1
00:00:04,000 --> 00:00:07,030
‫- تو زنت رو کشتی، مایکل؟
‫- نه، نکشتم.
‫[آنچه گذشت]

2
00:00:07,080 --> 00:00:10,990
‫- پیش ما بمون، فقط برای امشب.
‫- نه، به خاطر بابا باید اینجا باشم.

3
00:00:11,040 --> 00:00:13,790
‫- اعضای هیئت امنا همگی موافقن.
‫- تعلیق فقط یه وقفه‌ست.

4
00:00:13,840 --> 00:00:15,710
‫لزومی نداره بار منفی داشته باشه.

5
00:00:15,760 --> 00:00:18,430
‫می‌دونم حتماً پرینت تماس‌هاش رو بررسی کردین

6
00:00:18,480 --> 00:00:19,670
‫و دیدین چقدر با هم حرف می‌زدیم.

7
00:00:19,720 --> 00:00:21,950
‫اسمش استیون سجویکه.
‫پدر یکی از بچه‌های مدرسه‌ست.

8
00:00:22,000 --> 00:00:23,510
‫با سارا سر و سری داشت.

9
00:00:23,560 --> 00:00:26,550
‫آقا، بابای دیلن دستگیر شده...
‫به جرم قتل.

10
00:00:26,600 --> 00:00:28,270
‫این پرونده‌ای که تو مدرسه روش کار می‌کنی،

11
00:00:28,320 --> 00:00:30,310
‫یعنی هنوز روی پرونده تینا هم کار می‌کنی؟

12
00:00:30,360 --> 00:00:32,310
‫سال ۲۰۰۴ بهت چه قولی دادم؟

13
00:00:32,360 --> 00:00:33,790
‫اینکه اون عوضی‌ای که
‫این کارو کرد رو پیدا می‌کنی.

14
00:00:33,840 --> 00:00:37,430
‫- تو جیبت چیه؟
‫- برگه‌های دفترچه خاطرات، از کلاسور مامان.

15
00:00:37,480 --> 00:00:40,280
‫- می‌خوای باهاشون چیکار کنی؟
‫- بسوزونمشون.

16
00:00:41,280 --> 00:00:51,280
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

17
00:01:40,560 --> 00:01:42,440
‫حداقل هنوز همدیگه رو داریم.

18
00:01:44,160 --> 00:01:45,400
‫مگه نه؟

19
00:01:50,040 --> 00:01:52,950
‫می‌خوام چند شب برم
‫خونه مامان‌بزرگ و بابابزرگ،

20
00:01:53,000 --> 00:01:54,040
‫تا مطمئن بشم حالشون خوبه.

21
00:02:00,480 --> 00:02:02,360
‫آره. فکر خوبیه.

22
00:02:18,040 --> 00:02:21,390
‫از رابطه‌شون خبر داشت،
‫این‌همه فیلم بازی کرد

23
00:02:21,440 --> 00:02:23,950
‫که هیچی نمی‌دونه، ولی
‫از رابطه‌شون خبر داشت.

24
00:02:24,000 --> 00:02:26,470
‫آره. رفته اونجا تا یه کاری در موردش بکنه.

25
00:02:26,520 --> 00:02:27,990
‫کاملاً مشخصه که آشفته‌ست، مگه نه؟

26
00:02:28,040 --> 00:02:30,560
‫این‌طور فکر نمی‌کنی؟

27
00:02:33,760 --> 00:02:36,640
‫اگه در مورد اون رابطه بهمون دروغ گفته،
‫دیگه در مورد چی دروغ گفته؟

28
00:02:41,400 --> 00:02:44,110
‫خب، این احتمال هست که سارا

29
00:02:44,160 --> 00:02:45,760
‫تا همون روز پنجشنبه کشته نشده باشه.

30
00:02:46,960 --> 00:02:49,270
‫- پس، مسابقه راگبی کمکی بهش نکرد.
‫- نه.

31
00:02:49,320 --> 00:02:52,110
‫- که یعنی دیگه عذر موجهی نداره.
‫- که یعنی دیگه عذر موجهی نداره.

32
00:02:52,160 --> 00:02:54,680
‫باید بیاریمش و ببینیم دیگه
‫چیو داره مخفی می‌کنه.

33
00:02:55,960 --> 00:02:56,950
‫آیون کجاست؟

34
00:02:57,000 --> 00:02:58,870
‫داره زنگ می‌زنه دادستانی تا
‫بتونیم استیون سجویک رو متهم کنیم.

35
00:02:58,920 --> 00:02:59,910
‫آره، ولی کجاست؟

36
00:02:59,960 --> 00:03:01,710
‫ما کلی شواهد داریم،

37
00:03:01,760 --> 00:03:04,950
‫و تیم پزشکی قانونی اول وقت میرن کلبه.

38
00:03:05,000 --> 00:03:07,150
‫می‌دونم نباید از روی ظاهر قضاوت کرد، ولی...

39
00:03:07,200 --> 00:03:09,800
‫صبر کن! سمیرا، می‌تونم
‫بهت زنگ بزنم؟ باشه.

40
00:03:48,520 --> 00:03:50,870
‫می‌خوام بدونی، هر اتفاقی که بیفته،

41
00:03:50,920 --> 00:03:53,110
‫اینجا جای امنیه.

42
00:03:53,160 --> 00:03:55,350
‫منظورت چیه؟

43
00:03:55,400 --> 00:03:58,590
‫یعنی می‌تونی بیای اینجا،
‫همه‌چیز رو از خودت دور کنی.

44
00:03:58,640 --> 00:04:00,550
‫همه به همچین جایی نیاز دارن، مگه نه؟

45
00:04:00,600 --> 00:04:02,990
‫ببخشید، چی...؟ منظورت از امن چیه؟

46
00:04:03,040 --> 00:04:05,230
‫اوه، این فقط...

47
00:04:05,280 --> 00:04:07,120
‫این فقط اسمیه که مامانت روش گذاشته بود.

48
00:04:08,200 --> 00:04:10,280
‫به اینجا می‌گفت پناهگاه امنش.

49
00:04:12,720 --> 00:04:15,750
‫باشه، خب، من چراغ راهرو رو روشن می‌ذارم،

50
00:04:15,800 --> 00:04:18,830
‫فقط برای اینکه اگه بیدار
‫شدی یادت نره کجایی.

51
00:04:18,880 --> 00:04:20,560
‫- باشه؟
‫- باشه.

52
00:05:23,160 --> 00:05:24,550
‫مایکل پالی، تو به اتهام...

53
00:05:24,600 --> 00:05:26,920
‫قتل سارا پالی بازداشتی.

54
00:05:30,160 --> 00:05:32,430
‫مایکل پالی تعلیق شده،

55
00:05:32,480 --> 00:05:35,000
‫و آلانا پالی هنوز تو مرخصی سوگواریه.

56
00:05:36,000 --> 00:05:38,710
‫خبر دیگه اینه که پلیس می‌خواد

57
00:05:38,760 --> 00:05:40,520
‫با تک‌تکتون جداگانه صحبت کنه.

58
00:05:42,160 --> 00:05:45,720
‫من گفتم مطمئنم با توجه به...

59
00:05:49,880 --> 00:05:52,150
‫خب، با توجه به اتفاقاتی که افتاده، این
‫موضوع برای هیچ‌کدوممون مشکلی نداره.

60
00:05:52,200 --> 00:05:55,230
‫پیام ما اینه که ما از هر نظر همکاری می‌کنیم

61
00:05:55,280 --> 00:05:57,880
‫- و در عین حال طبق برنامه‌ریزی پیش می‌ریم.
‫- بله.

62
00:06:00,600 --> 00:06:02,430
‫میشه... میشه لطفاً همگی... بیاین

63
00:06:02,480 --> 00:06:06,400
‫بیاید لطفاً سعی کنیم این بحث‌ها
‫رو به کلاس‌هامون نکشونیم.

64
00:06:07,440 --> 00:06:08,800
‫بسیار خب، ممنون از همگی.

65
00:06:12,280 --> 00:06:14,520
‫موکل من می‌خواد این بیانیه رو اعلام کنه.

66
00:06:16,080 --> 00:06:18,110
‫با وجود اینکه ایشون
‫البته مایل و خوشحال بودن

67
00:06:18,160 --> 00:06:19,630
‫که به تمام سؤالات شما پاسخ بدن،

68
00:06:19,680 --> 00:06:22,710
‫آقای پالی الان معتقده که
‫بیشتر از یک بار بیان کرده،

69
00:06:22,760 --> 00:06:24,750
‫که چیز مهم دیگه‌ای برای اضافه کردن نداره،

70
00:06:24,800 --> 00:06:27,470
‫چه در کمک به شما برای پیدا کردن شخص مسئول

71
00:06:27,520 --> 00:06:28,750
‫مرگ همسرش

72
00:06:28,800 --> 00:06:31,470
‫یا در مورد توضیح محل حضور و کارهای خودش

73
00:06:31,520 --> 00:06:32,720
‫در اون زمان.

74
00:06:34,040 --> 00:06:36,920
‫به همین دلیل، ایشون دیگه به هیچ‌کدوم
‫از سؤالات شما پاسخ نخواهند داد.

75
00:06:40,040 --> 00:06:41,440
‫درسته، مایکل؟

76
00:06:42,440 --> 00:06:44,950
‫چرا وقتی ازت پرسیدیم چیز
‫دیگه‌ای هست که باید بدونیم،

77
00:06:45,000 --> 00:06:47,680
‫به رابطه همسرت با استیون
‫سجویک اشاره نکردی؟

78
00:06:50,480 --> 00:06:54,880
‫یا این حقیقت که همون شبی که
‫اون ناپدید شد، رفتی دم خونه‌ش...

79
00:06:56,040 --> 00:06:57,880
‫...و تصمیم گرفتی به ما چیزی نگی؟

80
00:06:59,240 --> 00:07:00,440
‫مایکل؟

81
00:07:04,120 --> 00:07:06,230
‫می‌خواین دوباره بیانیه رو بخونم،

82
00:07:06,280 --> 00:07:07,960
‫یا همون بار اول شنیدین؟

83
00:07:14,680 --> 00:07:17,350
‫اون قطعاً داره یه چیزی رو
‫مخفی می‌کنه، ولی این ویدیوی

84
00:07:17,400 --> 00:07:21,150
‫مردی نیست که داره مرتکب جرم
‫میشه، یا حتی تو صحنه جرم باشه،

85
00:07:21,200 --> 00:07:24,630
‫یا حتی بهش فکر کنه،
‫یا حتی نزدیک قربانی باشه.

86
00:07:24,680 --> 00:07:26,910
‫راستش رو بخواین، مطمئن نیستم
‫این چیز به دردبخوری بهمون بده.

87
00:07:26,960 --> 00:07:28,790
‫و پالی هم اینو می‌دونه. فقط
‫نشون میده که دروغ گفته.

88
00:07:28,840 --> 00:07:30,830
‫- نشون میده که عصبانی میشه، یعنی انگیزه داره.
‫- این مدرک نمیشه.

89
00:07:30,880 --> 00:07:33,270
‫نه، ولی کمک می‌کنه. روال کار
‫همینه. مرحله به مرحله جلو می‌ریم.

90
00:07:33,320 --> 00:07:36,710
‫اگه من بودم، روی اون خط زمانی کار می‌کردم.

91
00:07:36,760 --> 00:07:39,150
‫مایکل پالی و استیون سجویک

92
00:07:39,200 --> 00:07:41,390
‫تو اون بازه سه روزه

93
00:07:41,440 --> 00:07:43,390
‫بین آخرین باری که سارا پالی دیده شده

94
00:07:43,440 --> 00:07:45,430
‫تا وقتی جسدش پیدا شد کجا بودن؟

95
00:07:45,480 --> 00:07:47,910
‫اونا دو تا از اصلی‌ترین مظنون‌های ما هستن،

96
00:07:47,960 --> 00:07:50,720
‫ولی بدون مدرک بیشتر نمی‌تونیم
‫هیچ‌کدومشون رو نگه داریم.

97
00:07:52,120 --> 00:07:53,440
‫باید آزادشون کنیم.

98
00:07:54,600 --> 00:07:57,720
‫پس بیاید خونه سجویک
‫رو هم زیر نظر بگیریم.

99
00:08:00,560 --> 00:08:01,680
‫رئیس.

100
00:08:03,480 --> 00:08:04,710
‫ببین، نمی‌دونم خبر داری یا نه،

101
00:08:04,760 --> 00:08:07,150
‫ولی من اولین نفری بودم
‫که روی این پرونده کار کردم.

102
00:08:07,200 --> 00:08:09,150
‫فقط می‌خواستم بدونم راهی هست که برگردم

103
00:08:09,200 --> 00:08:10,870
‫و بیشتر کارای تحقیقاتی انجام بدم.

104
00:08:10,920 --> 00:08:12,110
‫تو افسر رابط خانواده‌ای.

105
00:08:12,160 --> 00:08:15,190
‫- در کنار رابط خانواده بودن.
‫- این کاریه که بهت سپرده شده.

106
00:08:15,240 --> 00:08:17,310
‫- و من دوستش دارم. واقعاً...
‫- پس لطفاً به همون کارت ادامه بده.

107
00:08:17,360 --> 00:08:20,350
‫بذار تیم روی مایکل پالی و
‫استیون سجویک تمرکز کنه.

108
00:08:20,400 --> 00:08:22,710
‫- و سعی نکن آیون رو دور بزنی.
‫- من... من نمی...

109
00:08:22,760 --> 00:08:25,240
‫نه. این بحث همینجا تمومه.

110
00:08:36,400 --> 00:08:38,750
‫برای آیون... که البته آدم
‫خوبیه، من باهاش کار کردم،

111
00:08:38,800 --> 00:08:40,870
‫تو یه تهدیدی.

112
00:08:40,920 --> 00:08:42,110
‫اوه، بی‌خیال.

113
00:08:42,160 --> 00:08:45,360
‫ما دو تا مظنون خوب داریم، و من
‫حس می‌کنم نمی‌تونم کار مفیدی بکنم.

114
00:08:47,080 --> 00:08:48,350
‫این حرفو نزن.

115
00:08:48,400 --> 00:08:49,710
‫تو می‌تونی همون کسی باشی که

116
00:08:49,760 --> 00:08:52,150
‫دو تا از مهم‌ترین پرونده‌های
‫بریستول رو حل می‌کنه.

117
00:08:52,200 --> 00:08:54,270
‫فعلاً که حس نمی‌کنم دارم چیزی رو حل می‌کنم.

118
00:08:54,320 --> 00:08:56,790
‫خب، زود قضاوت نکن.

119
00:08:56,840 --> 00:09:00,670
‫گفتم پرونده‌های تینا رو بررسی
‫می‌کنم، و همین کارم کردم.

120
00:09:00,720 --> 00:09:03,550
‫- یه کیف دستی پیدا شده بود، نه؟
‫- آره.

121
00:09:03,600 --> 00:09:06,150
‫کیف خودش بود، نزدیکای کافه.

122
00:09:06,200 --> 00:09:09,230
‫- کیف نقره‌ایش.
‫- خب، من یه رفیق تو پزشکی قانونی دارم.

123
00:09:09,280 --> 00:09:11,950
‫و اون پیشنهاد داده که یه
‫بررسی پزشکی قانونی انجام بده.

124
00:09:12,000 --> 00:09:14,190
‫این کارو برام می‌کنی؟

125
00:09:14,240 --> 00:09:16,230
‫آره.

126
00:09:16,280 --> 00:09:18,310
‫به خاطر تینا. و کارول.

127
00:09:18,360 --> 00:09:19,870
‫- اسم مادرشه، مگه نه؟
‫- آره.

128
00:09:19,920 --> 00:09:21,600
‫- آره.
‫- ممنونم.

129
00:09:23,160 --> 00:09:24,760
‫جدی میگم. ممنون.

130
00:09:27,280 --> 00:09:29,510
‫بفرمایید. پاستا برای خانم.

131
00:09:29,560 --> 00:09:32,510
‫ممنون. و پیتزا برای ولگرد.

132
00:09:32,560 --> 00:09:34,160
‫نوش جان.

133
00:09:38,480 --> 00:09:40,670
‫داشتم به این قضیه مایکل فکر می‌کردم.

134
00:09:40,720 --> 00:09:43,110
‫خب؟

135
00:09:43,160 --> 00:09:46,430
‫اگه اون چیزی نمیگه، پس از لحاظ
‫فنی، به عنوان افسر رابط خانواده،

136
00:09:46,480 --> 00:09:48,310
‫من بهترین موقعیت رو دارم، مگه نه؟

137
00:09:48,360 --> 00:09:51,000
‫من دقیقاً همونجا پیش مظنونم.

138
00:09:52,040 --> 00:09:53,830
‫- می‌تونم باهاش مصاحبه کنم.
‫- بدون اینکه خودش بدونه؟

139
00:09:53,880 --> 00:09:57,430
‫- آره. منظورم همینه، آره.
‫- تو توی این کار فوق‌العاده‌ای.

140
00:09:57,480 --> 00:10:01,040
‫ولی مراقب باش. نمی‌دونی
‫ازش چه کارایی برمیاد.

141
00:10:52,560 --> 00:10:56,240
‫- آلانا اینجا نیست؟
‫- رفته خونه پدربزرگ و مادربزرگش.

142
00:10:57,680 --> 00:10:58,720
‫هوم.

143
00:11:00,640 --> 00:11:02,110
‫احتمالاً می‌خوان مراقبش باشن.

144
00:11:02,160 --> 00:11:04,190
‫راستش، اون می‌خواد مراقب اونا باشه.

145
00:11:04,240 --> 00:11:06,750
‫اون مادرش رو از دست داده،
‫ولی اونا دخترشون رو از دست دادن،

146
00:11:06,800 --> 00:11:08,270
‫برای همین می‌خواد پیششون باشه.

147
00:11:08,320 --> 00:11:10,680
‫اون همچین دختریه.

148
00:11:15,680 --> 00:11:19,030
‫همسایه سجویک در خونه‌ش
‫دوربین مداربسته داره.

149
00:11:19,080 --> 00:11:21,110
‫اینطوری فهمیدن تو اونجا بودی، مایکل.

150
00:11:21,160 --> 00:11:23,910
‫برای همین دستگیرت
‫کردن. چاره دیگه‌ای نداشتن.

151
00:11:23,960 --> 00:11:25,430
‫و محض اطلاعت...

152
00:11:25,480 --> 00:11:26,990
‫- شیر؟
‫- بله، لطفاً.

153
00:11:27,040 --> 00:11:28,110
‫و محض اطلاعت،

154
00:11:28,160 --> 00:11:30,590
‫با اینکه می‌دیدم چقدر آشفته بودی،

155
00:11:30,640 --> 00:11:32,920
‫فکر می‌کردم شاید دنبال
‫اون بودی، نه همسرت.

156
00:11:36,640 --> 00:11:38,640
‫من دنبال هیچ‌کس نبودم.

157
00:11:41,280 --> 00:11:43,040
‫نمی‌تونی اینو بگی، مایکل.

158
00:11:47,280 --> 00:11:48,760
‫نه.

159
00:11:54,200 --> 00:11:56,070
‫می‌تونی بگی به سارا آسیبی نزدی،

160
00:11:56,120 --> 00:11:59,110
‫و می‌تونی از جواب دادن
‫به سؤالات بیشتر امتناع کنی،

161
00:11:59,160 --> 00:12:02,790
‫ولی نمی‌تونی طوری رفتار کنی
‫انگار این یه رفتار عادیه، مایکل،

162
00:12:02,840 --> 00:12:04,990
‫که اونطوری دور و بر خونه یکی پرسه بزنی...

163
00:12:05,040 --> 00:12:06,680
‫اونم نصفه‌شب. متأسفم، نمیشه.

164
00:12:07,880 --> 00:12:11,430
‫اون با زن من دوست
‫بود و زنم هم گم شده بود.

165
00:12:11,480 --> 00:12:13,830
‫پس فکر کردم شاید اونجا باشه.

166
00:12:13,880 --> 00:12:15,510
‫و این منطقیه، ولی...

167
00:12:15,560 --> 00:12:18,390
‫تو اون دوربین مداربسته دیدی من
‫با کسی حرف بزنم وقتی اونجا بودم؟

168
00:12:18,440 --> 00:12:19,990
‫- دیدیش، آره؟
‫- آره.

169
00:12:20,040 --> 00:12:24,800
‫پس دیدی با کسی درگیر بشم یا در بزنم؟

170
00:12:27,840 --> 00:12:29,400
‫خب، پس.

171
00:12:31,320 --> 00:12:32,440
‫«خب، پس.»

172
00:12:34,200 --> 00:12:37,630
‫جوری میگی «خب پس»
‫انگار قضیه به همین سادگیه.

173
00:12:37,680 --> 00:12:39,030
‫قضیه به همین سادگیه.

174
00:12:39,080 --> 00:12:40,790
‫پس چرا همون دفعه اولی که همو دیدیم

175
00:12:40,840 --> 00:12:42,360
‫در مورد این رابطه چیزی به ما نگفتی، مایکل؟

176
00:12:43,880 --> 00:12:47,360
‫می‌دونی، اگه می‌تونی اونجا بشینی و
‫اینقدر راحت در موردش حرف بزنی...

177
00:12:49,200 --> 00:12:50,480
‫...چرا اون موقع این‌طوری نبودی؟

178
00:12:51,640 --> 00:12:54,190
‫- چون...
‫- مشخصه که بهت ضربه زده، مایکل.

179
00:12:54,240 --> 00:12:56,920
‫- من دیدم که گریه می‌کردی.
‫- اون ربطی به رابطه‌شون نداشت.

180
00:13:01,120 --> 00:13:02,760
‫به خاطر این بود که اون رفته بود.

181
00:13:04,120 --> 00:13:05,910
‫- می‌فهمم.
‫- ربطی به رابطه‌شون نداشت.

182
00:13:05,960 --> 00:13:07,280
‫عذر می‌خوام. متأسفم.

183
00:13:21,440 --> 00:13:23,630
‫ولی سؤالم به قوت خودش باقیه، مایکل.

184
00:13:23,680 --> 00:13:25,520
‫چرا در مورد این رابطه بهمون چیزی نگفتی؟

185
00:13:28,480 --> 00:13:32,430
‫چون مردم از آدمایی مثل من
‫و سارا همچین انتظاری ندارن.

186
00:13:32,480 --> 00:13:36,030
‫می‌دونی... آدمایی تو موقعیت ما.

187
00:13:36,080 --> 00:13:37,720
‫برای هیچ‌کس آسون نیست، مگه نه؟

188
00:13:38,960 --> 00:13:40,360
‫این دلیل قانع‌کننده‌ای نیست.

189
00:13:48,000 --> 00:13:49,920
‫چون می‌دونستم، ولی نمی‌خواستم بدونم.

190
00:13:52,120 --> 00:13:53,600
‫و چون...

191
00:13:55,600 --> 00:13:58,080
‫...حرف زدن در موردش آسون نبود، همین.

192
00:14:00,280 --> 00:14:01,720
‫و الان آسون‌تر شده، آره؟

193
00:14:02,840 --> 00:14:04,080
‫با من؟

194
00:14:19,880 --> 00:14:23,920
‫چارلی-ایکس‌ری-۶۵۵،
‫مظنون از دفتر برگشته، تمام.

195
00:15:09,360 --> 00:15:10,910
‫واقعیت نداره.

196
00:15:10,960 --> 00:15:12,870
‫می‌خوام جفتتون اینو از زبون خودم بشنوید.

197
00:15:12,920 --> 00:15:14,430
‫چی واقعیت نداره؟

198
00:15:14,480 --> 00:15:16,720
‫فکر کنم جفتتون می‌دونید
‫در مورد چی حرف می‌زنم.

199
00:15:17,720 --> 00:15:20,390
‫- چرا خودت بهمون نمیگی؟
‫- این‌طوری باهاش حرف نزن.

200
00:15:20,440 --> 00:15:22,710
‫- چطوری؟
‫- با اون لحن.

201
00:15:22,760 --> 00:15:24,960
‫این یه سؤال کاملاً طبیعیه.

202
00:15:26,000 --> 00:15:27,190
‫چی واقعیت نداره؟

203
00:15:27,240 --> 00:15:32,000
‫اینکه بین من و... سارا پالی چیزی بوده.

204
00:15:34,720 --> 00:15:37,560
‫تو همه شبکه‌های اجتماعی
‫پر شده... که تو اونو کشتی.

205
00:15:39,960 --> 00:15:41,470
‫همه‌ش تقصیر توئه،

206
00:15:41,520 --> 00:15:44,200
‫و دارن دق‌ودلیشونو
‫سر من خالی می‌کنن.

207
00:16:11,080 --> 00:16:14,760
‫جلسه رو رفتم. توافق کردیم که
‫یه هفته از کار مرخصی بگیرم.

208
00:16:31,680 --> 00:16:35,310
‫هر فکری که در مورد من می‌کنی، یا
‫فکر می‌کنی ممکنه چه کارایی کرده باشم...

209
00:16:35,360 --> 00:16:36,870
‫من می‌دونم چیکار کردی.

210
00:16:36,920 --> 00:16:38,630
‫فقط بذار حرفمو بزنم، کلیر،

211
00:16:38,680 --> 00:16:41,640
‫بعدش تو می‌تونی حرف بزنی
‫و منم وسط حرفت نمی‌پرم، باشه؟

212
00:16:46,200 --> 00:16:47,630
‫هر فکری که ممکنه پیش خودت بکنی،

213
00:16:47,680 --> 00:16:51,320
‫بیا هر دومون سعی کنیم یادمون بمونه که
‫مهم‌ترین چیز اینجا چیه.

214
00:16:54,360 --> 00:16:55,670
‫بچه‌ها هستن.

215
00:16:55,720 --> 00:16:58,190
‫خودت گفتی.

216
00:16:58,240 --> 00:17:00,520
‫وضعیت درس دیلن داره افت می‌کنه،
‫و...

217
00:17:01,760 --> 00:17:04,430
‫- امتحانات فریا هم که سنگینه، پس...
‫- پای بچه‌ها رو وسط نکش.

218
00:17:04,480 --> 00:17:08,790
‫عزیزم، من فقط دارم سعی می‌کنم
‫منظورمو برسونم، و بعدش...

219
00:17:08,840 --> 00:17:11,440
‫و بعدش، همون‌طور که گفتم،
‫سراپا گوش می‌شم.

220
00:17:14,440 --> 00:17:16,800
‫پس، هرچی بحث و استرس
‫کمتری حس کنن...

221
00:17:18,760 --> 00:17:20,440
‫شانس موفقیتشون بیشتر می‌شه.

222
00:17:21,640 --> 00:17:23,240
‫می‌دونم جفتمون سر این قضیه تفاهم داریم.

223
00:17:31,640 --> 00:17:34,150
‫پلیس قراره ازت بخواد
‫تأیید کنی من کجا...

224
00:17:34,200 --> 00:17:36,960
‫نه، حرفم تقریباً تمومه، کلیر، لطفاً.
‫دیگه آخراشه.

225
00:17:38,080 --> 00:17:40,070
‫خودت می‌دونی من نکشتمش.

226
00:17:40,120 --> 00:17:43,270
‫پلیس قراره ازت بخواد
‫تأیید کنی من کجا بودم

227
00:17:43,320 --> 00:17:45,550
‫همون حول‌وحوشی که
‫سارا پالی گم شد.

228
00:17:45,600 --> 00:17:47,160
‫اگه سر کار نبودم،
‫پس کجا بودم؟

229
00:17:49,200 --> 00:17:52,430
‫و جوابش اینه که اینجا بودم،
‫همین‌جا، داشتم باهات تلویزیون می‌دیدم،

230
00:17:52,480 --> 00:17:55,590
‫حالا هرچی که داشتیم می‌دیدیم،
‫یکی از برنامه‌های تو.

231
00:17:55,640 --> 00:17:57,830
‫فقط همینو باید بهشون بگی.

232
00:17:57,880 --> 00:18:00,480
‫و بعدش همه این ماجراها تموم می‌شه.

233
00:18:02,160 --> 00:18:04,920
‫به خاطر دیلن و فریا.

234
00:18:06,880 --> 00:18:08,040
‫باشه؟

235
00:18:12,560 --> 00:18:14,120
‫قبل از اینکه درست‌وحسابی حرف بزنیم، من...

236
00:18:15,320 --> 00:18:16,990
‫واقعاً باید یه دوش بگیرم.

237
00:18:17,040 --> 00:18:20,110
‫این چند روز اخیر خیلی سخت گذشته.

238
00:18:20,160 --> 00:18:22,000
‫فقط می‌خوام همه‌چیزو
‫بشورم تا تموم شه بره...

239
00:18:31,760 --> 00:18:41,760
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

240
00:18:51,520 --> 00:18:53,630
‫پسرش، دیلن،

241
00:18:53,680 --> 00:18:56,670
‫در زمینه راگبی استعداد خاصی داره.

242
00:18:56,720 --> 00:18:59,080
‫تو درس و مشق مشکل داره، اما...

243
00:19:00,800 --> 00:19:02,910
‫تو زمین راگبی یه استعداد نایابه.

244
00:19:02,960 --> 00:19:04,750
‫معلومه به خودش نمی‌گم.

245
00:19:04,800 --> 00:19:09,960
‫این روش مربی‌گریه دیگه،
‫ولی... تماشای بازیش لذت‌بخشه‌.

246
00:19:15,320 --> 00:19:18,350
‫این حقیقت که اون
‫پدرش رو انتخاب کرد،

247
00:19:18,400 --> 00:19:21,640
‫یا گذاشت پدرش انتخابش کنه،
‫حالا هر کدوم که بود...

248
00:19:22,680 --> 00:19:25,870
‫مسلماً یه ضربه به ازدواجمونه،
‫اما...

249
00:19:25,920 --> 00:19:28,670
‫آسیبی که می‌زنه
‫خیلی فراتر از این حرفاست.

250
00:19:28,720 --> 00:19:31,590
‫آسیبش به خانواده من، خانواده اون،
‫مدرسه و اعتبارشه.

251
00:19:31,640 --> 00:19:32,680
‫و این پسر...

252
00:19:33,760 --> 00:19:37,310
‫که می‌تونه با راگبی بازی کردن این‌قدر
‫پیشرفت کنه، کسی که این‌قدر عاشق این کاره،

253
00:19:37,360 --> 00:19:40,360
‫به خاطر چیزایی که می‌دونم،
‫بدترین رفتارم رو باهاش دارم.

254
00:19:42,680 --> 00:19:46,160
‫وقتی باید بهترین مربیش باشم،
‫بهترین معلمی که داره...

255
00:19:47,200 --> 00:19:51,120
‫آخرش حرصمو سر اون خالی می‌کنم...
‫به خاطر بی‌وفایی زنم.

256
00:19:52,600 --> 00:19:55,070
‫می‌دونی، این کار بی‌رحمانه‌ست،
‫کینه‌توزانه‌ست.

257
00:19:55,120 --> 00:19:56,760
‫و من...

258
00:19:58,640 --> 00:20:01,040
‫خب، خودم رو ناامید کردم،
‫همین.

259
00:20:08,520 --> 00:20:10,120
‫چطور خودتو ناامید کردی؟

260
00:20:11,680 --> 00:20:15,200
‫تو هفته‌های قبل از
‫گم شدنش، من...

261
00:20:16,440 --> 00:20:17,720
‫من عصبانی بودم.

262
00:20:19,200 --> 00:20:20,360
‫و...

263
00:20:22,600 --> 00:20:25,040
‫کارایی کردم که
‫هیچ‌وقت بابتشون خودمو نمی‌بخشم.

264
00:20:40,520 --> 00:20:44,630
‫چیز غیرعادی یا عجیبی
‫درباره مایکل یا سارا پالی

265
00:20:44,680 --> 00:20:46,550
‫تو روزای قبل از ناپدید
‫شدنش توجهتون رو جلب نکرد؟

266
00:20:46,600 --> 00:20:48,150
‫هیچ‌چیز خاصی نبود؟

267
00:20:48,200 --> 00:20:51,710
‫می‌دیدم که تنهایی می‌رفت پیاده‌روی.

268
00:20:51,760 --> 00:20:55,270
‫اینکه کجا می‌رفت رو اصلاً نمی‌دونم.
‫فقط می‌خوام این شایعات تموم بشن.

269
00:20:55,320 --> 00:20:58,270
‫- چه شایعاتی؟
‫- اینکه اون... اینکه اون کشتتش.

270
00:20:58,320 --> 00:21:00,990
‫من که خودم همچین چیزی نشنیدم.

271
00:21:01,040 --> 00:21:02,270
‫نه‌تنها هنوز باورم نشده،

272
00:21:02,320 --> 00:21:04,630
‫اصلاً نمی‌تونم زمانی رو تصور کنم
‫که بتونم باورش کنم.

273
00:21:04,680 --> 00:21:08,000
‫مشکلی ندارید که ما
‫گوشیتون رو یه نگاهی بندازیم؟

274
00:21:09,080 --> 00:21:10,390
‫- اگه براتون مقدوره؟
‫- البته.

275
00:21:10,440 --> 00:21:12,670
‫می‌شه گوشیتون رو بدید
‫تا یه نگاه سریع بهش بندازیم؟

276
00:21:12,720 --> 00:21:14,360
‫یه جایی بهش نیاز پیدا
‫می‌کنم که برش گردونید.

277
00:21:16,880 --> 00:21:19,190
‫رابطه‌تون با سارا چطور بود؟

278
00:21:19,240 --> 00:21:21,870
‫آدم خونگرمی بود.
‫رابطه خیلی خوبی با هم داشتیم.

279
00:21:21,920 --> 00:21:24,950
‫تو گروه کر بود.
‫بعدشم که باشگاه کتاب‌خوانی بود.

280
00:21:25,000 --> 00:21:26,790
‫هیچ باشگاه کتاب‌خوانی‌ای در کار نبود.

281
00:21:26,840 --> 00:21:28,910
‫من بهش دعوت نشده بودم.

282
00:21:28,960 --> 00:21:31,310
‫لغوش کردیم چون
‫نتونستیم آدمای کافی پیدا کنیم.

283
00:21:31,360 --> 00:21:33,390
‫حداقل آدمای حسابی به اندازه کافی نبودن.

284
00:21:33,440 --> 00:21:35,030
‫ولی خب، اشکالی نداره.

285
00:21:35,080 --> 00:21:37,310
‫فکر کنم می‌خواست فرار کنه.

286
00:21:37,360 --> 00:21:40,590
‫اون بی‌وفایی می‌کرد.
‫کنار اتاق هنر دیدمش.

287
00:21:40,640 --> 00:21:43,590
‫و بعضی وقتا که آلانا رو می‌دیدم،
‫اونم می‌دیدم.

288
00:21:43,640 --> 00:21:46,990
‫می‌شه حسش کرد.
‫انگار که می‌خوان کار اون باشه.

289
00:21:47,040 --> 00:21:49,190
‫می‌تونی تو چهره
‫بعضیاشون ببینیش.

290
00:21:49,240 --> 00:21:50,510
‫ولی بهش زنگ زد.

291
00:21:50,560 --> 00:21:52,110
‫- اون...؟
‫- مایکل.

292
00:21:52,160 --> 00:21:54,110
‫به محض اینکه فهمید گم شده،
‫بهش زنگ زد.

293
00:21:54,160 --> 00:21:56,630
‫من از هشت‌سالگی دم این در
‫پیاده می‌شدم،

294
00:21:56,680 --> 00:21:58,830
‫و به‌ندرت از اینجا دور بودم،
‫پس بهم اعتماد کنین وقتی می‌گم،

295
00:21:58,880 --> 00:22:01,030
‫با مدیریت اون، وضعیت از همیشه بهتره.

296
00:22:01,080 --> 00:22:03,710
‫خب، بهترین شهرت رو نداره.

297
00:22:03,760 --> 00:22:05,350
‫معنیش اینه که
‫همیشه باهاش موافقم؟

298
00:22:05,400 --> 00:22:06,870
‫بعضی معلم‌ها حاضر نیستن اینجا کار کنن.

299
00:22:06,920 --> 00:22:08,750
‫با والدین هم درگیری‌هایی داشته.

300
00:22:08,800 --> 00:22:12,510
‫آره. آیا فکر می‌کنم این‌کاره‌ست
‫که سارا رو بکشه؟

301
00:22:12,560 --> 00:22:13,880
‫مایکل پالی...

302
00:22:16,560 --> 00:22:17,830
‫...آدم فوق‌العاده‌ایه.

303
00:22:17,880 --> 00:22:20,110
‫ولی بالاخره یکی باید این کارو کرده باشه،
‫مگه نه؟

304
00:22:20,160 --> 00:22:21,630
‫من فقط می‌تونم به شناختی که
‫ازش دارم تکیه کنم،

305
00:22:21,680 --> 00:22:22,790
‫و بنابراین باید بگم...

306
00:22:22,840 --> 00:22:24,710
‫- عمراً.
‫- ...نه.

307
00:22:24,760 --> 00:22:28,320
‫با اینکه ازش خوشم نمیاد، همین حرفو
‫در مورد استیون سجویک هم می‌زنم.

308
00:22:30,240 --> 00:22:31,360
‫بابتش ممنونم.

309
00:22:32,920 --> 00:22:34,390
‫اون قضیه ربطی به بی‌وفایی نداشت.

310
00:22:34,440 --> 00:22:35,630
‫معذرت می‌خوام. متأسفم.

311
00:22:35,680 --> 00:22:37,600
‫من عصبانی بودم.

312
00:22:38,640 --> 00:22:42,710
‫و کارایی کردم که هیچ‌وقت
‫بابتشون خودمو نمی‌بخشم.

313
00:22:42,760 --> 00:22:44,670
‫اون قضیه ربطی به بی‌وفایی نداشت.

314
00:22:44,720 --> 00:22:47,520
‫- معذرت می‌خوام. متأسفم.
‫- عصبانی بودم.

315
00:22:48,680 --> 00:22:51,590
‫و کارایی کردم که
‫هیچ‌وقت بابتشون خودمو نمی‌بخشم.

316
00:22:51,640 --> 00:22:54,670
‫معلومه که بهت صدمه زده، مایکل.
‫من گریه کردنت رو دیدم.

317
00:22:54,720 --> 00:22:56,470
‫اون قضیه ربطی به
‫بی‌وفایی نداشت.

318
00:22:56,520 --> 00:22:59,040
‫ولی هنوزم سؤال اینجاست،
‫مایکل. چرا تو...؟

319
00:23:00,840 --> 00:23:02,840
‫[کریگ]

320
00:23:06,520 --> 00:23:10,470
‫- با خودم می‌گفتم زنگ می‌زنی یا نه.
‫- این منم که باید بهت زنگ بزنم، آره؟

321
00:23:10,520 --> 00:23:13,550
‫- الان که آره.
‫- به این می‌گن ناز کردن.

322
00:23:13,600 --> 00:23:15,990
‫نه، به این می‌گن ناز کردن برای برگشتن.

323
00:23:16,040 --> 00:23:18,470
‫گوش کن، فقط خواستم بهت بگم،

324
00:23:18,520 --> 00:23:20,270
‫یارو تو آزمایشگاه پزشکی قانونی،

325
00:23:20,320 --> 00:23:22,910
‫قبول کرده که کیف تینا رو
‫سریع‌تر بررسی کنه.

326
00:23:22,960 --> 00:23:25,710
‫- سریع‌تر یعنی چقدر؟
‫- از امروز بررسیش رو شروع کردن.

327
00:23:25,760 --> 00:23:27,680
‫تا چند روز آینده باید نتیجه رو بدن.

328
00:23:29,120 --> 00:23:32,470
‫پس... فردا می‌تونیم
‫بریم یه نوشیدنی بخوریم؟

329
00:23:32,520 --> 00:23:34,190
‫- همون رستوران ایتالیاییه؟
‫- دوباره؟

330
00:23:34,240 --> 00:23:36,430
‫آره، خب، رستوران ایتالیایی
‫پاتوق جدیدمونه، مگه نه؟

331
00:23:36,480 --> 00:23:39,110
‫در این صورت، ساعت شیش چطوره؟

332
00:23:39,160 --> 00:23:42,310
‫آره، شیش می‌تونم بیام.
‫حالا دیگه مزاحمم نشو.

333
00:23:42,360 --> 00:23:45,160
‫بعضیامون کار و زندگی داریم.
‫فردا می‌بینمت.

334
00:23:48,480 --> 00:23:49,950
‫اون قضیه ربطی به بی‌وفایی نداشت.

335
00:23:50,000 --> 00:23:53,670
‫- معذرت می‌خوام. متأسفم.
‫- عصبانی بودم.

336
00:23:53,720 --> 00:23:56,880
‫و کارایی کردم که هیچ‌وقت
‫بابتشون خودمو نمی‌بخشم.

337
00:24:04,440 --> 00:24:08,190
‫همون‌طور که گفتم، ما دستگیری‌هایی داریم
‫و به این دستگیری‌ها ادامه می‌دیم

338
00:24:08,240 --> 00:24:10,390
‫هر جا که ببینیم
‫برای تحقیقات مفیده.

339
00:24:10,440 --> 00:24:12,070
‫اینا دو تا از این نمونه‌ها هستن.

340
00:24:12,120 --> 00:24:14,310
‫این فقط یه جور
‫تیر هوایی در کردن نیست؟

341
00:24:14,360 --> 00:24:17,270
‫مطمئن نیستم بشه به دستگیری دو نفر
‫گفت تیر هوایی در کردن.

342
00:24:17,320 --> 00:24:19,150
‫این کار کاملاً ضروری بود.

343
00:24:19,200 --> 00:24:20,830
‫اگه جفتشون مردایی تو دهه ۵۰ سالگی بودن،

344
00:24:20,880 --> 00:24:22,950
‫می‌شه گفت از اولیای مدرسه هستن؟

345
00:24:23,000 --> 00:24:25,350
‫- نظری ندارم.
‫- ولی مقتول می‌شناختشون؟

346
00:24:25,400 --> 00:24:26,750
‫درباره اینم نظری ندارم.

347
00:24:26,800 --> 00:24:28,950
‫اما بازجویی‌ها تحقیقات رو جلو برده.

348
00:24:29,000 --> 00:24:30,230
‫چطوری جلو برده...؟

349
00:24:30,280 --> 00:24:32,670
‫و هر دو مرد... هر دو مرد
‫بدون اتهام آزاد شدن.

350
00:24:32,720 --> 00:24:35,350
‫همینو بس. ممنونم.

351
00:24:35,400 --> 00:24:37,950
‫- دارید رو مظنون‌های دیگه هم کار می‌کنید؟
‫- کارآگاه!

352
00:24:38,000 --> 00:24:39,720
‫- چند تا سؤال دیگه.
‫- کارآگاه!

353
00:24:42,360 --> 00:24:43,790
‫پلیس در حال طفره رفتن

354
00:24:43,840 --> 00:24:46,750
‫از لیست بی‌پایانی از
‫سؤالات در صبح امروز...

355
00:24:46,800 --> 00:24:48,950
‫این کار کاملاً ضروری بود.

356
00:24:49,000 --> 00:24:53,710
‫خشم از چیزی که خیلیا اون رو
‫نبود هیچ‌گونه پیشرفتی می‌دونن.

357
00:24:53,760 --> 00:24:55,190
‫ولی مقتول می‌شناختشون؟

358
00:24:55,240 --> 00:24:57,190
‫درباره اینم نظری ندارم،
‫اما...

359
00:24:57,240 --> 00:24:59,430
‫نمی‌دونم کدومش بدتره...

360
00:24:59,480 --> 00:25:02,520
‫اینکه قاتل رو می‌شناخته
‫یا یه غریبه بوده.

361
00:25:24,000 --> 00:25:25,160
‫تو ورزش می‌کنی.

362
00:25:26,280 --> 00:25:28,520
‫- خب که چی؟
‫- پس اون‌جوری چپ‌چپ نگام نکن.

363
00:25:30,880 --> 00:25:32,560
‫تویی که داری چپ‌چپ نگاه می‌کنی.

364
00:26:00,840 --> 00:26:03,680
‫چارلی-ایکس‌ری-۶۵۵،
‫مظنون در حال حرکته، تمام.

365
00:26:04,840 --> 00:26:06,280
‫پلیس هنوز ما رو تحت نظر داره...

366
00:26:07,520 --> 00:26:08,790
‫...خواستم در جریان باشی.

367
00:26:08,840 --> 00:26:11,070
‫اونا این قضیه رو قایم نمی‌کنن، دیلن.

368
00:26:11,120 --> 00:26:13,280
‫می‌خوان ما بدونیم
‫که به بابات مشکوکن.

369
00:26:14,560 --> 00:26:16,240
‫انگار که لازم بود این رو یادآوری کنن.

370
00:26:22,160 --> 00:26:23,400
‫ببخشید.

371
00:26:27,800 --> 00:26:30,830
‫ازم می‌خواد برم پیش پلیس
‫و بهشون بگم کی اینجا بوده.

372
00:26:30,880 --> 00:26:33,150
‫بهتره که کمکش نکنی.

373
00:26:33,200 --> 00:26:36,150
‫دیدم چطور ادا آدم خوبا رو درمیاره.
‫می‌دونم تو سرش چی می‌گذره.

374
00:26:36,200 --> 00:26:39,760
‫الکی که بدون هیچ دلیلی
‫دستگیرش نمی‌کردن.

375
00:26:43,480 --> 00:26:45,360
‫وسایلتو بردار.
‫می‌برمت سر تمرین.

376
00:27:12,120 --> 00:27:13,320
‫دست بردار، مایکل.

377
00:27:14,600 --> 00:27:15,720
‫باهام حرف بزن.

378
00:27:26,320 --> 00:27:28,160
‫استیون سجویک رو دستگیر کردید؟

379
00:27:29,600 --> 00:27:31,270
‫دو مرد دستگیر شدند.

380
00:27:31,320 --> 00:27:33,480
‫یکیشون من بودم.
‫حدس می‌زنم اون یکی اون بوده باشه.

381
00:27:34,760 --> 00:27:37,190
‫- نمی‌تونم بهت بگم.
‫- مردی در دهه ۵۰ سالگی.

382
00:27:37,240 --> 00:27:39,600
‫- می‌دونی که نمی‌تونم بهت بگم.
‫- ولی آزادش کردید؟

383
00:27:42,080 --> 00:27:45,110
‫مرد دیگه‌ای که دستگیر شده بود
‫بدون اتهام آزاد شده، بله.

384
00:27:45,160 --> 00:27:47,190
‫به‌خاطر اینه که فکر نمی‌کنید
‫اون مقصر باشه،

385
00:27:47,240 --> 00:27:49,470
‫یا فکر می‌کنید کار اون بوده
‫ولی نمی‌تونید ثابتش کنید؟

386
00:27:49,520 --> 00:27:51,310
‫و انکار هم کرده، این مرد دیگه؟

387
00:27:51,360 --> 00:27:53,880
‫- انکار؟
‫- خفه کردن زنم رو.

388
00:27:56,920 --> 00:27:59,430
‫- و تقصیر رو انداخت گردن من؟
‫- کی بهت گفته خفه شده؟

389
00:27:59,480 --> 00:28:00,870
‫- شرط می‌بندم همین کارو کرده.
‫- جواب اون سؤال رو بده.

390
00:28:00,920 --> 00:28:04,520
‫- اگه منم جاش بودم همین کارو می‌کردم.
‫- کی بهت گفته خفه شده؟

391
00:28:15,800 --> 00:28:16,960
‫متأسفم.

392
00:28:26,080 --> 00:28:29,480
‫آلانا نرفته خونه پدربزرگ و
‫مادربزرگش تا کمکشون کنه.

393
00:28:32,760 --> 00:28:34,680
‫رفته که از من دور باشه.

394
00:28:44,680 --> 00:28:46,360
‫مرگ سارا تقصیر منه.

395
00:28:52,640 --> 00:28:54,680
‫مایکل، هرچی که لازمه بگی رو...

396
00:28:56,560 --> 00:28:57,840
‫بگو.

397
00:28:59,200 --> 00:29:03,320
‫فقط من و تو اینجا هستیم، مایکل.
‫فقط بین خودمون می‌مونه.

398
00:29:08,200 --> 00:29:10,230
‫من شوهری نبودم که لیاقتش رو داشت.

399
00:29:10,280 --> 00:29:12,030
‫خب، شاید اولش بودم،

400
00:29:12,080 --> 00:29:14,230
‫اما خیلی وقت بود که رابطه‌مون
‫تعریفی نداشت،

401
00:29:14,280 --> 00:29:17,520
‫برای همین یکی دیگه رو پیدا کرد،
‫یکی که می‌تونست...

402
00:29:19,200 --> 00:29:21,240
‫چیزی که می‌خواست رو بهش بده.

403
00:29:23,040 --> 00:29:24,990
‫مطمئنم اون این‌طوری
‫به قضیه نگاه نمی‌کرد.

404
00:29:25,040 --> 00:29:27,800
‫- بی‌وفایی کردنش تقصیر من بود.
‫- چطور تقصیر تو بود؟

405
00:29:30,120 --> 00:29:33,150
‫- خب، زنم رفت سراغش.
‫- آره، منظورم همینه.

406
00:29:33,200 --> 00:29:36,830
‫چون... من براش کافی نبودم.
‫رابطه‌مون جواب نمی‌داد.

407
00:29:36,880 --> 00:29:38,270
‫من اونی که می‌خواست نبودم.

408
00:29:38,320 --> 00:29:40,190
‫ولی اون بهت بی‌وفایی کرد.

409
00:29:40,240 --> 00:29:41,870
‫- آره.
‫- این تقصیر اونه.

410
00:29:41,920 --> 00:29:43,870
‫مایکل، نمی‌تونی بابت این قضیه
‫خودتو مقصر بدونی،

411
00:29:43,920 --> 00:29:45,720
‫اونم وقتی که یکی بی‌وفایی می‌کنه.

412
00:30:02,920 --> 00:30:06,150
‫رفت دنبال چیزی که نداشت.

413
00:30:06,200 --> 00:30:08,280
‫- مایکل...
‫- بی‌وفاییش تقصیر من بود.

414
00:30:10,160 --> 00:30:14,030
‫- بی‌وفایی، فقط یه نشونه بود.
‫- نباید این‌طوری بهش نگاه کنیم.

415
00:30:14,080 --> 00:30:15,920
‫چون بی‌وفایی‌ها همیشه همین‌طورین.

416
00:30:17,800 --> 00:30:22,120
‫و من... با اینکه می‌دونستم،
‫نتونستم باهاش روبه‌رو بشم.

417
00:30:23,680 --> 00:30:25,150
‫منظورت چیه، مایکل؟

418
00:30:25,200 --> 00:30:29,120
‫چون روبه‌رو شدن باعث می‌شه اتفاقاتی بیفته.

419
00:30:30,320 --> 00:30:32,710
‫مجبوری در مورد اینکه
‫چرا اتفاق افتاده حرف بزنی،

420
00:30:32,760 --> 00:30:38,110
‫و این باعث دعوا و طلاق می‌شه
‫و آبروریزی به بار میاره،

421
00:30:38,160 --> 00:30:40,000
‫و همه‌چیز برملا می‌شه.

422
00:30:41,400 --> 00:30:42,680
‫و من نتونستم...

423
00:30:44,400 --> 00:30:46,600
‫نتونستم اون کار رو بکنم
‫چون خجالت می‌کشیدم.

424
00:30:48,080 --> 00:30:49,960
‫و هیچ‌وقت خودم رو بابتش
‫نمی‌بخشم.

425
00:30:52,440 --> 00:30:54,270
‫توی اون دوربین مداربسته که نگاه می‌کنی،

426
00:30:54,320 --> 00:30:56,790
‫مردی رو می‌بینی که بخواد برای زنش
‫بجنگه؟

427
00:30:56,840 --> 00:30:59,200
‫مردی رو می‌بینی که دلش می‌خواد،
‫ولی...

428
00:31:03,400 --> 00:31:06,000
‫آخر سر، فقط راهشو می‌کشه میره
‫و سوار ماشینش میشه.

429
00:31:42,400 --> 00:31:44,840
‫دکتر پزشکی قانونی تو سردخونه...

430
00:31:46,440 --> 00:31:48,710
‫وقتی درباره رد روی گردن سارا
‫ازش پرسیدم،

431
00:31:48,760 --> 00:31:51,040
‫گفتن به نظرشون خفه شده.

432
00:31:53,120 --> 00:31:54,680
‫این‌طوری بود که فهمیدم.

433
00:32:07,880 --> 00:32:09,950
‫سلام عزیزم. منم.

434
00:32:10,000 --> 00:32:12,830
‫زنگ زدم بگم
‫همون میز همیشگیمون رو گرفتم،

435
00:32:12,880 --> 00:32:15,560
‫پس امیدوارم،
‫خیلی زود ببینمت.

436
00:32:18,720 --> 00:32:20,670
‫- بفرمایید، آقا.
‫- ممنون.

437
00:32:20,720 --> 00:32:22,310
‫می‌خواید چند دقیقه بهتون وقت بدم،

438
00:32:22,360 --> 00:32:24,470
‫و وقتی ایشون رسیدن دوباره بیام؟

439
00:32:24,520 --> 00:32:27,630
‫خیلی ممنون میشم
‫چند دقیقه دیگه بیاید.

440
00:32:27,680 --> 00:32:28,950
‫باشه، مشکلی نیست.

441
00:32:29,000 --> 00:32:30,640
‫باشه. یه لحظه بهتون وقت میدم
‫تا نگاهی بندازید.

442
00:32:39,960 --> 00:32:45,110
‫ما الان دیگه خیلی بعید
‫می‌دونیم که سارا پالی...

443
00:32:45,160 --> 00:32:46,950
‫اون روزی که ناپدید شد تو ولز بوده.

444
00:32:47,000 --> 00:32:50,310
‫می‌دونیم که استیون سجویک،
‫کارت بانکیش رو پیش خودش داشته.

445
00:32:50,360 --> 00:32:53,310
‫دوربین‌های مداربسته روی پل نشون
‫میده که اون تنهایی تا ولز رانندگی کرده.

446
00:32:53,360 --> 00:32:57,870
‫هیچ اثری از شخص دیگه‌ای تو ماشین
‫نیست، نه تو مسیر رفت و نه برگشت.

447
00:32:57,920 --> 00:32:59,990
‫داریم دوباره دوربین‌های
‫پلاک‌خوان رو چک می‌کنیم

448
00:33:00,040 --> 00:33:03,190
‫و دوربین‌های مداربسته و زنگ‌درهای بیشتری رو
‫تا جاهای خالی تو جدول زمانیش رو پر کنیم

449
00:33:03,240 --> 00:33:04,790
‫تو اون ۳ روز.

450
00:33:04,840 --> 00:33:06,910
‫- پس داریم از مظنونین حذفش می‌کنیم؟
‫- نه کاملاً.

451
00:33:06,960 --> 00:33:09,710
‫اون هنوز باید ثابت کنه بعضی
‫از عصرهای اون هفته کجا بوده.

452
00:33:09,760 --> 00:33:13,710
‫و همون‌طور که می‌دونیم، مایکل پالی هم
‫هنوز تو جدول زمانیش یه سری جاهای خالی داره.

453
00:33:13,760 --> 00:33:17,110
‫آنی، اگه میشه اینا رو مستقیم از خودش بپرس.
‫[ببخشید، جایی گیرم]

454
00:33:17,160 --> 00:33:21,030
‫بکی، اگه میشه با آلانا صحبت کن
‫و ازش بخواه تاییدشون کنه، لطفا.

455
00:33:21,080 --> 00:33:23,120
‫در مورد مقایسه‌ها با قتل‌های دیگه...

456
00:33:24,160 --> 00:33:26,150
‫می‌خوام همه با جزئیات آشنا باشن

457
00:33:26,200 --> 00:33:27,310
‫تا بتونیم تطبیق بدیم.

458
00:33:27,360 --> 00:33:30,590
‫تا وقتی که هر ۲ مرد بتونن برای
‫ثانیه به ثانیه اون ۳ روز جواب پس بدن،

459
00:33:30,640 --> 00:33:31,710
‫ردشون نمی‌کنیم.

460
00:33:31,760 --> 00:33:35,200
‫امشب قراره تا دیروقت بمونیم، بچه‌ها.
‫باشه؟ ممنون.

461
00:33:46,360 --> 00:33:48,120
‫ای خدا

462
00:33:56,160 --> 00:33:59,520
‫داری سعی می‌کنی تلافی کنی؟

463
00:34:00,760 --> 00:34:04,200
‫دوباره داریم بازی درمیاریم؟ به این زودی؟

464
00:34:05,920 --> 00:34:07,360
‫ای...

465
00:34:09,600 --> 00:34:12,840
‫به چی نگاه می‌کنی؟
‫سرت تو کار خودت باشه.

466
00:34:32,480 --> 00:34:34,080
‫چیزی که الان به من گفتی رو به اونم بگو.

467
00:34:35,320 --> 00:34:37,640
‫اشکالی نداره. اون فقط
‫صلاح سارا رو می‌خواد.

468
00:34:41,600 --> 00:34:43,910
‫پلیس پرسید آیا چیز دیگه‌ای
‫به ذهنم می‌رسه

469
00:34:43,960 --> 00:34:47,590
‫که بتونه در مورد سارا،
‫مایکل و آدمای نزدیک بهشون کمک کنه یا نه.

470
00:34:47,640 --> 00:34:50,240
‫- از منم همینو پرسیدن.
‫- از همه‌مون پرسیدن.

471
00:34:51,320 --> 00:34:53,040
‫منم گفتم هیچی نیست.

472
00:34:54,480 --> 00:34:55,840
‫آره، ولی خب کاملاً راست نبود.

473
00:34:57,160 --> 00:34:59,710
‫ترم پیش، وقتی داشتم از کنار
‫زمین‌های بازی، سمت اَبی رد می‌شدم،

474
00:34:59,760 --> 00:35:03,030
‫پالی رو پشت عمارت دیدم
‫که داشت با یکی از پسرا دعوا می‌کرد،

475
00:35:03,080 --> 00:35:04,470
‫با جیمز بوری.

476
00:35:04,520 --> 00:35:08,310
‫دعوا تو مایه‌های... دعوای بچگونه،
‫مثلا یقه گرفتن و هل دادن، یا...؟

477
00:35:08,360 --> 00:35:09,390
‫یه کم بیشتر از این حرفا بود.

478
00:35:09,440 --> 00:35:10,910
‫و بعد منو دید،

479
00:35:10,960 --> 00:35:14,080
‫و یادتون باشه که ما خیلی وقته همدیگه
‫رو می‌شناسیم، و اون دست نگه داشت.

480
00:35:15,800 --> 00:35:18,510
‫بعدش رفتم دیدنش
‫و توضیح دادم که باید گزارشش بدم،

481
00:35:18,560 --> 00:35:20,880
‫و اونم حسابی حالمو گرفت.

482
00:35:21,880 --> 00:35:23,310
‫اون کمکم کرده بود تا یه
‫شکایتی رو رفع و رجوع کنم

483
00:35:23,360 --> 00:35:24,910
‫در مورد نحوه مدیریت
‫بخش خودم...

484
00:35:24,960 --> 00:35:26,790
‫این مال قبل از کروناست...

485
00:35:26,840 --> 00:35:29,870
‫و یه ایمیل از طرف یکی از والدین
‫که فکر می‌کرد در حق پسرش کوتاهی کردیم.

486
00:35:29,920 --> 00:35:32,110
‫- و اون...
‫- مایکل گفت همه‌چیز رو به مقامات بالاتر ارجاع میده،

487
00:35:32,160 --> 00:35:35,030
‫و روری رو می‌ندازه تو هچل،
‫اگه کاری در موردش بکنه.

488
00:35:35,080 --> 00:35:37,910
‫- گفت بوری براش مهم نیست.
‫- آره، احتمالا نبود.

489
00:35:37,960 --> 00:35:39,790
‫نه اینکه موضوع این باشه، فقط...

490
00:35:39,840 --> 00:35:41,790
‫نه، این فقط یه دعوای بچگونه
‫که تو می‌گی نبود.

491
00:35:41,840 --> 00:35:44,440
‫یه خشونت فیزیکی وحشتناک بود.

492
00:35:46,880 --> 00:35:51,000
‫اون روز... تو زمین راگبی
‫کم مونده بود به منم حمله کنه.

493
00:35:52,040 --> 00:35:55,680
‫ولی... من فقط گذاشتمش به حساب
‫اینکه داغدار بود.

494
00:36:01,120 --> 00:36:03,030
‫پس در موردش حرف می‌زنیم،
‫یا بین خودمون نگهش می‌داریم

495
00:36:03,080 --> 00:36:04,800
‫چون فکر می‌کنیم
‫که از شخصیتش بعیده؟

496
00:36:14,640 --> 00:36:17,630
‫یالا، پسرا!

497
00:36:17,680 --> 00:36:20,240
‫رفیق، رفیق، رفیق.
‫برای چی داری لباس عوض می‌کنی؟

498
00:36:21,640 --> 00:36:22,950
‫- چی؟
‫- چرا داری لباستو عوض می‌کنی؟

499
00:36:23,000 --> 00:36:25,910
‫- خودت فکر می‌کنی برای چی؟
‫- نیازی نیست تمرین کنی.

500
00:36:25,960 --> 00:36:27,910
‫هیچ‌کس تو رو تو تیم نمی‌خواد.

501
00:36:27,960 --> 00:36:30,150
‫اوه!

502
00:36:30,200 --> 00:36:32,030
‫می‌خوای چی‌کار کنی؟
‫به بابات بگی بیاد منو بکشه؟

503
00:36:32,080 --> 00:36:34,000
‫احتمالا به باباش میگه
‫بیاد باهات دوست شه.

504
00:36:47,440 --> 00:36:50,070
‫خب، همکارای استیون
‫می‌تونن تایید کنن که

505
00:36:50,120 --> 00:36:52,270
‫در طول روز کجا بوده،
‫ولی ما باید تایید کنیم

506
00:36:52,320 --> 00:36:55,510
‫که وقتی اومده خونه،
‫تمام شب رو خونه بوده.

507
00:36:55,560 --> 00:36:57,390
‫اگه لازمه بدونید
‫آدما اون هفته کجا بودن،

508
00:36:57,440 --> 00:36:58,880
‫خب استیون اینجا بود.

509
00:36:59,920 --> 00:37:02,080
‫هر شب بعد از کار، میومد خونه.

510
00:37:04,040 --> 00:37:06,280
‫مجبورتون نکردن
‫که اینو بگید، درسته؟

511
00:37:10,640 --> 00:37:11,880
‫بهتون فشار آورده؟

512
00:37:13,440 --> 00:37:15,230
‫من اینو به خاطر اون نمیگم.

513
00:37:15,280 --> 00:37:17,680
‫به خاطر بچه‌ها میگم، چون حقیقته.

514
00:37:23,840 --> 00:37:25,550
‫استیون تو خیلی چیزا مقصره،

515
00:37:25,600 --> 00:37:29,150
‫ولی امکان نداره
‫سارا پالی رو کشته باشه،

516
00:37:29,200 --> 00:37:32,120
‫چون اون اینجا بود، پیش من.

517
00:37:53,160 --> 00:37:55,310
‫و ببخشید که این‌قدر
‫برات پیغام گذاشتم، کریگ،

518
00:37:55,360 --> 00:37:58,480
‫اما تو یه جلسه‌ای گیر افتاده بودم
‫که اصلا تموم نمی‌شد.

519
00:37:59,960 --> 00:38:03,310
‫من سر کارت نذاشتم، باشه؟
‫من... من نذاشتم.

520
00:38:03,360 --> 00:38:06,310
‫من اینو می‌خوام... اگه تو هم هنوز می‌خوای.

521
00:38:06,360 --> 00:38:08,840
‫پس، خواهش می‌کنم فقط
‫یه فرصت دیگه بهم بده.

522
00:38:10,880 --> 00:38:12,320
‫باشه. خداحافظ.

523
00:38:26,800 --> 00:38:29,510
‫اونا ازم خواستن الان اون روزا رو
‫باهات مرور کنم، مایکل،

524
00:38:29,560 --> 00:38:31,630
‫تا مطمئن بشیم که همه چیو
‫در نظر گرفتیم.

525
00:38:31,680 --> 00:38:36,030
‫سه‌شنبه بیست و چهارم،
‫روز بعد از گم شدن سارا،

526
00:38:36,080 --> 00:38:39,990
‫چهارشنبه بیست و پنجم،
‫پنجشنبه بیست و ششم... روزی که اون...

527
00:38:40,040 --> 00:38:43,240
‫- روزی که جسدش پیدا شد.
‫- بله.

528
00:38:44,560 --> 00:38:47,030
‫خب، آره، من برنامه‌م رو می‌دونم.

529
00:38:47,080 --> 00:38:49,150
‫سال‌هاست که همین‌طوریه. من...

530
00:38:49,200 --> 00:38:53,030
‫جلسه‌های پشت سر هم
‫بعدش کلاسا و...

531
00:38:53,080 --> 00:38:55,430
‫- سایمون همه‌شون رو ثبت کرده.
‫-  عصرا چی؟

532
00:38:55,480 --> 00:38:57,320
‫اینجا بودم، هر عصر.

533
00:39:00,160 --> 00:39:01,360
‫آلانا می‌تونه اینو تایید کنه؟

534
00:39:02,560 --> 00:39:04,280
‫بله. ما می‌تونیم حرف
‫همدیگه رو تایید کنیم.

535
00:39:08,720 --> 00:39:11,000
‫آره.

536
00:39:14,680 --> 00:39:16,600
‫ببخشید. الان...

537
00:39:18,320 --> 00:39:21,550
‫سلام. آره، من واقعا، واقعا معذرت می‌خوام.
‫یعنی...

538
00:39:21,600 --> 00:39:25,070
‫اصلا نمی‌تونستم جیم بشم،
‫برای همین...

539
00:39:25,120 --> 00:39:28,190
‫کاملا تقصیر منه.
‫پس باید فقط...

540
00:39:28,240 --> 00:39:30,950
‫خب، الان نمی‌تونم.
‫سر کارم، تو مدرسه‌م.

541
00:39:31,000 --> 00:39:32,080
‫می‌تونیم بعدا انجامش بدیم.

542
00:39:33,160 --> 00:39:35,350
‫معلومه که می‌خوام ببینمت. چی؟

543
00:39:35,400 --> 00:39:38,350
‫نه، نه،
‫کسی کسی رو سر کار نذاشته.

544
00:39:38,400 --> 00:39:41,800
‫بس کن. لطفا. خواهش می‌کنم، بس کن.

545
00:39:43,280 --> 00:39:46,070
‫نه، نیا اینجا. دارم کار می‌کنم.

546
00:39:46,120 --> 00:39:47,750
‫کریگ، به من گوش کن.
‫نیا اینجا.

547
00:39:47,800 --> 00:39:51,240
‫من سر کارم. خواهش می‌کنم. کریگ؟

548
00:40:00,280 --> 00:40:02,600
‫- ببخشید بابت این.
‫- نه.

549
00:40:05,600 --> 00:40:06,670
‫همه‌چیز مرتبه؟

550
00:40:06,720 --> 00:40:09,910
‫می‌تونیم اینو بعدا
‫یا فردا انجام بدیم.

551
00:40:09,960 --> 00:40:12,510
‫- به نظر میاد برنامه‌م خالیه.
‫- نه، مشکلی نیست. خوبه.

552
00:40:12,560 --> 00:40:16,070
‫می‌دونی که چطوریه... برقراری
‫تعادل بین کار و زندگی شخصی.

553
00:40:16,120 --> 00:40:17,760
‫خیلی سخته.

554
00:40:19,000 --> 00:40:22,120
‫خب، هیچ‌وقت کار رو به
‫زندگی شخصیت ترجیح نده، آنی.

555
00:40:23,160 --> 00:40:25,200
‫می‌دونم که خودم در جایگاهی
‫نیستم که بخوام نصیحت کنم، ولی...

556
00:40:26,720 --> 00:40:30,920
‫اگه تو این مدت چیزی
‫یاد گرفته باشم، همینه، پس...

557
00:40:37,280 --> 00:40:40,550
‫ما باید بدونیم
‫بابات اون عصرا کجا بوده

558
00:40:40,600 --> 00:40:42,670
‫عصرهای بیست و چهارم،
‫بیست و پنجم و بیست و ششم.

559
00:40:42,720 --> 00:40:43,750
‫خونه بود.

560
00:40:43,800 --> 00:40:45,400
‫هر ۳ شب؟

561
00:40:48,000 --> 00:40:49,040
‫نه.

562
00:40:50,720 --> 00:40:53,270
‫بعضی از اون وقتا رو،
‫با من بودی.

563
00:40:53,320 --> 00:40:55,430
‫- یادت میاد؟
‫- بودم؟

564
00:40:55,480 --> 00:40:56,520
‫آره.

565
00:40:57,960 --> 00:41:00,200
‫نیاز داشتی از خونه بزنی بیرون.

566
00:41:02,440 --> 00:41:05,920
‫شما می‌تونی بگی آلانا اون وقتایی که
‫خونه نبوده کجا بوده؟

567
00:41:07,080 --> 00:41:08,400
‫اوهوم.

568
00:41:09,640 --> 00:41:11,710
‫پس، اون وقتایی که با پال بودی،

569
00:41:11,760 --> 00:41:14,320
‫کسی می‌تونه بگه مایکل کجا بوده؟

570
00:41:24,160 --> 00:41:26,190
‫بعضی از معلما دارن پشت سرش حرف می‌زنن.

571
00:41:26,240 --> 00:41:27,640
‫- درباره مایکل؟
‫- آره.

572
00:41:28,800 --> 00:41:31,270
‫می‌دونم نمی‌خوای بشنوی،
‫ولی حقیقته.

573
00:41:31,320 --> 00:41:32,560
‫خودتم می‌دونی که هست.

574
00:41:35,800 --> 00:41:38,630
‫فکر می‌کنی برای چی اومد اینجا؟
‫تا از دست اون فرار کنه.

575
00:41:38,680 --> 00:41:41,110
‫- منم همین فکر رو می‌کردم.
‫- این کاری بود که سارا می‌کرد.

576
00:41:41,160 --> 00:41:42,360
‫آلانا؟

577
00:41:43,880 --> 00:41:45,480
‫- آلانا.
‫- نمی‌دونم!

578
00:41:50,400 --> 00:41:52,000
‫نمی‌دونم.

579
00:42:11,480 --> 00:42:13,080
‫فکر می‌کردم خوشبختیم.

580
00:42:14,520 --> 00:42:16,270
‫فکر می‌کردم قراره تشکیل
‫خانواده بدیم.

581
00:42:16,320 --> 00:42:17,760
‫خیلی دلم می‌خواست مادر بشم.

582
00:42:19,080 --> 00:42:20,910
‫اما کریگ هیچ‌وقت آماده نبود.

583
00:42:20,960 --> 00:42:22,710
‫و هر ۲ نفر باید آماده باشن،
‫مگه نه؟

584
00:42:22,760 --> 00:42:24,590
‫وگرنه، اصلا نباید وارد این فاز بشی.

585
00:42:24,640 --> 00:42:26,910
‫این چیزیه که من به خودم می‌گفتم.

586
00:42:26,960 --> 00:42:28,520
‫و بعد اون با یکی دیگه آشنا شد.

587
00:42:29,880 --> 00:42:32,720
‫خب، به جایی نرسید، اما اون...

588
00:42:34,120 --> 00:42:37,350
‫نمی‌خوام اسمشو بیارم.
‫خیلی واسش جوون بود.

589
00:42:37,400 --> 00:42:40,830
‫خب، یا اون خیلی جوون بود،
‫یا این خیلی پیر بود.

590
00:42:40,880 --> 00:42:43,070
‫- فرقی هم داره؟
‫- آره، داره.

591
00:42:43,120 --> 00:42:44,800
‫اون باید عقلشو به کار مینداخت.

592
00:42:48,400 --> 00:42:51,590
‫پس، چرا با وجود این
‫همه گندی که به زندگیم زده،

593
00:42:51,640 --> 00:42:54,070
‫من هنوزم سعی می‌کنم همه‌چیز
‫رو درست کنم، حتی الان؟

594
00:42:54,120 --> 00:42:55,670
‫شاید به خاطر همون حرفیه که دیروز زدی.

595
00:42:55,720 --> 00:42:57,520
‫خیلی بهش فکر کردم،
‫به حرفی که زدی.

596
00:42:58,840 --> 00:43:01,550
‫اینکه بهمون بی‌وفایی کردن،
‫تقصیر ما هم هست.

597
00:43:01,600 --> 00:43:03,750
‫نه، ببین...

598
00:43:03,800 --> 00:43:07,190
‫شرایط هر کسی
‫متفاوته، آنی، پس نذار...

599
00:43:07,240 --> 00:43:09,120
‫ببخشید، من واقعا نباید
‫اینا رو بهت بگم.

600
00:43:09,840 --> 00:43:12,040
‫دارم... پا روی خط قرمزها می‌ذارم.

601
00:43:15,160 --> 00:43:17,110
‫اونه؟

602
00:43:17,160 --> 00:43:18,520
‫نه، بهش گفتم نیاد.

603
00:43:23,800 --> 00:43:26,550
‫الان میرم باهاش حرف می‌زنم.
‫اون فقط خیلی زود از کوره در میره.

604
00:43:26,600 --> 00:43:28,830
‫- عصبانی می‌شه؟
‫- نه، نه، منظورم عصبانی نیست.

605
00:43:28,880 --> 00:43:32,390
‫منظورم اینه که... کم‌تحمله.
‫الان برمی‌گردم.

606
00:43:32,440 --> 00:43:33,910
‫فقط باید سعی کنم
‫گوشیمو پیدا کنم.

607
00:43:33,960 --> 00:43:35,110
‫می‌دونی گوشیم کجاست؟

608
00:43:35,160 --> 00:43:37,520
‫بله، تو جیبته،
‫داره مکالمه‌مون رو ضبط می‌کنه.

609
00:43:41,000 --> 00:43:44,480
‫الان برمی‌گردم.

610
00:43:50,280 --> 00:43:52,280
‫- سلام.
‫- سلام.

611
00:43:57,880 --> 00:43:59,990
‫نمی‌تونم زیاد بمونم.
‫واقعا نباید کارمو ول می‌کردم.

612
00:44:00,040 --> 00:44:02,430
‫اوه، چیزی نمیشه.
‫فقط سوار ماشین شو.

613
00:44:02,480 --> 00:44:04,310
‫یه چیزی هست
‫که باید بهت بگم.

614
00:44:04,360 --> 00:44:07,720
‫- خب، نمی‌تونیم همین‌جا حرف بزنیم؟
‫- آنی، فقط ۱۰ دقیقه طول می‌کشه.

615
00:44:09,120 --> 00:44:12,510
‫سوار ماشین شو. یالا.
‫نگران نباش. سوار شو.

616
00:44:12,560 --> 00:44:15,110
‫کریگ، من سر کارم.
‫طوری نمیشه. بشین تو ماشین.

617
00:44:15,160 --> 00:44:16,560
‫همه‌چیز مرتبه؟

618
00:44:26,000 --> 00:44:29,590
‫- آنی، مشکلی نداری؟
‫- مشکلی ندارم.

619
00:44:29,640 --> 00:44:30,160
‫مطمئنی؟

620
00:44:30,200 --> 00:44:30,990
‫- بله.
‫- می‌بینی که.

621
00:44:31,040 --> 00:44:32,350
‫حالش خوبه.

622
00:44:32,400 --> 00:44:34,630
‫حالا برگرد تو خونه،
‫رفیق، لطفا. ممنون.

623
00:44:34,680 --> 00:44:38,040
‫نه، تو هیچ حقی نداری به من بگی
‫تو ملک خودم چی‌کار کنم، پس...

624
00:44:42,360 --> 00:44:44,870
‫یه بار دیگه ازت می‌خوام.

625
00:44:44,920 --> 00:44:47,870
‫با توجه به دردسری که همین الانشم
‫توشی، در حق خودت یه لطفی بکن

626
00:44:47,920 --> 00:44:49,870
‫- و برگرد تو...
‫- دستتو به من نزن.

627
00:44:49,920 --> 00:44:51,560
‫- برگرد تو.
‫- بهت میگم دستتو به من نزن!

628
00:44:52,600 --> 00:44:55,040
‫- برگرد تو...
‫- گفتم دستتو به من نزن!

629
00:44:56,960 --> 00:44:59,190
‫به جرم حمله به افسر پلیس
‫بازداشتت می‌کنم.

630
00:44:59,240 --> 00:45:01,590
‫- کریگ، خواهش می‌کنم بس کن.
‫- همینو می‌خواستی؟

631
00:45:01,640 --> 00:45:03,550
‫- سعی می‌کنی بهمون حمله کنی؟
‫- کریگ، لطفا بس کن!

632
00:45:03,600 --> 00:45:05,910
‫- همینو می‌خواستی؟ خیلی خب!
‫- آخ!

633
00:45:05,960 --> 00:45:08,360
‫خیلی خب، بلندش کن. بلندش کن.

634
00:45:09,160 --> 00:45:14,080
‫[داستان، اسامی، شخصیت‌ها، مکان‌ها و رویدادهای
‫نشان داده شده در این سریال کاملا خیالی هستند.]

635
00:45:14,120 --> 00:45:19,030
‫[هر شباهتی بین شخصیت‌ها و مکان‌های این سریال و اشخاص و
‫مکان‌های واقعی تصادفیست و نباید از آن نتیجه‌گیری شود.]

636
00:45:19,080 --> 00:45:24,080
‫«ترجمه از میثم موسویان»