1
00:00:06,800 --> 00:00:07,830
‫مامان کجاست؟

2
00:00:07,880 --> 00:00:10,990
‫پیام‌هام فقط یه تیک خورده،
‫خونه‌ی مامان‌بزرگ هم نیست، چک کردم.

3
00:00:11,040 --> 00:00:13,270
‫تو مراسم صبحگاه می‌بینمت.

4
00:00:13,320 --> 00:00:14,800
‫باید به یکی بگیم. بابا!

5
00:00:16,200 --> 00:00:18,430
‫دیگه نمی‌تونم دوباره اون شرایط رو تحمل کنم.

6
00:00:18,480 --> 00:00:20,880
‫می‌دونم گند زدم، آنی.
‫می‌دونم این آخرین شانس منه.

7
00:00:21,960 --> 00:00:24,190
‫یه یارو تو اتاق یکه
‫که می‌خواد گزارش مفقودی بده.

8
00:00:24,240 --> 00:00:26,310
‫- باز؟
‫- مدیر مدرسه‌ی سنت بارت ـه.

9
00:00:26,360 --> 00:00:27,790
‫اصلاً ازش بعیده...

10
00:00:27,840 --> 00:00:30,550
‫بی‌سابقه‌ست، واسه همین جای نگرانی فوری داره.

11
00:00:30,600 --> 00:00:32,310
‫اگه تو چند دقیقه فهمیدی یه جای کار می‌لنگه،

12
00:00:32,360 --> 00:00:33,720
‫چرا اینقدر طولش دادی
‫که به ما بگی؟

13
00:00:35,080 --> 00:00:36,310
‫بحث اعتماد نیست.

14
00:00:36,360 --> 00:00:39,190
‫رمز رو نمی‌دونم، چون واقعاً نمی‌دونم.

15
00:00:39,240 --> 00:00:40,710
‫من دیگه رفع زحمت کنم.

16
00:00:40,760 --> 00:00:42,870
‫چیه، گرت؟
‫چیزی هست که بخوای بهم بگی؟

17
00:00:42,920 --> 00:00:44,670
‫هشت سال گذشته، آنی.

18
00:00:44,720 --> 00:00:46,320
‫اینجا قراره کی به کی کمک کنه؟

19
00:00:47,480 --> 00:00:48,520
‫آنی؟

20
00:00:52,720 --> 00:00:54,320
‫ساراست؟

21
00:00:55,320 --> 00:01:05,320
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

22
00:01:08,120 --> 00:01:09,160
‫مایکل؟

23
00:01:10,800 --> 00:01:12,120
‫مایکل، منم آنی!

24
00:01:16,080 --> 00:01:17,440
‫مایکل، دارم میام تو!

25
00:01:19,480 --> 00:01:20,760
‫۱۲ دقیقه دیگه وقت تحویل بچه‌هاست.

26
00:01:22,600 --> 00:01:24,630
‫- مایکل...
‫- باید انجام بشه.

27
00:01:24,680 --> 00:01:26,230
‫- باید به حرفم گوش بدی.
‫- نه، تو گوش بده.

28
00:01:26,280 --> 00:01:27,630
‫قبل اینکه بخوایم درباره‌ی این چیزا حرف بزنیم،

29
00:01:27,680 --> 00:01:30,310
‫والدین و بچه‌ها نباید بویی ببرن.

30
00:01:30,360 --> 00:01:33,600
‫- چی رو؟
‫- هر چی که پیدا کردی.

31
00:01:35,600 --> 00:01:37,280
‫تازه فرش رو هم گِلی کردی!

32
00:01:47,600 --> 00:01:51,990
‫واسه تکلیف امشب،
‫تاریخ‌های کلیدی دهه ۱۹۳۰ رو بخونید لطفاً.

33
00:01:52,040 --> 00:01:54,120
‫هر چی بیشتر خودمون رو آپدیت کنیم...

34
00:02:07,240 --> 00:02:10,400
‫همگی، ساکت! بشینید.

35
00:02:12,200 --> 00:02:14,800
‫بشین. سجویک، بشین سر جات.

36
00:02:18,120 --> 00:02:20,070
‫خانم پالی کجاست؟

37
00:02:20,120 --> 00:02:23,830
‫شعله‌ی زردی که سوپاپش بازه،

38
00:02:23,880 --> 00:02:26,200
‫اجازه می‌ده اکسیژن...

39
00:02:31,480 --> 00:02:33,430
‫چرا می‌خوان تو خونه باهام حرف بزنن؟

40
00:02:33,480 --> 00:02:35,950
‫خب، همینو گفتن،

41
00:02:36,000 --> 00:02:38,070
‫که هر چه سریع‌تر پیدات کنم.

42
00:02:38,120 --> 00:02:40,030
‫- سلام تارا.
‫- سلام جن.

43
00:02:40,080 --> 00:02:41,430
‫- سلام.
‫- سلام.

44
00:02:41,480 --> 00:02:44,270
‫هر چه سریع‌تر ببرمت خونه.

45
00:02:44,320 --> 00:02:45,840
‫- باشه. ممنون.
‫- باشه.

46
00:02:56,840 --> 00:02:58,990
‫رئیس؟ صحنه‌ی جرم رو بستیم.

47
00:02:59,040 --> 00:03:00,760
‫فقط منتظر تیم جرم‌شناسی هستیم.

48
00:03:02,000 --> 00:03:03,240
‫نه!

49
00:03:04,640 --> 00:03:06,110
‫باید برگردی.

50
00:03:06,160 --> 00:03:09,470
‫ولی مواظب باش پا بذاری دقیقاً
‫همون جاهایی که قبلاً اومدی.

51
00:03:09,520 --> 00:03:11,120
‫یه بار تمیزش کردم.

52
00:03:26,440 --> 00:03:30,710
‫کربن دی‌اکسید، یا همون دی اکسیدکربن،

53
00:03:30,760 --> 00:03:32,920
‫از کدوم دو عنصر ساخته شده؟

54
00:03:37,880 --> 00:03:40,360
‫یالا، آقا. وسط کلاس از پنجره بیرون نگاه نکن!

55
00:03:41,520 --> 00:03:43,110
‫خب، ۵ دقیقه دیگه وقت تحویل دادن بچه‌هاست.

56
00:03:43,160 --> 00:03:44,560
‫والدین میان.

57
00:03:47,440 --> 00:03:49,760
‫- مگه مهمه، بابا؟
‫- خب، نباید اینا رو ببینن.

58
00:03:50,840 --> 00:03:53,230
‫مگه مهمه؟ چی...؟

59
00:03:53,280 --> 00:03:54,760
‫اون دستمال دستت واسه چیه؟

60
00:03:59,120 --> 00:04:00,870
‫- خودشه.
‫- نمی‌دونیم که.

61
00:04:00,920 --> 00:04:01,950
‫مامان رو پیدا کردن.

62
00:04:02,000 --> 00:04:04,110
‫نه، ما فقط می‌دونیم
‫که یه جسد پیدا کردن.

63
00:04:04,160 --> 00:04:07,920
‫- نمی‌دونیم که مامانته.
‫- دیگه قراره کی باشه؟

64
00:04:43,080 --> 00:04:44,870
‫ظاهراً هنوز گمشده.

65
00:04:44,920 --> 00:04:48,350
‫خدایا، چند روز گذشته.
‫همه‌جای اخبار ـه.

66
00:04:48,400 --> 00:04:51,150
‫- بیا تئو، برو بالا.
‫- بعداً می‌بینمت، مندی.

67
00:04:51,200 --> 00:04:52,600
‫- می‌بینمت.
‫- خداحافظ.

68
00:05:03,480 --> 00:05:05,150
‫- اوناهاش.
‫- خداحافظ، آقا.

69
00:05:05,200 --> 00:05:06,560
‫- دیلن.
‫- سلام.

70
00:05:08,720 --> 00:05:09,960
‫- می‌بینمت.
‫- می‌بینمت.

71
00:05:28,280 --> 00:05:30,270
‫کالبدشکافی تا فردا انجام نمی‌شه،

72
00:05:30,320 --> 00:05:32,920
‫ولی شنیدم قضیه قتله.

73
00:05:35,520 --> 00:05:37,550
‫داشتم بهش فکر می‌کردم.

74
00:05:37,600 --> 00:05:39,070
‫اگه بیرون از محوطه پیدا شده،

75
00:05:39,120 --> 00:05:40,710
‫شاید به مدرسه مربوط نباشه.

76
00:05:40,760 --> 00:05:42,230
‫چرا نرم پایگاه داده رو چک کنم،

77
00:05:42,280 --> 00:05:43,950
‫- ببینم قتل‌های حل‌نشده‌ی دیگه...
‫- نه.

78
00:05:44,000 --> 00:05:45,830
‫- ببینم وجه اشتراکی پیدا می‌کنم؟
‫- آنی.

79
00:05:45,880 --> 00:05:47,390
‫فکر نمی‌کنی باید این کارو کنیم؟

80
00:05:47,440 --> 00:05:49,350
‫چرا، فکر می‌کنم باید انجامش بدیم،
‫ولی تو نباید انجامش بدی.

81
00:05:49,400 --> 00:05:50,390
‫می‌خوام همین‌جا باشی.

82
00:05:50,440 --> 00:05:52,590
‫می‌خوام ۲۴ ساعته
‫تو اون خونه باشی،

83
00:05:52,640 --> 00:05:54,590
‫هر چی می‌تونی پیدا کنی.

84
00:05:54,640 --> 00:05:56,630
‫تنها وقتی که حق داری بری،
‫لطفاً، فرداست،

85
00:05:56,680 --> 00:05:58,990
‫که می‌بریشون سردخونه واسه شناسایی رسمی.

86
00:05:59,040 --> 00:06:02,030
‫- اومدم، برای.
‫- می‌خوای باهات بیام؟

87
00:06:02,080 --> 00:06:03,590
‫من اولین نفری بودم
‫که سر صحنه رسیدم، یادت رفته؟

88
00:06:03,640 --> 00:06:05,630
‫بهت گفتم چی می‌خوام،
‫اینکه همون‌جا بمونی.

89
00:06:05,680 --> 00:06:08,000
‫افسر رابط خانواده این کارو می‌کنه.

90
00:06:14,080 --> 00:06:15,240
‫چی؟

91
00:06:16,720 --> 00:06:19,480
‫فکر کنم فهمیدم.
‫آلانا یه چیزی گفت.

92
00:06:20,440 --> 00:06:23,830
‫هفته‌ی بعد تولد 75 سالگی مامان جونشه.
‫یادت میاد؟ تاریخ مهمیه.

93
00:06:23,880 --> 00:06:25,470
‫- آره.
‫- پس امتحانش کردم.

94
00:06:25,520 --> 00:06:27,470
‫تاریخ‌های هفته بعد رو چک کردم.

95
00:06:27,520 --> 00:06:31,230
‫دوشنبه ۳۰،
‫سی‌ام ماه سه، ۱۹۵۱.

96
00:06:31,280 --> 00:06:34,190
‫سه‌شنبه. ۳۱-۰۳-۵۱.

97
00:06:34,240 --> 00:06:35,680
‫بعد که چهارشنبه رو امتحان کردم...

98
00:06:37,320 --> 00:06:38,310
‫این رمزشه.

99
00:06:38,360 --> 00:06:41,950
‫عجیب اینه که
‫فقط همین‌طوری که نگاه می‌کردم،

100
00:06:42,000 --> 00:06:43,270
‫به‌ندرت به مایکل زنگ می‌زنه.

101
00:06:43,320 --> 00:06:44,830
‫این عجیبه؟

102
00:06:44,880 --> 00:06:46,480
‫- زن و شوهرن.
‫- منظورم همینه.

103
00:06:48,000 --> 00:06:49,070
‫اینجا رو ببین.

104
00:06:49,120 --> 00:06:51,630
‫همش به این زنه زنگ می‌زده. کلیر سین.

105
00:06:51,680 --> 00:06:53,790
‫تلفنای طولانی. بعضیاشون یه ساعت.

106
00:06:53,840 --> 00:06:57,190
‫پس دارم فکر می‌کنم،
‫اینو به آیون نشون بدیم.

107
00:06:57,240 --> 00:06:58,790
‫اون می‌تونه به کلیر سین زنگ بزنه.

108
00:06:58,840 --> 00:07:00,550
‫می‌تونه بفهمه
‫تو روزای قبل از مرگ سارا

109
00:07:00,600 --> 00:07:02,400
‫درباره چی حرف می‌زدن.

110
00:07:03,560 --> 00:07:05,840
‫بهتر نیست خودمون بهش زنگ بزنیم؟

111
00:07:07,520 --> 00:07:10,470
‫آیون داره صحنه رو بازبینی می‌کنه.
‫من از اینجا انجامش می‌دم. نگاه کن.

112
00:07:10,520 --> 00:07:12,880
‫و بعد می‌تونیم گوشی سارا رو
‫تحویل بدیم.

113
00:07:16,080 --> 00:07:18,910
‫سلام. کارآگاه آنی کسیدی هستم.

114
00:07:18,960 --> 00:07:22,120
‫می‌شه لطفاً به محض اینکه این پیام رو
‫شنیدی بهم زنگ بزنی؟ ممنون.

115
00:07:23,080 --> 00:07:24,120
‫انجام شد.

116
00:07:51,160 --> 00:07:55,190
‫اون زنی که...
‫سگش رو از جلوی خونه رد می‌کنه،

117
00:07:55,240 --> 00:07:57,320
‫اسمش ملودی ـه.

118
00:07:59,160 --> 00:08:00,600
‫یکی گفت...

119
00:08:02,000 --> 00:08:04,880
‫یکی بهم گفت ملودی
‫کسی بوده که مامان رو پیدا کرده.

120
00:09:14,120 --> 00:09:16,120
‫[یعد از هشت سال،
‫هنوز هیچ سرنخی در پرونده حل‌نشده نیست]

121
00:09:21,920 --> 00:09:22,920
‫[زن مفقود شده]

122
00:10:32,840 --> 00:10:34,440
‫از من چی انتظار داری؟

123
00:10:35,520 --> 00:10:40,030
‫ازت چی انتظار دارم؟
‫انتظار دارم اصلاً کاری نکنی.

124
00:10:40,080 --> 00:10:41,880
‫هیچ‌کار، یا گریه کنی.

125
00:10:45,600 --> 00:10:47,000
‫درباره مامان.

126
00:10:48,000 --> 00:10:51,800
‫- خب، نمی‌دونیم که خودشه، نه؟
‫- معلومه که خودشه. خودشون گفتن.

127
00:10:53,680 --> 00:10:55,600
‫باید بریم شناساییش کنیم.

128
00:10:58,800 --> 00:10:59,790
‫فردا.

129
00:10:59,840 --> 00:11:01,630
‫خب، اگه می‌خوان شناساییش کنیم،

130
00:11:01,680 --> 00:11:03,070
‫نمی‌تونن صد در صد مطمئن باشن که...

131
00:11:03,120 --> 00:11:05,960
‫این فقط یه تشریفاته، بابا.
‫فقط می‌خوان تایید بشه.

132
00:11:31,000 --> 00:11:32,550
‫منزل ابوتس.

133
00:11:32,600 --> 00:11:35,880
‫آره، سلام، مالکوم.
‫ممنون که زنگ زدی.

134
00:11:36,840 --> 00:11:39,920
‫خب، من و نوه‌ات تو خونه در امانیم.

135
00:11:42,680 --> 00:11:45,710
‫هنوز مطمئن نیستیم،
‫پس بذار ببینیم چی می‌شه.

136
00:11:45,760 --> 00:11:47,870
‫با این حال، فکر نمی‌کنم باید عجله...

137
00:11:47,920 --> 00:11:49,920
‫نه، نیا.

138
00:11:51,360 --> 00:11:53,880
‫خب، یه دلیلش اینه که،
‫دیر وقته واسه رانندگی، نه؟

139
00:11:54,840 --> 00:11:58,280
‫نه، نه، من... مطمئنم
‫رانندگی واست مشکلی نیست، فقط...

140
00:11:59,840 --> 00:12:02,440
‫خب، ساعت ده و نیمه،
‫و من ازت خواهش می‌کنم.

141
00:12:03,440 --> 00:12:04,590
‫بله، انجامش می‌دم.

142
00:12:04,640 --> 00:12:08,710
‫و البته که... تو و وریتی رو در جریان می‌ذارم،
‫نگران نباش.

143
00:12:08,760 --> 00:12:10,640
‫بله، شب بخیر.

144
00:12:27,520 --> 00:12:28,720
‫[برگردوندن توپ به بازی]

145
00:12:54,000 --> 00:12:55,000
‫[کریگ]

146
00:12:58,680 --> 00:13:00,320
‫گل‌ها خیلی زیاده‌روی بود.

147
00:13:01,400 --> 00:13:04,310
‫- شاید یه ذره.
‫- بیام ببرمشون؟

148
00:13:04,360 --> 00:13:07,310
‫نه، دیگه خودم مراقبشون هستم، کریگ،
‫زحمت نکش.

149
00:13:07,360 --> 00:13:09,840
‫ببین، پیامت رو گرفتم.

150
00:13:11,120 --> 00:13:12,320
‫گرفتم چی می‌گی.

151
00:13:14,440 --> 00:13:17,240
‫وقتی مطمئن نیستم
‫نمی‌خوام چیزی رو شروع کنم. همش همینه.

152
00:13:18,520 --> 00:13:21,230
‫می‌فهمم.
‫کنفرانس خبری رو دیدم.

153
00:13:21,280 --> 00:13:24,720
‫سرت شلوغه.
‫ولی فقط می‌خواستم بدونی.

154
00:13:25,680 --> 00:13:28,430
‫کریگ استنهوپ واسه قهوه‌های اضطراری

155
00:13:28,480 --> 00:13:32,870
‫و کیک‌های گرون‌قیمت کافه‌های بریستول،
‫به انتخاب خودت در دسترسه.

156
00:13:32,920 --> 00:13:34,270
‫جدی می‌گی؟

157
00:13:34,320 --> 00:13:36,070
‫اگه یه وقت لازم شد.

158
00:13:36,120 --> 00:13:38,400
‫با این اطلاعات هر کاری می‌خوای بکن.

159
00:13:39,840 --> 00:13:42,160
‫- روز خوبی داشته باشی.
‫- تو هم همین‌طور.

160
00:14:03,520 --> 00:14:04,800
‫صبح بخیر.

161
00:14:13,880 --> 00:14:16,950
‫سردخونه تو یه جاییه به اسم فلکس‌بورتون.

162
00:14:17,000 --> 00:14:19,840
‫یه ۱۵ دقیقه‌ای با اینجا فاصله داره.

163
00:14:23,240 --> 00:14:26,310
‫وقتی کالبدشکافی تموم بشه،

164
00:14:26,360 --> 00:14:30,350
‫اون موقع‌ست که ازتون می‌خوان
‫واسه شناسایی رسمی بیاید.

165
00:14:30,400 --> 00:14:32,520
‫تو و مایکل.

166
00:14:35,400 --> 00:14:40,120
‫آلانا، هر چی زودتر انجامش بدیم،
‫زودتر تموم می‌شه.

167
00:14:47,520 --> 00:14:48,800
‫بابات کجاست؟

168
00:14:51,200 --> 00:14:52,640
‫فکر می‌کنی کجا باشه؟

169
00:14:55,360 --> 00:14:57,830
‫♪ پروردگار مهربانی ♪

170
00:14:57,880 --> 00:14:59,790
‫♪ پروردگار آرامش ♪

171
00:14:59,840 --> 00:15:03,550
‫♪ کنار خواب ما باش ♪

172
00:15:03,600 --> 00:15:07,270
‫♪ و عطاکن، دعا می‌کنیم ♪

173
00:15:07,320 --> 00:15:11,230
‫♪ آرامشت را در قلبمان، پروردگارا ♪

174
00:15:11,280 --> 00:15:16,440
‫♪ در پایان روز ♪

175
00:15:24,360 --> 00:15:26,030
‫یه یادآوری سریع

176
00:15:26,080 --> 00:15:28,470
‫برای اونایی که
‫تو کلاس‌های آمادگی سال آخر نیستید

177
00:15:28,520 --> 00:15:33,670
‫یا باید برید دوی صحرانوردی،
‫تمرین راگبی تیم‌های ارشد،

178
00:15:33,720 --> 00:15:37,030
‫یا رو پروژه‌های فرهنگی‌تون کار کنید.

179
00:15:37,080 --> 00:15:40,240
‫تکون نخورید لطفاً.
‫هنوز حرفم تموم نشده.

180
00:15:51,440 --> 00:15:52,680
‫امروز صبح...

181
00:15:54,280 --> 00:15:57,000
‫یاد داستان ایوب افتادم.

182
00:15:59,200 --> 00:16:04,630
‫ایوب، مردی موفق بود که ناگهان
‫سختی‌های بزرگی از طرف خدا بهش داده شد...

183
00:16:04,680 --> 00:16:07,000
‫ولی هیچ توضیحی نداشت که چرا.

184
00:16:08,720 --> 00:16:10,440
‫چه کار کرده بود که مستحقش باشه.

185
00:16:12,560 --> 00:16:13,920
‫ولی اون پافشاری کرد.

186
00:16:15,360 --> 00:16:17,750
‫و با پافشاری پیروز شد.

187
00:16:17,800 --> 00:16:20,670
‫ثابت کرد که به اندازه‌ی کافی خوب بوده.

188
00:16:20,720 --> 00:16:24,670
‫حالا که داریم وارد دو هفته‌ی آخر
‫و سخت ترم می‌شیم،

189
00:16:24,720 --> 00:16:28,870
‫با کلی امتحان، مسابقات راگبی
‫و مصاحبه‌های دانشگاه،

190
00:16:28,920 --> 00:16:30,640
‫می‌خوام این یادتون بمونه.

191
00:16:31,680 --> 00:16:33,880
‫به کاری که تا الان کردید
‫ایمان داشته باشید.

192
00:16:35,320 --> 00:16:38,040
‫شما به ما نشون می‌دید که واقعاً کی هستید.

193
00:16:40,240 --> 00:16:45,310
‫خب... طبق هر روز صبح،
‫می‌خوایم به چه صورت خارج بشیم؟

194
00:16:45,360 --> 00:16:48,750
‫- لیلی سالیوان؟
‫- با نظم و ترتیب، آقا.

195
00:16:48,800 --> 00:16:51,520
‫با نظم و ترتیب.
‫برید.

196
00:17:19,960 --> 00:17:22,830
‫دیشب چیزی درباره مامانت به ذهنت نرسید؟

197
00:17:22,880 --> 00:17:25,360
‫چیزی که تا الان به ما نگفتی...

198
00:17:26,640 --> 00:17:29,120
‫شاید چون فکر کردی مهم نبوده، یا...

199
00:17:30,120 --> 00:17:32,950
‫شاید چون تصویر خوبی ازش نمی‌سازه؟

200
00:17:33,000 --> 00:17:34,310
‫منظورت چیه؟

201
00:17:34,360 --> 00:17:37,110
‫خب، چیزهایی هست دیگه، مگه نه؟

202
00:17:37,160 --> 00:17:39,520
‫توی همه خانواده‌ها،
‫توی همه رابطه‌ها.

203
00:17:40,480 --> 00:17:42,590
‫ما وقتی بیرونیم، وقتی خودمون رو
‫به دنیا نشون می‌دیم،

204
00:17:42,640 --> 00:17:43,910
‫یه جوریم.

205
00:17:43,960 --> 00:17:45,480
‫ولی تو خونه، می‌دونی...

206
00:17:46,480 --> 00:17:48,400
‫بعضی وقتا، اوضاع فرق می‌کنه.

207
00:17:50,320 --> 00:17:51,830
‫شاید یه چیزی درست نبوده.

208
00:17:51,880 --> 00:17:55,830
‫- واقعاً؟ مثلاً چی؟
‫- نمی‌دونم. واسه همینه که دارم می‌پرسم.

209
00:17:55,880 --> 00:17:59,560
‫شاید بتونی کمک کنی بفهمیم چی شده.

210
00:18:03,360 --> 00:18:04,800
‫از چیزی ناراحت نبود؟

211
00:18:08,080 --> 00:18:09,920
‫کسی از دستش ناراحت بود؟

212
00:18:12,640 --> 00:18:14,310
‫- بابات چی؟
‫- اون چی؟

213
00:18:14,360 --> 00:18:15,600
‫رابطه‌شون چطور بود؟

214
00:18:16,640 --> 00:18:20,200
‫نمی‌دونم. همون‌طور که گفتی،
‫کسی خبر نداره واقعاً.

215
00:18:25,480 --> 00:18:29,440
‫گفتم نمی‌دونم،
‫پس چیزی برای نوشتن وجود نداره. نه؟

216
00:18:33,800 --> 00:18:35,910
‫گفتی به خاطر ما اینجایی.

217
00:18:35,960 --> 00:18:37,110
‫- کمکمون کنی.
‫- آره.

218
00:18:37,160 --> 00:18:38,310
‫نه اینکه تو زندگی‌مون سرک بکشی.

219
00:18:38,360 --> 00:18:40,710
‫- درسته.
‫- اصلاً بابای من چه ربطی به این ماجرا داره؟

220
00:18:40,760 --> 00:18:41,870
‫چون اون فقط کار می‌کنه.

221
00:18:41,920 --> 00:18:46,270
‫و وقتی کار نمی‌کنه، می‌شینه رو اون صندلی.
‫این تمام زندگی‌شه.

222
00:18:46,320 --> 00:18:48,430
‫و کار تو این نیست که ما رو بازجویی کنی.

223
00:18:48,480 --> 00:18:50,230
‫- اون یارو نگفت این کار رو می‌کنی.
‫- کی؟

224
00:18:50,280 --> 00:18:52,310
‫کارآگاه اصلیه. همونی که کارش درسته.

225
00:18:52,360 --> 00:18:53,920
‫- آلانا، لطفاً...
‫- نه!

226
00:18:56,400 --> 00:18:59,040
‫مامان جون و آقاجون دارن میان که بمونن،
‫من حتی لباس هم نپوشیدم.

227
00:19:06,400 --> 00:19:08,280
‫- همونی که کارش درسته؟
‫- لطفاً هیچی نگو.

228
00:19:22,480 --> 00:19:24,320
‫آنی؟

229
00:20:02,280 --> 00:20:05,630
‫به یه جست‌وجوی اساسی نیاز داریم.
‫تیم جرمشناسی، پزشکی قانونی.

230
00:20:05,680 --> 00:20:07,950
‫و باید از هر کسی که میاد خونه
‫بازجویی کنیم.

231
00:20:08,000 --> 00:20:10,670
‫چون داریم نقش افسر رابط رو بازی می‌کنیم
‫معنیش این نیست که کارمون رو تعطیل کنیم، خب؟

232
00:20:10,720 --> 00:20:13,190
‫آره، باشه. کجا می‌ری؟

233
00:20:13,240 --> 00:20:16,560
‫برم مایکل رو پیدا کنم.
‫این شناسایی لعنتی رو تمومش کنم.

234
00:20:21,640 --> 00:20:23,630
‫نمی‌تونم زمان دقیق مرگ رو بگم،

235
00:20:23,680 --> 00:20:25,670
‫اما رنگ پوست و جای کبودی رو گردن،

236
00:20:25,720 --> 00:20:28,320
‫نشون می‌ده علت مرگ خفگی بوده.

237
00:20:29,320 --> 00:20:31,070
‫پس قطعاً قتل ـه.

238
00:20:31,120 --> 00:20:34,150
‫فقط می‌خوام به محض تایید،
‫بیانیه صادر کنم.

239
00:20:34,200 --> 00:20:37,270
‫اون همسر مدیر یه مدرسه‌ی خصوصی بزرگه،

240
00:20:37,320 --> 00:20:39,030
‫پس ممکنه حسابی جنجالی بشه.

241
00:20:39,080 --> 00:20:40,590
‫اول با پزشکی قانونی حرف بزن.

242
00:20:40,640 --> 00:20:43,560
‫اون می‌خواد قبل از هر اطلاعیه‌ای،
‫خانواده شناسایی رو انجام بدن.

243
00:21:19,240 --> 00:21:21,350
‫ببخشید، عزیزم.
‫دنبال اتاق اساتید می‌گردم.

244
00:21:21,400 --> 00:21:24,360
‫- بالا و انتهای راهرو.
‫- ممنون.

245
00:21:29,160 --> 00:21:31,670
‫باید یه جلسه دیگه با هیئت امنا داشته باشیم،

246
00:21:31,720 --> 00:21:33,430
‫یه گزارش دیگه هم به والدین بدیم.

247
00:21:33,480 --> 00:21:35,950
‫- آلانا کجاست؟
‫- خونه‌ست.

248
00:21:36,000 --> 00:21:39,910
‫- می‌گه نمی‌تونه باهاش روبرو بشه.
‫- معلومه که نمی‌تونه، طفلک.

249
00:21:39,960 --> 00:21:42,800
‫می‌خوام پیشنهاد بدم
‫دو هفته مرخصی استعلاجی بگیره.

250
00:21:44,080 --> 00:21:48,480
‫- و مایکل؟ مایکل کجاست؟
‫- حدس می‌زنم داره به پلیس کمک می‌کنه.

251
00:21:52,880 --> 00:21:54,360
‫فکر نمی‌کنی که...؟

252
00:21:57,280 --> 00:22:00,000
‫نه ربکا. ما همچین فکری نمی‌کنیم.

253
00:22:03,000 --> 00:22:07,470
‫سلام. من کارآگاه آنی کسیدی هستم.
‫دنبال مایکل پالی می‌گردم.

254
00:22:07,520 --> 00:22:09,710
‫فکر می‌کردم پیش یکی از همکارهاتون باشه.

255
00:22:09,760 --> 00:22:11,200
‫دفترش رو چک کردی؟

256
00:22:35,000 --> 00:22:36,960
‫- بله؟
‫- قتله.

257
00:22:38,080 --> 00:22:39,750
‫قتل با خفگی.

258
00:22:39,800 --> 00:22:42,670
‫پس باید اینجا باشن تا شناسایی رو انجام بدن.

259
00:22:42,720 --> 00:22:45,070
‫باید اینجا باشن،
‫وگرنه نمی‌تونیم اعلامش کنیم.

260
00:22:45,120 --> 00:22:47,150
‫ولی قضیه خیلی فراتر از تعیین هویته، نه؟

261
00:22:47,200 --> 00:22:49,840
‫کارکنا اصلاً نمی‌دونن مایکل کجاست، پس...

262
00:22:50,800 --> 00:22:54,400
‫اگه به قتل رسیده باشه،
‫و اون تصمیم گرفته غیبش بزنه...

263
00:22:57,320 --> 00:22:58,640
‫اونجا نیست.

264
00:23:00,560 --> 00:23:02,360
‫پس یه مشکل اساسی داریم.

265
00:23:15,960 --> 00:23:18,710
‫درک می‌کنیم که مدرسه دارید،
‫مسئولیت دارید.

266
00:23:18,760 --> 00:23:20,630
‫- همه اینا رو می‌فهمیم.
‫- ولی باید مایکل رو پیدا کنید.

267
00:23:20,680 --> 00:23:22,790
‫- آره. دقیقاً.
‫- بله، کاملاً منطقیه.

268
00:23:22,840 --> 00:23:24,990
‫بله، کاملاً. و با اینکه...

269
00:23:25,040 --> 00:23:26,710
‫اگه اجازه بدی منم چیزی بگم، ترودی،
‫به عنوان معاون مدرسه...

270
00:23:26,760 --> 00:23:29,430
‫با اینکه مطمئنم
‫یه دلیل منطقی وجود داره،

271
00:23:29,480 --> 00:23:31,150
‫منم همین فکر رو می‌کنم.

272
00:23:31,200 --> 00:23:32,950
‫بازم باهاش تماس گرفتی، نه؟

273
00:23:33,000 --> 00:23:34,880
‫دارم فکر می‌کنم نکنه یه جور...

274
00:23:35,840 --> 00:23:36,830
‫شوک تأخیری باشه.

275
00:23:36,880 --> 00:23:41,200
‫- چقدر گذشته که گفت رفته؟
‫- فکر می‌کنه حدود ده دقیقه.

276
00:23:43,240 --> 00:23:44,560
‫بازم میره رو پیام‌گیر؟

277
00:23:46,680 --> 00:23:49,030
‫خب، اگه لازم نیست بمونید...

278
00:23:49,080 --> 00:23:50,190
‫- نه.
‫- به نظرم بهترین کار اینه که

279
00:23:50,240 --> 00:23:52,230
‫اجازه بدیم بقیه برگردن سر کلاس‌هاشون.

280
00:23:52,280 --> 00:23:53,830
‫پال، تو داوطلب شدی که

281
00:23:53,880 --> 00:23:55,830
‫تمرین راگبی امروز مایکل رو
‫بر عهده بگیری

282
00:23:55,880 --> 00:23:58,400
‫- و تیم رو فردا برای بازی خارج از خونه ببری.
‫- آره.

283
00:24:07,960 --> 00:24:10,350
‫می‌خوام بدونید، کارآگاه،
‫ما این قضیه رو خیلی جدی گرفتیم.

284
00:24:10,400 --> 00:24:12,030
‫هیئت امنا دارن جلسه می‌ذارن.

285
00:24:12,080 --> 00:24:14,510
‫آره، من شخصاً به عنوان نماینده کارمندا
‫پیگیری می‌کنم.

286
00:24:14,560 --> 00:24:18,080
‫پیشنهاد من این خواهد بود که
‫آقای پالی رو تعلیق کنیم.

287
00:24:20,200 --> 00:24:21,750
‫- تعلیقش کنید؟
‫- آلانا رو هم همین‌طور.

288
00:24:21,800 --> 00:24:23,870
‫واسه چی تعلیقش کنید؟

289
00:24:23,920 --> 00:24:25,790
‫خب، هم به خاطر خودشون
‫هم به خاطر مدرسه.

290
00:24:25,840 --> 00:24:28,830
‫منظورم اینه که، اگه چیزی که
‫تو اون جنگل پیدا کردید...

291
00:24:28,880 --> 00:24:31,150
‫اگه واقعاً اون... خب...

292
00:24:31,200 --> 00:24:33,590
‫اگه حقیقت داشته باشه،

293
00:24:33,640 --> 00:24:36,670
‫اونوقت مدرسه اولویت داره.

294
00:24:36,720 --> 00:24:37,840
‫باید این‌ طور باشه.

295
00:24:39,040 --> 00:24:40,230
‫این همون چیزیه که همیشه می‌گی.

296
00:24:40,280 --> 00:24:42,790
‫حالا نخواه که حرفت رو عوض کنی، روری،

297
00:24:42,840 --> 00:24:44,270
‫چون اون دوستته.

298
00:24:44,320 --> 00:24:45,310
‫نه، این‌طور نیست.

299
00:24:45,360 --> 00:24:48,800
‫- اون دوست منم هست، می‌دونی.
‫- من چیزی نگفتم.

300
00:24:50,280 --> 00:24:52,590
‫خب، چیز دیگه‌ای هست که نپرسیده باشم؟

301
00:24:52,640 --> 00:24:54,560
‫چیزی هست که باید بدونم؟

302
00:24:55,520 --> 00:24:58,920
‫- درباره چی؟
‫- درباره دوستتون آقای پالی؟

303
00:25:14,700 --> 00:25:24,700
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

304
00:25:40,480 --> 00:25:41,920
‫فکر کنم گوشی توئه، رفیق.

305
00:25:46,840 --> 00:25:48,550
‫سیمون؟

306
00:25:48,600 --> 00:25:50,270
‫سیمون نیستم. آنی‌ام.

307
00:25:50,320 --> 00:25:51,680
‫چندبار باهات تماس گرفتیم.

308
00:25:53,760 --> 00:25:57,070
‫ببخشید، گوشیم حتماً رو سایلنت بوده.

309
00:25:57,120 --> 00:25:59,000
‫می‌خوام همین الان برگردی خونه.

310
00:26:01,040 --> 00:26:02,400
‫بله، حتماً.

311
00:26:10,800 --> 00:26:12,390
‫مامان جون؟

312
00:26:12,440 --> 00:26:14,800
‫- مامان جون، این آنی‌ ـه.
‫- سلام.

313
00:26:19,000 --> 00:26:20,880
‫اگه بخوای می‌تونم کمکت کنم.

314
00:26:22,040 --> 00:26:23,230
‫اون آقاجونه.

315
00:26:23,280 --> 00:26:27,280
‫آقاجون واسش خیلی سخته
‫که بیاد تو خونه.

316
00:26:33,000 --> 00:26:36,430
‫مرحله بعدی،
‫همون‌طور که به آلانا توضیح دادم،

317
00:26:36,480 --> 00:26:38,350
‫شناسایی رسمیه.

318
00:26:38,400 --> 00:26:39,390
‫ولی خودت می‌دونی که اونه.

319
00:26:39,440 --> 00:26:42,230
‫- بیرون بهم گفتی.
‫- بله.

320
00:26:42,280 --> 00:26:44,830
‫بله، فقط یه تشریفاته.

321
00:26:44,880 --> 00:26:47,870
‫ببخشید، فقط می‌خوام شفاف باشه،

322
00:26:47,920 --> 00:26:51,200
‫اون دختر ماست یا نه؟

323
00:26:53,480 --> 00:26:55,360
‫متأسفم، دخترتونه.

324
00:27:02,080 --> 00:27:03,550
‫و حالا...

325
00:27:03,600 --> 00:27:05,590
‫چون این سوال بعدی من بود،

326
00:27:05,640 --> 00:27:08,950
‫توی راه که داشتم می‌اومدم
‫داشتم بهش فکر می‌کردم...

327
00:27:09,000 --> 00:27:11,110
‫ممکنه یه جور حادثه بوده باشه؟

328
00:27:11,160 --> 00:27:14,280
‫- به راحتی ممکنه...
‫- حادثه نبوده.

329
00:27:20,320 --> 00:27:21,600
‫پس...

330
00:27:23,760 --> 00:27:25,550
‫کشته شده؟

331
00:27:25,600 --> 00:27:27,840
‫- یا خودش به زندگیش پایان داده؟
‫- مالکوم!

332
00:27:29,040 --> 00:27:31,150
‫سوال ساده‌ایه.

333
00:27:31,200 --> 00:27:33,350
‫اگه حادثه نبوده،
‫باید یکی از این دو تا باشه.

334
00:27:33,400 --> 00:27:34,750
‫خب، وقتی مایکل برگرده،

335
00:27:34,800 --> 00:27:36,430
‫قدم بعدی اینه که
‫همه چی رو بررسی کنیم...

336
00:27:36,480 --> 00:27:38,710
‫قدم بعدی اینه که
‫تو به این سوال جواب بدی.

337
00:27:38,760 --> 00:27:42,550
‫به قتل رسیده؟
‫یا خودکشی کرده؟

338
00:27:42,600 --> 00:27:44,150
‫- این چیزی نیست که من بگم.
‫- نیست؟

339
00:27:44,200 --> 00:27:46,550
‫- نه.
‫- جوابش رو می‌دونی؟

340
00:27:46,600 --> 00:27:49,030
‫- می‌دونم، بله.
‫- پس داری از گفتنش به ما امتناع می‌کنی؟

341
00:27:49,080 --> 00:27:51,870
‫- نه. کاری رو می‌کنم که باید تو این...
‫- شما بچه داری؟

342
00:27:51,920 --> 00:27:55,790
‫می‌تونی تصور کنی
‫چیزی بدتر از این باشه که

343
00:27:55,840 --> 00:27:58,190
‫شما و همسرت ندونی
‫چه بلایی سر بچه‌تون اومده؟

344
00:27:58,240 --> 00:27:59,870
‫- من بچه ندارم.
‫- پس سعی کن...

345
00:27:59,920 --> 00:28:00,990
‫و همسر هم ندارم.

346
00:28:01,040 --> 00:28:03,910
‫- سعی کنی تصور کنس.
‫- مالکوم، بس کن!

347
00:28:03,960 --> 00:28:08,360
‫حالا تصور کن اونو از دست داده باشی.

348
00:28:12,800 --> 00:28:16,030
‫حالا تصور کن چه حسی داره

349
00:28:16,080 --> 00:28:19,710
‫اگه تنها کسی که می‌دونه
‫چه بلایی سر اون بچه اومده،

350
00:28:19,760 --> 00:28:22,630
‫امتناع کنه که بهتون بگه
‫چطوری مرده.

351
00:28:22,680 --> 00:28:24,830
‫- آقاجون...
‫- چطوری؟

352
00:28:24,880 --> 00:28:27,840
‫تحت چه شرایطی؟

353
00:28:32,240 --> 00:28:33,640
‫یه تلاش دیگه.

354
00:28:35,760 --> 00:28:37,040
‫به قتل رسیده؟

355
00:28:38,120 --> 00:28:39,920
‫یا خودش به زندگیش پایان داده؟

356
00:28:43,440 --> 00:28:45,360
‫خودش به زندگیش پایان نداده.

357
00:29:23,640 --> 00:29:26,630
‫- آنی، کارآگاه.
‫- بله، ممنون.

358
00:29:26,680 --> 00:29:29,840
‫- می‌خواد برگردی خونه.
‫- آره، می‌دونم، ممنون.

359
00:29:37,760 --> 00:29:42,080
‫به نظرم خیلی الهام‌بخش بود.
‫حرفات درباره ایوب.

360
00:29:43,400 --> 00:29:44,390
‫اوایل نمی‌تونست

361
00:29:44,440 --> 00:29:47,400
‫با اتفاقاتی که براش می‌افتاد کنار بیاد، نه؟

362
00:29:52,080 --> 00:29:55,640
‫به نظرم الان دیگه باید برگردی.
‫مردم دارن حرف و حدیث درمیارن.

363
00:30:01,720 --> 00:30:03,120
‫آره.

364
00:30:25,200 --> 00:30:27,390
‫خب، پسرا.
‫دو دور زمین رو بزنید، بدو!

365
00:30:27,440 --> 00:30:30,480
‫بجنبید! بدو، بدو، بدو!

366
00:30:33,640 --> 00:30:35,790
‫بقیه‌ش با من، پال.

367
00:30:35,840 --> 00:30:37,040
‫دلیلی نداره بمونی.

368
00:30:39,440 --> 00:30:40,510
‫ازم خواستن وسط بیام.

369
00:30:40,560 --> 00:30:43,510
‫- تیم منو نمی‌تونی ببری.
‫- و ببرمشون واسه مسابقه هفته دیگه.

370
00:30:43,560 --> 00:30:45,040
‫هیچ‌جا قرار نیست ببریشون.

371
00:30:50,760 --> 00:30:52,350
‫مایکل، فقط دارم سعی می‌کنم کمک کنم.

372
00:30:52,400 --> 00:30:55,550
‫خب مسئله همینه پال، من ازت نخواستم کمک کنی.

373
00:30:55,600 --> 00:30:57,750
‫اصلاً مطمئن نیستم
‫که حتی صلاحیتش رو داشته باشی.

374
00:30:57,800 --> 00:31:01,640
‫یکی از دلایل اصلی که منو استخدام کردی،
‫درس ورزش بود.

375
00:31:05,800 --> 00:31:06,870
‫صلاحیتت چیه؟

376
00:31:06,920 --> 00:31:09,070
‫از سال ۲۰۰۸ دارم مربیگری این تیم رو می‌کنم.

377
00:31:09,120 --> 00:31:12,030
‫آره، جدا از اینکه خودت خودتو مربی کردی،

378
00:31:12,080 --> 00:31:14,110
‫دیگه چی بلدی؟

379
00:31:14,160 --> 00:31:15,680
‫برو خونه. لطفاً.

380
00:31:18,160 --> 00:31:21,400
‫- آلانا ناراحته.
‫- دختر منو قاطی این بازی‌ها نکن.

381
00:31:22,840 --> 00:31:24,400
‫اون هیچ علاقه‌ای به تو نداره.

382
00:31:28,200 --> 00:31:30,080
‫خودش بهت گفته؟

383
00:31:34,200 --> 00:31:35,240
‫بیا.

384
00:31:38,120 --> 00:31:40,870
‫اوه! وای! ایول آقا.

385
00:31:40,920 --> 00:31:43,630
‫- فول‌بک دانشگاهی.
‫- می‌شه بری بیاریش، لطفاً؟

386
00:31:43,680 --> 00:31:45,470
‫این چیزیه که به من صلاحیت می‌ده.

387
00:31:45,520 --> 00:31:47,030
‫این توپ تازه مسابقه‌ست،

388
00:31:47,080 --> 00:31:49,310
‫پس برو از توی اون جنگل بیارش.

389
00:31:49,360 --> 00:31:50,640
‫صلاحیت تو چیه؟

390
00:31:52,600 --> 00:31:53,640
‫آقا؟

391
00:32:01,240 --> 00:32:02,600
‫ادامه بدید!

392
00:32:06,000 --> 00:32:07,400
‫باید بریم سردخونه، بابا.

393
00:32:09,960 --> 00:32:11,360
‫اگه تو انجامش نمی‌دی، آقاجون میره.

394
00:32:21,400 --> 00:32:23,630
‫کجا بودی؟

395
00:32:23,680 --> 00:32:27,120
‫همین‌طوری راه افتادی رفتی
‫و مراسم صبحگاه رو برگزار کردی انگار نه انگار.

396
00:32:28,520 --> 00:32:29,560
‫با ماشین رفتی اینور و اونور.

397
00:32:32,200 --> 00:32:33,400
‫بابا؟

398
00:32:35,240 --> 00:32:37,510
‫آره، زود برمی‌گردم. داریم میایم.

399
00:32:37,560 --> 00:32:40,240
‫آنی می‌گه حادثه نبوده.

400
00:32:41,760 --> 00:32:44,120
‫گفت یکی این بلا رو سر مامان آورده.

401
00:33:33,080 --> 00:33:34,120
‫بشینید.

402
00:33:58,080 --> 00:33:59,960
‫- منم باهاشون می‌رم تو.
‫- نه.

403
00:34:02,080 --> 00:34:03,430
‫- فکر کنم ترجیح می‌دن.
‫- نه.

404
00:34:03,480 --> 00:34:04,950
‫تو بیرون منتظر بمون که وقتی اومدن بیرون

405
00:34:05,000 --> 00:34:06,830
‫کنارشون باشی. کارت همینه.

406
00:34:06,880 --> 00:34:09,590
‫- کار رو بلدم، آیون.
‫- بحثی نیست.

407
00:34:09,640 --> 00:34:10,630
‫بیا دیگه.

408
00:34:10,680 --> 00:34:13,550
‫- منو اون آدم رو مخ نکن که همش غر می‌زنه.
‫- باشه.

409
00:34:13,600 --> 00:34:15,070
‫- ما یه تیمیم.
‫- آره، باشه، تیمیم.

410
00:34:15,120 --> 00:34:16,950
‫می‌فهمم، آیون. ولی یه لطفی بکن.

411
00:34:17,000 --> 00:34:20,590
‫وقتی مایکل بهش نگاه می‌کنه،
‫حتماً حواست بهش باشه.

412
00:34:20,640 --> 00:34:22,710
‫می‌خوایم بدونیم واکنشش چیه.

413
00:34:22,760 --> 00:34:25,720
‫غم و اندوهه یا عذاب وجدان؟
‫خب؟

414
00:34:29,120 --> 00:34:31,070
‫- خودم انجامش می‌دم.
‫- بابا، با هم انجامش می‌دیم.

415
00:34:31,120 --> 00:34:33,430
‫- نه، نه، اگه مامانت نیست، نمی‌خوام ببینیش.
‫- بابا.

416
00:34:33,480 --> 00:34:36,350
‫- می‌دونی، فقط یه زن بیچاره‌ست که اونجا افتاده...
‫- بابا، بابا، خودشه.

417
00:34:36,400 --> 00:34:39,200
‫اون‌وقت دیگه اصلاً نمی‌خوام ببینیش.

418
00:34:41,400 --> 00:34:44,230
‫اگه خودشه، نمی‌خوام این آخرین خاطره‌ای باشه
‫که ازش داری.

419
00:34:44,280 --> 00:34:46,680
‫پس فقط همین‌جا منتظرم بمون.

420
00:34:50,600 --> 00:34:52,640
‫خب. آماده‌ای؟

421
00:35:31,600 --> 00:35:36,270
‫می‌ره تو، در بسته می‌شه.
‫هویتش رو تایید می‌کنه.

422
00:35:36,320 --> 00:35:39,190
‫و تو ده ثانیه، نه حتی کمتر،
‫برمی‌گرده بیرون.

423
00:35:39,240 --> 00:35:43,670
‫انگار نه انگار.
‫حس بدی بهش دارم.

424
00:35:43,720 --> 00:35:45,000
‫زنش مرده.

425
00:35:46,280 --> 00:35:49,000
‫نمی‌تونی دقیقاً سرزنشش کنی
‫که نمی‌خواد اونجا بمونه.

426
00:35:53,000 --> 00:35:55,030
‫ولی ما نیومدیم اینجا
‫که راجب کار حرف بزنیم.

427
00:35:55,080 --> 00:35:57,670
‫- وقت کیک و چاییه. بیا.
‫- آره!

428
00:35:57,720 --> 00:35:59,720
‫بیا، این مال توئه. بخورش.

429
00:36:03,840 --> 00:36:04,920
‫چی؟

430
00:36:05,440 --> 00:36:07,400
‫شاید بعداً یه نوشیدنی بخوریم؟

431
00:36:07,800 --> 00:36:11,960
‫- یه جای جدید هست تو خیابون گلاستر.
‫- آنی...

432
00:36:13,360 --> 00:36:15,870
‫داری به مردی نگاه می‌کنی
‫که داره هر کاری می‌کنه

433
00:36:15,920 --> 00:36:19,990
‫تا دوباره گند نزنه، پس اگه اشکالی نداره...

434
00:36:20,040 --> 00:36:22,080
‫- قدم به قدم.
‫- آره.

435
00:36:24,320 --> 00:36:26,200
‫قدم به قدم.

436
00:36:32,360 --> 00:36:33,430
‫صبح همگی بخیر.

437
00:36:33,480 --> 00:36:37,790
‫تا کمتر از یه ساعت دیگه، بیانیه‌ای صادر می‌کنیم

438
00:36:37,840 --> 00:36:42,150
‫که کشف جسد زنی پنجاه و چند ساله رو تایید می‌کنه،

439
00:36:42,200 --> 00:36:44,190
‫که تو جنگل‌های وستبری پیدا شده.

440
00:36:44,240 --> 00:36:47,550
‫تایید شده که این جسد، سارا جین پالیه.

441
00:36:47,600 --> 00:36:50,830
‫به این ترتیب، این الان
‫یه پرونده‌ی قتل تمام‌عیاره.

442
00:36:50,880 --> 00:36:54,950
‫افسرای رابط؟ برگردید مدرسه، لطفاً.
‫مایکل پالی رو بیارید اینجا.

443
00:36:55,000 --> 00:36:56,510
‫نمی‌خوام الکی جار و جنجال راه بندازم،

444
00:36:56,560 --> 00:36:58,710
‫ولی می‌خوام اینجا باشه
‫و عذر موجه‌ش تایید بشه.

445
00:36:58,760 --> 00:37:02,310
‫- و بفهمیم دیروز کجا غیبش زده.
‫- دقیقاً.

446
00:37:02,360 --> 00:37:07,040
‫- و حقیقت ازدواجشون.
‫- خب، عالیه. ممنون از همگی.

447
00:37:16,640 --> 00:37:17,640
‫[مظنون. عذرموجه؟]

448
00:37:43,400 --> 00:37:46,110
‫این محل، که تصور می‌شه در جنگلی باشه

449
00:37:46,160 --> 00:37:48,310
‫که فقط یک‌چهارم کیلومتر
‫دورتر از مدرسه واقع شده،

450
00:37:48,360 --> 00:37:51,350
‫طی ۴۸ ساعت گذشته در دست پلیس بود.

451
00:37:51,400 --> 00:37:56,110
‫در اتفاقی ناگوار، و شاید پایان دادن به

452
00:37:56,160 --> 00:37:57,470
‫چندین روز گمانه‌زنی،

453
00:37:57,520 --> 00:38:01,160
‫بیانیه کاملاً روشن می‌کنه
‫که پلیس به عنوان پرونده قتل بررسیش می‌کند.

454
00:38:10,080 --> 00:38:12,190
‫کارآگاه‌ها هنوز هویت زن رو اعلام نکردن،

455
00:38:12,240 --> 00:38:13,670
‫که گفته شده پنجاه و چند سالشه،

456
00:38:13,720 --> 00:38:17,390
‫ولی نزدیکیش به مدرسه‌ی سنت بارت

457
00:38:17,440 --> 00:38:19,630
‫باعث شده خیلیا حدس بزنن

458
00:38:19,680 --> 00:38:22,510
‫که این جسد معلم گمشده، سارا پالی ـه.

459
00:38:22,560 --> 00:38:25,910
‫رابرت مورفی، اخبار آی‌تی‌وی.

460
00:38:25,960 --> 00:38:29,240
‫پرونده‌ی آنیه، نه؟
‫نگاه کن، باز شروع کرد.

461
00:38:30,560 --> 00:38:32,760
‫رفت سراغ بعدی‌ها تا زجرشون بده.

462
00:38:35,000 --> 00:38:36,550
‫منظورت چیه؟

463
00:38:36,600 --> 00:38:38,720
‫یه قتل دیگه که هیچ‌وقت قرار نیست حلش کنه.

464
00:38:51,560 --> 00:38:53,150
‫داریم سعی می‌کنیم اطلاعات بگیریم.

465
00:38:53,200 --> 00:38:54,230
‫لطفاً!

466
00:38:54,280 --> 00:38:57,990
‫- می‌شه همگی آروم باشید؟
‫- همین الان تو اخبار پخش شد!

467
00:38:58,040 --> 00:39:01,110
‫ببینید، با توجه به اینکه این قضیه
‫چقدر برای پسرا مهمه،

468
00:39:01,160 --> 00:39:02,750
‫می‌خوام همه‌تون... برگردید تو ماشین.

469
00:39:02,800 --> 00:39:05,630
‫- لطفاً! اگه همگی فقط گوش بدید!
‫- بچه‌هامون در خطرن!

470
00:39:05,680 --> 00:39:08,230
‫این واقعاً آبروریزیه.

471
00:39:08,280 --> 00:39:10,990
‫- بیا. بریم.
‫- نه، نمی‌تونم، من...

472
00:39:11,040 --> 00:39:13,510
‫باید بطری‌های آب رو برای تیم پر کنم، وگرنه...

473
00:39:13,560 --> 00:39:14,960
‫دوباره قاطی می‌کنه.

474
00:39:17,400 --> 00:39:20,550
‫مایک؟ مایک؟

475
00:39:20,600 --> 00:39:21,790
‫همین الان با کینگز صحبت کردم.

476
00:39:21,840 --> 00:39:24,270
‫- پرسیدن می‌خوایم بازی رو عقب بندازیم؟
‫- هیچ‌کس بازی رو عقب نمی‌ندازه.

477
00:39:24,320 --> 00:39:25,950
‫پیشنهاد دادن همون موقع، هفته بعد برگزار بشه.

478
00:39:26,000 --> 00:39:27,590
‫کسی بازی رو عقب نمی‌ندازه.

479
00:39:27,640 --> 00:39:28,790
‫دوباره زنگ بزن،

480
00:39:28,840 --> 00:39:30,870
‫و بهشون بگو بازی برگزار می‌شه،

481
00:39:30,920 --> 00:39:33,990
‫ولی آقای ویچ‌چرچ مراقب تیمه،

482
00:39:34,040 --> 00:39:35,400
‫چون من در دسترس نیستم.

483
00:39:43,480 --> 00:39:44,590
‫خب، قبل از اینکه برید،

484
00:39:44,640 --> 00:39:46,910
‫بذارید چیزی رو بهتون بگم که
‫امسال بیشتر از همه باعث افتخار من بوده

485
00:39:46,960 --> 00:39:48,560
‫که مربی‌تون بودم.

486
00:39:50,280 --> 00:39:53,230
‫و اون اینه که همه‌تون هوای همدیگه رو دارید.

487
00:39:53,280 --> 00:39:55,470
‫مثل یه تیم واحد بازی می‌کنید.

488
00:39:55,520 --> 00:39:57,110
‫هر وقت یکی‌تون اشتباه می‌کنه،

489
00:39:57,160 --> 00:39:59,880
‫بقیه، همه‌تون هستید که کمک کنید.

490
00:40:02,200 --> 00:40:04,990
‫وقتی اوضاع خراب می‌شه،
‫وقتی کارد به استخون می‌رسه،

491
00:40:05,040 --> 00:40:07,560
‫تو زمین همون کاری رو می‌کنید
‫که باید تو زندگی بکنید.

492
00:40:09,200 --> 00:40:10,400
‫با هم متحد می‌شید.

493
00:40:11,720 --> 00:40:13,430
‫و برای همینه که تا الان شکست‌ناپذیر بودید،

494
00:40:13,480 --> 00:40:16,880
‫و برای همینه که تا سوت پایان امروز هم
‫شکست‌ناپذیر می‌مونید.

495
00:40:19,040 --> 00:40:20,030
‫شکست‌ناپذیر، بوری؟

496
00:40:20,080 --> 00:40:22,400
‫- شکست‌نخورده، قربان.
‫- شکست‌نخورده، قربان.

497
00:40:23,640 --> 00:40:24,790
‫آفرین پسر.

498
00:40:24,840 --> 00:40:29,150
‫پس سوار اتوبوس بشید،
‫به حرف آقای ویچ‌چرچ گوش بدید،

499
00:40:29,200 --> 00:40:32,150
‫و تمام اشتیاق و استعدادتون رو سر کینگز خالی کنید،

500
00:40:32,200 --> 00:40:35,270
‫و هر چیزی که امسال تمرین کردیم.

501
00:40:35,320 --> 00:40:38,560
‫و این کار رو نه برای من...
‫یا مدرسه...

502
00:40:39,960 --> 00:40:41,560
‫بلکه برای همدیگه انجام می‌دید.

503
00:41:17,040 --> 00:41:18,640
‫برو بالا تو خونه.

504
00:42:14,840 --> 00:42:16,200
‫خدای من!

505
00:42:38,800 --> 00:42:40,440
‫مایکل؟

506
00:43:24,160 --> 00:43:26,030
‫- آنی کجاست؟
‫- فقط قراره

507
00:43:26,080 --> 00:43:27,270
‫بابات رو ببره اداره پلیس

508
00:43:27,320 --> 00:43:30,430
‫تا بتونه کمک کنه به چندتا سوال دیگه جواب بده.

509
00:43:30,480 --> 00:43:32,150
‫به این معنی نیست که باید نگران باشی.

510
00:43:32,200 --> 00:43:34,830
‫فقط باید هر چی می‌تونیم درباره مادرت بفهمیم،

511
00:43:34,880 --> 00:43:37,910
‫تمام جزئیات، تا بتونیم کسی که
‫این بلا رو سرش آورده پیدا کنیم.

512
00:43:37,960 --> 00:43:39,920
‫متوجه شدی؟

513
00:43:41,360 --> 00:43:44,110
‫خیلی ببخشید. می‌شه کفش‌هات رو دربیاری؟

514
00:43:44,160 --> 00:43:46,120
‫آره، حتماً. ممنون.

515
00:43:48,040 --> 00:43:50,630
‫این یعنی باید خونه رو هم بگردیم.

516
00:43:50,680 --> 00:43:53,440
‫باید مطمئن بشیم
‫کارمون رو درست انجام می‌دیم.

517
00:43:55,080 --> 00:43:57,390
‫فقط من حس می‌کنم یا فرش خیسه؟

518
00:43:57,440 --> 00:43:58,870
‫خیس؟

519
00:43:58,920 --> 00:44:01,000
‫نمی‌دونم...

520
00:44:03,760 --> 00:44:06,950
‫- حتماً تمیزش کرده.
‫- اون؟ منظورت...؟

521
00:44:07,000 --> 00:44:10,190
‫بابا. بابا تمیزش کرده.

522
00:44:10,240 --> 00:44:15,830
‫بعد از اینکه همه اومدن تو... اون روز،
‫و حسابی گلی شده بود.

523
00:44:15,880 --> 00:44:19,640
‫- رو این چیزا خیلی حساسه، مگه نه؟
‫- نه، بابا اهمیت نمی‌ده،

524
00:44:20,720 --> 00:44:23,670
‫مامان بود... که متنفره تو خونه کفش بپوشن.

525
00:44:23,720 --> 00:44:28,080
‫برای همین بوده که تمیزش کرده.
‫حتماً واسه مامان تمیزش کرده...

526
00:44:33,960 --> 00:44:35,750
‫مایکل، این یه فرصته برای تو

527
00:44:35,800 --> 00:44:38,630
‫که هر چی فکر می‌کنی
‫ممکنه مرتبط باشه بهمون بگی

528
00:44:38,680 --> 00:44:43,070
‫یا هر چیزی که فکر می‌کنی
‫قبلاً از قلم انداختی...

529
00:44:43,120 --> 00:44:44,320
‫- یا فقط هر...
‫- ببخشید، متوجه نمی‌شم.

530
00:44:44,760 --> 00:44:46,070
‫چی رو متوجه نمی‌شی؟

531
00:44:46,120 --> 00:44:48,270
‫قبلاً ازم سوال پرسیدید، بیشتر از یه بار.

532
00:44:48,320 --> 00:44:51,030
‫- این به نفع خودته، مایکل.
‫- چطور؟

533
00:44:51,080 --> 00:44:53,870
‫با قرار دادن تو تحت هشدار قانونی،
‫حرفات رو ثبت می‌کنیم.

534
00:44:53,920 --> 00:44:55,710
‫قبلاً هم ثبت کردید.

535
00:44:55,760 --> 00:44:59,190
‫- اوضاع تغییر کرده.
‫- ولی سوالات شما نه.

536
00:44:59,240 --> 00:45:01,670
‫بنابراین جواب من اینه،
‫آره، این رفتارا غیرعادیه،

537
00:45:01,720 --> 00:45:03,510
‫نه، چیزی نیست که بهتون نگفته باشم،

538
00:45:03,560 --> 00:45:05,950
‫و نه، کسی رو نمی‌شناسم
‫که بخواد بهش صدمه بزنه.

539
00:45:06,000 --> 00:45:09,280
‫- جواب‌ها همونن.
‫- پس یه سوال دیگه می‌پرسم.

540
00:45:10,320 --> 00:45:12,040
‫سوالی که هنوز ازت نپرسیدیم.

541
00:45:17,000 --> 00:45:18,920
‫مایکل، تو زنت رو کشتی؟

542
00:45:19,880 --> 00:45:21,320
‫بجنب مایکل، بجنب.

543
00:45:32,480 --> 00:45:33,600
‫کلیر سین.

544
00:45:35,240 --> 00:45:36,360
‫دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدنه.

545
00:45:44,560 --> 00:45:46,150
‫آنی کسیدی هستم.

546
00:45:46,200 --> 00:45:47,600
‫عه، سلام.

547
00:45:48,720 --> 00:45:50,640
‫گفتی بهت زنگ بزنم.