1
00:00:10,291 --> 00:00:14,458
‫«ترجمه از محمد سید»

2
00:00:15,416 --> 00:00:17,833
‫زود باش. یالا، برو.

3
00:00:20,499 --> 00:00:21,833
‫زود باش.

4
00:00:21,916 --> 00:00:24,083
‫- برید کنار.
‫- چی‌کار می‌کنی؟

5
00:00:25,333 --> 00:00:26,999
‫لعنتی...

6
00:00:27,833 --> 00:00:30,374
‫- عوضی.
‫- هوی، دیوونه شدی؟

7
00:00:33,749 --> 00:00:35,499
‫سر این احمق توی دردسر بزرگی می‌افتیم.

8
00:00:35,583 --> 00:00:37,291
‫بیا بریم. دیگه خودتی و خودت.

9
00:00:37,374 --> 00:00:38,624
‫آهای، کثافتا!

10
00:00:38,708 --> 00:00:39,749
‫هوی، وایستید...

11
00:00:40,749 --> 00:00:50,749
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

12
00:00:52,416 --> 00:00:54,416
‫[استادیوم فوتبال شکتیگار]

13
00:00:59,583 --> 00:01:05,333
‫سلام! درود. ناماسته. به نام خدا. خدا قوّت.

14
00:01:06,124 --> 00:01:09,166
‫بخش پرسش و پاسخ از الان شروع می‌شه. فهمیدین؟

15
00:01:09,208 --> 00:01:10,916
‫و اولین سؤالم اینه که...

16
00:01:12,208 --> 00:01:14,333
‫کثافت‌های عوضی،

17
00:01:14,416 --> 00:01:16,291
‫می‌دونین من کی‌ام؟

18
00:01:16,374 --> 00:01:17,291
‫بله.

19
00:01:18,416 --> 00:01:19,374
‫بله؟

20
00:01:19,874 --> 00:01:20,749
‫بله؟

21
00:01:21,458 --> 00:01:23,333
‫ایشون، آقای «کوکی یاداو» هستن.

22
00:01:23,416 --> 00:01:24,749
‫باریکلا!

23
00:01:25,666 --> 00:01:29,041
‫حالا بهم بگید، نظری دارید که چرا آوردیمتون اینجا؟

24
00:01:29,124 --> 00:01:33,499
‫بله آقای کوکی... ما ماشینتون رو دزدیدیم.
‫یه کیف داخلش بود.

25
00:01:33,583 --> 00:01:37,833
‫پنجاه لَک توی کیف پیدا کردیم. پولتون رو پس می‌دیم.

26
00:01:37,916 --> 00:01:39,874
‫کاملاً درسته.

27
00:01:40,249 --> 00:01:44,166
‫و با این جواب، شما برندۀ یه سکۀ «یک روپیه‌ای» می‌شید.

28
00:01:44,916 --> 00:01:47,666
‫شیر بیاد، مختون رو می‌ترکونم.

29
00:01:48,874 --> 00:01:50,999
‫خط بیاد، می‌ذارم برین.

30
00:01:52,708 --> 00:01:55,374
‫پسرم، رامچاندرا، سکه رو بده من.

31
00:01:59,749 --> 00:02:01,333
‫[کلیک کنید تا سکه بچرخد]

32
00:02:46,083 --> 00:02:47,874
‫این که سانیِ خودمونه.

33
00:02:49,416 --> 00:02:50,583
‫بیارینش بیرون.

34
00:02:50,666 --> 00:02:52,708
‫- آروم.
‫- سانی!

35
00:02:55,041 --> 00:02:57,666
‫- سانی، حالت خوبه؟
‫- این چه وضعشه داداش کوکی؟

36
00:02:58,708 --> 00:03:02,374
‫خواهرزاده‌ت هر جا پاشو می‌ذاره گند می‌زنه به همه‌چی.

37
00:03:03,333 --> 00:03:04,708
‫سانی؟

38
00:04:07,541 --> 00:04:09,374
‫سریع بگیرش، مردم منتظرن.

39
00:04:09,457 --> 00:04:12,291
‫اینم با خودتون نبرید. حالا برید.

40
00:05:03,124 --> 00:05:06,124
‫داداش! داداش! آقای مربی الاناست که برسه.

41
00:06:55,874 --> 00:06:59,082
‫صبح همگی بخیر! یالا، به خط شید.

42
00:07:01,540 --> 00:07:02,790
‫راکا، تو هم همین‌طور. بیا.

43
00:07:09,624 --> 00:07:11,582
‫همه گودیا رو می‌شناختن.

44
00:07:14,457 --> 00:07:17,040
‫می‌خوام از همۀ اونایی که زنگ زدن،

45
00:07:17,124 --> 00:07:23,124
‫اومدن خونه‌مون، یا توی مراسمش شرکت کردن، تشکر کنم.

46
00:07:24,415 --> 00:07:27,040
‫ولی دیگه بسه. تموم شد رفت.

47
00:07:28,874 --> 00:07:31,749
‫شماها میاین به این باشگاه تا بوکس یاد بگیرین.

48
00:07:32,290 --> 00:07:33,290
‫پس یاد بگیرین.

49
00:07:34,665 --> 00:07:39,290
‫همه‌مون یه روزی می‌میریم.
‫هیچ‌کس اینجا معجون جاودانگی نخورده.

50
00:07:39,999 --> 00:07:43,040
‫ولی توی ورزش، سیستم فرق داره.

51
00:07:43,790 --> 00:07:46,374
‫چه مربی باشی چه ورزشکار،

52
00:07:46,457 --> 00:07:48,790
‫اگه با جون و دل و عشق کار کنی،

53
00:07:48,874 --> 00:07:53,374
‫اون‌وقت این عملکرد و عرق ریختنته
‫که باعث می‌شه تا ابد زنده بمونی.

54
00:07:53,457 --> 00:07:56,165
‫فقط باید اون عطش رو داشته باشی.

55
00:07:56,749 --> 00:07:58,665
‫من دارم عین حقیقت رو می‌گم.

56
00:07:59,249 --> 00:08:00,832
‫خودم اون عطش رو دارم.

57
00:08:02,915 --> 00:08:05,707
‫طلای المپیک رو می‌خوام.

58
00:08:05,790 --> 00:08:08,915
‫کس دیگه‌ای هم اینجا هست که همین عطش رو داشته باشه؟

59
00:08:09,415 --> 00:08:10,749
‫هان؟

60
00:08:11,124 --> 00:08:15,457
‫ورزشکاری که این عطش رو از دست بده، احمقی بیش نیست.

61
00:08:19,582 --> 00:08:21,749
‫گفتم «احمق»، یاد یه چیزی افتادم...

62
00:08:22,624 --> 00:08:25,499
‫جواهرات باارزشِ باشگاه بوکس هاریانای من!

63
00:08:26,290 --> 00:08:28,874
‫همۀ کمک‌مربی‌ها، بیان جلو.

64
00:08:44,165 --> 00:08:48,124
‫کدوم گوساله‌ای بهتون گفت
‫امروز تمرین رو دو ساعت دیرتر شروع کنید؟

65
00:08:48,207 --> 00:08:51,915
‫- آقا، راستش...
‫- تمرین ساعت ۶ شروع می‌شه!

66
00:08:51,999 --> 00:08:54,207
‫حتی یه دقیقه هم نباید از ۶ دیرتر بشه.

67
00:08:54,290 --> 00:08:58,165
‫راکا سینگ بنیوال تنها کسی بود
‫که رأس ساعت ۶ اینجا حضور داشت.

68
00:08:59,207 --> 00:09:00,624
‫گوش‌هاتون رو باز کنید،

69
00:09:01,707 --> 00:09:04,540
‫از این به بعد، اگه کسی حتی یه ثانیه دیر کنه،

70
00:09:05,415 --> 00:09:08,374
‫شاگرد یا مربی فرقی نداره،

71
00:09:10,082 --> 00:09:12,374
‫جمجمه‌شو خرد می‌کنم.

72
00:09:12,457 --> 00:09:13,290
‫شیرفهم شد؟

73
00:09:14,415 --> 00:09:16,082
‫برید. تمرین رو شروع کنید.

74
00:09:17,249 --> 00:09:18,790
‫راه بیفتید دیگه!

75
00:09:28,290 --> 00:09:29,374
‫[راوی]

76
00:09:37,999 --> 00:09:39,040
‫اون نمیاد.

77
00:09:55,290 --> 00:09:59,707
‫انگار درد قلبم توی کل بدنم پخش شده.

78
00:10:04,832 --> 00:10:09,415
‫حتی یه عمر کتک خوردن از آقای مربی هم...

79
00:10:11,540 --> 00:10:13,207
‫انقدر درد نداشت.

80
00:10:16,165 --> 00:10:18,915
‫ما انتقام مرگ گودیا رو می‌گیریم.

81
00:10:23,249 --> 00:10:26,457
‫بهت قول می‌دم.

82
00:10:37,165 --> 00:10:39,832
‫پرونده قتل نیهال سینگ وارد فاز جدیدی شده.

83
00:10:39,915 --> 00:10:42,832
‫گودیا سینگ، دختر مربی معروف بوکس، راغوبیر سینگ،

84
00:10:42,915 --> 00:10:45,457
‫دیشب در بیمارستان کشته شد.

85
00:10:45,498 --> 00:10:48,623
‫این پرونده بیشتر از اینکه جواب سؤالات رو بده،
‫داره سؤالات بیشتری ایجاد می‌کنه.

86
00:10:48,665 --> 00:10:51,207
‫امیدواریم نشست خبری امروزِ پلیس شکتیگار
‫برامون شفاف‌سازی کنه.

87
00:10:51,290 --> 00:10:52,915
‫[مزارع جناب آقای داندا]
‫[اُم کومار داندا]

88
00:11:08,123 --> 00:11:10,540
‫[شکتیگار]

89
00:11:18,415 --> 00:11:20,665
‫- سلام، آقا فوگات.
‫- سلام. سلام.

90
00:11:20,748 --> 00:11:22,998
‫هنوز تا جلسۀ شورای روستا خیلی مونده.

91
00:11:23,082 --> 00:11:25,082
‫- آره، آره.
‫- مخصوصاً زود اومدی؟

92
00:11:25,165 --> 00:11:28,790
‫وقتی کله‌گُنده‌ها آدمو با عجله صدا می‌زنن،
‫ما آدمای معمولی باید سریع خودمونو برسونیم.

93
00:11:28,873 --> 00:11:30,165
‫اینم حرفیه.

94
00:11:33,998 --> 00:11:34,832
‫آقای شهردار.

95
00:11:35,707 --> 00:11:36,540
‫سلام.

96
00:11:37,540 --> 00:11:38,665
‫چطوری فوگه؟

97
00:11:41,082 --> 00:11:42,123
‫وای! وای! وای!

98
00:11:43,957 --> 00:11:45,623
‫می‌شه یه چیزی بگم، آقای شهردار؟

99
00:11:45,707 --> 00:11:50,290
‫من از راهزن‌های گُنده‌بک نمی‌ترسم،
‫ولی با دیدن این «سلطانِ» شما...

100
00:11:50,998 --> 00:11:52,790
‫مو به تنم سیخ می‌شه.

101
00:11:52,873 --> 00:11:54,123
‫بایدم بشه.

102
00:11:55,415 --> 00:11:58,873
‫ژنِ خاصی داره. کلی قیمتشه.

103
00:12:01,498 --> 00:12:03,415
‫تو چی؟ سرت به تنت می‌ارزه؟

104
00:12:03,498 --> 00:12:07,748
‫من؟
‫من هنر کنم یه لقمه نون دربیارم. معلومه که نمی‌ارزه.

105
00:12:08,040 --> 00:12:10,782
‫منو با سلطان مقایسه نکنید.

106
00:12:10,832 --> 00:12:12,540
‫گاوِ نرِ من...

107
00:12:12,623 --> 00:12:16,623
‫همیشه پای کاره. ۲۴ ساعته آماده‌ست.

108
00:12:17,165 --> 00:12:21,998
‫امروز سه‌تا گاومیش جَوون،
‫خوشگل و جوندار از باتیندا رسیدن.

109
00:12:23,207 --> 00:12:25,457
‫سلطان رو می‌برم پیش‌شون.

110
00:12:32,748 --> 00:12:36,082
‫- حرکت کن. برو. از این‌طرف.
‫- بگیرش.

111
00:12:40,123 --> 00:12:41,498
‫باریکلا!

112
00:12:43,623 --> 00:12:46,040
‫مراقب باش، مراقب باش.

113
00:12:49,957 --> 00:12:51,248
‫حواست باشه!

114
00:12:54,623 --> 00:12:56,665
‫خب، یه پروندۀ سنگین افتاده زیر دستت؟

115
00:13:00,373 --> 00:13:03,207
‫قرار بود پسره برای کشور مدال بیاره.

116
00:13:04,290 --> 00:13:08,665
‫دختر مربی هم که... مُرده.

117
00:13:08,707 --> 00:13:09,665
‫مختومه‌ش کن.

118
00:13:11,082 --> 00:13:11,990
‫هان؟

119
00:13:12,040 --> 00:13:15,998
‫پرونده رو مختومه کن، فوگه.

120
00:13:16,623 --> 00:13:18,540
‫به این راحتی‌ها هم نیست، آقای شهردار.

121
00:13:18,623 --> 00:13:20,373
‫توی این شهر، همه نیهال رو می‌شناختن.

122
00:13:20,457 --> 00:13:22,165
‫رسانه‌ها هم که اینجا خیمه زدن.

123
00:13:22,248 --> 00:13:25,623
‫خب، دیگه این کارهای سختش مربوط به شما پلیس‌هاست.

124
00:13:25,707 --> 00:13:28,873
‫افسری که روی این پرونده کار می‌کنه،
‫همونی که داره تحقیق می‌کنه،

125
00:13:28,915 --> 00:13:31,915
‫آرویند سخاوات، یه‌کم زیادی بچه‌مثبته.

126
00:13:32,623 --> 00:13:34,248
‫تو از خودمونی، فوگات.

127
00:13:35,290 --> 00:13:38,707
‫کل شوراهای هاریانا چشمشون به توئه.

128
00:13:41,165 --> 00:13:42,698
‫همون‌طور که می‌دونی...

129
00:13:42,748 --> 00:13:46,582
‫این دوتا مرغ عشق، نیهال و گودیا،

130
00:13:47,790 --> 00:13:49,207
‫از یه طایفه بودن.

131
00:13:51,707 --> 00:13:53,748
‫حتی... این گاوها هم

132
00:13:53,831 --> 00:13:57,040
‫با هم‌خون یا طایفۀ خودشون جفت‌گیری نمی‌کنن.

133
00:13:57,123 --> 00:13:59,706
‫تا نسل‌های بعدی‌شون خراب نشه.

134
00:13:59,790 --> 00:14:01,248
‫اون‌وقت اون دوتا...

135
00:14:05,415 --> 00:14:06,790
‫جمع‌وجورش کن.

136
00:14:07,623 --> 00:14:08,706
‫عه!

137
00:14:11,915 --> 00:14:13,081
‫سلام.

138
00:14:14,873 --> 00:14:16,040
‫سلام، آقای شهردار.

139
00:14:21,581 --> 00:14:23,740
‫صبح همگی بخیر.

140
00:14:23,790 --> 00:14:24,906
‫صبح بخیر.

141
00:14:24,956 --> 00:14:28,123
‫من فقط یه خواسته از بزرگ‌ترهامون

142
00:14:28,165 --> 00:14:29,748
‫و از نسل آینده دارم.

143
00:14:30,915 --> 00:14:33,990
‫این تار و پودِ درهم‌تنیدۀ جامعه

144
00:14:34,040 --> 00:14:38,290
‫که اجداد ما با این دقت، نخ به نخ بافتن رو...

145
00:14:39,290 --> 00:14:41,031
‫نباید بذاریم از هم بپاشه.

146
00:14:41,081 --> 00:14:42,781
‫- بله، درسته.
‫- بله!

147
00:14:42,831 --> 00:14:45,373
‫و برای جَوون‌های این نسل جدید

148
00:14:45,415 --> 00:14:47,156
‫که فکر می‌کنن...

149
00:14:47,206 --> 00:14:50,906
‫رسم و رسومات قدیمی ما دیگه اهمیتی ندارن،

150
00:14:50,956 --> 00:14:52,323
‫و می‌تونن جلوشون وایستن،

151
00:14:52,373 --> 00:14:56,206
‫می‌خوام یه چیزی رو کامل روشن کنم.

152
00:14:58,540 --> 00:15:00,415
‫بترسید!

153
00:15:07,040 --> 00:15:10,248
‫[پلیس شکتیگار]

154
00:15:15,581 --> 00:15:17,081
‫اینو از کجا پیدا کردی؟

155
00:15:18,998 --> 00:15:20,748
‫توی صحنۀ جرم.

156
00:15:22,581 --> 00:15:26,331
‫اونایی که به گودیا حمله کردن، از اینا زده بودن.

157
00:15:26,665 --> 00:15:27,956
‫هان؟

158
00:15:28,873 --> 00:15:30,165
‫از کجا می‌دونی؟

159
00:15:32,331 --> 00:15:36,748
‫گودیا وقتی به‌هوش اومد بهمون گفت.

160
00:15:37,748 --> 00:15:40,956
‫اینم گفت که چشم یکی‌شونو ترکونده.

161
00:15:52,498 --> 00:15:56,623
‫حالا که نمونه خونشون رو داری،
‫کِی می‌تونی آزمایش دی‌ان‌ای رو انجام بدی؟

162
00:15:58,498 --> 00:16:01,998
‫سریال پلیسی که نیست داداش.
‫نمونه رو با کی تطبیق بدیم؟

163
00:16:02,206 --> 00:16:04,290
‫با تک‌تک مردهای باشگاه ویجو.

164
00:16:05,165 --> 00:16:06,740
‫روال کار این‌جوری نیست.

165
00:16:06,790 --> 00:16:08,331
‫با احتساب مربی‌ها و شاگردها،

166
00:16:08,373 --> 00:16:11,248
‫باشگاه ویجو باید حدود ۱۵۰ نفر آدم داشته باشه.

167
00:16:11,331 --> 00:16:14,031
‫اداره‌مون انقدر زمان و بودجه نداره

168
00:16:14,081 --> 00:16:15,831
‫که از همه‌شون آزمایش دی‌ان‌ای بگیره.

169
00:16:15,833 --> 00:16:16,750
‫یه چیزی یادت نرفته؟

170
00:16:17,498 --> 00:16:18,823
‫وای!

171
00:16:18,873 --> 00:16:22,831
‫بی‌خود نبود وقتی از خونه زدم بیرون
‫حس کردم یه چیزی کمه.

172
00:16:23,206 --> 00:16:26,206
‫بهارتی، این راویه.

173
00:16:27,373 --> 00:16:28,873
‫همون پسرِ آقای...

174
00:16:29,331 --> 00:16:32,248
‫- بهت در موردشون گفته بودم.
‫- آهان.

175
00:16:33,123 --> 00:16:36,790
‫متأسفم.
‫آرویند در مورد خواهرت بهم گفت.

176
00:16:37,873 --> 00:16:39,281
‫تسلیت می‌گم.

177
00:16:39,331 --> 00:16:41,206
‫اینم دِو، برادر راویه.

178
00:16:44,456 --> 00:16:46,706
‫بهارتی، همسرم.

179
00:16:49,290 --> 00:16:51,781
‫حتماً براتون سؤاله که «واتسالا» کجاست.

180
00:16:51,831 --> 00:16:55,123
‫واتسالا، آرویند و شماها با هم همکلاسی بودین، درسته؟

181
00:16:55,415 --> 00:16:56,490
‫می‌دونم.

182
00:16:56,540 --> 00:16:58,448
‫اون زنِ اولش بود.

183
00:16:58,498 --> 00:17:00,865
‫الان فقط منو داره، زن دوم رو.

184
00:17:00,915 --> 00:17:02,998
‫و اگه مشکلی پیش نیاد...

185
00:17:03,498 --> 00:17:04,790
‫زن دیگه‌ای نمی‌گیره.

186
00:17:08,333 --> 00:17:09,948
‫بهارتی، من تا بیرون همراهی‌شون می‌کنم.

187
00:17:09,998 --> 00:17:10,998
‫هوم.

188
00:17:21,414 --> 00:17:23,373
‫هی داداش، اونو ببین.

189
00:17:24,375 --> 00:17:27,123
‫برای خودشون زن و زندگیِ توپ دارن،
‫اون‌وقت وضع ما رو ببین.

190
00:17:27,456 --> 00:17:28,573
‫اینجا چه خبره؟

191
00:17:28,623 --> 00:17:30,656
‫- درود قربان.
‫- قربان.

192
00:17:30,706 --> 00:17:32,573
‫شما دوتا الان داشتین چه غلطی می‌کردین؟

193
00:17:32,623 --> 00:17:33,823
‫هیچی قربان. ما داشتیم...

194
00:17:33,873 --> 00:17:35,031
‫- آره.
‫- فقط داشتیم...

195
00:17:35,081 --> 00:17:39,331
‫داشتیم در مورد میوه‌ها حرف می‌زدیم،
‫اینکه بهترین روشِ خوردنشون چیه.

196
00:17:39,623 --> 00:17:41,073
‫- دهنتو باز کن.
‫- قربان، قربان.

197
00:17:41,123 --> 00:17:44,289
‫- بذار نشونت بدم چطوری می‌خورنش.
‫- بارسولا، بس کن پسر.

198
00:17:49,706 --> 00:17:51,123
‫درش بیار.

199
00:17:52,748 --> 00:17:56,406
‫گوش کنین، تک‌تک بیمارستان‌ها و
‫درمانگاه‌های شکتیگار رو بگردین.

200
00:17:56,456 --> 00:18:00,448
‫داروخانه‌ها و تمام مطب‌های خصوصی دکترها رو چک کنین.

201
00:18:00,498 --> 00:18:03,706
‫ازشون بپرسین شب قتل
‫کسی با چشمِ آسیب‌دیده مراجعه کرده یا نه.

202
00:18:05,248 --> 00:18:07,998
‫آرویند، یه لحظه بیا توی دفترم.

203
00:18:15,248 --> 00:18:17,164
‫کار اشتباهی کردم، قربان؟

204
00:18:17,539 --> 00:18:19,664
‫چقدر ذهنت بسته‌ست، آرویند.

205
00:18:20,081 --> 00:18:23,414
‫نمی‌دونی فارغ از اینکه پلیس هستیم

206
00:18:23,748 --> 00:18:26,789
‫خیلی چیزها دست ما نیست؟

207
00:18:27,831 --> 00:18:30,539
‫حالا برو به همون پروندۀ جواهرفروشی کوندان برس.

208
00:18:30,956 --> 00:18:33,831
‫- برو سر کارت.
‫- سر کارم بودم دیگه.

209
00:18:35,164 --> 00:18:37,039
‫تحقیق در مورد یه قتل.

210
00:18:39,456 --> 00:18:43,581
‫سخاوات، تو شاید آدم خوبی باشی،
‫ولی پلیس خیلی احمقی هستی.

211
00:18:53,289 --> 00:18:55,581
‫همه‌جا رو رنگارنگ و رؤیایی کردم.

212
00:18:56,373 --> 00:18:58,664
‫یه پیام ویدیوییِ کوتاه هم براتون فرستادم.

213
00:18:59,164 --> 00:19:03,406
‫عید رنگ‌هاست و گودیا سینگ بهتون تبریک می‌گه.

214
00:19:03,456 --> 00:19:05,039
‫«هولی» مبارک، بچه‌ها.
‫(هولی: عید رنگ‌ها)

215
00:19:08,664 --> 00:19:09,998
‫هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم...

216
00:19:10,998 --> 00:19:13,789
‫که عید رنگ‌ها این‌طوری چشمام رو بسوزونه.

217
00:19:16,831 --> 00:19:21,039
‫این اتاق بدون گودیا خیلی بی‌روح به نظر میاد.

218
00:19:37,789 --> 00:19:47,789
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

219
00:20:04,539 --> 00:20:05,831
‫اون چیه؟

220
00:20:06,789 --> 00:20:09,373
‫اینو از «جشنوارۀ پنج‌کولا» برای گودیا خریده بودم...

221
00:20:11,623 --> 00:20:13,248
‫حدود هشت سال پیش.

222
00:20:14,331 --> 00:20:16,248
‫با کلی ذوق و شوق خریدمش.

223
00:20:18,498 --> 00:20:20,748
‫ولی اون حتی با خودش برش هم نداشته.

224
00:20:22,998 --> 00:20:24,623
‫همین‌جا ولش کرده.

225
00:20:26,081 --> 00:20:28,164
‫مثل کاری که ما باهاش کردیم.

226
00:20:38,289 --> 00:20:41,122
‫پلیس داره یه کنفرانس خبری برگزار می‌کنه.

227
00:20:45,372 --> 00:20:47,447
‫- میکروفون کار می‌کنه؟
‫- بله قربان.

228
00:20:47,497 --> 00:20:48,914
‫- شروع کنیم؟
‫- بله.

229
00:20:50,372 --> 00:20:52,497
‫ببینید...

230
00:20:54,581 --> 00:20:56,414
‫این یه پروندۀ سرقته.

231
00:21:00,331 --> 00:21:02,156
‫- عه...
‫- احتمالاً توقع نداشتن که اونجا

232
00:21:02,206 --> 00:21:03,406
‫به پست یه بوکسور بخورن.

233
00:21:03,456 --> 00:21:06,114
‫اوضاع از کنترل خارج شده،
‫یکی چاقو کشیده.

234
00:21:06,164 --> 00:21:08,122
‫برای رسانه‌ها قضیه رو ساده‌تر می‌کنم:

235
00:21:08,331 --> 00:21:10,581
‫این از اون سرقت‌ها بوده که به خشونت کشیده شده.

236
00:21:10,956 --> 00:21:13,656
‫قبل از اینکه دختره فرصت کنه رسواشون کنه

237
00:21:13,706 --> 00:21:16,031
‫رفتن بیمارستان و کشتنش.

238
00:21:16,081 --> 00:21:18,864
‫تا الان دیگه حتماً از شهر خارج شدن.

239
00:21:18,914 --> 00:21:21,364
‫ما در حال تحقیق و بررسی هستیم. باید چهار نفر بوده باشن.

240
00:21:21,414 --> 00:21:22,747
‫خیلی‌خب، زنده‌باد هند.

241
00:21:23,622 --> 00:21:27,747
‫با اینکه همه‌چی رو می‌دونست،
‫چطور تونست بگه سرقت بوده؟

242
00:21:29,789 --> 00:21:31,206
‫همین الان زنگ بزن آرویند.

243
00:21:31,831 --> 00:21:33,539
‫یالا، زود باش.

244
00:22:02,456 --> 00:22:03,872
‫کثافت!

245
00:22:05,247 --> 00:22:06,956
‫چی‌کار می‌کنی؟

246
00:22:08,497 --> 00:22:11,697
‫می‌زنم له‌ولورده‌ت می‌کنم، خائنِ عوضی!

247
00:22:11,747 --> 00:22:14,322
‫- آشغال!
‫- دِو، چی‌کار می‌کنی؟

248
00:22:14,372 --> 00:22:16,072
‫- اول به حرفم گوش کن.
‫- من دیوونه شدم!

249
00:22:16,122 --> 00:22:17,239
‫خفه شو دیگه!

250
00:22:17,289 --> 00:22:18,614
‫چی‌کار می‌کنی؟ بس کن!

251
00:22:18,664 --> 00:22:20,739
‫یه لحظه صبر کن،
‫بعدش هر واکنشی خواستی نشون بده.

252
00:22:20,789 --> 00:22:23,239
‫- اول به حرفم گوش کن، خب؟
‫- باشه، پس بنال!

253
00:22:23,289 --> 00:22:25,114
‫داداش، اینجا چه خبره؟

254
00:22:25,164 --> 00:22:26,822
‫منو از پرونده گذاشتن کنار.

255
00:22:26,872 --> 00:22:29,122
‫چی؟ چرا؟

256
00:22:29,331 --> 00:22:32,156
‫امروز صبح، آقای فوگات رفت دیدنِ شهردار.

257
00:22:32,206 --> 00:22:34,122
‫طولی نکشید که پرونده رو ازم گرفت.

258
00:22:34,622 --> 00:22:36,156
‫ممکنه کار شورای روستا باشه.

259
00:22:36,206 --> 00:22:38,372
‫یعنی می‌گی داندا پشت تمام این ماجراهاست؟

260
00:22:38,414 --> 00:22:41,414
‫قبل از اینکه بتونم چیزی بفهمم دست و بالم رو بستن.

261
00:22:44,456 --> 00:22:46,247
‫هر کاری که باید انجام بشه...

262
00:22:47,289 --> 00:22:48,872
‫الان دیگه خودتونید و خودتون.

263
00:22:50,581 --> 00:22:51,581
‫اینو بگیر.

264
00:22:54,956 --> 00:22:57,872
‫توی پاسگاه فقط مثل زباله میندازنش دور.

265
00:23:03,914 --> 00:23:05,206
‫هان؟ چیزی پیدا کردی؟

266
00:23:05,622 --> 00:23:07,956
‫قربان، من داروخانۀ دورگا توی جادۀ جاجار هستم.

267
00:23:07,997 --> 00:23:11,156
‫شب قتل، ساعت ۳ صبح،
‫اومده بودن بی‌حسی موضعی بخرن.

268
00:23:11,206 --> 00:23:13,364
‫می‌گه بهشون می‌خورده کشتی‌گیر باشن.

269
00:23:13,414 --> 00:23:16,322
‫چند نفر بودن؟ می‌دونه بعدش کجا رفتن؟

270
00:23:16,372 --> 00:23:17,414
‫سه نفر بودن، قربان.

271
00:23:17,622 --> 00:23:18,697
‫رفتن پیش دکتر پنگال.

272
00:23:18,747 --> 00:23:21,114
‫دامپزشکه، قربان. آدرسشو براتون می‌فرستم.

273
00:23:21,164 --> 00:23:22,581
‫باشه. حالا برگرد.

274
00:23:29,664 --> 00:23:32,706
‫من از پرونده کنار گذاشته شدم، نه از شغلم.

275
00:23:37,581 --> 00:23:39,247
‫[کوبای کوچک ما]

276
00:23:42,331 --> 00:23:43,914
‫[دکتر پنگال]
‫[دامپزشکی]

277
00:23:46,206 --> 00:23:47,739
‫خیلی‌خب رفقا، برین بیرون.

278
00:23:47,789 --> 00:23:49,281
‫کلینیک بسته‌ست. خداحافظ.

279
00:23:49,331 --> 00:23:51,122
‫هی، گوش کن. وایستا.

280
00:23:51,289 --> 00:23:54,747
‫طفلکی خرگوشم دل‌پیچه داره. از صبح اسهال شده.

281
00:23:55,831 --> 00:23:57,081
‫قضیه چیه، آقا؟

282
00:24:00,789 --> 00:24:03,789
‫با این تمیزش کن. خوب می‌شه.

283
00:24:05,122 --> 00:24:06,664
‫بیرون!

284
00:24:08,997 --> 00:24:09,622
‫هی.

285
00:24:11,122 --> 00:24:12,872
‫هی، جلو نیا.

286
00:24:14,372 --> 00:24:16,372
‫قضیه چیه؟

287
00:24:18,914 --> 00:24:22,039
‫شماها کی هستین؟ مگه من چی‌کار کردم؟

288
00:24:42,997 --> 00:24:45,539
‫کسی با چشمِ ترکیده اومد پیشت؟

289
00:24:46,039 --> 00:24:47,414
‫- چشمِ ترکیده؟
‫- اوهوم.

290
00:24:47,914 --> 00:24:49,280
‫چشمِ کی؟ چشمِ سگ؟

291
00:24:49,330 --> 00:24:50,572
‫آره، سگ بود،

292
00:24:50,622 --> 00:24:51,664
‫ولی از نژاد آدمیزاد.

293
00:24:51,955 --> 00:24:54,330
‫ولی من دامپزشکم‌.

294
00:24:54,372 --> 00:24:56,539
‫چطور می‌تونم یه آدمو درمان کنم؟

295
00:25:00,289 --> 00:25:01,705
‫دارم راستشو می‌گم.

296
00:25:04,289 --> 00:25:05,989
‫بیا یه کاری کنیم.

297
00:25:06,039 --> 00:25:07,905
‫با این، چشمت رو از کاسه درمیارم

298
00:25:07,955 --> 00:25:10,780
‫تا شاید با اون یکی چشمت بتونی عقلتو به کار بندازی

299
00:25:10,830 --> 00:25:12,739
‫و اسم اون کشتی‌گیری رو بهم بگی

300
00:25:12,789 --> 00:25:17,039
‫که ساعت ۳ صبح با نسخه فرستادی داروخونه.

301
00:25:22,205 --> 00:25:25,289
‫حدود ساعت ۲ صبح بهم زنگ زدن.

302
00:25:28,164 --> 00:25:29,405
‫چهار نفر بودن.

303
00:25:29,455 --> 00:25:32,122
‫قبلاً هم با دست و پای شکسته
‫و صورتِ داغون اومده بودن اینجا.

304
00:25:32,164 --> 00:25:33,164
‫دستتو بکش.

305
00:25:40,455 --> 00:25:42,039
‫اینا رو از داروخونه بگیرین.

306
00:25:42,580 --> 00:25:44,364
‫- از بچه‌های ویجو بودن؟
‫- کیا؟

307
00:25:44,414 --> 00:25:45,622
‫اسماشون رو بگو.

308
00:25:46,039 --> 00:25:47,955
‫ویجو رو نمی‌دونم.

309
00:25:48,247 --> 00:25:50,997
‫سانی اینجا بود. سانی بولار.

310
00:25:51,414 --> 00:25:52,622
‫برادرزادۀ کوکی یاداو.

311
00:25:52,830 --> 00:25:54,614
‫- کوکی یاداو؟
‫- آره، آره.

312
00:25:54,664 --> 00:25:56,622
‫- همون که توی کار معدنه؟
‫- آره.

313
00:25:58,414 --> 00:26:00,372
‫خیلی‌خب، حالا بگو ببینم، دکتر...

314
00:26:02,289 --> 00:26:04,239
‫سانی بولار رو کجا می‌تونم پیدا کنم؟

315
00:26:04,289 --> 00:26:05,580
‫من از کجا باید بدونم؟

316
00:26:07,330 --> 00:26:08,489
‫خیلی‌خب.

317
00:26:08,539 --> 00:26:09,997
‫بیا دکتر.

318
00:26:10,455 --> 00:26:12,455
‫- بذار قلاده بندازم گردنت.
‫- نه، نه.

319
00:26:12,872 --> 00:26:14,580
‫نه.

320
00:26:17,372 --> 00:26:20,497
‫حرف بزن.
‫بعداً هم می‌تونی سرفه کنی. یالا.

321
00:26:21,497 --> 00:26:24,955
‫گفتن امروز یه تورنمنتِ بوکسه.

322
00:26:25,289 --> 00:26:27,705
‫سانی قراره اونجا برای کوکی یه کاری بکنه.

323
00:26:28,205 --> 00:26:29,872
‫ولی نمی‌دونم کجا.

324
00:26:35,372 --> 00:26:36,822
‫- درود قربان.
‫- هوم.

325
00:26:36,872 --> 00:26:37,989
‫آرویند سخاوات؟

326
00:26:38,039 --> 00:26:39,830
‫جوینا هازاریکا هستم از اسپکتروم.

327
00:26:41,039 --> 00:26:43,614
‫در مورد پروندۀ نیهال و گودیا اطلاعات می‌خواستم.

328
00:26:43,664 --> 00:26:46,039
‫این تئوریِ «سرقتی که به خشونت کشیده شده» چیه؟

329
00:26:47,164 --> 00:26:48,780
‫متأسفم، نمی‌تونم کمکی بهت بکنم.

330
00:26:48,830 --> 00:26:50,289
‫یه سؤال ساده‌ست.

331
00:26:50,580 --> 00:26:52,989
‫ببین، نیهال و گودیا اون‌قدر پول یا جواهر نداشتن

332
00:26:53,039 --> 00:26:55,247
‫که همچین حمله‌ای منطقی به نظر بیاد،

333
00:26:55,289 --> 00:26:57,580
‫پس این تئوریِ سرقتِ ناموفقِ خشونت‌آمیز...

334
00:26:58,122 --> 00:26:59,539
‫آقا، یه چیزی بگو.

335
00:27:01,789 --> 00:27:03,497
‫نمی‌تونم، خانم.

336
00:27:05,539 --> 00:27:07,414
‫ببخشید.

337
00:27:12,539 --> 00:27:13,830
‫بله؟

338
00:27:22,330 --> 00:27:24,864
‫اسم اون یارو تک‌چشمه رو پیدا کردیم. سانی بولار.

339
00:27:24,914 --> 00:27:27,997
‫سانی بولار؟ سانی بولار؟

340
00:27:34,414 --> 00:27:36,413
‫[سانی بولار]

341
00:27:36,788 --> 00:27:38,572
‫خواهرزادۀ کوکی یاداوه.

342
00:27:38,622 --> 00:27:40,488
‫امشب یه تورنمنت بوکس هست.

343
00:27:40,538 --> 00:27:42,830
‫احتمالاً غیرقانونیه. همون‌جا پیداش می‌شه.

344
00:27:43,163 --> 00:27:44,572
‫ای بابا.

345
00:27:44,622 --> 00:27:48,580
‫توی این وضعیت،
‫باید برم یکی که توی بوکس دستی بر آتیش داره رو پیدا کنم.

346
00:27:50,705 --> 00:27:52,030
‫خدا بهمون نظر کرده

347
00:27:52,080 --> 00:27:54,163
‫چون من یه همچین آدمی سراغ دارم.

348
00:27:55,038 --> 00:27:57,413
‫خب، برو بریم راوی.

349
00:27:59,455 --> 00:28:02,030
‫باریکلا. یالا، یالا، «مونو». همینه.

350
00:28:02,080 --> 00:28:03,122
‫[باشگاه بوکس هاریانا]

351
00:28:07,247 --> 00:28:09,830
‫این تورنمنتی که کوکی یاداو راه انداخته چیه؟

352
00:28:10,663 --> 00:28:11,697
‫چطور مگه؟

353
00:28:11,747 --> 00:28:14,705
‫خواهرزادۀ کوکی، سانی بولار، توی این حمله دست داشته.

354
00:28:14,913 --> 00:28:16,238
‫چشم اون بوده که ترکیده.

355
00:28:16,288 --> 00:28:18,738
‫ول کن بابا!
‫چرا کل داستانو بهش می‌گی؟

356
00:28:18,788 --> 00:28:21,372
‫داره ازت می‌پرسه چیزی در مورد
‫اون تورنمنت می‌دونی یا نه.

357
00:28:30,455 --> 00:28:31,872
‫دوتایی رفتین...

358
00:28:33,955 --> 00:28:35,705
‫مراسمش رو انجام دادین؟

359
00:28:38,330 --> 00:28:41,080
‫قرار بود براش مراسم بگیریم.

360
00:28:42,205 --> 00:28:43,997
‫من نتونستم بیام چون...

361
00:28:44,497 --> 00:28:47,038
‫بی‌خیال. ما نمی‌خوایم بدونیم چرا نتونستی بیای.

362
00:28:47,247 --> 00:28:49,330
‫دلیل داره که نتونستم بیام، راوی.

363
00:28:50,372 --> 00:28:52,288
‫هر وقت گودیا رو می‌دیدم...

364
00:28:53,705 --> 00:28:55,330
‫لبخند روی لب‌هاش بود.

365
00:28:55,955 --> 00:28:58,497
‫دلش رو نداشتم که جنازه‌ش رو ببینم.

366
00:29:04,663 --> 00:29:07,613
‫من ضعیف شدم. دردِ یه پدر خیلی متفاوته.

367
00:29:07,663 --> 00:29:09,113
‫هی، تو رو خدا بس کن!

368
00:29:09,163 --> 00:29:12,247
‫از درد و غصه‌ت برای ما نگو!
‫من تو رو خیلی خوب می‌شناسم.

369
00:29:12,330 --> 00:29:15,330
‫بوکسور ستاره‌ت مُرده.
‫مدال المپیکت هم پریده.

370
00:29:16,247 --> 00:29:18,697
‫تو بیشتر نگران این چیزایی
‫تا از دست دادن دخترت!

371
00:29:18,747 --> 00:29:21,913
‫چطور می‌تونم ناراحت نباشم که دخترم رو از دست دادم؟

372
00:29:24,663 --> 00:29:27,330
‫جز اون توی این دنیا هیچ‌کس رو نداشتم.

373
00:29:29,038 --> 00:29:31,913
‫حالا که اون رفته، اصلاً نمی‌دونم باید چی‌کار کنم.

374
00:29:32,955 --> 00:29:35,830
‫من سال‌هاست که
‫دارم با یه خانوادۀ ازهم‌پاشیده زندگی می‌کنم.

375
00:29:39,872 --> 00:29:43,580
‫برای اولین بار، حس می‌کنم خودم از هم پاشیدم.

376
00:29:46,663 --> 00:29:50,080
‫بعضی وقتا دلم می‌خواد همه‌چی رو ول کنم و بذارم برم.

377
00:29:50,747 --> 00:29:52,705
‫ولی حتی نمی‌تونم درست‌وحسابی فرار کنم.

378
00:29:55,747 --> 00:29:58,455
‫فرار می‌کنم و باز می‌رسم به همون خونۀ اول.

379
00:29:59,997 --> 00:30:01,288
‫باشگاه!

380
00:30:01,788 --> 00:30:03,580
‫که بهشون آموزش بدم...

381
00:30:04,288 --> 00:30:05,538
‫که بوکسور بشن.

382
00:30:09,788 --> 00:30:10,997
‫پاشو بریم.

383
00:30:11,288 --> 00:30:14,122
‫اگه سانی بولار رو پیدا کنیم شاید به یه سرنخ‌هایی برسیم.

384
00:30:15,038 --> 00:30:17,122
‫عه... وایستا ببینم.

385
00:30:17,872 --> 00:30:19,163
‫یه لحظه وایستید.

386
00:30:23,497 --> 00:30:25,913
‫بیاید همکاری کنیم و انتقام گودیا رو بگیریم.

387
00:30:36,247 --> 00:30:38,872
‫اگه این قضیه ربطی به کوکی یاداو و باندش داشته باشه،

388
00:30:38,913 --> 00:30:41,205
‫اون‌وقت باید خیلی بااحتیاط‌تر پیش بریم.

389
00:30:42,955 --> 00:30:44,780
‫بهتره با پلیس صحبت کنیم.

390
00:30:44,830 --> 00:30:47,488
‫من به پلیس اعتماد ندارم. همه‌شون دستشون توی یه کاسه‌ست.

391
00:30:47,538 --> 00:30:49,705
‫پرونده رو بستن،
‫آرویند رو هم ازش کشیدن بیرون.

392
00:30:49,747 --> 00:30:50,455
‫چرا؟

393
00:30:50,497 --> 00:30:52,488
‫حتماً خواستۀ شورای روستا بوده.

394
00:30:52,538 --> 00:30:54,455
‫نیهال و گودیا از یه طایفه بودن.

395
00:30:54,663 --> 00:30:56,080
‫خب، نظر تو چیه؟

396
00:30:56,163 --> 00:30:59,163
‫کوکی و داندا، پشت پرده با هم ارتباطی دارن؟

397
00:30:59,372 --> 00:31:01,405
‫من به هر سه‌تاشون مشکوکم، به هر سه‌تاشون.

398
00:31:01,455 --> 00:31:06,155
‫داندا، ویجو،
‫و کوکی، که آدمش مرتکب قتل شده.

399
00:31:06,205 --> 00:31:08,738
‫یه لحظه وایستا.
‫آقای رئیس، همه‌چی گفتی

400
00:31:08,788 --> 00:31:11,155
‫ولی هیچی دربارۀ تورنمنت نگفتی.
‫اصلاً چیزی می‌دونی؟

401
00:31:11,205 --> 00:31:13,955
‫اون تورنمنتی که کوکی یاداو راه انداخته مسابقاتِ آزاده.

402
00:31:17,038 --> 00:31:20,038
‫مردم می‌رن اونجا
‫تا بوکسورهای بازنشسته رو خرید و فروش کنن.

403
00:31:20,663 --> 00:31:23,663
‫مبارزه راه میندازن، مزایده می‌کنن.

404
00:31:23,705 --> 00:31:25,280
‫شرط‌بندی می‌کنن.

405
00:31:25,330 --> 00:31:27,655
‫اونجا، رینگ بوکس،
‫براشون مثل بازار برده‌فروش‌هاست.

406
00:31:27,705 --> 00:31:30,946
‫همه همدیگه رو می‌زنن،
‫آخرش هم هر چی قسمتشون بوده همون می‌شه.

407
00:31:30,996 --> 00:31:33,696
‫بعضی بوکسورها بعد از اینکه فروخته می‌شن

408
00:31:33,746 --> 00:31:36,663
‫نگهبانِ یه جایی می‌شن،
‫بعضیاشون بادیگارد می‌شن،

409
00:31:37,038 --> 00:31:38,455
‫بعضیا هم می‌شن شرخر.

410
00:31:42,163 --> 00:31:44,030
‫ولی یه مشکلی هست.

411
00:31:44,080 --> 00:31:46,455
‫نمی‌تونید همین‌جوری راحت برید داخل.

412
00:31:46,913 --> 00:31:49,238
‫باید براتون هماهنگ کنم.

413
00:31:49,288 --> 00:31:50,830
‫- اسم؟
‫- جوناید.

414
00:31:54,913 --> 00:31:56,663
‫- اسمت چیه؟
‫- راویندرا سینگ.

415
00:31:57,413 --> 00:31:59,080
‫اینم دِوِندرا سینگه.

416
00:32:01,621 --> 00:32:04,580
‫آهای تو، کجا داری می‌ری؟
‫تو راویندرایی، درسته؟

417
00:32:04,621 --> 00:32:06,371
‫اسمت توی لیست مبارزهاست.

418
00:32:06,830 --> 00:32:08,580
‫اینو بگیر و از اون‌طرف برو.

419
00:32:08,788 --> 00:32:10,163
‫من امشب مبارزه می‌کنم؟

420
00:32:10,705 --> 00:32:13,621
‫این برنامه‌ایه که آقای مربیِ محترمتون براتون ریخته.

421
00:32:29,996 --> 00:32:31,288
‫هوم.

422
00:32:32,538 --> 00:32:34,163
‫برو.

423
00:32:41,038 --> 00:32:43,446
‫بله قربان. از کالبدشکافی متوجه شدیم که

424
00:32:43,496 --> 00:32:45,363
‫هر دو سمّ، عملکرد متفاوتی داشتن.

425
00:32:45,413 --> 00:32:47,413
‫یکی‌شون بدن رو آروم‌آروم ضعیف کرده.

426
00:32:47,955 --> 00:32:49,246
‫و اون یکی سم...

427
00:32:50,038 --> 00:32:52,488
‫چیه هِی نِشستی اینا رو می‌بینی، مامان؟

428
00:32:52,538 --> 00:32:55,038
‫زمانِ واکنششون متفاوت بوده.

429
00:32:58,413 --> 00:32:59,580
‫هوم.

430
00:33:00,038 --> 00:33:01,696
‫قربان، اگه یه سم آروم عمل می‌کنه

431
00:33:01,746 --> 00:33:04,030
‫و اون یکی فوری، پس چطوری جفتشون...

432
00:33:04,080 --> 00:33:05,705
‫شام خوردی؟

433
00:33:07,413 --> 00:33:09,363
‫- شام خوردی؟
‫- هان؟

434
00:33:09,413 --> 00:33:11,621
‫- شام؟
‫- آره، خوردم.

435
00:33:12,038 --> 00:33:13,613
‫سوخته بود.

436
00:33:13,663 --> 00:33:16,788
‫زنِ خوشگلت آشپزی بلد نیست.

437
00:33:38,663 --> 00:33:40,204
‫سانی!

438
00:33:41,413 --> 00:33:42,704
‫هوم.

439
00:33:43,704 --> 00:33:47,538
‫حالت چطوره؟ هوم؟ درد داری؟

440
00:33:49,829 --> 00:33:51,121
‫اونجا رو ببین.

441
00:33:51,329 --> 00:33:54,079
‫امشب قراره کاروکاسبی‌مون بدجوری سکه بشه.

442
00:33:54,163 --> 00:33:56,454
‫می‌تونی پول‌ها رو برام جمع کنی؟

443
00:33:56,663 --> 00:33:57,321
‫هان؟

444
00:33:57,371 --> 00:33:58,496
‫اوهوم.

445
00:33:58,704 --> 00:34:01,904
‫پولو با دقت می‌شمری و میاری اینجا،
‫تموم شد رفت.

446
00:34:01,954 --> 00:34:04,038
‫- اوهوم.
‫- ولی باید حواستو جمع کنی، خب؟

447
00:34:04,954 --> 00:34:06,246
‫- اوهوم.
‫- چیه؟

448
00:34:06,704 --> 00:34:08,329
‫باشه، دایی.

449
00:34:08,663 --> 00:34:11,871
‫از اونجا که من دایی‌ت هستم،
‫خوب گوش‌هات رو باز کن ببین چی می‌گم.

450
00:34:11,996 --> 00:34:14,163
‫برای اینکه هوشیار و حواس‌جمع باشی،

451
00:34:14,204 --> 00:34:16,288
‫راهی نداری جز اینکه پاک بمونی.

452
00:34:16,663 --> 00:34:18,121
‫دیگه واقعاً...

453
00:34:19,079 --> 00:34:21,954
‫نباید انقدر این کوفتی‌ها رو به خودت تزریق کنی.

454
00:34:29,996 --> 00:34:31,496
‫تو خواهرزادۀ منی.

455
00:34:33,204 --> 00:34:36,079
‫نبینم مثل دفعۀ قبل گند بزنی، خب؟

456
00:34:37,704 --> 00:34:39,913
‫- اوهوم.
‫- برو.

457
00:34:41,704 --> 00:34:42,704
‫وایستا.

458
00:34:53,038 --> 00:34:54,538
‫حالا برو.

459
00:35:34,621 --> 00:35:36,079
‫باشه، باشه، صبر کن.

460
00:35:38,829 --> 00:35:40,404
‫اوه!

461
00:35:40,454 --> 00:35:41,621
‫اون بوکسورِ منه.

462
00:35:41,829 --> 00:35:43,829
‫پنجاه هزارتا برای «مینا» می‌دم.

463
00:35:43,954 --> 00:35:45,946
‫فکر کردی خیلی تاجرِ کله‌گُنده‌ای هستی؟

464
00:35:45,996 --> 00:35:47,029
‫اون پسره مال منه.

465
00:35:47,079 --> 00:35:48,529
‫من می‌گم ۸۰ هزارتا.

466
00:35:48,579 --> 00:35:51,029
‫صد هزارتا. ۱۰۰ هزارتا برای مینا.

467
00:35:51,079 --> 00:35:55,029
‫کسی اینجا هست که بیشتر از ۱۰۰ هزارتا قیمت بده؟

468
00:35:55,079 --> 00:35:56,363
‫نبود؟

469
00:35:56,413 --> 00:36:00,538
‫خیلی‌خب، ۱۰۰ هزارتا یک، ۱۰۰ هزارتا دو، و ۱۰۰ هزارتا سه!
‫فروخته شد.

470
00:36:05,913 --> 00:36:08,863
‫دوستان، خودتون رو برای مبارزۀ بعدی آماده کنید.

471
00:36:08,913 --> 00:36:12,696
‫برای اینکه امشب رو حتی از اینم هیجان‌انگیزتر کنیم،

472
00:36:12,746 --> 00:36:15,988
‫قهرمان سنگین‌وزنِ سابق رو آوردیم،

473
00:36:16,038 --> 00:36:18,329
‫آقای راویندرا سینگ!

474
00:36:24,329 --> 00:36:26,988
‫اگه زودتر می‌دونستم، روش شرط می‌بستم.

475
00:36:27,038 --> 00:36:29,196
‫کوکیِ لعنتی، همه‌چی رو عوض کرد.

476
00:36:29,246 --> 00:36:33,996
‫توی آخرین مبارزه‌ش،
‫این بوکسور، حریفش رو با یه مشت، راهیِ اون دنیا کرد.

477
00:36:35,038 --> 00:36:38,579
‫بیاید ببینیم دوباره همون اتفاق می‌افته یا نه!

478
00:36:38,829 --> 00:36:41,329
‫یه تشویق مرتب به افتخارش!

479
00:36:41,913 --> 00:36:45,529
‫راوی، راوی، راوی، راوی!

480
00:36:45,579 --> 00:36:47,738
‫راوی، راوی، راوی!

481
00:36:47,788 --> 00:36:49,863
‫راوی، راوی، راوی!

482
00:36:49,913 --> 00:36:53,746
‫خب دوستان،
‫دوتا قهرمان توی رینگ آماده‌ان.

483
00:36:53,787 --> 00:36:56,204
‫پس سر کیسه رو شل کنین
‫و برای مزایده قیمت بدین!

484
00:36:56,246 --> 00:36:59,612
‫بالی، بالی، بالی!

485
00:36:59,662 --> 00:37:01,829
‫شرطاتون رو ببندین، شرطاتون رو ببندین... هی!

486
00:37:02,287 --> 00:37:03,704
‫داره چی‌کار می‌کنه؟

487
00:37:04,621 --> 00:37:07,079
‫اون؟ مسکّن تزریق می‌کنه.

488
00:37:07,121 --> 00:37:08,662
‫کل بدن رو بی‌حس می‌کنه.

489
00:37:08,704 --> 00:37:09,737
‫این کار مجازه؟

490
00:37:09,787 --> 00:37:13,662
‫ببین، اینجا همه‌چی مجازه.
‫برو، آماده‌ای؟

491
00:37:13,912 --> 00:37:18,496
‫خب، یک، دو، سه، شروع!

492
00:37:47,121 --> 00:37:49,246
‫بالی، بالی، بالی!

493
00:37:49,537 --> 00:37:50,821
‫بالی، بالی، بالی!

494
00:37:50,871 --> 00:37:52,362
‫راوی!

495
00:37:52,412 --> 00:37:55,871
‫بالی، بالی، بالی!

496
00:37:56,121 --> 00:37:58,121
‫بالی، بالی، بالی!

497
00:37:58,329 --> 00:38:00,329
‫بالی، بالی، بالی!

498
00:38:17,079 --> 00:38:18,454
‫اوه!

499
00:38:22,162 --> 00:38:25,537
‫راوی، راوی، راوی، راوی!

500
00:38:25,662 --> 00:38:27,662
‫راوی، راوی، راوی، راوی!

501
00:38:41,954 --> 00:38:43,246
‫راوی.

502
00:38:51,746 --> 00:38:53,996
‫خیلی خوب مبارزه کردی، پسر.

503
00:38:54,371 --> 00:38:55,779
‫برای من کار می‌کنی؟

504
00:38:55,829 --> 00:38:57,612
‫هر چی بخوای بهت می‌دم.

505
00:38:57,662 --> 00:39:00,204
‫راغوبیر سینگ رو سربلند می‌کنی؟

506
00:39:13,079 --> 00:39:14,662
‫آهای!

507
00:39:38,954 --> 00:39:40,621
‫آهای!

508
00:39:48,746 --> 00:39:50,654
‫داداش، داداش، داداش! اونا بهم پول دادن،

509
00:39:50,704 --> 00:39:53,279
‫برای همین اون کار رو کردم.
‫تو رو خدا منو ببخش. اشتباه کردم.

510
00:39:53,329 --> 00:39:54,329
‫کی بهت پول داد؟

511
00:39:54,371 --> 00:39:56,204
‫داندا بود؟ ویجو؟

512
00:39:56,246 --> 00:39:57,704
‫یا دایی‌ت کوکی بود؟

513
00:40:30,079 --> 00:40:31,745
‫راوی، بگیر اون عوضی رو!

514
00:40:32,745 --> 00:40:34,037
‫هوی!

515
00:40:41,662 --> 00:40:43,412
‫این دیگه چه کوفتیه؟

516
00:40:55,037 --> 00:40:56,412
‫- دِو.
‫- هان؟

517
00:40:57,620 --> 00:40:59,454
‫بجنب. بیا از اینجا بریم.

518
00:40:59,495 --> 00:41:01,529
‫تونستی قیافۀ یارو رو ببینی؟

519
00:41:01,579 --> 00:41:04,204
‫آره، قیافه‌شو دیدم. از آشناهامونه.

520
00:41:05,287 --> 00:41:10,912
‫«ترجمه از محمد سید»

521
00:41:12,912 --> 00:41:22,912
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M