1
00:01:30,080 --> 00:01:35,030
‫» ترجمه از الهام صدر «

2
00:01:35,080 --> 00:01:37,960
‫[قسمت سه]

3
00:01:42,480 --> 00:01:44,400
‫منظورم این بود که...

4
00:01:44,760 --> 00:01:47,360
‫اخلاقم واقعاً افتضاحه.

5
00:01:48,040 --> 00:01:49,160
‫لطفاً بشینید، مادر.

6
00:01:49,480 --> 00:01:51,400
‫مادر، چرا سر یه...

7
00:01:51,720 --> 00:01:52,840
‫همسر معمولی عصبانی می‌شین؟

8
00:01:53,360 --> 00:01:54,480
‫بفرمایین چای.

9
00:01:54,760 --> 00:01:56,280
‫بیاین با صحبت حلش کنیم.

10
00:02:00,000 --> 00:02:01,200
‫ولیعهد کوچولو،

11
00:02:01,360 --> 00:02:02,960
‫درس‌هات چطور پیش می‌رن؟

12
00:02:03,240 --> 00:02:03,640
‫پـ...

13
00:02:04,400 --> 00:02:05,560
‫پدر...

14
00:02:07,280 --> 00:02:07,920
‫اخیراً...

15
00:02:08,600 --> 00:02:10,720
‫درس‌هام رضایت‌بخش بوده.

16
00:02:11,120 --> 00:02:11,920
‫خیلی خوبه!

17
00:02:13,000 --> 00:02:15,280
‫به لطف تأثیرات خوب مادر،

18
00:02:15,440 --> 00:02:18,080
‫ولیعهد کوچولو خیلی خوب تربیت شده.

19
00:02:18,480 --> 00:02:19,550
‫ولیعهد کوچولو،

20
00:02:19,600 --> 00:02:21,390
‫در آینده اگه چیزی خواستی،

21
00:02:21,440 --> 00:02:22,720
‫راحت باش و به خودم بگو.

22
00:02:23,640 --> 00:02:24,120
‫چشم.

23
00:02:24,920 --> 00:02:27,120
‫حالا داری مثل یه پدر واقعی رفتار می‌کنی.

24
00:02:29,000 --> 00:02:30,520
‫اتفاقاً یه چیزی هست...

25
00:02:31,320 --> 00:02:33,680
‫که می‌تونی درش به ولیعهد کمک کنی.

26
00:02:34,800 --> 00:02:36,280
‫ولیعهد ما...

27
00:02:36,600 --> 00:02:38,520
‫خیلی باهوشه.

28
00:02:39,320 --> 00:02:42,520
‫اما مهارت‌های اسب‌سواری و تیراندازیش...

29
00:02:42,840 --> 00:02:44,120
‫نیاز به تمرین داره.

30
00:02:45,720 --> 00:02:48,640
‫مگه ژنرال لو یه پسر کوچیک...

31
00:02:49,320 --> 00:02:50,640
‫هم‌سن‌وسال اون نداره؟

32
00:02:51,640 --> 00:02:53,720
‫چرا به قصر احضارش نمی‌کنی...

33
00:02:54,680 --> 00:02:56,760
‫تا همراه ولیعهد باشه؟

34
00:02:57,360 --> 00:02:58,200
‫ژنرال لو...

35
00:02:59,000 --> 00:03:01,200
‫تازه به‌خاطر خدماتش تشویق شده.

36
00:03:01,240 --> 00:03:02,590
‫این کار یه‌کم...

37
00:03:02,640 --> 00:03:03,160
‫نگهبان‌ها!

38
00:03:04,440 --> 00:03:05,360
‫باز شروع شد.

39
00:03:05,480 --> 00:03:07,480
‫همین الان فرمانش رو صادر می‌کنم.

40
00:03:11,120 --> 00:03:12,120
‫نگهبان‌ها!

41
00:03:14,480 --> 00:03:17,000
‫برای «یو خاتون» چای بیارید.

42
00:03:21,280 --> 00:03:22,160
‫سرورم.

43
00:03:22,680 --> 00:03:23,760
‫داری چی‌کار می‌کنی؟

44
00:03:24,000 --> 00:03:24,880
‫سرورم،

45
00:03:25,200 --> 00:03:27,520
‫تازه در چهل سالگی
‫خدا بهم یه پسر داد.

46
00:03:27,720 --> 00:03:28,840
‫اون تمام داروندارمه.

47
00:03:29,840 --> 00:03:31,550
‫حالا که اعلی‌حضرت
‫به قصر احضارش کرده،

48
00:03:31,600 --> 00:03:32,630
‫با اینکه به اسم همراه مطالعه شدنه،

49
00:03:32,680 --> 00:03:34,350
‫ولی در واقعیت
‫دارن گروگانش می‌گیرن.

50
00:03:34,400 --> 00:03:35,200
‫اگه...

51
00:03:35,840 --> 00:03:37,750
‫اگه نتونه ولیعهد رو راضی نگه داره چی؟

52
00:03:37,800 --> 00:03:39,120
‫اگه مشکلی پیش بیاد،

53
00:03:40,120 --> 00:03:42,320
‫ممکنه به قیمت جون کل خانواده‌م تموم بشه!

54
00:03:42,880 --> 00:03:43,600
‫ژنرال لو،

55
00:03:45,120 --> 00:03:46,320
‫لطفاً بلند شید حرف بزنید.

56
00:03:50,560 --> 00:03:53,560
‫من از بچگی همراه ولیعهد بودم.

57
00:03:54,680 --> 00:03:56,080
‫سختی‌های این کار رو...

58
00:03:57,000 --> 00:03:59,000
‫هیچ‌کس بهتر از من نمی‌فهمه.

59
00:04:02,280 --> 00:04:03,000
‫ژنرال لو،

60
00:04:04,240 --> 00:04:05,880
‫اگه هنوز بهم اعتماد داری،

61
00:04:08,120 --> 00:04:09,320
‫یه‌کم بهم وقت بده.

62
00:04:10,040 --> 00:04:11,710
‫قول می‌دم بچه‌ت رو...

63
00:04:11,760 --> 00:04:13,240
‫صحیح‌وسالم برگردونم.

64
00:04:14,040 --> 00:04:15,590
‫شما خیلی لطف دارین، سرورم.

65
00:04:15,640 --> 00:04:16,960
‫من فقط یه جنگجوی ساده‌م

66
00:04:17,320 --> 00:04:18,840
‫و حرف‌های قشنگ بلد نیستم.

67
00:04:19,200 --> 00:04:20,710
‫اگه بتونین پسر عزیزم رو نجات بدین،

68
00:04:20,760 --> 00:04:22,000
‫جونم رو فدا می‌کنم

69
00:04:22,280 --> 00:04:22,880
‫و فقط...

70
00:04:23,320 --> 00:04:24,240
‫از شما پیروی می‌کنم.

71
00:04:25,800 --> 00:04:27,320
‫خیالت راحت، ژنرال لو.

72
00:04:27,720 --> 00:04:29,200
‫سر قولم می‌مونم.

73
00:04:30,320 --> 00:04:30,760
‫دیگه...

74
00:04:31,080 --> 00:04:32,080
‫از حضورتون مرخص می‌شم.

75
00:04:33,080 --> 00:04:43,080
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 M O V I E S H O . C O M

76
00:04:50,520 --> 00:04:51,840
‫تازه الان فهمیدم...

77
00:04:52,440 --> 00:04:54,950
‫چرا امروز یهو اومدی پیش ملکۀ مادر

78
00:04:55,000 --> 00:04:56,200
‫و اون نمایش رو راه انداختی.

79
00:04:56,960 --> 00:04:57,600
‫کدوم نمایش؟

80
00:04:58,480 --> 00:05:00,630
‫می‌خواستی همه‌ی افراد قصر بفهمن...

81
00:05:00,680 --> 00:05:01,910
‫که تحمل نداری کسی از من انتقاد کنه،

82
00:05:01,960 --> 00:05:03,600
‫چه برسه به اینکه برام پاپوش بدوزن.

83
00:05:04,240 --> 00:05:05,520
‫این‌جوری اونا فکر می‌کنن...

84
00:05:06,360 --> 00:05:09,070
‫این خاتون پلید
‫شده نقطه‌ضعف امپراتور.

85
00:05:09,120 --> 00:05:11,400
‫کنترل کردن اون یعنی کنترل کردن تو.

86
00:05:11,720 --> 00:05:12,750
‫این باعث می‌شه درحالی‌که دارن با هم می‌جنگن...

87
00:05:12,800 --> 00:05:14,390
‫جبهه نگیرن.

88
00:05:14,440 --> 00:05:17,040
‫این‌جوری ما هم می‌تونیم مخفیانه
‫قدرتمون رو زیاد کنیم.

89
00:05:17,080 --> 00:05:17,480
‫مگه نه؟

90
00:05:19,400 --> 00:05:20,600
‫فهمیدی؟

91
00:05:21,800 --> 00:05:23,000
‫یعنی انقدر بد بازی کردم؟

92
00:05:23,240 --> 00:05:24,760
‫بازیت عالی بود.

93
00:05:25,040 --> 00:05:27,120
‫یه روز کامل طول کشید تا بفهمم.

94
00:05:27,720 --> 00:05:29,240
‫تو واقعاً یه مغز متفکری.

95
00:05:30,560 --> 00:05:33,440
‫حالا من شدم هم سپر
‫و هم نقطه‌ضعفت.

96
00:05:33,760 --> 00:05:34,680
‫وقتی یه روزی،

97
00:05:35,080 --> 00:05:35,880
‫یه قاتل...

98
00:05:36,840 --> 00:05:37,880
‫یه شمشیر...

99
00:05:38,360 --> 00:05:40,440
‫بذاره زیر گلوم تا مجبورت کنه تسلیم بشی،

100
00:05:40,480 --> 00:05:41,560
‫می‌تونی راحت بگی:

101
00:05:41,920 --> 00:05:42,640
‫«چه احمقی.»

102
00:05:42,920 --> 00:05:44,240
‫«اون اصلاً برام مهم نیست.»

103
00:05:44,640 --> 00:05:45,840
‫بعدش با یه ضربه،

104
00:05:46,120 --> 00:05:49,040
‫هم من و هم قاتل رو
‫مثل میوه‌های شکری به سیخ بکشی.

105
00:05:51,120 --> 00:05:52,720
‫اگه واقعاً این‌طوری فکر می‌کنی،

106
00:05:53,960 --> 00:05:54,960
‫عصبانی نیستی؟

107
00:05:55,560 --> 00:05:56,400
‫اصلاً.

108
00:05:59,440 --> 00:06:00,960
‫همه‌مون داریم غرق می‌شیم.

109
00:06:01,480 --> 00:06:03,870
‫هرکی بتونه خودش رو نجات بده
‫با توانایی خودش این کار رو می‌کنه.

110
00:06:03,920 --> 00:06:05,400
‫کاملاً درک می‌کنم.

111
00:06:05,680 --> 00:06:06,870
‫منم جای تو بودم همین کار رو می‌کردم.

112
00:06:06,920 --> 00:06:07,600
‫تازه،

113
00:06:08,120 --> 00:06:09,350
‫خودمم بهش نگفتم که پنهانی...

114
00:06:09,400 --> 00:06:10,840
‫با شاهزاده دوآن دیدار داشتم.

115
00:06:11,200 --> 00:06:11,800
‫درضمن،

116
00:06:12,240 --> 00:06:14,950
‫درخواستم واسه رفتن به کتابخونه هم
‫به نفع خودم بود.

117
00:06:15,000 --> 00:06:17,310
‫دو تا دَری که اونجان،
‫داخل و خارج قصر رو به هم وصل می‌کنن

118
00:06:17,360 --> 00:06:19,470
‫و راه فرار من از اینجان.

119
00:06:19,520 --> 00:06:21,270
‫اما بذار یه چیزی رو روشن کنم.

120
00:06:21,320 --> 00:06:23,270
‫واسه من از فداکاری
‫و این چرت‌وپرت‌ها حرف نزن.

121
00:06:23,320 --> 00:06:25,440
‫اگه یه روزی فقط یکیمون بتونه زنده بمونه،

122
00:06:25,880 --> 00:06:28,280
‫فقط به‌خاطر اینکه زنم
‫باهام مدارا نکن.

123
00:06:28,360 --> 00:06:29,960
‫منم باهات مدارا نمی‌کنم.

124
00:06:31,960 --> 00:06:32,800
‫هرچی بشه،

125
00:06:33,520 --> 00:06:34,840
‫من هیچ‌وقت بهت خیانت نمی‌کنم.

126
00:06:38,800 --> 00:06:39,720
‫حتی اگه آخرش...

127
00:06:40,080 --> 00:06:41,400
‫شاهزاده دوآن رو انتخاب کنی،

128
00:06:41,480 --> 00:06:42,960
‫بازم همین کار رو می‌کنم.

129
00:06:43,520 --> 00:06:44,120
‫البته...

130
00:06:45,120 --> 00:06:47,040
‫اگه نخوای کسی رو انتخاب کنی،

131
00:06:48,160 --> 00:06:49,440
‫اگه یه روزی من زودتر بمیرم،

132
00:06:50,240 --> 00:06:51,040
‫قبل از مرگم،

133
00:06:51,840 --> 00:06:53,470
‫از قصر می‌فرستمت بیرون

134
00:06:53,520 --> 00:06:55,360
‫که دور از این درگیری‌ها باشی

135
00:06:55,840 --> 00:06:58,040
‫و بری به سمت آزادی‌ای که حقته.

136
00:07:01,960 --> 00:07:04,000
‫هیچ‌کس جرئت نمی‌کنه 
‫کوچیک‌ترین آسیبی بهت بزنه.

137
00:07:04,440 --> 00:07:04,880
‫قسم می‌خورم.

138
00:07:10,920 --> 00:07:12,640
‫اینا همه‌ش واسه آینده‌ست.

139
00:07:14,000 --> 00:07:15,080
‫بیا فعلاً...

140
00:07:16,000 --> 00:07:18,080
‫به مسائل الان بپردازیم...

141
00:07:18,360 --> 00:07:20,440
‫و تا می‌تونیم از نور مهتاب لذت ببریم.

142
00:07:40,640 --> 00:07:42,320
‫ماه امشب قشنگ کامله.

143
00:07:42,760 --> 00:07:44,200
‫چون امروز پونزدهمه.

144
00:07:45,640 --> 00:07:46,320
‫آهان.

145
00:07:49,400 --> 00:07:50,080
‫روز...

146
00:07:50,840 --> 00:07:51,360
‫پونزدهم...

147
00:08:00,560 --> 00:08:01,080
‫یونگر.

148
00:08:09,320 --> 00:08:09,760
‫سرورم.

149
00:08:12,720 --> 00:08:13,830
‫چند روزه ندیدمت.

150
00:08:13,880 --> 00:08:15,280
‫چرا انقدر لاغر شدی؟

151
00:08:15,480 --> 00:08:16,760
‫اتفاقی افتاده؟

152
00:08:18,360 --> 00:08:19,640
‫چیز مهمی نیست.

153
00:08:21,040 --> 00:08:22,080
‫همین امروز،

154
00:08:22,280 --> 00:08:26,310
‫وقتی ژوانگ خاتون و یو خاتون رفته بودن
‫به ملکۀ مادر ادای احترام کنن،

155
00:08:26,360 --> 00:08:28,040
‫چند باری سربه‌سر «یو خاتون» گذاشتم

156
00:08:28,800 --> 00:08:30,520
‫و اعلی‌حضرت بهم سیلی زد.

157
00:08:31,000 --> 00:08:32,080
‫این روزها توی حرمسرا...

158
00:08:32,640 --> 00:08:34,960
‫باید مراقب همه‌چی بود.

159
00:08:35,000 --> 00:08:35,800
‫می‌ترسم...

160
00:08:36,640 --> 00:08:37,880
‫می‌ترسم یه روزی...

161
00:08:40,200 --> 00:08:41,640
‫خیلی خطر کردی که...

162
00:08:42,680 --> 00:08:44,390
‫احساسات واقعیت رو بهم گفتی.

163
00:08:44,440 --> 00:08:45,520
‫تا وقتی من اینجام،

164
00:08:46,840 --> 00:08:48,760
‫نمی‌ذارم اتفاقی برات بیفته.

165
00:08:56,560 --> 00:08:58,000
‫راستش این چند روز،

166
00:08:58,520 --> 00:09:00,350
‫همیشه اون کیسه عطری که بهم دادی رو...

167
00:09:00,400 --> 00:09:00,960
‫همراهم داشتم.

168
00:09:02,200 --> 00:09:02,920
‫وقتی می‌بینمش،

169
00:09:03,760 --> 00:09:04,960
‫انگار تو رو دیدم.

170
00:09:05,760 --> 00:09:07,480
‫فقط واسه اینکه فالگوش وایسیم

171
00:09:07,720 --> 00:09:08,800
‫یه ساعت زودتر کمین کردیم؟

172
00:09:09,320 --> 00:09:11,320
‫این یه فالگوش وایستادن معمولی نیست.

173
00:09:11,800 --> 00:09:12,600
‫کتاب می‌گه...

174
00:09:13,920 --> 00:09:16,160
‫که اولین قرارشون توی شب ماه کامل...

175
00:09:16,480 --> 00:09:17,920
‫پایه‌گذارِ...

176
00:09:18,400 --> 00:09:20,150
‫سال‌ها همکاری بین شخصیت‌های اصلیه.

177
00:09:20,200 --> 00:09:21,720
‫یادت هست من چطوری مُردم؟

178
00:09:22,480 --> 00:09:23,830
‫- جدی...
‫- انقدر غر نزن.

179
00:09:23,880 --> 00:09:25,320
‫هیچی نمی‌شنوم.

180
00:09:30,400 --> 00:09:31,000
‫راستی،

181
00:09:31,680 --> 00:09:33,870
‫چرا چند روزه هیچ خبری ندادین؟

182
00:09:33,920 --> 00:09:35,840
‫مشغول کارهای اداری هستین؟

183
00:09:37,360 --> 00:09:38,360
‫داستانش طولانیه.

184
00:09:38,840 --> 00:09:40,920
‫چرا باز جاشون رو عوض کردن؟

185
00:09:44,080 --> 00:09:45,880
‫چرا همین‌طوری رفت؟

186
00:09:47,600 --> 00:09:49,510
‫اخیراً، کارهای عمارتم دردسرساز شده.

187
00:09:49,560 --> 00:09:51,400
‫اصلاً وقت خالی ندارم.

188
00:09:51,520 --> 00:09:53,160
‫به حرمسرا هم مربوطه.

189
00:09:53,640 --> 00:09:55,590
‫راستش به‌خاطر همین موضوع...

190
00:09:55,640 --> 00:09:56,960
‫خطر کردم و اومدم دیدنت.

191
00:09:58,240 --> 00:10:00,630
‫ارتباط بین زنان حرمسرا و دربار...

192
00:10:00,680 --> 00:10:02,430
‫همیشه به پیشینه خانوادگی‌شون برمی‌گرده.

193
00:10:02,480 --> 00:10:04,590
‫اگه انقدر دودل هستین،

194
00:10:04,640 --> 00:10:06,840
‫باید یا برادرِ «شو خاتون» باشه

195
00:10:07,360 --> 00:10:09,080
‫یا پدرِ والامقام وِی.

196
00:10:10,960 --> 00:10:12,520
‫تو واقعاً باهوشی.

197
00:10:13,960 --> 00:10:15,110
‫درست گفتی، استاد وِی اعظمه.

198
00:10:15,160 --> 00:10:16,080
‫استاد وِی اعظم.

199
00:10:17,120 --> 00:10:18,800
‫یه شخصیت کلیدی وارد شد.

200
00:10:22,000 --> 00:10:23,670
‫پسرِ استاد وِی اعظم...

201
00:10:23,720 --> 00:10:26,510
‫اخیراً با اسبش یه آدم عادی رو
‫توی خیابون لگدکوب کرد و کشت.

202
00:10:26,560 --> 00:10:29,510
‫مقتول اومده بود پایتخت...

203
00:10:29,560 --> 00:10:32,160
‫تا از بازرسِ نمک شهرش شکایت کنه.

204
00:10:36,560 --> 00:10:38,310
‫جلوگیری از شکایت...

205
00:10:38,360 --> 00:10:39,440
‫جرم سنگینیه.

206
00:10:39,600 --> 00:10:41,710
‫اون بی‌وجدان می‌دونست
‫جرم بزرگی مرتکب شده

207
00:10:41,760 --> 00:10:42,870
‫که نمی‌شه جبرانش کرد،

208
00:10:42,920 --> 00:10:45,070
‫واسه همین مخفیانه
‫با استاد وِی اعظم ارتباط برقرار کرد.

209
00:10:45,120 --> 00:10:46,670
‫استاد وِی اعظم هم که می‌خواست
‫از پسرش محافظت کنه،

210
00:10:46,720 --> 00:10:48,520
‫موضوع رو ماست‌مالی کرد.

211
00:10:48,800 --> 00:10:50,990
‫استاد وِی اعظم یکی از افراد ملکۀ مادره.

212
00:10:51,040 --> 00:10:52,040
‫والامقام وِی هم...

213
00:10:52,280 --> 00:10:54,150
‫به همین خاطر خیلی عزیزه.

214
00:10:54,200 --> 00:10:56,680
‫اون دست راست ملکۀ مادره.

215
00:10:58,240 --> 00:11:00,950
‫سال‌هاست که داره
‫از مجوز حمل‌ونقل نمک...

216
00:11:01,000 --> 00:11:03,800
‫واسه ثروت‌اندوزی
‫و انجام هرجور کار پلیدی استفاده می‌کنه.

217
00:11:04,320 --> 00:11:05,240
‫هرچی بکاری،

218
00:11:07,000 --> 00:11:08,640
‫همون رو درو می‌کنی.

219
00:11:13,400 --> 00:11:16,030
‫توی رمان اصلی هم
‫دقیقاً اینا رو نوشته؟

220
00:11:16,080 --> 00:11:17,200
‫کلمه به کلمه.

221
00:11:19,400 --> 00:11:21,920
‫نویسنده احیاناً طرفدارِ «اعمال جهنمی» نبوده؟

222
00:11:23,840 --> 00:11:26,160
‫حصیری که باید بذاری قسمت پایینی بدنت کو؟

223
00:11:30,160 --> 00:11:32,000
‫قصر سلطنتی خیلی فقیره.

224
00:11:32,080 --> 00:11:33,000
‫زود بیا تو.

225
00:11:41,440 --> 00:11:43,150
‫لازم نیست بیشتر توضیح بدین.

226
00:11:43,200 --> 00:11:44,680
‫بهم بگین می‌خواین چی‌کار کنین.

227
00:11:45,200 --> 00:11:47,990
‫می‌خوام از این فرصت
‫واسه حذف استاد وِی اعظم استفاده کنم

228
00:11:48,040 --> 00:11:49,840
‫و حق مردم رو بهشون بدم.

229
00:11:51,440 --> 00:11:53,470
‫اما این مسئله خیلی مهمه

230
00:11:53,520 --> 00:11:55,270
‫و هنوز نقشه خوبی به ذهنم نرسیده.

231
00:11:55,320 --> 00:11:56,600
‫من یه راه خوب بلدم.

232
00:11:58,160 --> 00:11:59,200
‫بازرس نمک...

233
00:11:59,480 --> 00:12:00,280
‫یه بار به‌عنوان رشوه...

234
00:12:00,600 --> 00:12:02,720
‫به استاد وِی اعظم یه مروارید سرخ داد.

235
00:12:03,760 --> 00:12:04,710
‫- اما اون فکر کرد...
‫- ببین. قشنگه؟

236
00:12:04,760 --> 00:12:06,560
‫فقط یه عقیق معمولی قرمزه،

237
00:12:07,400 --> 00:12:10,080
‫واسه همین دادش به دخترش،
‫والامقام وِی.

238
00:12:11,920 --> 00:12:13,320
‫از کجا فهمیدی؟

239
00:12:13,480 --> 00:12:14,280
‫یه رازه.

240
00:12:15,560 --> 00:12:16,080
‫بگذریم،

241
00:12:17,080 --> 00:12:18,400
‫یه راهی پیدا می‌کنم تا گیرش بیارم

242
00:12:19,160 --> 00:12:20,120
‫و کمکتون کنم.

243
00:12:25,880 --> 00:12:26,520
‫یونگر...

244
00:12:29,040 --> 00:12:30,040
‫اگه این حقیقت داشته باشه،

245
00:12:31,960 --> 00:12:33,760
‫لطف بزرگی در حقم می‌کنی.

246
00:12:39,600 --> 00:12:40,480
‫عجب آشغالیه.

247
00:12:41,480 --> 00:12:43,280
‫داره شیه یونگر رو مثل احمق‌ها بازی می‌ده.

248
00:12:44,600 --> 00:12:47,320
‫واقعاً غرق فالگوش وایستادن شدی.

249
00:12:49,040 --> 00:12:50,680
‫اون گنجینه‌ای که گفتن،

250
00:12:52,200 --> 00:12:53,200
‫واقعاً راسته؟

251
00:12:54,040 --> 00:12:55,040
‫باید راست باشه.

252
00:12:59,080 --> 00:12:59,600
‫بریم.

253
00:13:02,360 --> 00:13:03,790
‫شیه یونگر حاضره
‫واسه شاهزاده دوآن هر کاری بکنه،

254
00:13:03,840 --> 00:13:05,480
‫حتی دزدی.

255
00:13:05,840 --> 00:13:06,870
‫واقعاً داره خودش رو به آب و آتیش می‌زنه.

256
00:13:06,920 --> 00:13:07,990
‫پام رو لگد زدی.

257
00:13:08,040 --> 00:13:08,960
‫بـ... ببخشید.

258
00:13:11,880 --> 00:13:12,600
‫کی اونجاست؟

259
00:13:23,480 --> 00:13:24,280
‫اعلی‌حضرت.

260
00:13:24,400 --> 00:13:25,240
‫بانوی من.

261
00:13:27,680 --> 00:13:29,360
‫مگه اعلی‌حضرت و یو خاتون...

262
00:13:29,560 --> 00:13:31,560
‫توی باغ سلطنتی دعواشون شده؟

263
00:13:34,080 --> 00:13:35,360
‫چرا انقدر فضولی؟

264
00:13:40,720 --> 00:13:43,120
‫باورم نمی‌شه نقشه‌مون
‫واسه جدا کردنشون...

265
00:13:43,400 --> 00:13:44,320
‫واقعاً...

266
00:13:45,480 --> 00:13:46,800
‫جواب داد!

267
00:13:48,360 --> 00:13:49,080
‫کی اونجاست؟

268
00:13:52,040 --> 00:13:52,640
‫شاهزاده،

269
00:13:53,120 --> 00:13:53,640
‫من بودم.

270
00:13:55,520 --> 00:13:56,760
‫گزارشمون رو نداد.

271
00:13:56,920 --> 00:13:57,760
‫حتی...

272
00:13:58,200 --> 00:13:59,120
‫ما رو پوشش داد.

273
00:14:00,120 --> 00:14:02,320
‫اگه می‌‌دونستم انقدر خوب بلدم
‫نیرو جذب کنم،

274
00:14:02,520 --> 00:14:04,160
‫می‌رفتم بخش منابع انسانی.

275
00:14:04,200 --> 00:14:04,960
‫در این صورت،

276
00:14:05,880 --> 00:14:07,160
‫شو یائو دیر یا زود...

277
00:14:08,000 --> 00:14:09,320
‫تغییر جبهه می‌ده.

278
00:14:09,640 --> 00:14:11,000
‫شکست دادن شاهزاده دوآن...

279
00:14:14,920 --> 00:14:16,920
‫وقتی استاد وِی اعظم زندانی بشه،

280
00:14:17,600 --> 00:14:20,630
‫شو یائو حتماً از فرصت استفاده می‌کنه
‫تا پرونده‌ی پدرش رو بررسی کنه.

281
00:14:20,680 --> 00:14:23,310
‫حتی ممکنه یواشکی بره تو
‫تا مستقیماً ازش سؤال کنه.

282
00:14:23,360 --> 00:14:25,710
‫پس من باید قبل از اون
‫برسم اونجا ازش بازجویی کنم...

283
00:14:25,760 --> 00:14:27,070
‫تا کنترل اوضاع رو دستم بگیرم.

284
00:14:27,120 --> 00:14:28,160
‫این شاهزاده دوآن...

285
00:14:28,480 --> 00:14:29,600
‫احمق نیست.

286
00:14:30,160 --> 00:14:31,160
‫وقتی بفهمه،

287
00:14:31,720 --> 00:14:33,120
‫شو یائو ممکنه به خطر بیفته.

288
00:14:33,720 --> 00:14:34,630
‫اون‌وقت من براش...

289
00:14:34,680 --> 00:14:36,030
‫یه نقشه شغلی جدید طراحی می‌کنم.

290
00:14:36,080 --> 00:14:38,000
‫می‌تونه براساس شایستگیش...

291
00:14:38,040 --> 00:14:39,320
‫زمین پاداش بگیره.

292
00:14:39,760 --> 00:14:40,920
‫با مزایای کامل،

293
00:14:41,320 --> 00:14:42,310
‫مرخصی سالانه و مرخصی فرزندداری...

294
00:14:42,360 --> 00:14:43,680
‫همه رو براش ردیف می‌کنم.

295
00:14:46,840 --> 00:14:48,390
‫پس من امشب نمی‌تونم اینجا بخوابم.

296
00:14:48,440 --> 00:14:48,760
‫چرا؟

297
00:14:49,080 --> 00:14:49,910
‫شیه یانگر قراره فردا...

298
00:14:49,960 --> 00:14:51,590
‫مروارید سرخ والامقام وِی رو بدزده.

299
00:14:51,640 --> 00:14:53,040
‫باید توی قصر باشم.

300
00:14:53,280 --> 00:14:53,960
‫وگرنه،

301
00:14:54,520 --> 00:14:55,520
‫بدون تماشاچی،

302
00:14:56,320 --> 00:14:58,120
‫بازیگرها برای کی اجرا کنن؟

303
00:15:01,680 --> 00:15:03,880
‫نظرت راجع‌به دو تا نوشیدنی مخصوص چیه؟

304
00:15:04,000 --> 00:15:07,040
‫نه. زیاد خوردن روی کار تأثیر می‌ذاره.

305
00:15:08,640 --> 00:15:10,560
‫کمک! دزد!

306
00:15:12,080 --> 00:15:12,360
‫یک.

307
00:15:12,680 --> 00:15:12,960
‫دو.

308
00:15:13,680 --> 00:15:14,080
‫سه.

309
00:15:14,360 --> 00:15:17,120
‫[قصر چانگ‌نینگ]
‫چهار.
‫پنج.
‫شیش.

310
00:15:17,360 --> 00:15:17,760
‫هفت.

311
00:15:18,000 --> 00:15:19,600
‫بانوی من، خبر بد!

312
00:15:19,800 --> 00:15:20,080
‫دو.

313
00:15:20,560 --> 00:15:20,960
‫سه.

314
00:15:21,400 --> 00:15:21,720
‫چهار.

315
00:15:22,320 --> 00:15:22,640
‫پنج.

316
00:15:23,160 --> 00:15:23,440
‫شیش.

317
00:15:24,000 --> 00:15:24,640
‫بانوی من!

318
00:15:24,880 --> 00:15:26,670
‫یه چیز باارزش از قصر والامقام وِی گم شده.

319
00:15:26,720 --> 00:15:27,910
‫دارن همه‌جا رو دنبالش می‌گردن.

320
00:15:27,960 --> 00:15:29,630
‫بانو شیه هم داره شایعه پخش می‌کنه.

321
00:15:29,680 --> 00:15:31,510
‫می‌گه حتماً شما
‫در این قضیه دست دارین.

322
00:15:31,560 --> 00:15:32,750
‫این یه اتهام بدخواهانه نیست؟

323
00:15:32,800 --> 00:15:33,200
‫هشت.

324
00:15:33,400 --> 00:15:34,400
‫بانوی من!

325
00:15:34,680 --> 00:15:34,870
‫دو.

326
00:15:34,920 --> 00:15:36,600
‫اصلاً به حرفم گوش می‌دین؟

327
00:15:38,560 --> 00:15:38,880
‫پنج.

328
00:15:39,760 --> 00:15:40,160
‫چهار.

329
00:15:41,240 --> 00:15:41,680
‫سه.

330
00:15:42,880 --> 00:15:43,160
‫دو.

331
00:15:45,040 --> 00:15:45,320
‫یک.

332
00:15:46,440 --> 00:15:48,150
‫گنجینه‌ای که گم کردم خیلی ارزشمنده.

333
00:15:48,200 --> 00:15:51,280
‫جون ده نفرتون هم
‫واسه جبرانش کافی نیست.

334
00:15:53,280 --> 00:15:54,830
‫شما چند نفر حیاط پشتی رو بگردین.

335
00:15:54,880 --> 00:15:56,600
‫بقیه‌تون داخل رو بگردین.

336
00:16:05,880 --> 00:16:07,510
‫بانوی من، چیزی پیدا نکردیم.

337
00:16:07,560 --> 00:16:08,440
‫احمق‌های بی‌عرضه.

338
00:16:09,400 --> 00:16:10,520
‫خودم می‌گردم.

339
00:16:11,320 --> 00:16:12,560
‫خواهر، بذار کمکت کنم.

340
00:16:12,920 --> 00:16:14,550
‫ده تا صندوق دیگه اونجاست.

341
00:16:14,600 --> 00:16:15,670
‫شیش تا کمد اونجاست...

342
00:16:15,720 --> 00:16:16,750
‫و سه تا جعبه آرایش.

343
00:16:16,800 --> 00:16:17,590
‫بیا همه‌شون رو خوب بگردیم.

344
00:16:17,640 --> 00:16:23,680
‫[قصر چانگ‌نینگ]
‫خواهر!
‫دیگه نمی‌خوای بگردی؟
‫کسی چیزی پیدا نکرده؟

345
00:16:24,320 --> 00:16:25,560
‫همه‌تون بی‌مصرفید!

346
00:16:25,920 --> 00:16:26,670
‫بانوی من.

347
00:16:26,720 --> 00:16:27,400
‫پیداش کردیم.

348
00:16:27,760 --> 00:16:29,880
‫یه محفظه مخفی اینجاست.

349
00:16:31,200 --> 00:16:31,960
‫یو وان‌یین.

350
00:16:32,400 --> 00:16:34,400
‫چه حرفی واسه گفتن داری؟

351
00:16:34,520 --> 00:16:35,840
‫مچت رو گرفتیم.

352
00:16:36,080 --> 00:16:36,520
‫نگهبان‌ها!

353
00:16:36,920 --> 00:16:37,720
‫بازداشتش کنید!

354
00:16:37,880 --> 00:16:39,280
‫می‌خوام ببینم کی جرئت می‌کنه.

355
00:16:41,160 --> 00:16:44,240
‫- درود بر اعلی‌حضرت.
‫- درود بر اعلی‌حضرت.

356
00:16:45,480 --> 00:16:48,000
‫این ساعت نباید توی دربار باشه؟

357
00:16:52,360 --> 00:16:53,080
‫غافلگیر شدی؟

358
00:16:53,720 --> 00:16:54,440
‫زودتر اومدم.

359
00:16:59,000 --> 00:16:59,880
‫اعلی‌حضرت.

360
00:17:00,440 --> 00:17:02,040
‫لطفاً بانو وِی رو سرزنش نکنید.

361
00:17:02,480 --> 00:17:04,560
‫اون گنجینه کمیابی رو گم کرده.

362
00:17:04,920 --> 00:17:06,000
‫خیلی نگرانه.

363
00:17:06,840 --> 00:17:07,790
‫واسه همینه که...

364
00:17:07,840 --> 00:17:10,040
‫کورکورانه عصبانیتش رو سر من خالی می‌کنه.

365
00:17:11,000 --> 00:17:11,800
‫اعلی‌حضرت.

366
00:17:11,920 --> 00:17:13,070
‫به چرندیاتش گوش ندید.

367
00:17:13,120 --> 00:17:14,040
‫من مدرک دارم.

368
00:17:14,360 --> 00:17:15,800
‫یه نفر یه خواجه‌ی جوون رو دید

369
00:17:15,840 --> 00:17:16,800
‫که عقیقم رو دزدید

370
00:17:17,000 --> 00:17:18,870
‫و بردش به قصر «یو خاتون».

371
00:17:18,920 --> 00:17:19,720
‫بیارش اینجا!

372
00:17:35,760 --> 00:17:36,560
‫اعلی‌حضرت!

373
00:17:36,680 --> 00:17:38,470
‫این همون مدرکیه که گفتی؟

374
00:17:38,520 --> 00:17:39,350
‫غیرممکنه.

375
00:17:39,400 --> 00:17:40,430
‫این مطمئناً...

376
00:17:40,480 --> 00:17:41,550
‫مطمئناً یه مروارید باارزش بود.

377
00:17:41,600 --> 00:17:43,040
‫چطوری تبدیل به خرما شد؟

378
00:17:50,600 --> 00:17:53,310
‫به‌هرحال، اینو استاد وِی اعظم
‫به همسر عزیزم داده بود.

379
00:17:53,360 --> 00:17:53,960
‫تصور می‌کنم...

380
00:17:54,600 --> 00:17:56,320
‫باید خیلی باارزش باشه.

381
00:17:57,560 --> 00:17:58,600
‫جلوت رو نمی‌گیرم.

382
00:17:59,560 --> 00:18:00,600
‫حتی کمکت هم می‌کنم.

383
00:18:01,280 --> 00:18:03,320
‫بیا با هم به گشتن ادامه بدیم.

384
00:18:11,200 --> 00:18:12,520
‫چه خبره؟

385
00:18:12,920 --> 00:18:14,320
‫این‌همه سروصدا برای چیه؟

386
00:18:15,680 --> 00:18:16,680
‫ملکۀ مادر.

387
00:18:17,280 --> 00:18:18,080
‫شنیدم...

388
00:18:18,280 --> 00:18:20,990
‫والامقام وِی یه جواهر خیلی قیمتی گم کرده.

389
00:18:21,040 --> 00:18:22,280
‫واسه همین امروز صبح،

390
00:18:22,440 --> 00:18:23,910
‫به قصر یو خاتون رفته...

391
00:18:23,960 --> 00:18:24,960
‫تا دنبالش بگرده.

392
00:18:25,720 --> 00:18:27,150
‫فقط یه تیکه جواهره دیگه.

393
00:18:27,200 --> 00:18:29,120
‫ارزش این‌همه جنجال رو داره؟

394
00:18:30,080 --> 00:18:32,200
‫به نظر منم عجیبه، بانوی من.

395
00:18:33,760 --> 00:18:35,760
‫گرچه مقام خاتون بالاست،

396
00:18:36,040 --> 00:18:37,640
‫اما هیچ محبوبیتی نداره.

397
00:18:38,080 --> 00:18:39,160
‫بااین‌حال اعلی‌حضرت...

398
00:18:39,480 --> 00:18:40,950
‫حاضره قصر رو...

399
00:18:41,000 --> 00:18:41,640
‫براش بگرده.

400
00:18:48,040 --> 00:18:51,040
‫داری می‌گی پای امپراتور هم
‫به این موضوع کشیده شده؟

401
00:18:51,120 --> 00:18:51,800
‫بله.

402
00:18:53,840 --> 00:18:55,160
‫یه جای کار می‌لنگه.

403
00:18:55,720 --> 00:18:57,360
‫یه چیزی مشکوکه.

404
00:18:59,600 --> 00:19:00,440
‫بانوی من.

405
00:19:04,120 --> 00:19:05,350
‫بیرون چه خبره؟

406
00:19:05,400 --> 00:19:06,720
‫فهمیدم، بانوی من.

407
00:19:07,000 --> 00:19:07,630
‫والامقام وِی...

408
00:19:07,680 --> 00:19:10,270
‫عقیق سرخ رو
‫توی قصر یو خاتون پیدا نکرد.

409
00:19:10,320 --> 00:19:11,440
‫پیداش نکردن؟

410
00:19:14,640 --> 00:19:15,830
‫مطمئنی خودت شخصاً...

411
00:19:15,880 --> 00:19:17,630
‫دادیش به یکی از آدم‌های قصرش؟

412
00:19:17,680 --> 00:19:18,880
‫کاملاً مطمئنم.

413
00:19:19,120 --> 00:19:20,670
‫حتی با چشم‌های خودم دیدم که...

414
00:19:20,720 --> 00:19:22,310
‫اون خواجه‌ی جوون وارد قصر چانگ‌نینگ شد.

415
00:19:22,360 --> 00:19:23,480
‫امکان نداره.

416
00:19:24,920 --> 00:19:25,830
‫راستی، بانوی من.

417
00:19:25,880 --> 00:19:27,720
‫این غذا رو یو خاتون فرستاده.

418
00:19:28,400 --> 00:19:30,200
‫در همچین موقعیتی غذا فرستاده؟

419
00:19:37,120 --> 00:19:37,960
‫بانوی من.

420
00:19:38,320 --> 00:19:39,030
‫چرا فقط...

421
00:19:39,080 --> 00:19:40,440
‫نون بخارپز فرستاده؟

422
00:19:50,360 --> 00:19:50,760
‫چطور...

423
00:19:51,000 --> 00:19:51,400
‫چطور...

424
00:19:51,960 --> 00:19:53,760
‫چطور عقیق سرخ سر از اینجا درآورد؟

425
00:19:54,360 --> 00:19:55,560
‫این جعبه‌ی غذا...

426
00:19:55,680 --> 00:19:57,080
‫قبل از گشتن قصر فرستاده شد

427
00:19:57,960 --> 00:19:59,080
‫یا بعدش؟

428
00:19:59,520 --> 00:20:00,870
‫کمی بعد از گشتن.

429
00:20:00,920 --> 00:20:01,640
‫مطمئنی؟

430
00:20:01,920 --> 00:20:02,720
‫مطمئنم.

431
00:20:03,160 --> 00:20:04,350
‫نگهبان‌ها تازه رفته بودن.

432
00:20:04,400 --> 00:20:05,600
‫من خیلی هول شده بودم

433
00:20:05,920 --> 00:20:08,440
‫و وقتی گرفتمش
‫نزدیک بود از دستم بیفته.

434
00:20:10,120 --> 00:20:12,160
‫اگه این جعبه بعد از گشتن فرستاده شده،

435
00:20:13,160 --> 00:20:15,280
‫یعنی نمی‌خواسته برام پاپوش بدوزه.

436
00:20:16,600 --> 00:20:18,440
‫همچنین نشون می‌ده که می‌دونه
‫کار من بوده.

437
00:20:18,760 --> 00:20:20,510
‫بااین‌حال، نه‌تنها گزارشم رو نداده،

438
00:20:20,560 --> 00:20:21,760
‫بلکه پسش هم فرستاده.

439
00:20:23,120 --> 00:20:24,870
‫نکنه دفعۀ پیش که اومده بود،

440
00:20:24,920 --> 00:20:27,000
‫واقعاً می‌خواست باهام دوست بشه؟

441
00:20:28,040 --> 00:20:29,120
‫یه شخصیت دوبعدی...

442
00:20:29,360 --> 00:20:31,550
‫نمی‌تونه انقدر بزرگوار باشه.

443
00:20:31,600 --> 00:20:32,240
‫یا شاید،

444
00:20:32,560 --> 00:20:34,350
‫چون داستان اصلی رو عوض کردم،

445
00:20:34,400 --> 00:20:35,830
‫اثر پروانه‌ای اتفاق افتاده؟

446
00:20:35,880 --> 00:20:37,350
‫اون هیچ‌وقت شانس اینو نداشت
‫که عاشق شاهزاده دوآن بشه،

447
00:20:37,400 --> 00:20:39,920
‫پس اصلاً فرصت اینو نداشت که شرور بشه.

448
00:20:40,040 --> 00:20:40,360
‫صبر کن ببینم.

449
00:20:41,080 --> 00:20:42,400
‫اگه شرور نشده،

450
00:20:42,520 --> 00:20:44,270
‫پس بزرگ‌ترین آدم بده‌ی این داستان...

451
00:20:44,320 --> 00:20:45,720
‫منم، نه؟

452
00:20:46,240 --> 00:20:46,990
‫بانوی من.

453
00:20:47,040 --> 00:20:47,870
‫حالا باید...

454
00:20:47,920 --> 00:20:49,720
‫با این عقیق سرخ چی‌کار کنیم؟

455
00:20:57,000 --> 00:21:07,000
مووی شو
M O V I E S H O . C O M

456
00:21:14,280 --> 00:21:15,830
‫امروز همه‌ی وزرا رو احضار کردم...

457
00:21:15,880 --> 00:21:16,560
‫تا در موردِ...

458
00:21:17,200 --> 00:21:18,320
‫تدارکاتِ...

459
00:21:18,760 --> 00:21:20,640
‫«ضیافت بزرگ طول عمر» بپرسم.

460
00:21:24,120 --> 00:21:25,440
‫اعلی‌حضرت، می‌شه بپرسم...

461
00:21:25,680 --> 00:21:28,360
‫منظورتون ضیافت پارساله یا امسال؟

462
00:21:28,720 --> 00:21:30,040
‫البته که امسال.

463
00:21:30,400 --> 00:21:31,870
‫تولد پارسال اعلی‌حضرت...

464
00:21:31,920 --> 00:21:33,070
‫همین یه ماه پیش بود.

465
00:21:33,120 --> 00:21:37,520
‫جشن بزرگ طول عمر امسال رو...
‫[رئیس ادارۀ تشریفات دولتی]
‫هنوز...
‫برنامه‌ریزی نکردیم، اعلی‌حضرت.

466
00:21:44,120 --> 00:21:45,920
‫به نظر میاد وزارت تشریفات

467
00:21:46,480 --> 00:21:47,760
‫هیچ کاری نمی‌کنه.

468
00:21:51,520 --> 00:21:52,320
‫اعلی‌حضرت!

469
00:21:53,840 --> 00:21:54,590
‫اعلی‌حضرت.

470
00:21:54,640 --> 00:21:55,440
‫اعلی‌حضرت.

471
00:21:55,600 --> 00:21:57,000
‫عقیق پیدا شد.

472
00:22:09,440 --> 00:22:10,760
‫فقط یه عقیق کوچیکه.

473
00:22:11,960 --> 00:22:13,880
‫هیچ چیز خاصی نداره.

474
00:22:17,320 --> 00:22:18,760
‫چرا والامقام وِی...

475
00:22:20,120 --> 00:22:21,640
‫انقدر براش ارزش قائله؟

476
00:22:25,400 --> 00:22:26,920
‫اعلی‌حضرت خبر ندارن.

477
00:22:27,240 --> 00:22:28,760
‫این یه عقیق معمولی نیست.

478
00:22:29,080 --> 00:22:31,400
‫این مرواریدیه که مملکت چیانگ...

479
00:22:31,600 --> 00:22:33,030
‫مخصوصاً برای تولدتون...

480
00:22:33,080 --> 00:22:34,120
‫به اعلی‌حضرت تقدیم کرده.

481
00:22:34,960 --> 00:22:36,520
‫گنجیه که قیمت نداره.

482
00:22:39,520 --> 00:22:40,920
‫این به من تقدیم شده بود؟

483
00:22:42,400 --> 00:22:44,000
‫چرا قبلاً ندیده بودمش؟

484
00:22:44,320 --> 00:22:45,070
‫اعلی‌حضرت،

485
00:22:45,120 --> 00:22:46,150
‫من تمام سوابق هدایا رو...

486
00:22:46,200 --> 00:22:47,480
‫از حفظم.

487
00:22:47,800 --> 00:22:49,600
‫هیچ اشتباهی در کار نیست.

488
00:22:49,800 --> 00:22:50,240
‫این...

489
00:22:50,600 --> 00:22:51,400
‫شاید...

490
00:22:51,720 --> 00:22:54,040
‫اعلی‌حضرت خودشون دادن به والامقام وِی؟

491
00:22:54,320 --> 00:22:55,240
‫استاد وِی اعظم،

492
00:22:55,760 --> 00:22:56,640
‫من اینو...

493
00:22:57,320 --> 00:22:58,750
‫دادم به والامقام وِی؟

494
00:22:58,800 --> 00:22:59,520
‫غیرممکنه!

495
00:23:01,560 --> 00:23:02,360
‫اعلی‌حضرت،

496
00:23:02,560 --> 00:23:05,160
‫محاله این متعلق به دختر من باشه.

497
00:23:05,560 --> 00:23:06,240
‫شاید...

498
00:23:06,600 --> 00:23:07,520
‫شبیهشه

499
00:23:08,000 --> 00:23:10,110
‫و خدمتکارهای قصر اشتباه کردن.

500
00:23:10,160 --> 00:23:11,240
‫اگه این‌طوره،

501
00:23:11,840 --> 00:23:14,430
‫بذارین والامقام وِی بیاد
‫و خودش شناساییش کنه.

502
00:23:14,480 --> 00:23:15,560
‫بله، اعلی‌حضرت.

503
00:23:15,760 --> 00:23:17,280
‫همین الان احضارشون می‌کنم.

504
00:23:21,120 --> 00:23:21,560
‫چی؟

505
00:23:23,480 --> 00:23:25,400
‫داری می‌گی عقیق سرخ گمشده‌ی...

506
00:23:25,560 --> 00:23:26,920
‫والامقام وِی...

507
00:23:27,880 --> 00:23:29,720
‫توی حوض ما پیدا شده؟

508
00:23:30,560 --> 00:23:33,280
‫و مرواریدیه که
‫مملکت چیانگ تقدیم کرده؟

509
00:23:33,440 --> 00:23:34,120
‫بله.

510
00:23:34,280 --> 00:23:36,190
‫اعلی‌حضرت وقتی فهمید خیلی عصبانی شد.

511
00:23:36,240 --> 00:23:38,360
‫شنیدم به خواجه آن دستور داده...

512
00:23:38,440 --> 00:23:40,760
‫والامقام وِی رو بیاره تا شناساییش کنه.

513
00:23:42,640 --> 00:23:43,560
‫این اصلاً خوب نیست.

514
00:23:44,640 --> 00:23:45,990
‫اگه والامقام وِی اعتراف کنه

515
00:23:46,040 --> 00:23:47,320
‫این همونیه که گم کرده،

516
00:23:47,680 --> 00:23:49,550
‫اون‌وقت جرم پنهان کردن اقلام رشوه‌ای

517
00:23:49,600 --> 00:23:52,320
‫می‌تونه باعث اعدام کل خانواده‌ش بشه.

518
00:23:57,520 --> 00:23:58,520
‫ملکۀ مادر،

519
00:23:58,840 --> 00:24:01,280
‫اگه الان جلوی این قضیه رو نگیریم،
‫دیگه خیلی دیر می‌شه.

520
00:24:01,640 --> 00:24:02,200
‫نه.

521
00:24:02,720 --> 00:24:03,720
‫یه جای کار می‌لنگه.

522
00:24:07,320 --> 00:24:08,520
‫این رشوه

523
00:24:08,960 --> 00:24:10,680
‫در اقامتگاه من پیدا شده.

524
00:24:11,320 --> 00:24:14,110
‫همه در دربار می‌دونن
‫که استاد وِی اعظم به کی وفاداره.

525
00:24:14,160 --> 00:24:15,640
‫اگه الان برم اونجا،

526
00:24:16,600 --> 00:24:18,310
‫عملاً به همه اعلام نمی‌کنم...

527
00:24:18,360 --> 00:24:20,720
‫که من طراح این نقشه‌م؟

528
00:24:21,280 --> 00:24:23,480
‫ببخشید که از قبل متوجهش نشدم.

529
00:24:25,080 --> 00:24:25,480
‫تو...

530
00:24:25,960 --> 00:24:26,760
‫خدای من...

531
00:24:27,720 --> 00:24:28,240
‫اینا...

532
00:24:28,720 --> 00:24:29,720
‫دو تا الدنگ...

533
00:24:30,120 --> 00:24:31,400
‫به درد هیچی نمی‌خورن،

534
00:24:31,800 --> 00:24:33,160
‫جز دردسر درست کردن.

535
00:24:33,600 --> 00:24:35,080
‫احمق‌ها! احمق‌ها!

536
00:24:42,360 --> 00:24:43,800
‫درود بر اعلی‌حضرت.

537
00:24:44,920 --> 00:24:46,120
‫عزیزم، لطفاً بلند شو.

538
00:24:46,760 --> 00:24:48,160
‫ممنونم، اعلی‌حضرت.

539
00:24:52,840 --> 00:24:53,960
‫عزیزم، بیا ببین

540
00:24:55,240 --> 00:24:56,360
‫اینی که پیدا کردم...

541
00:24:56,800 --> 00:24:58,400
‫همونیه که گم کردی یا نه.

542
00:25:07,920 --> 00:25:08,720
‫اعلی‌حضرت،

543
00:25:09,600 --> 00:25:11,400
‫این دقیقاً همون عقیقیه که گم کردم.

544
00:25:14,600 --> 00:25:16,350
‫کجا پیداش کردین، اعلی‌حضرت؟

545
00:25:16,400 --> 00:25:18,880
‫توی حوضِ قصر ملکۀ مادر.

546
00:25:21,480 --> 00:25:22,190
‫چطور ممکنه؟

547
00:25:22,240 --> 00:25:23,990
‫عزیزم، لطفاً با دقت نگاه کن.

548
00:25:24,040 --> 00:25:25,230
‫چیزی که مال تو نیست رو...

549
00:25:25,280 --> 00:25:26,920
‫با مال خودت اشتباه نکن.

550
00:25:27,000 --> 00:25:28,320
‫چطور ممکنه اشتباه کنم؟

551
00:25:28,560 --> 00:25:30,800
‫این هدیه تولدم از طرف پدرم بود.

552
00:25:31,160 --> 00:25:33,440
‫همیشه همراهم داشتمش.

553
00:25:33,960 --> 00:25:35,040
‫حتی زیر این عقیق...

554
00:25:35,320 --> 00:25:37,150
‫لقب بچگیم هم حک شده.

555
00:25:37,200 --> 00:25:37,760
‫خفه شو!

556
00:25:38,400 --> 00:25:39,440
‫دختره‌ی احمق!

557
00:25:40,480 --> 00:25:41,880
‫تو حتی نمی‌دونی...

558
00:25:42,400 --> 00:25:43,270
‫کِی عوض شده،

559
00:25:43,320 --> 00:25:45,360
‫بعد جرئت می‌کنی اینجا چرت‌وپرت بگی!

560
00:25:45,720 --> 00:25:46,870
‫هرچقدر هم این شیء باارزش باشه،

561
00:25:46,920 --> 00:25:48,110
‫چطور ممکنه عوض شده باشه؟

562
00:25:48,160 --> 00:25:50,040
‫پدر، معلومه چه خبره؟

563
00:25:51,240 --> 00:25:52,040
‫اعلی‌حضرت،

564
00:25:52,360 --> 00:25:54,910
‫می‌خوام فساد استاد وِی اعظم رو افشا کنم.

565
00:25:54,960 --> 00:25:57,030
‫[معاون وزیر «وو»]
‫اون گذاشت پسرش رشوه بگیره

566
00:25:57,080 --> 00:25:58,150
‫و بی‌مهابا توی خیابون‌ها اسب‌سواری کنه

567
00:25:58,200 --> 00:25:59,910
‫و یه آدم عادی که
‫اومده بود شکایت کنه رو بکشه!

568
00:25:59,960 --> 00:26:01,960
‫جرم‌هاش انقدر زیاده که
‫از شمارش خارجه.

569
00:26:02,200 --> 00:26:03,720
‫همه‌ش مزخرفه!

570
00:26:03,760 --> 00:26:05,200
‫کی بهت گفته این کار رو بکنی...

571
00:26:05,320 --> 00:26:06,320
‫تا برای من پاپوش بدوزی؟

572
00:26:07,160 --> 00:26:08,040
‫اگه پسرم...

573
00:26:08,440 --> 00:26:10,070
‫واقعاً مرتکب چنین جرم‌های سنگینی شده بود،

574
00:26:10,120 --> 00:26:10,560
‫من...

575
00:26:10,800 --> 00:26:12,240
‫هیچ‌وقت روی کارهاش سرپوش نمی‌ذاشتم!

576
00:26:12,440 --> 00:26:13,190
‫اعلی‌حضرت،

577
00:26:13,240 --> 00:26:14,870
‫من دارم حقیقت رو می‌گم!

578
00:26:14,920 --> 00:26:15,920
‫حقیقت؟

579
00:26:16,200 --> 00:26:17,150
‫مدرک داری؟

580
00:26:17,200 --> 00:26:17,920
‫دارم.

581
00:26:19,400 --> 00:26:21,390
‫[می‌خوام از بازرس نمک
‫یه جرم فروش مجوزهای حمل‌ونقل...]

582
00:26:21,440 --> 00:26:23,800
‫[و فروش نمک برای منافع شخصی شکایت کنم.]
‫جلوگیری از شکایت،

583
00:26:24,200 --> 00:26:25,520
‫درگیری در فساد،

584
00:26:26,280 --> 00:26:27,440
‫گرفتن رشوه

585
00:26:28,240 --> 00:26:29,920
‫و احتکار اقلام رشوه‌ای.

586
00:26:34,760 --> 00:26:35,680
‫استاد وِی اعظم،

587
00:26:36,080 --> 00:26:38,590
‫به نظر میاد راضی نیستی که
‫فقط پدرزن من باشی.

588
00:26:38,640 --> 00:26:40,920
‫تاج‌وتخت منم می‌خوای، هان؟

589
00:26:44,800 --> 00:26:45,720
‫جرئت نمی‌کنم.

590
00:26:46,480 --> 00:26:48,000
‫[مو یون]
‫اعلی‌حضرت،

591
00:26:48,440 --> 00:26:49,160
‫می‌تونم خواهش کنم...

592
00:26:50,080 --> 00:26:51,920
‫ملکۀ مادر هم اینجا حضور داشته باشن؟

593
00:26:52,960 --> 00:26:53,960
‫قول می‌دم...

594
00:26:54,640 --> 00:26:55,920
‫حقیقت رو بگم.

595
00:26:57,120 --> 00:26:59,520
‫وقتی با والامقام وِی در راه اینجا بودیم،

596
00:26:59,760 --> 00:27:02,150
‫متوجه شدم که چراغ‌های ملکۀ مادر خاموشه.

597
00:27:02,200 --> 00:27:02,760
‫فکر کنم...

598
00:27:03,000 --> 00:27:04,120
‫ملکۀ مادر...

599
00:27:04,800 --> 00:27:07,240
‫زودتر رفتن استراحت کنن
‫تا کسی مزاحم‌شون نشه.

600
00:27:09,240 --> 00:27:10,320
‫در این صورت،

601
00:27:10,600 --> 00:27:12,200
‫مجبورم استاد وِی اعظم رو...

602
00:27:12,960 --> 00:27:15,120
‫به «دیوان عدلیه» بفرستم.

603
00:27:16,720 --> 00:27:19,600
‫[تالار یونگ‌یان]
‫همه‌ش چرنده!

604
00:27:20,120 --> 00:27:22,870
‫والامقام وِی هر روز
‫اون عقیق سرخ رو می‌ندازه.

605
00:27:22,920 --> 00:27:24,470
‫مگه می‌شه ازش خبر نداشته باشی؟

606
00:27:24,520 --> 00:27:25,160
‫وایسا!

607
00:27:25,920 --> 00:27:27,870
‫طرز حرف زدنت خیلی امروزی بود!

608
00:27:27,920 --> 00:27:29,840
‫می‌شه لطفاً طبق فیلمنامه پیش بری؟

609
00:27:31,840 --> 00:27:33,230
‫صد دفعه بازنویسیش کردی.

610
00:27:33,280 --> 00:27:35,480
‫کی می‌تونه این‌همه دیالوگ رو
‫یادش بمونه، خانم؟

611
00:27:36,440 --> 00:27:38,120
‫این اولین بارمه که کارگردانی می‌کنم.

612
00:27:38,400 --> 00:27:39,680
‫خودمم یه‌کم استرس دارم.

613
00:27:40,280 --> 00:27:40,920
‫غمت نباشه.

614
00:27:41,920 --> 00:27:42,880
‫من مدیرعاملم.

615
00:27:43,480 --> 00:27:44,750
‫بازی دادن کارمندها...

616
00:27:44,800 --> 00:27:45,840
‫برام مثل آب خوردنه.

617
00:27:46,880 --> 00:27:48,480
‫واسه سروکله زدن با استاد وِی اعظم،

618
00:27:49,360 --> 00:27:51,280
‫همون‌جا فی‌البداهه یه چیزی می‌گم.

619
00:27:51,800 --> 00:27:52,800
‫«شو یائو» چی؟

620
00:27:52,840 --> 00:27:54,640
‫باید مطمئن بشی که اونم باشه.

621
00:27:55,160 --> 00:27:56,910
‫اون پیگیر هر چیزیه که...

622
00:27:56,960 --> 00:27:58,150
‫به وزیر ارشد «شو» مربوط باشه.

623
00:27:58,200 --> 00:28:00,390
‫واسه همین تا خبردار شد،
‫با عجله...

624
00:28:00,440 --> 00:28:01,360
‫به دیوان عدلیه رفت.

625
00:28:02,560 --> 00:28:03,280
‫خوبه.

626
00:28:04,560 --> 00:28:06,070
‫شو یائو واقعاً انقدر مهمه؟

627
00:28:06,120 --> 00:28:07,080
‫معلومه!

628
00:28:07,640 --> 00:28:10,440
‫توی داستان اصلی،
‫اون یه وزیر افسانه‌ایه.

629
00:28:10,560 --> 00:28:11,560
‫فقط با کمک اونه که می‌تونیم...

630
00:28:12,000 --> 00:28:13,400
‫شاهزاده دوآن رو شکست بدیم

631
00:28:13,720 --> 00:28:15,240
‫و از تو یه امپراتور خوب بسازیم.

632
00:28:16,440 --> 00:28:17,080
‫تازه،

633
00:28:18,040 --> 00:28:19,760
‫اون مرد جوون خیلی هم خوش‌تیپه.

634
00:28:20,720 --> 00:28:23,800
‫دلت میاد ببینی بقیه
‫گولش بزنن و ازش سوءاستفاده کنن؟

635
00:28:24,320 --> 00:28:25,280
‫می‌دونستم.

636
00:28:26,000 --> 00:28:26,600
‫خیلی‌خب،

637
00:28:26,640 --> 00:28:27,510
‫حالا که آماده‌ای،

638
00:28:27,560 --> 00:28:28,600
‫می‌تونی الان راه بیفتی.

639
00:28:30,240 --> 00:28:31,200
‫بیا دیگه!

640
00:28:32,200 --> 00:28:33,430
‫منتظر چی هستی؟

641
00:28:33,480 --> 00:28:33,880
‫بجنب!

642
00:28:34,280 --> 00:28:36,270
‫من توی کتابخونه منتظر خبرهای خوبت می‌مونم.

643
00:28:36,320 --> 00:28:36,920
‫موفق باشی!

644
00:28:46,480 --> 00:28:47,280
‫اعلی‌حضرت.

645
00:28:51,800 --> 00:28:52,600
‫اعلی‌حضرت!

646
00:28:53,240 --> 00:28:54,320
‫بهم ظلم شده!

647
00:28:54,920 --> 00:28:57,270
‫تمام تمرکز من بر این بوده که
‫باری از دوش شما بردارم، اعلی‌حضرت.

648
00:28:57,320 --> 00:29:00,360
‫اون افراد شرور بودن که برام پاپوش دوختن.

649
00:29:00,560 --> 00:29:01,480
‫داری می‌گی...

650
00:29:01,800 --> 00:29:03,440
‫من سر قضیه‌ی عقیق مرواریدی...

651
00:29:03,480 --> 00:29:05,080
‫بهت ظلم کردم؟

652
00:29:05,120 --> 00:29:06,520
‫جرئت نمی‌کنم همچین حرفی بزنم.

653
00:29:06,560 --> 00:29:07,280
‫فقط...

654
00:29:09,240 --> 00:29:12,670
‫فقط اینکه پشت قضیه
‫اون عقیق مرواریدی ماجرای دیگه‌ای هم هست.

655
00:29:12,720 --> 00:29:14,000
‫پسرم آوردش خونه.

656
00:29:14,600 --> 00:29:16,520
‫دخترم از رنگ روشنش خوشش اومد

657
00:29:16,880 --> 00:29:17,800
‫و اونو خواست.

658
00:29:18,440 --> 00:29:20,560
‫اصلاً نمی‌دونستم انقدر ارزشمنده!

659
00:29:20,800 --> 00:29:21,560
‫که این‌طور.

660
00:29:23,160 --> 00:29:24,160
‫پس همه‌ی کارها رو...

661
00:29:25,120 --> 00:29:27,080
‫پسر و دخترت کردن.

662
00:29:27,760 --> 00:29:28,080
‫باشه.

663
00:29:29,120 --> 00:29:30,760
‫همین الان آزادت می‌کنم

664
00:29:30,920 --> 00:29:32,440
‫و به جاش اونا رو زندانی می‌کنم.

665
00:29:32,840 --> 00:29:34,240
‫منظورم این نبود.

666
00:29:36,160 --> 00:29:37,240
‫پس منظورت اینه...

667
00:29:38,800 --> 00:29:40,440
‫همه‌ی کارها رو خودت کردی؟

668
00:29:41,640 --> 00:29:42,840
‫فریبم دادی؟

669
00:29:43,640 --> 00:29:45,360
‫منظورم اینم نبود.

670
00:29:46,320 --> 00:29:49,440
‫نه این و نه اون.

671
00:29:50,240 --> 00:29:52,350
‫پس اتفاق امروز چطور افتاد؟

672
00:29:52,400 --> 00:29:55,600
‫دخترم جواهرش رو
‫در زمان مشکوکی گم کرد.

673
00:29:58,640 --> 00:29:59,880
‫درضمن، معاون وزیر «وو»

674
00:30:00,240 --> 00:30:01,150
‫و فرماندار پایتخت...

675
00:30:01,200 --> 00:30:03,920
‫[می‌خوام بازرس نمک رو
‫به فروش مجوزهای حمل‌ونقل...]
‫اون به اصطلاح مدارک رو با خودشون آوردن.
‫[و فروش نمک برای منافع شخصی متهم کنم.]

676
00:30:04,200 --> 00:30:06,200
‫اعلی‌حضرت، باور نمی‌کنید...

677
00:30:06,520 --> 00:30:09,240
‫که اینا رو از قبل
‫برنامه‌ریزی کرده باشن، مگه نه؟

678
00:30:17,200 --> 00:30:19,000
‫بدتر گیج شدم.

679
00:30:19,800 --> 00:30:21,910
‫معاون وزیر «وو» و فرماندار پایتخت...

680
00:30:21,960 --> 00:30:23,840
‫ارتباط چندانی باهات ندارن.

681
00:30:23,960 --> 00:30:26,190
‫چرا باید همچین تله‌ی پیچیده‌ای...

682
00:30:26,240 --> 00:30:27,080
‫برات بذارن؟

683
00:30:27,960 --> 00:30:28,720
‫آره!

684
00:30:30,520 --> 00:30:32,200
‫اونا همه‌شون واسه شاهزاده دوآن کار می‌کنن!

685
00:30:33,680 --> 00:30:34,560
‫شاهزاده دوآن...

686
00:30:35,440 --> 00:30:37,720
‫نکنه شاهزاده دوآن سعی داره بهم صدمه بزنه؟

687
00:30:40,360 --> 00:30:42,400
‫چرا شاهزاده دوآن باید بخواد بهم صدمه بزنه؟

688
00:30:46,040 --> 00:30:47,080
‫می‌دونی...

689
00:30:48,960 --> 00:30:51,030
‫بین مشاورهای شاهزاده دوآن،

690
00:30:51,080 --> 00:30:52,520
‫یکی هست به اسم «شو یائو»؟

691
00:30:52,720 --> 00:30:53,520
‫شو یائو؟

692
00:30:53,760 --> 00:30:54,760
‫اون هنوز زنده‌ست؟

693
00:30:57,520 --> 00:30:58,240
‫اون موقع،

694
00:30:58,800 --> 00:31:00,440
‫پرونده‌ی وزیر ارشد «شو»

695
00:31:00,480 --> 00:31:02,080
‫توسط تو تنظیم شد، درسته؟

696
00:31:02,360 --> 00:31:02,760
‫بله.

697
00:31:03,640 --> 00:31:04,560
‫اما اون موقع،

698
00:31:04,800 --> 00:31:06,440
‫همه‌ش ایده‌ی شاهزاده دوآن بود.

699
00:31:07,560 --> 00:31:08,680
‫چه تصادفی.

700
00:31:10,080 --> 00:31:12,710
‫وقتی خرگوش شکار بشه،
‫سگ شکاری رو می‌پزن.

701
00:31:12,760 --> 00:31:15,280
‫پرنده‌ها که برن،
‫کمان کنار گذاشته می‌شه.

702
00:31:15,600 --> 00:31:16,760
‫اون ازت استفاده کرد...

703
00:31:16,880 --> 00:31:18,200
‫و بعد رهات کرد،

704
00:31:18,680 --> 00:31:19,680
‫دشمنت...

705
00:31:20,600 --> 00:31:21,440
‫«شو یائو» رو...

706
00:31:21,880 --> 00:31:22,480
‫نجات داد.

707
00:31:23,520 --> 00:31:26,320
‫کاری کرد شو یائو تو رو
‫دشمن خونی خودش بدونه.

708
00:31:26,480 --> 00:31:27,880
‫برادرم...

709
00:31:28,240 --> 00:31:29,120
‫واقعاً آدم وحشتناکیه.

710
00:31:29,960 --> 00:31:31,560
‫اول ازت استفاده کرد...

711
00:31:32,720 --> 00:31:34,600
‫تا وزیر ارشد «شو» رو حذف کنه.

712
00:31:35,200 --> 00:31:36,760
‫بعدشم از شو یائو استفاده کرد

713
00:31:37,720 --> 00:31:38,880
‫تا از شر تو خلاص بشه.

714
00:31:39,920 --> 00:31:41,880
‫واقعاً طوری تعادل رو بین دو طرف حفظ کرد...

715
00:31:42,360 --> 00:31:44,480
‫که از کس دیگه‌ای ساخته نبود.

716
00:31:46,840 --> 00:31:47,640
‫اینم می‌دونم...

717
00:31:48,320 --> 00:31:50,920
‫که چرا به جناح ملکۀ مادر ملحق شدی.

718
00:31:52,280 --> 00:31:54,120
‫از بچگی سخت درس خوندی

719
00:31:54,200 --> 00:31:55,480
‫و آرزوهای بزرگی داشتی.

720
00:31:56,520 --> 00:31:57,000
‫اما...

721
00:32:00,720 --> 00:32:02,600
‫استعدادهات نادیده گرفته شد.

722
00:32:07,680 --> 00:32:09,360
‫بر حسب اتفاق،

723
00:32:10,040 --> 00:32:12,680
‫شاهزاده دوآن منو به‌عنوان کسی که
‫توانایی داره باارزش دونست

724
00:32:12,840 --> 00:32:14,270
‫و بهم یه فرصت داد.

725
00:32:14,320 --> 00:32:15,550
‫اول پنهانی متقاعدم کرد...

726
00:32:15,600 --> 00:32:17,520
‫که وزیر ارشد «شو» رو متهم کنم

727
00:32:17,840 --> 00:32:19,080
‫و باهاش همکاری کنم

728
00:32:19,160 --> 00:32:21,560
‫تا مدارک بی‌نقصی از جرم‌وجنایت جعل کنم.

729
00:32:22,920 --> 00:32:24,520
‫شانس با آدم‌های شجاع یاره.

730
00:32:25,160 --> 00:32:26,040
‫من شرط رو بردم!

731
00:32:26,560 --> 00:32:28,910
‫نه‌تنها پیش ملکۀ مادر
‫اعتبار به دست آوردم،

732
00:32:28,960 --> 00:32:30,840
‫بلکه اعتماد شاهزاده دوآن رو هم جلب کردم.

733
00:32:31,800 --> 00:32:32,600
‫از اون به بعد،

734
00:32:34,080 --> 00:32:35,560
‫مقام و منصبم اوج گرفت.

735
00:32:37,120 --> 00:32:38,840
‫بین همه‌ی مقامات دربار،

736
00:32:39,080 --> 00:32:39,800
‫فقط تو...

737
00:32:40,920 --> 00:32:42,110
‫می‌‌تونستی با هر دو طرف...

738
00:32:42,160 --> 00:32:43,360
‫انقدر باثبات بازی کنی.

739
00:32:44,640 --> 00:32:45,760
‫تو داشتی...

740
00:32:46,480 --> 00:32:47,520
‫واسه هر دوشون کار می‌کردی.

741
00:32:48,720 --> 00:32:50,360
‫فقط من، امپراتور...

742
00:32:54,200 --> 00:32:54,680
‫من...

743
00:32:55,560 --> 00:32:57,960
‫ازبس گناهکارم مستحق مرگم.

744
00:33:04,200 --> 00:33:05,000
‫اعلی‌حضرت،

745
00:33:06,920 --> 00:33:07,920
‫می‌دونم...

746
00:33:09,680 --> 00:33:11,200
‫که نمی‌تونم از این جون سالم به در ببرم.

747
00:33:13,560 --> 00:33:14,560
‫فقط می‌خوام بدونم...

748
00:33:15,560 --> 00:33:18,000
‫شما چطور از این ماجرا باخبر شدید، اعلی‌حضرت.

749
00:33:31,360 --> 00:33:31,880
‫بلند شو.

750
00:33:38,000 --> 00:33:38,880
‫فقط حدس زدم.

751
00:33:48,120 --> 00:33:49,480
‫حدس زدین؟

752
00:34:01,760 --> 00:34:02,600
‫سرورم.

753
00:34:03,600 --> 00:34:04,320
‫شو یائو چطور...

754
00:34:05,680 --> 00:34:07,400
‫وارد دیوان عدلیه شد؟

755
00:34:07,840 --> 00:34:08,790
‫طبق گفته‌ی نگهبان‌ها،

756
00:34:08,840 --> 00:34:10,760
‫با یه نشان امپراتوری وارد شده.

757
00:34:11,960 --> 00:34:13,520
‫ای شو یائو...

758
00:34:15,320 --> 00:34:16,680
‫می‌ترسم تو...

759
00:34:17,920 --> 00:34:19,640
‫این بازی رو ببازی.

760
00:34:37,080 --> 00:34:37,800
‫کی اونجاست؟

761
00:34:39,360 --> 00:34:40,870
‫باید برای یه کار فوری
‫والاحضرت رو ببینم.

762
00:34:40,920 --> 00:34:41,870
‫بدون فرمان اعلی‌حضرت،

763
00:34:41,920 --> 00:34:43,400
‫هیچ‌کس اجازه‌ی ورود نداره.

764
00:34:43,960 --> 00:34:44,840
‫بانوی من!

765
00:34:45,040 --> 00:34:45,880
‫بانوی من!

766
00:34:47,240 --> 00:34:47,960
‫شو یائو؟

767
00:34:48,560 --> 00:34:49,360
‫اون اینجا چی‌کار می‌کنه؟

768
00:34:49,840 --> 00:34:50,800
‫بذار بیاد داخل.

769
00:34:51,320 --> 00:34:51,720
‫چشم.

770
00:34:54,800 --> 00:34:55,280
‫بفرمایین.

771
00:34:56,200 --> 00:34:57,000
‫آقای شو؟

772
00:34:58,800 --> 00:34:59,950
‫چی باعث شده بیاین اینجا؟

773
00:35:00,000 --> 00:35:00,880
‫بانوی من،

774
00:35:01,120 --> 00:35:03,310
‫باید امپراتور رو
‫برای یه کار خیلی مهم ببینم.

775
00:35:03,360 --> 00:35:05,640
‫بانوی من، می‌شه لطفاً کمکم کنید؟

776
00:35:05,680 --> 00:35:07,110
‫مِی، برو امپراتور رو دعوت کن بیاد اینجا.

777
00:35:07,160 --> 00:35:07,880
‫چشم.

778
00:35:12,600 --> 00:35:13,400
‫چی شده؟

779
00:35:13,800 --> 00:35:15,000
‫کسی دنبالته؟

780
00:35:15,400 --> 00:35:16,120
‫نگران نباش.

781
00:35:16,280 --> 00:35:17,230
‫اینجا کاملاً جات امنه.

782
00:35:17,280 --> 00:35:18,160
‫بانوی من،

783
00:35:18,400 --> 00:35:19,520
‫خیلی واجبه.

784
00:35:20,600 --> 00:35:22,110
‫اگه در مورد وزیر ارشد شوئه،

785
00:35:22,160 --> 00:35:23,400
‫فکر کنم درباره‌ش می‌دونم.

786
00:35:25,040 --> 00:35:27,670
‫بانوی من، شما واقعاً
‫مورد لطف امپراتور هستید.

787
00:35:27,720 --> 00:35:28,840
‫من داشتم...

788
00:35:29,040 --> 00:35:30,960
‫در مورد حکم ناعادلانه‌ی پدرم تحقیق می‌کردم.

789
00:35:31,240 --> 00:35:33,790
‫یهو فهمیدم تمام شواهد
‫به شاهزاده دوآن اشاره می‌کنه.

790
00:35:33,840 --> 00:35:34,360
‫همین الان،

791
00:35:34,960 --> 00:35:36,080
‫برگشتم به اتاقم...

792
00:35:36,280 --> 00:35:37,400
‫و یه قلپ چای خوردم.

793
00:35:38,200 --> 00:35:39,800
‫متوجه شدم مزه‌ی عجیبی می‌ده،

794
00:35:39,920 --> 00:35:41,520
‫درد و سوزشی توی معده‌م حس کردم

795
00:35:42,360 --> 00:35:43,960
‫و فهمیدم مسموم شدم.

796
00:35:44,960 --> 00:35:46,040
‫مسموم شدی؟

797
00:35:46,080 --> 00:35:47,350
‫بیا بریم طبیب سلطنتی رو پیدا کنیم.

798
00:35:47,400 --> 00:35:48,070
‫بانوی من،

799
00:35:48,120 --> 00:35:51,110
‫از اونجایی که شاهزاده دوآن مرگم رو می‌خواد،
‫هیچ شانسی واسه زنده موندن ندارم.

800
00:35:51,160 --> 00:35:51,680
‫بنابراین،

801
00:35:52,320 --> 00:35:53,870
‫وانمود کردم هیچی نمی‌دونم

802
00:35:53,920 --> 00:35:55,590
‫و یواشکی از در پشتی زدم بیرون

803
00:35:55,640 --> 00:35:58,680
‫و موقتاً از دستِ
‫نگهبان‌های شاهزاده دوآن فرار کردم.

804
00:35:58,800 --> 00:36:00,430
‫چون راهی برای دیدن امپراتور نداشتم،

805
00:36:00,480 --> 00:36:01,830
‫فقط تونستم بیام کتابخونه

806
00:36:01,880 --> 00:36:03,880
‫تا از شما کمک بخوام، بانوی من.

807
00:36:06,560 --> 00:36:06,960
‫شو یائو!

808
00:36:10,640 --> 00:36:11,960
‫می‌دونم گناهانم بزرگه.

809
00:36:13,560 --> 00:36:15,800
‫اما قبل از مرگم، فقط یه درخواست دارم.

810
00:36:16,000 --> 00:36:17,750
‫من سال‌ها واسه شاهزاده دوآن کار کردم

811
00:36:17,800 --> 00:36:19,320
‫و از تمام جنایت‌هاش خبر دارم.

812
00:36:21,080 --> 00:36:22,920
‫اگه اعلی‌حضرت بتونه پدرم رو نجات بده،

813
00:36:23,040 --> 00:36:23,560
‫من، شو یائو،

814
00:36:25,000 --> 00:36:26,880
‫حتماً این لطف رو جبران می‌کنم!

815
00:36:27,440 --> 00:36:28,160
‫نگران نباش.

816
00:36:28,640 --> 00:36:30,230
‫اعلی‌حضرت سر حرفش هست.

817
00:36:30,280 --> 00:36:33,600
‫وزیر ارشد «شو» همین الان
‫در راه بازگشت به پایتخته.

818
00:36:33,720 --> 00:36:34,440
‫واقعاً؟

819
00:36:39,080 --> 00:36:40,120
‫عالیه.

820
00:36:41,320 --> 00:36:41,840
‫پدرم...

821
00:36:42,920 --> 00:36:43,750
‫همیشه امیدوار بود...

822
00:36:43,800 --> 00:36:45,710
‫که اعلی‌حضرت می‌تونه امپراتور خوبی باشه.

823
00:36:45,760 --> 00:36:46,560
‫اگه برگرده،

824
00:36:47,160 --> 00:36:48,430
‫قطعاً با وفاداری مطلق خدمت می‌کنه

825
00:36:48,480 --> 00:36:50,350
‫و از تمام دانشش
‫برای کمک به اعلی‌حضرت استفاده می‌کنه

826
00:36:50,400 --> 00:36:51,510
‫و اعلی‌حضرت رو...

827
00:36:51,560 --> 00:36:51,960
‫شو یائو!

828
00:36:53,640 --> 00:36:54,600
‫نگران نباش.

829
00:36:55,600 --> 00:36:57,470
‫اعلی‌حضرت برای استعدادهای
‫وزیر ارشد «شو» ارزش زیادی قائله

830
00:36:57,520 --> 00:36:59,040
‫و برای استعدادهای تو هم همین‌طور.

831
00:36:59,160 --> 00:36:59,950
‫اعلی‌حضرت همچنین...

832
00:37:00,000 --> 00:37:01,830
‫از قبل راه فراری برات در نظر گرفته.

833
00:37:01,880 --> 00:37:03,880
‫ایشون می‌خوان تو با امنیت
‫تغییر جبهه بدی.

834
00:37:03,920 --> 00:37:05,310
‫بیا اول از اینجا بریم بیرون، باشه؟

835
00:37:05,360 --> 00:37:05,880
‫بیا بریم.

836
00:37:06,280 --> 00:37:06,880
‫می‌ترسم...

837
00:37:07,600 --> 00:37:09,800
‫نتونم امروز اعلی‌حضرت رو ببینم.

838
00:37:12,760 --> 00:37:13,440
‫[کتابخانه]

839
00:37:29,200 --> 00:37:31,280
‫آتیش! بیاید کمک کنید خاموشش کنیم!

840
00:37:31,560 --> 00:37:32,880
‫لطفاً یکی کمک کنه!

841
00:37:36,480 --> 00:37:37,200
‫آتیش گرفته؟

842
00:37:37,480 --> 00:37:38,000
‫بیا بریم!

843
00:37:38,280 --> 00:37:39,680
‫بیا همین الان از اینجا بریم!

844
00:37:40,160 --> 00:37:40,600
‫بیا.

845
00:37:43,000 --> 00:37:43,200
‫بیا.

846
00:37:52,840 --> 00:37:53,240
‫شو یائو!

847
00:37:56,080 --> 00:37:56,600
‫بلند شو!

848
00:37:56,640 --> 00:37:57,480
‫بانوی من،

849
00:37:57,640 --> 00:37:58,440
‫دیگه خیلی دیره.

850
00:37:58,600 --> 00:37:59,590
‫من تمامِ...

851
00:37:59,640 --> 00:38:01,070
‫نقشه‌های شاهزاده دوآن رو توی یه کتاب نوشتم

852
00:38:01,120 --> 00:38:03,510
‫و زیر پنجره‌ی مطبخ پشتی عمارتش
‫دفنش کردم.

853
00:38:03,560 --> 00:38:05,070
‫فوراً نرید سراغش.

854
00:38:05,120 --> 00:38:06,480
‫حداقل هفت روز صبر کنید.

855
00:38:06,600 --> 00:38:07,350
‫این حرف‌ها رو تموم کن.

856
00:38:07,400 --> 00:38:08,390
‫بیا اول بریم بیرون.

857
00:38:08,440 --> 00:38:08,960
‫بیا بریم.

858
00:38:19,760 --> 00:38:20,280
‫شو یائو!

859
00:38:23,040 --> 00:38:23,560
‫فرار کنید.

860
00:38:24,640 --> 00:38:26,680
‫به پشت‌سرتون نگاه نکنید.

861
00:38:28,320 --> 00:38:29,160
‫زنده بمونید.

862
00:38:29,880 --> 00:38:30,360
‫شو یائو!

863
00:38:31,240 --> 00:38:32,080
‫زود باش پاشو!

864
00:38:35,240 --> 00:38:35,680
‫شو یائو،

865
00:38:36,040 --> 00:38:36,960
‫همین الان پاشو!

866
00:38:39,840 --> 00:38:41,880
‫داستان تو توی کتاب این‌جوری تموم نمی‌شه.

867
00:38:42,920 --> 00:38:43,950
‫یادت نمیاد؟

868
00:38:44,000 --> 00:38:45,200
‫هنوز مونده انتقامت رو بگیری.

869
00:38:45,720 --> 00:38:46,640
‫تو خیلی جوونی.

870
00:38:46,880 --> 00:38:48,920
‫کلی کار هست که باید انجام بدی.

871
00:38:49,080 --> 00:38:51,280
‫واقعاً حاضری این‌جوری بمیری؟

872
00:38:51,800 --> 00:38:53,400
‫آدم‌های چرب‌زبون...

873
00:38:53,800 --> 00:38:55,800
‫اغلب خودشون رو وفادار و بافضیلت جا می‌زنن.

874
00:38:56,720 --> 00:38:58,470
‫اونایی که واقعاً صادق و بی‌ریا هستن

875
00:38:58,520 --> 00:39:01,320
‫ممکنه در حرف زدن ناشی باشن،
‫اما با شرافت عمل می‌کنن.

876
00:39:02,080 --> 00:39:04,360
‫پس باید بتونی درست رو از غلط تشخیص بدی.

877
00:39:04,640 --> 00:39:06,840
‫یه حرکت می‌تونه آرامش ملت رو تضمین کنه.

878
00:39:07,600 --> 00:39:08,560
‫بعد از من تکرار کن.

879
00:39:11,080 --> 00:39:11,880
‫یه حرکت...

880
00:39:12,160 --> 00:39:13,880
‫می‌تونه آرامش ملت رو تضمین کنه.

881
00:39:18,000 --> 00:39:21,800
‫آرامش ملت رو تضمین کنه.

882
00:39:25,560 --> 00:39:26,000
‫شو یائو...

883
00:39:29,200 --> 00:39:29,800
‫شو یائو!

884
00:39:30,400 --> 00:39:31,600
‫تسلیم نشو!

885
00:39:37,960 --> 00:39:38,800
‫شو یائو!

886
00:39:42,000 --> 00:39:42,920
‫شو یائو!

887
00:41:25,800 --> 00:41:26,400
‫بانو یو؟

888
00:41:34,160 --> 00:41:34,680
‫یونگر.

889
00:41:37,680 --> 00:41:38,320
‫کمکم کن.

890
00:41:41,680 --> 00:41:43,120
‫منو ببر پیش اعلی‌حضرت.

891
00:41:56,080 --> 00:41:56,600
‫بریم.

892
00:42:00,320 --> 00:42:01,230
‫همین‌جا بمون و منتظرم باش.

893
00:42:01,280 --> 00:42:03,190
‫می‌گم یه نفر شما رو ببره اونجا.

894
00:42:03,240 --> 00:42:03,600
‫نه.

895
00:42:05,120 --> 00:42:05,960
‫تنهام نذار.

896
00:42:09,160 --> 00:42:10,000
‫تنهام نذار.

897
00:42:13,320 --> 00:42:14,320
‫بانوی من.

898
00:42:33,920 --> 00:42:35,440
‫درود، سرورم.

899
00:42:36,400 --> 00:42:38,200
‫شنیدم کتابخونه آتیش گرفته.

900
00:42:38,520 --> 00:42:40,640
‫نگهبان‌هام رو فرستادم تا آتیش رو خاموش کنن.

901
00:42:40,880 --> 00:42:43,880
‫خوشبختانه شانس با والاحضرت یار بوده.

902
00:42:49,920 --> 00:42:51,200
‫جایی‌تون صدمه ندیده،

903
00:42:52,640 --> 00:42:54,480
‫بانوی من؟

904
00:43:06,680 --> 00:43:07,520
‫سرورم،

905
00:43:08,360 --> 00:43:10,230
‫فکر نمی‌کنم این کار مناسبی باشه.

906
00:43:10,280 --> 00:43:11,360
‫وضعیت اضطراریه.

907
00:43:12,280 --> 00:43:15,280
‫فقط دارم ایشون رو
‫تا قصر همراهی می‌کنم.

908
00:43:21,080 --> 00:43:21,920
‫سرورم!

909
00:43:26,040 --> 00:43:27,040
‫بذارید من باهاتون بیام.

910
00:43:27,520 --> 00:43:29,040
‫اینجا نیازی به کمک نیست.

911
00:43:30,480 --> 00:43:33,480
‫لطفاً برید دنبال طبیب سلطنتی، بانوی من.

912
00:43:38,080 --> 00:43:38,680
‫چشم.

913
00:43:53,000 --> 00:43:55,520
‫چرا انقدر می‌لرزید، بانوی من؟

914
00:43:56,400 --> 00:43:57,880
‫از ارتفاع می‌ترسین

915
00:43:58,280 --> 00:44:00,560
‫و نگرانین که از پله‌ها بیفتین؟

916
00:44:00,640 --> 00:44:01,640
‫اگه می‌ترسین،

917
00:44:03,040 --> 00:44:04,640
‫می‌تونین محکم نگهم دارین.

918
00:44:05,640 --> 00:44:06,760
‫به‌خاطر باد تنده.

919
00:44:07,720 --> 00:44:09,440
‫باعث می‌شه سردم بشه.

920
00:44:10,800 --> 00:44:13,080
‫بانوی من، امیدوارم من و شما بتونیم

921
00:44:13,240 --> 00:44:14,760
‫مثل دیدار اولمون بمونیم،

922
00:44:15,440 --> 00:44:16,520
‫بدون ترس،

923
00:44:17,840 --> 00:44:19,000
‫بدون فاصله.

924
00:44:23,280 --> 00:44:24,000
‫می‌دونید که...

925
00:44:24,760 --> 00:44:27,400
‫خدمت به امپراتور
‫مثل زندگی کردن با یه ببره؟

926
00:44:27,760 --> 00:44:29,280
‫جای اینکه از من بترسید،

927
00:44:30,960 --> 00:44:32,760
‫باید از اعلی‌حضرت بترسید.

928
00:44:39,120 --> 00:44:40,320
‫بهتر شد.

929
00:44:42,800 --> 00:44:46,480
‫به‌هرحال، تبانی استاد وِی اعظم
‫با بازرس نمک...

930
00:44:46,560 --> 00:44:49,520
‫یه راز آشکار در کل درباره.

931
00:44:50,560 --> 00:44:52,600
‫بااین‌حال اعلی‌حضرت مدام نادیده‌ش گرفته.

932
00:44:54,320 --> 00:44:56,200
‫برای تبرئه کردن بازرس نمک،

933
00:44:56,840 --> 00:44:59,360
‫اونا از مردم عادی سوءاستفاده کردن

934
00:44:59,400 --> 00:45:03,720
‫و مجوزهای حمل‌ونقل و فروش نمک رو
‫خصوصی فروختن تا جیب خودشون رو پر کنن،

935
00:45:05,200 --> 00:45:07,720
‫درحالی‌که مردم با خون‌شون عریضه می‌نوشتن

936
00:45:08,600 --> 00:45:10,800
‫و زیر شلاق‌های اونا می‌مُردن.

937
00:45:13,640 --> 00:45:14,480
‫بانوی من،

938
00:45:15,160 --> 00:45:16,000
‫این دنیا...

939
00:45:17,520 --> 00:45:19,720
‫مدت‌هاست که از ظلم و ستم رنج می‌بره.

940
00:45:24,120 --> 00:45:26,520
‫دارین در مورد چی حرف می‌زنین، سرورم؟

941
00:45:26,680 --> 00:45:28,240
‫متوجه نمی‌شم.

942
00:45:29,360 --> 00:45:29,960
‫ولش کن!

943
00:46:33,120 --> 00:46:33,600
‫ببخشید،

944
00:46:35,400 --> 00:46:36,000
‫دیر کردم.

945
00:46:36,040 --> 00:46:41,000
‫» ترجمه از الهام صدر «

946
00:46:43,000 --> 00:46:53,000
دانلود فیلم و سریال
M O V I E S H O . C O M