1
00:00:08,800 --> 00:00:11,800
‫[اجرای بچشید و ببینید توسط
‫گروه کر کالج ترینیتی کمبریج]

2
00:00:12,800 --> 00:00:22,800
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

3
00:01:06,880 --> 00:01:07,880
‫زود باشید.

4
00:01:14,200 --> 00:01:16,160
‫بگیرش!

5
00:01:38,920 --> 00:01:41,190
‫آره، آره، آره، آره!

6
00:01:41,240 --> 00:01:44,280
‫آره، آره، آره، آره!

7
00:01:52,040 --> 00:01:55,590
‫«با وقار ببازید.
‫با متانت جشن بگیرید.»

8
00:01:55,640 --> 00:01:58,350
‫پالمر، اگه بجنبی،
‫می‌تونی با اون ماشین بری.

9
00:01:58,400 --> 00:02:01,000
‫بقیه‌تون، تمرین فردا ساعت ۳ و نیمه.

10
00:02:02,360 --> 00:02:04,240
‫چشم، قربان.

11
00:02:20,040 --> 00:02:23,030
‫بی‌خیال، بابا. اونا بردن.

12
00:02:23,080 --> 00:02:24,480
‫کافی نیست.

13
00:03:02,160 --> 00:03:04,070
‫الان می‌تونم سگم رو ببرم بیرون، نه؟

14
00:03:04,120 --> 00:03:07,350
‫از ۴ و نیم گذشته، ملودی.
‫هر چقدر می‌خوای بگردونش.

15
00:03:07,400 --> 00:03:10,200
‫ممنون. بیا کسپر.

16
00:03:43,560 --> 00:03:45,470
‫- کدوم کلاس رو بهت سپرده؟
‫- شش.

17
00:03:45,520 --> 00:03:47,200
‫- می‌دونی کجا باید بری؟
‫- بله، قربان.

18
00:03:49,040 --> 00:03:50,190
‫چای می‌خوری؟

19
00:03:50,240 --> 00:03:52,710
‫نه، ممنون.
‫ولی مطمئنم مادرت می‌خواد.

20
00:03:52,760 --> 00:03:54,760
‫- پالمر، تو چطور؟
‫- نه، ممنون.

21
00:04:29,880 --> 00:04:31,670
‫فکر کردم یه کم ساکته.

22
00:04:31,720 --> 00:04:34,190
‫- هنوز ندیدیش، نه؟
‫- نه.

23
00:04:34,240 --> 00:04:35,550
‫باشه.

24
00:04:35,600 --> 00:04:38,390
‫خب، چرا تمرین رو شروع نمی‌کنی؟

25
00:04:38,440 --> 00:04:40,720
‫- مطمئنم الاناست که بیاد.
‫- باشه.

26
00:04:46,880 --> 00:04:48,040
‫مامان؟

27
00:04:56,960 --> 00:04:58,710
‫گوشی این شخص...

28
00:04:58,760 --> 00:05:01,040
‫سارا پالی... خاموش است.

29
00:05:09,920 --> 00:05:11,240
‫مامان؟

30
00:05:55,200 --> 00:05:57,110
‫خیلی وقت‌ها فکر می‌کنم،
‫وقتی به همه‌شون نگاه می‌کنم،

31
00:05:57,160 --> 00:05:59,990
‫که هیچ‌وقت وقت نکردم اون کتاب‌هایی
‫که باید رو بخونم.

32
00:06:00,040 --> 00:06:01,480
‫فکر کنم هیچ‌وقت برای شروع دیر نیست.

33
00:06:08,720 --> 00:06:10,150
‫چی شده؟

34
00:06:10,200 --> 00:06:11,440
‫مامان کجاست؟

35
00:06:49,640 --> 00:06:51,430
‫خوشمزه‌س؟

36
00:06:51,480 --> 00:06:53,600
‫این رمز «می‌تونم یه ذره امتحان کنم» هست؟

37
00:06:55,040 --> 00:06:56,480
‫اگه می‌خوای، می‌تونی.

38
00:06:57,560 --> 00:06:59,190
‫نه، ممنون. همین رو می‌خورم.

39
00:06:59,240 --> 00:07:02,070
‫قرارم نیست نصفش کنیم.
‫خیلی کثیف‌کاری داره.

40
00:07:02,120 --> 00:07:03,590
‫نه؟

41
00:07:03,640 --> 00:07:06,390
‫می‌تونست مثل اون صحنه‌ی
‫«بانو و ولگرد» باشه.

42
00:07:06,440 --> 00:07:09,160
‫معلومه که تو می‌شدی... بانو.

43
00:07:11,720 --> 00:07:13,070
‫هنوزم می‌تونم بخندونمت.

44
00:07:13,120 --> 00:07:16,080
‫خب، خندیدن هیچ‌وقت مشکلمون نبود، بود؟

45
00:07:17,520 --> 00:07:20,190
‫گوش کن، کریگ،
‫خوشحالم که اینجاییم،

46
00:07:20,240 --> 00:07:22,310
‫ولی قرار نیست از همون‌جایی
‫که دفعه پیش بودیم شروع کنیم.

47
00:07:22,360 --> 00:07:24,590
‫- نمی‌خوام از اونجا شروع کنم...
‫- انگار که هیچی نشده.

48
00:07:24,640 --> 00:07:26,670
‫دیگه نمی‌تونم خودم رو
‫دوباره تو اون وضعیت بذارم. باشه؟

49
00:07:26,720 --> 00:07:28,320
‫- آقا؟
‫- ممنون.

50
00:07:30,360 --> 00:07:32,080
‫- خانم؟
‫- نمی‌خوام، ممنون.

51
00:07:34,440 --> 00:07:37,870
‫- آنی، فقط داریم یه چیزی می‌خوریم.
‫- جدی میگم، کریگ.

52
00:07:37,920 --> 00:07:39,950
‫- می‌بینم.
‫- لبخند نزن.

53
00:07:40,000 --> 00:07:41,830
‫- لبخند نمی‌زنم.
‫- این مهمه.

54
00:07:41,880 --> 00:07:45,030
‫ببین. دارم سعی می‌کنم سنگین و رنگین رفتار کنم.

55
00:07:45,080 --> 00:07:48,310
‫بهترین پیرهنم رو پوشیدم
‫و بدترین جوک‌هام رو آوردم.

56
00:07:48,360 --> 00:07:50,270
‫و مضطربم.

57
00:07:50,320 --> 00:07:52,310
‫- تو مضطربی؟
‫- آره.

58
00:07:52,360 --> 00:07:54,270
‫می‌دونم گند زدم، آنی.

59
00:07:54,320 --> 00:07:56,200
‫و هر اتفاقی هم بیفته...

60
00:07:57,640 --> 00:07:59,880
‫می‌دونم که این آخرین شانس منه.

61
00:08:05,840 --> 00:08:06,950
‫به چی فکر می‌کنی؟

62
00:08:07,000 --> 00:08:09,030
‫دارم فکر می‌کنم
‫اگه این بهترین پیرهنته،

63
00:08:09,080 --> 00:08:10,800
‫مشکلاتمون خیلی بزرگ‌تر از
‫اون چیزیه که فکر می‌کردم.

64
00:08:13,240 --> 00:08:14,560
‫بیا.

65
00:08:15,800 --> 00:08:17,120
‫می‌دونم که دلت می‌خواد.

66
00:08:43,440 --> 00:08:47,040
‫پیام‌هام فقط یه تیک می‌خوره،
‫خونه‌ی مامان جون هم نیست. زنگ زدم.

67
00:08:49,640 --> 00:08:51,030
‫تو صف مدرسه می‌بینمت.

68
00:08:51,080 --> 00:08:53,680
‫باید به یکی بگیم. بابا!

69
00:09:09,120 --> 00:09:11,710
‫و در آخر، دیروز در محوطه‌ی مدرسه‌مون،

70
00:09:11,760 --> 00:09:14,190
‫اتفاق بسیار مهمی رخ داد.

71
00:09:14,240 --> 00:09:18,230
‫تیم اصلی، نوار پیروزی‌هاش رو
‫به هشت بازی متوالی رسوند.

72
00:09:18,280 --> 00:09:21,470
‫آخرین باری که تیم سنت بارت
‫هشت بازی اولش رو برد،

73
00:09:21,520 --> 00:09:25,910
‫برمی‌گرده به سال ۱۹۹۶،
‫که فصل رو شکست‌ناپذیر تموم کردن.

74
00:09:25,960 --> 00:09:28,880
‫شکست‌ناپذیر به لاتین یعنی...؟

75
00:09:30,120 --> 00:09:32,670
‫- لیبی جیمز.
‫- یعنی بدون شکست، قربان.

76
00:09:32,720 --> 00:09:34,230
‫بسیار عالی.

77
00:09:34,280 --> 00:09:37,910
‫خب، تیم اصلی این شنبه
‫بازی خارج از خونه داره،

78
00:09:37,960 --> 00:09:41,190
‫اما هفته‌ی بعدش،
‫به همه‌تون نیاز داریم که با قدرت تمام بیاید،

79
00:09:41,240 --> 00:09:44,920
‫و حمایتتون رو توی بازی خانگی
‫مقابل اکسبریج نشون بدید.

80
00:10:07,520 --> 00:10:08,680
‫خوبی؟

81
00:10:09,920 --> 00:10:11,280
‫خوبم.

82
00:10:25,440 --> 00:10:28,870
‫سه نفر برای مصاحبه‌ی
‫استخدام بخش زبان داری.

83
00:10:28,920 --> 00:10:31,030
‫اولیش فردا ساعت ۴ میاد.

84
00:10:31,080 --> 00:10:33,190
‫سارا زنگ زد؟

85
00:10:33,240 --> 00:10:35,360
‫- اصلاً ندیدیش؟
‫- نه.

86
00:10:37,000 --> 00:10:39,160
‫همه چی روبهراهه؟

87
00:10:42,840 --> 00:10:45,310
‫گوشی این شخص... سارا پالی

88
00:10:45,360 --> 00:10:46,880
‫خاموش است.

89
00:10:48,080 --> 00:10:50,400
‫بیا دیگه عزیزم.
‫نمی‌تونیم دوباره این وضعیت رو داشته باشیم.

90
00:11:23,600 --> 00:11:25,510
‫حدس بزن اون روز کی زنگ زد؟

91
00:11:25,560 --> 00:11:27,590
‫- فکر کردم شماره‌ش رو بلاک کردی.
‫- نکردم.

92
00:11:27,640 --> 00:11:29,030
‫گفتی این کار رو می‌کنی.

93
00:11:29,080 --> 00:11:32,710
‫شماره‌ش رو بلاک کنی، اسمت رو عوض کنی،
‫خونه رو بفروشی و بری اسپانیا.

94
00:11:32,760 --> 00:11:33,790
‫برنامه‌ این بود.

95
00:11:33,840 --> 00:11:37,640
‫«برای مواقع جنگ هسته‌ای.»

96
00:11:39,640 --> 00:11:42,720
‫به‌هرحال نمی‌تونم خونه رو بفروشم،
‫هنوز به اسم اونه.

97
00:11:44,400 --> 00:11:47,110
‫می‌خواست بره توی اون جای جدید
‫نزدیک پل پیتزا بخوره.

98
00:11:47,160 --> 00:11:48,710
‫خب، نرو.

99
00:11:48,760 --> 00:11:50,190
‫- فقط برای گپ زدن.
‫- نه.

100
00:11:50,240 --> 00:11:53,190
‫به خودت قول دادی،
‫به منم قول دادی.

101
00:11:53,240 --> 00:11:54,680
‫تموم شد و رفت.

102
00:11:57,240 --> 00:11:58,550
‫«تموم شد و رفت؟»

103
00:11:58,600 --> 00:11:59,750
‫اصطلاح جدیدمه.

104
00:11:59,800 --> 00:12:01,790
‫- اونقدرها هم جدید نیست.
‫- برای من هست.

105
00:12:01,840 --> 00:12:03,070
‫توی برنامه‌ی لوس ویمن شنیدمش،

106
00:12:03,120 --> 00:12:05,310
‫و دارم سعی می‌کنم با لحن حرف زدنم
‫هماهنگش کنم.

107
00:12:05,360 --> 00:12:07,790
‫- قاطعانه ست.
‫- هست.

108
00:12:07,840 --> 00:12:10,040
‫و اینجا هم کاربرد داره، آنی.

109
00:12:11,480 --> 00:12:13,160
‫باید ازش دوری کنی.

110
00:12:16,880 --> 00:12:19,150
‫- برو، برو، برو.
‫- باشه.

111
00:12:19,200 --> 00:12:21,030
‫تخم‌مرغ توی یخچال هست،
‫کنسروها هم کنارش،

112
00:12:21,080 --> 00:12:22,830
‫فردا با شیر برمی‌گردم.

113
00:12:22,880 --> 00:12:24,350
‫نه عزیزم. گرت من می‌تونه بره.

114
00:12:24,400 --> 00:12:26,070
‫- نه، نه.
‫- یه بطری می‌گیرم که خیالم راحت باشه.

115
00:12:26,120 --> 00:12:27,310
‫- آخی.
‫- خداحافظ.

116
00:12:27,360 --> 00:12:28,480
‫ممنون، عزیزم.

117
00:12:52,480 --> 00:12:54,200
‫- صبح بخیر، دیوید.
‫- صبح بخیر.

118
00:12:56,680 --> 00:12:58,230
‫- سلام، کیت.
‫- سلام.

119
00:12:58,280 --> 00:13:00,950
‫توی اتاق یکه.
‫یه دقیقه دیگه میاد.

120
00:13:01,000 --> 00:13:02,350
‫صبح بخیر.

121
00:13:02,400 --> 00:13:05,390
‫یه یارو توی اتاق یک داریم
‫که می‌خواد یه مورد مفقودی رو گزارش کنه.

122
00:13:05,440 --> 00:13:08,390
‫این مربوط به ما نیست، کار گشتی‌هاست.

123
00:13:08,440 --> 00:13:12,040
‫آره، می‌دونیم، این رو گفتم،
‫ولی اصرار داره با یه کارآگاه حرف بزنه.

124
00:13:13,480 --> 00:13:16,350
‫- مدیر مدرسه‌ی سنت بارت ـه.
‫- کدوم یکی‌شون بود؟

125
00:13:16,400 --> 00:13:17,950
‫همون بزرگه تو ابوتس‌ لی.

126
00:13:18,000 --> 00:13:19,920
‫همون بالاشهریه؟

127
00:13:24,560 --> 00:13:27,230
‫- یکی موهاش رو درست کرده.
‫- جدی؟ کی؟

128
00:13:27,280 --> 00:13:29,590
‫ناخن‌هاش هم همین‌طور. فکر نکن
‫من متوجه‌ی این چیزها نمی‌شم.

129
00:13:29,640 --> 00:13:30,790
‫قراری چیزی داری یا چی؟

130
00:13:30,840 --> 00:13:33,550
‫- اجازه دارم به ناخن‌هام برسم.
‫- خوبه داری دوباره برمی‌گردی به زندگی.

131
00:13:33,600 --> 00:13:36,470
‫- نباید لزوماً به‌خاطر مردا باشه.
‫- نباید باشه، ولی احتمالاً هست.

132
00:13:36,520 --> 00:13:38,550
‫بگو دیگه، کیه؟

133
00:13:38,600 --> 00:13:41,750
‫این همون چیزیه که درباره‌ت دوست دارم، بکی،
‫ذهن کنجکاوت.

134
00:13:41,800 --> 00:13:43,710
‫همیشه دنبال حقیقتی.

135
00:13:43,760 --> 00:13:45,510
‫همینه که ازت یه کارآگاه واقعی ساخته.

136
00:13:45,560 --> 00:13:47,350
‫- پس حدسم درسته؟
‫- نه.

137
00:13:47,400 --> 00:13:50,080
‫سلام. مایکل هستی، درسته؟

138
00:13:53,480 --> 00:13:54,670
‫هیچ‌وقت دیر نمی‌کنه.

139
00:13:54,720 --> 00:13:56,070
‫هیچ‌وقت کلاسی رو از دست نمی‌ده.

140
00:13:56,120 --> 00:13:59,110
‫هیچ‌وقت بدون اینکه به من بگه یا پیغام بذاره
‫مدرسه رو ترک نمی‌کنه.

141
00:13:59,160 --> 00:14:03,040
‫این کمترین چیزیه که انتظار دارم.
‫و کمترین چیزی که اون از من انتظار داره.

142
00:14:04,440 --> 00:14:07,550
‫نکته اینجاست که این کار اصلاً
‫بهش نمی‌خوره، بی‌سابقه‌ست،

143
00:14:07,600 --> 00:14:10,070
‫و بنابراین، فوراً باعث نگرانی‌مون شده.

144
00:14:10,120 --> 00:14:12,470
‫- آخرین بار کی همسرت رو دیدی؟
‫- دیروز.

145
00:14:12,520 --> 00:14:14,760
‫- کی دیروز؟
‫- ۱۰ و ۲۰ دقیقه‌ی صبح.

146
00:14:16,800 --> 00:14:19,480
‫- خیلی دقیقه.
‫- زنگ تفریح بود.

147
00:14:20,560 --> 00:14:23,670
‫دخترم، که اونم از کارکنان مدرسه‌ست
‫خیلی نگرانش بود،

148
00:14:23,720 --> 00:14:27,070
‫توی مدرسه باهاش ناهار خورد ...
‫فکر کنم حوالی ۱۲:۱۵، ۱۲:۳۰ بود.

149
00:14:27,120 --> 00:14:28,270
‫بعد، بعدازظهر،

150
00:14:28,320 --> 00:14:30,630
‫من و دخترم یه بازی راگبی دیدیم
‫و بعدش با ماشین برگشتیم خونه،

151
00:14:30,680 --> 00:14:32,750
‫و یکی از دانش‌آموزهای سارا رو هم رسوندیم.

152
00:14:32,800 --> 00:14:34,830
‫به محض اینکه رسیدم،
‫فهمیدم یه جای کار می‌لنگه.

153
00:14:34,880 --> 00:14:35,990
‫از اون موقع دیگه هیچ تماسی نبوده؟

154
00:14:36,040 --> 00:14:38,710
‫- با تلفن یا...؟
‫- نه، گوشیش خاموشه.

155
00:14:38,760 --> 00:14:40,270
‫پس واقعاً جای نگرانی هست.

156
00:14:40,320 --> 00:14:43,270
‫یعنی وقتی یه خونه خالیه،
‫خودت خوب می‌فهمی، نه؟

157
00:14:43,320 --> 00:14:45,950
‫وقتی شریک زندگیت اونجا نیست،
‫فقط... خب...

158
00:14:46,000 --> 00:14:47,390
‫حسش می‌کنی.

159
00:14:47,440 --> 00:14:49,720
‫درسته. می‌فهمم.

160
00:14:51,320 --> 00:14:52,590
‫ولی قضیه اینه، مایکل،

161
00:14:52,640 --> 00:14:54,630
‫اگه همون چند دقیقه بعد فهمیدی
‫یه چیزی درست نیست،

162
00:14:54,680 --> 00:14:58,000
‫و اگه این همون‌طور که خودت می‌گی،
‫یه نگرانی فوری بوده...

163
00:15:00,840 --> 00:15:02,960
‫پس چرا انقدر طول کشید
‫تا به ما خبر بدی؟

164
00:15:11,720 --> 00:15:13,350
‫می‌گه زنش گم شده.

165
00:15:13,400 --> 00:15:16,150
‫خب، گم نشده.
‫نمی‌تونیم اینو بگیم.

166
00:15:16,200 --> 00:15:19,150
‫- فعلاً نه.
‫- چون هنوز ۲۴ ساعت نشده؟

167
00:15:19,200 --> 00:15:21,030
‫ساعت‌ مهم نیست.

168
00:15:21,080 --> 00:15:23,630
‫اون یه زن بالغ با هیچ سابقه‌ی کیفریه،

169
00:15:23,680 --> 00:15:25,870
‫نه سابقه‌ی بیماری روانی،
‫نه اعتیاد داره...

170
00:15:25,920 --> 00:15:28,390
‫نه، تا جایی که ما می‌دونیم.
‫دقیقاً باید همینو بفهمیم.

171
00:15:28,440 --> 00:15:30,830
‫ولی تو فکر می‌کنی اگه آخرش معلوم بشه
‫پای جنایتی وسطه،

172
00:15:30,880 --> 00:15:32,630
‫احتمالاً خود یارو یه نقشی داشته؟

173
00:15:32,680 --> 00:15:36,990
‫نه، من فکر می‌کنم
‫یه... یه جور آدم مشکوکه، همین.

174
00:15:37,040 --> 00:15:39,230
‫فقط چون مدیر یه مدرسه‌ی اشرافیه،

175
00:15:39,280 --> 00:15:41,550
‫دلیل نمی‌شه همه چی تو خونه گل و بلبل باشه، نه؟

176
00:15:41,600 --> 00:15:43,190
‫شاید برعکسش هم باشه، اگه بخوایم صادق باشیم.

177
00:15:43,240 --> 00:15:44,390
‫هیچ ‌کی نمی‌دونه تو روابط بقیه چه خبره.

178
00:15:44,440 --> 00:15:46,630
‫دقیقاً. ممنون.

179
00:15:46,680 --> 00:15:49,070
‫آره، ولی قرار نیست
‫بهش بگه کجا می‌ره.

180
00:15:49,120 --> 00:15:51,720
‫مسئله همینه.
‫یه حس بدی بهم می‌گه شاید این‌طور نباشه.

181
00:15:52,960 --> 00:15:55,390
‫- الان کجاست؟
‫- برگشته مدرسه.

182
00:15:55,440 --> 00:15:58,230
‫پس برو اونجا،
‫هرچی می‌تونی اطلاعات جمع کن.

183
00:15:58,280 --> 00:16:00,350
‫- بچه‌ دارن؟
‫- آره، یه دختر.

184
00:16:00,400 --> 00:16:01,790
‫با اونم حرف بزن.

185
00:16:01,840 --> 00:16:05,590
‫و اینکه سابقه‌ای نداره رو
‫یه نکته‌ی مثبت حساب کنید.

186
00:16:05,640 --> 00:16:09,750
‫و چون مدرسه‌ست،
‫ساکت و بی‌سروصدا پیش ببرید، باشه؟

187
00:16:09,800 --> 00:16:12,510
‫هیچی معلوم نیست، تا وقتی برسید،
‫شاید خودش برگشته باشه.

188
00:16:12,560 --> 00:16:13,990
‫اسم این مدیر چیه؟

189
00:16:14,040 --> 00:16:15,950
‫اسمش مایکل پالی ـه.

190
00:16:16,000 --> 00:16:17,120
‫باز!

191
00:16:27,800 --> 00:16:30,800
‫قبل از اینکه جواب بدی،
‫واقعاً خوب فکر کن.

192
00:16:32,680 --> 00:16:35,150
‫ببخشید، می‌تونم یه لحظه باهات حرف بزنم؟

193
00:16:35,200 --> 00:16:38,430
‫یه تماس داشتم، گفت می‌خواد
‫به محض تعطیلی مدرسه بیاد خونه.

194
00:16:38,480 --> 00:16:39,870
‫بیاد خونه.

195
00:16:39,920 --> 00:16:41,510
‫آنی کسیدی.

196
00:16:41,560 --> 00:16:44,470
‫امروز مادرت رو ندیدم.
‫همه چی روبراهه؟

197
00:16:44,520 --> 00:16:45,790
‫همه چی خوبه.

198
00:16:45,840 --> 00:16:48,150
‫اگه چیزی بود به من می‌گفتی، درسته؟

199
00:16:48,200 --> 00:16:50,750
‫- البته، بله.
‫- چون من... من خیلی...

200
00:16:50,800 --> 00:16:54,150
‫محتاط. نه، می‌دونم، می‌دونم.

201
00:16:54,200 --> 00:16:58,750
‫می‌دونی، فکر کنم داره پلیس رو می‌فرسته

202
00:16:58,800 --> 00:17:00,150
‫که برای کوچیک‌ترها یه صحبت آموزشی بذارن.

203
00:17:00,200 --> 00:17:02,070
‫قبل از رد شدن از خیابون
‫به دو طرف نگاه کنید...

204
00:17:02,120 --> 00:17:05,230
‫- با غریبه‌ها نرید.
‫- دقیقاً، از این چیزها.

205
00:17:05,280 --> 00:17:07,830
‫- بهش گفتم ۵ و ۱۵.
‫- عالیه. ممنون، سیمون.

206
00:17:07,880 --> 00:17:09,680
‫باشه. خداحافظ.

207
00:17:13,120 --> 00:17:14,470
‫گوشی این شخص...

208
00:17:14,520 --> 00:17:17,200
‫سارا پالی خاموش است.

209
00:17:30,200 --> 00:17:32,190
‫پلیسه داره میاد خونه.

210
00:17:32,240 --> 00:17:35,640
‫- کارآگاه آنی کسیدی.
‫- آره.

211
00:17:37,720 --> 00:17:39,840
‫همین الان دوباره به گوشی مامان زنگ زدم.
‫بازم جواب نداد.

212
00:17:43,120 --> 00:17:45,960
‫بابا، من دارم...
‫من ترسیدم.

213
00:17:48,880 --> 00:17:50,110
‫چیزی نگفت؟

214
00:17:50,160 --> 00:17:52,070
‫دعواتون شد؟
‫اشکالی نداره اگه دعواتون شده...

215
00:17:52,120 --> 00:17:53,390
‫دعوا نکردیم. هیچ‌وقت نمی‌کنیم.

216
00:17:53,440 --> 00:17:54,750
‫پس کدوم گوریه؟

217
00:17:54,800 --> 00:17:57,510
‫خب، رو پات وایسا، پینتون!

218
00:17:57,560 --> 00:17:59,040
‫از اول!

219
00:18:02,560 --> 00:18:04,790
‫برای همینه که دارن میان، نه؟

220
00:18:04,840 --> 00:18:06,760
‫که کمک کنن جواب این سوال رو پیدا کنیم.

221
00:18:08,800 --> 00:18:09,840
‫خب!

222
00:18:10,880 --> 00:18:12,240
‫شوت بزن!

223
00:18:13,400 --> 00:18:14,880
‫خوبه، بهتر!

224
00:18:28,160 --> 00:18:31,550
‫آلانا، دخترشون،
‫وقتی ۱۷ ساله‌ش بود

225
00:18:31,600 --> 00:18:34,790
‫به‌خاطر بردن ماری‌جوانا
‫به یه فستیوال موسیقی اخطار گرفته بود.

226
00:18:34,840 --> 00:18:37,070
‫تقریباً باید جرم حساب نشه،
‫مگه نه؟

227
00:18:37,120 --> 00:18:38,550
‫هر چی پیدا کردم همینه.

228
00:18:38,600 --> 00:18:42,280
‫نه جرم ثبت‌شده‌ای تو مدرسه هست،
‫نه درگیری، هیچی.

229
00:19:32,160 --> 00:19:34,320
‫اینا رو ببین.

230
00:19:35,640 --> 00:19:38,040
‫نصف دیگه‌ی جامعه
‫چه‌جوری این‌ طوری گُنده‌ش شروع می‌کنه!

231
00:19:39,520 --> 00:19:42,070
‫- سلام!
‫- عصر بخیر.

232
00:19:42,120 --> 00:19:43,150
‫خوش اومدید!

233
00:19:43,200 --> 00:19:45,350
‫- کارآگاه بکی هموند،
‫- خوشوقتم. منم همین‌طور، سیمون.

234
00:19:45,400 --> 00:19:48,950
‫سیمون. تلفنی صحبت کردیم.
‫[کریگ: بابت پیتزا ممنونم]

235
00:19:49,000 --> 00:19:51,630
‫کارآگاه آنی کَسیدی. ما دنبال
‫محل زندگی خانواده‌ی پالی هستیم.

236
00:19:51,680 --> 00:19:54,470
‫مستقیم برید عقب، خانه‌ی مدیر رو می‌بینید.

237
00:19:54,520 --> 00:19:55,520
‫[ممنون واسه قسمت کردن...]

238
00:19:58,040 --> 00:19:59,560
‫ممنون، خداحافظ.

239
00:20:03,360 --> 00:20:07,040
‫باشه. مستقیم همون طرف برو،
‫از اون مسیر باریک تا عقب.

240
00:20:17,000 --> 00:20:18,080
‫نه.

241
00:20:19,280 --> 00:20:21,790
‫اگه گوشیش رو روشن کرده باشه،
‫می‌فهمه نگرانشیم،

242
00:20:21,840 --> 00:20:23,750
‫پس لازم نیست هی زنگ بزنیم.

243
00:20:23,800 --> 00:20:25,710
‫من دارم برای خودم این کارو می‌کنم.

244
00:20:25,760 --> 00:20:27,760
‫و منم دارم برای تو می‌گم که نکن.

245
00:20:45,320 --> 00:20:48,400
‫- کدومشون کَسیدیه؟
‫- اون یکی.

246
00:20:54,640 --> 00:20:56,710
‫فعلاً، ریسک پایینی داره.

247
00:20:56,760 --> 00:20:59,350
‫نه از این باب که جدی نمی‌گیریمش،
‫جدی می‌گیریم،

248
00:20:59,400 --> 00:21:02,270
‫ولی یه‌سری چیزها هست که باید درباره‌ی
‫سارا بدونیم قبل از اینکه سطح پرونده رو بالا ببریم.

249
00:21:02,320 --> 00:21:03,830
‫- باشه؟
‫- چه چیزهایی؟

250
00:21:03,880 --> 00:21:07,430
‫با کی صحبت می‌کرده، کجا بوده،
‫مشغول چه کاری بوده.

251
00:21:07,480 --> 00:21:09,840
‫اون که مشغول هیچ کاری نبوده.

252
00:21:11,080 --> 00:21:13,110
‫لپ‌تاپش رو هم می‌خوایم،
‫اگه داشته باشه.

253
00:21:13,160 --> 00:21:14,750
‫هر دستگاهی. گوشی‌ها.

254
00:21:14,800 --> 00:21:15,910
‫قبلاً گفتم.

255
00:21:15,960 --> 00:21:18,230
‫- با خودش برده؟
‫- همیشه با خودش می‌برد.

256
00:21:18,280 --> 00:21:19,470
‫خاموشه.

257
00:21:19,520 --> 00:21:21,430
‫می‌تونی روشنش کنی؟

258
00:21:21,480 --> 00:21:23,710
‫چون اگه روشن بشه،
‫می‌تونن بفهمن کجاست.

259
00:21:23,760 --> 00:21:25,030
‫- کجاست.
‫- نمی‌تونن.

260
00:21:25,080 --> 00:21:27,310
‫می‌تونید؟ وگرنه از قبل این کار رو کرده بودید.

261
00:21:27,360 --> 00:21:28,630
‫نه، درسته.

262
00:21:28,680 --> 00:21:31,430
‫خب، اگه موافقید،
‫فقط می‌خوایم این سوال‌ها رو مرور کنیم،

263
00:21:31,480 --> 00:21:33,230
‫شاید آلانا رو ببریم یه اتاق دیگه...

264
00:21:33,280 --> 00:21:36,190
‫- قرار نیست با هم انجامش بدیم؟
‫- این فقط روال معموله.

265
00:21:36,240 --> 00:21:38,150
‫یعنی دو تا روایت می‌گیریم.

266
00:21:38,200 --> 00:21:42,960
‫- بیشترین اطلاعات ممکن. اگه اشکالی نداره؟
‫- نه.

267
00:22:09,400 --> 00:22:13,270
‫بفرما. شاید به درد بخوره.
‫چیزهاش رو اونجا نگه می‌داشت.

268
00:22:13,320 --> 00:22:16,190
‫مخاطب‌ها. شماره‌ها. خرده‌ریزها.

269
00:22:16,240 --> 00:22:18,230
‫من و زنم خیلی با هم فرق داریم،

270
00:22:18,280 --> 00:22:19,990
‫اما تو این یکی شبیه همیم.

271
00:22:20,040 --> 00:22:21,560
‫هیچ‌ کدوممون با تکنولوژی میونه خوبی نداریم.

272
00:22:26,840 --> 00:22:28,950
‫با هم ناهار خوردیم.

273
00:22:29,000 --> 00:22:33,480
‫یعنی حدود ۱۲:۱۵، ۱۲:۳۰...

274
00:22:35,640 --> 00:22:37,560
‫و حالش چطور بود؟ خودش؟

275
00:22:38,680 --> 00:22:41,680
‫خوشحال. همیشه خوشحاله.

276
00:22:42,720 --> 00:22:44,750
‫بچه‌ها برای کلاس موسیقی میان اینجا.

277
00:22:44,800 --> 00:22:47,990
‫گروه کُر مدرسه رو هم هدایت می‌کرد.

278
00:22:48,040 --> 00:22:51,390
‫و از نظر دوستی،
‫با کی بیشتر صمیمی بود؟

279
00:22:51,440 --> 00:22:54,760
‫معلم‌ها؟ خارج از مدرسه کسی؟

280
00:22:56,160 --> 00:22:58,720
‫محبوبه. قطعاً.

281
00:23:01,600 --> 00:23:05,000
‫ولی مامان همیشه از اون زن‌هایی بوده که...

282
00:23:07,880 --> 00:23:11,560
‫نمی‌خوام این طوری به نظر بیاد
‫ولی...

283
00:23:14,520 --> 00:23:16,120
‫همه چی همیشه دور بابا می‌چرخیده.

284
00:23:17,760 --> 00:23:19,270
‫هیچ چیزی عوض نشده بود؟

285
00:23:19,320 --> 00:23:21,350
‫نه.

286
00:23:21,400 --> 00:23:23,520
‫- ناراحت نبود؟ از چیزی دلخور نشده بود؟
‫- نه.

287
00:23:25,360 --> 00:23:27,720
‫- مشکلی توی کار نبود؟
‫- نه.

288
00:23:29,320 --> 00:23:30,600
‫توی رابطه‌تون؟

289
00:23:31,800 --> 00:23:32,840
‫نه.

290
00:23:35,800 --> 00:23:38,030
‫مایکل، چیزی هست
‫که دلت نمی‌خواد من بدونم

291
00:23:38,080 --> 00:23:41,630
‫ولی ته دلت فکر کنی ممکنه مربوط باشه؟

292
00:23:41,680 --> 00:23:43,830
‫هر چی که باشه؟

293
00:23:43,880 --> 00:23:47,270
‫نه. و همین نگرانم می‌کنه.

294
00:23:47,320 --> 00:23:49,550
‫لپ‌تاپش اونجاست.

295
00:23:49,600 --> 00:23:51,950
‫عینک مطالعه‌شه،
‫وقتی اونا رو دیدم،

296
00:23:52,000 --> 00:23:54,670
‫فکر کردم خب، این خوبه
‫چون پس نمی‌تونه خیلی دور رفته باشه.

297
00:23:54,720 --> 00:24:00,150
‫ولی اگه خیلی دور نرفته،
‫پس کجا رفته؟ می‌فهمی؟

298
00:24:00,200 --> 00:24:02,240
‫هفته‌ی بعد تولد ۷۵ سالگی مامان‌ جونه.

299
00:24:04,960 --> 00:24:06,600
‫از هیچی خبر نداره.

300
00:24:09,760 --> 00:24:11,800
‫- متاسفم.
‫- لازم نیست.

301
00:24:13,120 --> 00:24:15,070
‫چای مامانه.
‫تمام مدت اینجا بوده.

302
00:24:15,120 --> 00:24:17,470
‫ولش کن. همه چی رو ول کن.

303
00:24:17,520 --> 00:24:20,000
‫حلش می‌کنیم. باشه؟

304
00:24:22,200 --> 00:24:24,520
‫اشکالی نداره یه نگاه سریع به بالا بندازیم؟

305
00:24:26,640 --> 00:24:27,920
‫حالت خوبه؟

306
00:24:29,280 --> 00:24:31,150
‫یعنی چطور داری با این قضیه کنار میای؟

307
00:24:31,200 --> 00:24:34,960
‫شخصاً؟ آخه، به نظر...

308
00:24:36,120 --> 00:24:37,560
‫خیلی آروم به نظر می‌رسی.

309
00:24:39,240 --> 00:24:42,630
‫من ۱۶۰ تا دانش‌آموز دارم
‫که باید امتحان بدن.

310
00:24:42,680 --> 00:24:44,510
‫اون نمره‌های پیش‌بینی‌شده تعیین می‌کنه

311
00:24:44,560 --> 00:24:46,030
‫که کدوم دانشگاه برن،

312
00:24:46,080 --> 00:24:48,150
‫شاید کل آینده‌شون رو.

313
00:24:48,200 --> 00:24:51,590
‫پس اینکه همسر مدیرشون
‫۲۴ ساعته دیده نشده،

314
00:24:51,640 --> 00:24:52,750
‫نباید نگرانشون کنه.

315
00:24:52,800 --> 00:24:54,830
‫نه، ولی باید شما رو نگران کنه.

316
00:24:54,880 --> 00:24:56,560
‫می‌کنه.

317
00:24:59,000 --> 00:25:00,790
‫اما به عنوان کسی که مسئولیت راهنمایی‌شون رو

318
00:25:00,840 --> 00:25:02,790
‫تو این زمان حساس زندگیشون به عهده داره،

319
00:25:02,840 --> 00:25:04,480
‫نباید روشون تاثیر بذاره.

320
00:25:07,840 --> 00:25:09,640
‫نکته همینه.

321
00:25:15,960 --> 00:25:18,920
‫نمی‌دونم چقدر مفیده.
‫هیچ‌وقت توش رو نگاه نکردم.

322
00:25:39,680 --> 00:25:42,760
‫گوشیش.
‫زیر تختش بود.

323
00:25:44,640 --> 00:25:48,280
‫- قایمش کرده زیر تخت؟
‫- نه، فقط... زیر تخت بود.

324
00:26:04,360 --> 00:26:07,070
‫نه. نه، مهم نیست...

325
00:26:07,120 --> 00:26:09,630
‫مهم نیست چی شده،
‫هیچ‌وقت گوشیش رو ول نمی‌کرد.

326
00:26:09,680 --> 00:26:10,670
‫هیچ‌وقت. می‌کنی؟

327
00:26:10,720 --> 00:26:12,990
‫شاید کلیدت رو جا بذاری،
‫شاید کتت رو جا بذاری.

328
00:26:13,040 --> 00:26:15,480
‫اما بلند نمی‌شی که همین‌جوری از
‫زندگی لعنتی خودت بزنی بیرون.

329
00:26:16,720 --> 00:26:19,030
‫- همیشه اونجا نگه‌ش می‌داشت؟
‫- چی؟

330
00:26:19,080 --> 00:26:21,800
‫- گوشیش رو کنار تخت نگه می‌داشت؟
‫- نه.

331
00:26:23,800 --> 00:26:26,720
‫آره. بعضی وقتا...

332
00:26:28,560 --> 00:26:30,480
‫شب‌ها رو بالش، تا کمک کنه بخوابه.

333
00:26:32,600 --> 00:26:35,550
‫می‌تونم یه نوشیدنی بخورم؟
‫می‌خوای برات بریزم؟

334
00:26:35,600 --> 00:26:38,360
‫آلانا. باشه.

335
00:26:39,640 --> 00:26:40,720
‫باشه.

336
00:26:45,000 --> 00:26:47,040
‫باید از این گوشی استفاده کنیم
‫تا مامانت رو پیدا کنیم.

337
00:26:48,920 --> 00:26:51,790
‫گوشی رو باز می‌کنیم،
‫کلی چیز می‌فهمیم،

338
00:26:51,840 --> 00:26:54,040
‫درباره‌ی اینکه کجا ممکنه باشه،
‫با کی ممکنه باشه.

339
00:26:55,880 --> 00:26:57,200
‫منو ببین.

340
00:27:01,800 --> 00:27:06,390
‫این کاریه که الان باید بکنیم.
‫واسه مامانت.

341
00:27:06,440 --> 00:27:09,550
‫بحث اعتماد نیست.
‫همه مثل تو فکر نمی‌کنن.

342
00:27:09,600 --> 00:27:11,310
‫رمز رو نمی‌دونم
‫چون... خب نمی‌دونم.

343
00:27:11,360 --> 00:27:14,590
‫- شاید بتونی کمک کنی حدس بزنیم.
‫- حدس زدن یه کد ۶ رقمی؟

344
00:27:14,640 --> 00:27:17,350
‫قبلاً ۴ رقمی بودن،
‫که حدس زدشون غیرممکن بود

345
00:27:17,400 --> 00:27:19,630
‫چون کد ۴ رقمی
‫می‌تونست هر چیزی باشه.

346
00:27:19,680 --> 00:27:23,510
‫بعد ۶ رقمی‌شون کردن،
‫که امنیتش بیشتر بشه،

347
00:27:23,560 --> 00:27:26,750
‫ولی برعکس شد، چون تنها کد ۶ رقمی‌ای که

348
00:27:26,800 --> 00:27:28,350
‫همه یادشون می‌مونه یه تاریخه.

349
00:27:28,400 --> 00:27:29,750
‫الزاماً نه.

350
00:27:29,800 --> 00:27:31,390
‫- تو کد ۶ رقمی داری؟
‫- آره.

351
00:27:31,440 --> 00:27:33,000
‫تاریخه؟

352
00:27:34,760 --> 00:27:35,750
‫آره.

353
00:27:35,800 --> 00:27:37,230
‫صحیح.

354
00:27:37,280 --> 00:27:39,030
‫منم دارم، سارا هم حتماً داره.

355
00:27:39,080 --> 00:27:40,470
‫و یه تاریخ الکی نیست،

356
00:27:40,520 --> 00:27:42,910
‫شخصیه، مثل تاریخ تولد، پس...

357
00:27:42,960 --> 00:27:46,190
‫بی‌خیال، بریم سراغشون.
‫تاریخ تولدش چنده؟

358
00:27:46,240 --> 00:27:47,960
‫نهم ژانویه هفتاد و چهار.

359
00:27:50,000 --> 00:27:51,750
‫مال آلانا؟

360
00:27:51,800 --> 00:27:54,360
‫بیست و دوم آگوست دو هزار.

361
00:27:55,680 --> 00:27:57,750
‫- مال خودت؟
‫- اون نیست.

362
00:27:57,800 --> 00:27:59,590
‫چرا نیست؟

363
00:27:59,640 --> 00:28:02,200
‫سوم ژانویه‌ی هزار و نهصد و هفتاد.

364
00:28:03,400 --> 00:28:05,920
‫صفر-هشت-صفر-نه-نه-نه.

365
00:28:08,400 --> 00:28:10,710
‫روز عروسی‌تون.
‫برای همه چی ازش استفاده می‌کنه.

366
00:28:10,760 --> 00:28:15,350
‫بهش گفتم عوضش کن چون
‫هک کردنش خیلی راحته، ولی گوش نمی‌ده.

367
00:28:15,400 --> 00:28:17,960
‫می‌گه هیچ‌وقت دلیلی براش نداشته.

368
00:28:27,060 --> 00:28:37,060
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

369
00:28:46,160 --> 00:28:50,230
‫هر روز ۱۲ نفر تو بریستول
‫گزارش مفقودی می‌دن.

370
00:28:50,280 --> 00:28:51,670
‫البته این شامل همه‌ چی می‌شه...

371
00:28:51,720 --> 00:28:54,470
‫بیمارهای زوال عقل که سرگردون می‌شن،
‫بچه‌هایی که مدرسه رو می‌پیچونن،

372
00:28:54,520 --> 00:28:56,280
‫تا حتی چیزهای جنایی.

373
00:28:57,840 --> 00:29:00,270
‫شش ماه تو واحد گم‌شدگان کار کردم.

374
00:29:00,320 --> 00:29:01,990
‫- همه‌ش رو بده به دانکن.
‫- هوم.

375
00:29:02,040 --> 00:29:03,830
‫دانکن پارسال تو پرونده‌ی حل‌نشده کمکم کرد.

376
00:29:03,880 --> 00:29:05,110
‫آره؟ کدوم پرونده‌ت؟

377
00:29:05,160 --> 00:29:07,110
‫تینا بردلی.
‫از استوک کرافت گم شد.

378
00:29:07,160 --> 00:29:08,280
‫آره، آره.

379
00:29:15,840 --> 00:29:18,240
‫- پلاک نداره.
‫- چی؟

380
00:29:19,600 --> 00:29:21,550
‫اون زنی که لپ‌تاپ
‫فرد گمشده رو برام آورد...

381
00:29:21,600 --> 00:29:23,870
‫اون زن؟ اسمش بکی ـه.

382
00:29:23,920 --> 00:29:25,670
‫ازش خوشت میاد، دانکن،
‫چون من خوشم میاد،

383
00:29:25,720 --> 00:29:26,750
‫و من از هیچ‌کس خوشم نمیاد.

384
00:29:26,800 --> 00:29:28,150
‫ببخشید. ادامه بده.

385
00:29:28,200 --> 00:29:30,710
‫- گفت یه ماشین بیرون خونه پارک شده.
‫- آره، هست.

386
00:29:30,760 --> 00:29:33,200
‫ولی پلاک ندارم. شماره‌ش رو ندارم.

387
00:29:34,280 --> 00:29:35,870
‫اون رو برام گیر بیار،
‫می‌زنمش تو سیستم پلاک‌خوان.

388
00:29:35,920 --> 00:29:37,800
‫- هر چی بتونم برات می‌گیرم.
‫- یه لحظه وقت بده.

389
00:29:40,080 --> 00:29:45,390
‫کیلو-تانگو-صفر-هشت، آلفا-جولیت-اسکار.

390
00:29:45,440 --> 00:29:46,710
‫اینم گوشیش.

391
00:29:46,760 --> 00:29:49,800
‫اگه بتونی حساب بانکیش رو چک کنی،
‫ببین چی خریده و کجا.

392
00:29:51,360 --> 00:29:52,950
‫آدم مهربونی به نظر میاد.

393
00:29:53,000 --> 00:29:54,830
‫مثل اون آدمایی که همه می‌شناسن‌شون.

394
00:29:54,880 --> 00:29:56,750
‫خیلی خب. پیداش کنیم، دانکن.

395
00:29:56,800 --> 00:29:59,840
‫[برّه توسط گروه کُر کلیسای وینچستر]

396
00:30:07,760 --> 00:30:09,990
‫به کی داری دست می‌زنی، احمق؟
‫به کی داری دست می‌زنی؟

397
00:30:10,040 --> 00:30:11,230
‫خیلی خب، ستاره‌ی تیم راگبی!

398
00:30:11,280 --> 00:30:12,800
‫می‌خوای چی کار کنی؟
‫می‌خوای چی کار کنی؟

399
00:30:15,880 --> 00:30:17,640
‫ول کن، مرد!

400
00:30:18,840 --> 00:30:19,960
‫ولم کن!

401
00:30:22,560 --> 00:30:25,040
‫دیگه با من دعوا راه ننداز، عوضی!

402
00:30:27,840 --> 00:30:29,360
‫بوری، برو کنار.

403
00:30:34,920 --> 00:30:38,670
‫آقای بومن می‌گه توی تاریخ خیلی ضعیف شدی،

404
00:30:38,720 --> 00:30:40,910
‫که شاید مجبور بشه
‫تمرینت با تیم راگبی رو متوقف کنه.

405
00:30:40,960 --> 00:30:41,950
‫بله، قربان.

406
00:30:42,000 --> 00:30:43,430
‫این چیزی نیست که بخواد انجامش بده،

407
00:30:43,480 --> 00:30:46,670
‫- اما اگه بهتر نشی، مجبور می‌شه.
‫- بله، قربان.

408
00:30:46,720 --> 00:30:49,270
‫راهرو رو با زمین بازی اشتباه گرفتیم؟

409
00:30:49,320 --> 00:30:50,670
‫نه، قربان.

410
00:30:50,720 --> 00:30:53,080
‫نه. برو پی کارت.

411
00:31:04,800 --> 00:31:10,710
‫همون‌طور که شاید بدونید،
‫خانم پالی، سارا...

412
00:31:10,760 --> 00:31:14,590
‫از دوشنبه نه تو مدرسه دیده شده،
‫نه خونه.

413
00:31:14,640 --> 00:31:16,950
‫ما مطمئن نیستیم کجا رفته،

414
00:31:17,000 --> 00:31:20,470
‫یا چقدر قراره بمونه یا چرا،
‫ولی من و آلانا مطمئنیم،

415
00:31:20,520 --> 00:31:23,910
‫که مثل اکثر این‌جور چیزها،

416
00:31:23,960 --> 00:31:26,270
‫یه دلیل کاملاً منطقی‌ای پشتشه.

417
00:31:26,320 --> 00:31:27,750
‫صبر کن.

418
00:31:27,800 --> 00:31:31,870
‫سیمون داره با والدین تمام
‫دانش‌آموزان درگیر تماس می‌گیره،

419
00:31:31,920 --> 00:31:33,750
‫که بگه سارا یه مدت نیست.

420
00:31:33,800 --> 00:31:36,950
‫و پلیس هم مطلع شده،
‫به عنوان اقدام احتیاطی،

421
00:31:37,000 --> 00:31:40,070
‫در صورتی که هر اتفاق...
‫ناخوشایندی افتاده باشه،

422
00:31:40,120 --> 00:31:42,030
‫اما دلیلی نداریم باور کنیم
‫که این‌طور باشه

423
00:31:42,080 --> 00:31:43,110
‫و به‌زودی برمی‌گرده.

424
00:31:43,160 --> 00:31:45,630
‫حالا، با توجه به هر چیزی که
‫اینجا تو مدرسه داره اتفاق می‌افته،

425
00:31:45,680 --> 00:31:47,750
‫معلومه که باید این مسئله بین خودمون بمونه.

426
00:31:47,800 --> 00:31:50,830
‫نمی‌خوام هیچ دانش‌آموز یا والدینی نگران بشن.

427
00:31:50,880 --> 00:31:54,150
‫و اگه کسی از شما با سارا
‫صحبت کرده،

428
00:31:54,200 --> 00:31:56,550
‫یا می‌دونید که ممکنه کجا باشه...

429
00:31:56,600 --> 00:32:00,630
‫بیرون اتاق هنر دیدمش.
‫فکر کنم صبح دوشنبه بود.

430
00:32:00,680 --> 00:32:05,910
‫ولی نمی‌دونم چقدر... مفیده، یا...

431
00:32:05,960 --> 00:32:07,790
‫خب، همون‌طور که گفتم،
‫این اطلاعاتی نیست که

432
00:32:07,840 --> 00:32:09,430
‫امیدوار باشیم بهش نیاز پیدا کنیم.

433
00:32:09,480 --> 00:32:12,680
‫بسیار خب. خب، برگردید سر کارتون.

434
00:32:14,520 --> 00:32:16,040
‫کارت عالی بود، مایک.

435
00:32:30,080 --> 00:32:33,470
‫کری کلنسی بیرونه.

436
00:32:33,520 --> 00:32:36,080
‫اومده برای مصاحبه‌ی شغل زبان.

437
00:32:41,640 --> 00:32:43,320
‫مطمئنی برای این کار حالت خوبه؟

438
00:32:49,480 --> 00:32:51,830
‫مشترک مورد نظر در دسترس نیست...

439
00:32:51,880 --> 00:32:53,990
‫- کریگ استنهوپ.
‫- در حال حاضر در دسترس نیست.

440
00:32:54,040 --> 00:32:56,270
‫لطفاً بعد از بوق پیغام بذارید.

441
00:32:56,320 --> 00:32:59,830
‫سلام. آنی‌ام. فقط می‌خواستم
‫بابت اون شب تشکر کنم.

442
00:32:59,880 --> 00:33:01,400
‫از دیدنت واقعا خوشحال شدم.

443
00:33:04,720 --> 00:33:07,200
‫ولی فکرامو کردم، کریگ،
‫و مطمئن نیستم.

444
00:33:09,200 --> 00:33:11,070
‫می‌دونی، کارم داره خیلی شلوغ می‌شه

445
00:33:11,120 --> 00:33:15,550
‫و پرونده‌ی تینا هم هست
‫که باید بهش برسم، می‌فهمی که؟

446
00:33:15,600 --> 00:33:19,110
‫نمی‌خوام تهش به هم ضربه بزنیم.
‫نمی‌خوام دوباره داغون بشم.

447
00:33:19,160 --> 00:33:21,640
‫راستش فکر نمی‌کنم
‫در حق هیچ ‌کدوممون منصفانه باشه.

448
00:33:23,640 --> 00:33:25,120
‫پس ممنون بابت پیتزا.

449
00:33:27,000 --> 00:33:28,440
‫می‌دونم که متاسفی، کریگ.

450
00:33:30,560 --> 00:33:31,710
‫منم متاسفم.

451
00:33:31,760 --> 00:33:34,990
‫پس... آنی‌ام، راستی...
‫این رو که گفتم، نه؟

452
00:33:35,040 --> 00:33:37,680
‫احتمالاً همون اولش گفتم. خب، خداحافظ!

453
00:33:56,480 --> 00:33:58,670
‫شنبه‌ها کلاس داریم،
‫ولی فقط صبح‌ها،

454
00:33:58,720 --> 00:34:00,150
‫پس بعدازظهر واسه خودتون آزاده.

455
00:34:00,200 --> 00:34:03,080
‫ممنون. و تعطیلات چی؟

456
00:34:06,240 --> 00:34:07,830
‫تعطیلات چی؟

457
00:34:07,880 --> 00:34:10,830
‫تعطیلات دیگه، تعطیلاته دیگه.

458
00:34:10,880 --> 00:34:13,430
‫درباره حقوق هم،
‫همونی که گفتم جای چونه نداره.

459
00:34:13,480 --> 00:34:15,350
‫من مدرسه‌هایی رو می‌شناسم
‫که بیشتر می‌دن.

460
00:34:15,400 --> 00:34:18,110
‫خب، منم معلم‌هایی رو می‌شناسم
‫که با کمترش راضی‌ان.

461
00:34:18,160 --> 00:34:20,350
‫فقط واسه اینکه روشن باشه،
‫من قرار نیست راضی بشم.

462
00:34:20,400 --> 00:34:21,670
‫به دستش میارم.

463
00:34:21,720 --> 00:34:23,040
‫البته اگه کار رو بگیرید.

464
00:34:24,240 --> 00:34:26,070
‫اولین چیزی که ازم پرسیدید،

465
00:34:26,120 --> 00:34:28,510
‫درباره مدرسه نبود،
‫نه دانش‌آموزها، نه روش تدریس،

466
00:34:28,560 --> 00:34:30,270
‫درباره حق بازنشستگی بود.

467
00:34:30,320 --> 00:34:32,390
‫- مگه مهم نیست؟
‫- این یه قرارداد شش‌هفته‌ایه.

468
00:34:32,440 --> 00:34:35,350
‫خب واسه یه قرارداد شش‌هفته‌ای،
‫حق بازنشستگی مگه مهم نیست؟

469
00:34:35,400 --> 00:34:37,670
‫- پس دقیقاً من چی می‌تونم...؟
‫- خیلی چیزها مهمن...

470
00:34:37,720 --> 00:34:40,070
‫ولی هیچی به اندازه‌ی آموزش مهم نیست،

471
00:34:40,120 --> 00:34:43,310
‫به اندازه‌ی شکوفا کردن استعداد،
‫خلق کردن فرصت.

472
00:34:43,360 --> 00:34:45,790
‫و شما هیچی از اینکه چطور می‌خواید
‫این کار رو بکنید به من نشون ندادید.

473
00:34:45,840 --> 00:34:47,880
‫- اگه شما...
‫- هیچی.

474
00:35:00,800 --> 00:35:03,950
‫می‌تونم بقیه‌ی مصاحبه‌ها رو عقب بندازم،
‫اگه این قضیه‌ی سارا...

475
00:35:04,000 --> 00:35:05,190
‫هیچ ربطی به سارا نداره.

476
00:35:05,240 --> 00:35:08,000
‫فقط واسه این کار مناسب نبود، فهمیدی؟

477
00:35:15,080 --> 00:35:17,190
‫من به این مرد نگاه می‌کنم و با خودم می‌گم...

478
00:35:17,240 --> 00:35:20,070
‫یعنی لازم نیست
‫همه‌ش زار بزنی و اشک بریزی،

479
00:35:20,120 --> 00:35:22,670
‫ولی خیلی چیزها اینجا جور درنمیاد.

480
00:35:22,720 --> 00:35:25,350
‫بعد دوباره راهی می‌شه.
‫برمی‌گرده مدرسه.

481
00:35:25,400 --> 00:35:27,550
‫ادامه می‌ده،
‫انگار ناپدید شدن زنش

482
00:35:27,600 --> 00:35:30,830
‫فقط یه چیزیه که باید
‫بین برنامه‌ی کاریش جا بده.

483
00:35:30,880 --> 00:35:35,270
‫اون مدیر مدرسه‌ست. آدمی که
‫عادت داره همه‌چی طبق میل خودش پیش بره.

484
00:35:35,320 --> 00:35:38,390
‫و هر چی این‌جور آدم‌ها
‫سنشون بالاتر می‌ره،

485
00:35:38,440 --> 00:35:42,670
‫تو از هر کسی بهتر اینو می‌دونی،
‫بدتر می‌شن.

486
00:35:42,720 --> 00:35:44,230
‫کریگ فقط از این خوشش نمی‌اومد
‫که من کار کنم.

487
00:35:44,280 --> 00:35:47,960
‫نه، آنی، از این خوشش نمی‌اومد
‫که تو اصلاً کار مستقلی بکنی.

488
00:35:49,120 --> 00:35:51,390
‫این‌جور آدم‌ها عوض نمی‌شن.

489
00:35:51,440 --> 00:35:53,870
‫برای همینه که پیام‌های
‫پیتزاش رو نادیده می‌گیری

490
00:35:53,920 --> 00:35:56,040
‫و برای همینه که هیچ‌وقت بهش زنگ نمی‌زنی.

491
00:35:57,360 --> 00:35:59,190
‫حتی واسه اینکه بهش بگی علاقه‌ای نداری.

492
00:35:59,240 --> 00:36:01,800
‫- موافقی؟
‫- کاملاً، آره.

493
00:36:05,720 --> 00:36:07,150
‫دیگه برات چی گرفته؟

494
00:36:07,200 --> 00:36:12,000
‫کلی چیزی که من نخواسته بودم می‌گیره،
‫و هیچی از اون چیزی که خواسته بودم.

495
00:36:13,880 --> 00:36:17,080
‫- من دیگه برم.
‫- خداحافظ، عزیزم.

496
00:36:18,360 --> 00:36:20,470
‫فکر کردم اون ماشینی که جلوی راه رو بسته
‫ماشین توئه.

497
00:36:20,520 --> 00:36:22,950
‫فقط یه بطری شیر آوردم برای مامانت.

498
00:36:23,000 --> 00:36:24,830
‫فکر کنم از این سر زدن‌ها خوشش میاد.

499
00:36:24,880 --> 00:36:26,440
‫تو چی؟

500
00:36:34,640 --> 00:36:37,190
‫چی شده، گرت؟
‫چیزی هست که بخوای بهم بگی؟

501
00:36:37,240 --> 00:36:39,440
‫- نمی‌خوای وارد این بحث بشی.
‫- امتحانم کن.

502
00:36:41,040 --> 00:36:42,160
‫باشه پس.

503
00:36:46,320 --> 00:36:48,120
‫هشت سال گذشته، آنی.

504
00:36:49,960 --> 00:36:52,510
‫یا پیداش می‌کنی یا بی‌خیال می‌شی
‫و می‌ری پی کارت.

505
00:36:52,560 --> 00:36:56,230
‫مرسی از لطفت.
‫این کار رو نمی‌کنم، ولی ممنون.

506
00:36:56,280 --> 00:36:59,470
‫- مامان هم همین حس رو داره.
‫- فکر نکنم داشته باشه.

507
00:36:59,520 --> 00:37:01,390
‫فقط زیادی مهربونه که چیزی بگه.

508
00:37:01,440 --> 00:37:03,710
‫- گرت؟
‫- آره، یه دقیقه مامان.

509
00:37:03,760 --> 00:37:05,160
‫دارم با آنی خداحافظی می‌کنم.

510
00:37:07,120 --> 00:37:09,150
‫اینجا قراره کی به کی کمک کنه؟

511
00:37:09,200 --> 00:37:11,550
‫این همه سر زدن. این همه اومدن.

512
00:37:11,600 --> 00:37:13,840
‫داره از پا درش میاره، نمی‌بینی؟

513
00:37:33,720 --> 00:37:34,750
‫دانکن.

514
00:37:34,800 --> 00:37:36,990
‫- آخرین بار کی دیده شده بود؟
‫- دوشنبه.

515
00:37:37,040 --> 00:37:39,470
‫- وقت ناهار. تو مدرسه.
‫- این با اطلاعات ما جور درمیاد.

516
00:37:39,520 --> 00:37:41,800
‫گوشیش ساعت ۱۲:۴۲ خاموش شده.

517
00:37:42,800 --> 00:37:45,590
‫ولی بعدتر همون روز،
‫کارت بانکیش تراکنش داشته.

518
00:37:45,640 --> 00:37:48,990
‫ساعت ۱۵:۰۲ یه پرداختی انجام شده.

519
00:37:49,040 --> 00:37:51,600
‫تو بریستول نه، تو بریجند.

520
00:37:58,160 --> 00:38:00,870
‫این پرداخت توی دستگاه فروش سیگار

521
00:38:00,920 --> 00:38:02,550
‫داخل یه کافه تو آگمور انجام شده.

522
00:38:02,600 --> 00:38:04,720
‫تو جنوب ولزه. نزدیک بریجند.

523
00:38:06,760 --> 00:38:08,950
‫- ما نمی‌گیم...
‫- اون کار مامان نبوده.

524
00:38:09,000 --> 00:38:11,030
‫- حتماً خودش نبوده.
‫- اون اصلاً اهل سیگار نبود.

525
00:38:11,080 --> 00:38:12,430
‫ولی کارت، کارت خودشه دیگه.

526
00:38:12,480 --> 00:38:15,550
‫پرداخت بدون تماس بوده،
‫پس ممکنه خودش بوده باشه، شایدم نه.

527
00:38:15,600 --> 00:38:18,430
‫اول وقت امروز صبح
‫یه‌سری مأمور فرستادیم اونجا.

528
00:38:18,480 --> 00:38:20,630
‫دوربین مداربسته نداره،
‫پس داریم با مشتری‌های ثابت حرف می‌زنیم،

529
00:38:20,680 --> 00:38:21,710
‫هر کاری از دستمون بربیاد می‌کنیم.

530
00:38:21,760 --> 00:38:24,190
‫- ببخشید، این ساعت چند بوده؟
‫- ۱۵:۰۲.

531
00:38:24,240 --> 00:38:27,230
‫و هیچ نشونه‌ای هم
‫از پرداخت سفر، بلیت قطار و این چیزها نیست.

532
00:38:27,280 --> 00:38:30,350
‫و ماشین‌تون هم هنوز بیرون پارکه،
‫پس معلوم نیست چطور رفته اونجا.

533
00:38:30,400 --> 00:38:31,510
‫مگر اینکه نقدی حساب کرده باشه؟

534
00:38:31,560 --> 00:38:32,830
‫دیگه کسی نقدی پول نمی‌ده.

535
00:38:32,880 --> 00:38:35,590
‫خب، شاید نمی‌خواسته
‫کسی بفهمه کجا داره می‌ره.

536
00:38:35,640 --> 00:38:38,550
‫پس چرا باید با همون کارت
‫سیگار خریده باشه؟

537
00:38:38,600 --> 00:38:41,390
‫آدم فکرش رو بکنه، دقیقاً همون موقع
‫که این اتفاق می‌افتاده،

538
00:38:41,440 --> 00:38:44,310
‫- داشتیم مسابقه رو تماشا می‌کردیم. یادته؟ جلوی هیل‌ساید.
‫- مایکل.

539
00:38:44,360 --> 00:38:47,910
‫- هیچ‌ کی نمی‌گه تو ربطی به این موضوع داشتی.
‫- نه.

540
00:38:47,960 --> 00:38:49,880
‫ولی چطور ممکنه ندونم
‫زنم کجا بوده؟

541
00:38:53,480 --> 00:38:56,270
‫مایکل، با توجه به این خبر جدید

542
00:38:56,320 --> 00:38:59,550
‫و مدتی که حالا سارا ناپدید شده،

543
00:38:59,600 --> 00:39:01,630
‫دارم وضعیتش رو پرخطر اعلام می‌کنم.

544
00:39:01,680 --> 00:39:04,030
‫- و می‌خوام یه کنفرانس خبری برگزار کنیم.
‫- نه.

545
00:39:04,080 --> 00:39:06,150
‫- امروز.
‫- نه، نمی‌خوام دانش‌آموزها به‌هم بریزن.

546
00:39:06,200 --> 00:39:08,910
‫امتحان‌ها نزدیکه،
‫بعد هم مسابقه با کینگز...

547
00:39:08,960 --> 00:39:11,120
‫مایکل، زنت گم شده!

548
00:39:14,680 --> 00:39:17,070
‫من هدایت پرونده رو
‫به‌عنوان افسر ارشد تحقیقات می‌گیرم دستم.

549
00:39:17,120 --> 00:39:20,120
‫و از آنی می‌خوام
‫رابط خانواده‌ی شما بشه.

550
00:39:21,560 --> 00:39:25,670
‫- ببخشید... ببخشید، چی چی؟
‫- افسر رابط خانواده.

551
00:39:25,720 --> 00:39:26,950
‫همیشه کنارتون خواهد بود،

552
00:39:27,000 --> 00:39:29,710
‫مطمئن می‌شه از خبرهای جدید باخبر می‌مونید،

553
00:39:29,760 --> 00:39:31,830
‫و اینکه حس کنید
‫در جریان کارها هستید.

554
00:39:31,880 --> 00:39:33,510
‫ببخشید، یعنی چی دقیقاً؟

555
00:39:33,560 --> 00:39:37,040
‫یعنی از این به بعد
‫خیلی بیشتر کارآگاه کسیدی رو می‌بینید.

556
00:40:00,600 --> 00:40:03,350
‫ممنون از همه‌تون.
‫شروع کنیم.

557
00:40:03,400 --> 00:40:07,030
‫من کارآگاه ارشد، دانیلا لنگ هستم

558
00:40:07,080 --> 00:40:09,990
‫رئیس واحد جرایم عمده اینجا در بریستول و بث.

559
00:40:10,040 --> 00:40:11,990
‫حالا می‌سپارمتون به بازرس پمبرلی،

560
00:40:12,040 --> 00:40:14,910
‫مسئول پرونده‌ی فرد مفقودشده.

561
00:40:14,960 --> 00:40:16,310
‫عصر بخیر.

562
00:40:16,360 --> 00:40:21,310
‫سارا پالی، معلمی ۵۲ ساله
‫از وستبری‌آن‌ترایم بریستول،

563
00:40:21,360 --> 00:40:24,230
‫و عکس سارا رو
‫طبق معمول منتشر می‌کنیم.

564
00:40:24,280 --> 00:40:28,640
‫می‌دونم که همسر سارا،
‫مایکل، می‌خواد چند کلمه‌ای حرف بزنه.

565
00:40:32,640 --> 00:40:35,110
‫این پیام مخاطبش رسانه‌ها نیست،

566
00:40:35,160 --> 00:40:38,630
‫و نه هیچ‌کس دیگه‌ای،
‫مخاطبش فقط خود ساراست.

567
00:40:38,680 --> 00:40:42,750
‫سارا، هر چی باعث شده
‫خونه رو ترک کنی،

568
00:40:42,800 --> 00:40:47,400
‫اگه کاری کردم یا نکردم، یا...

569
00:40:48,960 --> 00:40:52,030
‫نتونستی به زبون بیاری
‫یا اصلاً چیزی بگی،

570
00:40:52,080 --> 00:40:54,510
‫برگرد خونه،
‫می‌تونیم با هم حلش کنیم.

571
00:40:54,560 --> 00:40:55,750
‫مثل همیشه.

572
00:40:55,800 --> 00:40:57,520
‫با هم درستش می‌کنیم.

573
00:40:59,280 --> 00:41:01,630
‫من و آلانا خیلی نگرانتیم،

574
00:41:01,680 --> 00:41:04,720
‫پس یه جوری بهمون خبر بده که سالمی.

575
00:41:05,960 --> 00:41:10,200
‫- خب، فکر کنم همین بود.
‫- ممنون، مایکل.

576
00:41:13,680 --> 00:41:16,160
‫و دوباره! دوتا!

577
00:41:18,840 --> 00:41:21,670
‫خوبه، عوض کنید! سریع!

578
00:41:21,720 --> 00:41:25,190
‫سارا پالی ۵۲ ساله،
‫معلمی از وستبری‌آن‌ترایم،

579
00:41:25,240 --> 00:41:27,070
‫از دوشنبه دیده نشده.

580
00:41:27,120 --> 00:41:30,630
‫پلیس امروز از مردم خواست
‫که اگه خبری دارن اعلام کنن،

581
00:41:30,680 --> 00:41:33,270
‫و همسرش، مایکل پالی مدیر،

582
00:41:33,320 --> 00:41:35,870
‫مستقیماً از زنش خواست که برگرده.

583
00:41:35,920 --> 00:41:39,270
‫فقط یه جوری بهمون خبر بده
‫که سالمی. یه تماس...

584
00:41:39,320 --> 00:41:40,870
‫- بچه‌ها.
‫- آلانا...

585
00:41:40,920 --> 00:41:43,430
‫امشب یه جلسه بین
‫والدین و اعضای هیئت امنا داریم.

586
00:41:43,480 --> 00:41:45,670
‫مایک خواسته و فکر کنم
‫حق با مایک باشه،

587
00:41:45,720 --> 00:41:49,150
‫که سعی کنیم حرف‌ و حدیث بین دانش‌آموزا
‫رو تا جایی که می‌شه محدود کنیم.

588
00:41:49,200 --> 00:41:51,720
‫پس لطفاً حواستون به موبایل‌ها باشه،
‫سخت‌گیری کنید.

589
00:41:56,040 --> 00:41:57,760
‫آنی!

590
00:42:00,200 --> 00:42:02,310
‫یکی کلی طرفدار پیدا کرده.

591
00:42:02,360 --> 00:42:03,760
‫از طرف اون قراری که نرفت.

592
00:42:06,480 --> 00:42:07,800
‫بعد از اون قراری که نداشت.

593
00:42:09,920 --> 00:42:10,720
‫هان؟

594
00:42:13,680 --> 00:42:15,520
‫باشه!

595
00:42:53,520 --> 00:42:55,910
‫خب، هر چی سریع‌تر.

596
00:42:55,960 --> 00:42:58,070
‫اگه بفهمه باید کل مدت اینجا باشیم،

597
00:42:58,120 --> 00:43:00,790
‫خوشحال نمی‌شه.

598
00:43:00,840 --> 00:43:02,470
‫نیم‌دایره.

599
00:43:02,520 --> 00:43:04,390
‫خب، ترکیب اصلی شنبه.

600
00:43:04,440 --> 00:43:07,310
‫هر کی اسمش رو شنید،
‫میاد تو، لباس عوض می‌کنه.

601
00:43:07,360 --> 00:43:11,390
‫پنج نفر جلو. پولارد، ویتکر،
‫پینتون گوشه‌گیر.

602
00:43:11,440 --> 00:43:13,870
‫بوری، اوجامی، ردیف دوم. بدو.

603
00:43:13,920 --> 00:43:17,070
‫سه نفر عقب...
‫رابرتز، دایس، سیمپکینز سمت کور.

604
00:43:17,120 --> 00:43:20,270
‫هاف‌بک‌ها، ترنر، مگوایر، بدو.

605
00:43:20,320 --> 00:43:22,750
‫سنترها...
‫هوپر، این دفعه ۱۳، لطفاً.

606
00:43:22,800 --> 00:43:24,200
‫لورنزو. بدو.

607
00:43:26,880 --> 00:43:29,150
‫پالمر، بال چپ.
‫تیلور، بال راست.

608
00:43:29,200 --> 00:43:32,070
‫- آقا، سجویک بال چپ نیست؟
‫- بپر برو سر جات!

609
00:43:32,120 --> 00:43:34,350
‫یا خدا. نگا کن چه وضعیه.

610
00:43:34,400 --> 00:43:36,200
‫فول‌بک...

611
00:43:41,960 --> 00:43:43,400
‫جونز.

612
00:43:51,560 --> 00:43:53,790
‫اتوبوس ساعت ۱۲ راه می‌افته، سجویک.

613
00:43:53,840 --> 00:43:55,590
‫به عنوان ذخیره‌ی غیربازیکن سفر می‌کنی.

614
00:43:55,640 --> 00:43:58,030
‫یعنی باید بطری‌های آب پر و آماده باشه،

615
00:43:58,080 --> 00:44:00,200
‫کیف کمک‌های اولیه رو هم از دفترم برداری.

616
00:44:01,360 --> 00:44:03,070
‫فقط این نیست که
‫توی زمین چیکار می‌کنی،

617
00:44:03,120 --> 00:44:05,110
‫تو همیشه نماینده‌ی این تیمی.

618
00:44:05,160 --> 00:44:07,150
‫مثل اوباش فوتبال رو جشن بگیری،

619
00:44:07,200 --> 00:44:08,640
‫آبروی تیم رو می‌بری.

620
00:44:09,960 --> 00:44:12,630
‫درس تاریخ رو جدی نگیری،
‫تو راهرو دعوا کنی،

621
00:44:12,680 --> 00:44:13,910
‫آبروی تیم رو می‌بری.

622
00:44:13,960 --> 00:44:16,030
‫آبروی تیم رو ببری،
‫بازی نمی‌کنی.

623
00:44:16,080 --> 00:44:18,350
‫به همین سادگی.

624
00:44:18,400 --> 00:44:22,310
‫بهترین فرصتمون برای شکست‌ناپذیر موندن،
‫و بهترین بازیکنم داره خرابش می‌کنه.

625
00:44:22,360 --> 00:44:23,600
‫عمداً.

626
00:44:25,080 --> 00:44:26,240
‫نگام کن.

627
00:44:27,640 --> 00:44:29,310
‫قضیه اینه.

628
00:44:29,360 --> 00:44:32,030
‫و این همونیه که، به جای
‫اینکه وقتش رو با تو بگذرونه،

629
00:44:32,080 --> 00:44:33,670
‫پدرت روش سرمایه‌گذاری می‌کنه.

630
00:44:33,720 --> 00:44:37,000
‫آموزش.
‫و این چیزیه که ما ارائه می‌دیم.

631
00:44:38,400 --> 00:44:39,480
‫فهمیدی؟

632
00:44:42,000 --> 00:44:44,870
‫- سجویک.
‫- بله، آقا.

633
00:44:44,920 --> 00:44:46,560
‫خب، حالا برو سر جات.

634
00:44:48,720 --> 00:44:50,590
‫عجیبه، نه؟

635
00:44:50,640 --> 00:44:52,990
‫دقیقاً همون موقعی که زنش گم شده،
‫مایک تو مسابقه‌ی راگبیه،

636
00:44:53,040 --> 00:44:54,190
‫جایی که همه می‌بیننش.

637
00:44:54,240 --> 00:44:57,470
‫عذرموجه بدی نیست.
‫منظورم همینه.

638
00:44:57,520 --> 00:44:59,390
‫شاید فقط گذاشته رفته.

639
00:44:59,440 --> 00:45:02,070
‫همه چی براش زیاد بوده،
‫و زده به چاک.

640
00:45:02,120 --> 00:45:05,510
‫ولی بعد - می‌دونم، می‌دونم...
‫چرا گوشیش رو گذاشته رفته؟

641
00:45:05,560 --> 00:45:08,080
‫و چرا به آلانا چیزی نگفته؟

642
00:45:11,120 --> 00:45:14,270
‫من، می‌خواستم عذرخواهی کنم
‫اگه تهاجمی به نظر رسیدم،

643
00:45:14,320 --> 00:45:16,790
‫- مخصوصاً اولین بار که همدیگه رو دیدیم.
‫- مایکل، اصلاً...

644
00:45:16,840 --> 00:45:19,080
‫خودت می‌دونی، دوران راحتی
‫برای هیچ‌ کدوممون نیست.

645
00:45:20,200 --> 00:45:22,110
‫همه یه چیز رو می‌خوایم.

646
00:45:22,160 --> 00:45:24,150
‫همه‌مون فقط می‌خوایم سارا رو پیدا کنیم،
‫پس...

647
00:45:24,200 --> 00:45:25,600
‫خونه می‌بینیمت.

648
00:45:53,840 --> 00:45:56,880
‫بیا، نگاه کن.
‫یه چیز رو راست می‌گفت.

649
00:45:58,160 --> 00:46:00,880
‫- ۴:۳۰.
‫- دقیقاً سر بزنگاه.

650
00:46:28,400 --> 00:46:29,960
‫آنی؟

651
00:46:39,520 --> 00:46:40,880
‫همین پایین.

652
00:46:51,080 --> 00:46:52,390
‫ساراست؟

653
00:46:52,440 --> 00:46:54,600
‫کاپشنشه. بارونی‌شه.

654
00:46:56,560 --> 00:46:58,230
‫اسمت چیه؟

655
00:46:58,280 --> 00:46:59,470
‫ملودی.

656
00:46:59,520 --> 00:47:01,870
‫ملودی، یه چیز دیگه ازت می‌خوام.

657
00:47:01,920 --> 00:47:05,070
‫لطفاً این سگ رو دور کن.
‫سگ، ملودی، زود باش!

658
00:47:05,120 --> 00:47:07,960
‫کسپر!
‫کسپر، بیا اینجا، زود باش!

659
00:47:59,160 --> 00:48:00,760
‫مایکل!

660
00:48:04,800 --> 00:48:06,000
‫مایکل؟

661
00:48:12,680 --> 00:48:14,560
‫مایکل، منم، آنی!

662
00:48:22,480 --> 00:48:24,400
‫مایکل، دارم میام تو!

663
00:48:25,920 --> 00:48:29,640
W W W . M O V I E S H O . C O M