1
00:01:29,160 --> 00:01:34,160
‫» ترجمه از الهام صدر «

2
00:01:35,080 --> 00:01:37,960
‫[قسمت سیزده]

3
00:01:38,960 --> 00:01:48,960
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 M O V I E S H O . C O M

4
00:02:04,200 --> 00:02:04,720
‫ببخشید...

5
00:02:05,600 --> 00:02:06,160
‫دیر کردم.

6
00:02:07,960 --> 00:02:09,880
‫اگه واسه آخرین بار می‌رفتم دیدنش

7
00:02:11,600 --> 00:02:13,600
‫و باهاش حرف می‌زدم،

8
00:02:15,000 --> 00:02:16,110
‫اون‌وقت مِی...

9
00:02:16,160 --> 00:02:17,800
‫هیچ‌کس نمی‌تونه آینده رو پیش‌بینی کنه.

10
00:02:18,320 --> 00:02:19,880
‫تو هیچ کار اشتباهی نکردی.

11
00:02:27,320 --> 00:02:29,080
‫من خیلی بی‌عرضه‌م.

12
00:02:31,600 --> 00:02:34,120
‫آخه چرا انقدر بی‌عرضه‌م؟

13
00:02:35,880 --> 00:02:37,120
‫تو هم آدمی دیگه.

14
00:02:43,240 --> 00:02:44,360
‫خیلی دردناکه، مگه نه؟

15
00:02:46,920 --> 00:02:48,320
‫با اینکه فقط یه شخصیت دوبعدی بود،

16
00:02:49,080 --> 00:02:50,680
‫اما مدت زیادی می‌شناختیش.

17
00:02:52,760 --> 00:02:54,320
‫می‌دونم اون چقدر برات عزیزه.

18
00:02:57,840 --> 00:02:58,440
‫اشکال نداره.

19
00:02:59,920 --> 00:03:00,920
‫اگه می‌خوای گریه کن.

20
00:03:03,040 --> 00:03:03,560
‫من پیشتم.

21
00:03:28,000 --> 00:03:28,680
‫ببخشید.

22
00:03:30,640 --> 00:03:31,760
‫اون روز کنار دریاچه،

23
00:03:33,160 --> 00:03:35,160
‫نباید بهت شک می‌کردم
‫که خودت همه‌چی رو صحنه‌سازی کردی.

24
00:03:38,880 --> 00:03:39,560
‫اشکال نداره.

25
00:03:42,600 --> 00:03:43,840
‫می‌دونم ترسیده بودی.

26
00:03:46,200 --> 00:03:47,920
‫خوب همه‌ی جوانب رو بررسی نکرده بودم.

27
00:03:49,240 --> 00:03:50,720
‫یه‌کم دیگه بهم زمان بده.

28
00:03:51,920 --> 00:03:53,280
‫سعی می‌کنم خودم رو وفق بدم.

29
00:03:53,800 --> 00:03:55,120
‫لازم نیست خودت رو وفق بدی.

30
00:03:58,800 --> 00:04:00,120
‫از این به بعد، اگه بازم
‫همچین خطری پیش اومد،

31
00:04:01,280 --> 00:04:03,000
‫یا هر کاری که باعث می‌شه
‫دست‌هات آلوده بشه،

32
00:04:04,880 --> 00:04:05,800
‫بذار من انجامش بدم.

33
00:04:08,880 --> 00:04:09,560
‫چرا؟

34
00:04:10,160 --> 00:04:11,000
‫یادت رفته؟

35
00:04:12,760 --> 00:04:13,640
‫من یه بازیگرم.

36
00:04:15,640 --> 00:04:17,190
‫می‌تونم هر نقشی رو بازی کنم

37
00:04:17,240 --> 00:04:19,040
‫بدون اینکه برام بار روانی داشته باشه.

38
00:04:23,440 --> 00:04:23,960
‫و تو...

39
00:04:29,560 --> 00:04:30,960
‫تو هیچ‌وقت نباید عوض بشی.

40
00:04:44,680 --> 00:04:47,110
‫سوءقصد ندیمه مِی
‫به جانِ «شو خاتون» لو رفت.

41
00:04:47,160 --> 00:04:49,670
‫بانو یو یه دعوای حسابی
‫با اعلی‌حضرت کرد

42
00:04:49,720 --> 00:04:52,390
‫و اعلی‌حضرت هم از شدت خشم
‫اونو به کاخ سرد تبعید کرد.

43
00:04:52,440 --> 00:04:54,440
‫اما بانو یو جای اینکه
‫اشتباهش رو قبول کنه،

44
00:04:54,680 --> 00:04:56,950
‫از اعلی‌حضرت خواست تا
‫از شر «شو خاتون» خلاص بشه

45
00:04:57,000 --> 00:04:58,080
‫و ادعا کرد

46
00:04:59,920 --> 00:05:01,640
‫خواب دیده «شو خاتون»

47
00:05:02,040 --> 00:05:04,120
‫یه روزی کل خاندانش رو می‌کشه.

48
00:05:06,840 --> 00:05:07,520
‫خواب دیده؟

49
00:05:08,520 --> 00:05:10,150
‫البته اعلی‌حضرت حرف‌هاش رو باور نکرد.

50
00:05:10,200 --> 00:05:13,390
‫اعلی‌حضرت بانو یو رو سرزنش کرد که از روی حسادت
‫و بدون مدرک حرف می‌زنه تا خودشیرینی کنه.

51
00:05:13,440 --> 00:05:14,240
‫اعلی‌حضرت.

52
00:05:14,720 --> 00:05:16,830
‫اگه اول خانواده‌ی شو خاتون
‫علیه پدرم توطئه نمی‌کردن،

53
00:05:16,880 --> 00:05:18,430
‫مِی هرگز بی‌دلیل سعی نمی‌کرد
‫اونو به قتل برسونه.

54
00:05:18,480 --> 00:05:19,800
‫چطور جرئت می‌کنی جواب پس بدی!

55
00:05:19,840 --> 00:05:21,510
‫زیادی باهات مهربون بودم...

56
00:05:21,560 --> 00:05:23,230
‫که انقدر گستاخ شدی!

57
00:05:23,280 --> 00:05:25,110
‫چرا اعلی‌حضرت حرفم رو باور نمی‌کنن؟

58
00:05:25,160 --> 00:05:25,640
‫خفه شو!

59
00:05:26,520 --> 00:05:27,990
‫اینجا می‌مونی
‫و به اعمالت فکر می‌کنی.

60
00:05:28,040 --> 00:05:28,840
‫اعلی‌حضرت!

61
00:05:29,000 --> 00:05:30,350
‫- در و پنجره‌ها رو میخکوب کنید،
‫- اعلی‌حضرت!

62
00:05:30,400 --> 00:05:32,230
‫[ادارۀ طبل و ناقوس]
‫و بیرون نگهبان بذارید تا مراقبش باشن.

63
00:05:32,280 --> 00:05:33,280
‫بدون فرمان من،

64
00:05:33,840 --> 00:05:35,870
‫هیچ‌کس حق نداره
‫برای بانو یو غذا ببره!

65
00:05:35,920 --> 00:05:37,390
‫بانو یو از شدت عصبانیت از کوره در رفت

66
00:05:37,440 --> 00:05:38,960
‫و حرف‌هایی که بعدش زد...

67
00:05:39,400 --> 00:05:41,240
‫هی نامفهوم‌تر می‌شد.

68
00:05:42,400 --> 00:05:43,240
‫بی‌رحم!

69
00:05:43,440 --> 00:05:44,310
‫بدون توانایی‌های من،

70
00:05:44,360 --> 00:05:46,040
‫تو، شیاهو دان، هیچی نیستی!

71
00:05:47,200 --> 00:05:48,840
‫ما خدمتکارها از ترس به خودمون می‌لرزیدیم.

72
00:05:49,320 --> 00:05:50,630
‫اون واقعاً جرئت کرد جلوی اعلی‌حضرت وایسه

73
00:05:50,680 --> 00:05:52,430
‫و حتی ایشون رو به اسم کوچیک صدا زد.

74
00:05:52,480 --> 00:05:54,270
‫تا حالا هیچ‌کس همچین صحنه‌ای ندیده بود.

75
00:05:54,320 --> 00:05:55,760
‫واکنش اعلی‌حضرت چی بود؟

76
00:05:56,160 --> 00:05:58,360
‫طبیعتاً اعلی‌حضرت از کوره در رفتن

77
00:05:59,000 --> 00:06:01,630
‫و فوراً عنوان بانو یو رو ازش گرفتن.

78
00:06:01,680 --> 00:06:02,080
‫که این‌طور.

79
00:06:03,360 --> 00:06:04,880
‫برو پاداشت رو بگیر.

80
00:06:05,640 --> 00:06:07,080
‫ممنونم، سرورم.

81
00:06:13,440 --> 00:06:14,160
‫آقایون،

82
00:06:15,680 --> 00:06:17,400
‫نظرتون در مورد این موضوع چیه؟

83
00:06:17,760 --> 00:06:18,600
‫سرورم،

84
00:06:20,160 --> 00:06:22,480
‫خانواده‌ی «شو خاتون» و خانواده‌ی «یو»

85
00:06:23,120 --> 00:06:24,760
‫خیلی وقته با هم مشکل دارن.

86
00:06:25,880 --> 00:06:27,110
‫بعد از اینکه بانو یو
‫مورد لطف اعلی‌حضرت قرار گرفت،

87
00:06:27,160 --> 00:06:29,230
‫شو خاتون رو حسابی محدود کرد.

88
00:06:29,280 --> 00:06:31,400
‫حالا که وزیر یو تنزل مقام پیدا کرده،

89
00:06:31,560 --> 00:06:34,360
‫خانواده‌ی شو خاتون مطمئناً
‫پنهانی توطئه می‌کنن

90
00:06:34,520 --> 00:06:36,520
‫تا در راه تبعید مسمومش کنن

91
00:06:36,680 --> 00:06:38,680
‫و برای همیشه از شر وزیر یو خلاص بشن.

92
00:06:39,240 --> 00:06:43,040
‫استفاده از ندیمه مِی
‫برای حذف شو خاتون...

93
00:06:43,800 --> 00:06:47,120
‫چه موفق می‌شد و چه شکست می‌خورد،
‫به نفع بانو یو بود؛

94
00:06:48,040 --> 00:06:50,640
‫یه نقشه‌ی عالی، یه تیر و دو نشون.

95
00:06:51,280 --> 00:06:52,120
‫سرورم،

96
00:06:52,240 --> 00:06:53,200
‫به نظرم...

97
00:06:53,400 --> 00:06:55,600
‫نباید این زن رو دست‌کم گرفت.

98
00:06:55,640 --> 00:06:58,120
‫اما یه چیزی هست که نمی‌فهمم

99
00:06:58,880 --> 00:07:00,800
‫و یه‌کم مشکوک به نظر می‌رسه.

100
00:07:01,440 --> 00:07:01,840
‫بگو.

101
00:07:02,640 --> 00:07:04,640
‫خانواده‌ی شو خاتون پنهانی عمل می‌کنن

102
00:07:05,200 --> 00:07:06,920
‫و هنوز اقدامی نکردن،

103
00:07:07,440 --> 00:07:09,710
‫درحالی‌که که خانواده‌ی یو
‫کاملاً بی‌خبرن.

104
00:07:09,760 --> 00:07:10,920
‫حتی ما مقامات...

105
00:07:11,480 --> 00:07:14,080
‫بعد از کلی زحمت اینو فهمیدیم.

106
00:07:16,240 --> 00:07:19,040
‫یو خاتون که در اعماق قصر حبس شده،

107
00:07:19,480 --> 00:07:21,640
‫چطور می‌تونست از اتفاقات آینده خبر داشته باشه؟

108
00:07:22,240 --> 00:07:23,440
‫اون که نمی‌تونه...

109
00:07:24,440 --> 00:07:25,720
‫پیشگو باشه، می‌تونه؟

110
00:07:26,640 --> 00:07:27,240
‫مزخرفه.

111
00:07:32,320 --> 00:07:34,720
‫داره جالب‌تر می‌شه.

112
00:07:36,680 --> 00:07:38,400
‫آقایون، خواهش می‌کنم رحم کنید.

113
00:07:38,960 --> 00:07:45,640
‫[ادارۀ طبل و ناقوس]
‫لطفاً بهم یه‌کم غذا بدین.
‫رفیق.
‫رفیق، منو ببین!

114
00:07:46,760 --> 00:07:48,560
‫رفیق، لطفاً یه پیغام برام ببر...

115
00:07:48,840 --> 00:07:50,310
‫و بهشون بگو وان‌یین
‫هیچ کار اشتباهی نکرده.

116
00:07:50,360 --> 00:07:51,880
‫من واقعاً کار اشتباهی نکردم.

117
00:07:56,600 --> 00:07:58,350
‫چرا این دَر از سنگ سفت‌تره؟

118
00:07:58,400 --> 00:07:59,320
‫خیلی درد داره.

119
00:08:12,800 --> 00:08:13,480
‫شماها...

120
00:08:13,880 --> 00:08:14,550
‫بانوی من.

121
00:08:14,600 --> 00:08:14,910
‫بانوی من.

122
00:08:14,960 --> 00:08:15,800
‫بانوی من.

123
00:08:23,360 --> 00:08:23,760
‫سلام.
‫[صحبت به زبان انگلیسی]

124
00:08:24,720 --> 00:08:25,640
‫تو اینجا چی‌کار می‌کنی؟

125
00:08:28,560 --> 00:08:30,390
‫تازه یه تونل تنگ و باریک کندم.

126
00:08:30,440 --> 00:08:32,110
‫کلی طول کشید تا ازش رد شم.

127
00:08:32,160 --> 00:08:32,990
‫خواستم ازت بپرسم،

128
00:08:33,040 --> 00:08:34,840
‫بعداً دوست داری چی بخوری؟

129
00:08:35,480 --> 00:08:37,670
‫توی کاخ سرد مگه
‫چی برای خوردن پیدا می‌شه؟

130
00:08:37,720 --> 00:08:38,200
‫هات پات؟

131
00:08:39,320 --> 00:08:41,030
‫چرا انقدر گیر دادی به هات پات؟

132
00:08:41,080 --> 00:08:43,080
‫مگه تو خودت عاشق هات پات نیستی؟

133
00:08:46,240 --> 00:08:47,120
‫قابلمه‌ی نُه شبکه‌ای؟

134
00:08:48,040 --> 00:08:49,760
‫ترجیح می‌دم قابلمه‌‌ی یین‌یانگ باشه.

135
00:08:50,080 --> 00:08:50,760
‫می‌دونستم.

136
00:08:51,360 --> 00:08:53,350
‫با یه‌کم سوپ خنک ماش شیرین.

137
00:08:53,400 --> 00:08:54,200
‫حله!

138
00:08:57,120 --> 00:09:00,200
‫این کاخ سرد اگه مرتبش کنی،
‫انقدرها هم بد نیست، نه؟

139
00:09:00,640 --> 00:09:02,960
‫شاید بهتر باشه
‫کلاً بیایم همین‌جا زندگی کنیم.

140
00:09:04,640 --> 00:09:05,760
‫چرت‌وپرت نگو.

141
00:09:14,760 --> 00:09:16,270
‫اینجا قبلاً انبار اداره موسیقی بود.

142
00:09:16,320 --> 00:09:18,120
‫همه‌جور خرت‌وپرتی اینجا پیدا می‌شه.

143
00:09:18,440 --> 00:09:19,480
‫اما قابلمه نداره.

144
00:09:19,880 --> 00:09:20,400
‫کی گفته؟

145
00:09:26,720 --> 00:09:27,950
‫سینه‌خیز اومدن توی اون تونل...

146
00:09:28,000 --> 00:09:30,430
‫با این قابلمه رو پشتم
‫واقعاً خسته‌کننده بود.

147
00:09:30,480 --> 00:09:31,400
‫اون که چیزی نیست.

148
00:09:31,520 --> 00:09:33,240
‫من با خودم یه میز آوردم، خب؟

149
00:09:34,520 --> 00:09:35,720
‫قهرمان واقعی تویی.

150
00:09:41,360 --> 00:09:43,070
‫بیرون چه خبره؟

151
00:09:43,120 --> 00:09:45,150
‫فرمانده‌ی نگهبانان سلطنتی
‫دیشب تا خرخره خورده

152
00:09:45,200 --> 00:09:46,880
‫و توی حوض نیلوفر غرق شده.

153
00:09:47,040 --> 00:09:47,950
‫کار شاهزاده دوآن بود.

154
00:09:48,000 --> 00:09:49,270
‫داره از نقشه‌ی شو یائو پیروی می‌کنه

155
00:09:49,320 --> 00:09:51,630
‫تا یواش‌یواش قدرت جناح ملکۀ مادر رو کم کنه.

156
00:09:51,680 --> 00:09:52,280
‫فقط صبر کن...

157
00:09:52,480 --> 00:09:54,600
‫دربار دوباره حسابی شلوغ می‌شه.

158
00:09:57,000 --> 00:09:58,680
‫ولی یه مشکل دیگه هم هست.

159
00:10:00,320 --> 00:10:02,190
‫از وقتی منو توی کاخ سرد زندانی کردی،

160
00:10:02,240 --> 00:10:05,110
‫شاهزاده دوآن هی نامه می‌فرسته
‫و سعی می‌کنه منو بکشه سمت خودش.

161
00:10:05,160 --> 00:10:06,070
‫هنوز بی‌خیال نشده که بفهمه...

162
00:10:06,120 --> 00:10:08,440
‫اون آدم متخصصی که کنارته کیه.

163
00:10:09,160 --> 00:10:10,310
‫بفرمایین، بانوی من.

164
00:10:10,360 --> 00:10:11,190
‫بفرمایین سیرابی.

165
00:10:11,240 --> 00:10:12,680
‫نمی‌خواد. خودت بخور.

166
00:10:12,920 --> 00:10:13,760
‫اون هزارلاست.

167
00:10:14,400 --> 00:10:15,200
‫این سیرابیه.

168
00:10:23,080 --> 00:10:24,200
‫مزه‌شون مثل همه.

169
00:10:27,640 --> 00:10:28,240
‫راستی.

170
00:10:31,040 --> 00:10:32,600
‫حالا که مزه‌شون یکیه،

171
00:10:34,880 --> 00:10:36,040
‫وقتی اون سیرابی می‌خواد،

172
00:10:36,640 --> 00:10:38,560
‫می‌تونم به جاش بهش هزارلا بدم.

173
00:10:40,480 --> 00:10:41,640
‫یعنی منظورت اینه که...

174
00:10:42,080 --> 00:10:43,280
‫سرش کلاه بذاریم؟

175
00:10:43,320 --> 00:10:44,630
‫دقیقاً! یه طعمه‌ی کلاسیک.

176
00:10:44,680 --> 00:10:46,350
‫ملکۀ مادر یه نگهبان مخفی داره

177
00:10:46,400 --> 00:10:47,640
‫که روی صورتش جای زخمه.

178
00:10:47,800 --> 00:10:49,760
‫و «خانم بی» هم که هنر تغییر چهره بلده.

179
00:10:49,840 --> 00:10:53,320
‫- چه تصادفی، نه؟
‫- چه تصادفی، نه؟

180
00:10:53,440 --> 00:10:54,160
‫شما دو تا دارید...

181
00:10:54,520 --> 00:10:55,720
‫رمزی حرف می‌زنین؟

182
00:10:55,800 --> 00:10:57,110
‫من که یه کلمه هم نمی‌فهمم.

183
00:10:57,160 --> 00:10:58,110
‫قرارم نیست بفهمی.

184
00:10:58,160 --> 00:10:59,000
‫غذات رو بخور.

185
00:10:59,640 --> 00:11:00,080
‫بیاین.

186
00:11:02,120 --> 00:11:03,680
‫یه نقشه‌ای دارم.

187
00:11:04,400 --> 00:11:06,080
‫اعلی‌حضرت نسبت به من محتاطه...

188
00:11:06,760 --> 00:11:07,560
‫درسته.

189
00:11:07,680 --> 00:11:08,240
‫بااین‌حال...

190
00:11:09,160 --> 00:11:11,360
‫می‌ترسه یکی دیگه حمایتم رو جلب کنه،

191
00:11:11,880 --> 00:11:15,000
‫واسه همینم تموم این مدت
‫منو توی کاخ سرد زندانی کرده.

192
00:11:17,600 --> 00:11:19,600
‫این روزهای فلاکت‌بار و ناامیدی...

193
00:11:20,800 --> 00:11:23,200
‫واقعاً غیرقابل تحملن.

194
00:11:25,840 --> 00:11:27,560
‫وقتی شنیدم باهات بدرفتاری می‌شه،

195
00:11:27,760 --> 00:11:29,000
‫دلم از نگرانی آتش گرفت

196
00:11:29,400 --> 00:11:30,840
‫و خیلی نگرانم.

197
00:11:31,240 --> 00:11:32,000
‫فقط امیدوارم تو، وان‌یین،

198
00:11:32,440 --> 00:11:33,640
‫مراقب خودت باشی

199
00:11:34,320 --> 00:11:35,440
‫تا بتونی فرصتی
‫برای برنامه‌ریزی آینده داشته باشی.

200
00:11:37,800 --> 00:11:38,640
‫سرورم،

201
00:11:38,920 --> 00:11:40,400
‫اگه واقعاً به فکرم هستین،

202
00:11:41,400 --> 00:11:43,440
‫منم قطعاً نهایت تلاشم رو می‌کنم
‫که کمکتون کنم.

203
00:11:45,120 --> 00:11:47,520
‫اما لطف سلطنتی موندگار نیست.

204
00:11:49,120 --> 00:11:50,600
‫سرورم، شما چه فرقی...

205
00:11:51,360 --> 00:11:52,600
‫با اعلی‌حضرت دارید؟

206
00:12:04,200 --> 00:12:05,200
‫خیلی شبیه خودته.

207
00:12:06,000 --> 00:12:06,600
‫[اگه واقعاً به فکرم هستین، منم قطعاً
‫نهایت تلاشم رو می‌کنم که کمکتون کنم.]

208
00:12:06,640 --> 00:12:07,400
‫[اما لطف سلطنتی موندگار نیست.
‫سرورم، شما چه فرقی...]

209
00:12:07,440 --> 00:12:07,960
‫[با اعلی‌حضرت دارید؟]

210
00:12:08,360 --> 00:12:09,440
‫البته که فرق‌های زیادی هست.

211
00:12:10,920 --> 00:12:12,040
‫فقط آرزو دارم یه روزی

212
00:12:12,480 --> 00:12:14,160
‫بتونم وسط شکوه آتش‌بازی‌ها،

213
00:12:14,760 --> 00:12:17,110
‫همراه تو، یو وان‌یین،
‫از نورهای جشنواره فانوس‌ها لذت ببرم.

214
00:12:17,160 --> 00:12:19,360
‫وان‌یین، هر چقدر زودتر کمکم کنی موفق بشم،

215
00:12:19,520 --> 00:12:21,920
‫زودتر می‌تونم از این مخمصه نجاتت بدم.

216
00:12:27,040 --> 00:12:27,840
‫خیلی گشنمه.

217
00:12:30,040 --> 00:12:31,840
‫لطفاً بازم بهم غذا بدین.

218
00:12:33,000 --> 00:12:34,400
‫دارم از گشنگی می‌میرم.

219
00:12:53,920 --> 00:12:55,200
‫وعده‌ی سر خرمن؟

220
00:12:58,560 --> 00:12:59,280
‫حالا که این‌طوره،

221
00:12:59,960 --> 00:13:01,200
‫حاضرم با تمام توانم کمک کنم.

222
00:13:02,040 --> 00:13:04,520
‫اون فرد متخصص کنار اعلی‌حضرت
‫که شما بهش اشاره کردین رو...

223
00:13:05,160 --> 00:13:06,880
‫شناسایی کردم.

224
00:13:38,240 --> 00:13:39,160
‫الان دفاع کردی.

225
00:13:39,720 --> 00:13:40,680
‫حرکت آخر رو نباید دفاع می‌کردی.

226
00:13:41,280 --> 00:13:41,880
‫دفاع کردم؟

227
00:13:42,320 --> 00:13:43,040
‫بله، کردی.

228
00:13:43,560 --> 00:13:45,240
‫حتماً همه حرکات رو حفظی.

229
00:13:45,880 --> 00:13:46,560
‫غریزه‌ست.

230
00:13:46,800 --> 00:13:47,280
‫از روی غریزه بود.

231
00:13:47,800 --> 00:13:48,840
‫آخه من زیادی خوبم.

232
00:13:49,280 --> 00:13:50,520
‫در اوج بودن تنهایی میاره.

233
00:13:51,360 --> 00:13:53,560
‫چطوره بیام بالا و همراهیت کنم؟

234
00:13:55,960 --> 00:13:58,270
‫چرا والاحضرت هنوز
‫داره هندونه قاچ می‌کنه؟

235
00:13:58,320 --> 00:13:59,560
‫برم یه‌کم هندونه بخورم.

236
00:14:00,440 --> 00:14:01,720
‫تازه گرم شده بودم.

237
00:14:03,680 --> 00:14:04,200
‫دان.

238
00:14:06,400 --> 00:14:07,640
‫بیا باهام تمرین کن.

239
00:14:26,280 --> 00:14:27,120
‫بانوی من.

240
00:14:29,800 --> 00:14:30,720
‫بیا هندونه بخور.

241
00:14:34,480 --> 00:14:36,080
‫چرا تمرین رو ول کردی؟

242
00:14:36,840 --> 00:14:37,670
‫چند تا حرکت بود دیگه،

243
00:14:37,720 --> 00:14:38,550
‫خیلی وقته یادشون گرفته بودم.

244
00:14:38,600 --> 00:14:40,000
‫هر دوتون زحمت کشیدین.

245
00:14:40,760 --> 00:14:41,880
‫ما فقط دستور می‌دیم

246
00:14:42,040 --> 00:14:43,670
‫و شما خودتون رو هلاک می‌کنین.

247
00:14:43,720 --> 00:14:44,520
‫کاری نمی‌کنیم که...

248
00:14:44,920 --> 00:14:46,160
‫قابلدار نیست.

249
00:14:51,600 --> 00:14:53,280
‫بعد از حل این قضیه،

250
00:14:53,720 --> 00:14:54,800
‫باید برم.

251
00:14:56,200 --> 00:14:56,840
‫به این زودی؟

252
00:14:58,280 --> 00:15:00,990
‫مگه استادت بهت دستور نداده بود
‫از اعلی‌حضرت محافظت کنی؟

253
00:15:01,040 --> 00:15:02,670
‫اما حالا که شاهزاده دوآن حواسش هست،

254
00:15:02,720 --> 00:15:04,720
‫دیگه نمی‌تونم کنارتون آفتابی بشم.

255
00:15:05,720 --> 00:15:06,440
‫درسته.

256
00:15:08,480 --> 00:15:10,760
‫خب، تصمیم گرفتی کجا می‌خوای بری؟

257
00:15:11,200 --> 00:15:13,320
‫اعلی‌حضرت یه مأموریت دیگه بهم داده.

258
00:15:13,560 --> 00:15:14,200
‫چه مأموریتی؟

259
00:15:16,280 --> 00:15:17,120
‫هنوز نمی‌تونم بگم.

260
00:15:17,240 --> 00:15:19,040
‫وقتش که برسه می‌فهمین.

261
00:15:19,520 --> 00:15:21,120
‫پس یه مأموریت مخفیه؟

262
00:15:26,520 --> 00:15:27,360
‫بانوی من.

263
00:15:31,880 --> 00:15:33,600
‫دوست دارین با من بیاین؟

264
00:15:33,880 --> 00:15:34,360
‫چی؟

265
00:15:37,080 --> 00:15:38,720
‫از همون دفعه اولی که دیدمتون،

266
00:15:39,520 --> 00:15:41,670
‫فهمیدم شما پرنده‌ای هستین که
‫جاتون توی آسمون آزاده،

267
00:15:41,720 --> 00:15:43,840
‫نه اینکه توی دیوارهای قصر گیر بیفتین.

268
00:15:44,880 --> 00:15:46,080
‫فقط کافیه قبول کنین،

269
00:15:46,520 --> 00:15:47,440
‫من خودم...

270
00:15:47,520 --> 00:15:48,750
‫اعلی‌حضرت رو راضی می‌کنم.

271
00:15:48,800 --> 00:15:50,030
‫چی داری می‌گی؟

272
00:15:50,080 --> 00:15:52,070
‫می‌خوای منو
‫از اعلی‌حضرت بدزدی؟

273
00:15:52,120 --> 00:15:52,840
‫جدی می‌گم.

274
00:15:53,400 --> 00:15:54,200
‫یه دلیلی دارم...

275
00:15:54,680 --> 00:15:55,880
‫که مجبوره قبول کنه.

276
00:15:56,400 --> 00:15:56,880
‫بس کن.

277
00:15:57,280 --> 00:15:58,000
‫بگذریم،

278
00:15:58,160 --> 00:15:59,800
‫مرسی که اینو بهم گفتی.

279
00:16:00,600 --> 00:16:03,120
‫مجبور نیستین همین الان جواب بدین.

280
00:16:03,280 --> 00:16:03,960
‫خواهش می‌کنم.

281
00:16:06,040 --> 00:16:06,560
‫بای،

282
00:16:07,440 --> 00:16:08,840
‫جوون خوش‌تیپ و قهرمانی مثل تو...

283
00:16:09,040 --> 00:16:11,880
‫حتماً در آینده بانوی زیبایی
‫کنارش خواهد داشت.

284
00:16:16,320 --> 00:16:16,760
‫پس...

285
00:16:18,360 --> 00:16:19,680
‫اگه حتی منم نبودم،

286
00:16:20,840 --> 00:16:23,120
‫دوست داشتین برید بیرون
‫و دنیا رو ببینین؟

287
00:16:24,600 --> 00:16:25,440
‫بانوی من.

288
00:16:27,000 --> 00:16:28,040
‫منظورم اینه که...

289
00:16:28,840 --> 00:16:30,280
‫بیرون از این پایتخت،

290
00:16:30,840 --> 00:16:32,440
‫یه دنیای دیگه‌ست.

291
00:16:32,640 --> 00:16:34,150
‫وقتی پاتون رو از دیوارهای قصر بذارین بیرون،

292
00:16:34,200 --> 00:16:34,880
‫می‌تونین...

293
00:16:35,280 --> 00:16:37,720
‫آزادانه و بی‌قیدوبند اسب‌سواری کنین.

294
00:16:38,640 --> 00:16:39,670
‫همچین زندگی‌ای...

295
00:16:39,720 --> 00:16:40,720
‫هیجان‌انگیز نیست؟

296
00:16:44,200 --> 00:16:45,080
‫بانوی من.

297
00:16:46,760 --> 00:16:48,280
‫بهش فکر کنین.

298
00:16:51,280 --> 00:16:53,200
‫حالا که به این دنیا اومدین،

299
00:16:53,840 --> 00:16:55,520
‫واقعاً چی می‌خواین؟

300
00:17:11,520 --> 00:17:13,110
‫- خواب دیدم که...
‫- «خواب دیدم که...»

301
00:17:13,160 --> 00:17:14,910
‫- هشتم اکتبر،
‫- «هشتم اکتبر،»

302
00:17:14,960 --> 00:17:17,470
‫- فرد متخصص تنهایی سوار اسب شد و به ژانگتای رفت،
‫- «فرد متخصص تنهایی سوار اسب شد و به ژانگتای رفت...»

303
00:17:17,520 --> 00:17:19,160
‫به همون مهمانسرا.

304
00:17:19,800 --> 00:17:21,720
‫جلوش یه سکوی بلند بود،

305
00:17:21,760 --> 00:17:23,280
‫و پشت‌سرش هلال ماه،

306
00:17:23,680 --> 00:17:26,360
‫انگار داشت یه نمایش تماشا می‌کرد.

307
00:17:27,920 --> 00:17:29,990
‫فردا هشتم اکتبره.

308
00:17:30,040 --> 00:17:32,280
‫حرف‌هاش رو باور می‌کنید، سرورم؟

309
00:17:34,600 --> 00:17:36,120
‫البته که نه کاملاً.

310
00:17:37,360 --> 00:17:38,000
‫پس...

311
00:17:47,360 --> 00:17:48,680
‫مقدمات رو آماده کنید.

312
00:17:49,400 --> 00:17:51,520
‫امشب به قصر می‌رم.

313
00:17:52,200 --> 00:17:52,600
‫اطاعت.

314
00:18:15,560 --> 00:18:16,080
‫یونگر.

315
00:18:16,920 --> 00:18:18,440
‫درود، سرورم.

316
00:18:19,880 --> 00:18:21,270
‫تازه از یه بیماری سخت
‫بهبود پیدا کردی

317
00:18:21,320 --> 00:18:23,240
‫و اخیراً هم شوک بهت وارد شده.

318
00:18:23,960 --> 00:18:25,750
‫جلوی من نیاز به تشریفات نیست.

319
00:18:25,800 --> 00:18:27,630
‫ممنون از توجهتون، سرورم.

320
00:18:27,680 --> 00:18:28,640
‫دیگه حالم خوبه.

321
00:18:31,040 --> 00:18:35,030
‫ژائو ووچنگ با موفقیت
‫فرماندهی نگهبانان سلطنتی رو به دست گرفت.

322
00:18:35,080 --> 00:18:38,120
‫باید به‌خاطر استراتژی عالیت
‫ازت تشکر کنم، یونگر.

323
00:18:39,040 --> 00:18:41,550
‫اما حالا یه مسئله‌ی دردسرساز دیگه داریم.

324
00:18:41,600 --> 00:18:44,440
‫یه متخصص ماهر کنار امپراتور پیداش شده

325
00:18:44,760 --> 00:18:46,880
‫و چندین بار منو به خطر انداخته.

326
00:18:47,960 --> 00:18:49,640
‫یونگر، تو راجع‌به این موضوع...

327
00:18:49,720 --> 00:18:50,800
‫چیزی می‌دونی؟

328
00:18:51,800 --> 00:18:54,710
‫منظورش بِی ژوئه،
‫همون استاد هنرهای رزمی...

329
00:18:54,760 --> 00:18:57,760
‫که توی کتاب
‫ارتباط عمیقی با امپراتور داره؟

330
00:18:58,880 --> 00:19:01,680
‫اما یادمه اون باید
‫خیلی دیرتر پیداش می‌شد.

331
00:19:03,800 --> 00:19:05,830
‫یادمه به‌طور مبهم
‫در خواب‌هام دیدمش.

332
00:19:05,880 --> 00:19:07,600
‫به نظر میاد همچین آدمی واقعاً وجود داره.

333
00:19:12,320 --> 00:19:13,360
‫پس سرورم،

334
00:19:14,080 --> 00:19:15,880
‫برای همین اومدین دیدنم؟

335
00:19:23,600 --> 00:19:25,320
‫از دستم عصبانی هستی، یونگر؟

336
00:19:28,160 --> 00:19:29,800
‫به‌عنوان یه خاتون ساده‌ی قصر،

337
00:19:31,480 --> 00:19:34,280
‫چه حقی دارم از شما عصبانی باشم؟

338
00:19:35,160 --> 00:19:37,160
‫فقط دارم به حال و روز خودم غصه می‌خورم.

339
00:19:39,280 --> 00:19:41,670
‫سرورم، به گل‌های این گلخونه نگاه کنید.

340
00:19:41,720 --> 00:19:43,000
‫با وجود زیبایی‌شون،

341
00:19:43,680 --> 00:19:45,800
‫در این فضای کوچیک حبس شدن.

342
00:19:46,080 --> 00:19:46,840
‫بهم بگید،

343
00:19:48,120 --> 00:19:50,520
‫چه کاری از دستشون برمیاد،
‫جز اینکه منتظر بمونن...

344
00:19:52,560 --> 00:19:53,760
‫تا بقیه تحسین‌شون کنن؟

345
00:20:01,880 --> 00:20:02,400
‫یونگر.

346
00:20:03,360 --> 00:20:04,760
‫شاید به چشم بقیه،

347
00:20:05,560 --> 00:20:07,360
‫من شاهزاده‌ای باشم که به مردم نزدیکه،

348
00:20:09,240 --> 00:20:10,560
‫یه ژنرال شجاع،

349
00:20:11,920 --> 00:20:14,200
‫کسی که انتظار می‌ره یه حاکم عاقل باشه.

350
00:20:14,960 --> 00:20:16,680
‫اما هیچ‌کس اصلاً براش مهم نیست...

351
00:20:19,000 --> 00:20:20,840
‫من در اعماق وجودم...

352
00:20:24,840 --> 00:20:26,320
‫چه جور آدمی هستم.

353
00:20:34,440 --> 00:20:35,960
‫من بین این دیوارهای قصر،

354
00:20:38,960 --> 00:20:41,080
‫تاریک‌ترین روزهای زندگیم رو تحمل کردم؛

355
00:20:43,960 --> 00:20:44,960
‫لگدمال شدم،

356
00:20:46,600 --> 00:20:47,440
‫تحقیر شدم،

357
00:20:49,480 --> 00:20:50,880
‫شلاق خوردم...

358
00:20:54,200 --> 00:20:56,800
‫فقط به این خاطر که مادرم...

359
00:21:00,520 --> 00:21:02,360
‫در این قصر جایگاه پایینی داشت.

360
00:21:05,160 --> 00:21:06,840
‫فکر کنم یه زمانی عزیز بود،

361
00:21:08,640 --> 00:21:09,880
‫ولی طولی نکشید...

362
00:21:11,320 --> 00:21:14,160
‫که توسط یکی که عزیزتر بود لگدمال شد

363
00:21:18,200 --> 00:21:21,320
‫و تبدیل شد به روح مظلومی که
‫در این قصر تاریک سرگردونه.

364
00:21:25,760 --> 00:21:27,840
‫پس هیچ‌کس بهتر از من نمی‌فهمه...

365
00:21:30,120 --> 00:21:31,320
‫که این قصر درندشت...

366
00:21:33,040 --> 00:21:34,800
‫برای یه زن چه معنایی داره.

367
00:21:38,120 --> 00:21:40,120
‫و هیچ‌کس درمونده‌تر از من نیست

368
00:21:40,520 --> 00:21:43,760
‫که هرچه زودتر اونو
‫از این دریای رنج نجات بده

369
00:21:45,680 --> 00:21:47,960
‫تا عمری که برامون باقی مونده رو
‫با هم باشیم.

370
00:21:50,240 --> 00:21:52,440
‫اما الان این قدرت رو ندارم.

371
00:21:53,880 --> 00:21:56,200
‫شاید نباید بهت نزدیک می‌شدم،

372
00:21:57,400 --> 00:21:59,480
‫شاید من برات مرد مناسبی نباشم،

373
00:22:02,080 --> 00:22:04,230
‫یا شاید از همون اول نباید...

374
00:22:04,280 --> 00:22:05,720
‫سرورم، معذرت می‌خوام.

375
00:22:10,040 --> 00:22:11,360
‫من لجاجت کردم.

376
00:22:13,520 --> 00:22:15,520
‫می‌دونم شما بار دنیا رو...

377
00:22:17,920 --> 00:22:19,040
‫به دوش می‌کشید.

378
00:22:19,720 --> 00:22:22,720
‫دلخوری من در برابرش چه ارزشی داره؟

379
00:22:32,660 --> 00:22:42,660
مووی شو
M O V I E S H O . C O M

380
00:22:52,600 --> 00:22:53,240
‫خانم بی.

381
00:22:53,640 --> 00:22:54,710
‫خنجر آماده شد؟

382
00:22:54,760 --> 00:22:56,360
‫درست کردنش سخت نبود.

383
00:22:56,480 --> 00:22:58,200
‫به لطف طراحی توئه.

384
00:22:59,600 --> 00:22:59,920
‫ببین.

385
00:23:06,400 --> 00:23:07,120
‫معرکه‌ست.

386
00:23:09,080 --> 00:23:10,870
‫به محض اینکه عملیات امشب تموم بشه،

387
00:23:10,920 --> 00:23:12,080
‫به «بای» کمک می‌کنم که بره.

388
00:23:12,880 --> 00:23:13,760
‫با این عجله؟

389
00:23:14,360 --> 00:23:16,360
‫برنامه‌های دان ردخور ندارن.

390
00:23:19,560 --> 00:23:21,280
‫پس الان باهاش خداحافظی می‌کنم.

391
00:23:30,480 --> 00:23:32,560
‫دیشب که داشتم ستاره‌ها رو تماشا می‌کردم،

392
00:23:33,000 --> 00:23:34,240
‫متوجه شدم اون پنج ستاره...

393
00:23:34,280 --> 00:23:35,400
‫دارن در یه خط قرار می‌گیرن.

394
00:23:36,120 --> 00:23:36,600
‫خب؟

395
00:23:39,480 --> 00:23:41,960
‫پیشگویی‌های استاد همیشه دقیقه،

396
00:23:42,000 --> 00:23:44,400
‫و ازم خواست
‫یه چیز دیگه هم بهت بگم:

397
00:23:48,080 --> 00:23:49,590
‫آشنایی شما با همدیگه...

398
00:23:49,640 --> 00:23:51,560
‫شاید اصلاً اتفاق خوبی نباشه.

399
00:23:54,720 --> 00:23:56,030
‫داری از خودت درمیاری، نه؟

400
00:23:56,080 --> 00:23:58,480
‫من غلط کنم با حرف‌های استاد شوخی کنم.

401
00:24:00,840 --> 00:24:02,040
‫بذار زودتر بره،

402
00:24:02,120 --> 00:24:03,640
‫شاید جفت‌تون بتونید زنده بمونید.

403
00:24:04,360 --> 00:24:06,160
‫اگه به وان‌یین چشم داری،
‫راحت بگو.

404
00:24:06,360 --> 00:24:07,400
‫نیتم خیره.

405
00:24:09,600 --> 00:24:11,600
‫حتی اگه به فکر خودت نیستی،

406
00:24:12,120 --> 00:24:13,320
‫حداقل به فکر اون باش.

407
00:24:15,280 --> 00:24:16,990
‫اینکه تو امپراتوری
‫چه اهمیتی داره؟

408
00:24:17,040 --> 00:24:18,120
‫می‌تونی ازش محافظت کنی

409
00:24:18,440 --> 00:24:19,760
‫تا باهاش بدرفتاری نشه؟

410
00:24:20,840 --> 00:24:21,560
‫بله که می‌تونم.

411
00:24:26,480 --> 00:24:27,600
‫پس می‌تونی قول بدی...

412
00:24:27,840 --> 00:24:29,470
‫فقط عاشق اون باشی و از این دریای بی‌کران،
‫فقط همین یه پیمونه رو برداری؟

413
00:24:29,520 --> 00:24:30,520
‫اینم کاری نداره.

414
00:24:33,720 --> 00:24:34,240
‫خیلی‌خب.

415
00:24:38,320 --> 00:24:38,760
‫باشه.

416
00:24:39,920 --> 00:24:41,800
‫حتی اگه بتونی همه‌ی این کارهایی که
‫می‌گی رو بکنی،

417
00:24:42,040 --> 00:24:43,310
‫اون بازم یه پرنده توی قفس می‌مونه

418
00:24:43,360 --> 00:24:45,670
‫و هیچ‌وقت نمی‌تونه شاد و آزاد
‫توی این دنیا بچرخه.

419
00:24:45,720 --> 00:24:46,200
‫بای.

420
00:24:49,160 --> 00:24:51,440
‫دنیا فقط واسه آزاد چرخیدن نیست.

421
00:24:52,360 --> 00:24:53,800
‫اون جاه‌طلبی‌های خودش رو داره.

422
00:24:57,560 --> 00:24:59,280
‫به چشم تو اون فقط یه پرنده‌ی کوچیکه...

423
00:24:59,760 --> 00:25:01,160
‫که باید آزاد بشه،

424
00:25:01,800 --> 00:25:02,800
‫اما نمی‌بینی...

425
00:25:04,440 --> 00:25:06,040
‫که اون چقدر درستکار و نجیبه،

426
00:25:06,960 --> 00:25:08,040
‫مثل خورشید درخشانه

427
00:25:10,000 --> 00:25:11,840
‫و می‌تونه آسمون آبی و وسیع رو روشن کنه.

428
00:25:17,280 --> 00:25:18,120
‫بانوی من.

429
00:25:19,080 --> 00:25:20,600
‫بهش فکر کنین.

430
00:25:21,560 --> 00:25:23,520
‫حالا که به این دنیا اومدین،

431
00:25:23,560 --> 00:25:24,990
‫واقعاً چی می‌خواین؟

432
00:25:25,040 --> 00:25:27,350
‫البته که همچین زندگی‌ای شگفت‌انگیزه.

433
00:25:27,400 --> 00:25:29,520
‫ولی کارهای مهم‌تری دارم که باید انجام بدم.

434
00:25:30,200 --> 00:25:31,240
‫بای، می‌دونی چیه؟

435
00:25:31,720 --> 00:25:32,880
‫اونجایی که من به دنیا اومدم،

436
00:25:33,680 --> 00:25:35,110
‫دوست داشتیم واسه توصیف خودمون...

437
00:25:35,160 --> 00:25:36,480
‫از «برده‌های کار» استفاده کنیم،

438
00:25:37,760 --> 00:25:38,520
‫انگار...

439
00:25:39,400 --> 00:25:40,920
‫همه‌مون فقط برده بودیم.

440
00:25:41,480 --> 00:25:43,400
‫چشم‌بسته و در خدمت بقیه

441
00:25:44,200 --> 00:25:46,480
‫و هر روز کارهای بی‌معنی می‌کردیم.

442
00:25:47,720 --> 00:25:49,000
‫اما الان من یه فرصت دارم.

443
00:25:49,640 --> 00:25:51,720
‫وقتی بتونم کارهای بیشتری
‫واسه این دنیا...

444
00:25:51,800 --> 00:25:53,480
‫و مردم بکنم،

445
00:25:55,440 --> 00:25:58,160
‫دیگه نمی‌خوام
‫فقط برای خوشحالی خودم زندگی کنم.

446
00:25:59,760 --> 00:26:01,750
‫«ستارۀ قطبی» نور رو به آسمون برمی‌گردونه.

447
00:26:01,800 --> 00:26:03,720
‫نشونه‌ای شوم از خون سلطنتی و نابودی؛

448
00:26:04,080 --> 00:26:06,200
‫خوشبختی و مصیبت به یه مو بندن.

449
00:26:06,600 --> 00:26:11,160
‫پنج ستاره به یه خط می‌شن،
‫[بی‌نام: استادی فراتر از این دنیای خاکی]
‫در میان ناامیدی، خوشبختی بزرگی طلوع می‌کنه.

450
00:26:16,240 --> 00:26:19,560
‫این دو نفر با هم
‫ارتباطات کارمایی زیادی دارن.

451
00:26:20,240 --> 00:26:21,320
‫زندگی‌های گذشته‌شون...

452
00:26:25,000 --> 00:26:27,080
‫در این دنیای فانی نیست.

453
00:26:30,440 --> 00:26:31,160
‫خیلی رومخه.

454
00:26:32,560 --> 00:26:33,800
‫می‌رم وسایلم رو جمع کنم.

455
00:26:33,960 --> 00:26:35,560
‫ولی راستش حق با توئه.

456
00:26:36,480 --> 00:26:37,760
‫واقعاً براش سخته که...

457
00:26:39,200 --> 00:26:40,280
‫اینجا شاد باشه.

458
00:26:43,400 --> 00:26:45,480
‫اگه یه روزی به خواسته‌هاش برسه

459
00:26:45,760 --> 00:26:46,880
‫و بخواد بره،

460
00:26:49,880 --> 00:26:51,680
‫و اون موقع منم دیگه نباشم،

461
00:26:53,680 --> 00:26:54,920
‫اونو با خودت ببر.

462
00:27:02,800 --> 00:27:04,040
‫از این حرف‌ها نزن.

463
00:27:05,480 --> 00:27:06,880
‫خواهش می‌کنم، التماست می‌کنم.

464
00:27:27,040 --> 00:27:28,560
‫و بذارید موسیقی شروع بشه!

465
00:27:29,120 --> 00:27:30,200
‫باشه، باشه.

466
00:27:31,920 --> 00:27:34,070
‫چرا اینجا وایستادین؟
‫بفرمایین طبقه بالا.

467
00:27:34,120 --> 00:27:34,470
‫بفرمایین.

468
00:27:34,520 --> 00:27:35,040
‫باشه.

469
00:27:39,320 --> 00:27:39,800
‫قربان.

470
00:27:41,080 --> 00:27:42,480
‫چرا انقدر طولش دادین؟

471
00:27:42,600 --> 00:27:44,120
‫منتظرتون بودیم.

472
00:27:44,440 --> 00:27:46,200
‫بفرمایین اونجا بشینین.

473
00:27:47,400 --> 00:27:48,800
‫عجله‌ای نیست،

474
00:27:49,080 --> 00:27:49,840
‫عجله‌ای نیست.

475
00:27:51,160 --> 00:27:53,560
‫امروز یه آواز جدید...

476
00:27:53,920 --> 00:27:54,950
‫به اسم «ملودی سبد ماهی» داریم.

477
00:27:55,000 --> 00:27:56,670
‫دخترهای جدید مثل عسل شیرین‌زبونن.

478
00:27:56,720 --> 00:27:59,000
‫اگه الان از دستشون بدین،
‫بعداً پشیمون می‌شین.

479
00:28:01,960 --> 00:28:04,040
‫بفرمایین داخل. طبقه بالا، از این طرف.

480
00:28:13,720 --> 00:28:15,000
‫ارباب، اونا اینجان.

481
00:28:15,720 --> 00:28:16,840
‫طبق نقشه پیش برو.

482
00:28:17,080 --> 00:28:17,400
‫چشم.

483
00:28:22,200 --> 00:28:23,880
‫مطمئن باشید پشیمون نمی‌شین.

484
00:28:26,160 --> 00:28:27,870
‫ارباب جوان، لطفاً بیشتر بنوشید.

485
00:28:27,920 --> 00:28:28,440
‫باشه.

486
00:28:35,200 --> 00:28:36,960
‫قربان، چیزی لازم ندارین؟

487
00:28:41,640 --> 00:28:42,120
‫هی،

488
00:28:42,480 --> 00:28:44,320
‫بیا با صحبت حلش کنیم.

489
00:28:45,800 --> 00:28:47,400
‫افراد ما رو بفرست بالا...

490
00:28:47,880 --> 00:28:49,680
‫تا نمایش بعدی رو اجرا کنن.

491
00:28:49,800 --> 00:28:52,120
‫تماشاچی‌های پایین صحنه رو نترسون.

492
00:28:55,400 --> 00:28:57,560
‫قربان، سری بعد کمتر بخورید، باشه؟

493
00:29:10,760 --> 00:29:11,070
‫آفرین!

494
00:29:11,120 --> 00:29:11,680
‫آفرین!

495
00:29:13,920 --> 00:29:14,520
‫چه قشنگ!

496
00:29:23,520 --> 00:29:24,800
‫آفرین!

497
00:29:25,120 --> 00:29:26,720
‫آفرین!

498
00:29:27,040 --> 00:29:27,560
‫آفرین!

499
00:29:27,880 --> 00:29:28,480
‫آفرین!

500
00:29:29,120 --> 00:29:29,590
‫واقعاً مهارت دارن.

501
00:29:29,640 --> 00:29:30,830
‫آره، تحسین‌برانگیزه.

502
00:29:30,880 --> 00:29:31,510
‫آفرین!

503
00:29:31,560 --> 00:29:32,960
‫معرکه‌ست.

504
00:29:33,440 --> 00:29:35,040
‫- آفرین!
‫- واقعاً تحسین‌برانگیزه.

505
00:29:43,880 --> 00:29:47,320
‫آفرین! آفرین!

506
00:29:55,400 --> 00:29:56,270
‫عجب مهارت رزمی‌ای!

507
00:29:56,320 --> 00:29:57,070
‫واقعاً تحسین‌برانگیزه!

508
00:29:57,120 --> 00:29:57,910
‫شگفت‌انگیزه!

509
00:29:57,960 --> 00:29:59,750
‫مهارت‌هاش واقعاً چشمگیره.

510
00:29:59,800 --> 00:30:00,800
‫- آفرین!
‫- آفرین!

511
00:30:02,960 --> 00:30:03,680
‫اونجا رو باش!

512
00:30:05,840 --> 00:30:06,240
‫آفرین!

513
00:30:10,880 --> 00:30:12,240
‫قتل!

514
00:30:16,600 --> 00:30:18,560
‫[عمارت شاهزاده دوآن]

515
00:30:26,440 --> 00:30:27,320
‫سرورم.

516
00:30:28,840 --> 00:30:29,560
‫چطور پیش رفت؟

517
00:30:31,240 --> 00:30:32,520
‫هم خبر خوب دارم،

518
00:30:33,080 --> 00:30:34,280
‫هم خبر بد.

519
00:30:34,800 --> 00:30:36,550
‫انقدر ما رو بلاتکلیف نذار.
‫فقط نتیجه رو بگو.

520
00:30:36,600 --> 00:30:37,040
‫بگو دیگه.

521
00:30:38,440 --> 00:30:39,560
‫نقشه موفقیت‌آمیز بود.

522
00:30:41,600 --> 00:30:42,320
‫اما،

523
00:30:44,000 --> 00:30:45,520
‫تمام قاتل‌هایی که فرستاده بودیم...

524
00:30:46,040 --> 00:30:47,200
‫کشته شدن.

525
00:30:48,640 --> 00:30:49,120
‫پس...

526
00:30:49,800 --> 00:30:50,240
‫این...

527
00:30:51,800 --> 00:30:52,480
‫ادامه بده.

528
00:30:53,960 --> 00:30:55,550
‫تا دعوا شروع شد،

529
00:30:55,600 --> 00:30:57,310
‫تماشاچی‌ها هر کدوم یه طرف رفتن

530
00:30:57,360 --> 00:30:59,680
‫و کل اونجا ریخت به هم.

531
00:30:59,760 --> 00:31:00,950
‫اون یارو از هر طرف...

532
00:31:01,000 --> 00:31:02,800
‫توسط آدمکش‌ها محاصره شده بود،

533
00:31:02,960 --> 00:31:07,240
‫ولی با یه حرکت سریع
‫از شکاف بین‌شون در رفت

534
00:31:09,320 --> 00:31:11,040
‫و واقعاً باورش سخت بود.

535
00:31:11,320 --> 00:31:13,040
‫قشنگ یه دفعه چاقو خورد،

536
00:31:13,440 --> 00:31:16,160
‫ولی انگار یذره هم روش تأثیر نذاشت.

537
00:31:16,280 --> 00:31:17,440
‫به مبارزه ادامه می‌داد،

538
00:31:19,480 --> 00:31:21,360
‫به چپ و راست حمله می‌کرد.

539
00:31:21,680 --> 00:31:22,280
‫بعد...

540
00:31:22,480 --> 00:31:23,680
‫ضربه‌ی دوم رو خورد

541
00:31:24,040 --> 00:31:25,080
‫و بعدشم سوم.

542
00:31:25,440 --> 00:31:26,790
‫ضرباتی که می‌خورد مرگبار بودن،

543
00:31:26,840 --> 00:31:29,080
‫تیغه‌ها برق می‌زدن
‫و خون همه‌جا پاشیده شده بود،

544
00:31:30,600 --> 00:31:34,680
‫ولی بازم هیچ نشونه‌ای از ضعف نشون نمی‌داد،
‫انگار هیچیش نشده.

545
00:31:49,200 --> 00:31:51,800
‫فقط وقتی آخرین آدمکش رو هم کشت،

546
00:31:52,120 --> 00:31:54,800
‫قهقهه‌ی بلندی سر داد:
‫«هاهاها»

547
00:31:56,040 --> 00:31:57,640
‫و بعدش بالاخره افتاد.

548
00:32:01,840 --> 00:32:03,270
‫چرا خنده‌ش رو تکرار می‌کنی؟

549
00:32:03,320 --> 00:32:05,720
‫اینجایی که گزارش بدی،
‫نه اینکه قصه بگی.

550
00:32:06,280 --> 00:32:07,120
‫سرورم.

551
00:32:08,200 --> 00:32:09,400
‫چیزهایی که الان گفتم...

552
00:32:10,160 --> 00:32:12,000
‫اصلاً اغراق نبود.

553
00:32:15,720 --> 00:32:17,320
‫جنازه‌ی اون متخصص کجاست؟

554
00:32:18,240 --> 00:32:19,200
‫بعد از اینکه مُرد،

555
00:32:19,600 --> 00:32:22,070
‫مأمورها به صاحبان مهمانسرا دستور دادن
‫صحنه رو تمیز کنن

556
00:32:22,120 --> 00:32:23,830
‫و همه‌ی لکه‌های خون رو پاک کنن.

557
00:32:23,880 --> 00:32:24,150
‫ارباب.

558
00:32:24,200 --> 00:32:26,830
‫- یکی رو فرستادم جسد رو بخره.
‫- ارباب، جسد اینجاست.

559
00:32:26,880 --> 00:32:28,600
‫هویتش رو هم تأیید کردیم.

560
00:32:29,920 --> 00:32:30,440
‫اون کیه؟

561
00:32:31,200 --> 00:32:34,040
‫با توجه به جسد و وسایلش،

562
00:32:34,240 --> 00:32:37,160
‫اون یکی از نگهبان‌های مخفی
‫و مورد اعتماد ملکۀ مادر بوده.

563
00:32:39,760 --> 00:32:40,960
‫ملکۀ مادر؟

564
00:32:41,960 --> 00:32:44,310
‫فوق‌العاده بی‌رحم
‫و با مهارت‌های استثنایی،

565
00:32:44,360 --> 00:32:46,040
‫با یه جای زخم دراز روی صورتش.

566
00:32:46,760 --> 00:32:47,560
‫همون کسی بود که...

567
00:32:48,160 --> 00:32:51,560
‫ما قبلاً حسابی
‫ازش حساب می‌بردیم.

568
00:32:52,680 --> 00:32:55,080
‫پس داری می‌گی آدمِ ملکۀ مادر...

569
00:32:55,640 --> 00:32:57,320
‫داشته از امپراتور محافظت می‌کرده؟

570
00:33:00,360 --> 00:33:00,840
‫این...

571
00:33:00,960 --> 00:33:02,400
‫خودمم اصلاً فکرش رو نمی‌کردم...

572
00:33:02,440 --> 00:33:04,590
‫اوضاع این‌جوری بشه.

573
00:33:04,640 --> 00:33:06,190
‫چرا ملکۀ مادر...

574
00:33:06,240 --> 00:33:08,640
‫باید یهو به امپراتور حسن نیت نشون بده؟

575
00:33:08,800 --> 00:33:10,360
‫خیلی عجیبه.

576
00:33:10,400 --> 00:33:11,870
‫امکان نداره.

577
00:33:11,920 --> 00:33:12,870
‫یادتون رفته...

578
00:33:12,920 --> 00:33:14,470
‫چطور سر «طرح نمک در قبال خدمت»

579
00:33:14,520 --> 00:33:16,430
‫با هم جنگیدن؟

580
00:33:16,480 --> 00:33:17,550
‫اون یه درگیری شدید بود

581
00:33:17,600 --> 00:33:19,480
‫که افراد دربار همه ازش خبر دارن.

582
00:33:19,640 --> 00:33:20,390
‫چطور ممکنه یهو...

583
00:33:20,440 --> 00:33:21,480
‫یا شاید...

584
00:33:22,600 --> 00:33:26,000
‫اون جاسوسی بوده که ملکۀ مادر
‫کنار امپراتور گذاشته بود.

585
00:33:27,200 --> 00:33:27,640
‫پس...

586
00:33:28,640 --> 00:33:30,510
‫یعنی ما آدم اشتباهی رو کشتیم

587
00:33:30,560 --> 00:33:31,990
‫و در واقع به امپراتور کمک کردیم

588
00:33:32,040 --> 00:33:33,160
‫یه تهدید رو از سر راه برداره؟

589
00:33:37,000 --> 00:33:39,440
‫آقایون، الکی فکر و خیال نکنید.

590
00:33:39,840 --> 00:33:42,070
‫حذف کسی با این موقعیت ویژه

591
00:33:42,120 --> 00:33:43,920
‫اتفاقاً به ما آرامش خاطر می‌ده.

592
00:33:44,840 --> 00:33:47,720
‫در این مقطع، هر دوی اونا دیگه
‫نیروی چندانی ندارن.

593
00:33:48,280 --> 00:33:50,200
‫با توجه به دسیسه‌های دربار،

594
00:33:51,080 --> 00:33:51,920
‫جایگزینی اونا...

595
00:33:52,880 --> 00:33:54,440
‫فقط مسئله‌ی زمانه.

596
00:33:55,920 --> 00:33:57,440
‫سرورمون دانا هستن.

597
00:34:03,600 --> 00:34:05,480
‫[خاطرات ژانگ سان]

598
00:34:05,560 --> 00:34:06,790
‫شنیدم که...

599
00:34:06,840 --> 00:34:09,640
‫هر چند روز یک‌بار میای کتابخونه.

600
00:34:10,200 --> 00:34:12,680
‫فکر می‌کردم داری سخت درس می‌خونی.

601
00:34:13,480 --> 00:34:14,360
‫انتظار نداشتم...

602
00:34:15,000 --> 00:34:17,600
‫انقدر به این گل و گیاه‌ها علاقه داشته باشی.

603
00:34:19,200 --> 00:34:20,240
‫علیاحضرت،

604
00:34:20,760 --> 00:34:21,400
‫من...

605
00:34:21,880 --> 00:34:23,990
‫وقتم رو سر کارهای بیهوده تلف نمی‌کنم.

606
00:34:24,040 --> 00:34:25,080
‫مـ... من فقط...

607
00:34:26,080 --> 00:34:26,640
‫فقط...

608
00:34:29,880 --> 00:34:30,800
‫فقط چی؟

609
00:34:31,680 --> 00:34:32,070
‫این...

610
00:34:32,120 --> 00:34:32,920
‫علیاحضرت.

611
00:34:33,360 --> 00:34:34,360
‫می‌دونم اشتباه کردم.

612
00:34:34,640 --> 00:34:35,640
‫می‌دونم اشتباه کردم.

613
00:34:38,440 --> 00:34:39,560
‫بچه‌جون.

614
00:34:40,240 --> 00:34:41,760
‫تو کار اشتباهی نکردی.

615
00:34:43,760 --> 00:34:45,840
‫من که سرزنشت نکردم.

616
00:34:46,080 --> 00:34:47,880
‫لازم نیست انقدر مضطرب باشی.

617
00:34:49,160 --> 00:34:52,680
‫[اس‌او‌اس]
‫(اس‌او‌اس: درخواست کمک)
‫ملکۀ مادر فقید،
‫یه زمانی...

618
00:34:53,000 --> 00:34:54,240
‫خیلی برات ارزش قائل بود.

619
00:34:55,560 --> 00:34:59,600
‫فقط در تربیتت زیادی سخت‌گیری می‌کرد.

620
00:35:01,120 --> 00:35:02,240
‫اما من...

621
00:35:02,640 --> 00:35:04,080
‫هیچ بچه‌ای از خودم ندارم.

622
00:35:05,120 --> 00:35:05,760
‫چرا تو...

623
00:35:06,960 --> 00:35:07,720
‫بچه‌ی من...

624
00:35:08,200 --> 00:35:09,680
‫نمی‌شی؟

625
00:35:13,920 --> 00:35:16,440
‫من با ملکۀ مادر فقید فرق دارم.

626
00:35:16,760 --> 00:35:18,550
‫فقط امیدوارم تو، ولیعهد،

627
00:35:18,600 --> 00:35:20,960
‫با شادی بزرگ بشی.

628
00:35:21,240 --> 00:35:23,760
‫مجبور نیستی کارهایی رو بکنی
‫که دوست نداری.

629
00:35:23,880 --> 00:35:25,360
‫اگه نمی‌خوای درس بخونی،

630
00:35:25,400 --> 00:35:26,480
‫خب نخون.

631
00:35:26,640 --> 00:35:35,030
‫اگه این گل‌وگیاه‌ها رو دوست داری،
‫[اس‌او‌اس]
‫پس هر جور که دلت می‌خواد بهشون برس.
‫می‌بینی؟
‫باغبونیش...
‫واقعاً قشنگه.

632
00:35:35,080 --> 00:35:36,320
‫حق با علیاحضرته.

633
00:35:38,000 --> 00:35:38,880
‫علیاحضرت،

634
00:35:40,000 --> 00:35:40,800
‫جدی می‌گین؟

635
00:35:42,200 --> 00:35:43,280
‫من وقتی حرفی بزنم،

636
00:35:43,680 --> 00:35:45,000
‫پاش وامیستم.

637
00:35:48,920 --> 00:35:50,760
‫ممنونم، علیاحضرت.

638
00:35:53,200 --> 00:35:54,040
‫سرورم،

639
00:35:54,360 --> 00:35:56,160
‫این موهبت بزرگیه!

640
00:35:56,440 --> 00:35:57,990
‫چرا هنوزم ایشون رو «علیاحضرت» صدا می‌زنین؟

641
00:35:58,040 --> 00:35:59,510
‫باید ایشون رو جور دیگه‌ای خطاب کنین...

642
00:35:59,560 --> 00:36:01,000
‫و دیگه بهشون بگین «مادر».

643
00:36:03,800 --> 00:36:04,400
‫من...

644
00:36:05,160 --> 00:36:06,520
‫ممنونم، مادر.

645
00:36:11,800 --> 00:36:13,600
‫پسر عزیزم.

646
00:36:13,880 --> 00:36:14,640
‫ببین،

647
00:36:15,040 --> 00:36:16,280
‫این عالی نیست؟

648
00:36:21,640 --> 00:36:22,880
‫این گل‌ها رو ببین.

649
00:36:22,960 --> 00:36:24,150
‫واقعاً فوق‌العاده‌ن.

650
00:36:24,200 --> 00:36:24,920
‫آره.

651
00:36:25,080 --> 00:36:26,800
‫رنگشونم قشنگه.

652
00:36:28,080 --> 00:36:29,480
‫بیا بریم از نزدیک ببینیم.

653
00:36:29,840 --> 00:36:30,960
‫اونجا نرو.

654
00:36:31,040 --> 00:36:31,960
‫بیا الان بریم.

655
00:36:33,400 --> 00:36:33,920
‫بیا بریم.

656
00:36:34,600 --> 00:36:35,110
‫دیرمون می‌شه ها.

657
00:36:35,160 --> 00:36:35,870
‫فقط یه نگاه.

658
00:36:35,920 --> 00:36:38,000
‫اگه دیر کنیم، خواهر نگران می‌شه.

659
00:36:55,920 --> 00:36:57,800
‫- سرورم.
‫- سرورم.

660
00:37:04,600 --> 00:37:06,200
‫قصر به این بزرگی،

661
00:37:06,560 --> 00:37:08,270
‫بعد ولیعهد هر روز فقط
‫همین گل‌های ادریسی رو تماشا می‌کنه

662
00:37:08,320 --> 00:37:09,920
‫و انگار هیچ‌وقتم خسته نمی‌شه.

663
00:37:10,480 --> 00:37:11,320
‫دقیقاً.

664
00:37:11,800 --> 00:37:13,360
‫نکنه روح یه گل
‫تسخیرش کرده باشه؟

665
00:37:19,200 --> 00:37:24,160
‫» ترجمه از الهام صدر «

666
00:37:26,160 --> 00:37:36,160
دانلود فیلم و سریال
M O V I E S H O . C O M