1
00:00:06,416 --> 00:00:10,291
‫«ترجمه از محمد سید»

2
00:00:11,000 --> 00:00:11,916
‫افتخار.

3
00:00:12,458 --> 00:00:15,666
‫افتخار یعنی از خودگذشتگی، فداکاری، سختی کشیدن.

4
00:00:16,000 --> 00:00:16,416
‫[هاریانا]

5
00:00:16,458 --> 00:00:19,916
‫پدربزرگت با افتخار از المپیک برگشت.
‫[باشگاه بوکس]

6
00:00:20,000 --> 00:00:21,500
‫ولی بدونِ مدال.

7
00:00:21,583 --> 00:00:23,125
‫طلا آوردن و افتخار آفرینی،

8
00:00:23,208 --> 00:00:25,541
‫جزو وظایف پسرای خانوادۀ «سینگ»‌ـه.

9
00:00:26,208 --> 00:00:28,958
‫تو بار میراث المپیک رو به دوش می‌کشی.

10
00:00:29,041 --> 00:00:30,250
‫بیشتر فشار بیار.

11
00:00:33,541 --> 00:00:37,041
‫دست‌ها بالا. اگه دست‌هات بیفته،
‫رؤیاهات هم به باد می‌ره.

12
00:00:39,166 --> 00:00:41,583
‫نفست رو کنترل کن. ذهنت رو کنترل کن.

13
00:00:41,666 --> 00:00:43,708
‫تا نگفتم حق نداری تمومش کنی.

14
00:00:48,583 --> 00:00:51,083
‫آهای «دوندر»، نه استعداد بابات رو به ارث بردی،

15
00:00:51,125 --> 00:00:52,500
‫نه رگ و ریشه‌ت مثل اونه.

16
00:00:52,583 --> 00:00:55,708
‫کثافت بی‌عرضه. تو لیاقت این چیزا رو نداری.

17
00:00:55,791 --> 00:00:58,583
‫خیلی به‌درد‌نخوری. تو پسر راغوبیر سینگ نیستی.

18
00:00:59,500 --> 00:01:01,708
‫و مربی‌ش راغوبیر سینگه،

19
00:01:01,791 --> 00:01:04,166
‫کسی که تو ده سال گذشته،
‫به «نیهال» آموزش داده

20
00:01:04,250 --> 00:01:06,250
‫و ازش یه بوکسور در سطح جهانی ساخته.

21
00:01:06,791 --> 00:01:08,958
‫حالا ببینیم نیهال تا کجا پیش می‌ره.

22
00:01:09,041 --> 00:01:11,916
‫چون داستان المپیکش
‫دقیقاً از همین‌جا شروع می‌شه.

23
00:01:12,583 --> 00:01:16,000
‫مسابقه تا لحظاتی دیگه شروع می‌شه،
‫بعد از پیام‌های بازرگانی برمی‌گردیم.

24
00:01:20,708 --> 00:01:23,500
‫دیوارها محکم باشن، خونه پابرجا می‌مونه.

25
00:01:23,583 --> 00:01:27,166
‫اگه پایه و زیرساخت قوی باشه،
‫خانواده استحکام پیدا می‌کنه.

26
00:01:27,250 --> 00:01:28,791
‫با قدرت…

27
00:01:28,875 --> 00:01:30,250
‫پسر، اون کجا...

28
00:01:31,250 --> 00:01:41,250
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

29
00:02:02,458 --> 00:02:03,291
‫ببین.

30
00:02:03,375 --> 00:02:05,041
‫هیچ‌وقت نمی‌تونی ازش دل بکنی.

31
00:02:06,083 --> 00:02:09,750
‫و حالا بریم برای پخش زندۀ مسابقۀ بوکس
‫از ایالتِ هاریانا و شهرِ شکتیگار.

32
00:02:34,458 --> 00:02:36,958
‫خانم‌ها و آقایان،

33
00:02:37,041 --> 00:02:40,833
‫و حالا نوبتِ مسابقۀ فینالِ امروزه.

34
00:02:40,916 --> 00:02:44,291
‫مسابقه‌ای که همه‌مون منتظرش بودیم.

35
00:02:44,916 --> 00:02:48,291
‫یه مبارزۀ خشن در دستۀ سنگین‌وزن،

36
00:02:48,375 --> 00:02:51,541
‫یه جدال بوکس.

37
00:02:57,000 --> 00:02:58,958
‫اول از همه، با لباس آبی،

38
00:02:59,041 --> 00:03:02,375
‫قهرمان المپیک از ازبکستان!

39
00:03:02,458 --> 00:03:05,791
‫«عظمت خامیدوف»!

40
00:03:06,125 --> 00:03:08,125
‫[عظمت خامیدوف]

41
00:03:19,833 --> 00:03:22,000
‫و در سمت مقابل، با لباس قرمز،

42
00:03:22,083 --> 00:03:23,958
‫مبارز شجاعِ خودمون،

43
00:03:24,041 --> 00:03:26,875
‫جنگجویی از شکتیگار،

44
00:03:26,958 --> 00:03:28,833
‫پسرِ هاریانا،

45
00:03:28,916 --> 00:03:31,583
‫نیهال سینگ!

46
00:03:39,958 --> 00:03:42,083
‫انرژی تماشاچیا رو ببینید.

47
00:03:42,166 --> 00:03:45,783
‫اینجا جاییه که حتی برای یه مسابقۀ دوستانه،

48
00:03:45,833 --> 00:03:48,375
‫روستایی‌ها و آدمای سطح بالا

49
00:03:48,458 --> 00:03:49,833
‫کنار هم می‌شینن

50
00:03:49,916 --> 00:03:52,791
‫فقط برای اینکه مبارزۀ نیهال سینگ رو ببینن.

51
00:03:52,875 --> 00:03:56,791
‫می‌دونید چند درصد از بوکسورهای هند اهل هاریانا هستن؟

52
00:03:56,875 --> 00:03:58,125
‫شصت درصد.

53
00:03:58,416 --> 00:04:01,166
‫و توی المپیک بعدی، به صد درصد می‌رسه.

54
00:04:01,250 --> 00:04:02,791
‫هاریانا طلا میاره!

55
00:04:02,875 --> 00:04:07,083
‫چون فارغ از نیهال سینگ،
‫ما آقای مربی، جناب راغوبیر سینگ رو داریم.

56
00:04:16,541 --> 00:04:20,041
‫ایشون در بازی‌های آسیایی ۱۹۸۶ نقره گرفت،

57
00:04:20,083 --> 00:04:22,375
‫بعد از اون، کشورمون کلی مدال نقرۀ دیگه هم کسب کرد.

58
00:04:22,416 --> 00:04:24,208
‫کلی نقره، ولی دریغ از طلا.

59
00:04:24,500 --> 00:04:25,666
‫هیچ هندی‌ای

60
00:04:25,708 --> 00:04:27,541
‫هنوز نتونسته طلا بگیره.

61
00:04:28,750 --> 00:04:31,583
‫حتی پسرای خود آقای مربی هم توی این موضوع، ناکام بودن.

62
00:04:31,666 --> 00:04:34,083
‫ولی نیهال سینگ تا تهش می‌ره.

63
00:04:41,375 --> 00:04:43,000
‫آقای مربی همیشه می‌گه

64
00:04:43,083 --> 00:04:44,500
‫این کار بیشتر به ذهن ربط داره

65
00:04:44,583 --> 00:04:45,666
‫تا به مشت‌ها.

66
00:04:45,750 --> 00:04:49,500
‫راغوبیر سینگ یه طرح هوشمندانه
‫برای مقابله با گاردِ «عظمت»...

67
00:04:49,583 --> 00:04:51,416
‫- به نیهال داده.
‫- بوکسورها.

68
00:04:52,625 --> 00:04:54,375
‫سر بالا! کلینچ ممنوع،
‫(کلینچ: بغل کردن در مبارزه)

69
00:04:54,416 --> 00:04:55,500
‫ضربۀ زیر کمربند ممنوع.

70
00:04:55,583 --> 00:04:58,375
‫به دستورات من گوش بدید. دست بدید.

71
00:05:01,541 --> 00:05:03,291
‫- بوکس!
‫- و با این کلمه، مبارزه شروع می‌شه.

72
00:05:11,333 --> 00:05:13,333
‫یه جاخالیِ عالی،

73
00:05:13,416 --> 00:05:14,541
‫آپرکات از نیهال!

74
00:05:15,083 --> 00:05:17,041
‫خامیدوف نیهال رو قفل کرده!

75
00:05:23,375 --> 00:05:26,916
‫عظمت امتیاز می‌گیره. شروع سختی بوده.

76
00:05:29,708 --> 00:05:33,416
‫و نیهال با یه بدلِ بی‌نظیر جواب می‌ده،
‫و حالا یه آپرکات.

77
00:05:33,500 --> 00:05:35,125
‫گاردِ عظمت رو کامل باز کرد.

78
00:05:43,041 --> 00:05:44,666
‫خامیدوف محکم مشت میندازه،

79
00:05:46,250 --> 00:05:47,791
‫و ضربۀ قدرتمند نیهال…

80
00:06:20,458 --> 00:06:21,625
‫فکر همه‌جاش رو کردی؟

81
00:06:22,250 --> 00:06:24,500
‫مغز یه بوکسور سریع‌تر از دست‌هاش کار می‌کنه.

82
00:06:25,125 --> 00:06:26,541
‫به اندازۀ کافی فکر کردم.

83
00:06:27,041 --> 00:06:28,583
‫وقتشه دوتایی فرار کنیم.

84
00:06:29,750 --> 00:06:30,666
‫نیهال.

85
00:06:31,791 --> 00:06:33,125
‫ببین، «گودیا»،

86
00:06:33,208 --> 00:06:34,875
‫ما قراره بچه‌دار شیم.

87
00:06:35,166 --> 00:06:37,125
‫داریم یه زندگی جدید رو شروع می‌کنیم.

88
00:06:37,375 --> 00:06:39,375
‫ارتباط ما با شکتیگار همین‌جا تموم می‌شه.

89
00:06:43,375 --> 00:06:45,583
‫زود باش، وگرنه به اتوبوس دهلی نمی‌رسیم.

90
00:06:47,916 --> 00:06:49,166
‫نه...

91
00:06:51,083 --> 00:06:53,708
‫هاها! دختر آقای مربی می‌خواد خودش برداره.

92
00:07:18,958 --> 00:07:20,041
‫گودیا.

93
00:07:31,375 --> 00:07:32,333
‫گودیا، فرار کن!

94
00:07:34,291 --> 00:07:35,125
‫نیهال!

95
00:07:39,000 --> 00:07:39,958
‫گودیا، فرار کن!

96
00:08:21,000 --> 00:08:22,083
‫عوضی.

97
00:08:59,083 --> 00:08:59,958
‫یک،

98
00:09:01,916 --> 00:09:03,083
‫دو،

99
00:09:04,166 --> 00:09:05,083
‫سه،

100
00:09:06,583 --> 00:09:07,416
‫چهار،

101
00:09:09,166 --> 00:09:10,000
‫پنج،

102
00:09:11,750 --> 00:09:12,916
‫شش،

103
00:09:14,375 --> 00:09:15,833
‫هفت،

104
00:09:17,250 --> 00:09:18,666
‫هشت،

105
00:09:19,458 --> 00:09:20,583
‫نُه،

106
00:09:21,583 --> 00:09:22,750
‫ده.

107
00:09:22,875 --> 00:09:24,875
‫آره!

108
00:09:33,333 --> 00:09:36,083
‫برای اولین بار، ظاهراً هند

109
00:09:36,166 --> 00:09:38,833
‫قراره طلای بوکس المپیک رو ببره.

110
00:09:38,916 --> 00:09:43,000
‫آقای مربی برای رسیدن به این افتخار
‫و برای رسیدن به اوج،

111
00:09:43,083 --> 00:09:46,208
‫فقط منتظر یه اسمه.

112
00:09:46,291 --> 00:09:49,500
‫نیهال سینگ!

113
00:09:49,583 --> 00:09:52,500
‫نیهال!

114
00:09:52,583 --> 00:09:55,750
‫نیهال!

115
00:10:51,416 --> 00:10:53,125
‫[نویدا]
‫(شهری در ایالت اوتار پرادش)

116
00:11:10,666 --> 00:11:11,625
‫چقدر پُررویی!

117
00:11:11,708 --> 00:11:12,875
‫چرا بهم دست زدی؟

118
00:11:12,958 --> 00:11:16,083
‫تو؟ آخه کی به تو دست می‌زنه؟ نه قیافه داری، نه هیکل.

119
00:11:16,166 --> 00:11:17,458
‫هی، هی. آقا.

120
00:11:18,083 --> 00:11:21,916
‫تو به من می‌گی کوتاه بیام؟
‫اینجا نویداست. نویدای بزرگ.

121
00:11:22,000 --> 00:11:23,750
‫اصلاً تو بچۀ هاریانایی، پدرسوخته؟

122
00:11:30,000 --> 00:11:31,083
‫هوی!

123
00:11:39,125 --> 00:11:41,291
‫هی، جلو نیا. شلیک می‌کنما.

124
00:11:41,833 --> 00:11:42,791
‫جلو نیا.

125
00:11:50,958 --> 00:11:52,333
‫من...

126
00:11:52,416 --> 00:11:53,458
‫بچۀ...

127
00:11:54,083 --> 00:11:56,208
‫هاریانا هستم.

128
00:11:56,250 --> 00:11:57,916
‫هی، وایستا. چی‌کار می‌کنی؟

129
00:12:00,416 --> 00:12:02,500
‫«دِو»، نباید مدیر رو می‌زدی.

130
00:12:03,333 --> 00:12:05,958
‫زدی ناکارش کردی و کارِت رو هم از دست دادی.

131
00:12:07,291 --> 00:12:08,791
‫حالا برنامه‌ت چیه، دِو؟

132
00:12:09,250 --> 00:12:10,833
‫دِو، یه چند روز برو خونه استراحت کن.

133
00:12:11,541 --> 00:12:13,458
‫یعنی... خانواده‌ت هم خوشحال می‌شن.

134
00:12:22,250 --> 00:12:24,833
‫من نه روستایی دارم، نه خونه‌ای.

135
00:12:28,333 --> 00:12:30,333
‫[پتیاله]
‫(شهری در ایالت پنجاب)

136
00:13:05,916 --> 00:13:07,666
‫هوی! کوری مگه؟

137
00:13:11,958 --> 00:13:13,375
‫اون دیگه چی بود؟

138
00:13:13,625 --> 00:13:14,458
‫چی؟

139
00:13:15,833 --> 00:13:16,833
‫چی شد؟

140
00:13:16,916 --> 00:13:18,958
‫- چی شد؟
‫- داداش، این…

141
00:13:19,041 --> 00:13:20,666
‫چرا این‌طوری پریدی وسط؟

142
00:13:20,875 --> 00:13:22,291
‫آقا، تقصیر من نبود.

143
00:13:22,375 --> 00:13:23,583
‫پس تقصیر کی بود؟

144
00:13:23,666 --> 00:13:25,666
‫آخه چرا باید بیام بزنم به تو؟

145
00:13:25,958 --> 00:13:27,416
‫مگه تو در حدی هستی که منو بزنی؟

146
00:13:27,458 --> 00:13:28,791
‫می‌خوای بزنمت؟

147
00:13:49,750 --> 00:13:52,125
‫سیب‌زمینی کوچولو، رفیق من، کجا رفتی؟

148
00:13:52,958 --> 00:13:55,291
‫خوابیده توی لونۀ هاپو کوچولو!

149
00:13:56,791 --> 00:13:58,708
‫سیب‌زمینی کوچولو، رفیق من، کجا رفتی؟

150
00:13:59,333 --> 00:14:02,125
‫خوابیده توی لونۀ هاپو کوچولو!

151
00:14:14,875 --> 00:14:16,250
‫ببخشید، آقا.

152
00:14:17,875 --> 00:14:20,541
‫خیلی ترسوئه، بابا.
‫یالا، برگردید سر کار.

153
00:14:22,833 --> 00:14:24,500
‫یالا. برگردید سر کار.

154
00:14:36,875 --> 00:14:38,875
‫[آقای مربی]

155
00:15:00,500 --> 00:15:01,791
‫عوضی!

156
00:15:04,916 --> 00:15:06,500
‫[راوی]

157
00:15:12,291 --> 00:15:14,750
‫- چیه؟
‫- داداش، باید بریم شکتیگار.

158
00:15:15,041 --> 00:15:15,833
‫فوراً.

159
00:15:16,083 --> 00:15:17,250
‫چرا؟

160
00:15:17,291 --> 00:15:18,583
‫بابامون مُرده؟

161
00:15:19,708 --> 00:15:21,750
‫اگه برای روشن کردنِ هیزم زیرِ جسده، خودت برو.

162
00:15:21,833 --> 00:15:23,791
‫- تو انجامش بده.
‫- داداش، گودیا!

163
00:15:36,000 --> 00:15:37,250
‫[شکتیگار]

164
00:15:40,125 --> 00:15:40,916
‫[مسابقۀ بوکس]

165
00:15:49,208 --> 00:15:50,458
‫[آرایشگاه]

166
00:15:51,541 --> 00:15:55,333
‫می‌بینی؟ تا وارد شکتیگار می‌شی،
‫باشگاه‌های ورزشی مثل قارچ سبز می‌شن.

167
00:15:55,416 --> 00:15:59,500
‫بعد از بردن طلای مسابقات کشورهای مشترک‌المنافع،
‫در عرض پنج سال بیشتر از ۸۰تا باشگاه باز شد.

168
00:15:59,541 --> 00:16:00,250
‫[آکادمی بوکس]

169
00:16:00,291 --> 00:16:03,250
‫اینجا برای من بیشتر شبیه یه کارخونه‌ست تا یه شهر.

170
00:16:04,291 --> 00:16:06,208
‫مگه توی «بالیا» جامون بد بود؟

171
00:16:06,291 --> 00:16:08,875
‫دخترمون چهارتا مشت زده به پسرای محل،

172
00:16:08,958 --> 00:16:11,333
‫حالا تو گیر دادی که ازش یه قهرمان بسازی.

173
00:16:11,416 --> 00:16:14,333
‫احمقی چیزی هستی؟ بحث عشق و علاقه‌ست، گیر دادن نیست.

174
00:16:14,875 --> 00:16:18,666
‫تو مشت و لگد می‌بینی،
‫من آیندۀ عزیزدلمون رو می‌بینم.

175
00:16:18,875 --> 00:16:20,666
‫عزیزدلم قراره برای پدر و مادرش،

176
00:16:20,750 --> 00:16:23,458
‫برای خدای بزرگ و برای همه، افتخار آفرینی کنه.

177
00:16:23,541 --> 00:16:26,541
‫فقط ببین آقای مربی چطوری ازش یه قهرمان می‌سازه.

178
00:16:51,708 --> 00:16:53,708
‫[به شکتیگار خوش آمدید]

179
00:16:58,250 --> 00:17:00,041
‫[بیمارستان شکتیگار]

180
00:17:09,666 --> 00:17:10,833
‫ببخشید... گودیا سینگ.

181
00:17:14,208 --> 00:17:15,416
‫۱۱۳.

182
00:17:18,708 --> 00:17:20,708
‫[راغوبیر سینگ]

183
00:17:35,291 --> 00:17:36,500
‫نیهال سینگ...

184
00:17:36,583 --> 00:17:39,375
‫توی اردوی تیم ملی برای مسابقات انتخابیِ المپیکِ آتی

185
00:17:39,458 --> 00:17:40,708
‫شرکت کرده بود.

186
00:17:40,791 --> 00:17:42,333
‫ولی کی فکرش رو می‌کرد

187
00:17:42,416 --> 00:17:45,083
‫که آرزوی دیرینۀ هند و آقای مربی، راغوبیر سینگ،

188
00:17:45,166 --> 00:17:47,250
‫برای کسب طلای المپیک

189
00:17:47,333 --> 00:17:49,458
‫انقدر تراژیک به پایان برسه؟

190
00:17:50,583 --> 00:17:51,583
‫خوب شد؟

191
00:17:51,666 --> 00:17:54,375
‫- نه آقا. بیاید یه‌بار دیگه بگیریم.
‫- عجب! خوب بود که بابا.

192
00:18:00,833 --> 00:18:02,833
‫[بیمارستان شکتیگار]

193
00:18:26,750 --> 00:18:28,458
‫حال گودیا چطوره؟

194
00:18:28,541 --> 00:18:31,125
‫- هنوز ندیدمش.
‫- مگه نرفتی داخل؟

195
00:18:33,041 --> 00:18:34,458
‫آقای مربی پیششه.

196
00:18:35,416 --> 00:18:36,708
‫هنوزم این‌طوری صداش می‌کنی؟

197
00:18:36,750 --> 00:18:38,250
‫همیشه همین‌طوری صداش می‌کردم.

198
00:18:38,875 --> 00:18:40,416
‫چرا عینک نابینایان رو زدی؟

199
00:18:40,500 --> 00:18:42,416
‫برای اینکه کسی منو نشناسه.

200
00:18:43,250 --> 00:18:44,666
‫یادم رفته بود.

201
00:19:45,666 --> 00:19:49,416
‫چقدر ذوق و شوق داشتم،
‫انگار آب یخ ریختن روم.

202
00:19:51,458 --> 00:19:53,208
‫خجالت نمی‌کشید؟

203
00:19:56,666 --> 00:19:58,500
‫با نقشۀ قبلی حمله کردن.

204
00:19:58,583 --> 00:20:01,166
‫پسره می‌تونست مدال بیاره.
‫اصلاً قتل درستی نبود.

205
00:20:01,250 --> 00:20:03,166
‫هیچ قتلی درست نیست، بارسولا.

206
00:20:03,250 --> 00:20:06,125
‫الان فقط یه آدم نمُرد، امید و آرزوهای یه ایالت هم مُرد.

207
00:20:06,208 --> 00:20:07,666
‫این پسر، امید شکتیگار بود.

208
00:20:07,750 --> 00:20:10,416
‫- و من...
‫- این پسر، امید هند بود.

209
00:20:13,208 --> 00:20:14,791
‫آقای مربی.

210
00:20:16,916 --> 00:20:17,916
‫سلام آقا.

211
00:20:20,833 --> 00:20:22,416
‫- آرویند؟
‫- آقای مربی.

212
00:20:23,500 --> 00:20:24,541
‫ببخشید، لازمه که...

213
00:20:25,791 --> 00:20:27,833
‫لازمه که ازش نمونۀ سواب گرفته بشه.

214
00:20:39,833 --> 00:20:42,875
‫آقا جون، الان وقت سؤال و جواب کردن با شما نیست.

215
00:20:43,375 --> 00:20:45,166
‫ولی موضوع یه‌کم حساسه.

216
00:20:45,416 --> 00:20:48,541
‫اگه چیزی دربارۀ پرونده بگید،
‫ممکنه مفید واقع بشه.

217
00:20:51,500 --> 00:20:52,791
‫به کسی مظنونید؟

218
00:20:52,875 --> 00:20:53,875
‫دشمنی نداشت؟

219
00:21:05,333 --> 00:21:06,250
‫چی؟

220
00:21:08,750 --> 00:21:09,583
‫[آکادمی شکتی]

221
00:21:09,625 --> 00:21:11,125
‫مصاحبه با ویجو سانگوان.

222
00:21:11,166 --> 00:21:13,833
‫رئیس آکادمی بوکس شکتی، ۵ نوامبر.

223
00:21:15,000 --> 00:21:18,000
‫آکادمی بوکس شکتی
‫قهرمان‌های زیادی پرورش داده.

224
00:21:18,041 --> 00:21:20,708
‫چه توی مسابقات ملی،
‫چه بازی‌های آسیایی یا کشورهای مشترک‌المنافع.

225
00:21:20,750 --> 00:21:24,250
‫آموزش‌های ما از حدود ده یا یازده سالگی شروع می‌شه.

226
00:21:25,708 --> 00:21:28,333
‫ببخشید، اسم کاملتون چیه، خانم جوینا؟

227
00:21:28,958 --> 00:21:30,200
‫جوینا هازاریکا.

228
00:21:30,250 --> 00:21:31,291
‫از مانیپور؟

229
00:21:31,375 --> 00:21:32,750
‫شهر دیسپور، ایالت آسام.

230
00:21:34,041 --> 00:21:37,291
‫من ویجای بویانِ آسام رو
‫دوبار توی مسابقات ملی شکست دادم.

231
00:21:37,375 --> 00:21:40,625
‫بله، سال‌های ۱۹۸۶ و ۱۹۸۸، دستۀ میان‌وزن.

232
00:21:40,708 --> 00:21:44,333
‫ولی در سال ۱۹۸۹، به نفع ویجای انصراف دادید.

233
00:21:46,458 --> 00:21:49,083
‫هاریانا به نفع آسام انصراف داد، خانم.

234
00:21:49,166 --> 00:21:50,541
‫سیاست!

235
00:21:51,750 --> 00:21:53,291
‫گذشته رو فراموش کنید.

236
00:21:54,291 --> 00:21:55,250
‫به آینده فکر کنید.

237
00:21:55,333 --> 00:21:57,041
‫آکادمی بوکس شکتی

238
00:21:57,083 --> 00:22:02,250
‫ورزشکاری رو پرورش می‌ده که
‫اولین طلای بوکس المپیک هند رو ببره.

239
00:22:02,291 --> 00:22:05,208
‫این افتخار به ویجو سانگوان می‌رسه.

240
00:22:06,208 --> 00:22:07,458
‫به این می‌گن اعتمادبه‌نفس.

241
00:22:08,583 --> 00:22:11,250
‫آقا، راغوبیر سینگ هم اعتمادبه‌نفس داره.

242
00:22:12,000 --> 00:22:14,833
‫ولی حتی ورزشکارهای اون هم هنوز نتونستن مدال طلا بگیرن.

243
00:22:16,208 --> 00:22:19,000
‫برید علتش رو از خودشون بپرسید،
‫اونا قدیمی و سنّتی‌ان.

244
00:22:19,708 --> 00:22:21,291
‫ما استعدادهای جدیدیم.

245
00:22:22,083 --> 00:22:25,250
‫مردم دهلی همین الانش هم ماجرای رقابت شما رو می‌دونن.

246
00:22:28,291 --> 00:22:29,458
‫چه رقابتی، خانم؟

247
00:22:31,500 --> 00:22:33,916
‫من یه باشگاه مدرن رو اداره می‌کنم، اون یه زورخونه رو.

248
00:22:36,750 --> 00:22:38,666
‫نظرتون دربارۀ مرگ نیهال سینگ چیه؟

249
00:22:39,375 --> 00:22:41,916
‫انتظار می‌رفت که مدال المپیک رو ببره.

250
00:22:42,000 --> 00:22:43,291
‫ولی نبرد، درسته؟

251
00:22:43,375 --> 00:22:45,625
‫بی‌خیال آقا، نیهال یه قهرمان بود.

252
00:22:46,125 --> 00:22:48,750
‫در عرض دو سال، هشت‌تا طلا برده بود.

253
00:22:48,833 --> 00:22:50,541
‫منطقۀ شمال، مسابقات ملی، بین‌منطقه‌ای.

254
00:22:50,625 --> 00:22:53,541
‫بازی‌های جنوب آسیا.
‫اون صد درصد برای المپیک انتخاب می‌شد.

255
00:22:55,000 --> 00:22:56,333
‫ولی الان مُرده.

256
00:22:56,541 --> 00:22:57,958
‫غم‌انگیزه.

257
00:22:59,083 --> 00:23:00,250
‫من یه سؤال ساده دارم.

258
00:23:01,375 --> 00:23:02,541
‫اگه می‌شه، جواب بدید.

259
00:23:03,791 --> 00:23:05,250
‫چرا این قتل اتفاق افتاد؟

260
00:23:06,583 --> 00:23:08,208
‫یعنی کار کی می‌تونه باشه؟

261
00:23:09,750 --> 00:23:10,875
‫کار هر کسی می‌تونه باشه.

262
00:23:10,916 --> 00:23:13,000
‫شما حتماً یه چیزایی می‌دونید.

263
00:23:13,041 --> 00:23:17,333
‫شاید یکی نمی‌خواسته نیهال پیشرفت کنه و مدال ببره.

264
00:23:18,541 --> 00:23:20,083
‫شاید یه ورزشکار دیگه…

265
00:23:22,791 --> 00:23:24,166
‫یا شاید یه باشگاه بوکس.

266
00:23:29,666 --> 00:23:31,500
‫قتل و ورزش با هم فرق دارن، خانم.

267
00:23:36,166 --> 00:23:38,625
‫با بوکسور جماعت درنیفت.

268
00:23:40,125 --> 00:23:41,875
‫قبل از اینکه حرف بزنی، فکر کن.

269
00:23:42,916 --> 00:23:44,333
‫سرکار خانمِ جوینا هازاریکا.

270
00:23:53,916 --> 00:23:55,333
‫- آقای مربی.
‫- بله.

271
00:23:59,666 --> 00:24:01,166
‫حق با شما بود، آقای مربی.

272
00:24:01,250 --> 00:24:03,708
‫راویندر سینگ و دوندر سینگ، هر دو برگشتن.

273
00:24:19,583 --> 00:24:20,708
‫آقای مربی.

274
00:24:23,083 --> 00:24:24,000
‫کِی این اتفاق افتاد؟

275
00:24:24,500 --> 00:24:25,375
‫دیشب.

276
00:24:25,416 --> 00:24:27,666
‫پلیس گفت بین ۹:۳۰ تا ۱۰:۰۰ بوده.

277
00:24:27,750 --> 00:24:29,500
‫شما که ساعت هشت در رو قفل می‌کنید.

278
00:24:30,458 --> 00:24:32,166
‫گودیا بیرون چی‌کار می‌کرد؟

279
00:24:32,333 --> 00:24:33,958
‫داشته فرار می‌کرده.

280
00:24:34,250 --> 00:24:36,083
‫اصلاً فرار کردن توی این خونه

281
00:24:36,750 --> 00:24:38,041
‫یه‌جور رسمه.

282
00:24:39,000 --> 00:24:40,000
‫با یه پسر.

283
00:24:40,916 --> 00:24:42,125
‫با نامزدش.

284
00:24:43,333 --> 00:24:44,458
‫نامزد؟

285
00:24:45,125 --> 00:24:47,333
‫این نیهال سینگِ شما نامزدش بود؟

286
00:24:56,541 --> 00:24:58,958
‫یعنی نمی‌تونستن تا المپیک صبر کنن، بعدش برن؟

287
00:25:00,791 --> 00:25:02,875
‫زندگیِ نیهال سینگ در آستانۀ یه تغییر بزرگ بود.

288
00:25:05,000 --> 00:25:07,125
‫چه نیازی بود این‌طوری فرار کنن؟

289
00:25:09,291 --> 00:25:10,125
‫خواهرتون...

290
00:25:11,500 --> 00:25:12,916
‫باردار بود.

291
00:25:16,291 --> 00:25:17,458
‫کار کی بوده؟

292
00:25:18,375 --> 00:25:19,958
‫اسمش رو بهم بگو! کار کی بوده؟

293
00:25:20,041 --> 00:25:23,208
‫اگه می‌دونستم که اینجا واینمیستادم.
‫پلیس داره تحقیق می‌کنه.

294
00:25:23,291 --> 00:25:26,750
‫پلیس کارش تحقیقه.
‫فکر می‌کنی نمی‌دونم پلیس چی‌کار می‌کنه؟

295
00:25:26,833 --> 00:25:28,500
‫- گودیا!
‫- گودیا!

296
00:25:28,583 --> 00:25:29,583
‫گودیا!

297
00:25:29,666 --> 00:25:31,000
‫- گودیا…
‫- برو دکتر رو خبر کن.

298
00:25:31,083 --> 00:25:32,208
‫- دکتر!
‫- گودیا. دخترم.

299
00:25:32,291 --> 00:25:33,500
‫- آروم باش، آروم باش.
‫- خواهر.

300
00:25:33,583 --> 00:25:35,083
‫خوب می‌شی.

301
00:25:35,166 --> 00:25:37,083
‫- دکتر؟
‫- خبرش کن، پسر. زودتر خبرش کن.

302
00:25:37,166 --> 00:25:38,291
‫- خواهر.
‫- کسی هست؟

303
00:25:38,375 --> 00:25:39,791
‫زودتر دکتر رو خبر کنید.

304
00:25:39,875 --> 00:25:41,083
‫نفس بکش، بچه.
‫نفس بکش.

305
00:25:41,166 --> 00:25:42,208
‫- بیاید اینجا.
‫- برید کنار.

306
00:25:42,291 --> 00:25:44,333
‫- آروم باشید.
‫- گودیا.

307
00:25:44,416 --> 00:25:45,333
‫دکتر!

308
00:25:45,416 --> 00:25:47,083
‫- ساکشن آماده‌ست. دکتر.
‫- برید کنار.

309
00:25:47,166 --> 00:25:48,041
‫برید عقب.

310
00:25:48,125 --> 00:25:50,583
‫- برید کنار.
‫- یه کاری بکن، آقا.

311
00:25:50,666 --> 00:25:52,958
‫- لطفاً آروم باشید.
‫- نمی‌تونه نفس بکشه.

312
00:25:53,041 --> 00:25:54,250
‫چی‌کار می‌کنید؟

313
00:25:54,333 --> 00:25:55,625
‫آقای دکتر.

314
00:25:56,166 --> 00:25:58,875
‫دستکش‌ها رو بعداً بپوش. اول یه کاری بکن.

315
00:25:58,958 --> 00:26:00,000
‫لطفاً برید بیرون.

316
00:26:00,083 --> 00:26:00,958
‫برید بیرون لطفاً.

317
00:26:01,041 --> 00:26:03,083
‫- دارن ساکشن رو آماده می‌کنن.
‫- سیم رو…

318
00:26:03,166 --> 00:26:04,416
‫وسایل ایمنی.

319
00:26:16,541 --> 00:26:19,583
‫لطفاً برید بیرون.

320
00:26:32,833 --> 00:26:33,708
‫دخترم...

321
00:26:41,625 --> 00:26:42,791
‫سلام.

322
00:26:45,208 --> 00:26:46,333
‫چی شده، آقای مربی؟

323
00:26:46,416 --> 00:26:48,000
‫کی این کارها رو کرده؟

324
00:26:49,125 --> 00:26:50,166
‫نیهال مُرده.

325
00:26:54,541 --> 00:26:55,875
‫آقای مربی، اون پسر رو...

326
00:26:57,208 --> 00:26:59,041
‫ما فقط به دنیا آوردیمش.

327
00:26:59,250 --> 00:27:02,708
‫شما بودید که بهش شیر و روغن حیوانی و شکر زرد دادید.

328
00:27:02,791 --> 00:27:04,833
‫ازش یه ورزشکارِ به این بزرگی ساختید.

329
00:27:05,291 --> 00:27:06,833
‫شما می‌دونستید، عمو؟

330
00:27:08,666 --> 00:27:09,666
‫چیو می‌دونستم؟

331
00:27:10,083 --> 00:27:12,041
‫دختر شما با داداش من ارتباط داشته.

332
00:27:12,125 --> 00:27:14,208
‫- هکوم!
‫- غیر از این بوده؟

333
00:27:14,291 --> 00:27:16,833
‫- هی.
‫- پلیس داره دروغ می‌گه یا من؟

334
00:27:17,666 --> 00:27:18,583
‫هکوم!

335
00:27:18,666 --> 00:27:20,875
‫بچۀ نیهال چطوری سر از شکم اون درآورد؟

336
00:27:20,916 --> 00:27:22,083
‫خفه شو!

337
00:27:22,583 --> 00:27:24,791
‫اون به آبرو، طایفه، یا خانواده اهمیتی نمی‌داد؟

338
00:27:26,458 --> 00:27:29,000
‫من همیشه به بچه‌هام یاد دادم

339
00:27:30,958 --> 00:27:33,458
‫که طبقه، مذهب، و اصل‌و‌نسب

340
00:27:33,500 --> 00:27:34,791
‫- مهم نیستن.
‫- ول کن، عمو.

341
00:27:35,041 --> 00:27:38,458
‫دخترت داشته هر کاری می‌خواسته می‌کرده
‫ولی تو نفهمیدی.

342
00:27:39,000 --> 00:27:40,125
‫کور بودی؟

343
00:27:42,500 --> 00:27:43,666
‫پدرِ کور و دخترِ عوضی.

344
00:27:43,916 --> 00:27:45,541
‫هوی!

345
00:27:46,125 --> 00:27:49,375
‫آشغال، زبونت رو می‌دم لاشخورا بخورن!

346
00:27:49,666 --> 00:27:52,291
‫جرئت داری یه‌بار دیگه
‫به خواهرم چیزی بگو.

347
00:27:52,333 --> 00:27:53,291
‫برو ببینم!

348
00:27:53,333 --> 00:27:54,416
‫- دِو.
‫- هی، ولم کن.

349
00:27:54,500 --> 00:27:55,958
‫- دِو.
‫- برو عقب. ولم کن.

350
00:27:56,041 --> 00:27:56,916
‫هی، ولم کن، آشغال.

351
00:27:57,000 --> 00:27:58,208
‫کاری می‌کنم...

352
00:27:58,291 --> 00:27:59,958
‫- کنار برادرت بخوابی.
‫- دِو… دکتر.

353
00:28:00,041 --> 00:28:02,500
‫- برو کنار، آشغال.
‫- دکتر کجاست؟ ببینم...

354
00:28:05,041 --> 00:28:06,458
‫چی شده، دکتر؟

355
00:28:06,791 --> 00:28:08,500
‫هان؟ گودیا کِی به‌هوش میاد؟

356
00:28:09,000 --> 00:28:10,500
‫تا امشب.

357
00:28:11,625 --> 00:28:13,416
‫یا تا فردا شب.

358
00:28:15,666 --> 00:28:18,000
‫الان دقیق نمی‌شه گفت.

359
00:28:23,875 --> 00:28:25,250
‫کجا می‌ری؟

360
00:28:26,041 --> 00:28:27,250
‫دقیق نمی‌شه گفت.

361
00:28:32,583 --> 00:28:33,950
‫[ان‌اس‌آی]

362
00:28:34,000 --> 00:28:37,416
‫[سازمان ورزش‌های ملی]

363
00:28:46,291 --> 00:28:48,241
‫نیهال سینگ دو هفته اینجا توی اردو بود.

364
00:28:48,291 --> 00:28:48,916
‫[مربی]

365
00:28:48,958 --> 00:28:50,750
‫انتخابی المپیک ماه دیگه‌ست.

366
00:28:50,833 --> 00:28:52,291
‫مشغول تمرین بود.

367
00:28:53,000 --> 00:28:55,666
‫انتخابی براش کاملاً فرمالیته بود.

368
00:28:58,250 --> 00:28:59,250
‫اشتباه بود.

369
00:28:59,333 --> 00:29:01,208
‫بله، اشتباه بود.

370
00:29:01,875 --> 00:29:04,333
‫یادتون نمیاد کله‌گُنده‌ای توی جایگاه وی‌آی‌پی باشه؟

371
00:29:04,916 --> 00:29:06,458
‫مثلاً یه آدم ازخودراضی.

372
00:29:07,083 --> 00:29:08,783
‫اسم‌هاشون رو نمی‌دونم.

373
00:29:08,833 --> 00:29:11,500
‫من از کوچین اومدم اینجا. برای اردو.

374
00:29:11,875 --> 00:29:13,625
‫ولی یه دقیقه بهم وقت بدید.

375
00:29:18,791 --> 00:29:20,333
‫آدیراج پونیا.

376
00:29:20,416 --> 00:29:22,791
‫اون هم‌اتاقی نیهاله.

377
00:29:23,083 --> 00:29:25,083
‫اون شب وی‌آی‌پی‌ها کی بودن؟

378
00:29:26,916 --> 00:29:28,166
‫همه اومده بودن، قربان.

379
00:29:28,916 --> 00:29:31,666
‫آقای ویجو سانگوان از آکادمی بوکس شکتی حضور داشت.

380
00:29:33,500 --> 00:29:36,791
‫و آقای داندا. کدخدای شورای محلی.

381
00:29:39,166 --> 00:29:40,250
‫و...

382
00:29:41,041 --> 00:29:42,041
‫اسمش چی بود...

383
00:29:43,333 --> 00:29:46,041
‫اون یارو که هفده‌تا ماشین داره…
‫«کوکی».

384
00:29:46,333 --> 00:29:47,250
‫کوکی یاداو؟

385
00:29:47,916 --> 00:29:48,833
‫مافیای مانسار؟

386
00:29:48,916 --> 00:29:51,041
‫اینجا، جلو چشم همه؟ در ملأعام؟

387
00:29:51,333 --> 00:29:53,791
‫یه مأمور پلیس هم بود.

388
00:29:53,916 --> 00:29:54,833
‫معاون رئیس پلیس.

389
00:29:56,750 --> 00:29:57,958
‫آقای فوگات.

390
00:30:02,666 --> 00:30:05,750
‫پادشاه‌ها، وزرا، دزدها، پلیس‌ها،
‫همه میان اینجا.

391
00:30:08,041 --> 00:30:10,250
‫توی شکتیگار فکر و ذکر همه، شده بوکس.

392
00:30:11,000 --> 00:30:14,791
‫بیا بریم، گل‌پسر. اتاق نیهال رو بهمون نشون بده.
‫هر چی هم که یادت میاد رو بهم بگو.

393
00:30:16,791 --> 00:30:18,875
‫- بیا.
‫- تشریف بیارید، آقا.

394
00:30:36,541 --> 00:30:38,000
‫فقط نگاه کن...

395
00:30:38,041 --> 00:30:40,833
‫که آقای مربی‌ت چه گندی به باشگاه بوکست زده.

396
00:30:42,833 --> 00:30:44,958
‫جایی که توش مبارزه می‌کردن،

397
00:30:46,041 --> 00:30:47,500
‫حالا دارن با زنگ‌زدگی می‌جنگن.

398
00:30:50,708 --> 00:30:52,708
‫[باشگاه بوکس هاریانا]

399
00:31:05,041 --> 00:31:07,500
‫آخرین بار شش ماه پیش با گودیا حرف زدم.

400
00:31:09,208 --> 00:31:10,166
‫داشت می‌خندید.

401
00:31:11,375 --> 00:31:12,250
‫خوشحال بود.

402
00:31:13,083 --> 00:31:14,291
‫عاشق شده بوده.

403
00:31:14,833 --> 00:31:15,666
‫شاید.

404
00:31:16,958 --> 00:31:18,583
‫شاید نه. بوده.

405
00:31:18,625 --> 00:31:19,958
‫خودش بهم گفت.

406
00:31:21,416 --> 00:31:23,708
‫همه‌چیز رو بهم گفت غیر از اسم پسره.

407
00:31:25,458 --> 00:31:27,541
‫چی؟ منظورت چیه؟

408
00:31:28,833 --> 00:31:29,750
‫کِی؟

409
00:31:30,958 --> 00:31:32,083
‫کِی یعنی چی؟

410
00:31:33,000 --> 00:31:34,416
‫خیلی بهم زنگ می‌زد.

411
00:31:35,583 --> 00:31:36,833
‫چرا باید به تو زنگ می‌زد؟

412
00:31:39,875 --> 00:31:41,416
‫من دل‌نازک و مهربونم.

413
00:31:42,208 --> 00:31:44,041
‫دل‌نازکی‌ت رو دیدم.

414
00:31:44,458 --> 00:31:47,166
‫داشتی زبون هکوم رو می‌دادی لاشخورا بخورن.

415
00:31:47,250 --> 00:31:48,541
‫- خب...
‫- آره دیدم.

416
00:31:51,875 --> 00:31:53,000
‫اینو من گرفتم.

417
00:31:54,333 --> 00:31:55,666
‫بعد از اینکه تو رفتی.

418
00:31:56,208 --> 00:31:59,458
‫وقتی شدم نفر اول هند، دولت این جایزه رو داد.

419
00:31:59,541 --> 00:32:00,375
‫یه بشقاب.

420
00:32:00,916 --> 00:32:01,791
‫دوتا قاشق.

421
00:32:03,375 --> 00:32:06,166
‫اگه یه الک هم بهت می‌دادن،
‫می‌شد مثل مراسم «کاروا چاوت».

422
00:32:10,500 --> 00:32:11,333
‫بریم.

423
00:32:23,187 --> 00:32:33,187
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

424
00:32:45,041 --> 00:32:46,250
‫آفرین! آفرین.

425
00:32:47,208 --> 00:32:49,000
‫چی‌کار می‌کنی، «راکا»؟ کامل بازش کن.

426
00:32:49,083 --> 00:32:50,375
‫چرا بیمارستان نیستی؟

427
00:32:52,208 --> 00:32:55,375
‫گودیا اونجا بیهوش افتاده. باید پیشش باشی.

428
00:32:55,750 --> 00:32:57,000
‫مجرم‌ها هنوز دستگیر نشدن.

429
00:32:57,041 --> 00:32:58,375
‫اومدی اینجا تمرین کنی؟

430
00:32:58,458 --> 00:33:00,375
‫یه ماه دیگه انتخابیِ المپیکه.

431
00:33:01,666 --> 00:33:05,041
‫باشگاه بوکس هاریانا
‫باید یه بوکسور دیگه جای نیهال آماده کنه.

432
00:33:05,541 --> 00:33:08,125
‫در ضمن، اونجا کلی دکتر و پرستار هست.

433
00:33:08,208 --> 00:33:10,458
‫اگه می‌موندم هم، گودیا به‌هوش نمی‌اومد.

434
00:33:10,750 --> 00:33:12,125
‫من که خدا نیستم، دوندر.

435
00:33:12,750 --> 00:33:15,583
‫پس چرا دورت این‌همه آدم جمع کردی...

436
00:33:15,666 --> 00:33:16,791
‫که می‌پرستنت؟

437
00:33:17,833 --> 00:33:20,500
‫آهای مردم، تمرین امروز تموم شد.

438
00:33:20,541 --> 00:33:22,000
‫برید خونه‌هاتون.

439
00:33:22,083 --> 00:33:24,125
‫- یالا. آفرین.
‫- برید.

440
00:33:29,416 --> 00:33:30,375
‫برو، پسرم.

441
00:33:36,291 --> 00:33:37,583
‫هی!

442
00:33:39,333 --> 00:33:41,000
‫به سرت ضربه خورده؟

443
00:33:41,291 --> 00:33:42,916
‫حرف رو با یه‌بار نمی‌فهمی؟

444
00:33:43,541 --> 00:33:45,708
‫من کاری رو می‌کنم که آقای مربی بهم بگه.

445
00:33:46,291 --> 00:33:48,333
‫بدونِ اجازه‌ش، دستشویی هم نمی‌ری؟

446
00:33:50,166 --> 00:33:52,958
‫بهش اجازه می‌دی خودشو بشوره، آقای مربی؟

447
00:33:53,041 --> 00:33:54,541
‫حرف دهنت رو بفهم.

448
00:33:55,041 --> 00:33:56,458
‫حد خودت رو بدون.

449
00:34:02,708 --> 00:34:05,625
‫داداش، دیگه نمی‌تونم جلوی خودمو بگیرم.

450
00:34:05,916 --> 00:34:07,033
‫می‌خوای چه غلطی کنی؟

451
00:34:07,083 --> 00:34:08,500
‫- نشونت بدم؟
‫- نشون بده.

452
00:34:08,541 --> 00:34:09,625
‫نشون بده، عوضی.

453
00:34:09,708 --> 00:34:10,916
‫راکا.

454
00:34:11,708 --> 00:34:12,541
‫برو خونه.

455
00:34:28,250 --> 00:34:30,500
‫مگه نمی‌دونی اون نوشیدنی‌های لامصب
‫اینجا ممنوعه؟

456
00:34:30,541 --> 00:34:31,875
‫برای کی ممنوعه؟

457
00:34:32,541 --> 00:34:33,708
‫من که عضو باشگاه نیستم.

458
00:34:50,333 --> 00:34:52,208
‫نتونستی از گودیا مراقبت کنی.

459
00:34:53,166 --> 00:34:55,166
‫تو داری حرف از مراقبت کردن از گودیا می‌زنی؟

460
00:34:56,250 --> 00:34:57,541
‫تو؟

461
00:34:57,625 --> 00:35:00,583
‫شما دوتا برادر برای گودیا سنگ تموم گذاشتید، نه؟

462
00:35:01,291 --> 00:35:03,666
‫این سال‌ها کی هوای دخترک رو داشت؟

463
00:35:03,958 --> 00:35:05,750
‫برعکس جنابعالی
‫که یه روز یهویی ول کردی رفتی.

464
00:35:05,833 --> 00:35:08,583
‫یه روز یهویی ول کردم رفتم؟ همین؟

465
00:35:08,666 --> 00:35:10,458
‫یادت نیست چقدر بهم کتک زدی؟

466
00:35:11,791 --> 00:35:13,875
‫حیوون رو هم این‌طوری نمی‌زنن.

467
00:35:14,625 --> 00:35:17,541
‫به‌خاطر توئه که امروز گودیا بیهوش تو بیمارستان افتاده.

468
00:35:17,833 --> 00:35:20,916
‫راوی که پنج ساله رفته قایم شده،
‫منم...

469
00:35:21,083 --> 00:35:22,666
‫یه علیلِ کوفتی‌ام! چُلاقم.

470
00:35:22,708 --> 00:35:24,708
‫معلول شدی، جونت رو از دست ندادی که.

471
00:35:26,458 --> 00:35:29,958
‫ضمناً افتخار یعنی فداکاری، درد، رنج.

472
00:35:30,000 --> 00:35:31,458
‫آره، من همۀ رنج‌ها رو تحمل کردم.

473
00:35:32,500 --> 00:35:33,750
‫همۀ کتک‌ها رو فراموش کردی؟

474
00:35:33,791 --> 00:35:35,333
‫آدم تنبل رو فقط باید کتک زد.

475
00:35:35,416 --> 00:35:37,541
‫به من می‌گی تنبل؟ به من می‌گی تنبل؟

476
00:35:37,625 --> 00:35:39,166
‫آره، به تو می‌گم تنبل.

477
00:35:39,458 --> 00:35:42,250
‫اون‌موقع تنبل بودی، الان هم معلولی.

478
00:36:00,125 --> 00:36:02,583
‫دفعۀ بعد، دست راستت رو یه‌کم پایین‌تر نگه دار.

479
00:36:06,833 --> 00:36:08,083
‫می‌خوای بوکسور بشی؟

480
00:36:19,416 --> 00:36:20,625
‫من می‌رم بیمارستان.

481
00:36:27,208 --> 00:36:28,250
‫دِو!

482
00:36:34,208 --> 00:36:35,416
‫راویندر.

483
00:36:48,333 --> 00:36:49,208
‫ماشینت.

484
00:36:52,166 --> 00:36:54,708
‫حتماً همۀ مردم اینجا شنیدن که برگشتی.

485
00:36:55,208 --> 00:36:56,875
‫ممکنه دعوا بشه.

486
00:36:58,750 --> 00:37:00,000
‫هنوز بلدی مبارزه کنی؟

487
00:37:00,041 --> 00:37:01,583
‫من چیزی رو فراموش نکردم.

488
00:37:02,708 --> 00:37:04,208
‫فقط دلم نمی‌خواد به یاد بیارم.

489
00:37:07,583 --> 00:37:10,208
‫به خودم قول دادم کسی رو نزنم.

490
00:37:12,500 --> 00:37:13,500
‫خیلی‌خب.

491
00:37:15,166 --> 00:37:17,458
‫توی ماشین غذا گذاشتم. بخورش.

492
00:37:30,958 --> 00:37:31,916
‫هی، دِو.

493
00:37:39,041 --> 00:37:41,166
‫- آرویند؟
‫- راوی، پسر.

494
00:37:50,708 --> 00:37:53,916
‫وقتی خبردار شدم که برگشتی شکتیگار،

495
00:37:53,958 --> 00:37:56,458
‫اومدم ببینم داداشم حالش خوبه یا نه.

496
00:37:58,583 --> 00:37:59,583
‫متأسفم، پسر.

497
00:38:01,333 --> 00:38:04,000
‫- اتفاقی که برای گودیا پیش اومده…
‫- داداش، چیزی دستگیرت شد؟

498
00:38:05,791 --> 00:38:07,375
‫تحقیقات در جریانه.

499
00:38:09,208 --> 00:38:11,500
‫ببین، داره می‌شه پنج سال.

500
00:38:13,583 --> 00:38:15,750
‫ولی می‌دونی که شکتیگاری‌ها چه‌جوری‌ان.

501
00:38:15,833 --> 00:38:17,833
‫مردم اینجا به این راحتی‌ها فراموش نمی‌کنن.

502
00:38:19,166 --> 00:38:21,916
‫حواست به پسرای ویجو هم باشه، احتیاط کن.

503
00:38:25,166 --> 00:38:26,791
‫تو اینجایی که مراقبم باشی.

504
00:39:02,833 --> 00:39:05,041
‫تو برو خونه، من می‌مونم.

505
00:39:05,958 --> 00:39:06,875
‫باشه.

506
00:39:12,500 --> 00:39:13,541
‫داداش.

507
00:39:18,458 --> 00:39:19,500
‫گودیا.

508
00:39:24,125 --> 00:39:25,500
‫به‌خاطر من اومدین؟

509
00:39:28,875 --> 00:39:30,291
‫الان پنج سال می‌گذره.

510
00:39:30,375 --> 00:39:31,500
‫باید زودتر می‌اومدیم.

511
00:39:36,083 --> 00:39:36,916
‫نیهال؟

512
00:39:39,083 --> 00:39:40,500
‫حالش خوبه؟

513
00:39:40,583 --> 00:39:42,333
‫- نیهال…
‫- نیهال…

514
00:39:42,916 --> 00:39:44,833
‫خوبِ خوب.
‫نیهال چیزی‌ش نشده.

515
00:39:44,916 --> 00:39:45,833
‫حالش عالیه.

516
00:39:46,958 --> 00:39:48,208
‫اون‌وقت...

517
00:39:50,750 --> 00:39:52,708
‫بچه‌م چی؟

518
00:39:52,791 --> 00:39:55,458
‫گودیا، همه‌چیز مرتبه.

519
00:39:56,291 --> 00:39:57,250
‫خب؟

520
00:39:57,333 --> 00:39:59,500
‫حتی اگه مشکلی هم باشه، درست می‌شه.

521
00:40:00,166 --> 00:40:01,625
‫مگه نه؟ آره دیگه.

522
00:40:02,916 --> 00:40:04,750
‫من عاشقِ...

523
00:40:04,791 --> 00:40:06,083
‫نیهالم.

524
00:40:08,500 --> 00:40:10,000
‫فرار کردن کار درستی نبود.

525
00:40:11,666 --> 00:40:12,875
‫ولی مجبور بودم.

526
00:40:12,958 --> 00:40:14,083
‫منظورت چیه؟

527
00:40:14,833 --> 00:40:16,500
‫راوی، بذار برای بعد.

528
00:40:19,375 --> 00:40:20,458
‫گودیا.

529
00:40:21,083 --> 00:40:22,875
‫دختر، خوب گوش کن ببین چی می‌گم.

530
00:40:23,500 --> 00:40:26,250
‫قشنگ فکر کن.
‫ببین یادت میاد کی بهت حمله کرده؟

531
00:40:27,291 --> 00:40:30,500
‫پسرای ویجو بودن. دقیقاً کیا بودن؟ چیزی یادت میاد؟

532
00:40:33,708 --> 00:40:37,166
‫نتونستم قیافه‌شون رو ببینم.

533
00:40:39,041 --> 00:40:40,166
‫ماسک زده بودن.

534
00:40:40,875 --> 00:40:43,500
‫- همه‌شون زده بودن.
‫- ماسک؟ چه ماسکی؟

535
00:40:46,791 --> 00:40:47,875
‫من…

536
00:40:47,958 --> 00:40:50,875
‫- هیچی یادم نمیاد.
‫- گودیا، خواهر جون، این خیلی مهمه.

537
00:40:50,916 --> 00:40:52,083
‫سعی کن بیشتر فکر کنی.

538
00:40:52,166 --> 00:40:54,083
‫ماسک‌ها رو توصیف کن. به یاد بیار…

539
00:40:56,250 --> 00:40:57,125
‫نمی‌تونم…

540
00:41:01,458 --> 00:41:02,916
‫لطفاً بذارید استراحت کنه.

541
00:41:08,208 --> 00:41:11,000
‫اشکالی نداره، به ذهنت زیاد فشار نیار.

542
00:41:11,916 --> 00:41:13,250
‫زودتر خوب شو.

543
00:41:13,333 --> 00:41:14,750
‫بعد با من بیا بریم گورگان.

544
00:41:15,250 --> 00:41:16,741
‫بیا از اینجا بریم.

545
00:41:16,791 --> 00:41:19,500
‫اونجا کلی مهمونی می‌ریم. باشه؟

546
00:41:23,416 --> 00:41:24,583
‫چی شده؟

547
00:41:27,333 --> 00:41:29,958
‫هوس کردم...

548
00:41:30,000 --> 00:41:31,250
‫شکلات بخورم.

549
00:41:35,541 --> 00:41:37,125
‫ک...

550
00:41:37,208 --> 00:41:38,666
‫کارامل کرانچ؟

551
00:41:39,375 --> 00:41:42,666
‫- هنوزم «کارامل کرانچ» می‌خوری؟
‫- ولی شکلات براش قدغنه.

552
00:41:59,000 --> 00:42:00,583
‫یه چشم یکی‌شون رو کور کردم.

553
00:42:03,833 --> 00:42:04,958
‫جدی؟

554
00:42:06,083 --> 00:42:07,166
‫دستخوش!

555
00:42:08,208 --> 00:42:11,291
‫حالا اون یکی چشمش رو بسپر به داداشات.

556
00:42:16,250 --> 00:42:17,250
‫مراقبش باش.

557
00:42:27,708 --> 00:42:30,916
‫[به گودیا نگید که نیهال سینگ مُرده]

558
00:42:34,666 --> 00:42:35,958
‫دِو، راوی سینگ.

559
00:42:36,583 --> 00:42:38,908
‫جوینا هازاریکا هستم، از خبرگزاری «اسپکتروم آنلاین».

560
00:42:38,958 --> 00:42:40,750
‫بیا، وقتِ این مسخره‌بازی‌ها رو نداریم.

561
00:42:40,833 --> 00:42:44,291
‫یه قتل وحشیانه توی شکتیگار اتفاق افتاده،
‫و خواهرتون به‌شدّت آسیب دیده.

562
00:42:45,125 --> 00:42:47,291
‫ولی این مسئله اون‌قدری که باید، بزرگ نشده.

563
00:42:47,583 --> 00:42:48,666
‫من قصد کمک دارم.

564
00:42:48,708 --> 00:42:50,416
‫گودیا باید به حقش برسه.

565
00:42:50,500 --> 00:42:53,291
‫وقتی مطبوعات وارد بشن، 
‫تحقیقات سرعت می‌گیره.

566
00:42:54,458 --> 00:42:56,083
‫راوی، سوار ماشین شو.

567
00:42:58,000 --> 00:42:59,416
‫ماشینو روشن کن، پسر.

568
00:43:01,125 --> 00:43:02,083
‫ببین،

569
00:43:02,166 --> 00:43:05,458
‫اگه می‌خوای توی این مُرده‌شورخونه
‫دکون باز کنی، برو یه جای دیگه.

570
00:43:06,291 --> 00:43:08,291
‫من خبرنگارهای مثل تو رو خوب می‌شناسم.

571
00:43:08,333 --> 00:43:10,416
‫- ولی شما هم می‌خواید که تحقیقات انجام بشه، نه؟
‫- نه.

572
00:43:10,500 --> 00:43:11,583
‫ما هیچی نمی‌خوایم.

573
00:43:11,666 --> 00:43:13,583
‫فقط می‌خوایم دست از سر خانواده‌مون بردارید.

574
00:43:25,750 --> 00:43:26,875
‫تو بهم زنگ بزن.

575
00:43:26,916 --> 00:43:28,458
‫اگه خواستی صحبت کنی.

576
00:43:31,666 --> 00:43:32,958
‫بریم.

577
00:43:44,958 --> 00:43:46,791
‫آقای مربی درسته که مراقب بچه‌هاش نیست

578
00:43:48,250 --> 00:43:50,375
‫ولی مراقب ماشین تو بوده.

579
00:43:51,583 --> 00:43:53,500
‫این برای قهرمانی توی مسابقات ملی بود.

580
00:43:54,041 --> 00:43:56,166
‫تو همیشه سوگلیِ پدرمون بودی.

581
00:43:58,250 --> 00:44:00,541
‫پسری که به پدر خودش مشت نمی‌زنه،

582
00:44:00,625 --> 00:44:02,375
‫معلومه که سوگلی می‌شه.

583
00:44:07,041 --> 00:44:09,875
‫از اینجا کارامل کرانچ بگیریم.

584
00:44:09,958 --> 00:44:11,125
‫بعداً.

585
00:44:12,583 --> 00:44:16,166
‫قبلش یه کار کوچیک هست، بذار به اون رسیدگی کنیم.

586
00:44:45,375 --> 00:44:47,250
‫- اینجا دنبال چی می‌گردیم؟
‫- بیا.

587
00:44:52,291 --> 00:44:55,791
‫- پلیس داره تحقیق می‌کنه دیگه.
‫- این فراتر از توانِ پلیسِ شکتیگار‌ـه.

588
00:45:34,916 --> 00:45:36,208
‫خدا مرگت نده!

589
00:45:49,291 --> 00:45:50,583
‫راوی، بگیرشون.

590
00:45:50,666 --> 00:45:52,333
‫ببین. از اونجا برو.

591
00:46:00,791 --> 00:46:01,875
‫راوی، بگیر اون عوضی رو!

592
00:46:15,416 --> 00:46:16,416
‫اینو از کجا آوردی؟

593
00:46:16,458 --> 00:46:18,000
‫مادربزرگت داد.

594
00:46:22,583 --> 00:46:23,833
‫گوش کن، بچه،

595
00:46:23,916 --> 00:46:27,791
‫اگه تا یه دقیقۀ دیگه 
‫اون ماسک رو ندی به من،

596
00:46:27,875 --> 00:46:30,500
‫دل و روده‌ت رو می‌ریزم بیرون.

597
00:46:31,166 --> 00:46:32,500
‫زنده‌زنده پوستت رو می‌کنم.

598
00:46:34,625 --> 00:46:36,416
‫بگیرش. مال خودت.

599
00:47:07,458 --> 00:47:08,375
‫عجله کن.

600
00:47:10,500 --> 00:47:13,125
‫چرا؟ هنوز از پسرای ویجو می‌ترسی؟

601
00:47:14,375 --> 00:47:16,625
‫- حالا معلوم می‌شه، پسر.
‫- برو دیگه، پسر.

602
00:47:18,375 --> 00:47:19,583
‫یالا، داداش.

603
00:47:51,458 --> 00:47:52,375
‫پدرسوخته.

604
00:47:54,250 --> 00:47:55,625
‫[سوپرمارکت]

605
00:48:04,916 --> 00:48:06,458
‫سلام به برادران عزیز.

606
00:48:08,000 --> 00:48:09,666
‫چطوری داداش؟

607
00:48:09,958 --> 00:48:11,208
‫از کجا میاید؟

608
00:48:13,333 --> 00:48:14,125
‫[آکادمی بوکسِ شکتی]

609
00:48:14,166 --> 00:48:16,375
‫پس شما پسرای ویجو هستید.

610
00:48:17,000 --> 00:48:19,291
‫برای چی اومدید؟ می‌خواید چیزی بخرید؟

611
00:48:19,833 --> 00:48:22,750
‫داداش، همه‌چیز گیرت میاد. 
‫فقط کارامل کرانچ…

612
00:48:25,958 --> 00:48:27,750
‫برادر کوچیکت کجاست؟

613
00:48:30,625 --> 00:48:31,666
‫ببین، داداش…

614
00:48:33,708 --> 00:48:35,541
‫برادرم توی جیبم که نیست.

615
00:48:36,208 --> 00:48:40,000
‫اگه منظورت راویه، توی ماشینه.

616
00:48:41,916 --> 00:48:42,916
‫هی!

617
00:48:44,875 --> 00:48:46,541
‫برنامه‌تون اینه که کتکش بزنین؟

618
00:48:48,750 --> 00:48:49,958
‫خیلی باهوشی.

619
00:48:51,041 --> 00:48:52,708
‫ولی تو خیلی احمقی.

620
00:49:00,583 --> 00:49:02,208
‫کثافت. 
‫بزنیدش!

621
00:49:15,333 --> 00:49:16,250
‫راوی.

622
00:49:17,791 --> 00:49:19,041
‫یالا!

623
00:49:21,916 --> 00:49:23,125
‫بزنید اون پدرسوخته رو!

624
00:49:42,875 --> 00:49:44,458
‫سیب‌زمینی کوچولو، رفیق من…

625
00:49:51,166 --> 00:49:52,833
‫خوابیده توی لونۀ هاپو کوچولو!

626
00:49:55,583 --> 00:49:58,416
‫آشغال، حافظه‌تو از دست دادی؟ 
‫هی، یه تکونی بده به خودت!

627
00:50:00,541 --> 00:50:01,958
‫بیاریدش بیرون!

628
00:50:22,416 --> 00:50:23,666
‫راوی!

629
00:50:23,708 --> 00:50:25,916
‫دستت رو مشت کن. 
‫بزن این کثافت‌ها رو!

630
00:50:28,583 --> 00:50:30,125
‫چرا داری کتک می‌خوری؟

631
00:50:30,208 --> 00:50:31,666
‫بزنشون!

632
00:50:50,541 --> 00:50:53,791
‫سیب‌زمینی کوچولو، رفیق من، کجا رفتی؟

633
00:50:53,875 --> 00:50:55,833
‫خوابیده توی لونۀ هاپو کوچولو!

634
00:50:55,916 --> 00:50:57,375
‫اگه به‌خاطر خودت هم نمی‌خوای،

635
00:50:58,333 --> 00:51:00,125
‫به‌خاطر گودیا بزنشون!

636
00:51:00,541 --> 00:51:02,791
‫سیب‌زمینی کوچولو، رفیق من، کجا رفتی؟

637
00:51:03,750 --> 00:51:05,208
‫خوابیده توی لونۀ هاپو!

638
00:51:05,291 --> 00:51:07,416
‫سیب‌زمینی کوچولو، رفیق من، کجا رفتی؟

639
00:51:07,958 --> 00:51:11,166
‫خوابیده توی لونۀ هاپو کوچولو!

640
00:51:12,041 --> 00:51:15,750
‫♪ سگه لگد زد، من گریه کردم ♪

641
00:51:15,833 --> 00:51:17,583
‫♪ مامان محبت کرد، من خندیدم ♪

642
00:52:07,958 --> 00:52:09,250
‫هی!

643
00:52:09,333 --> 00:52:10,666
‫هیچ‌کس نباید در بره.

644
00:52:44,291 --> 00:52:45,625
‫چی شد، پهلوون؟

645
00:52:46,208 --> 00:52:47,500
‫کم آوردی؟

646
00:52:48,041 --> 00:52:50,833
‫اسلحه کشیدی! 
‫یادت رفته چطوری باید با دست‌هات مبارزه کنی؟

647
00:52:51,541 --> 00:52:52,958
‫یادت رفته؟

648
00:52:56,625 --> 00:52:58,541
‫اینجا هیچ‌کس چیزی رو یادش نرفته.

649
00:52:59,166 --> 00:53:00,958
‫تو برادر من آرجون رو کشتی.

650
00:53:01,416 --> 00:53:02,708
‫آرجون دوستم بود.

651
00:53:02,750 --> 00:53:04,333
‫برو این «دوستی» رو

652
00:53:04,958 --> 00:53:06,875
‫بذار در کوزه آبش رو بخور.

653
00:53:06,916 --> 00:53:08,291
‫حالا الان می‌میری.

654
00:53:09,666 --> 00:53:11,000
‫خون در برابر خون.

655
00:53:11,083 --> 00:53:13,333
‫- بی‌خیال دیگه. می‌زنم نفله‌ت می‌کنما!
‫- آهای، بسه.

656
00:53:19,791 --> 00:53:21,375
‫اسلحه رو بذار کنار.

657
00:53:21,833 --> 00:53:23,083
‫همین الان!

658
00:53:24,208 --> 00:53:25,833
‫دخالت نکن، آقای مربی.

659
00:53:26,208 --> 00:53:29,041
‫اون پسر منه. اسلحه رو بنداز.

660
00:53:30,916 --> 00:53:33,791
‫تو جنمش رو نداری که شلیک کنی.

661
00:53:33,833 --> 00:53:35,208
‫آشغال، می‌خوای جنم رو نشونت بدم؟

662
00:53:35,250 --> 00:53:36,625
‫می‌خوای نشونت بدم؟

663
00:53:42,541 --> 00:53:44,458
‫گلوله رو فعلاً نگه دار، «دارام».

664
00:53:46,291 --> 00:53:48,708
‫خوبیت نداره که توی یه روز...

665
00:53:49,625 --> 00:53:51,833
‫یه خانواده، دو بار داغ ببینه.

666
00:53:53,750 --> 00:53:54,666
‫منظورت چیه؟

667
00:53:55,291 --> 00:53:56,625
‫خبرش رو نشنیدی؟

668
00:54:11,208 --> 00:54:13,208
‫[بیمارستان]

669
00:55:05,000 --> 00:55:11,541
‫«ترجمه از محمد سید»

670
00:55:13,541 --> 00:55:23,541
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M