466
00:28:19,114 --> 00:28:24,285
‫مشکل اینه فاطیما، این خلافش رو میگه.

467
00:28:25,412 --> 00:28:28,123
‫به الیس گفتی
‫اینجا داری چی کار می‌کنی؟

468
00:28:28,206 --> 00:28:30,792
‫نمی‌خواستم ازش قایم کنم.

469
00:28:30,875 --> 00:28:32,585
‫اون... این اواخر خیلی نگران بوده.

470
00:28:34,254 --> 00:28:37,090
‫فکر کردم وقتی
‫از مأموریت آوردن غذا برگرده،

471
00:28:37,173 --> 00:28:38,633
‫وقتی خودش ببینه دارم چی کار می‌کنم،

472
00:28:38,717 --> 00:28:40,635
‫توضیح دادنش راحت‌تر میشه.

473
00:28:40,719 --> 00:28:41,803
‫باشه، عالیه.

474
00:28:42,929 --> 00:28:45,056
‫می‌خوای برای من توضیح بدی؟

475
00:28:51,187 --> 00:28:55,483
‫جایی که من بزرگ شدم،
‫باورها خیلی سختگیرانه بودن.

476
00:28:55,567 --> 00:28:57,902
‫باورهات هویتت رو مشخص می‌کرد.

477
00:28:57,986 --> 00:29:01,406
‫اما پدرم از همه جور ایمان و دین داستان می‌گفت.

478
00:29:01,489 --> 00:29:03,199
‫مادرم رو دیوونه می‌کرد،

479
00:29:03,283 --> 00:29:06,244
‫چون می‌فهمید
‫چقدر می‌تونه خطرناک باشه.

480
00:29:07,328 --> 00:29:10,457
‫اما پدرم فقط لبخند می‌زد.

481
00:29:10,540 --> 00:29:15,253
‫می‌گفت: «فاطیما، اونا اشتباه می‌کنن.

482
00:29:15,336 --> 00:29:18,089
‫همه فکر می‌کنن راه خودشون تنها راهه.

483
00:29:18,173 --> 00:29:21,843
‫نمی‌فهمن که
‫همه راه‌ها به خدا می‌رسه؟

484
00:29:21,926 --> 00:29:24,596
‫فقط مسیرهایی متفاوت دارن.»

485
00:29:24,679 --> 00:29:25,972
‫فاطیما...

486
00:29:26,055 --> 00:29:30,018
‫از بین همه داستان‌هایی
‫که پدرم تعریف می‌کرد،

487
00:29:30,101 --> 00:29:34,105
‫همه افسانه‌ها و اسطوره‌ها...

488
00:29:34,189 --> 00:29:37,734
‫یه داستان هست
‫که این اواخر خیلی بهش فکر می‌کنم.

489
00:29:39,903 --> 00:29:43,364
‫می‌دونی «گولم» چیه، بوید؟

490
00:29:55,335 --> 00:29:57,045
‫خب؟

491
00:29:57,128 --> 00:29:59,005
‫اون...

492
00:30:01,549 --> 00:30:03,802
‫داره یه گولم می‌سازه.

493
00:30:03,885 --> 00:30:05,094
‫چی چی؟

494
00:30:05,178 --> 00:30:08,348
‫بخشی از یه افسانه مذهبیه.

495
00:30:09,682 --> 00:30:11,893
‫یه غولیه که از گِل ساخته میشه.

496
00:30:11,976 --> 00:30:14,604
‫از مردم محافظت می‌کنه،
‫یه جور قهرمانه.

497
00:30:14,687 --> 00:30:17,482
‫می‌گفت نماد امیده.

498
00:30:20,819 --> 00:30:23,655
‫شاید فعلاً باید یه کم بهش فضا بدیم.

499
00:30:23,738 --> 00:30:25,865
‫وایسا وایسا.
‫راه‌حل تو اینه که...

500
00:30:27,742 --> 00:30:29,285
‫بهش فضا بدیم؟

501
00:30:29,369 --> 00:30:30,829
‫آزارش به کسی نمی‌رسه.

502
00:30:30,912 --> 00:30:32,372
‫مسئله این نیست.

503
00:30:32,455 --> 00:30:34,874
‫ما هر دوتامون دیدیم
‫این مکان با آدم‌ها چی کار می‌کنه،

504
00:30:34,958 --> 00:30:36,501
‫کم‌کم عوضشون می‌کنه،

505
00:30:36,584 --> 00:30:38,503
‫تا یه روز

506
00:30:38,586 --> 00:30:40,213
‫برمی‌گردیم و می‌بینیم...

507
00:30:41,923 --> 00:30:42,966
‫اون آدمی که...

508
00:30:43,049 --> 00:30:44,968
‫می‌شناختیمش... دیگه نیست.

509
00:30:48,304 --> 00:30:53,434
‫بوید، اون کسی که بالا نشسته
‫اون فاطیمایی نیست که من می‌شناسم.

510
00:30:53,518 --> 00:30:55,687
‫و فکر می‌کنم اگه
‫با خودت صادق باشی،

511
00:30:55,770 --> 00:30:57,647
‫اون هم فاطیمایی نیست که تو می‌شناسی.

512
00:31:07,699 --> 00:31:09,701
‫می‌تونم یه چیزی بپرسم؟

513
00:31:09,784 --> 00:31:11,035
‫آره.

514
00:31:12,537 --> 00:31:14,372
‫اصلاً اینجا چی کار می‌کنی؟

515
00:31:16,958 --> 00:31:18,334
‫نمی‌دونم.

516
00:31:19,961 --> 00:31:22,213
‫واقعاً نمی‌دونم دارم چی کار می‌کنم.

517
00:31:23,548 --> 00:31:27,093
‫فقط همین‌طور با ترس تو دلم راه میرم

518
00:31:27,176 --> 00:31:30,179
‫که حس می‌کنم
‫هر لحظه ممکنه منفجر بشه.

519
00:31:30,263 --> 00:31:33,016
‫و تمام این مدت،

520
00:31:33,099 --> 00:31:36,436
‫یه سوال هست
‫که مدام توی سرم تکرار میشه.

521
00:31:39,314 --> 00:31:40,815
‫الان باید چی کار کنم؟

522
00:31:41,941 --> 00:31:43,693
‫جیم رفته،

523
00:31:43,776 --> 00:31:45,987
‫و من مدام دنبالش می‌گردم، ولی نیست.

524
00:31:48,656 --> 00:31:52,577
‫یه‌سری خاطره توی سرمه
‫که مال آدم‌های دیگه‌ست.

525
00:31:53,661 --> 00:31:56,623
‫خاطره‌هایی که شاید
‫جواب‌ها توشون باشه،

526
00:31:56,706 --> 00:31:58,875
‫ولی از این می‌ترسم که اگه...

527
00:31:58,958 --> 00:32:02,128
‫اگه خیلی جلو برم یا زیادی یادم بیاد،
‫چه بهایی باید بدم.

528
00:32:03,880 --> 00:32:05,298
‫اما اگه نکنم...

529
00:32:13,765 --> 00:32:14,807
‫می‌دونم دارم شکست می‌خورم.

530
00:32:16,351 --> 00:32:18,102
‫چی میشه وقتی ایتن بفهمه

531
00:32:18,186 --> 00:32:22,398
‫دریاچه اشک‌ها واقعی نیست؟

532
00:32:22,482 --> 00:32:24,317
‫چطور باید با اون کنار بیام؟

533
00:32:24,400 --> 00:32:26,361
‫هی، بچه‌ها؟

534
00:32:26,444 --> 00:32:28,571
‫بیاید یه استراحت کوتاه بکنیم، باشه؟

535
00:32:28,655 --> 00:32:29,781
‫حالت خوبه؟

536
00:32:29,864 --> 00:32:31,199
‫آره، خوبیم. فقط...

537
00:32:31,282 --> 00:32:32,283
‫یه کم نفس تازه کنیم.

538
00:32:32,367 --> 00:32:33,368
‫باشه.

539
00:32:33,451 --> 00:32:34,827
‫بیاید بشینیم.

540
00:32:44,712 --> 00:32:46,839
‫نمی‌دونم تنهایی چطور از پسش بربیام.

541
00:32:46,923 --> 00:32:48,883
‫تو تنها نیستی.

542
00:32:48,967 --> 00:32:50,635
‫همه همینو میگن.

543
00:32:50,718 --> 00:32:52,762
‫خب شاید بد نباشه
‫یه بار واقعاً گوش بدی.

544
00:32:55,348 --> 00:32:57,600
‫نمی‌خوام یه روز
‫یه یادداشت دیگه پیدا کنم

545
00:32:57,684 --> 00:32:59,936
‫مثل اونی که روی میز کنار تختت بود.

546
00:33:00,019 --> 00:33:02,313
‫نمی‌ذارم منو در موقعیتی بذاری

547
00:33:02,397 --> 00:33:04,399
‫که مجبور بشم
‫برای بچه‌هات توضیح بدم

548
00:33:04,482 --> 00:33:06,150
‫چرا من هنوز زنده‌ام و تو نه.

549
00:33:06,234 --> 00:33:08,277
‫- دانا، من...
‫- نه.

550
00:33:08,361 --> 00:33:12,240
‫تو و اون بچه‌ها

551
00:33:12,323 --> 00:33:16,369
‫به اندازه هر خانواده‌ای
‫که توی زندگیم داشتم، خانواده منید.

552
00:33:17,996 --> 00:33:21,124
‫پس از الان به بعد،

553
00:33:21,207 --> 00:33:23,793
‫اگه قراره کسی
‫جونشو به خطر بندازه

554
00:33:23,876 --> 00:33:26,546
‫تا یه کار احمقانه انجام بده...

555
00:33:26,629 --> 00:33:30,049
‫اون آدم منم، نه تو.

556
00:33:32,218 --> 00:33:33,136
‫فهمیدی؟

557
00:33:34,637 --> 00:33:37,348
‫دارم می‌پرسم، فهمیدی؟

558
00:33:41,144 --> 00:33:43,563
‫- آره، فهمیدم.
‫- باشه.

559
00:33:43,646 --> 00:33:46,441
‫مامان! بیا اینو ببین!

560
00:33:47,942 --> 00:33:49,027
‫بیا.
‫بیا.

561
00:33:56,034 --> 00:33:58,161
‫به نظر میاد بالش شکسته.

562
00:34:00,163 --> 00:34:01,956
‫احتمالاً از لونه افتاده یا همچین چیزی.

563
00:34:02,040 --> 00:34:04,667
‫اینجا هیچ‌وقت چیزی جز کلاغ نمی‌بینیم.

564
00:34:04,751 --> 00:34:06,085
‫باید با خودمون ببریمش.

565
00:34:06,169 --> 00:34:07,837
‫ایتن...

566
00:34:08,963 --> 00:34:12,091
‫مامان، این یه نشونه‌ست.

567
00:34:13,968 --> 00:34:15,470
‫اگه اون دریاچه داخل سکونتگاه

568
00:34:15,553 --> 00:34:18,514
‫واقعاً همون «دریاچه اشک‌ها» باشه،
‫خوبش می‌کنه.

569
00:34:18,598 --> 00:34:21,309
‫اون‌وقت می‌فهمیم.

570
00:34:21,392 --> 00:34:24,020
‫باید با خودمون ببریمش.

571
00:34:31,069 --> 00:34:34,280
‫نمی‌تونم تصور کنم
‫این وضعیت برای اون چه‌جوریه.

572
00:34:34,363 --> 00:34:38,367
‫حداقل وقتی من اومدم اینجا،
‫تو رو پیدا کردم، می‌دونی؟

573
00:34:38,451 --> 00:34:41,120
‫ولی اون تنها کسی رو که اینجا داشت
‫از دست داد.

574
00:34:41,204 --> 00:34:42,080
‫آره.

575
00:34:43,581 --> 00:34:45,124
‫نمی‌دونم واقعاً داره
‫خوب باهاش کنار میاد

576
00:34:45,208 --> 00:34:48,002
‫یا فقط هنوز واقعیت رو قبول نکرده.

577
00:34:49,962 --> 00:34:51,714
‫- خیلی دعا می‌کنه.
‫- آره.

578
00:34:52,590 --> 00:34:53,800
‫نمی‌دونم. شاید کمک می‌کنه؟

579
00:34:53,883 --> 00:34:57,095
‫آره، اون...

580
00:34:57,178 --> 00:34:58,721
‫همیشه تنها چیزی که درباره جلسات ترک

581
00:34:58,805 --> 00:35:00,556
‫نمی‌تونستم تحمل کنم همین بود،

582
00:35:00,640 --> 00:35:02,809
‫این قضیه که خودتو
‫بسپری به یه نیروی برتر.

583
00:35:04,685 --> 00:35:07,021
‫اگه جایی باشه که ثابت کنه
‫هیچ‌کس حواسش به ما نیست،

584
00:35:07,105 --> 00:35:08,898
‫همینجاست.

585
00:35:41,264 --> 00:35:43,432
‫هی.

586
00:35:44,433 --> 00:35:46,227
‫کم پیش میاد اینجا ببینیمت.

587
00:35:46,310 --> 00:35:48,688
‫من... زیاد نمی‌مونم.

588
00:35:48,771 --> 00:35:51,107
‫سارا، هرچقدر بخوای می‌تونی بمونی.

589
00:35:54,735 --> 00:35:57,655
‫به نظرم خیلی خوبه
‫که دوباره غذاخوری رو باز کردی.

590
00:35:57,738 --> 00:36:00,741
‫خب، فکر کردم
‫راه خوبی باشه که سرم گرم بمونه.

591
00:36:00,825 --> 00:36:03,744
‫تو قبلاً اینجا کار می‌کردی، درسته؟

592
00:36:03,828 --> 00:36:06,497
‫الان انگار خیلی وقت پیش بوده.

593
00:36:06,581 --> 00:36:08,583
‫اگه یه روز خواستى برگردی،

594
00:36:08,666 --> 00:36:09,750
‫به کمکت احتیاج دارم.

595
00:36:11,711 --> 00:36:15,214
‫ببین، من وقتی تو...
‫اون کارو کردی اینجا نبودم.

596
00:36:15,298 --> 00:36:18,050
‫ولی دختری که از وقتی می‌شناسمت شدی؟

597
00:36:19,635 --> 00:36:21,929
‫اون دختر لیاقتشو داره.

598
00:36:22,013 --> 00:36:23,139
‫بهش فکر کن.

599
00:36:28,060 --> 00:36:29,145
‫بکتا؟

600
00:36:29,228 --> 00:36:30,271
‫بله؟

601
00:36:32,773 --> 00:36:34,859
‫می‌شه اون رو برام خالی کنی؟

602
00:36:34,942 --> 00:36:36,569
‫حتماً.

603
00:36:42,366 --> 00:36:43,776
‫لعنتی.

604
00:36:43,826 --> 00:36:44,702
‫صبر کن، ماریل!
‫صبر کن! وایسا!

605
00:36:44,785 --> 00:36:45,870
‫چی شده؟

606
00:36:46,329 --> 00:36:47,363
‫دارم میام!

607
00:36:47,413 --> 00:36:48,539
‫تکون نخور، باشه؟

608
00:36:49,415 --> 00:36:51,000
‫همون‌جا بمون.
‫همون‌جا بمون.

609
00:36:51,083 --> 00:36:52,293
‫کجات درد می‌کنه؟

610
00:36:52,376 --> 00:36:54,045
‫- دستم...
‫- باشه.

611
00:36:54,128 --> 00:36:55,588
‫بذار ببینم.
‫باشه، نگاهم کن.

612
00:36:55,671 --> 00:36:57,715
‫یه نفس عمیق بکش.
‫چی شد؟

613
00:36:57,798 --> 00:36:59,258
‫کنار لبه ایستاده بودم

614
00:36:59,342 --> 00:37:01,385
‫بعدش حس کردم یه چیزی هلم داد.

615
00:37:03,095 --> 00:37:05,514
‫باشه، جای دیگه‌ات هم درد می‌کنه؟

616
00:37:05,598 --> 00:37:07,892
‫نه.

617
00:37:42,551 --> 00:37:46,097
‫هی. کارمون اینجا تموم شد؟

618
00:37:46,180 --> 00:37:47,682
‫نه.

619
00:37:47,765 --> 00:37:48,891
‫نه، هنوز نه.

620
00:37:53,813 --> 00:37:56,274
‫چون فاطیما داره یه هیولای گِلی می‌سازه؟

621
00:37:58,025 --> 00:37:59,860
‫ببخشید، داشتم یواشکی گوش می‌دادم.

622
00:38:03,572 --> 00:38:07,451
‫نمی‌دونم باید برم بالا
‫جلوی کارش رو بگیرم

623
00:38:07,535 --> 00:38:09,161
‫یا برم بالا بهش کمک کنم.

624
00:38:12,957 --> 00:38:15,793
‫می‌دونی، اگه اون اتفاقی که
‫برای من و تبیتا افتاد نبود،

625
00:38:15,876 --> 00:38:17,545
‫و چیزهایی که یادمون اومد...

626
00:38:17,628 --> 00:38:19,255
‫هیچ‌وقت حتی فکرش رو هم نمی‌کردم

627
00:38:19,338 --> 00:38:20,381
‫که اون قارچ‌ها رو بخورم.

628
00:38:23,342 --> 00:38:24,719
‫منظورت چیه؟

629
00:38:26,470 --> 00:38:29,056
‫منظورم اینه...

630
00:38:29,140 --> 00:38:31,392
‫یه چیزی عوض شده.

631
00:38:31,475 --> 00:38:33,519
‫باعث شد بفهمم
‫باید یه کار خیلی جدی بکنم

632
00:38:33,602 --> 00:38:35,479
‫قبل از اینکه خیلی دیر بشه،

633
00:38:35,563 --> 00:38:38,858
‫حتی اگه همه اطرافم
‫فکر کنن دیوونه شدم.

634
00:38:42,236 --> 00:38:44,155
‫پس شاید سوالی که باید
‫از فاطیما بپرسی

635
00:38:44,238 --> 00:38:46,907
‫این نباشه که
‫چرا داره اون چیزو می‌سازه.

636
00:38:50,328 --> 00:38:53,372
‫شاید سوالی که باید بپرسی اینه
‫که چرا الان داره می‌سازدش.

637
00:39:02,715 --> 00:39:04,008
‫یا خدا...

638
00:39:06,594 --> 00:39:09,180
‫این چیزا از نزدیک خیلی ترسناک‌ترن.

639
00:39:09,263 --> 00:39:12,016
‫جید گفت برای دور کردن ارواح شیطانیه.

640
00:39:12,099 --> 00:39:14,518
‫خب این که...

641
00:39:17,229 --> 00:39:18,522
‫یه جورایی آرامش‌بخشه.

642
00:39:20,316 --> 00:39:23,569
‫باشه، هر چی قبل از تاریکی
‫غذای بیشتری جمع کنیم،

643
00:39:23,652 --> 00:39:25,821
‫صبح زودتر راه می‌افتیم.

644
00:39:25,905 --> 00:39:28,032
‫پس کیسه‌هاتون رو زمین بذارید.
‫برید.

645
00:39:28,115 --> 00:39:31,494
‫مامان، باید ببریمش کنار دریاچه.

646
00:39:31,577 --> 00:39:33,079
‫بیا، بریم.

647
00:39:42,338 --> 00:39:43,339
‫جولی؟

648
00:39:43,422 --> 00:39:44,924
‫این بالام!

649
00:39:46,092 --> 00:39:47,426
‫چیزی که گفتی رو آوردم.

650
00:39:51,847 --> 00:39:52,848
‫اون...

651
00:39:54,225 --> 00:39:56,143
‫داری چی کار می‌کنی؟

652
00:39:56,227 --> 00:39:57,561
‫دفعه قبل که این کارو کردم،

653
00:39:57,645 --> 00:39:59,855
‫یکی از اون موجودها موهامو گرفت.

654
00:39:59,939 --> 00:40:02,149
‫دیگه قرار نیست دوباره همچین اتفاقی بیفته.

655
00:40:05,528 --> 00:40:06,862
‫باشه.

656
00:40:06,946 --> 00:40:08,197
‫آماده‌ای؟

657
00:40:14,370 --> 00:40:18,165
‫خب، برای ساختن نشونه ‌صفحه،

658
00:40:18,249 --> 00:40:20,918
‫یه تکه کاغذ رو تا می‌کنی،

659
00:40:21,001 --> 00:40:24,171
‫و وقتی داستان‌گردی می‌کنم
‫همراهم می‌برمش.

660
00:40:24,255 --> 00:40:27,216
‫هرجایی در گذشته که برسم،
‫هر «فصلی» که باشم،

661
00:40:27,299 --> 00:40:32,555
‫فقط اون نماد رو روی کاغذ می‌کشم

662
00:40:32,638 --> 00:40:34,140
‫و همون‌جا ولش می‌کنم.

663
00:40:34,223 --> 00:40:36,100
‫اگه این کار جواب بده،
‫وقتی منو بیرون بکشی،

664
00:40:36,183 --> 00:40:37,601
‫اون نمادی که تو گذشته کشیدم

665
00:40:37,685 --> 00:40:39,728
‫اینجا، تو زمان حال
‫هم روی این کاغذ ظاهر می‌شه.

666
00:40:45,401 --> 00:40:46,777
‫از وقتی از شهر زدیم بیرون

667
00:40:46,861 --> 00:40:48,320
‫منتظر بودی این کارو بکنی، نه؟

668
00:40:48,404 --> 00:40:49,488
‫آره، همینطوره.

669
00:40:52,241 --> 00:40:53,159
‫باشه.

670
00:40:56,454 --> 00:40:57,913
‫فرض کنیم این کار جواب بده،

671
00:40:57,997 --> 00:40:59,832
‫فرض کنیم از این قضیه
‫جون سالم به در ببری

672
00:40:59,915 --> 00:41:02,626
‫و یه نشونه‌صفحه درست‌حسابی داشته باشی،
‫چه کمکی به ما می‌کنه؟

673
00:41:02,710 --> 00:41:04,712
‫چون از اون به بعد،

674
00:41:04,795 --> 00:41:06,589
‫هر نقطه‌ای از داستان
‫که بخوام برم سراغش،

675
00:41:06,672 --> 00:41:09,675
‫مثلاً فصلی درست قبل از اینکه
‫پدرم کشته بشه...

676
00:41:11,635 --> 00:41:13,846
‫اینجا داخل تاهای کاغذ می‌نویسمش،

677
00:41:13,929 --> 00:41:15,806
‫دوباره کاغذو تا می‌کنم،
‫از آستانه رد می‌شم،

678
00:41:15,890 --> 00:41:18,434
‫و نشونه ‌صفحه منو می‌بره همون‌جا.

679
00:41:18,517 --> 00:41:20,686
‫داری ازم می‌خوای وایسم
‫و ببینم دوباره تشنج می‌کنی.

680
00:41:22,104 --> 00:41:25,983
‫فقط پنج ثانیه می‌خوام.

681
00:41:26,066 --> 00:41:28,652
‫نماد رو می‌کشم،
‫تو منو بیرون می‌کشی.

682
00:41:28,736 --> 00:41:30,988
‫رندال، اگه این کار جواب بده،
‫همه‌ چی عوض می‌شه.

683
00:41:33,324 --> 00:41:34,492
‫لطفاً.

684
00:41:36,160 --> 00:41:37,161
‫پنج ثانیه.

685
00:41:38,787 --> 00:41:39,914
‫پنج ثانیه.

686
00:41:48,631 --> 00:41:49,715
‫بیا.

687
00:41:49,798 --> 00:41:50,925
‫مواظب باش.

688
00:41:54,386 --> 00:41:55,638
‫آره.

689
00:42:48,899 --> 00:42:50,734
‫هی!
‫هی، هی، هی، هی!

690
00:42:50,818 --> 00:42:52,152
‫هی، هی!
‫منم.

691
00:42:52,236 --> 00:42:53,654
‫منم، منم. خوبی.

692
00:42:53,737 --> 00:42:55,656
‫خوبی، خوب می‌شی.

693
00:43:00,077 --> 00:43:01,370
‫نه!

694
00:43:04,206 --> 00:43:05,082
‫لعنتی!

695
00:43:06,792 --> 00:43:09,128
‫کار نکرد!
‫لعنتی، اصلاً کار نکرد!

696
00:43:19,221 --> 00:43:20,347
‫ویکتور، بیا.

697
00:43:39,617 --> 00:43:41,243
‫اونا اونجان.

698
00:44:03,724 --> 00:44:06,644
‫اونم مثل بقیه ما
‫با یه ماشین اومده بود اینجا.

699
00:44:07,561 --> 00:44:10,230
‫فکر می‌کردم کت زردش بامزه‌ست.

700
00:44:10,314 --> 00:44:13,442
‫ما فکر می‌کردیم اونم مثل ماست. ما...

701
00:44:15,152 --> 00:44:18,405
‫آوردیمش پیش خودمون
‫و باهاش دوست شدیم.

702
00:44:18,489 --> 00:44:20,032
‫ولی اون مثل ما نبود.

703
00:44:20,115 --> 00:44:22,660
‫وقتی همه مُردن،

704
00:44:22,743 --> 00:44:26,288
‫وقتی مامانو کنار درخت بطری
‫پیدا کردم، دیدمش.

705
00:44:33,504 --> 00:44:34,880
‫داشت می‌خوردش.

706
00:44:34,963 --> 00:44:37,466
‫یا خدا...

707
00:44:47,685 --> 00:44:51,355
‫خب، پس قطعاً شکسته.

708
00:44:51,438 --> 00:44:54,024
‫ولی صبر می‌کنیم تا ورمش بخوابه،

709
00:44:54,108 --> 00:44:55,567
‫بعدش استخون رو جا می‌ندازیم.

710
00:44:55,651 --> 00:44:57,695
‫- باشه.
‫- باشه؟

711
00:44:57,778 --> 00:45:00,489
‫می‌دونم همه اینا یه کم ترسناکه.

712
00:45:01,490 --> 00:45:05,536
‫اینم فقط یه امتحان دیگه‌ست.
‫واسه همین اینجاییم.

713
00:45:05,619 --> 00:45:08,080
‫خدا داره امتحانمون می‌کنه و بهمون اجازه
‫می‌ده ایمانمون رو بهش ثابت کنیم.

714
00:45:09,915 --> 00:45:11,041
‫آره.

715
00:45:12,543 --> 00:45:14,086
‫می‌دونم این حرف‌ها
‫براتون مسخره به نظر میاد.

716
00:45:14,169 --> 00:45:16,296
‫نه، اصلاً اینطور نیست.

717
00:45:16,380 --> 00:45:18,006
‫داستان حضرت ابراهیم رو می‌دونی؟

718
00:45:19,466 --> 00:45:21,719
‫نه، نمی‌دونم.

719
00:45:23,971 --> 00:45:25,305
‫یه مرد ساده بود،

720
00:45:25,389 --> 00:45:27,683
‫با ایمانی تزلزل‌ناپذیر و مطیعِ امرِ خدا.

721
00:45:32,771 --> 00:45:36,024
‫یه روز، خدا ابراهیم رو امتحان کرد،

722
00:45:36,108 --> 00:45:38,736
‫و بهش دستور داد تنها پسرش رو بکشه،

723
00:45:38,819 --> 00:45:41,321
‫تا از این راه، ایمانش رو ثابت کنه.

724
00:45:44,324 --> 00:45:48,245
‫اما در آخرین لحظه خدا مداخله کرد

725
00:45:48,328 --> 00:45:51,623
‫و یه قوچ فرستاد تا به جاش قربانی بشه.

726
00:45:56,253 --> 00:45:57,796
‫می‌بینی،

727
00:45:57,880 --> 00:46:01,675
‫خدا هیچ‌وقت قصد نداشت
‫که ابراهیم پسرشو بکشه.

728
00:46:04,636 --> 00:46:06,805
‫فقط لازم بود بدونه
‫که این کارو می‌کنه یا نه.

729
00:46:21,111 --> 00:46:22,362
‫هی.

730
00:46:22,446 --> 00:46:24,531
‫اشکالی نداره کِنی هم بیاد پیشمون؟

731
00:46:34,666 --> 00:46:37,127
‫ببینید، می‌دونم این چقدر
‫عجیب به نظر میاد، بچه‌ها، ولی...

732
00:46:37,211 --> 00:46:41,673
‫فاطیما، باید بدونم
‫چرا داری این کارو می‌کنی.

733
00:46:41,757 --> 00:46:42,883
‫دلیلش رو بهت گفتم.

734
00:46:42,966 --> 00:46:45,427
‫چرا داری «الان» انجامش می‌دی؟

735
00:46:45,511 --> 00:46:47,513
‫هرچی که هست،
‫باید بهم بگی. خواهش می‌کنم.

736
00:46:47,596 --> 00:46:49,598
‫نذار این‌جا باعث بشه
‫از حرف زدن با من بترسی.

737
00:46:49,681 --> 00:46:51,600
‫هنوز حسش می‌کنم.

738
00:46:54,478 --> 00:46:56,980
‫اون چیزی که تو وجودم بود...
‫هنوز حسش می‌کنم.

739
00:46:57,064 --> 00:46:58,857
‫- خب.
‫- چطوری حسش می‌کنی؟

740
00:46:58,941 --> 00:47:00,818
‫انگار به هم وصلیم.

741
00:47:01,819 --> 00:47:04,321
‫یه بخشی از من،
‫همون چیزی رو حس می‌کنه که اون حس می‌کنه.

742
00:47:05,531 --> 00:47:08,325
‫باشه. و این چیزی که داری می‌سازی...

743
00:47:08,408 --> 00:47:09,701
‫قراره چی کار کنه؟
‫اتصال رو قطع کنه؟

744
00:47:09,785 --> 00:47:11,036
‫این ارتباط دوطرفه‌ست.

745
00:47:11,119 --> 00:47:12,162
‫درسته.

746
00:47:12,246 --> 00:47:14,790
‫اون هم چیزهایی رو
‫که من حس می‌کنم، حس می‌کنه.

747
00:47:14,873 --> 00:47:17,668
‫می‌فهمه چقدر می‌ترسم.
‫و لذت می‌بره.

748
00:47:19,044 --> 00:47:21,755
‫ولی وقتی دارم اینو می‌سازم،

749
00:47:21,839 --> 00:47:24,049
‫باعث می‌شه حس قدرت کنم.

750
00:47:26,134 --> 00:47:27,803
‫باعث می‌شه کمتر بترسم.

751
00:47:27,886 --> 00:47:29,137
‫باشه.

752
00:47:29,221 --> 00:47:30,848
‫تنها راهیه که بلدم
‫باهاش مقابله کنم.

753
00:47:32,140 --> 00:47:33,600
‫درسته.

754
00:47:36,979 --> 00:47:38,605
‫ای بابا.

755
00:47:38,689 --> 00:47:40,357
‫فکر می‌کنی ساختن اون چیز

756
00:47:40,440 --> 00:47:42,734
‫واقعاً می‌تونه کمک کنه؟

757
00:47:42,818 --> 00:47:44,486
‫چی بگم.

758
00:47:44,570 --> 00:47:47,781
‫ولی خب،
‫با توجه به همه این اتفاقات،

759
00:47:47,865 --> 00:47:50,033
‫داشتن یه قهرمان تو جبهه خودمون...

760
00:47:50,117 --> 00:47:52,119
‫الان بدترین چیز دنیا نیست.

761
00:47:52,202 --> 00:47:53,453
‫من خبرش رو پخش می‌کنم...

762
00:47:53,537 --> 00:47:54,538
‫خوبه.

763
00:47:54,621 --> 00:47:56,123
‫که بهش فضا بدن.

764
00:47:56,206 --> 00:47:57,624
‫نذار کسی بره داخل اون اتاق.

765
00:47:57,708 --> 00:47:58,709
‫- باشه.
‫- باشه.

766
00:48:31,783 --> 00:48:33,160
‫بوید؟

767
00:48:37,664 --> 00:48:39,249
‫باید بریم.

768
00:48:40,417 --> 00:48:41,376
‫الان.

769
00:48:44,004 --> 00:48:45,422
‫بوید، چی شده؟

770
00:48:45,505 --> 00:48:47,132
‫فقط یه دقیقه بهم بده.

771
00:49:09,321 --> 00:49:10,280
‫چی؟

772
00:49:14,826 --> 00:49:15,911
‫نه، این...

773
00:49:31,927 --> 00:49:34,596
‫باشه، دسته‌بندی جدید،

774
00:49:34,680 --> 00:49:38,517
‫کارتون‌های صبح شنبه.
‫باشه، اول من می‌گم.

775
00:49:38,600 --> 00:49:39,977
‫جتسون‌ها.

776
00:49:41,728 --> 00:49:43,313
‫فلینتستون‌ها.

777
00:49:43,397 --> 00:49:44,481
‫عالیه.

778
00:49:45,857 --> 00:49:46,858
‫باشه؟

779
00:49:50,821 --> 00:49:52,322
‫آماده‌ای؟

780
00:49:53,573 --> 00:49:55,575
‫باشه. بزن بریم.

781
00:50:19,474 --> 00:50:21,059
‫راجر، حالت خوبه؟

782
00:50:21,143 --> 00:50:22,561
‫لعنتی، این دیگه چیه؟

783
00:50:35,407 --> 00:50:36,742
‫مامان؟

784
00:50:41,246 --> 00:50:42,873
‫لعنتی.

785
00:50:44,875 --> 00:50:47,836
W W W . M O V I E S H O . C O M

786
00:50:49,836 --> 00:50:59,836
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M