1
00:00:09,166 --> 00:00:14,041
‫«ترجمه از محمد سید»

2
00:00:17,458 --> 00:00:18,458
‫یک.

3
00:00:20,375 --> 00:00:21,291
‫دو.

4
00:00:23,125 --> 00:00:24,166
‫سه.

5
00:00:25,625 --> 00:00:26,625
‫چهار.

6
00:00:28,375 --> 00:00:29,291
‫پنج.

7
00:00:31,125 --> 00:00:32,666
‫شش.

8
00:00:33,541 --> 00:00:34,500
‫هفت.

9
00:00:36,125 --> 00:00:37,458
‫هشت.

10
00:00:43,041 --> 00:00:43,958
‫بوکس!

11
00:00:48,583 --> 00:00:49,500
‫توقف!

12
00:00:50,500 --> 00:01:00,500
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

13
00:01:01,791 --> 00:01:03,208
‫یالا، راویندرا.

14
00:01:03,291 --> 00:01:04,458
‫- به خودت بیا.
‫- راوی!

15
00:01:04,541 --> 00:01:06,625
‫گوش کن، لازم نیست جونتو به خطر بندازی.

16
00:01:06,708 --> 00:01:08,666
‫اگه برات سخته، از مسابقه انصراف بده.

17
00:01:09,541 --> 00:01:12,041
‫ببخشید، آقا.
‫افراد متفرقه اجازه ندارن بیان اینجا.

18
00:01:12,125 --> 00:01:13,791
‫من متفرقه نیستم، اون برادرمه.

19
00:01:13,833 --> 00:01:15,000
‫لطفاً همکاری کنید، آقا.

20
00:01:16,041 --> 00:01:17,458
‫راویندرا؟

21
00:01:18,041 --> 00:01:20,250
‫چرا این‌طوری سرتو انداختی پایین؟

22
00:01:20,875 --> 00:01:22,166
‫نگاهم کن.

23
00:01:22,250 --> 00:01:24,666
‫یه ورزشکار می‌تونه مسابقه رو ببازه،

24
00:01:25,500 --> 00:01:27,166
‫ولی روحیه‌شو نه.

25
00:01:27,250 --> 00:01:30,375
‫اون روز هر اتفاقی افتاد، تقصیر تو نبود، پسرم.

26
00:01:32,083 --> 00:01:33,583
‫تقصیر من بود.

27
00:01:33,666 --> 00:01:35,916
‫یه نفر توی رینگ به دست تو کشته شد، ولی پسرم،

28
00:01:36,000 --> 00:01:39,375
‫چه فایده‌ای داره که از روی پشیمونی
‫انقدر خودتو تنبیه کنی؟

29
00:01:39,458 --> 00:01:41,916
‫همه‌چی رو فراموش کن. فقط یه چیز رو یادت باشه.

30
00:01:42,791 --> 00:01:44,291
‫برای کی اینجایی؟

31
00:01:46,541 --> 00:01:47,375
‫فهمیدی؟

32
00:01:49,166 --> 00:01:51,791
‫خیلی‌خب، پسرم، بریم.

33
00:02:17,000 --> 00:02:18,291
‫بوکس!

34
00:02:36,166 --> 00:02:37,833
‫همینه، راویندرا! باریکلا.

35
00:02:41,500 --> 00:02:43,333
‫راویندرا، پنج، دو، سه!

36
00:02:52,875 --> 00:02:53,958
‫یک.

37
00:02:54,833 --> 00:02:56,750
‫دو. سه.

38
00:02:57,041 --> 00:02:58,833
‫- همینه.
‫- چهار.

39
00:02:59,708 --> 00:03:00,625
‫پنج.

40
00:03:01,375 --> 00:03:02,291
‫شش.

41
00:03:03,083 --> 00:03:05,333
‫هفت. هشت.

42
00:03:06,416 --> 00:03:08,125
‫نه. ده.

43
00:03:11,708 --> 00:03:13,750
‫این کیسه‌ها از توی آب پیدا شدن؟

44
00:03:13,833 --> 00:03:15,666
‫- بله، قربان.
‫- توی جفتشون اعضای بدنه؟

45
00:03:15,750 --> 00:03:16,875
‫مامان؟

46
00:03:16,958 --> 00:03:19,625
‫- یه نفر اینا رو انداخته توی آب.
‫- مامان؟

47
00:03:19,708 --> 00:03:22,958
‫راست می‌گی، چون اعضای بدن که
‫خودشون شنا نمی‌کنن بیان.

48
00:03:23,041 --> 00:03:25,125
‫درسته، قربان. این یعنی...

49
00:03:36,583 --> 00:03:37,541
‫آممم...

50
00:03:38,583 --> 00:03:40,250
‫آرویند اینجاست؟

51
00:03:43,291 --> 00:03:44,791
‫خب، مسابقه چطور بود؟

52
00:03:48,291 --> 00:03:52,458
‫این یعنی الان یه قدم
‫به گرفتنِ قاتل خواهرت نزدیک‌تر شدی.

53
00:03:58,500 --> 00:03:59,416
‫میای تو؟

54
00:04:00,000 --> 00:04:01,541
‫نه.

55
00:04:02,291 --> 00:04:04,000
‫منظورم اینه که...

56
00:04:06,458 --> 00:04:09,083
‫منظورم اینه که...
‫درست نیست بیام تو.

57
00:04:09,166 --> 00:04:11,291
‫«درست نیست، درست هست» رو بی‌خیال.

58
00:04:13,083 --> 00:04:15,208
‫بهم بگو، می‌خوای بیای تو یا نه؟

59
00:04:21,291 --> 00:04:23,041
‫تو داری می‌ری سازمان ورزش‌های ملی،

60
00:04:23,708 --> 00:04:25,250
‫منم می‌رم جارکند.

61
00:04:25,541 --> 00:04:27,541
‫ممکنه دیگه هیچ‌وقت فرصت نشه...

62
00:04:28,958 --> 00:04:30,791
‫که بیشتر با هم آشنا شیم.

63
00:04:37,500 --> 00:04:38,750
‫چیه مگه؟

64
00:06:05,333 --> 00:06:07,125
‫شبیه عفونته.

65
00:06:07,916 --> 00:06:09,500
‫خیلی تیزبین و نکته‌سنجی!

66
00:06:10,250 --> 00:06:12,625
‫قهوه‌تو بخور. باید راه بیفتیم.

67
00:06:20,625 --> 00:06:22,625
‫[باشگاه بوکس هاریانا]

68
00:06:22,708 --> 00:06:24,000
‫فعلاً خداحافظ، آقای مربی.

69
00:06:24,500 --> 00:06:25,375
‫برو، پیروز باشی.

70
00:06:25,416 --> 00:06:27,125
‫اون برای بوکس نمی‌ره اونجا.

71
00:06:39,041 --> 00:06:40,250
‫اوه!

72
00:06:40,333 --> 00:06:43,208
‫آهای عروسک، چقدر تو ناز و خوشگلی!

73
00:06:43,291 --> 00:06:45,541
‫جذاب کی بودی آخه؟

74
00:06:45,625 --> 00:06:46,500
‫عوضی!

75
00:06:46,583 --> 00:06:48,791
‫- کثافت!
‫- یالا، زود باش! تندتر!

76
00:06:50,416 --> 00:06:52,250
‫وایستا، وایستا. همین‌جا نگه دار.

77
00:06:53,791 --> 00:06:55,458
‫چی شد؟ حالت خوبه؟

78
00:06:55,958 --> 00:06:57,250
‫کار اون عوضی‌های لعنتی بود.

79
00:06:58,833 --> 00:07:00,458
‫شما همون خبرنگاره هستین، درسته؟

80
00:07:00,541 --> 00:07:03,541
‫- کسی باهاتون مشکلی داره؟
‫- می‌تونم بگم کل شهر.

81
00:07:04,041 --> 00:07:06,250
‫- لطفاً ما رو ببر بیمارستان.
‫- ممنون.

82
00:07:09,666 --> 00:07:10,875
‫ممنون.

83
00:07:10,916 --> 00:07:13,250
‫به‌محض اینکه دیدمت، شناختمت.

84
00:07:13,333 --> 00:07:16,833
‫تو یه خانم از یه کلان‌شهری.
‫خیلی سؤال می‌پرسی.

85
00:07:17,583 --> 00:07:19,416
‫همه از یه زن قوی می‌ترسن.

86
00:07:24,166 --> 00:07:27,208
‫خیلی مهمه که ما زن‌ها هوای همدیگه رو داشته باشیم.

87
00:07:31,791 --> 00:07:33,041
‫[سازمان ورزش‌های ملی]

88
00:07:39,625 --> 00:07:41,083
‫[سازمان ورزش‌های ملی]

89
00:07:45,875 --> 00:07:47,500
‫برو پات رو بیمارستان نشون بده.

90
00:07:47,583 --> 00:07:50,500
‫فقط گوش بده ببین چی می‌گم.
‫اون‌تو، سه‌تا بوکسور آکادمی شکتی هست.

91
00:07:50,583 --> 00:07:53,750
‫یکی‌شون از یه تلفن عمومی با سانی تماس گرفته.

92
00:07:53,833 --> 00:07:56,250
‫ما بیشتر از همه به شمشیر مشکوکیم.

93
00:07:56,333 --> 00:07:59,500
‫چون اون و نیهال سینگ توی یه دستۀ وزنی بودن.

94
00:07:59,541 --> 00:08:01,958
‫کاملاً مطمئنم اون بوده که به سانی بولار زنگ زده.

95
00:08:02,041 --> 00:08:03,166
‫داداش، تو نگران نباش.

96
00:08:03,750 --> 00:08:06,916
‫فقط یادت نره به آقای مربی بگی اون تماس رو بگیره، خب؟

97
00:08:07,541 --> 00:08:09,166
‫گور بابای آقای مربی!

98
00:08:09,458 --> 00:08:10,375
‫اینو بگیر.

99
00:08:16,041 --> 00:08:17,666
‫حواست رو جمع کن، راویندرا.

100
00:08:17,708 --> 00:08:20,291
‫تو نمی‌ری اونجا که بوکس بازی کنی.

101
00:08:20,375 --> 00:08:25,583
‫تو می‌ری اونجا تا اون کثافت‌هایی
‫که گودیا رو کشتن پیدا کنی.

102
00:08:25,666 --> 00:08:29,375
‫تو می‌ری اونجا تا قاتل‌های گودیا رو شکار کنی.

103
00:08:29,458 --> 00:08:31,583
‫همه‌ش یه حرف رو تکرار می‌کنی!

104
00:08:32,041 --> 00:08:33,875
‫دیگه از شنیدنش حالم به هم می‌خوره.

105
00:08:37,333 --> 00:08:38,208
‫باشه، آروم باش.

106
00:08:38,250 --> 00:08:39,541
‫من آرومم، خب؟

107
00:08:40,708 --> 00:08:42,250
‫من که تو نیستم!

108
00:08:44,208 --> 00:08:46,875
‫عوضی، رژیم گرفتن باعث شده از گشنگی قات بزنی.

109
00:08:48,500 --> 00:08:49,416
‫برو دیگه.

110
00:08:52,916 --> 00:08:55,583
‫برو پات رو بیمارستان نشون بده، احمقِ کله‌خر.

111
00:09:10,916 --> 00:09:12,083
‫راوی سینگ؟

112
00:09:17,458 --> 00:09:18,375
‫صبح بخیر.

113
00:09:18,458 --> 00:09:20,875
‫روستینوف هستم. کمک‌مربی.

114
00:09:21,916 --> 00:09:24,416
‫شبیه ستاره‌های بالیوودی.

115
00:09:27,708 --> 00:09:31,583
‫اینجا توی پنج سال گذشته در سطح جهانی شده.

116
00:09:34,458 --> 00:09:36,666
‫اجازۀ خروج از سازمان رو نداری.

117
00:09:36,750 --> 00:09:39,333
‫اصلاً بیرون نمی‌ری.

118
00:09:40,000 --> 00:09:43,375
‫وگرنه از اردو اخراج می‌شی، خب؟

119
00:09:45,708 --> 00:09:47,041
‫اتاق ۱۱۱.

120
00:10:17,000 --> 00:10:22,583
‫[نیهال ۲۰۲۵]

121
00:10:23,666 --> 00:10:27,083
‫هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم از بین این‌همه آدم
‫تو هم‌اتاقیم بشی.

122
00:10:27,666 --> 00:10:29,625
‫آدی پونیا، مثبت ۹۲.

123
00:10:30,708 --> 00:10:32,333
‫راوی سینگ، ۸۰.

124
00:10:32,416 --> 00:10:35,041
‫مگه می‌شه تو رو نشناسم، راوی سینگ؟

125
00:10:35,333 --> 00:10:38,158
‫شش سال پیش مسابقه‌ت رو توی رقابت‌های ملی دیدم.

126
00:10:38,208 --> 00:10:40,791
‫یاداو رو ترکوندی. فوق‌العاده بود.

127
00:10:43,750 --> 00:10:46,375
‫خب، اینجا اتاق نیهال بود؟

128
00:10:47,750 --> 00:10:49,958
‫بابتِ...

129
00:10:50,166 --> 00:10:52,416
‫اتفاقی که برای نیهال و خواهرت افتاد...

130
00:10:53,791 --> 00:10:55,166
‫تسلیت می‌گم، داداش.

131
00:10:56,375 --> 00:10:57,375
‫اینم از زنگ.

132
00:10:57,458 --> 00:10:59,041
‫بهتره زودتر لباساتو عوض کنی،

133
00:10:59,125 --> 00:11:01,875
‫چون اگه دیر کنیم، آقای مربی پدرمونو درمیاره.

134
00:11:02,875 --> 00:11:04,708
‫[گیت میدان مبارزه]

135
00:11:10,458 --> 00:11:11,916
‫روی رقص پات تمرکز کن.

136
00:11:11,958 --> 00:11:14,083
‫[ان‌اس‌آی]
‫[سازمان ورزش‌های ملی]

137
00:11:17,041 --> 00:11:18,416
‫ادامه بده، ادامه بده.

138
00:11:29,333 --> 00:11:30,916
‫تو از باشگاه هاریانایی، درسته؟

139
00:11:31,333 --> 00:11:32,250
‫هوم.

140
00:11:32,833 --> 00:11:34,583
‫اون بچه‌ها از آکادمی شکتی هستن.

141
00:11:35,916 --> 00:11:36,958
‫دعوا ممنوع.

142
00:11:38,041 --> 00:11:39,708
‫فاصله‌تون رو حفظ کنین.

143
00:11:41,333 --> 00:11:42,250
‫باشه؟

144
00:11:42,333 --> 00:11:43,375
‫بیا.

145
00:11:51,208 --> 00:11:53,666
‫بین نیهال و شمشیر دعوایی پیش اومده بود؟

146
00:11:53,750 --> 00:11:55,041
‫- دعوا؟
‫- هوم.

147
00:11:55,791 --> 00:11:58,333
‫توی رینگ مثل سگ به جون هم می‌افتادن

148
00:11:58,416 --> 00:12:00,750
‫و بیرون رینگ مثل سگ‌های وحشی بودن.

149
00:12:00,833 --> 00:12:02,583
‫می‌دونی یه‌بار چی شد؟

150
00:12:02,666 --> 00:12:04,208
‫- مربی.
‫- چی...

151
00:12:11,833 --> 00:12:12,833
‫مربی.

152
00:12:13,458 --> 00:12:14,875
‫امروز مسابقۀ انتخابی‌ت رو دیدم.

153
00:12:15,958 --> 00:12:18,666
‫کارِت خوبه، ولی بقیه هم خوبن.

154
00:12:19,083 --> 00:12:20,958
‫بذار ببینم چند مَرده حلاجی.

155
00:12:22,166 --> 00:12:24,833
‫توی این تمرین، دوتا بوکسور با هم روبه‌رو می‌شن.

156
00:12:24,916 --> 00:12:27,875
‫هر کی دوتا مشت تمیز بخوره، جاشو می‌ده به یکی دیگه.

157
00:12:28,458 --> 00:12:29,375
‫اوه!

158
00:12:29,458 --> 00:12:31,041
‫یوگش. تعویض.

159
00:12:36,833 --> 00:12:39,541
‫این شد دوتا مشت تمیز. تعویض.

160
00:12:44,291 --> 00:12:45,916
‫- اوه!
‫- تعویض!

161
00:12:47,541 --> 00:12:49,250
‫تعویض!

162
00:12:49,291 --> 00:12:49,958
‫تعویض!

163
00:12:50,041 --> 00:12:51,500
‫تعویض! تعویض!

164
00:12:57,833 --> 00:12:58,458
‫[بیمارستان]

165
00:12:58,500 --> 00:13:00,083
‫یه دکتر خیلی خوب پیدا کردم.

166
00:13:00,166 --> 00:13:01,625
‫طبق عکس رادیولوژی‌ت چیزی نیست.

167
00:13:01,708 --> 00:13:03,500
‫تا دو سه روز دیگه خوب می‌شی.

168
00:13:03,583 --> 00:13:06,375
‫جای نگرانی نیست. برو خونه، داروهاتو بخور.

169
00:13:07,458 --> 00:13:08,583
‫به خودت استرس نده.

170
00:13:09,125 --> 00:13:10,375
‫فقط برو خونه.

171
00:13:15,083 --> 00:13:16,166
‫هوم.

172
00:13:18,458 --> 00:13:19,416
‫هوم.

173
00:13:19,708 --> 00:13:21,416
‫به نظر میاد عفونت باشه.

174
00:13:24,875 --> 00:13:28,000
‫آهای، شما کی هستید؟ چی می‌خواید، هان؟

175
00:13:28,625 --> 00:13:29,583
‫- هان؟
‫- بیا.

176
00:13:29,666 --> 00:13:31,791
‫- بذار یه چیزی بهت نشون بدم.
‫- چی‌کار می‌کنی؟

177
00:13:31,875 --> 00:13:33,791
‫مگه من باهاتون چی‌کار کردم؟

178
00:13:34,166 --> 00:13:35,958
‫عه... عه، عه!

179
00:13:40,333 --> 00:13:41,875
‫هی!

180
00:14:47,375 --> 00:14:49,166
‫بهش می‌خوره عفونت کرده باشه.

181
00:14:51,833 --> 00:14:54,750
‫خب دکتر، اگه درمانی براش سراغ داری، بهم بگو.

182
00:15:01,041 --> 00:15:03,416
‫هی، این ماشین روشن نمی‌شه.

183
00:15:03,708 --> 00:15:05,125
‫بنزین تموم کردی؟

184
00:15:06,250 --> 00:15:07,333
‫خوبه.

185
00:15:08,291 --> 00:15:09,500
‫تو سانیِ منو کشتی.

186
00:15:09,583 --> 00:15:11,208
‫من سانی رو نکشتم!

187
00:15:11,708 --> 00:15:14,583
‫ولی اگه پیداش می‌کردم، زنده‌ش نمی‌ذاشتم.

188
00:15:14,666 --> 00:15:16,250
‫به‌خاطر کاری که اون کثافت کرد.

189
00:15:18,166 --> 00:15:19,708
‫سگِ عوضی.

190
00:15:19,791 --> 00:15:22,083
‫می‌دونم داشتی دنبالش می‌گشتی.

191
00:15:22,166 --> 00:15:23,416
‫معلومه که می‌گشتم.

192
00:15:23,750 --> 00:15:25,208
‫داشتم دنبالش می‌گشتم تا بکُشمش.

193
00:15:25,250 --> 00:15:27,166
‫خوب می‌دونی چرا می‌خواستم سر به تنش نباشه.

194
00:15:27,250 --> 00:15:30,125
‫قبل از اینکه بتونم بکشمش،
‫یه احمقِ عوضیِ دیگه کلکش رو کَند.

195
00:15:30,208 --> 00:15:31,583
‫کدوم احمقِ عوضی؟

196
00:15:32,291 --> 00:15:33,583
‫اسمشو بهم بگو.

197
00:15:33,625 --> 00:15:35,791
‫اگه می‌دونستم اون کیه، کوکی،

198
00:15:35,875 --> 00:15:39,625
‫با کمال میل، اسم اون ناجیِ بشریت رو بهت می‌گفتم.

199
00:15:40,416 --> 00:15:42,291
‫قبل از اینکه من برسم فرار کرده بود.

200
00:15:44,250 --> 00:15:45,791
‫ببین، من دروغ نمی‌گم.

201
00:15:53,833 --> 00:15:55,791
‫داری کوکی رو وادار به چه کاری می‌کنی، هان؟

202
00:15:55,833 --> 00:15:57,708
‫حالا مجبورم همه‌تون رو بکُشم.

203
00:15:58,000 --> 00:16:01,333
‫اول تو، بعد برادرت، بعدم پدرت.

204
00:16:01,708 --> 00:16:03,291
‫بچه هم داری؟

205
00:16:03,375 --> 00:16:06,125
‫اسم اونا رو هم بهم بگو.
‫رامچاندرا، اسم همه‌شونو بنویس.

206
00:16:06,208 --> 00:16:07,791
‫کوکی، گوش کن ببین چی می‌گم.

207
00:16:08,333 --> 00:16:12,208
‫اگه مَردی، تو چشمام نگاه کن و یه چیزی رو بهم بگو.

208
00:16:12,291 --> 00:16:16,166
‫تو به سانی بولار دستور دادی
‫نیهال سینگ و گودیا رو بکُشه؟

209
00:16:16,833 --> 00:16:17,916
‫آره یا نه؟

210
00:16:25,583 --> 00:16:27,291
‫رامچاندرا، گوشی‌ت رو بده من.

211
00:16:33,750 --> 00:16:36,958
‫خانم‌ها و آقایان، حالا که گزارشِ بازی تموم شد،

212
00:16:37,041 --> 00:16:38,666
‫وقت شیر یا خطه.

213
00:16:38,750 --> 00:16:40,833
‫اگه شیر بیاد، می‌میری.

214
00:16:41,500 --> 00:16:45,375
‫اگه خط بیاد، تو سؤال می‌پرسی و من جواب می‌دم.

215
00:16:45,666 --> 00:16:46,583
‫آماده‌ای؟

216
00:16:47,375 --> 00:16:48,375
‫[سکه انداختن]

217
00:16:52,458 --> 00:16:53,541
‫[خط]

218
00:16:54,250 --> 00:16:55,333
‫لعنت به...

219
00:16:55,416 --> 00:16:57,000
‫انگار خط اومده.

220
00:16:58,541 --> 00:16:59,750
‫باشه، سؤال بپرس.

221
00:17:02,166 --> 00:17:04,083
‫سؤالم همونه کوکی.

222
00:17:04,166 --> 00:17:07,750
‫تو به سانی بولار دستور دادی
‫نیهال سینگ و گودیا رو بکشه؟

223
00:17:07,833 --> 00:17:09,250
‫آره یا نه؟

224
00:17:14,041 --> 00:17:15,583
‫من هیچ دستوری ندادم.

225
00:17:16,291 --> 00:17:18,583
‫من هیچ مشکلی با اون پسر و دختر نداشتم.

226
00:17:18,666 --> 00:17:21,916
‫وقتی هیچ کاری باهاشون نداشتم،
‫چرا باید می‌خواستم کُشته بشن؟

227
00:17:23,458 --> 00:17:27,000
‫رامچاندرا، من شیر یا خط رو باختم، نه تو.
‫کارشو تموم کن.

228
00:17:31,041 --> 00:17:35,041
‫هی، غول‌تشن.
‫با این هیکل گُنده‌ت، وجودشو نداری مثل مرد بجنگی؟

229
00:17:36,375 --> 00:17:37,500
‫لعنت...

230
00:17:37,583 --> 00:17:40,541
‫از چی می‌ترسین، کثافتا؟
‫جرزنی نکنین!

231
00:17:40,625 --> 00:17:42,500
‫برین، مثل ترسوها فرار کنین!

232
00:17:45,125 --> 00:17:46,541
‫جرزن‌های عوضی!

233
00:18:11,500 --> 00:18:13,000
‫- اونجاست.
‫- آرویند!

234
00:18:16,916 --> 00:18:18,958
‫لامصب، عزیز دلمی! اینو ازم جدا کن!

235
00:18:19,750 --> 00:18:21,875
‫- اینو ببین.
‫- سیمو بِبُر!

236
00:18:21,958 --> 00:18:23,666
‫از اینجا درش بیار!
‫دیدم چی‌کار کرد.

237
00:18:23,750 --> 00:18:24,833
‫- بیا اینجا.
‫- این یکی؟

238
00:18:24,916 --> 00:18:26,541
‫- درش بیار!
‫- مطمئنی؟

239
00:18:26,625 --> 00:18:27,666
‫مراقب باش!

240
00:18:34,416 --> 00:18:36,541
‫خب، کوکی چی شد؟

241
00:18:36,625 --> 00:18:38,875
‫کثافت دوباره از چنگم پرید.

242
00:18:38,958 --> 00:18:40,625
‫آدماش هم حاضر نیستن حرف بزنن.

243
00:18:42,416 --> 00:18:44,291
‫حاضرن حتی براش زندان هم برن.

244
00:18:48,833 --> 00:18:50,666
‫از کجا فهمیدین من اینجام؟

245
00:18:55,666 --> 00:18:57,458
‫وقتی داشتنت می‌دزدیدنت، تو رو دیده.

246
00:18:58,291 --> 00:19:01,125
‫بعدش پریده توی یه «ریکشا» و دنبالت اومده.
‫(ریکشا: گاری یا موتور سه‌چرخ)

247
00:19:01,208 --> 00:19:02,750
‫بعدم به من زنگ زد.

248
00:19:04,666 --> 00:19:06,875
‫- دوربین مخفیه دیگه؟
‫- گمشو بابا!

249
00:19:17,208 --> 00:19:18,041
‫ببخشید.

250
00:19:20,333 --> 00:19:21,250
‫و ممنونم.

251
00:19:24,083 --> 00:19:25,916
‫خوب گوش‌هات رو باز کن، راوی.

252
00:19:26,625 --> 00:19:28,041
‫به من نزدیک نمی‌شی.

253
00:19:28,750 --> 00:19:30,666
‫با پای خودت اومدی اینجا.

254
00:19:31,541 --> 00:19:34,208
‫ولی چهار نفری جنازه‌تو می‌برن بیرون، فهمیدی؟

255
00:19:41,500 --> 00:19:43,041
‫- هی، برو عقب ببینم!
‫- هی!

256
00:19:43,125 --> 00:19:45,000
‫چرا داری بهش زور می‌گی، شمشیر؟

257
00:19:46,208 --> 00:19:47,500
‫شمشیر، ولش کن.

258
00:19:50,208 --> 00:19:51,458
‫از اینجا برو بیرون.

259
00:19:54,583 --> 00:19:56,333
‫یالا. برید یه‌ذره آب بخورید.

260
00:19:56,666 --> 00:19:57,750
‫بریم.

261
00:20:00,583 --> 00:20:01,583
‫حالت خوبه؟

262
00:20:04,666 --> 00:20:06,708
‫بگو ببینم، می‌خوای مبارزۀ تمرینی داشته باشیم؟

263
00:20:07,916 --> 00:20:10,083
‫من الان تو رو از دست شمشیر نجات دادم.

264
00:20:14,083 --> 00:20:15,208
‫فردا شب؟

265
00:20:19,125 --> 00:20:21,125
‫[شام سنگین‌وزن]
‫[رستوران پاراتا]

266
00:20:26,375 --> 00:20:28,666
‫نون پُرشدۀ فوق سنگین‌وزنِ شکتی رو میل می‌کنید، آقا؟

267
00:20:28,750 --> 00:20:31,375
‫ترکیبی از سیب‌زمینی، پیاز، نخودفرنگی و...

268
00:20:36,166 --> 00:20:38,833
‫- همون یه نون ساده میارم.
‫- نه.

269
00:20:39,208 --> 00:20:43,291
‫لطفاً در مورد نون فوق سنگین‌وزنِ شکتیگار
‫بیشتر برام بگو.

270
00:20:44,958 --> 00:20:46,083
‫بهش بگو.

271
00:20:46,166 --> 00:20:48,250
‫به همراه سس مایونز سیر، کرۀ چیلی، سس سچوان،

272
00:20:48,333 --> 00:20:50,041
‫ترشی انبه، لیمو و گشنیز‌.

273
00:20:50,125 --> 00:20:51,375
‫یه نون پُرشدۀ نیم‌متریه.

274
00:20:51,458 --> 00:20:55,333
‫اگه بتونید توی ۱۵ دقیقه تمومش کنید،
‫تا یه سال هر روز غذای مجانی می‌خورید.

275
00:20:55,416 --> 00:20:56,916
‫برای یک سالِ تمام؟

276
00:20:57,000 --> 00:20:58,416
‫وای. یکی برام بیار.

277
00:20:58,500 --> 00:20:59,666
‫با یه‌کم دوغ.

278
00:20:59,750 --> 00:21:00,958
‫- حتماً.
‫- ممنون.

279
00:21:04,708 --> 00:21:07,333
‫نون با کره برای میز شمارۀ چهار.

280
00:21:08,958 --> 00:21:09,875
‫چی شده؟

281
00:21:10,375 --> 00:21:11,333
‫پات چیزیش شده؟

282
00:21:13,208 --> 00:21:14,708
‫احتمالاً عفونته.

283
00:21:18,166 --> 00:21:20,916
‫خب، چی شد که این‌جوری شد؟

284
00:21:22,750 --> 00:21:27,166
‫ببخشید. اگه راحت نیستی در موردش حرف بزنی، درک می‌کنم.

285
00:21:36,708 --> 00:21:38,541
‫نه.

286
00:21:41,000 --> 00:21:42,291
‫با گفتنش مشکلی ندارم.

287
00:21:45,125 --> 00:21:47,000
‫چون تو الان جونمو نجات دادی.

288
00:21:48,041 --> 00:21:49,708
‫منو از رفتن به جهنم نجات دادی.

289
00:21:52,708 --> 00:21:56,166
‫به گمونم الان می‌طلبه که
‫داستان جهنمِ شخصیِ خودمو برات بگم.

290
00:21:58,791 --> 00:22:02,500
‫پس دقیقاً بهت می‌گم چه بلایی سر پام اومده.

291
00:22:03,000 --> 00:22:06,791
‫ولی قبل از اون، باید بدونی که پدرم، راغوبیر سینگ،

292
00:22:07,875 --> 00:22:11,958
‫چه هیولایی توی زندگیِ من بوده.

293
00:22:12,250 --> 00:22:16,333
‫جواهر باارزشِ هاریانا، شیرِ هاریانا، راغوبیر سینگ.

294
00:22:17,666 --> 00:22:22,166
‫اون هیچ‌وقت به اتفاق‌هایی که
‫توی خونه یا خانواده‌ش می‌افتاد توجهی نمی‌کرد.

295
00:22:24,500 --> 00:22:26,416
‫و پدرم فقط یه شعار داشت:

296
00:22:26,500 --> 00:22:30,000
‫پسری که نترس نباشه، مفت نمی‌ارزه.

297
00:22:31,166 --> 00:22:32,625
‫و برادرم، راویندرا،

298
00:22:32,708 --> 00:22:34,958
‫از بچگی بوکسش خیلی خوب بود.

299
00:22:37,125 --> 00:22:38,375
‫من توش افتضاح بودم.

300
00:22:38,458 --> 00:22:39,375
‫عوضی!

301
00:22:39,458 --> 00:22:41,041
‫هر وقت عملکردم خوب نبود،

302
00:22:41,125 --> 00:22:44,208
‫اول فحشم می‌داد و بعد کتکم می‌زد.

303
00:22:44,291 --> 00:22:45,708
‫و یه روز،

304
00:22:46,458 --> 00:22:47,625
‫پامو شکوند.

305
00:22:51,291 --> 00:22:52,708
‫من از خونه فرار کردم.

306
00:22:53,750 --> 00:22:56,083
‫سه روزِ تمام، آواره و سرگردون بودم
‫و نمی‌دونستم کجا برم.

307
00:22:58,583 --> 00:23:01,625
‫بعد پای شکسته‌م بدجوری عفونت کرد.

308
00:23:02,708 --> 00:23:06,000
‫انگار که مغزِ گندیدۀ آقای مربی وارد پام شده بود.

309
00:23:09,041 --> 00:23:10,750
‫عفونت انقدر بد شد...

310
00:23:12,250 --> 00:23:13,958
‫که مجبور شدن پامو قطع کنن.

311
00:23:23,833 --> 00:23:26,083
‫دکترا بالای سرم جمع شده بودن.

312
00:23:29,708 --> 00:23:32,500
‫به‌زور به‌هوش بودم، ولی یادمه...

313
00:23:36,166 --> 00:23:37,958
‫داشتم نابود شدنِ زندگی‌مو نگاه می‌کردم.

314
00:23:49,541 --> 00:23:50,666
‫بفرمایید، خانم.

315
00:23:50,750 --> 00:23:54,208
‫اینم نون پُرشدۀ فوق سنگین‌وزنِ شکتیگارِ شما.

316
00:23:54,791 --> 00:23:56,666
‫اینم سفارش دوغ‌تون.

317
00:23:57,583 --> 00:23:58,416
‫اوه!

318
00:23:59,208 --> 00:24:00,416
‫نوش جان.

319
00:24:02,625 --> 00:24:05,625
‫شاید اشتباه کرده باشم!

320
00:24:09,125 --> 00:24:10,625
‫[سازمان ورزش‌های ملی]

321
00:24:10,666 --> 00:24:13,708
‫- چه بازوهای بزرگی داری.
‫- بازوی من از صورت تو بزرگ‌تره.

322
00:24:13,791 --> 00:24:15,166
‫- بیا.
‫- ولش کن. بچه‌ست.

323
00:24:15,250 --> 00:24:17,541
‫- گشنمه.
‫- بریم یه چیزی بخوریم.

324
00:24:55,916 --> 00:24:57,375
‫انجام شد، آقای مربی.

325
00:24:57,708 --> 00:24:59,333
‫من تماس رو گرفتم.

326
00:24:59,416 --> 00:25:01,000
‫صبح پیداشون می‌شه.

327
00:25:14,083 --> 00:25:16,083
‫[هتل]

328
00:25:16,958 --> 00:25:18,625
‫بذار یه چیزی بهت بگم.

329
00:25:18,708 --> 00:25:21,083
‫دستکش‌های بوکس برای محافظت از
‫صورت حریفت بهتر عمل می‌کنن

330
00:25:21,125 --> 00:25:25,333
‫تا اینکه از مشت‌های بیچاره‌ت
‫در برابر خرد و خاکشیر شدن محافظت کنن.

331
00:25:25,416 --> 00:25:27,541
‫- هیچ‌کس اینو نمی‌دونه.
‫- من می‌دونم،

332
00:25:27,625 --> 00:25:30,541
‫تک‌تک نکات مربوط به بوکس رو می‌دونم،
‫و قطعاً بیشتر از تو می‌دونم، خب؟

333
00:25:30,625 --> 00:25:32,541
‫- تو بیشتر از من می‌دونی؟
‫- آره، می‌دونم.

334
00:25:32,625 --> 00:25:35,208
‫خیلی ادعات می‌شه، خانمِ خبرنگارِ خفن!

335
00:25:35,291 --> 00:25:37,583
‫عالیه. بیا یه دور پرسش و پاسخ داشته باشیم.

336
00:25:37,666 --> 00:25:38,833
‫- بهش چی می‌گن؟
‫- بگو.

337
00:25:38,916 --> 00:25:40,250
‫سؤالات رگباری.

338
00:25:40,333 --> 00:25:43,291
‫و اگه جوابم درست بود،
‫باید نوشیدنی بخوری.

339
00:25:43,375 --> 00:25:45,125
‫- برای هر جواب یه لیوان.
‫- باشه، قبوله.

340
00:25:45,208 --> 00:25:46,750
‫- یالا.
‫- پایه‌ام. خب؟

341
00:25:46,833 --> 00:25:47,875
‫- یالا.
‫- باشه، آقا.

342
00:25:47,958 --> 00:25:49,083
‫سؤال اول.

343
00:25:49,166 --> 00:25:51,541
‫سؤال اول. اینم از سؤال اول.

344
00:25:51,625 --> 00:25:55,500
‫یالا، بهم بگو
‫مسابقات المپیک چندتا راند داره؟

345
00:25:55,541 --> 00:25:59,333
‫سه راند. یه دقیقه استراحت.
‫ده ثانیه هشدار قبل از هر راند.

346
00:26:00,000 --> 00:26:02,541
‫- برو بالا.
‫- خیلی خوبه. معرکه‌ست.

347
00:26:02,625 --> 00:26:05,625
‫دختره اطلاعاتش کامله. عجب!

348
00:26:05,666 --> 00:26:08,500
‫- برو بالا! خیلی خوبه.
‫- آه، لعنتی.

349
00:26:09,125 --> 00:26:10,625
‫- عالیه.
‫- سؤال بعدی؟

350
00:26:10,666 --> 00:26:14,625
‫خیلی‌خب، بگو ببینم،
‫یه بوکسور اجازه نداره ریش داشته باشه.

351
00:26:14,708 --> 00:26:15,666
‫دلیل این قانون چیه؟

352
00:26:15,708 --> 00:26:17,833
‫این قانون الان دیگه وجود نداره.

353
00:26:17,916 --> 00:26:19,291
‫نمی‌دونستی؟

354
00:26:19,375 --> 00:26:21,500
‫این سؤال‌های انحرافی چیه، هان؟

355
00:26:21,583 --> 00:26:23,041
‫- یالا، یالا. برو بالا.
‫- آره.

356
00:26:23,125 --> 00:26:24,333
‫- بده‌ش من. بریزش.
‫- آره!

357
00:26:24,416 --> 00:26:27,166
‫خداییش تحقیقاتت رو خیلی خوب انجام دادی.

358
00:26:28,833 --> 00:26:30,583
‫عالیه. تازه داره بهم خوش می‌گذره.

359
00:26:30,666 --> 00:26:31,708
‫حالا این یکی رو جواب بده.

360
00:26:31,791 --> 00:26:33,583
‫برندۀ مسابقه ده امتیاز می‌گیره.

361
00:26:33,666 --> 00:26:35,958
‫بازنده چند امتیاز می‌گیره؟

362
00:26:36,166 --> 00:26:37,666
‫نُه برای یه راند پایاپای.

363
00:26:37,708 --> 00:26:39,333
‫هشت، وقتی برنده کاملاً مشخصه.

364
00:26:39,375 --> 00:26:40,958
‫هفت، برای تسلط کامل.

365
00:26:41,000 --> 00:26:43,625
‫و قبلاً یه قانونی بود که الان دیگه نیست.

366
00:26:43,708 --> 00:26:46,958
‫شاید ندونی، امتیاز شش برای...

367
00:26:56,958 --> 00:26:58,333
‫رقبای نابرابر.

368
00:27:13,583 --> 00:27:14,583
‫چی شد؟

369
00:27:16,458 --> 00:27:17,958
‫جوینا، ببخشید...

370
00:27:18,041 --> 00:27:19,666
‫- شرمنده، من...
‫- نه، نه، نه.

371
00:27:19,750 --> 00:27:23,875
‫- نه، نباید خیلی بهت نزدیک می‌شدم.
‫- موضوع اون نیست

372
00:27:24,500 --> 00:27:25,833
‫مسئله اینه که من...

373
00:27:27,208 --> 00:27:28,333
‫دِو، من...

374
00:27:29,458 --> 00:27:31,125
‫بهت دروغ گفتم، دِو.

375
00:27:31,416 --> 00:27:32,375
‫چی؟

376
00:27:33,708 --> 00:27:35,166
‫باید یه چیزی بهت بگم.

377
00:27:36,708 --> 00:27:39,250
‫بگو. چیز مهمی که نیست، درسته؟

378
00:27:40,875 --> 00:27:43,333
‫راستش، من به‌عنوان خبرنگار نیومدم اینجا.

379
00:27:44,166 --> 00:27:46,208
‫در واقع، شش ماه پیش کارمو از دست دادم.

380
00:27:49,541 --> 00:27:51,250
‫من نیهال رو از مدتی قبل می‌شناختم.

381
00:27:53,250 --> 00:27:56,541
‫من و نیهال دو سال پیش توی تاشکند با هم آشنا شدیم.

382
00:27:56,625 --> 00:27:58,291
‫توی مسابقات قهرمانی بوکس جهان.

383
00:27:58,958 --> 00:28:00,416
‫با هم در تماس موندیم.

384
00:28:01,458 --> 00:28:02,875
‫دوست شدیم.

385
00:28:04,708 --> 00:28:08,291
‫حتی نمی‌دونم کِی از یه خبرنگار به یه دوست تبدیل شدم.

386
00:28:09,875 --> 00:28:11,625
‫اون همیشه در مورد گودیا حرف می‌زد.

387
00:28:13,125 --> 00:28:15,541
‫ماه پیش ترتیبی داد که
‫توی یه تماس تصویری با گودیا صحبت کنم.

388
00:28:16,250 --> 00:28:19,583
‫گفت اون حامله‌ست...
‫یعنی بود!

389
00:28:21,333 --> 00:28:23,125
‫می‌خواستن بیان دهلی.

390
00:28:23,208 --> 00:28:25,375
‫پرسید که می‌تونن اینجا پیش من بمونن یا نه.

391
00:28:26,083 --> 00:28:28,541
‫ولی من توی یه آپارتمان اجاره‌ای زندگی می‌کردم،
‫برای همین...

392
00:28:29,416 --> 00:28:30,750
‫نمی‌تونستم بهشون جا بدم.

393
00:28:30,833 --> 00:28:32,166
‫برای همین مجبور شدم بگم نه.

394
00:28:35,166 --> 00:28:36,916
‫بعد از اون دیگه با هم تماسی نداشتیم.

395
00:28:39,666 --> 00:28:44,000
‫اگه اون روز یه کاری کرده بودم،
‫یه فکری به حالشون می‌کردم...

396
00:28:44,083 --> 00:28:46,750
‫و آره، می‌آوردمشون پیش خودم، شاید امروز...

397
00:28:48,166 --> 00:28:49,166
‫گودیا...

398
00:29:28,833 --> 00:29:30,791
‫یالا شمشیر، یالا.

399
00:29:30,875 --> 00:29:32,416
‫سریع‌تر، سریع‌تر.

400
00:29:33,541 --> 00:29:35,083
‫آره. خوبه، خوبه.

401
00:29:37,833 --> 00:29:39,166
‫بکش عقب، بکش عقب.

402
00:29:39,958 --> 00:29:41,375
‫داره دفاع می‌کنه.

403
00:29:42,291 --> 00:29:44,541
‫دفاع کن. سرعتت رو ببر بالا.

404
00:29:53,875 --> 00:29:56,875
‫کثافت‌ها! این مأمورهای دوپینگ
‫دوباره برای آزمایش خون اومدن.

405
00:29:56,916 --> 00:29:58,416
‫دو بار توی یه ماه؟

406
00:29:58,500 --> 00:30:00,291
‫- احمقای لعنتی.
‫- در رو ببند.

407
00:30:00,708 --> 00:30:02,291
‫[کنترل دوپینگ]

408
00:30:02,333 --> 00:30:03,875
‫[گیت میدان مبارزه]

409
00:30:04,750 --> 00:30:06,000
‫[گیت میدان مبارزه]

410
00:30:14,083 --> 00:30:15,250
‫[توالت]

411
00:30:15,708 --> 00:30:16,958
‫آدیراج پونیا.

412
00:30:35,291 --> 00:30:38,541
‫پاشو ببینم. برو یه جای دیگه بشین.

413
00:30:38,625 --> 00:30:40,583
‫وگرنه، یه‌جوری می‌زنمت

414
00:30:40,666 --> 00:30:43,125
‫که به‌جای دستشویی همین‌جا خودتو خیس کنی.

415
00:30:55,333 --> 00:30:58,541
‫کثافت. اینو از اتاق من برداشتی، ‌آره؟

416
00:30:58,625 --> 00:31:00,125
‫فقط برنداشتم.

417
00:31:01,375 --> 00:31:02,875
‫یه چیزی هم برات گذاشتم.

418
00:31:03,625 --> 00:31:05,875
‫استازولامید.

419
00:31:07,250 --> 00:31:09,791
‫راستی، یه‌کم هم ریختم تو بطری آبت.

420
00:31:12,125 --> 00:31:14,375
‫ریشاب چوهان. هوم.

421
00:31:21,500 --> 00:31:23,333
‫چرا داری سعی می‌کنی برام پاپوش بدوزی؟

422
00:31:23,708 --> 00:31:25,125
‫حق نداری این کار رو بکنی.

423
00:31:26,541 --> 00:31:27,875
‫دیگه کار از کار گذشته.

424
00:31:29,166 --> 00:31:32,791
‫تیم مبارزه با دوپینگ اتفاقی نیومده
‫که توی یه ماه دو بار اینجا باشن.

425
00:31:35,625 --> 00:31:36,666
‫من خبرشون کردم.

426
00:31:37,541 --> 00:31:40,333
‫هر چی رفته تو بدنت، از ادرارت میاد بیرون.

427
00:31:42,583 --> 00:31:45,083
‫پس بگو ببینم، نظرت چیه؟

428
00:31:45,916 --> 00:31:47,583
‫چند سال محروم می‌شی؟

429
00:31:47,958 --> 00:31:50,833
‫آخه سوشیل دو سالِ تمام محروم شد.

430
00:31:50,916 --> 00:31:52,041
‫یه حسی بهم می‌گه

431
00:31:52,125 --> 00:31:54,583
‫- تو حتماً پنج سال محروم می‌شی.
‫- داداش.

432
00:31:55,250 --> 00:31:58,250
‫داداش، تو داری این رقابت باشگاهی رو خیلی جدی می‌گیری.

433
00:31:59,208 --> 00:32:00,208
‫«داداش»؟

434
00:32:05,083 --> 00:32:06,583
‫من داداشت نیستم، خب؟

435
00:32:06,958 --> 00:32:09,458
‫و برای رقابت بین باشگاه‌ها هم اینجا نیستم.

436
00:32:09,833 --> 00:32:12,166
‫من اومدم تا ازت چندتا سؤال بپرسم.

437
00:32:13,541 --> 00:32:17,458
‫اگه راستش رو بهم بگی،
‫بهت یه‌مقدار دیازودین می‌دم.

438
00:32:17,541 --> 00:32:19,541
‫اثر داروی قبلی رو خنثی می‌کنه،

439
00:32:19,625 --> 00:32:21,166
‫ولی باید همین الان بخوریش.

440
00:32:21,458 --> 00:32:22,750
‫وقت نداری.

441
00:32:23,000 --> 00:32:24,416
‫بده من.

442
00:32:24,875 --> 00:32:25,875
‫بده من.

443
00:32:26,375 --> 00:32:27,750
‫این مسخره‌بازی‌ها چیه؟

444
00:32:28,458 --> 00:32:30,875
‫خیلی‌خب، پس وقتی مادام‌العمر محروم شدی،

445
00:32:30,958 --> 00:32:33,416
‫می‌تونیم بشینیم در موردش صحبت کنیم.

446
00:32:33,500 --> 00:32:35,250
‫ساگار سینگ روات!

447
00:32:38,458 --> 00:32:41,916
‫ساگار؟ بعد از ساگار، نوبت ساتبیر‌ـه،

448
00:32:42,000 --> 00:32:43,583
‫بعد از ساتبیر هم،

449
00:32:43,666 --> 00:32:44,791
‫شمشیر؟

450
00:32:45,458 --> 00:32:46,375
‫شمشیر.

451
00:32:48,125 --> 00:32:49,083
‫بیا حرف بزنیم.

452
00:32:51,833 --> 00:32:53,375
‫چی می‌خوای بدونی؟ بگو.

453
00:32:56,416 --> 00:32:58,208
‫تو به سانی بولار زنگ زدی، درسته؟

454
00:32:58,291 --> 00:33:00,000
‫- بولار کیه؟
‫- خودتو به اون راه نزن، خب؟

455
00:33:00,083 --> 00:33:02,833
‫سانی بولار. مگه تو جمعه شب بهش زنگ نزدی

456
00:33:02,875 --> 00:33:05,375
‫تا بهش بگی بعد از اون مسابقه
‫کجا می‌تونه نیهال رو پیدا کنه؟

457
00:33:05,416 --> 00:33:07,458
‫من کسی رو به اسم سانی بولار نمی‌شناسم.

458
00:33:09,000 --> 00:33:10,166
‫یه لحظه صبر کن.

459
00:33:11,041 --> 00:33:13,041
‫من حتی مسابقۀ نیهال رو هم ندیدم.

460
00:33:14,041 --> 00:33:15,166
‫روز جمعه...

461
00:33:16,833 --> 00:33:20,791
‫جمعه‌شب، من... اصلاً خوابگاه نبودم.

462
00:33:21,208 --> 00:33:22,333
‫ببین داداش،

463
00:33:22,708 --> 00:33:25,875
‫من هر چی می‌دونستم رو بهت گفتم.
‫دارو رو بده.

464
00:33:27,208 --> 00:33:29,375
‫من تمام جزئیات رو می‌خوام.

465
00:33:30,958 --> 00:33:32,208
‫حرف بزن.

466
00:33:32,291 --> 00:33:33,833
‫نمی‌تونم راحت در موردش حرف بزنم.

467
00:33:34,125 --> 00:33:35,375
‫خواهش می‌کنم حرفمو باور کن.

468
00:33:35,625 --> 00:33:36,875
‫دارم راست می‌گم.

469
00:33:36,916 --> 00:33:38,416
‫ساتبیر سینگ!

470
00:33:42,791 --> 00:33:44,041
‫با یه خانم بودم.

471
00:33:44,333 --> 00:33:45,416
‫چرا از اول نگفتی؟

472
00:33:46,041 --> 00:33:46,958
‫چرا؟

473
00:33:53,166 --> 00:33:55,333
‫از یه دختره خوشم میاد
‫و با هم رفته بودیم سرِ قرار.

474
00:34:02,708 --> 00:34:03,708
‫ببین، راوی.

475
00:34:04,916 --> 00:34:07,458
‫این چیزی نیست که بتونم به کل دنیا بگم، مگه نه؟

476
00:34:08,291 --> 00:34:11,000
‫برای همین ازت خواهش می‌کنم،
‫لطفاً بین خودمون بمونه.

477
00:34:11,083 --> 00:34:15,583
‫و لطفاً حرفمو باور کن،
‫اون شب من اصلاً توی سازمان ورزش‌ها نبودم.

478
00:34:19,250 --> 00:34:20,833
‫راوی، راوی، مربیه.

479
00:34:20,916 --> 00:34:23,333
‫مربی اومد. دارو رو بده. اسم بعدی اسم منه.

480
00:34:23,416 --> 00:34:24,416
‫- باشه، باشه.
‫- چی؟

481
00:34:24,500 --> 00:34:26,750
‫راوی، بده‌ش من.

482
00:34:29,875 --> 00:34:34,166
‫گوش کن، توی بطری‌ت فقط آبه، چیز دیگه‌ای نیست.

483
00:34:38,041 --> 00:34:39,708
‫شمشیر کوتیالا!

484
00:34:43,041 --> 00:34:45,875
‫گوش کن داداش. به نظر نمیاد شمشیر
‫توی این قضیه دست داشته باشه.

485
00:35:04,166 --> 00:35:05,958
‫[خوابگاه پسران]

486
00:35:15,416 --> 00:35:16,375
‫لعنتی!

487
00:35:44,291 --> 00:35:45,375
‫چی‌کار می‌کنی؟

488
00:35:48,333 --> 00:35:50,041
‫دِو، حلقه‌ت.

489
00:35:51,250 --> 00:35:53,541
‫این مال من نیست.

490
00:35:53,625 --> 00:35:55,375
‫نزدیک جسد سانی پیداش کردم.

491
00:35:56,250 --> 00:35:57,958
‫صبر کن ببینم. چی؟

492
00:35:58,666 --> 00:36:00,041
‫خوب بهش نگاه کن.

493
00:36:00,083 --> 00:36:01,541
‫چی داره مگه؟

494
00:36:05,958 --> 00:36:07,041
‫لعنتی.

495
00:36:16,791 --> 00:36:18,083
‫- راوی؟
‫- بله.

496
00:36:18,166 --> 00:36:21,750
‫اون انگشتری که کنار جسد سانی بولار پیدا کردیم رو یادته؟

497
00:36:23,208 --> 00:36:24,541
‫- اون مشکیه؟
‫- آره.

498
00:36:24,625 --> 00:36:26,125
‫داداش، اون یه حلقۀ هوشمنده.

499
00:36:26,833 --> 00:36:28,208
‫وقتی وصلش کردیم به برنامه‌ش،

500
00:36:28,291 --> 00:36:30,750
‫فهمیدیم به اسم اون ثبت نشده،

501
00:36:30,833 --> 00:36:32,208
‫به اسم یه نفر دیگه‌ست.

502
00:36:32,541 --> 00:36:33,708
‫به اسم کی؟

503
00:36:34,958 --> 00:36:36,875
‫مگه می‌خوای منو بکُشی؟

504
00:36:40,416 --> 00:36:43,208
‫اصلاً برای کسی مهم بود که نیهال سینگ کشته شد؟

505
00:36:45,125 --> 00:36:47,083
‫یا اینکه گودیا کشته شد...

506
00:36:49,041 --> 00:36:50,333
‫برای کسی مهم بود؟

507
00:36:52,583 --> 00:36:53,708
‫چی می‌گی؟

508
00:36:56,541 --> 00:37:01,125
‫اون تماس رو تو با سانی بولار گرفتی
‫تا جای نیهال رو بهش بگی.

509
00:37:01,208 --> 00:37:03,166
‫نه. من به کسی زنگ نزدم.

510
00:37:03,250 --> 00:37:08,458
‫اون حلقۀ هوشمندی که روی جسد سانی پیدا کردیم
‫به اسم تو ثبت شده بود.

511
00:37:16,625 --> 00:37:17,791
‫من اصلاً خبر نداشتم.

512
00:37:18,833 --> 00:37:20,208
‫من خبر نداشتم...

513
00:37:21,333 --> 00:37:23,208
‫قسم می‌خورم که نمی‌دونستم.

514
00:37:24,166 --> 00:37:26,333
‫پس سانی بولار چطور اون حلقه رو پیدا کرد؟

515
00:37:26,416 --> 00:37:29,041
‫- من اصلاً نمی‌دونستم اون چه...
‫- اون نامزدت بود؟

516
00:37:32,583 --> 00:37:34,916
‫می‌خوای حرف بزنی یا نه؟

517
00:37:35,000 --> 00:37:37,000
‫به‌خاطر کاری که تو کردی،

518
00:37:37,083 --> 00:37:40,791
‫خواهر کوچیک من مُرده!

519
00:37:51,041 --> 00:37:53,000
‫من حدود یه سال پیش با سانی آشنا شدم.

520
00:37:53,583 --> 00:37:54,583
‫دوستش داشتم.

521
00:37:54,666 --> 00:37:56,875
‫صبحش سانی بهم زنگ زد.

522
00:37:58,333 --> 00:37:59,875
‫اون عوضی بهم دروغ گفت.

523
00:38:00,458 --> 00:38:03,958
‫گفت شب قبلش توی یه رستوران
‫با نیهال دعواشون شده.

524
00:38:04,041 --> 00:38:07,416
‫ازم خواست بهش زنگ بزنم و آمار بدم
‫که نیهال اون شب می‌ره بیرون یا نه.

525
00:38:08,125 --> 00:38:10,041
‫من نمی‌دونستم کشته می‌شن.

526
00:38:11,500 --> 00:38:13,833
‫بعدش شنیدم نیهال داره تلفنی با گودیا حرف می‌زنه.

527
00:38:15,500 --> 00:38:18,666
‫برنامه‌شون این بود که بعد از تمرین
‫توی ورزشگاه فوتبال همدیگه رو ببینن.

528
00:38:18,708 --> 00:38:19,583
‫[خوابگاه پسران]

529
00:38:23,458 --> 00:38:25,916
‫برای همین من از تلفن عمومیِ خوابگاه پسران زنگ زدم.

530
00:38:26,208 --> 00:38:27,416
‫چرا تلفن عمومی؟

531
00:38:27,458 --> 00:38:28,833
‫چون «کاپیل» بهم گفت.

532
00:38:28,916 --> 00:38:31,583
‫گفت اگه مشکلی پیش بیاد، من تو دردسر می‌افتم.

533
00:38:31,875 --> 00:38:32,875
‫کاپیل کیه؟

534
00:38:32,916 --> 00:38:34,041
‫دوست صمیمیِ سانی.

535
00:38:34,708 --> 00:38:36,250
‫اونا با هم همدست بودن.

536
00:38:36,916 --> 00:38:39,833
‫عکسی ازش داری؟ همین الان برام بفرستش واتساپ.

537
00:38:40,416 --> 00:38:43,041
‫حالا بگو ببینم، کاپیل رو کجا می‌تونم پیدا کنم؟

538
00:38:49,791 --> 00:38:50,791
‫پسرِ عزیزم.

539
00:39:00,208 --> 00:39:03,708
‫هی، کاپیل، داری چه معجون جادویی‌ای
‫به سلطان تزریق می‌کنی؟

540
00:39:03,750 --> 00:39:05,916
‫شرکت برای ساخت این، ۱۰۰تا دارو رو با هم قاتی می‌کنه.

541
00:39:06,000 --> 00:39:07,708
‫خودتون که می‌دونین چطوریه.

542
00:39:09,458 --> 00:39:11,541
‫آقای شهردار؟ آه...

543
00:39:12,458 --> 00:39:15,166
‫یه خواهش کوچیک ازتون دارم.

544
00:39:19,541 --> 00:39:20,625
‫بله، ویجو.

545
00:39:28,291 --> 00:39:29,875
‫داری جایی می‌ری؟

546
00:39:30,125 --> 00:39:32,333
‫دارم می‌رم خونه. کارم اینجا تموم شد.

547
00:39:33,250 --> 00:39:34,500
‫منظورت چیه؟

548
00:39:36,875 --> 00:39:38,875
‫اصلاً می‌فهمی داری چی می‌گی؟

549
00:39:39,375 --> 00:39:41,416
‫داداش، با این وضعی که الان داری مبارزه می‌کنی،

550
00:39:41,500 --> 00:39:43,916
‫هیچ‌کس نمی‌تونه جلوی رفتنت به المپیک رو بگیره.

551
00:39:44,000 --> 00:39:47,291
‫خودت می‌دونی قوانین چطوریه، داداش.
‫محرومِ مادام‌العمر می‌شی.

552
00:39:47,333 --> 00:39:50,250
‫دیگه نه المپیکی در کاره، نه مدالی و نه افتخاری.

553
00:40:26,375 --> 00:40:29,000
‫چی شده، کاپیل؟ تو چرا هنوز اینجایی؟

554
00:40:35,708 --> 00:40:37,083
‫چه بلایی سرت اومده؟

555
00:40:37,791 --> 00:40:39,666
‫نکنه یهو جنّی چیزی دیدی؟

556
00:40:39,750 --> 00:40:41,625
‫اونا دوستم سانی رو کشتن.

557
00:40:41,666 --> 00:40:44,041
‫[سازمان ورزش‌های ملی]

558
00:40:44,083 --> 00:40:46,000
‫ببخشید. آقا؟ لطفاً وایستید!

559
00:40:47,333 --> 00:40:49,375
‫- کجا بریم؟
‫- نزدیک روستای کالکا.

560
00:40:54,625 --> 00:40:55,666
‫اینو ببین.

561
00:40:55,708 --> 00:40:58,083
‫خودشه. دوستِ سانی، کاپیل.

562
00:40:58,708 --> 00:41:00,291
‫توی مزرعۀ داندا قایم شده.

563
00:41:00,666 --> 00:41:03,875
‫ممکنه بیان سراغ من. اون آدما دیوونه‌ان.

564
00:41:04,291 --> 00:41:05,791
‫لطفاً نجاتم بدین!

565
00:41:06,083 --> 00:41:07,833
‫من نمی‌خوام بمیرم.

566
00:41:09,375 --> 00:41:11,000
‫تو آدمِ داندایی.

567
00:41:12,625 --> 00:41:14,291
‫اونا نمی‌تونن به همین راحتی بکُشنت.

568
00:41:14,666 --> 00:41:16,250
‫از این به بعد همین‌جا می‌مونی.

569
00:41:16,333 --> 00:41:18,416
‫آدمای بیشتری رو میارم
‫که ازت محافظت کنن.

570
00:41:19,083 --> 00:41:20,250
‫ممنون، آقای شهردار.

571
00:41:20,333 --> 00:41:23,708
‫ظاهراً اون داندای خوک‌صفت پشت تمام این ماجراهاست.

572
00:41:24,208 --> 00:41:25,625
‫آره، به نظر میاد همین‌طور باشه.

573
00:41:28,583 --> 00:41:30,833
‫یالا، بیا بریم اون کثافت رو نفله کنیم.

574
00:41:41,041 --> 00:41:45,875
‫«ترجمه از محمد سید»

575
00:41:47,875 --> 00:41:57,875
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M